پايين صفحه

محمد 17:31 @ Thu, 3 Jun 04

AUTHOR: محمد
EMAIL: a_mohammad11934@yahoo.com
IP: 217.219.33.200
URL:
DATE: 06/03/2004 05:31:26 PM


NAZ 9:41 @ Tue, 6 Apr 04

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


NAZ 9:41 @ Tue, 6 Apr 04

٬{ک-


21:53 @ Sat, 31 Jan 04

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 217.218.155.71
URL:
DATE: 01/31/2004 09:53:28 PM


nazi 12:19 @ Thu, 29 Jan 04

« رنجِ آگاهيخورشيد خانم حرف‍هاي زده | Main | خانم‍‍گل، مهدي رضايي و احمد »
سه شنبه، 6 فروردینماه 1381 | March 26, 2002
● رياضيات، فيزيك، پنكفلوديش و آزاديهاي

رياضيات، فيزيك، پنكفلوديش و آزاديهاي فردي
كساني كه با رياضيات و فيزيك مدرن آشنا هستند مي‍داند كه روش اثبات حكم‍ها و قضيه‍ها در علوم نظري و تئوريك بر پايه روش بنداشتي يا اصول موضوع و آكسيوماتيك است. يعني شما يك سري فرض اوليه بودن اثبات مي‍پذيريد و در واقع روي آنها توافق مي‍كنيد و بعد بر اساس آن فرض‍هاي اوليه بقيه كاخ تئوريك خود را بنا مي‍كنيد. اثبات هر حكم و قضيه شما بايد يا مستقيماً بر پايه‍ي آن اصول اوليه استوار باشد يا بر پايه پذيرش قضاياي استوار باشد كه خود آن‍ها به نوبه‍ي خود به همين روش اثبات شده‍اند. با تغيير حتا يكي از اين اصول اوليه تمام كاخ تئوريك فرو مي‍ريزد. مثلاً شما در دوره‍ي راهنمايي به راحتي مي‍توانيد اثبات كنيد كه مجموع زواياي يك مثلث 180 درجه است؛ شما در واقع داريد براساس 5 اصل اوليه هندسه اقليدس كه بدون اثبات پذيرفته و توافق شده اند اين اثبات را انجام مي‍دهيد. بينهايت قضيه به همين شكل و بر پايه همين پنج اصل اثبات مي‍شوند كه اگر يكي از اين اصول اوليه تغيير كند ممكن است تمام اين قضايا يا بسياري از آنان در چارچوب جديد نادرست باشند. مثلاً با تغيير اصل پنج اقليدس به نحوي كه لباچوفسكي اين كار را كرد مجموع زواياي يك مثلث كمتر از صد و هشتاد درجه خواهد شد حتا ما مثلث‍هايي در اين هندسه خواهيم داشت كه مجموع زوايا آن صفر درجه است؛ و يا در هندسه‍يي كه اصل پنجم آن به نحوي است كه ريمان تعريف كرده است مجموع زواياي يك مثلث بيشتر از 180 درجه است و حتا به 360 درجه هم مي‍رسد. موضوع در فيزيك هم همين گونه است با اين تفاوت كه احكام فيزيكي در نهايت در نقطه‍ي برخورد خود با طبيعت نيز نقد مي‍شوند. يعني يك حكم ابتدا در چارچوب نظريه و بر پايه‍ي اصول پذيرفته شده‍ي بدون اثبات‍اش، اثبات مي‍شود و بعد در آزمايش مورد نقد قرار مي‍گيرد. پس يك تئوري اول بايد انسجام دروني داشته باشد؛ اگر احكامي كه صادر مي‍كند در عمل نيز درست باشد آن اصول موضوع اوليه درست بوده است. هر چند مقدمه دارد از موخره طولاني‍تر مي‍شود اما حيف‍ام مي‍آيد يك نكته را ناگفته بگذارم: مي‍دانيد كه در هنگام كسوف 29 مه 1919 هيئتي به سرپرستي ادينگتون كه به آفريقاي جنوبي اعزام شده بودند نشان داد انحراف نور از كنار خورشيد با آنچه اينشتين مي‍گويد مطابقت دارد و نظريه نيوتون اين انحراف را تبيين نمي‍كند در هنگامي كه اين خبر منتشر شد، و يك شبه اينشتين معروف‍ترين فيزيك‍دان قرن شد، خبرنگاري از او پرسيد اگر نتايج چيز ديگري را نشان مي‍داد چه مي‍گفتيد؟ و اينشتين با خونسردي پاسخ داد: تئوري همچنان درست بود آن وقت براي خدا متاسف ميشدم. معناي اين جمله‍ي اينشتين اين است كه تئوري بر پايه‍ي آكسيوم‍هاي آن استوار است؛ ممكن بود جهان فعلي ما بر پايه نظام فيزيكي يا هندسه‍يي ديگري استوار مي‍بود كه در آن صورت براي خدايي كه درك اين تئوري زيبا را نكرده بود متاسف مي‍شدم.
خلاصه اين كه: يك نظام تئوريك از چند اصل پذيرفته شده و مورد توافق تشكيل مي‍شود و ساير قضايا و احكام بايد به روش منطقي از اين اصول ناشي شوند. درستي و نادرستي هر حكم اين است كه آيا به روش منطقي1 از اصول اوليه يا احكام اثبات شده ديگر ناشي مي‍شوند يا نه.
و اما بحث اصلي اين كه هم‍جنس‍گرايي درست است يا نادرست. يك حكم است. روي اين حكم به خودي خود نمي‍توان بحث كرد بايد نخست پايه‍هاي اوليه بحث را مشخص كرد يعني اصولي را بايد بدون اثبات بپذيريم بعد ساير احكام را يا مستقيم از آن اصول يا توسط احكامي كه قبلاً از روي همان اصول اوليه اثبات كرده ايم اثبات كنيم. ما بايد سعي كنيم اين اصول اوليه و بنيادي را بين خود تعريف كنيم. بعد در بحث‍هاي بعدي به اين اصول يا احكام منتج از آنها ارجاع دهيم. همانطور كه مي‍دانيد اين اصول اوليه بايد در حد امكان كم باشند؛ يعني سعي شود ساير اصول به عنوان حكم تا جايي كه ممكن است از اصول اوليه ناشي شوند و ضمناً تا جايي كه امكان دارد بسيط و ساده باشند از لغاتي بايد استفاده كرد كه تعريف و توافق بر سر تعريف آن به صورت عادي انجام پذيرد. خُب شروع كنيد. سعي كنيم اولين اصل را پيدا كنيم. من منتظر هستم تا يكي اولين چراغ را روشن كند و به اين بحث ادامه دهيم.
مثل اين كه من خيلي جدي گرفتم! شما هم جدي بگيريد سرنوشت ما و نسل هاي آينده در كشورمان و شايد بشريت به همين جدي گرفتنِ بحث‍هاي ساده است.


March 26, 2002 11:24 AM









زبان:
نگهداری مشخصات؟