| هر که خواهد گو بيآ و هر چه خواهد گو بگو، کبر و ناز حاجب و دربان در اين درگاه نيست تلخ و شیرین |
پايين صفحه |
| kol | 17:29 @ Thu, 12 Jun 08 |
| قاصدک | 20:32 @ Fri, 22 Feb 08 |
بابک دادبخش ، زنداني اعتصابي در آستانه مرگ
امروز این خبر را حامل هستم برای نجات جانش بنویسد
| قاصدک | 12:26 @ Thu, 21 Feb 08 |
ما نیاز به همسو کردن افکار عمومی در مورد این حکم غیر انسانی و غیر دمکراتیک داریم لطفا هرگونه تلاش خود را از آقای مهر نهاد دریغ مدارید . به امید آزادی همه در بندان .
فراخوان کانون وبلاگ نویسان ایران برای نجات جان آقای مهرنهاد وبلاگ نویس بلوچ کانون وبلاگ نویسان ایران
| شبح | 23:43 @ Tue, 19 Feb 08 |
به به همهی دوستان جمعاند درست مثل سابق! خب ونیکاد بخوانید و بر فراز کنید.
| داريوش.ش | 16:53 @ Tue, 19 Feb 08 |
نميدونم چي شد كه يه دفعه تو رو جلوم ديدم و نگاهام قفل شد، بعد از چند ثانيه فكر، برگشتم به 2 سال قبل، كمتر يا بيشتر، چه فرقي داره،...... يه چيزايي يادم اومد ... كلماتي چون گرامي شبح ... زيتون عزيز ... گلكو ، هاله، خسنآقا ، ... اون پسرِ اسماش چي بود؟ ....... آهان سهند و ... اوه مهشيد و ديگه ديگه ديگه ديگه همين نانا (كه هنوز داره فحش ميده ! ) و چند تا ديگه مثل سواره نظام تو مغزم رژه رفتند و مونده بودم بين موندن و رفتن ... ميدوني! حساش نبود! خيلي وقت بود كه نبودم، يعني حس بودن نبود وگرنه هستيم و ... بعد از اينهمه مدت گفتم بيخيال .... برو بقيه سرچت رو بكن! .... ميافتي توش و درنميآيها ... خيس ميشي! گوله ميشي! ... نميدونم چي شد كه يكدفعه يك كليك ...
...
گفتي شاملو و كردي كبابام!
يادِ ابراهيم گلستان افتادم كه در دو شماره قبلي شهروند چه كرد با اين عقابِ ادبيات ايران .... البته حميد خان (دوست گرامي) هم طي نامهاي كه در شماره بعدي چاپ شد حق اين گلستانِ بيگُل و بلبل كه حتا لياقتِ رويش خار را هم ندارد، خوب كفِ دستاش گذاشت...
خودم را در "گفتوگو در آیینه" خواندم و رفتم!
| Amir | 18:48 @ Sun, 17 Feb 08 |
شبح عزيز: لطفن چک ميل کنيد....
S.O.S.....S.O.S......S.O.S
| گل کو | 12:46 @ Sun, 17 Feb 08 |
شبح عزيز
اين داستان تو يک اشکال توضيح المسائلی دارد آن هم اين که نسوان و ذکران اينجا سوار يک ارابه مترو شده اند. مسلما جايی که آتش و کاغذ بغل دست هم باشند چنين اتفاقاتی می افتد. شانس آورديم که زلزله نيامده.
لطفا يک ايی ميل به اين دوست ! قديمی بزن ثواب آخرت دارد!
در ضمن شبح به اين تکنولوژيکی هم نوبره . اين اولين نظرخواهيه که می بينم با قفل و کليد و کد کار ميکند. به حق چيزهای نديده!
| پژواک | 20:51 @ Thu, 7 Feb 08 |
سلام
درود
واقعا همينطور امثال کروبی هنوز منتظر آب گل آلود يا سقف بی چراغند تا شايد...بدرود.
www.p-kh.blogfa.com
| arezoo | 21:58 @ Tue, 5 Feb 08 |
سلام شبح عزيز!
گفتم بيام چهارتا کلمه برات بنويسم نگی اين دختر نارفيق بود!سرم بدجور شلوغ شده !خيلی خوشحالم که واست نوشتم
خوش باشی.به قول حافظ
يوسف گم گشته باز آيد به کنعان غم مخور
کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور
| nasrin | 14:42 @ Tue, 5 Feb 08 |
شبح جان
اين خانه ی تو هم که داشت کم کم تبديل به خانه ی اشباح ميشد .
بنويس شبح جان ٫ تلخی اخبار به شيرينی قلم ات در !
| nana | 23:48 @ Sun, 3 Feb 08 |
به نام نامی مردم ايران و آزادی و عدالت کار رهبر جانی ايران را تمام
کردم
پست آخرم را بخوانيد .....کيل بيل فرمانده
| سارا . م | 9:36 @ Thu, 31 Jan 08 |
صميمانه ترين شاد باش هاي من ;تقديم به شبح عزيز. با قلبي گرفته و دردمند با تو حرف مي زنم. با تويي كه همانند من به يقين درد را مي شناسي.
تلخي اين روزهاي زيستن در وطن ; با خواندن كتاب- شعر- و يا نواختن سازي از ياد نمي رود ! .
'و حتي مرگ هم ما را در نمي يابد .
قداره بندان تحريف و قمع آزادي از يك سو و دستاويزگان مذهب از سويي دگر ; امان را از نسل ( هنوز اميدوار و آرزو نگر ) همچو من بريده اند . زخم تازيانه ء گزمه هاي بدوي حاكميت را بازهم مرهمي ست ; اما بلاحت و جزم انديشي
سيل عظيمي از هموطنان درون مرز را مرهمي نشايد ...
در اين حس و سعي مدام ;بارها از خود پرسيده ام ; به جرم كدامين گناه ؟! و تا به كي ملت من-( ايران من ) در خلسه يي نامعلوم غوطه ور خواهد بود ؟.
جسارت من را ناديده بگيريد كه بي هيچ موء خره يي زبان به شكوه يي بي پايان گشودم . اما چه باك! . درد وطن! نفرين ! (اين درد عميق و آشكار).
مدتهاست كه از وبلاگت ديدن مي كنم ; و هميشه در سكوت ميهمان شبح هستم . دختري 21 ساله هستم . مادرم مي گويد شباهت فراواني به خواهر از ياد نرفته ام دارم. (خواهري كه
كه طمع زنانگي و شب خوش شادكامي ( زفاف ) را در شب قبل از اعدامش در سال 67 مزه كرد..!)
مادر هميشه مي ترسد و مي گويد : ((مبادا كتاب بخواني! - مبادا كتاب در دست سوار تاكسي شوي- مبادا همچون آن سالها راننده به نقوش سرخ جلد كتابت مشكوك شود و تو را همانند خواهرت بفروشد ؟! . ديگر طاقت از دست دادن تو را هم ندارم . بگذار لا اقل عروسي ات را در اين خانه ببينم. )). مي گريد و تصوير من در ني ني چشمانش به آرامي خيس مي شود . گاهي اوقات اين توصيه مادرانه اش به حد جنون است.
شبح عزيز : مي خواهم بر من منت بگذاري و اگر مي تواني طرز استفاده از نرم افزار " پال تالك و چگونگي استفاده از آن و همچنين داخل روم شدن را به اختصار برايم در همين كامنت داني وبلاگت بنويسي . وهمين طور معرفي لينك نرم افزار آن را . مدتهاست كه مي خواهم عقده هاي
ناگفته ام را در پال تالك بگشايم اما نمي توانم چطور و چگونه. ( البته اگر برايت مقدور باشد و گرنه كه هيچ ) . از لطف و توجه ات به اين خواهش; سپاسگزارت خواهم بود . متاسفم كه بجاي نوشتن نثري ( گفتاري ) از نثري ( نوشتاري ) استفاده كرده ام . اينگونه عادت كرده ام.
****
( از نرم افزار ULTRA SURFفيلتر شكن استفاده مي كنم كه آي پي من ; در كنتور وبلاگت را از آمريكا نشان مي دهد .)
****
دختري از تباره تيره ء انساني: ( ايران - شمال )
خداوند ايران; نگهدار ايران باد .
| nana | 8:19 @ Thu, 31 Jan 08 |
شبح خره
چرا داری سينه خيز ميائي بلند شو مرتيکه
درست حسابی راه برو گنده بگ .....کيل بيل فرمانده
| امیر | 22:27 @ Wed, 30 Jan 08 |
اول متشکرم!
خیلی چسبید....طنز رو میگم.
فعلآ..
| خرس مهربان | 2:34 @ Wed, 30 Jan 08 |
سلام شبح عزيز خوشحالم که اومدی . ديگه هر کاری ام داشتی روز ۱۰ بهمن بايد می اومدی .
| ترانه | 23:37 @ Tue, 29 Jan 08 |
شبح جان باور کن ضعف و ذلیلی اینها از این هم بیشتر است!
همه اختلافات در حد « منم بازی» یه وقتی بازی باشن برای خود شیرینی توپ به دروازه خودشون می زنند وقتی هم که تو بازی نباشن دلشون به همین دل خوش خُنَکی ها گرم است!
بیا و بیشتر بنویس! هم ما رو شاد کردی و هم آبروی نداشته بعضی ها را، رو کردی
قلمت پایدار!
یک میلیارد گوه و سنده خوک تو حلق تک تک مسئولین تلویزیون رنگارنگ هاتبرد که در قالب مخالفت با رژیم از دین اسلام تعریف و تمجید می کند.
دو میلیارد گوه خوک تو حلق آقای داور مجری تلویزیون رنگارنگ.
تلویزیون رنگارنگ متعلق به وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی است.
هدف این تلویزیون موجه شمردن دین اسلام و ایجاد تفرقه بین مخالفان است.