پايين صفحه

امیر 11:40 @ Sun, 23 Sep 07

که در شهر ددان میراثی از انسان نمی یابی ..........!!!


امیر 11:38 @ Sun, 23 Sep 07

که در شهر ددان میراثی از انسان نمی یابی ..........


شبح 23:07 @ Sat, 22 Sep 07

آتش جان!(2)
اما عجب غذای ملی با حالی داریما!!!!

شهلای نارنبن(۳)
خیلی خوب‌ام... مرسی... در مورد سن و سال‌ام موقع قرص خوردن احساس جوونی می‌کنم!

آرمین جان!(۵)
مرسی دوست غم‌ها و شادی‌ها شکست‌ها و پیروزی‌ها...


شبح 22:49 @ Sat, 22 Sep 07

آشنا جان!
چه حس نوستالوژيک غريبی داشت اين پيام تو...


- 0:00 @ Sat, 22 Sep 07

به به چه انشای زيبايی
عين عريضه نويسای دم دادگستری شده املا و انشات!!! بيشتر ياد اين نامه هايی افتادم که فک و فاميل روستائیا از شهر براشون به روستا می فرستن. يکی بشينه اينا رو بلند بلند بخونه عينا همون طوريه!!!


nana 20:17 @ Thu, 20 Sep 07

شبح گريه ئو

عرضم به عرضتان برساند که ابدا نگران نباش به زودی سوژه های فراوان برای هر چقدر زر زر بی دليل که بخواهی در سراسر اين سرزمين به خون نشسته به دست مشتی جانی بی سواد دهاتی

برای همه زر زرو ها فت و فراوون خواهد بود

من ميگم به جای زر زر همه مون بايد هرچی چاقو و چيز نوک تيز داريم حسابی
تيز کنيم

گريه کنی يا نکنی افاقه ای به حال کسی نميکنه
ولی با چاقوی تيز خيلی کله ها را ميشه بريد

من که هوادار بودا هستم به اين نتيجه رسيدم

شما کمونيست قسی القلب ها !!!را من خبر
ندارم ............................کيل بيل فرمانده


آرمین گیله مرد 17:09 @ Thu, 20 Sep 07

آرزوی سلامتی ...


آشنا 16:49 @ Thu, 20 Sep 07

من اين فيلمو قبلن ديده بودم غذاخوريهای شلوغ مسافرای عازم جاهای شيک پرکاری مديرای موفق و دست آخر تنهايی


شهلا 15:54 @ Thu, 20 Sep 07

اول اینکه پیرمرد آدم یه دفعه ای اینهمه دارو را با هم نمیریزه توی حندق بلا "چشمک"

و دوم این که در تمام روزگاران ما می بایست قاب های خالی وجودی مان را ارائه می دادیم
...

امیدوارم حال که این پیام را می خوانی بهتر شده باشی!!


آتش 15:51 @ Thu, 20 Sep 07

شبح هنوز کله پاچه می خوری ؟؟ ا ه حواسم نبود که این غذای ملی ماست هههههه


آشنا 14:25 @ Thu, 20 Sep 07

يک زمانی زنبيل ميذاشتن سر صف کامنت گذاشتن توی اينجا و نفر اول چه لذتی ميبرد!!!
من برای اولین بار اول شدم









زبان:
نگهداری مشخصات؟