| هر که خواهد گو بيآ و هر چه خواهد گو بگو، کبر و ناز حاجب و دربان در اين درگاه نيست بهنام بنزین برای آزادی. |
پايين صفحه |
| شبح | 22:34 @ Fri, 29 Jun 07 |
| آرمین گیله مرد | 20:19 @ Fri, 29 Jun 07 |
سلامی دوباره ... فردا پس فرادا شد ، مربوط به پنلاگ هست!!!!
| آرمین گیله مرد | 20:10 @ Fri, 29 Jun 07 |
سلام ... فردا پس فراد شد!!! خب اگر حمل و نقل عمومی خوب و کاری باشد باید بنزین را گران کرد تا مردم کمتر ماشین سوار شوند. یعنی با گران کردن مالیات بنزین در آلمان موافقم، البته از وضع حمل و نقل عمومی خبر ندارم و اول باید ساخت (از حمل و نقل عمومی و پالایشگاه و فلان و بسار و.) و بعد ....
| داریوش کبیر( نه کیر ) | 3:24 @ Fri, 29 Jun 07 |
نانا: اسم ایشان دکتر گوش درازه و نه گوشزد.
| nana | 1:20 @ Fri, 29 Jun 07 |
ميگما هاموووووووووووون
اين حرفها را ول کن بچسب به اين دکتر الاغ گوشزد که وسط ماها هی وبلاگ مينويسه و هی پوست مردم ايران را سر صنار سه شاهی بيشتر گرفتن به شکلی ميکنه که
يکی از دوستای باباش که يک قرمندگ عارف مثلنی بوده و بيشتر از بابای گوشزد پولدار شده بوده !!!!! مياد مطبش و بهش ميگه يه بچه کلفت داريم که بدبخت و بيماری داره ميشه اينون معالجه کنی
گوشزد از آنجائي که يکی از دکترهای باشرف ايران اسلامی است !!!!!!!
ميگه کور خوندی دويست هزار تومن بده تا بچه کلفتت را درمان کنم
خوب قاعدتا اين رفيق بابای جاکش گوشزد که ( منظورم از جاکش هر دوتاشون هستند يه وخ اشتباهی عوضی نشه ) بگذريم ...پولی خرج بچه کلفت کور و کچلش نميکند و دست از سر گوشزد بر ميدارد که مفتی و مجانی بيايد بچه يک فقير ايرانی را هی تر و خشگ کند!!!!!!!!
مگر گوشزد الاغ است بلا نسبت
مگر گوشزد واقعا اون قسم نامه افلاطون و ارسطو ابن سينا را خورده است
گه خورده هر کسی که چنين فکری کرده است
مساله تشخص اجتماعی با پول است در ايران که سبب ميشود !!!
تو مردمی فقير بدبخت را که برای قطره ای بنزين محتاج هستند تا بتوانند نان خالی و پنيری جلوی خانواده های خود بگذارند !!!!!
و از خشم اين بی عدالتی وقيحانه اجتماعی بانک و مغازه ای را آتش زده اند و شخصی خودش را و جانش را به اتش کشیده
آقای دکتر بگوید (( اوباش هستند ))
حقا که دکتر همان سر زمين ظلم و ستمی والسلام ...............نانا
زيتون جان دارم اين نوشته را کپی کرده و در کلی از وبلاگ ها ميگذارم از تو تقاضا ميکنم پاکش نکن
زيرا از اين نوشته چيزی مربوط تر به ما ايرانی ها بلاخص ايرانيان وبلاگ نويس
وجود نداشته ندارد و نخواهد داشت
تا روزی که زنده هستيم ........نانا
| nana | 21:51 @ Thu, 28 Jun 07 |
بعله سیاوش جان
که باید خدمتت عرض کنم که نه به اون شوری شبح و نه باین بی نمکی تو
برادر جان .....برای راحت کردن خیالت باید بگویم که علیرغم سیاه بازی های دو جناح
این حکومت
که یکی دست های مردم را می بست تا دیگری به صورتش چپ و راست سیلی بزند
لحظه ای رسید که مردم خشم خود را به غاصبانی که تمامی ایران و مردمش را گروگان گرفته اند
و با فریب و زور و جنایت بر مردم حکم میرانند
با شکل کلاسیک هر شورش مردمی در هر کجای جهان که یک شکل است و آن سوزاندن اموال دولتی که (((( ادعا ))))) میکند مردمی است و مردم این ادعا را
(((( باور ))))) ندارند ...نشان دهد
هیچ چیز و هیچ اینچی از ایران مال ما مردم ایران نیست
مگر که ما ((( آزاد ))) باشیم
بنابراین بشاش به تلفن عمومی و اداره دولتی و بانک و باقی و برو یه راست رو به سوی پادگان های نظامی
اگر که ضرورتش افتد
چنان که افتد و دانی ..........................نانا
| سياوش | 18:59 @ Thu, 28 Jun 07 |
شبح جان، توي فاميل ما به بابايي بود كه هر وقت از دست زن و بچههاش عصباني ميشد، ميزد هرچه داشت و نداشت توي خونهاش، ميشكست و خورد ميكرد. يه عده از فاميل ميگفتند كه اين آدم، آدم احمقيست، يه عده ديگه هم ميگفتند، نه اتفاقن خيلي عاقله، چون كه اگه تلويزيون و ظرف و ظروفش را نشكونه مجبوره بزنه سر زن و بچه را بشكنه. خلاصه اين كه زنش از بس، از اين رفتار اين بابا كلافه شده بود، طلاق گرفت و رفت به دنبال كارش و اون مجبور شد كه يك زنه ديگهاي را بگيره كه اين اخلاق گهيش را همآن گونه داشت كه داشت تا اين كه معتاد شد و كارش به زندان و گرفتن مرض هياتيت ب(Hepatitis B) كه آخرش هم عمرش داد به شما.حالا قضيه اين مردم خشمگين ايرانه كه هر وقت خشماش بالا ميگيره ميزنه اثاث و اثاثيه را به آتش كشيدن.
اما خودمونيم، خيلي يرتوقع تشريف داري كه اميدواري با اين شعلهها، هم يخهاي زمستان آب بشه، هم باران بباره و هم شورهزار به جنگل تبديل بشه!("به امید آنکه این شعلهها یخهای زمستانی را آب کند و باران آزادی ببارد تا این شورزار یاس به جنگل امید تبدیل شود.")
| شهلا | 14:16 @ Thu, 28 Jun 07 |
درود بر تو
وقتی میگن بنزین در ایران ارزون تر از بقیه کشورهای دنیاست!
آخه از اینها چه توقعی میشه بیشتر از این داشت؟!
بدرود.
| داريوش | 4:58 @ Thu, 28 Jun 07 |
دوستان: مجبورم که خبر بد خودکشی سعيد ممتيک را به حضورتان برسانم. پروفسور دکتر سعيد ممتیک بعد از آگاهی از شورش های مردمی تهران و ساير شهرستانها -- که اصلا انتظارش را نداشت-- با مصرف چند جعبه مرگ موش ساخت ژاپن به زندگی اسفناک اش پايان داد. من فقدان اين علامه دهر و عالم همه چيز دان را به دوستانش خانم نانا و اقای محترم عزيزمان شبح جان تسليت --- زبانم لال--- و تهنيت می گويم. آمين.. روحش شاد باد-- دارم شوخی ميکنم اين مرديکه به اندازه يه مولکول هم روح نداشت.
| nasrin | 1:22 @ Thu, 28 Jun 07 |
همیشه خوش خبر باشی شبح جان .
منظورم خبر اعتراضات مردم بود البته ٫ نه گرانی بنزین :)
| هانریت | 23:24 @ Wed, 27 Jun 07 |
اول.دینگ!:d
رامين نازنين!
چشم. اگه امشب نشد فردا حتما انجام خواهد شد. امشب میخوام اگه بشه يه مطلب در مورد بنزين بنويسم!