پايين صفحه

جوان سوسياليست 19:14 @ Tue, 15 Feb 05

تحریفات منوچهر ژندی فر در مورد انقلاب مداوم

منوچهر 100(کامنت در ستایش انقلاب) در پاسخ به سوالی می گوید که: ".. تروتسکی به يک انقلاب جهانی اعتقاد دارد؛ که همزمان در يکسری کشورهای پيشرفته رخ ميدهد.اين عين پاسيويسم و حواله دادن انقلاب سوسياليستی به محال است.اين خط بطلان و پاسيويسم را در تمامی جريانات تروتسکيسم ميشود ديد..."

این ادعا یک تحریف تاریخی است که توسط سخنگوی حککا در وبلاگ شبح ارائه داده می شود. این جعلیات تاریخی سنتا توسط سران حزب توده به تروتسکیزم زده شده است. در زیر به چند نمونه از این جعلیات تاریخ اشاره می کنم و آنرا با ادعاهای آقای منوچهر ژندی فر مقایسه کنید:

ادامه:
کامنت ۱۰۲ در ستايش انقلاب ۲۲ بهمن


پژمان (*) 15:00 @ Tue, 15 Feb 05

شبحِ عزیز(۷۳)... ممنون از نظرت. راستش همانطور که در نظرِ قبلی ام هم نوشتم نوشتن در باره رابطه میلر و کازان بیشتر بهانه ای بود برایِ نوشتن در موردِ انگشت نمائیهایِ سیاسی بر اساسِ پیشینه افراد، که -به نظرِ من- مسئله مهمی است، و این نمونه ای شناخته شده و تاریخی از رفتار در چنین وضعیتی است، بویژه دفاعِ شجاعانه آرتور میلر از دادنِ جایزه به کازان. وقتِ آزاد من معمولاً در حدی نیست که چنین نوشته طولانی ای را، با مراجعه به چند مرجع، بنویسم. از اين موضوع گذشته شاید ذکر چند نکته در موردِ نوشته تو بد نباشد:  نوشته ای "[کازان] ديگر هرگز نتوانست سر بلند کند" تا جایی که من می دانم کازان هیچ گاه سرخم نکرد تا سربلند کند. کازان، شاید با تکیه به جایگاهِ استثنایی خود در سینمایِ آمریکا، هیچ گاه از کارِ خود اظهارِ پشیمانی نکرد (بعنوانِ مثال قسمتِ نقل شده از خاطرات او در پاراگرافِ چهارمِ نظرِ قبلی را می توانی ببینی) و این مسئله بود که بسیاری از هنرمندان و دست اندرکارانِ فیلم و تاتر را عصبانی کرد. علتِ تظاهرات و میتینگ و حساسیتِ خاص به کازان هم شاید این مسئله بود. کازان بعد از ماجرایِ کمیته تحقیق هم فیلمهایِ بسیار موفقی ساخت که خیلی از آنها کلاسیک شدند. از معروفترین آنها در بارانداز و شکوهِ علفزار را می توان نام برد. شاید دوست داشته باشی اطلاعاتِ بیشتر را در مرجعهایِ نظرِ قبلی پیداکنی.
نوشته ای "شايد کازان که مهاجری در معرض خطر بود چاره‌یی جز اين کار نداشت " اگر منظور لغوِ اجازه اقامت او باشد فکر می کنم کازان در آن زمان شهروندِ آمریکا بود و از نظرِ حقوقِ شهروندی فرقی بینِ او و دیگر هنرمندانِ آمریکایی نبود. فکر می کنم مهاجران پس از چند سالِ اقامت، بسته به کشور، تابعیت می گیرند و شهروندی، با حقوقِ برابرِ قانونی و اجتماعی با دیگر شهروندان محسوب می شوند.
نوشته ای "آدم‌فروشی از آن کارهایی است که با هر دليلی که انجام شود بخشودنی نيست" مطمئن نیستم جرمِ غیرقابلِ بخشایش، پس از اثباتِ جرم وتحملِ مجازات متناسب، وجود داشته باشد. شاید بدانی که بیشتر از نود درصد، اگر اشتباه نکنم،از معتادان (بویژه به هروئین) پس از سم زدایی و بازگشت به اجتماع دوباره به موادِ مخدر رو می آورند. یادم می آید که خوانده ام دلیلِ اصلی این مسئله نپذیرفته شدن در خانواده و اجتماع پس از ترک و عدمِ امکانِ یافتنِ شغل مناسب است. مثالِِ دیگر کسانی است که گاهی ناخواسته مرتکبِ خلافی کوچک می شوند و پس از رهایی از زندان، به علت طرد از سویِ جامعه، بیشتر و بیشتر به خلاف رو می آورند. به هر حال به نظرِ من این تفکر که "انجامِ کاری [هر کاری، پس از تحملِ مکافاتِ متناسب در صورتِ اثباتِ جرم] نابخشودنی است"، تفکری است که، تا جایی که من می دانم، دستِ کم در ایرانِ نتیجه بسیارِ ناگواری داشته است.
نوشته ای "حتا اثر فرمايشی مانند "دربارانداز" اکثر قابل اعتنا و ديدنی است هرچند به پای شاه‌کارهای ديگر کازان نمی‌رسد." بطورِ دقیق  منظورت از فرمایشی بودن را متوجه نمی شوم. معمولاً 'فرمایشی' به فیلمی گفته می شود که به خواست کسی یا گروهی، یا برای خوشایند کسی ساخته شود. بعضي از معتقدان "در بارانداز" را داستانِ خود کازان برایِ نشان دادن این می دانند که چرا در کمیته از افراد نام برده است و آن زا فیلمی شخصی می نامند، بویژه برایِ نشان دادنِ این که این کار چقدر سخت و پر پیامد بوده است.  در بارانداز شاید موفقترین فیلمِ کازان بود که هشت جایزه اسکار گرفت. نگاهی به نظرهایِ بینندگان در نظرخواهی مرجعِ اول نظر قبلی (که هم از نظرِ تعداد، نزدیک به دوازده هزار نفر، و هم از نظر امتیازِ بسیار بالا به فیلم، چشم گیر است) نشانه اعتبار بسیار این فیلم در بینِ هنرمندان و بینندگان است. تصحیح: در نظرِ قبلی من تاریخِ شهادت در مقابلِ کمیته توسطِ کازان 1952 است نه 1956. در ضمن "crucible" در متنهایِ فارسی بیشتر به عنوانِ "جادوگران شهرِ سالم" (و اگر اشتباه نکنم "ساحره سوزان") آمده است.


شبح 19:11 @ Mon, 14 Feb 05

پژمان عزيز!(70)
از اطلاعات بسيار جامع و خوبی که در مورد کازان و ميلر دادی تشکر می‌کنم.
برای کازان هم در اين ماجرا بسيار آسيب ديد و ديگر هرگز نتوانست سر بلند کند. می‌دانی شايد کازان که مهاجری در معرض خطر بود چاره‌یی جز اين کار نداشت اما آدم‌فروشی از آن کارهایی است که با هر دليلی که انجام شود بخشودنی نيست و کازان نيز هرگز بخشوده نشد. بسياری از هنرمندان آمريکایی حاضر نشدند در مراسمی که چند سال پيش در اسکار به اتفاق کازان برگزار شد شرکت کنند و حتا افرادی مانند جين فوندا جلوی در سالن برگزاری مراسم ميتينگ برگزار کردند.
با همه‌ی اين اوصاف کازان کارگردان بزرگی بود حتا اثر فرمايشی مانند "دربارانداز" اکثر قابل اعتنا و ديدنی است هرچند به پای شاه‌کارهای ديگر کازان نمی‌رسد.


آرش سرخ 15:45 @ Mon, 14 Feb 05

شبح جان,
مطلبی نوشته ام , می خواهم بیایی و نظر بدهی.
قربان تو,آرش سرخ


شبح 11:12 @ Mon, 14 Feb 05

روباه گرامی(62)
همه‌ی ما آرزو می‌کنيم شارلاتانيسم به پايان برسد و سيه‌روی شود هر که در او غش باشد.


شبح 11:05 @ Mon, 14 Feb 05

دوستان عزيز!
چون نانای گرامی در پيام 55 نوشته‌اند:" اگر شبح راجع به پيام ۴۸ خود از من پوزش خواست به نوشتن در اينجا ادامه ميدهم
ورنه کسانی که مايل هستند خبرها را زين پس در وبلاگم با تحليلم !!!!!!! بخوانند . نانا"
و از آن‌جا که من هر چه کامنت 55 را خواندم هيچ توهينی به ايشان نديدم. توصيه‌های دوستانه‌یی بود که اگر مرا سرايه‌دار اينجا هم فرض کنيد اين حق را دارم که نسبت به چگونه‌گی اداره‌ی اينجا نظر داشته باشم. به هر حال چون توهينی صورت نگرفته که عذرخواهی از ايشان محلی از اعراب داشته باشد از اين که اين دوست ديگر اين‌جا نظر ندهد متاسف هستم اما به اين خواست او احترام می‌گذارم خواهش می‌کنم شما هم به اين خواست ايشان احترام بگذاريد و در مورد او چيزی ننويسد. بی‌شک اگر شما چيزی بنويسد ايشان هم بايد حق پاسخ‌گویی داشته باشند.


سیاهکل 10:29 @ Mon, 14 Feb 05

با شعر های او دوره می کنيم فصل سرد را


10:02 @ Mon, 14 Feb 05

شماره ۵۳
من سنه گوربان اولوم.
يه دقه ميشه توضيح بدی که اين ملاهای فارس و ملاهای پان ايرانيست چرا بيش تر از نصفه شان تورکند ؟ حالا فارسا اگر بيان و اينا را پان ترکيست بخوانند تو کيفور ميشی ؟


9:38 @ Mon, 14 Feb 05

سخنی با خوانندگان

اگر شبح راجع به پيام ۴۸ خود از من پوزش خواست به نوشتن در اينجا ادامه ميدهم
ورنه کسانی که مايل هستند خبرها را زين پس در وبلاگم با تحليلم !!!!!!! بخوانند . نانا

-------------
کی بود اين حرف رو زده بود؟؟!!
چی شد پس؟ آدم نبايد اقلا خودش برای حرف خودش ارزش قايل باشه؟

در ضمن، کسی چرت و پرتهای سردبير خودش رو دربارهء کانون خونده؟ جوابش رو بدين بلکه روش کم شه يه کم!


ارنستو چه گوارا 9:35 @ Mon, 14 Feb 05

منوچهر عزيز

مقابله شما با اين دوستاني که براي رفع ستم ملي مبارزه ميکنند بيش از حد نياز است. من ميدانم که ناسيوناليزم از هر نوعش ، تا چه حدي ميتواند خطر ناک باشد - ميخواهد نوع شووينيستي - کلونياليستي فارس باشد و يا انواع جديد نئو فاشيست هاي ايراني (بهتر است سري به وبلاگ من بزني و ببيني که اين نئو فاشيست هاي به اصطلاح وطن پرست به چه راحتي حرف از تصفيه نژادي و کشتار حداقل نيمي از مردم ايران ميزنند) يا نوع پان ترکي و نوع ارمني اش - بهرصورت يک سر تمام تصفيه هاي نژادي 100 سال اخير تمايلات اسيوناليستي بوده است.
ولي ضرورتآ تمام کساني که براي رفع ستم ملي و متمرکز بر روي قوميت مبارزه ميکنند ضرورتآ راسيست نيستند- يعني قاعدتآ نبايد راسيست باشند ولي ميتوانند باشند و ميدانم که بين شان هست. شما شواهدي دال بر تلاش براي بالکانيزه کردن ايران از طرف اين گروهها داريد؟
اگر داريد ميبايست ارائه کنيد - نه اينکه با داد و بيداد و توده اي خواندشان سعي در ايزوله کردنشان داشته باشيد. هم شما ميدانيد و هم من- که پتانسيل بسيار زيادي در روي تلاشهاي رفع ستم ملي متمرکز است و مابازاي مادي بسيار زيادي در بين توده مردم براي آن وجود دارد- اين يک فاکت مهم در آناليز مسايل جامعه شناسي در ايران است و اميدوارم حزب شما بتواند جمع بندي درستي در مورد آن داشته باشد وگرنه با نفي يکجانبه قوم گرايي به جايي نخواهيد رسيد. بهر صورت بررسي سيستماتيک اين پديده چه نوع راست آن با تمايلات فاشيستي و چه نوع چپ آن با تمايلات قومي يکي از ضروريات جامعه ايراني است .شناخت کامل نيروهاي اجتماعي در گير در مبارزه براي ستم ملي در ميان قوميت هاي مختلف که ضرورتآ تنها بقاياي فئوداليزم نميباشد و بخش هايي از بورژوازي – حتي از نوع مدرنش را شامل ميشود و بطور مشخص بدنه مادي اين جنبش را پرولتارياي شهر و روستا تشکيل مي دهد ، از ضروريات هر نيروي سياسي و نه تنها در ايران بلکه در اروپا و کانادا و ساير نقاط جهان ميباشد – شما تمرکز چپ مدرن را بروي مسائل قوميت ها فراموش ميکنيد. به نظر من پذيرش فدراتيو گام مهمي در حل موقتي مسايل قومي است – قبلآ هم گفته ام فدراليسم راهکار بخش مدرن بورِژوازي براي يکپارچه نگاه داشتن يک ملت است (بر خلاف آن چيزي که بخش سنتي بورژوازي تبليغ ميکند: دستاويزي براي تجزيه) و از نظر من راهکاري موثر و موقتي است .

در مورد اطلاعيه در مورد حمله احتمالي آمريکا - هرچند طبق معمول و بنا به ضرورت هر حزب سياسي بزرگنمايي هاي معمول در مورد نقش حکک انجام شده است ولي محتواي اين قطعنامه ميتواند يکي از افتخارات حکک باشد و از نظر من هست.


rambod 3:15 @ Mon, 14 Feb 05

شبح ،نانا ،اقبال و منوچهر ژندی فر!

پایان شارلاتانیسم نزدیک است.


nana 3:14 @ Mon, 14 Feb 05

منوچ خان گرامی ۵۸

نظر به کمبود وقت
پاسخ تو را هم به همان پاسخ اقبال حواله ميدهم
چون از هرچه بگذرد هر دو يک خط فکری داريد
و بخواهيد نخواهيد در انتهای کار خط روی خط
يا به قول معروف خر روی خر خواهيد شد که البته از خر روی خر منظورم نظرياتتون !!!!!!!!
است . خوش باشيد نانا


nana 3:06 @ Mon, 14 Feb 05

اقبال

اولا هلهله کشيدن من برای حمله نظامی امريکا به ايران!!!!!! چه ربطی به توده ائيست بودنم داره !!!!!!!

دوما حال که تو مرا يک توده ای ديده !!!! و
معتقدی که آنها زير عبای خمينی رفته اند
بگذار از تو سئوالی کنم ؟
آيا با چنين اعتقادی تو فکر نميکنی که اگر
در گذشته توده ای ها به زير عبای اخوندا رفته اند !!!!!! و حالا اين امريکای جهانخوار دارد ميايد که اخوندها را بيندازد پس اکنون نوبت ماست که به زير عبای آخوندها !!!!!
برويم و انان را در مقابل امريکای جهانخوار و کثيف و جنايتکاری که حتی اين نانای عفريته به مردم وعده کمکش را ميدهد را کمک کنيم !!!!!!!!!!

به هر حال ميدانی که از گه برايم بی تفاوت تر است که تو مرا جاسوس سيا يا مامور موساد يا هر آنچه که دل تنگت ميخواهد بنامی بنابر اين برو که دست پنج تن آل عبا
پشت و پناهت . نانا


داريوش 2:38 @ Mon, 14 Feb 05

منوچهر عزيز منظورت از يک بام و هزار هوا را نفهميدم با کی بودی! اگر با من بودی که عرض شود من تو این خراب‌شده بامی ندارم که هوا داشته باشه اين از اين!
و اما درباره کامنت من:
اگر با دقت خوانده بودی همه حرف من اين بود به قول خود شبح عزيز ما تنهاتر از آنی هستيم که تنهاتر شويم! من گفته‌ام هر چند يکی تندروی ميکند باز هم بايد باهاش کنار آمد!
و نقد من هم بیشتر بر خود نانا بود تا شبح! چرا که گفتم اولن او نباید این‌قدر تند‌روی کند و باید انتقاد شبح را بپذیرد تا این‌که شبح هم با اوکنار بیاید و فضا را باعذرخواهی آرام‌تر کند نه برعکس!
وگرنه فی‌نفسه تذکر شبح عذرخواهی لازم ندارد! و تو هم به قول سعید از جاش نگرفتی!
اين‌که نانا ِ ، ما سعيد ها داشتيم و باهاش کنار اومديم!
به هر حال اگر جور ديگری وانمود شد به قول پارسا معذره می‌خوام!...
راحت!


منوچهر ژندی فر 2:17 @ Mon, 14 Feb 05

داريوش عزيز.
يک بام و هزار هوا!
اين خانم تا توانسته به همه توحين و پرخاش و فحاشی کرده حال شبح بايد از ايشان عذر خواهی کند؟؟؟ بابت چی؟واقعا که دنيای وارونه ای شده.آدم بی ادبی به همه فحاشی ميکند٫بعد که شبح به ايشان تذکر می دهد تازه بدهکار هم ميشود؟
ايشان هرچه خبر چندرغاز متعلق به سيا و پنتاگون را در اينجا ميگذارد به عنوان خبر!ما هم هرروز از اين نوع اخبار ميخوانيم و احتياجی به تفصير ايشان نداريم.همه هم سواد دارند و ميتوانند از منابع خود به اخبار دسترسی پيدا کنند.مگر شبح به ايشان گفته بيايد اينجا را با اين نوع اخبار پر کند و حوصله همه را سر ببرد.شبح جان توضيحت کاملا بجا بود.مخلصت منوچهر.


eqball 2:01 @ Mon, 14 Feb 05

ننه ۵۵ بخاطر این کامنت از شبح و از من و هرکس که اين توهينها را ميبيند پوزش بخواه و زیپتو بکش و برو. آدم کودن تو که تصوير آمريکا را در ماه نشاندی و داری برای حمله نظامی هلهله ميزنی و بشکن؛ بهتر است اين تربيت توده ايستيت را ببری به وبلاگ خودت. جالب است تاريخچه همکاريش با حزب استالينيش و رفتن زير عبای خمينی را در فحاشی به کمونيستها بکار ميبرد و در همان حال هنوز در همان سوراخ دارد همه با هم را نجوا ميکند و دهندريدگيش هم سر جا. روتو برم آدم بی چشم و رو


داريوش 1:58 @ Mon, 14 Feb 05

نانا چرا بايد اين‌همه تند‌روی کرد عزيز!
شايد در مورد پيام ۴۸ شبح با کمی سخت‌گیری بتوان گفت به تو درشت گفته است ولی با نگاهی دقیق‌تر خواهی دید که واقع‌بینانه نظر داده است و خواسته است تو را از گزند به حاشیه رانده شدن و بی‌اثر شدن حرکت‌ات هشدار دهد!
و تو هم می‌توانستی با کمی گذشت بخش دوم را قبول کنی تا شبح هم از بخش اول عذر بخواهد! همين! حتمن که نباید به هم بیافتیم؟!
نميدانم شايد شبح گرامی هم همين‌جوری‌اش از تو عذرخواهی کند! به هر حال بخشش ...


nana 1:46 @ Mon, 14 Feb 05

شبح ۴۸

با دقت پيامت را خواندم

اولا من نيازی به قدر دانی ندارم چون اگر تلاشی کوچک ميکنم برای مردم ايران است نه تو .
دوما تو بسيار بيخود ميکنی که به من ديکته ميکنی که چگونه بنويسم و نوشته هايم را کجا بگذارم و کجا نگذارم !!!!!!!

سوما تو بی خود تر ميکنی که نظرات مرا نگاه داشتن مردم در وضعيت قرمز !!!!!! وانمود ميکنی !!!!!
مگر من تو هستم که سياست بازی کنم
و بنا بر مصلحت چيزی را نوشته چيزی را ننويسم !!!!!
بسيار خنگ تشريف داری که تاکنون مرا نشناخته ای
و اگر منظورت اين است که من راجع به عدم خريد نفت از ايران نوشته بودم
برايت اين مطلب را که از راديو فردا کپی کرده ام مينويسم


يک سناتور آمريکايي خواهان پيوستن آمريکا به اروپا و وادار کردن ايران به دست برداشتن از برنامه هسته اي آن کشور شد
يک سناتور آمريکايي خواهان پيوستن آمريکا به اروپا و وادار کردن ايران به دست برداشتن از برنامه هسته اي آن کشور شد. سناتور جوزف بايدن از حزب دموکرات و عضو کميته روابط خارجي سناي آمريکا روز يکشنبه گفت: ما با متحدان اروپايي در يک مسير نيستيم و اين امر گزينه هاي زيادي را پيش روي ما باز نمي گذارد. سناتو بايدن گفته است: تلاش سه کشور اروپايي در صورتي شانس موفقيت دارد که همه کشورها تحريم اقتصادي ايران و از جمله خريد نفت از ايران را در چشم انداز قرار دهند.

و به اضافه این خبر که در گویا نیوز است .

به دنبال گسترش اختلاف نظر ايران و اروپا، ژاپن تهديد به خارج كردن سرمايه هاي خود از ايران كرد،

سرکار محترم
ما در وضعيت قرمز هستيم اگر شما حسش نميکنی بايد بگويم شايد به دليل برف سنگينی است که در ايران باريده و همه جا را سپيد کرده و شما قادر به ديدنش نيستيد .


سخنی با خوانندگان

اگر شبح راجع به پيام ۴۸ خود از من پوزش خواست به نوشتن در اينجا ادامه ميدهم
ورنه کسانی که مايل هستند خبرها را زين پس در وبلاگم با تحليلم !!!!!!! بخوانند . نانا


1:26 @ Mon, 14 Feb 05

رژيم ملاهاى پان ايرانيست هنوز هم وجود جمهورى آذربايجان را نتوانسته است هضم كند:

در تابلوى سفارت رژيم ملاهاى فارس در ارمنستان نوشته شده است: سفارت جمهورى اسلامى ايران در جمهورى ارمنستانּ

بر تابلوى سفارت ملاهاى فارس در آذربايجان نوشته شده است: سفارت جمهورى اسلامى ايران در باكو!!!!!


داريوش 1:22 @ Mon, 14 Feb 05

شبح عزيز رفتم فيلم صفاريان را مجددن ديدم تو فيلم دوبار ذکر می‌شود که شخصی به نام رحمان اسدی در روز حادثه با فروغ در ماشين بوده است که کارمند استوديوی گلستان فيلم بوده است و با فروغ در حال بازگشت به استوديو بوده‌اند و ايشان فقط کمی مجروح شده بوده‌اند و حرف از هیچ خانمی نبوده است .
البته در فيلم ناصر صفاريان تا حدودی سايه‌ای از شیطنت عوامل فیلم دیده می‌شود!
به طور مثال سوال‌هایی که درباره ازدواج دوم پدر فروغ و يا نوع رابطه فروغ با ابراهيم گلستان که از مادر فروغ می‌کنند به نظر من کاملن بي‌جا می‌باشد!
و یا این‌که اصرار دارند بگویند در زمان تصادف بنابر شهادت رحمان اسدی کسی در حال تعقیب فروغ نبوده است و تصادف کاملن عادی بوده است! (شاید هم همین‌طور بوده ولی اصرار برای چیست!)
که شايد شيطنت مصاحبه‌گر باشد که از ديد کارگردان پنهان مانده است!


Hamid Mehraban 0:58 @ Mon, 14 Feb 05

دوستام عزيز سلام لطفا به دو مقاله ی جالبی که در سایت شورایی در مورد فدريکو گارسيا لورکا و ماياکوفسکی است را بخوانيد. این دو مقاله مروری است بر زندگی و اشعار این دو شعار توانا.


nana 0:56 @ Mon, 14 Feb 05

شبح

مطلقا منظورت را از سخنانی که نوشته ای نميفهمم
بيشتر توضيح بده منظورت چيست ؟ نانا


Hamid Mehraban 0:56 @ Mon, 14 Feb 05

دوستام عزيز سلام لطفا به دو مقاله ی جالبی که در سایت شورایی در مورد فدريکو گارسيا لورکا و ماياکوفسکی است را بخوانيد. این دو مقاله مروری است بر زندگی و اشعار این دو شعار توانا.


شبح 0:30 @ Mon, 14 Feb 05

نانای عزيز!
متاسفانه پراکنده‌نويسی و آشفته‌نويسی به کل نظرخواهی صدمه می‌زند و ضمنا حرف‌های تو هم خوانده نمی‌شود و به کامنت‌های ساير دوستان هم اجحاف می‌شود. می‌دانی هر کس از نظر خودش حرف‌اش بسيار مهم است. خواهش می‌کنم سعی کن مطلب را لينک بدهی و تحليل‌های‌ات را در وب‌لاگ خودت بنويسی و اينجا به آن‌ها لينک بدهی.
تلاش‌ها و دل‌سوزی‌های تو قابل تقدير است اما اگر درست انجام نشود به ضد خودش تبديل می‌شود. فراموش نکن اگر وضعيت را هميشه در وضعيت قرمز قرار دهی ديگر وضعيت قرمز اثر خود را از دست می‌دهد.
راستی جای پژمان عزيز هم خالی است.


شبح 0:19 @ Mon, 14 Feb 05

مهرداد عزيز!(33)
مطلب‌ات را خواندم. چون کمی طولانی شد همين‌جا در موردش می‌نويسم. درست است که مردم با حکومت‌های‌شان سنخيت پيدا می‌کنند اما فراموش نکن که مردم ايران قربانيان زيادی دادند پاک‌ترين و آگاه‌ترين فرزندان‌شان يا اعدام شدند يا به تبعيد ناخواسته در خارج تن دادند يا در جنگ کشته شدند. و بعد تسلط حکومتی قرون وسطایی بر آموزش و پرورش و راديو و تله‌ويزيون و روزنامه و کتاب جامعه را عقب‌نگه داشت راست‌اش را بخواهی وقتی من جوانان آگاهی را می‌بينم تعجب می‌کنم که اين‌ها گل‌ها چگونه در اين مرداب رشد کرده‌اند.
به هر حال همه‌ی اين حرف‌ها مسئوليت ما را سنگين‌تر می‌کند بايد بيش از پيش تلاش کنيم.


شبنم 23:34 @ Sun, 13 Feb 05

سلام شبح جان، از مرگ هر دو متاسف هستم. به خصوص فروغ که هميشه خيلی دوستش داشته ام...راستی ممنون از همراهی و کلمات دلگرم کننده ات


nana 23:03 @ Sun, 13 Feb 05


دوستان عزيز

اين خبر را هم اکنون از راديو فردا برايتان
کپی کرده ام


کنفرانس بين المللي امنيت در مونیخ به کار خود پایان داد: هشدار وزير امور خارجه آلمان نسبت به برنامه اتمي جمهوري اسلامي [ ساعت پيش ۲:۳۸ ]
در سومين و آخرين روز همايش امنيتي در شهر مونيخ، يوشکا فيشر وزير امور خارجه آلمان نسبت به ازسرگيري برنامه غني سازي اورانيوم از سوي ايران هشدار داد و متذکر شد اگر ايران چنين کند، ديگر نوبت به شوراي امنيت سازمان ملل مي رسد که به بررسي مساله اتمي ايران بپردازد و همزمان از آمريکا خواست از تلاش هاي سياسي اروپاييان در حال مساله اتمي ايران بيشتر حمايت کند، چرا که به عقيده فيشر نقش فعال آمريکا به حل مساله اتمي ايران کمک بيشتري مي کند. يوشکا فيشر توليد جنگ افزارهاي اتمي از سوي ايران و مسابقات تسليحات هسته اي در منطقه خاورميانه را يک کابوس خواند.

تنها یک نکته را که ممکن است عده ای از شما نمیدانید برایتان روشن کنم .
این ارجاع به سازمان ملل و تحریم اقتصادی
بر مبنای نوشته ای که امروز خواندم
عدم خرید نفت ایران است توسط جهان !!!!!!

یاد حرفی از اسماعیل خوئی افتادم که مدتها پیش گفت :

فرق اینان با شاه این است که شاه نفت ایران را با دو دست میخورد به همین دلیل از گوشه و کنارش قطراتی به زمین میریخت برای مردم ایران

اما اینان نفت را با نی میخورند !!!!!!!!! نانا


کنجکاو 23:00 @ Sun, 13 Feb 05

جان شيخ صفی الدين اردبيلی نباشد که تشيع و ملا را به کون مان چپاند و نوادگانش تُرکش آن همه از مردم آذربايجان را کشتند تا شيع بشوند، جان خودش که باشد برايش بگويم که آن ايدئوژلويی تان با رفتن شوروی ورشکسته شده و ايران شوروی نبوده و يوگسلاوی نيز نخواهد شد.


کنجکاو 22:59 @ Sun, 13 Feb 05

جان شيخ صفی الدين اردبيلی نباشد که تشيع و ملا را به کون مان چپاند و نوادگانش تُرکش آن همه از مردم آذربايجان را کشتند تا شيع بشوند، جان خودش که باشد برايش بگويم که آن ايدئوژلويی تان با رفتن شوروی ورشکسته شده و ايران شوروی نبوده و يوگسلاوی نيز نخواهد شد.


alireza 22:11 @ Sun, 13 Feb 05

رژيم منحوس ايران بداند ٬ ما را از زندان و شکنجه در راه ازادی باکی نيست. کانون وبلاگ نويسان دستگيری ارش سيگارچی و مجتبی سمیعی نژاد رامحکوم مينمايد. زنده باد ازادي و دموكراسي


منوچهر ژندی فر 22:09 @ Sun, 13 Feb 05

کنجکاو جان.
اين قوم پرست و فاشیست آگاهانه اينکار را انجام ميدهد.اينها ميخواهند مهندسی افکار کنند و به موقعش مردم را به جان هم بياندازند.اين فاشيست ميخواهد مردم مرتب به شناسنامه شان نگاه کنند که کجايی هستند.اينها را ما ميشناسيم٫از اين بابا بپرس اين ملا حسنی کجايی است؟ مگر نه اينکه اين خفاشان از ترک و فارس مردم را کشته اند؟برای اين فاشيست ترک اينها مهم نيست٫مهم اينست که آمريکا تکه ای خاک به اينها بدهد.اينها ميخواهند سر بزنگاه مردم تهران را بجان هم بياندازند٫که من ترکم و تو ارمنی و تو احل خوزستان.درست برعکس ما ميگوييم انسان مهم است جدا از زادگاهش.اين فاشيستها در يوگوسلاوی با همين کارها کلی انسانها را نابود کردند.اين فاشيست ترک امروز بی نام و با ماسک اينجا کامنت ميگذارد و فردا با ماسک به صورت و بازوکا در دست انسانها را از زن و کودک و پیرو جوان به گرو خواهد گرفت.ما اينها را ميشناسيم.اينها جنايتکاران فردايند.


کنجکاو 21:48 @ Sun, 13 Feb 05

اين شماره 37 هم چه شر و ور هايی را اين جا می گذارد. از خنده بريدم.


nana 21:36 @ Sun, 13 Feb 05


دوستان اين خبر را بخوانيد تا تحلیلش کنم .


Iran warns U.S. not to "play with fire"

ایران به امریکا اخطار داد که :
با اتش بازی نکن !!!!!!!


Asefi said there was a chance of a deal with the Europeans, describing the latest round of Iran-EU talks, which took place in Geneva on Friday, as "deeper and more professional".

آصفی گفت :
شانس یک معامله ای با اروپا هست
و توضیح داد که : در آخرین مذاکرات با ای یو
نوع دیگری از مذاکره که
عمیق تر !!!!!! و حرفه ای تر !!!!!! بوده است !!!!!!

تحلیل من

در مورد بازی کردن با آتش منظور آٌُصفی این است که :
-- این همه آتش به دل ما بدبخت ها نزنید و رحمی به ما کنید !!!! و بروید با آتش شومینه بازی کنید !!!!!!
و منظورش از عمیق تر و حرفه ای تر !!!!! هم این است که
حالا نمیشه همه رژیم را عمیقا !!!!! از ریشه در نیاورده و بگذارید عده ای از ما همین دور و برها بگردیم !!!!!!! نانا

.


داداش 21:27 @ Sun, 13 Feb 05

پس از سال ١٩٢٥ رابطه دولت تهران با ملل غيرفارس ايران٫ آشكارا رابطه يك دولت استعمارى با ملل تحت استعمار بوده است. اهم مولفه هاى نئوكولونيال سياست داخلى اين دولت عبارتند از : (مثال ها از مورد آذرى كه پروتو تيپ ستم ملى در ايران مىباشند آورده شده است).

--------------------------
دوست گرامی لطفا لينک مطلب خود را قرار دهيد. مطالب طولانی نامرتبط با بحث اصلی فضای اينجا را مخدوش و غيرقابل استفاده می‌کند.
شبح


مهرداد 21:15 @ Sun, 13 Feb 05

در شماره‌ي 33 بند آخر شعر به صورت زير است كه اشتباه تايپ شده است:
و ما هم‌چنان
دوره مي‌كنيم
شب و روز را
هنوز را...


شبح 21:09 @ Sun, 13 Feb 05

نانا جان!(32)
از خبرهایی که می‌دهی متشکرم. دوست عزيز نوشتن من از مسايل مختلف روز برای اين نيست که در جريان اخبار نباشيم و تو خبرندهی. در اين سال‌ها ما مجبور بوديم زنده‌گی کنيم و اگر از فروغ و ميلر و شعر و داستان و سينما نمی‌نوشتيم تا به حال پوسيده بوديم. ما زنده‌گی می‌کنيم گيرم در دهانه‌ي آتش‌فشان عاشق مي‌شويم ازدواج می‌کنيم فرزند به دنيا مي‌آوريم و بر عليه ارتجاع و ديکتاتوری و جنگ و استثمار مبارزه مي‌کنيم ما مرديم. زنده‌گی تعطيل شدنی نيست.


nana 21:06 @ Sun, 13 Feb 05


دوستان

خبر ديگری برايتان مينويسم و سپس تحليل خود را .

Iran Rejects EU Offer to Stop Uranium Enrichment By VOA News
13 February 2005

ایران پیشنهاد ای یو را برای متوقف کردن برنامه هسته ای خود رد کرد .


Iran has refused to halt plans to build a nuclear reactor capable of producing atomic weapons in favor of a European-proposed alternative.

ایران پیشنهاد اروپائی ها را برای متوقف کردن راکتوری که سلاح اتمی خواهد ساخت را در مقابل گزینه ای که به او پیشنهاد شده بود را رد کرد .

A foreign ministry spokesman Hamid Reza Asefi says Iran will not, under any circumstances, replace its heavy-water reactor.

حمید رضا آصفی گفت :
ایران تحت هیچ شرایطی راکتور آب سنگین خود را متوقف نخواهد کرد .

تحلیل من
به تمامی پاکی های جهان و شرف انسانی انسانها سوگند که اگر حتی سر سوزنی امید به ماندن خود داشتند
نه تنها فعالیت های هسته ای خود را متوقف میکردند بلکه
برای به دست آوردن دل ایرانیان
ایران را تبدیل به جزیره لختی ها کرده و به تک تک ایرانیان پیشنهاد میکردند که بر مبنای گفته های اسلام !!!!!!!!!
همگی کون برهنه بزنید و برقصید و ......
( البته با شکم های خالی )
هر کاری میخواهید بکنید که ما در قدرت باقی بمانیم .

هموطنان ابرهای سیاه این سالهای نکبت
اندکی از جلوی خورشید رهائی میهن ما کنار رفته و نوید و امیدی برای خلاصی ما از این دار و دسته آدمخوران نمایان شده است . پاینده و پیروز باد ایران و ایرانی . نانا


مهرداد 20:55 @ Sun, 13 Feb 05

سلام شبح عزيز
زمان همچنان مي‌‍گردد و ويراني به‌بار مي‌آورد.
فروغ فرخزاد را خيلي دوست دارم، چه شعرهايش را چه صداي گرم و تأثير‌گذارش را و...
شاملو در خاموشي‌ ِ فروغ شعر زير را سروده‌است كه بيان‌كننده‌ي درد همه‌ي ما است:
به جست‌وجوي تو
بر درگاه كوه مي‌گريم،
درآستانه‌ي دريا و علف.

به جست‌‌وجوي تو
در معبر بادها مي‌گريم
در چارراه ِ فصول،
در چارچوب ِشكسته‌ي پنجره‌يي
كه آسمان ِ ابرآلوده را
قابي كهنه مي‌گيرد.
....................
به انتظار تصوير ِ تو
اين دفتر ِ خالي
تا چند
تا چند
ورق خواهد خورد؟

جريانِ باد را پذيرفتن
و عشق را
كه خواهر ِ مرگ است.-

و جاودانه‌گي
رازش را
با تو در ميان نهاد.

پس به هيأتِ گنجي درآمدي:
بايسته و آزانگيز
گنجي از آن‌دست
كه تملك خاك را و دياران را
از اين سان دل‌پذير كرده است!

نام‌ات سپيده‌دمي ست كه بر پيشاني‌ ِ آسمان مي‌گذرد
- متبرك باد نام ِ تو!-


و ما هم‌چنان
شب را و روز را
هنوز را...
29 بهمن ِ 1345احمد شاملو از مجموعه‌ي مرثيه‌هاي خاك

راستي شبح عزيز من هم يك مطلب درباره‌ي جنگ نوشته‌ام اگر سربزني و نظر بدي خيلي خوحال مي‌شوم.


nana 20:50 @ Sun, 13 Feb 05


به نام نامی مردم ايران

با درود بر تمامی هموطنان

قبل از هر چيزپيام کوتاهی برای شبح دارم:

شبح گرامی ۲۸

خدمتت عرض کنم که اگر تصور ميکنی که زين پس سرت خلوت خواهد شد!!! و وضعيتی
آرام پيدا خواهی!!!!! کرد بايد خدمتت عرض کنم خواب ديدی خير باشد !!!!!
چون هرچه که پيش بياد من اين را به تو قول ميدهم زين پس نه تنها تو بلکه تمامی وبلاگ نويسان هرچه که از اشرق و مشرق بنويسند در مقابل خبرهای روز و مشخص
سرنگونی جانيان اسلامی چون خبرهای روزنامه کهنه زرد شده ای بيش نخواهد بود .


و اما خبرها را با مطلبی شروع ميکنم که اهميت زيادی دارد .
حدود یک سال پیش در وبلاگم خبری را که در مجله تایم خوانده بودم برایتان نوشتم که مشخصا به یک دانشمند هسته ای پاکستان به نام خان مربوط بود و همان زمان زمزمه هائی مبنی بر فروش برنامه هسته ای از طرف او به ایران مطرح شده بود هنوز هست میتوانید در وبلاگم بیابیدش

AQ Khan sold nuke secrets to Iran: ISI

[ SUNDAY, FEBRUARY 13, 2005 04:43:04 PM ]

Sign into earnIndiatimes points

LONDON: An investigation by Pakistan's ISI agency has revealed that disgraced scientist A Q Khan and his associates sold nuclear codes, materials, components and plans that left his "signature" at the core of Iran's nuclear programme, a leading British daily reported on Sunday.

لندن -- فردی که از آژانس ای اس ای مشغول تحقیق است فاش ساخت که دانشمند سر افکنده خان و همکارانش کدهای هسته ای و مواد و نقشه ها ئی را که علائم آنان بر روی آن است به ایران فروخته اند .


.

The EU officials were told that cooperation between Iran and 68-year-old Khan and associates from his Khan Research Laboratories (KRL) began in mid-90s and included more than a dozen meetings over several years, the report said.

مقامات ای یو گفتند که همکاری ایران و این مرد ۶۸ ساله به نام خان از لابراتوار تحقیق از نیمه سال ۱۹۹۰ شروع گشته و شامل بیش از ۱۲ ملاقات در طی چند سال بوده است

Most of the meetings were between Mohammad Farooq, a centrifuge expert from KRL, and Iranians in Karachi, Kuala Lumpur and Teheran, it said.

بیشتر این ملاقاتها بین محمد فاروق یک دلال متخصص از طرف کی ار ال و مقامات ایرانی در کراچی و کوالا لامپور و تهران انجام گرفته

Khan also helped the Iranians to set up a secret procurement network involving companies and middlemen around the world, the report said quoting ISI investigators.

همچنین خان به ایرانیان کمک کرده که یه شبکه مخفی با شرکت کمپانی ها و دلال های دور دنیا تشکیل دهد .


خوب دوستان عزیز
از این گذارش غم انگیز ترین نکته برای من این است که چگونه مشتی جانی قلدر
یک ملت و آینده آنان را بازیچه دست خود کرده و حتی ذره ای برای آنان احترام قائل نشده که زیر کون هفتاد میلیون ایرانی به ساختن بمبی که امکان نابودی آنان را در بر دارد مخفیانه اقدام نماید !!!!
آیا برای همه ما ایرانی ها وظیفه ای مهمتر و حیاتی تر از کمک به ریشه کن کردن این جانیان وجود دارد .
من که فکر میکنم تنها ابلهان و خود فروشان مزدور وظیفه دیگری برای خود قائل هستند
تا نظر شما چه باشد . نانا


azar kiani 19:00 @ Sun, 13 Feb 05

سلام عزيز. ممنون از اين همدلی صميمانه. درگذشت آرتور ميلر و سالگرد درگذشت فروغ رو به همه ی دوستدارانشان تسليت ميگويم. واما ما میگذرانیم ميکنيم روز را وهنوز را.


پولاد همایونی 17:31 @ Sun, 13 Feb 05

خوب بود لینک دادم . در ضمن می دانی که من نمایش او را در دهه پنجاه کار کرده بودم اما ساوک نگذاشت که اجرا کنیم.
خوش باشی


شراگيم 17:18 @ Sun, 13 Feb 05

شبح جان اول خدمتتون عارضم که مرگ فروغ طبق اعلام پزشکی قانونی بر اثر شکستگی جمجمه و ضربه مغزی بوده و نه چيز ديگری...اين از اين...
در مورد کار هم دست روی دلم نگذار شبح جان...این معرفت و مرامه که ما رو پابند کرده لاکردار! یه جورایی جلد این بوم شدیم...به جون شبح نباشه به جان عزیزم با اين حقوقهايی که به ما می‌دن همين زل زدن به صفحه مونيتور هم ديگه صرف نمی کنه...!با خرج دوا درمون چش و چالمون یه جورایی یر به یره...!
حالا خود دانی...خواستی صحبت می‌کنم تو هم بیا بشین ور دلم دوتایی زل بزنیم به صفحه مونيتور...!
ما که بخيل نيستيم.؛)


شبح 9:26 @ Sun, 13 Feb 05

مهشيد جان!(27)
مرسی از اطلاعات‌ات. من روايت‌های مختلفی از آن روز شوم شنيده‌ام. اما چون الان امکان بررسی صحت و سقم‌شان را ندارم بيان نمی‌کنم. شايد وقتی ديگر که سرمان خلوت‌تر بود و اوضاع آرام‌تر مفصل در موردش نوشتم.


Mahshid 4:35 @ Sun, 13 Feb 05

شبح عزیز. این نوشته را در وبلاگ زیتون نوشتم. فکر کردم در اینجا هم برایت بگذارم:

در مورد فروغ ميتونی کارهای ناصر صفاريان را ببينی و بخوانی. سه فيلم و يک کتاب با تحقيقات مفصل در مورد فروغ تهيه کرده.
در کتاب آيه های آه او او با خیلی ها در باره فروغ مصاحبه دارد . اینجا از قول مادرش آمده :
روز دوشنبه ساعت ۲ بعد ازظهر آمد . خدمتکار برایش غذا گذاشت، بعد هم برایش چای آورد. وقتی غذا و چای را خورد ، به حسین گفت از سر کوچه برایش سیگار بخرد. حسین رفت سیگار خرید و آورد . فروغ بسته سیگار را گرفت و یکی در آورد و کشید. بعد بلند شد تا برود . گفتم فروغ جان به این زودی کجا میروی ؟ گفت : مامان اداره ام دیر میشود ، باید بروم سر کار. شال گردنش را همین طوری انداخت دور گردنش و راه افتاد. گفتم : سرت را شانه کن . گفت :ای ...مامان شانه میخواهد چه کار. پرسیدم با ماشین خودش آمده ، که گفت ماشینش را وقتی میخواست برود خارج فروخته و حالا با جیپ اداره آمده ....
دویدم دنبالش توی حیاط و گفتم: ماشینت کجاست؟ گفت : گذاشتم سر خیابان . در را که باز کرد تا برود گفتم : فروغ تند نروی . گفت: مامان شما همیشه نصیحت میکنی . هرچه خدا بخواهد همان میشود . دوباره مرا بوسید و رفت. سر کوچه که رسید و سوار شد ، برایم دست تکان داد و بعد مثل برق رفت.
ـ و همان روز...
ـ بله ، همان روز تصادف کرد و من هم دیگر ندیدمش.


nana 4:25 @ Sun, 13 Feb 05

شبح گرامی

اين خبر را که در راديو فردا بود چون قادر به لينک و پنيک و اينا نيستم کلی کپی کرده ميگذارم
اگر صلاح ديدی ميتوانی خودت آنرا پاک کرده و لينکش را بگذاری . مهم است . نانا


سناتور ريک سانتروم Rick Santorum، رئيس مجمع جمهوري خواهان در سناي آمريکا، روز چهارشنبه لايحه اي را با عنوان آزادي ايران و حمايت از آن به سنا تسليم کرد. اين لايحه تمام تحريم ها، نظارت ها و قوانيني را که در حال حاضر عليه ايران وجود دارد در بر مي گيرد. علاوه بر آن شامل تمام شرکت ها، موسسات و سازمان هايي است که با توجه به قانون اعمال تحريم عليه ايران و ليبي مورد تحريم قرار مي گيرد.

لايحه پيشنهادي از سوي سناتور سانتروم همچنين 10 ميليون دلار براي کمک به گروه هاي طرفدار دمکراسي که با رژيم فعلي ايران مخالف هستند در نظر گرفته است. سناتور گفت ما نمي توانيم در اقدامات لازم براي حمايت از آمريکايي ها در داخل خاک خود و خارج از آن تاخير کنيم. وي اضافه کرد با توجه به گزارش وزارت امور خارجه آمريکا که در سال 2001 ميلادي، چهار سال قبل منتشر شد و الگوهاي آن سپاه پاسداران انقلاب و وزارت اطلاعات و امنيت ايران هر دو همچنان در برنامه ريزي و حمايت از اعمال تروريستي درگير هستند و از گروه هاي گوناگوني که تروريسم را براي رسيدن به اهداف خود به کار مي برند حمايت و پشتيباني مي کنند.

سناتور سانتروم، رئيس مجمع جمهوري خواهان در سناي آمريکا مي گويد گزارش وزارت امور خارجه آمريکا نشان مي دهد که ايران کمک هاي مالي، پناهگاه امن، آموزش هاي لازم و همچنين سلاح هاي سنگين را در اختيار حزب الله لبنان، حماس و جهاد اسلامي فلسطيني قرار داده است. در اين لايحه آمده است که ايران همچنين با حمله هاي تروريستي که عليه کارمندان ارتش آمريکا در برجهاي خبر در عربستان سعودي در سال 1996 صورت گرفت ارتباط داشته و علاوه بر آن به حمله هايي که از سوي شبکه تروريستي القاعده عليه غير نظاميان در سال 2004 ميلادي در عربستان سعودي انجام شد نيز مرتبط بوده است.

اگر لايحه سناتور سانتروم در مجلس سنا تصويب شده و به صورت قانون در آيد، ضوابطي را پايه ريزي مي کند که براي دولت ايران دسترسي به درآمدها و سرمايه گذاري خارجي براي حمايت از تروريسم و همچنين توليد جنگ افزارهاي نابودي همگاني بسيار مشکل تر خواهد بود. اين لايحه همچنين مي گويد تمام تحريم هايي که اکنون از سوي ايالات متحده آمريکا عليه ايران اعمال مي شود، همچنان تا زماني که رئيس جمهوري اعلام کند ايران ديگر تهديدي براي آمريکا و متحدان آن نيست به قوت خود باقي خواهد ماند.

سناتور سانتروم گفت اين مساله بسيار اهميت داد که دولت آمريکا پيام پشتيباني و همبستگي خود را به ملت ايران که مي خواهند خود درباره حکومت خويش تصميم بگيرند. وي ادامه داد اين لايحه کمک هاي بيشتر مورد نياز را در اختيار گروه هاي طرفدار دمکراسي که به پيشبرد عقايد دمکراتيک و اصول مربوط به آن متعهد هستند قرار مي دهد، در اختيار کساني که با وجود زندگي کردن تحت تسلط دولتي که آزادي را تهديدي براي حفظ قدرت خود مي نگرد، همچنان به تلاش هاي خود براي برقراري دمکراسي ادامه مي دهند.


nana 4:16 @ Sun, 13 Feb 05


خوب دوستان

خبری مهم
مجله تايم مقاله ای دارد که تحليل قضايای خاورميانه است .
بسيار روشنگرانه است و به همين دليل
بخشی را که احتمالا برای همه ايرانی ها مورد توجه است ترجمه ميکنم .

By staying out of the process and indicating its preference for regime-change in Tehran, the Bush administration essentially dooms the negotiations to long-term failure, even if they stagger along for months or years.


کابینه بوش با ایستادن کنار و اعلام (تغییر رژیم ) برای ایران در حقیقت مذاکرات را محکوم به شکست میکند حتی اگر به زمانی طولانی یعنی ماه و سال بیانجامد .


Diplomacy and the pursuit of regime-change simply cannot coexist in a single strategy for very long.


(دیپلماسی) و دنبال( تغییر رژیم) نمیتوانند به سادگی با یکدیگر همگامی داشته باشن در یک استراتژی برای مدتی طولانی

The hawks are not unaware of this, of course, they simply believe it's naive to trust any agreement with the Iranians to refrain from doing a North Korea — and advocate diplomacy largely as an exercise in building support for tougher action.

البته عقابها این را به آسانی میدانند .
آنها به سادگی معتقدن که بسیار ساده لوحانه است که هیچ اعتمادی به ایران شود و ایران را باز دارد که کاری که کره شمالی کرد را نکند !!
و در واقع
دقت کنید
در واقع آنان اگر مشغول تبلیغ برای مذاکره
هستند هدفشان جمع کردن
پشتیبان در جهان برای اقدامات شدید تری است .

خوب بفرمائید
اینم که تحلیل گر مجله تایم
رک و راست و روشن خدمت تمامی دوستان داره با صداقت عرض میکند که چی؟
که کار اینها تمومه
کلاغه هم به خونه اش نرسید . نانا


شبح 1:40 @ Sun, 13 Feb 05

زيتون عزيز!(21)
تا جایی که من مي‌دونم فروغ تنها بوده! از پيش ابراهيم گلستان از محل کار برمی‌گشته. حالا اگه دوستان خبر ديگه‌یی دارن که مي‌گن من هم می‌پرسم.

نانا جان!(22)
اميدوارم زخم‌ات زودتر خوب شه.


nana 1:36 @ Sun, 13 Feb 05

خوب دوستان

رفتم دملم را نيشتر زدم و برگشتم
درد شخصی من آرام گرفت

بااندکی تلاش میتوانیم خود را از درد چرکين عفونت زده آش و لاش شده بسيار بسيار دردناک به نام رژيم اسلامی جنايتکار نجات دهيم .
دوستان من از کسی نميخواهم که مردم را به شجاعت به رفتن جلوی گلوله دعوت کند!!!!!!!!
من از شما کاری راحت میخواهم تا میتوانید شعار دموکراسی واقعی میخواهیم را بخصوص بین جوانان جا بیندازد

علت مخالفت شدیدم برای هر گونه تهییج و برخورد خشونت آمیز
این است که حتی اگر باعث سریعتر افتاده شدن اینان شود عاقلانه نیست میدونید چرا؟
زیرا از شکمش کسی بیرون میاد که به اسم دموکراسی سلطنت خواهد کرد !!!!!!!!

خوب براتون نظرات مشعشع روحانی ابله را در مورد پایان مذاکرات با تحلیل !!!! خودم مینویسم .

but differences remain
02-12-2005, 19h35




Janek Skarzynski - (AFP/File)
TEHRAN (AFP) - EU negotiators showed themselves to be more serious in the latest round of talks with Iran over its nuclear program but considerable differences remain, Tehran's senior negotiator said.
مذاکره کنندگان ای یو به نظر میرسید این بار
در مورد برنامه هسته ای ما بسیار جدی بودند !!!!!!!

که تحلیلش این است که
تازه وقتی که همه چیز را به دست امریکا دادند
و به جمهوری اسلامی گفتند که خلاصه که افسار همه مون تو دست امریکاست !!!!!!!
ما فهمیدیم که بابا قضیه فقط بمب اتمی نیست و مائیم که باید بریم
چون با رفتنمون حداقل شش مورد مزاحمت جدی که براشون داشتیم با یه سرنگونی از دستش خلاص میشن !!!!!!!
بابا عجب خری بودیم ها !!!!!!!!


"This time the European side was more serious. That's why we consider the negotiations process more positive," Hossein Moussavian told state television.

این بار طرف های اروپائی بسیار جدی بودند
به همین دلیل ما این مذاکرات را مثبت میدانیم !!!!!!

که تحلیلش این است که به دلیل جدی بودن اروپائی ها که انگشت امریکا در کون یکی یکیشون است
آنها هم با ما جدی بوده و جدی جدی اعلام کردند که راهی جز رفتن ما نیست !!!!!!!!!

Both sides have begun practical talks, but there are still considerable differences between what we are demanding and the European position," he added

حسن موسویان که در تلویزیون ایران سخن میگفت گفت :هر دو پارتی حرفهایشان را میزنندولی هنوز اختلافات زیادی هست که باید حل شود

که تحلیلش این است .
این تصمیم تغییر جکومت ایران تنها به دلیل مساله هست ای نبوده و نیست و نخواهد بود زیرا :

با رفتن ما شش تا از بزرگترین مسائلشون حل میشه و به اصطلاح با یک تیر شش گنجشک کوچک به اضافه
دقت کنید
به اضافه حمایت مردم ایران و از دل آنان عملی را که با مصدق کرده بودیم در آوردن
و کشوری دوست برای خودمان ساختن و
در صورت لزوم در آینده هائی دور اگر لازم شد اتحاد عراق و ایران شیعه با اسرائیل در برابر عربهای سنی بر علیه اسرائیل را به
وجود آوریم را مد نظر نگرفته بودیم
وای عجب خری بودیم ما
که با این همه محبت و نوازش و مهربانی و کمک به این ملت پررو
نفهمیده بودیم که ما رو دوست ندارند !!!!!!!!!
نانا


زیتون 1:27 @ Sun, 13 Feb 05

شبح جان از خبر مرگ آرتور ميلر خيلی متاسف شدم. تاسفم وقتی بیشتر شد که وقتی اين خبر رو به چند نفر از دانشجويان رشته‌های ديگه( هم‌رشته‌ای‌های ما اجبارا می‌شناسنش به خاطر تدريس کتاباش يا نمايشنامه‌هاش) بيشتريا نمی‌شناختنش از بس که اين رسانه‌های ما به مسائل هنری و ادبی بها می‌دن.
مرگ فروغ هم در سن ۳۳ سالگی خيلی عذابم می‌ده. در وبلاگ شراگيم ديدم نوشته خوب شد در اوج مرد و خودش هم اينو می‌خواسته...
در کتاب فروغ جاودانه‌شد نامه‌ش به برادرش فريدون فرخزاد خونده بودم که نوشته بود: فريدون خر٬ اول تو می ميری و بعد من!... و همينطور هم شد.
با تمام این حرفا به نظر من فروغ جای پيشرفت خيلی بيشتری داشت..
شبح جان شنيدم ژانت کهن‌صدق قهرمان دوی بانوان ايران که در آسيا طلا گرفته بود همراه فروغ در تصادف مرده. صحت اين خبرو از کجا می‌تونم بفهمم. شراگيم می‌دونه؟ آرش سرخ چی؟


خیابان شماره 11 0:16 @ Sun, 13 Feb 05

سلام مجدد
ممنون که به من سر زدی.
در ضمن اگر من رو توی لیست بلاگ رولینگت هک یک جا جا بدی که دیگه محشره.
بازم ممنون از لطف شما
موفق باشید


شراگيم 0:14 @ Sun, 13 Feb 05

سلام شبح جان...چکامه شماره 7 از فروغ نیست...! (البته کنجکاو عزی زهم اشاره دارد به این نکته) ...کسی که به اندازه ی سر سوزنی با شعر فروغ و سبک و حال و هوای ان آشنا باشد این را می داند...هرجا این شعر را می خوانم که منتسب به فروغ شده است خونم به جوش می آید...!
خواستم یه چیزی بگویم که یه چیزی گفته باشم:)


landlady 23:55 @ Sat, 12 Feb 05

راستی هم که یادش گرامی.
و خاک خاک پذیرنده
اشارتیست از آرامش.


شبح 23:46 @ Sat, 12 Feb 05

کنج‌کاو عزيز!(7)
متشکرم از چکامه‌ی که از فروغ نوشتی.

آرش جان!(12)
مثل هميشه با اطلاعات زيادی که داری به ياری‌ام شتافتی. متشکرم. ضمنا از نظر من تو کارشناس تمامی نه نيمه کارشناس اونم نه در سينما که در خيلي چيزهاي ديگه البته خب در سياست نيمه کارشناسی!(شوخي کردم اخم نکن)


nana 22:04 @ Sat, 12 Feb 05


دوستان

این خبر مال یک ساعت پیش است

تیتر خبر این است



February 12, 2005 6:30 PM

U.S. intelligence reviews Iran information

منابع اطلاعاتی امریکا مشغول بررسی اطلاعات راجع به ایران هستند .

در این خبر که خواندمش میگوید که به دلیل اشتباهی که منابع اطلاعاتی در مورد عراق و داشتن سلاح های شیمیائی !!!! کردند
این بار با ایران میخواهند تمامی اطلاعات را بی کم و کاست برای تجزیه و تحلیل و تصمیم نهائی ( که رفتن این جانیان به هر طریقی ) است داشته باشند .
بهر حال بخش کوچکی را ترجمه کرده برایتان مینویسم
علت اینکه کل خبر را ترجمه نمیکنم چون برای این دمل که به سرسختی و کثافت و عفونت رژیم اسلامی است و به نشیمنگاهم چسبیده عازم دکتر هستم .نانا


The review was ordered by the CIA's National Intelligence Council, which
focuses on longer-term intelligence issues, at a a time when the
Bush administration has hardened its rhetoric over Iran.

بررسی به دستور کنسول امنیت ملی سیا
داده شده که تمرکز روی اطلاعات قدیمی تر
انجام گیرد
در زمانی که کابینه سخنان خود را خطاب به ایران سخت تر کرده است.


آرش سرخ 21:11 @ Sat, 12 Feb 05

در کامنت قبلي,منظورم از سن مریلین منرو هنگام ازدواج, حدود سی سال بود,نه بیست سال. عذر می خوام.


آرش سرخ 21:10 @ Sat, 12 Feb 05

شبح جان به عنوان نیمه کارشناس سینمایی! اجازه می خواهم, بگویم که او در تاریخ سینما هم نقش مهمی داشت.
تا امروز 55 فیلم بر اساس آثار او ساخته شده, که خود در نوشتن فیلم نامه ی بعضی از آن ها دست داشته.
برای نوشتن فیلم نامه ی "بوته ی آزمایش" فیلمی که در سال 1996 ساخته شد, او حتی کاندید به ترین فیلم نامه ی اقتباسی در جشن واره اسکار و بافتای انگلستان و جشنواره ی ماهواره ی طلایی, هم شد.
او در جوایز معروف, امی که مخصوص آثار تلویزیونی است, هم سه بار کاندید شد که دو بار آن موفق به گرفتن جایزه ی امی شد.
(یکی از برنده شدن ها و یکی از کاندید شدنها برای دو اقتباس تلویزیونی از "مرگ دستفروش بود)
جدا از این ها,.
او برای یک سریال تلویزیونی در همین دهه ی 90, مسئولیت انتخاب بازیگر را به عهده داشت و در برنامه ها و مستندهای مهم سینمایی و تلویزیونی صحبت های مهمی انجام داده.
جالب است بدانی که او حتی به جلوی دوربین هم راهی یافت و در چهار اثر سینمایی,ایفای نقش کرده که معروفترین و اولین آن , اثر معروف الیا کازان"بومرنگ" بود که آرتور میلر در آن,بدون این که اسمش در عنوان بندی فیلم باشد, نقش کوچکی ایفا کرده.
راستی متوجه نشدم,چرا, همه جا ازدواج او با مریلین منرو را کوتاه می نامند!
مریلین منرو, همسر دوم میلر بود و پنج سال با او زندگی کرد.
که خیلی هم کوتاه نیست!
این را هم جالب است بدانید که او از منرو,یازده سال بزرگ تر بود و هنگام ازدواج, میلر, چهل و شش ساله و مریلین منرو, حدودا بیست ساله بود.
یاد هر دو گرامی باد
________________
یاد فروغ عزیز هم همینطور.
مرگ من روزی فرا خواهد رسید,
در بهاری خالی از امواج نور,
.....


nana 20:39 @ Sat, 12 Feb 05


به نام نامی مردم ايران

با درود به همگی دوستان

برادرم که شش سال از من کوچکتر است هنگامی که ده ساله بود من به شدت درس خواندنش را کنترل ميکردم
و چون تنبل بود و درس خواندن را از سر باز ميکرد و بازيگوشی مينمود مثل سگ از من ميترسيد
روزی از او پرسيدم :
کارنامه ات چی شد ؟
چون دوسه تا تجديدی داشت گفت :
هنوز نگرفتمش
گفتم فردا حتما حتما از معلمت کارنامه ات را بخواه و به خانه بياور !!!!
فردای آن روز در فرصتی گفتم :
کارنامه ات چی شد گرفتی ؟
گفت : آری
گفتم بياورش
خود را به کاری مشغول کرد و مدتی گذشت با عصبانيت گفتم :
چرا کارنامه ات را نمياوری
در حالی که شکمش را ميخاراند گفت :
-- ا.....بذار اول شکمم را بخارانم !!!!!!!!

به اين خبر توجه کنيد :


بيانيه سپاه پاسداران: سلمان رشدي سرانجام گرفتار آتش قهر انقلابي و خشم مقدس فرزندان امام خواهد شد، ايسنا

دوستان این همان خاراندن شکم رژیم تبهکار اسلامی است !!!!!!!!!

اخبار را دنبال میکنم و قرار است مورد ایران در مجلس سنای امریکا به بحث و تبادل نظر گذاشته شود
آن را با دقت دنبال کرده و برایتان خواهم نوشت .

نظری راجع به آتور میلر و فروغ فرخزاد ندارم
زیرا که من خوشبختانه در شرایطی چنین حساس که سرنوشت هفتاد میلیون ایرانی و فرزندان آنان مطرح است
وقتی برای پرداختن به مرده ها هر اندازه
بزرگ و هنرمند ندارم و از هر ثانیه ای برای
کمک به زنده ها مدد میجویم . نانا


خيال 19:42 @ Sat, 12 Feb 05

آرتور ميلر را دوست مي داشتم.. يادش به خير


Mahya 18:55 @ Sat, 12 Feb 05

من سردم است . من سردم است و انگار هيچوقت گرم نخواهم شد . اي يار اي يگانه ترين يار آن شراب مگر چند ساله بود ؟ نگاه كن كه در اينجا زمان چه وزني دارد و ماهيان چگونه گوشت هاي مرا مي جوند . چرا مرا هميشه در ته دريا نگاه ميداري :(


کنجکاو 18:16 @ Sat, 12 Feb 05

آيا اين چکامه از آن فروغ است را من نمی دانم و چاپپخش کننده چکامه های فروغ (نويد –آلمان 1368) هم آن را از نسکی به نام "قدرت و مقاومت زن در تاريخ" نوشته غلام رضا انصاف پور برگ 258 آورده است.

خواهر

خيز از جا، پی آزادی خويش
خواهرمن، ز چه رو خاموشی

خيز از جای که بايد زين پس
خون مردان ستمگر نوشی

****
کن طلب حق خود ای خواهر من
از کسانی که ضعيفت خوانند

از کسانی که بصد حيله و فن
گوشه خانه ترا بنشانند

****
تا به کی در حرم شهوت مرد
مايه عشرت و لذت بودن

تا به کی همچو کنيزی بدبخت
سر مغرور را به پايش سودن

****
بايد اين ناله ی خشم آلودت
بی گمان نعره و فرياد شود

بايد اين بند گران پاره شود
تا ترا زندگی آزاد شود

****
خيز از جای و بکن ريشه ظلم
راحتی بخش دل پرخون را

جهد کن جهد که تامين کنی
بهر آزادی خود قانون را


باری چامه ايی حماسی ی است و بيشتر به کارهای پيش از فروغ می خورد تا آن هنگام که فروغ می زيسته و شايد مشقی است که فروغ در نوجوانی اش کرده باشد.


کنجکاو 18:07 @ Sat, 12 Feb 05

ايمان بياوريم به آغاز فصل سرد
ايمان بياوريم به ويرانه های باغ های تخيل
به داس های واژگون شده بیکار
و دانه های زندانی
نگاه کن که چه برفی می بارد ....

شايد حقيقت آن دو دست جوان بود، آن دو دست جوان
که زير باريش يکريز برف مدفون شد.
 


Roba 17:28 @ Sat, 12 Feb 05

Awesome! Thank You


جوان سوسياليست 16:43 @ Sat, 12 Feb 05

چه بايد کرد؟ پاسخی به ترانه عزیز
به کامنت پيش رجوع شود.


شهلا 16:35 @ Sat, 12 Feb 05

درود بر تو شبح جان
درود بر فَــــرَ وَ شی تمام نزد خدا رفتگان باد.
تا درودی دگر بدرود.


داريوش 16:31 @ Sat, 12 Feb 05

سلام شبح جان!
نمي‌دونم چرا بعضی‌ها که گردن‌ِشون از تنه‌ي درخت هم کلفت‌تره نمي‌ميرند تا يک ملت راحت بشن!
راستي دقت كردي برف چه‌چوري اركان حكومت حضرات را لرزانده و همه چيز رو از كار انداخته! حتا مخارج ِ هنگفتي را كه براي شستشوي مغزي بچه‌ها در مدارس كرده‌ بودند ماند رو دست‌شان! و بچه‌ها هم يه سال كمتر مورد هجمه قرار گرفتند!
راه‌پيمايي را كه نگو! فلچ شد و رفت!
در اين‌باره شعركي گفته‌ام در "آزادي براي ايران". خوشحال ميشم بخونيد!


روزبه 16:22 @ Sat, 12 Feb 05

کاش خدايی بود تا با ديدن اين گونه انسان ها از دست پختش راضی می شد دو اثر ميلر را خوانده ام البته با ترجه دوستی ..فروغ هم که نگو با او زندگی راحت تر است









زبان:
نگهداری مشخصات؟