پايين صفحه

شبح 17:08 @ Sat, 8 Jan 05

عزيزدوردونه‌ي عزيز!(175)
من برای حرف‌ام دليل آوردم کاش آن دلايل را رد می‌کردی! فکر نمی‌کنی برخورد تو برخوردی دگم است؟


عزیزدوردونه 0:31 @ Fri, 7 Jan 05

شبح جان سلام
چه حرفايی ميزنی گاهی اوقات آخه چه ربطی داره زلزله به سرمايه داری جهانی
گاهی اوقات فکر نميکنی توی اين ايدئولوژی که قبول داری مثل دیندارها رفتار میکنی


nana 8:07 @ Fri, 31 Dec 04

عمو استالين

يه مورد ديگه برای اينکه شما اين شعر و شعارها را برای پاداش دنيوی ميکنيد !!!!
نه برای طبقه کارگر !!!!!

(تب و لرزت را بزار وقتی خرج کن که کسی به تو یک مویز یا نخود بدهد. )

میبینی این تفکر درونی تو است چون خودت دنبال مویز و نخود هستی خیال میکنی هرکی هرچی بگه دنبال یه نفعیه !!!!!!
مگه نه ؟
میبینی بدون اینکه بخواهی خودت با حرفات دستهات رو رو میکنی !!!!!
ولی بذار بهت بگم مویز و نخود مردم ایران برای دهانهای شما خیلی بزرگه و تو گلوتون گیر میکنه !!!!!!
میگی نه امتحان کن
من یکی از اون مردم هستم . نانا


nana 7:46 @ Fri, 31 Dec 04

عمو استالين

ببينم تو که نتونستی کون خودت را از زير شلاق اخوندا نجات بدی !!!!!
چرا قمپز در ميکنی و ميخوای بوش و باباش رو به لجن بکشی !!!!
اين قمپزا رو کسی در ميکنه که اول بتونه کون خودش را از ازار و رنج حفظ کنه !!!!!!
از همين مثالت ميتونم بگم که باقی شعارها و گنده گوزی هاتون هم همينه !!!
مگه نه ؟
واسه همین من میگم اگه زبانم لال خدا اون روز رو نیاره شماها به یه قدرتی برسید
میخواهید انتقام تمامی این درکونی ها رو که خوردید از یه مشت مردم بدبخت با استناد به نام نامی طبقه کارگر !!! بگیرید
و اون وقت از هیچ جنایتی برای حفظ اون قدرت فرو گذار نمیکنید
خالی بند هستید - تو سری خور هستید
عقده های فراوون دارید با یه همچین شخصیت هائی چه بروز مردم ایران میاورید
خدا میدونه ؟
اگه به من میگی اصلاح طلب هیچ اشکالی در ان نمیبینم و به جرات میگم که یک موی دم بیضه همین خاتمی بی عرضه به تمامی سازمان عریض و طویل شما عقده های مجسم میارزه
چون حداقل خشونت تو وجودش نیست
مگه نه ؟ نانا


جوان سوسیالیست 7:36 @ Fri, 31 Dec 04

ننه مصلحت.
من خودم کارگرم و لازم نمیدانم پشت شلاق خورده خودم را مثل تشعشعات فکری تو برای جلب افراد پشت ویترین بزارم.
من نمیدونم تو صبح به صبح صورتت را با چه میشویی که اینگونه گستاخ، هم از سرمایه داری دفاع میکنی، هم ضد کمونیستی و هم اصلاح طب و تازه میخواهی چهره دمکراتی هم به خودت بدهی آنهم با فحاشی و فرمایشت صد من یه غاز.
اگر میخواستی با بیان اراجیفی که به جای فرمایشات روشنفکری به خواننده قالب کنی تا کسی را پیدا کرده احوالی ازت بپرسد لابد تا کنون در این امر موفق بودی و اگر نه گاهی استراحت و مطالعه بد نیست، این را هم امتحان کن.
لطف کرده روضه های رقیه برای ما نخون، تب و لرزت را بزار وقتی خرج کن که کسی به تو یک مویز یا نخود بدهد.
یادت نره اگر کسی از جمله شبح میخواست خود را تبلیغ کند باید به یاد افشاگری های تو بیفتد که هیچ تبلیغی از آن کارا تر نیست، برو به کارت برس، دست خاتمی به همراحت.


nana 6:09 @ Fri, 31 Dec 04

بچه ها
اگر نميدانيد بگذاريد به همه شما بگويم
در زمان استالين که به اسم جکومت کارگران ميليونها انسان را ادمهائی از قبيل همين جوان سوسياليست و شبح و.....
گردن زدند
ديوانه خانه ها پر بود از ادمهائی مانند من که تنها به جرم زدن حرف حق و خلاف منافع انان در پشت ميله های تيمارستان برای تمام عمر زندانی شدند
به عنوان مدرک ميتوانيد به کتاب
مجمع الجزاير گولاک اثر سولژنيتسين رجوع کنيد .
هيچ عجب نيست که شبح چپ رياکار استناد به تب بالای من ميکند
ميبينيد جتی روشهای کثيف خود را هم ادامه داده اند و انقدر خرد ندارند که روشی تازه برای برچسپ زدن اختراع کنند . نانا


nana 6:00 @ Fri, 31 Dec 04

مرتيکه سوسياليست ۱۶۸

نميخواد جورج بوش بزرگ و کوچک رو به لجن بکشی اگه مرد حمام زنانه نيستی
برو تو خيابون جلوی شلاق زدن کارگران مورد ادعای خودت را بگير !!!!!!
همه تون با نام مستعار از پشت مانيتور
خون ريز و شجاع هستيد ولی حتی تخم اينکه اسم واقعيت را بياری نداری !!!
پس درش رو بگير برای من قهرمان بازی
الکی در نيار
تمامی شما بزدلان بی خايه را مانند کف
دستم ميشناسم . نانا


nana 5:51 @ Fri, 31 Dec 04

حضرت شبح سانسور چی
ببينم گفتن اينکه من خودم را موجب استفراغ اين و ان ميکنم فحاشی نيست نه !!!!!
خوب بدون فحاشی مينويسم تا ببينم ديگه چه بهانه ای داری

آّهای مردم ايران :
اين گروه های چپ از هر قسمی کوچکترين ربطی به کارگران ندارند
اينان ميخواهند همانگونه که اخوندها به عنوان کفالت از طرف خدا پدر همه را در اوردند و يک مملکت را به خاک و خون کشيدند
اينبار به نام کارگران و به کفالت نداده از طرف انان گردن همه را بزنند و صد درجه بدتر از انان هستند
به عنوان مدرک ميتوانيد به فجايعی که پول پوت به نام کمونيزم در کامبوج کرد رجوع کنيد
اين جوان سوسياليست در پيام من که يک حادثه ساده سرماخوردگی خود را شرح داده بودم و به شکل سمبوليک گفته بودم که به همه فحش ميدم
از بين تمامی گروه ها و ادمهائی که نام بردم رگ گردنش فقط و فقط برای کارگران بيرون زد
برای او باقی ادمها ادم نيستيد و احتمالا لايق فحش خوردن هستند
شبح کمونيست سرگردان که بين ايده های اينان و نميدونم چه افکاری تلوتلو خوری ميکند هم دست به دست اينان داده و پيام مرا سانسور کرد
من کلمه گا ...... را برای مردم ايران از طرف اخوندا و بعد از انان کمونيستها نوشته بودم
و شبح سانسور چی اين پيام روشنگرانه را به بهانه فحاشی پاک کرد .
شبح و تمامی چپ ها اين را بدانيد که من بيدی نيستم که از بادهائی چون شما بلرزم
و به همه شما قول ميدهم که تمامی شما را افشا کرده و به زانو در خواهم اورد . نانا


جوان سوسیالیست 5:26 @ Fri, 31 Dec 04

ننه مصلحت
من مدافع جواهر فروشی مظفریان نیستم، چلوکبابی شمشیری و سوهان حاج آقا و پسران و ... همه را به حساب لوس بازی های شخصیت تو گذاشتم، کاری که بیشتر مورد توجه همون مرد آمریکایی است که موهایش را به یکطرف شانه می کرده تا کچلیش دیده نشه که تو بتونی در مهمانی او خوش باشی. هر کس دلش خواست از آنها دفاع کند خودش زحمت اینکار را بکشد. اما در مورد فحاشی به کارگران شریفی که روزانه شیره جانشان توسط کسانی که تو به آنها عشق میورزی ریخته میشود، من در مقابل تو ایستادن که سهل است، جرح بوش بزرگ و کوچکت را در لجن نشان میدهم.


nana 4:38 @ Fri, 31 Dec 04

مرتيکه سوسياليست

ديدی چه آسون مشت کثافاتی چون تو را ميتونم وا کنم
حتی وقتی که قصدش را ندارم !!!!!
حتی وقتی که فقط يک حادثه را شرح ميدم
ميخوای بدونی چطور ؟ بهت ميگم :

مردک ... چرا بين اين همه گروه اجتماعی که گفتم فقط (کارگران ايران خود رو ) بود که بهت برخورد !!!!!!
يعنی اونای ديگه آدم نيستند و ميشه بهشون فحش داد آره ؟
----------------------------------------
به دليل فحاشی که ظاهرا از تب بالای اشاره رفته در کامنت 164 ايشان ناشی می‌شود بقيه اين کامنت حذف شد.
اميدوارم هر چه زودتر ايشان سلامتی خود را باز يابند.
شبح


جوان سوسیالیست 4:16 @ Fri, 31 Dec 04

ننه مصلحت.
قصه ها و افکار تو به قدر کافی تهوآور هست، نیازی نیست به کارگرانی فحش بدی که شب و روز مورد فحاشی کارفرما ها و عناصر سازمان امنیت و پلیس ضد شورش هستند. کارگران ایران ناسیونال روزانه آنقدر تحت فشار، آزار و مورد فحاشی هستند که دیگه فحشهای آپاراتچی هالیود از اون سر ینگه دنیا براشون باد هواست.
خودت را بیشتر از این بهانه استفراغ این و آن نکن، بگرد دنبال دستمال حریری که همیشه در خدمت تر و خشک کردن اصلاحات دم دست داشتی و ببند به سرت تا موجب سردرد بقیه نشی.


mtashk@gmail.com 0:14 @ Fri, 31 Dec 04

یک بار و برای همیشه بپذیریم که امنیتی وجود ندارد.هیچ جا.


nana 23:30 @ Thu, 30 Dec 04

فکر کنم آّه کنجکاو و ارنستو منو گرفت !!!!
با تب بالا و برانشيت شديد اين شب عيد
ارامنه !!!! به رختخواب افتاده ام و دارم از دم
به سرمايه داری !!! سوسياليزم !!!!! اسلام !!!
مادونا - بهروز وثوقی - جواهر فروشی مظفريان - ليلا فروهر - چلو کبابی شمشيری - کارگران ايران خودرو -
رقاصه های کاباره ليدو
مونيکا لوينسکی - کاپولا و ماشين وولوو....
فحش خواهر مادر ميدم . نانا


ارنستو چه گوارا 22:58 @ Thu, 30 Dec 04

هاله جان

اگه به هالو اسکن اعتراض کنم ميترسم که مثل افشين بگي : اي نمک نشناس حروم لقمه سرويس مفتي هالو اسکن ميگيري اونم از جهان سرمايه داري که قبولش نداري بازم دو قورت و نيمت باقيه – اگه راست ميگي برو از فيدل سرويس کامنت بگير– يا مثل دوستت پروانه بگي اگه به اين خرسها عسل هم بدي ، دستتو گاز ميگيرن .

خلاصه شرمنده از بابت نمک خوردن و نمکدان شکستن – هرچند که نمکدان پلاستيکي بوده و بدرد خيريه و يا بقول شما امروزي ها آن جي او ميخورده (:


هاله 22:37 @ Thu, 30 Dec 04

ارنی جان، باید شکایت به خود هالو اسکن بکنی که بیش از یک تعداد مشخص حروف اجازه نمیده. میتونی از اینتیشن هم استفاده بکنی ولی دو اشکال داره - یکی اینکه یونیکد رو با دیفالت نشون نمیده و باید هر بار دستی اینکودینگ رو با ماوس عوض کنی و دوم اینکه سالی به چند ماه کامنت دونیت به کل خرابه از بس سیستمشون آشغاله. من نشستم براشون طی یک ایمیل بلند بالا توضیح دادم که باید چه کار بکنن روی سرورشون برای رفع مشکل اینکودینگشون ولی بازم کاری در موردش نکردن. به هر حال به نظر من هالو اسکن از اون خیلی بهتره با اینکه همچین محدودیتی داره.

والله این طومارهایی که پژمان مینویسه باید به صورت مقاله منتشر کنه، چی چیش کامنته؟ :)


ارنستو چه گوارا 20:47 @ Thu, 30 Dec 04

پژمان عزيز
ممنون از پاسخ مفصل تو- ذخيره ميکنم تا اگر بعدآ (پس از اين هياهو) خواستم در موردش بنويسم –پاسخت را داشته باشم. بهرصورت ميداني که تفاوت ديدگاهها از زمين تا آسمان است و زيبايي اين گفتگو هم به همين است و از آن زيباتر آموزنده بودن پاسخ هايت است که فکر و انديشه را بسط ميدهد. ممکن است ادامه بحث را بي فايده بدانم ولي مسلمآ نوع نگاه يک حقوقدان فرهيخته پرو کاپيتاليزم را در خاطرم زنده نگاه ميدارم و از آن بهره ميگيرم.
در مورد پيغام گير وبلاگم هم از دوست مشترک هاله بازخواست کن – نه از من – دوست مشترک کاري کرده است که وبلاگ من پيغام هاي بلند و بالا را سانسور کند تا با دستاويز قرار دادن آن –من را به حمايت از سانسور متهم کند (باز هم بگو غير سياسي است – اگر يک ماکياوليست در اين ميان باشد ، همان دوست مشترک است)
در مورد لينک دادن به کامنت هاي تو که خودم در وبلاگم توضيح داده ام که به صرف ام نيست که کامل کپي کنم (:


// 19:50 @ Thu, 30 Dec 04

(ادامه ...) کلامِ‌ آخر اینکه 'به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقی است' :) فکر می کنم تمامِ این بحثِ طولانی همانگونه که در نظرِ این بار سعی کردم نشان دهم برایِ نشان دادنِ این بود که پرسشهایِ غیر سیاسیِ نسرین و بویژه هاله در پستِ "مایاکوفسکی..." این وبلاگ موجه و درست بوده و پاسخهایِ سیاسی ای، دستِ کم به نظرِ من، که منوچهر و بویژه تو در مقابلِ آنها ارائه کردید از مشروعیت آنها نمی کاهد.

در همین جا هم اعلام می کنم که به جدِّ هاله خرِ ما از کرگی دم نداشت! :) ما زمین خورده ایم، عبدیم، عبیدیم. به خدا الان که اینها را می نویسم ساعتها از نیمه شب گذشته . شب کوتاه است و قلندر بیحال:)...

شاد و موفق باشی.

-------------------------------------
لازم است تشکری هم از صاحبخونه این وبلاگ بکنم که از گشاده دستی اش در پذیرفتنِ نظرهایِ بلندبالا سوء استفاده کردم
. نظر خواهیِ وبلاگِ ارنستو از چند خط به بالا را حذف می کند. مثلِ صاحبِ خوشِ انصافش:) می ماند که وقتِ نقلِ ماجرایِ بحثٍ من دیگران با خودش گفته هایِ خودش را تا نقطه آخرِ خط نقل می کند ولی به گفته هایِ من که می رسد لینک می دهد آنهم به ابتدایِ نظر خواهی ای با 109 نظر.!رفیق ارنستو، ما که چیزی نمی گیم ولی اینه عدالتِ سوسیالیستی؟ :)


// 19:35 @ Thu, 30 Dec 04

(ادامه ...) در قسمتِ‌دومِ‌نظرت در موردِ‌NGO ها که صرفا" یکی از سازمانهایِ غیرسیاسی موردِ نظر من برایِ اقدامهایِ مربوط به حقوقِ بشر است "مثالی" آورده ای که

"در جريان زلزله بم با يک ان جي او بين المللي آشنا شدم . اين سازمان ميخواست کمک هايش را به بم برساند – سئوال اول : جراميخواست؟
نقل قول از کارمند "ان جي او" معتبر: چون يک شرکت معتبر تجاري اين آن جي او را حمايت ميکند و در واقع اين ان جي او را تشکيل داده و اگر بتواند مثلآ ايکس مقدار بعنوان کمک هزينه کند و معادل آن و يا درصدي از آن را صرف تبليغات کند ، ميتواند از معافيت هاي مالياتي بهره برداري کند که خيلي بيشتر از هزينه انجام شده است..."

نکته اول اینکه این فقط یکی از سازمانهایِ غیر دولتی بوده است و اگر به زعمِ‌تو در عملکردش 'اخلاصٍ عمل' نداشته است دلیل نمی شود که همه سازمانهایِ‌غیردولتیِ‌ دیگر دنیا هم عملشان بر اساسِ نفعِ‌ شخصی یا تجاری است (در منطق از جزء نمی توان کُل را نتیجه گرفت). به عنوان مثالی در ردِ‌نظر تو می توان "کانونِ وکلایِ مدافعِ حقوقِ بشر" در ایران را مثال آورد. شادیِ صدر از همین کانون وکالت لیلا مافی را بعهده گرفت (به احتمالِ قریب به یقین مجانی)و عبدالصمدِ خرمشاهی وکالتِ افسانه نوروزی را.

نکته دوم این است که به نظرِ من و با عرضِ معذرت همین مثال هم دستِ کم برایِ من شاهدی بر منظورِ تو مربوط به سودجویانه بودنِ عملکردِ "تمامی" سازمانهایِ غیردولتی نیست. در موردِ معافیتهایِ مالیاتی گفته ای و آن را وسیله ای در دستِ سرمایه داری دانسته ای

" ...ماليات خلاف تعريف متداول آن براي جوابگويي هزينه هاي دولت نيست بلکه روشي است که سيستم سرمايه داري براي حل موقتي بحران هاي خود از آن بهره ميگيرد..."

تا جایی که من می دانم مالیات در بیشتر کشورهایِ توسعه یافته و در علمِ اقتصادِ امروزی ابزاری برایِ رسیدن به هدفهایِ متعدد است که غیر از تامینِ هزینه هایِ دولت از مهمترینِ آنها می توان به توزیعِ متوازنِ ثروت (بیشتر گرفتنِ مالیات از افراد با درآمدهایِ بیشتر) و تشویقِ افرادِ جامعه به عملکردهایِ سودمند برایِ جامعه (توسطِ بخشودگیهایِ مالیاتی) است. یکی از مهمترین منبعهایِ درآمدهایِ پژوهشی در آمریکا و سایر کشورهایِ توسعه یافته سرمایه گذاری بخشِ خصوصی در این زمینه ها است که به درستی بخشودگیِ مالیاتی را به دنبال دارد. نفسِ آگهی دادن هم، به نظرِ من خطِ قرمز محسوب نمی شود و در دنیایِ امروزی ،چه خوب و چه بد، مهمترین وسیله جذبِ مشتری و فروش است. درآمد و رفاهِ مردم در کشورهایِ توسعه یافته مستقیم یا غیرمستقیم بیشتر از همین تجارت و خدمت دهی تامین می شود.

گفته ای که

" کمک هاي اين "ان جي او" بدست مردم بم نرسيد و سيستم اداري فاسد حاکم در ايران هر کدام سهمي را برداشت – جالب است که مسئول خارجي اين آن جي او هم خود ميدانست..."

در نظامِ سازمانی کشورهایِ توسعه یافته معمولا شرحِ وظیفه افراد به دقت و صراحت توصیف می شود. آن مامور احتمالا وظیفه نداشته، که به فرضِ محال هم که وظیفه می داشت در مملکتِ غریب امکان و توانش را نداشت، که از به گفته تو سهم خواهیِ سازمانهایِ مختلف جلوگیری کند. بهترین کاری که او می توانسته بکند و احتمالا هم کرده گزارش وضعیت به مقامهایِ بالاترش بوده است. شاید چنین گزارشهایی یک علت این امر باشد که به گفته خاتمی "از یک و یک دهم میلیارد دلار کمکهایِ خارجی تعهد شده به بم تا امروز (سالگردِ زلزله) فقط هفده و نیم میلیون دلار رسیده است" (اگر حافظه ام درست یاری کند و عددها را اشتباه نکنم. ولی فکر می کنم نسبت چیزی در این حدود است).


پژمان 19:02 @ Thu, 30 Dec 04

سلام ارنستویِ عزیز... در مورد قسمتِ اولِ پاسخت به آخرین نوشته من، نوشتی

"دوستمان پژمان از من مرجعي براي" مرامنامه سياست" خواسته بود- پيمان عزيز ميداند که من اين ترکيب را خودم ساخت ام تا مقصودم را برسانم ، پيمان هم خودش را ميزند به کوچه علي چپ که همچين چيزي وجود ندارد:

– من هم تکه هايي از "شهريار" نوشته ماکياولي را برايش قرار ميدهم:"

نکته در اینجاست تو در پاسخِ اعتراضِ نسرین به حککا گفته بودی:

"حکک يک حزب سياسي است براي کسب قدرت(تا امروز) ....- تا اينجا که گفتم خلافي بر اساس مرامنامه و اساسنامه سياست انجام نداده است (مگر اينکه بگويي من که مرامنامه سياست را قبول ندارم)..."

یعنی به گفته خودت عملِ موردِ اعتراضِ نسرین (و هاله) را به علتِ " خلافِ مرامنامه سیاست" نبودن مجاز دانسته ای. به طورِ ضمنی در این نظر و به طورِ صریح در نظرِ بعدی ادعا کرده ای که

"هر جريان سياسي که حزب تشکيل ميدهد تا قدرت سياسي را قبضه کند، يا اين مناسبات را پذيرفته و يا مجبورش ميکنند که بپذيرد ، چون از اصول پذيرفته شده اين بازي است که اسمش سياست است )"

تو با تاکید ادعا کردی

"مرامنامه سياسي ماکياولي را که مرامنامه تمامي ( تآکيد ميکنم تمامي) احزاب سياسي چپ و راست و ميانه و کند رو و تندرو هست"

پرسشِ من به صراحت این بود که" از کجا به چنین یقینی رسیده ای که تمامِ احزابِ سیاسی بر اساسِ مرامنامه (؟) سیاستِ ماکیاولی عمل می کنند؟" آیا خودت با پژوهش به این نتیجه رسیده ای یا این حرف چکیده نظر استادانِ فن است. متاسفانه آوردنِ نقلِ قولهایی از ماکیاولی در پاسخِ این بارِ تو و این که، به زعمِ تو، و بدونِ ارائه مدرک مستند، این نکته ها می تواند "برخی" رفتارهایِ سیاسی "بعضی" از حزبها را توضیح دهد همجنان این را ثابت نمی کند که مثلا" کتابِ شهریارِ ماکیاولی "مرامنامه" تمامی حزبهایِ موجود و قبل از این بوده است.

شایدِ یک علتِ ساده بر ردِ این "به تمامی" ماکیاولی بودنِ عملکردِ حزبها این باشد که در زمانِ ماکیاولی هنوز منتسکیو به دنیا نیامده بود تا کتابِ روح القوانین را بنویسد و اصلِ تفکیکِ قوا را بعنوانِ اصلِ پذیرفته شده در اکثر قریب به اتفاقِ کشورهای دنیا جا بیاندازد. حاکم به مفهومِ ماکیاولیستی و حکمرانِ مطلق آن با توجه به مفهومِ تفکیکِ قوا در حالِ حاضر در کشورهایِ مردمسالار مصداق ندارد. ماکیاولی قرنها قبل از انقلابِ فرانسه می زیسته و در زمانِ او مردم بیشتر "رعیت" بوده اند و شهروندی به معنی امروزی وجود نداشته است. در عصرِ ماکیاولی سرمایه داری صنعتی (و جدیدا" اطلاعاتی) وجود نداشته است تا او بخواهد بر اساسِ آنها نظریه پردازی کند. در عصرِ ماکیاولی و حکومتِ کلیسایی مفهومِ دولت-ملت اصولا" در ذهنِ هیچ کس نمی گنجید. بنابراین با توجه به موردهایِ گفته شده بسیار بعید است که نوشته های ماکیاولی اصولا" بتواند رفتار به نظرِ من بسیار پیچیده داخلی حزبهایِ و جامعه هایِ امروزی در کشورهایِ توسعه یافته را توضیح بدهد. امیدوارم از مقایسه من نرنجی (در مثل مناقشه نیست) ولی شاید این مسئله شبیه به ادعایِ فعلی برخی افراد باشد که دستورهایِ هزارو چهارصد سال پیشِ شرعی (مثلا قصاص یا پرداختِ دیه با شتر) می تواند مسئله هایِ قضایی و حقوقی جامعه فعلی ایران را حل کند. این هم نظری است ولی پذیرشش مشکل است و نیاز به استدلالِ محکم و مستندِ منطقی دارد.

مهمترین میراثٍ ماکیاولی، به نظرِ من، مفهومِ "هدف وسیله را توجیه می کند" است که معمولا هر وقت کاری غیراخلاقی است یا پشتوانه منطقی محکمی ندارد برایِ توجیه و بویژه برایِ اقناعِ افکارِ عمومی از آن استفاده می شود (فکر می کنم تو خودت هم در توجیه عملِ حککا به این مفهوم اشاره کرده ای). مثالی از این دستِ استفاده بوش و بلر از بهانه وجودِ سلاحهایِ کشتارِ جمعی در عراق برایِ حمله به عراق، که هیچ جانِ آگاهی آن را باور نکرد و تا به امروز هم چنین سلاحی پیدا نشده است.

به هر حال با توجه به موردهایِ بالا فکر می کنم پرسشِ من همچنان بی پاسخ مانده است.


دادامن 18:05 @ Thu, 30 Dec 04

تجدد ۷ ( دی ماه ۱۳۸۳) به سردبيری دادامن منتشر شد ..
تجدد ارگان جنبش دادائیستی ایران ..
در اين شماره می خوانيد :
۱. سه آذر شهيد هم آنجا بودند....
۲.فراخوان بر گذاری رفراندوم و چند پرسش بی پاسخ.......
۳ . رفراندوم . پروژه ی چاوز را بشناسيم .....
۴ . انتخابات رياست جمهوری و رفراندوم ملی....
۵. تمام آنچه او گفت TATU
۶. داستان من و ديوار (کيانوش سنجری )....
۷.ناصر خسرو حاشیه ای در متن ......
و ....
www.tajadod.5u.com
www.dadaman.5u.com


nasrin 16:34 @ Thu, 30 Dec 04

ترانه جان
منهم سال نو رو بهت تبريک می گم و سفر خوشی برات آرزو می کنم !
راستی منم مسافرم ٫ نکنه هم سفريم ؟:)


جوان سوسیالیست 15:11 @ Thu, 30 Dec 04

بانك جهاني به دو بانك ايراني 20 ميليون دلار وام مي‌دهد

خبرگزاري فارس: بانك جهاني با اختصاص دو وام 10 ميليون دلاري به دو بانك ايراني موافقت كرد. به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي وزارت امور اقتصادي و دارايي، هيات مديره شركت مالي بين‌المللي (IFC) وابسته به بانك جهاني ، جمعا مبلغ 20 ميليون دلار را به بانكهاي سامان و كارآفرين اختصاص داد. مدت بازپرداخت اين وامها پنج ساله بوده و دوره آن نيز دو سال است. بر اساس اين گزارش، اين وامها همانند وام اضطراري بازسازي بم به صورت Strean Line به هيات مديره ارايه شد و بدون بحث به تصويب رسيد. شايان ذكر است كه تنها راي منفي براي اعطاي اين وام، كرسي ايالات متحده آمريكا بوده است
منبع . پيک ايران،


جوان سوسیالیست 15:08 @ Thu, 30 Dec 04

بانك جهاني به دو بانك ايراني 20 ميليون دلار وام مي‌دهد

خبرگزاري فارس: بانك جهاني با اختصاص دو وام 10 ميليون دلاري به دو بانك ايراني موافقت كرد. به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي وزارت امور اقتصادي و دارايي، هيات مديره شركت مالي بين‌المللي (IFC) وابسته به بانك جهاني ، جمعا مبلغ 20 ميليون دلار را به بانكهاي سامان و كارآفرين اختصاص داد. مدت بازپرداخت اين وامها پنج ساله بوده و دوره آن نيز دو سال است. بر اساس اين گزارش، اين وامها همانند وام اضطراري بازسازي بم به صورت Strean Line به هيات مديره ارايه شد و بدون بحث به تصويب رسيد. شايان ذكر است كه تنها راي منفي براي اعطاي اين وام، كرسي ايالات متحده آمريكا بوده است
منبع . پيک ايران،


هاله 15:00 @ Thu, 30 Dec 04

شبح جان باهات صد در صد موافقم ولی انتقاد هم باید با دوستی همراه باشد وگرنه موجب کدورت میشود. من همین امروز ایمیلی از دوستی دریافت کردم که به بند بند متن ایرادهایی وارد کرده بود - بیشتر و اضافه بر همه اینها که اینجا گفته شد و اظهار امیدواری که مبادا به دل گرفته باشم. در پاسخ گفتم وقتی از هر کلامت دنیائی خیرخواهی و دوستی میباره چرا باید به دل گرفته باشم؟ نوشتم که برام موجب افتخاره که دوستی مثل اون در کنار داشته باشم.

فکر نمیکنم هیچ کدوم از ما پنج نفر، که اتفاقا" با هم خیلی هم زیبا کار کردیم، افراد خودمحوری باشیم و از شنیدن انتقاد سازنده فراری، ولی انتقاد کردن خود نیز هنریست و هر کسی ندارد (من جمله خودم). بفرما، بنشین و بتمرگ هر سه یک معنا دارد.

به هر حال امید است که حرکتهای آینده بی نقص تر باشند.


شبح 14:39 @ Thu, 30 Dec 04

هاله‌ي نازنين!(144)
من تازه بعد از يادآوری نسرين عزيز يادم آمد که قبلا اين متن به کانون فرستاده شده است اما مطمئن هستم بيشتر از يک کلمه نوشتم و انتقادات خودم را مطرح کردم. بعد ديگه موضوع پي‌گيری نشد.
به هر حال در مورد تومارهایی که فوريت دارند و به جان انسان‌ها ربط دارد من زياد سخت‌گيری نمي‌کنم و تومارها را امضا مي‌کنم اما در مواردی مانند اين موضوع که قرار است نامه‌یی به نهاد مهمی مانند پارلمان اروپا نوشته شود تصور می‌کنم نبايد عجله به خرج داد و بايد با حوصله‌ی بيشتری عمل کرد.الان هم اتفاق بدی نيفتاده است نامه‌یی توسط تو و چند دوست عزيز و محترم و دوست‌داشتنی تهيه شده است که به نظر من کليات‌اش خوب است و با چند اصلاح جزیی نامه‌ی خوبی از آب در مي‌آيد. حالا از اين نامه‌ها ما بايد زياد بنويسيم مهم اين است که بتوانيم با آرامش و دوستانه، با هم در موردش گفت‌وگو کنيم تا به وحدت نظر برسيم وقتی اين وحدت نظر حاصل شد آن‌وقت مهم نيست چه کسی مي‌نويسد هميشه در خطوط کلی با هم موافق خواهيم بود و فقط در موارد سليقه‌یی ممکن است اختلاف داشته باشيم و اختلاف سليقه نبايد مانع از امضا کردن يا تبليغ برای امضای متنی باشد.
به هر حال بايد امنيت داشته باشيم که انتقاد کنيم. امنيت نداشتن در انتقاد کرد يعنی سرکوب آزادی بيان مهم نيست اين سرکوب با چه ابزاری انجام شود. آزادی بيان يعنی اين که انسان‌ها آزاد باشند حرف بزنند و فوری انگ به آن‌ها چسبانده نشود و فوری به چيزی متهم نشوند.
تو می‌دانی و مطمئن هستم می‌دانی که انتقادات من و ارنستو و ندا و ترانه‌ی عزيز و بسيار از ديگران صرفا از سر خيرخواهی است و هيچ جنبه‌ی ديگری ندارد.
برای نمونه ترانه‌ی عزيز در همين نظرخواهی چند روز پيش به توماری که حککا نوشته بود اعتراض کرد و موجب بحثی بين او و منوچهر عزيز شد امروز هم دارد به اين تومار اعتراض مي‌کند خيلی وقت‌ها هم از خيلی از تومارها حمايت کرده کرده است. آزادی بيان يعنی همين يعنی آزاد باشيم تا نظرات خود را بيان کنيم و با بيان‌شان مورد تهديد واقع نشويم!
برای من اخم تو بزرگ‌ترين تهديدهاست! پس لطفا اخم نکن تا آزادانه و البته دوستانه و صادقانه بتوانم حرف‌ام را بزنم و انتقادم را بکنم!


ترانه 14:04 @ Thu, 30 Dec 04

ارنستو چه گوارا گرامی!

تـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوجــــــــــــــــــــــــــــــــــه:
کل متن زير طنز است!
اِرنی جان از ديروز تا بحال کلی پيشرفت فرهنگی- سياسی- اجتماعی کرده ام.
۱- فرهنگی- بلطف کنجکاو مهربان فهمیدم من بخشی از اطلاعاتم در کتابخانه ام بایگانی می شود که کمتر ازش استفاده می کنم. دیشب معنی بعضی کلمات مانند نازنین و عزیزم را بهتر یاد گرفتم که فکر می کنم از این کلمات دیگر استفاده نکنم. در مورد شبح هیچ وصفی مثل نازنین بنظر خودم احساسم را نمی رساند چیزی مثل همان وصف من از دریا. تازه فهمیدم نازنین=دارای ناز-خوش اندام-لطیف و دلربا! شبح جان ببخشید! دیگه تکرار نمی شه!
از کنجکاو مهربان هم ممنون(با حفظ معنی واقعی)! راستی من تابحال کنجکاو خسته و وارفته نه دیده و نه شنیده بودم:))))
۲- سیاسی که مقوله و بحث شیرین ودرازی است اما کامل نيست و در فرصتی مناسب نقل می کنم.
۳- ا جتمايی: کامنت های مطلب ● فاجعه در اقيانوس هند! را تا شماره ۱۱۲ که خودم خونه بودم بعنوان يک کار جمعي کپی کردم و ديشب در مهمانی که متشکل از سوئدی -ایرانی و تنی چند امریکای لاتین و ۳نفر کرد بود در دسترس دوستان گذاشتم ايرانی ها ترجمه می شد و بحث های شیرینی داشتیم. شاد شدم که یک روزم فقط به جدل سیاسی پای کامپیوتر نگذشت و ثمره آن در اجتماع غیر اینترنتی هم راه یافت:))))

سال نو را بهمه شما مهربانان و نامهربانان تبریک می گویم! ترانه مسافر
پ. ن. این کامنت را بعنوان کارت تبریک بپذیرید.


خُسن آقا 13:13 @ Thu, 30 Dec 04

بیژن خان شما که نه فرصت‌طلب هستید و نه بی سوات!! چرا پا پیش نمی گذارید؟
درحقیقت آن مثلی (128) که آوردم در مورد شما مصداق پیدا می کند تکرارش نمی کنم.


امير 12:59 @ Thu, 30 Dec 04

شبح گرامي:به شما اطمينان ميدهم كه تاب و تحمل هر انتقادي را دارم.....ولي وقتي منتصب به طيفي ميشوم كه هرگز شعارهايش را باور نكردم....هرگز در انتخاباتش شركت نجستم ،قبول كنيد كه رنجيده خاطر ميشوم.البته اين اتهام از سوي افرادي غير از شما مطرح شده است.
من از شما خواهش ميكنم پروفيلي از وضعيت حاكم بر فضاي اجتماعي ،سياسي كشور به دوستان ارائه فرمائيد تا با سنجش ظرفيتها و پتانسيلها!!!!!!!!........؟؟؟؟؟؟؟؟ واقعيات جامعه امروز ايران را دريابند!
شبح عزيز !اينكه ميگويم شما اين زحمت را تقبل فرمائيد ،ميترسم فردا متهم شوم به اينكه :((طيف خاصي قصد دارد بذر نااميدي در دل توده هاي عظيم بپاخاسته ،بپاشد)).
من بيقين ميدانم شما هم قصد و غرض بنده را از انجام اين برخوردهاي پراكنده در نزد پارلمان اروپا و ساير محافل بين المللي درك ميكنيد!
من بسهم خودم ،ميخواهم تلاش كنم تا در فضاي داخلي محدوده اي براي تحرك داشته باشيم......................!!
عزيزان من نه طيف هستم نه جميع الانوار!

فقط ميخواهم واقعيات ديده شوند واز رؤياي انفجار توده ها بيدار شويم.همين.
پيروز باشيد.


بیژن 12:50 @ Thu, 30 Dec 04

شماره‌ی ۱۴۱ من یک معذرت به تو بدهکار شدم:)
تو آن متن را ننوشته‌ای بلکه خودت منتقد آن هستی. با پوزش مجدد.


ارنستو چه گوارا 12:44 @ Thu, 30 Dec 04

بيژن عزيز

مثل اينکه اشتباه گرفتي - پيشنهاد من جايگزيني جمله زير با جمله مذکور است:

1- براي ايجاد ساختاري دموکراتيک در يک کشور ، ضروري است که نمايندگان مردم در محيطي آزاد انتخاب شوند . حکومتهايي که شرايطي آزاد و برابر براي همه مردم را فراهم ميسازند تجلي عيني حق حاکميت ملي هستند و صلاحيت لازم را براي تصميم گيري هاي سياسي دارند.

توصيه ميکنم اول متن کامنت را دقيق بخواني بعدش اظهار فضل کني!

در کامنت شماره 141 اول متن نوشته شده در بيانيه را نوشتم و سپس اعتراضاتي که به آن دارم و در انتها متن پيشنهادي آورده شده است. در مورد 4 چون کل موضوع را قبول ندارم تقاضاي حذف آنرا کرده ام. ----- 4-قابل اصلاح نبود.

تا اينجا که معلوم شده سواد طيف فکري شما مشکل دارد. از اين به بعد را نميدانم.


بیژن 12:27 @ Thu, 30 Dec 04

شماره ۱۴۱ و شرکا!
خواهش می‌کنم آبروی ما ملت را بیش از این جلوی اروپایی‌ها نبرید و برويد اوّل غلط‌های املایی آن بیانيه را درست کنید!
"قوائد" در پاراگراف اوّل، هم از لحاظ کاربردی غلط است و هم از لحاظ جمع مکثر عربی. در واقع "قائد" به معنی "رهبر" و جمع آن "قائدین" است. آن واژه مورد نظر که به اشتباه درج کرده‌ايد،‌ "قواعد" جمع "قاعده" بايد باشد و نه قوائد!!

بدبخت ملت ما که چهارتا آدم فرصت‌طلب بی‌سواد برای اسم در کردن شده‌اند پیش‌قراول آزادی‌شان.


هاله 12:12 @ Thu, 30 Dec 04

دوستان متأسفانه حرفهای نسبتا" تلخ و نازیبائی دیروز اینجا رد و بدل شد که واقعا" لزومی نداشت. امیدوارم که هر یک از ما اولویت رو به یاد داشته باشیم که همانا تلاشمان برای آزادی است.

من به سهم خودم اگر حرفی زدم که موجب رنجش دوستی شد معذرت میخوام.


هاله 11:56 @ Thu, 30 Dec 04

ممنون ارنستو جان. دفعه دیگه هم در مورد نوشتن متن پیش از ترجمه و هم خود ترجمه با تو و شبح مشورت خواهیم کرد به شرطی که به طور اکتیو همراهی کنید نه اینکه فقط بگید این باید ویرایش بشه ولی پیشقدم نشید برایش. حالا یادم نیست کی ولی امیر متن رو هفته ها قبل به ایمیل کانون فرستاد اگر اشتباه نکنم و هیچکس هیچ نگفت (یا مثل شبح که یک کلمه گفت این باید ویرایش بشه. همین.).

در مواردی مثل 'پروسه' و اصولا" ترجمه - گفتم که من خوب بلد نیستم به فارسی سلیس ترجمه کنم و اینکار رو فقط به خاطر هیاهوی دیشب کردم. متن رو برای دوستی فرستاده بودم که اون هم به علت گرفتاری میلش رو چک نکرده بود - امروز او هم ترجمه ای آلترناتیو برام فرستاده که احتمالا" جایگزین این فعلی خواهد شد. متأسفانه من برای فارسی ترجمه کردن باید یک دستم دیکشنری باشه حال اونکه برای ترجمه به انگلیسی این مشکل رو ندارم.


ندا 11:11 @ Thu, 30 Dec 04

آقای ارنستو
من نمی دونم شما چند وقته که ايران نبوديد اما من که تا چهار ماه پيش اونجا بودم هر جا می رفتم، تو صف بانک، تو تاکسی، تو مهمونی ها و... مردم فقط می گفتند کاش آمريکا حمله کنه اين آخوندها رو تارو ومار کنه.
ملت انقدر خسته هستند که حاضرن چيز وحشتناکی مثل حمله به کشور و جنگ رو بپذيرن که از دست اينا راحت بشن.
فکر می کنم گناه دوستانی که جرأت کردن به جای اونها حرف بزنن رو ببخشن.


شبح 10:19 @ Thu, 30 Dec 04

Lawrence گرامی!(135و136)
هيچ کامنتی در نظرخواهی اين مطلب حذف نشده است.
ضمنا اگر از ای‌اس‌پی استفاده می‌کنيد که
www.shabah.org را فيلتر نکرده است. متشکر می‌شوم با ايميل به من خبر دهيد تا از آن استفاده کنم.
و يک ضمنا ديگر! دشمنی کور بدترين نوع دشمنی است و بدتر از آن اين که کسی پشت نام قايم شود و دشمنی کند. شما اگر از دست من ناراحت هستيد اينقدر معذب نباشيد و روح و روان خود را آزرده نکنيد. برای‌ام ايميل بفرستيد و مشکل‌تان را بگوييد شايد سؤتفاهمی در بين باشد که رفع شود!


ارنستو چه گوارا 10:15 @ Thu, 30 Dec 04

متن ترجمه شده که جايگرين متن فارسي شد بسيار بهتر از متن اولي است ، ولي مواردي را که بنظرم ميرسد به اطلاع دوستان ميرسانم ( باز هم ميگويم که اين انتقادات در همان طيف فکري نويسنده متن انجام ميگيرد و من انتقادات اصلي خودم را هنوز عنوان نکرده ام ولي در صورت تصحيح موارد فوق و با توجه به ضرورت حيات دموکراتيک يک جامعه ،من هم متن را امضا خواهم کرد):

1-ساختار دمکراتيک هر کشوري متشکل از مجلس و نمايندگاني است که توسط ملت و در محيطي آزاد انتخاب شده باشند. دولتهائي منتخب اينچنين قادرند قوانيني مشروع و مطابق با قوائد بين المللي وضع کرده و تصميمات سياسي بگيرند.

الف) ذکرهم مجلس و هم نمايندگان ضروري نيست
ب) دولتهايي منتخب نادرست است – در اين بين مفهوم دولت با حکومت جابجا شده است. وقتي شما به استقلال قواي سه گانه معتقديد ، ديگر قوه مقننه مستقل از قوه اجراييه ميدانيد – در اينجا بايد از لفظ حکومت و يا حاکميت استفاده شود.

1- براي ايجاد ساختاري دموکراتيک در يک کشور ، ضروري است که نمايندگان مردم در محيطي آزاد انتخاب شوند . حکومتهايي که شرايطي آزاد و برابر براي همه مردم را فراهم ميسازند تجلي عيني حق حاکميت ملي هستند و صلاحيت لازم را براي تصميم گيري هاي سياسي دارند.

2-اين وضعيت در کشورهاي در حال توسعه و بخصوص خاورميانه مشهود ميباشد.
الف) چه کسي ميگويد فقط در خاورميانه – ذکر خاورميانه در اين بين ضروري نيست.مثل اينکه دلتان براي خاور ميانه بزرگ لک زده.

3- در طي تاريخ ايرانيان از چنين اوضاعي رنج برده اند. بعنوان مثال انتخابات فوريه ۲۰۰۴ نشان ميدهد که مقامات حکومتي تنها توهم يک دمکراسي را خلق کرده اند. به جاي انتخابات آزاد، شوراي نگهبان، که خود مؤثر از گروههاي سخت گير مذهبي حاکم ميباشد، پروسه نمايندگان منتخب از قبل را اجرا کرد. اين يک پروسه کاملا" غير دمکراتيک براي بقاي موجوديت حکومتي مذهبي و مردود شده توسط اکثريت مردم ايران است.

الف) ذکر اينکه در طي تاريخ ايرانيان .... اولآ که طي تاريخ نيست و طول تاريخ است ، ثانيآ با ذکر اين جمله حمايت طيف هاي نزذيک به سلطنت را از دست ميدهيدو ثالثآ مگر خوذ اروپايي ها در طول تاريخ حکومتهاي دموکراتيک داشته اند – اگر دموکراسي را به مفهوم مدرن آن هم در نظر بگيريد بيش از يک قرن هم قدمت ندارد.
ب) پروسه نمايندگان منتخب را از قبل اجرا کرد – موجب ميشود تمام کساني که کوچکترين آشنايي با زبان فارسي دارند هم اين متن را امضا نکنند(:
پ) استفاده نابجا از کلمه پروسه در جمله آخر –اگر مارکسيستها کلمه پروسه را ا ستفاده ميکنند –به جا از آن استفاده ميکنند و نه مثل اين متن . در اينجا از کلمه روند ميبايست استفاده شود.

3- رنجي که ايرانيان در طول تاريخ از چنين اوضاعي برده اند موجب شده که همواره براي تغيير اين اوضاع مبارزه کنند. بعنوان مثال انتخابات فوريه ۲۰۰۴ نشان ميدهد که مقامات حکومتي تنها توهم يک دموکراسي را براي جهانيان بوجود آورده اند. شوراي نگهبان، که خود متآثر از گروههاي سخت گير مذهبي حاکم ميباشد با اعمال نفوذ در روند انتخاب و گزينش ، نمايندگان خود را به عنوان نمايندگان مردم به جهانيان معرفي نمود . اين يک روند کاملا" غير دمکراتيک براي بقاي موجوديت حکومتي مذهبي و مردود شده توسط اکثريت مردم ايران است.
4-مردم ايران دير زماني است زير فشار اختناق رژيم حاکم بوده و حال در نهايت نا اميدي به دنبال حمايت جهاني هستند. آنان هيچ وسيله نقليه و مکانيزمي براي ايجاد تغيير در داخل ايران ندارند. خسته از اين جستجوي بي ثمر، مردم ايران تحت سلطه سيستمي هستند که تقريبا" تمامي آزادي هاي فردي و اجتماعي آنان را ربوده است.
الف) ذکر نهايت نا آميدي مردم ايران براي پارلمان اروپا ضروري نيست چون نشانگر تثبيت تمام عيار حکومت در ايران ميباشد و نقض قرض ميشود.
ب)وسيله نقليه ندارد يعني يک کارخانه خودرو سازي به ايران صادر کنيد ! واقعآ که آبروي زبا فارسي را برديد.
پ) خودتان خسته از جستجوي بي ثمر هستيد – مردم ايران هم به هيچ وجهي خسته از جستجوي بي ثمر نيستند.
ت) تفکيک آزادي هاي فردي و اجتماعي در متني که براي آزادي هاي اجتماعي است بسيار مسخره به نظر ميرسد و به معني اينست که اگر آزادي فرئي داشتيم از آزادي اجتماعي کوتاه ميآمديم- خواستيد بگوييد اگر رفسنجاني بيايد ما هم کو تاه ميآييم.

4-قابل اصلاح نبود.

5- کمک کنيد تا فرياد شصت ميليون ايراني براي دمکراسي، آزادي فردي .....

الف) شما به چه مجوزي از طرف 60 ميليون ايراني حرف ميزنيد
ب) باز هم تآکيد روي آزادي هاي فردي و اگر رفسنجاني بيايد ....


شبح 10:13 @ Thu, 30 Dec 04

امير عزيز!(116)
می‌دانی که من تو را هرگز متهم به چيزی نکردم و تو دوست خوب‌ام هستی و اساسا اگر انتقادی هست به تو نيست به آن متن است.
متاسفانه اين جو که ما نتوانيم از يک ديگر انتقاد کنيم و زود کار به قهر و ناراحتی و گسستن پيوندها برسد خيلی بد و خطرناک است ما بايد راحت و صادقانه با هم گفت‌وگو کنيم.
در ضمن من با جهت‌گيری اين متن و عملی که قرار است انجام بشود موافق هستم همان چند ماه پيش هم که آن را در گروپ فرستادی گفتم متن خوبی است که نياز به ويرايش و تغيير بعضی از واژه‌ها و عبارت‌ها دارد!
آيا نبايد همين انتقاد ساده را کرد؟


پاییز 9:42 @ Thu, 30 Dec 04

لطفا مطلب جديد مرا تحت عنوان آقای منتظری لطفا فرضيه ولايت فقيه خود را ژس بگيريد بخوانيد و در صورت امکان نظر خودتان را هم برايم بنويسيد.
متشکرم


Poneh 8:56 @ Thu, 30 Dec 04

وای خدا من با اين نانا خيلی حال ميکنم. با اينکه لحن تند و تيزی داره اما خيلی خوب بلده جواب نادان را بده .مرسی نانا جون چاکرتم


Lawrence 6:01 @ Thu, 30 Dec 04

راستی اين وبلاگ که فيلتر نشده ؟
اينم يکی ديگه از دروغهات آقا!!


Lawrence 6:00 @ Thu, 30 Dec 04

راستی اين وبلاگ که فيلتر نشده ؟
اينم يکی ديگه از دروغهات آقا!!


Lawrence 5:54 @ Thu, 30 Dec 04

عجيبه من دو تا کامنت گذاشته بودم الان نيست!! آقای صاحب وبلاگ سانسور مخالف خيلی کار زشتيه!


افشين 5:25 @ Thu, 30 Dec 04

به ارنستو چگوارا ۱۲۲:‌ تو و دار و دسته اراذل و اوباش کمونیست اگه از کاپیتالیسم بدتون میاد غلط زیادی می کنید میاد غرب، خوب برید کوبا یا چین!!
من نمی فهمم این کمونیست چیه که آدم را نمک به حرام و پفیوز می کنه ؟ به سگ اگر یکصدم شماها محبت کرده بودن،‌الان داشت به اون آدم مهربون احترام می ذاشت. شماها فقط از دنیا طلب دارید تا بعد سر فرصت برینید تو هر چی مدنیت و انسانیته!!!


افشين 5:21 @ Thu, 30 Dec 04

خسن اقا ۱۲۱
تو اگه فقط تو کل اینهمه نوشته همین دو تا جمله را فهمیدی، پس خاک کاهو بر سرت :)
خجالت نمی کشی به شعور مردم توهین می کن؟


nasrin 5:13 @ Thu, 30 Dec 04

ارنستوی عزيز
در جواب ايراداتت فقط می تونم بگم که هدف ما از اين نامه محکوم کردن امپرياليسم جهانی نبوده ٫ ما فقط خواستيم در مقابل معاملاتی که جمهوری اسلامی و اتحاديه اروپا انجام ميدن ساکت نباشيم و اعتراض خودمونو بيان کرده باشيم .
اما بهت قول میدم اگر روزی نامه ای رو با مشخصاتی که عنوان کردی تهیه کردی اولین نفری باشم که امضاش کنم .


کنجکاو 4:10 @ Thu, 30 Dec 04

خُسن آقا جان!

خسته و وارفته ام تنها بدان که در می يابمت با هرآن چه که همراه ايم و يا (...) نيستيم!!. من هنوز به "نوشته" شما برخوردی نکرده ام. دوست هم ندارم برخوردی داشته باشم، راستش برايم مهم نبود، چه باور کنی و چه نکنی. دوستان هستند و برخورد می کنند و گاه هم چون اِرنی گرامی ديدگاهی کم و بيش يک سان (در اين باره) داريم و اين بسنده می کند.

هدايت در جستاری در باره خيام می نويسد که حافظ "انسانش" آرزو بود؛
"از ديو و دَد ملولم انسانم آرزوست" (حافظ) و خيام خيال همه را آسوده کرد و نوشت که دنبالش نگرد، جر مشتی خر چيزی را (بر کره خاک) نخواهی يافت.


دوست تو کنجکاو و با سپاس از تلاش هايتان.


nana 3:54 @ Thu, 30 Dec 04

خدمت رفيق ارنستوی چه گوارا که با کلاهی بره از مخمل قرمز و ابروانی در هم کشيده طومار بالا بلندی در رد پتيشنی نوشته

۱ - خوب نوشتن آزاد که نوشتن مگه دروغ گفتن خوب کشور سرمايه داری پيشرفته آزادن ديگه !!!!!!! خوب دوست داشتی چی بنويسن بنويسن کشورهای کثيف سرمايه داری که من و چندتا چپ و چوس ديگه شما را آزاد نميدانيم و برايتان حقانيتی قائل نيستيم هان اينو بنويسن تا تو راضی بشی ؟

۲ - بچه هاشما غلط کردید که تاکید کردید که پارلمان دموکراتیک مگه نمیفهمید که دموکراسی و دموکراتیک واژه های چندش اوری هستند که برای گول زدن طبقه کارگر !!!! بکار میروند .


۳- وای بيچاره های نادان عجب خبط و خطائی کردن جنايت کردن و نوشتن ملت !!!!
ملت خر کيه بچه ها بايد مينوشتيد طبقه انقلابی کارگر !!!!!!
۴ - بچه هاعجب کار وحشتناکی کرديد و از پارلمان کثيف و سود جوی اروپا دريوزگی ازادی کرده ايد !!!!!
مگه نميدانيد که انان خبر ندارند که چه خفقانی بر ما رفته !!! و تصور میکنند که ما انقلابیون همین امروز و فردا کشور را ازاد خواهیم کرد !!!!!!
مگر نميدانيد که انان خبر ندارند که اين عناصر چپ و چوسی که در سراسر اروپا به دريوزگی نان شب به پناهندگی امدند حفظ ظاهر کرده و خود را از هزار فاميل معرفی کرده اند که ابرو و شخصيت ما ملت بزرگ با انقلابيونی چنين را جفظ نمايند !!!!!!
۵ - مگر اعضای پارلمان اروپا دختر خاله و پسر عمه شما هستند که انان را منادیان ازادی لقب داده اید
در حالی که ما از جان گذشتگان راه رهائی خلق اماده گائیدن مادر آزادی!!! و اهدای حکومتی آزاد !!!! به عنوان ثمره این گایش هستیم شما به چه جرات و شهامتی اعضای پارلمان اروپا را اینگونه خطاب کرده اید !!!!!
۶ - نظری ندارم
۷ - شما حرامزادها نوشته اید خواجگان که به این وسیله بین همجنس گراهای پارلمان اروپا و اخوندهای همجنس گرا رابطه ای سیاسی - اقتصادی - جنسی به وجود بیاورید !!!!!!!
۸- خوب این بچه ها اشتباه کردند که نوشتند مصلحت به کار نبرید واله از بس چشمانشان ترسیده حتی به پارلمان کشورهای ازاد هم باید یاد اوری کنند شما انان را ببخشید ارنستوی عزیز به بزرگواری طبقه کارگر !!!!!!!
۹- مصلوب شدن دیگر چیست این لغت را بی جا بکار بردید بهتر بود مینوشتید
ازادی را چون کارگری انقلابی طراز نوین از خایه اویزان کرده اند !!!!!!!
۹- و در پایان شما نادانان تمامی مسئولیت را به گردن استبداد مذهبی انداخته اید بدون انکه اشاره ای به استثمار و استعمار کاپیتالیسم در هندو چین !!و کشورهای امریکای لاتین!!! کنید چون اگر نمیدانید باید تا کنون فهمیده باشید که ما عناصر چپ و چوس هرکی بگوزه یه دونه تو کله امپریالیسم جهان خوار میزنیم !!!!!!!

ارنستو اگه نفهم بودی دلم نمی سوخت
ولی حتی نمیتونم باور کنم که این شر و ورهای بالا را تو نوشتی !!!!
انچنان دو گروه بودن جهان و دیگر هیچ ملکه ذهنتون شده که حتی به نظر من این نیست که تار میبینید بلکه بالکل کور شده اید . نانا


خُسن آقا 3:08 @ Thu, 30 Dec 04

یه روزی یه چوپانی نشسته بود توی صحرا و برای گله بره هاش نی می نواخت، یک مرتبه از کونش بادی (*گوزی) خارج شد. نی را گرفت به طرف کونش و گفت "گر تو بهتر می زنی بستان بزند"

* این گوز را کذاشتم توی پرانتز تا یک مرتبه کنجکاو عزیز نیاید بگوید چرا صریح نمی نویسی.


ardeshir 3:07 @ Thu, 30 Dec 04

دوستان عزيز در اينجا اشارات مختلفی به رابطه سياست و به ويژه نظام سرمايه داری با فجايع طبيعی مانند زلزله کردند که قابل بحث و توجه بود ، عده ای به رابطه مستقيم شدت فاجعه با سيستم اقتصادی . اجتمائی جامعه کردند و کسانی از جمله نانای عزيز اشاره به ربط دادن « گوز به شقيقه » .[ و به عبارت ديگر استفاده سياسی از هر پديد ه ای منجمله زلزله برای اثبات مطلق تمامی مفاهيم سياسی کردند. .من شخصا معتقدم که رگه هايی از حقيقت در بحث های همه دوستان وجود دارد . برای نمونه ۱. در فاجعه زلزله طبس ( چند ماهی قبل از انقلاب اسلامی ! )روشنفکران و مخالفان رژبم بدروغ سعی کردند که با اتهامات کاملا کاذب « چال کردن تفاله های اتمی آمريکا توسط شاه خائن و نوکر امپرياليسم در منطقه» بعنوان علت اصلی فاجعه !!؟؟؟؟، بنزينی بر آتش خشم مردم بريزند. [ و يا در حادثه غرق شدن صمد بهرنگی و اتهام به ماموران رژيم شاهنشاهی، همين نوع نيرنگ و عوامفريبی جهت تبليغات سياسی، بمدت ۳۰ استفاده شد. و احتمالا اگه فروغ فرخزاد کمی سياسی تر بود ، از او هم « شهيدی» ساخته ميشد !.] ۲. در عين حال فرمايش دوستانی که به مشکلات و کمبود های جوامع عقب افتاده کاپيتاليستی به هنگام وقوع مثلا زمين لرزه طبيعتا قابل انکار نيست


کنجکاو 0:27 @ Thu, 30 Dec 04

اِن الله علیه الراجعون!! (گمان کنم درستش اين باشد)


کنجکاو 0:21 @ Thu, 30 Dec 04

اِن الله علی الراجعون!!


nana 0:09 @ Thu, 30 Dec 04

رفيق!! ارنستوی چپ

اکنون عازم دکتر هستم
پس از بازگشت پاسخ بلند بالائی بر اين موارد خبط و خطا !!!!
که جنابعالی متذکر گرديده ايد خواهم داد
منتظر باشيد . نانا
در ضمن پيام زير را قبل از پيام تو نوشته بودم


nana 0:02 @ Thu, 30 Dec 04

اگه اينو ننويسم دق ميکنم

من با کسی نيستم و دارم با خودم اينجا نق نق ميکنم .

بيچاره بدبخت پارلمان اروپا و کشورهای اروپائی که يه مشت گری گوری اره و اوره و شمسی کوره رو از کشورهای ديکتاتور زده خودشون پناه دادن خانه دادن کار دادن تحصيلات دادن با اينکه همشون بين خودمون بمونه غربتی هستند شهر وندشون کردن و داخل ادمشون حساب کردن !!!!!!
حالا اگه قرار بشه بهشون نامه نوشته بشه
همشون خائن بالفطره هستند و نقشه برای اون شاش موش نفت ما دارن و ميخوان اخوندا را محکم کنن و سرمايه های اقتصادي!!!!! فرهنگی !!!!!!! علمی !!!!!! ما را از دستمون در بيارن !!!!
تو چشمامون خاک بپاشن و اله کنند و بله کنند !!!!
برين بابا در کونتون رو بذارين که جون به جونتون کنن چپ عقب مونده ازگل جهان سومی هستيد و بس . نانا


ارنستو چه گوارا 0:02 @ Thu, 30 Dec 04


1- شما از" نمایندگان ملت های آزاد دنیا "نام بردید – این اصطلاح کاملآ جنگ سردی است و نشانگر صحه نویسنده بیانیه بر حقانیت کاپیتالیسم میباشد .
2- تآکید کرده اید که پارلمانها جژ لاینفک یک سیستم دموکراتیک است – باز هم تآکید بی موردی بر دموکراسی پارلمانی توسط نویسنده متن
3- جابجا از کلمه ملت(در مورد ایران و اروپا ) استفاده کرده اید که نشانگر گرایش نویسنده به ناسیونالیسم میباشد
در صورتیکه ماهیت پارلمان اروپا چندان بر ملت استوار نیست .
4- از ملت بزرگ ایران نام بردید ولی خلاف ظاهر ناسیونالیستی متن به در یوزگی آزادی در پیش پارلمان اروپا
رفته اید و با حقیر کردن ملتی که از آن دم میزنید ظاهرآ کاسه گدایی آزادی در برابر تجارتخانه ای بنام پارلمان اروپا دراز کرده اید.
5- اعضای پارلمان اروپا را منادیان آزادی و دموکراسی نامیدید.
6- سطح اعتراضات مردمی را به کف اعتراض در حد اعتراض به مجلس هفتم تقلیل دادید.
7- استفاده از کلمه خواجگان حکومتی موجب همزاد پنداری اعضای هم سکسویال پارلمان اروپا با مجلس هفتم میشود !
8- اگر که شما ایرانیان میدانید که " ما ايرانيان بخوبی دريافته ايم که حکومتها و دولتهای دنيا منافع اقتصادی خود را بر بسياري از مصالح ملتها منجمله (( آزادی و دموکراسی )) ترجيح ميدهند و براحتی با چنين حکومتهائی وارد معادلات و معاملات مختلف ميشوند.،اما از شما نمايندگان پارلمان دنيای آزاد انتظار داريم:
((که از روح آزادی و دموکراسی در تمام دنيا حمايت کرده و از مصلوب شدن آن در کشورهای استبداد زده ،نظير ايران جلوگيری کنيد)) " – انتظار بی جایی دارید.
9-استفاده از واژه مصلوب شدن تناسبی با ماهیت فرهنگی ایران ندارد که در متن از آن استفاده شده است.
10- در انتها با بکار بردن واژه استبداد مسئولیت تمام جنایت ها را فقط ناشی از استبداد مذهبی دانسته اید و قدرت های استثمارگر را در این بین تبرئه کرده اید.

در انتها تآکید میکنم اين متن و امضا هاي آنرا دستاويزي براي چانه زني بيشتر اروپايي ها و گرفتن امتياز بيشتر از حکومت ايران ميدانم- مگر اينکه شما فکر کنيد اگر امتياز بيشتري از طرف ج.ا. به اروپايي ها داده شود به نفع مردم ايران است.
بهرصورت این متن میتواند یک درخواست عاجزانه از پارلمان اروپا باشد ولی نمیتواند یک اعتراض باشد – این متن میتواند خلاف ظاهر بسیار ناسیونالیستی آن با تمام اصول اولیه ناسیونالیسم که اولی آن حق حاکمیت ملی است منافات دارد – شما با این متن از حق حاکمیت ملی خود مایه گذاشته اید .


خُسن آقا 23:41 @ Wed, 29 Dec 04

می دونید توی این همه بحث امشب من فقط یکی دو جمله یاد گرفتم که آن هم از کنجکاو بود آنهم اینهاست:
گفتم دهخدا و اين جمله را ديدم که مردم می گويند "سيدعلی را بپا" در برابرش نوشته شده که "مرد دزد است ملتفت باشيد چيزی به سرقت نبرد."
مردم خدا سال پيش از اين "سيدعلی" ها را دزد می پنداشته اند و ما نا آگاهان تازه به اين پی برده ايم. گويا ما هيچ گاه چيزی از گذشته گانمان نمی آموزيم.


شبنم 22:57 @ Wed, 29 Dec 04

اسد عزيز(۱۱۲)،فکر ميکنم اشتباه رسوندم منظورم رو، چون نوشته بودی چرا اين نامه به پارلمان اروپا فرستاده ميشه و نه مثلا جای ديگه، ولی قرار نيست که مخاطب نامه آنگليکا بير باشه، البته امير (۱۱۶)توضيح بهتری نوشته که ديگه احتياجی نيست من بيشتر بگم


امير 22:24 @ Wed, 29 Dec 04

ببخشيد فعل سطر ماقبل آخر اصلاح ميشود:
رؤياهاي..................مي بينند.


nasrin 22:20 @ Wed, 29 Dec 04

خوب ارنستو جان ٫ اما حالا چرا با اشاره و کنایه ؟!
اگر پیشنهادی داری بگو ٫ سعی می کنیم زبانت رابفهمیم ! :)


nasrin 21:54 @ Wed, 29 Dec 04

ترانه جان
باز هم این بحث ما داره توی يک دور باطل میافته ٫ چون من چيزی می نويسم ٫ تو برداشتی می کنی که با منظور من کلی تفاوت داره و نسبت به همان هم جواب ميدی !
منظور من از اينکه اغلب شان را هم نسبتا خوب می شناسی ٫ اين نيست که تو بايد در مقابل آشنايانت نظر واقعی ات را بيان نکنی ٫ بلکه منظورم شناخت تو از اين افراد از نظر افکار و اهدافشان بود ٫ يعنی چطور تو می تونی تصور کنی که من ٫ هاله و يا حسن آقا کاری را بکنيم که برابر با خاک پاشيدن به چشم ملت باشه ! ؟
همين ٫ اگر نه مطمئن باش که انتظار پارتی بازی از تو نداشتم و خودم هم در اينگونه موارد خيلی رک و صريح حرفامو ميگم .

در مورد برداشت های متفاوت من و هاله هم از يک جمله هم که همين استدلال خودت پاسخ اش رو ميده ٫ یعنی هر کسی نظر خودش رو داره و همون رو هم بیان می کنه و توضيح ام را در مورد تند بودن آن در بالا دادم .

مسئله به هيچ عنوان عدم تحمل نظر مخالف نيست ٫ و خودت ديدی که در همين بحث شبح هم انتقاداتی کرد و نه تنها من ٫ بلکه دوستان ديگر هم انتقادات او را پذيرفتيم و آمادگی خود را برای رفع ايرادات اعلام کرديم .

ضمنا نکته ای که در کامنت قبلی يادم رفت به آن اشاره کنم و در واقع با کمال بی ميلی هم اين کار رو می کنم چون جزو اون مباحثی است که دوست ندارم اصلا واردش بشم ٫ اما چون تو در یک جای عمومی مطرح کردی و در آخرش هم نوشتی : ؛ بی انصاف نباش ؛ ٫ خودمو مجبور به پاسخگوئی می دونم .
منظورم اين جمله است :
؛تو برای من انقدر همدم بودی که وقتی حادثه ای برایم پیش آمد تنها برای تو بازگو کردم. بی انصاف نباش!؛
که البته فکر نمی کنم به عمد ولی احتمالا سهوا منو با کس ديگه ای اشتباه گرفتی ٫ یعنی من از وقوع هیچ حادثه ای در زندگی تو اطلاعی ندارم .
به هر حال فکر کردم که شايد اين تو ضيحات لازم باشه تا مشخص بشه که من بی انصاف نيستم ٫ اگر چه ربط اش را با انصاف داشتن یا نداشتن هنوز هم نفهمیدم !:)


هاله 21:30 @ Wed, 29 Dec 04

اسد جان ترجمه متن رو همین پائین گذاشتم. درخواست ها مشخصند.


هاله 21:26 @ Wed, 29 Dec 04

اسد جان نامه خطاب به خانم بیر نیست، خطاب به پارلمان اروپا است و کپی اش برای انجمن دوستی ایران یا هر چیز دیگه که اسمش هست فرستاده میشه (که خانم بیر رئیسش باشه)


هاله 21:25 @ Wed, 29 Dec 04

چرا ترانه جان، منم حرفت رو توجه کردم ولی چون دوستت دارم گله نکردم. :)


اسد 21:23 @ Wed, 29 Dec 04

هاله جان،
به نظر من برخلاف نظر بعضي از دوستان انتقاد به اشاره اي كه به مجلس هفتم رفته‌است بي‌مورد است.
شما براي سنديت بيشتر به آخرين انتخابات اشاره كرده‌ايد كه در آن روند غيردمكراتيك نمود باز هم بيشتري يافت و علاوه بر نيروهاي خارج از حاكميت و دگر انديش، بخش وسيعي از نيروهاي درون و يا نزديك به حاكميت نيز با ابزار غيردمكراتيك كنار گذاشته شدند و در حقيقت بخش باز هم اندك تري از قبل مجلس و سمت نمايندگي مردم را غصب و تصرف كردند.
ولي من از طريق شبنم عزيز فهميدم كه اين در حقيقت براي اعتراض به خانم آنگليکا بير، مدير هيات مربوط به ايران است كه گفته بود ميخواد مصاحبات دوستانه با نمايندگان اين مجلس آغاز کند.
در اين صورت من فكر مي‌كنم بهتر بود نامه لحني اعتراضي داشته باشد و مستقيما خطاب به خود خانم بير (كه از اعضاي ارشد حزبي است كه در كشورش آلمان در حكومت است و دولتش مراودات اقتصادي وسيعي هم با ايران دارد) مي‌بود. و مي‌گفتيم كه ايشان با اين كار به حقوق مردم ايران بي‌توجهي كرده‌است و ...
ولي من از متن مقاله بيشتر اين طور استنباط كردم كه ما تقاضاي كمك از پارلمان اروپا براي تسلط دمكراسي در ايران داريم.


ارنستو چه گوارا 21:16 @ Wed, 29 Dec 04

نسرين جان
اگر قرار باشد نشان دهم ناسيوناليست هماني نيست که ميگويد و براي نشان دادن آن از واژه هاي ناسيوناليستي استفاده کنم ، اين کار را ميکنم . من قرار است يک عده ناسيوناليست را متقاعد کنم که حرکتشان بر خلاف شعاري است که ميدهند بايد با زبان خودشان متقاعدشان کنم . اگر قرار است يک ناسيوناليست يک چپي را متقاعد کنيد که حرکتش به نفع مردم است بايد به زبان همان چپي متقاعدش کند – من انتقادم را در همان حوزه ناسيوناليستي مطرح کردم – با همان زبان نويسنده متن و با با همان معيارهاي متعارفي که ناسيوناليست قبول دارد.


ترانه 21:15 @ Wed, 29 Dec 04

نسرين گل۱۰۶
کاش زودتر ازت برخورد تندم را پرسيده بودم. راستش کلی خنديدم بقصد سبک بالی.
عزيزم. نوشته من را قبل از تو هاله نازنين ديد و جواب داد بدون اينکه بنويسه من برخورد تندی کردم. نسرين جان سعی می کنم منظورم را بگم چون دوستت دارم و نمی خوام بحث کردن ما با هم باعث کدورت بشه. من برای رساندن و يا گفتن حرفم نبايد که ملاحظه کاری کنم.
تو نوشتی «خوب اولا به نظر تو شایسته است که تلاش عده ای ( که اغلب اشان را هم نسبتا خوب می شناسی ) ٫ برای انجام کاری در حد خودشان برای ملت ایران را با ؛؛ خاک پاشیدن به چشم ملت ؛؛ مقایسه کنی ؟» نسرین جان من نظری دارم حالا چون کاری را عده ای کردند که می شناسم باید نظرم را تغییر بدم یا حق دارم نظرم را صریح و رک بگم . بهر حال عزیزم حالا فهمیدم منظورت از برخورد تند- نظر تند است. متاسفانه من چوب این تند نظر دادنم را هم می خورم اما نظرم را نمی توانم عوض کنم شاید روزی همدیگر را دیدیم و اثراتی را بتو نشان دادم که در بدترین شرایط نظرم را قورت ندادم. اما بدان خیلی دوستت دارم. من در اینجا دوستانی دارم که صرف نظر از تفاوت نظر- محبتشان را ارج می گذارم.
راستی معذرت من را باید پس بدی:))))
ترانه


nana 20:59 @ Wed, 29 Dec 04

عاليجناب کنجکاو در مطلبی برای سياوش نوشته ارزان نبايد بار هم کنيم !!!!!
ولی خود ايشان در پيامی برای حسن اقا در همين صفحه فرض را بر اين که حسن اقا صغير است گذارده و اين چنين ديکته کرده:


(خُسن آقا جان! (89)
زمانی که تو می توانی به همين سادگی و رو راستی بنويسی، چه نيازی به آن سخنان سد تا يه غاز داری که هم خودتان را بپيچانيد و هم ديگران را. همين را بگو با کمی لعاب ديپلماتيک. اما همين را بگو .خلاص.)

سپس خطاب به لعبت والا چنین نوشته :


(آخه اين بيچاره ها "ره بر معظم، روح خدا سايه خدا، نشانه خدا و..." ندارند، پس از گزافه گويی و چرند پرند مردم تو سری خورده، ستم زده/ ستم پرور به دورند. بگذريم.)


و از انجا که خون همبستگی ایده های انسانی چپ جلوی چشمان این عالیجناب را گرفته و گزافه را تنها از مردم توسری خورده ایران میشنود !!!!! نه از نزدیکان فکری خود برای دوستان مقداری گزافه از دهان مخاطب ایشان خانم لعبت والاکپی میکنم و میگذارم


گزافه های لعبت والا به ترتیب قد :

متوجه شدی برای اولین بار با تمام آنچه که خودت را می خوانی صدايت کردم ؟
ارنستو چه گوارا . چه نام بزرگی!


می دانم که رفتی درسهایت را بخواني. اما نوشته ات دردی را در دلم زنده کرد....
سالها بود همان تور که نوشتی با زنده گی کردن در اينجا (سوئد) لفظ خانم يا آقا از ذهنم رفته بود. می ديدم با رهبر حزبی (احزاب سوئدی )حرف می زنم بی هيچ نيازی به اين پسوندها

تاکید می کنم من بحرف و نوشته خیلی ها اهمیت نمی دهم يادت باشد تو برای من انقدر همدم بودی که وقتی حادثه ای برایم پیش آمد تنها برای تو بازگو کردم. بی انصاف نباش

لزومی ندارد که بگویم کجای زنده گیم و بقیمت از دست دادن چه انسان باشکوهی که همه عشق زنده گیم بود این کار را نکردم.

هاله مهربان !
تو برای من همون هاله قلب طلایی هستی! سوای اینکه نظرات متفاوت داشته باشیم! ای کاش هزار هاله مهربان بود!

در شش پیام پنج مورد گزافه و چرت و پرت گوئی در عرض یک ساعت!!!!
حال دلم میخواست که این گزافه ها را هاله ای کسی میزد تا تیر زهر اگین سخنان عالیجناب کنجکاو درست وسط قلب انان را نشانه گیرد !!!!!!!
اما برای فردی با آرمان چپ نه !! خدا آن روز را نیاورد وظیفه اصلی و اساسی ما چپ ها دفاع از هر مزخرف و گزافه ایست که میگویم
و حمله تنها باید به آنانی که به این آرمان معتقد نیستند و یا پشت پازده اندصورت گیرد .
دوستان میبینید حتی عالیحنابان فکور ما هم تو زرد هستند . نانا


nasrin 20:44 @ Wed, 29 Dec 04

ارنستو جان
اين ؛ ملت بزرگ ايران ؛ ات کمی تا قسمتی ناسيوناليستی نبود ؟؟؟
از تو بعيده :)))


هاله 20:44 @ Wed, 29 Dec 04

اعضای محترم پارلمان اروپا،

ساختار دمکراتیک هر کشوری متشکل از مجلس و نمایندگانی است که توسط ملت و در محیطی آزاد انتخاب شده باشند. دولتهائی منتخب اینچنین قادرند قوانینی مشروع و مطابق با قوائد بین المللی وضع کرده و تصمیمات سیاسی بگیرند.

متأسفانه برخی از این دول تنها تظاهر به دمکرات بودن دارند و در عمل دولتهایی توتالیتر و دیکتاتور منش میباشند. اینان نمایندگان واقعی ملت هایشان نبوده و با سوء استفاده از قوای مقننه پیشبرد مقاصد خویش را دنبال میکنند. این وضعیت در کشورهای در حال توسعه و بخصوص خاورمیانه مشهود میباشد.

در طی تاریخ ایرانیان از چنین اوضاعی رنج برده اند. بعنوان مثال انتخابات فوریه ۲۰۰۴ نشان میدهد که مقامات حکومتی تنها توهم یک دمکراسی را خلق کرده اند. به جای انتخابات آزاد، شورای نگهبان، که خود مؤثر از گروههای سخت گیر مذهبی حاکم میباشد، پروسه نمایندگان منتخب از قبل را اجرا کرد. این یک پروسه کاملا" غیر دمکراتیک برای بقای موجودیت حکومتی مذهبی و مردود شده توسط اکثریت مردم ایران است.

مردم ایران دیر زمانی است زیر فشار اختناق رژیم حاکم بوده و حال در نهایت نا امیدی به دنبال حمایت جهانی هستند. آنان هیچ وسیله نقلیه و مکانیزمی برای ایجاد تغییر در داخل ایران ندارند. خسته از این جستجوی بی ثمر، مردم ایران تحت سلطه سیستمی هستند که تقریبا" تمامی آزادی های فردی و اجتماعی آنان را ربوده است.

علی رغم ماهیت دیکتاتوری سردمداران مذهبی در ایران، به نظر می آید که دول دیگر دنیا با مستحکم تر کردن روابط اقتصادی خود با این حکومت، آنرا به عنوان یک مجمع سیاسی معتبر شناخته اند.

ما از شما نمایندگان پارلمان اروپا درخواست میکنیم تا از روح آزادی و دمکراسی در ایران حمایت کرده و در مقابل حکومت غیر دمکراتیک جمهوری اسلامی موضعی شفاف اتخاذ کنید. آنان لیاقت حقانیت و شناختی جهانی را ندارند. کمک کنید تا فریاد شصت میلیون ایرانی برای دمکراسی، آزادی فردی و پایانی بر بیداد مذهبی شنیده بشود.


nasrin 20:28 @ Wed, 29 Dec 04

ترانه جان (۹۱)
نمونه های برخورد تندات را در اینجا خواسته ای ٫
خوب اولا به نظر تو شایسته است که تلاش عده ای ( که اغلب اشان را هم نسبتا خوب می شناسی ) ٫ برای انجام کاری در حد خودشان برای ملت ایران را با ؛؛ خاک پاشیدن به چشم ملت ؛؛ مقایسه کنی ؟
اشاره به این نوشته خودت :
؛ آیا شایسته است خاک به چشم این معترضین بپاشیم و بجای در کنار این صدای معترض برای پارلمان اروپا نامه بنویسیم؟؛
نمونه های بعدی را در کامنت ۸۵ من می تونی ببینی ٫ خواهش می کنم یک بار دیگه کامنت شماره ۷۸ خودتو و بعد کامنت ۸۵ من رو در جواب به اون کامنت بخون اونوقت متوجه منظور من از برخورد تند ات میشی .

در مورد برخورد شخصی هم که باز هم من در همونجا جواب دادم ٫ و حقیقتا من این گفتگوها رو به هیچ عنوان در تضاد با روابط دوستانه ای که ممکنه هر یک از ما با وجود اختلاف عقیده با هم داشته باشیم ٫ نمی دونم . مطمئن باش که دوستی تو برای منهم خیلی با ارزشه و امیدوارم که این بحث خدشه ای در اون وارد نکنه !
البته از طرف من که اینطور نیست و امیدوارم که حداقل بعد از این نوشته اگر شبهه ای هم برای تو بوده برطرف شده باشه .

به هر حال امیدوارم که تو هم نظرات من رو در همین حد دفاع از حرکتی که در کل درست میدونمش و خودم هم سهمی در انجامش داشتم ارزیابی کنی ٫ و نه بیشتر !


کنجکاو 20:24 @ Wed, 29 Dec 04

سياوش گرامی! (90)
آن چه که تو نوشتی جای برخورد بلند و بالايی دارد که من آن را به زمان و روز ديگری می سپارم. اما تنها ياداور شوم که سوسياليسم و دمکراسی مستقيم و سوسيال دمکراسی و سدها "ايسم" ديگر هم از دست آوردی های "فرهنگ" باختر زمين هستند. اما تو هم چون آدم مدرنی آن ها را که دوست داری برمی گزينی و من هم اين ها را. اما اين را هم بگويم که با حلوا گفتن ها دهانی شيرين نمی شود. دست آورد نقدی اين پديده ها برای کشورهای "جنوب" تا کنون چه بوده؟ غارت و چپاول به کمک فرمان روايان خودکامه آن کشورها و مردم ستم پرورشان و.... زياد راه دور هم نرويم، همين گفت و گوهای دوستان را اينجا بخوان، می بينی داستان هم چنان ادامه دارد.

باری! من هر چه گشتم اين "راست" بی گناه را که تو می گويی نيافتم، زمانی که تو چپ!!؟ را "خيانت کار" می نامی. اين را هم بگويم که تو را به چيزی متهم نکردم. خواستم بگويم ارزان نبايد بار هم کنيم. همين.


هاله 20:22 @ Wed, 29 Dec 04

ندا جان با تو نبودم دختر جان. با بقیه بودم. :))

الان دارم متن رو ترجمه میکنم ولی برام خیلی دشواره و خیلی جاهاش ترجمه لغت به لغت در اومده. به هر حال تا جائیکه مقدوره دارم مطابق اصل ترجمه میکنم که هر کس خواست خودش هم میتونه چک کنه.


ندا 20:17 @ Wed, 29 Dec 04

هاله جون من بعد از اينکه نظر دادم توضيح تو رو خوندم.
متوجه شدم بعدش اما ديگه فرستاده بودم نظر رو. متأسفم که باعث ناراحتيت شد گلم. حق با توست. ناراحت نباش ديگه باشه؟


ترانه 19:57 @ Wed, 29 Dec 04

ارنستو چه گوارا عزیز98!

بهت گفته بودم گاهی وقتها مثل ترمز دستی می مونی در سرازيری ها. يادت می آد؟؟
إرنی جان! از اولش همين تصور را داشتم. اما معتقد نيستم تفسيرها هميشه همان تصوير است اگر تو هم حرکت داشته باشی!

متوجه شدی برای اولین بار با تمام آنچه که خودت را می خوانی صدايت کردم ؟
ارنستو چه گوارا . چه نام بزرگی!


هاله 19:47 @ Wed, 29 Dec 04

ببخشید لحن تند شد. دیگه بحث نمیکنم.


ترانه 19:43 @ Wed, 29 Dec 04

کنجکاو خوب و عزيز!
می دانم که رفتی درسهایت را بخواني. اما نوشته ات دردی را در دلم زنده کرد....
سالها بود همان تور که نوشتی با زنده گی کردن در اينجا (سوئد) لفظ خانم يا آقا از ذهنم رفته بود. می ديدم با رهبر حزبی (احزاب سوئدی )حرف می زنم بی هيچ نيازی به اين پسوندها. مردم عادی که جای خود را داشت. اما متاسفانه در وبلاگها ياد گرفتم از خانم يا آقا وقتی استفاده می شود تا نهايت خشم را يا سرجای خود نشاندن طرف را بهش نشان بدهند. نمی دانم در خود ايران هم رسم استفاده از اين تظاهر ها عوض شده يا نه ؟ از گرامي گفتنت ممنون. ترسيدم کلمه ای باشد در حد بنشين سرجات معادل بکار گیری خانم یا آقا در زبان وبلاگی.


هاله 19:41 @ Wed, 29 Dec 04

ملت، شماها کجای این رو متوجه نمیشید؟ "برای مثال" بابا جان ... برای مثال مجلس هفتم! گفتیم هیچ چیز این مملکت مثل آدمیزاد نیست ... برای مثال! مجلس هفتم. ممکن بود بگیم برای مثال اعدام عاطفه، یا برای مثال هر کوفت دیگه. دارید یعنی چون اسم انتخابات اخیر توی این متن اومده یعنی فقط به اون تکیه شده؟ ازش به عنوان مثال استفاده شده! واقعا" من دیگه حرف نمیزنم چون شماها مثل اینکه به عمد میخواهید سوء برداشت کنید! واقعا" بحثی شد فرسایشی برای من یکی.

دسته جمعی شدید حکایت اونکه میگه این انقدر درخت داره که نمیذاره آدم جنگل ببینه. اصل کار رو ول کردید که اینها چوب کردن تو ماتحت ملت سر یک جمله دارید اینجا دو ساعت بحث میکنید. اصلا" فرضا" که این پتیشن در لفافه داره حمایت از حکومت میکنه! اگر متن بهتر مینویسید بنویسید - اینم امضا نکنید. از این ساده تر؟


ارنستو چه گوارا 19:35 @ Wed, 29 Dec 04

با کمي تصحيح:
ترانه عزيز
به پاس دوستي ات با نسرين بحث ميکني و کار خوبي ميکني که هيچ چيز با ارزش تر از آن نيست ولي:
متن مذکور(آزادي براي ايران) مخاطب خودش را دارد - چه در ايران و چه درپارلمان اروپا - جملاتي که در متن استفاده شده بطور کاملآ مشخص و مبرهن از طرف يک طيف سياسي خاص استفاده ميشود و بازگو کردن و بسط بار معنايي هر کلمه در اين بين ضروري نيست.
بهرصورت اين متن مخاطب خودش را ميابد و امضا هم جمع ميشود و اعتراض هم ( در هر سطحي ) انجام ميشود .
بدون اينکه انتقادي از همدلي دوستان با اينکار انجام دهم - فقط ميگويم کلمات بار معنايي خودش را دارد - حتي اگر نويسنده از بار معنايي آنها خبر نداشته باشد و يا فکر کند که ديگران خبر ندارند . بهرصورت از اين مقوله که بگذريم دريوزگي آزادي را براي -ملت بزرگ ايران(اشاره به متن)- مناسب نميدانم و همچنين خود اين متن و امضا هاي آنرا دستاويزي براي چانه زني بيشتر اروپايي ها و گرفتن امتياز بيشتر از حکومت ايران ميدانم- مگر اينکه شما فکر کنيد اگر امتياز بيشتري از طرف ج.ا. به اروپايي ها داده شود به نفع مردم ايران است.


کنجکاو 19:26 @ Wed, 29 Dec 04

ترانه نازنين!
اين را می نويسم و بروم به درس و مشق هام برسم.
- گرامی، برابر _نهادِ پارسیِ واژه عربی عزيز است و نه چيز ديگر. اما خانم ويا آقا را کمتر به کسی گفته ام. تازه ما که آموخته هايی از جنبش دانشجويی سال های شست/هفتاد اروپا داريم، ديگر به نام خواندن کسی با پس وند/ پيش وند خانم و آقا کمی خنک است، مگر اين که خيلی پير باشد و اين را بی ادبی به شمار آورد و بخواهد ايشان را آن چنان که دوست دارد بخوانيم. گمان کنم در اسکانديناوی تنها شاه و شهبانو را، آن هم در گفتگوی رويارو خانم و يا آقا می خوانند.در روزنامه ها که به نام کوچک نوشته می شوند. آخه اين بيچاره ها "ره بر معظم، روح خدا سايه خدا، نشانه خدا و..." ندارند، پس از گزافه گويی و چرند پرند مردم تو سری خورده، ستم زده/ ستم پرور به دورند. بگذريم.
- دوم می دانم که دادن آن ويژه گی های به من شوخی است، تنها نگاهی به دهخدا انداختم و درستش را برايت نوشتم، چون آن نمونه که تو نوشته بودی بخرد نمی نمود.
گفتم دهخدا و اين جمله را ديدم که مردم می گويند "سيدعلی را بپا" در برابرش نوشته شده که "مرد دزد است ملتفت باشيد چيزی به سرقت نبرد."
مردم خدا سال پيش از اين "سيدعلی" ها را دزد می پنداشته اند و ما نا آگاهان تازه به اين پی برده ايم. گويا ما هيچ گاه چيزی از گذشته گانمان نمی آموزيم.


ترانه 19:20 @ Wed, 29 Dec 04

خُسن آقاعزیز 89 !
این نامه از نظر من هم یک نوع اعتراض و حتا پا فراتر می گذارم و می گویم یک هشدار است. اما از نظر پارلمان اروپا هم همین است؟
من نظرم را و نوشته هایم را نوشتم با کسی هم جنگ قلمی ندارم. اینجا هم مبارزه سیاسی نمی کنم. این را چندی قبل برای چه گوارا نوشتم نهایت کاری که می توان در اینجا کرد فعالیت های بشر دوستانه است. انتظار دیگری ندارم. اما نظرم را حتمن می نویسم! ترانه


کنجکاو 19:20 @ Wed, 29 Dec 04

خُسن آقا جان! (89)
زمانی که تو می توانی به همين سادگی و رو راستی بنويسی، چه نيازی به آن سخنان سد تا يه غاز داری که هم خودتان را بپيچانيد و هم ديگران را. همين را بگو با کمی لعاب ديپلماتيک. اما همين را بگو .خلاص.


ارنستو چه گوارا 19:19 @ Wed, 29 Dec 04

ترانه عزيز

به پاس دوستی ات با نسرين بحث ميکنی و کار خوبی ميکنی که هيچ چیز با ارزش تر از آن نيست ولی:

متن مذکور(آزادی برای ایران) مخاطب خودش را دارد - چه در ايران و چه در اروپا - جملاتی که در متن استفاده شده بطور کاملآ مشخص و مبرهن از طرف يک طيف سياسی خاص استفاده ميشود و بازگو کردن و بسط بار معنايی هر کلمه در اين بين ضروری نيست.
بهرصورت اين متن مخاطب خودش را ميابد و امضا هم جمع ميشود و اعتراض هم ( در هر سطحی ) انجام ميشود .
بدون اينکه انتقادی از همدلی دوستان با اینکار انجام دهم - فقط ميگويم کلمات بار معنايی خودش را دارد - حتی اگر نویسنده از بار معنایی آنها خبر نداشته باشد و یا فکر کند که دیگران خبر ندارند . بهرصورت از این مقوله که بگذریم دریوزگی آزادی را برای -ملت بزرگ ایران- مناسب نميدانم.


ندا 19:13 @ Wed, 29 Dec 04

به نظر من هم اگر تاکيد روی جريان مجلس هفتم نباشه خيلی بهتره چون درسته که خيلی با پررويی بود به قول خودشون فتح مجلس و ما بايد اين مسئله رو هم عنوان کنيم اما خيلی چيزهای ديگه هم هست که بهتره اين يکی اون ها رو تحت الشعاع قرار نده و اين شبهه رو ايجاد نکنه که مشکل ما فقط مجلس هست.
می شه اين تغيير رو در متن ايجاد کرد الان؟


خُسن آقا 19:05 @ Wed, 29 Dec 04

در مورد متن هم حق با شبح است من همان اول هم نوشتم که این جمله مجلس هفتم شائبه ایجاد می کند و به نفع اسهال طلبها تلقی می شود


ترانه 18:59 @ Wed, 29 Dec 04

نسرين جان ۸۵
يک بار در وبلاگ چه گوارا گله کردی(درست ترش نوشتی) که تو از اين برخورد ها پرهيز می کنی(عين متن نيست تا آنجا که حافظه ام ياری می کند). بهرحال چون برايم ارزشی داری و نمی خواستم دلخور باشی از تو برای کاری که نفهميدم چه برخوردی ترا ناراحت کرده پوزش خواستم. ازت خواستم بگويی چه چيزی ترا ناراحت کرده که هم من به اشتباهم پی ببرم و هم مواظب باشم تکرار نشود. نوشتی اگر می خواستی بگويی همان اول می نوشتی.
نسرين عزيز . لطفن برخورد تند الان من را بگو تا خودم هم پی ببرم! با اينکه خيلی حرف دارم اما نمی نويسم تا تو نمونه برخورد تند مرا بگويی. هر متهمی حق دارد از مورد خلافی که کرده با خبر باشد.
تاکید می کنم من بحرف و نوشته خیلی ها اهمیت نمی دهم يادت باشد تو برای من انقدر همدم بودی که وقتی حادثه ای برایم پیش آمد تنها برای تو بازگو کردم. بی انصاف نباش! دوستی را با هیچ قیمتی عوض نمی کنم. ترانه


سياوش 18:47 @ Wed, 29 Dec 04

كنجكاو عزيز(76)، اين كه بحث موضوع خيانت‌هاي احزاب چب يك بحث بي‌هوده مي‌باشد، به گمان من كاملن در اشتباهيد. اين نه يك موضوعي‌ست كه براي طاق‌چه و احيانن تاريخ‌نگاري و نامه‌نگاري بايد در نظر گرفته شود، بلكه براي عبرت و روشن نمودن راه آينده است كه به كار خواهد آمد. متاسفانه شمايد كه بايد نگاه كنيد به آن‌چه كه تفكر خود مي‌نمايد. اگر ايرادي بر سوسياليسم و اردوگاه آن گرفته مي‌شود، اول اين كه نبايد آن را به موازات دفاع از جنگ‌افروزي و گسترش فقر و حراج منابع ملي كشورهاي تحت ستم و غيرو نوشت و دوم اين كه مهر تاچري به او الحاق كرد. بعد اين كه دوست من، نگاه من به آرمان‌هاي آزادي‌خواه و دمكراسي طلب و حقوق اوليه جهاني بشر، هيچ‌كدام هم‌خواني بنا به گفته شما، با "پيمان های سود آور حکومت اسلام با اروپای ليبرال/دمکرات و روسيه پوتين و گفتگو های دل برانه با آمريکای کلينتن" ندارد. من و شما بايد يك نكته را قبول كنيم، و آن اين است كه تمدن غربي امروز، دست‌آوردهاي مهمي براي بشريت به ارمغان آورده. 1. تكنولوژي 2. دمكراسي 3. حقوق شهروندي 4. رفاه و آسايش 5 و غيرو، حال اگر با سياست‌هاي بوش، كلينتون، تاچر و غيرو مخالفيم، نمي‌تواند شك و شبهه‌اي بر اين دست‌آوردها باشد.


خُسن آقا 18:42 @ Wed, 29 Dec 04

من نمی فهمم این چه استدلالی است که عده ای مثل ترانه دارند و اگر به اینها (اروپایی ها) نامه نوشتیم یعنی که نمی خواهیم رژیم را سرنگون کنیم.
این نامه از نظر من یک نوع هشدار است به اروپا که مراقب باشید ما هشیاریم و اگر از حمایت و همکاری رژیم دست برندارید در فردای سرنگونی رژیم حساب شما با ماست.


nasrin 18:28 @ Wed, 29 Dec 04

شبح جان !
البته منظورم رفع ايرادات بود !
منتظر پيشنهادات خوبت هستم .


nasrin 18:24 @ Wed, 29 Dec 04

شبح جان (۸۰)
ممنونم از حمايت ات ٫ بخصوص با و جود ايراداتی که به متن داری .
منکه شخصا در صورت لزوم با تغيير متن هم موافقم و فکر نمی کنم که دوستان ديگر هم در اين مورد مشکلی داشته باشند .


ترانه 18:20 @ Wed, 29 Dec 04

کنجکاو خوب و عزيز!
باور کن دقيقن( دقيقا ) وقتی داشتم ضرب المثل را می نوشتم يادت افتادم( اگه ديده بودمت می نوشتم قيافه تو جلو چشمم آمد) اگر ازم قبول می کنی پيش خودم گفتم اگه غلط باشه فرهنگ فارسی( کنجکاو) گوشزد می کنه. ازت متشکرم مهربون.
یه سوال!
کلماتی مثل عزیزم- جان- مهربان - آقا- خانم- !!!!- گرامی بعد از اسم منظور حالت را می رسانند منم گاهی وقتا مثل تو کنجکاو می شم . جان خواندنم توسط تو حالت عادی خوب را می فهمم. گرامی را به چه مناسبتی از طرف تو معنا کنم؟
ترانه بی سواد


nasrin 18:18 @ Wed, 29 Dec 04

ترانه عزيز (۷۸)
۱-بحث منهم به هیجوجه فردی و شخصی نیست ٫ از کجا به این نتیجه رسیدی ؟؟!! که حالا بهتر است کنارش بگذاریم .
۲- چه کسی اينجا خواست دهان تورا ببندد ؟؟
تو نظرت را نوشتی و منهم پاسخ دادم و اصلا هم اعتراضی به اینکه که چرا نظر دادی نکردم بلکه مخالفتم را با محتوای نظراتت نوشتم .
۳- منهم نوشتم که اگر اتحاديه اروپا بخواهد از چنين نامه هائی سوءاستفاده کند ٫ می تواند از نامه های ديگری که به ارگان های ديگر ( که مورد اعتماد تو هم هستند و امضايشان هم کرده ای ) ٫ هم همین سوءاستفاده را بکند ٫ يعنی به آن نامه ها استناد کند .
اين که نوشتم؛ اين نامه ها پنهانی نبوده اند که ؟ ؛ ٫ تاکيد من بود بر اينکه اين نامه ها پنهانی نبوده اند و در دسترس همگان از جمله اتحاديه اروپا هم هستند !
خوب همين چند مورد را و برداشت های اشتباه و برخورد تند ات را ببين ٫ البته در لفافه ٫ آنوقت متوجه منظور من از پيچيدن در زروق هم ميشوی !


شبح 18:01 @ Wed, 29 Dec 04

هاله جان!(75)
زيادی کامنت‌ها و با عجله خواندن آن‌ها اين ايرادها را داره! من الان تازه کامنت 75 را خواندم. پس بيش از هر بحثی صبر می‌کنم تا ترجمه‌ی دقيق‌تری از متن بيرون بياد!


شبح 17:56 @ Wed, 29 Dec 04

هاله‌ی عزيز!
ملاک قضاوت من متن فارسی است که ظاهرا با متن انگليسی متفاوت است.(من اين جمله را قبل از خواندن کامنت 77 نوشتم)
ببين هاله جان معنای اين جمله چيست:"مجلسی که به مدد شورای نگهبان قانون اساسی از خواص و خواجگان حکومتی پر شده است تا بنام ملت ايران و علیرغم میل و نظر مردم،قوانين ضد مردمی و محدود کننده هر چه بیشتر آزادیهای فردی و اجتماعی را ،بتصویب برساند." چيزی که من می‌فهم‌ام اين است که اگر شورای نگهبان عده‌یی از جناح رقيب را حذف نکرده بود آن‌وقت مجلسی که از "خواص و خواجگان حکومتی پر نبود" تشکيل مي‌شد! درصورتی که اساسا تمام نامزدها اعم از تاييد شده يا رد صلاحيت شده از خواص و خواجه‌گان حکومتی بودند!
به هر حال از نظر من اصل نوشتن اين نامه به پارلمان اروپا کار خوبی است در خواست از پارلمان اروپا برای به رسميت نشناختن مجلس هم کار خوبی است. فقط متن آن را کمی غيردقيق و شعاری می‌بينم. و از اين می‌ترسم که مورد سواستفاده‌ی جناح‌های رقيب شود و ما آتش‌بيار معرکه‌یی باشيم که معرکه‌ی ما نيست!
(از اينجا به بعد بعد از خواندن کامنت 77 است.)
نمی‌دانم چرا و از کجای صحبت من اين برداشت پيش آمده است که بايد با کميته (کدام کميته؟) يا کسی در اين مورد مشورت می‌کرديد! خسته نباشيد دست شما هم درد نکند! اما چيزی که از حمايت کردن يا نکردن با اين يا آن تومار اهميت دارد بحث و گفت‌وگو در مورد آن است!


کنجکاو 17:54 @ Wed, 29 Dec 04

ترانه گرامی!
می گويند؛ "دزد حاضر و بُز حاضر."
گله هم نکن، خودت پرسيده بودی.


هاله 17:39 @ Wed, 29 Dec 04

A recent example would be the manipulated elections in February 2004.


شبح 17:38 @ Wed, 29 Dec 04

نسرين جان!
تا جایی که من يادم می‌آيد همان موقع به ضعيف بودن متن و ايراداتی در آن اشاره کردم.
البته با اصل نامه موافق هستم ولی به اين شکل فقط سودش را کسانی می‌برند که می خواهند بگويند اگر شورای نگهبان نامزدهای آنان را حذف نکرده بود انتخابات خوبی برگزار مي‌شد و اين دروغ محض است. ديديم که انتخابات شورای شهر در بالاترين حد آزادی در جمهوری اسلامی بود اما با اين حال مردم در آن شرکت نکردند اگر شورای نگهبان رد صلاحيت گسترده نکرده بود باز هم مردم شرکت نمی‌کردند هر چند ممکن بود تعداد نماينده‌گان جناح رقيب بيشتر از اکنون می‌بود.
به هر حال من لوگو را در لينک‌دونی وب‌لاگ‌ام قرار دادم و هر کمکی از دست‌ام بربيايد انجام می‌دهم. اما از امضا کردن آن معذورم مگر آن‌ که با توضيح دوستان قانع شوم که فايده‌ی اين تومار بيشتر از زيان آن است.


هاله 17:37 @ Wed, 29 Dec 04

ببخشید اشاره به انتخابات هفتم داره ولی تنها به عنوان مثال - نوشته شده انتخابات اخیر ....


ترانه 17:36 @ Wed, 29 Dec 04


نسرین عزیز73
بحث من فردی و شخصی نیست بهتر است این را کنار بگذاریم.
من از کارشما با همه اختلاف به متن نامه که حتا اشاره ای هم به آن نکردم انتقاد نکردم. نوشتم من نامه را امضا نمی کنم امضا من با نگاه من به منظره ای که می بینم «ُآیا شایسته است خاک به چشم این معترضین بپاشیم و بجای در کنار این صدای معترض برای پارلمان اروپا نامه بنویسیم؟ُ» سعی کردم در لابلای هر نوشته ای این را هم برسانم که این نظر من است. با این حال عزیز جان:
1- نامه نوشتن به جایی که بخواهد از اعتراض من سواستفاده را بنماید را خاک پاشیدن بچشم همان اعتراض می دانم نمونه اش نامه ای که تشکیلات وابسته به حککا برای خاتمی نوشته بود( من این نامه را امضا نکردم اما در نامه ذکر شده بود که حمایت کننده گان یعنی مایی که نامه دیگری را هم امضا کردیم همان خواست را داریم).
2- اگر فکر کردی حرفهای ساده من در زرورق پیچیده شده کاری از دست من بر نمی آید. سعی کردم نظراتم را بنویسم آنهم بساده ترین شکل ممکنه. حالا چتور این حرفهای ساده در زرورق پیچیده شدند از درک من عاجز است.
3- اینکه منهم حق داشتم نظرم را بگویم خاک در چشم شمانیست. شما اگر بکاری که کرده اید اعتقاد دارید از آن کار دفاع کنید نه اینکه دهان مرا ببندید این تفاوت برخورد من با برخورد تو است.
4-من نامه اعتراضی برای نجات جان یک نفر را در شرایط فوق العاده امضا می کنم ولی همین کار را هم وقتی قرار است برای ارگانی نوشته شود که ازش سواستفاده کنند نمی کنم. لزومی ندارد که بگویم کجای زنده گیم و بقیمت از دست دادن چه انسان باشکوهی که همه عشق زنده گیم بود این کار را نکردم.
و بالاخره نسرین جان نامه های امضا شده توسط من پنهانی نیست و همه امضا مرا دارد اما سعی می کنم نامه ای را امضا کنم که خواست نامه با امکان سواستفاده اش برایم مرزی داشته باشد. ترانه


هاله 17:33 @ Wed, 29 Dec 04

شبح جان و دوستان دیگر ... لطفا" متن فارسی رو نادیده بگیرید تا متن جدید تهیه بشه. اگر به انگلیسی آشنا باشید خواهید دید که متن انگلیسی هیچکدوم از این اشکالاتی که دارید به خاطرش استخوان خرد میکنید ندارد و کاملا" هم پخته و با محتوا نوشته شده (اگر تعریف از خود نباشد).

شبح جان فکر نمیکنم نیاز باشه که هر نوشتاری رو از نظر کمیته بگذرونیم. ما پنج نفر آدم تصمیم به کاری گرفتیم، یا حمایت میکنید یا نمیکنید. والسلام.


کنجکاو 17:32 @ Wed, 29 Dec 04


سياوش گرامی! (67)

تير در تاريکی گاهی می تواند به جايی به خورد. اما اگر اين تير را به سوی من نشانه گرفته بودی، بگويم که سد و هشتاد درجه بايد می چرخيدی، آن گاه شايد به من هم می خورد و يا از چند ميلی متری من رد می شد. می دانم تو هم کم کم به تاريخ "شبح" خوان ها پيوسته ايی، اما اگر کمی زودتر به اين جا می آمدی، بارها کتک کاری من را با گروه نام برده در همين جا می خواندی .می گی نه! برو از "رامش" (56 ) بپرس.
اما کمی جدی؛

نگاه بکن! سال هاست که سوسياليسم اردوگاهی مرده و گفتگو در اين باره اگر برای تاريخ نگاری نباشد، کار بی هوده ايی است. مردم ايران خود از قربانيان بزرگ جنگ سرد بوده اند، چون در هم سايگی يکی از همان نيروها بوده اند . داستان های قديمی چون آب های گرم خليج فارس و توشه بزرگ نفتی و جای گاه استراتژيک ايران و... هم نياز به بازگويی ندارد.

همين نمونه ايی را که تو آورده ايی بازتاب کوچکی از آن جنگ سرد می باشد، به دين سان که کارکرد خود همين (سازمان) ها هم که خود کوشندگان "اکتور" اردوگاه بوده اند را به نمايش می گذارد. آن ها به آسودگی سود و هوده مردمی را زير پای دشمنان شان(خمينی و دارو دسته)، برای سود اردوگاه شان انداختند، مانده داستان را هم تو می دانی و هم من.
کوتاه کنم؛ من اين گونه نمی بينم که اگر بخشی از سود بران جنگ سرد را نمی پذيرم به آغوش بخش ديگری بيافتم و برای نمونه تاچريست بشوم و ...
تنها نگاهی به پيمان های سود آور حکومت اسلام با اروپای ليبرال/دمکرات و روسيه پوتين و گفتگو های دل برانه با آمريکای کلينتن و زير پا گذاشتن همه مردم ايران برای سود خويش بکنيم، آن گاه آدم جای گاه خود را می يابد و اين جنگ نخود کشمشی اردوگاه باختری و يا خاوری خوب بود، را راه نمی اندازد و به نيرو و توان خود برای رهايی مردمش می جنگد (شايد).


هاله 17:28 @ Wed, 29 Dec 04

شبح جان، در متن انگلیسی (یعنی طومار که برای آنها فرستاده میشود) هیچ اشاره ای به پارلمان هفتم ندارد. اینو توی مطلبم هم توضیح داده بودم که متن انگلیسی بعدا" ویرایش شده و مطابق متن فارسی نیست.

از دوستی خواسته ام که متن انگلیسی رو به فارسی سلیس ترجمه بکنه که اگر ازش خبری نشد خودم این کار رو میکنم. متن فارسی دچار اشکالاتی هست که متن اصلی (انگلیسی) نیست.


nasrin 16:52 @ Wed, 29 Dec 04

شبح جان
اين هم ايرادی است که به خود شما ( کسانی که با کل حرکت موافقند ولی ايراداتی نسبت به متن دارند ) وارده .
من خودم شاهدم که اين نامه قبل از اينکه اصلا جمع چند نفری ما نسبت به ترجمه وانتشار آن اقدام کنيم توسط امير ( نويسنده آن ) برای گروپ فرستاده شد و از دوستان نظرخواهی شد .
اما متاسفانه هيچکس توجهی به آن نکرد .
البته منهم با تو موافقم که هر چه متن قوی تر باشه تاثير گذارتر هم هست ٫ اما ايکاش همان زمان يکی از دوستان ( که در کانون کم هم نداريم ) متن بهتری را تهيه و ارائه می کرد !
به هر حال شبح جان ٫ اين کاری است که عده ای در حد توانشان انجام داده داده اند ٫ بدون هيچ ادعا و توقعی ٫ البته بجز حمايت آنهم درصورت تمايل .


nasrin 16:36 @ Wed, 29 Dec 04

ترانه عزيز (۵۷)
نوشته ای :

؛ آیا شایسته است خاک به چشم این معترضین بپاشیم و بجای در کنار این صدای معترض برای پارلمان اروپا نامه بنویسیم؟؛

من دلم می خواد بدونم تو نامه نوشتن به چه ارگانی رو خاک پاشيدن به چشم اين ملت نمی دونی !
تعجب می کنم ٫ يادمه زمانی که هنوز در اين وب لاگ نظر نمی دادم و خواننده آن بودم در يکی از بحث ها جمله ای نوشته شده بود که تقريبا به اين معنی بود :
؛ بدترين مفاهیم را لای زرورق پيچيدن و تحويل دادن ؛

من این کار تورو خاک پاشیدن به چشم عده ای که کاری را که از دستشون بر میومده انجام دادن می بینم .
ضمنا اگر اتحادیه اروپا بخواد از این نامه اعتراضی ما سوء استفاده کنه ٫ خوب کاری براش نداره که نامه هائی رو که به ارگانهای دیگه نوشته شده و ؛؛ تو هم امضاشون کردی ؛؛ رو ملاک قرار میده و ازشون سوء‌استفاده می کنه !!
این نامه ها پنهان نبودن که نه ؟
حتما اتحادیه اروپا هم از این نامه ها اطلاع داره و بهشون دسترسی داره !


شبح 16:34 @ Wed, 29 Dec 04

هاله‌ی نازنين!
متن تومار به پارلمان اروپا را خواندم.
متن خوبی است اما ايرادهای اساسی هم به آن وارد است. کاش قبل از تهيه آن کمی درموردش صحبت می‌کرديم تا برای کاری به اين مهمی پخته‌تر عمل می‌شد.
اشکال اساسی آن اشاره به مجلس هفتم داشتن آن است. اولين فکری که به ذهن می‌رسد اين است که گويا مجلس ششم يا مجالس قبلی خوب بوده‌اند و اکنون اين مجلس مشکل دارد. دومين اشکال‌اش اين است که انگار اين مجلس هفتم تافته‌ی جدا بافته‌یی از کل حکومت است!
خلاصه فضای حاکم بر اين تومار فضايی است که اطلاح‌طلبان دنبال آن هستند. می‌خواهند بگويند اروپا و آمريکا اين‌ها نماينده‌ي مردم ايران نيستند و ما هستيم!
مجلس ايران طبق شرع و قانون اساسی بايد کار کند و اين مجلس همان‌قدر مشروعيت دارد که مجلس ششم داشت! مجلس ششم هم خواست مردم ايران نبود اين مجلس هم نيست. اگر قرار است نامه‌یی به پارلمان اروپا نوشته شود بايد مجلس ايران به عنوان بخشي از حاکميت جمهوری اسلامی طرد شود نه دوره‌یی خاص از مجلس! شايد از نظر تو اين دقت حقوقی بی‌مورد باشد اما نياز به گفتن ندارد که وقتی می‌خواهيم با نهاد مهمی مانند پارلمان اروپا حرف بزنيم بايد متن دقيق حقوقی و براساس مستندات تاريخی و سنت‌های سياسی تهيه کنيم وگرنه جدی گرفته نمی‌شود .متن قوی و با پتشوانه‌یی که با حوصله و با مشورت با کسانی که به حقوق بين‌الملل و روابط پارلمانی آشنا هستند و کلمات بار ديپلماتيک دارند حتا اگر از امضاهای کمی هم برخوردار باشد مورد اعتنا قرار می‌گيرد اما متن ضعيفی که امضاهای زيادی هم داشته باشد مورد توجه واقع نمی‌شود.


ترانه 15:47 @ Wed, 29 Dec 04

هاله جان! پارلمان اروپا خيلی مايل است هم در انظار جهانی ظاهرن چهره بشر دوستانه داشته باشد و هم بتواند به روابط اقتصادی خود با ْدولت ها ْ به توافق برسد. چهره ظاهرن بشر دوستانه را نمی تواند بنمايش بگذارد وقتی دولت ها و حاکمانِ نظير رژيم ايران نقص حقوق بشر را تاحد توحش دوران بربريت پيش مي برند. روابط اقتصادی هم بدلیل بافت این نوع حاکمیت بستر مناسبی برای سرمايه گذاری خارجی ایجاد نمی کند. بخشی از حاکمیت ایران هم به این موضوع واقف هستند که ساختارهای حکومتی باید تغییر داده شود. جدال جناح های حکومتی بیشتر برای ثبات این رژیم است اما این جدال در درون به ضعف بیشتر می کشد. بخشی از این جناح حرفش با عملش یکی نیست چون نه می خواهد پشتیبانی حزب الله را از دست بدهد نه نفوذ و اعتبار خود را در حاکمیت .حال اگر پارلمان اروپا پا در میانی کند و شرایط مناسبتری از این حکومت با بهانه خواست اعتراضی مردم(این جاست که اين اعتراض مورد معامله قرار می گيرد چرا که خواست اعتراض هدف نهایی پارلمان نیست ) پيشنهاد و مطالبه کند کليت حاکميت مجبور به عقب نشينی تا خواست جناح راست ( رفسنجانی ) می شود و ظاهرن هم دزد راضی و هم بز راضی.(مطمئن نیستم ضرب المثل درست باشه)
هاله جان اينها نظرات من است. هرکس دیگری می تواند نظر دیگری داشته باشه. ترانه


شبح 15:43 @ Wed, 29 Dec 04

دوستان عزيز!
متاسفانه باز افرادی بدون نام يا با نام‌های مجهول و بی‌هويت که نه به وب‌لاگی وابسته هستند نه در اينجا حضوری داشته‌اند با دعواها‌ی صد من يک غاز دارند فقط به اختلافات دامن می‌زنند! تجربه به من نشان داده است که درد اين افراد فقط يک درمان دارد "کم محلی" خواهش می‌کنم از من انتظار نداشته باشيد اگر به شما توهين شد پاسخ بدهم از شما خواهش می‌کنم شما هم اين کار را نکنيد! خوش‌بختانه ما همه‌گی در طول مدت درازی که اين‌جا می‌نويسم قدرت و ضعف و خوبی و بدی‌مان مشخص شده است. من خيال‌ام راحت است که هزار بار بی‌هوده از من تعريف کنند تغييری در شناخت کسی نسبت به من نمی‌دهد و اگر هزار بار هم ناسزا بگويند و به اطلاعاتی بودن و رياکار بودن و ... متهم شوم چيزی از من کاسته نمی‌شود. پس من به توهين‌ها يا افتراها و بدوبي‌راهی که به من نسبت داده می‌شود پاسخ نمی دهم اجازه بدهيد اگر به شما هم بي‌احترامی شد من پاسخ ندهم از شما دوستان عزيزم خواهش می‌کنم خودتان هم پاسخ ندهيد. اگر افترایی به شما نسبت داده شده بود حق شما است که بخواهيد آن کامنت حذف شود و چنانچه اين درخواست را داشته باشيد حتما کامنت مربوطه را پاک می‌کنم. ملاک خود من در حذف کامنت‌ها استفاده از واژه‌های رکيک يا توهين به زبان و مليت افراد است.
مهم بحث‌های خوبی است که در اينجا صورت می‌گيرد و اگر مفيد بودن اين بحث‌ها و نقش روشنگرانه‌يی که دارند نبود مسلما اين دشمنی‌ها هم نبود. اميدوارم اين يادداشت آخرين يادداشت از اين دست باشد و همه به کار اصلی‌مان که گفت‌وگوی متمدانه برای بازکردن موضوعات از زوايای مختلف است بپردازيم برای اين کار وقت و فرصت کم داريم چه برسد به اين که بخواهيم در مناقشات کاهنده‌ی شخصيتی بپردازيم.


سياوش 14:49 @ Wed, 29 Dec 04

كنجكاو عزيز، اون‌هايي كه نام برديد، همه‌گي جزو نيو كنسرواتيو‌ها(New Conservative يعني محافظه‌كاران جديد) و نيو ليبرال‌ها(New Liberal) هستند و بودنند. قهرمانان من جزو هم‌آن ورژن قديمي‌اند. باور كن اين‌قدر حرف در اين ذهن كوچك من در گردشه كه نمي‌دونم از كدامين‌ صحبت كنم. يادم مي‌آد يك‌سال از انقلاب گذشته بود كه روي يك ديواري در شهرم آبادان با خط درشت، كه از 100 متر دورتر هم قابل خواندن بود، نوشته بودنند"ياسداران را به سلاح سنگين مسلح كنيم. سچفخا" من اون روز معني اين شعار را نمي‌دونستم و به هم چنين معني سچفخا را. بعدن فهميدم كه سچفخا يعني"سازمان چريك‌هاي فدايي خلق ايران".


هاله 14:40 @ Wed, 29 Dec 04

ترانه جان، اینکه پارلمان اروپا نتونه یا نخواد کمکی به حال ما ملت بدبخت بکنه رو میفهمم ولی بهره برداری از اعتراض ما؟ چه جور بهره برداری فکر میکنی بکنن؟


هاله 14:27 @ Wed, 29 Dec 04

ترانه جان اول مرسی از حرفهای خوبت. میدونی که منم خیلی خیلی مخلصتم.

ببین عزیزم حرفت رو قبول میداشتم اگر ما فقط و فقط به امید اینان بودیم، ولی نیستیم. اگه فکرشو بکنی میشه با یک قاشق هم طی سالها یک چاله خیلی گنده حفر کرد. میشه هم با بکار گرفتن ابزار و افراد بیشتر کار رو سریعتر انجام داد.

کمک و داد خواستن از پارلمان اروپا و خره و سگه و سوسکه هر کدوم ابزاریه که به اتفاق اونا به هدف ممکنه نزدیکتر بشیم. تازه اونم ممکنه ... من شخصا" به خاطر همون امکانش بازم هر دری رو میزنم (البته تا جائی که حقانیتم کاملا" محفوظ بمونه و در ازاء اش نخوام از حقوقم مایه بگذارم).


ترانه 14:04 @ Wed, 29 Dec 04

هاله مهربان !
تو برای من همون هاله قلب طلایی هستی! سوای اینکه نظرات متفاوت داشته باشیم! ای کاش هزار هاله مهربان بود!
من سعی می کنم حرفم را برسانم:
بنظر من این اعتراض حتا با خواست برسمیت نشناختن ج. ا. از طریق ارسال این خواست به پارلمان اروپا در راستای خواست اعتراض مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی نیست! حتا با اینکه در هردو این صدای اعتراضی برسمیت نشناختن حکومت ایران مورد نظر باشد. آنچه باعث می شود اعتراض نامه به پارلمان اروپا در ادامه بخشی از صدای این اعتراض نباشد مر جع ارسال این نامه اعتراضی است. پارلمان اروپا از چه بافتی تشکيل شده؟ آيا مرجع رسيده گی به صدای اعتراضی مردم ستمديده است ؟ آيا اتحاد اروپا و پارلمان آن بر مبنا منافع مشترک بازار اقتصادی اشان نیست؟ چرا این توهم را بو جود بياوريم که اين پارلمان می تواند انعکاس دهنده فرياد بخشی از اعتراض ما باشد وقتی می بينيم اين پارلمان هر روز حقوق طبقات پايين جوامعی را که بعنوان نماينده ایشان دور هم جمع شده اند کم و کمتر می کند؟
هاله جا ن پارلمان اروپا نمی تواند کمکی بما بکند اما می تواند از اين اعتراض بهره برداری کند!
اينست حرف من! ترانه


هاله 13:29 @ Wed, 29 Dec 04

ما سالهاست داریم از هزار راه همصدائی میکنیم ترانه جان.


هاله 13:26 @ Wed, 29 Dec 04

ترانه جان این کار بنا نیست جای صدای یک پارچه ما را بگیرد. این بناست بخشی از صدای یک پارچه ما باشد.

عزیز دل، مسلما" حقت میدونم که امضا نکنی ولی انتقادت رو بهش اصلا" نفهمیدم. اینجور که من میبینم متن طومار خواستار به رسمیت نشناختن حکومت توسط ممالک دیگه است. این رو مغایر با همه اینها که نوشتی ندیدم.

نه تنها حق داری امضا نکنی بلکه حق هم داری دلیلی ارائه ندهی. :)


ترانه 13:18 @ Wed, 29 Dec 04

ضمنن هاله عزيزم من اعتراضی به کار شما نکردم. فقط توضيح دادم چرا اين اعتراض را امضا نمی کنم. می دانم که اين را حق من می دانی!


ترانه 13:15 @ Wed, 29 Dec 04

هاله عزيزم! نوشتم که اين اعتراض در جای خود بد نيست و می دانم شما هم از پارلمان اروپا چه خواسته ايد. اما اين را هم نوشتم که خواسته آنها چه است و اين اعتراضات می تواند مورد سو استفاده قرار بگيرد. هاله مهربان متاسفانه گاهی وقتها ساده بينی مسائل، بيشتر مشکل درست می کنه. واقعن فکر می کنی پارلمان اروپا قادر است حکومت را عوض کند يا صدای فرياد يک پارچه خود ما؟


هاله 13:00 @ Wed, 29 Dec 04

ترانه جان نه تنها متعجب بلکه متحیرم از اعتراضت.


هاله 12:59 @ Wed, 29 Dec 04

ترانه جان هیچ متوجه نشدم. کجای اینکه نوشته :

We ask you to take a clear stand against the undemocratic parliament of the Islamic Republic of Iran. They deserve neither legitimacy nor world recognition.

با اینکه تو میگوئی مغایرت داشته؟ خیلی گیج شدم. ما خواسته ایم که پارلمان اروپا حکومت ایران رو به رسمیت نشناسه.

اگرم من خنگولم که پس به زبون خنگولا بگم که بفهمم.


ترانه 12:38 @ Wed, 29 Dec 04

نسرین عزیز46
خسته نباشید. می دانم مدتی است سخت مشغول سامان این حرکت بوده اید. این اعتراض در "جای" خود صرفنظر از اشکالات متن نامه اعتراضی کار" بدی" نیست.
ایران در موقعیتی قرار دارد که هم بخشی از حاکمیت و هم بخشی ازظاهرن اپوزسیون حکومت که اتفاقن بیشترین خدمت را به بقای این رژیم کرده اند، برای ثبات ج.ا. اما با فشار کمتری خواهان اصلاحات و رفرم هایی هستند. رفراندوم هم از این دست است. این روزها می بینیم که سازمانهای مدافع حقوق بشر از فعالین سیاسی و مردم می خواهند که نامه اعتراضی به سران حکومت بنویسند. می بینیم که دول اروپا هم نامه اعتراضی به سران حکومت می نویسند. پس قرار نیست حکومت عوض شود!
می دانیم که حکومت در بحران انتخابات قرار گرفته. شرایط کنونی امکان ایمن سازی روابط بازار آزاد اقتصادی را بر ایران بسته است.
از حدسیات و تفسیر برای پای گیری ریاست جمهوری رفسنجانی بعنوان ناجی حل بحران ها، به درخواستِ سازمانهای حقوق بشر، به امکان فشار کمتر بر مردم، به انتقال تغییر قدرت رهبری به ریاست جمهوری می گذرم. چه در این صورت هم پس قرار نیست حکومت عوض شود!
می دانیم که حکومت در بحران انتخابات قرار گرفته. شرایط کنونی امکان ایمن سازی روابط بازار آزاد اقتصادی را بر ایران بسته است. اعتصابات و اعتراضات کارگران ومردم بجان آمده – دانشجویان – زنان- پرستاران- معلمان خواست تغییر این حکومت را بصدای بلند در شرایط زنده گی مرگبار ایران فریاد می زنند. آیا شایسته است خاک به چشم این معترضین بپاشیم و بجای در کنار این صدای معترض برای پارلمان اروپا نامه بنویسیم؟
من همه شما را که این مدت زحمت کشیده اید دوست دارم اما من این اعتراض را امضا نمی کنم! ترانه


Ramesh 12:30 @ Wed, 29 Dec 04

شخص مسخره ای که اسم خودت رو شبح گذاشتی تو برای ما دم از ادب و تربيت می زنی؟ زکی!!
بشمرم با حيثيت چند نفر تو اين وبلاگ اطلاعاتی يت بازی کردی؟ به چند نفر انگ زدی و شخصیت شون رو تخریب کردی؟‌ قاصدک یادته؟ لیلای لیلی یادته؟‌ حسین نوش آذر؟ باکره ؟ انگوری؟ رنوآ راسخ؟ سعید ممتیک؟ پشنگ؟ توی اين شهر شيشه ای وبلاگها بگم چند نفر حالشون از رياکاری تو بهم می خوره؟
تو البته اين رياکاری رو توی وزارت ارشاد اسلامی و سيمای لاريجانی ياد گرفتی که مدت ها اونجا به سانسور خدمت می کردی :)))


جوان تحصيلکرده و متخصص 11:25 @ Wed, 29 Dec 04

نانا
پيشنهاد ميکنم علاوه بر نصايح خيرخواهانه ای که در باب نهی از مطالعه برخی منابع کفرآميز داشتی کمی هم ما جوانان بيکار را در مورد شيوه‌های مطالعه نصيحت خيرخواهانه بکنی .
چون من اصلا چيزی از مطالعه با دست که تو اشاره داشتی نميدانم . آيا در اين شيوه‌های نوين مطالعه اعضای و اندامهای ديگر را هم در مطالعه دخالت ميدهيد؟


جوان تحصيلکرده و متخصص 11:00 @ Wed, 29 Dec 04

نانا
اين پيوندی با بازار کاری که داره ميره که بين المللی بشه چگونه برقرار ميشه؟
از آنجا که من هيچ چيز از اقتصاد بين‌الملل نميدانم ميشه بفرماييد بازار کار چيه بين‌المللي شدنش چگونه صورت ميگيره و نقش من در پيوند خوردن با اون چگونه است ضمنن من از بحران ببرهاي کاغذي سال ۱۹۹۸ چيزي نشنيد‌ه‌ام تو هم نشنيده‌اي؟


nana 10:48 @ Wed, 29 Dec 04

جوان تحصيل کرده

از انجا که به آزادی شديدا معتقدم
دست نازنينت را به هرچه که ميخواهی آلوده کن اين انتخاب توست .

ولی فراموش نکن که تو اگر يکی از ميليونها
جوان متخصص ايرانی هستی و در ايران زندگی ميکنی و کار نداری و مشگلات بسيار داری
به جای غم و غصه خوردن و ناله کردن و از بر کردن مشتی تئوری کهنه نمور
ميتوانی مانند جوانان کلی از کشورهای ديگر جهان سوم پيوندی با بازار کاری که داره ميره که بين المللی بشه برقرار کنی
البته اين تنها يک پيشنهاد است
و به خيلی از فاکتورهای ديگه هم مربوط ميشه که خودت بايد جستجويش کنی
ولی قدر مسلم از نشستن و دل سوزاندن به حال خود و مردم خود و توهم جامعه ای سوسياليستی را داشتن به مراتب مفيد تر
و واقع بينانه تر است . نانا


جوان تحصيلکرده و متخصص 10:33 @ Wed, 29 Dec 04

نانا ۴۳!
نصيحتت را که به میلیونها جوان تحصیل کرده متخصص بیکار ایرانی پیشنهاد کردی که مانند جوانان هندی به دنبال پروژه های گوناگون رفته و دست خود را بجای بیکاری یا خواندن شر و ورهای پنج تن ال عبا مارکس - انگلس - لنین - استالین - مائو
به سودی از این سرمایه بی پدر و مادر بی همه چیز بی وطن الوده کنند .با گوش جان شنیدم و دستم را بجای خواندن ! مارکس و انگلس و لنین و بقیه سوسیالیستها به چیز دیگری آلوده میکنم.
راستی اگر دستم را آنگونه که تو میخواهی نکنم چه بر سرم خواهید آورد؟


nana 10:17 @ Wed, 29 Dec 04

خوب فريد
مرحبا منم همينو ميخوام بگم
منم ميخوام بگم که اگه فرض کنيم که مارکس اشتباه نميکنه و در نهايت رشد يک جامعه سرمايه داريست که سوسياليزم به معنی واقعی ميتونه به وجود بياد .
پس ديگه شورت کات رو بايد ول کرد چون شايد فقط شايد اين شورت کاتها بوده که در عمل موجب ترکمون زدن شده !!!!
و وقتی به اينجا ميرسی ميبينی که اگر روزی يک جامعه سرمايه داری مطلقا کامل
به وسيله کارگر به خود اگاه که چيزی جز زنجيرهاش نداره که از دست بده و برای انقلاب برخاسته تغيير کنه و سوسياليستی بشه شايد انگاه است که اين کارگر انقلابی
قادر خواهد بود که نان و عدالت و ازادی را برای تمامی شهر وندان ان جامعه به ارمغان
بياره
دقت کن اين کارگر انقلابی و پس از گذران مرحله تاريخی

نه کارگر نااگاه و رهبريت مشتی روشنفکر خورده بورژوا !!!!!!!

متوجه اختلاف شدی
کارگر اگاه به منافع خود + گذران مرحله تاريخی
در مقابل
کارگر به عنوان لشگر گوشت دم توپ +رهبريت روشنفکر خورده بورژوا

پس تا آن زمان برای من مبارزه ای جز برای آزادی و عدالت اجتماعی در درون سيستم سرمايه معنائی نداره و اين آزادی و عدالت اجتماعی برای تمامی شهر وندان جوامع بشری است
شخص من هيچگونه عجله ای برای از بين بردن جوامع سرمايه داری ندارم
و با کمال ارامش و صبر و حوصله به اميد روزی مينشينم که ان کارگر آگاه به خود
متولد گردد .
و تا ان زمان هرگونه تغيير را در درون جامعه سرمايه داری به شکل رفرم تحسين ميکنم و بس .


9:49 @ Wed, 29 Dec 04

خيلی خالی بندی نانای احمق. فکر نکن اگه به روت نميارن، به اين معنی است که نمی فهمن.
تو فقط پاچه بگير و عشق کن. باشه؟
سگ هار! عق!


Farid 9:41 @ Wed, 29 Dec 04

ببین نانا !
تو اگه اسم مکاتب و ایدئولوژی ها رو از روی گروه ها و احزاب و دولتها برداری ، می بینی که هم در ایران امروز و هم در اروپای شرقی دیروز ، ما با یک سیستم سرمایه دارانه روبرو هستیم که راه های مخصوص خودشونو برا انباشت سود انتخاب کردن. یه دوره مدل شوروی رشدش سریع بود و مدل غربی دچار بحران بود یه موقع هم برعکس.
حالا تو میگی که چون سرمایه داری استالینی و تیتویی و مائویی و غیره به اسم سوسیالیسم توسر کارگرا زدند و کمونیستها رو قتل عام کردند ، کارگر حق نداره به آرمان رهایی خودش ، به سوسیالیسم پایبند بمونه ؟ تو ذهن تو جنگ فقط جنگ مکتب هاست . اما من می گم که جنگ واقعی جنگ طبقات اجتماعیه !


nana 9:18 @ Wed, 29 Dec 04

فريد

ببين تو که از راه دور اون جوش و خروش کارگران کره ای رو اعتراضی سوسياليستی ميدونی ميشه به من بگی
اونا خوشبخت ترند يا کارگران ايرانی که ماههاست حقوق نگرفته اند و دسته دسته دارند کارهاشون رو از دست ميدن و در فقر و فلاکت مطلق دست و پا ميزنن و زناو بچه هاشون از بدبختی و گشنگی به فحشا افتادن .
و همچنين ميتونی بگی چرا پس از فرو ريختن ديوار برلين مشتی المانی که تحت يکی از سيستم های مورد قبول امثال شماها زندگی ميکردند هار و هوت به المان غربی ريخته و هرچه کثافت کاری و نژاد پرستی و اتش زدن خارجی ها بود از عقده های در گلو خفه شده انها در سالهائی که زير فشار کمونيزم اردوگاه سوسياليسم بودند بيرون زد
و آيا اين رفقای کارگر المان شرقی شما که تمامی اين سالها را در کشوری سوسياليستی زندگی کردند خوشبخت تر بودند يا کارگران کارخانه بنز يا فولکس واگن
که تمامی این سالها با ان کارگر ترک کنارش در کارخانه احساس همبستگی میکرد و احتمالا خود و او را انسانی تحت ستم میدید زیرا در جامعه ای سرمایه داری ولی بمراتب انسانی تر از ان کارگر سوسیالیست جامعه سوسیالیستی رشد کرده که حتی ان کثافت خانه به اسم اردوگاه سوسیالیزم قادر نشده در این سالها همبستگی کارگران را به او یاد بده و بهمین دلیل به محض امدن به المان غربی از اولین و حیاتی ترین کارهاش بیرون کشیدن روده کارگر ترک از تو شکمش است .
راستی چرا اردوگاه سوسیالیزم علیرغم اینکه اسمش حکومت کارگران بود نتونست به کارگران المان شرقی اینو یاد بده ؟
راستی چرا هر کجای دنیا رو نگاه میکنی بزرگترین باندهای جنایت و جرم از شوروی سابق هستند که روی مافیای ایتالیا رو سفید کرده اند ؟
راستی چرا این ترکمونی که سوسیالیزم شماها به اروپای شرقی زد حالا حالا ها اثرات سوی ان پاک شدنی نیست ؟

به من نگو که سوسیالیزم ما با مال انها فرق داره که بهت میخندم میدونی چرا ؟
چون خدایگانتون و دستورالعمل های انان یکیست و شمایان همگی عبد و عبید ان
خدایگان هستید . نانا


Farid 8:26 @ Wed, 29 Dec 04

نانای ناعزيز!

یک کلمه با کارگران کشتی سازی صحبت کردی ؟
نمی دانی که سوسیالیسم اساسا اعتراض همان کارگران به سهم ناچیزشان از محصول تولید شده است .
اگر قادر به درک محتوای آن جوش و خروش انسانی بودی ،‌ آن جوش و خروش از پس گذشتن از منشور شقیقه تو به عر و گوز ضد سوسیالیستی تبدیل نمی شد.


nana 6:45 @ Wed, 29 Dec 04

جوان سوسياليست
اولا من هر پيامی که به نظرم به عقل و منطق نزديک تر باشه را جدی ميگيرم
ولی نظريات من تحت تاثير سياوش يا هيچ
کس ديگر نيست و به خودم تعلق داره
اينجا ميخواهم برای شخص تو ماجرائی به دنبال نظريات قبليم بنويسم خوب گوش کن

در سفری به کره جنوبی در هتلی که نزديک
قسمت کشتی سازی کنار دريا بود اقامت داشتم از پنجره اين هتل ميتوانستم جوش و خروش هزاران کره ای را که در ريل های ساخته شده مخصوص در کنار دريا مشغول ساختن کشتی هائی غول آسا برای حمل ماشين های کره ای به سراسر جهان است ببينم .
پس از چند روز روزی متوجه شدم که درست پشت هر لاين کشتی لاينی ديگروسط خیابان برپا کرده با قوبول منقل و دم دستگاه و دارند کشتی ديگری ميسازند !!!!!!
از متصدی هتل سئوال کردم و به من گفت :
معمولا ما اين کشتی ها را با پلان و زمان مشخص ميسازيم و اکنون ناگهان ده کشتی برای ژاپن سفارش رسيده که مهلت نداده اند که اينهائی که در حال ساخت است تمام شود و بعد انها را شروع به ساخت کنند بنابراين همزمان پشت گردن هم دارند ميسازند تا پس از پايان با ريل
مخصوصی به جلو برده به اب بيندازند !!!!!!

دوست من اين کاروان بشری با شتاب و سرعت سرسام آوری به جلو ميرود حتی ميبينی که در کشوری چون ايران که مشتی مرده از گور برخاسته تلاش به بازگرداندن ما به هزار و چهار صد سال پيش دارند نميتوانند خود را از تاثيرات اين شتاب و سرعت کنار بکشند !!!
حال در اين ميان شمايان چون افرادی با عصا در کنار جاده ای که مثلا شش ماه پيش اين کاروان بشری رفته در لابلای بوته هاي کنار جاده به دنبال بقايای اسلحه حسن موسی هوشی مين و مائو و لنين و رژی دبره و چه گوارا ميگرديد !!!!!!
جستجو را ول کنيد و قاطری چيزی يافته و سعی کنيد خود را به اخرهای صف اين کاروان بشری برسانيد . والسلام


جوان سوسیالیست 6:04 @ Wed, 29 Dec 04

نانا
آیا کامنت سیاوش 24 توانست تضاد بین دو پدیده آشتی ناپدیر ذهنیت تو آشتی برقرار کنه؟ امیدوارم با کمک مخبر کمسیون اصل 90 مجلس دانمارک توانسته باشی حلقه گمشده خودت را پیدا کنی.


nana 3:39 @ Wed, 29 Dec 04

پس اين ديده چی شد ؟

خوب مثل اينکه نميخوای جواب بدی اگه اينطوره بذار من جواب تو رو بدم !!!!!
سیاسی نيستی و نميدونی سياست را با چه مينويسند ولی از الف تا ی سرمايه داری را مثل قران و انجيل و چه بايد کرد و کاپيتال ميشناسی !!!!!!!!!!!
آره اينطوره
من ميگم اينطوره چون اگه فکر ميکردی نميشناسی بهش حمله نميکردی !!

نوشته ای توضیحی برای من نداری بسیار خوب من این را به حساب تواضع تو نمیذارم
ترجیح میدم به حساب احساس حقارتت بذارم !!!! میدونی چرا
چون اونی که نصفه نیمه وارد یه بحثی میشه و اظهار فضل میکنه احتمالا میترسه و احساس حقارت میکنه که کاملا وارد نمیشه چون اگه اساسا اطلاعاتی نداشته باشه ترجیح میده کلا سکوت کنه مگه نه !!!!

خوب بعد از تمام این حرفها بذار برم سر سرمایه داری
میدونی سرمایه داری بر عکس کمونیستها و مذهبیون و باقی فرقه های مذهبی قبله گاهی نداره
به زبان دیگر وطنی نداره جهانی نداره و هیچ هدفی نمیشناسه جز سود !!!!!!
بنابر این کارمند امریکائی و ایرانی و هندی و افریقائی و چشم بادامی براش علی السویه هستند
و به نظر من از انجا که اکنون سرمایه داری با عریانی هرچه تمام تر قدرت جهانی را در دست داره و امپراطوری سرمایه امریکا چون کشتی تایتانیک در ابهای جهان میره و باقی کشورها و حتی سرمایه داری های جهانی چون قایق های بادی کوچک در گوشه و کنارش مشغول تلو تلو خوردن هستند و به همان راه میروند
باید ایده های عهد دقیانوس کمونیزم و سوسیالیزم را که زمانش گذشته و متعلق به دوران خاص خودش بوده کنار گذارد و سعی کرد در این پروسه گلوبال شدن جهان تکه ای از منافع این سرمایه داری را به نفع خود کند و در جیب گذارد
اگر که میخواهی با واقعیت روبرو شوی و خود را با اه اه و پیف پیف گول نزنی !!!!
نخست وزیر مکزیک چندی پیش حرف جالبی زد او گفت :
ملی گرائی همواره برای کشورهای جهان سوم نیروئی بوده در برابر مشگلات جهانی
ولی اکنون همه ما باید تا میشود سعی در
مخلوط شدن در اين دهکده جهانی کنيم .

در زبان شیرین انگلیسی ضرب المثلی است که میگوید :
if you can't beat them join them
من به میلیونها جوان تحصیل کرده متخصص بیکار ایرانی پیشنهاد میکنم که مانند جوانان هندی به دنبال پروژه های گوناگون رفته و دست خود را بجای بیکاری یا خواندن شر و ورهای پنج تن ال عبا مارکس - انگلس - لنین - استالین - مائو
به سودی از این سرمایه بی پدر و مادر بی همه چیز بی وطن الوده کنید . نانا


دادامن 2:02 @ Wed, 29 Dec 04

تجدد ۷ ( دی ماه ۱۳۸۳) به سردبيری دادامن منتشر شد ....
در اين شماره می خوانيد :
۱. سه آذر شهيد هم آنجا بودند....
۲.فراخوان بر گذاری رفراندوم و چند پرسش بی پاسخ.......
۳ . رفراندوم . پروژه ی چاوز را بشناسيم .....
۴ . انتخابات رياست جمهوری و رفراندوم ملی....
۵. تمام آنچه او گفت TATU
۶. داستان من و ديوار (کيانوش سنجری )....
۷.ناصر خسرو حاشیه ای در متن ......
و ....


nana 1:14 @ Wed, 29 Dec 04

ديده

چه جالب که من سبب شدم انسان بی حوصله و بی علاقه به سياست را ناگهان از پشت خط هجده غور و خلسه به وسط ميدان بکشم .
عجب قدرتی داشتم و نميدانستم .
شما که از من کتاب نخوانده ايراد گرفتی
ميشه فقط يک سئوال مرا پاسخ بدی ؟

خوب اين سرمايه داری حقه باز ناجنس که برای سو استفاده و استثمار و استعمار !!!!!!
پروژه هاشو به هندی ها ميده !!!!
اون امريکائی ها رو که گفتی کنار ميزنه !!!!
رو ميخواد چيکار کنه !!!!
تو فکر ميکنی شافشون ميکنه !!!!!!
هان شافشون ميکنه که خفه شن !!!
منتظر پاسخت هستم . نانا


DIDEH 1:07 @ Wed, 29 Dec 04

ببخشید
گفتم که آش خورم و اولین باره که کامنت می دهم
از اینکه سه بار فرستاده شد معذرت می خواهم


DIDEH 1:03 @ Wed, 29 Dec 04

به نانا

اول سلام به همه کسانی که یا واقعا از این بازی اینترنتی منظور و هدف مشخصی دارند ویا فقط فرم جدیدی از سرگرمی وتفریح را برای خود پیدا کرده اند و بازی های کودکانه دوران 14 سالگی را اکنون به شکلی مدرن تر ادامه می دهند.
این اولین باریست که من چیزی در این وبلاگ می نویسم.در واقع اولین باریست که حوصله کردم و یکی دوتا از کامنتها رو خواندم. باید اعتراف کنم که همیشه وقت را با ارزش تر از این می دونستم که به خوندن این مطالب هدر بره ولی امروز دو سه تا از این کامنت ها رو خوندم و در مقابل آخرین کامنت نانا دیدم که نمی تونم ساکت بمونم.و باز باید اعتراف کنم که یقین پیدا کردم که خوندن این مطالب اتلاف وقت است.
من نه سیاسی هستم ونه می دونم که سیاست رو با چه « ط» می نویسند ولی حداقل در این بحث ها هم دخالت نمی کنم که باعث آبروریزی برای خودم بشه.
نانا،،
تحلیل روشنفکرانه ایی که دادی در مورد لطف سرمایه داری به نخبگان کشور های جهان سوم دیگه نور علی نور بود .
من توضیحی برای تو ندارم ، چون خودم رو در این حد نمی بینم که به کسی درس بدهم ولی هیچ احمقی نیست که این نوع چپاول کشور های سرمایه دار رو از کشور های عقب افتاده و جهان سوم به حساب لطف و مرحمت سرمایه داری بگذاره.سرمایه داری با این روشی که در چپاول پیدا کرده در آن واحد هم نیروی کار کشورهای عقب نگه داشته شده رو چپاول می کنه وهم نیرو کار کشور خودش رو به راحتی کنار می زنه و کاری برای او نداره چون براش دیگه صرف نمی کنه که کارگر آمریکایی استخدام کنه .
کارگر او ن کشور سرمایه داری بیکار می مونه و نیروی کار ارزون کشور های عقب نگه داشته شده به پشیز خریده می شه .نه تنها نیروی کار یدی که به قول تو استعدادها و خلاقیتها هم به همین روز می افته.و این سود آورترین راه برای سرمایه داریست تا بتونه سود را بر روی سود تلمبار کنه
حوصله و قصد درس دادن ندارم چون یقینا اون دسته از خوانندگان با مطالعه و کسانی که هدفمند این نوشته ها رو دنبال می کنند حتی حوصله خوندن مطالب من رو هم ندارند چه برسه به نانا. ولی بهتر نانا اگه قصد دخالت گری داره حداقل دو سه تا کتاب بخونه ویا لااقل از جایی کپی کنه که کمتر باعث خنده بشه


DIDEH 1:03 @ Wed, 29 Dec 04

به نانا

اول سلام به همه کسانی که یا واقعا از این بازی اینترنتی منظور و هدف مشخصی دارند ویا فقط فرم جدیدی از سرگرمی وتفریح را برای خود پیدا کرده اند و بازی های کودکانه دوران 14 سالگی را اکنون به شکلی مدرن تر ادامه می دهند.
این اولین باریست که من چیزی در این وبلاگ می نویسم.در واقع اولین باریست که حوصله کردم و یکی دوتا از کامنتها رو خواندم. باید اعتراف کنم که همیشه وقت را با ارزش تر از این می دونستم که به خوندن این مطالب هدر بره ولی امروز دو سه تا از این کامنت ها رو خوندم و در مقابل آخرین کامنت نانا دیدم که نمی تونم ساکت بمونم.و باز باید اعتراف کنم که یقین پیدا کردم که خوندن این مطالب اتلاف وقت است.
من نه سیاسی هستم ونه می دونم که سیاست رو با چه « ط» می نویسند ولی حداقل در این بحث ها هم دخالت نمی کنم که باعث آبروریزی برای خودم بشه.
نانا،،
تحلیل روشنفکرانه ایی که دادی در مورد لطف سرمایه داری به نخبگان کشور های جهان سوم دیگه نور علی نور بود .
من توضیحی برای تو ندارم ، چون خودم رو در این حد نمی بینم که به کسی درس بدهم ولی هیچ احمقی نیست که این نوع چپاول کشور های سرمایه دار رو از کشور های عقب افتاده و جهان سوم به حساب لطف و مرحمت سرمایه داری بگذاره.سرمایه داری با این روشی که در چپاول پیدا کرده در آن واحد هم نیروی کار کشورهای عقب نگه داشته شده رو چپاول می کنه وهم نیرو کار کشور خودش رو به راحتی کنار می زنه و کاری برای او نداره چون براش دیگه صرف نمی کنه که کارگر آمریکایی استخدام کنه .
کارگر او ن کشور سرمایه داری بیکار می مونه و نیروی کار ارزون کشور های عقب نگه داشته شده به پشیز خریده می شه .نه تنها نیروی کار یدی که به قول تو استعدادها و خلاقیتها هم به همین روز می افته.و این سود آورترین راه برای سرمایه داریست تا بتونه سود را بر روی سود تلمبار کنه
حوصله و قصد درس دادن ندارم چون یقینا اون دسته از خوانندگان با مطالعه و کسانی که هدفمند این نوشته ها رو دنبال می کنند حتی حوصله خوندن مطالب من رو هم ندارند چه برسه به نانا. ولی بهتر نانا اگه قصد دخالت گری داره حداقل دو سه تا کتاب بخونه ویا لااقل از جایی کپی کنه که کمتر باعث خنده بشه


DIDEH 1:02 @ Wed, 29 Dec 04

به نانا

اول سلام به همه کسانی که یا واقعا از این بازی اینترنتی منظور و هدف مشخصی دارند ویا فقط فرم جدیدی از سرگرمی وتفریح را برای خود پیدا کرده اند و بازی های کودکانه دوران 14 سالگی را اکنون به شکلی مدرن تر ادامه می دهند.
این اولین باریست که من چیزی در این وبلاگ می نویسم.در واقع اولین باریست که حوصله کردم و یکی دوتا از کامنتها رو خواندم. باید اعتراف کنم که همیشه وقت را با ارزش تر از این می دونستم که به خوندن این مطالب هدر بره ولی امروز دو سه تا از این کامنت ها رو خوندم و در مقابل آخرین کامنت نانا دیدم که نمی تونم ساکت بمونم.و باز باید اعتراف کنم که یقین پیدا کردم که خوندن این مطالب اتلاف وقت است.
من نه سیاسی هستم ونه می دونم که سیاست رو با چه « ط» می نویسند ولی حداقل در این بحث ها هم دخالت نمی کنم که باعث آبروریزی برای خودم بشه.
نانا،،
تحلیل روشنفکرانه ایی که دادی در مورد لطف سرمایه داری به نخبگان کشور های جهان سوم دیگه نور علی نور بود .
من توضیحی برای تو ندارم ، چون خودم رو در این حد نمی بینم که به کسی درس بدهم ولی هیچ احمقی نیست که این نوع چپاول کشور های سرمایه دار رو از کشور های عقب افتاده و جهان سوم به حساب لطف و مرحمت سرمایه داری بگذاره.سرمایه داری با این روشی که در چپاول پیدا کرده در آن واحد هم نیروی کار کشورهای عقب نگه داشته شده رو چپاول می کنه وهم نیرو کار کشور خودش رو به راحتی کنار می زنه و کاری برای او نداره چون براش دیگه صرف نمی کنه که کارگر آمریکایی استخدام کنه .
کارگر او ن کشور سرمایه داری بیکار می مونه و نیروی کار ارزون کشور های عقب نگه داشته شده به پشیز خریده می شه .نه تنها نیروی کار یدی که به قول تو استعدادها و خلاقیتها هم به همین روز می افته.و این سود آورترین راه برای سرمایه داریست تا بتونه سود را بر روی سود تلمبار کنه
حوصله و قصد درس دادن ندارم چون یقینا اون دسته از خوانندگان با مطالعه و کسانی که هدفمند این نوشته ها رو دنبال می کنند حتی حوصله خوندن مطالب من رو هم ندارند چه برسه به نانا. ولی بهتر نانا اگه قصد دخالت گری داره حداقل دو سه تا کتاب بخونه ویا لااقل از جایی کپی کنه که کمتر باعث خنده بشه


nana 0:53 @ Wed, 29 Dec 04

شراگيم

ايندفه اگه خواستی بری سر منبر
يادت باشه تو نظراتت گه گنده تر از دهانت
نخوری و مرگ مرا قسم نخوری
چرا مرگ نه نه ات را که گاهی اينجا ميامد
را نميخوری !!!!! هان
يا چرا رفيقای زن وبلاگ نويس لنگه خودت را !!!!!
مگه من با تو شوخی دارم ابله . نانا


شراگیم 0:42 @ Wed, 29 Dec 04

در پاراگراف ۵ «کمونيست» را «کمونيسم» بخوانيد! (من بی سواد هستم...ولی ديگه نه انقدر...)


شراگیم 0:39 @ Wed, 29 Dec 04

شبح عزيز:
۱- واقعا خبر تکاندهنده و متاثر کننده‌ای بود...متاسفم!
۲- به نظر من همه‌ی دعواها بر سر لاحاف ملیله دوزی جناب ملاست...! بقيه حرفها جسارتا شعار و باد هواست...غایت نهایی تمام ايسم ها و مکتب های سياسی رسيدن به قدرته...!و برای رسيدن به قدرت هم اولين شرط پا گذاشتن روی کمر اولين کسیست که جلویت سبز می‌شود...!توده و موده و خلق و برابری و برادری يعنی کشک! واقعا نور به قبر ماکياولی خدابيامرز بباره که n سال پيش بهتر از من و شما دست خيليا رو خونده بود...تو رو جون شبح اگه منو دوست داری زیر هیچ عَلَمی سینه نزن...!
۳- نمی‌دونم اين سرمايه داری چه هيزم تری به شماها فروخته...؟من خودمم چون جزء اقشار اسیب پذیرِ ذلیل مرده‌ی فلک زده هستم با سرمایه داری مخالفم و حالم از هرچی سرمایه داره به هم می‌خوره...ولی واقعا فکر می کنين امامزاده‌ی شما چه شفايی ميتونه بده که سرمايه داری نميده؟ يعنی اگه جهان سالها پيش کمونيستی شده بود امروز اين زمين لرزه تعداد تلفاتش جای سی هزار نفر مثلا ۱۵۰ نفر بود؟ به جان خودم نباشه به مرگ همين نانا همین آش بود و همین کاسه! واقع بین باش...
۴- تحليل جوان سوسياليست عزيز از جنايات استالين اولا تاييدی بر فرمايشات (بخونين عرايض!) فوق الذکر بنده است و در ثانی من رو به ياد تحليل‌های خودم در دفاع از اسلام ناب محمدی انداخت...!! اون موقع‌ها هرچی من فرياد می‌زدم که اعمالی که در طول تاریخ به اسم اسلام انجام شده ربطی به خود اسلام نداره کسی به خرجش نمی‌رفت که نمی‌رفت...هرچی می‌گفتم بابا این چیزها رو بدخواهای اسلام برای بدنوم کردنش بهش آویز کردن و مثلا اگه حضرت علی روزی ۶۰۰۰ تا رو گردن می‌زده (که بنده خدا اگه اره برقی هم دستش بود اره‌هه موتورش روز دوم ‌پکیده بود!) گناهش پای اسلام اصیل نیست همتون عاقل اندر سفیه نیگام می‌کردین و می گفتین اسلام اصیل اتفاقا همینه...! حالا تحويل بگيرين...!گند کاريهای سردمداران جنبش کمونيستیتون رو سمبل کنين! اگه قراره من برم يخه‌ی استانيليست ها رو بگيرم شما هم برين يخه‌ی علی‌اللهی ها رو بچسبین! P:
۵- جون شبح با اون همه زکاوتی که درت سراغ دارم در عجبم از اينکه هنوز فکر می‌کنی ممکنه روزی کسانی روی کره زمين به قدرت برسند که در چهارچوب یک فرمول مشخص آزادی و برابری و برادری رو برای ساکنان کره‌ی زمين به ارمغان بيارند!حتی خوش خیال ترین آدمها هم توی خواب چنین رویاهای شیرینی مدتهاست که دیگه نمی‌بینن!
پس تو رو خدا ما رو ياد امام راحلمون ننداز که توی چند تا پست قبلی ازش نقل قول کردی که: (( دلخوش نباشيد که مسکن فقط می‌سازيم...ال می کنیم...بل می‌کنیم....))...وعده سر خرمن دادن اولين قدم برای رسيدن به قدرته...نه کمونيست...نه سرمايه داری...نه اسلام...و نه هيچ مکتب فکری و سياسی ديگری دنيا را تغيير نخواهد داد...! پس دنيای خودت رو درون خودت بنا کن و خودت اون رو تغيير بده...! ما را به خير هيچ قدرتی اميدی نيست...شر مرسانيد سر جدتون!
۶- حالا اگه تولد يکی از اون گور به گور شده ها بود اينجا دادار دودور راه انداخته بودين...يه نفر نيومد بگه بابا ياد فروغ هم به خير...! نا اميدم کردين!:(


nana 23:17 @ Tue, 28 Dec 04

ارنستوی عزيز ۳۲

با تشکر از لطف تو نسبت به من پاسخت را يک به يک ميدهم .
۱- برای شکستن ساختار ادبی من شرط و مرط ندارم زيرا
اگر اخوندی به من بگه تو مجبوری چون ايران اسلامی است عليرغم قبول نداشتن اسلام روزی چهار مرتبه کون خود را هوا کرده و تظاهر به نماز خواندن کنی من خواهم گفت :شاشيدم به اسلام تو و نماز تو من تظاهر به اين کار نخواهم کرد و شرط و مرط هم قبول نخواهم کرد !!!!!!!
بنابر اين چون من سياسی کار نيستم و سياسی کاری را برای روشنفکران معادل حقه بازی ديگری چون حقه بازی اخوندی ميدانم اهل شرط و مرط هم نيستم . اين از اين
۲ - مبحث لعبت والا هم برايم نه با اين نمونه که گفتم بلکه با سابقه و از تجربه من با او سرچشمه ميگيرد !!!!!
۳ - مقصود شبح هرچه هست من از ذهن او خبر ندارم همچنان که خوانندگان ديگر !!!!!
مثالی خنده دار برايت ميزنم
فکر کن تو با زنت دعوات شده و در ذهن خود فکر ميکنی اگر زنت ترا طلاق داده و بچه ها را بگيرد و خانه را بگيرد و حقوقت هم برای خرج بچه ها و خانه برود و پولی برايت نماند و کارتن خواب شوی و شبی برفی سرد مجبور باشی زير برف بخوابی !!!!
و تمامی اين فکرها را در مغزت کرده و ناگهان بين جمعی با صدای بلند فرياد بزنی :
ای بدبخت شدم کارتن خواب شدم و زير برف بايد بخوام !!!!!!!
ان جمع از اين جمله اخر تو بهت زده ميشوند و ميگويند : اين ارنستو هم زده به سرش وسط قورمه سبزی خوردن ناگهان ميگويد کارتن خواب شدم !!!!!!!
۴ - در رابطه با این بخش هم برایت مثالی دارم ولی قبل از ان به اطلاع همگی شما میرسانم بازدن این مثال قصدم دفاع از سیستم کثیف سرمایه داری نیست تنها بازگوئی واقعیت است .
نمیدانم میدانید که به دلائلی افراد تحصیل کرده هندی بسیار زیاد هستند و اینان در هرکجای دنیا نهایتا خود را وارد بازار کار کرده و زندگی های مرفه ای برای خود فراهم میکنند .
بخشی را که من به دلیل اشنائی در امریکا میدانم رشته نفت و پتروشیمی است
عده زیادی جوان هندی در هند مشغول گرفتن پروژه های نفتی از امریکا هستند و در همان هند این پروژه ها را انجام داده و به امریکا میفرستند و در این رابطه کلی از شرکتهای بزرگ نفتی کارمندان امریکائی خود را اخراج کرده و سرویس های خود را از هند دریافت میکند اگرچه به انان پول خوبی میدهند ولی به دلیل بیمه و هزار کوفت و زهرمار دیگر برایشان به صرفه است و ان جوانان هندی هم که در کشوری فقیر زندگی میکنند پولی به دست میاورند که نه تنها مرفهانه زندگی میکنند بلکه به اقتصاد کشور خود کلی کمک میکنند .
من هرگز ندیدم یکی از این کمونیستهای دو اتشه این بخش را به عنوان امتیازی از طرف کشوری سرمایه داری که به کشور فقیر میدهد گوشزد کنند !!!!!
به من نگو که این هم خود نوع دیگری از استثمار است چون میدانی که به الگو میشاشم و الگو ندارم که به ان رجوع کنم و بعد نتیجه گیری کنم که حال خوب است یا بد !!!!!
مهم برایم رفاه عده ای انسان است که علیرغم سواد و تحصیلات در بازار کار سرگردان بوده اند و اکنون خطری جدی برای هم مدرکان خود در کشوری چون امریکا هستند و میوه تحصیلات خود را میچشند
همان گونه که از این نمونه ها در ایران بسیار داریم و اگر کشوری سرمایه داری جنایتکار به جوانان تجصیل کرده ایرانی پروژه های ساختمانی و نفتی و بندری و .....
بدهد که در ایران انجام دهند و حقوق خود را با دلار بگیرند نه تنها بخشی از انان را از جهنم بیکاری و سرگردانی نجات داده بلکه به اقتصاد کشور هم میتوانند کمکی کنند .
پس همه چیز سرمایه داری هم بد نیست .
مگه نه !!!!! نانا


ارنستو چه گوارا 22:39 @ Tue, 28 Dec 04

نانا زولاي عزيز (بر وزن اميل زولا)

1- ميداني که من خيلي قبولت دارم – حتي اگر به من فحش هم بدهي از ارزش تو پيش من کم نميشود. شکستن ساختار زباني مودبانه را هم قبول دارم ، البته بشرطي که طرف مقابل تحمل اين ساختار شکني را داشته باشد وگرنه موجب آزار طرف مقابل ميشود. ميدانم که هميشه از معذورتي که رعايت ادب ايجاد ميکند در اين سرزمين سو استفاده شده است . ولي نکته اساسي اينست که اگر اين ساختار شکني يکطرفه باشد موجب خود سانسوري طرفي ميشود که در معذوريت رعايت ادب قرار گرفته است و در نتيجه از ماهيت دموکراتيک گفتگو بشدت کاسته ميشود. در نتيجه استفاده از زبان غير مودبانه در گفتگو با وجود اينکه نشانگر آنست که طرف مقابل تا چه حد مخالف آن نظر است ( هر چه غير مودبانه تر باشد نشانگر ميزان خشم طرف مقابل در مقابل يک نظر است) ولي با توجه به اينکه موجب يکطرفه شدن بحث ميشود بي فايده است.

2- در مورد ترانه بي انصافي ميکني ، چون ترانه اولين نفري بود که همان اعتراضي را که تو عنوان کردي دريک پست قبل از تو عنوان کرد و شعر ترانه اشاره به مضمون مورد اشاره تو نداشت. بهرصورت ترانه قبل از تو در آن مورد بخصوص اعتراض کرد.ترانه این موضوع را در وبلاگ من هم صراحتآ نوشته است.


3- مقصود شبح از آن تکه از مطلب اينست که نظام طبقاتي موجب فقر ميشود، فقر موجب پايين آمدن استاندارد زندگي ميشود ، پايين آمدن استاندارد زندگي موجب ناتواني در پرداخت هزينه هايي ميشود که به موجب آنها ميتوان از خطراتي مانند زلزله ، سيل ، بيماري ، .... کاست. مسلمآ در يک کشور فقير آسيب هاي ناشي از بلاياي طبيعي بيشتر است. اين حرف به معني غلبه يافتن بشر بر طبيعت بوسيله تکنولژي نيست که ناناي ناتوراليست عزيز در مقابل آن موضع گيري کند. مسئله اي است که آمار آنرا اثبات کرده – "رفاه بيشتر ، آسيب پذيري کمتر در مقابل بلاياي طبيعي"

4- در نوشته من نکته اصلي اين بود که اکثر اين کمک هاي بشر دوستانه کشورهاي توسعه يافته جهان سرمايه داري بدليل معافيت هاي مالياتي است و خود قانون معافيت مالياتي بدليل حمايت از سرمايه دار در مقابل آسيب هاي است که ماليات موجب آن ميشود .نکته بعدي اين بود که کارمند آن جي او کارش را بعنوان يک کار بشر دوستانه ارزيابي نميکرد تا در مقابل ملاخور شدن آن و همينطور پرداخت رشوه ، موضع گيري کند و در نهايت نشان دادن تمام اين کمدي هست که جهان سرمايه داري و شرکت هاي موفق آن بعنوان کمک هاي بشر دوستانه نمايش ميدهند و نکته آخر اينکه رشوه في نفسه ماهيتي سوداگرانه و سرمايه داري دارد .


الهه 22:21 @ Tue, 28 Dec 04

کسی که سواد روخوانی یک یادداشت ساده را داشته باشه، با خوندن کامنت من (شماره ۷) می بینه به کسی توهین نشده. کسی که انصافش حتی به اندازه یک آخوند باشه، با خوندن کامنت هايی که تو وبلاگ شبح گذاشته می شه و با دیدن ناسزاهايی که به مخالفان شبح داده می شه و جناب شبح مودب ککش هم نمی گزه، و بعد با مقايسه اش با کامنت دو خطی من (شماره ۷)، می فهمه که توهینی به کسی نکرده ام و به رياکاری شبح پی می بره.
کارنامه سه سال وبلاگنويسی ات برای عاقلان روشنه. حد انتقاد پذيری ات را همه ديده اند و حد احترام گذاشتن ات به حيثيت مردم را هم ديده ايم!


nana 21:48 @ Tue, 28 Dec 04

و اما شبح ۲۳

از يکسال و چندی پيش که من با تو و اين وبلاگستان اشنا شدم هرگاه افرادی از نوع
تو - حسن و حسين و تقی و شهپر و اختر و شمسی و...........
در برابر استدلال من گير ميکنيد به مساله ادب و تربيت آويزان شده و خود را به کوچه علی چپ ميزنيد
تمامی شواهد بحث ها در ارشيو خودت حی و حاضر موجود است !!!!!
و اين گير دادن شما به ادب من مرا در بی ادبی مصمم تر کرده و ادامه ميدهم و همانطور که خودت خوب ميدانی عليرغم انکه ميتوانم مطالبی بنويسم که از ادب دست ملکه ويکتوريا را از پشت ببندم ولی حتی با اين بی ادبی دارم به شما ساده لوحان هم درسی ديگر ميدهم که به ازادی انتخاب مربوط ميشود !!! ميفهمی يا نه
ازادی انتخاب نحوه نوشتن برغم کليشه های تخمی و رايج هر جامعه ای
فهم عوام برای من پشيزی ارزش نداشته و ندارد !!!!
برای مبارزه با فهم عامه که چيزيست تخمی بايد قواعد بازی انان را بهم ريخت .
ميدانم برايت سخت است ولی التماست ميکنم سعی کنی بفهمی ناسلامتی تو يکی از پيشروان جامعه هستی !!!!
ولی از همه اين حرفها که بگذريم ميتوانم به جرات بگويم که بر عکس ان که تظاهر ميکنی تو مخالف بی ادبی نيستی چرا !

زيرا در برابر بی ادبی منوچهر هائی که به مردم توهم دروغ به زانو در امدن رژيم اسلامی را ميدهند و به نظر من زشت ترين نوع بی ادبی و دروغ است سکوت ميکنی !!!!!
زيرا هنگامی که ترانه همچون لعبت والا با افشانده موی سر و به چپ و راست ريختنش با کپيه تقلبی شعر سهراب سپهری به اينجا ميايد و ميگويد :
اب روان حزب ح ک ک را گل نکنيم !!!!!
تو در برابر اين نوع بی ادبی سکوت ميکنی !!!!
آن کله را بکار گير
ورنه من وادارت ميکنم که بکارش گيری .
زيرا عليرغم هرچی تو برايم اندکی اهميت
داری . نانا


کنجکاو 21:44 @ Tue, 28 Dec 04

شبح جان!
گزارش بد؛ چندی است که سِروری که وب لاگ تو روی آن است روزانه برای يکی دو ساعت می خوابد. گفتم که گفته شده باشد.


کنجکاو 21:40 @ Tue, 28 Dec 04

سياوش گرامی!
تو را به جان ترومن (1) ، آزينهاور، سوهارتو ، پينوشه و اسامه بن لادن(2) و ... سوگند دست از سر اين جوان سوسياليست بردار.

1- گويا دست ژاپنی ها هم نمک ندارد .
2- اين ها تنها بخشی کوچکی از قهرمانان دست پرورده جهان آزاد !! هستند، نه؟


nana 21:30 @ Tue, 28 Dec 04

ارنستو ۲۱

گوش کن دوست من تو در قالب يک حادثه
فساد حاکم بر يک رژيم و افرادی که برای کمک به مردمی زلزله زده ميايند و در اين چنبره فساد خواه ناخواه گرفتار ميشوند را نوشته ای درست
اين افراد ميتوانستند برای کمک به جذاميان ايران بيايند و همين اتفاق بيفتد درست
اين هيچ ربطی به زلزله که يک بلای طبيعی است ندارد !!!!!
گوز و شقيقه را من در مورد کسانی بکار ميبرم که چون شبح در مورد زلزله جنوب هند اين را مينويسند

(تا اين جهان پر از فاصله‌ی طبقاتی و اين نظام سراسر بی‌منطق
بر جهان حاکم است هم‌چنان قربانی خواهيم داد. پس به کمک
هم بشتابيم تا اندکی از اين رنج را بکاهيم.)

اميدوارم متوجه شده باشی . نانا


nasrema 21:07 @ Tue, 28 Dec 04

این زمین لرزه همدردی با بم بود.


سياوش 19:12 @ Tue, 28 Dec 04

سال 93 يا 94 بود كه يك بابايي(كه متاسفانه نامش يادم نيست.) كه بر حسب قضايا اين آقا هم نماينده مجلس دانمارك بود(عضو حزب ميانه‌رو به نام سنت‌قوم دومكرقاتانه Centrum Demokraterne يعني دمكرات‌هاي ميانه بود) و هم از گليميان كشور دانمارك. اون روزها هميشه صحبت از نيو‌نازيست‌ها(New Nazisme) بود، و يك روز اين آقا تاب تحملش سرريز شد و تو مجلس گفت كه نه اين‌طور نيست، اين نژاد‌يرست‌ها و فاشيست‌ها امروز، هم‌آن ورژن قديمي‌اند(البته با چند فحش آب‌دار از نوع دانماركيش) و نه هيچ چيز ديگه. حالا اين دوست عزيزمان، يعني آقاي جوان سوسياليست است، كه هر وقت نامش را مي‌بينم، به ياد گفته اون آقا مي‌افتم كه اي بابا اين حتا خودش هم جوان نيست تا چه برسه به كمونيست و سوسياليست‌ش. اين يسوند جوان تنها براي خر كردن يكي مثل من است كه تفهميم كند كه اين كمونيست و سوسياليست، نوعش تازه و جوان است و با اون استالين، فيدل، كيم ايل و بقيه فاميل و اعوان فرق دارد.


شبح 17:54 @ Tue, 28 Dec 04

الهه‌ي عزيز!(7)
تحليل آب‌دوغ خياری داشتن مهم نيست چون می‌توان اشتباهات‌اش را نشان داد اما "ادب" سخن گفتن نداشتن ديگر به شخصيت آدم‌ها ربط دارد و شخصيت آدم‌ها به سختی عوض می‌شود. اميدوارم اين‌گونه سخن گفتن از سر عصبانيت باشد و به شاکله‌ی شخصيتی‌ات ربط نداشته باشد.
اما دوست عزيز من نگفتم زلزله به دليل "سرمايه‌داری جهانی" است. گفتم تلفات ناشی از بلايای طبيعی ناشی از سرمايه‌داری جهانی است. به هر حال توضيحاتی در متن‌ام داده‌ام که اگر تو مخالفشان هستی متشکر می‌شوم که با تحليلی درست و غيرآب‌دوغ‌خياری به آن پاسخ دهی.
رسوای عزيز!(5)
همان گونه که ترانه‌ی نازنين در کامنت(11) نوشته است منظور مالديو است و نه ملداوی از تذکر شما و تصحيح ترانه‌ی عزيز تشکر مي‌کنم و درست‌اش می‌کنم.


شبح 17:52 @ Tue, 28 Dec 04

الهه‌ي عزيز!(7)
تحليل آب‌دوغ خياری داشتن مهم نيست چون می‌توان اشتباهات‌اش را نشان داد اما "ادب" سخن گفتن نداشتن ديگر به شخصيت آدم‌ها ربط دارد و شخصيت آدم‌ها به سختی عوض می‌شود. اميدوارم اين‌گونه سخن گفتن از سر عصبانيت باشد و به شاکله‌ی شخصيتی‌ات ربط نداشته باشد.
اما دوست عزيز من نگفتم زلزله به دليل "سرمايه‌داری جهانی" است. گفتم تلفات ناشی از بلايای طبيعی ناشی از سرمايه‌داری جهانی است. به هر حال توضيحاتی در متن‌ام داده‌ام که اگر تو مخالفشان هستی متشکر می‌شوم که با تحليلی درست و غيرآب‌دوغ‌خياری به آن پاسخ دهی.
رسوای عزيز!(5)
همان گونه که ترانه‌ی نازنين در کامنت(11) نوشته است منظور مالديو است و نه ملداوی از تذکر شما و تصحيح تشکر مي‌کنم و درست‌اش می‌کنم.


ارنستو چه گوارا 9:06 @ Tue, 28 Dec 04

نانا جان کوتاه است همین جا کپی میکنم:

در جريان زلزله بم با يک ان جي او بين المللي آشنا شدم . اين سازمان ميخواست کمک هايش را به بم برساند – سئوال اول : جراميخواست؟
نقل قول از کارمند "ان جي او" معتبر: چون يک شرکت معتبر تجاري اين آن جي او را حمايت ميکند و در واقع اين ان جي او را تشکيل داده و اگر بتواند مثلآ ايکس مقدار بعنوان کمک هزينه کند و معادل آن و يا درصدي از آن را صرف تبليغات کند ، ميتواند از معافيت هاي مالياتي بهره برداري کند که خيلي بيشتر از هزينه انجام شده است. ( ظا هرآ وجود همين قانون خوش بسيار بشر دوستانه است ولي نکته اينجاست که سيستم کاپيتاليستي براي بالانس کردن حوزه هاي مختلف سرمايه از ماليات استفاده ميکند – ماليات خلاف تعريف متداول آن براي جوابگويي هزينه هاي دولت نيست بلکه روشي است که سيستم سرمايه داري براي حل موقتي بحران هاي خود از آن بهره ميگيرد – بعضآ تا ماليات 50 درصد پيش ميرود و در واقع براي حل بحران ها تا آستانه سوسياليزم پيشروي ميکند- راه حل مذکور يعني هزينه کردن در خيريه و بخشش مالياتي نيز در واقع راه فراري است که سرمايه داري براي بعضي از شرکتها و افرادي که با افزايش مالياتها تا آستانه سوسياليزم آسيب ميبينند ، پيش بيني کرده است )
بهرصورت دردسرتان ندهم کمک هاي اين "ان جي او" بدست مردم بم نرسيد و سيستم اداري فاسد حاکم در ايران هر کدام سهمي را برداشت – جالب است که مسئول خارجي اين آن جي او هم خود ميدانست که اين کمک ها دارد ملا خور ميشود ، و وقتي اين موضوع را برخش کشيدم جواب جالبي داد که تا عمر دارم فراموش نميکنم ، او گفت : من يک کارمند در اين آن جي او هستم ، وظيفه من اينست که اثبات کنم اين کمک ها انجام شده ، اين که اين کمک ها بدست مردم بم نميرسد ربطي به من ندارد.
دوست خارجي مان برايش بسيار عجيب بود که براي رساندن اين کمک ها مجبور است رشوه بدهد ( البته اصولآ رشوه دادن برايش عجيب نبود) – احتمالآ علاوه بر اين کارمند خارجي ان جي او تمامي تشکيلات اداري ايران هم از معافيت مالياتي مذکور خبر داشتند (:


ارنستو چه گوارا 9:03 @ Tue, 28 Dec 04

نانا جان

یک سری به وبلاگ من بزن - یک خاطره در مورد زلزله بم نوشته ام - میخواهم نظرت را بدانم - ببینم از نوع گوز و شقیقه است و یا از نوع دیگر.


تجزيه طلبان فارس 6:53 @ Tue, 28 Dec 04

منشاء بيماری هموطن ستيزی و تجزيه طلبان فارس :

ناصر پورپيرار

در سده‌ی اخير، کار متمايلان به مداومت غلبه‌ی داريوشی، ‌که عمدتا کسوت سياسی سلطنت طلبی می‌پوشند و ادعای برتری فارسيان را دارند، حتی به نفی حضور باستانی عمده ترين گروه‌های نژادی ايران انجاميده است. اين توقف مسلم انديشه‌ ورزی و اين تسليم بی‌قيد و شرط به عوام‌گرايی، تا آن‌جا رشد کرده است که می‌توان مدعی شد در حال حاضر باستان پرستان ما فاقد تاريخ ملی پيوسته‌اند و از جمله نمی توانند با دوران‌های متعدد و دراز مدت مديريت مقتدرانه‌ی ترکان، بر سرزمين ايران، از غزنويان و سلجوقيان تا صفويه و قاجار، تعيين تکليف کنند و نمی‌دانند که آن ادوار و حکومت‌ها را ادامه‌ی حيات ملی بنامند و يا دوران انقياد و اشغال و حاکميت بيگانه بيانگارند؟!!!

حالا اين قوم فارس، که از زمان قدرت يابی‌اش، به زمان رضا شاه ، جز موجب پراکندگی ملی نبوده و عالی‌ترين شخصيت های سياسی صاحب منصب آن، جز به خدمت مطامع بيگانگان و پراکندن انديشه‌ی جدا سری قومی و ملی کمر نبسته‌اند و شخصيت‌های فرهنگی دولتی برخاسته از ميان آنان، جز به تاييد اوراق جعلی فراهم شده در دانشگاه‌های کليسايی اروپا و آمريکا در موضوع تاريخ و ادب و باستان شناسی و هويت سازی مشغول نبوده‌اند و تقريبا از ميان آنان سيمايی را نمی شناسيم که در سده ی اخير، عرض اندام چاره سازی در مقابله با تلقينات جدا ساز يا در جهت قوام سياست ملی کرده باشد، هنوز هم مدعی است که ديگر اقوام و بوميان کهن ساکن اين سرزمين، از کرد و بلوچ و گيلک و لر و ترک و خوزی و مازندرانی، گرچه تمام آن ها اسناد اثبات حضوری ديرينه، لااقل به قدمت پنج هزاره در اين سرزمين دارند، اما به جرم نداشتن هويت قلابی و دروغين آريايی‌- به نوعی مديون و مغلوب فارسيان اند و ضروری است در مقابل آنان گوش به فرمانی کنند و دست به سينه بايستند.


pooya 6:35 @ Tue, 28 Dec 04

جوابهای نانا را که می خوانم می فهمم چرا کمونيستها مثل همه مذاهب ديگر از دشمنان قديمی شان کمتر از ياران بريده خود می ترسند. هیچکس مثل اینان به مکانیسم فکری حاکم براین مذاهب آشنا نیست. سنگین ترین حکم ها نیز علیه اینان صورت گرفته ( کافر- مرتد- مطرود - رویزیونیست و ...) نه آنها که به ظاهر این مذاهب برای مقابله با انان (سرمایه داران و قدرتمداران) ایجاد شده است.


nana 4:29 @ Tue, 28 Dec 04

جوان سوسياليست

ظاهرا ابدا متوجه حرفهای من نشدی !!!!!
هر دو مثالی که من زدم برای نشان دادن
نامربوط بودن گوز و شقيقه بود !
جنايات استالين عريانی و بيرحمی سيستم سرمايه داری را تحت الشعاع قرار نميده و جنايات سرمايه داری عريانی بيرحمی استالين و پول پوت را .
در مورد جناب کانت هم خدمتت عرض کنم هیچ لزومی به کوتاه کردن ناخنش نیست
حرفهایش بزرگیش را روز به روز بیشتر نمایان میکند .
حالا تو چرا علاقمندی ناخن کانت رو کوتاه کنی مگه چه آزاری برات داره . نانا


زمینی 3:02 @ Tue, 28 Dec 04

شبح عزیز خیلی وحشتناکه. کاش بشه یک راه مطمئن برای این جا درست بشه. منظورم کمک رسانی است. دارم دیونه می شم. گاهی طبیعت چقدر خشن و وحشتنک می شه. :((


bita 2:49 @ Tue, 28 Dec 04

hichi nemitoonam benevisam......eteraf mikonam shabah azizam modatist ke dar yek halat bitafavoti motlagh be sar mibaram . hich chiz khoshhal ya narahatam nemikonada, fekr mikonam bimaram............bita


جوان سوسیالیست 2:35 @ Tue, 28 Dec 04

نانا12
این که تو نوشتی تحلیل نبود، تجزیه بود،باید مراقب بود سیل ترکیب آن را نبرد.
آنچه که تو گفتی جواب مسئله، یعنی رابطه سیستم سرمایه داری با کشته شدن هزاران انسان در حوادث طبیعی به دلیل بی لیاقتی این سیستم نیست؛ در واقع این نوعی باج خواهی است. چون استالین میلیونها انسان بیگناه را به اردوگاه ها فرستاد و کشت پس سیستم سرمایه داری در حفظ جان انسانها در مقابل حوادث طبیعی مسئولیتی ندارد!؟ اگر به دنبال کشف رابطه بین آن دو پدیده مورد علاقه ات میگردی خوب است ابتدا بین این دو موضوع رابطه ای پیدا کنی.
بله استالین هزاران نفر را به اردوگاها فرستاد و هزاران نفر را کشت، اما اولاً بخش عمده این هزاران نفر کمونیست ها و مبارزین بودند و نه به هیچ وجه سرمایه داران، ثانیاً پاسخ این جنایات را استالینیست ها باید بدهند نه کمونیستها، کمونیست ها خود قربانیان این جنایات بودند و خود از دادخواست کنندگانند.
این مجموعه جنایات بیش از هرچیز مورد استقبال جهان سرمایه داری بود زیرا همواره توانست با وارونه جلوه دادن آن به بشریت اولاً استالین را به عنوان کمونیست معرفی کرده و با این لولو جلوی وقوع انقلابات را بگیرد و ثانیاً این خوراک تبلیغاتی را در اختیار هواداران سطحی نگر خود بگذارد تا با آن بر علیه کمونیسم سمپاشی کرده و اخیرترین آن این جنایات را با بی لیاقتی سرمایه داری در حفظ جان شهروندان جامعه مدنیش، در مقابل حوادث طبیعی یر به یر کند.
در هر حال باید بگویم کسانی را که استالین به اردوگاها فرستاد و کشت و اعدام کرد فاجعه طبیعی نبود بلکه فاجعه دیکتاتوری استالینیستی بود که کمترین ربطی به جامعه سوسیالیستی و این سیستم ندارد. تنها رابطه ای که هم استالین و هم ایدئولوگ های سرمایه داری متفقاً بین این دو برقرار میکردند و میکنند این بود که استالین این جنایات را با نام "سوسیالیزم واقعاً موجود" انجام میداد و جهان سرمایه داری بیشترین سود را از آن می برد، سود هایی حتی بیشتر از جنایات سرمایه داری جهانی در کشتار هزاران انسان بی گناه در همه جنگ ها، از جنایات هیتلر گرفته تا جنایات آمریکا در افغانستان و عراق و ...
اما جنایات استالین نمیتوانند پوششی برای بی لیاقتی سیستم سرمایه داری باشد، جنایت جنایت است و با آنها به یک میزان باید به مقابله برخواست.
در مورد شلاق زدن؛ واضح است که این نوع جنایات از چشم هیچکس به عنوان جنایت و بربیت پوشیده نخواهد بود، آنچه پوشیده میشود و به عمد پوشیده میشود این است که یک زلزله قادر است جان هزاران انسان را بگیرد و کسانی فکر میکنند این مصیبت ربطی به دولت ها ندارد! اقلاً در مورد دولت سرمایه داری حاکم در ایران این نیز بر کسی پوشیده نیست که این دولت حتی از چپاول کمک های مردمی و انساندوستانه به زلزله زدگان غفلت نکرده است، تدابیر ایمن سازی محل سکونت و آماده سازی امکانات پیشگیری تلفات جای خود دارد.
من نمیدانم اصرار تو برای مرتبط کردن دو پدیده ای که ذهنیت تو را در حد زیادی به خود مشغول کرده برای چیست. اما میدانم تو با تکرار مکرر آن نیاز به مرتبط کردن آنها به یکدیگر را کاملاً مرتفع کردی. در هر حال میتوان با جرات گفت اگر این دو پدیده هیچگاه به هم مرتبط نباشند اما مورد اول آن ( سرمایه داری) به شقیقه و هر آنچه که برایش سود آور باشد خود را مرتبط میکند.
پیشنهاد من به تو این است که به جای مشغول کردن ذهن خودت برای حل این معضل به فکر تهیه تبر مخصوصی باشی که با آن بتوانی ناخن کوچک و بزرگ « کانت» را کوتاه کنی زیرا با توصیف تو از آن ناخن هیچ ناخنگیری قدرت کوتاه کردن آن را ندارد


Rambod 0:24 @ Tue, 28 Dec 04

رهبر معظمتان(خامنه ای جنایتکار) و برادر بزرگوارتان رحیم صفوی و احمدی نژاد(شهردار سپاهی و همان کسی که دست های کثیف تعدادی از وبلاگ نویسان به بهانه پناه دادن خیابان خوابها در دست او قرار گرفت) ، هم جزیی از سیستم سرما یه داری جهانی است.خواستم یاد اوری کرده باشم!


nana 23:38 @ Mon, 27 Dec 04

جوان سوسياليست

بسيار پاسخ دندان شکنی به الهه دادی
بگذار من هم تحليلی برايت بنويسم .

ساختن خانه محکم برای افراد بشر که هيچ
گيرم که چون شوروی زمان استالين همه خانه های ضد سيل و زلزله و بتون آرمه هم داشته بودند !!!!
آن ميليونها انسان بيگناهی که رژيم استالين به اردوگاهها فرستاد و کشت و اعدام کرد را جزو کدام گروه فاجعه طبيعی ميگذاری !!!!!
آنها هم به دليل سرمايه داری مردند !!!!
ميبينی همه ميتوانند گوز را به شقيقه ربط داده و نتيجه گيری کنند حتی نانا.
گيرم که مردم بم هم همه خانه های بتون آرمه داشتند آن شلاق به در کون مردو زن
گنده زدن را جزو کدام کته گوری فجايع طبيعی ميتوان نهاد ؟.
باز هم ديدی ميشود گوز را به شقيقه مرتبط کرد . تو نکن . نانا


ترانه 23:27 @ Mon, 27 Dec 04

Rosva عزيز ۵
شايد منظور شبح عزيز مالديو است. منهم ديروز که اين خبر را شنيده بودم تعادلم بهم خورده بود (تمرکز نداشتم). آسیای شمالی را به آسیای جنوبی منتقل کردم. مهم ابراز احساس همبستگی جهانی در این شرایط است.


جوان سوسیالیست 23:15 @ Mon, 27 Dec 04

الهه 8
« زلزله به خاطر سرمایه داری جهانی » نیست، این تعریف خودت است که زحمت رد کردنش را خودت به عهده گرفتی. رابطه سرمایه و سرمایه جهانی با حوادث طبیعی در تمرکز آن فقط برای کسب سود است و بی توجهی به ایمنی سازی های لازم برای جلوگیری از آسیب های طبیعی. ( کاش میتونستم از این ساده تر بگویم)
الهه، اگر تو به دلیل فقر نتونی خانه مستحکمی در مقابل زلزله و سیل داشته باشی، اولین سیل آن را با خود میبرد و با یک زلزله خفیف چیزی از آن باقی نمیماند، کلبه ای با تیر و حصیر نمیتواند محل سکونت انسان باشد، اجداد ما در دوران پیته کانترپوس اینگونه سرپناه میساختند، کجا رفت این مدرنیسم و این عصر ارتباتطات و این همه اراجیفی که سرمایه داری جهانی در حرف با آن مردم را میپروراند و اما در عمل چنان شیره جان آنها را میکشد که قادر نباشند محلی در خور زندگی انسان و مقاوم در مقابل حوادث طبیعی داشته باشند؟ تاریخ ساخت ارگ بم 2500 سال بود و تاریخ ساخت کلبه ای در نزدیکی آن 2 سال، هر دو در یک سطح با خاک یکسان شدند، چرا؟ 2500 سال تجربه معماری در ادامه این « تمدن» نتواسنت خانه دو سال پیش را در مقابل زلزله مقاوم کند یا عدم توانایی مالی کافی صاحب کلبه برای ایمن سازی آن؟ پاسخ این سوال در هر سیستمی به عهده مدافعین و حاکمان آن سیستم است.
اگر هنوز رابطه سرمایه داری جهانی با چنین حوادثی روشن نیست، بگذار یک بلا دیده را شاهد بیاوریم که به زبان عام فهم حرف میزند.
کامنت6 ( بنفشه) :« وقتی خیلی ساد ه انگارانه گفتم که چرا جای خونه شون رو از کنار دریا عوض نمی کنند یکی شون جواب داد آخه با چه پولی؟! »


nana 23:00 @ Mon, 27 Dec 04

الهه ۸

آيا تاکنون اين مثل زيبای ارتباط گوز و شقيقه را شنيده ای ؟ نانا


الهه 21:52 @ Mon, 27 Dec 04

اگه زلزله به خاطر سرمايه داری جهانی باشه، پس لابد آخوندها هم راست می گن که هرجا بلايی نازل ميشه، به خاطر کفر مردم اونجاست:)
دست بردار از اين تحليلهای آبدوغخياری !


الهه 21:51 @ Mon, 27 Dec 04

اگه زلزله به خاطر سرمايه داری جهانی باشه، پس لابد آخوندها هم راست می گن که هرجا بلايی نازل ميشه، به خاطر کفر مردم اونجاست:)
دست بردار از اين تحليلهای آبدوغخياری !


banafsheh 21:18 @ Mon, 27 Dec 04

سلام.. واقعا اتفاق وحشتناکی بود و اصلا باورم نمی شد که باز يه فاجعه ی ديگه واسه ی يه سری کشور فقير و بيچاره اتفاق افتاد. ديروز اتفاقا به يک رستورانی رفته بوديم که بيشتر پيشخدمت هاش از يک دهکده ی سريلانکايی بودند.بی اختيار گريه می کردند و از گمشده هاشون برامون گفتند و خيلی ناراحت کننده بود.. یکیشون برادرش گم شده بود و یکی دیگه شون بچه ی کوچیک خواهرش که فرار کرده بود بالای یه درخت از تو دستش افتاده بود توی آب. وقتی خیلی ساد ه انگارانه گفتم که چرا جای خونه شون رو از کنار دریا عوض نمی کنند یکی شون جواب داد آخه با چه پولی؟!


Rosva 19:37 @ Mon, 27 Dec 04

شبح جانم
اين زلزله چطور از اسيای جنوب شرقی به ْمولداوی ْ(MOLDOVA=MOLDAVIA ) در اروپا رسيد؟


nasrin 18:47 @ Mon, 27 Dec 04

شبح عزيزم
چی بگم ... ؟
بعضی از دوستان اعتراض می کنند که بلايای طبيعی چه ربطی به سياست داره !
به نظر من ربطش خیلی زیاده ٫ نه اينکه بلايای طبيعی نتيجه سياستٍ سياست مداران باشه ولی عواقب و عوارض اش چرا !
همين اتفاقات در مناطق ديگر هم ميافته ٫ اما نه با چنين تلفاتی به همين دليل هم کمتر جلب توجه می کنند ٫ مثل ريزش بهمن در منطقه کوهستانی تيرول ( مابین ایتالیا و اطریش ) که همين يکی دوسال پيش بود و ...
واقعا متاسفم !


شهلا 16:29 @ Mon, 27 Dec 04

درودبر تو
شبح جان این فاجعه های طبیعی خیلی درد آور است و آدم نمیتونه بگه کی مقصر است؟؟!!!!!
چون این زلزله از دل دریا بالا اومده
پس بهتره که ما که زنده ایم کمکی به ایشان برسانیم.
مراقب خودت باش
بدرود.


تجسم 15:56 @ Mon, 27 Dec 04

سلام،
برای راه افتادن کارت...


rouzbeh 15:54 @ Mon, 27 Dec 04

لينک وبلاگ هاله رو بايد تو هر جا می تونيم بذاريم









زبان:
نگهداری مشخصات؟