●
تولد برفی!
مدتی است میخواهم بیایم اینجا چیزی بنویسم... وقتی دانشجویان گروه گروه به بند کشیدند وقتی جوانانی را به بهانه اوباش و خشن بودن با اوباشیگری تمام و خشونتی بیمرز به قتل رساندند، یا طرح مبارزه با پوشیدن چکمه توسط خانم در طرح مبارزه با حجاب زمستانیشان، یا سال میلادی جدید... اما نه این که مدتی بود چیزی ننوشته بودم میگفت باشد وقتی دیگر تا این که امروز ایمیل دوستی متوجهام کرد که امروز سالگرد تولد شبح است و گفتم خب این شد بهانهیی برای عرض سلام و تجدید دیدار...
دلام برای تمامی دوستان خوب و نازنینام تنگ شده است. حتما می دانید که دولت فخیمه زیر بارش برف له شد و بخشی وسیعی از ایران دو روز تعطیل شد! امیدوارم در این روزها که برف تهران را به تعطیلی کشانده است بتوانم اینجا بیایم و با دوستان چاق سلامتی کنم...
روزگار همانجور است که بود در سویی مبارزه در جریان است و در سویی سرکوبگران؛ اما زندهگی روبهپیش است و توقف ناپذیر رو به جلو پیشروی میکند و من امیدوارمتر از همیشه دست بر چشمان سایهبان کردهام و به دوردستهایی که دیگر دردسترس مینماید چشم دوختهام.
January 6, 2008 11:45 PM
شبح خره
نوشتی می بوسمت
ياد يک شعر افتادم که برات بخونم کيف کنی
خواننده اين شعر که يه بابائی شيره ای ترياکی بود و مسن هم بود و مرد هم بود
با صدای تو دماغی ميخواند که :
دختره دستم و گرفت برد توی هشتی
گفتمش يه بوسی بده
گفت برو مششششششششتی
و شين مشتی را ميکشيد عينهون
ترياکی ها به جان شريفت
گفتم بيام يه برو مشششششششتی
راجع به حواله بوسه ات برات برفستم که
بری دخترهای جوان دندان دار را ببوسی
چيکار به کار پيرزن های بی دندان داری
اونم واويلا پيرزن سگ اخلاق جادوگری مثل مرا
ديگه برام بوسه حواله ندهی ها ؟؟؟؟؟؟؟؟ کيل بيل فرمانده
در ضمن الاغ جان انسان برای ژنرال پتن که
بوسه حواله نميدهد
پتن بايد خشن باشه و همه ازش مثل سگ بترسند
مگه نه ؟