چهارشنبه، 4 مهرماه 1386 | September 26, 2007

ارنستو چه گوارا در جهان وارونه

خیلی تصادفی تلویزیون را روشن کردم. یعنی راست‌اش را بخواهید تلفن کنارم نبود که زنگ بزنم ۱۱۹، تلویزیون را روشن کردم ببینم ساعت چند است. پایین صفحه دنبال ساعت می‌گشتم که دیدم نوشته فرزند ارنستو چه گوارا! سرم را بالا آوردم و دیدم بعله خان میان سالی روی مبل نشسته است و مجری تلویزیون با انگشتر عقیق و ریش تنک مکش‌مرگ‌ما ساعات ملکوتی نزدیک شدن به اذان مغرب و گشودن روزه‌ی روزه‌داران دارد با فرزند چه ‌گوار مصاحبه می‌کند. زنی خندان و انقلابی که در چهار ساله‌گی پدرش او را ترک کرد تا دنیا را نجات دهد و او را کشتند تا دنیا نجات پیدا نکند! داشت تعریف می‌کرد که پدرش کوبا را ترک کرده بود و دو سالی در کوبا نبود و بعد برای چند روز مخفیانه برگشته بود تا به بولیو.ی برود و یک شب را به‌خانه آمده بود با چهره‌یی مبدل به که آن زمان حدود پنج سال داشت نگفته بودند که پدرش بازگشته است هنگام بازی دخترک زمین می‌خورد و سرش مجروح می‌شود و ارنستو او را بغل نی‌کند و نوازش می‌کند و چیزی در گوش‌اش زمزمه می‌کند و او را زمین می‌گذارد و دحترک پیش مادرش می‌رود و می‌گوید می‌خواهم رازی را بگویم... این آقا عاشق من شده...
نمی‌دانم دختر ارنستو می‌داند در سرزمینی دارد از پدرش یاد می‌کند که حکام‌اش همین «آزادی‌خواهان ضد امپریالیستی» که او دعوت کرده‌اند به ایران بیاید روزی به جرم داشتن عکس چه‌گوارا صاحب عکس را به جوخه‌ی تیرباران می‌سردند؟ دنیای وارونه‌ی کثیفی شده است دنیای که به لجن مال کردن انسان‌های زنده بسنده نمی‌کنند افسانه‌ها و استوره‌های‌اش را از گور در می‌آورند و به لجن می‌کشند. یک آن با خود تصور کردم این هم مانند صدها مصاحبه‌یی است که تا کنون از تلویزیون پخش شده مصاحبه زندانیان شکنجه شده که جلوی دوربین آمده اند و دارند اعتراف می‌کنند...
شاید همین خوب باشد... شاید دوران افسانه‌ها و اسطوره‌ها به‌سر آمده باشد و جهان گامی به جلو گذاشته است...
به هر حال حرف زیبایی از دهان دختر چه شنیدم او گفت پدرش می‌گفت روزی خواهد آمد که دگر ما فراموش می‌شویم... و البته منظور او این بود که برابری و آزادی جهانی می‌شود و دیگر نیازی به آزادی‌خواهان نیست...
جهان بدجوری وارونه شده است...

September 26, 2007 06:52 PM

23:32 @ Thu, 3 Jan 08


http://www.4shared.com/file/31460170/2350c564/RAZM_E_MOSHTARAK_delawazblogfacom.html


هانریت 20:14 @ Fri, 14 Dec 07

چیزی بنویس مرد بزرگ...دستی بکش به سر این خانه


10:35 @ Wed, 5 Dec 07


آهای جوان بمناسبت ۱۶ آذر

http://fr.youtube.com/watch?v=qTpVGWd3sPU


یک دوست 19:41 @ Tue, 4 Dec 07

هم دلم می خواست ۱۳ آذر را تبریک بگم هم فکر می کنم دیگه روزهای گذشته خیلی دور سوسو می زنه ...
احساس غریبی است نازنین!!!


بابک خرمدین 12:30 @ Mon, 3 Dec 07

درود شبح جان امیدوارم که خوب و خوش باشی لطفا از کمپین آزادی برای مهندس حشمت طبرزدی حمایت کنید
نیاز به کمک هست
کمپین آزادی برای مهندس حشمت طبرزدی
http://sostabarzadi.wordpress.com


تاتی 12:20 @ Mon, 5 Nov 07

شبح به اين کم کاری نوبره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

این لینک را هم ببین

ایرج مصداقی: آقای زرافشان به کجا می روید؟
http://www.azadi-b.com/j.m/2007/11/post_382.html


Jekond 15:50 @ Wed, 31 Oct 07

امیدوارم هر چه زودتر خوب بشی. اون کله پاچه خوردن هم در پست قبلی ما را بد جوری به هوس انداخت ، عمو شبح |!


nana 6:29 @ Sat, 27 Oct 07


آخرین
نوشته کيل بيل را راجع به مهدی مودار
جامی در کيل بيل بخوانيد ...کيل بيل فرمانده


nana 18:38 @ Wed, 24 Oct 07


آخرین پست کیل بیل را راجع به جنده خانمی به نام
فرناز سیفی در وبلاگ کیل بیل بخوانید .......کیل بیل فرمانده


nana 22:58 @ Sun, 21 Oct 07

پست آخر کيل بيل را حتما بخوانيد .

کيل بيل فرمانده


در وبلاگ آزادی برای همه


شبح 20:03 @ Sun, 21 Oct 07

همتا جان!
متاسفانه لينيکی که دادی کار نمی‌کنه.


kami 23:29 @ Tue, 16 Oct 07

گزارشگران بدون مرز امروز ۲۴ مهر ماه ۱۳۸۶ ششمین رده بندی جهانی آزادی مطبوعات را که معیاری برای سنجش آزادی مطبوعات در ۱۶۹ کشور جهان است،منتشر کرد: بر اساس این گزارش ایران در رده ۱۶۶ قرار گرفته و روزنامه نگاران با برخورد بسیار تهاجمی حکومتگران که اجازه بیان هیچگونه انتقاد و یا خواست سیاسی و اجتماعی را نمی دهند، مواجه اند ...


nana 1:34 @ Tue, 16 Oct 07

نوشته(( زمستان ))به قلم کيل بيل را
در وبلاگ زير بخوانيد تا فهمتان برود
بالا .................کيل بيل فرمانده

www.nanazola2.blogspot.com


nana 0:25 @ Sat, 13 Oct 07

زکی بچه ها ...اين شماره سيزده را باش

بابا قربونت برم مگر نميدونی صاحب اين وبلاگ الانه ماههاست که با انکير و منکير
دست به آغوش است

شايع شده در تهران که شبح شش ماه است حمام نگرفته
و مهشيد برايش از سوئد نامه نوشته که بوی گندت به سوئد هم رسيد يه حمومی برو مرتيکه

چه دلخوشی شما داريد ها !!!!!!

لينک بهت بده برو بابا حال نداری .
صاحب عله مرده رفته ....کيل بيل فرمانده


همتا 22:02 @ Fri, 12 Oct 07

دويچله عكس وبلاگ تو رو گذاشته بود روي يه صفحه از وبلاگ فهيمه خضر حيدري اومدم اينجا .... مي شه به وبلاگت لينك بدم


پوریا 20:19 @ Tue, 9 Oct 07

چ مثل « چندش آور»!
سلام شبح عزيز!
مدت‌ها بود که فيلتر شکن خوب نداشتم. به هر حال از ديدار مجازی مجددتان خوش‌وقتم... محسن نامجو رو اگه گوش نکرديد کاراشو گوش کنيد حتما!


- 16:23 @ Tue, 9 Oct 07

http://www.penileart.com

شبح برو اين فيلمه رو ببين ياد بگير
تو هم اگه جای اين چن ساله چس ناله با کير و خايه ات نقاشی کشيده بودی الان يه گهی شده بودی


sahand 20:06 @ Sat, 6 Oct 07

اين يعنی استفاده از همه اهرمها برای پيش بردن تکه سنگ بزرگی که زمين ناهمرواری را می پيمايد! درختان مانع يک روز اهرمهای محرک روزهای ديگرند!


هانریت 19:07 @ Sun, 30 Sep 07

"اورا کشتند تا دنیا نجات پیدا نکند!"!! خیلی زیبا بود!


کمونیست 0:31 @ Sun, 30 Sep 07

شبح جان برنامه دعوت از دختران چه فقط نشاندهنده نفوذ و قدرت چپ در جامعه است. اگر نه یکی از این دکتر فیلسوفهای مسیحی یا یهودی را دعوت می کردند که در رسالت مذهب حرف بزند. اما میدانند که برای مقابله با چپ با جامعه باید دختر چه را بیاورند به تلویزیون تا بتوانند چپ را بی اعتبار کنند. این نشاندهنده قدرت چپ در جامعه است. پیروز باشید


همجنس گرا 16:19 @ Fri, 28 Sep 07

دکتر سیروس شمیسا، فروردین 1327 در رشت متولد شد. ابتدا چند سالی در دانشگاه شیراز، پزشکی خواند. اما بعد تغییر رشته داد و ضمن تحصیلات حوزوی، لیسانس ادبیات فارسی گرفت. پس از آن وارد دوره دکتری ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد و در سال 1357 از رساله خود نزد دکتر خانلری دفاع کرد. پس از اتمام دروس دانشگاهی، ضمن ادامه تحصیلات حوزوی، به تدریس در دانشگاه علامه طباطبایی پرداخت و به عضویت گروه زبان و ادبیات فارسی آن دانشگاه در آمد .

دکترسیروس شمیسا پژوهش‌گر و نویسنده‌ای است با بیش از 40 عنوان کتاب و مقالاتی بی‌شمار. عناوین برخی از کتاب‌های او عبارتند از: آشنایی با عروض و قافیه، سیر غزل در شعر فارسی، سبک‌شناسی شعر، نگاهی به فروغ، نقد ادبی، داستان یک روح (بررسی روان‌کاوانه بوف کور) بایونگ و هسه (ترجمه) و سیروس در اعماق (داستان)

«شاهدبازی در ادبیات فارسی» کتابی است که به موضوع هم‌جنس‌گرایی مردانه در ادبیات فارسی (به ویژه شعر) از دوره غزنویان تا اوایلِ دوره پهلوی می‌پردازد. این کتاب در سال 1381 در ایران منتشر و بلافاصله ممنوع شد.

كتاب در هشت فصل و بر حسب دوره‌های تاریخی تدوین شده است. در فصل اول اسم‌ها و اصطلاحات شاهدبازی و انواع آن را مرور می‌کنيم. در فصل چهارم بحث در مورد صوفیان و شاهدبازی است و در فصل‌های دیگر با شاعران، نمونه شعر و نثر هر دوره تاریخی آشنا می‌شویم. این دوره‌ها عبارتند از: غزنویان، سلجوقیان، خوارزمشاهیان، تیموریان، صفویه، افشاریه، زندیه، دوره‌ی قاجار و پهلوی.

«شاهدبازی در ادبیات فارسی» نخستین (و تا به امروز، تنها) کتابی است که به چنین پژوهشی دست زده است. مؤلف، بر اساس شواهد گوناگونی که بیشتر از نظم و کمتر از نثر برگزیده، نظریه خود را به اثبات می‌رساند که «… معشوق شعر فارسی … غالباً و عمدتاً مرد است، نه زن 1» و «فقط بخش کمی از اشعار قدماست که می‌توان در آن‌ها به ضرس قاطع معشوق را مؤنث قلمداد کرد.»

دکتر شمیسا در این کتاب پژوهشی و ارزشمند خود، تلاش دارد شاهدبازی و هم‌جنس‌گرایی را مورد بررسی قرار داده و نشان بدهد كه «شاهدبازی … حداقل هزار و اندی سال در ایران سابقه دارد.»

«عشق مرد به مرد در طول تاریخ از دیدگاه‌های مختلف با اسم‌ها و اصطلاحات مختلفی مطرح شده است: شاهدبازی، نظربازی، جمال‌پرستی، لواط، لواطه، اِغلام، کار، بچه‌بازی و …» همچنين «به شخص مفعول، معشوق، اَمرد، مابون، شاهد، منظور، مفعول، کودک، مخنث، نوخط، بی‌ریش، پسر، ساده، ساده‌رخ، ابنه‌ای … گفته‌اند.» چنان که «به شخص فاعل، غلام‌باره، جمال‌پرست، صورت‌پرست، بچه‌باز، موزون … گفته‌اند.»

به نظر دکتر شمیسا، شاهدبازی در ایران دو آبشخور داشته: یونانی و ترکی. عشق مرد به مرد در رساله معروف افلاطون («ضیافت» یا «مهمانی») به تفصیل مورد بحث قرار می‌گیرد. این فلسفه ابتدا وارد فلسفه ایران و از آن‌جا به عرفان ایران راه پیدا کرد و «زیبارویان گواه یا دلیل جمال حق تعالی فرض شده‌اند.» گونه جنسی آن، پس از ورود ترک‌ها به ایران رواج یافت. و از این طریق دو گونه ادبیات پدید آمد: ادبیات عاشقانه و ادبیات پورنوگرافیک.

دکتر شمیسا معتقد است از آن‌جا که زن در جامعه حضور نداشته و در خانه محبوس مانده بود، نمی‌توانسته مثلاً ساقی شود تا بتواند مورد خطاب شاعر قرار بگيرد. و نیز «رسم خطاب به پسرکان زیباروی از سنت‌های دیرینه‌ شعر فارسی از رودکی تا بهار است. اصولاً خطاب به زن یا دختر نامعمول بوده و خلاف ادب شمرده می‌شده. به همین جهت است که در سراسر دیوان حافظ حتی یک‌بار لفظ «دختر» به‌کار نرفته.» «جز در اشعار سبک خراسانی که در آن صراحتاً لفظ پسر و نظایر آن آمده است، در اشعار ادوار دیگر مخصوصاً سبک عراقی، یعنی اشعار امثال حافظ و سعدی، زبان مانع است که خواننده عادی پی به مذکر یا مؤنث بودن معشوق ببرد.»

غیر از حمام که «اساساً … یکی از مکان‌های مناسب برای دیدار عاشق و معشوق مذکر و فاعل و مفعول بوده‌» از دیگر مراکز ِ «امردبازی» قهوه‌خانه‌ها بوده‌اند.

شاهدبازی نه در ایران باستان سابقه داشته و نه در قرون اولیه ورود اسلام به ایران. از دوره‌ سامانیان که ترکان، اندک اندک وارد مقامات لشکری می‌شوند، شاهدبازی رشد یافته و رواج می‌گیرد. در دوره غزنویان که ترک‌نژاد بودند. لواط نزد آنان مرسوم و عشق مرد به مرد، امری عادی تلقی می‌شد. عشق سلطان محمود غزنوی به غلام ترکش، ایاز مشهورترین سند در این مورد است که البته شاعرانی چون مولانا از آن تفسیر معنوی می‌کنند. معشوق در شعر شاعران این دوره چون عنصری و منوچهری و به ویژه فرخی، مذکر است. این عشق (البته به لحاظ عشق عرفانی) در ادبیات فارسی بازتاب گسترده‌ای یافته است و حافظ و مولانا و سعدی به آن اشاره دارند.

در دوره سلجوقیان و خوارزمشاهیان این روند ادامه می‌یابد. در کنار سنایی و انوری، معروف‌ترین شاعر هزل‌گوی دوران سلجوقیان، سوزنی سمرقندی است. «از این دوره اسنادی در دست است که در ایران به صورت پنهانی، امردخانه‌هایی دایر بوده و کسانی در مقابل دریافت وجه، منازل خود را در اختیار فاعل و مفعول قرار می‌دادند.»

در دوره مغولان که اوج عرفان ایران است، صوفیان به دو دسته تقسیم می‌شوند: «قلیلی از آنان مانند ابن عربی و شهاب‌الدین سهروردی و شمس تبریزی و مولانا، اَمردبازی را نمی‌پسندیدند و دسته‌ دیگر که اکثریت با آنان بود، شاهدباز بودند.» البته در بین صوفیان و در خانقاه‌ها، شاهدبازی و لواط رواج داشت و «یکی از اسناد مهم در این باب مطالبی است که ابولفرج ابن جوزی، از وعاظ معروف قرن ششم در کتاب تلبیس ابلیس آورده‌ است.»

سعدی چه در گلستان و بوستان و چه در «هزلیات، المضاحک و خبثیات» حافظ در غزل‌ها و عبید زاکانی در «اخلاق الاشراف» و رساله «صدپند» نیز به نظربازی پرداخته‌اند. «احتمال دارد ساقی حافظ نیز همواره یا غالباً پسر بوده باشد.»

در دوره تیموریان، زوال شدت بیشتری می‌یابد. «شاعر معروف این دوره جامی است که به شاهدبازی علاقه داشت.» در همین دوره است که «یک کتاب اختصاصی در باب شاهدبازی تالیف شد و آن کتاب مجالس‌العشاق است.»

پس از آن به دوره‌ی صفویه و زندیه می‌رسیم. نه تنها «نباید پنداشت که در حکومت به ظاهر مذهبی صفویان، تغییری در خلق و خوی مردم نسبت به لواط روی داده باشد» بلکه امردخانه‌های تأسیس شد که حکومت به صورت رسمی از آن‌ها مالیات می‌گرفت و «یکی از مشاغل دربار آن دوره، شغل لعاب زدن به ماتحت امردان بود تا پادشاه با آنان راحت‌تر نزدیکی کند و به آن شخص لعابچی می‌گفتند.» «شاه اسماعیل صفوی که برای گروهی حکم رهبر طریقت و شریعت را داشته است» خود به شدت لواط‌گر بوده.

کتاب تاریخی «رستم‌التواریخ» گویاترین سند از سقوط اخلاقی جامعه در دوران حکومت صفویه و زندیه است. تا جایی که حتی دیپلمات‌ها و سفرای خارجی هم از تجاوز جنسی در امان نبودند.

در دوره‌ی قاجاریه سیر نزولی شتاب بیشتری می‌گیرد: «به عنوان مثال می‌توان به دیوان قاآنی شیرازی رجوع کرد و در آن نمونه‌های متعددی از بچه‌بازی را به راحتی یافت.» شاعر معروف اواخر قاجار و اوایل پهلوی ایرج میرزا است که اشعارش نیاز به معرفی ندارد.

و سرانجام به دوران پهلوی می‌رسیم که در آن گرچه «شاهدبازی در دوره پهلوی هم کم و بیش رایج بوده، اما در ادبیات آن دوره منعکس نشده است و اندک اندک به سبب رشد فرهنگ و حضور زن در جامعه، از عادات و رسوم مردم رخت بربست.»

«شاهدبازی در ادبیات فارسی» کتابی است برای آشنایی و آگاهی بیشتر نسبت به گوشه‌ای از تاریخ اجتماعی و ادبی ایران که هنوز جای پژوهش بسیار دارد. دقت نگارنده در کاوش در مهجورترین اسناد موجود ستودنی است. همان گونه که در ابتدا اشاره رفت، این کتاب متاسفانه چند روز پس از چاپ ممنوع اعلام شده است.

کتاب‌شناسی: شاهدبازی در ادبیات فارسی، تألیف دکتر سیروس شمیسا، 280 صفحه، انتشارات فردوس، تهران 1381


امیر 13:23 @ Fri, 28 Sep 07

شبح گرام:مگر مصاحبه گلسرخی را در بهمن گذشته پخش نکردند؟
بنظرم رژیم رعایت ذائقه دوستان فعلی خود را میکند.
----------------
راستی ماسل مارسو هم رفت.....


امیر 13:22 @ Fri, 28 Sep 07

شبح گرام:مگر مصاحبه گلسرخی را در بهمن گذشته پخش نکردند؟
بنظرم رژیم رعایت ذائقه دوستان فعلی خود را میکند.
----------------
راستی ماسل مارسو هم رفت.....


ارنستو 12:59 @ Thu, 27 Sep 07

شبح جان
متنی نوشتم - کمی احساساتی شد ولی نوشتم


آورا 11:20 @ Thu, 27 Sep 07

سئوالهای هدفمند آقای مجری در باب تحریم کوبا و میارزه با آمریکا تمام نیت شبکه را معلوم میکرد.
استفاده برای برای به نتیجه زساندن نیت شومشان و تایید و تثبیت حضوزشان به هر قیمتی. مثل پخش کنفرانس برلین است لا آن مردک کذایی


شهلا 1:57 @ Thu, 27 Sep 07

بله شبح جان بد جوری....


امید 23:52 @ Wed, 26 Sep 07

به نظرم بی نظمی نوین جهانی به این می گن، در کشوری که به ضد چپ ترین رژیم جهان شهره است، سر وکله مظهر آرمان گرایی چپ انقلابی دهه شصت و هفتاد پیدا می شود، در ضمن خبرهایی هم بود از اعتراض به حضور آنها از سوی نهادهای رقیب در ایران، به هر حال از قرار معلوم چپ های جهان بد جوری در برخورد با رژیم سوراخ دعا را گم کردن.






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1306
تعداد نظرات: 25654
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: january 7, 2008 12:44 am


از کجا آمده‌اند؟