جمعه، 8 تیرماه 1386 | June 29, 2007

روزنامه‌ی شرق: روبه‌روی مردم، پشت به پشت احمدی‌نژاد

قتی آقای احمدی‌نژاد در مقابل چشمان حیرت‌زده اطلاح‌طلبان(خاتمی‌چی و هاشمی‌چی) به قدرت رسید بعضی از دوستان که از ضعف بینایی شدیدن در رنج هستند به‌جای دیدن واقعیتی که موجب شد اطلاح‌طلبان بعد از ۱۶ سال تسلط بر قوه مجریه و مقننه از قدرت پایین کشیده شوند و تمام کرسی‌های انتخابی از رئیس‌جمهوری تا مجلس و شورای شهر را از دست بدهند، نوک حمله‌ی‌شان را به سوی کسانی که حاضر نشدند در شوی انتخابات رژیم شرکت کنند را محکوم کردند. همان موقع گفتیم و نوشتیم که علت اصلی سقوط خاتمی‌چی‌ها این بود که مشاوران و سیاست‌های اقتصادی‌شان همان سیاست‌های هاشمی بود و هر دوی این سیاست‌ها بدون دیدن مشکلات لایه‌های پایین اقتصادی تزهایی می‌دهند که عمدتا مربوط به طبقه‌ی متوسط مرفع و طبقه‌ی مرفع جامعه است. امروز می‌بینید آقای احمدی‌نژاد هم دارد سیاست‌های اقتصادی که آقای هاشمی و آقای خاتمی می‌خواستند اجرا کنند اما توان و جرات‌اش را نداشتند اجرا می‌کند و اقتصاددانان و روزنامه‌چی‌های هوادار اصلاح‌طلبان نیز دارند برای‌اش هورا می‌کشند و این درحالی است که مردم به‌جان آمده پمپ‌بنزین آتش می‌زنند و به بانک‌ها و فروش‌گاه‌های دولتی یورش می‌برند.
روزنامه‌ی شرق که طیف طرف‌دار آقای هاشمی رفسنجانی آن را بیرون می‌آورند (و شناخت‌شان از مردم آن‌قدر بالاست که در زمان انتخابات در روزنامه‌ی آن‌لاین‌شان خبر از سونامی هاشمی دادند و تصور می‌کردند نامزد مورد حمایت‌شان با آرایی بالا انتخاب می‌شود اما صبح که سپیده‌ زد معلوم شد رقیب او آقای احمدی‌نژاد انتخاب شده است!) در سرمقاله‌ی دیروزش به قلم سعید لیلاز به دفاع از دولت نهم پرداخته است و در خصوص اجرای طرح سهمیه‌بندی بنزین می‌نویسد:« باید با تمام قوا از به پیش بردن طرح دولت استقبال و پشتیبانی کنند و دلسوزانه در گوشزد کردن نقاط ضعف آن برای حل مساله بکوشند. عبور از این «بزرگ ترین گردنه اقتصادی» تاریخ جمهوری اسلامی ایران تنها پروژه دولت نهم نیست که ما بخواهیم با آن موافق باشیم یا مخالف. این پروژه «کشور جمهوری اسلامی ایران و ملت ایران» است و حتی اگر اکثریت یا اقلیتی از مردم ندانند یا نخواهند که بدانند، ما می دانیم که طرحی است بس بزرگ و سراپا سودمند به حال کشور و فرودست ترین اقشار مردم. » شاه‌کلید حرف لیلاز این جمله‌یی است که پر‌رنگ گرده‌ام:«حتی اگر اکثریت یا اقلیتی از مردم ندانند یا نخواهند که بدانند» اطلاح‌طلبانی که خود را طرف‌دار آزادی می‌دانند پای‌ اقتصاد که به میان می‌آید ناگهان چهره‌نشان می‌دهند و دیکتاتور می‌شود و دیگر نظر اکثریت مردم برای‌شان اهمیت ندارد. در این مقاله آقای لیلاز از دولت می‌خواهند که گامهای بعدی را هم بردارد و سیمان و برق و... را هم گران کند!
این که بنزین یا هر کالای دیگری باید سهمیه‌بدی شود یا نه و با چه قیمتی عرضه شود یا هر مسئله‌ی دیگر تنها زمانی موضوعیت دارد که مردم خودشان نماینده‌گانی را در پروسه‌یی آزاد و در فضای که آزادی بیان وجود دارد انتخاب کنند و بعد در مطبوعات و رادیو و تله‌ویزیون آزاد روی این مسائل بحث شود و سرانجام نظری که منافع کل جامعه را در بردارد اتخاذ و اجرا شود. در حکومت‌های دیکتاتور هر درستی نادرست است چون نادرست‌ترین چیز همان دیکتاتوری است. تصمیمات درست فقط در فضایی آزاد به دست می‌آید. تمام بحث‌های اقتصادی در فضای دیکتاتوری پوچ و بی‌معنا ست آفتابه خرج لحیم است. توجه داشته باشید من دارم در چارچوب نظام‌سرمایه‌داری حرف می‌زنم بحث سوسیالیزم و کمونیسم که چیز دیگری است. بحث‌های اقتصادی از آدم اسمیت تا کینز از فرمول‌های اقتصاد خرد تا معادلات تفاضلی اقتصادسنجی در چارچوب نظام‌های دموکراتیک و آزاد به مفهوم سرمایه‌دارانه‌اش معنا دارد. این حرف در کشوری که دیکتاتوری و فساد حکومتی در آن بیداد می‌کند حرف مفتی است در خدمت دیکتاتورها. آقای لیلاز و سایر کارشناسان اقتصادی رفسنجانی و خاتمی و احمد‌نژاد(بعد از گرفتن قدرت) تمام تحلیل‌های‌شان از سفره‌ی مردم شروع می‌شود. جالب این‌جاست که همه‌ی آن‌ها صحبت از سوبسید دروغینی می‌کنند که به بنزین و چند کالای دیگر می‌دهند. روش محاسبه‌شان هم جالب است نرخ بنزین به دلار را حساب می‌کنند و ضرب‌در نرخ دلاری که خودشان تعیین می‌کنند می‌کنند و نتیجه می‌گیرند دارند سوبسید می‌دهد و کسی نیست از آن‌ها بپرسد مگر شما حقوق کارگران و کارمندان را به دلار می‌دهید که انتظار دارید آن‌ها بنزین را به دلار بخرند! شما به کارگران ماهی سه هزار دلار حقوق بدهید و بعد بنزین را لیتری هزار تومان بکنید! اما هیچ کدام از کارشناسان اقتصادی به این موضوع اشاره نمی‌کنند هرگز پای حقوق حقوق‌بگیران را به میان نمی‌کشند همیشه روی قیمت‌ها و هزینه‌ها انگشت می‌گذارند و می‌خواهند این مردم فقیر را فقیرتر کنند.
خلاصه آن که مردم اگر پمپ‌بنزین آتش می‌زنند یا به یانک‌ها حمله می‌کنند و فروش‌گاه‌های دولتی را مورد هجوم قرار می‌دهند آن‌چنان که آقای لیلاز می‌فرمایند جاهل و ناآگاه نیستند آنان خشم و استیصال خود را به این بهانه بروز می‌دهند و روزی خواهد رسید که این خشم ابعادی غیرقابل کنترل به خود خواهد گرفت. اگر دل‌تان برای ایران و محیط‌زیست و ثروت ملی... می‌سوزد بدانید یک چیز را بیشتر نباید تبلیغ کنید فقط و فقط آزادی را و البته ما علاوه بر آن برابری را هم می‌خواهیم و افزون بر آن حکومت کارگری را هم طلب می‌کنیم اما اجالتا پیرامون شعار آزادی خواهی اکثریت عظیمی از مردم ایران قرار گرفته‌اند و آن‌سو نیز صف دیکتاتورهاست از شرق گرفته تا کیهان همه در همین حرف آقای لیلاز متحد هستند باید فلان و بهمان کرد چه کثریتی آن را قبول داشته باشند چه نداشته باشند. و من می‌گویم بدون آزادی هر قانونی بی‌قانونی است حتا قانونی که بخواهد "آزادی" را اهدا کند! که آزادی نیز در فرایندی آزاد بدست می‌آید نه در فضای دیکتاتوری.

June 29, 2007 10:29 PM

Sahand 2:36 @ Tue, 10 Jul 07

ورجاوند و یاران مکتب پان ایرانیزم

دیدگاه های آقای ورجاوند و همفکرانشان در باره قومیت های ایرانی واقعاً فاجعه بار است. ایشان نه تنها منکر حقوق خلق های ایران بلکه منکر وجود آنان است. در ادبیات سیاسی آقای ورجاوند و همفکرانشان، چیزی به نام خلق ها یا اقوام و ملل ایرانی وجود ندارد. آنان در بهترین حالت اصطلاح توهین آمیز و من در آوردی “تیره های ایرانی” را در مورد خلق های ایران به کار می گیرند.

آقای ورجاوند در نامه محرمانه ای که در سال 1380به آقای خاتمی نوشت و توسط نشریات آذربائیجان افشاء گردید، از رئیس جمهور سابق ایران درخواست عدم اجرای اصول 15 و 19 قانون اساسی را کرده بود. زیرا او ادعا می کرد این اصول باعث تجزیه ایران می شود. وی در این نامه به صراحت خواستار بستن مطبوعات قومیت های ایرانی و به ویژه- نشریات دانشجویی- شده بود. و این به معنی تشویق حاکمیت در افزایش سرکوب فرهنگی بیش از نیمی از مردم ایران است.

از دیگر رهنمودهایی که آقای ورجاوند به آقای خاتمی در نامه خود می دهد، لزوم انتقال معلمان ترک و عرب از آذربائیجان و خوزستان به مناطق فارس نشین، نظیر اصفهان است. طبق همین نامه، که نشریات آذربائیجان آنرا فاش کرده بودند، از خاتمی خواسته شده بود، طی برنامه ای تدریجی، کودکان قومیت های غیر فارس، بخصوص کودکان ترک و عرب را قبل از شروع دبستان از خانواده هایشان جدا کنند و به خانواده های فارس تحویل دهند. در اینجا، جا دارد از سازمان های چپ و مترقی که به مناسبت فوت ایشان بیانیه صادر کرده اند، پرسیده شود، آیا این شیوه ها، چه تفاوتی با شیوه هایی که حزب نازی آلمان به کار می برد، دارد؟ آیا فرستادن تسلیت برای حاملان چنین اندیشه ای به معنی موافقت با آن تلقی نمی شود؟.

متأسفانه نامه یاد شده و لابی های ناسیونالیست های افراطی که در وزارت خانه های مختلف حضور دارند، با چنین اندیشه هایی مانع اجرای اصول 15 و 19 قانون اساسی، که دولت در سدد اجرای آنها بود، شدند. در اثر این جو سازی ها و شانتاژ، دولت و مجلس اصلاح طلب نه تنها وعده های خود در مورد حقوق ملیت ها را اجرای نکردند، بلکه ما شاهد اجرای گام به گام بعضی از توصیه های نامه یاد شده در مناطق مردم غیر فارس بودیم.

اگر ناسیونالیست های افراطی مانع اجرای اصول 15 و 19 قانون اساسی در مورد اقوام نمی شدند، قطعاً وضع آنان قدری بهبود می یافت و در اثر آن ما شاهد قیام ها و -سرکوب و خونریزی ها- در مناطق عرب نشین، ترک نشین، کرد نشین و بلوچ نشین نبودیم. در واقع مسؤلیت خون های ریخته شده هموطنان کرد، بلوچ، ترک و عرب طی دو سال گذشته به گردن ناسیونالیست های افراطی فارس گرا و مجریان اندیشه های آنان است.

اگر ممانعت آقای ورجاوند و همفکرانش نبود، و اگر اصلاح طلبان به وعده های خود در مورد اقوام، طبق برنامه پیش بینی شده وفا می کردند، مردم مناطق ملی می توانستند به زبان مادری خود در کنار زبان فارسی در مدارس ابتدائی آموزش ببینند و مطبوعات خودرا توسعه بخشند. و از این راه در مساله ملی گشایشی حاصل می شد و ما اکنون شاهد کاهش تنش های ملی در ایران می بودیم.

متأسفانه این کار انجام نشد و ارمغان اندیشه های ناسیونالیسم افراطی برای مشکل ملی، مارا به جایی رساند که امروز پیامدهای فاجعه بار آنرا در گوشه گوشهء کشور، می بینیم.


Sahand 6:42 @ Sat, 7 Jul 07

من دیروز و پریروز 3 پیام پائینی-- که متاسفانه پیام اولی را ندارم اما خلاصه وار خواهم گفت-- را برای سایت رادیو زمانه زیر نوشته اقای مانی پارسا در بر نامه" گزارش ویژه" اش فرستادم که دبیر محترم و شوینیست سایت اجازه پخش شان را نداده و من هم مجبور شدم که این پیام آخری را ذر سایت های ایرانی درج کنم که مردم به ماهیت کثیف و گندیده این سگ ولگرد و بزرگ شده جنده خانه ها پی ببرند.که میدانم این مدیر جاکش و سگ پست و گثیف و لات و لمپن بی پدر و بی مادر بخاطر لحن تندم اجازه پخش نخواهد داد. این دهمین باره که این دیوث پیام های مرا یا قیجی اش کرده و یا کلا پخشش اش نکرده. من بارها به این قرمساق اخطار داده بودم که اگر تبعیض را کنار نگذارد و یک طرفه پیام های دوستان و همفکران اش را پخش دهد ار هر وسیله ای برای احراز حق و حقوقم استفاده خواهم کرد.

این دبیر محترم ولی جاکش و دیوث و پست باید بداند که من ماسک این عنصر را پایین خواهم کشید. من به این قرمساق چند چهره مشکوک درسی یاد خواهم داد تا آخر عمر منفورش فراموشش نشود. این عنتر پوفیوز در گذشته قول داده بود که پیام ها برای انتشار ممکن است که 24 ساعت طول بکشند و پیامهای من بیش از 24 ساعت قبل فرستاده شده بودند و پیام های افراد بعد از من اجازه انتشار گرفته اند. این پفیور گاها بعد از گوزیدن حالش جا آمده و پیامها بعد ار انتقاد پخش می کند که خواستم بهش بفهمانم که این حنایش دیگر رنگی ندارد .

پیام شماره 1: من قبل ار این پیام از اقای مانی پارسا خواسته بودم که کمی هم از جنایات و آدمکشی های سادیست های داشناک در سرزمین های اشغال شده آذربایجان مخصوصا از در آوردن چشم بچه ها و سوراندن مردان آذربایجانی در جلوی چشم خویشاوندان در خوجالی به نویسند. این دبیر اریایی جنده ه خانه رادیو زمانه انگار ار کلمات جنایات ارامنه داشناک خوششان نیامده بود و بخاطر آنهم این پیام پخش نشد. در پیام دیروزی من باز هم از اقای متنی پارسا خواستم که اگر دبیر محترم-- البته قرمساق--- از کلمات جنایات خوشش نیامده لطفا از میهمان نوازی جانیان سادیست داشناکهای ارامنه از مردم بی گناه خوجالی برایمان به نویسند که این پیام باز هم پخش نشد. من فکر میکنم که اگر شما ها هم به اندازه من از عمق عفونت مغزی این دبیر محترم جنده خانه رادیو زمانه اگاه بودید نمی توانستید عمق نفرت تان از این موجود مفلوک را بیان نکنید.


پیام شماره2

http://forum.armenianclub.com/archive/index.php/t-7714.html


http://hyeforum.com/lofiversion/index.php?t7160.html


http://www.tallarmeniantale.com/weems-No-genocide.htm

اقای نوید احمدی: اینکه ارامنه خودشان را اریایی میدانند مثل روز روشن است و من صد ها بار در تشریات ترکی این موضوع را خوانده ام ولی از آنجایی که شما احیانا به مدارک ترکی شک و شبهه دارید من فقط از صقجه اول گوگول این سه منبع را پیدا کردم و بخشی ار منبع اولی را همینخا درج میکنم. انگار آگاهی تاریخی شما از مال من هم بدتره. بخوانید و بفهمید و لذت ببرید و موفق باشید.

The times were severe for the Armenians of Europe, and particularly of Germany, where a second Genocide seemed to be on the horizon. To counter the anti-Armenian propaganda in Germany, the Armenian community in Potsdam, Germany published an academic book on Armenian studies called Armeniertum-Arivertum, meaning Armenism-Aryanism. Three thousand copies were printed under the leadership of Artashes Abeghyan in cooperation with German Armenologists Yohannes Lepsus and Paul Rohrbakh.


پیام شماره 3:
اقای نوید احمدی: راستی شما فرموده اید که شنیده اید که در آذربایجان به آرامی تغییر اسامی دهات تالشی را شروع کرده اند. اکر من بگم که شنیده ام که در هندوستان فیلی پر در آورده و پرواز میکند چه فکر میکنید.؟ لطفا بعد از این با شایعه ها ذهن مردم را اشفته نکنید. مگر نمی دانید که اگر همچو اتفاقی افتاده بود مغز معلول هایی که به جمهوری آذربایجان " ایران شمالی" میگند با دهل و زرنا گوش فلک را کر کرده بودند.؟ راستی چرا به تغییر اسامی هزاران شهر و ده و بازار و کوه و جزایر دریاچه ارومیه و مناطق باستانی و غیره و غیره ترکی که در ایران بیش از 80 ساله که ادامه داره -- آنهم نه یواش یواش بلکه چهار نعل---- کسی اعتراضی نمی کند.؟ میدانید یاکاری و دو رویی و داشتن یک بام و دو هوا مهلکترین زهره.؟


شبح 21:11 @ Mon, 2 Jul 07

زیتون نازنین!(۱)
مسلما کسی از شورش و آتش‌سوزی خوش‌اش نمی‌آید اما این شورش‌ها بحث و گفت‌وگوهایی را دامن می‌زند که ارزش‌مند است و جلوی سکون و ایستایی و یاس و ناامیدی را می‌گیرد و فرخنده است.


شبح 21:06 @ Mon, 2 Jul 07

ناشناس هفت!
احتياجی به گنبد ساختن نيست! رژيم مورد حمايت شما را همان گوز کفايت می‌کند!


- 18:25 @ Sun, 1 Jul 07

منظورم تو نبودی خل خدا
منظورم شبح بود که از گوزی گنبد می سازه و عادت داره همه چيو برا خارج نشينا دايناسور جلوه بده.


سياوش 18:53 @ Sat, 30 Jun 07

شبح خبرنگار(4) به اين خنگي نوبره والا. عزيزجان اون نقل از راديو فرانسه بخش فارسي، از بابت نشان دادن دو برخورد با اعلام سر از خود نادان احمدي نژاد و دارودسته بود. يك‌جا خشم خود را با به آتش كشيدن نشان دادن(ياسوچ) و ديگر‌جا با ابتكار خردمندانه(تبريز) خشم خود را فرو نشاندن.


nana 18:25 @ Sat, 30 Jun 07

و اما بادا بادا مبارک بادا

که بالاخره يه چيز اس و قس دار نوشتی
مردک از کون کيف !!!!!!!

باهات موافقم الا حکومت کارگری !!! ولمان
کن خره
کارگر بايد اول کارگر شود يعنی کارگر آگاه به خود
تا تازه بتواند متوجه شود که حق او خوری يعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟
و اين حق خوری چه افکتی در تمامی دامينوی اقتصادی جهان دارد
و تمامی اين دامينو به بازوی او و جوانی او که به سرعت برق تبديل به چين و چروک های رنج جسمی میشود بستگی ديرکت دارد !!!!!!

آنگاه تازه تو خره ميتوانی بگوئي که ما يک عدد طبقه کارگر آگاه به خود داريم که خودش ميداند که کيست و چيست !!!!!

پس تا اون روز که به من اين طبقه را نشان نداده ای خفه خون سياه

ولی اما ای زيتون داغت به دلم مانده

مردم ايران صاحب هيچ چيز نيستند دخترم

با يک مثال ساده برايت ميگويم

مردی که در متروی کرج پسری را با گلوله کشت ميتوانست به جای اين قتل بيايد با نرمش خانه تو و تو و سی با و کودکت را متهم به اعمال خلاف اسلامی بد جوری کند سپس شماها را به زندان انداخته
و خانه ات در کرج را مبله در اختيار سکينه دائي قزی خود مادام العمر گذارد

زيرا حتی اين قدرت را دارد که هر سه شما را به زندان ابد برساند

زيرا مگر هم اکنون کسانی را که قرار بوده دو سال زندان باشند از همان درون زندان زندانشان را ناگهانی پنج سال نميکنند !!!!!!!

خوب قربانت گردم اين از آپارتمان تو درکرج
که متعلق به تو نيست ابدا و اصلا حتی اگر تو فعلنی در آن زندگی کنی

فهمستی ......اگه نفهمستی از شبح بپرس برايت توضيح ميده !!!!!!!!!!!!!!!!!!!نانا


شبح خبرنگار 15:24 @ Sat, 30 Jun 07

به نقل از راديو تهران: در خیابات ولی عصر در پي اعتراضات مردم به نحوه اعلان سهميه ‌بندي بنزين سه هزار و دویست نفر جوان ۱۸ تا ۳۰ ساله كشته و دوازده هزار و شانصد نفر ۴۰ تا ۵۰ ساله مجروح شدند. اين برخوردها كه بيش از چهار روز است ادامه دارد منجر به آتش كشيده شدن تمام خیابان ولی عصر از راه آهن تا تجریش شد.
در کرج هم مردم كنترل يمب‌بنزين‌ها را به دست گرفتند و بنزين را آزاد و بدون كارت به ازاي هر ليتر بنزين، یک ماچ فروختند.

شبح خبرنگار اعزامی به ولی عصر
صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران


یه آدم لیبرال 14:38 @ Sat, 30 Jun 07

حاج آقا اصلاح طلب ها فقط 4 سال هر دو قوه رو در اختیار داشتن نه 16 سال. البته اگه مجلس سوم رو حساب کنی کلا می شه 8 سال


سياوش 9:20 @ Sat, 30 Jun 07

به نقل از راديو فرانسه(بنچ‌شنبه بخش فارسي، كه به جرئت مي‌توان ادعا كرد كه يكي از حرفه‌اي‌ترين راديوها به زبان فارسي‌ست.http://telechargement.rfi.fr.edgesuite.net/rfi/persan/audio/magazines/r001/emission_persan_17h00_-_18h00_tu.mp3.asx)‍:
در ياسوچ مركز استان کهگيلويه و بوير احمد در يي اعتراضات مردم به نحوه اعلان سهميه‌بندي بنزين داشتند دو نفر جوان 21 و 24 ساله كشته و عده‌اي نيز مجروح شدند كه در بين مجروحين چندين نفر از اعضاي سياه ياسداران و نيروهاي انتظامي وجود دارنند. اين برخوردها كه بيش از شش ساعت ادامه داشته بود منجر به آتش كشيده شدن تعدادي بانك، يمب‌بنزين و ساختمان دولتي شد.
در تبريز مركز استان آذربايجان شرقي مردم كنترل يمب‌بنزين‌ها را به دست خود گرفتند و بنزين را آزاد و بدون كارت به ازاي هر ليتر بنزين، 80 تومان فروختند.


زیتون 1:42 @ Sat, 30 Jun 07

شبح جان سلام
من کلا با اینجور کارها مخالفم. مثلا شکستن شیشه‌های اتوبوس‌ها بعد از دیدن مسابقات فوتبال پرسپولیس و استقلال و یا همین آتیش زدن پمپ بنزینا... یا حمله به سوپرمارکت‌ها
مقصر اصلی مسلمه که خود حکومته. کارای احمقانه زیاد می‌کنه و به دست خودش داره مقدمات از بین رفتنشو می‌چینه...
اما به نظرم اشتباست که مردم مبارزه با حکومت رو مساوی با خرابکاری بدونن.
خیلی از مردم از هم دزدی می‌کنن بهانه رو دزد بودن دولت میارن. اما اگه مبارزه این باشه که از هم بدزدیم و سرهمدیگر رو کلاه بذاریم و اموال عمومی رو خراب کنیم. راه به‌جایی نمی‌بریم و مبارزه به هرز می‌ره. چون بهانه‌ برای سرکوب دولتی به دنبال داره.






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1298
تعداد نظرات: 25522
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: july 11, 2007 11:47 pm


از کجا آمده‌اند؟