چهارشنبه، 6 تیرماه 1386 | June 27, 2007

به‌نام بنزین برای آزادی.

benzindaratash.jpg

دی‌شب ایران در شعله‌های آتش سوخت. آتشی که به بهانه‌ی سهمیه‌بندی بنزین شعله‌ور شد اما مستقیما حکومتی را نشانه گرفته است که فساد و تبه‌کاری تا مغز استخوان‌اش نفوذ کرده است. مردم دی‌شب تا صیح در خیابان‌ها بودند در تهران چندین پمپ‌بنزین به آتش کشیده شد و در رسالت شعبی از بانک اقتصاد نوین ویران شد. بانک‌ها، نهادهای دولتی و پمپ‌بنزین‌ها نقاطی بودند که توسط مردم خشمگین و البته شاد و رقصان مورد حمله قرار گرفت. امروز شهر چهره‌ی عادی نداشت همه جا صحبت از دی‌شب بود و شورش مردمی همه با شادی از آن یاد می‌کردند. پمپ بنزین‌ها صف‌های طویل کیلومتری دارد احتمالا از ساعتی دیگر دوباره موج اعتراضات شروع می‌شود.
مردم با خود می‌گفتند مبارک باشد دیدیم دولتی که با شعار پول نفت را سرسفره‌های‌تان می‌آوریم سرکار آمد چگونه بنزین را به روی‌مان بست. خبر اعتراضات مردمی در شهرهای مختلف دهان به دهان نقل می‌شود امروز اس‌ام‌اس‌ها تقریبا از کار افتاده است تا جلوی موج خبررسانی را بگیرند اما دیگر روزگاری نیست که بشود جلوی انتشار اخبار را گرفت.
از سوی دیگران طبقه‌ی متوسط مرفه روزنامه‌خوان طرف‌دار اقتصاددانان حامی آقای رفسنجانی و اصلاح‌طلب‌ها که همیشه بحث‌های خود را از سرسفره‌ی مردم شروع می‌کنند باز شروع به نطق‌های برمن‌مگوزید کرده‌اند که بنزین باید گران شود که ما مردمی اشراف‌منش داریم و توقع مردم بالا رفته است... خزعبلانی از این دست قطار می‌کنند. تزهای اقتصادی‌شان را با درس‌های مدرسه‌یی و منحنی عرضه و تقاضا می‌توان پاسخ داد این‌ها فکر می‌کنند بازار ایران بازاری آدم اسمیتی است. چپاول و دیکتاتوری و ثروت‌اندزوی و فقر و ناداری را نمی‌بینند و دل خوش‌کرده‌اند به دروغ‌های از قبیل پرداخت میلیاردها دلار سوبسید به بنزین! با مزه است مردم باید نفت‌شان را گران بفروشند و از درآمد این نفت نصیبی نبرند آن‌وقت همان نفت به خودشان هم گران فروخته شود!
به هر حال اعتراض مردم فقط به گران‌شدن بنزین و سهمیه‌بندی آن نیست محملی گیر آورده‌اند تا اعتراضات خود را به حکومتی فاسد و دیکتاتور بیان کنند این آن چیزی هست که بعضی‌ها نمی‌خواهند ببیندد چون منافع طبقاتی‌شان چشم‌های‌شان را کور کرده است.
اما وقتی مردم به خیابان‌ها می‌آید و حرکتی را آغاز می‌کنند بحث و گفت‌وگوی دامنه‌داری در جامعه شکل می‌گیرد حتا آنان که به آب‌باریکه‌های‌شان دل‌خوش کرده‌اند ته دل‌شان وقتی خبر این یورش‌های مردمی را می‌شوند شاد می‌شوند گیرم لب می‌گزند که وای شورش کور فاجعه است! بله فاجعه است برای آن‌ها که چیزی برای از دست‌دادن دارند هر تغییری فاجعه است اما برای آنان که چیزی برای از دست دادن ندارند هر فاجعه‌یی بهتر از این فجایع روزمره‌یی است که بر سرشان می‌آید. بالاتر از سیاهی رنگی نیست این شب تیره را با شعله‌های آتش خشم‌تان شعله‌ور کنید اما فراموش نکنید شورتان اگر با شعور طبقاتی‌تان هم‌راه نشود آزادی‌تان چون روز قطبی گاه زمستان بسیار کوتاه خواهد بود، به کوتاهی ۲۲ بهمن پنجاه هفت تا سی خرداد ۶۰ .
به امید آن‌که این شعله‌ها یخ‌های زمستانی را آب کند و باران آزادی ببارد تا این شورزار یاس به جنگل امید تبدیل شود.
پاییز سرخ، گزارش تصویری مفصل

June 27, 2007 10:23 PM

شبح 22:34 @ Fri, 29 Jun 07

رامين نازنين!
چشم. اگه امشب نشد فردا حتما انجام خواهد شد. امشب می‌خوام اگه بشه يه مطلب در مورد بنزين بنويسم!


آرمین گیله مرد 20:19 @ Fri, 29 Jun 07

سلامی دوباره ... فردا پس فرادا شد ، مربوط به پنلاگ هست!!!!


آرمین گیله مرد 20:10 @ Fri, 29 Jun 07

سلام ... فردا پس فراد شد!!! خب اگر حمل و نقل عمومی خوب و کاری باشد باید بنزین را گران کرد تا مردم کمتر ماشین سوار شوند. یعنی با گران کردن مالیات بنزین در آلمان موافقم، البته از وضع حمل و نقل عمومی خبر ندارم و اول باید ساخت (از حمل و نقل عمومی و پالایشگاه و فلان و بسار و.) و بعد ....


داریوش کبیر( نه کیر ) 3:24 @ Fri, 29 Jun 07

نانا: اسم ایشان دکتر گوش درازه و نه گوشزد.


nana 1:20 @ Fri, 29 Jun 07

ميگما هاموووووووووووون

اين حرفها را ول کن بچسب به اين دکتر الاغ گوشزد که وسط ماها هی وبلاگ مينويسه و هی پوست مردم ايران را سر صنار سه شاهی بيشتر گرفتن به شکلی ميکنه که
يکی از دوستای باباش که يک قرمندگ عارف مثلنی بوده و بيشتر از بابای گوشزد پولدار شده بوده !!!!! مياد مطبش و بهش ميگه يه بچه کلفت داريم که بدبخت و بيماری داره ميشه اينون معالجه کنی

گوشزد از آنجائي که يکی از دکترهای باشرف ايران اسلامی است !!!!!!!
ميگه کور خوندی دويست هزار تومن بده تا بچه کلفتت را درمان کنم
خوب قاعدتا اين رفيق بابای جاکش گوشزد که ( منظورم از جاکش هر دوتاشون هستند يه وخ اشتباهی عوضی نشه ) بگذريم ...پولی خرج بچه کلفت کور و کچلش نميکند و دست از سر گوشزد بر ميدارد که مفتی و مجانی بيايد بچه يک فقير ايرانی را هی تر و خشگ کند!!!!!!!!

مگر گوشزد الاغ است بلا نسبت
مگر گوشزد واقعا اون قسم نامه افلاطون و ارسطو ابن سينا را خورده است
گه خورده هر کسی که چنين فکری کرده است
مساله تشخص اجتماعی با پول است در ايران که سبب ميشود !!!

تو مردمی فقير بدبخت را که برای قطره ای بنزين محتاج هستند تا بتوانند نان خالی و پنيری جلوی خانواده های خود بگذارند !!!!!


و از خشم اين بی عدالتی وقيحانه اجتماعی بانک و مغازه ای را آتش زده اند و شخصی خودش را و جانش را به اتش کشیده

آقای دکتر بگوید (( اوباش هستند ))

حقا که دکتر همان سر زمين ظلم و ستمی والسلام ...............نانا

زيتون جان دارم اين نوشته را کپی کرده و در کلی از وبلاگ ها ميگذارم از تو تقاضا ميکنم پاکش نکن

زيرا از اين نوشته چيزی مربوط تر به ما ايرانی ها بلاخص ايرانيان وبلاگ نويس
وجود نداشته ندارد و نخواهد داشت

تا روزی که زنده هستيم ........نانا


nana 21:51 @ Thu, 28 Jun 07


بعله سیاوش جان

که باید خدمتت عرض کنم که نه به اون شوری شبح و نه باین بی نمکی تو


برادر جان .....برای راحت کردن خیالت باید بگویم که علیرغم سیاه بازی های دو جناح
این حکومت
که یکی دست های مردم را می بست تا دیگری به صورتش چپ و راست سیلی بزند

لحظه ای رسید که مردم خشم خود را به غاصبانی که تمامی ایران و مردمش را گروگان گرفته اند
و با فریب و زور و جنایت بر مردم حکم میرانند
با شکل کلاسیک هر شورش مردمی در هر کجای جهان که یک شکل است و آن سوزاندن اموال دولتی که (((( ادعا ))))) میکند مردمی است و مردم این ادعا را
(((( باور ))))) ندارند ...نشان دهد

هیچ چیز و هیچ اینچی از ایران مال ما مردم ایران نیست
مگر که ما ((( آزاد ))) باشیم

بنابراین بشاش به تلفن عمومی و اداره دولتی و بانک و باقی و برو یه راست رو به سوی پادگان های نظامی

اگر که ضرورتش افتد

چنان که افتد و دانی ..........................نانا



سياوش 18:59 @ Thu, 28 Jun 07

شبح جان، توي فاميل ما به بابايي بود كه هر وقت از دست زن و بچه‌هاش عصباني مي‌شد، مي‌زد هرچه داشت و نداشت توي خونه‌اش، مي‌شكست و خورد مي‌كرد. يه عده از فاميل مي‌گفتند كه اين آدم، آدم احمقي‌ست، يه عده ديگه هم مي‌گفتند، نه اتفاقن خيلي عاقله، چون كه اگه تلويزيون و ظرف و ظروفش را نشكونه مجبوره بزنه سر زن و بچه را بشكنه. خلاصه اين كه زنش از بس، از اين رفتار اين بابا كلافه شده بود، طلاق گرفت و رفت به دنبال كارش و اون مجبور شد كه يك زنه ديگه‌اي را بگيره كه اين اخلاق گهيش را هم‌آن گونه داشت كه داشت تا اين كه معتاد شد و كارش به زندان و گرفتن مرض هياتيت ب(Hepatitis B) كه آخرش هم عمرش داد به شما.حالا قضيه اين مردم خشم‌گين ايرانه كه هر وقت خشم‌اش بالا مي‌گيره مي‌زنه اثاث و اثاثيه را به آتش كشيدن.
اما خودمونيم، خيلي يرتوقع تشريف داري كه اميدواري با اين شعله‌ها، هم يخ‌هاي زمستان آب بشه، هم باران بباره و هم شوره‌زار به جنگل تبديل بشه!("به امید آن‌که این شعله‌ها یخ‌های زمستانی را آب کند و باران آزادی ببارد تا این شورزار یاس به جنگل امید تبدیل شود.")


شهلا 14:16 @ Thu, 28 Jun 07

درود بر تو
وقتی میگن بنزین در ایران ارزون تر از بقیه کشورهای دنیاست!
آخه از اینها چه توقعی میشه بیشتر از این داشت؟!
بدرود.


داريوش 4:58 @ Thu, 28 Jun 07

دوستان: مجبورم که خبر بد خودکشی سعيد ممتيک را به حضورتان برسانم. پروفسور دکتر سعيد ممتیک بعد از آگاهی از شورش های مردمی تهران و ساير شهرستانها -- که اصلا انتظارش را نداشت-- با مصرف چند جعبه مرگ موش ساخت ژاپن به زندگی اسفناک اش پايان داد. من فقدان اين علامه دهر و عالم همه چيز دان را به دوستانش خانم نانا و اقای محترم عزيزمان شبح جان تسليت --- زبانم لال--- و تهنيت می گويم. آمين.. روحش شاد باد-- دارم شوخی ميکنم اين مرديکه به اندازه يه مولکول هم روح نداشت.


nasrin 1:22 @ Thu, 28 Jun 07

همیشه خوش خبر باشی شبح جان .
منظورم خبر اعتراضات مردم بود البته ٫ نه گرانی بنزین :)


هانریت 23:24 @ Wed, 27 Jun 07

اول.دینگ!:d






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1297
تعداد نظرات: 25519
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: july 10, 2007 08:59 pm


از کجا آمده‌اند؟