|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
چهارشنبه، 6 تیرماه 1386 | June 27, 2007
● بهنام بنزین برای آزادی.
دیشب ایران در شعلههای آتش سوخت. آتشی که به بهانهی سهمیهبندی بنزین شعلهور شد اما مستقیما حکومتی را نشانه گرفته است که فساد و تبهکاری تا مغز استخواناش نفوذ کرده است. مردم دیشب تا صیح در خیابانها بودند در تهران چندین پمپبنزین به آتش کشیده شد و در رسالت شعبی از بانک اقتصاد نوین ویران شد. بانکها، نهادهای دولتی و پمپبنزینها نقاطی بودند که توسط مردم خشمگین و البته شاد و رقصان مورد حمله قرار گرفت. امروز شهر چهرهی عادی نداشت همه جا صحبت از دیشب بود و شورش مردمی همه با شادی از آن یاد میکردند. پمپ بنزینها صفهای طویل کیلومتری دارد احتمالا از ساعتی دیگر دوباره موج اعتراضات شروع میشود.
رامين نازنين!
سلامی دوباره ... فردا پس فرادا شد ، مربوط به پنلاگ هست!!!!
سلام ... فردا پس فراد شد!!! خب اگر حمل و نقل عمومی خوب و کاری باشد باید بنزین را گران کرد تا مردم کمتر ماشین سوار شوند. یعنی با گران کردن مالیات بنزین در آلمان موافقم، البته از وضع حمل و نقل عمومی خبر ندارم و اول باید ساخت (از حمل و نقل عمومی و پالایشگاه و فلان و بسار و.) و بعد ....
نانا: اسم ایشان دکتر گوش درازه و نه گوشزد.
ميگما هاموووووووووووون اين حرفها را ول کن بچسب به اين دکتر الاغ گوشزد که وسط ماها هی وبلاگ مينويسه و هی پوست مردم ايران را سر صنار سه شاهی بيشتر گرفتن به شکلی ميکنه که گوشزد از آنجائي که يکی از دکترهای باشرف ايران اسلامی است !!!!!!! مگر گوشزد الاغ است بلا نسبت تو مردمی فقير بدبخت را که برای قطره ای بنزين محتاج هستند تا بتوانند نان خالی و پنيری جلوی خانواده های خود بگذارند !!!!!
آقای دکتر بگوید (( اوباش هستند )) حقا که دکتر همان سر زمين ظلم و ستمی والسلام ...............نانا زيتون جان دارم اين نوشته را کپی کرده و در کلی از وبلاگ ها ميگذارم از تو تقاضا ميکنم پاکش نکن زيرا از اين نوشته چيزی مربوط تر به ما ايرانی ها بلاخص ايرانيان وبلاگ نويس تا روزی که زنده هستيم ........نانا
که باید خدمتت عرض کنم که نه به اون شوری شبح و نه باین بی نمکی تو
لحظه ای رسید که مردم خشم خود را به غاصبانی که تمامی ایران و مردمش را گروگان گرفته اند هیچ چیز و هیچ اینچی از ایران مال ما مردم ایران نیست بنابراین بشاش به تلفن عمومی و اداره دولتی و بانک و باقی و برو یه راست رو به سوی پادگان های نظامی اگر که ضرورتش افتد چنان که افتد و دانی ..........................نانا
شبح جان، توي فاميل ما به بابايي بود كه هر وقت از دست زن و بچههاش عصباني ميشد، ميزد هرچه داشت و نداشت توي خونهاش، ميشكست و خورد ميكرد. يه عده از فاميل ميگفتند كه اين آدم، آدم احمقيست، يه عده ديگه هم ميگفتند، نه اتفاقن خيلي عاقله، چون كه اگه تلويزيون و ظرف و ظروفش را نشكونه مجبوره بزنه سر زن و بچه را بشكنه. خلاصه اين كه زنش از بس، از اين رفتار اين بابا كلافه شده بود، طلاق گرفت و رفت به دنبال كارش و اون مجبور شد كه يك زنه ديگهاي را بگيره كه اين اخلاق گهيش را همآن گونه داشت كه داشت تا اين كه معتاد شد و كارش به زندان و گرفتن مرض هياتيت ب(Hepatitis B) كه آخرش هم عمرش داد به شما.حالا قضيه اين مردم خشمگين ايرانه كه هر وقت خشماش بالا ميگيره ميزنه اثاث و اثاثيه را به آتش كشيدن.
درود بر تو
دوستان: مجبورم که خبر بد خودکشی سعيد ممتيک را به حضورتان برسانم. پروفسور دکتر سعيد ممتیک بعد از آگاهی از شورش های مردمی تهران و ساير شهرستانها -- که اصلا انتظارش را نداشت-- با مصرف چند جعبه مرگ موش ساخت ژاپن به زندگی اسفناک اش پايان داد. من فقدان اين علامه دهر و عالم همه چيز دان را به دوستانش خانم نانا و اقای محترم عزيزمان شبح جان تسليت --- زبانم لال--- و تهنيت می گويم. آمين.. روحش شاد باد-- دارم شوخی ميکنم اين مرديکه به اندازه يه مولکول هم روح نداشت.
همیشه خوش خبر باشی شبح جان .
اول.دینگ!:d |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1297
تعداد نظرات: 25519 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: july 10, 2007 08:59 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||