شنبه، 19 خردادماه 1386 | June 09, 2007

سلام عرض شد!

دگر بار، دگر بار ز زنجیر بجستم
ازین بند و ازین دام زبون‌گیر بحستم

فلک پیر دوتایی، پر از سحر و دغایی
به اقبال جوان تو ازین پیر بجستم
شب و روز دویدم، ز شب و روز بریدم
وزین چرخ بپرسید که چون تیر بجستم
من از غصه چه ترسم؟ چو با مرگ حریفم
ز سرهنگ چه ترسم؟ چو از میر بجستم
به اندیشه فرو برد مرا عقل چهل سال
به‌شصت و دو شدم صید و ز تدبیر بجستم
ز تقدیر همه خلق کر و کور شدستند
ز کر و فر تقدیر و ز تقدیر بجستم
ز تاخیر بود آفت و تعجیل ز شیطان
ز تعجیل دلم رست و ز تاخیر بجستم
ز خون بود غذا اول و آخر شد خون شیر
چو دندان خرد رست، از آن شیر بجستم.
مولوی کدکنی!
همین‌جوری این شعر رو نوشتم تا بعد از مدت‌ها که سلامی عرض می‌کنم دست خالی خدمت نرسیده باشم.
سری هم به ، پیشنویس منشور آزادیخواهی مردم ایران بزنید ببینید این جوان چه می‌گوید؟
خلاصه غرض این بود که عرض کنیم حالمان خوب است و غمی نداریم جز دوری شما که آن هم لاعلاج است و بی‌دوا!

June 9, 2007 11:32 PM

تنها 22:48 @ Thu, 14 Jun 07

سلام.. خوبين شبح عزيز؟!.. دلم برای نوشته‌هاتون تنگ شده بود.. خيلی خوشحال شدم..:)) بازم بنويسين..


احمدي نژاد 15:33 @ Wed, 13 Jun 07

www.4shared.com/file/17810110/911d4cce/ahmadinejad_rice_end_2.html

www.4shared.com/file/17810111/e61a7c58/ahmadinejad_rice_end_1.html

www.4shared.com/file/17810238/afb61827/ahmadinejad_daniel_ortega.html



yek gharibeh 20:46 @ Tue, 12 Jun 07

چه خوب که برگشتی. چشم به راهت بوديم.


دختر همسایه 13:36 @ Tue, 12 Jun 07

شبح عزيز خوش برگشتی و خوش آمدی :-)


nana 0:53 @ Tue, 12 Jun 07

شبح

به جان مامانم پيامگيرت عينهون سلمانی های مردانه ایران است که هی یکی درش
را باز میکند و میگوید چاکریم ٬ مخلصیم و
در را بسته و میرود

نو جوانی داداشم را خیلی سلمانی مردانه میبردم وقتی کوچولو بود

و تمامی بحث و گفتگو ها را فوت آب بودم
به جان شریفت !!!!!!!!نانا


jay 0:20 @ Tue, 12 Jun 07

welcome back :-)


شبح 23:26 @ Mon, 11 Jun 07

چه کيفی داره آدم اينقدر دوست خوب و نازنين داشته! روی ماه همه‌ی‌تان را می‌بوسم و آرزو می‌کنم روزی را که جشن بزرگ آزادی بگيريم در اين سرزمين نفرين شده!


nana 19:09 @ Mon, 11 Jun 07

کنجکاو گرامی

ميدانم روده درازی کرده ام حق داری

ولی اما ...هنوز هم سخنانی دارم !!!!بدبختانه برايت

و آن اين است که تمامی فجايعی که بعد از
انقلاب مائو در چين تا همين الساعه ميگذرد
به دليل غلبه و رفتن در قدرت روستائيان
چينی بود که مائو به يارانش مثلنی پند و اندرز ميداد :
که در روستاها اگر سوزن و نخی از دهايتان
برای دوختن خشتک خود گرفتيد فراموش نکنيد که آنرا پس بدهيد حتما حتما حتما !!!! زيرا ما اعتماد روستائيان را به شدت نيازمنديم

بعله ...با اين اعتماد مورد نياز انقلاب فرهنگی کرده و تا همين امروز از مردم چين خون ميريزند مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نانا


لشگريان انقلاب مائو هم روستائيان بودند
مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نانا


کنجکاو 15:52 @ Mon, 11 Jun 07

سیاوش!

تو بميری، هنوز چند دهه به بازنشسته گی من مانده، اگر سیگارت بگذارد. "ديار غربت" هم نيستم من در ولايت ملا خور شده زنده گی نمی کنم.

"حکم قطع انگشتان دست مردی در زاهدان به اجرا گذاشته شد. اتهام این فرد سرقت اعلام شده است.براساس این حکم ضدانسانی، چهار انگشت دست راست قربانی قطع شد."

"وزير رفاه و تأمين اجتماعي گفت در حال حاضر در كشور فقر خشن و درازكش نداريم چون تمام افراد طبق استانداردهاي جهاني از درآمد يك دلار در روز برخوردار هستند."

اين تنها يک روز غربت ستان است.

نانا جان! چند کيلو (بايت)نوشته ايی!؟ ، پاسخ برايت می نويسم. امروز/ فردا. بايد بروم پول زمان بازنشسته گی ام را در بیاورم.


سياوش 14:56 @ Mon, 11 Jun 07

از آمدنت نبود وبلاگ‌دون را سود(البته به جز براي نانا، گنج‌كاو و دو سه تا از باز‌نشسته‌گان ديار غربت!)
وز رفتنت، جاه و جلالش نفزود
وز هيچ کسي نيز دو گوشم نشنود
کاين آمدن و رفتن‌ تو از بهر چه بود!
حكيم عمر خيام دوكتي!
مي‌گم شبح جان، عكس اورته‌گا(Ortega) را ديده‌اي كه چه جوري احمدي نژاد را بغل كرده(فيدل و چاوز رو كه ختنه كردن، شايد حالا نوبت اورته‌گاست. مبارك باشه.)؟


nana 4:15 @ Mon, 11 Jun 07


کنجکاو گرامی

فراموش کردم این بخش را پاسخی بدهم
اگرچه به شکل کلی پاسخی به این بخش
هم داده ام

نوشته ای :


((روستايی کاشت و برداشت خويش را از زنده گی (فرهنگ) در هزاران سال داشته و دارد، پا در هوا نبوده...
تنها يک نمونه هم برايت بگويم که تا به کجا نادرست می گويی همان نمونه فرو پاشی سال 57 است، جای گاه روستايان کجا بود؟ )))

جایگاه روستائیان دقیقا جایگاه نظرات خمینی بود بی هیچ کم و کاست
حال اگر مثلنی عموی بنده در یک ده همدان
زندگی میکرد و تحت تاثیر سفرهایش
به شهر و گذرانش با ما شهر نشینان کمی
آگاهی یافته بود او در کته گوری روستائیان نمی گنجد والسلام
او مشتی است در میان خروار


جای گاه شاه و ملاهاش کجا؟

شاه ملائی نداشت اگر به اشخاصی از میان این روباهان مزور متعفن تظاهر به اقتدا میکرد
سیاست خالص بود
شاه لائیک بود
ملاهای او هم از قبیل شریعتمداری خودم شخصا ملاقات کرده و یک شهروند تشخیصش دادم
بنابراین ملاهای شاه هم درست مانند خودش
معتقد به مدرنیسم بودند و بی خطر

((و جای گاه هيئت های ارازل و اوباش شان و مسجد سينه زنی و... کجا؟))


دقیقا برایت میگویم کجا ؟ این اراذل و اوباش
حاشیه نشینی که بارها با مشت به صورت
من کوبیده اند
همگی روستائیانی بودند که عقده شهری
که نمیشناسند و در آن انتگرنه نمیشوند
داشتند
به اضافه شهر وندان خر مذهبی

ولی همان شهروندان خر مذهبی تبدیل به مرغ فروش و قصاب و لبنیاتی که کوپن جانیان
اسلامی برایشان سرمایه فراهم کرد که ترقی
کنند بودند و از نظر من عقب ماندگان شهری
هم تفکری روستائی داشتند
ابدا سفسطه نمیکنم با خط فکری میروم


(( جای گاه همان "طبقه متوسط" بساز بفروش ها و کلاه برداران شهری کجا و جای گاه.... ؟))

بعله راجع به این طبقه هم که همین اواخر
در وبلاگم نوشتم

اینان طبقه متوسط زمان شاه بودند که اگرچه
بی فرهنگ بودند ولی مدنیت را پذیرفته
بودند و یا هرچیزی که شاه به عنوان مدنیت
به انان ارائه میکرد

اینان اگرچه به دلیل بی فرهنگی و بی مسئولیتی از قبل کمبود مسکن به نان و
نوائی رسیده بودند
ولی هرگز هرگز هرگز من تصور نمیکنم حاضر
بودند که سیصد انسان شهروند را از طبقه
خود در سینما آتش زنند

نه ....این قساوت تنها از روستائيانی بر
میخیزد که به آنان بگوئی اسلام در خطر

زیرا تنها چیزی است که دارند مگر نه ؟؟؟؟نانا


nana 3:43 @ Mon, 11 Jun 07


بادرودی چو بوی خوش آشنائی از یاری دیرینه
کنجکاو گرامی
شادم کردی سخنی گفتی زنده باشی

جانم برایت بگوید که ابتدا به من بگوی حاشیه نشینان شهری از
کجا میایند ؟

من نظر خود را میدهم ....حاشیه نشینان شهری عبارتند از ارتش
ذخیره کار در کشورهای سرمایه داری که به دلیل صنعتی شدن
و رسیدن بوی شهر به دهات و به دلیل از شکوفائی افتادن
فئودالیته و گذشتن دوران زرق و برق آنان .....از روستاها کنده
شده و به شهر ها میایند و این برای یک سیستم سرمایه داری
خوب و مفید است زیرا رقیبی همیشه آماده برای کارگران
و اعتراضات و عتصابات آنان است
زیرا سرمایه دارن در صورت خروش کارگران اینان را به راحتی
استخدام کرده و کارگران را خفه میکنند

بنابراین اینان را ارتش ذخیره کار بنامییم فکر کنم منصفانه باشد
آری درست میگوئي در تمامی شهرهای متروپلیتن اینان هستند
ولی تفکری که اینان از ده میاورند است که حاشیه نشینان
شهری میکندشان
یعنی در شهر جذب نشده و نهادهای شهروندی را قبول نکرده و
با ارزش های روستای خود به شهر میایند
مساله تهی دستان حاشیه نشین ما تنها نیست کنجکاو جان
در همه جای دیگر جهان هم عقب مانده هستند زیرا تفکر روستا
را با خود به شهر میاورند
مثلنی حاشیه نشینان شهری قاهره همان دهاتیان مصری هستند
که از ده کنده شده و به شهر آمده و لشگر کون برهنه اخوان المسلمین
شده اند مگر نه ؟

ممکن است این فاندمنتال های کشورهای مسلمان تحصیل کرده
باشند ولی فقط گروه رهبری نه لشگریان مگر نه ؟

کدام انسان با کمی درک و شعور به خودش بمب می بندد و به میان
گروهی میرود ؟
بنابراین من تفکر روستا را که بر حاشیه نشینان شهری غالب است
اصل گرفته
و تقسیم بندی خود را کرده ام
زیرا اگر من یک سو بایستم
و ملا عمر یکسوی دیگر

و برای تمامی حاشیه نشینان کشورهای خاورمیانه
تصویری از چرائی و چگونگی بدهیم

بی هیچ تردیدی آنان ملا عمر را انتخاب میکنند

و چون این گونه اینان نا آگاه و عقب مانده هستند بنابراین من با کمال
افتخار جنگ خودمان را با من حیث المجموع کسانی که خرافات و
دروغ و مذهب میتواند آلت دستشان قرار دهد را یک پکیج کرده
و خدمتتان عرضه کردم
و معتقدم درست می بینم مگر که تراخمی ژنتیکی داشته باشم !!!!

ولی اما با نگاهی به انقلاب بیست و دوی بهمن به جان نانا تو نمیدانی
به دلیل این نظریه حاشیه نشینی چه همه با دقت و نگاه عقابی نانائي
فضولی کرده و به چه نتایج حیرت آوری رسیده ام

من جز همدردی و دلسوزی برای روستائیان ایران هیچ احساس دیگری
ندارم

ولی برایت میگویم که ماجرای دهشتناک سینما رکس آبادان از فرقه ای
از هوادارن همین منتظری مظلوم اکنون بودند که ازده قهدریجان بین
خود نقشه آتش زدن سینما رکس و کشتن سیصد و خورده ای ایرانی
بدبخت شهروند که برای دیدن فیلم گوزن ها رفته بودند و با قفل کردن
درهای سالن و آتش زدن
همگی را زنده زنده در آتش سوزاندند که
شعله های اعتراض برعلیه شاه را بالا برند !!!!!!!!!!!!!!!!

خوب کنجکاو جان این روستا و تفکر روستاست که بر اینان غالب است
من خوشبختانه نیازی به تئوری های هیچ متفکری ندارم
زیرا خودت خوب میدانی که با این مخ کوچک خودم فکر و تحلیل میدهم
والسلام

ما باید باید باید پس از آزادی ایران به سرعت به وضع روستاهای ایران
رسیده و به آنان کمک های مالی فرهنگی بهداشتی و بگیر و برو
کنیم
اینان بدبختان مانند کورانی هستند که هرکس بگوید عصای شما منم
باور میکنند
و دسته دسته میروند و کشته میشوند بدون این درک که این عصا
که نبود هیچی یک گلوله بود درست وسط قلبشان

کمک به روستائیان تنها با برنامه ریزی مدرن برای کمی مدرن کردنشان
امکان پذیر است والسلام


درخاتمه روزی نقدی بر فیلمی از آتوره اسکالا که خوب میشناسی و
میدانم که میشناسی نوشتم راجع به حاشیه نشینان شهری
اگر یادت باشد نوشتم برای اسکالا اینان بدبختانی هستند که محکوم
به چرخش در دایره دزدی و حماقت و تمامی کثافت کاری ها و خباثت های
بشری هستند و از این دایره راه گریزی ندارند

من سخنان اسکالا را کاملا قبول دارم و بهمین دلیل معتقدم ابتدا با
سرکوب این جانیان و کمی سخت گرفتن بر روستائیان میتوانیم
قبل از ورود به دایره خباثت و بدبختی برایشان در همان روستا کاری
مفید کنیم والسلام ...............................نانا

تبصره ...مرسی از معرفی آهنگ میروم گوش کنم


کنجکاو 2:59 @ Mon, 11 Jun 07

درود شبح گرامی!

"مگر تو غريبه ايی سلام می کنی" برادرم به شوخی می گفت.
باری! خوش ام که هستی!

شراگيم را هم از روبان سياه تا زرد دنبال کرده بوده ام. نخواستم چيزی بنويسم. به هر رو، هر کنش ی که به هم بسته گی و برپايی نهادهای شهروندی راستين انجامد، بايسته پشت بانی است. اله و بله زياد است، اما چارچوب انديشه خاست گاه درستی دارد. پيروز باش اند.

به شراگيم هم که خواسته براي اش "پتيشن" بنويسيم و دستينه کنيم: ای به چشم. تنها کاری است که از من برمی آيد. من هم تلاش می کنم که روبان زرد را به نشان هم بسته گی ببندم. تا ببینم چه پيش می آيد. اميدورام که با هواداران حزب الله لبنان يکی نگيرندمان (شوخی بود).

نانا جان سخت نگير؛ از در گير شدن در گفت و گو ها خسته شده ام. اين که کسی اين جا و آن جا دش نام ی می دهد (همين شماره يازده در اين جا). کی گوش اش بده کار است؟

دوم اين که بیش از يک سال شايد دو سال است که تو اين گفت مان (ديسکورس) شهر و روستا را پيش کشيده ايی و هر بار خواسته ام به آن بپردازم که نه آن زمان و نه اکنون جانِ اين کار برايم نبوده است. کوتاه (تله گرافی)بگويم تو روستايی را با حاشيه نشينی هم سان می بینی و ... و چون از بنیان گژ می رويی به برآيند های نادرست هم می رسی. مغز داستان (برنهاد) درست است، اما ...
حاشيه نشينی درد بزرگ کشورهای پيرامونی (ساتلايت) بوده است، نگاهی به تهران، ليما، قاهره، سائوپلو و... بکنی می بينی که همه گی چه هم بی فرهنگ ايم. نه اين که خواست مردم حاشيه نشين چنين بوده باشد، که حکومت های بزه کار توانايی هم سازگاری (انتگراسيون) اين مردم ( نادار) را با شهر زيست گاه شان نه خواسته و نه داشته اند. جنبش های کور و يا آلت دست* شدن شان هم بخشی از مرده ريگ اين حاشيه نشينی است. اين مردم، کجا توانسته اند به کتاب، آموزش درست، موسيقی، تئاتر، سينما و هنر درست رسی داشته باشند... باور کن همه اين را می دانند.
روستايی کاشت و برداشت خويش را از زنده گی (فرهنگ) در هزاران سال داشته و دارد، پا در هوا نبوده...
تنها يک نمونه هم برايت بگويم که تا به کجا نادرست می گويی همان نمونه فرو پاشی سال 57 است، جای گاه روستايان کجا بود؟ جای گاه شاه و ملاهاش کجا؟ و جای گاه هيئت های ارازل و اوباش شان و مسجد سينه زنی و... کجا؟ جای گاه همان "طبقه متوسط" بساز بفروش ها و کلاه برداران شهری کجا و جای گاه.... ؟ اين ها هر کدام پاسخی می خواهد که تاريخ دانان و جامعه شناسنان پاسخ هايی داده اند. ما هم بايد بررسی کنيم و از ديگران بیاموزيم. بايد یاد بگيريم که جنبش آزادی خواهانه ايران در کم تر از شش ماه يا شايد چهار/پنج ماه پايانی به دست بی مايه ترين مردمان آن کشور افتاد ( همان ارازل و اوباش هيئت های سينه زنی و احمدی نژادها، شايد همان حاشيه نشین ها).
پايان تلگراف.

سوم سپاس برای آداجو (آرام) توماسو آلبینيونی. به اين باورم بوده ام که آداجو چراغ روشن کن موسیقی کلاسيک است. همين بس که آدم این آهنگ را بشنود در باره این موسیقی کنج کاو خواهد شد.
اين دو آهنگ هم که به گونه ايی دل تنگی برای گذشته ها (نوستالژيک) است برای تو و دوستان گرامی. که زمان نوجوانی در روستايمان آن ها را هر روز می گوشيدم.

http://www.youtube.com/watch?v=ndPJRh_K2yc&mode=related&search=
گمان کنم پس از ورشکست شدن "انگليسی" باشد که درخواست آموختن رقص را می کند.

اين يکی هم مالاگوئنا که به باورم خوزه فليسيانو به ترين اش را می نوازد.
http://www.youtube.com/watch?v=LFvqmIi9Ymc&mode=related&search=
-------------------------------------
* برای نمونه گروه ای اسلامی در خاور ميانه.


آبنوس 2:12 @ Mon, 11 Jun 07

رسيدن بخير


مديار 0:43 @ Mon, 11 Jun 07

شما كه نباشي ما دل‌مون تنگ مي‌شود استاد...


nana 0:12 @ Mon, 11 Jun 07

شماره يازده

هنوز اين مردک سلام نکرده تو اومدی اينجا
کرم بريزی

باباجان من ترياکی بودن که بد نيست که ديگه از رهبر مهمتر ميخوای برای اثباتش !!!!
که به شکل توهين بکار ميبری ؟

ما الانه همه مون بايد به شيره خوردن افتاده
باشيم الاغ
مگر اين ملت قرار نيست مانند ميمون از اين مردک بد ترکيب عقده ای يکدست که رهبر
شمپانزه ها است تقليد کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

برو خجالت بکش شروع کن وافوری بخر و
ترياک فرد اعلائی و بکش عيب نيست که
ترياک کشی تمامی فئودال های شهر پيش
سرمايه داری ترياکی بودن تازه توپ داغونشون نميکرد مث فيلم شازده احتجاب
متکا رو ميذاشتن روی دهان طرف و ميشستن روش و کار تمام

خوب اينا هم از نواده های همون فئودال ها
هستند ديگه
برو برو ديگه از اين چرت و پرت ها ننويس ...نانا


18:09 @ Sun, 10 Jun 07

رسيدن بخير
خودتی؟


myself 16:15 @ Sun, 10 Jun 07

:)


شهلا 16:11 @ Sun, 10 Jun 07

خیلی خوشحالم که تندرستی
یار نازنین...


غزل 16:01 @ Sun, 10 Jun 07

رسيدن به خير...
چند روز پيش که ديدم دوباره وبلاگت سرجاشه،‌گفتم نشونه خوبيه؛ پس اشتباه نکرده بودم.


شراگیم 15:09 @ Sun, 10 Jun 07

سلام شبح جان...ممنونم بابت حمايت و معرفی اين طرح.


لرد شارلون 14:15 @ Sun, 10 Jun 07

سام نهليکوم


هاله 12:24 @ Sun, 10 Jun 07

این چند خط شعر بعد این همه شبح جان دست کم از وضع حمل نداشت ها!

قدم نورسیده مبارک. :)


آرزو 10:55 @ Sun, 10 Jun 07

سلامی چو بوی خوش آشنايی
بدان مردم ديده روشنايی
درودی چو نور دل پارسايان
بدان شمع خلوتگه پارسایی
شبح جان
خوش آمدی که خوشمان آمد ز آمدنت!

مولوی کدکنی خودتی؟!!


nasrin 5:32 @ Sun, 10 Jun 07

خوش آمدی شبح جان ... رسيدن به خير !


nana 2:52 @ Sun, 10 Jun 07


به به به به ..رسيدن به خير

تو حاضر هميشه غايب کدوم گوری بودی
که اين خانه ات را ويرانه رها کردی و يک
کمپانی برای مدتی صاحبش شد ؟؟؟؟

ای اوف به رويت
روزهای شادی و سرور مردم ايران دارد
ميرسد و تو معلوم نيست در کدام ده يا
جنگلی قيافه بد ترکيب شبحی مثل رنگ
آب دهان مرده ات را مخفی کرده بودی؟؟

تکرار اين عمل در اين روزهای سرنوشت ساز
مجازات نوشتن پنج ميليون بار گه خوردم
را در پی دارد

و اما بعد از اين همه وقت هم که با کس و شعر شروع کرده ای که ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

شعر به چه درد مردم ميخوره برامون يه کمی
از چيزهای جدی ديگه بگوی که اگر نگوئي
اون رقص اسمرالدای نازنين قرمز پوش حرامت
بادا .................................نانا






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1296
تعداد نظرات: 25494
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: june 27, 2007 10:29 pm


از کجا آمده‌اند؟