|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شنبه، 19 خردادماه 1386 | June 09, 2007
● سلام عرض شد!
دگر بار، دگر بار ز زنجیر بجستم
سلام.. خوبين شبح عزيز؟!.. دلم برای نوشتههاتون تنگ شده بود.. خيلی خوشحال شدم..:)) بازم بنويسين..
www.4shared.com/file/17810110/911d4cce/ahmadinejad_rice_end_2.html www.4shared.com/file/17810111/e61a7c58/ahmadinejad_rice_end_1.html www.4shared.com/file/17810238/afb61827/ahmadinejad_daniel_ortega.html
چه خوب که برگشتی. چشم به راهت بوديم.
شبح عزيز خوش برگشتی و خوش آمدی :-)
شبح به جان مامانم پيامگيرت عينهون سلمانی های مردانه ایران است که هی یکی درش نو جوانی داداشم را خیلی سلمانی مردانه میبردم وقتی کوچولو بود و تمامی بحث و گفتگو ها را فوت آب بودم
welcome back :-)
چه کيفی داره آدم اينقدر دوست خوب و نازنين داشته! روی ماه همهیتان را میبوسم و آرزو میکنم روزی را که جشن بزرگ آزادی بگيريم در اين سرزمين نفرين شده!
کنجکاو گرامی ميدانم روده درازی کرده ام حق داری ولی اما ...هنوز هم سخنانی دارم !!!!بدبختانه برايت و آن اين است که تمامی فجايعی که بعد از بعله ...با اين اعتماد مورد نياز انقلاب فرهنگی کرده و تا همين امروز از مردم چين خون ميريزند مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نانا
سیاوش! تو بميری، هنوز چند دهه به بازنشسته گی من مانده، اگر سیگارت بگذارد. "ديار غربت" هم نيستم من در ولايت ملا خور شده زنده گی نمی کنم. "حکم قطع انگشتان دست مردی در زاهدان به اجرا گذاشته شد. اتهام این فرد سرقت اعلام شده است.براساس این حکم ضدانسانی، چهار انگشت دست راست قربانی قطع شد." "وزير رفاه و تأمين اجتماعي گفت در حال حاضر در كشور فقر خشن و درازكش نداريم چون تمام افراد طبق استانداردهاي جهاني از درآمد يك دلار در روز برخوردار هستند." اين تنها يک روز غربت ستان است. نانا جان! چند کيلو (بايت)نوشته ايی!؟ ، پاسخ برايت می نويسم. امروز/ فردا. بايد بروم پول زمان بازنشسته گی ام را در بیاورم.
از آمدنت نبود وبلاگدون را سود(البته به جز براي نانا، گنجكاو و دو سه تا از بازنشستهگان ديار غربت!)
فراموش کردم این بخش را پاسخی بدهم نوشته ای :
جایگاه روستائیان دقیقا جایگاه نظرات خمینی بود بی هیچ کم و کاست
شاه ملائی نداشت اگر به اشخاصی از میان این روباهان مزور متعفن تظاهر به اقتدا میکرد
((و جای گاه هيئت های ارازل و اوباش شان و مسجد سينه زنی و... کجا؟))
ولی همان شهروندان خر مذهبی تبدیل به مرغ فروش و قصاب و لبنیاتی که کوپن جانیان
بعله راجع به این طبقه هم که همین اواخر اینان طبقه متوسط زمان شاه بودند که اگرچه اینان اگرچه به دلیل بی فرهنگی و بی مسئولیتی از قبل کمبود مسکن به نان و نه ....این قساوت تنها از روستائيانی بر زیرا تنها چیزی است که دارند مگر نه ؟؟؟؟نانا
جانم برایت بگوید که ابتدا به من بگوی حاشیه نشینان شهری از من نظر خود را میدهم ....حاشیه نشینان شهری عبارتند از ارتش بنابراین اینان را ارتش ذخیره کار بنامییم فکر کنم منصفانه باشد ممکن است این فاندمنتال های کشورهای مسلمان تحصیل کرده کدام انسان با کمی درک و شعور به خودش بمب می بندد و به میان و برای تمامی حاشیه نشینان کشورهای خاورمیانه بی هیچ تردیدی آنان ملا عمر را انتخاب میکنند و چون این گونه اینان نا آگاه و عقب مانده هستند بنابراین من با کمال ولی اما با نگاهی به انقلاب بیست و دوی بهمن به جان نانا تو نمیدانی من جز همدردی و دلسوزی برای روستائیان ایران هیچ احساس دیگری ولی برایت میگویم که ماجرای دهشتناک سینما رکس آبادان از فرقه ای خوب کنجکاو جان این روستا و تفکر روستاست که بر اینان غالب است ما باید باید باید پس از آزادی ایران به سرعت به وضع روستاهای ایران کمک به روستائیان تنها با برنامه ریزی مدرن برای کمی مدرن کردنشان
من سخنان اسکالا را کاملا قبول دارم و بهمین دلیل معتقدم ابتدا با تبصره ...مرسی از معرفی آهنگ میروم گوش کنم
درود شبح گرامی! "مگر تو غريبه ايی سلام می کنی" برادرم به شوخی می گفت. شراگيم را هم از روبان سياه تا زرد دنبال کرده بوده ام. نخواستم چيزی بنويسم. به هر رو، هر کنش ی که به هم بسته گی و برپايی نهادهای شهروندی راستين انجامد، بايسته پشت بانی است. اله و بله زياد است، اما چارچوب انديشه خاست گاه درستی دارد. پيروز باش اند. به شراگيم هم که خواسته براي اش "پتيشن" بنويسيم و دستينه کنيم: ای به چشم. تنها کاری است که از من برمی آيد. من هم تلاش می کنم که روبان زرد را به نشان هم بسته گی ببندم. تا ببینم چه پيش می آيد. اميدورام که با هواداران حزب الله لبنان يکی نگيرندمان (شوخی بود). نانا جان سخت نگير؛ از در گير شدن در گفت و گو ها خسته شده ام. اين که کسی اين جا و آن جا دش نام ی می دهد (همين شماره يازده در اين جا). کی گوش اش بده کار است؟ دوم اين که بیش از يک سال شايد دو سال است که تو اين گفت مان (ديسکورس) شهر و روستا را پيش کشيده ايی و هر بار خواسته ام به آن بپردازم که نه آن زمان و نه اکنون جانِ اين کار برايم نبوده است. کوتاه (تله گرافی)بگويم تو روستايی را با حاشيه نشينی هم سان می بینی و ... و چون از بنیان گژ می رويی به برآيند های نادرست هم می رسی. مغز داستان (برنهاد) درست است، اما ... سوم سپاس برای آداجو (آرام) توماسو آلبینيونی. به اين باورم بوده ام که آداجو چراغ روشن کن موسیقی کلاسيک است. همين بس که آدم این آهنگ را بشنود در باره این موسیقی کنج کاو خواهد شد. http://www.youtube.com/watch?v=ndPJRh_K2yc&mode=related&search= اين يکی هم مالاگوئنا که به باورم خوزه فليسيانو به ترين اش را می نوازد.
رسيدن بخير
شما كه نباشي ما دلمون تنگ ميشود استاد...
شماره يازده هنوز اين مردک سلام نکرده تو اومدی اينجا باباجان من ترياکی بودن که بد نيست که ديگه از رهبر مهمتر ميخوای برای اثباتش !!!! ما الانه همه مون بايد به شيره خوردن افتاده برو خجالت بکش شروع کن وافوری بخر و خوب اينا هم از نواده های همون فئودال ها
رسيدن بخير
:)
خیلی خوشحالم که تندرستی
رسيدن به خير...
سلام شبح جان...ممنونم بابت حمايت و معرفی اين طرح.
سام نهليکوم
این چند خط شعر بعد این همه شبح جان دست کم از وضع حمل نداشت ها! قدم نورسیده مبارک. :)
سلامی چو بوی خوش آشنايی مولوی کدکنی خودتی؟!!
خوش آمدی شبح جان ... رسيدن به خير !
تو حاضر هميشه غايب کدوم گوری بودی ای اوف به رويت تکرار اين عمل در اين روزهای سرنوشت ساز و اما بعد از اين همه وقت هم که با کس و شعر شروع کرده ای که ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شعر به چه درد مردم ميخوره برامون يه کمی |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1296
تعداد نظرات: 25494 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: june 27, 2007 10:29 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||