چهارشنبه، 8 فروردینماه 1386 | March 28, 2007

چندی دیگر نه از آن ما پیدا خواهد بود نه از آن همسایه!

ماجرای ایران و همسایه‌اش و متجاوزان! و آورد و برد انگلیسی‌ها به این سو و آن‌سوی مرز و دوست‌داران دیرینه و تاریخی‌شان. مرا یاد حکایتی از عبید انداخت حکایت را بی‌هیچ شرح و بسطی نقل می‌کنم اگر ربط‌اش را دانستید فیض مضاعف می‌برید و اگر نه، محظوظ می‌شوید از شنیدن حکایت شیرینی از عبید و اگر نه فیض مضاعف بردید نه حظ مجرد حداقل این خاصیت را دارد که این شبح بخت برگشته جان سالم به‌در می‌برد از کوکتل‌مولوتف مداد سفیدی هرچند هر چه از دوست رسد نیکوست حتا کوکتل مولوتف!
و اما حکایت:
شخصی زن روستائی را دوست میداشت روزی زن با او گفت اگر میخواهی که تو جماع کنی و شوهرم در خانه گوش دارد فردا گاوی فربه به دیه‌آور که میفروشم. مردک روزی دیگر گاوی فربه بیاورد که این گاو را بجماعی میفروشم. شوهر در خانه رفت و با زن گفت. زن گفت سهل است تو بخر تا من به خانهء همسایه روم و ..س او را بعاریت بستانم و کار او بسازم و گاو ما را باشد. شوهر راضی شد زن در خانهء همسایه رفت و بیرون آمد و با وی در خانه نهفت و در خانه بشوهر سپرد مرد از شکاف در نگاه میکرد و آورد و برد ایشان میدید. برادرش بیامد و گفت مبادا که این مرد بغلط رود. شوهر گفت چندانکه احتیاط میکنم این مردک چنان در سپوخته است که نه از آن ما پیداست و نه از آن همسایه.(کلیات عبید زاکانی ۲۷۷)

March 28, 2007 08:08 PM

Saeed 12:01 @ Sat, 31 Mar 07

3. مانی خان باور شما / هر چه سنبه پر زورتر؛ موشتر / در مورد رفتار اخانید حاکم یک قانون یا الگوریتم نیست بطوریکه بشود با آن آینده را در شرایط مشابه پیش بینی نمود. در نهایت یک شرط است که من نیز بنوبه خود نیز شرط میبندم که آمریکا به ایران حمله نمیکند. تاریخ؛ آینده حالا گذشته است. تاریخ آینه است نه چراغ. تاریخ محصول تاریخنویسان است و بهمان نسبت متعدد؛ نه دستی نامرئی در ورا و مشغول هدایت رویدادها و تراشیدن عللشان. تاریخ متا-رویداد نیست بلکه شرح ارتباط آنها و ثبتشان در فرمت روایت و تحلیل و شواهد است! صدام هم با چنین باوری نسبت به واکنش اربابانش رفت و با خیال تخت به کویت تجاوز نمود و لابد شاهدید که در همان تاریخ مقبول شما زندگیش چگونه حکایت شد و عاقبت سرنوشتش چه از آب درآمد! و اما در مورد شرط باید بگم که مهم نیست شما چقدر تاریخهای تاریخنویسان را بخوانید؛ مطلقا معرفت مزبور به شما کمکی بیش از پراندن یک سکه در واگذاری احتمال وقوع فلان حادثه در مقابل بهمان مورد نمیکند. شما میتوانید در بازار بورس با پراندن سکه سهام خرید و فروش بکنید بدون هیچ نیازی به خواندن کارنامه مالی کمپانهای مربوطه و دقیقا همانقدر از شانس برد و باخت پولتان برخوردار باشید. موفقیت شما را در شرطی که بسته اید از معادله بایفرکیشن خواستارم :-)


شبح 19:50 @ Fri, 30 Mar 07

سعيد عزيز!
متشکرم که به بحث‌های حاشيه‌يی نپرداختی. اميدوارم ساير دوستان نيز چنين کنند.


شبح 18:56 @ Fri, 30 Mar 07

مانی خان عزیز!(۱)
اين خوش‌بينانه‌ترين چيزی بود که نوشتم. احتمالا شما متوجه نشدنی! اگه بخواهيم تاريخح بخوانيم به‌تر است دقيق بخوانيم!


Saeed 14:39 @ Fri, 30 Mar 07

خوب واسه خنده اش اینرا هم از اقتصاد دان جانکی و معروف به فیلسوف منقد روشنفکری دینی داشته باشید!
محمد رضا نیکفر: دین یک سرمایه است، در معصومانه‌ترین شکل خود یک سرمایه‌ی عادی فرهنگی است. با این سرمایه کالایی تولید می‌کنیم و آن را می‌فروشیم. هر چه جامعه‌ای دینی‌تر باشد و هر چه دینی اجتماعی‌تر و سیاسی‌تر باشد، ارزش مبادله‌ای دین در آن جامعه بارزتر است.

قبلا فشن و مد این بود که دین یک ویروس است و هر چه اذهان مستعد یعنی بازکپیتری در اختیارش باشد بهمان نسبت خودش را هر چه بیشتر شیوع داده گسترش میدهد! خوب این نخنما شده و بگذریم!

بنظر من بهتره فرض کنیم دین یک دیلدوی بسیار مرغوبه ساخت آندسته از گادسهائی که بشدت از نعمت سکس با همو ارکتاس محرومند. البته برای کسب جواز خرید و فروش آن در میان این نوع از مخلوقات باید دوره هائی خاص را که همان شارلاتانیزم باشد در محضر اساتید و روئسای مربوطه نظیر همین نیکفر و آرامش دوستدار و شرکاء طی نمود بلکه انگشتنمای دیگر خلایق نشد! و هر چه تقاضای معصومانه انسان بکر و اکبیری بیشتر باشد و بر خلافش میزان عرضه دیلدوهای مرغوب ژاپنی کمتر و از آنطرف فشار محاصره اجتماعی خفقان آورتر؛ تبعا ارزش مبادله ای دیلدو در میان دسپرتهای چشم به زیپ ابناء مردم همو ارکتاس ملموستر میشود :-)


Saeed 14:01 @ Fri, 30 Mar 07

@ دونالد رامسفیلد: وی دونت دو کلونیز :-)

@ ببین شبح جان؛ ما، یعنی کلونیها و شبه کلونیهای سابق، امروزه با کلیانیلیستهائی از نوع لگاسیک/اسقاطی یعنی انگلیس و عنتر ناشی اش یعنی آمریکا مواجهیم که رفتار کجدار و مریزشان با این پنجه های خونینشان بمراتب دردآورتر از سمهای اسبهایشان پشت خاک میهنهای عزیزمان را خراش میدهند. کما اینکه روسها نیز همچون گذشته چپ و راست کیر میزنند! اشتباه نکن شبح جان؛ الان دیگر خبری مثل سابق از تمهیدات و سیاسات ناشی از تامل و برو بیا و ازین حرفای دیپلماتیک صبورانه پشت پرده دولت کبیر فخیمه نیست. بلکه بجاش فست اند فیوریوس کلونایزینگ است همراه با یک ژست سلف دنایال: وی دونت دو کلونیز! خیلی جالبه ! استعمار هم جانکی میشود؛ بر وزن جانک فود؛ مکدونالدی! بگذریم که خانم رایس تازه فهمیده با انداختن سنی وهابی بجان شیعی رافضی از مایعات تخماتیک گل آلود مذهبی-تاریخیشان میتوان به امید شکار نهنگ بنشیند.

@ شبح؛ تا بحال به این نکته که گاه تاریخ بسان یک رودخانه خروشان ما را زبون و ناچار همچون سنگ و خاشاک در دینامیزم تند و خشن خود میشویاند و میغلطاند تا بدین حد محسوس مانند اینروزها پی برده ای! لذا مهم نیست چه بشود دیگر؛ اما سرت بسلامت بادا شبح جان :-)


Saeed 13:26 @ Fri, 30 Mar 07

واقعا جوکه اوضاع شبح جان؛ چون از قضای آیرونیک تاریخ همه چیز بطور بایفرکیشنال آشوبینه دقیقا چنانکه معادله مزبور پیش بینی میکند. اما چنانکه لیدی آبنورد و قهرمان داستانمان یعنی ليدينگ سيمن فی ‌‏ترنی به اولیاءشان مرقوم داشته اند؛ ببینیم برخورد نزدیک فخیمه جماعت در حصر اخانید از نوع سومش چیست:

"مادر و پدر عزيز!
از ايران برای شما می نويسم؛ . . . زيرا می دانم که اگر اين کار را نکرده بوديم اکنون اينجا نبوديم. ( القصه ) . . . می خواهم همگی بدانيد که من صحيح و سالم هستم. به خوبی از من نگهداری می‌شود. در روز سه وعده غذا می خورم و به طور مداوم هم مايعات ( پروداکت آو تخماتیک اجکیولیشن ) در اختيارم قرار می‌گيرد. اينجا همگی دوستانه و مهمان نواز ( از نگهبانان مایعاتی-لبنیاتی گذشته براستی که اکثر خواهران محافظم فمنیستهائی لزبین و شدیدا هارشند بطوریکه طعم لذیذ مازوخیسمشان هرگز از فکالتی اروتیکم دلیت نخواهد شد ) و ( طبعا ) بسيار با محبت و خونگرم هستند. من نامه‌ای برای مردم ايران نوشته‌ام تا از آنها به دليل ورود به آب‌های سرزمينی‌شان ( خود بخوانید حدیث مفصل ز این مجمل ) عذر خواهی کنم. " :-)


آرزو 10:28 @ Fri, 30 Mar 07

مانی خان جان :
فر مايشات تخماتيک سعيد جان به اندازه کافی تا ريخی هست !!ديگر از اين تاريخی تر می خواهيد؟؟(حا لا سعيد می آيد زیپ دهنش را باز می کند و هر چه فحش است بارم می کند!ولی به قول آقا شبح هر چه از دوست رسد نيکوست اشکالی ندارد!حالا خدا رحم کرده زیپ شلوارش را نمی کشد پايين!!!و الا من شرمنده آقا شبح می شدم!!!!)


امیرحسین بهبهانی نیا 20:39 @ Thu, 29 Mar 07

رفیق قدیمی سلام و عیدت شاد و روزگارت خوش و به روزم : دریای خزر گردم خواهی تو اگر جوووون ام... و به انتظارت...


مداد سفید 17:09 @ Thu, 29 Mar 07

هييههههههههه
خاک به گورم
این چه آپ دیتیه بابا؟
شبح به اين بی تربيتی نوبره والله!


مانی خان 8:30 @ Thu, 29 Mar 07

شبح جان شما ها چقدر بدبین هستید در مورد اوضاع گفتم شماها چون تعدادتان زیاد است

هر چقدر هم که رفت و آمد زیاد باشد باز آنکه زیر خوابیده(آخوندها)میدانند که مال ما با مال همسایه یکی است

شمائی که سرتان به آن گاو گنده مشغول است و از سوراخ کلید و از راه دور می بینید بد بین هستید

بابا این مار مولک ها را دستکم نگیرید تا فشار زیاد بشه وا میدهند موش میشوند

بجای حرفهای بی سرآنجام سعید و آرزو و شبنم و شلیله و ملیله تاریخ بخوانید تاریخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1308
تعداد نظرات: 25691
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: february 19, 2008 11:35 pm


از کجا آمده‌اند؟