|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوشنبه، 28 اسفندماه 1385 | March 19, 2007
● عاشقانهی سفارشی
هانریت عزیز در کامنتدونی متن قبلی پیام گذاشته بود که:« یک عاشقانهی شخصی شاد ِ ناب می خواهم . لطفا لطفا لطفا ...» و من با این دل دربهدر چگونه میتوانستم خواستهی این دوست نادیده و دیده را برآورده کنم... عاشقانهی شخصی؟! کدام شخص؟ کدام عشق؟ شخص ویرانه شده در این خرابآباد عشق، کدام بغض فروخوردهاش را شاد بگرید؟ این دل مارگزیده از هر عشق سیاه و سفیدی گریزان است. شاد پیشکشاش که عاشقانهی غمناک نیز دیگر در انبان ندارد... نه اشکی نه لبحندی، بغضی مبهوت در گدار گور... با شادترین عاشقانههای ناب
توهين کننده به امام معصوم عليه السلام بی شک حرام زاده است . شک داره بره از مادرش بپرسه
سلام.
در و دیوار اینجا دیگر کمتر شباهتی دارد با آن جا که روزی برایم مامن امید بود ، هی شبح ..چه بر سرت آمده ...
دوست پیامگزار ۳۴!
شبح جان عزيزترينت اين کامنتهای ناجور را پاک کن!!
شبح عزیز من هر روز میام دید و بازدید ببینم به تبریک عید من جواب دادی یا نه ولی انگار سرت حسابی گرم مهمونهاست و این تازه وارد رو نمیبنی:-) شبح
کنجکاو عزيز!
سعید جان!(۱۳)
خرس مهربان عزیز!(۱۱) نسرین نازنین!(۱۲)
نانا جان!(۸)
شبنم نازنین!(۶)
سعيد اينقذه برا مداد سفيد عشوه نيا و کرم نریز. فایده نداره بهت نخ نمی ده داداش !!!!
سعید ممتیک ۳۱ راستی هر دم از این باغ بری میرسد که!! همینکه لو دادی برای تخریب شخصیت ادمهای حقیقی وبلاگ جعلی درست میکنی نشون میده چه فوبیای بیمارگونه ای داری. ترس خیلی بد است به جان نه چندان شریفت. این شخصیتهای مجازی احمقانه رو که ساخته ای مثل شبنم!!! و این وبلاگهات رو بردار ببر توی توالت بریز و سیفون را بکش مردک چند شخصیتی شیزوفرنی!
بهارت مبارک. شادمان و شادان باشی
يک عدد شکنجه گر ساواک بود به نام حسينی و اين مادرج مريض ساديست هر روز ميامده و از پشت ميله ها به همه بچه ها خيره نگاه نگاه کرده و سر تکان ميداده خوب اين حسينی در شلوغی ها بيست و دوی بهمن حتی جنازه اش به بيمارستان نرسيد و بين مردم ايران به شکل مساوی تکه تکه شد اون که ساواک بود عزيزم که الانه ميشه گفت برادر همه مون بودند بدبختهای جانی !!!!!!
اینم هدیه نوروزی سعید ممتیک از همکارش کورش علیانی. اعتراف جالبی است. بخوانید ((بعدها که بزرگ شدم، یک دورهی طولانی، کفتار رام میکردم. استاد اخلاقم گفته بود برای تادیب نفسم لازم است. راست میگفت. همآن به درد ادب کردن نفس میخورد. کفتار با معیارهای اخلاقی من موجود پستی است. یقینا خوک پیشش موجودی سخت اخلاقی است. نفسش بوی گند میدهد. دندانهایش نه برای خوردن و دریدن که برای خرد کردن استخوان اند. آن وقت با این تواناییش فقط دنبال استخوان مرده میگردد. ذاتا پست است. هیچ وقت ازش در امان نخواهی بود. هر چه بیشتر محبتش کنی احتمال این که پنجه به رویت بکشد بیشتر میشود. سالها در بیابانها کفتار رام کردهام. میدانم چه میگویم. آخر کار هر کفتار و رامکنندهای یکی از این دو تا است؛ یا تو کفتارت را سقط میکنی یا او تو را میدرد. من را که انگار ندریدهاند. جنازههای سقطشدهشان را هم رفیقهاشان خوردند. نه خانی آمد و نه خانی رفت. نه افتخاری، نه آرامشی، نه شوقی، نه انسی. فقط نفسم ادب شد )) بدبخت انسانهای ازاده ای که صدایشان به هیچ کجای این عالم نرسید و زیر دست و بال این توابساز حرامی افتادند و اینهم به شکل کفتاری که باید رامش کرد و خردش کرد نگاهشان میکرده!!! تف به سر تا پای هر چه اخوند و بچه اخوند و دیگر ایادی رژیم جنایتکار اسلام ناب محمدی!!! تف به قبر امام راحل سیزدهم و بقیه دوازده تایش!!
مثل ماهی زنده ، مثل سبزه زیبا ،مثل سمنو شیرین ، مثل سنبل خوشبو ، مثل سیب خوشرنگ و مثل سکه با ارزش باشید . سال نو ایرانی و نوروز مبارک باد
نوروزانه هم پيش کش (انگار که همين امروز است). "... نخستين هديه نوروزی در دوران اسلامی به نزد علی ابن ابیطالب [مج] گسیل شد. حضرت شیرينی ها را خوردند و ظروف گران بهای آن را به جای خراج کشاورزان به حساب آوردند.* [ از آن زمان جمله "آش با جاش" نزد ايرانيان زبان زد شد/کنجکاو] در دوران اموی، ايرانیان در آن روزگار تيره ای که بربريت و بهيميت حکم فرمايی می کرد .... به هنگام فرا رسيدن جشن های نوروز و مهرگان، سده، بهمن گان و تيرگان و گاهنبارها [جشن های شش گانه سال که هر بار پنج روز به درازا می کشيد]، مراسم خود را برگزار می کردند و از سر عقيدت و خلوص [ بیم از کشتار و ... کنجکاو] هدايای مهرگانی و نوروزی به دربار خلفا می فرستادند. اما خلفا را فقط گرفتن هدايا را خوش می آمد و چون از رسم ايرانيان آگاهی يافتند، آن چنان در گرفتن هدايا طمع ورزيدندکه به هنگام جشن ها مردم را از هستی ساقط می شدند. [ امروزهِ روز، نخست اوين می روند و سپس هم مانند فرهنگيان و کارگران در آن جا جشن می گيرند و در پايان از هستی ساقط می شوند ] جرجی زيدانی نوشته در زمان معاويه بر مردم هايايی به ايام نوروز معين می کردند به ارزش ده ميليون درهم... [ تا پروانه جشن را از زور گويان بگيرند]... نخستين کسی که در اسلام هدايای نوروزی و وصول آن را معمول رايج ساخت حجاج بن یوسف ثقفی بود و ... کسی که آن را ملغا ساخت عمر ابن عبدالعزيز به شمار می رود." *- المحاسن و الاضداد، ب 238
هنگامی که خودشناسی لنگ می زند، باشنده گی/هستی آدم در جهان از خود بیگانه نیاز به دست آويز دارد. این دست آويز چه بسا خورد و کوچک هم باشد، اما انسان را از راهِ سخت و پيچيده و "خطر انديشيدن" رها می کند. باری!
سال نو را به شبح نازنین و شبحی های عزیزتبریک می گویم. با امید به فرارسیدن بهار آزادی ! ترانه
دهه . . . ذغال و نفت نمیخواد که آشخور جان! واسه گرم شدن همان اجاق اینجا ( http://qbpd.blogspot.com/2007/03/blog-post_17.html ) را بخوان بعلاوه کامنتهایش تا دمت بشه داغ :-) هیچی نمیگم هی افه مفه سوپر مینیمال میای واسه ما بیسواتان بی ادب پس بذار یه حالی هم به کاو کنج تو بدیم داداش! مثکه صدات از جای دوغ میاد بیرون چون زر نوشتی این زنها یا لابد معلمان و کارگران و . . . وقتی به رژیم اخانید میرسند میفتن به پشت هم اندازی ولی نوبه شاه و بوش که میشه یهو رادیکالیزه ویراژ میدن! البتنش جناب فرهیخته شما اهتراس بجائی فرموسیدید؛ مادام که چارتا کابل چراغبرق به کف جفت پاهات ازشون متکا نساخته باشه تا مجبور شی چاردست و پا همچون اعقاب گذشته ات به توالت و حمام 10 دقیقه ای بری -- آنهم از یک سلول 24 متری اجتماعی در معیت چهل زندانی دیگر با تحمل صدتا فحش و ناسزا به خودت و هفت جد آبادت! شرم و حیا و انصاف هم خوب چیزیست جانم!
سردار دزدی يا سردار گريزی فرمانده کل قوا: اون سردار را صدا بزن بیاد اين منقل را چاق (؟) بکند.
ادرس سایت ها http://www.bu.edu/pardee/events/conferences/2003/nature-program.html http://athome.harvard.edu/dh/wilson.html
فرا رسیدن بهار را با با یه ویدیوی عالی سخنرانی ادوارد ویلسون در باره علم زیست شناسی و سیمپوزیومی در باره اینده طبیعت انسان به همه خواننده گان این سایت و دکتر شبح تبریک می گویم.
نوروزت مبارک عمو
واسه تبسم شبح جانمان و حال گرفتن از ناناجانمان و تدریس انسانشناسی تکاملی بدختران و پسران عذب آنهم در قالب فوت و فنهای داروینی بسبک متفطن و بدون رعایت پانکچوئیشنهای معلوم الحال مداد سفیدانه ! خوب اون درس ات بدرد عمه جانت میخوره ناناجان چون زیبائی و خوش تیپی تابع ریسورسفول/دسته پر بودن مرد است از منظر زنان و البته ازونطرفش تابع زاینده گی و باروری زن است از منظر مردان. این خیلی توتولوژیک یعنی آخوندی شد پس بذار بریم تو پورنوگرافیکش بطور دقیق منتهی با یک مقدمه ژیمناستیکی خاص سعید ممتیکی! نانا من و تو که با هم تعارف نداریم جانم پس با این رومانشیتبازیها هم قاعدتا میانه ای نمیتوانیم داشته باشیم پس بذار من بیام حتی حال توی رومانتیک نوستالژیک را جا بیارم! مثلا از منظر زنان در مورد مردان داریم: بسته به اینکه ساکن در جنگلی و باید تر و فرز از درختان بخاطر میوه و عسل و گرفتار نشدن به نیش زنبورهای بامبلی یا بخاطر فرار از دست بوفالوهای خطرناکشاخ کون قمبلی یا دیگر درنده گان نظیر شیر و خرس بالا بری و یا بیچاره میمونی آکروبات ولی خوشمزه ای را در لابلای شاخه ها غافلگیر نموده شکار بکنی تا بعدا از گوشتش بعنوان رشوه همخوابی با سکس مخالف ازش سود بری یا چه میدانم از آنطرف هی با دیگر مردان بخاطر رقابت بر سر تصاحب تعداد جفتهای هر چه بیشتر کشتی بگیری و مایه خجلت حریفانت با اصابت پشتشان بخاک در مقابل زوجات احتمالیت پز بدی و و و . . . ؛ پس بدینترتیب قاعدتا/فیزیکی میبایست مرکز ثقل بدنت برای حفظ تعادلش هر چه بیشترت پائینتر باشد و اینهمه یعنی کوتوله و چلغوز و گوژیک بودن یا اینکه نه کمی متکامل شدی و حالا سر از جنگل مولی به برون کرده ای و فعلا رزیدنس بیشه زار و دشتی و دائما باید ازین ییلاق به آن قشلاق و همینطور هی کوچ بکنی و بدنت به حفظ آب هر چه بیشتر بهینه باشد یا باید قادر باشی بسرعت به تعقیب شکارت بپردازی و چه و کذا ازیندست اقتضائات و قاعدتا میبایست پاهائی کشیده و شانه هائی ستبر و در نهایت قدی بلند و بلندتر داشته باشی . . . القصه . . . که این قد بلند و شانه ستبر و بدن متقارن اثر استتیک باقیمانده از همآندست انتخابهای سیستمیک جنسی و طبیعی مردان پا به سوانا/بیشه زار گذاشته از جانب زنان ( خوب دقت بکن: نچرال سکشووال سلکشن زنان مر مردان را. چون زنان ساکن بیشه زار با قد کوتوله ها نه لاس میزدن و نه حال و نه صد البته نمیخوابیدن! دروغ چرا آ. آ. آ. ! خوب چرا؟! واضحه که یک مرد فسقلی شکارچی ماهری نیست و نمیتواند سبدی از گوشت سرخ مملو از آهن یعنی همان عنصری که دائما زنها در اثر خونروشهای ششگانه خود از دستش میدهند برای آنها و بچه هایشان فراهم آورد! ) است که بطور آماری صحبت کنیم امروزه به ازای هر ده سانتیمتر بلندتر بودن قدشان در همان آمریکا و شاید اروپا حقوقشان 10 هزار دلار بیشتر از فرد کوتاهتر است. یعنی خیلی زودتر به مناصب مدیریتی و در نهایت مدیریت کلی پروموت میشوند. من همیشه گفته ام که زن و مرد در یک رقابت همتکاملی درست عین غزال و چیتا همدیگر را ساخته اند یا سرشته اند یا مونتاژ کرده اند. باز آماری فرمولیزه بکنم: ما مردان چنینیم چون زنان همان خواسته اند و شما زنان چنینید چون ما مردان همین خواسته ایم! خواست/اراده ! چشمم روشن! بذارید در همینجا یک فاتحه ای هم برای روح مغفور شوپنهاور یعنی شیخ جدید امیدمان میلانی بخوانیم و بیاد مهمترین مخلوق ذهنش یعنی " اراده " درودی به فلسفه اش بنثاریم! . . . داشتم چی چی میگفتم ؟! آهان؛ بنابراین تمام اپریتنیگ سیستم سکس-ابزارهای جنسی زن و مرد و بر آن اساس دیگر استتیک-نرم افزارهای مختلف بعدی بروی آن نیز دقیقا بهمینشیوه و تابع همیندست الگوریتمها در کارگاه کوزه گری تکامل داروینی از منظر و نگاه جنس مقابل جالب و جذاب و به اصطلاح سکسی گشته و دائما تحول یافته است. پس ناناجان؛ ====
شبح جان ضمنا اميدوارم از اين به بعد عاشقانه هايت سفارشی نباشند :)
سلام شبح عزيز سالی سرشار از شادی، تندرستی و کامیابی برای شما و همه دوستان عزیز و سالی سرشار از صلح آزادی دموکراسی ،حقوق بشر و رفاه و برکت برای مردم میهنم آرزو می کنم. // راستی شبح عزيز بالاخره من راز شاد بودن و شادی کردن را از شما ياد نگرفتم . حتی در يدترين شرايط شخصی و عاطفی که برای شما پيش می امد باز می گفين که بايد شاد بود و شادی کرد ولی باز ياد نگرفتم شايد پيرانه سر ياد بگيرم // سال نو را با شادی شروع کنين و با شادی به پايان برسانين
سلام شبح عزيز.. سال نو مبارك باشه براي همه..
نوروز را به دوستان عزیز شبح - نانا - آرزو - سهند - ترانه و بقیه انسانهای صادق تبریک میگم.
دخترا شدن اسمرالدا و پسرا هم شدن کازيمودو بابا اين خود تخريبی که ميگم در مردان ايرانی بسيار قوی است همين است ديگه بفرما اين از درس اول و اما نميدانم چرا از زيستن تقليد کرده ای راستی اين بد توده ای کدوم گوری رفته ؟؟؟؟ بگذريم آمين يا رب الويکتور والهوگوی الکبير .....نانا
سلام و نوروز پیروز
کازی مودوی عزیز!
ترانهی دريايی نازنين!(۳)
نام محفوظ عزیز و نازنین!
شبح نازنین! نازنین ترین پ.ن جا دارد از نویسنده کتاب نه زیستن ، نه مرگ - ایرج مصداقی هم تشکر کنم که با قلم شیوای خود ، در خلال خواندن کتاب خواننده را با خود همراه دارد.
سلام شبح جان...نميدانم ايام عيد کجايی...اما مدتها بود که ميخواستم جور کنم بيايم ببينمت هر بار اتفاقی می افتاد و نميشد...اوه...دلم برای اون روزهایی که هر روز میدیدمت يک ذره شده...به هر حال اگر فرصت داری و گرفتار نيستی يک زمانی هم به ما بده...قول ميدهم زياد وقتت را نگيرم...از روی آی پی ميتوانی بفهمی که چه کسی هستم...موفق باشی شبح نازنين :)
ببخشيد |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1308
تعداد نظرات: 25691 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: february 19, 2008 11:35 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||