چهارشنبه، 25 بهمنماه 1385 | February 14, 2007

روز والنتاین

valentinday.jpg
رویترز- 6124 زوج در فیلی پین به استقبال روز والنتاین می روند
1385-11-25(شهرزادنیوز)

چنان قحط سالی شد اندر دمشق
که یاران فراموش کردند عشق!

امروز هم بهانه‌یی برای عاشقی... خوش‌‌به‌حال اونایی که کادو گرفتن و خوش‌تر‌به‌حال‌ اونایی که کادو دادن!

پی‌نوشت:
البته ناگفته نمونه که والنتاین برای ما تهران نشینان بی‌والن! فقط ترافیک سرسام‌اور بود و بس! ترافیک تهران دی‌شب وحشت‌ناک بود. هر چند ساعت‌ها توی ترافیک قفل شده گرفتار شدم اما باز توی دل‌ام خوش‌حال بودم که گروهی زیادی از مردم این روز را که نه مذهبی است و نه ایرانی جشن می‌گیرن! یعنی ماهیت موضوع که عشقه براشون مهمه! البته ناگفته‌تر نمونه که به هر حال هر چیزی به اینجا که می‌رسه یه چیز دیگه می‌شه!

February 14, 2007 06:13 PM

صفورا زاهدی 2:15 @ Tue, 20 Feb 07


لوگو نه به حجاب را در وبلاگ خود قرار دهید
کد لوگو را به همه بدهید / برداشتن حجاب، اقدام ما در هشت مارس

لوگو را در وبلاگ هشت مارس- نه به حجاب میتوانید ببینید و نیز کد آنرا( لوگو) در وبلاگ هشت مارس- نه به حجاب بردارید. در صورت درخواست کد برای ما ایمیل بزنید تا کد آنرا برایتان ارسال کنیم. بیایید همه جانبه نسبت به حجاب اعتراض کنیم و در هشت مارس حجابها را برداریم.


Saeed 14:38 @ Sun, 18 Feb 07

I'm even shorter than the Great Wall of China; Arezou-jan

By the way, both you and Shabah got to realize that the real issue here is not about Open Ears versus deaf ones; but sheer DISAGREEMENTS


آرزو 9:04 @ Sun, 18 Feb 07

۱.اصلا شبح جان همه مشکل ما از نبودن گوش شنواست!ياد شعر يکی از شعرای مشروطه می افتم که مشکلات را مطرح می کند و بعد در آخر هر کدام می گويد:گوش شنوا کو؟ اصل شعر در دسترسم نيست و الا برايت می نوشتم.
۲.سعيد جان دستت درد نکند!هر چه از دوست رسد نيکوست! فقط موضوع رنگش است من زياد از رنگ صورتی خوشم نمی آيد .يکی از اين رنگها باشد بهتر است قهوه ای >سرمه ای >نارنجی >آبی يا سرخابی هم بد نيست.راستی سعيد جان مگر قدت چند سانتيمتر است که ديواری از تو کوتاهتر پيدا نمی شود؟!


Saeed 20:35 @ Sat, 17 Feb 07

Ahan, dar Mowred-e Omid Milani! Arezou-jan; man shakhsan be bad ya khoub boudan-e mardom kari nadAram. Wali badihist ke be nesbate omoumi shodan-e har shakhsi mardom darbAreyeh wey sohbat mikonand. Sobh ta shab shahed-e khabar va gosip darbAreyeh siyAsatmadArAn ya digar mashAhir hastim! Chera?! Khob waseyeh inkeh be ghowl-e farnagi-hA taraf dar Public Domain waghe shodeh. Nazar-e to waseyeh khodeteh; nazar-e man waseyeh khodam va elakh

Be har hal; neweshtare man inja hast va Omid anra khandeh va khodash agar khast labod ghader be pasokh hast, ishan ke saghir nist ta nayeb ya vali bekhAhad

Man shakhsan be onwan-e yek douste Omid khalesaneh omidwAram ba hamAn falsafeyeh Arthur Schopenhauer be yek ensejam va gharAre fekri va rawAni beresad va digar dast azin Paradigm_shift baziyeh maskhareh yekbar va barAyeh hamisheh bardArad

Man dar tashbihash Omid-jan be Okhtapous daghighan manzouram an Perception-i ast ke az khodash nazde mardom dar weblagestan sakhteh, boud. Va ellA man hattA nemidAnam daghighan khodam ke va che hastam ta che resad be digarAn. Masalan man chera Shabah ra Okhtapous nemikhAnam?! Magar ba ou ekhtelafe fekri va arzeshi nadAram?! Va ya chera digarAn chenin bardAshti moshabeh azou/Shabah nadArand. Khob waseyeh inkeh ou ba Marx, masalan be yek wahdat va arameshi dast yafteh va hey bana be sharAyet rang-o khat awaz nemikonad. Hamin naghsh ra K. Popper va CH. Darwin dar zendehgiyeh man dashteh va darand. In 2 nafar marA az khab-e JAZMI bidar kardand

Bari, irad-e to Arezou-jan; albatteh be an afrAdi wared ast ke Omid ra Razl ya Bad-zAt ya Past va che va kazA azindast alghAb-e ZESHT mikhAnand; serfan bedinkhater ke ba Omid takhAlof-e Fekri/Nazari/Falsafi/Arzeshi/... dArand. Va albatteh manham; chenan ke dar hamin blag shahedi, khedmateshAn residam


Saeed 19:13 @ Sat, 17 Feb 07

Shabah-jan; i think it's THE TIME for you to update your damn V. post


Anti S.-jan; be sar-e Omar va Abou-bakr va Osman ghasam to rast migi; chera ke Khasan-o Khosein niz har do khAharAn-e Yazidand


Arezou-khanom; agar darin blagestan-e tokhmi diwari az ma koutah-tar peyda kardi man khodam behet yek kado midam! Yek Gherghereh nakh-e sourati chetowreh


شبح 19:12 @ Sat, 17 Feb 07

آرزوی عزیز!(۲۳)
حرف‌های‌ات دل‌نشین بود و بر دل نشست. اما در مورد امید یا هر کس دیگر همیشه از دوستان خواهش کردم که در این نظرخواهی در مورد دیگران صحبت نکنند اما خب کو گوش شنوا!


آرزو 10:30 @ Sat, 17 Feb 07

۱.اتفاقا من هم با گفته ات موافقم شبح جان >چرا که هر چه می کشيم از دست همين ايست و ايسم و اعتقادات و افکار ناسيوناليستی يا ملی مذهبی می کشيم !
انسان به مثابه انسان انگار از ياد رفته است انسانی که فکر می کند نظاره می کند ديگران را بدون اينکه بداند چه اعتقادی دارند دوست می دارد .بعد از جنگهای صليبی حالا نوبت جنگهای اسلامی شده .سنی های افراطی فکر می کنند اگر مثلا چهار تا شيعه بکشند در های بهشت به رويشان باز می شود!(و جالب اين است که اين تفکر با گوشت و خونشان آميخته است!)خود من هم فکر می کنم اگر جهان وطنی بينديشيم بهتر است .
۲.سعيد جان مثل حرفهای خودت که گاهی فرا پست مدرن می شود ويک موقع به ميخ می زند و يک موقع به نعل(!)در نتيجه حرفهای من به حرفهای خودت در!بين شعر سعدی و گفته هايت ارتباطی بود همچون رشته های نخ که اگر بگردی و درست ببينی پيدا می کنی ....
۳.شبنم عزيزم خيلی ناراحت شدم از اينکه تو را ناراحت يافتم و نمی دانستم و خوب شد در وبلاگ شبح اينها را خواندم در وبلاگ خودت که همه اش اطلا عات علمی است و اصلا درد دل نمی کنی !شبنم جان همه ما مثل هم هستيم من هم نه کادو دادم نه گرفتم ولی بايد بدانی عزيزم صرف نظر از وجود عاشق يا معشوق خود عشق هست و اين خود عشقست که اهميت دارد ...ياد دوستم آسوده می افتم که تا ۵۰ سالگی ازدواج نکرده بود ولی آنقدر شاد و زنده دل بود!خودش برای خودش کادو می گرفت!من از وجود انرژی و شادابی او حيران می ماندم !!مگر می شود يک نفر هيچ کس را نداشته باشد و اينقدر زنده دل و شاداب باشد؟ولی او بود و من هنوز نتوانسته ام به او برسم ....
شبنم عزيزم جهان با آدمهای در آن فرق می کند جهان آن نيست که آدمها هستند ...حتی آدما هم آن نيستند که ما می پنداريم آدمها خوب يا بد نيستند بلکه آدمها فقط هستند! آدمها کارهايی می کنند اما هر گز کار آدمها را به خودشان نچسبان!
گاندی می گويد از گناه متنفر باش نه از گناهکار .....ببين شبنم جانم فقط بايد بود و نگاه کرد و بدون هيچ قضاوت و پيش زمينه ای و پيش داوری با انسانها برخورد کرد ...در همین وبلاگستان چقدر ميبينم از اميد ميلانی بد می گويند و چرت و پرت می گويند
در صورتی که هيچ شناختی از او ندارند . با توجه به ذهن کوته بين خودشان به قضاوت می پردازند (کافر همه را به کيش خود پندارد!)(حا لا سعيد می آيد و می گويد گوز چه ربطی به شقيقه داشت؟در صورتی که دانشمندان ثابت کرده اند اين دو تا خيلی هم به هم ربط دارند!)
شبنم جان زياد حرف زدم می آيم و در وبلاگ خودت هم با تو حرف می زنم...


anti saeed 7:35 @ Sat, 17 Feb 07

امر موسی


yak xabar 23:53 @ Fri, 16 Feb 07

گلاب ولی زاده و نوزاد ١٠ روزه اش را سوزاندند ( نسرين از پاوه )
*دو دوختر نوجوان از روستاهای پاوه خود را آتش زدند. يکی از آنها کلاس سوم دبيرستان و ديگری دوم دبيرستان..

خبری از پاوه

حدود يک ماه پيش گلاب ولی زاده را از روستای چلانه (در 18 کيلومتری جنوب غربی پاوه واقع در استان کرمانشاه) به بيمارستان پاوه آوردند تا زايمان کند. حالت عجيب همراهانش حکايت از وضعيت غير عادی می کرد. هيچکدام از ديدن نورسيده شادی نکردند. کسی به مادر مبارک باد نگفت!


گلاب 34 ساله بود و ازدواج نکرده بود, اما او نام پدر فرزندنش را به مقامات بيمارستان اعلام کرد. زائو را از بيمارستان به دادگاه فرستادند. قاضی در ازای ضمانت او را آزاد کرد. مقامات سازمان بهداشت منطقه به خاطر حفظ جان گلاب, مخالف اين حکم بودند.
معمولا در اين موارد زن را به سازمان بهزيستی نحويل می دهند و در همان مکان او را به عقد مردی که از وی حامله شده, درمی آورند. اما قاضی با آزاد کردن گلاب, در واقع او را به دست مردمی سپرد که دراين گونه موارد هر گونه عواطف انسانی را به فراموشی می سپارند و فرد خاطی از قوانين عشايری را به حداکثر مجازات می رسانند.
ده روز پس از زايمان در حالی که گلاب نگون بخت, کودکش را در بغل گرفته بود, به ناگاه نفت بر رويش ريختند و در دم آتش زده شد! دقايقی بعد مادر و فرزند در ميان شعله های آتش جان سپردند. کسی مسووليت اين جنايت را برعهده نگرفته؛ کسی نيز در پی يافتن جانی نيست؛ قضييه ناموسی است! طبق قوانين عشايری, خانواده گلاب با اين عمل وحشيانه حيثيت برباد رفته را دوباره خريداری کردند. بی شک هر کس از خود خواهد پرسيد که اين شرف و حيثيت چيست که چنين خشن و غيرانسانی بايد خريداری شود؛ شرف و حيثيتی که حتی به جان کودک ده روزه نيز رحم نمی کند!
خبرهايی از اين دست بيشتر شبيه اخبار قرن ها پيش است. انگار حکايتی ناخوش آيند از گذشته های دور به گوش می رسد. اما اين حکايت تلخ, واقعه يک ماه پيش است و متاسفانه مورد نادری نيز نيست. در همين ماه گذشته, دو دوختر نوجوان از روستاهای پاوه خود را آتش زدند. يکی از آنها کلاس سوم دبيرستان و ديگری دوم دبيرستان بود. پدران هر دوی آنها می خواستند دختران نوجوان شان را وادار به ازدواج کنند.
آتش زدن و خودسوزی زنان در اين منطقه به امری روتين تبديل شده است. زنان می سوزند و آب از آب هم تکان نمی خورد...

نسرين از پاوه


شبنم 23:27 @ Fri, 16 Feb 07

عجب! فکر کنم اگه چشمهام از اول باز باشند هم سرم عقب عقبکی به دیوار نمی خوره و هم می تونم عمل تماشا کردن رو به راحتی انجام بدم!! ؛-)
شرمنده، پیچ منطقم شل شده بود...


شبنم 23:20 @ Fri, 16 Feb 07

شبح نازنین،
خوش بین بودن بهتر است، گر چه بدبین بودن عاقلانه تر است. من ماهی یک بار مثل یک شیر ماده زخمی نسبت به عالم و آدم و زمین و زمان بدبین می شوم و حتی به عزیزترین کسانم نیز شاید رحم نکنم و بدرمشان! گاهی آرزو می کنم ای کاش حیوانی درنده بودم و نئوکورتکس/بخش فوقانی مغزم اینقدر رشد نکرده بود. زیرا در آن صورت در چنین شرایطی که جسم بیچاره ام شاهد فوران دیوانه وار کورتیزول*(هورمون استرس) می باشد، مثل یک حیوان وحشی/اهلی یا فرار می کردم و یا مبارزه... اما امان از دست بازتاب ها و تعاطی غیر قابل کنترل میم های این نئو-الم الکله.... که شبنم بی گناه را در گردبادی از افکار مشوش و کافکایی می چرخاند، می پیچاند و در نهایت می چزاند و آن گاه در فرهنگ لغت من عشق یعنی پوچ و لیوان یعنی نیمه خالی...این هم تاثیر جسم بر ذهن.
امروز داشتم رایانه ام را خاکروبی می کردم که از قضا چشمم به یکی از نوشته های چند سال پیش سعید افتاد، آن وقت که هنوز در سایت فعال بود. مقاله به انگلیسی است، معنا و زندگی، ترجمه فارسی آن هم بود، اما بخش مهمی از مطلب را تارا از قلم انداخته بود، که در عوض من ترجمه کردم و از آنجا که به نظرم بی ربط با موضوع -خوش بینی- نبود اینجا قرار می دهم. البته این بار تاثیر ذهن بر جسم:
(...جسم انسان بطور خودآگاه یا ناخودآگاه تحت تاثیر عملکرد افکار، عقاید و باورهای او (میم هایش) قرار می گیرد. تجربه نشان می دهد که نفوذ افکار منفی در شیوه تفکر فرد در نهایت به افسردگی، بیماری، شکست، خودپسندی و خشونت می انجامد و در بدترین شرایط باعث می شود فرد دست به خودکشی بزند.
بعنوان نمونه می توان به اثر پلاسیبوی/palcebo effect داروها اشاره نمود. در شرایطی که فرد بطور مداوم افکار مثبت و سازنده را به ذهن خود دیکته کند؛ بتدریج به بهبود قطعی خویش یقین پیدا کرده و با عزمی جزم و سرشار از امید پروسه بیماری را برای یافتن تنی سالم و پرانرژی با موفقیت پشت سر می گذارد.
جسم تندرست و یا بیمار محصول شیوه منفی، مثبت یا واقع گرایانه اندیشیدن فرد می باشد. یک ذهن هوشیار، خوش بین، مهربان، با مسوولیت و زیبا که زاینده افکار مثبت، روشن، پر معنا، متعالی و الهام بخش از خود می باشدعشق و شادی می آفریند، که توسط اثر متقابل آن به جسم فرد استحکام بخشیده و به آن فرمی متوازن، مشعوف، گیرا، پرانرژی و سکسی داده و از آن «آهن ربایی» جذاب می آفریند! و در مقابل محصول یک ذهن بدبیین، مشوش و آلوده، زندگی ای بی بند و بار و ناخوشآیند و جسمی بیمار و ضعیف و روانی افسرده و سرگردان خواهد بود... )
به خاطر همین هم حق با توست. شاید بهتره که خوش بین باشیم و از هر فرصتی برای تزریق شادی در شریان های زنده گی استفاده کنیم. الام زندگی هم روند طبیعی خودشون رو دارند، نباید در موردشان مبالغه کرد.
گویا بخش فوقانی ذهن ما با سرعت بیش از حدی رشد کرده و ما هنوز نحوه استفاده بهینه و تطبیق شرایط زندگی خود با آن را کاملا نیاموخته ایم. مخصوصا نزد کسانی که بطور ژنتیکی و محیطی از لحاظ احساسی آسیب پذیرند این فرصت داده نمی شه که فرد بعنوان نمونه در شرایط استرس و اضطراب بتونه عکس العملی منطقی که ضامن سلامتی روح و جسمشه هست از خود نشون بده. بعید نیست که دچار اضطراب مزمن، نگرانی های شدید و بیجا و یا افسردگی می شیم. حالا که تا اینجا منت رو سرم گذاشتی و طاقت خوندن کامنت ام رو داشتی در آخر یک تجربه جدید شبنمی را هم می گم و می رم دنبال کارم:
امروز یاد گرفتم که وقتی قاطی می کنم، یک لحظه چشم هام رو ببندم، چند قدم عقب تر برم و از فاصله ی چند متری خودم رو دقیقا تماشا و بعد آنالیز کنم، مثل یک کارآگاه دتکتیو که به تک تک جزییات و روابط موجود بین آنها دقت می کنه. برای شناختن انسانها و خود باید پرسپکتیو داشت، باید فاصله گرفت و تحلیل کرد و از قضاوت پیش از موعد حذر کرد.
الفاتحه ؛-)


Saeed 18:55 @ Fri, 16 Feb 07

آرزوجان راستش من با پست مدرن نویسی و طعنه زنی و ابهام و ایهام ازجاش انس و الفتی ندارم. حرفتو درباره بمب اتم و خوشی زیر دل و اینجا و ژاپن و نوع سوسک ناز نازی و چه و کذا از جاش نفهمیدم.
در مورد سعدی البته که یک مفسر حالائی آن مرحوم در مقابل این ایراد که لابد آدمیان نامردم آزار (از باب نفی شیء اثبات ماعدا نمیکند و عکس نقیض آن) بهتر از دگر حیوانات هستند؛ دست به انکار و حاشا میزند ولی درینصورت آن شعر، معر است دیگر! ضمن آنکه گفتم نظریه تکامل انسان را از مرکز حیات و طبیعت و بطور کلی جهان برمیدارد. و از همه بدتر اینکه آخه آن مطالب من اصلا چه ربطی به آن شعر سعدی داشت، دخترجان...؟! رعایت دقت بد چیزی نیست، ضمن مطالعه بیشتر و عمیقتر!


Saeed 18:51 @ Fri, 16 Feb 07

. . . بله شبح جان، خیلی خیلی جالبه :-) در ضمن، این "بیخیالی" که گفتم؛ اصلا منظورم ایرادگیری به یک حالت منفی نبود، هان! فقط برایم جای تعجب بود رفتارت که خوب خودت با اشاره به وضع عمومی "مردم" تا حدی از شدت حیرتم کاستی.

ولی هم ایران و هم آمریکا دو کشور بسیار خطرناک و نسبتا قوی و شدیدا عصبانی هستند. یک نگاه به رهبرانشان و میزان عقل و شعورشان بینداز! نگاهی دیگر به بشگه باروت در منطقه بکن با آن خطوط شکاف عمیق و دیرینه تاریخی! من شرطی بستم که آمریکا به ایران حمله نمیکند ولی شرط دیگرم اینه که در صورت بروز جنگ نه تنها نظام جمهوری اسلامی سقوط نمیکند بلکه شاهد جنگی مزمن و مسری و تماما منطقه ای خواهیم شد که هیچ برنده و بازنده ای ندارد. ایران لانه زنبور جهادیها از جنوب شرق اسیا گرفته تا کل منطقه خاورمیانه و آفریقا خواهد شد. بسیاری از چریکهای آمریکای لاتین و دیگر مناطق آنهم با بهره وری از تجاربشان در مبارزه دیرینه با آمریکا و گماشتگان سیا در کنار پاسداران جمهوری اسلامی و جهادیهای عرب از القاعده تروریست گرفته تا اخوان المسلمین و حزب الله و احزاب میلیشیائی الجزایر و چه و کذا علیه آمریکا و دوستانش خواهند جنگید. همین ملت ولنتاینی ظاهرا بیخیال ایران یکپارچه پشت رهبران کله پوک فعلیشان خواهند ایستاد و همانند ژاپنیها تا تهش خواهند رفت. دولت فعلی پاکستان توسط احزاب و لیدرهای مسلمانش درو خواهد شد و آنها به بمب اتم دست خواهند یافت و آمریکا و اسرائیل را بدان تهدید خواهند کرد. دولت ترکیه بهم خواهد پاشید. عربستان دیگر آرام و قرارش را هرگز تحت صعودیها تجربه نخواهد کرد. تمامی تاسیسات حیاتی و تجاری و نفتی کشورهای ثروتمند حاشیه خلیج براثر حملات ایران ویران و نابود میشود. خلیج فارس از غلظت نفت سیاه و بدبو میشود و محیط زیستش بکلی نابود میگردد! هم اکنون وزیر دفاع شدیدا رادیکال پوتین که قرار است جای وی را در کرملین بگیرد به آمریکا رسما اخطار نظامی شدید داده است. و هیچ بعید نیست که حزب کمونیست در روسیه اکثریت بدست آورد و رسما کار به ترسیم خطوط قرمز و تهدیدات و حتی کاربرد سلاحهای اتمی بکشد و خلاصه دوباره شاهد "جنگ سرد" نسخه دوم باشیم. پوتین در کنفرانس جهانی امنیتی مونیخ بدترین حملاتش را به کاخ سفید کرد که تا بحال ازین بابا مشاهده نشده. او بسیار عصبانی است و بهیچوجه تحمل حمله آمریکا به ایران را ندارد! درین پروسه شدیدا کثیف و سرتاپاآشفته که معلوم نیست کی بسمت کی تیر می اندازد و برای چه؛ اما شاهد میلیونها کشته خواهیم بود!

حرف بسیار است ولی در نهایت شبح جان، بقول امر موسی (وزیر امور خارجه مصر) حمله آمریکا به عراق دروازه جهنم را برویمان گشود؛ اما در صورت حمله به ایران وارد جهنم خواهیم شد. . . !


صفورا زاهدی 14:36 @ Fri, 16 Feb 07

با سلام وخسته نباشید. از همه دوستانی که وبلاگ 8مارس- نه به حجاب ، را لینک کرده اند. در صورت تمایل لطفا به ما اطلاع دهند تا لینک آنها را در وبلاگ قرار دهیم.با تشکر


شبح 2:51 @ Fri, 16 Feb 07

شبنم عزيز!(۱۴)
نمی‌دونم شايد من خيلی خوش‌بينم اما من هميشه از آدم‌ها خوبی ديدم. يه بار توی يه کشور کاملا غريبه کيف پولم که تمام دارائيم توش بود رو روی يه نيمکت توی يه جای خيلی شلوغ جا گذاشتم بعد ديدم يه نفر که فکر می‌کنم چينی بود داره پشت سرم می‌دوئه اومد جلو به زبانی که نمی‌شناختم چيزی گفت و کيف‌ام را داد. می‌دانی نتونستيم يه کلمه با هم حرف بزنيم اما يه جوری به هم نگاه کرديم که آدميم ديگه آدم بودن يعنی همين.
مارکس هم يه جمله زيبا داره تو دفتر عقايد دخترش در مقابل اين سوآل که اين کدام گناه بزرگ که تو می‌بخشی نوشته بود:
اعتماد بيش از حد به مردم!
فکر می‌کنم من هر روز دارم مرتکب اين گناه نابخشودنی می‌شم.


شبنم 2:15 @ Fri, 16 Feb 07

نمی دونم چرا خودم رو جدای از اون مردم خوش می بینم. شایدم هم به این که می تونند با هم باشند حسودیم می شه... واقعا آدم ها با هم بودن رو دوست دارند؟ همه شون؟ مطمئنی؟ پس چرا آدم ها می گذارند و می رند... پس چرا وقتی تو چشم آدمها نگاه می کنم روشون رو برمی گردونند؟ چرا مهر سکوت به لبخندم می زنند... چرا درد آدمهای دیگر رو می بینند، اما بی تفاوت از کنارش رد می شند؟ چرا .... :-(


شبح 1:25 @ Fri, 16 Feb 07

شبنم گل(۱۲)
آدم‌ها چون با هم بودن را دوست دارن برای خودشون بهانه جور می‌کنن تا با هم باشن
والنتاين هم يکی از اين بهانه‌ها ست...
پس زياد مته به خشخاش نذاريم و بذاريم مردم خوش باشن.


شبنم 21:59 @ Thu, 15 Feb 07

شبح جان،
ای بابا ...کدوم عشق؟ اونهایی که معشوق یا معشوقه ی تازه از تنور درآمده ای دارند، به یه بهونه ای عشقشون رو به هم ابراز می کنن، اونهایی هم که مثل من کسی رو ندارند، یا در دنیای خیالاتشون زندگی می کنن، خیر سرشون، این یوم مبارک! رو به +دیگران+ تبریک می گن!! آخه این دیگه چه صیغه ایه؟ روز دوستی دیگه چه معنی داره؟ مگه آدم عاشق دوستش هم می شه؟ بیچاره این کلمه چقدر لوث شده... و حالا بهونه ای برای پر کردن جیب مارکت ها، (پردرآمدترین روز بعد از کریستمس)... خوب عشق مگه یک روزه است فقط؟ چرا نباید عشق ورزیدن و کادو دادن یکی از عادتهای روزانه ما بشه؟ این هم شد قضیه -روز زن- ، چرا نباید دفاع از آزادی انسانها و پشتیبانی جنبش زنان جزیی از برنامه دولتها باشه و نه فقط یک روز؟ مثل اینکه ما آدم ها از دل خوشی های واهی خیلی دل خوشی داریم!
Hugs
شرمنده، خودکارم جوهر پس داد، کامنت های دیگه خراب شد! می شه لطفا پاکش کنی؟


شبح 20:35 @ Thu, 15 Feb 07

آرزوی نازنين!(۶)
بهتر نيست با همه‌ی مردم دنيا باشيم و از تک‌روی ؛ما هم خودمان داريم؛ پرهيز کنيم!
ضمنا راديو در ايران هم خيلی روی اين ۲۹ بهمن تبليغ می‌کنه که يه روزه ديگه‌يی غير از والنتاين جشن گرفته باشه البته قصدشون تضعیف والنتاین نه تقویت ۲۹ بهمن اما مردم گوش‌شون به من و شما نيست خودشون کار خودشونو می‌کنه.
بذار از عشق حرف زده بشه ما هم در کنار ساير مردم جهان. عشق که ديگه حد و مرز و شکل و قيافه سرش نمی‌شه!


شبح 20:14 @ Thu, 15 Feb 07

سعيد جان!(۷)
اين‌جا وقتی آدم در دل اين مردم است بی‌خيال می‌شود. تصورش را بکن بسياری از مردم دنيا ممکن است الان نگران حمله‌ی آمريکا به ايران باشند. فکر می‌کنم مردم آمريکا هم الان نگران اين موضوع باشند. بعد شب روز والنتاين ترافيک تهران را قفل می‌کند و گل‌فروشی‌ها و خرس و شکلات فروشی‌ها جای سوزن انداختن نيست!
جالبه نه؟


آرزو 20:00 @ Thu, 15 Feb 07

سعيد جان اين لابستر ها ديگه چه نوع جونورهايی هستند؟
تازه انها هم اگر هم را می خورند لابد برای رفع گرسنگی است .اينجا طرف خوشی می زند زير دلش می رود روی سر مردم بمب اتمی می اندازد!در بمباران هيروشيما و ناکازاکی فقط نوعی از سوسک زنده مانده بود!بنازم به سوسک!
۲.با حرف سعدی چرا موافق نيستی؟
سوما به شبح جان ايراد نگير که اتفاقا حالا موقع اين حرفاست !


شبح 19:27 @ Thu, 15 Feb 07

جناب سهند!(۴)
نوشته‌ی هر کس بيان کننده‌ی شخصيت او ست. نوشته‌ی شما را پاک نمی‌کنم تا سرپوش برشخصيت شما نگذارم.


Saeed 18:32 @ Thu, 15 Feb 07

Shabah-jan; moshAhedat dar babe analiz jaleb boud; vali nokteyeh badihi ast; jAnam! Chalesh daghighan haminjAst: Do the god damn Analysis BUT never ever walk away from the utter beauty and the amazing complexity of things in hand, unappreciated. Anyway; it takes a very long article to explain it

Shabah-jan; jeddan khosham miyad az bi-khiyalit! Wali, bezar in bohran-e Amrika/Iran hamAnanade mowrede moshabeh yani Koreyeh Shomali khatme be kheir besheh, va hamchenAn sar/zendeh beman ta Anwaght ham be LOVE beresim ham be Socialism va ham be Marx va ham be Kheiyr va ham be Sharr va albatteh Khoda va Sheytan-e Rajim


آرزو 13:38 @ Thu, 15 Feb 07

۲۹ بهمن روز امشاسپندان نه والنتاین ۱۴ فوریه

بیائید در حرکتی وبلاگ گونه و پارسی گونه، دیگر، روز ولنتاین را تبریک نگوئیم و روز امشاسپندان که ۲۹ بهمن و روز عشاق است را تبریک بگوئیم هرکسی که این متن را خواند آنرا کپی کرده و بعنوان کامنت برای هر چند تا وبلاگی که میتواند بگذارد و روز ۲۹ بهمن را با کپی تمام این پست آپ کند. چرا باید روزی بنام روز امشاسپندان را فدای روزی کنیم که روزی در یک جای دیگر دنیا فردی که ایرانی نبوده در زندان نامه ای به کسی نوشته؟


لازم به ذکر است این نوشته را لاله اشک خوانسار در وبلاگ من گذاشتند و من هم حرکتی وبلاگ گونه کردم!
http://lalehashck.blogfa.com/



شهلا 11:09 @ Thu, 15 Feb 07

سپندارمذگان بر شما نیز فرخنده باد.


سهند 8:05 @ Thu, 15 Feb 07

ای شبح کسخول: خانم من خودش اسپانيايی است. دلقک چرا به چشم مردم خاک می پاشی. پوفيوز: من کی و کجا به مردم بخاطر دين و نژاد و رنگ پوست و جنسيت و مليت و غيره توهين کرده ام.؟ من نوشته بودم که يه مشت بوزينه که عکس انيشتن را نمی توانند از چالرز منسون تشخيص بدهند. ميمون: کجاش توهين به مليتی است.؟ اگراين عکس مال آلمانی ها بود و يا نيوزيلندی ها من باز هم عقيده ام را ابراز می کردم. اقای شبح: جدا از اينکه يکی دوبار ميمون و بوزينه و عنتر خطابت کردم از شما عذر خواهی می کنم. اگر اين عناوين را شايسته خود نديديد می توانيد پاکشان کنيد.


شبح 7:28 @ Thu, 15 Feb 07

هانریت عزیز!(۱)
عشق و سوسیالیزم را قبلا مارکس چسبونده به هم. قبلا نقل قول‌هایی آوردم ولی چشم بازم می‌آرم. یعنی می‌دونی سوسیالیزم همون عشقه!
خدا بگم چه‌کارت کنه دختر حالا ما یه حرفی زدیم الان سعید عزیز می‌آد در باره سوسیالیزم و عشق انقدر می‌نویسه که نه از عشق اثری بمونه نه از سوسیالیزم!


سهند 7:22 @ Thu, 15 Feb 07

زشت ترين عکسی که تا بحال تو عمرم ديده ام.
---------------
به دلیل توهین به گروهی از مردم که احتمالا منظوری نژادپرستانه در پی داشت بخش از این نظر حذف شد. شبح


هانریت 23:09 @ Wed, 14 Feb 07

دهه ی سوم زندگیت باشی و نه هنوز از کسی کادو و ماچ روز ولنتاین گرفته باشی و نه بلاکس .آبروریزیه! حالا خوبه باز امسال یه بی نوایی بود تبریکی بگه:)) ولی واقعا مرسی از تو که همیشه به یاد این عشاق بی نوایی..میگم یه مکتبی راه بنداز و یه جایی این عشق و سوسیالیزم و بچسبون به هم...کلی آدم دعات میکنن ها






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1311
تعداد نظرات: 25810
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: september 4, 2010 10:26 am


از کجا آمده‌اند؟