دوشنبه، 9 بهمنماه 1385 | January 29, 2007

مسافران دهلی در اوین

View image

صبح دیروز (روز یکشنبه 8 بهمن 1385) طلعت تقی نیا، منصوره شجاعی و فرناز سیفی، روزنامه نگار، فعال جنبش زنان و عضو مرکز فرهنگی زنان، در حالی که عازم دهلی بودند در فرودگاه بازداشت شدند. چند لینک مرتبط با خبر:
شیرین عبادی، وکیل بازداشت شدگان: هنوز نمی دانیم که آنان را به چه جرمی گرفته اند

سه تن از فعالان جنبش زنان دستگیر شدند

دستگیری به جرم شرکت در کارگاهی آموزشی در کشور غیرمتعهدی مانند هند دیگر از آن شاه‌کارهایی ست که فقط در این سرزمین گل‌وبلبلی هسته‌یی انتظار می‌رود.

به هر حال امیدوارم این دوستان هرچه زودتر آزاد شوند. تلاش برای آزادی این دوستان فقط تلاش برای آزادی آنان نیست تلاش برای به‌دست آوردن کم‌ترین حقوق انسانی است.

پی‌نوشت:
الان این خبر را در وب‌لاگ افسون عزیز دیدم.
خوشبختانه خبر می رسد که هر سه نفر آزاد شدند.

January 29, 2007 05:55 AM

Sahand 10:22 @ Sun, 4 Feb 07

اينهم برای شبح که انگار از دست بعضی ها دلخوره

ایران کشور عجیبیه.میپرسید چرا؟

به این دلیل که:
- ایران تنها کشوری است که در آن سیاستمداران کار اقتصادی می کنند، شرکتهای اقتصادی کار سیاسی می کنند و نیروهای نظامی کار تولیدی می کنند!؟!
- یکی از بزرگترین صادرکنندگان نفت و یکی از بزرگترین واردکنندگان بنزین هستیم.
- با اسرائیل دشمن هستیم ، اما نزدیکترین دوستمان رئیس جمهور ونزوئلا با چند میلیارد دلار قرار داد نظامی ، یکی از نزدیکترین دوستان اسرائیل به شمار می آید!؟
- برای مسلمانان لبنان خودمان را هلاک می کنیم ، پول می فرستیم و دعا می کنیم . اما هیچ خبری از مسلمانان چچن نمی گیریم.
- از هر 1000 مفسد اقتصادی یکی و از هر 1000 فعال سیاسی 999 نفر در زندان داریم!!
- توی همه جای دنیا آثار باستانی را از زیر آب در میارن ، توی ایران می برند زیر آب !؟
- در ایران دانشجوها توی کتابخانه آشنا می شن ، توی پارک درس می خونن، سر کلاس می خوابن!؟!
- اینجا همه خودشان را فوق العاده جدی می دانند اما همه همدیگر را مسخره می کنند
- در همه جای دنیا هر وقت سرو کله پلیس پیدا می شود ترافیک حل می شود ولی در ایران هر جا که پلیس هست ترافیک هم هست
- کشور عراق نزدیک 1000 میلیارد دلار بابت خسارتهای جنگ به ایران بدهکار است ولی کشور ایران یک میلیارد دلار به عراق کمک بلا عوض می کند!؟!
- همه جای دنیا در اداره ها کار می کنند در منازل استراحت و در خیابانها تفریح ولی در ایران مردم در ادارات استراحت, در منازل تفریح و در خیابانها کار


شبنم 4:55 @ Sun, 4 Feb 07

خيال همگی تون راحت باشه! خبری از جنگ نیست:
http://i12.tinypic.com/2r76008.jpg

؛-)


شبح 21:13 @ Sat, 3 Feb 07

سهند(۹)
با توهین کردن به من که چیزی عوض نمی‌شود. خداقل این نظرخواهی را که دارید. این که می‌شود نمک خوردن و نمک‌دان شکستن!


Saeed 16:47 @ Fri, 2 Feb 07

ما هرگونه تهدید نظامی ایران را محکوم می‌کنیم
جامعه‌شناسان بدون مرز: هر حمله یا بمباران ایران توسط نیروهای بیگانه منجر به تقویت نظامی‌گرایی، تعصبات دینی و بنیادگرایی در ایران و منطقه خواهد شد و بیش از پیش زمینه‌های رشد دمکراتیک و آموزه‌های حقوق بشری را در ایران از بین خواهد برد.
Thu / 01 02 2007 / 15:38

بیانیه
جامعه شناسان بدون مرز- ایران
جامعه شناسان بدون مرز- امریکا
جامعه شناسان بدون مرز- اسپانیا
جامعه شناسان بدون مرز- برزیل

ما هرگونه تهدید نظامی ایران را محکوم می‌کنیم

در پی مرگ بیش از صدها هزار عراقی غیرنظامی اعم از زن و مرد و کودکان (بیش از 650 هزارنفر) و بی‌ثباتی مستمر ناشی از تهاجم نظامی امریکا و متحدانش به عراق، اینک با تهدید نظامی دیگری به رهبری امریکا به ایران روبرو هستیم.
ما براین باوریم که مخالفت و ستیز با حکومت دینی در ایران به معنای این نیست که مردم ایران خواهان حضور نظامی امریکا و دیگر قدرتمندان غربی درایران هستند. ایرانیان هنوز خاطرات تلخ حمایت امریکا و متحدانش از صدام حسین علیه ایران را در طول هشت سال جنگ نابرابر فراموش نکرده اند. صدام حسین، محصول امپریالیزم بود و اینک بار دیگرعراق، قربانی رهبران جدید آن بنام "بوشیزم" می گردد.
اینک، حضور نظامی ناوگان جنگی امریکا در خلیج فارس تهدید بسیار بزرگی برای منطقه و کل جهان بشمار می رود. کشور ایران دارای جمعیتی معادل سه برابر جمعیت عراق است. هزینه های انسانی یک دخالت نظامی به ایران می تواند بسیار بزرگتر و فاجعه آمیزتر از آن چیزی باشد که امروز در عراق رخ می دهد. جنگ امروز جنگ امپریالیستی برای دسترسی به منابع انرژی در منطقه و بازارهای مصرفی جدید است و نه جنگی برای حقوق بشر و امنیت برای جهانیان.
هر حمله یا بمباران ایران توسط نیروهای بیگانه منجر به تقویت نظامی گرایی، تعصبات دینی و بنیادگرایی درایران و منطقه خواهد شد و بیش از پیش زمینه های رشد دمکراتیک و آموزه های حقوق بشری را در ایران از بین خواهد برد.
جامعه شناسان بدون مرز معتقدند جنگ با دموکراسی سازگار نیست! به زعم ماکس وبر جنگ یعنی بکار بردن ابزار خشونت و قدرت علیه جامعه مدنی. بنابراین عنوان" جنگ برای دموکراسی " یا به تعبیر نگری " جنگ برای صلح! "دارای مفهوم پارادوکسیکالی است. در دموکراسی صلح نهفته است. در واقع خشونت با سو ء استفاده از واژه دموکراسی، صلح و امنیت بدنبال مشروعیت زایی خود است. تاریخ دموکراسی نشان از آن دارد که فرآیندی بیرونی نیست، بلکه متکی بر متغیر ها و اصلاحات درون ارزشی و ساختاری دردرون جوامع و تغییر جهان بینی است که با صلح، امنیت و آرمان های انسان دوستانه در سازش است. با شلیک بر شقیقه انسانی نمی توان وعده صلح و دموکراسی داد. جهانی سازی بدنبال سلطه جهانی سرمایه است. به تعبیر سمیر امین، جهانی سازی به شیوه جدید، یک امپراطوری هرج و مرج است. در این هرج و مرج، نئو لیبرال ها، کارتل ها و شرکت های چند ملیتی به شکل طبقه مسلط جهانی ظاهر می شوند و نقش اساسی در سیاست جهانی بازی می کنند. امروز نظامی کردن جهان به بهانه نظم نوین جهانی در واژه دمکراسی فرمول بندی می شود. در حالیکه آنان بیش از هر چیز خود دموکراسی را نشانه گرفته اند.

فراخوان برای زنان
درایران بیش از 35 میلیون زن زندگی می کنند که تحت ستم قوانین و حقوق نابرابر انسانی و فقرهستند. آنان نیازمند تغییر قوانین و بهبود شرایط و دستیابی به حقوق راستین خود هستند.

فراخوان برای کودکان
درایران بیش از 35 میلیون کودک زیر 18 سال ( 50 درصد کل جمعیت) و بیش از 20 میلیون دانش آموز و دانشجو در مدارس و دانشگاهها زندگی می کنند. آنان خواهان سعادت، امنیت، آزادی و آینده ای مطابق استعدادها و توانایی های خود، مشارکت برای تغییر موقعیت کنونی شان و حذف فقر و نابرابری هستند.

فراخوان برای دانشگاهیان، جامعه شناسان و فعالان بدون مرز
درایران دانشگاهیان، پژوهشگران و انجمن های علمی بسیاری وجود دارند که خواهان تغییر شرایط نابرابر و تامین امنیت و تحقق آزادی برای فراهم آوردن زمینه رشد علوم و فناوری هستند. آنان خواستار مشارکت در علوم جهانی و فناوری انسانی و نه تسلیحات نظامی هسته ای هستند.

فراخوان برای مدافعان صلح، فعالان حقوق بشر، احزاب سیاسی و نهادهای بین المللی
درایران فعالان حقوق بشر، مدافعان صلح، انجمن های غیر دولتی اجتماعی و فرهنگی بسیاری وجود دارند که خواستار تغییر جامعه برای زندگی بهتر هستند: صلح، آرامش، برابری و توسعه انسانی. ما خواهان حمایت از کودکان، زنان، اقلیت های دینی و قومی مردم ایران برای برپایی یک دمکراسی مشارکتی هستیم.

ما همه با یکدیگر
خواهان محکومیت حضور نظامی ناوگان جنگی امریکا در خلیج فارس و هرگونه احتمال حمله نظامی به ایران هستیم. ما با هرگونه بنیاد گرایی (چه در داخل کشور و چه در خارج آن) که خواهان هدایت ایران و منطقه بسوی یک جنگ فاجعه آمیز و تاسف بار است، مخالفت کرده و آن را محکوم می کنیم. مابرای عدالت، صلح، دمکراسی، حقوق بشر با هم متحد می شویم و برای همبستگی انسان ها بدون توجه به خواسته دولتها و حاکمانی که بدنبال بهره کشی و ازهم گسیختگی ما هستند، دورهم گرد می آییم. ما معتقدیم چنین دنیایی امکانپذیر است.

برای امضای نسخه انگلیسی بیانیه در اینجا کلیک کنید
http://www.petitiononline.com/0107ENG/petition.html


nasrin 18:17 @ Thu, 1 Feb 07

شبح جان
ميل باکس ات را چک کن لطفا .


Sahand 12:01 @ Thu, 1 Feb 07

تف به صورت کريه شارلاتان هايی که خود را در حرف روشنفکر و مدافع حقوق بشر ميدانند. ولی درعمل از ارتجاعی ترین نیروهای قرون وسطی هم بدترند.


هشدار در خصوص وضعیت خطرناک عباس لسانی


آیدین تبریزی

• هرگونه تعلل و تاخیر در واکنش نسبت به این موضوع می تواند به یک فاجعه منتهی شود. این فاجعه نه تنها از دست دادن یک مبارز خستگی ناپذیر راه آزادی و حقوق بشر که فاجعه گسست عاطفی آذربایحانیان از تمامی تشکلها و گروههای سیاسی است که خود را تشکل های سراسری می نامند و بزرگترین ادعایشان داشتن دغدغه تمامیت ارضی ایران است ...

اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
چهارشنبه ۱۱ بهمن ۱٣٨۵ - ٣۱ ژانويه ۲۰۰۷

عباس لسانی از فعالین برجسته حرکت ملی آذربایجان و از مدافعان خستگی ناپذیر حقوق انسانی پایمال شده مردم آذربایجان که همچون نلسون ماندلا در مقابل خشونت فزاینده حاکمان، تنها و تنها راه اعتراض مسالمت آمیزتر را بر می گزیند، یک ماه است که دست به اعتصاب غذای نامحدود زده است و در روزهای اخیر به اعتصاب غذای خشک دست زده که در نتیجه آن حال عمومی اش به وضعیت خطرناکی رسیده است. بنا بر اخبار منتشر شده وضعیت نگهداری لسانی نیز بسیار نامطلوب است و در یک سلول انفرادی با دمای زیر صفر نگهداری می شود. در این وضعیت، مسئولیت بزرگی بر گردن تمامی مدافعان حقوق بشر و گروههای سیاسی مدعی دموکراسی و حقوق بشر سنگینی می کند. اما متاسفانه هیچ ندای انساندوستانه ای از سوی تشکلهای دفاع از حقوق بشر بویژه خانم عبادی و عماد الدین باقی و تشکلهای سیاسی مدعی حقوق بشر و دموکراسی به گوش نمی رسد.
هرچند مسئولیت مستقیم حفظ سلامتی لسانی بر عهده حکومت ایران است و در صورت بروز هر عارضه ای نسبت به ایشان، دولت جمهوری اسلامی باید پاسخگو باشد و خدای ناکرده در صورت فوت لسانی در این وضعیت و در سلول انفرادی، این وضعیت حکم قتل او را توسط حکومت خواهد داشت بویژه که بنا بر اخبار رسیده، رسیدگی های پزشکی کافی نیز انجام نمی گیرد. اما همه تشکلهای مدافع حقوق بشر و تشکلهای سیاسی مدعی حقوق بشر و دموکراسی (که خود را سرتاسری می نامند اما بیشتر به تشکیلات تهران محور و فارس محور تبدیل شده اند!) باید بدانند که در صورت بروز هر حادثه ناگواری در خصوص وضعیت جسمانی عباس لسانی، آنها نیز به صورت غیر مستقیم مسئول خواهند بود.
اگر آنان که همواره مدعی داشتن دغدغه تمامیت ارضی ایران هستند، واقعا در این ادعای خود صادقند، باید بدانند که این سکوت غیر قابل پذیرش آنان، بیش ترین ضربه را به تمامیت ارضی ایران وارد می کند. زیرا گسستهای اجتماعی در مرحله اول با گسست عاطفی بروز می کند و اگر عباس لسانی ها و مردم آذربایجان (که در اعتراضات خردادماه حمایت قاطع خود را از حقوق اولیه انسانی خود در برخورداری از حق آموزش به زبان مادریشان و برابری حقوقی در تمام زمینه های فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی و حق داشتن حرمت و حیثیت انسانی در جامعه، نشان دادند) احساس کنند که مورد تبعیض مرکز نشینان قرار می گیرند و شهروند درجه دوم به حساب می آیند، به طور طبیعی دچار گسست عاطفی نسبت به کشور می شوند و در این شرایط حساس جامعه ایران، این به معنی تقویت موضع کسانی است که تنها راه برآورده کردن حقوق انسانی مردم آذربایجان و دیگر ملیتهای ایرانی را در جدایی از این سرزمین تبلیغ می کنند. آنان باید بدانند که اگر همچنان به این سکوت خود ادامه دهند و دست رژیم را در بی اعتنایی به وضعیت لسانی تا دم مرگ او باز بگذارند و خدای ناکرده اتفاقی غیرقابل جبران برای لسانی رخ دهد، از نظر مردم آذربایجان شریک جرم تلقی شده و هرگز بخشیده نخواهند شد. پس تا دیر نشده باید با هشدار به رژیم و رساندن صدای اعتراض لسانی به گوش جهانیان، خواستار رسیدگی هرچه سریعتر به وضعیت او در زندان شوند.
اما در این میان مسئولیت اکبر گنجی که خود وضعیت مشابهی داشته است بیش از همه سنگین است. او باید بداند که آزادی فعلی خود و همچنین اعتبار جهانی اش را مدیون همه کسانی است که در آن روزهای سخت تنهایش نگذاشتند و با انعکاس صدایش حکومت را وادار به حفاظت از سلامت جسمی اش کردند و در این میان فعالین آذربایجانی نیز به نوبه خود در دفاع از او تلاش کردند. حال این مسئولیت بیش از همه بر گردن گنجی سنگینی می کند تا دین خود را نسبت به آذربایجانیان و عباس لسانی به عنوان بخشی از مردم ایران ادا کند. گنجی باید بداند که این نه تنها یک وظیفه در قالب فعالیت سیاسی اوست بلکه بالاتر از آن یک وظیفه انسانی در دفاع از یک زندانی بی دفاع در سلول انفرادی رژیم است.
هرگونه تعلل و تاخیر در واکنش نسبت به این موضوع می تواند به یک فاجعه منتهی شود. این فاجعه نه تنها از دست دادن یک مبارز خستگی ناپذیر راه آزادی و حقوق بشر که فاجعه گسست عاطفی آذربایحانیان از تمامی تشکلها و گروههای سیاسی است که خود را تشکل های سراسری می نامند و بزرگترین ادعایشان داشتن دغدغه تمامیت ارضی ایران است اما متاسفانه کوچکترین درکی از چگونگی و ملزومات حفظ تمامیت ارضی یک کشور چند ملیتی ندارند و حساسیتهای مربوط به آن را نمی شناسند و با رفتارهای دوگانه و تبعیض آمیز خود عملا در جهت تجزیه کشور گام بر می دارند. آنها باید رفتارهای خود را مورد بازنگری موشکافانه و بی طرفانه قرار دهند تا ببینند که چگونه خود آگاهانه یا نا آگاهانه در برخورد با مساله ملیتهای ایرانی، پای در جای پای دیکتاتورهای فعلی حاکم بر ایران می گذارند و به جای موشکافی در مورد این مساله به غایت مهم آینده ایران و حل نظری و تئوریک آن، سیاست پاک کردن یا کم رنگ کردن صورت مساله را با سکوت و سانسور خبری خود در پیش گرفته اند.
در خاتمه از آقای عباس لسانی تقاضا می کنم که به خاطر مردم آذربایجان که برای دفاع از حقوق آنان دست به اعتصاب غذا زده است، به اعتصاب خود پایان دهد. درخواستهای مکرر فعالین آذربایجانی از عباس لسانی برای پایان دادن به اعتصاب غذایش متاسفانه تاکنون به نتیجه نرسیده است. اما آقای لسانی باید بداند که یک اندیشمند و مبارز زنده و پویا، از صدها قهرمان خاموش موثرتراست و امروز مردم آذربایجان به وجود او و روشنگری هایش در خصوص حقوق به فراموشی سپرده شده شان بیش از هر زمان دیگر نیازمند است.

باید زنده بود و مبارزه کرد.


خروس 9:27 @ Thu, 1 Feb 07

تصفیه حساب تئوریک با "کودکی چپ"- بخش اول
سوسیالیسم و ناسیونالیسم


Saeed 14:48 @ Wed, 31 Jan 07

Narm-afzAr-e Farhang-e 30-Morghi barAye جهان آرایی ایرانزمین:


1- سیمرغ گسترده پر: = پرنسیپ و اصل ثُبات و حقّانیّت داشتن به قدرت و نگاهبانی از جان و زندگی = خرد جهان آرای مردم ایران بدون هیچ استثناء و تبعیضی = ایده ی فرمانروایی / حکومت / Staat – state - Etat .
2- هفتخوان آزمونها: = ایده و پرنسیپ و اصل متغیّر و جابجایی = دولت / رژیم / Regierung - Government .
3- رامیاری: = ایده ی کشور داری و جهان آرایی = پولیتیک / سیاست / Politik – politic.
4- سروش: = ایده و پرنسیپ و اصل قانون اساسی و حقوق فردی و اجتماعی.
5- سگدید: = تئوری و ایده ی چشمدید در رویارویی با ناگهانیها و نابهنگامها و نامنتظرات و غافلگیر شدنها در اقیانوس کشمکشها و تنشها و رویدادهای داخلی و پیرامونی و منطقه ای و جهانی.
6- ایرج : = ایده و پرنسیپ و اصل مهر ورزی و جوانمردی.
7- فریدون: = ایده و پرنسیپ و اصل داد ورزی.
8- اهریمن: = ایده و اصل « زدار کامه گی و آزار »؛ ولی سرمشق و الگوی رفتار و منش پهلوانی.
9- ضحّاک: = ایده و اصل عارضه ی ستم و جانستانی و خونریزی که بایستی فقط به بند کشیده و امکانهای فونکسونالیستی اش خنثا و دفع شوند.
10- سیاوش: = ایده و اصل و پرنسیپ راستی.
11- سیمرغ + آناهید + آرمئتی: = ایده و پرنسیپ و اصل تفکّر و فلسفیدن ایرانی = سه پادیک / تریالکتیک اندیشی = سه تا یکتا / ترینیتی.
12- سیمرغ + اهریمن: = ایده و پرنسیپ و اصل « خرد ورزی » = همنهاد / سنتز و همپایی و باهمتازی خرد پذیرنده و آرام و آبستن شونده و ایر راسیونال + خرد انگیزاننده و بار دار کننده و پُر جنب و جوش و آفریننده.
13- بهمن: = ایده و اصل و پرنسیپ هومانی و بشر دوستی و دفع هر گونه گزند و آزار از جان و زندگی.
14- رام نی نواز: = اصل و ایده و مایه ی شیرازه ی باهمستان انسانها برای جشن آفرینیها و شادخواریها و خودافشانی فروزه های بهمنشی انسانها در حقّ یکدیگر.

kheyli jalebeh; montaha bAyad did chegouneh mishe ba COMPATIBILITY issue deal kard?! Manzour inkeh hardware bAyad ba software bekhAnad. Hala begzarim az reboot ya crash-e system afterward. Sarfe nazar az inkeh Zehn-e mardomAn hard drive nist

Shabah-jan Bad News; and then Good News...! So much for LIFE

As for Farsi; bezar hAlam behtar ke shod; chashm Farsi type mikonam, naghdan dar Aghousham in lap-top japoni ast ke aslan alef-ba halish nist; bilmareh


arzoo 3:37 @ Wed, 31 Jan 07

از حق زندگی و انسانی عباس لسانی دفاع کنیم!
دفاع از حقوق زندانیان سیاسی هیچ شرط سیاسی و ایدئولوژیکی ای ندارد


اخبار روز: www.akhbar-rooz.com
سه‌شنبه ۱۰ بهمن ۱٣٨۵ - ٣۰ ژانويه ۲۰۰۷

وضعیت عباس لسانی زندانی سیاسی آذربایجانی رو به وخامت رفته است و وی بر اثر ۲۹ روز اعتصاب غذا، با شرایط بسیار دشوار و غیرانسانی روبرو است.
عباس لسانی، یکی از مشهورترین فعالین حرکت ملی گرای آذربایجان است که مانند ده ها فعال دیگر، بعد از اعتراضات اخیر در این منطقه به زندان افتاد. در جریان دادگاهی که حداقل حقوق زندانی را رعایت نکرده است، به سی ماه حبس و سه سال تبعید محکوم شده و در واکنش به این همه بی عدالتی، از ۲۹ روز پیش دست به اعتصاب غذای نامحدود زده و از چند روز پیش، این اعتصاب غذا به اعتصاب غذای خشک تبدیل شده و جان وی را به طور جدی به خطر انداخته است. گفته می شود به دستور رئیس زندان اردبیل، حتی از گرم کردن سلول انفرادی وی خودداری می شود و او این مدت ۲۹ روز را در سرمای زیر صفر شهر اردبیل به اعتصاب غذای خود ادامه داده است.
وضعیت عباس لسانی، در ایران، وضعیتی استثنائی نیست. جمهوری اسلامی ایران با زیرپا گذاشتن ابتدایی ترین حقوق زندانیان سیاسی غالبا آن ها را مجبور به واکنش های شدید و گاه خطرناکی برای حفظ این حقوق ابتدایی می سازد، اما آن چه بی سابقه است، سکوت تقریبا یک پارچه احزاب و گروه های سیاسی و فعالین حقوق بشری نسبت به وضعیت خطرناک عباس لسانی است. در مدت چند روزه ی اخیر آن قدر گزارش های متعدد نسبت به وضعیت خطرناک این زندانی سیاسی منتشر شده است که هیچ حزب و گروه و نهاد حقوق بشری نمی تواند بگوید که از وضعیت او بی خبر مانده است، اما در عین حال، در این مدت به جز گروه های آذربایجانی، هیچ صدای اعتراض دیگری نسبت به وضعیت غیرانسانی که عباس لسانی در آن گرفتار شده، شنیده نشده است.

دفاع از حقوق زندانیان سیاسی، به ویژه در کشور استبدادزده ای مثل کشور ما، که هیچ یک از حقوق زندانیان رعایت نمی شود، باید بدون قید و شرط و بدون توجه به وابستگی های گروهی و خط سیاسی و فکری زندانیان باشد. این حقیقتی است که امروز هیچ کس مخالف آن نمی گوید، اما متاسفانه بسیاری مخالف آن عمل می کنند.
از عباس لسانی باید همان طور دفاع شود که از اکبر گنجی و ناصر زرافشان دفاع شده است. فعالین سیاسی آذربایجانی حق دارند وقتی دفاع پر شور «اپوزیسیون» از اعتصاب غذای اکبر گنجی و ناصر زرافشان را با سکوت غیرقابل توجیه آن در برابر اعتصاب غذای عباس لسانی مقایسه می کنند، نتیجه بگیرند که انگار هیج کدام از سازمان ها و نهادهای سراسری، به فکر آن ها نیستند و آن ها در چارچوب مرزهای ایران تنها می باشند. چنین برخوردهایی به جدایی های بیشتری دامن می زند که شاید خواست هیج کدام از نیروهای دموکراتیک کشور ما نباشد.

ما به نقض حقوق انسانی عباس لسانی، فعال حرکت ملی آذربایجان، شدیدا معترض بوده و خواهان رعایت این حقوق هستیم. ما، به سهم خود، از همه ی سازمان ها و احزاب سراسری و نهادهای حقوق بشری ایران می خواهیم که به دموکرات های آذربایجانی بپیوندند و نقض حقوق انسانی عباس لسانی توسط جمهوری اسلامی ایران را محکوم کرده و خواهان برخورداری او از حقوق انسانی و ابتدایی خود شوند


سهند 23:41 @ Tue, 30 Jan 07

اقا شبح: من هم با فحش های شماره ۴ مخالفم اما اگر فحش هايش را از بقيه گفته هاش کسر کنيم حرف نا حقی نزده بود. برای خود من هم سئواله. چرا شما بخ محض دستگير شدن سه خانم خونتان بجوش آمد ولی برای ديگر زندانيان سياسی که مظلوم ترين شان زندانيان سياسی اذربايجان هستند که فقط بخاطر خواست حق قانونی شان ميباشند کلمه ای نه نوشته ايد. من به عکس اقای مارکس ات باور کنم يا به دم خروس ده متری بی تفاوتی و تبعيض ات. لطفا در اين باره توضيح دهيد.


زیر چتر چل تیکٌه 21:48 @ Tue, 30 Jan 07

نانا، هموند گرامی

برای ورود به تریبون داخلی پن لاگ
لطفا
آرمین گیله مرد
و خسن اقا را
دق الباب بفرما !


وب - آ - ورد 21:20 @ Tue, 30 Jan 07

جاشین محترم دبیر کل هیات دبیران ناپدید شده پن لاگ

ممنونم که
به پیغام بنده توجه فرمودید و
از ابنحا یازدبد به عمل اوردبد

http://doroooood.blogspot.com/

و برایم پیام گذاشتید که مخالف منحل شدن پن لاگ تشریف دارید!

شبح عزیز

برای این که با خبر بشوی اوضاع پن لاگ از چه قرار است، لطفا به تریبون داخلی پن لاک هم سر بزن و از دوستان احوالپرسی بفرما (توام با رساندن عرض سلام این جانب ) !


nana 19:17 @ Tue, 30 Jan 07

با منحل شدن پن لاگ به شدت مخالفم

ولی اگر قرار است منحل شود ولش کنيد
منحل شود
ما هی بايد ايجاد و منحل کنيم تا بالاخره
راه و رسم (( تولرانس )) را ياد بگيريم
نبايد به شکل مصنوعی گروه ها يا سازمانها
را بر سر پا نگه داشت
ميشود قلابی
اگر اختلاف نظر آشتی ناپذير است نهايتا
منحل خواهد شد . ..........نانا


شبح 18:44 @ Tue, 30 Jan 07

وب - آ - ورد عزیز!(۲)
مدتی است به دلیل مسافرت‌های پی‌درپی در جریان تحولات پن‌لاگ نیستم. اما شما هم زود آرامش خودتان را از دست می‌دهید. متاسفانه طی سال‌ها به علت نداشتن ازخودگذشته‌گی و صبر هر تشکلی به سرعت روبه انحلال گذاشته است. امیدوارم دوستان پن‌لاگ با صبر و بردباری و تحمل و ازخودگذشته‌گی اجازه ندهند این نهاد که جزو اولین نهادهای اینترنتی و مجازی است و داری منشور مترقی و اساسنامه‌ی نسبتا کارآمدی است منحل شود.


Turk oghlu 1:59 @ Tue, 30 Jan 07

اين شبح يکی از آن شيادان و رياکاران و زن ذلیل های {بقیه ناسزاهای ایشان را برای تخریب نشدن دوستان ترک حذف کردم. دلاوری این دوست گرامی این است که دیواری کوتاه‌تر از شبح برای خالی کردن فشارهای وارد بر او و هم‌وطنان‌اش پیدا نکند. با ستم‌دیده‌گان باید با شفقت برخورد کرد. شبح}.


وطنداش Says:

January 28th, 2007 at 5:45 am
بیانیه دانشجویان ترک دانشگاه تربیت معلم تهران درباره وضعیت حاضر در ایران و آذربایجان

جلادلار یوروش ائدیر دؤرد بیرطرفدن
قالخ ایاقا قولو زنجیرده سیرداشیم

قالخ! دوردئنه جلادا

اؤلمکدن قورخو یوخ، دیریلیکدن نصیب

دؤرد دئنه جلادا

یانلیز نئچه ثانیه

نئچه کلمه سؤزوم وار اینسانلارا

تا کجا ادامه خواهد داشت این بازی مرگبار نمی انیم! کجا پایان خواهد گرفت این انسان ستیزی دیو صفتانه، چگونه پایان خواهد گرفت نمی دانیم!

امَا مژده ی یک حقیقت روشن را با امیدواری تمام در پایان کشاکش، درافق مبارزات آزادی خواهانه ی خویش دیده و بدان پشت گرمی که بی شک، صبح رهایی نزدیک است، شعله این امید را هر چند لرزان و کم جان از بیم هجوم سموم این شب یلدایی، در پنهانترین هانگاههای روح خسته مان به دور از چشم ناپاک روشنی ستیزان،به نقد جان مشتعل میداریم.

بر همهُ خردمندان و روشن بینان و آنها که تعصبی یا منفعتی و یا بلاهتی کورشان نکرده باشد،این حقیقت عیان است که ملَت آذربایجان، در صف اول ایرانبانی، بی تردید بیشترین هزینه های مالی و جانی را داده است امَا امروز این ملَت شریف در راستای تحقق ابتدایی ترین حقوق حقه خویش، با غیر انسانی ترین برخوردها و عکس العمل ها از سوی مرکز(تهران)مواجه شده و می شود. دریغا! حکومتیان معلوم الحال و اپوزیسیونهای عوام فریب، برسر بهره مندی از سفره ی نعمت ملَت، به وجه غیر قابل تصوری در هم می افتند امَا آنجا که صدای ملَت به کوچکترین اعتراضی بر می آید، همگی دست در یک کاسه، به سرکوب همان مردمی رو می کنند که تمامی دارائی شان سفره ی تعارفات اربابانه و روشنفکرانه ی حضرات است و این یک صدایی خباثت آمیز در قبال مطالبات بر حق آذربایجان، صد چندان است. چنانکه امروز معمَم و کراواتی، راست وچپ، به اصطلاح مذهبی و لائیک، همگی به تخطئه ی “جنبش ملَی آذربایجان” رو آورده اند و کارشان به یاوه سرایی های مضحکی کشیده است، چنانکه چیزی نمانده که امام جمعه ها هم بر منابر نماز جمعه از شأن کوروش و داریوش و ذم ترکان، داد سخن دهند! یا عالی جنابان روشنفکران به اصطلاح اپوزیسیون که برای یک زندان رفته شان مرثیه های جهانشمول سر می دادند،امروز در برابر این همه ستمی که بر دهها زندانی آذربایجانی می رود، سکوتی ننگین پیشه کرده اند.

دریغا که چنان که پیش می رود، این مشتی دروغگو و خیانت پیشه، درهای گفتگو و مدارا را بسته و هر روز و هر ساعت امید تفاهمی ملَی در سرزمین ایران را دست نایافتنی تر می کنند.

آیا کدام یک از این همه مدعیان عدالت و آزادی،حتی کلمه ای در دفاع از حقوق کشته ها و زندانیان ما گفته اند؟!

کدام یک از اینان حتی این سؤال کوچک را از خود پرسیده اند که به چه حقی حکومت به اصطلاح اسلامی، اعتراضات مدنی یک ملَت را به خاک و خون می کشد؟!

والله که اگر در یک نقطهَ دیگر از کشور چنین ستمی بر مردمی می رفت، روشنفکر آذربایجانی ساکت نمی نشست، چنانکه تاریخ نشانگر این حقیقت است. امَا امروز،چرا اوضاع این چنین وارونه شدIه؟

آذربایجان به خاک و خون کشیده می شود، فرزندان این سرزمین مهد عصیان در برابر ظلم و بی عدالتی، از پیر مرد 70 ساله تا نوجوان 15 ساله کشته و زندانی می شوند و در زندانها در معرض وحشیانه ترین شکنجه ها قرار می گیرند، امَا صدای اعتراضی از کسی بر نمی آید، جز آذربایجان و آذربایجانی!

چه نیاز است که هنوز هم چشم به دهان حضراتی بدوزیم که همیشه همصدا با دشمن ترین دشمنان ملَت در عین مشاهده ی این حق کشی، سکوت پیشه کرده اند! کدام حزب و کدام گروه و کدام روشنفکر مدعی آزادی خواهی،غیراز فرزندان آذربایجان، حتی یکبار در مقام دفاع از عباس لسانی، رضا عباسی و دهها زندانی بی گناه آذربایجان بر آمده اند؟ کجاست کمیته ی دفاع از زندانیان سیاسی تا بپرسد که اولا گناه لسانی و عباسی و سایر زندانیان آذربایجانی چیست؟ و چرا از کمترین حقوق یک زندانی هم حتی محرومند؟!

… باری با وجود تمامی این خیانت ها و سنگ اندازی ها، به هر کسی که اندکی تاریخ بداند، آشکار است که آذربایجان، پیشگام همیشه پیروز حرکت های تجدد خواهی و رفرمیستی ایران به خصوص در صد سال اخیر بوده است و در این برهه نیز هر چند با هزینه هایی بس افزونتر و مبارزه ای بس سخت تر،اما بی تردید به نتیجه ی مطلوب خواهد رسید.انگلس می گوید “موش تاریخ از هر سوراخی که راه پیدا کند سر بر می آورد و اکنون ما به عنوان کاوندگان تاریخ، به کسانی که در برابر سیر عقلایی تاریخ و مطالبات بر حق یک ملَت در این برهه، در این مملکت مقاومت ابلهانه کرده و به خیال خودشان، چوب لای چرخ تاریخ می گذارند،هشدار می دهیم که، مراقب خویش باشید و از سرنوشت ملَت ستیزان عبرت بگیرید، مبادا که دیر شود و گرفتار قهر و انتقام ملَت شوید و گرنه دیر نیست رسیدن روزی که به ذلیلانه ترین ذلالت ها گرفتار آیید.



تنها 19:30 @ Mon, 29 Jan 07

سلام شبح عزيز.. خيلي خوشحالم كه ادامه ميدين.. من نوشته‌هاي شما رو خيلي دوست دارم.. متاسفانه دو هفته اي بود كه با هيچ پ ر ا ك س ي نتونستم بيام اينجا.. الان كه اومدم واقعآ خوشحال شدم:))
شادباشين..


وب - آ - ورد 17:28 @ Mon, 29 Jan 07


برادران جان برکف و سربازان گمنام سید علی آقا که به خوبی توانسته اید
این 4 تا وبلاگ نویس را هم به جان هم بی اندازید،
میتونید اینجا ادامه بدین
http://doroooood.blogspot.com/


خرس مهربان 9:24 @ Mon, 29 Jan 07

سلام شبح عزيز
خوشبختانه اين سه فعال زنان ديشب آزاد شدند . اما شاید از چند زاویه میشود به این موضوع نگاه کرد
۱- جنبش زنان به نقطه تاثير گذار و خطر سازی برای مافيای حاکم رسيده است . کمپين تغییر قوانین تبعیض آمیز در مورد زنان که با استقبال وسیع ترین گروه های فعال زنان مواجه شده است و در نتیجه امکان پشتیبانی از طرف اقشار وسیعی از مردان و زنان را دارد . در چنین حالتی مافیای حاکم نه توان و نه جرات سرکوب وسیع این حرکت را نخواهدداشت و این خود گامی بزرگ برای تشکیل یک جنبش بزرگ خواهد شد . به همین دلیل از همان روز اول این حرکت با مخالفت مافیای حاکم قرار گرفته است۰
۲- در مورد این بازداشت ها زندانی ها و اعدام ها متاسفانه چون قبل تشتت حاکم هست به نظر می رسد باید روزی به این تفاهم دریافت که به نقض حقوق این افراد صرف نظر از نوع اندیشه زبان وابستگی سیاسی و غیره اعتراض شود . به دستگیری و زندانی شدن همه فعالان سیاسی دانشجوئی کارگری قومی زنان و ....اعتراض شود و نه گزینشی . به بازداشت یک فعال زنان یا یک فعال قومی یا اقلیت دینی یا حتی یک آیت اله۸۰ ساله که به نظر برخی ها ممکن هست ادم مرتجعی هم باشد اعتراض شود
۳-






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1277
تعداد نظرات: 24914
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: february 4, 2007 10:22 am


از کجا آمده‌اند؟