|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شنبه، 30 دیماه 1385 | January 20, 2007
● تولد از دست رفته!
میخواستم وقتی پنج سال زندهگی شبحی به انجام رسید ورود به سال ششم را با خداحافظی شروع کنم. اما وقتی امروز بعد از مدتها سری به شبح زدم دیدم ای دل غافل رفتم تو شش سالهگی و فرصت حداحافظی پیدا نکردم و بعد کامنت دوستانهی دوستان بود و عرق شرم از تهی دستی بر روی و رخسار من. باید قید خداحافظی را بزنم و مثل بچهی آدم (و البته حوا) بنویسم تا زنده بمانم تا زنده بمانیم آن هم در این روزها که مرگ از در و دیوار میبارد! میخواستم به دختر کولی هم لینک بدم اما فیلتر بود و نشد و تازه لینکش رو هم گم کردم! خب طبق این قاعده باید پنج نفر را معرفی کنم. و من اینها را دعوت میکنم: نسرین عزیز و ترانهی نازنین، امیر عزیز و فیروزهی نازنین و رهگذر ثانی عزیز! این از دینی که از شب یلدا به گردنم مانده بود. سایر دیون را بهزودی ادا خواهم کرد.
سلام! Still, your solid rationality might not be enough to illuminate the exact picture you may have in mind to a stranger like me who had no background knowledge of the writer. And this is very ironic that in this post you're actually confessing that you couldn't think of anything anyone hasn't already heard before! Either you expect everyone to have read your entire blog (like your loyal readers that won't miss a single post and will miss you badly if you're gone for a few days) or the information you were talking about won't go farther than your nickname :). I just have a habit of checking authors' biographic pages before embarking on any serious reading since I find it highly difficult to have the right state of mind when writers truncate themselves to a featureless disembodied voice in the void (ok, no pun intended with that 'disembodied' remark!). An "About Author" page would definitely spare me (and hopefully other strangers) of some ambiguities hovering over some of your "subjective" interpretations. Some basic stuff like small name, age, birthplace, your career, your current topical interests (study/research) or a timeline and you know anything you've covered in these years summarized in one post without compromising your incognito. You're an able writer and I'm sure you can easily come up with dozens of those fundamental minutiae without giving away too much of course! I see you're having a sensational rebellion against your premature retirement in blogosphere which I double approve! If your schedule's getting tighter even monthly updates would still do. I wish you a prolific year of quality writing. Thanks.
سعيد جان شاعر هم مي گويد :كم گوي و گزيده گوي چون در
زیتون جان!(۱۹)
از همهتون متشکرم از بعضیها متشکرتر! خداوند لعنت کناد فیلترگذاران را که بین دوستان فاصله انداحتهاند. کتبالو و شبنم عزیز هم بدجوری فیلتر شدن و نتونستم سر بزنم...
شبح عزيزم در مورد قضيهی تحريم موبايل برای يک روز خيلی بامزه بود. ساعت ۳ صبح برای همه آفلاين در ياهو مسنجر فرستادن که امروز موبايلتون رو خاموش کنيد.
سعيد گرامی!
سلام ... باشد ...داشتیم ... اگر میخواستید بگزارید و بروید و اینرا هم میدانستید ، این چه بود که بدوش ...اخ بگزریم ...
ايران و سوريه فقط امتياز می خواهند، مجله اشپيگل (شماره چهار / ۲۲ ژانويه) در گفتگويی با کاندوليزا رايس وزير امور خارجه آمريکا به استراتژی جديد آمريکا در خاور ميانه پرداخته است. خانم رايس پس از توضيح اين استراتژی در فلسطين و عراق که شامل از سرگيری مذاکرات «نقشه راه صلح» و همزمان انزوا يا جذب گروه حماس و نزديکی دولت های سوريه و اسراييل و انزوای حزب الله لبنان و هم چنين خلع سلاح گروه های شبه نظامی اعم از شيعه و سنی در عراق و تضمين امنيت ساکنان بغداد می شود، به موضوع ايران می پردازد. بخشی از گفتگوی اشپيگل را که به موضوع مذاکره ايران و آمريکا و نقش رژيم ايران در منطقه می شود، می خوانيد: س: آيا زمان گفتگوی مستقيم با ايران نرسيده است؟ س: شما چه اطلاعاتی درباره حمايت رژيم ايران از گروه های شبه نظامی در عراق داريد؟ س: و از مرز ايران نخواهيد گذشت؟ س: آيا اين خطر وجود ندارد که با واکنش شما عليه شبکه ای که از سوی ايران در عراق فعاليت می کند، اين بحران گسترش پيدا کند؟ س: اجازه بدهيد درباره تحريم ها عليه ايران صحبت کنيم. قطعنامه شورای امنيت به فصل هفتم منشور سازمان ملل تکيه کرده است. آيا پيشنهاداتی داريد که چگونه شما... س: شما طرفدار تحريم های شديدتر هستيد. آيا شرکت ها و بانک های آلمانی بايد مناسبات بازرگانی خود را با ايران محدود و يا کاملا متوقف کنند؟ س: کميسيون بی طرف بيکر- هاميلتون در ماه دسامبر اين پيشنهاد را مطرح کرد که يک کنفرانس بين المللی درباره آينده مناطق بحرانی دور تا دور عراق تشکيل شود. شما اين فکر را نمی پسنديد. آيا ترجيح می دهيد گام به گام پيش برويد و با هر کدام از بازيگران خاور ميانه جداگانه صحبت کنيد؟ س: فکر نمی کنيد بهتر باشد با صحبت درباره بلندی های جولان، سوريها را به طرف خود جلب کرد؟
Yeki az doustan azam porsideh ke aya hamchenAn be shart-e khod be adam-e hamleyeh Amrika be Iran pAybandam ya na?! ke pasokhesh ineh; OF COURSE. Tars-e man ammA injast ke Iran taht-e feshar-e in jang-e rawAni be Amrika hamleh konad. Hala manzourm az Iran na be dastour-e Khamenehie balkeh dar asar-e yek tammarod-e nezami az taraf-e bakhshi az nirouhayeh Sepah-e Pasdaran ya hattA yek ya chand ta khol va khing-e entahAri. Man mitarsam ke hamAn ghaziyeyeh eshghal-e sefArat Amrika bar rahbriyeh nezam inbar niz tahmil beshawad va dorost mAnand-e Khomeini va az tars-e mottaham nashodan be rast-rawi Anham az taraf-e chapoul-hA Khamenehie niz aghl-e rast-kish khod alAweh ba esteratejhiyeh hefz-e nezAmash ra fadAyeh khayeyeh chap-e Ahmadi-nejhad bokonad; mowj-sawAri khatarnak ast va ella yek jang-e shosteh rofteh va ba dAshtan-e esteratejhy va taktik-hayeh moshakhas valow be gheymat-e yeksan shodan-e Iran ba khak chizi ast ke barha dar tarikh hades shodeh va keshvar-e ma niz azin dast jang-hA mostasnA nemitawAnad bAshad
تقدیم به شبح نازنین، در انتهای شبی مهتابی، از نگاهش یکه می خورم من از مرگ می هراسم نگاهم می کند، اما هیچ نمی گوید « آرام... آرام مادیان وحشی من... فردا که دوباره رو به خورشید چشم گشودی از یاد مبر آرام... آرام تر، ای جلوه زیبایی، ای مظهر محبت،
BefarmA...! Chera shabah va be towr-e kolli BLOG-newis ha nabAyad darin sharAyet-e khatarnAk saket bAshand; az ghowl-e A. Nabawi بن بست سکوت، دولت و حکومت ايران تا زمانی که جنگ را باور نکند، کوتاه نمی آيد. اين باور را يا ما با هشدارهای مان به وجود می آوريم، يا سياستمداران با تحليل های شان می فهمند و يا آمريکايی ها با پرتاب موشک های شان اعلام می کنند. از اين رو گمان من بر اين است که هر نوع سکوتی در اين شرايط انگشت های آمريکايی ها را به دکمه پرتاب موشک های شان نزديک تر می کند. سالهاست که معتقدم علت بسياری از تصميمات غلط حکومت ايران که غالبا به رفتار عليه منافع خودش منجر می شود، اين است که اولا: حکومت جمهوری اسلامی قدرت تصميم گيری در اوضاع بحرانی را ندارد، و ثانيا: مکانيزم های تصميم گيری در ساخت سياسی حکومت چنان پيچيده است که اجرای تصميمی که برای خروج از بحران گرفته شده است، مشمول مرور زمان و از دست رفتن فرصت های تصميم می شود. به باور من حکومت جمهوری اسلامی در حال حاضر قدرت تصميم گيری خود را از دست داده است. اين يک فاجعه تلخ در يک وضع بحرانی است. گمان من بر اين است که اگرچه بخش وسيعی از نيروهای حکومتی که از نظر من عقلانيت کافی برای درک شرايط خطرناک کشور را دارند، می دانند که ساعت صفر عمليات تهاجم سريع آمريکا شايد تا چند ساعت ديگر باشد، اما نمی دانند بايد در مقابل اين آگاهی شان چه رفتاری در پيش بگيرند. به نظر می رسد رهبران سياسی کشور دچار شوک شديدی شده اند که هرگونه واکنشی را از آنان سلب کرده است. در چنين شرايطی، که هيچ کس نمی داند چه کند، هر کسی که تصميم قاطعی داشته باشد، رفتار خودش را به ديگران تحميل می کند. معتقدم که نظاميان حاکم بر دولت به دليل منافعی که در انحصار قدرت دارند، رفتار غالب را به تمام حکومت تحميل می کنند.
از نظر من ساعت صفر حمله آغاز شده است. آمريکا گفته است که می خواهد به ايران قدرت خودش را نشان بدهد. به نظر من، اگر حکومت در همين يکی دو روز دست هايش را بالا نبرد و اعلام نکند که شرايط جهان را برای مذاکره پذيرفته است و به نحوی مشخص عوامل بحران موجود را برکنار نکند، ما در عرض سه ساعت حداقل سی درصد کل ثروت ملی مان را از دست می دهيم. آمريکا برای نشان دادن قدرتش ما را بسرعت فلج می کند. من نمی توانم بگويم که در همين لحظه بمباران آغاز شده است يا نه، ولی می توانم بگويم که ما وارد سکوت قبل از حمله شده ايم. در اين وضع برخی نيروهای سياسی کشور نيز ترجيح می دهند که قدرت مرکزی نابود شود، تا در شرايط بعدی به يکباره همه چيز بر وفق مراد پيش برود. آنان نمی دانند که نابودی قدرت مرکزی در شرايط کنونی يعنی نابودی همه چيز. اگر پليس و ارتش و دولت در شرايط هرج و مرج و بی قدرتی قرار بگيرد، طوفان فروپاشی همه کشور را نابود می کند. بحث بر سر آمريکا نيست، بحث بر سر اين است که اگر قدرت حاکم بر سيستم اداری کشور از بين برود، بحران جرم و جنايت و ناامنی کشور را ويران می کند. حمله آمريکا نه تنها سيستم نظامی، بلکه کل صنايع و سيستم های ارتباطی و مکانيزم ها و روابط اجتماعی را به هم می ريزد. در چنين شرايطی، بی آنکه باور داشته باشم آنچه می گويم ممکن است مقبول آقايان واقع شود، تنها به اين اميد که شايد آنان را متوجه راهی به سوی نجات کشور کنم، نکات زير را می گويم: اول: آقايان هاشمی و خاتمی و روحانی، می توانند از طريق مراجعه به روحانيون قدرتمند کشور و از طريق مذاکره با نمايندگان مجلس، دولت را تحت فشار قرار دهند و به آمريکا و جهان نشان بدهند که اراده ای سياسی برای جلوگيری از جنگ وجود دارذ. مجلس در اين شرايط نقش تعيين کننده دارد. دوم: موضوع اين نيست که ايران غنی سازی بکند يا نکند. موضوع اين است که ايران اعلام کند که غنی سازی را متوقف کرده است. حکومت ترجيح می دهد که غنی سازی را متوقف کند، اما اعلام کند که غنی سازی ادامه دارد، تا اينکه اعلام کند ما تعليق را می پذيريم، اما غنی سازی را ادمه دهد. معضل بزرگ اين است که حکومت ايران حاضر است جنگ را بپذيرد، اما در مقابل مردم حرفش را پس نگيرد. اين مشکل را بايد نيروهای عاقلی که به آينده کشور فکر می کنند در نظر بگيرند. سوم: حکومت هنوز باور نکرده است که آمريکا ممکن است به ايران حمله کند، و باور هم نمی کند. من معتقدم بسياری از ايرانيان نيز هنوز باور نمی کنند که آمريکا ممکن است تا ساعاتی ديگر موشک هايش را شليک کند، در اين باور ملی، چند دليل روانشناختی وجود دارد: ۲) گروهی ديگر دوست دارند چنين شود که حکومت پيش از حمله کوتاه بيايد، آنان اين تمايل را به عنوان پيش بينی ای که نشانه ای برای اثباتش وجود ندارد، بيان می کنند. ۳) گروهی از نيروهای حکومتی و مخالف جنگ، گمان می کنند که اگرپيش از اينکه تلاش های شان برای متوقف کردن روند خطرناک فعلی به نتيجه برسد، به مردم هشدار بدهند که جنگ قريب الوقوع است، عملا تلاش های خود را بی ثمر گذاشته اند. آنان نيز در سکوت کامل بسر می برند. ۴) گروهی از مخالفان حکومت بدرستی معتقدند که آنچه باعث تحريک آمريکا برای حمله به ايران می شود رفتارهای حکومت است، آنان منتظرند تا آمريکا حکومت را نابود کند تا وضع کشور بکلی اصلاح شود. از سويی آنان نمی خواهند در صورتی که آمريکا درگير جنگ شد، دامن آنان آلوده رابطه با دشمن شود. از همين رو آنها هم در سکوت بسر می برند، هيچ نمی گويند و تنها منتظر ساعت صفر اند. ۵) گروهی از مردم ايران هم با ساده دلی گمان می کنند که چون خودشان و اکثريت ملت طرفدار حکومت نيستند و اصلا به سياست علاقه ای ندارند و هيچ انگيزه ای هم برای زندگی سياسی ندارند، به همين دليل آمريکا قطعا جنگی را آغاز نخواهد کرد که آنان لطمه ای ببينند، آنان ممکن است هراسی داشته باشند، اما نمی خواهند تا نرسيدن روز فاجعه خود را نگران کنند. آنان فراموش کرده اند که موشک ها و بمب ها فقط برسر نظاميان نمی ريزد. دولت و حکومت ايران تا زمانی که جنگ را باور نکند، کوتاه نمی آيد. اين باور را يا ما با هشدارهای مان به وجود می آوريم، يا سياستمداران با تحليل های شان می فهمند و يا آمريکايی ها با پرتاب موشک های شان اعلام می کنند. از اين رو گمان من بر اين است که هر نوع سکوتی در اين شرايط انگشت های آمريکايی ها را به دکمه پرتاب موشک های شان نزديک تر می کند. در اين شرايط هر کسی که می تواند بر افکار عمومی تاثير بگذارد، مسووليت دارد. چه آنان که ساکت مانده اند و هيچ حرفی نمی زنند، چه کسانی که با خوش بينی شان به توهم حکومت مبنی بر اينکه آمريکا جرات حمله به ايران را ندارد کمک می کنند، و چه کسانی مانند من که فروريختن موشک ها را هشدار می دهند مسووليت داريم. فردا، آثار و کلمات ما در حافظه ملت ايران می ماند، ما در مقابل هر کلمه ای که نوشته باشيم مسووليم. جمعه ۲۹ دی ماه 1۳۸۵
Mercy az nA-lajbAziyeh Shabah va residan be ghArash. Waghti dar dowreyeh KhAtami taghriban harfi hesab naboud ke dar rouz-nameha neweshteh nashe; blog-ha; menjomleh shabah ajib porkar va be ghowl-e Sina mast-o patil be dar-o diwar-e hasti darmipichidand va kholaseh nokteha valow be khordiye arzan; masalan gouz ya atseyeh KhAtami dar felan majles; az ghalam nemioftad. Hala ke be ghowl-e Omid Milani Iran mirawad ta Fashizm khodash ra dar ghalebe AL-FONOUN tajrobeh bokonad; Anham be towr-e hatmi be ghowl-e hamou; doustan hawas-e bazneshasteh-gi be sareshan zadeh yeki pas az digari. Begzarim az inkeh dar donya sarf-e nazar az model-e hokoumat-hA osoulan blog-newisi ja va makAn-e khodash ra dArad. Blog rokn-e panjom-e Demokrasi ast Be rasti ma Irani-ha dar kodamin jahAn zendeh-gi mikonim?! be har hal; benwis shabah-jan ke mabAdA rouzi ya rouzegari khodet az fotour va kaheliyeh khodat asabi va pesheyman beshi. Pas ba shabah ta AZADI va esghat-e akhAnid
آبنوس عزيز
شبح عزيز اين وبلاگ تازه جا افتاده, مگر ميزاريم به اين آسوني ها خداحافظي بكني. قراره آش پشت پاي حكومت را توي همين وبلاگ بپزيم :)
همو که حرف از رفتن میزند
شبح جان،ديگه داره کم کم وقت مدرسه رفتنت مي شه ها!!!
شبح عزيز ممنون از لطف تون . به قول دوست مون مرخصی برو ولی خداحافظی نه . شايد در طول ده ها سال اين بهترين وسيله ای بوده که به اش دسترسی پيدا کرده ايم . از دست دادن اين امکان که الان جای بزرگی در زندگی مون پيدا کرده واقعا حيفه وسيله ای برای زندگی کردن در زير سرکوب و له نشدن يافتن يارانی که انان نيز اين فشار را تحمل می کنند و اميد گرفتن و اميد دادن برای فردائی بهتر حيفه اين امکان را خود از ست بدهيم .
سلام شبح عزيز . خوش امدي . يعني از رهگذر ثاني هم خبري ميشه ؟
ولله چه عرض کنم. بیست و پنج روزه ننوشتی, حالا می گی می خواستی خداحافظی کنی حواست نبوده!
سلام شبح عزيز!
شبح نازنین!
تو شرم نميکنی از خود ابدا و اصلا انگاری که رابينسون کروزوئه هستي رفتی معلوم نيست تو کدوم جريزه خراب شده ای بسه ديگه
به به ! شبح جان |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1311
تعداد نظرات: 25820 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: september 4, 2010 10:04 am
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||