|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
جمعه، 17 آذرماه 1385 | December 08, 2006
● جنایات و مکافات
آذر در دانشگاه تهران، گزارش لحظه به لحظه از تجمع 15 آذر در دانشگاه تهران دیکتاتورها به سوی مردم آتش میگشایند و منتقدین خود را به قتل میرسانند. خون قربانیان نتنها دامن خودشان را میگیرد بلکه دامن بهزیرکشندهگانشان را نیز خواهد گرفت. شاه سه دانشجو را پاس نیکسون قربانی کرد. شاه و حکومتاش رفتند اما جانشینان دیکتاتورش هم نتوانستند از خون ریخته شده جان بهدربرند. چنین شد که ۱۶ آذر دیگر روزی برعلیه شاه نیست روزی برعلیه دیکتاتوری ست. اینها نیز روزی سرانجام خواهند رفت اما تا وقتی دیکتاتوری وجود دارد. ۱۶ آذر چون مشعلی فروزان خواهد درخشید و هیج دیکتاتوری گزیری از آن ندارد. آذر که میشود تنشان میلرزد. درود بر رهروان آزادی و برابری، دانشگاه راه نشان میدهد
تست
در ضمن سهند جان،
Dear Sahand,
وب قشنگی داری
شبنم من انتظار نداشتم که زن روشنفکری مثل شما به قانون بغایت ارتجاعی و تقريبا جديد سوئد صجه بگذاريد. حتی به اندازه يه اتم هم عقل و شعور در اين قانون نيست. قوانين ملا عمر در افغانستان هيلی منطقی تر از اين قانون است. آخر اين چگونه قانونی است که توليد را ازاد ولی مصرف را ممنوع می کند. تصور کنيد که شما به مغازه ای رفته و جنسی که پشت ويترين گذاشته شده را بخواهيد بخريد ولی در حين خريد پليس شما را دستگير کند زيرا که قانون خريد اين جنس را قدغا کرده. خود شما هم اقرار کرده ايد که مسئله حل نشده بلکه راه های خودش را عوض کرده و خريدار و فروشنده از راه های مدرن و تکنولوژی استفاده می کنند. اين ملا عمر های مونث ( يا همان فمينسيت های الترا راديکال ضد مرد) اين قوانين را به دولت سوئد حقنه کرده ايند و مثل بچه های منتالی رتاردد فکر می کنند که اگر روی مسئله را بپوشانند خود مشکلات هم از بين خواهد رفت. مشکل فروش و خريد سکس از آن مسائل پيچيده ای است که راه حلی نداره بجز تحت کنترل گرفتنش. هر کسی که هم طرفدار پست مدرنيسم باشه و هم مخالف گسترش بيزينس سکس ادمی احمقی است که فقط به پالانی احتياج داره. نه ميشه هم از آخور خورد و هم از تبره. مسئله فروش و خريد سکس از همان اوايل تمدن بوده و تا آخر هم ادامه خواهد داشت. هر کجا هم که خواسته اندکه با قوانين سفت و سخت ممنوعش کنند نه تنها به شکست انجاميده بلکه که مشکلات ديگری را هم بهمراه داشته. خدايا ما را از گزند امراضی مثل مالاريا و طاعون سل و سرطان و ايدز و فمينيزم راديکال بر حظر دار. آمين
شبح جان شبح به اين کم کاری نوبره والا :)
پاسخی به قوم پرستان تحت عنوان "دانشجویان کورد": چرا اتفاقا 16 آذر بحث جنبش سوسیالیستی و آلترناتیو سوسیالیستی بود و شما با تقسیم دانشجویان به کرد و فارس و ترک دارید علیه 16 آذر و علیه آلترناتیو چپ عمل میکنید. دانشجویان کرد جنبش ندارند اشتباه نکنید. شما بخشی از جنبش قوم گرایی ناسیونالیسم کرد هستید که دارید از توان اعتراضی جنبش دانشجویی بنفع جنبش قومی خود سو استفاده میکنید. سلیمانیه شهر انسانها و متعلق به انسانهاست اما تحت حکومت غیر انسانی و کارگر کش ناسیونالیسم کرد است. نفرموده اید نظرتان در مورد گلوله باران کارگران معترض در شهر سلیمانیه توسط حکومت اتحادیه میهنی قوم پرست چیست؟ لابد منظورتان از سوسیالیستهای راستین خاورمیانه امثال قاسملو و مهتد یها و جناب آپو و محمد حاجی محمو د و جلال طالبانی است. اینها سوسیالیست نبودند شوروی چی بودند. تا شوروی بود کتاب مبارزه ملی یا طبقاتی(جلال طالبانی) مینوشتند و چون شوروی رفت به امثال جرج بوش پناه برده اند. اگر شما پیچ و خمهای سوسیالیست بودن را میدانید چرا علیه آن هستین؟ چرا بنام دانشجو پرچم قوم پرستی برداشته اید؟ چرا از نظرات من هراسان شده اید و حکم داده اید که ننویسم. این دشمنی با سوسیالیسم را از کجا یاد گرفته اید اگر واقعا دانشجو هستید؟ مشکل من دشمنان جامعه کردستان است که بنام مردم علیه منافع مردم عمل میکنند. کورد کورد کردن شما چیزی نیست تکرار ادعاهای بورژوازی کرد که روز روشن دارد بنام جامعه کردستان اما برای منافع حقیر خود میکوشد. منافع بورژوازی کرد تماما مغایر و علیه منافع اکثریت مطلق جامعه در کردستان است. مثال سلیمانیه به روشنی دم دست است. ما برای انقلاب کارگری و برقراری جامعه سوسیالیستی مبارزه میکنیم. ما اهل مسامحه با هیچ کس نیستیم. بیاد بیار مسامحه طالبانی با بوش و خمینی و رفسنجانی و مهتدی با بها ادب و قاسملو با پاسدارهای بی ریش و آپو بعد از دستگیری با دولت فاشیست ترکیه و بارزانی با صدام و حزب دموکرات با جمهوری اسلامی و اگر آبرویی برای ناسیونالیسم باقی بود بعد بیا مدعی شو. ما در مبارزه با ناسیونالیسم هیچ شرط و شروطی نداریم. ناسیونالیسم کرد همانقدر ضد انسان است که ناسیونالیسم ترک و فارس و عرب. ما کمونیست هستیم و انسانها را با هیچ پسوند و پیشوندی تقسیم نمیکنیم و به شمام اجازه نمیدهیم تقسیم کنید.
پاينده باد ام الجنده گان، جنده ي جنده ها ناناي بزرگ. هر چه بگويد درست است. پستون چروکيده ي نانا پتياره به تمام کساني که با او درافتاده اند.
سلام
شبح جان کمکار شدهای...
جوانان کمونیست 277 بعد از 16 آذر:خطوط یک پلاتفرم مبارزاتی مصطفی صابر رفیق عزیزمان منصور ترکاشوند تصمیم گرفته که از این پس سوالاتی را طرح کند تا در نشریه پاسخ دهیم. امیدوارم این سوالات ادامه پیدا کند. اولین سوالی که فرستاده اند، مربوط به وظایف بعد از 16 آذر است: سلام. سوال اول- همه شاهد تعرضات مستقيم دانشجويان به نظام اسلامي بوديم . بدون ترديد جمهوري اسلامي (مثل هميشه) در قبال اين اعتراضات دست روي دست نمي گذارد. طرح و برنامه شما براي ادامه اي اين اعتراضات چيست؟ چگونه بايد اين خط سير را ادامه داد؟ منصور عزیز، یک فرض در سوالت هست که ابتدا باید در مورد آن صحبت کنیم. اینکه جمهوری اسلامی در قبال این اعتراضات کاری میکند و دست روی دست نمی گذارد. مثلا لابد حمله میکند، به اختناق و سرکوب شدت میدهد و غیره. اما جمهوری اسلامی تمام توان و امکانات خود را به کار برد تا جلوی 16 آذر را بگیرد و نتوانست. 16 آذر وسیع تر از همیشه، سراسری تر از همیشه، پر جمعیت تر از همیشه، سرخ تر و رادیکال تر از همیشه و پر سرو صداتر و دخالتگر از همیشه بود. از تبریز تا تهران و مشهد و سنندج و بابلسر و یزد و شیراز و غیره. دیگر چه کار قرار بود انجام شود که نشد؟ از شعار سوسیالیسم یا بربریت تا هو کردن احمدی نژاد در پلی تکنیک، این تصویری واقعی از کل اوضاع سیاسی ایران است. و همه کس مجبور شد از آن سخن بگوید، خیلی از تلویزیونهای دنیا هو شدن احمدی نژاد را نشان دادند. البته بقول خودت در مقاله ات هفته قبل این نه فقط جمهوری اسلامی که کل راست در جامعه را به وحشت انداخته است و رفته رفته همه دشمنان کمونیسم و رادیکالیسم و آزادیخواهی، همه دشمنان حزب کمونیست کارگری دارند زیر شعار "خطر لنین" جمع میشوند و سخیف ترین تبلیغات جنگ سردی و اینکه "آی استالین آمد" و "آی دیکتاتوری سرخ" و غیره دارند متحد میشوند ....
شبح نازنينم، چند روز پیش به محلی در گوتنبرگ رفته بودیم که زنان تن فروش را تحت حمایت خود قرار می دهد، از جمله تراپی، کمک های بهداشتی و روان درمانی و حتی اقتصادی. اگر اشتباه نکنم در ایران جزای تن فروشی سنگسار است؟ درسته؟ برایم جالب بود، زیرا از سال ۱۹۹۹ به بعد در سوئد قانونی به تصویب رسید که بنابر آن خرید سکس جرم محسوب می شود و نه فروش آن. ایده تصویب آن نیز ایجاد روزنه ای برای زنان و کودکان تن فروش برای نجات خود از این مهلکه بوده. یکی از عواقب این تصمیم جمع شدن تن فروشی در خیابانها بوده، اما از آنجا که میزان درخواست کنندگان هنوز پایدار است، در واقع نوع عرضه این حرفه/سرویس تغییر کرده، آنهم از طریق اینترنت و موبایل و غیره... با خود فکر می کردم اگر چنین قانونی در ایران و یا کشورهای امثال آن نیز به تصویب می رسید چه نتایجی را در بر داشت؟ آیا کمکی برای بهبود وضع زنان و کودکان بی گناه می بود؟
چرا دارید رنگ قومی به جنبش رهایی انسان میزنید. جنبش سوسیالیستی هیچ دینی نسبت به جنبش ناسیونالیستی ندارد بلعکس این جنبش ناسیونالیستی است که چه در حدود ملی و چه در حدود قومی خود همواره منافع جامعه و اکثریت شهروندان را یا سرکوب و یا در بهترین حالت نادیده گرفته است. جنبش رادیکال دانشجویی امروز در ایران چه دینی به جنبش عقب مانده قوم پرست دارد؟ جنبش شما در سلیمانیه در قدرت است و همان جا کارگران معترض را به گلوله بستند. میان طبقه حاکم یعنی بورژوازی و طبقه محکوم یک جنگ طبقاتی همیشگی در جریان بوده و است که گه آشکار و گه پنهان اما همواره قابل مشاهده و محاسبه است.
بحران ناسيوناليسم کرد دلايل انشعاب حزب دمکرات کردستان ايران ....
سهند و سعيد گرامی بنده با اين گروه برادران خونی - اسپرمی و از آنجائی که قدرت به گه کشيدن دارم و همانطور که شما همگی شاهد بودید این چهار فرهیخته گذر آب منگل به جان من یک الف پیرزن افتادند و خود را رسوای کامل کردند بنابراین با فداکاری و جان بازی کامل برای شکستن تخم و کله و هرچی از اینان است تنهائی میروم زیرا من مدرنم شما برای ابراز نظر خود آزادید
نازلی جان بذار الان کارستانی واست میکنم تا سر خلوت و کچل شبح جان پر بشه ولو من و تو قادر به رویت مخلوقات عجیب و غریبی که ژنها و میمها در فرمت ژنو_ممو فنوتایپهای واقعی پدید آورده اند تا عاقبت نظم و نسقی یافته و ارگانیسمهای خودساخته خویش را در مقام تنبیه و تنبه این خاطیان رذالت طبع و شریر خودکار و خودجوش و خودساز و بازخودساز که گهگاه بنا به علل و دلایل (و نه به تصور اشتباه اکثریت خران_خود_نخبه خوان) نیز دچار تحولات و تکاملات نه لزوما مطلوب ارگانهای حمال خود گشته را از سر ریاضت تخماتیک به خالق و مخلوق ناشی از خلاء فلسفی مزخرفشان آنهم بسته به علت فاعلی بسر جای خود نشانند....... چی خواستم بگم چی از آب درآمد :-) من چقدر به این آریابرزن زاگرسی خرفت و پیر هشدار دادم که با این جماعت عوضی نشست و برخاست نکن و من را به این مشت شارلاتان نفروش خینگ خدا چون اینها هر را از بر نه در عالم منطق و نه فلسفه و نه دینشناسی و نه علم و نه اوضاع امور واقع آنهم مجتهدانه ازجاش تشخیص نمیدهند که نمیدهند و در همانحال طوطی وار هی دم بدم گهزرخوریهاست که میکنند. حتی واسه چند روزی نانای فحاش نیز بدردشان خورد و عاقب همچون کهنه کثیف حیض به سطل زباله انداختنش که شاهدیم! بعد این یارو امید میلانی را آنهم از زبان من بدون هیچگونه اجازه و ملاحظه کانتکس مربوطه "اختاپوس" میخواند بلکه برای اذهان مشوش و آلوده خویش توجیه و توجه بخرند. آقا پشتش هم شعر و معر است که بپای این هجویات در همان طویله سه عدد و نصف خویش همی ریزند انگاری آلت شاقولی غول شکسته اند! باری تا جائی که همچون کبک سرشان در زیر صفحه سفید و بلنکشان نامشهود و ناپدید بود آنهم پس از سقوط به گودال و حفره های آتش در سری "زمین لرزه ها و بعدا پس لرزه های متعاقبش" در بلاگ امید میلانی خوب ما هم ذکر شرشان نمیکردیم ولی حالا دوباره هوس درکونی خوردن مجدد بهشان دست داده که حرفی نیست. اگر خاله زنک نیستید پشت سر من زر نزنید و بیائید اینجا تا ببینیم کی باخت و که به اعتراف خودتان در همان بلاگ امید و متعاقب همان "پس لرزه ها" برید و بخودش رید! ببینید دوستان! این داستان بسی طولانی است ... من و امید میلانی با هم اختلاف داریم زیاد هم هست ولی در اینکه این جمع سه نیم نفره نامتقارن و منحوس به همان قطعیت ریاضی قسم یک مشت "مرتجع" اند درین معنا جای هیچ اختلاف و شک و شبهه ای بین ما دو نفر نیست هر چند اینها خود را در هزاران لایه از انواع و اقسام "نوارهای بهداشتی" ساخته و پرداخته هر کارخانه و بیزنسی که باشد بپیچانند و شعر بگند و هجو سازی هنرمندانه بکنند و بدون تعارف بگم گهزرخوری اضافی بکنند. همین فیلسوفشان یعنی جناب آریابرزن زاگرسی در همین بلاگ شبح آمد و با هم بحث کردیم و همگی شاهد بودند که ایشان هر چه خواست به من آنهم بطور بهداشتی توهین کرد و با پنبه سر برید اما عاقبت برید و خودش از ادامه بحثها طفره رفت و بعد هم که قضیه به بلاگ خودش کشیده شد بازهم تاب نیاورد و درب و حجره آنجایش را نیز با نوار بهداشتی آکبند کرد. بعد نوبت مصاف با تئولوژیست اینها یعنی "مخلوق" رسید. خوب بعله چارتا کتاب خوانده و نوچه ملکیان و ازین حرفا. منتهی وقتی شخصی مرا با مشاهدات و یافته های شخیص خودش نتواند سورپرایز و متحیر بکند آنگاه بلانسبت ریدن به آنچه بقول فرنگیها از مقوله "بین در دان دت" است که البته ممکنه بدرد خر/آریارنگ کنی بخوره ولی بخدا هماندست کهنه بافیهای شدیدا ابلهانه است که فقط مرا به یاد عرعر الاغها می انداخت. باری برغم همه اینها اما گلبرته هایشان از ریز و درشت بدرد مصاف و نبرد با "سعید ممتیک" نمیخورد و حقیقتا ازین قضیه همچون مار زخمی و حیران بخود پیچیده و بازهم شاهدیم که همچنان نفله ویران نفسهای آخر همی کشند! به جان همسترم قسم من تقریبا تمامی این مقالات مخلوق و آریا یا حتی مزخرفات هجو دخو را خواندم ولی بجز کسالت و در برخی موارد مواجهت با توضیح واضحات شدیدا بورینگشان واقعا ایمپرس نشدم. خوب که چی مثلا فایده آن بافته ها و طویلگوئیها؟! وات ایز یور فاکینگ نیو آیدیا دن؟! وات ایز یور فاکینگ دم پوینت؟! وات الز دت یو آر سینگ ویچ ایز نات آدرز هل؟! وات ایز نیو اند اکسایتینگ اند مایند باگلینگ هیر...؟! وات...؟! حالا بگذریم از اشتباهات نظری و تئوریک فاحش و بسیار خطرناک اینها که در کمال جهالت از نوع مرکبش بعلاوه موذیگری از نوع محشرش در مواجهت با امثال من و امید میلانی حسابی کار دستشان میدهد! شما در همانجا ببینید که این یارو در پاسخ یکسری مطالب "مثبت" امید چقدر حیران و ویران انگشت بدهان درجا خشکش میزند. بخوانید خیلی جالبه! بگذریم... حالا در کمال وقاحت و پرروئی جناب مخلوق از شکست نادر امید میلانی سخن میگد اما ایکاش بلاگ امید باز میبود و خود شاهد بودید که چه شخصی (بجز همین مخلوق) در آنجا اعتراف به شکست نمود؟! ایشان بر طبق تصور ساده لوحانه ناشی از بیسواتی عریانش در رابطه با منطق مدرن (آنهم از روی دست یک الاغ احمقتر از خودش) چنین استدلال میکرد که بعله "الله" بدلیل سری مجموعه ای از تناقضهای لاعلاج گزاره های "ایکس" و "وای" و "زد" و "دبلیو" مثلا نمیتواند "وجود" داشته باشد و یا در صورت وجود نافی و ناقض همان "محکمات وحیانی" خویش در مندرجات گزاره های مربوطه میشود. من دیدم این دارد قصه حسین کرد شبستری بگوش دراز آریای فاشیستمان میخواند با خودم گفتم نکنه طرف علاوه بر حسنات ظاهری مزخرف فلسفه هگلی بواسطه خزعبلات کون گشادانه یونانیها نیز سوفیست هم بشود و خلاصه در همانجا بود که با بخاطر آوردن یکی دوتا آموزه پیش پا افتاده از دو سه تا کورس منطق ریاضی محض خوانده خویش بهش نشان دادم که مخلوق_جان اولا آنطرف گه زبادی خورده است دلیل نمیشود تو بروی وانیلش شکلات بذاری و زغنبو نوش جان کنی. ثانیا هر دانشجوی 101 منطق ریاضی خوانده بسان آب خوردن آنهم بر اساس تئوری "اینکامپلیتنس" گودل میتواند بسیاری از هماندست پارادوکسها را چه در عالم بسیط اعداد و چه در قلمروی انتزاعی متافیزیک و چه در حیطه علوم استقرائی_تجربی واسه توی خینگ و خپل چنان صورتنبدی بکند که بازهم بیائی و همان مزخرفات را در بابش بگی الا اینکه با یک توسری محکم و در هر مورد ضدمثالهائی را شاهد باشی که بلانسبت بریند به هیکل یک چنان قیاسهائی که خنده آمد خلق را از خواندن و شنیدنش! آخر کدام پدر بیامرزی یک چنان جواز و اسلوب متین منطقی بدست تو و امثالهم داده که از تناقض میان چارتا گزاره خود چین تخمی به عدم وجود مصادیق وجودی مندرج در بطن آنها دست بیازی و یا عکس نقیضش آنهم بروش کیری_سفسطی به اصطلاح "برهان خلف"؟! اصلا گودل بما آموخت که چیزی مشهور و رایج در مقام بحثها و حتی براهین ریاضی بنام "برهان خلف" ازجاش برهان نیست بلکه سفسطه و جدل است واسه خاموش کردن طرف مباحثه و همین و بس والا که چیزی را از عالم ریاضی یا فیزیکی یا متافیزیکی نه قادر به انکار و نفی و ابطال است و نه برعکس :-) یعنی مطلقا جدی نیست بلکه صرفا واجد یک اثر روانشناسانه واسه تحمیق اذهان ضعیف نظیر همین خر_مخلوق خودمان است :-) آخه کجاست اعتبار و مناط چنین روش و برهانی؟ در کدامین کتاب درسی از منطق مدرن؟! ... بگذریم که ایشان/مخلوق در همانجا حسابی به صرافت افتاد و گورش را خود با دستانش بعلامت تسلیم و به اعتراف زبان فارغ از قصد معنایش خواند. منتهی من چاره ای بجز افشای این ننگ درینجا ندارم چون باز همو/مخلوق حسابی هوس لگد و کشیده های بهوش آور مرا کرده است که بازهم حرفی نیست و این گوی و این میدان ! ایشان کالا و متاعش را بیاورد و بما نا_نخبه گان رذیل المصب بفروشد. منتهی اسلوب ورشکسته دیگر ایشان "خودگوزی و خودخندی" است که مرا یاد سگهای در خانه صاحبشان می اندازد که عوعوشان صرفا واسه جیره و مواجب شبشان است بلکه از سرما و گرسنه گی و خطر رقابت از سر کون گشادی در امان باشند :-) * * *
چرا اینجا اینهمه خلوت است شبح جان؟
دوست عزیز ، عضو محترم پن لاگ !
مايکل لدين : خامنه ای در بيمارستان بستری است و حال وی وخيم ميباشد آره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نانا؟
دانشجویان پلی تکنیک تهران دست به تجمع اعتراض زدند
سازمان جوانان کمونیست از همه مردم آزادیخواه تهران، از دانشجویان دانشگاههای مختلف میخواهد از اعتراض دانشجویان حمایت کنند و در مقابل سرکوب دانشجویان، دستگیری و اذیت و آزار آنها به هرشکل که میتوانند دست به اعتراض بزنند. دانشگاه پادگان نیست، نیروهای بسیج و حراست و سایر عوامل سرکوب رژیم باید گورشان را از دانشگاه گم کنند. نیروهای انتظامی حق محاصره دانشگاه و ممانعت از اعتراضات دانشجویان را ندارند و باید گورشان را از اطراف دانشگاه گم کنند.
یاران ناشناخته ام
1. بهرحال منظور من از آن متن مطول بساده گی این بود که "مبارزه" همچین کار آسانی نیست. و بهتره آندسته از دوستانی که هوی و هوس اینگونه ماجراجوئیها رو در زنده گیشان دارند و در عین حال و متاسفانه هنوز نمیخواهند اعتراف به بازگشت دین و اعتقادات و خرافات و اسطوره ها در سرتاسر جهان و بطور عریان به عالم سیاست و قدرت بکنند آنهم برغم آن فاتحه معروف از برای فوت و دفن ایده ئولوژیها و در نهایت اعلان پایان تاریخ کمی بنشینند و با تعمق فطین در ارزیابی خویش حسابی تجدید نظر بکنند تا بلکه گوی رقابت از دونکیشوت نربایند :-) شما چرا از همین تاریخ معاصر و بلکه روزانه عیان و آشکار یعنی این آزمایشگاه مفید درس نمیگیرید آخه ؟! ببینید آمریکا را با آن قدرت مخرب نظامی اش و ساز و دهل تبلیغاتی اش در عراق عاقبتشو دیدیم! همینطور بود شوروی مرحوم با آن دهل و علم و کتلش در افغانستان! حاصل چه شد؟! آیا یک مسلمان مسیحی یا کمونیست شد یا چه میدانم سکولار و یا لیبرال و لائیک گشت و یا قرآن و کتاب توضیح المسائلش را سوزاند؟! نماز و مسجد و عبادت و حجش ترک شد و یا بجای روحانی به دانشگاهی مراجعه نمود واسه مشکلات زنده گیش؟! حاصل چه شد ؟! 2. علیرضاجان مرسی از تحلیلت. همینطور ادامه بدی غلط نکنم یک مالی میشی! 3. ناناجان چه عجب از "حق" یک دلقک که تازه خودش نمیدونه چه گلیه دفاع کردی؟! آشفته گوئی من اما بعلت آینه بودن ذهنم است مر جهان آشفته محیطش را دیگه ! مگه نمیدونی در "منطق الکبری" یعنی اولین کورس حوزوی به طلاب ناشی در جامع المقدمات می آموزانند که "الذهن مرآه العین" !
خدمتت عرض کنم اين سعيد ممتيک اگر اين همه مفصل ننويسد و کمی فکرش را منظم نمايد او شخصی است که ميتواند به قول امريکائی ها ((د..و....ل آدووکت ))را خوب بازی کند به هرحال منظورم اين است که اگر مختصر بنويسد بودنش خوب هم هست زيرا بحث را باز ميکند
يکی از خصلتهای اين سعيد دلقک اينه که اگر مذهبی باشی بر عليه مذهبت از مارکس نقل قول مياره و اگر خدانشناس باشی از مذهبی ها . بلاخره بايد يه جوری با همه در بيافته و خودش هم اصلا معلوم نيست که چگونه گهيه.
اين سعيد عجب آدم دلقکی است که به همه چيز ايراد می گيره. ايا کسی هست که از اين وزير انتقاد بپرسه که به چه چيزی جز ميم باور داره. اخه مرديکه مزخرفک عمه من هم مثل تو به زمين و زمان نفرين کی کنه ولی بلد نيست که حتی جو دو عدد خر را تقسيم کنه. برو و فکری به آن دهان اسهال گرفته ات بکن که ما ديگه خسته شديم.
دانشجويان کورد- در حاشيه سرود های غير انسانی ۱۶ آذر امسال
اما اين دانشجو را از قبل بسته بندی کرده اند. بسته به اينکه کجا متولد شده باشی به شما دين و مذهب و نژاد و قوميت و مليت و فرهنگ و رسم و رسوم از قبل فروخته شده و شما در بهترين حالت بايد در مقابلش سکوت کنی. من شيعه و شما سنی هستين. مهم نيست چگونه اين لباس تن ماست؟ چرا به شما ميگن لر؟ اين طوق تاريخی را چرا من مجبورم به گردن داشته باشم؟ تاريخ وسيله ای شده در دست اينها که بگويند در سراسر تاريخ به شيعه ها ظلم شده و اينکه الآن حکومت جنايتکاری که خودشو شيعه ميدانه آزادی که سهله حق سبيل گذاشتن را از مردم گرفته مطرح نيست. چرا من بايد از شيعه يا سنی يا هر توهم ديگری دفاع کنم؟ که بگويند در سراسر تاريخ به کردها به ترک ها به لرها به عرب ها به بلوچها به ... ظلم شده و تو امروز بايد شمشير انتقام برگيری و دشمنان ملتت را سر جايشان بنشانی. و اينکه هم امروز حکومت "عرب" ها "ترک" ها "کرد" ها چگونه دمار از مردم گويا خودی در آورده مطرح نيست. ظلم بد نيست؟ از غير هم زبان بده؟ تمام حکومتهای موجود سرمايه داريند و لذا ضد شان و حرمت و آزادی انسانند اين مورد انتقاد نيست. فارسی و عربی و ترکی بودنش مسئله شده؟ بلاخره يک دانشجوی بايد محصول مطالعات و اندوخته هايش را نشان دهد. در قاموس کدام علمی يک حکومت را با توصل به زبان رئيس حکومت تعريف کرده اند؟ آيا در عصر عشاير و ايلات هستيم؟ آيا جمهوری جنايتکار اسلامی حکومت فارسهاست؟ اميدوارم کسی را نرنجانم. من خطابم کلی است. اما اينجا لازمه مشخصا رو به دانشجويانی داشته باشم که در اعتراضات راديکال و کوبنده ۱۶ آذر ۸۵ که سرخ و سوسياليستی است طرف سرود "ای رقيب" را بعنوان صدای اعتراض سر ميدهد. از اين فعلا ميگذرم که دو سرود ديگر هم به همان اندازه سنتی و بی ربط به منافع انسان و جامعه بودند که ای رقيب. اما جوانی که در جامعه کردستان زندگی کرده است و حتا نه مطالعه و تحقيق فقط پای صحبت نسل قبل از خودش بشيند روشن ميشود که مناديان سرود ای رقيب کمترين ارزشی نه برای آزادی و نه برای شان و حرمت انسان قائل نيستند. نه فقط اين که فاکت هست که آزاديخواهان را به گلوله بسته اند. مرد سالاری و گذشته پرستی و قوانين شريعيشان آنها را تماما در کنار حکومت دينی ملا عمر و خامنه ای قرار ميدهد و نه حتا در کنار ليبراليسم مرتجع غربی. سرود ای رقيب و سرود ای ايران همچون قرائت قرآن خبر از بی خبری عميق خواننده از متن دارد. وطن و خاک و نژاد و بت پرستی مستقيما توهين يه کرامت انسان است.
مطلب یکم: مطلب دوم: مطلب سوم: مطلب چهارم: مطلب پنجم: مطلب ششم: مطلب هفتم:
انتخابى گريز ناپذير!
امروز دانشجويان و نسل آزاد انديش و سوسياليست در ايران مکان شايسته خود را در تاريخ اعتراضات پيشرو جهان ثبت کردند. در تهران و شهرهاى ديگر صدائى متحد و با اعتماد بنفس قد علم کرد و راه حل آزاديخواهانه خود را در مقابل کل جامعه قرار داد. اين شعارها که امروز در تهران اختناق زده تکرار شد مثل بلور شفاف است؛" آزادى و برابرى"، "رهائى زنان رهائى جامعه است"، "سوسياليسم يا بربريت"، "ما جز زنجيرهايمان چيزى براى از دست دادن نداريم"، "مردم نان ميخواهند نه بمب"، "زندانى سياسى آزاد بايد گردد"، "ما متحد استراتژيک جنبش کارگرى و جنبش زنان هستيم"، "دانشجو کارگر اتحاد اتحاد"، "دانشگاه پادگان نیست" و "مرگ بر استبداد"، از آن جمله اند. اين پلاتفرم آزادى جامعه است، پلاتفرم نفى حکومت مذهبى است، پلاتفرم نفى جنگ و ميليتاريسم است، پلاتفرم نفى تبعيض و نابرابرى است، پلاتفرم آزادى سياسى و حق و عدالت و سوسياليسم آنست. اين پلاتفرم توهم ندارد و به راه حلهاى نيم پز و خاکسترى دل نبسته است، اين پلاتفرم جامعه را در مقابل انتخابى روشن و انسانى قرار ميدهد؛ براى نفى بربريت بايد سوسياليسم را بپا کرد و سوسياليسم پرچم مقابله با بربريت است!
روزهای ١٤ و ١٥ آذر دانشجويان در تهران و تبریز و مازندران مردم ايران و بشريت را نمايندگى کردند و در مقابل جریانات اسلامي و قوم پرست و ناسيوناليست و در مقابل سرمايه دارى پرچم روشنی بلند کردند. دانشجويان با تاکيد بر رهائى اجتماعى از بربريت سرمايه دارى و با برافراشتن پرچم سوسياليسم بر زخمهاى طبقه کارگر و مردم محروم مرهم نهادند و کل جامعه را به این راه حل فراخوان دادند. اين افقى ديگر، راه حلى ديگر، جنبشى ديگر و آينده اى ديگر است. يک آينده بهتر!
حزب کمونيست کارگرى به برگزارکنندگان و دست اندرکاران مراسمهاى پرشکوه ١٤ و ١٥ آذر درود ميفرستد و به اين عزم و اراده انقلابى و آزاديخواهانه ارج مينهد! اما بايد بر سکوى پرافتخار و سرخ شانزده آذر براى نجات يک جامعه هفتاد ميليونى خيز برداشت و جنبش سوسياليسم را در هر کوچه و خيابان و دانشگاه و کارخانه سازمان داد! بايد جامعه را حول افق سوسياليسم بسيج کرد! بايد رژيم اسلامى بعنوان يک سنگر مهم بربريت و تروريسم اسلامى در خاورميانه و جهان را با قدرت جنبش سوسياليستى شکست داد! طبقه کارگر و پيشروان سوسياليست طبقه کارگر، زنان و مردان آزاديخواه، جوانان پرشور و خواهان عدالت و آزادی بايد متحد شوند و پرچم جنبش انقلابى و سوسياليستى و برابرى طلبانه را برافرازند. اين تنها راه نجات مردم ايران و نقطه آغاز تحولات بنيادى در منطقه و جهان خواهد بود.
زنده باد پرچمداران آزادى و برابرى و سوسياليسم در دانشگاه های ایران سرنگون باد جمهورى اسلامى زنده باد جمهورى سوسياليستى
حزب کمونيست کارگرى ايران ۱۵ آذر ۱۳۸۵- ۶ دسامبر ۲۰۰۶
شبح عزيز دامنه اعتراضات راديکال جنبش دانشجويی در بسياری از دانشگاههای ايران در جريان بوده و است. اينجا بخشی از اطلاعيه دانشجويان دانشگاه مشهد:(متن کامل را دوستان ميتونند در سايت روزنه www.rowzane.com مطالعه کنند) تریبون آزادی از ساعت 12 در امفی تئاتر کانون فرهنگی دانشگاه فردوسی برگزار شد . |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1310
تعداد نظرات: 25711 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: april 15, 2008 01:17 am
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||