دوشنبه، 13 آذرماه 1385 | December 04, 2006

پرستو

به نام کوچنده،
به دل
زمین‌گیر
یادهای شاد.
با یادهای شاد
-به فرمان نام‌ات-
بال گشودی
بر شانه‌های باد.
مرا و غم‌های‌ام را
بر خاک نهادی
و در آسمان
پروازی کوچنده
آغاز کردی
×
اکنون
ماه و خورشید شماره می‌کنم
در آرزوی روزی
که قلب‌ات
بر نام‌ات
چیره شود.
روزی که
حکومت دل‌ها
بر نام‌ها و رنگ‌ها
بر مرزها و راه‌ها
فرمان براند.
روزی که تو به خانه باز گردی
بر شانه‌های باد
با یادهای شاد.
۱۳ آذر ۱۳۸۵

هر روزی روزی برای خود است اما بعضی روزها روزهایی هستند برای تمام سال امروز یکی از آن روزها ست برای من. روزی که تو آمدی و با خود شور و شعور و شادی آوردی در هنگام یاس و پریشانی در میانه‌ی تاریکی و سکوت تو هیاهو بودی و روشنی. امروز در سال‌گرد آن روز پرالتهاب که تو با آمدن‌ات باطل‌السحرش را با خود آوردی -در حدود همان ساعتی که آمدی- این نوشته را برای‌ات می‌نویسم تا بدانی همیشه هر جا که باشی هر جا که باشم خانه‌ات را به دوش می‌کشم به دوش که نه در درون سینه در میان گذرگاه هوا و زنده‌گی در قلبی تپنده همیشه حضور داری... باش شاد و سرخوش باش هر جا که می‌خواهی باش همیشه اینجایی دست هنگامی که بر روی قلب است نمی‌تواند تاپ کند اما آنچه در قلب می‌گذرد حاجتی به سرریز شدن و سرخوردن و آمدن تا سرانگشتان ندارد... خاموش در تو می‌نگرم و بی‌صدا فریاد می‌کشم.

December 4, 2006 03:22 PM

Saeed 19:45 @ Thu, 7 Dec 06

خوب حالا نوبت آنالیز شبح جان پدر :-) من با یک پرسش خیلی ساده این بحث رو آغاز میکنم: براستی "پدر" کیست و "پدریت/فادرهود" چیست؟! ببینید من باز مجبورم تاکید بر وجه تئوریک پرسشم بکنم تا مبادا یهو با آنچه در لیترچر "پاپ سایکولوژی" یا "پاپ ... ( = هر آنچه از چرت و پرتهای استتیک و قابل تصوری که معمولا در قالب شعر و معر ممکنه درین باب گفته بشود)" درینباره میخوانیم اشتباها خلط نشود.

1. مشاهدات و آزمایشهای مکرر نشان میدهند که نوزادان وقتی بدنیا می آیند اصلا و برخلاف گفته حناقی اطرافیان لزوما شبیه همسر/پارتنر مادرشان (دقت کنید گفتم "همسر مادر و نه پدر. منظورم تفکیک پدر حقوقی از پدر بایولوژیک است. چون مسلمه که هر طفلی پدر دارد ولی معلوم نیست که آن پدر=همسر مادرش بوده باشد.) نیستند. بعبارت دیگر معمولا دیدید که وقتی نوزاد بدنیا میاد تاکید عجیب و نسبتا یونیورسالی در میان همه اقوام و ملل بشر مشاهده میشه از جانب اطرافیان بخصوص اقوام نزدیک مادر به اینکه بله ... نیگا کنین ماشاالله بچه سر یا کونش یا ناخن شصت پاش به باباش رفته! و جالبه که ارار فوق لزوما از جانب اقوام نزدیک شوهر دیده نمیشه که البته همیشه حق دارند مشکوک باشند بخصوص اگه مادر خیلی خیلی خوشگل و جذاب و خوش اندام باشه :-) چرا؟!

2. بطور تکاملی صحبت کنیم عدم مشابهت محسوس نوزاد به پدرش یک وجه کاملا اداپتیو/تطابقی دارد و آن بساده گی ضامن بقای نوزاد میشود. فقط تصور کنید بسیاری از اجداد دور و نزدیک به ما و لذا ما از جاش شانس وقوع و وجود نمیداشتیم اگر دست جده هایمان/مادرانمان با بدینا آوردن فرزندانی که هیچ شباهتی به نون آور خانواده شان ندارند لو میرفت :-) بنابراین قضیه "مادرهود" با آن ارتباط 9 ماهه به اشتراک گذاردن امکانات مغذی و روحانی بدنش با جنین آنهم از طریق بند ناف و خلاصه سازشهای مکرر در مکرر تضاد منافعشان بطور طبیعی فرزند را به اکستنشن/توسیع خالقش/مادر بدل میکند و وابسته گی مزبور 4-5 سالی نیز بازهم بطور نزدیک چه در مقام شیردهی و چه یادگیریهای خطیر و حیاتی ادامه پیدا میکند. میبینید چقدر رابطه ارگانیک و لذا معنادار و واقعی و پیوسته است!؟ کیف نمیکنید؟!

3. من فکر نمیکنم شخصی به اندازه من در اینجا/کامنتدونی به زنده گی حیوانات علاقه مند باشد (برغم گفته آن خانم نادان که نمیشود طرفی ازیندست مطالعات از برای فهم رفتار انسانی بست اتفاقا باید بگم که انسانشناسی اساسا مبتنی بر دو روش مقایسه و آنالیزهای آماری است. ما نه حق داریم و نه میتوانیم بتعبیر کانت "انسان در خود غایت" را تبدیل به سابجکتهای آزمایشگاهی زیر انواع و اقسام تستهای بیوکمیوفیزیومکانیکی ببریم. پس می ماند مقایسه اش با دیگر انواع حیوانات و در مقام مشاهده کنتراستها/تفاوتهای مشهود صورتبندی طبایعش و لذا مفهوم و سنس ساختن از رفتار ظاهر و عیانش و البته استاتیستیکال آنالیسیس که واسه خودش مقوله دیگریست. بگذریم!) و اینرا باور کنید از من که طبیعت واقعا نقش مهم و مشخص و معناداری را درین پروسه ازجاش به "پدر" نمیدهد. مثلا بچه فیلها را در نظر بگیرید که تقریبا به اندازه نوزاد انسان یعنی تقریبا 4-5 سال باید در مهد و کنف حمایت باشند تا اساسا امکان بقای حیاتشان میسر بشود. خوب این وظیفه بعهده مادر و خواهر/ان و خاله/ها و عمه/ها و خلاصه در مرحله نهائی و در راس همه قبیله سی-چهل تائی مربوطه بعهده ماتری_آرچ است. والا که فیلهای نر اصلا با قبیله فقط تماسشان موکول میشود به فصل و ایام بسیار محدود جفتگیری و بعد هم حاجی حاجی جنگل مولی برو که میری...! همین است وضع شیر نر که تقریبا هیچکاری با تغذیه و پرورش بچه هایش ندارد. فقط خیلی که شاهکار بکند حفظ قلمروی حرمش است از دیگر شیرهای نر و یا حراست از حرمش در مقابل کفتارهای مرده خور که گاه بگاه هوس کشتن شیر ماده یا بچه هایش را میکنند. به زنده گی خانواده گی چیتا و شیمپانزه و گرگها و گوزنها و گوریلها و خرسها و خلاصه کلیه پستانداران آبی و خشکی و دیگر پرنده گان و چرنده گان و خزنده گان و بندپایان و ماهیان که نیک بنگرید به "پدر" هیچ نقشی بجز لقاح بارورانه اسپرم داده نمیشود و در موارد غیرپستانداران مثلا لاک پشتها که حتی نقش مادر بجز گذاردن تخم در شنهای گرم ساحل نیست و بعدش هم یا علی سراغ زنده گی خودش بعمق اقیانوس بازگشتن! مثلا تا بحال هیچ جانور شناسی ندیده که یک شامپانزه یا بونوبو یا شیر یا خرس یا چیتای پدر به بچه اش چگونه گی شکار را یاد بدهد چنانکه بارها و بکرات ما در همین داکیومنتریهای تلویزیونی از جانب مادران همین حیوانات به بچه هایشان شاهدیم!

4. پس تا اینجا تاکید من همچنان برین است که بطور طبیعی_تکاملی صحبت کنیم اساسا معلوم نیست "پدر" و "پدریت" یعنی چه و که ! و جالب و بدیهیه که بدینترتیب طبیعت رل_مدلی بدست ما نمیدهد. مثلا برای ملیونها سال اجداد ما در دسته هائی فوقش 100-150 نفره و الا که عمدتا 30-40 تائی در یک گشت و گذار نه چندان حسابشده ییلاقی_قشلاقی تیپیک اقوام امروزین به جمع آوری دانه ها و بقولات و گاه شکار و صید مشغول بوده اند و درین جوامع آنچه واقعا جریان طبیعی داشته تعلق نوزادان بوده به مردان همان قبیله صرفنظر از مشخص بودن ارتباط دقیق ژنتیکی و یا مساوقت پدر بایولوژیک با همسر مادر طفل. درینجا مادران تقریبا هر چهار سال و بنا به شرایط درین دوران با هر مردی که بنحوی فراهم کننده نیازها و البته خواستها و علایقشان بوده همخوابی میکرده اند و تبعا بچه میساخته و یا باز بنا به لزوم و مصلحت خویش سقط میکرده اند. احتیاج وافر و ضروری و حیاتی زن به "آهن" اصولا مردان را شکارچی گوشت خونین و قرمز سرشار از آهن کرده است و زنان را مشتری چنان محصولات و بل رشوه هائی از برای همخوابی هر چه بیشترشان با آنها توسط مردان! بهر نسبت که بدنیای مدرن نزدیکتر میشویم خونریزی زنان آنهم به انواع و اقسام علل شش گانه حالا از جریان وضع حمل گرفته تا پریودهای ماهانه بیشتر و طولانیتر شده (کاملا جالب و عجیبه این مشاهده) و در یک پروسه تیپیک همتکاملی البته مایه مهارت هر چه بیشتر مردان در شکار و خونریزی :-) برخلاف تصور رایج شکارچی شدن مرد ربطی بنیاز آنها به ارضاء ماجراجوئی سنگدلانه طبع سخت و خشن خویش و یا بدتر از آن گوشت ندارند چون خونروش ندارند تا بخاطر کمبود به آهن و لذا گوشت سرخ آن نیاز زنانه را داشته باشند. نیاز بیولوزیک زن به گوشت و بطور کلی آهن موجود در آن شاید 6 برابر مرد باشد. بازهم برخلاف باور عمومی آهن در سبزیجات و بقولات درسته که تا حدی یافت میشه ولی قابل جذب سیستم هاضمه ما انسانها همانند مثلا احشام نیست. اینرا گفتم که مادران خواننده هی زیادی به سر بچه هایشان در نخوردن اسفناج و کرفس و هویج غر نزنند. در مورد خواص ویتامینی اینها کمی غلو شده بخصوص با اون نحوه پختن ایرانی در دو من گریس و حرارت کوره های اتمی مربوطه که خدائیش از آهن و پروتنین گوشت چیزی باقی نمیذاره تا چه رسد فایبر بیچاره! باری اسطوره بافیهای کشکی البته از امثال مرحوم غیاث الدین جزایری ها لابد خدمت حضورتان هست! یادش بخیر اون صفحات اطلاعات هفتگی عهد شاه دقیانوس :-)

5. بطور تاریخی_طبیعی صحبت کنیم آمارها نیز نشان میدهد که انسان یک حیوان مونوگامی/تک همسری نبوده و برغم فشارهای فرهنگی بعدین نیز نیست. کافیست تست ژنتیکی میان فرزندان یک خانواده و به اصطلاح شوهر مادرشان بعمل اید تا بساده گی نشان داده شود که تا چه حد معادله پدر = شوهر/پارتنر ساده لوحانه و نادرست است. یادمه در جائی خواندم که مثلا در آیرلند چیزی در حدود 20-25% از بچه ها در خانواده هائی ظاهرا تیپیک تحت تکفل مردانی هستند که پدرشان نیستند و البته این مادر و احتمالا مادرش است که میدانند جرج جونیر واقعا فرزند تونی یعنی قصاب خوش تیپ ایتالیائی سر محل است نه جرج سنیور دندونپزشک! وضع کم و بیش در دیگر کشورها همینست!

6. خوب حالا با یک گام کوانتومی برگردیم بدنیای خودمان. اصولا خانواده ربطی به ازدواج ندارد. یعنی درسته که ما انسانها بطور طبیعی تشکیل خانواده میدهیم دقیقا مانند دیگر حیوانات عالی ولی "ازدواج" یک مهر و صورتی است که تمدن و فرهنگ آنهم با توجه به اقتضائیات اقتصادی و قانونی و حقوقی ناشی از تکثر جمعیت در مساحت هر چه کمتر و کوچکتر به ناصیه یک سائق یعنی "خانواده سازی" زده است. و در نهایت پلی گامی/اندری چند همسری را از حالت موازی به سریال/سری بدل کرده همین! تازه آنهم گفتم با ضرب و زور اعتبار و تعریف و تشریفات والا که اگر قرار به تست دقیق ژنتیک باشد آنوقت بقول شاعر هر آنچه پراستیتوت در شهر است گیرند :-) خوب درین میان البته پدرهای بیچاره کاملا گیجند که بجز نان و آب و جامه و امنیت در حق به اصطلاح فرزندان خویش چه بکنند!؟ قبلا بطور مجمل و سربسته گفتم وضع "نامحسودیه" منتهی محتاج اینهمه توضیح و خسته گی بعدش شدم! باباجان منبعد یه چیزی گفتم همینطوری دیمی قبول کنید تا اینقدر به زررر زدن نشم! نه براستی میخوام بدونم مدل نرینه این حیوان یعنی هموساپینس چیست واسه ایفای نقش پدری ؟! ضمن آنکه امروزه با مسطح/فلت شدن هر چه بیشتر دنیا آنهم توسط وسائل ارتباط جمعی الکترونی بسرعت نور بطور کلی انتقالهای ممتیکی کاملا از حالت هرمی بفرمت موازی و تخت درآمده است و پدران حتی نقش رل_مدل بودن خویش را در رقابت با کپی برداری فرزندانشان از ایکس و ایگرگ ساکن دیار بوق آنهم در هزاران کیلومتر آنطرف دریاها حسابی از دست داده اند بگذریم از قطع و انفصال فرهنگی نسبتا کاملا بچه ها/ایکس جنریشن از اسطوره های مقدس و محبوب سنتی قوم و ملت و فامیل خویش.

* * *
ت.و.:
حالا من البته نافی جوشش و غلیان عاطفی افراد با سایکیهای مشخصشان نیستم ولی دست بردن به گره و گیره شبکه های نسبتا نامرئی این امامزاده یعنی پدر_فرزندی آنهم توسط پدر و یه جورائی اهمیت بیش از حد و مورد دادن به پیوند مزبور واسه آویزون شدن و دلخوشی مفرط بهش و درین رابطه رومانتیک شدن عصبی و چه میدانم خلسه های آنچنانی رستم و سهرابی راستش فقط از عهده طبع سیال و ظریف همین شبحی خودمان برمیاد و بس و دیگران مطلقا حق تقلید و کپی برداری را ندارند! همین :-)


Saeed 17:16 @ Thu, 7 Dec 06

اقبال جان! حالا اینقدر شعار نده شیرت خشک میشه حاجی ! ... یک کم ساکت باش ! سکوت علامت عقل است و نه ترس یا رضایت! اوکی!
. . .
. . .

آهان آفرین ... خب... حالا میشه لطف کنی و مثل آدم بدون ردیف یکسری واژه گان و عبارتهای کلیشه ای_ربوتیک با ارائه شواهد و دلایل بما مشت ناشاخول ایرونی نشون بدی که مثلا چه معجزه ای از بالا رفتن عکس چگوارا واسه ملت بدبخت ما و چه مشکلی از اوضاع بیریخت کشورمان با به اهتزاز درآمدن پرچم سرخ حاصل میشه ؟! و یا اصولا چه فایده ای داره دادن مشتی شعارهای راديکال و در همانحال انسانی !؟
در ضمن چرا اینقدر خالی بندی میکنی ؟! تو واقعا امر برت مشتبه شده که مردم ایران بدنبال این لاطائلاتند که تو و سازمانت اینجا کتره ای از خودتان بافته اید ؟!

* * *
ت.و.:
پیر شی الهی جوون اگه چیزی تو چنته خود خودت بود بطوریکه بیانش یهو برق ما رو هم گرفت :-)


eqball 7:24 @ Thu, 7 Dec 06

يک نقطه عطف ديگر در تاريخ مبارزاتی جامعه ايران ثبت شد. جنبش دانشجويی در ايران امروز قاطعانه تر از هميشه آلترناتيو سوسياليسم را بعنوان راه علاج تمام دردها و آمال اجتماعی و در مقابل صادر کنندگان بمب و جنگ و هم در برابر سرمايه داران جنايت پيشه مسلمان حاکم بر جان و مال مردم پرچم کردند و دنيا را و جامعه ايران را خطاب قرار دادند.

ديگر کسی نميتواند با رجوع به تاريخچه شانزده آذر آن را در ادامه دموکراسی خواهی و ضديت با امپرياليسم و دفاع از منافع ملی قلمداد کند. سالهاست که ۱۶ آذر به روز جوانان به روز همبستگی با جنبش کارگری و جنبش زنان و به روز اتحاد برای آزادی و برابری تبديل شده است. شايد ۱۶ آذر در تقويمها بعنوان روزی که خاطره اعتراض دانشجويان ايران به وابستگی دولت پهلوی به دولت آمريکا را تداعی کند و شايد خيليها که منافعی محدود و اغلب بدور از منافع جامعه ايران دارند هر سال بنام گراميداشت ياد جانباختگان ۱۶ آذر از آن ياد کنند. اما سالهاست و امسال پر رنگ تر از هر سال ۱۶ آذر به روز آزاديخواهی و برابری طلبی و سوسياليسم تبديل شده است. نه عکس شريعتی و سروش نه عکس مصدق و رجوی نه عکس شاهزاده و بوش که عکس چگوارا و پرچم سرخ و شعارهای راديکال و انسانی در ميان تجمعات و راهپيماييهای صدها نفره دانشجويان دانشگاههای تهران و مازندران و تبريز عرض اندام ميکنند.

در پاسخ به موج دوم حزب الله چرخانی(انقلاب فرهنگی) اوباش خامنه ای در پاسخ به دهها نهاد اطلاعاتی جاسوسی بسيجی و اوباش الهی در دانشگاهها در پاسخ به صدور دموکراسی به ايران از راه بمباران شهرها و در پاسخ به قوم پرستان و فدرالی چيها اين پرچمهای سرخ است که جنبش سرنگونی را نمايندگی می کند.

جبش دانشجويی نه سر در لای افکار مشعشع روشنفکران دينی دارند و نه در توهم تقسيم جنسی و زبانی و جغرافيايی خود و نه در کنج محفليسم و صنفی گرايی و حفظ کلاه و نه مرزی را ميان خود و جنبش زن در ايران و جنبش کارگری ميبينند. نه فقط اين دالانهای ليبرالی را پس زده اند بلکه در هيئت مدعيون آزاديخواهی و برابری طلبی همبستگی و ضرورت اتحاد خود را با ديگر جنبشهای اجتماعی را هم تاکيد کرده اند و آلترناتيو برون رفت از وضعيت سياه کنونی را پيش پای جامعه ايران قرار داده اند.


eqball 0:11 @ Thu, 7 Dec 06

به دست اندرکاران ١٦ آذر از نوع دیگر!

"شبح لنین" استوار گام برمیدارد!


رفقا! فعالین ١٦ آذر سرخ و گسترده و سوسیالیستی!

آنچه که به مناسبت ١٦ آذر امروز و دیروز در تهران، تبریز و بابلسر اتفاق افتاد، بسیار غرور انگیز است. ما نه فقط همه تلاشها و تمهیدات جمهوری اسلامی و سوپاپ اطمینان هایش را بر هم زدیم، نه فقط ١٦ آذری گسترده تر و رادیکالتر و سرخ تر از هر زمان برپا کردیم، بلکه توازن قوای سیاسی را به نفع مردم، به نفع انقلاب، آزادی و برابری و علیه جمهوری اسلامی برهم زدیم. این "شبح لنین" است که با گام های استوار پیش میرود.

تاثیری که ١٦ آذر امسال (گرچه هنوز کاملا تمام نشده) بر مبارزات سیاسی در جامعه خواهد داشت فوق العاده خواهد بود. این ١٦ آذر وسیع و گسترده و سوسیالیستی فقط جواب بگیر و ببندهایی که جمهوری اسلامی از ماهها جلوتر علیه فعالین دانشجویی برپا کرد نبود، جواب حملات رژیم وحشی سرمایه داران به کارگران و دستگیری و زندان کردن آنها نیز بود. جواب داندان شکنی به ضرب و شتم زندانیان سیاسی در زندانها بود. جواب به بگیر و ببندهایی که جمهوری اسلامی علیه زنان راه انداخته نیز بود. تمامی شعارهای چپ و آزادی خواهانه و برابری طلبانه در پلاکادرها سرخ به اهتزاز درآمد. این جواب کل جامعه به رژیم اسلامی بود که ما محکم و استوار ایستاده ایم و عزم جزم کرده ایم تا شما جانیان اسلامی سرمایه را سرنگون کنیم و سرنوشت خود را بدست بگیریم. ١٦ آذر ٨٥ قدرت نمایی جنبش سوسیالیستی و چپ جامعه علیه بربریت حاکم بود، و به نوبه خود جواب تمام آیه یاس خوانها و "نه نمیشه" ها را میدهد و صف مبارزه برای رهایی از شر جمهوری اسلامی و صف انقلاب کارگری را تقویت خواهد کرد.


رفقا! از طرف تمامی اعضاء و فعالین سازمان جوانان کمونیست که دوش به دوش شما در تمام این لحظات پرشکوه فعالانه حضور داشتند به تک تک شما خسته نباشید میگوییم، در آغوشتان میگیریم و دستتان را به گرمی میفشاریم. با چنین ١٦ آذری سوسیالیستی و گسترده دور دیگری از مبارزه برای سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و تلاش برای ساختن دنیایی بهتر آغاز میشود. ١٦ آذر نشان داد که چگونه میتوان علیرغم ماشین هولناک سرکوب جمهوری اسلامی حرکتی وسیع و سراسری را تدارک کرد و سازمان داد و به عمل درآورد. نشان داد که چگونه ما کمونیست ها، ما چپ ها و رادیکال ها میتوانیم در صف مقدم قرار گیریم، متحد کنیم و توده وسیعتری را به زیر پرچم خود آوریم. نشان داد که ما میتوانیم آزادی خواهی و برابری طلبی مفرط و سوسیالیستی خود را در ابعاد وسیع در سطح جامعه مطرح کنیم.

اما رفقا این تازه فقط یک شروع است. هنوز خیلی کارها در پیش است و قطعا با جمعبندی درس ها و تجارب ١٦ آذر ٨٥، پرقدرت تر و تاثیر گذارتر در صفی متحدتر در کنارهم پیش خواهیم رفت!


مرگ بر جمهوری اسلامی

زنده باد انقلاب سوسیالیستی

آزادی، برابری، حکومت کارگری

سازمان جوانان کمونیست

١٥ آذر ٨٥، 6 دسامبر 2006


eqball 21:15 @ Wed, 6 Dec 06

دوستان ورفقای دانشجو

درود گرم مرا بپذیرید .یاد شهدای دانشجوئی شانزده آذر در شرایطی گرامی می داریم که دیو استبداد و ارتجاع که تمام قد خود را در برابر جامعه و نیازهای رشد و پیشرفت آن قرار داده وان را سد کرده است ، حتی از یادآوری نام و خاطره آن شهدای سربلند هم وحشت دارد و جلوگیری می کند. اما دقیقا در همین شرایط زنده نگه داشتن یاد و خاطره، آرمان خواهی و مبارزات شهدای دانشجو ضرورت موکد تر از همیشه است ، زیرا اکنون ، هم ارتجاع حاکم داخلی وهم فرهنگ امپریالیستی که فعلا برفضای بین المللی تسلط یافته و می کوشند هریک با ارائه بدل های توخالی ، تفکر و عمل انقلابی نسل های گذشته جنبش های دانشجوئی را لوث و تحقیر نمایند . و با زدودن حافظه تاریخی جامعه و قطع ارتباط آن با گذشته ، میراث مبارزاتی جنبش دانشجوئی را از ذهن کنونی پاک کرده و آنرا رهسپاردنیای فراموشی نمایند. از این رو زنده نگه داشتن یاد و خاطره آرمان خواهی و مبارزه انقلابی شهدای دانشجوئی از هر زمان دیگر ضرورت دارد.
اگر آن چه اکنون جریان دارد، روند طبیعی و ناگزیر آن چیزی باشد که باید در ایران طی شود ، با همه دشواریها یش ما نباید از آن نا خرسند باشیم . اتفاقا استراتژی موثر و ناگزیر مبارزه را فقط در همین شرایط و بر چنین بستری می توان پیدا کرد. این شرایط به توهماتی که طی یکی دو دهه اخیر تبلیغ کرده اندو ثمری جز خواب کردن جنبش دانشجوئی و غافل ساختن آن از هدفهای واقعی و راه های رسیدن به آنها نداشته است ، پایان خواهد داد. و جنبش دانشجوئی را خالص تر و هوشیار تر خواهد ساخت.
با شما یک سینه سخن دارم اما درشرایط حاضر که ممنوع الملاقات و حتی ازدیدار خانواده خود محروم هستم امکان ارتباط با شما و در میان گذاردن همه آنچه را که می خواهم بگویم برایم وجود ندارد. از دور دست یکایک شما را می فشارم و در مبارزه ای نجیبانه و مردم دوستانه یِ شما در هر شرایطی در کنار تان هستم .
دکتر ناصر زرافشان
زندان اوین //15/9/۸۵


nana 20:56 @ Wed, 6 Dec 06


سعيد گرامی يازده

ابدا و اصلا و اساسا نگرانيت بی جاست

بنده از بخش ابتدای ماجرای فوتباليست های فيلم ايتاليائی ابدا منظور سمبوليک
نداشتم مطلقا

تنها بخش وسط بازی گرگم و گله ميبرم
ما بخت برگشتگان ناگهان ديدم که شبح
به تير دروازه چسبيده و داره بازی قصه
عشق رايان اونيل و الی مک گرا بازی ميکنه
به خودم فرمودم
که ميرم وسط يه ضربه دفترچه نت به کله اش ميزنم و به او ميگويم

خاک بر سر - تازه ما چوپانان همگی برعليه گرگ شروع به ذخيره قمه و قداره و شمشير و ژ س و مگنوم و بگير و برو کرده ايم
و تو برای ما ناگهان تانگو ميرقصی !!!!!!

اين تنها اعتراضی به يکی از بازيکنان که با اون شلوار مسخره کوتاه و چه ميدانم لنگ و پاچه پشمالو و قد و بالای دوراز جان کيمو شده ات !!!شير علی قصاب بود ...که قرار نيست ما را ول کند و برود که ؟

در همين گفتگو ها بودم که تو ناگهان در نزده سر رسيدی و فکر کردی خدای تو نکرده به آخانيد ايران کم حرمتی کرده و گفته ام که قدرت مردم که ما نمونه کوچکی از آنها هستيم
به اخانيد میچربد و ما رقمی هستیم
این البته حرف خوبی نیست و تو
اگر شب حوصله اش را داشتی برايمان توضيح خواهی داد که ما ابلهان گرگم و گله ميبرم هم از اخانيد بترسيم .

بابا سعید جان من منظوری نداشتم البته که ما رقمی نیستیم و اخانید خیلی ترسناک ..................نانا


eqball 18:24 @ Wed, 6 Dec 06

گزارش تجمع ۱۶ آذر در دانشگاه مازندران

مراسم بزرگداشت روز دانشجو امروز (سه‌شنبه ۱۴ آذر) در پردیس مرکزی دانشگاه مازندران (بابلسر) برگزار شد. در این تجمع که بسیار باشکوه‌تر از سال‌های گذشته برگزار شد، حدود ۷۰۰ نفر از فعالین دانشگاه مازندران (بابل، بابلسر، ساری) شرکت کردند. این تجمع از دو لحاظ با تجمعات دانشجویی سال‌های گذشته متفاوت بود: اول رنگ و بوی آن که کاملاْ متمایل به چپ بود (هرچند طیف وسیعی از دانشجویان در تریبون آزاد آن سخنرانی کردند) و دوم برگزاری آن توسط فعالین مستقل دانشجویی.
این مراسم با خواندن سرود و شعارهای صنفی و سیاسی آغاز شده و پس از یک راهپیمایی، رو‌به‌روی سردر دانشکده‌ی علوم انسانی و اجتماعی تریبون آزادی برگزار شد. در این تریبون آزاد به انتقاد از سیاست‌های دولت مهرورزی و کلیت جمهوری اسلامی در قبال زندانیان سیاسی، دانشجویان توبیخ‌شده و ستاره‌دار، وضعیت تشکل‌های مستقل دانشجویی و ... پرداخته شد. لازم به ذکر است که در این روز حضور نیروهای امنیتی و اطلاعاتی در داخل و خارج از دانشگاه بسیار چشمگیر بود اما دانشجویان با درک این موقعیت که با این تعداد از تجمع‌کنندگان کاری از دست مسئولین حراست (که به‌شخصه در کنار تجمع‌کنندگان حضور داشتند!) ساخته نیست، بسیار پرشور در صحنه حاضر شدند. در آغاز تجمع یکی از گماشتگان حراست که در حال فیلمبرداری از تجمع بود، با تهدیدها و شعارهای دانشجویان مجبور به ترک مکان تجمع شد.
تعدادی از شعارهایی که روی پلاکاردهای این تجمع به چشم می‌خورد عبارت بود از: دانشجو می‌میرد ذلت نمی‌پذیرد، سه دانشجو در سه هفته شرمتان کجا رفته، یک زمین یک نژاد، آزادی برابری برای همه، رهایی زن رهایی جامعه است، اعدام جزای هیچ گناهی نیست، دانشجو کارگر اتحاد اتحاد، There Is Alternative، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، ما در راه رهایی چیزی جز زنجیرهایمان برای از دست دادن نداریم و ....

سازمان جوانان کمونیست دست همه فعالین 16 آذر سرخ را به گرمی میفشارد. هم اکنون که این اطلاعیه منتشر میشود، در تهران نیز دانشجویان در حال تدارک اجتماع امروز خود هستند. تا همینجا میتوان بروشنی دید که چگونه مارش 16 آذر رو به پیشروی است و جواب محکمی به همه تلاش های رژیم برای متوقف کردن آن داده است.


eqball 18:19 @ Wed, 6 Dec 06

گزارشي از مراسم امروز
از آغاز صبح حركت به طرف دانشگاه محسوس بود. نيروي انتظامي همه جا مستقر است. خيابان ١٦ آذر و فخر رازي و ١٢ فروردين و تمامي خيابانهاي اطراف دانشگاه پر از نيروهاي انتظامي و ضد شورش است. در محل وصال شيرازي و انقلاب موتورسوارهاي ضد شورش مستقر شده اند. اما دانشجويان با برنامه قبلي با پلاكاردها يشان در محل جمع شده اند. اول صبح تمامي دربهاي دانشگاه بسته و مقابل آن نيروي انتظامي و امنيتي ايستاده بود. دانشجويان را تنها با ارائه كارت به داخل دانشگاه راه ميدادند. كنترل شديدي بود. ساعت حدود ١٢ ظهر دانشجويان در مقابل درب اصلي دانشكده فني تجمع كرده و با شعار حراست درو واكن پشت درب اصلي ١٦ آذر جمع شدند و بعد از نيمساعت درب را شكستند و جمعيتي حدود ٥٠٠ -٦٠٠ نفر دانشجو و مردم ديگر وارد دانشگاه شدند. جمعيت به بيش از هزار نفر ميرسيد. شعار دانشجو ميميرد ذلت نميپذيرد. دانشجو كارگر اتحاد اتحاد بالا گرفت. دانشجويان بطرف دانشكده فني دانشگاه تهران حركت كردند و در حال راهپيمايي شعار ميدادند زنداني سياسي آزاد بايد گردد٬ وزير بي كفايت استعفا استعفا ٬ دانشجو ميميرد ذلت نميپذيرد. جمعيت هر لحظه بيشتر شده و صداي شعارها بلند تر ميشد. بيانيه دانشگاه پادگان نيست همه جا پخش شده بود. ما نيز آرم جبهه سوم را در ميان جمعيت پخش كرديم. چند نفري دور آن جمع شده و در مورد آن صحبت ميكردند. شعار زنداني سياسي آزاد بايد گردد زرافشان اسانلو آزاد بايد گردد٬ ستاره دانشجو مدال افتخار است٬ مرگ بر ديكتاتور٬ مرگ بر استبداد٬ ديوارهاي استبداد فرو خواهد ريخت٬ تشكل كارگري ايجاد بايد گردد ٬ رهايي جامعه رهايي زنان است٬ يا سوسياليسم يا بربريت٬ از مبارزات كارگران سنديكاي شركت واحد حمايت ميكنيم ٬ آزادي بيان و تشكل شعارهايي بود كه سرداديم وبا علاقه تكرار ميشد. كاش شما هم آنجا بوديد و باهم اين شعارها را تكرار ميكرديم. اين تجمع هنوز ادامه دارد. البته تعدادي از دانشجويان دستگير و سوار اتوبوس كرده و از محل بردند.

خبرنگار سازمان جوانان: ليلا


Saeed 17:23 @ Wed, 6 Dec 06

دیرک دروازه و جیر و باباتاوون بازیهای ایتالی جماعت و تمام توطئه ها و دستان ناپیدائی که باید واسه علاج سایکی سیک تماشاگران فوتبالش حین باخت و تساوی بیابد البته واسه خودش جای جوک و حکایت کشکی بسیار میسازه که خوب بیخیال! ضمن آنکه وضع خلجانی و کاملا نامحسود شبح جان در نقش "پدر" خوب ... وانفسائی است جالب و پرشور واسه خودش. حیف که الان حوصله شکاف و وارسیشو ندارم ولی شاید فردا شب یه چیزی نوشتم اگه شبح سر دل و زبونش همچنان باز نشد!

اما درین هیر و ویر آنچه کاملا مسخره است رفتار آتیستی_ایتالی برخی است که ظاهرا از هوش عاطفی البته در کنار هوش منطقی عاری و تهی هستند. واسه ایندست اصغار مجانی/مستضعف توصیه ای هشدارانه دارم: بهتره بجای پیله به زن و بچه مردم فعلا بروید ببر کاغذی بوش را سرگذشتشو در قصه 145 صفحه ای کتاب/گزارش منتشره دیشب بیکر_هامیلتون بخوانید بلکه بلکه بلکه منبعد کمتر زرزرزر بزنید :-)


eqball 6:42 @ Wed, 6 Dec 06

دانشجویان تبریز با خواست آزادی، عدالت و برابری به استقبال ١٦ آذر رفتند

امروز، سه شنبه ١٤ آذر دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند تبریز به مناسبت ١٦ آذر دست به تجمعی گسترده زدند، پلاکاردهای خود را برافراشتند، در دفاع از آزادی و برابری، آزادی بیان، علیه سرکوب و خفقان و اخراج و قتل دانشجویان سخنرانی کردند و قطعنامه ای با خواستهای عادلانه و آزادیخواهانه قرائت کردند.
اين مراسم که از ساعت ١٢ و نیم ظهر برگزار شد تا دو بعدازظهر ادامه یافت. دانشجویان بطور گسترده در این تجمع شرکت کردند. پلاکاردهای این تجمع از جمله به این شرح بود: دانشگاه زنده است، دانشجو بپا خيز، انقلاب فرهنگي دوم را محکوم ميکنيم، قتل، مرگ و اخراج دانشجويان را محکوم ميکنيم، دانشجوي زنداني آزاد بايد گردد، اتحاد آزادي برابري. دانشجويان در سخنرانیهای خود نسبت به فشار و اختناق در جامعه، سلب آزادی بیان و اندیشه، عدم حق برگزاري مراسم حتي در روز دانشجو، تفتيش عقیده و تجاوز به حريم شخصي دانشجويان توسط مسئولین دانشگاه، جدائی دختر و پسر و حيف و ميل بودجه عمومی توسط بسيج اعتراض کردند و از تجمع فردا چهارشنبه مقابل درب دانشگاه تهران حمايت کردند.

در این تجمع همچنین قطعنامه ای قرائت شد که ضمن اشاره به تلاش حکومتهای مستند برای منفعل کردن دانشجویان، به مقابله دانشجویان با ظلم، استبداد و استثمار و فقر و تلاش برای آزادی، عدالت و برابری، پرداخته و از تجمع روز چهارشنبه ١٥ آذر در مقابل دانشگاه تهران حمایت کردند. در این قطعنامه از همه مردم خواسته شده است که در تجمع چهارشنبه مقابل دانشگاه تهران شرکت کنند.

تجمع دانشجویان دانشگاه صنعتی سهند در تبریز پیش درآمد اجتماعات بزرگتر امسال به مناسبت ١٦ آذر بود. حزب کمونیست کارگری به دانشجویان دانشگاه سهند تبریز درود میفرستد و از همه مردم، از همه زنان و مردان آزادیخواه میخواهد که در تجمع فردا در مقابل دانشگاه تهران وسیعا شرکت کنند. ١٦ آذر روز آزادی و برابری، روز نه به وضع موجود، روز دفاع از آرمانهای انسانی و برابری طلبانه، روز فراخوان جامعه برای زیر و رو کردن این اوضاع و ساختن جامعه ای مرفه، آزاد، عادلانه و انسانی است.


nana 0:01 @ Wed, 6 Dec 06

ما که از بيخ و بن اهل اين حرفهای سوزناک
سانتی مانتال نيستيم و زياد هم سرمون نميشه و از بيخ هم عرب هستيم

ولی گفتيم بگيم که يه وخ خدای ناکرده فکر نکنيد که ديگه خيلی خريم و ابدا و اصلا هم هيچی سرمون نميشه !
نه بابا يه کم کم کی سرمون ميشه


همينطوری قبراق نشستيم و نيگا و نيگا ميکنيم ببينيم اين شبح کی تير دروازه را ول ميکنه و مياد سر عقل مايعشاع که نميدونم يعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نانا


M 20:52 @ Tue, 5 Dec 06

Shabah jaan, Mesle hamishe kheili ghashang neveshti. Omidvaram Parastoye to ham har koja ke hast shaad baashad. Mohammad


ح 11:55 @ Tue, 5 Dec 06

میلاد یکی کودک
شکفتن گلی را ماند
چیزی نادر به زندگی آغاز می شود...

از طرف من هم : تولدت مبارک!


مداد سفید 0:04 @ Tue, 5 Dec 06

بنویسیم نه...
من بنویسم :))


مداد سفید 23:57 @ Mon, 4 Dec 06

اولا که سالروز میلاد صبیه ی محترمه ی آن جناب، خجسته و فرخنده. خواستم استقبالیه ای بنویسیم در باب شکایت از دوری و علاقه شخصی به فرزند که فرصت نکردمی.
ثانیا اگر بگویم نیازی به خاموش فریاد کشیدن نبُوَد که حق هیچ پرستویی نبُوَد که اسیر سنت و زندانی خانواده گردد، باز همی خواهی با آن منطق پیرمردی هشتصد دلیل آوری که فرزند در نوجوانی بباید که عصاکش والدین به وقت پیری و کوری گردد؟ :)


nasrin 22:16 @ Mon, 4 Dec 06

شبح جان
اميدوارم نه تنها با یادآوری خاطرات خوش و مناسبت های بخصوص و شادی آور ٫ بلکه همیشه شاد و خرسند باشی .

ضمنا قدیما که دوران پدر/مادر سالاری بود می گفتند "پرستو ها به لانه بازمی گردند" ٫ امروزه که ديگه دوران فرزندسالاری شده بايد با کوله باری بر دوش به دنبال پرستوها پرکشید و ديد که آنها در کجا لانه ساخته اند !
خلاصه خودت را برای پرواز آماده کن .


ترانه 15:55 @ Mon, 4 Dec 06

شبح نازنين!
اين ۱۳ آذر شما گاهی با ۳ یا ۴ دسامبر ما قایم موشک بازی می کنه و مارو پاک گیج می کنه بهر حال از اول شروع کنیم:)
تولد پرنده را بهت تبریک می گم!

بقول شفیعی کد کنی:
بخوان بنام گل سرخ
در صحاری شب
تا پرستو ها* بخانه بازگردند


* می دونم اصل شعر این جوری نیست. الان این جورش قشنگ تره
پ ن.
با شاخه گل تازه اومدم. دیروزی رو با پست تلفنی براش فرستادم






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1310
تعداد نظرات: 25711
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: april 15, 2008 01:17 am


از کجا آمده‌اند؟