سه شنبه، 28 شهریورماه 1385 | September 19, 2006

آسمان و زمين، از انوش تا کبرا

Anousheh Kobra
اين روزها انوشه انصاری نخستين ايرانی و زنی که تاکنون به فضا رفته است مدار اول جو را طی کرده و به زودی به ايستگاه سايوز می‌پيوندد. تله‌ويزيون ايران او را چون قهرمانی ملی که پرچمی از جمهوری اسلامی ايران و جلدی از قرآن به هم‌راه دارد و می‌رود تا به عنوان زنی مسلمان رسد به جايی که به جز خدا نبيند معرفی می‌کند.
اگر ماه يا مريخ ساکنان هوش‌مندی داشت که به پيش‌واز اين بانوی فضانورد می‌رفتند حتما با ديدن پرچمی که در دست دارد تصور می‌کردند زادگاه اين خانم جسور مهد آزادی زنان است! آيا آن انسان‌های فضايی می‌توانستند تصور کنند خانم انوشه انصاری پرچ کشوری را در دست دارد که زنان حتا حق رفتن به استاديوم ورزشی را ندارند!؟ می‌توانستند تصور کنند اگر اين بانوی محترم هوس کند به زادگاه‌يی که اينقدر عزيز می‌شماردش سری بزند و گوشه‌ی روسری‌اش به سوی رود بازداشت خواهد شد؟ می‌دانند اگر کشته شود او را نيمه انسان درنظر می‌گيرند و از حقوقی نصف يک مرد برخوردار است؟ می‌دانند در سرزمين او همين چندی پيش زهرا کاظمی زير شکنجه جان داده است؟ می‌دانند زنان هم‌وطن او دارند امضا جمع می‌کنند تا قوانين کشورشان در مورد زنان به سطح قوانين نيم‌قرن پيش دنيا برسد؟
خانم انوشه انصاری بسيار جسور است که دست يه اين سفر پرمخاطره زده است تا کره‌ی زمين را از منظره آسمان ببيند اما آيا وقتی روز شنبه اول مهر ساعت 5 و 13 دقيقه برفراز ايران می‌گذرد و ايستگاه فضايی‌اش چون ستاره‌ای پرنور در آسمان ايران طلوع می‌کند زنجير قطوری که به پای زنان ايران بسته شده است را نيز خواهد ديد؟ آيا در اين سفر فرصت می‌کند قرآنی را که به هم‌راه برده است بخواند؟
ايران سرزمين انوشه انصاری هم هست و هم نيست. "نيست" چون ايران سرزمين زيبا کاظمی است، ايران سرزمين کبرا رحمان‌پور است. ايران سرزمين زنان و مردانی است که روز سه‌شنبه بيست و هشت شهريور ساعت ۵ بعداز ظهر در ميدان ارک (۱۵ خرداد) گرد می‌آيند تا جلوی اعدام کبری رحمان‌پور را بگيرند؛ و "هست" چون ايران سرزمين زنان جسوری است که هر روز از صبح تا شام در حال مبارزه برای به دست‌آوردن هويت انسانی خود هستند. انوشه انصاری نماينده زنانی است که برای جسور بودن نياز نيست به فضا بروند پا که از خانه بيرون می‌گذارد با اژدهای هزارسری روبه‌رو هستند که که برای برداشت قدم از قدم بايد جسورانه با آن بجنگ‌اند و خسته و زخم‌خورده وقتی شام‌گاه به خانه می‌آيند تازه بايد جنگ ديگری را با شوهر، برادر و پدر و هر مذکر ديگری که قانون و عرف و شرع برآنان مسلط کرده است آغاز کنند.
اين روزها پيام خانم انوشه انصاری در زمين و فضا صبح تا شام پخش می‌شود اما آيا کسی نامه‌ی کبري رحمان‌پور را خوانده است؟

لينک‌های مرتبط:
مصيبت کبرا(اولين مطلبی که در مورد کبرا رحمان‌پور در تاريخ دوشنبه، 15 دیماه 1382) نوشتم.
نامه کبرا رحمانپور: به مردم ايران
سازمان ملل اعلام کرد بازداشت خانم کبری رحمانپور توسط دولت ایران "خودسرانه" است و خواستار "معافیت" او از اجرای مجازات اعدام شد.
کبرا باید آزاد شود! با تمام قوا برای نجات کبرا رحمانپور برخیزید!
اطلاعيه: توضيحي از سوي كمپين ”يك ميليون امضاء“
بيانيه کمپين دفاع از حق ورود زنان به ورزشگاه براي نمايش فيلم آفسايد
اولین بانوی جستجوگر خصوصی فضا و اولین سفیرفضایی
آخرين وضعيت انوشه انصاري
وب‌لاگ انوشه انصاری

September 19, 2006 12:07 AM

minoo 11:46 @ Sun, 15 Oct 06

انوشه انصاری نبايد اسمی از ايران مياورد. غرور يک ايرانی به خصوص يک زن پرچم ايران را به بازو بست تا هموطنانخود را به غرور از دست رفتهاشان شاد کند.
اين شخص از ايران گريخته. زمانی که کودکان دگر در مدرسهای به زبان مادری خويش درس ميخوانده بايد زبانی دگر را اغاز ميکرد. در هيجان خانوادهای اواره و فراری درس ميخواند و بايد چهره پدر بزرگ ومادر بزرگشرا به خاطر ميسپرد هر شب بايد کودکيش در کوچه خيابانهای ايران ميخوابيد. اين رژيم اينرا به ارمغان اورد.
زخم اين زجرها با افتخار هموطننش شفا پيدا ميکرد. حال خامنهای کريه نظر ميدهد چه بايد ميکرد. انهائی که اين سرنوشت شوم و اوارهگی را به ما دادن.
در ميان خارجيانی که پيشرفت علمی و فرهنگی دارند ايرانيها در صدر اولند و اين نشان ميدهد شما زنان ايران هم ميتوانيد.
اگر مجلهی ايانی زنان از اين حف ميزند بايد قبول کرد که اين زنان هم ميخواهند از حق خود دفاع کند. زنان و فقيران چارهای دگر جز کوش بيشتر و بيشتر ندارند.


شهــــلا 20:59 @ Mon, 25 Sep 06

درود بر تو شبح جان:
اوه، نمیدونم چی شد من این پستت را ندیدم گوشِت را بیار جلو،(آخه چشمام خیلی دارن اذیتم میکنند);)
در مورد پائیز نوشتی که من نیز بسیار دوستش میدارم.
رنگ و بویش را
و عطر گلهای پائیزی را
شبنم هایی که صبح گاهان روی گلهای نشسته اند را
همه نکات کوچک و بزرگش که گوناگوتی رنگهای زیبا در این فصل است را
...
پروانه میخواهم در موارد دیگر پیامی ننویسم
هم میهن نیکم.
تا درودی هر چه زود تر بدرود.


ایلعذار 15:49 @ Sun, 24 Sep 06

سلام...به نظرم توی اینهمه مطلب نوشته شده درباره انوشه هیچ کدام فرصت طلبانه تر ( به معنای مثبت) و تاثیرگذارتر از مطلب شما نبود. به خصوص با آن مقایسه تصویری و اسمی


ایلعذار 15:10 @ Sun, 24 Sep 06

سلام...به نظرم توی اینهمه مطلب نوشته شده درباره انوشه هیچ کدام فرصت طلبانه تر ( به معنای مثبت) و تاثیرگذارتر از مطلب شما نبود. به خصوص با آن مقایسه تصویری و اسمی


سهند 20:02 @ Sat, 23 Sep 06

سعيد جان: اولآ يک خبر خوش برای ذوست دخترتان زنبور هارنت. امريکا هواپيماهای ف ۱۴ را از رده خارج و مدل هارنت را جايگزينش کرد. من الکی نبود که دگرديسی اين حشره مگنفسينت را دنبال می کردم. ثانيآ اين تحليلات ماست طاغاريت بکنار. من منتظر لحظه ای هستم که شما به لانه اين بامبل بی سيخکی بزنيد که من بتوانم پرواز بعد از اارتقا رتبه اش را ثبت و بررسی کنم. يا علی مدد برو جلو و نترس که هوايت را دارم.


Saeed 16:12 @ Sat, 23 Sep 06

ت.و. : پر مسلمه که کامنتنویس 19 من هستم.

من یک توضیحی خدمت آندسته از ایرانیانی بدهم که فکر میکنند وضع و قرار سیستم آمریکا بعنوان یک امپراطوری امریست کاملا صلب و مشخص. چنین نیست! آمریکا هم مانند بسیاری از تمدنها و امپراطوریهای گذشته از روم قدیم گرفته تا ونیس اخیر (فقط در همان غرب صحبت کنیم و بعنوان دو نمونه) تجربیات و لذا بحرانها و معضلات ظاهرا لاینحل و تبعا بدبختیها و گرفتاریهای دامنگیر خودش را دارد. به مردم آنجا هم حسودیتان نشود کما اینکه دولتمردانش! شما فکر نکنید مسائل و معضلات مختص جامعه ماست فقط! همین ماهها و روزها در واشنگتن انواع و اقسام مباحثات در قالب سمینار و ورکشاپ و کمپینهای سیاسی و چه و کذا بحث داغ (که خودتان میتوانید در اینترنت و دهها سایت مربوطه پیگیری بکنیدشان) بر سر اینست که با توجه به شرایط و شکل رخداد وقایع در عراق و افغانستان و چه میدانم پاکستان و ایران و فلسطین و لبنان و خلاصه کل منطقه و ساکنان مسلمانش آمریکا باید امپراطوری خویش را بروش ونیسی یعنی "سافت پاور" دنبال کند یا رومی یعنی "هارد پاور". ایندو اصطلاح را هم یک استاد هاروارد بنام "جوزف نای" بر سر زبانها انداخت با آن کتاب معروفش. یکی از مشاوران کاخ سفید بنام "بویدن گری" به دوستانش در میان محافظه کاران (براه انداز همین جنگها علیه عراق و تروریسم و افغانستان و چه و چه) و بخصوص شخص بوش میگد: "آقاجان شما به تاریخ ونیس و مرکز امپراطوریش از مدیترانه بنگرید که مثلا هر وقت نیروی دریائی آنها نبردی را در جنگی برد نه در قبال پیروزیش قلمرو خواست و نه مالیات و غرامت بر شکستخوردگان بست الا اینکه دست به تاسیس منطقه آزاد تجاری زد. همین! از همینرو ونیس قاعدتا میبایست یک سیستم اینتجلیجنس بسیار قوی بهمراه دیپلماسی بسیار متبحرانه ای میداشته تا بدون درگیری زمینگیرانه یا دخالت بیمورد در بافت و ساخت جوامع تحت قلمروی وسیعش قادر به حفظ مقتدرانه امپراطوریش در عرض 5 قرن بوده باشد... "
خلاصه حرفش دو مطلبه:
1. ما تا "محدودیت/لیمیت" خودمان را درک نکرده و بدان معترف نباشیم اصلا قادر به فرمولیزه دیپلماسی واسه بکار گرفتن قدرت در موقع لزوم و متناسب با شرایط نخواهیم شد. یعنی گاری/نظامیگری را فعلا انداختیم جلوی اسب/دیپلماسی.
2. مشکل استراتژیک تصور خام و خودباورانه ماست به فرض "نامحدودیت" قدرت قاهره/سخت/نظامی مان و تاثیرش!

فوکویاما هم بعنوان روشنفکر زبانش مو درآورد از بس به اینها خواست همینو که حالا مشاور ارشد و نزدیکشان اینروزا دارد میگد منتهی بزبان فنیتر بیان کند منتهی گوش بوشیان کمی سنگینه و گویا هوس داشتند تا ایران را هم جزو کارنامه مصیبتزای خویش بکنند! مگر کاندی رایس آکادمسین حرف حساب به قعر مغزش برسه!

...الغرض من متاسفانه میبینم برخی ایرانیان چنان در مورد آمریکا و نظام و قدرتش حرف میزنند انگاری وجودی متافیزیک دارد در عالم مثل افلاطونی و مثلا منعزل و نامتاثر و نا متکاثف از تجربیات پرهزینه و خطاهای گران و قاعدتا درسهائی که همچون هر ارگانیسم مطابقت_جوئی ناچار است در تعاطی و تعامل با شرایط بگیرد !!! بزبانی دیگر همچنان آهنین و نامنعطف و عصبانی و قوی عینا همان آمریکائیست که مثلا 4 یا هشت سال پیش بود...! و چون آن آمریکا چنان و بهمان کرد پس باز هم دربش بر همان پاشنه خواهد چرخید! عجبا ازینهمه تعمیمهای نابجا و قیاسهای نامعتبر!

باری من پیشنهادم اینه که دوستان حداقل و در وجه عام و کلی قضایا (منهای جزئیات سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و ...) "نظریه تکامل" را در فرمت مدرنش بفهمند بلکه قادر به مشاهده و احیانا تبیین "تغییر" بشوند.


17:19 @ Thu, 21 Sep 06

1. ببین سهندجان قرار نشد تا از خودت انتقاد شد بشی هورنت بی :-)
2. ای بابا حالا از مرده طرف هم دست برنمیداری ؟! شاه فقید ایران نه خودمان! خوبه؟! بگو مرگ بر شاه فقید :-) گنجی هم همانست که تو میگی ! هپی :-)
3. اتفاقا قبلا هم یکی همین ایرادت را درباره شرطبندی من درین بلاگ بهم گرفت و پاسخ مکفی دریافت داشت. باری پیشگوئی و شرطبندی و فالگوئی را همه میکنیم و حتی برخیها بطور حرفه ای ازین راه نان میخورند. مثلا همه آن بیزنسهائی که روی ارزش به اصطلاح آینده/فیوچر فلزات قیمتی یا بقولات یا نفت یا هر چه تحت عنوان کمودیتی شرطبندی همراه با ریسک می کنند. یک دهقان وقت و دسترسی به مارکت و دانش فنی چنین کاری را مثلا در مورد محصول لوبیائی که برداشت کرده در بورس ندارد و این مهم را از باب عرضه و تقاضا لابد به کمپانیهای مربوطه وا میگذارد. همه این روضه ها را واست خواندم تا مفهم بشی که امر "اجتناب ناپذیر" (چه از باب ضرورت منطقی_ریاضی باشد و چه تجربی) تن به شرطبندی نمیدهد جانم ! من ندیدم دو نفر بر سر این شرط ببندند که دو دو تا چهارتا میشود یا نه. یا اگر کلر با سدیم ترکیب شد حاصلش نمک است یا نه! و هکذا. همچنین ناگفته نماند که یک شرط را وقتی زیادی به شرایط مشروط کردی دیگه شرط و جالب برای چالش نیست چون با اندراج هر چه بیشتر یکسری "اما" و "اگرها" در جوفش مقدار ریسکش/باختت را بسمت صفر سوق میدی و کیه آن احمقی که چنان ریسکی را در بستن چنان شرطی با توی نوعی مرتکب بشود ؟! اگر منظورت اینه که پیش بینی ات در باره حمله آمریکا به ایران "علمی" است در آنصورت دچار ذهن بس مشوش و مخبطی هستی که اینجا با یکی دو تا سشن نمیشه درمانش کرد.
4. مطابق اصل بقای انرژی و ماده و مطابق آنچه آمد فکر نمیکنم نصیحت و هشدار آخرت یک شرطبندی بوده باشد البته مشروط به اینکه چقدر همان خطوط کتب دوره دبیرستانت را واقعا خوانده باشی و نه اینکه خدای نکرده در فضای سفید مابینشان گیج و مات غرق در اوهام و خیالات سالها درجا زده باشی!


سهند 5:13 @ Thu, 21 Sep 06

سعيد آفا: مساله شما اينه که زيادی خطها را می خوانيد که هر بچه دبيرستانی هم بلده که به خونه. داداش: سعی کن که بين خطوط خوندن را ياد بگيری.۱: خوده گنجی فرموده اند که در کتابهای خودش از رفسنجانی دفا کرده؛ خوب اين تقصير من نيست که ژتون بعضی ها ديرتر می افتد. ۲: اگر امکانش هست لطفا آدرس چاله ای را که لاشه شاه فقيدتان را درش چپانده اند را به من بديد که هر وقت اسهال داشته باشم به خدمتشان برسم. ۳: شما با اینکه آسمان را بزمين بافته اید( یعنی دری وری گفته اید) که ثابت کنید در این دنیای پیچیده نمی توان پیشگوئی کرد؛ خود جنابعالی بی ریشه ترین اش را کرده اید. ۴:من نه زیاد روزنامه میخوانم و نه به اخبار گوش میکنم و تنها منبع پیشگوئی ام درک موقعیت کنونی ایران و آمریکا هست که بهت قول قول میدم که اشتباهی نیست. حالا گذشت زمان نشان خواهد داد. ۵: اگر اینهمه حرفهای بی ربط را در لانه زنبور هارنت درج کرده بودید؛ لااقل از صدای وزوزه عصبی اش کلی خندیده بودیم. ۶: سعید جان: کبریت را که آتش بزنی ۱۰ بتوان ۲۱ اتم درگیر پروسه می شوند که هر یکی ۱۰ الکترون ولت انرژی رها می کند که کلا ۱۰ بتوان ۲۲ الکترون ولت یا ۱۰ بیلیون ترا ولت میشه. اما سوپر کلایدر فقط قادر هست که ۴ بیلیون ترا ولت انرژی تولید کنه که بخاطر تمرکز و همگرائی ارتعاشات قادر هست که کارهای فوق العاده انجام بده. متعصفانه نوسته های شما همچون کبریتی میماند که انرژی اش بهدر میرود. تا یکی بگه ف؛ شما فرهاد که نه بلکه فرهادنامه می خوانید. حالا گذشته از همه اینها؛ کی به لانه زنبوره سیخکی خواهی زد که من لحاف را دور خودم بپیچم.


Saeed 3:04 @ Thu, 21 Sep 06

آقایان و خانمها...!

1. من بالشخصه افتخار میکنم که درین وبلاگستان کسی بجز دوست بسیار عزیزم یعنی "امید میلانی" نوشته های مرا درک نمی کند :-)

2. دوران روشنفکری متنافر و متباعد و متناسخ با علوم (بخصوص مدرن ) گذشته است.

3. گذر از "حکومت" که چه عرض کنم ولی پشت سر گذاردن "سلطنت اخانید" یکی از مهمترین چالشهای جالب تاریخی ما ملت و حل و بحث آن بخصوص خوراک عقلانی و عاطفی من است!

مرسی :-)


nana 19:12 @ Wed, 20 Sep 06

ببين سعيد م.س.ع !!!!!

بازم که زرت و پرت مفت کردی که مگه نگفتم گه ميخوری اسم منو مياری مرتيکه الاغ ؟؟؟؟؟؟؟
تو غلط زيادی کردی که اين را نوشته ای :

((بهیچوجه از این سخن بوش چنین برنمیاد که او گفته ابتدا به ساکن به ایران حمله خواهد کرد و یا بزعم تو ملت برخیزید هواتونو ))

مردک من به برآمدن سخنان بوش يا هر خر ديگه چيکار دارم که چی ازش بر مياد و چی بر نمياد ؟
مگه من مثل تو هستم که زير کيمو تراپی با نگرانی از رفتن رژيم از سير تا پياز را ميخوانی و به دنبال يک تکه گه ميگردی که به خود الاغت ثابت کنی که نه اينان نميروند و تو هنوز زنده هستی !!!!!!!!!!!!!!!!

به همين دليل است که سخنان تو اين همه آشفته است که مطلقا کسی جز اميد ميلانی و مهشيد راستی ترا درک نمی کردند ابدا و اصلا همه گلايه داشتند !!!!!!
تو برای ثبوت نظريه من در اوردی قدرت مافوق طبيعی آخوندان و آخوند زادگان مورد علاقه ات هی مهمل بافتی و بافتی از مدرنيزم تا سکس حيوانات نظريان ثائب دادی و احدی جديت نگرفت خاک بر سر !!!!!
چرا دانشمندی در رده تو را همه ازش فراری هستند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
بايد اين سئوال را از خود بکنی ؟
و اگر کردی
ابدا از اين که نانا خودش از سخنان بوش و بوش بزرگتر چيزی را که حقيقت است بر می آورانه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تعجبی نکنی ....خر فهم شد ؟؟؟ نانا


Saeed 18:34 @ Wed, 20 Sep 06

با اجازه از شبح و یکبار و برای همیشه واسه رو کم کنی این قلدر و غدار خالی بند و جاعل وبلاگستان و با عذر خواهی از تصدی اوقات شریفشان!

1. نانا بوغی! جناب کعب الاخبار جعلی! خوب گوش کن ببین چی میگم بهت: بهیچوجه از این سخن بوش چنین برنمیاد که او گفته ابتدا به ساکن به ایران حمله خواهد کرد و یا بزعم تو ملت برخیزید هواتونو از عقب دارم و تمام بحث اینجا بود. حتی خود تو در یک عقبنشینی واضح همین آخرین تعبیرت از روند وقایع بشدت مشروط و لذا کشکی شده است: "اگر شما ملت برخیزید ما به لحاظ کذا به شما کمک می کنیم!" نه بابا...! بخدا خیلی خنده داره این تفسیرات! تو همچنان تحریف سخن میکنی و اخبار جعلی میسازی کما اینکه هر روز کارت ظرف سه سال گذشته همینه که یه جورائی نقاط متفارق و نامربوط را از توی این روزنامه های آمریکائی که گویا این فقط تو هستی که به متن آنها دسترسی داری ناشیانه و عصبی و هلوسژنوار بهم وصل کنی تا مثلا هدهدوار بگی فردا آمریکا به ایران حمله میکنه ...نه پس فردا... نه ماه آینده...! سه سال است فقط خودت را مچل کرده ای و بس. حالا آمدی میگی فلانی گفته برخیزید ما از پستون سواره نظام می آئیم آنهم باز بدروغ!

2. کار اصلاحات تمومه ! بعله ولی نه بخاطر خزعبلات تو که بازم بهت آوانس میدم و میگم خوب "تمومه" که باشه...!
اولا: چه کسی از اصلاحات دم زد محرف السخن؟! و تازه مرده گی اصلاحات چه کمکی بتو میکند؟! برو آدم بشو زن! تا کی چشم و دهانت به ید و بیضه بیگانه باید باشد ؟!
ثانیا: ماجراجوئی نظامیگری آمریکا در تاسیس دموکراسی هم بطریق اولی تمومه. میگی نه ؟! واستا بغل تماشا کن!
ثالثا: من که دیدی چه شرطی را با تو و امثالهم بستم: یکطرفه! یعنی هرگز امکان باخت شما نیست ولی کافیه الساعه و قبل از ارسال همین کامنتم آمریکا یا اسرائیل به ایران حمله بکن/ند و من بشوم بازنده!
3. نانا! من نام هر که را بخواهم می آورم و تو هم نه وعظ و نه تهدید کشکی و نه لاستیکسابی بیخودی نکن چون پنچر میشی هان :-)

* * *
ت. و: دوستان خود عین متن یا برگردان مترجم بوش را (و نه چنانکه این بوغی کعب الاخبار برداشته سرعنوان یک بولتن رادیوئی را علم کرده) در سازمان ملل بدقت گوش کرده یا بخوانند. بخصوص حین خطابش مر ایرانیان را:
" ایالات متحده به شما احترام می‌گذارد، ما به ایران احترام می‌گذاریم. ما تجلیل می‌کنیم تاریخ تمدن قدیمی شما را، فرهنگ پویای شما را و کمک‌های شما را به تمدن جهانی. شما درخور این هستید که فرصتی داشته باشید تا آینده خود را تعیین کنید. اقتصادی داشته باشید که بتوانید در آنجا امکانات و نیروهای بالقوه خود را به مرحله اجرا در بیاورید. نیروهایی هستند که می‌خواهند آزادی را از شما دریغ کنند و می‌خواهند از منابع کشور شما، از بیت‌المال شما برای کمک به تروریست‌ها و پیشبرد برنامه‌های هسته‌ای خودشان و تولید سلاح‌های هسته‌ای استفاده کنند. شورای امنیت قطعنامه‌ای را تصویب کرده که از رژیم ایران خواسته است به تعهدات بین المللی خود گردن بگذارد. حکومت ایران باید فعالیت‌های نظامی هسته‌ای خود را کنار بگذارد. بر خلاف آنچه که رژیم ایران به شما می‌گوید، آمریکا هیچ مخالفتی با استفاده صلح آمیز ایران از انرژی هسته‌ای ندارد. ما در پی یافتن راه حلی دیپلماتیک برای این بحران هستیم و در عین حال ما رو به سوی آینده‌ای می‌کنیم که شما بتوانید در آزادی زندگی کنید. روزی که ایران و آمریکا بتوانند در جهت پیشبرد آزادی با همدیگر همکاری کنند. "


nana 8:33 @ Wed, 20 Sep 06

سعيد سرطان عقلی

مگه بهت نگفتم اسم کسی را به زبان نياور خوب اسم من هم جزو همون اسامی است نظرت را بده و باقيش زيپتو بکش
ولی برای کم کردن رويت خبر راديو فردا را برای بچه ها ميگذارم :


((جرج بوش خطاب به مردم ایران گفت: بزرگترین مانع در مسیر آینده شما حکمرانانتان هستند: (متن کامل سخنرانی رئیس جمهوری آمریکا در مجمع عمومی سازمان ملل متحد) [ ۱۳۸۵ سه شنبه ۲۸ شهريور ]))

پس زر مفت نزن وقتی اينو ميگه يعنی که اگه بلند شويد بهتون حتی نظامی کمک ميکنم
دست بردار مرتيکه از اين پروسه زير زمينی
قرون وسطی ئی رفرم با اين مادر ج ....گان .
تموم شد این بازی بازی ها تو زیر کیمو تراپی خواب بودی ریده شکل به کلش و رفت ولمان کن ................. نانا


Saeed 8:02 @ Wed, 20 Sep 06

1. نانای عصبی و با ادب این آرزو/سیاست/روش بوش در سخنرانی کذا و اخیرش بهیچوجه چیز جدیدی نبود که ! ضمن آنکه اصل متنش چنانکه تو تعبیر کردی و نوشتی اصلا این نیست! و تازه باشد خوب که چی؟! پیام تو چیزی بجز دوختن چشمانمان به آسمان ایران تا مشاهده دود سفید جتهای جنگنده است ؟! خوب این رهائی به چه دردی میخورد و عواقبش از هزینه و نفع چیست...؟! بهرحال بوش هر چقدر خینگ باشد بالاخره پس از اینهمه خطا و حتی برخورد ژنرالهایش و حتی کلنل پاول بعلاوه شورش حزب جمهوریخواه علیه روش و سیاستهایش در مبارزه با به اصطلاح "فاشیسم اسلامی" حتی بنیادگرائی که خود او باشد را نیز یه جورائی هوای اوضاع و چم و خمش را به دستش میدهد. پیچ و مهره مشکلات و معضلات دینی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی و طور کلی فرهنگی و تمدنی را با ابزارها و ادوات نظامی نمیتوان باز و بسته کرد !

2. سهندجان مرسی...!
اولا: گنجی رسواگر رفسنجانی و شرکاء است و اینرا نه من که نخبگان آزاد جهان آنهم با اعطای مدالها و اعتبار بسیار البته در قبال رنج و محنت سختی که کشید تائید کردند. حالا تو میخوای دائی جان ناپلئون بازی در آری عشق خودته و آزاد! هنوز هم میگن انگلیس در ایران انقلاب کرد و چه و کذا!
ثانیا: تشبیه یا مدل همچنانکه تجسم بخش ذهن مخفی در جمجمه هست بنوبه خود بشدت مایه گمراهی و خبط نیز هست. هر آنالیستی چوب ایندست منحنیها و ترندها و مدلها و پیشگوئیهای برآمده از آنها را خورده و تو نوبرشو نیاوردی داداش. یادته یه زمانی مد شده بود میگفتن با این نرخ از مصرف نفت و گاز مثلا تا 20 سال دیگر همه این منابع از بین میرود؟! همان شاه فقید خودمان هم که واسه خودش یه پا اکسپرت بود همینو دقیقا گفت و من یادمه کاملا :-) من شخصا پیش بینی می کنم که این منابع تا 2000 سال دیگر هم از بین نرود! حال کردی؟! ببین خطای فاحش در ایندست پیشگوئیها بر اساس مدلهای تخمیترشان نادیده شدن/حذف نقش فاکتوریک اقتصاد و مقرون بصرفه گی و ادوات جدید کشف و حفاری در قالب تکنولوژی مدرن است. من بدوستی گفتم 99% ما مردم "اقتصاد" بارمان نیست در حالیکه فقط 1% از ما مردم از "سیاست" چیزی نمیدانیم! همان دوست/دشمن سوئدیمان که بهش "ارادت زنبوری" داری برو ببین چه خزعبلاتی درباره نتایج انتخابات کشورش نوشته که شدیدا مستفرغ شدم در حالیکه من به همگان قول میدم ایشان هر را از بر در علم اقتصاد تشخیص نمیدهد و فقط حرف شونزدهمش/باتوم لاینش اینه که آقاجان چرا مفت و مجانی کالاها و سرویسهائی را به من مستحق نمیدن تا شکمچرونی و حال بکنم با زنده گیم ولو نسلهای بعدی مجبور به دادن تاوان زندگی قارچی مبتنی بر سوبسید من بشن... انگاری پول برگ درخت است یا انگاری اقتصاد علم توزیع درآمد میان مردمان است! بگذریم! برد مدلها بسیار محدود است و عجیب غلط انداز! پس آرام و متین و منطقی باش سهند جان!
ثالثا: آن شرط مستند به صدها مفروض و پیش شرط بس مبهم خودت را هم نه با من و نه دیگران نبند چون من نه در ساحت جامعه و سازوکارش امری را بقول تو "اجتناب ناپذیر" میدانم و نه شرطی آبکی و هزار سوراخ را با این پیش داده های اعتباری/ذوقی/کشکی با کسی می بندم :-) ببین سهندجان من بدون هیچگونه عذر و بهانه و چه و کذا از درج فرضیات تخمی و مبهم تاکتیکی استراتژیکی در جمله ای ساده آنهم بخاطر عدم فرار از باختنم و لذا مصون شدن از خطا با همین نانا خانم یک "شرط یکطرفه"* آنهم سه سال پیش بستم و کماکان میبینی که هنوز نباختم! به این میگن قمارباز حرفه ای که در ضمن پشتش نماز خواندن عین فعل حرام است :-)
* * *
ت. و.: "شرط یکطرفه": آمریکا هرگز به ایران حمله نمیکند.


rood 6:03 @ Wed, 20 Sep 06

اولین ایرانی در فضا!!!

امشب حدود ساعت ده و نیم به وقت ایران

یک برنامه ی زنده از کانال 4 پخش شد

روایتی از معراج یک زن ایرانی به نام انوشه انصاری به فضا

این خانم که ساکن ایالت های متحده هستند... یک گفتگوی زنده از سالن قرنطینه ی پایگاه فضایی روسیه درقزاقستان با کانال 4 داشتند

بنده متاسفانه و یا خوشبختانه تمام گفتگوی ایشان را ندیدم اما قسمتی را که دیدم و شنیدم برایتان باز گو میکنم

انوشه خانم میگویند.. من وقتی که کودک بودم... همیشه دوست داشتم ستاره ها را از آسمان ببینم.. و یک ستاره را در دست خود لمس کنم(مالی خوریایی اسلامی)بیاد بیاورید که محمد تازی نیز.. فکر میکرد میتواند ماه و خورشید را در دو دست خود قرار دهد\\\"

این در حالی است که همگی میدانیم که ستاره ها بعد از عبور از جو زمین دیگر قابل مشاهده به شکلی که ما در روی زمین در شب میبینیم نیستند

و از آن گذشته ستاره ها را? نمی توان در دست گرفت و لمس کرد

این خانم با پرداخت مبلغی بالای 20 میلیون دلار به سازمان فضایی روسیه خود را به آرزوی خویش نزدیک کرده... و به دختران جوانی ایرانی پیغام

میدهندfollow your dream

و میگویند (همراه با خنده ) ببینید من چطور به آرزویم رسیدم!! شما هم میتوانید

به دنبال رویاها بروید .. آن زمان که من در ایران دختر کوچکی بودم.. وقتی میگفتم که من ستاره ها را از آسمان می خواهم ببینم.. به من میخندیدند .. اما من به آرزویم رسیدم

و کلی هم ایرون ایرون تلاوت کردند.. همراه با واژه های غربی

و شعار هایی از قبیل، انسان دوستی .. اینکه من میخواهم این تجربه را در اختیار کشورم بگزارم.. تا جهشی بوجود بیاید که جوانان ایرانی در این رشته تحصیل کنند و.....گویا هیچ دانشجوی ایرانی در دنیا وجود نداشته که ایشان با مدرک فوق تخصصی .. مونجوق دوزی .. و سوهان کشی روی ناخن .. قصد سفر به اتبات فضائیه را کرده اند.. که اگر ایشان قصد کمک به جامعه ی ایرانی را داشتند.. بهتر بود ترجیحا از یک خانم ایرانی که در این رشته تحصیل میکنند .. دعوت به عمل می آوردند که.. شما با خرج من به این سفر برو.. و تجربیاتت را در اختیار ایرانیان جهان قرار بده

بگذریم..

طرف صحبت من با شمایی است که تا این سطر را خوانده اید.. آنهایی که نمانده اند .. حالی نداشته اند.. ما نیز حال صحبت با آنها را نداریم.. آنها به کار خود باشند و ذر زندگی پوچ و بی هدفشان غوطه ور.. ما به هم افتخار میکنیم

من هیچ مشکلی نمی بینم که یک نفر برای دل خودش.. و برای حال و هول خویش پول خرج کند.. اما.. وقتی شعار میدهیم برای ایران.. از زنان و دختران ایرانی صحبت میکنیم .. وقتی دهنمان را پُر میکنیم و ایـــــــرون میگوییم... و از دوستی ادیان و 1000 کوفت و زهر مار دیگر بحث به میان میاوریم.. باید پاسخ گو نیز باشیم

داستان این است که

ما فقط ظاهرمان غربی شده.. افکارمان متعلق به دوره ی قار نشینی است و یا دیکتاتور هایی هستیم مظلوم گرا.

بهتر است صلوات بفرستیم ،روزه بگیریم و از خدا بخواهیم تا ما را با امام حسین محشور کند

سوالی که شاید برای شما نیز پیش آمده باشد این است که

آیا هیچ زن ثروتمند دیگری در جهان نبوده که ،قادر به پرداخت همچون پولی باشد ؟

پس چگونه است که یک خانم آمریکایی وصیت میکند .. تمام دارایش را به ارکستر سنفونیک نیویورک اختصاص دهند (مبلغی بالای 30 میلیون دلار)

و زن ایرانی نیز این پول را خرج هوا هوس خود میکند.. قهقرا تا به کجا؟

فرق مردم ما با آمریکای 300 در کجاست؟

علت فلاکت و عقب ماندگی ما چیست؟

چه چیزمان کم است؟

آب و هوای بد و تک فصلی؟نداشتن هیچ نوع معدن؟نبود هیچ ثروت طبیعی؟

جواب ساده است

جامعه ی گوسفند لایق حکومت گرگان

به همین سادگی.. به همین خوشمزگی

مسئله کاملا مشخص است.. تنوع طلبی بیش از حد این خانم.. تجمل گرایی... عقب ماندگی فکری.. سطحی نگری.. و تحجر بیش از حد تصور ایشان و امثالشان باعث شده که حکومتی فاسد.. بی ثبات.. جنگ طلب..ضحاک صفت و خون ریز ، همراه با ادبیات احمقانه ی سیاسی در ایران

جوانه بزند...رشد کند

...ریشه بدواند.. و تازه از آب گل آلود ماهی نیز بگیرد .. و با ایشان گفتگوی مستقیم نیز برقرار کند.. و اسم اولین زن مسلمان فضانورد را روی ایشان بگذارد

راستی.. هدف ما از زندگی چیست؟

آیا این حق ماست؟

آیا این است سرنوشتی که ما خود رقم زده ایم؟

این است رهایی؟

آیا شما آسوده اید؟

آیا به قسمتی از رویاهایتان رسیده اید؟

نیک میدانم که رویاهای شما بسیار پاک تر و زیباتر از این زن سیه چهره در فضاست

این فرد اگر به اوج آسمان ها برود .. از افسانه نیز گذر کند.. و به حقیقت برسد.. آتش مقدس را از مقابل اهورا مزدا بردارد و به زمین بیاورد باز هم در ذهن من ... موجودی حقیر است..

باری .. اگر این 20 میلیون دلاری که ایشان خرج کرده اند تا جیب چشم آبی های روسی را پر کند.. خرج هزار جوان میشد.. تا آنها هم به کوچکترین رویاهایشان که همانا زندگی آسوده و بی دقدقه است، برسند.. به جایی بر میخورد؟

آیا نمی شد چند خانواده را از مردابِ از هم پاشیدگی نجات داد؟

آیا نمی شد چند بیمار را به بیمارستانی خوب فرستاد و یا بهتر از آن ،بیمارستانی تاسیس کرد؟

آیا نمی شد یک فیلم .. برای فرهنگی که چند هزار سال قدمت دارد و سالهاست که به فراموشخانه ی تاریخ فرستاده شده است،ساخت؟

آیا نمی شد این پول را با گستاخی به رژیم تعارف کند و بگوید من قصد سفر به فضا را داشتم و این بزرگترین رویای زندگیم بود.. اما بر خلاف میل باطنیم، میخواهم تمام مخارج ساخت سد سیوند را به شما پس بدهم تا

مقبره ی کورش زیر آب نرود

آیا این زن بت تاریخ نمیشد؟

به عنوان بزرگترین نجات دهنده ی فرهنگ مردم جهان.. تا سالیانی که چرخ گردون در حرکت بود .. از او به عنوان یک انسان یاد نمی شد؟

آری چنین بود اگر چنان میشد.

نظر شما چیست؟


به شرافتم سوگند.. که تاریخ قضاوت خواهد کرد

که چه کسی.. و چه چیزی افتخار است

اولین زن ایرانی در فضا؟ در حالی که جوانان میهن سالهاست لنگ در هوا و مغز در فضا هستند

تاریخ قضاوت خواهد کرد


rood 6:02 @ Wed, 20 Sep 06

اولین ایرانی در فضا!!!

امشب حدود ساعت ده و نیم به وقت ایران

یک برنامه ی زنده از کانال 4 پخش شد

روایتی از معراج یک زن ایرانی به نام انوشه انصاری به فضا

این خانم که ساکن ایالت های متحده هستند... یک گفتگوی زنده از سالن قرنطینه ی پایگاه فضایی روسیه درقزاقستان با کانال 4 داشتند

بنده متاسفانه و یا خوشبختانه تمام گفتگوی ایشان را ندیدم اما قسمتی را که دیدم و شنیدم برایتان باز گو میکنم

انوشه خانم میگویند.. من وقتی که کودک بودم... همیشه دوست داشتم ستاره ها را از آسمان ببینم.. و یک ستاره را در دست خود لمس کنم(مالی خوریایی اسلامی)بیاد بیاورید که محمد تازی نیز.. فکر میکرد میتواند ماه و خورشید را در دو دست خود قرار دهد\"

این در حالی است که همگی میدانیم که ستاره ها بعد از عبور از جو زمین دیگر قابل مشاهده به شکلی که ما در روی زمین در شب میبینیم نیستند

و از آن گذشته ستاره ها را? نمی توان در دست گرفت و لمس کرد

این خانم با پرداخت مبلغی بالای 20 میلیون دلار به سازمان فضایی روسیه خود را به آرزوی خویش نزدیک کرده... و به دختران جوانی ایرانی پیغام

میدهندfollow your dream

و میگویند (همراه با خنده ) ببینید من چطور به آرزویم رسیدم!! شما هم میتوانید

به دنبال رویاها بروید .. آن زمان که من در ایران دختر کوچکی بودم.. وقتی میگفتم که من ستاره ها را از آسمان می خواهم ببینم.. به من میخندیدند .. اما من به آرزویم رسیدم

و کلی هم ایرون ایرون تلاوت کردند.. همراه با واژه های غربی

و شعار هایی از قبیل، انسان دوستی .. اینکه من میخواهم این تجربه را در اختیار کشورم بگزارم.. تا جهشی بوجود بیاید که جوانان ایرانی در این رشته تحصیل کنند و.....گویا هیچ دانشجوی ایرانی در دنیا وجود نداشته که ایشان با مدرک فوق تخصصی .. مونجوق دوزی .. و سوهان کشی روی ناخن .. قصد سفر به اتبات فضائیه را کرده اند.. که اگر ایشان قصد کمک به جامعه ی ایرانی را داشتند.. بهتر بود ترجیحا از یک خانم ایرانی که در این رشته تحصیل میکنند .. دعوت به عمل می آوردند که.. شما با خرج من به این سفر برو.. و تجربیاتت را در اختیار ایرانیان جهان قرار بده

بگذریم..

طرف صحبت من با شمایی است که تا این سطر را خوانده اید.. آنهایی که نمانده اند .. حالی نداشته اند.. ما نیز حال صحبت با آنها را نداریم.. آنها به کار خود باشند و ذر زندگی پوچ و بی هدفشان غوطه ور.. ما به هم افتخار میکنیم

من هیچ مشکلی نمی بینم که یک نفر برای دل خودش.. و برای حال و هول خویش پول خرج کند.. اما.. وقتی شعار میدهیم برای ایران.. از زنان و دختران ایرانی صحبت میکنیم .. وقتی دهنمان را پُر میکنیم و ایـــــــرون میگوییم... و از دوستی ادیان و 1000 کوفت و زهر مار دیگر بحث به میان میاوریم.. باید پاسخ گو نیز باشیم

داستان این است که

ما فقط ظاهرمان غربی شده.. افکارمان متعلق به دوره ی قار نشینی است و یا دیکتاتور هایی هستیم مظلوم گرا.

بهتر است صلوات بفرستیم ،روزه بگیریم و از خدا بخواهیم تا ما را با امام حسین محشور کند


rood 6:01 @ Wed, 20 Sep 06

اولین ایرانی در فضا!!!

امشب حدود ساعت ده و نیم به وقت ایران

یک برنامه ی زنده از کانال 4 پخش شد

روایتی از معراج یک زن ایرانی به نام انوشه انصاری به فضا

این خانم که ساکن ایالت های متحده هستند... یک گفتگوی زنده از سالن قرنطینه ی پایگاه فضایی روسیه درقزاقستان با کانال 4 داشتند

بنده متاسفانه و یا خوشبختانه تمام گفتگوی ایشان را ندیدم اما قسمتی را که دیدم و شنیدم برایتان باز گو میکنم

انوشه خانم میگویند.. من وقتی که کودک بودم... همیشه دوست داشتم ستاره ها را از آسمان ببینم.. و یک ستاره را در دست خود لمس کنم(مالی خوریایی اسلامی)بیاد بیاورید که محمد تازی نیز.. فکر میکرد میتواند ماه و خورشید را در دو دست خود قرار دهد\"

این در حالی است که همگی میدانیم که ستاره ها بعد از عبور از جو زمین دیگر قابل مشاهده به شکلی که ما در روی زمین در شب میبینیم نیستند

و از آن گذشته ستاره ها را? نمی توان در دست گرفت و لمس کرد

این خانم با پرداخت مبلغی بالای 20 میلیون دلار به سازمان فضایی روسیه خود را به آرزوی خویش نزدیک کرده... و به دختران جوانی ایرانی پیغام

میدهندfollow your dream

و میگویند (همراه با خنده ) ببینید من چطور به آرزویم رسیدم!! شما هم میتوانید

به دنبال رویاها بروید .. آن زمان که من در ایران دختر کوچکی بودم.. وقتی میگفتم که من ستاره ها را از آسمان می خواهم ببینم.. به من میخندیدند .. اما من به آرزویم رسیدم

و کلی هم ایرون ایرون تلاوت کردند.. همراه با واژه های غربی

و شعار هایی از قبیل، انسان دوستی .. اینکه من میخواهم این تجربه را در اختیار کشورم بگزارم.. تا جهشی بوجود بیاید که جوانان ایرانی در این رشته تحصیل کنند و.....گویا هیچ دانشجوی ایرانی در دنیا وجود نداشته که ایشان با مدرک فوق تخصصی .. مونجوق دوزی .. و سوهان کشی روی ناخن .. قصد سفر به اتبات فضائیه را کرده اند.. که اگر ایشان قصد کمک به جامعه ی ایرانی را داشتند.. بهتر بود ترجیحا از یک خانم ایرانی که در این رشته تحصیل میکنند .. دعوت به عمل می آوردند که.. شما با خرج من به این سفر برو.. و تجربیاتت را در اختیار ایرانیان جهان قرار بده

بگذریم..

طرف صحبت من با شمایی است که تا این سطر را خوانده اید.. آنهایی که نمانده اند .. حالی نداشته اند.. ما نیز حال صحبت با آنها را نداریم.. آنها به کار خود باشند و ذر زندگی پوچ و بی هدفشان غوطه ور.. ما به هم افتخار میکنیم

من هیچ مشکلی نمی بینم که یک نفر برای دل خودش.. و برای حال و هول خویش پول خرج کند.. اما.. وقتی شعار میدهیم برای ایران.. از زنان و دختران ایرانی صحبت میکنیم .. وقتی دهنمان را پُر میکنیم و ایـــــــرون میگوییم... و از دوستی ادیان و 1000 کوفت و زهر مار دیگر بحث به میان میاوریم.. باید پاسخ گو نیز باشیم

داستان این است که

ما فقط ظاهرمان غربی شده.. افکارمان متعلق به دوره ی قار نشینی است و یا دیکتاتور هایی هستیم مظلوم گرا.

بهتر است صلوات بفرستیم ،روزه بگیریم و از خدا بخواهیم تا ما را با امام حسین محشور کند

سوالی که شاید برای شما نیز پیش آمده باشد این است که

آیا هیچ زن ثروتمند دیگری در جهان نبوده که ،قادر به پرداخت همچون پولی باشد ؟

پس چگونه است که یک خانم آمریکایی وصیت میکند .. تمام دارایش را به ارکستر سنفونیک نیویورک اختصاص دهند (مبلغی بالای 30 میلیون دلار)

و زن ایرانی نیز این پول را خرج هوا هوس خود میکند.. قهقرا تا به کجا؟

فرق مردم ما با آمریکای 300 در کجاست؟

علت فلاکت و عقب ماندگی ما چیست؟

چه چیزمان کم است؟

آب و هوای بد و تک فصلی؟نداشتن هیچ نوع معدن؟نبود هیچ ثروت طبیعی؟

جواب ساده است

جامعه ی گوسفند لایق حکومت گرگان

به همین سادگی.. به همین خوشمزگی

مسئله کاملا مشخص است.. تنوع طلبی بیش از حد این خانم.. تجمل گرایی... عقب ماندگی فکری.. سطحی نگری.. و تحجر بیش از حد تصور ایشان و امثالشان باعث شده که حکومتی فاسد.. بی ثبات.. جنگ طلب..ضحاک صفت و خون ریز ، همراه با ادبیات احمقانه ی سیاسی در ایران

جوانه بزند...رشد کند

...ریشه بدواند.. و تازه از آب گل آلود ماهی نیز بگیرد .. و با ایشان گفتگوی مستقیم نیز برقرار کند.. و اسم اولین زن مسلمان فضانورد را روی ایشان بگذارد

راستی.. هدف ما از زندگی چیست؟

آیا این حق ماست؟

آیا این است سرنوشتی که ما خود رقم زده ایم؟

این است رهایی؟

آیا شما آسوده اید؟

آیا به قسمتی از رویاهایتان رسیده اید؟

نیک میدانم که رویاهای شما بسیار پاک تر و زیباتر از این زن سیه چهره در فضاست

این فرد اگر به اوج آسمان ها برود .. از افسانه نیز گذر کند.. و به حقیقت برسد.. آتش مقدس را از مقابل اهورا مزدا بردارد و به زمین بیاورد باز هم در ذهن من ... موجودی حقیر است..

باری .. اگر این 20 میلیون دلاری که ایشان خرج کرده اند تا جیب چشم آبی های روسی را پر کند.. خرج هزار جوان میشد.. تا آنها هم به کوچکترین رویاهایشان که همانا زندگی آسوده و بی دقدقه است، برسند.. به جایی بر میخورد؟

آیا نمی شد چند خانواده را از مردابِ از هم پاشیدگی نجات داد؟

آیا نمی شد چند بیمار را به بیمارستانی خوب فرستاد و یا بهتر از آن ،بیمارستانی تاسیس کرد؟

آیا نمی شد یک فیلم .. برای فرهنگی که چند هزار سال قدمت دارد و سالهاست که به فراموشخانه ی تاریخ فرستاده شده است،ساخت؟

آیا نمی شد این پول را با گستاخی به رژیم تعارف کند و بگوید من قصد سفر به فضا را داشتم و این بزرگترین رویای زندگیم بود.. اما بر خلاف میل باطنیم، میخواهم تمام مخارج ساخت سد سیوند را به شما پس بدهم تا


مقبره ی کورش زیر آب نرود


آیا این زن بت تاریخ نمیشد؟

به عنوان بزرگترین نجات دهنده ی فرهنگ مردم جهان.. تا سالیانی که چرخ گردون در حرکت بود .. از او به عنوان یک انسان یاد نمی شد؟


آری چنین بود اگر چنان میشد.

نظر شما چیست؟

به شرافتم سوگند.. که تاریخ قضاوت خواهد کرد

که چه کسی.. و چه چیزی افتخار است

اولین زن ایرانی در فضا؟ در حالی که جوانان میهن سالهاست لنگ در هوا و مغز در فضا هستند

تاریخ قضاوت خواهد کرد



سهند 5:15 @ Wed, 20 Sep 06

من بعنوان يک ايرانی که معتقد هستم که تراژدی نشانه ضعف انسانی در درک مسايل و مضلات حال حاضر هست و شديدا خواهان جلوگيری از اين تراژدی هستم؛ فقط ديده مستقل خودم را بيان می کنم و با مزدورانی مثله شارلاتان عباس ميلانی و نيما راشدان و لاشخور های ديگر؛ که منتطر فاجعه ای هستند که عقده های روانی و غير قابل علاجشون را تخليه کنند؛ مرز بندی شفاف دارم.


سهند 4:47 @ Wed, 20 Sep 06

راستی يادم رفت که بگم اين آقای رفسنجانی اينگار از سرنوشت شاه لعنت شده درس ياد گرفته و قبل از توفان؛ مرغ توقانش را آماده می کنه. اکبر گنجی مرغ توفان رفسنجانی است که قبل از توفان پرهايش ريخته ولی با پر روئی ادای مثالا نلسون مندالا را در مياره؛ با اينکه می داند که جز يه پاات و عروسکی بيش نيست.


سهند 4:13 @ Wed, 20 Sep 06

می بخشيد؛ منظورم ( جنگ بين ايران و امريکا اجنتاب ناپذير است.)


سهند 4:05 @ Wed, 20 Sep 06

سعيد جان: من بخاطره اينکه اين گنجی را مهرة آقای رفسنجانی ميدانم که برای روز مبادا ارايش و پيرايشش می کنند و تمامی حرفاش الکی و قلابی هستش را اصلان دنبال نمی کنم و مصاحبه ايشان با رابرت بلا را هم نخواندم. ولی پيام شما در اين باره را خوندم که با هسته تفکرات ايشان موافقم و بخاطر اين کل مصاحبه را خواهم خواند. من بارها گقته و باز هم ميگويم که همه اين شگردها بيفايده هستند. وضع کنونی ايران را به وضع فردی که سارق مسلحی طپانچه به شقيقه اش گذاشته تشبيح کرده ام که هی ميگه يا کبف پولت و يا جانت. در هر صورت پول رفتنی است. کيف پول ايران همان سلاح هسته ای که امريکا خيلی مشتاقه که داشته باشه. اگر رهبری حکومت ايران نخواهد يک تغيير استراتژی داده و بحران کنونی را با باز کردن جامعه و تحولات عميق حل کند؛ جنگ بين ايران و امريکا اجتناب پذير است. اينکه ميگويند امريکا در باطلاق عراق گير کرده و غيره؛ حرفهای پوچ هست؛ به دليل اينکه؛ اولا: اين عراقی ها هستند که همديگر را می کشند و نه امريکائها را. ثانيا. ضعف فرد و يا دولتها ضعيف را مهاجمتر می کند. سعيد جان: بايد قول بدهی که اگر پيشگوئی های من درست از آب در امدند حتما پشت سر من نماز خواهی خواند.


سهند 23:48 @ Tue, 19 Sep 06

سعيد جان: قربون دستتان. يه چوبی به لانه اون زنبور خر( ايشک آريسی) يا همون زنبور هارنت فرو کتيد تا يکمی بخندیم.هيچکس مثله شما اين زنبوره را ديوانه نميتونه بکنه. يا علی مدد.


nana 22:59 @ Tue, 19 Sep 06


با عرض معذرت از تمامی مارکسيست ها و کمونيست های عالم

بوی گهی اسهالی سراسر جهان را در بر گرفته است
اين بوی از تعفن تازه توليد شده در داخل تنبان های سياه گشاد جانيان اسلامی ايران است که بعد از سخنان بوش امروز توليد گشته و داغ و بخار دار به سراسر جهان اين رايحه را با باد برده شده است

زیرا امروز جورجی بوی در برابر گوش ها و چشمان همه دنیا به رژیم ایران گفت تنها هسته مسته ات نیست همزمان ملت ایران باید تعیین سرنوشت خود کند .


کله بابای همگی از دم - زنده باد ملت ايران . نانا


katbalou 18:31 @ Tue, 19 Sep 06

از پستت خيلی خوشم اومد. دستت درد نکنه. تشکر.


Saeed 17:18 @ Tue, 19 Sep 06

الف- آره شبح جان خیلی جالبه ! منهم راستش هر چی با خودم کلنجار میرم از آخر نمیدانم واقعا=قلبا واکنشم به سفر فضائی انوشه خانم باید چی باشه...!؟ از یکطرف خوشحالم واسه این زن نسبتا جوان و هوشمند ایرانی در وصولش به آرزویش ولی از طرف دیگر عصبانی و افسرده ازین اوضاع تنگ و تاریک نیمی و بلکه آحاد ملت.

ب- ببین اقبال جان همه ما اینجا گرفته ایم که تو و امثالهم میخواهید قدمهائی مثبت واسه بهبود اوضاع جامعه مان یا چه میدانم انقلاب در کل ساخت آن پدید آورید ولی همینطور که در فیزیک جهان با اهرم و چرخ (منباب مثال) بهتر و آسانتر میتوان دست برد پس بطریق اولی در بافت ظریف و چندین لایه جامعه باید بدنبال ادوات مناسب تغییرات بهینه و درخور گشت! نه با زور و ریختن عرق بیخود و شعارهای بی معنا! بنابراین و دقیقا در همین برزخها و بن بستهای تاریخی است که باید پای درس بزرگان نشست چون آنها متناسب سواد و شعورشان خیلی ساده و روشنبخش شرایط فعلی را در بافت و متن تاریخ بلند انسان متمدن میگذارند و گاه چیزهائی میگن حسابی فنر پران :-) من این مصاحبات گنجی را با اشخاص نخبه پیگیرم و چندین بار میخوانمشان بلکه گیر و پیچهای جامعه خودمان را از دید و فکر آنها بهتر بفهمم. باری اخیرا دیدم با "رابرت بلا " که جامعه شناس و متخصص دین در برکلی است گفت و شنود بلندی داشته که ضمن نکات متعدد عبرت آموز این سه توصیه وی به گنجی برایم محل تامل بسیار شد:
1. مقوله رهبر در پروسه جنبش: شما به یک واسلاو هاول نیاز دارید. (تلویحا نه یک گاندی چنانکه گنجی مدام ورد زبانشه!)
2. مقوله خدا در سپهر جامعه: حضور خدا در عرصه عمومی از آن مسائلی است که باید آن را به حال خود رها کرد، به جای آنکه (لجبازانه و بیهوده) به دنبال حذف خدا ‏از عرصه عمومی باشیم. سکولارهای رادیکال به دنبال حذف خدا از تمام عرصه ها هستند. ... (مثلا) سکولارها مخالف (فلان نحو از) قسم هستند. اما من می گویم آن را رها کنید. خدا در تمام لحظه های متنوع زندگی ما ‏حضور دارد. اینک (مثلا در آمریکا یا اروپا و یا بسیاری از دیگر کشورها) بی دینی جرم نیست و کسی را به دلیل الحاد کیفر نمی دهند. قانون به طور برابر از دینداران و بی ‏دینان حمایت می کند. در شرایط فعلی "سکولارهای رادیکال" با فشاری که بر سر حذف دین از عرصه عمومی می آورند، ‏باعث تقویت "دست راستی های افراطی" می شوند. آنها باید بدانند که دست راستی های افراطی در این موارد به راحتی ‏می توانند مردم را بسیج نمایند و مردم اگر قرار بر انتخاب باشد، دست راستی ها را انتخاب خواهند کرد، نه سکولارها ‏را.
3. مقوله دین در گستره زبان: مدتی است که من با هابرماس در این زمینه در حال گفت و گوی ‏انتقادی هستیم. به گفته هابرماس وقتی وارد عرصه عمومی می شوید، باید زبان مذهبی را به طور کلی وابگذارید. شما ‏باید اندیشه های ديني تان را در عرصه عمومی به زبان سکولار مشترک ترجمه کنید و با زبان سکولار با دیگران گفت ‏و گو نمایید. اندیشه من که برخاسته از تجربه آمریکاست اندکی با اندیشه هابرماس تفاوت دارد. تقریباً تمام جنبش های ‏اصلاح طلب اجتماعی در طول تاریخ آمریکا ریشه در مذهب داشتند. من و هابرماس در این زمینه اخلاف نظر داشتیم. ‏برای او این نکته را توضیح دادم که به عنوان مثل مارتین لوترکینگ که برای رفع تبعیض نژادی از سیاهان و آزادی ‏آنها مبارزه می کرد، از زبان کتاب مقدس برای مبارزه استفاده می کرد. او با سکولارها و يهوديان هم با همين زبان ‏سخن مي گفت و هيچ گاه آنها را رد نکرد. ولي مردم در عين اين که با زبان مذهبي او موافق نبودند، در عين حال با ‏اصولي که او مطرح مي کرد موافق بودند. من در اين باره به هابرماس توضيح دادم که مادامي که ما به روي ديگراني ‏که با ما تفاوت دارند گشوده هستيم و به آنها احترام مي گذاريم، نيازي نيست که زبان مذهبي مان را کنار بگذاريم. نبايد ‏کودکانه به مخالفانمان بگويم نيازي به استدلال وجود ندارد چون اين سخن خداست و خدا به آن امر کرده است. در ‏عرصه عمومي فرد فقط مي تواند بگويد اگرچه اعتقادات من بر مباني ديني استوار است، اما من مي توانم مباني مستقل ‏ديگري به تو عرضه کنم که براي تو قانع کننده تر باشد. بنابراين بايد راه بحث و گفتگوي استدلالي گشوده باشد و هيچ ‏فردي نبايد مدعي شود نظرات من مطلق است و جاي چون و چرا ندارد. من تا اينجا با هابرماس موافق هستم که در ‏سپهر عمومي هر فردي بايد پذيراي بحث و استدلال باشد. اما اين به معناي آن نيست که فرد حق ندارد به زباني که با آن ‏راحت تر است سخن بگويد. ممکن است زبان فلسفه سکولار براي مردم آمريکا عجيب و غريب و غيرقابل فهم باشد. ‏مردم آمريکا در کليساها بزرگ شده اند. آنها به اين دليل به دعوت لوترکينگ پاسخ مثبت دادند که زبان مذهبي اش براي ‏آنها قابل فهم بود.

* * *
ت. و.: پرانتزها دستبرد من است به اصل متن.


eqball 5:30 @ Tue, 19 Sep 06

شبح عزيز با گرمترين سلام و آرزوی سلاهمسنگر ميابيم. ما خواهان برچيده شدن قوانين عصر بيابانی و جاهليت انسان هستيم. اين شريعت کثيف اسلامی را بايد به نيروی اتحاد هر انسان آزاديخواه و منصف و شريفی دور ريخت.متی. ما خود را همسرنوشت کبرا رحمانپور و لاله سحر خیزان و فاطمه حقیقت جوها دانسته و خود را در مبارزه با جمهوری جنايتکار اسلامی

نامه دایی لاله سحرخیزان خطاب به مردم!
ما چشم در برابر چشم نمیخواهیم

میگویند : شهلا جاهد دختر خواهرم را کشته است. میگویند: شهلا جاهد دوست دختر ناصر محمد خانی بوده است
میگویند : شهلا جاهد از روی اجبار به قتل لاله اعتراف کرده است .
به خواهرم تلقین شده است که دخترش را شهلا جاهد کشته است . او داغدار است. پسران لاله در مقابل جشمانش قرار دارند. از چنین شخصی و در چنین شرایطی دشوار٬ به سختی میتوان انتظار قضاوتی درست را داشت.

اگر شهلا جاهد این عمل شنیع را مرتکب شده باشد و یا به احتمال قزیب به یقین از روی عشق و علاقه شخصی به ناصر محمد خانی این قتل را به گردن گرفته باشد٬ در ماهیت قضیه تفاوتی ایجاد نمیکند. در هر حال ما خانواده لاله نباید خواهان قصاص شهلا جاهد باشیم. ما چشم در برابر چشم نمیخواهیم. باجنایت نمیتوان جنایت را ریشه کن کرد. اعدام شهلا جاهد نه مشکلی را برای ما خانواده لاله بر طرف میکند و نه هیچ مصونیتی برای جامعه در برابر اینگونه اعمال به ارمغان میآورد. تنها نتیجه این رفتار٬ رشد جنایت و آسان شدن کشتن انسانها است.

شهلا جاهد دارد تاوان عشق به یک مرد را پس میدهد. آیا این همه زندان و شکنجه روحی که تا کنون متحمل شده است برای یک دوست داشتن لازم بود؟ آیا ما باید شاهد اعدام او هم باشیم و یک انسان دیگر نابود شود. این چه سیستم و فرهنگی است که با انسانها چنین میکند؟
من به عنوان یک انسان از کشتن هر انسانی متنفرم. خبر کشتن هر انسانی چه با قتل ناخواسته و چه با اتکا به قوانین عهد عتیق تنم را میلرزاند. مو بر بدنم سیخ میشود و به این قانون و فرهنگ تف میندازم.

هم من و هم خواهرم , یعنی مادر لاله , خواهان مرگ و اعدام هیچکس نیستیم. ما در قرون وسطی زندگی نمیکنیم. مادر دنیایی متمدن و مدرن در قرن 21 زندگی میکنیم. احکامی چون قصاص و اعدام مربوط به دوره جاهلیت بشر میباشد. بارها وبارها ثابت شده است٬ اجرای این قوانین نتایج عکس آنچه مجریانش ادعا میکنند را داشته است. در ایران اینها برای ایجاد وحشت و ترس از حکومت البته خیلی هم موثر بوده است.
برای من تصور لحظاتی که لاله عزیز ما٬ به قتل رسیده ٬ یک شوک و یک زخم عمیق است. ولی من آنسوی ماجرا را هم می بینم. هنوز اصلا معلوم نشده موضوع چه بوده و چه کسی قاتل است. و حتی اگر شهلا قاتل باشد٬ من علاقمندم٬ شرایطی که او را به اینجا کشانده٬ نیز دقیقا موشکافی شود. او یک انسان و یک زن است که در ایران زندگی کرده و بطور قطع هزاران مشکل داشته است. شاید در یک فیلم بتوان زندگی کبرا رحمانپورها٬ شهلا جاهدها و نازنین فاتحی ها را نشان داد و در آن فیلم نفرت از فقر٬ نابرابری٬ زن ستیزی و سیستم را جایگزین نفرت از قربانیان و یا قتل قربانیان کرد.
شهلا جاهد و کبری رحمانپور و امثالهم قربانیان این جامعه بیرحم و نا برابرهستند. متاسفانه زنان تابع علت ها و ناهنجاری های جامعه ای هستند , که به صرف زن بودنشان مجرم شناخته میشوند. من بعنوان دایی لاله سحرخیزان و عضوی از خانواده وی نه تنها خواهان اعدام و قصاص شهلا جاهد نیستم , بلکه متقاضی آزادی فوری وی و از بین رفتن این قوانین عصر جاهلیت هستم.
شاپور بارکی زاده ( دایی لاله سحرخیزان )
26 شهریور 1385






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1265
تعداد نظرات: 26693
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 15, 2006 11:46 am


از کجا آمده‌اند؟