چهارشنبه، 25 مردادماه 1385 | August 16, 2006

زنده‌گی در پيش رو

خواندن رمان خوب مثل امکان زنده‌گی دوباره داشتن است. زنده‌گی با شخصيت‌های داستان و در فضا و شرايط آن امکان زنده بودن و زنده‌گی کردن در طول و عرض تاريخ و جغرافيا را فراهم می‌کند. رفته بودم خانه‌ی پدری و رمانی را کنار تخت مادرم ديدم. تازه تمام کرده بود اما هنوز به قفسه‌ی کتاب‌خانه نسپرده بودش. "رومن گاری" را از "خدا حافظ گری‌کوپر" می‌شناختم اما "زندگی در پيش رو"اش را نديده بودم. نام "ليلی گلستان" به عنوان مترجم هم مزيد بر علت شد و شروع به خواندن "زندگی در پيش رو" کردم.
آن طور که خود راوی خودش را معرفی می‌کند مادر جنده‌ای به نام محمد است که زير نظر جنده‌ی يهودی از کار افتاده‌ای که کارش نگه‌داری از بچه‌های مادر جنده است زنده‌گی می‌کند. ده سال دارد که در طول داستان يک شبه چهارده ساله می‌شود. فضای داستان در حين رقت‌انگيزبودن شفقت را برنمی‌انگيزاند. ترسيمی سفيد از دنيای سياه پيرامون‌مان است پر از شخصيت‌های جورواجور، زنانی که از راه پايين‌تنه‌شان گذران می‌کنند و خودشان جور خودشان را می‌کشند و مردانی که به قول محمد "جاکيش" هستند و سياهان و عرب‌ها و يهودی‌ها و فرانسوی‌ها همه در اين کلونی شوم حضور دارند.
رومن گاری هجويه‌ای بر عليه خدا و شيطان و تمدن و نژاد و سرمايه نوشته است. زنده‌گی در پيش رو عشق به زنده‌گی بدون مذمت مرگ است و در عين حال عشق به مرگ بدون مذمت زنده‌گی! در دنيايی که رومن گاری از زبان محمد که مومو می‌خواندنش ترسيم کرده است تمام چيزهای زشت و زيبا، متعفن و معطر، آن‌چنان در هم تنيده شده‌اند که تميزشان ممکن نيست... نمی‌شود در موردش نوشت بايد خواندش و اين هم قسمتی از کتاب:
"...
پسر خودساخته‌يی بود اما سياه بود و اهل الجزيره راديو ترانزيستوری و چيزهای ديگری را که می‌دزديد می‌فروخت و بقيه‌ی وقتش را هم به ترک اعتياد در مارموتان، که آشناهايی آن‌جا داشت، مشغول بود. آمد تا رزا خانم را سوزن بزند اما نزديک بود افتضاح شود، چون سوزن را اشتباهی برداشت و ذخيره‌ی هروئينی را که برای وقت پايان‌رسيدن دوران ترک اعتيادش نگاه داشته بود به کون رزا خانم زد.
زود فهميدم که چيزی غيرطبيعی اتفاق افتاده، چون هرگز زنک جهود را اين قدر خوش‌حال نديده بودم. اول حالت حيرتی بهش دست داد و بعد غرق خوش‌بختی شد.
ترسيدم، چون فکر کردم ديگر به حال اولش برنمی‌گردد از بس که در عالم هپروت بود. تف به هر چه هرويينی است. بچه‌هايی که هرويين می‌زدنند به خوش‌بختی هميشگی عادت می‌کنند، کارشان تمام است، چون خوش‌بختی وقتی حس می‌شود که کم‌بودش را حس کنيم. آن‌هايی که از اين چيزها به خودشان تزريق می‌کنند حتما در جست‌وجوی خوش‌بختی هستند و فقط احمق‌ترين احمق‌ها برای پيدا کردن آن، چنين راهی را انتخاب می‌کند. من هرگز گرتی نشدم. چند بار با دوستانم ماری‌جوانا کشيدم آن هم برای اين که باهاشان همراهی کرده باشم و به هر حال ده‌سالگی سنی است که آدم خيلی چيزها را از بزرگ‌ترها ياد می‌گيرد. اما من ميل چندانی به خوش‌حالی نداشتم. زندگی را ترجيح می‌دادم. اين جور خوش‌بختی آشغال است، آب زير کاه است. بايد راه و رسم زندگی را بهش ياد داد. آبمان توی يک جوی نمی‌رود، و من کاری به کارش نمی‌خواهم داشته باشم. هرگز سياست‌بازی نکرده‌ام چون به هر حال يکی هميشه استفاده‌اش را می‌برد، ولی برای خوش‌بختی هم بايد قانونی وضع کرد تا نتواند کلک بزند. من هر چه به کله‌ام می‌آيد می‌گويم و شايد هم اشتباه می‌کنم. اما هرگز برای اين که خوش‌حال بشوم، نمی‌روم سوزن بزنم. گهش بگيرند. نمی‌خواهم درباره‌ی خوش‌بختی با شما حرف بزنم، چون تصميم ندارم دوباره دچار حمله‌ی عصبی بشوم. اما آقای هاميل می‌گويد که من برای به زبان‌آوردن چيزهايی که نمی‌شود بيان کرد، استعداد فراوانی دارم. او می‌گويد بايد چيزی را که دنبالش هستيم، در حرف‌هايی که نمی‌شود بيان کرد جست‌وجو کنيم و همان‌جا هم پيدايش می‌کنيم. بهترين راه برای فراهم آوردن گه، کاری است که لوماهوت می‌کرد، و آن اين است که آدم بگويد هرگز به خودش سوزن نزده، و آن وقت بچه‌ها بلافاصله يک تزريق مجانی به آدم می‌کنند، چون هيچ‌کس نمی‌خواهد خودش را به‌تنهايی بدبخت ببيند. تعداد جوانک‌هايی که خواسته بودند اولين سوزنم را به من بزنند، غير قابل تصور است. اما من برای اين به دنيا نيامده‌ام که به ديگران کمک کنم تا زندگی کنند. به‌قدرکافی اين کار را برای رزا خانم کرده‌ام دلم نمی‌خواهد خودم را توی خوش‌بختی پرت کنم، بلکه قبلا هر تلاشی که بتوانم می‌کنم تا از آن خلاص شوم."

رومن گاری Gary, Romain، ليلی‌ گلستان، زندگی در پيش‌رو La Vie devant soi: roman،بازتاب نگار، ص 73-74
چند لينک مرتبط:
خريد کتاب از آمازون
باز هم "زندگی در پيش رو"
يادداشتي بر رمان «زندگي در پيش رو» نوشته رومن گاري
کتاب ديگری از رومن گاری (بادبادک‌ها)

August 16, 2006 12:49 PM

آفساید 19:28 @ Fri, 25 Aug 06

جالبه اين آقای رومن گاری چی رو قبول داره! ؟ چيز ديگه ای نمود هجوش کنه! :)) فقط به حال خودم متاسفم که هيچوقت رمان خون خوبی نشدم!


eqball 18:38 @ Sun, 20 Aug 06

وضعیت جسمی احمد باطبی بشدت افت کرده است
احمد باطبی باید فورا و بی قید و شرط آزاد شود


سرانجام پس از ٢٠ روز خانواده احمد باطبی موفق به ملاقات با او شدند. این ملاقات دیروز ١٧ اوت و در حضور بازجو انجام شد. طبق خبر دیگری که به حزب رسیده است، احمد باطبی از روز دوشنبه ١٤ اوت به اعتصاب غذای خود پایان داده است. گفته میشود که وضعیت جسمی احمد باطبی پس از اعتصاب غذای طولانی مدت و در اثر انواع بیماری های ناشی از شکنجه های جسمی در سالهای گذشته، نگران کننده توصیف شده است.

احمد باطبی و کلیه زندانیان سیاسی باید فورا و بدون هیچ قید و شرطی آزاد شوند. حزب کمونیست کارگری همه مردم آزادیخواه را فرامیخواند که تلاش برای آزادی زندانیان سیاسی را گسترش دهند. به دور خانواده های زندانیان سیاسی گرد آیند و همراه و همگام با آنان به هر شکل که میتوانند از جمله با ایجاد کانونها و نهادهای مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی تلا ش کنند.


کلیه زندانیان سیاسی فورا و بدون قید و شرط باید آزاد شوند
سرنگون باد رژیم جنایتکار اسلامی
زنده باد جمهوری سوسیالیستی

حزب كمونيست كارگري ايران
٢٧ مرداد ١٣٨٥- ١٨ اوت


eqball 18:07 @ Sun, 20 Aug 06

جناب آقای کوفی عنان دبیر کل سازمان ملل متحد

ما مطلع شديم كه شما قصد سفر به ايران را داريد. بعنوان كساني كه براي ازادي احمد باطبي دانشجويي كه هفت سال است در زندان است تلاش ميكنيم از شما ميخواهيم كه براي ازادي اين جوان بطور جدي تلاش كنيد. او در تظاهرات ٩ جولاي ١٩٩٩ ( ١٨ تير سال )٧٨ به جرم شركت در تظاهرات و به خاطر بلند كردن پيراهن خونين دانشجويي كه زخمي شده بود٬ دستگير شد و در ابتدا حكم اعدام گرفت و بعد حكم او به ١٥ سال زندان تغيير كرد. او هفت سال از بهترين سالهاي زندگيش را در زندان گذرانده و به خاطر بيماريهاي مختلف و وضع ضعيف جسمي براي مداوا از زندان آزاد شد. اما هنوز يكسال و نيم از آزادي او نگذشته بود كه دوباره در ٧ مرداد ماه امسال دستگير شد. در اعتراض به اين موضوع احمد اعتصاب غذا كرد و اين اعتصاب غذا وضع جسمي او را وخيم تر نمود. بطوريكه پرشك او اعلام داشت كه جان او در خطر است و به مسئولين زندان نسبت به اين موضوع هشدار داد. احمد باطبي در اين مدت فقط يك بار تماس تلفني و يك بار ملاقات حضوري داشته است و خانواده او بشدت تحت فشار قرار دارند. به او حتي اجازه ملاقات با وكيلش داده نشده است. بنا به اظهارات دكتر حسام فيروزي پزشك معالج احمد باطبي٬ خطر جاني وي را تهديد ميكند و مسئولین زندان با تقاضای باطبی برای مداواي وي مخالفت ميكنند.

آقاي كوفي عنان حتما مطلع هستيد كه همين يك ماه پيش اكبر محمدي دانشجوي ديگري كه همزمان با احمد باطبي زنداني شده بود در زندان جان باخت. اكبر محمدي در ٩ جولاي ١٩٩٩ ( ١٨ تير ٧٨) دستگير شده بود و به او نيز ابتدا حكم اعدام داده شد و در سال ٢٠٠١ بود كه حكم او به ١٥ سال زندان تبديل شد. اکبر محمدي بدليل بيماريهاي متعدد، براي مدتي به مرخصي از زندان رفته بود. پزشکان او گفته بودند که بر اثر صدمات شديد در محل ستون فقرات ونخاع، بيماري او در ايران قابل معالجه نيست. اما اكبر محمدي دوباره دستگير شد و در اعتراض به دستگيري خود دست به اعتصاب غذا زد و متاسفانه در روز يكشنبه ٣٠ جولاي هنگامي که از بيمارستان به زندان برگردانده شد بعد از چند ساعت در زندان اوين درگذشت و هم اكنون خانواده او خواهان رسيدگي به علت مرگ وي هستند.

جان باختن اكبر محمدي و اكنون وضع وخيم احمد باطبي و گزارش پزشك او از خطر جاني اي كه احمد را تهديد ميكند٬ امروز امري است كه همه ما را نگران كرده است.

جناب آقاي كوفي عنان نبايد بگذاريم كه احمد باطبي و ديگر زندانيان سياسي دچار سرنوشتي چون اكبر محمدي شوند.

ما براي آزادي احمد باطبي مبارزه ميكنيم و سميه بينات همسر او نامه اي خطاب به تمامي سازمانهاي آزاديخواه و بشردوست در سراسر جهان خواسته است كه براي آزادي احمد باطبي فشار بياورند و به اين كمپين بپيوندند. خوشبخنانه سازمان عفو بين الملل به اين كمپين پاسخ مثبت داده است و از خواست آزادي فوري احمد باطبي اعلام حمايت نموده و كارزاري بين المللي را در دستور كار خود گذاشته است.

ما از طرف كمپين آزادي براي احمد باطبي اين نامه را براي شما مينويسيم و خواهان آزادي فوري احمد باطبي و تمامي زندانيان سياسي از زندان هستيم. ما از شما ميخواهيم كه تمام امكاناتتان را بكار ببريد تا احمد باطبي و همه زندانيان سياسي ديگر فورا از زندان آزاد شوند و تحت مداوا و درمان قرار گيرند.

ما از شما ميخواهيم كه ترتيبي دهيد تا هنگام سفر شما به ايران هياتي بيطرف از سوي سازمان عفو بين الملل براي رسيدگي به وضع زندانيان سياسي در ايران اعزام شوند و ليست دقيقي از زندانيان سياسي بدست بياورند و شرايط آزادي فوري همه آنها فراهم گردد .

با احترام

كمپين آزادي براي احمد باطبي

١١ اوت ٢٠٠٦


eqball 21:48 @ Sat, 19 Aug 06

تحصن ١٤٠ تن از اعضاى سابق مجاهدين در اردوگاه تيپف عراق
روز پنج شنبه ١٠ اوت يك تيم از خبرنگاران اروپايي براي تهيه گزارش و خبر وارد اردوگاه تيپف عراق ميشوند. مقامات آمريكايي مسئول كمپ با اكيپ خبرنگاران گفتگو كرده و مانع آن شدند كه پناهجويان مستقر در تيپف با خبرنگاران گفتگو كنند. جلوگيرى از تماس پناهجويان كه براي اولين بار شاهد حضور اكيپي از خبرنگاران اروپايي بودند، اعتراض و خشم پناهجويان را برانگيخت. تعداد زيادي از پناهجويان با تجمع در مقابل دفتر فرماندهي كمپ خواهان گفتگو و مضاحبه با اكيپ خبرنگاران شدند. اما مقامات كمپ با برخوردهاى تندى به اعتراص آنان پاسخى منفي دادند. به دنبال اين حركت غيرمسئولانه مقامات كمپ تيپف، پناهندگان معترض هماهنگ و بطور دسته جمعى اقدام به يك تحضن اعتراضى نا محدود كردند. تعداد تحصن كنندگان تا به امروز به ١٤٠ نفر ميرسد. پناهندگان اين تحصن را نه تنها اعتراض به سانسور و جلوگيري از تماس آنها با خبرنگاران، بلكه همچنين پيگيري مطالبات و حقوق خود تبديل كرده اند. مطالبات اين پناهجويان به قرار زير است:
١- انتقال فوري كليه ساكنين كمپ به كشور امن سوم

٢- برخوردار شدن از حقوق و موقعيت يك پناهنده

٣- متوقف شدن كليه فشارها و محدوديت هاي اعمال شده توسط مسئولين اردوگاه تيپف.
شايان ذكر است كه به دنبال كمپين بين المللي و موثر فدراسيون، كميسارياي پناهندگان سازمان ملل به كليه اين پناهجويان مصاحبه كرده و تعداد زيادى از اين افراد را بعنوان پناهنده برسميت شناخته است. پروسه هاي انتقال اين افراد با توجه به سيستم كند اداري اين سازمان طولاني شده است و اين در حاليست كه فشارها و محدوديت هاي اعمال شده توسط مقامات مسئول اردوگاه تيپف عراق روز به روز افزايش يافته و اين پناهجويان را درتحت فشارهاي روحى و مادي زيادي قرار داده است.
همبستگي فدراسيون سراسري پناهندگان ايراني قاطعانه از مبارزه و تصن و مطالبات اين پناهندگان دفاع كرده و تلاش ميكند صداي اعتراض آنها را در سطح بين المللي منعكس كرده و براي مبارزات و مطالبات اين افراد حمايت جلب كند. ما همچنين به نمايندگى از جمع معترصين، شكايات و اعتراض آنها را به گوش مقامات كميسارياي پناهندگان سازمان ملل ميرسانيم.

ما همچنين از كليه افراد و سازمان ها و نهادهاي مدافع حقوق انساني ميخواهيم كه با تحت فشار قرار دادن كميسارياي پناهندگان سازمان ملل خواهان انتقال فوري كليه اين افراد به كشور امن سوم شوند.

همبستگى فدراسيون سراسرى پناهندگان ايرانى
١٦ اوت ٢٠٠٦


شراگیم 12:17 @ Sat, 19 Aug 06

اتفاقا اين کتاب را چند ماه پيش خواندم...در محل کارم نشسته بودم و کتاب را ميخواندم...رسیدم به قسمت مرگ رزا خانم...گریه ام گرفت..هيچوقت يادم نمی رود همکارم از در رسيد و گفت گريه ميکنی؟ با خنده گفتم چطور؟


ali baba 23:41 @ Fri, 18 Aug 06

Be General v Doktor haye rosvaye jahan , v be Zionist haye Nazi :

http://www.bbc.co.uk/persian/worldnews/story/2006/08/060818_he-economic-lebanon.shtml

مقاله نويس اکونوميست اظهار نظر می کند که غرور ناشی از پيروزی اسرائيل در جنگ سال 1967 سالهاست که از ميان رفته و از سال 1980 دست کم دو نخست وزير اين کشور، يعنی اسحاق رابين و اهود باراک، هر آنچه را که داشتند در گرو دستيابی به صلح قرار دادند در حاليکه رابين جان خود و باراک شغل خود را در اين راه از دست دادند


http://hotzone.yahoo.com/b/hotzone/blogs8692


nana 17:20 @ Wed, 16 Aug 06

بعله .....شبح گرامی

متن دل پذيری بود و بنده شخصا لذت بردم زيرا از اين رومن گاری به جز پرنده ها ميروند در پرو بميرند کتابی نخوانده ام
و او را زياد نمی شناسم
ولی برايت ماجرای بسيار تاسف آور راجع به زندگی خصوصی او ميگويم

رومن گاری با يکی از زيبارويان هاليوود به نام جين سيبرگ ازدواج و چندين سال بعد از اين ازدواج جين سيبرگ دچار بيماری شديد افسردگی شد
و روزی در پاريس خود را چون آنا کارنينا زير
قطار مترو انداخت و کشت .

به هر حال خوشبختی به نظر من چيزيست که به نسبت انسانهای روی زمين اشکال متفاوت ميتواند داشته باشد
قدرتمندان برای کنترل بشر تصميم گرفته اند که آنرا هم دسته بندی کرده و در جای خود بچپانند
يعنی گفته اند :
بيائيد هر کی پول داره خوشبخت باشه
هرکی نداره بدبخت

که همه سعی کنند خوشبخت !!!! باشن و
تا جون از کونشون در مياد کار کنند
که بشه مفت ما !!!!!!!!!!!!!!!!!! نانا


16:19 @ Wed, 16 Aug 06

تست






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1258
تعداد نظرات: 26486
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: august 28, 2006 03:42 pm


از کجا آمده‌اند؟