یکشنبه، 11 تیرماه 1385 | July 02, 2006

بوف کور

در زنده‌گی زخم‌هايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد.
اين دردها را نمی‌شود به کسی اظهار کرد، چون عموما عادت دارند که اين دردهای باور نکردنی را جزو اتفاقات و پيش‌آمدهای نادر و عجيب بشمارند و اگر کسی بگويد يا بنويسد، مردم بر سبيل عقايد جاری و عقايد خودشان سعی می‌کنند آن را با لبخند شکاک و تمسخرآميز تلقی بکنند؛ زيرا بشر هنوز چاره و داويی برای‌اش پيدا نکرده و تنها داروی آن فراموشی به توسط شراب و خواب مصنوعی به‌وسيله‌ی افيون و مواد مخدره است ولی افسوس که تاثير اين‌گونه داروها موقت است و به جاْ تشکين پس از مدتی بر شدت درد می‌افزايد.
صادق هدايت

July 2, 2006 07:05 PM

eqball 19:30 @ Wed, 5 Jul 06

عزيزان سلام. نامه احمد باطبی به اکبر گنجی که حاوی ليست بلندی از زندانيان سياسی است را نگاه کنيد. دست به کار ايجاد تشکلات مختلف در محل کار و زندگيمان شويم تا از زندانيان سياسی دفاع کنيم و اجازه ندهيم قربانی شوند.

http://ahmadbatebi.net/index.php?option=com_content&task=view&id=46&Itemid=2


شبح 17:39 @ Tue, 4 Jul 06

مديار نازنين!
نمی‌دانی از خواندن کامنت‌ات چقدر خوش‌حال شدم. شاد باشی مجتبای دوست‌داشتنی.


مدیار 17:20 @ Tue, 4 Jul 06

سلام بر شبح نازنین.
من رو که هنوز فراموش نکردی؟:))
می دونم که نکردی. از این که به یادم بودی ممنون.
آی دلم تنگ شده بود اینجا کامنت بزارم. البته می بخشی که از اون کامنت های (( گیر معروف نیست)).
جدا از شوخی. برای همه چیز ممنون
شاد شاد باشی


مدیار 17:20 @ Tue, 4 Jul 06

سلام بر شبح نازنین.
من رو که هنوز فراموش نکردی؟:))
می دونم که نکردی. از این که به یادم بودی ممنون.
آی دلم تنگ شده بود اینجا کامنت بزارم. البته می بخشی که از اون کامنت های (( گیر معروف نیست)).
جدا از شوخی. برای همه چیز ممنون
شاد شاد باشی


حقوق ملي خلق ترکمن 10:00 @ Tue, 4 Jul 06

سخنراني نماينده سازمان دفاع از حقوق ملي خلق ترکمن
در پارلمان فرانسه در پاريس (16ژوئن 2006)

ترکمن ها در شمال ايران در شرق درياي خزر زندگي ميکنند و يکي از پنج مليت بزرگ اين کشور را تشکيل ميدهند. تعداد جمعيت ترکمن ها که در منطقه ترکمنصحرا (به مساحت 16375 کيلومتر مربع) بسر ميبرند بالغ بر سه ميليون نفر است. در ترکمنستان (جمهوري ترکمنستان ، يکي از جمهوري هاي سابق شوروي) حدود 5 ميليون نفر زندگي ميکنند. ترکمن ها به زبان ترکمني (بخشي ازخانواده زبان ترکي) صحبت ميکنند و بلحاظ تعلق مذهبي، برخلاف فارس ها که شيعه هستند، اهل تسنن اند. مذهب دولتي ايران رسمأ شيعه است و از اينرو احراز مقام رياست جمهوري ايران تنها در انحصار معتقدين به مذهب شيعه اثني عشري است. در حاليکه حدود 15 ميليون نفر از جمعيت ايران را سني ها تشکيل ميدهند، آنها حتي حق کانديد شدن به اين مقام را نيز ندارند.
بدنبال جنبش وسيعي برهبري شخصيت ملي، عثمان آخون، در بيستم ماه مه سال 1924 ميلادي اولين جمهوري ترکمن ها در ترکمنصحرا بنيانگذاري شد. پنچ ماه ديرتر يعني در 27 اکتبر 1924 جمهوري سوسياليستي ترکمنستان شوروي تشکيل شد.
بيش از يکسال و نيم از عمر جمهوري جوان ترکمنصحرا نگذشته بود که رضا پهلوي، پدر محمد رضا پهلوي، در دهم اکتبر سال 1925 ميلادي به ترکمنصحرا لشکرکشي نموده و ترکمن ها را سرکوب کرد.

در پي اين سرکوب بود که حقوق شهروندي محدود ترکمن ها باز هم محدود تر و ترکمنصحرا به منطقه اي ايزوله شده تبديل گرديد. حکومتگران نه تنها کوچکترين قدمي در راه ايجاد ساختارهاي اقتصادي و صنعتي ترکمنصحرا بر نداشتند، بلکه اصلاحات ابتدائي لازم در سيستم آموزشي را نيز بعمد بدست فراموشي سپردند. اين قبيل تبعيضات آشکار بار ديگر موجبات نارضايتي عمومي ترکمن ها را فراهم کرده و آنها را در شرکت در انقلاب عليه شاه ترغيب نمود.

ترکمن ها بدنبال سرنگوني رژيم شاه، بدون آنکه حاکميت جمهوري اسلامي را زير علامت سئوال بگذارند، امورات محلي منطقه را بدست گرفتند. براي رژيم اسلامي وجود ترکمنصحراي خودمختار بهيچوجه قابل تحمل نبود و بهمين دليل سپاه پاسداران در 26 مارس 1979 ميلادي حملات وسيعي را به شهر گنبد، مرکز ترکمنصحرا، آغاز کرد. در اين جنگ که به جنگ اول گنبد معروف شد و دو هفته بطول انجاميد، پيروزي ازآن ترکمن ها بود. در پي اين موفقيت بود که خودمختاري ترکمنصحرا تا آغاز جنگ دوم گنبد کمابيش تثبيت شده بود. جنگ دوم که بيش از پنچ روز طول نکشيد در تاريخ هشتم فوريه 1980 ميلادي با حملات بسيار وسيع پاسداران به گنبد آغاز گرديد. اينبار برنده جنگ تحميلي رژيم اسلامي بود.
دنباله شکست جنگ گنبد آغاز مرحله جديد ستم، فشار و ايزوله کردن مردم ترکمن بود. اين سياست اجحاف و تبعيض که از طرف سردمداران رژيم هدفمند برنامه ريزي شده بود، هنوز هم ادامه دارد.

ترکمنصحرا منطقه اي است کشاورزي که در آن بخش عمده محصولات پنبه و نيز ميزان قابل ملاحظه اي از گندم و جو کشور توليد ميشود. دولت جمهوري اسلامي عليرغم آگاهي کامل از ضرورت مدرنيزه کردن ماشين آلات کشاوورزي و سيستم کشت و برداشت، کوچکترين قدمي در اين راه بر نميدارد.
صنعت ماهيگيري و خاويار نيز در ترکمنصحرا بلحاظ نزديکي به بحر خزر از جايگاه خاصي برخوردار است. متأسفانه در اين زمينه نيز اقدامات لازم جهت بهبود شرايط اسفبار اين صنعت صورت نميگيرد.

در سراسر ترکمنصحرا بجز چند مدرسه عالي و دانشکده بي اهميت، دانشگاهي وجود ندارد. در مدارس و دانشکده ها فقط به زبان فارسي تدريس ميشود و تدريس به زبان ترکمني اکيدأ ممنوع است. بيمارستان بزرگ و مجهزي که پاسخگوي نيازهاي اوليه ترکمن ها باشد، نيز در منطقه وجود ندارد.
اسامي ترکمني شهرها و آبادي هاي ترکمنصحرا بطور سيستماتيک عوض شده و جاي خود را بتدريج به اسامي فارسي ميدهند.
والدين نوزادان ترکمن از انتخاب نام هاي اصيل ترکمني براي فرزندان خود محروم هستند و مجبورند که تن به اسامي تحميلي عربي ـ فارسي بدهند.
رژيم اسلامي به اين سياست آسيميلاسيون بسنده نکرده، تلاش وسيعي نيز در جهت ترويج وگسترش مذهب شيعه اثني ـ عشري در ميان ترکمن ها که اهل تسنن اند، ميکند.

در ترکمنصحرا انواع و اقسام مواد مخدر به حد وفور و به نازل ترين قيمت يافت ميشود و عملا مصون از هر نوع تعقيب قانوني است. از اينرو شمار معتادين بشدت افزايش يافته و عواقب خانوادگي و اجتماعي اين بلا ابعاد فاجعه آميزي بخود گرفته است.
سياست کوچاندن سيستماتيک زابلي ها ( که عمدتآ مردمي فقير و اهل تشيع اند ) از سيستان به ترکمنصحرا، به قصد بهم زدن ترکيب جمعيت منطقه و نيز ايجاد پايگاهي توده اي در منطقه صورت ميگيرد. تا کنون قريب به 250 ده زابلي نشين در دل ترکمنصحرا ايجاد شده است. مزيد بر اين، همه پست هاي مهم و نيمه مهم دولتي در منطقه نيز از آن افراد غير ترکمن است.

تمامي پارامتر هاي برشمرده فوق اثبات ميکند که کارگزاران رژيم اسلامي به ترکمن ها چون بيگانگان برخورد کرده و آنان را شهروندان درجه 2 تلقي ميکنند.
در دنياي مدرن و گلوبال امروزي هيچ انسان آزادي نمي تواند پايمال شدن ابتدائي ترين حقوق انساني ترکمن ها را بپذيرد.
ما ترکمن ها، عليه اينهمه تبعيض و بيعدالتي که بوسيله خود سرکردگان رژيم برنامه ريزي شده است، مبارزه خواهيم کرد و از شما تقاضا داريم که ما را در ايجاد ايراني آزاد، که در آن عدالت و برابري حقوق انسانها جايگزين اجحاف، تبعيض و بيعدالتي خواهد شد، ياري نمائيد.


eqball 9:06 @ Tue, 4 Jul 06

دوستان يک سايت خوب رو بهتون معرفی کنم:

http://www.sohailasharifi.com/


eqball 9:05 @ Tue, 4 Jul 06

شبح و دوستان شبحی با سلام. پيشنهاد ميکنم به سايت سری بزنيد و زندگينامه اش را مروری بکنيد:

http://www.sohailasharifi.com/


س 21:42 @ Mon, 3 Jul 06

ظهر ِ دل گیر ِ تابستانی گرم و دراز سر می رسد و تیک تیک ِ قلب ِ ساعت هم.

باز هم روزهای ِ شناور ِ فکر. باز هم روزهای ِ سردرگمی های ِ سرگیجه آور.

ظهر ِ این روزها، هیجان و دل شوره ای عجیب، در دل به پا می کند . دل را می لرزاند.

تکرار ِ به موقعی بود. موفق باشید


س 21:40 @ Mon, 3 Jul 06

ظهر ِ دل گیر ِ تابستانی گرم و دراز سر می رسد و تیک تیک ِ قلب ِ ساعت هم.

باز هم روزهای ِ شناور ِ فکر. باز هم روزهای ِ سردرگمی های ِ سرگیجه آور.

ظهر ِ این روزها، هیجان و دل شوره ای عجیب، در دل به پا می کند . دل را می لرزاند.

تکرار ِ به موقعی بود. موفق باشید


دختر همسايه 17:54 @ Mon, 3 Jul 06

شبح جان این درست جمله ای بود که میخواستم بنا بر حال و احوالم همین فردا در وبلاگم بنویسم......


همشهري كاوه 16:00 @ Mon, 3 Jul 06

بالآخره بعد از مدت تونستم از سد فيلتر بگذرم و بيام وبلاگت ....


آوای زمین 14:38 @ Mon, 3 Jul 06

شبح جان!
می دونی فکر کنم تازگیا به یکی از این زخما دچار شدم :)

این بند و بساطی هم که هدایت خان! گفتن در دسترس ندارم که حداقل موقت تسکین پیدا کنم :)) فقط یه چیزی تو بساطم پیدا کردم و اونم یه کورسوی امید هستش... فعلاً که جواب داده...

در ضمن: شبح به این وقت شناسی نوبره والا... نوشتت خیلی به موقع بود.


آوای زمین 14:36 @ Mon, 3 Jul 06

شبح جان!
می دونی فکر کنم تازگیا به یکی از این زخما دچار شدم :)

این بند و بساطی هم که هدایت خان! گفتن در دسترس ندارم که حداقل موقت تسکین پیدا کنم :)) فقط یه چیزی تو بساطم پیدا کردم و اونم یه کورسوی امید هستش... فعلاً که جواب داده...

در ضمن: شبح به این وقت شناسی نوبره والا... نوشتت خیلی به موقع بود.


ارا 14:29 @ Mon, 3 Jul 06

خوشبختانه اين زخمها ؛روح؛ را ميخورند و ظاهرا کاری با ؛ شبح؛ ندارند.
شبح به اين روح دوستی نوبره والا


آورا 10:56 @ Mon, 3 Jul 06

از اون زمان تا حالا نه زخمها بهبود پیدا کردن ، نه راه حلی واسشون پیدا شده.!!
انگاری زمونه هیچ فرقی نکرده.


eqball 6:33 @ Mon, 3 Jul 06

سلام شبح. هدايت را مثل يک انسان بزرگ دوست دارم. انسان چنان عميق رنج ميبرد که مجبور شد خنده را برای تسکين اختراع کند. شبح عزيز بايد ياد بگيريم که بجای پناه بردن به مواد مخدر برای تسکين به خنده روی آوريم. بايد جامعه ما از اين چادر سياه ماتم خلاص شود و خوشبختی را تجربه کند تا کسی بفکر خودکشی و افيون نيفتد. آماری تاييد نشده ميگويد که سالانه هزاران نفر فقط در تهران خودکشی ميکنند. وظيفه هر تک نفر از ماست که در قبال پر پر شدن اعضای جامعه مسئوليت نشان دهيم. خنده را بعنوان راه حلی به جامعه عرضه کنيم. چارلی گفته بود بزرگترين افتخارم اين است که ميتونم مردم را بخندانم. بخند شبح


مهران 2:14 @ Mon, 3 Jul 06

فکر ميکنم فقط صادق هدايت پی برد که ما هيچوقت آدم نمیشيم و از بس ايرانی بود و مارو دوست داشت خودشو کشت.


مهران 2:14 @ Mon, 3 Jul 06

فکر ميکنم فقط صادق هدايت پی برد که ما هيچوقت آدم نمیشيم و از بس ايرانی بود و مارو دوست داشت خودشو کشت.


نژادپرستى زبانى 0:47 @ Mon, 3 Jul 06

جمهوري اسلامي ايران: نژادپرستى زبانى فارسي٬ نسل كشى زبانى تركها و زبان كشى دولتى

آنچه در عرصه روابط دولت و ملل ساكن در جمهوري اسلامي ايران در جريان است٬ مصداق بارز نژادپرستى تباري (آريايي-ايران زميني) استּ در عرصه زباني نيز طبق معيارهاي نهادهاى بين المللى مانند يونسكو مىتوان اين رروابط را مشخصا در سه سر فصل “نژادپرستى زبانى فارسي”٬ “نسل كشى زبانى تركها و ديگر غيرفارسان” و “زبان كشى دولتى” مطالعه نمودּ ايران مصداق كلاسيك كشورى است كه در آن علاوه بر نژادپرستى تبارى (Racism) نژادپرستى زبانى٬ نسل كشى زبانى و زبان كشى دولتي حضور گسترده و نهادينه شده اي دارندּ

لينگوئيسيسم و يا نژادپرستى زبانى (Linguicism) همه ايدئولوژىها٬ ساختارها و اجرائاتى هستند كه در خدمت مشروع نمودن٬ عملى ساختن٬ تنظيم و توليد و حفظ تقسيم ناعادلانه قدرت و منابع مادى و معنوى بين گروههاى زبانى مىباشند و شامل مواردى مانند تحقير زبانهاى بومى و يا محروم نمودن كودكان از سيستم آموزشى به زبان مادرى خود مىگردندּ در ايران٬ دولت جمهوري اسلامي كه تحت سيطره همه جانبه و بلامنازع قوميتگرايان افراطي فارس و در مواردي پان ايرانيستها (هاشمي رفسنجاني٬ حداد عادل٬ ּּּ) قرار دارد٬ خود و ملت موهوم ايران (؟!) را بر اساس زبان و خط و هويت قوم اقليت فارس تعريف نموده٬ و نژادپرستي زباني فارسي را به سياست راهبردي٬ رسمي و كلان و مستمر خويش تبديل نموده استּ

نسل كشى زبانى (Linguistic genocide) به صورت ممنوعيت كاربرد زبان يك گروه در مراوده در مدارس٬ و يا ممنوعيت چاپ و پخش انتشارات به آن زبان و مجبور كردن كودكان به انحاء مختلف به ترك زبان پدران و مادرانشان از طرف دولت و زبان كشى (Linguicide) نابود ساختن عمدى٬ سيستماتيك و طراحى شده يك زبان تعريف شده استּدر ايران نسل كشي زباني و زبان كشي دولتي كه سياست راهبردي٬ كلان٬ رسمي و مستمر دولت جمهوري اسلامي است٬ شامل همه زبانهاي غير فارسي بوده و مشخصا زبان تركي- زبان اكثريت نسبي ايرانيان- را نشانه گرفته استּ

نژادپرستي فارسي- سياستهاي استعماري فارسستان

در تاريخ معاصر جهان و در اكثر موارد نژادپرستى زبانى و نسل كشى زبانى براى حفظ و افزايش قدرتى استعمارى بكار برده مىشوندּ در نمونه ايران نيز٬ ما شاهد آنيم كه دولت جمهوري اسلامي با همه نهادها و ارگانهاي خود (مقام رهبري٬ مجمع تشخيص نظام مصلحت٬ مجلس خبرگان رهبري٬ شوراي نگهبان قانون اساسي٬ شوراي عالي امنيت ملي٬ رياست جمهوري٬ رياست مجلس شوراي اسلامي٬ فرهنگستان زبان فارسي٬ همه وزارتخانه ها٬ حوزه هاي علميه٬ ּּּ) از يك طرف روز به روز رنگ و هويت فارسي بيشتري به خود گرفته و تبديل به دولت صرفا فارسستاني ميشود (مشابه تبديل شدن گام به گام دولت يوگسلاوي به دولت صربستان در سالهاي واپسين عمر اين دولت)ּبه موازات تبديل جمهوري اسلامي به دولتي فارس و فارسستاني٬ رابطه اين دولت فارسگرا و فارس مركز با مناطق ملي ديگر و از جمله مناطق سه گانه ملي ترك نشين اين كشور (آزربايجان جنوبي٬ قشقايستان و افشار يوردو در خراسان شمالي) نيز با شتاب تمام و از همه جهت خصلت و رنگي استعماري به خود ميگيردּ تا آنجا كه برخي از محققين تئوري استعمار آذربايجان و ديگر مناطق ملي ايران از سوي فارسستان را مد نظر قرار داده اندּ

جهشي تاريخي به سوي جلو

تظاهرات خياباني-قيامهاي شهري مليت ترك در ماه گذشته بزرگترين و ماندگارترين حركت ملي اين خلق در تاريخ آذربايجان جنوبي استּاين قيام مردمي بيشك ميبايست به مثابه موفقيت آشكار روشنفكران و فرهنگيان آگاه ترك در توده اي كردن مطالبات دمكراتيك ملي خلق ترك در آزربايجان جنوبي تلقي گرددּ پس از اين حركت بويژه دو جنبش ناكام مشروطه آذربايجان و حركت آزادستان خياباني٬ از لحاظ اهميت نمادين٬ به حاشيه رانده شده اندּ همگام با خيزش ملي اخير٬ خلق ترك در ايران و آزربايجان جنوبي اقلا در سه عرصه روند ملت شدگي٬ سياسي شدن حركت ملي ترك و عرصه حقوق بشري جهشي تاريخي به سوي جلو را تجربه كرده استּ

شعارها و مطالبات فرهنگي مطرح شده در قيام اخير خلق ترك در آزربايجان جنوبي و ديگر نقاط ايران٬ بسيار صريح٬ روشن و شفاف است:

- قبول صريح و قانوني هويت ملي خلق ترك و نام ملي آن ترك از سوي دولت جمهوري اسلامي
- لغو رسميت نژادپرستانه و انحصاري زبان و خط فارسي در قانون اساسي
- لغو مصوبه هاي تحريك آميز و نژادپرستانه نظام كه زبان و خط قوم اقليت فارس را عامل و ملاك تعريف هويت ملي همه شهروندان و ملل ساكن در ايران مي شمارد
- رسمي و دولتي نمودن زبان و خط تركي در ايران به عنوان زبان اكثريت نسبي مردم اين كشور
- پايان دادن به تجزيه ارضي سرزمين آزربايجان بين دوازده استان هر كدام وابسته مستقيما به تهران
- رفع محدوديتها و ممنوعيتها در راه ايجاد نهادها٬ موسسات و ּּּ فرهنگي و آكادميك لازم در جهت شناسايي٬ حفظ و گسترش زبان٬ فرهنگ٬ تاريخ تركي مانند ايجاد فرهنگستان زبان و ادب و تاريخ تركي٬ ايجاد راديو و تلويزيونهاي سراسري خصوصي و دولتي به زبان تركي٬ نشر روزنامه ها٬ نشريات و ּּּּ سراسري دولتي و غير دولتي به زبان تركي معيار
- آغاز به تعليم و تعلم به زبان تركي در همه مناطق ترك نشين ايران و در همه مقاطع تحصيلي٬ از مهد كودكها تا دانشگاهها
- كاربرد گسترده دولتي زبان تركي در عرصه هاي سمبليك مانند انتشار قانون اساسي٬ چاپ اسكناس٬ شناسنامه ها٬ كارتهاي شناسايي و پاسپورتها٬ تابلوها و علايم خياباني٬ محاكم قضايي و دواير دولتي٬ نمايندگيهاي خارج كشور و ּּ


رامين مولائی 21:05 @ Sun, 2 Jul 06

شبح جان!
بازم شروع شد؟
اگه همه وبلاگهايم را تعطیل کنم،
نه تقصیر حسن آقاس
و ته تقصیر بوتیمار !


شهــــلا 21:04 @ Sun, 2 Jul 06

شبح جان یادی از صادق هدایت و بوف کور کردی!

اون بنده خدا امروز را در آنزمان میدید و همه میگفتند عقل نداره و هزار چرت و پرت دیگه بارش میکردند.
روحش در غربت شاد باد.






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1258
تعداد نظرات: 26469
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: august 31, 2006 12:15 pm


از کجا آمده‌اند؟