جمهوري اسلامي ايران: نژادپرستى زبانى فارسي٬ نسل كشى زبانى تركها و زبان كشى دولتى
آنچه در عرصه روابط دولت و ملل ساكن در جمهوري اسلامي ايران در جريان است٬ مصداق بارز نژادپرستى تباري (آريايي-ايران زميني) استּ در عرصه زباني نيز طبق معيارهاي نهادهاى بين المللى مانند يونسكو مىتوان اين رروابط را مشخصا در سه سر فصل “نژادپرستى زبانى فارسي”٬ “نسل كشى زبانى تركها و ديگر غيرفارسان” و “زبان كشى دولتى” مطالعه نمودּ ايران مصداق كلاسيك كشورى است كه در آن علاوه بر نژادپرستى تبارى (Racism) نژادپرستى زبانى٬ نسل كشى زبانى و زبان كشى دولتي حضور گسترده و نهادينه شده اي دارندּ
لينگوئيسيسم و يا نژادپرستى زبانى (Linguicism) همه ايدئولوژىها٬ ساختارها و اجرائاتى هستند كه در خدمت مشروع نمودن٬ عملى ساختن٬ تنظيم و توليد و حفظ تقسيم ناعادلانه قدرت و منابع مادى و معنوى بين گروههاى زبانى مىباشند و شامل مواردى مانند تحقير زبانهاى بومى و يا محروم نمودن كودكان از سيستم آموزشى به زبان مادرى خود مىگردندּ در ايران٬ دولت جمهوري اسلامي كه تحت سيطره همه جانبه و بلامنازع قوميتگرايان افراطي فارس و در مواردي پان ايرانيستها (هاشمي رفسنجاني٬ حداد عادل٬ ּּּ) قرار دارد٬ خود و ملت موهوم ايران (؟!) را بر اساس زبان و خط و هويت قوم اقليت فارس تعريف نموده٬ و نژادپرستي زباني فارسي را به سياست راهبردي٬ رسمي و كلان و مستمر خويش تبديل نموده استּ
نسل كشى زبانى (Linguistic genocide) به صورت ممنوعيت كاربرد زبان يك گروه در مراوده در مدارس٬ و يا ممنوعيت چاپ و پخش انتشارات به آن زبان و مجبور كردن كودكان به انحاء مختلف به ترك زبان پدران و مادرانشان از طرف دولت و زبان كشى (Linguicide) نابود ساختن عمدى٬ سيستماتيك و طراحى شده يك زبان تعريف شده استּدر ايران نسل كشي زباني و زبان كشي دولتي كه سياست راهبردي٬ كلان٬ رسمي و مستمر دولت جمهوري اسلامي است٬ شامل همه زبانهاي غير فارسي بوده و مشخصا زبان تركي- زبان اكثريت نسبي ايرانيان- را نشانه گرفته استּ
نژادپرستي فارسي- سياستهاي استعماري فارسستان
در تاريخ معاصر جهان و در اكثر موارد نژادپرستى زبانى و نسل كشى زبانى براى حفظ و افزايش قدرتى استعمارى بكار برده مىشوندּ در نمونه ايران نيز٬ ما شاهد آنيم كه دولت جمهوري اسلامي با همه نهادها و ارگانهاي خود (مقام رهبري٬ مجمع تشخيص نظام مصلحت٬ مجلس خبرگان رهبري٬ شوراي نگهبان قانون اساسي٬ شوراي عالي امنيت ملي٬ رياست جمهوري٬ رياست مجلس شوراي اسلامي٬ فرهنگستان زبان فارسي٬ همه وزارتخانه ها٬ حوزه هاي علميه٬ ּּּ) از يك طرف روز به روز رنگ و هويت فارسي بيشتري به خود گرفته و تبديل به دولت صرفا فارسستاني ميشود (مشابه تبديل شدن گام به گام دولت يوگسلاوي به دولت صربستان در سالهاي واپسين عمر اين دولت)ּبه موازات تبديل جمهوري اسلامي به دولتي فارس و فارسستاني٬ رابطه اين دولت فارسگرا و فارس مركز با مناطق ملي ديگر و از جمله مناطق سه گانه ملي ترك نشين اين كشور (آزربايجان جنوبي٬ قشقايستان و افشار يوردو در خراسان شمالي) نيز با شتاب تمام و از همه جهت خصلت و رنگي استعماري به خود ميگيردּ تا آنجا كه برخي از محققين تئوري استعمار آذربايجان و ديگر مناطق ملي ايران از سوي فارسستان را مد نظر قرار داده اندּ
جهشي تاريخي به سوي جلو
تظاهرات خياباني-قيامهاي شهري مليت ترك در ماه گذشته بزرگترين و ماندگارترين حركت ملي اين خلق در تاريخ آذربايجان جنوبي استּاين قيام مردمي بيشك ميبايست به مثابه موفقيت آشكار روشنفكران و فرهنگيان آگاه ترك در توده اي كردن مطالبات دمكراتيك ملي خلق ترك در آزربايجان جنوبي تلقي گرددּ پس از اين حركت بويژه دو جنبش ناكام مشروطه آذربايجان و حركت آزادستان خياباني٬ از لحاظ اهميت نمادين٬ به حاشيه رانده شده اندּ همگام با خيزش ملي اخير٬ خلق ترك در ايران و آزربايجان جنوبي اقلا در سه عرصه روند ملت شدگي٬ سياسي شدن حركت ملي ترك و عرصه حقوق بشري جهشي تاريخي به سوي جلو را تجربه كرده استּ
شعارها و مطالبات فرهنگي مطرح شده در قيام اخير خلق ترك در آزربايجان جنوبي و ديگر نقاط ايران٬ بسيار صريح٬ روشن و شفاف است:
- قبول صريح و قانوني هويت ملي خلق ترك و نام ملي آن ترك از سوي دولت جمهوري اسلامي
- لغو رسميت نژادپرستانه و انحصاري زبان و خط فارسي در قانون اساسي
- لغو مصوبه هاي تحريك آميز و نژادپرستانه نظام كه زبان و خط قوم اقليت فارس را عامل و ملاك تعريف هويت ملي همه شهروندان و ملل ساكن در ايران مي شمارد
- رسمي و دولتي نمودن زبان و خط تركي در ايران به عنوان زبان اكثريت نسبي مردم اين كشور
- پايان دادن به تجزيه ارضي سرزمين آزربايجان بين دوازده استان هر كدام وابسته مستقيما به تهران
- رفع محدوديتها و ممنوعيتها در راه ايجاد نهادها٬ موسسات و ּּּ فرهنگي و آكادميك لازم در جهت شناسايي٬ حفظ و گسترش زبان٬ فرهنگ٬ تاريخ تركي مانند ايجاد فرهنگستان زبان و ادب و تاريخ تركي٬ ايجاد راديو و تلويزيونهاي سراسري خصوصي و دولتي به زبان تركي٬ نشر روزنامه ها٬ نشريات و ּּּּ سراسري دولتي و غير دولتي به زبان تركي معيار
- آغاز به تعليم و تعلم به زبان تركي در همه مناطق ترك نشين ايران و در همه مقاطع تحصيلي٬ از مهد كودكها تا دانشگاهها
- كاربرد گسترده دولتي زبان تركي در عرصه هاي سمبليك مانند انتشار قانون اساسي٬ چاپ اسكناس٬ شناسنامه ها٬ كارتهاي شناسايي و پاسپورتها٬ تابلوها و علايم خياباني٬ محاكم قضايي و دواير دولتي٬ نمايندگيهاي خارج كشور و ּּ