دوشنبه، 5 تیرماه 1385 | June 26, 2006

چند تز در مورد جنبش زنان

اگر تنها حاصل سرکوب وحشيانه‌ی تجمع بيست و دو خرداد توجه بيشتر به حقوق زنان و بحث و گفت‌وگو پيرامون آن باشد دست‌آورد کمی نيست. سعی می‌کنم طی چند مطلب ناپيوسته نظرت خود را در مورد جنبش زنان بنويسم اميدوارم اين نوشتن حداقل به پالايش ذهنی خودم کمک کند.
1- جنبش زنان جنبشی زنانه نيست.
ما انسان هستيم و در اجتماع انسانی هويت وجودی پيدا می‌کنيم. انسان به ما هو انسان به عنوان موجودی تک و جداافتاده وجود ندارد انسان فقط در جامعه انسانی معنا پيدا می‌کند. انسان به عنوان موجودی بيولوژيک به دو جنس "نر" و "ماده" قابل تقسيم است البته اين تقسيم‌بندی نيز تقسيم‌بندی صلب و بدون خطوط خاکستری نيست. امروز می‌بينيم که نسبتا به راحتی حتا می‌توان تغيير جنسيت فيزيولوژيکی داد اما به هر حال اگر در حوزه‌ی فيزيولوژيکی و جانورشناسی دو جنس "نر" و "ماده" و به طبع آن "چيز"های "زنانه" و "مردانه" وجود دارد در حوزه‌ی اجتماع هيچ مرزبندی "زنانه‌گی" و "مردانه‌گی" عينی وجود ندارد و هر چه هست از تاريخی است روزگاری نبوده است و روزگاری نخواهد بود. با اين استدلال "حقوق زنانه"، "شغل زنانه"، "هنر زنانه"، "ادبيات زنانه"... وجود عينی ندارد و انگاره‌ای ذهنی است.
"جنبش زنان" به مفهوم جنبشی که "زنان" به عنوان جنس ماده برای دوپاره کردن جامعه انسانی به "زن" و "مرد" از آن سخن می‌گويند جنبشی انحرافی است. "جنبش زنان" که توسط زنان و مردان معتقد به لغو "زنانه‌گی" و "مردانه‌گی" در جريان است جنبشی برابرطلبانه و انسان‌گراست و ساير جنبش‌های برابرطلبانه و آزادی‌خواهانه را در کنار خود می‌بيند و در واقع يک سمفونی است که با سازهای مختلف نواخته می‌شود.
زنان و مردانی که برای به دست آوردن حقوق برابر زنان و مردان تلاش می‌کنند همان‌ها هستند که بار مبارزه با ديکتاتوری و خفقان را هم به دوش می‌کشند همان‌ها هستند که از حقوق ملت‌های مختلف ساکن در ايران هم دفاع می‌کنند همان‌ها هستند که از حقوق کارگران هم دفاع می‌کنند و همان‌ها هستند که اين مبارزه را فراتر از مرزهای کشوری واحد می‌دانند و به جهانی برابر و آزاد و انسانی می‌انديشند.
نبصره:
وقتی از برابری "زنان" و "مردان" و لغو صفت‌های "زنانه" و "مردانه" صحبت می‌کنيم. نبايد فراموش کنيم چند هزار سال زنده‌گی مردسالارانه هم‌دوشی زنان و مردان را غيررقابتی و ناعادلانه کرده است برای جبران اين عقب‌نگه‌داشته‌شده‌گی تاريخی بايد در شريط برابر فرصت بيشتری به زنان داد به همين دليل در اين مرحله‌ی تاريخی تفکيک اجتماعی "زنان" و "مردان" هر جا به سود زنان باشد بايد حفظ شود.
حاشيه:
شعار برابری زن و مرد در بسياری از موارد به‌ٌورت عوام‌فريبانه و در جهت نفی حقوق زنان به کار می‌رود. مثلا فراموش نکنيم وقتی خاتمی به کمک "زنان" و با حمايت گسترده‌ی آنان به رياست جمهوری رسيد در بحث انتخاب وزير زن پز روشنفکران مدافع حقوق زنان گرفت و با اعلام اين که او شايسته‌سالاری را در نظر می‌گيرد از انتخاب وزير زن خودداری کرد. در صورتی که (هرچند زنانی در اين کشور وجود دارد که يک‌تنه از تمام دولت خاتمی کارآمدتر اند.) درست آن بود که بهای مديريت احتمالا ضعيف‌تر چند زن در کابينه را به ازای حضور زنان در دولت خريد. هر چند همه می‌دانيم حرف خاتمی استدلالی عوام‌فريبانه بود و او و جريان منتسب به او جريانی ضدزن است. تمام جناح‌های مختلف رژيم بر سر هر چه اختلاف داشته باشند در ضديت‌شان برعليه حقوق زنان اخلافی ندارند و روشنفکرترين‌شان وقتی پای حقوق زنان در بين باشد به مرتجعانی عجيب و غريب تبديل می‌شوند.
اين حتا محدود به حکومت هم نمی‌شود تمام جريان‌های اسلامی حتا راديکالترين‌شان در حقوق زنان مرتجع هستند. چند سال پيش به طور تصادفی در خانه‌ی دوستی که ماهواره داشت به شبکه‌ی ماهواره‌ی مجاهدين خلق برخورد کردم در آن‌جا خانم قجرعضدانلو(رجوی) داشت در مورد حقوق والايی که اسلام برای زنان قايل است حرف می‌زد. می‌گفت: "ببنيد اسلام در هزار و چهارصد سال پيش چه ارزشی برای زن قايل است که می‌گويد زن می‌تواند برای شير دادن بچه طلب پول کند! و می‌تواند از شير دادن بچه استنکاف ورزد و بگويد مرد بايد برود دايه بگيرد!" کسی در ميان آن جمع سرجنبان آه‌چقدراسلام‌به‌زنان‌اهميت‌می‌دهد کسی نبود که بگويد: خانم اين بهترين دليل است که از نظر اسلام کودک متعلق به پدر است و سهم مادر در حد مستخدمی که بايد به بچه‌ی آقا برسد و البته اسلام اينقدر والاست که اجازه‌ی لغو اين استخدام را می‌دهد.
چکيده:
جنبش زنان جنبشی انسانی است برای لغو چند هزار سال تاريخ و فرهنگ و سنت و اقتصاد مردسالارانه و در اين جنبش زنان و مردانی حضور دارند که به جامعه انسانی بدون تفکيک "زنانه" و "مردانه" معتقد هستند.

June 26, 2006 08:57 AM

shahla nouri 10:34 @ Fri, 14 Jul 06


azadizan@yahoo.com
www.azadizan.com
Tel: +44-7789801250 Fax: +44-8701358385

۱۱ زن در خطر سنگسار
سنگسار یک جنایت جهانی اسلامیستها است!
به این جنایت قرون وسطایی اعتراض کنید!

خطر سنگسار جان ۱۱ زن را تهدید میکند. همزمان با اعلام محکومیت به سنگسار ۵ زن در سومالی، ۶ زن در جمهوری اسلامی نیز به سنگسار محکوم شده اند. زنان در سومالی نه فقط به دلیل "رابطه جنسی خارج از ازوداج" بلکه به دلیل "مورد تجاوز قرار گرفتن" سنگسار میشوند. قربانی تجاوز خود توسط اسلامیستها مجازات میشود!؟

این گوشه ای از کارنامه جنبش کٽیف اسلام سیاسی است. در حال حاضر جمهوری اسلامی برای ایجاد جو رعب و وحشت و حفظ قدرت رو به زوال خود تصمیم دارد دست به اقداماتی گسترده در جهت سنگسار زنان بزند. جهان باید به این جنایات وحشیانه اعتراض کند!

سالها است که مردم جهان شاهد این بربریت توسط باندها، جنبشها و حکومتهای اسلامی هستند. این جریانات بمحض رسیدن به قدرت احکام قرون وسطی را اجرا میکنند تا تفاوتهای خود را با جوامع مدرن و سکولار که نشانی از تمدن و انسانیت دارند، نشان دهند. جنبش اسلامی بمحض قدرت گرفتن در هر نقطه ای از جهان، تحجر و بربریت خود را به نمایش گذاشته است.

این بربریت اسلامیستها در شرایطی صورت میگیرد که دول اروپایی در بسیاری از موارد در مقابل این جنایت اسلامیستها بخاطر منافع حقیر اقتصادی و سیاسی سکوت اختیار میکنند. و حتی در برخی موارد با تئوریهای ارتجاعی نسبیت فرهنگی این جنایت قرون وسطایی را توجیه میکنند.

سازمان آزادی زن، این جنایات اسلامیستها را شدیدا محکوم میکند. مردم آزادیخواه و انسان دوست جهان باید بتواند با دامن زدن به یک جنبش اعتراضی وسیع و جهانی جلوی این اقدامات شنیع و ضد بشری را بگیرند. باید وسیعا به این احکام وحشیانه اعتراض کرد و نقطه پایانی بر حکم قتل عمد چه از نوع دولتی آن و چه از نوع جنبشهای اسلامی غیر دولتی گذاشت. حکم سنگسار باید توسط کلیه مجامع بین المللی محکوم شود. به هر شکل و طریقی که میتوانید به این احکام وحشیانه اعتراض کنید! سنگسار یک مجازات شنیع ضد انسانی است باید این جنایت اسلامیستها را از صفحه تاریخ حذف کرد.

نابود باد مجازات سنگسار
زنده باد آزادی زن
زنده باد لغو آپارتاید جنسی

سازمان آزادی زن
۱۲ ژوئیه ۲۰۰۶


shahla nouri 18:08 @ Mon, 10 Jul 06

Bifogade filer: Oriana Falachi.doc
مرا هم به اتهام کفر گویی علیه اسلام محاکمه کنید!

در حاشیه محاکمه اوریانا فالاچی به اتهام کفر علیه اسلام

اوریانا فالاچی نویسنده و مصاحبه گر برجسته قرار است بنا به اقامه دعوی جریان "اتحاد مسلمانان ایتالیا" به اتهام کفرگویی علیه اسلام در ایتالیا محاکمه شود. فالاچی متهم به تبلیغ و اتهام زنی علیه مذهب اسلام شده است. فالاچی بر مبنای قانونی از دوران فاشیسم موسولینی که تبلیغ علیه مذهب دولتی را جرم قضایی قلمداد میکرد، به دادگاه فرا خوانده شده است. این قانون بعدها به مجازات کسانیکه به تبلیغ علیه "مذاهبی که دولت برسمیت میشناسد" تغییر داده شد. در صورت محکومیت، فالاچی میتواند به دو سال زندان محکوم شود.

محاکمه اوریانا فالاچی یک اقدام ارتجاعی بی سابقه علیه آزادی بی قید و شرط بیان و آزادی نقد کلیه جوانب مذهبی و خرافی در اروپا است. یک عقب گرد سیاسی و اجتماعی عظیم است. در صورت محکومیت فالاچی محدودیت های بزرگی علیه تبلیغ ضد مذهبی در ایتالیا ایجاد خواهد شد، دست ارتجاع اسلام سیاسی برای تعرض گسترده تر علیه آزادیخواهی و تمدن و سکولاریسم وبرابری طلبی باز خواهد شد.

باید با تمام قوا در مقابل این تهاجم علیه آزادی بیان ایستاد. نباید اجازه داد که جریانات آدمکش اسلامی قادر شوند با اتکاء به قوانین فاشیستی دست به پیشروی علیه تمدن و بشریت بزنند.

اما مقابله با دادگاه اوریانا فالاچی به معنای دفاع از نقطه نظرات او نیست. نقد برخی از نقطه نظرات راسیستی و غیر قابل قبول فالاچی نباید هیچگونه سایه ای در دفاع از حق آزادی بیان و یا محکومیت دادگاهی کردن او ایجاد کند. آزادی بیان قید و شرطی ندارد،. محدودیتی ندارد.

قانون فاشیستی دوران موسولینی علیه تبلیغ ضد مذهبی باید لغو شود. مبارزه علیه دستگاه و صنعت مذهب یک رکن پایه ای ایجاد جامعه ای آزاد و برابر و مدرن است.

علی جوادی
۹ ژوئیه ۲۰۰۶


www.AliJavadi.com
001-310-402-6567 (Los Angeles)
0044-770-856-2303 (London)


eqball 6:39 @ Mon, 3 Jul 06

جناب قوم پرست شهامت داشته باشيد و زير اين قوم پرستيها را امضا کنيد. لطفا اسم خودتون (حدس من: رضا براهنی) را بنويسيد. داريد جامعه را به آستانه يوگسلاويزه شدن راهنمايی ميکنيد بدون جرات امضای اين خرافات مدرن. شما احساس مسئوليت نداريد همچون تمام دشمنان مردم.


واژه هاى زندانى 23:01 @ Sat, 1 Jul 06

دعوت از دولت جمهوري اسلامي ايران براي سر فرود آوردن در مقابل زبان مادرى ملل ايراني:

"زبان مادرى از حقوق بنيادين بشرى است". بنا به اعلاميه جهانى حقوق بشر٬ همه افراد از حق تعلم و تعليم به زبان مادرى٬ از حق آفرينش و توليد به زبان مادرى در عرصه هاى هنرى و علمى برخوردارند. ايران از زاويه زبانها و فرهنگها داراى ثروت٬ تنوع و غنايى است كه از تاريخ و تمدنهاى منطقه سرچشمه گرفته است. ايران٬ هم به سبب ميراثدارى ارث بيادگار مانده از توده ها و اقوامى كه در طول قرون و اعصار در اين سرزمين زيسته اند٬ هم به سبب محل و مقصد كوچهاى بيشمار انسانى بودن٬ به موزاييكى واقعي از زبانها و فرهنگها تبديل شده است. در ايران ملل ترك٬ فارس٬ عرب٬ كرد٬ لر٬ بلوچ٬ تركمن٬ گيلك٬ تبرى٬ لار٬ ارمنى٬ آسورى٬ براهويى٬ خلج٬ پشتون و قرنها با هم زيسته٬ بر فرهنگ همديگر تاثير گذارده و از فرهنگ همديگر تاثير گرفته اند.


اما راسيسم پان ايرانيستى و نئوفاشيسم فارسى٬ زبان فارسى را به نژاد پاكان پارسي باستان و زبان تركى را به نژادپست مغولى اسناد داده و حفظ پاكى نژادى ايرانيان با وصول به خلوص زبانى آنان٬ يعنى ريشه كن كردن زبان تركى پلشت و ديگر زبانهاى ملل ايرانى و جانشين كردن پارسى پاك به جاى آن را وظيفه خود مىشمارد. نظام جمهوري اسلامي ايران در دام راسيسم پان ايرانيستي و نئوفاشيسم فارسي گرفتار آمده استּ در همين راستا تعريف هويت ملي ايرانيان بر اساس زبان و خط قوم اقليت فارس ساكن در شرق و مركز ايران و افغانستان٬ و رسمى و دولتى ننمودن زبان و خط ملل مسلمان غيرفارس در كشور كثيرالمله ايران از عمده ترين تدابير دولتى براى ريشه كردن اين زبان و فرهنگا و رسمى و دولتى نمودن زبان و خط فارسى عمده ترين تدبير آن براى جايگزين كردن زبان و فارسى در ايران و فارس سازي اهالي اين كشور است.

به عبارت ديگر٬ در شرايط فعلى٬ انكار كثيرالملگى ايران٬ انكار حقوق زبانى و فرهنگى و سياسى برابر مليتهاى ايرانى٬ دفاع از رسمى بودن منحصر زبان و خط فارسى و رسمى نشدن زبان و خط ديگر ملل ايرانى٬ مبنا قرار دادن زبان و خط قوم اقليت فارس در تعريف هويت ملي همه ملل ساكن در ايران٬ نژادپرستى صاف و خالص دولتي استּ بر اين بستر است كه رسمى و دولتى نمودن زبان تركى در ايران و تضمين برابرى همه جانبه دو خلق ترك و فارس ٬ اولين گام و شرط پالايش دولت از ذهنيت و سياستهاى نژادپرستانه ريشه دار در دولت ايران و جامعه فارس اين كشور (شامل دولت٬ نخبگان و توده فارس زبان) است.

واژه ها نمىتوانند زندانى شوند٬ ممنوعيتها مىبايست لغو گردند:

تضييقات و فشارهاى اعمال شده دولتي و رسمي بر زبان و فرهنگ تركى و آذربايجان در قرن بيستم بر همه كس آشكار است. در قرن بيستم در ايران با خواست دستيابى زبان و فرهنگ تركى به آزادى و حق تعليم و تعلم و رسمي شدن٬ همواره با سركوب و فشارهاى امنيتى٬ با به زندان انداختنها و تبعيد و شكنجه ها برخورد شده است. ادامه اين وضعيت با گذشته و تاريخ ملل ايرانى و با فرهنگ مردم ما اكيدا ناهمخوان است. ما خواهان پايان دادن به حبس واژه ها در ايران هستيم. ما به مبارزه در راه مدنيت ادامه خواهيم دادּ

آموزش و تعليم زبان تركى٬ كه زبان مادرى خلق ترك در ايران است٬ حفظ فرهنگ اين خلق كه به شكل آداب و رسوم و فلكلور پويا به حيات خود ادامه مىدهد٬ و توليد و گسترش آن در حيطه هاي هنرى و علمى٬ ضرورت حقوق بشر و آزاديهاى اساسى است. تركها از عناصر اصلى سازنده مدنيت و فرهنگ و توده مردم ايرانند و زبان و ادبيات تركى در مجموعه زبانها و ادبياتهاى ايرانى جايگاه ويژه اى دارد. تركها نيز مانند فارسها ٬ حتي به مقياسي گسترده تر٬ عنصرى از تمدن و فرهنگ ايرانند.

آموزش و آموختن همه فرهنگهاى ايرانى بدور از تبعيضات سياسى و اجتماعى٬ از جهت كمك به توسعه مدنى جامعه مفيد بوده و از اصول غيرقابل تحديد حقوق بشر و آزاديهاى اساسى است. براى نايل شدن زبان و فرهنگ تركى به آزادي و حريت خود٬ به منظور رشد علمى زبان و فرهنگ تركى كه پاره اى از اين فرهنگ و سرزمين است٬ نظام جمهوري اسلامي مي بايست به شناسائى حق تعليم و تعلم به اين زبان٬ شروع انتشارات گسترده نوشتارى٬ صوتى و تصويرى به تركي٬ احداث دانشكده هاى زبان و فرهنگ و تاريخ تركى براي تدقيق زبان و فرهنگ و تاريخ تركى و آذربايجان ٬ و در مقطع دانشگاهى گشايش دانشكده هاى زبان و ادبيات تركى براى همه كس اقدام نمايد.

حق تعليم به زبان مادري را نمي توان محدود نمود:

همه از حق كاربرد زبانهاي مادري در رسانه ها برخوردارند و همه كس از حق حفظ و توسعه زبان مادري خويش برخوردارستּ حق تعليم و تعلم به زبانهاي ملي را نميتوان ممنوع نمودּ سياستهاي مبتي به زور دولت ايران كه كمابيش به مدت يكصد سال ادامه داشته است٬ حتي از مطرح شدن مشكل تعليم و تعلم به زبانهاي ملي در ايران نيز وحشت داشته و آنرا با منافع ملي تنگنظرانه قوميت اقليت اما حاكم فارس مطابق نمي بيندּ اين ذهنيت به وجود اقليتهاي زباني مسلمان در ايران و حقوق آنها اعتقادي نداردּ

ممنوعيت و تضييقاتى كه در ايران بر تعليم و تعلم به زبانهاى ملى و مادرى وجود دارد٬ ممنوعيت بر بسيارى از آزادىهاى اساسى از جمله آزادى بيان٬ افاده و دانش اندوزى استּو مبارزه براى لغو اين ممنوعيت ها و تضييقات مبارزه اى در راه مدنيت است. ما از اينرو خواهان لغو ممنوعيت ها و تحريمهاى موجود بر زبان و فرهنگ تركى در ايران٬ اعاده و بازگردانيدن آزاديهاى سلب شده زبان٬ فرهنگ٬ علم و هنر به خلق ترك در ايران هستيم. سد نمودن راه آزادىهاى اساسي گوناگون شهروندان و ملل ايرانى٬ تدبيرى غيرقابل قبول است و از اينرو ما از همه روشنفكران ايرانى ٬ همه شهروندان ايرانى را براى حمايت از اين مبارزه دعوت مىنماييم. اكنون هر هنرمند و نويسنده اى كه خواهان ياد گرفتن زبان٬ فرهنگ٬ اشعار٬ داستانها و ....ى ملل ايرانى بر آيد با مشكلات عديده اى روبروست. ما از همه هنرمندان و فرهنگيانى كه به نحوى با زبان در ارتباطند خواستاريم به شكلى فعال از اين حقوق حمايت كنند.



قابلاما قاشيق پروتئستي 21:24 @ Sat, 1 Jul 06

مبارزه ضد نژادپرستي فارسي٬ تازه آغاز ميشود:

قابلاما قاشيق پروتئستي: دؤولتدن آنا ديليمي ايستيره م! كامپانياسي"


كامپانياي "قابلاما قاشيق پروتئستي: دؤولتدن آنا ديليمي ايستيره م!" ملهم از مبارزات توده اي شهري در آمريكاي لاتين استּ اين سبك از اعتراض و مقاومت توده هاي متوسط شهري براي نخستين بار در آرژانتين به صورت كوبيدن قاشق و ملاقه از سوي تظاهر كنندگان بر قابلمه ها و ديگها و تاوه ها٬ براي ايجاد صدا و جلب توجه در حين تظاهرات روزانه ابتدائا مسالمت آميز٬ و در اعتراض به شرايط طاقت فرساي معيشتي و سياستهاي نابجاي كلان اقتصادي دولت بكار رفته استּ نخستين نمونه هاي اعتراضات قابلمه-قاشقي٬ خودجوش و غير پارتيزان بوده و از طرف توده هاي متوسط شهري٬ پيشه وران و زنان كه به طور كلاسيك وابستگي به هيچ حزب و جريان سياسي خاصي نداشته اند انجام گرفته استּ


پرتستهاي قابلاما-قاشيق٬ بعدها در كشورهاي گوناگون ديگر به مناسبتهاي متفاوت بكار گرفته شده استּ يكي از موفقيت آميزترين اينها نمونه تركيه در دهه قبل استּ در اين كشور پرتستهاي قابلاما-قاشيق (تنجره-تاوالي پروتئست) بر عليه فساد دولتي و پس از افشا شدن رابطه تنگاتنگ بين مافيا و گروههاي زير زميني با برخي از مقامات امنيتي و پليس و به طور خود جوش آغاز شدּدر نمونه تركيه٬ آنچه قابل توجه است تغيير در فرم پروتست با توجه به شرايط جامعه تركيه استּ پروتئستهاي قابلاما-قاشيقلي در تركيه٬ به جاي آنكه در روز روشن و در حين تظاهرات -با توجه به محدوديتهاي موجود در تجمعات در آن برهه از زمان انجام شوند- به شبها و به بامها و پنجره خانه ها انتقال يافته بودּ در طول پروتستها كه در مدت بسيار كوتاهي فراگير شده و به همه شهرهاي بزرگ كشور سرايت نمود٬ مردم همه شب در ساعت معيني چراغ خانه هاي خود را خاموش نموده و در مقابل پنجره ها و يا بر پشت بامها به مدت ١٠-١٥ دقيقه به كوبيدن قابلمه و ديگ و تاوه و ּּּ با قاشق و ملاقه و كفگير ּּּּ مي پرداختندּ


مبارزه ضد نژادپرستي فارسي٬ تازه آغاز ميشود:


آنچه براي ايران پيشنهاد شده است٬ با توجه عدم وجود شرايط دمكراتيك براي تجمع و بيان آرا و عقايد در اين كشور و شدت و حدت نژادپرستي فارسي در جامعه و سياستهاي سركوبگرانه و ضد حقوق بشري دولتي٬ نمونه تركيه است٬ يعني تجمع هفته اي شبانه هر شنبه ساعت ٩ شب در مقابل پنجره ها و پشت بامها و كوبيدن بر قابلمه ها و ديگها و تاوه ها در همه شهرها و روستاها و بويژه در تهران٬ در اعتراض به رسميت انحصاري زبان و خط فارسي٬ اعتراض به ملاك گرفتن زبان و خط قوم اقليت فارس در تعريف هويت ملل ايراني٬ درخواست رسميت زبان و خط تركي و نيز آغاز تحصيل به زبان تركي در سراسر كشور٬


- براي شرايط ايران٬ انجام پرتست قابلاما-قاشيقلي در روز اول هر هفته (شنبه) ساعت ٩ شب به مدت ١٠-١٥ دقيقه بر پشت بامها و جلوي پنجره ها و بر بالكنها و ايوانها٬ به شكل كوبيدن قاشق و كفگير و ملاقه بر قابلمه و ديگ و تابه ها توصيه شده استּ

- در ماه شهريور و قبل از گشايش مدارس فارسي زبان در مناطق غير فارس٬ مي توان بر تواتر پرتست قابلاما-قاشيق افزود و تا گشايش مدارس٬ هر شب آنرا انجام دادּ

- اين كامپانيا٬ متدي مدني٬ مدرن٬ شهري و با قابليت فوق العاده همه گير شدن٬ دمكراتيك با هزينه و فشار فوق العاده كم بر توده هاي مردم استּ

- دولت نه تنها نمىتواند با اين تدبير مخالفت كند حتى قدرت كنترل آنرا نيز نخواهد داشت.

- اين كامپانيا و مبارزه مدني توده اي عمدتا شهري٬ مي بايست به صورت نامحدود تا آغاز شدن تعليم و تعلم به زبان تركي در همه مناطق ترك نشين ايران و حتي تا رسمي شدن زبان تركي در ايران ادامه يابدּ

- ميبايست به برپايي گسترده اين كامپانيا در شهر تهران اهميت ويژ ه اي دادּ اولا شهر تهران شهري نيمه ترك بر مرز دو منطقه ملي آزربايجان و فارسستان است٬ ثانيا اين شهر٬ بزرگترين شهر ترك نشين و آذربايجاني ايران است٬ ثالثا اين شهر پايتخت ايران و محل استقرار دولتمردان و مقامات فارس و فارس گراست٬ رابعا شهر تهران محل استقرار هيتهاي ديپلماتيك و سفارتخانه ها٬ نمايندگان آژانسهاي خبري جهاني و يونسكو ּּּּ است٬ּּּ

- شايسته است كه همه ملل ايراني غير فارس در همه مناطق ملي غير فارس به كامپانياي فوق بپيوندندּ در اين ميان پيوستن مليتهاي كرد٬ عرب٬ تركمن٬ بلوچ٬ گيلك٬ لر٬ لار٬ مازني بسيار مفيد خواهد بودּ


به اميد آنكه بالاخره مقامات فارسگراي جمهوري اسلامي٬ صداي شهروندان و ملل ايراني را بشنوند!:


قابلاما قاشيق پروتئستي 21:23 @ Sat, 1 Jul 06

مبارزه ضد نژادپرستي فارسي٬ تازه آغاز ميشود:

قابلاما قاشيق پروتئستي: دؤولتدن آنا ديليمي ايستيره م! كامپانياسي"

كامپانياي "قابلاما قاشيق پروتئستي: دؤولتدن آنا ديليمي ايستيره م!" ملهم از مبارزات توده اي شهري در آمريكاي لاتين استּ اين سبك از اعتراض و مقاومت توده هاي متوسط شهري براي نخستين بار در آرژانتين به صورت كوبيدن قاشق و ملاقه از سوي تظاهر كنندگان بر قابلمه ها و ديگها و تاوه ها٬ براي ايجاد صدا و جلب توجه در حين تظاهرات روزانه ابتدائا مسالمت آميز٬ و در اعتراض به شرايط طاقت فرساي معيشتي و سياستهاي نابجاي كلان اقتصادي دولت بكار رفته استּ نخستين نمونه هاي اعتراضات قابلمه-قاشقي٬ خودجوش و غير پارتيزان بوده و از طرف توده هاي متوسط شهري٬ پيشه وران و زنان كه به طور كلاسيك وابستگي به هيچ حزب و جريان سياسي خاصي نداشته اند انجام گرفته استּ

پرتستهاي قابلاما-قاشيق٬ بعدها در كشورهاي گوناگون ديگر به مناسبتهاي متفاوت بكار گرفته شده استּ يكي از موفقيت آميزترين اينها نمونه تركيه در دهه قبل استּ در اين كشور پرتستهاي قابلاما-قاشيق (تنجره-تاوالي پروتئست) بر عليه فساد دولتي و پس از افشا شدن رابطه تنگاتنگ بين مافيا و گروههاي زير زميني با برخي از مقامات امنيتي و پليس و به طور خود جوش آغاز شدּدر نمونه تركيه٬ آنچه قابل توجه است تغيير در فرم پروتست با توجه به شرايط جامعه تركيه استּ پروتئستهاي قابلاما-قاشيقلي در تركيه٬ به جاي آنكه در روز روشن و در حين تظاهرات -با توجه به محدوديتهاي موجود در تجمعات در آن برهه از زمان انجام شوند- به شبها و به بامها و پنجره خانه ها انتقال يافته بودּ در طول پروتستها كه در مدت بسيار كوتاهي فراگير شده و به همه شهرهاي بزرگ كشور سرايت نمود٬ مردم همه شب در ساعت معيني چراغ خانه هاي خود را خاموش نموده و در مقابل پنجره ها و يا بر پشت بامها به مدت ١٠-١٥ دقيقه به كوبيدن قابلمه و ديگ و تاوه و ּּּ با قاشق و ملاقه و كفگير ּּּּ مي پرداختندּ

مبارزه ضد نژادپرستي فارسي٬ تازه آغاز ميشود:

آنچه براي ايران پيشنهاد شده است٬ با توجه عدم وجود شرايط دمكراتيك براي تجمع و بيان آرا و عقايد در اين كشور و شدت و حدت نژادپرستي فارسي در جامعه و سياستهاي سركوبگرانه و ضد حقوق بشري دولتي٬ نمونه تركيه است٬ يعني تجمع هفته اي شبانه هر شنبه ساعت ٩ شب در مقابل پنجره ها و پشت بامها و كوبيدن بر قابلمه ها و ديگها و تاوه ها در همه شهرها و روستاها و بويژه در تهران٬ در اعتراض به رسميت انحصاري زبان و خط فارسي٬ اعتراض به ملاك گرفتن زبان و خط قوم اقليت فارس در تعريف هويت ملل ايراني٬ درخواست رسميت زبان و خط تركي و نيز آغاز تحصيل به زبان تركي در سراسر كشور٬

- براي شرايط ايران٬ انجام پرتست قابلاما-قاشيقلي در روز اول هر هفته (شنبه) ساعت ٩ شب به مدت ١٠-١٥ دقيقه بر پشت بامها و جلوي پنجره ها و بر بالكنها و ايوانها٬ به شكل كوبيدن قاشق و كفگير و ملاقه بر قابلمه و ديگ و تابه ها توصيه شده استּ

- در ماه شهريور و قبل از گشايش مدارس فارسي زبان در مناطق غير فارس٬ مي توان بر تواتر پرتست قابلاما-قاشيق افزود و تا گشايش مدارس٬ هر شب آنرا انجام دادּ

- اين كامپانيا٬ متدي مدني٬ مدرن٬ شهري و با قابليت فوق العاده همه گير شدن٬ دمكراتيك با هزينه و فشار فوق العاده كم بر توده هاي مردم استּ

- دولت نه تنها نمىتواند با اين تدبير مخالفت كند حتى قدرت كنترل آنرا نيز نخواهد داشت.

- اين كامپانيا و مبارزه مدني توده اي عمدتا شهري٬ مي بايست به صورت نامحدود تا آغاز شدن تعليم و تعلم به زبان تركي در همه مناطق ترك نشين ايران و حتي تا رسمي شدن زبان تركي در ايران ادامه يابدּ

- ميبايست به برپايي گسترده اين كامپانيا در شهر تهران اهميت ويژ ه اي دادּ اولا شهر تهران شهري نيمه ترك بر مرز دو منطقه ملي آزربايجان و فارسستان است٬ ثانيا اين شهر٬ بزرگترين شهر ترك نشين و آذربايجاني ايران است٬ ثالثا اين شهر پايتخت ايران و محل استقرار دولتمردان و مقامات فارس و فارس گراست٬ رابعا شهر تهران محل استقرار هيتهاي ديپلماتيك و سفارتخانه ها٬ نمايندگان آژانسهاي خبري جهاني و يونسكو ּּּּ است٬ּּּ

- شايسته است كه همه ملل ايراني غير فارس در همه مناطق ملي غير فارس به كامپانياي فوق بپيوندندּ در اين ميان پيوستن مليتهاي كرد٬ عرب٬ تركمن٬ بلوچ٬ گيلك٬ لر٬ لار٬ مازني بسيار مفيد خواهد بودּ

به اميد آنكه بالاخره مقامات فارسگراي جمهوري اسلامي٬ صداي شهروندان و ملل ايراني را بشنوند!:


گزارشی از آذربایجان 21:18 @ Sat, 1 Jul 06

گزارشی از رویدادهای مربوط به آذربایجان در روزهای اخیر

سانیوز:با وجود گذشت حدود 7 هفته از شروع اعتراضات و ناآرامی ها در آذربایجان, به نظر می رسد این روند همچنان ادامه داشته باشد.شواهد موجود نشانگر عزم و اراده ملت آذربایجان در مبارزه با سیاستهای تبعیض آمیز جمهوری اسلامی است.آگاهان مسائل آذربایجان معتقد هستند خودآگاهی ملی طی هفته های گذشته به شکل تعجب برانگیزی در بین ملت آذربایجان رشد یافته است و این روند همچنان ادامه دارد.ازینرو ادامه روندحاضر در آذربایجان امری بدیهی می نماید .

ظرف چند روز گذشته آذربایجان شاهد حضور گسترده نیروهای جمهوری اسلامی بود.دستگیری ها روند فزاینده ای به خود گرفت.تهدیدها و فشارها علیه فعالین حرکت ملی بیش از پیش شدت گرفت.اما در نهایت ناباوری رژیم توتالیتر, ملت آذربایجان نشان دادند تا رسیدن به حقوق خود راه در پیش گرفته را ادامه خواهند داد.

بنا به اخبار رسیده به سانیوز در چند روز گذشته تعداد بسیار زیادی از فعالین حرکت ملی در شهرهای مختلف آذربایجان دستگیر و یا اینکه تهدید به بازداشت شده اند.در این میان روز یکشنبه 12 نفر از فعالین شهر قوشاچای (میاندواب),روز سه شنبه علی بدلی در تهران و روز چهارشنبه مهندس سید زاده در تبریز دستگیر شدند.

از روز سه شنبه نیز سه تن ازفعالین حرکت ملی آذربایجان با اسامی رضا بی اوغلو، ائلچین(داریوش) حاتمی، شوکور(شکرالله) قهرمانی در آرازباری (خودافرین) در ارتباط با قورولتای قلعه بابک دستگیر و روانه زندان کلیبر گشتند!

در شهر خوي نيز بيش از سي نفر به اطلاعات برده شدند و بعد از بازجويي و تهدید آنها مبنی بر عدم شرکت در مراسم قورولتای بابک آزاد گرديدند.

در اردبیل روز سه شنبه اکبر قربانی در محل کارش توسط افراد لباس شخصی بازداشت شد.قربانی امروز شنبه 10تیر به دادگاه انقلاب برده خواهد شد.در همین شهر عباس لسانی حدود یک ماه است که در اعتصاب غذا به سر می برد .لسانی از دو هفته پیش نیز دست به اعتصاب خشک زده است.و تنها هنگام بی هوشی به ایشان سرم تزریق می شود.با این حال دستگاه گوارشی ایشان مختل گشته و از امروز وی در بیمارستان بستری خواهد شد.

در زنجان رضا عباسی از موسسین آسمک و عضو سازمان ادوار تحکیم وحدت بازداشت شد و منزل مسکونی سعید متین پور زمانی که ایشان حضور نداشتند مورد تفتیش 3 ساعته ماموران قرار گرفت.

همزمان با ساير شهرهاي آذربايجان، چند تن از فعالين شهر اورميه در چند روز گذشته دستگير شده اند. صاحب علي رستمي ملقب به ائلياز يئكنلي يكي از اين فعالين مي باشد كه در شهر تبريز دستگير شده است. وي ماه گذشته و در جريان ناآرامي هاي اورميه نيز توسط ماموران دستگير شده بود. هم چنين وحيد اميني دانشجوي اهل قوشاچاي (مياندوآب) دانشكده فني اورميه نيز شب گذشته در منزل دانشجويي خود در خيابان زنجير اورميه به همراه هم منزلي خود به نام سعيد دستگير شده است. در پي جستجوي منزل وي تعدادي اعلاميه مبني بر دعوت مردم به حضور در مراسم قلعه بابك توسط ماموران به دست آمده است. در عين حال خبري از بازداشت شدگان روزهاي گذشته اورميه به دست نيامده است. اين افراد شامل مهندس ابراهيم رشيدي، مهندس عليرضا جوانبخت، كريم پاشايي و تعداد ديگري از فعالين مي باشند.

در شهر اهر تعداد بسیاری از فعالین این شهر از جمله دکتر محرم کامرانی و صالح ملا عباسی از خانه هایشان ربوده و به نقطه نامعلومی منتقل شده اند.در همین شهر روز پنج شنبه اکرم اسداللهی از اعضای تحریریه نشریه یول در منزل مسکونی خود دستگیر و پس از چند ساعت بازجویی در اداره اطلاعات آزاد گردید و...

اوضاع در شهرهای دیگر آذربایجان نیز به همین منوال است بنا به گزارشات رسیده به سانیوز فقط در محله نیار اردبیل بیش از 100 نفر از فعالین به اطلاعات نیروی انتظامی احضار شده اند.

اما از روز پنج شنبه خطوط تلفن و اینترنت در شهرهای مختلف آذربایجان از جمله تبریز,اهر و کلیبر مختل شده است.در بسیاری از شهرها استفاده از موبایلها و ارسال پیامهای کوتاه نیز ناممکن گشته است.

اما با وجود این تدابیراز تعداد کسانی که قصد عزیمت به کلیبر را داشتند کاسته نشد.گزارشات حاکی است که تنها در روز پنج شنبه بر روی بیش از 110هزار خودرو که احتمال می رفت در حال عزیمت به قلعه بابک هستند برچسب زده شد.

تعداد ایستهای بازرسی نسبت به سالهای پیش حدود ده برابر گردید و به کمتر کسی اجازه داده شد وارد شهر کلیبر شود و ازینرو عزیمت کنندکان راه تبریز در پیش گرفتند تا در شاه گلی و راسته کوچه اعتراضات مدنی خود را پیش ببرند.عصر روز جمعه دهها هزار نفر در این مکانها حضور به هم رساندند تا یاد جانباختگان اعتراضات اخیر و همچنین فداکاری های قهرمان ملی خود بابک را گرامی بدارند.که با حضور نیروهای وابسته به مرکز این تجمعات به خشونت کشیده شد.روز پنج شنبه نیز شهر نقده شاهد حضور هزاران نفر از مردم در گرامیداشت یاد شهدای خود بودند که این مراسم نیز به خشونت کشیده شد.

اما علیرغم بایکوتها اخبار مربوط به حوادث آذربایجان از طرف رسانه ها و برخورد دوگانه روشنفکران و فعالین سیاسی مرکزدر قبال مسائل آذربایجا ن اخبار این منطقه به سرعت در نقاط مختلف جهان پخش گردید.عفو بین الملل نیزانتشار بیانیه ای خواستارعدم برخورد غیر منطقی با شرکت کنندگان مراسم بابک گردیده و خواستار آزادی تمام بازداشت شدگان حوادث اخیر شد.

در همین حال امروز نرگس محمدی سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر از مسوولان امر خواست جهت احقاق حقوق بازداشت‌‏شدگان، پرونده آنها را هر چه سريع‌‏تر رسيدگی و در جهت آزادی آنها اقدام کنند.


آرش سرخ 4:52 @ Fri, 30 Jun 06

شبح جان, مطلب زیبایی بود. در مورد "زنانگی" و "مردانگگی" قبلا هم گفته بودی و خودم دوست دارم در این مورد بیشتر بخوانم و نظر دوستان را هم بدانم. چون بهرحال مشخص نیست تا کجا می توان به چنین چیزی قائل شد. بهرحال مشخص است که مثلا فیزیک مردان قوی تر از زنان است (حتی اگر زنان فلان جنبش فمینستی برای اثبات خلاف این در ارتش آمریکا نام نویسی کنند و مردم عراق را به خاک و خون بکشند) ولی آیا این به هیچ وجه به ذهن و مغز ربط پیدا می کند؟ در موزه ی علوم لندن یادم هست که تستی بود و پس از جواب به سوالاتی می گفت که ذهنیت مردانه داری یا زنانه. (اطلاعی از میزان اعتبارش ندارم). کلا جالب است که آدم در این مورد بفهمد. به نظر خودم اگر اختلافی باشد ذاتی نیست و حاصل سوخت و ساز اجتماعی و بنیادهای اقتصادی هر جامعه است.

و بالاخره متاسفانه یک عبارت در مطلبت وجود دارد که به همین بهانه و به علت داغ بودن این موضوع بدم نمیاید مطلبی در نقدش بنویسم. چون اگر تو مخالف مفاهیمی به اسم مردانگی و زنانگی باشی, نباید به مطلبی صدبار خرافی تر و عقب مانده تر و تخیلی تر نیز ارج بگذاری و آن چیزی نیست جز "حقوق ملت‌های مختلف ساکن در ايران". من در این مورد و با توجه به اثر تاریخی حکمت (ملت, ناسیونالیسم و برنامه کمونیسم کارگری) مطلبی خواهم نوشت اما در یک کلام بگویم که "ملیت" مطلبی به غایت خرافی است و این که در ایران "ملت های مختلف ساکن در ایران" داریم یا نه یک انتخاب سیاسی است و مثلا معلوم نیست چرا در آمریکا و آلمان چنین چیزی نداریم اما در ایران داریم. خواهم نوشت.


ترانه 19:07 @ Wed, 28 Jun 06

شبح عزیزم ۱۸
خودم هم بعدن وقتی نوشته ام (شماره ۱۱) را دیدم متوجه سکته هایش شدم مثل لقمه های نجویده قورت داده صبحانه همان روزم بود. این روزها بیشتر مجبورم شب و روز فعالیت داشته باشم. اما چون و چرای گفته اگر مهم است هیچ وقت به بعد موکولش نکن می دانی که به دانش علمی تو آگاه هستم از تو می خواهم حتمن بگویی!
واقعیت اینست که من به فمینیسم اصلن باور ندارم حقوق انسانها بر اساس جامعه طبقاتی پایمال می شود مرد و زن هم نمی شناسد... باقی اش را هم می گذارم بعد از شنیدن چون و چرا ی شبح نازنینم!


شبح 15:30 @ Wed, 28 Jun 06

آوای نازنين عزيز!(17)
با حرف‌های‌ات موافق هستم اما دوست عزيز جامعه در خلا آگاه نمی‌شود در جريان مستمر مبارزه به بلوغ می‌رسد. 22 خرداد خورشيد نبود اما شمعی بود در دل تاريکی شب.
آن‌هايی که می‌گويند زنی بهشان گفته برويد به شوهرتان و زنده‌گی‌تان برسيد فاکتی را مطرح می‌کنند اما می‌خواهند نتيجه‌ی عام بگيرند و اين درست نيست. خود من فردای آن روز در محل کارم داشتم با شخصی در مورد اتفاقات 22 خرداد صحبت می‌کردم. خانمی که حرف‌های ما را می‌شنيد پرسيد چه خبر بوده و من گفتم عده‌ای در پارک جمع شده بودند تا از حقوق زنان دفاع کنند آن خانم گفت چه حقوقی و من چند مورد را گفتم و آن خانم گفت اين که خيلی خوبه اگه منم می‌دونستم حتما می‌رفتم.


شبح 15:23 @ Wed, 28 Jun 06

ترانه‌ی نازنين!(11)
مسلم است که با تمام حرف‌های موافق هستم. اما چون و چرای مختصر اما مهمی دارم که بحثی مصداقی است و به‌ماند برای بعد.

رسوا جان!(12)
موضوع به ساده‌گی‌ها نيست. مبارزه راه سرراست و ناگهانی ندارد. مرحله‌ای و پرپيچ و خم است.


آوای زمین 13:50 @ Wed, 28 Jun 06

سلام،

راستش نمی‌دونم چرا هر وقت بحث سر مسئله حقوق زنان میشه همیشه یقه اسلام رو می‌چسبیم! فقط به دلیل اینکه سردمدارای ما به اسم اسلام دارن نون می‌خورن ما هم میگیم پس اسلام ال هست و بل! بگذریم...
بحث جالبی رو پیش کشیدی شبح جان مسئله همینی هست که میگی بحث حقوق زنان، فقط مربوط به زن‌ها نمیشه... فقط مردها رو هم در بر نمی‌گیره بحثیه که جامعه رو باید پوشش بده. اصولاً خانه از پای‌بست ویران هست. (فکر کنم تا حالا هزار بار این جمله رو نوشتم اینجا توی همین نظرخواهیت :)) ) درست کردنش خیلی خیلی وقت می‌بره وقتی توی وبلاگ‌ بچه‌هایی که توی تجمع 22خرداد بودند می‌خوندم که مثلاً فلان خانوم گفته که بابا بی‌خیال شید بچسبید به شوهر و زندگیتون (یا یه چیزی تو همین مایه‌ها) خب اون‌وقت معلوم میشه که اول باید ذهن جامعه روشن بشه. زن و مرد. وقتی بحث اون شروط ضمن عقد بود، من مقاله‌ای به یکی از هفته‌نامه‌های محلی اینجا دادم. چاپ شد ولی می‌خوای بدونی چند درصد اهمیت دادن... فکر کنم اگر نگم بهتر باشه. می‌دونی اینجا (توی شهر محل سکونتم منظورمه) چند نفر اصلاً از جریان 22 خرداد خبر داشتن و یا دارن؟ حتی اون کسایی که ادعای کار برای زنان رو دارن!
یا می‌خوای بگم حتی اون آقایی که ادعای سکولار بودنش می‌شه! چند بار تا حالا وقتی زنش چیزی رو خواسته جوابش داده تو یه زنی پس نمی‌تونی!!! یا چند بار جلو کار کردن خانومش رو گرفته، یا چند بار کتکش زده! مسئله دین اسلام نیست... یا اگر هست این چندین ساله آخری اون هم وارد شده... مسئله اصلی تربیت ماست شبح جان. مادری(!) که خودش بین دختر و پسرش فرق می‌ذاره ذهن دخترش رو با حرفایی از این دست که تو دختری، ظریفی، خیلی کارها رو نمی‌تونی انجام بدی و یا به پسرش می‌گه تو قوی هستی می‌تونی خیلی کارها رو انجام بدی و... حتی همین مادرای هم‌سن و سال خودم که اصلاً دینی به اسم اسلام رو قبول ندارن، حتی اونا هم... خلاصه که شبح جان اول ذهن جامعه که هر چی هست توی همین جامعه هستش... من 29 ساله اگر از 6-7 سال پیش با اینترنت آشنا نشده بودم الآن یکی از همون زن‌های از همه‌جا بی‌خبر توی همین شهر بودم... باور کن


شبح 13:31 @ Wed, 28 Jun 06

اقبال عزيز!(13)
1- در مورد اول که با هم اختلافي نداريم. فقط نمی‌دانم چرا تصور می‌کنی تلاش برای اين جدا سازی غيرضروری است.
2- می‌نويسی:" جنبش زنان برای لغو زنانگی و مردانگی نيست برای لغو اسثمار انسان است." شايد يک "بايد باشد" در جمله‌ی تو کم است. تنها جنبشی که که لغو استثمار انسان را مستقيما هدف می‌گيرد جنبش کارگران است. ساير جنبش‌ها می‌توانند با اين جنبش هم‌راه شوند. اگر جنبشی "لغو استثمار انسان" را هدف بگيرد ديگر صفت زنانه نمی‌تواند داشته باشد وقتی از جنبشی با صفی خاص نام می‌بريم يعنی آن جنبش از قشرها و طبقات مختلف برای هدفی خاص شکل می‌گيرد می‌توان گفت و من هم با آن موافق هستم که جنبش زنان به برابری زنان و مردان و لغو زنانه‌گی و مردانه‌گی نمی‌انجامد مگر آن که به سوسياليسم بيانديشد.
من اختلافی مگر در پاورقی که خود معترف به شخصي بودن‌اش هستی با نظرات تو ندارم. شايد زبان من الکن بوده است.


ترانه 9:50 @ Wed, 28 Jun 06

شبح نازنین!
بادبان عزیز مطلبی نوشته در مورد
«شرکتهای چند ملیتی و بهره کشی از کار کودکان»
من لینک آن را اینجا می گذارم برایش هم نوشته ام خوب است این مطلب را برای سایت های دیر هم بفرستد و تا توجه بیشتری را جلب کند
http://yadname.blogspot.com/2006/06/blog-post_27.html
شاد باشی!


eqball 8:14 @ Wed, 28 Jun 06

معذرت اسممو فراموش کردم-اقبال


8:13 @ Wed, 28 Jun 06

شبح عزيز چند ايراد: ۱) در پاراگراف اول سعی کرده ای که فمنيسم را از جنبش زن جدا کنی. اين تلاش لازم نبود فمنيسم اصولا ربطی به جنبش زنان ندارد. جنبش زن از آغاز تا امروز جنبشی عليه ستم و ظلم و اجحاف و سرکوب و بی حقوقی زن در جامعه بوده و لذا تاریخا و اجتماعا با سوسیالیسم عجین بوده و هست. فمنيسم جنبشی برای کسب حقوق سلب شده توسط مردان در چهارچوب جامعه سرمايه داريست.

۲) جنبش زنان برای لغو زنانگی و مردانگی نيست برای لغو اسثمار انسان است. برای لغو برده گی مزدی است. اينها مطالبان حقيقی جنبش زن است چرا که بودن لغو اساس نظام برده گی. برده گی زن لغو نميشود و رها نميگردد. محدود کردن جنبش زنان به کسب حقوق برابر زنان و مردان غلطیدن از سوسیالیسم به فمنیسم و پیوستن به جنبش دیگری است.

۳) آنچه امروز در جامعه ايران( و حتا نميگويم جهان) بر زن ميرود ناشی از ؛چند هزار سال زنده گی مردسالارانه؛ نيست. مستقيما به دليل حضور نظام سرمايه داری و نياز اين سيستم به شکل معين حکومت سياسی در تداوم اين حضور است. زن و نیز مرد و لذا انسان برده است چون نظام سرمایه نظام برده گی است. دین و سنت و تاریخ نقشهای بشدت کوچکتری دارند که من از حرصم نادیده میگیرم. امروز زن در ایران بی حقوق است چون پرچم سرمایه بر بام جهان در اهتزاز است و لذا رژیمهای مرتجع و مبانی بقای این رژیمها و نیز ادیان و سنتها همه در قید حیاتند چون سرمایه به بقای اینان نیاز دارد.

*) شخصا شعارم برابری کامل زن و مرد است و به تبعيض مثبت به نفع زنان قائل نيستم.


Rosva 17:15 @ Tue, 27 Jun 06

شبح جانم
شک داشتم که اين مطلب را بنويسم چون شايد من را متهم کنيد که نفسم از جای گرم در می ايد ولی این چند پرسش را باید پاسخ گفت:
عزيز دل برادر: فمينيسم و جنبش برابری حقوق زن و مرد از ْ تجملاتيْ است که تنها يک جامعه ازاد و دمکرات ميتواند اجازه ان را بخود بدهد.شما چگونه ميتوانيد درخواست تساوی حقوق بين زن و مرد بکنيد وقتی مردان هم از حداقل ازادی محرومند؟ايا کسب ْبرابری در بردگيْ موفقيت بزرگی برای زنان محسوب ميشود؟ايا شرکت کردن با چادر و چاقچور در تظاهرات و درخواست تساوی حقوق در چهارچوب نظام اسلامی به معنای تاييد اين نظام نيست؟


ترانه 10:33 @ Tue, 27 Jun 06

۱- جنبش زنان نیاز شرایط اجتماعی جامعه ای است که زنان در عرصه های کار، تولید و توزیع نیاز های اقتصادی نسبتی برابر و یا در پروسه ای مانند جنگ نقش اساسی داشته باشند.
جنبش زنان در جوامعی که نقش زنان در اجتماع محدود به مشاغلی از قبیل پرستاری، معلمی، قالی بافی و غیره که سایه ای از همان نقش مادر بودن زن همراه دارد با تحمل مشقات پیشرفت چندانی نمی کند.
۲- در ایران بی حقوقی زنان یک رکن و عامل جدی حفظ نظام با توجه به قوانین زن ستیز اسلام - حکومت عقب مانده ج.ا. در ثبات وضعیت موجود، از مهمترین موانع آزادی و کسب حقوق اجتماعی زنان می باشد.

۳- توهم برای تحول جدی در حقوق فردی، خانواده گی و اجتماعی زنان توسط دولت چنین حکومت هایی دروغ آشکار به خواسته های جنبش زنان است!


nazanin 9:34 @ Tue, 27 Jun 06

شبح عزيز...... در مورد جنبش زنان بدرستی اشاره کردی اميد که خواندن نوشته ها يی از اين دست برای يالايش ذهنی بعضی از اين فمنيستهای دو اتشه کمکی باشد. بعضی از اين کلمات بدون انکه مفهوم درست انرا بدانيم ( شايد هم به عمد) از محتوی واقعی خود تهی ميشوند مثلا بعضی ها در ایران اسم خودشان را گداشته اند فمنیستهای اسلامی غافل از اینکه ذات اسلام انهم ازناب محمدیش در تضاد کامل با فمنیست که یک دیدگاه کاملا مترقی و برابری طلب است میباشد وبه هیچ ترفند و طریقی نمیتوان به تن دین های وایسگرا و عقب افتاده جامه نو و تازه یوشاند


شبح 8:44 @ Tue, 27 Jun 06

يک غربيه‌ی نازنين!(6)
دوست خوب‌ و عزيزم چه خوب کردی کامنت گذاشتی... از اين که می‌بينم هنوز مغموم و غم‌گينی متاسف می‌شوم اما رنج جوهره‌ی رشد است.
ضمنا غريبه به اين آشنایی نوبره والا!


eqball 8:28 @ Tue, 27 Jun 06

شبح عزيز ايرادات اساسی بر اين پست دارم. اما متاسفانه هم اکنون وقت پرداختن به آن را ندارم. اميدوارم فردا اين فرصت را داشته باشم.


شهــــلا 22:15 @ Mon, 26 Jun 06

سپاس از محبتت هم میهن نازنینم.

پس آدرس رو خودت بلدی دیگه

...دی...

;)


yekgharibeh 20:12 @ Mon, 26 Jun 06

شبح جان خوش حالم که هستی و مينوديسی. اميدوارم که خوب باشی. من هميشه بهت سر ميزنم اگرچه ردی به جا نمی گذارم.


nana 18:03 @ Mon, 26 Jun 06


و اما شبح

مانند راه و رسم هميشگی ات فوری و فوتی وسط يک بحث حياتی !!!!! راجع به مامور بودن خودت !!!!رفتی و اين پست را گذاردی
فقط خواستم ازاله ادب کرده و برايت بگويم که پاسخ اقرار !!! به مامور بودنت را در پيامگير زيری داده ام

یچه ها
همگی برويد بخوانيد و يک فاتحه برای عده ای در اين وبلاگستان بفرستيد !!!!!! نانا


پولاد همایونی 16:22 @ Mon, 26 Jun 06

شبح عزیز در جامعه بدوی و پسمانده ما که زیر سلطه کثیف ترین قوانین اسلامی و سنتی دست و پا می زند جنبش زنان یک امر واقعی است و نباید آن را به زیر سیطره جنبش های دیگر کشاند. تبعیض نژادی.جنسی.ملیتی و فرهنگی و حتی سیاسی برای زنان مضاعف است. مهم ترین امری که پیش پای زنان است بیرون کشاندن این جنبش از زیر سیطره فمینیست دروغین اسلامی است که با وقاحت تمام و محافظه کاری بیشرمانه مبارزات زنان را به چیزی بی خاصیت مبدل کرده است. زنی که سی سال پیش می توانست درباره نوع لباسش تصمیم بگیرد ، حالا باید برود توی خیابان و با رهبری بریده های همین رژیم جان خودش را به خطر بیاندازد برای باز پس گرفتن حقی که گویا هیچگاه وجود نداشته است. جنبش زنان به رادیکالیسم واقعی تر و شعارهای ژرف تری نیاز دارد. البته دیر یا زود این جنبش خود را از سیطره دودوزه بازان اسلامی که نام مسخره فمینیست اسلامی هم بر خودشان می گذارند رها خواهد کرد. اما جنبش زنان یک جنبش واقعی و نیرومند است. این را فراموش نکن. ما فاصله مریخی داریم با شرایطی که مبارزه برای نفس انسان بودن و انسان زیستن فرهنگ بشر شده باشد.
یارباقی. دیدارباقی


javaan socialist 14:54 @ Mon, 26 Jun 06

حمایت بین المللی از یاشار و عابد

http://www.iwsn.org/defa/ayar_abdi_050485.pdf


شهــــلا 13:07 @ Mon, 26 Jun 06

کوتاه و مفید و مختصر خدمتت بگم که،
شبح جان میدونی مردان به دلیل زور بازویی که داشتند از زن سالاری نجات پیدا کردند؟
چون در تمام موارد این زن بود که اول و همیشه در راس قرار میگرفت تا زمانی که به قدرت بدنی که رسیدند، مردان بودند که پیروزی بدست آوردند و اینگونه صورت مسئله تبدیل به جامعه امروز شد.(مرد سالاری)


شهــــلا 12:20 @ Mon, 26 Jun 06

و استاد من نیز اول شدن را از نوع زنانه اش آموختم...






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1273
تعداد نظرات: 37599
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: december 26, 2006 09:25 pm


از کجا آمده‌اند؟