|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوشنبه، 22 خردادماه 1385 | June 12, 2006
● بار ديگر به خاک و خون کشيدنمان
اين خون انسان باشرفی است که حقارت زيستن در سرزمينی که انسان را به پستی کشانده است تاب نياورد و در دل تاريکترين و يلدايیترين شبهای اين سرزمين از آزادی و صبح سخن گفت و توسط خفاشان آزادی ستيز به خاک و خون کشيده شد. اين عکس دقايقی پيش در پارک ميدان هفت تير گرفته شده است. پینوشت:(چند لينک) June 12, 2006 09:20 PM
Hello, super site look this: End ^) See you
wwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwwww
شبح عزيز۵۹ این تجمع هم مثل هر تجمعی امکان برگزاری نداشت! شبح جان متن بیانیه اعتراضی به حرکت ۲۲ خرداد را خوانده ای؟ فقط عنوان سر تیتر برای ریاست محترم آقای رییس جمهور احمدی نژاد کم دارد! دولت مهرورز! آیا احمدی نژاد از خاتمی بیشتر مدافع و مدعی حقوق مدنی است؟
اطلاعيه تشکيل جبهه سوم در برابر دو قطب تروريستي
حزب کمونيست کارگري ايران تشکيل جبهه سوم در برابر دو قطب تروريستي ميليتاريسم دولتي آمريکا و اسلام سياسي را اعلام ميکند. جبهه سوم جبهه بشريت متمدن در برابر جنگ و توحش است. جبهه سوم جبهه همه انسانهاي آزاده اي است که از ميليتاريسم و قلدرمنشي نظامي و سياسي دولت آمريکا و متحدينش، و از تروريسم اسلامي به تنگ آمده اند و ميخواهند در برابر اين دو قطب تروريستي، که هر يک جنايات خود عليه بشريت را با جنايات طرف مقابل توجيه ميکند، پرچم تمدن و انسانيت و آزاديخواهي را برافرازند. جبهه سوم جبهه نه به ميليتاريسم و نه به اسلام سياسي است. اين جبهه سکولارها، آزاديخواهان، طرفداران خلع سلاح اتمي همه کشورها، مخالفين ميليتاريسم دولتي آمريکا، مخالفين تروريسم اسلامي، فعالين جنبش آزادي زن، مخالفين اعدام و سنگسار و قتلهاي ناموسي و مدافعين حقوق جهانشمول انسانها در سراسر کره ارض است.
مقابله با ميليتاريسم دولتي غرب از مقابله با اسلام سياسي جدائي ناپذير است. ميليتاريسم دولت آمريکا و متحدينش و تروريسم اسلامي اجزائي از ارتجاع "نظم نوين جهاني" هستند که به يکديگر زمينه وجودي ميدهند و يکديگر را توجيه و تقويت ميکنند. شاخه اي از اسلام سياسي امروز در عراق و افغانستان در کنار آمريکا قرار گرفته و مستقيما بعنوان نيروئي در دولتهاي فوق ارتجاعي دست ساز آمريکا و متحدينش بکار گرفته ميشود، و بخش ديگر نيز که در مقابل آمريکاست هويت سياسي و علت وجودي خود را از جنايات و مصائبي ميگيرد که سياستهاي ميليتاريستي آمريکا و متحدينش در عراق و فلسطين و کل منطقه خاورميانه ايجاد کرده است. اسلام سياسي در کليت خود جنبشي ضد بشري و مافوق ارتجاعي است که بر متن سياستهاي ارتجاعي دولت آمريکا و دولتهاي غربي زمينه و ضرورت وجودي پيدا کرده است. جمهوري اسلامي ستون فقرات اسلام سياسي و حامي تروريسم اسلامي در خاورميانه و در سطح جهاني و يک حکومت مافوق ارتجاعي با يک کارنامه ۲۷ ساله از سرکوب و ترور و جنايت عليه مردم ايران است. مردم ايران با مبارزه عليه اين حکومت ضد انساني و براي رسيدن به آزادي و برابري در صف مقدم مبارزه عليه جنگ تروريستها قرار ميگيرند.
جبهه سوم مبارزات مردم ايران عليه تهديدات و دخالتگري نظامي و سياسي آمريکا و جنبش انقلابي آنان براي سرنگوني جمهوري اسلامي را يک آلترناتيو و شيوه عملي، موثر و تعيين کننده مقابله با جنگ تروريستها ميداند و از جنبش مردم ايران براي آزادي و برابري فعالانه حمايت ميکند.
ما بيانيه جبهه سوم را اعلام ميداريم و از همه سازمانها و نيروها و احزاب و شخصيتهاي انساندوست، سکولار، ضد جنگ، وآزاديخواه جهان ميخواهيم که با امضاي اين بيانيه به جبهه سوم بپيوندند.
بيانيه جبهه سوم در برابر ميليتاريسم دولتي آمريکا و تروريسم اسلامي
کشمکشي که بين دول غرب و جمهوري اسلامي در جريان است ميتواند از نظر انساني، سياسي و اجتماعي عواقب فاجعه باري داشته باشد. تجربه تلخ عراق مصائب ناشي از تحريم اقتصادي و حمله نظامي را در برابر چشم همگان قرار داده است. سخت تر شدن شرايط زندگي و فلاکت اقتصادي، کشتار و خانه خرابي مردم، و گسترش سرکوب مردم توسط جمهوري اسلامي گوشه هائي از نتايج بلافصل تحريم اقتصادي و يا حمله نظامي به ايران است. اين سياست در سطح منطقه نيز موجب افسار گسيختگي تروريسم اسلامي و در سطح بين المللي موجب گسترش ابعاد تروريسم خواهد شد.
بايد با تمام قوا در مقابل قلدري آمريکا و متحدينش ايستاد، بايد به جنايات قطب مقابل يعني تروريسم اسلامي پايان داد و به مردم کشورهاي اسلامزده کمک کرد تا از شر دولتها و جريانات تروريست اسلامي رهائي يابند. ميليتاريسم دولتي آمريکا و تروريسم اسلامي فضا را براي بشريت در سراسر جهان سياه کرده اند. اينها هيچکدام راه حلي براي بحران حاضر و مسائلي که با خود مطرح کرده است ندارند، بلکه خود مسبب اين بحران ها و تشديد و تعميق آنها هستند. بشريت متمدن بايد در مقابل هردو قطب و مصائبي که به دنيا تحميل کرده اند قد علم کند. راه حل انساني و واقعي مساله سلاح هاي هسته اي و تروريسم اسلامي و جنايات غيرقابل توصيفش عليه مردم جهان و قلدرمنشي هاي ميليتاريستي آمريکا و دول غربي در دست ما مردم است.
در اين ميان مبارزات مردم ايران براي رهائي و آزادي نقش برجسته و تعيين کننده اي ايفا ميکند. در ايران سالهاست يک جنبش اجتماعي وسيع عليه حکومت اسلامي و براي رسيدن به آازادي و برابري در جريان است. پيروزي اين جنبش بر جمهوري اسلامي يک ضربه تعيين کننده به اسلام سياسي و تروريسم اسلامي در سراسر جهان و همچنين پاسخ موثر و تعيين کننده اي به دخالتگريهاي سياسي – نظامي آمريکا براي تغيير حکومت و با صطلاح "صدور دموکراسي" و تحميل حکومتهاي دست ساز ارتجاعي به جوامع ديگر خواهد بود. پيروزي مردم ايران يک گام بلند بجلو و نقطه عطف مهمي در مقابله با تروريسم ميليتاريستي و اسلامي و در دفاع از آزادي و تمدن و حقوق جهانشمول همه انسانها در سراسر جهان خواهد بود.
ما امضا کنندگان اين بيانيه اعلام ميداريم:
١- نه به جنگ، نه به تحريم اقتصادي. تحريم اقتصادي و حمله نظامي به ايران از نظر انساني، سياسي و اجتماعي عواقب فاجعه باري خواهد داشت. آنچه در عراق اتفاق افتاد نبايد در ايران تکرار شود. اين تهديدات بايد فورا متوقف شود.
٢- نه به ميليتاريسم آمريکا، نه به اسلام سياسي. جهان متمدن در کشاکش ميان تروريسم دولتي غرب و تروريسم اسلامي نمايندگي نميشود. هردو سوي اين درگيري، ارتجاعي و ضد انساني هستند و بايد به عقب رانده شوند. ٣- خلع سلاح اتمي همه دولتها. نه ايران، نه آمريکا، و نه هيچ کشورديگري نبايد سلاح اتمي داشته باشد. پروژه اتمي جمهوري اسلامي بايد فورا متوقف شود اما دولتهائي که خود بزرگترين زرادخانه اتمي را دارند مراجع ذيصلاحي براي قضاوت در مورد قدرت اتمي ديگر کشورها نيستند. مقابله با پروژه هسته اي جمهوري اسلامي امر مردم آزاده جهان و بويژه مردم ايران است. همانطور که خلع سلاح هسته اي همه کشورها و خلاصي از کابوس اتمي که جهان معاصر را فراگرفته است امري است که تنها با اعتراض و مبارزه مردم جهان ميتواند متحقق شود. ٤- تعرض به حقوق مدني مردم در غرب به بهانه مقابله با تروريسم بايد متوقف شود. دولتهاي غربي به بهانه خطر تروريسم و حفظ امنيت، حقوق و آزاديهاي مدني مردم را نفي ومحدود ميکنند. کنترل و تحت نظر قرار دادن زندگي خصوصي شهروندان، محدود کردن آزادي بيان، آزادي رفت و آمد و نفي حقوق مهاجرين از جمله رايج ترين تعرضات دولتها به زندگي مردم است. بايد با اين تعرض مقابله کرد و آنرا خنثي نمود. هيچ دليل و بهانه اي براي دست درازي به حقوق و آزاديهاي مردم پذيرفتني نيست. ٥- از مبارزات مردم ايران عليه حمله نظامي و عليه جمهوري اسلامي فعالانه حمايت ميکنيم. مردم ايران که ٢٧ سال است در مقابل سرکوب، خفقان، بيحقوقي زن، آپارتايد جنسي، سنگسار، اعدام و شکنجه زندانيان سياسي و در مقابل تحميل فقر و محروميت اقتصادي مبارزه ميکنند، خود ميخواهند و ميتوانند که سرنوشت سياسي خود را تعيين کنند. حمايت از مبارزات مردم ايران براي رهائي و آزادي و پيروزي آن بر جمهوري اسلامي و برقراري حکومت مستقيم خود مردم گام تعيين کننده اي در مقابله با قلدر منشي آمريکا و ضربه قاطعي به تروريسم اسلامي در منطقه خاورميانه و در جهان خواهد بود. ٦- جمهوري اسلامي بايد از جامعه جهاني طرد شود. جمهوري اسلامي بدليل ٢٧ سال جنايت عليه بشريت، بدليل سرکوب بيرحمانه مبارزات حق طلبانه مردم ايران و اعدام بيش از صدهزار زنداني سياسي، به دليل حاکم کردن آپارتايد جنسي در ايران، و بدليل حمايت از جريانات تروريسم اسلامي در منطقه و گسترش تروريسم در سطح جهان بايد مانند رژيم آپارتايد آفريقاي جنوني از جامعه جهاني طرد شود. ما خواهان عدم برسميت شناسي جمهوري اسلامي بعنوان نماينده مردم ايران، قطع روابط ديپلماتيک و بستن سفارتخانه هاي جمهوري اسلامي در همه کشورها و اخراج آن از نهادهاي بين المللي هستيم. ما همه سازمانها و نيروها و احزاب و شخصيتهاي انساندوست، سکولار، ضد جنگ و آزاديخواه جهان را به امضاي اين بيانيه و پيوستن به جبهه سوم براي مقابله با هر دو قطب تروريستي فراميخوانيم.
ترانهی نازنين!(58)
شبح نازنین! اما از تو شبح عزیزم سوالی دارم آیا در هیچ کجای دنیا کسی توانسته با آرامش از دیکتاتور ها و فاشیست ها حقی را طلب کند که ما الان در این شرایط خاص از این جانیان آنهم با خواهش دارای حقوقی شویم؟ شبح جان من به انقلاب در ایران که در درون هر شهروند(انسان) ایرانی خواسته ها و اعتراضات همچون زخمی چرکین منتظر سر باز کردن است معتقدم! این حکومت باید بنفع آزادی و برابری تغییر کند اما در همان حال هم به ذره ای رفاه همین امروز اعتقاد دارم و می دانم باید برایش مبارزه کرد! این مبارزه حرکتی مثل کارگران شرکت واحد است.
خودتي عزيز!(47)
دولت ايران سمبل قوميتگرائي فارسي زبان فارسي عامل وحدت ملي ايرانيان و ركن تعريف هويت ايراني نبوده و نيست: كشور ايران كشورى “كثيرالمله” مركب از “ملت”هاى ترك٫ فارس٫ لر٫ كرد٫ عرب٫ بلوچ٫ تركمن٬ لار٬ گيلك٬ مازني (تبري) و … هر كدام با زبان و هويت ملى خاص خودشان است. در اين ميان در ايران زبان فارسى درى از قرن ١١ زبان ادبى مكتوب است. زبان تركى نيز در ايران تنها يك قرن پس از آن يعنى از قرن ١٢ زبان ادبى مكتوب بوده و آثار ادبى نثر و شعري آن بلاانقطاع تا به امروز موجود است. زبان تركي هم اكنون زبان اكثريت نسبي مردم ايران و زبان دوم جهان اسلام و عالم تشيع است. زبان و فرهنگ فارسى٬ زبان و فرهنگ يكى از ملل ساكن در ايران است٬ و از اينرو محترم بوده ارزش آن نيز به همين حد است و نه بيشتر. زبان فارسى به هيچ وجه عامل وحدت ايرانيان و سمبل هويت آنها و قطعيا زبان ملى هيچ كدام از ملل ساكن در ايران به جز قوم فارس نبوده٬ نيست و نخواهد بود. اين زبان به سبب برخي شرايط و دلايل تاريخي٫ به همراه زبان تركى يكي از زبانهاى دولتى و ادبى در طول بيش از يك هزار سال حاكميت خلق ترك در ايران بوده است٬ اما ادبيات ملت ترك بر اساس زبان و فرهنگ فارسى شكل نگرفته است هر چند در دوره هايي از آن به درجات متفاوت متاثر شده است. زبان فارسى زبان ملى قوم٬ خلق و يا ملت فارس است نه ديگر ملتهاى ايران. زبان ملى خلق ترك تركى بوده٫ است و خواهد بود. تقديم نابخردانه زبان و فرهنگ فارسى به عنوان زبان و فرهنگ ملى ايرانيان٬ و اصرار خيره سرانه بر تثبيت آن به عنوان ركن و عامل وحدت ملي ايران از سوي مقامات و روحانيون عاليرتبه فارس و فارسگراي كشور و در راس آنها قوميتگرايان افراطي فارس مانند هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام٬ غلامعلي حداد عادل رئيس مجلس٬ وּּּدر اصل ضديت با ايران و ملل ساكن در آن و دشمنى با بهروزى ايرانيان٬ دمكراسى٬ مدرنيته٬ روند جهانى شدن٬ روشنگرى٬ فرهنگ گفتگو٬ تنوع و تكثر و توسعه و ثبات ايران و منطقه است. اصرار در تحميل زبان و فرهنگ فارسى به ملل ايرانى چه به عنوان زبان رسمي٬ دولتي٬ ملي و يا عامل وحدت ملي و ּּּزمينه ساز تجزيه و واگرايى ملل ايرانى است.
حسن دمیرچی هنرمند بزرگ آذربایجان همچنان در زندان نیروهای مافیایی هست . استاد حسن دمیرچی که در ساعت ۱۱ شب ۶ خرداد با جمله ماموران اطلاعاتی به خانه اش همراه پسرش بابک دستگیر شده است ناراحتی قلبی داشته و وضعیت جسمانی اش وخیم گزارش میشود. ماموران از خانه او ۲ ماشین سی دی کتاب و وسایل دیگر از جمله کامپیوتر را برده اند. سلامتی جسمانی استاد در خطر هست از هر طریق ممکن باید برای رهایی استاد حسن دمیر چی باسد تلاش کرد اطلاعات بیشتر در وبلاگ دوست عزیز لاله جوانشیر و وبلاگی که برای رهایی استاد دمیر چی به راه انداخته شده هست را می توانید ببینید
زندانی در سلول انفرادی/ خطر شکنجه و رفتار خشونت آمیز ( زندانیان سیاسی آذربایجان) UA 151 /06 26 می 2006 -5 خرداد 85 تنظیم شده توسط مسعود انتظار عمومی AI INDEX:MDE 13/055/2006 ایران دکتر احمد قلی پور (معروف به حیدر اوغلو) 47 یا 48 ساله حسن علی حاجباو ( معروف به ارک) 47 یا 48 ساله حسن شاهی-چنگیز بختاور-بابک بختاور-ابراهیم دشتی- حسین سببی- جواد عباسی- صابر بیت الهی - علی حسن زاده- بهمن نصیر زاده - علی حلمی - محسن دمیر چی - عسگر اکبر زاده - اسماعیل رضایی و صدها نفر دیگر اسامی فوق الذکر و صدها نفر دیگر جزو اقلیت آذربایجانی ایران بوده و در جریان تظاهرات اعتراض آمیز در شمال غرب ایران ( آذربایجان) دستگیر شده اند.بنا بر گزارشات رسیده همه آنها در در سلول انفرادی زندانی هستند . بیم ان میرود که در معرض شکنحه و رفتار خشونت آمیز قرار داشته باشند.این تظاهرات اعتراض آمیز پس از درج کاریکاتور در روزنامه دولتی” ایران”در 19 می که باعث رنجش و ازار بسیاری از آذربایجانیها شد برگزار شد روزنامه دولتی” ایران” روز 23 می توقیف و کاریکاتوریست و سردبیر آن بازداشت شدند. دانشجویان آذربایجانی دانشگاههای تبریز و تهران اقدام به برگزاری تحصن و تظاهرات کردند.و دامنه اعتراضات به بفیه شهرها و دانشگاهها کشیده شد.دانشجویان دانشگاههای ارومیه-زنجان- اردبیل- مراغه در شمال غرب ایران که اکثریت قریب به اتفاق ساکنان آنرا آذربایجانیها تشکیل میدهند دست به برگزاری تحصن و تظاهرات زدند.بنا بر گزارشات رسیده فقط در تظاهرات روز 22 می ( اول خرداد) مردم تبریز بین 300 تا 500 هزار نفر مشارکت داشتند. صد ها نفر از تظاهر کنندگان در روز 24 می بازداشت شدند و به دستور دادستان در هر مرحله بیش از 60 تفر بازداشت شده اند تعداد زیادی از.تظاهر کنندگان توسط نیروهای بسیج مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.مجروحین در بیمارستان نظامی تحت مراقبت بوده و اجازه ملاقات به خانواده مجروهین داده نمیشود. گفته میشود که با گشودن آتش بروی تظاهر کنندگان توسط نیروهای انتظامی و بسیج تعدادی از تظاهر کنندگان کشته شده اند.هر چند که کشته شدن این افراد مورد تایید مقامات ایرانی قرار نگرفته است. فعالین آذربایجانی (صابر بیت الهی- علی حسن زاده - بهمن نصیر زاده و محسن دمیر چی) توسط مامورین اداره اطلاعات شهر مرند در روز 18 می بازداشت شدها ند و اطلاعات کافی در مورد چگونگی دستگیری آنها به عفو بین ااملل ارسال نگردیده است. احمد ساطانی به همره برادرش در روز 22 می توسط مامورین اداره اطلاعات تبریز بازداشت شده اند و مامورین اداره اطلاعات تبریز در هنگام جستجوی خانه آنها اقدام به به مصادره کتابهای ترکی -CD ها -روز نامه و مجلات کرده اند.قطع به یقین این افراد در زندان اطلاعات تبریز در بازداشت به سر می برند.چنگیز بخت آور و حسن شاهی روز 22 می در تبریز بازداشت شدهاند و محل زندانی شدن آنها نا معلوم است دکتر احمد قلی پور رضایی نیز روز 22 می بازداشت شده است و خانواده وی فقط یکبار توانسته اند وی را در زندان ملاقات کنند..حسن ارک نیز پس از شرکت در تظاهرات اول خرداد تبریز حوالی ساعت 6 عصر سوار بر اتومبیل بازداشت شده است مامورین پس از دستگیری ابتدا وی را به پاسگاه پلیس وسپس به زندان اطلاعات تبریز منتقل کرده اندوی نیز از حق ملاقات خانواده و اخذ وکیل محروم شده است. جواد عباسی معلم وفعال شناجته شده آذربایجانی روز 24 می در خانه اش وا قع در سلماس بازداشت شده است.مامورین اطلاعات اقدام به جستجوی خانه وی کرده کتابهای ترکی -CD ها - دفتر تلفن و کامچیوتر وی را مصادره کردند. خانوادهاش معتقد هستند که وی در زندان اطلاعات ارومیه در بازداشت به سر میبرد. جواد عباسی نیز از حق داشتن وکیل و ملاقات با خانواده محروم شده است.جواد عباسی در سال 2005 به اتهام “تجزیه طلبی و ارتباط با گروههای پان ترکیست ” به یکسال حبس محکوم شده بود ولی پس از گذشت 6 ماه آزاد شد. ابراهیم دشتی روز 25 می (4 خرداد) توسط مامورین لباس شخصی اداره اطلاعات بازداشت شده و خانواده اش از وضعیت وی بی اطلاع هستند و اعتقاد دارند که وی در زندان اداره اطلاعات در بازداشت به سر میبرد2 پسر وی نیز به همراه پدر بازداشت شده ا ند عفو بین الملل نام یکی از پسرها را میداند ( بابک) ولی از پسر دیگر ابراهیم دشتی اطلاعی ندارد.حسین سببی و عسگر اکبر زاده توسط مامورین اداره اطلاعات اردبیل بازداشت شده اند.حسین سببی در محل کارش توسط مامورین لباس شخصی اداره اطلاعات اردبیل در روز 25 می (4 خرداد روز جمعه)و بخاطر پخش اعلامیه تظاهرات 27 می (6 خرداد روز شنبه اردبیل) بازداشت شده است. عسگر اکبر زاده نیز در همان روز و به هنگام توزیع پخش اعلامیه تظاهرات 27 می (6 خرداد روز شنبه اردبیل) در خیابان دستگیر شده است. اسماعیل رضایی 26 می در خانه اش در تبریز مامورین لباس شخصی دستگیر شده و این احتمال وجود دارد که توسط اداره اطلاعات تبریز بازداشت شده باشد.همسرش از ضرب وشتم وی در هنگام بازداشت و زندانی شدن خبر می دهد. توصییه عملی: خواهشمند است به محض دریافت این نامه در تحقق موارد ذیل تلاش نوده و نتیجه را در اسرع وقت بزبان فارسی،عربی ،انگلیسی و یا زبان مادریتان به عفو بین الملل ارسال نمایید. رفع نگرانی در مورد سلامتی 16 نفر ( اشاره شده ) و بقیه افرادی که طی تظاهرات اعتراض امیز در شمال غرب ایران دستگیر شده اند. بیان دلیل زندانی شدن این افراد- تشکیل دادگاه صالحه برای محاکمه عادلانه این افراد و در غیر این صورت اگر این افراد مرتکب خلافی نشده ا ند .باید هر چه سریع تر آزاد شوند. اجبار مسولین برای بیان و آشکار ساختن محل زندانی شدن این افراد-ایجاد شرایط فوری برای اخذ وکیل و ملاقات آزادانه با اعضای خانواده و فراهم کردن شرایط مداوای آنها در صورت نیاز صدور تضمین مبنی بر اینکه این افراد در طول مدت بازداشت مورد شکنحه قرار نگرفته اند. تقاضا می شود از :رییس قوه قضاییه آیت الله محمود هاشمی شاهرودی تهران پارک شهر www.iranjudiciary.org/feedback_en.html با ادای احترام وزیر اطلاعات غلامحسین محسنی اژه ای ایران ، تهران ،خیابان پاسداران ، خیابان نسترن 2 ، وزارت اطلاعات Email: iranprobe@iranprobe.com سایر کشورها در ایرانو نمایندگان دیپلما تیک رونوشت: خواهشمند است هر چه سریع تر اقدام نمایید نتیجه را .تا 7 جولای 2006 به دبیرخانه عفو بین الملل ارسال نمایید.
سخنراني هاشمي رفسنجاني, ملاي فارس: يكي مسئله فارسي است كم كار كرديم رژيم گذشته خيلي بيشتر از ما كار كرده ما نبايد اينها را منفي تلقي كنيم ايران منظور نظر پيامبر بوده است و خودشان مقدمه چيني كرده اند. ما طلبه ها بايد خيلي اهميت بدهيم به فارسي. فارسي بسيار زبان نيرومند است ابوالفتوح ميگويد: فارسي ريشه دارتر از عربي است. فارسي زبان تمدن دنيا بوده است فارسي مقدمه زبان عربي است. عربي به جهت زبان بين المللي كشورهاي اسلامي حائز اهميت است. ما بخصوص الان زبان فارسي بايد برايمان اهميت داشته باشد و كار ابوالفتوح را يك كار بزرگ يك انقلاب حساب كنيم. ساماني ها كمك كردند كه تفسير به فارسي نوشته شود. اگر كسي طراحي مي كرد كه ايران زبان اسلام باشد قطعا زبان فارسي را بايد محور قرار مي داد.
گروه سياسي: دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: اعضاي كميسيون هاي مختلف مجمع براي نظارت بر حسن اجراي سياست هاي كلي نظام در قواي سه گانه مشخص و تا شنبه آينده معرفي مي شوند.
خبرنگار " ارمغان آذربايجان" در تبريز به دادگاه فراخوانده شد با صدور احضاريه دادگاه عمومي جزايي شعبه 108 دادگستري تبريز ، خبرنگار نشريه ارمغان آذربايجان براي شركت در جلسه اين دادگاه در بيست و سوم خردادماه به دادگاه فراخوانده شد.
جلسه مشترک جمعي از فعالين حرکت ملي آذربايجان شمس الواعظين هنگام استفاده از لفظ آذري به شدت از طرف آذربايجانيها مورد انتقادقرار گرفت و گفت فکر نمي کردم اين همه حساسيت باشد اشکالي ندارد از اين به بعد من از واژه ترک استفاده مي کنم. در ادامه احمد زيد آبادي پشت تريبون قرار گرفت.ايشان با تعجب از اعتراض حاضرين به استفاده از واژه آذري گفتند:”بنده فکر مي کردم اگر از واژه آذري استفاده کنيم بهتر است ولي امروز فهميدم که واژه ترک مورد قبول آذربايجانيها مي باشد. ايشان عدم ساپورت خبري حوادث آذربايجان را ناشي از فشار دولت و حاکميت دانسته و گفتند براي روزنامه سقفي تعيين شده است و کسي جرات ندارد سرش را از آن سقف بالاتر ببردچرا در اينصورت سرش را از دست خواهد داد.لذا روزنامه ها حاضر به تحمل اين هزينه نيستند. در ادامه يوسف عزيزي بني طرف از فعالين عرب پشت تريبون قرار گرفت.ايشان به اشاره به بنياد گرائي ناسيوناليسم فارس گفتند:”امروزه حوادث افغانستان و عراق نشان داد که بنياد گرائي اسلامي و بنياد گرائي ناسيوناليسم در معرض نابودي مي باشد و هيچ جايگاهي در عصر کنوني ندارد. ايشان به انتقاد از عملکرد انجمن صنفي روزنامه نگاران و کانون نويسندگان ايران گفتند:”بنده در هر دو اينها عضو هستم و با قاطعيت مي گويم که 80% اعضاي اينها داراي تفکرات ترک ستيزانه و عرب ستيزانه هستند.”
رفیق مصطفی
بابا بی خیال
باقی اش یادم رفت؛
من یک سوال دارم، لطفآ یک نفر شیر پاک خورده(دامداران یا چوپان و یا کاله و... هم خورده باشد عیبی ندارد، می تواند شرکت کند!) مرا شیر فهم کند که آیا این عبارتها اسم آدمیزادند!؟ - «از يادمان رفتند»
هزار بار گفتيم مطالبت قومي را بايد جدي گرفت. هزار بار گفتيم مطالبات قومي بايد در گفتمان چپ جاي بگيرد. همان روزها كه خيابان هاي كردستان براي مرگ يك قاچاقچي هم شعله ور مي شد. همان روزها كه بمب هاي پشت سر هم خوزستان را مي لرزاند. همان روزها كه فقر در سيستان و بلوچستان غوغا مي كرد. همان روزها كه در قلعه بابك حكومت نظامي اعلام مي شد بايد سخن مي گفتيم. چرا كه مطالبات سرخورده ي مردمان چهارگوشه ي ايران از زمان رضاخان تا امروز يك ريز سركوب شده است. امروز شهرهاي ترك نشين شمال غربي ايران همه در حال انفجارند. خبرهاي نگران كننده اي مي رسد. ما از دستان كوچك و معصوم كودكان كار سخن گفتيم. ما از تازيانه بر شانه هاي زنان سخن گفتيم. ما از رنج فرودستان سخن گفتيم. ما براي درختان لويزان گريستيم. ما از حق زيست همجنسگرايان سخن گفتيم. ما از صلح سخن گفتيم. ما بر جهاني سازي امپرياليستي و جنگ طلبي نومحافظه كاران كاخ سفيد شوريديم. ما از آزادي بيان و نشر و عقيده سخن گفتيم. ما براي زندانيان سياسي بيانيه امضا كرديم و به تحصن نشستيم. در كنار دانشجويان ايستاديم. ما در كنار همه ي مظلومان و ستمديدگان و غارت شدگان ايستاديم. اما زير چشم ما مردماني از خون و گوشت خودمان با يك فرهنگ و تاريخ مشترك كه به زباني ديگر سخن مي گفتند از يادمان رفتند. ما همدلانه مبارزات باسك اسپانيا و ايرلند را دنبال كرديم. ما هم دوش چريك هاي نپال و كلمبيا به كوه ها زديم. ما هموند سرخپوست هاي بوليوي و ونزوئلا مانديم. اما نگفتيم اقوام ميهن ما حق دارند به زبان مادري تحصيل و تدريس كنند. اما نگفتيم توزيع عادلانه ي ثروت را به دور از تبعيض هاي قومي مذهبي مي خواهيم. اما نگفتيم اقوام ميهنمان حق دارند فرهنگ و اسطوره و تاريخ و هنر خودشان را داشته باشند و آن را به همه نشان دهند. اينك اما شعله ور شدن آتش در شهرهاي ترك نشين ايران نشان از مطالبات يك مردم دارد كه سال ها سركوب شده است و ما نيز آن را نديده ايم اما ناديدن ما دليل بر نابودن اين مردم نيست. رفقا! هم صدايي هم دلانه ي تلاشگران چپ و دموكرات با مطالبات قومي مي تواند اين مردم را از درغلطيدن به دامن آمريكا و متحدانش و نيز دولت هاي مرتجع منطقه و تروريست هايي چون ريگي و شركا بازدارد. شايد اكنون هم دير كرده باشيم اما مي توانيم ماهي را از آب بگيريم به اميد آنكه هنوز تازه باشد.
چرا زبان به كام گرفته ايد؟ دل من اين روزها رفته است در كوچه پس كوچه هاي تبريز و اروميه و اردبيل و زنجان پرسه مي زند. دل من در ميان مردمي است كه اين روزها هزار پاره مي شوند و فريادشان در تمامي رسانه هاي جمعي خاموش مي ماند. دل من در ميان مردمي است كه فريادشان حتي در رسانه هاي موجود كاغذي و مجازي اپوزيسيون بازتابي ندارد. خبرهايي كه اما از ميان همين سد سانسور و سكوت مي گذرد دل هر انساني را به درد مي آورد. براي اين كه تنها نگاهي به آمار كشته شدگان و مجروحان و بازداشت شدگان درگيري هاي اخير آذربايجان بيندازيد وبلاگ حق را ببينيد. اما چرا به گمان من بر خلاف نظر برخي از رفقا بايد در مورد مطالبات قوميت ها سخن بگوييم؟ فهم من از مقوله ي عدالت كه معتقدم ترجمه ي قطعي و بي بروبرگرد سوسياليسم است تنها به پيگيري حقوق كارگران ختم نمي شود. همان طور كه حضور كارگران در هر مبارزه اي را دليلي بر حقانيت آن نمي دانم. مثلا در مبارزات كارگران لهستان علي رغم اين كه در مورد به دست آوردن حق ممنوع شده ي اعتصاب و مطالبات صنفي با آنها هم راي هستم اما همه ي ما مي دانيم كه همين جنبش در عرصه ي سياسي چه اثر مرتجعانه اي از خود بر جاي گذاشت و «لخ والسا» كه از رهبران جنبش كارگري لهستان بود چگونه آگاهانه لهستان را به سوي سقوط در دامن آمريكا و شركايش برد و به تازگي هم براي ارائه ي مشاوره ي لابد كارشناسانه در مورد چگونگي ساقط كردن نظام ايران به باغچه ي كاخ سفيد احضار شد. اما برمي گردم به همان مفهوم عدالت. از ديدگاه من عدالت سوسياليستي پيگير رفع همه ي تبعيض هاي جنسيتي، نژادي، مذهبي، قوميتي و البته مهم تر از همه تبعيض هاي طبقاتي است. سوسياليسم در باور من همان گونه كه در عرصه ي مبارزات طبقاتي بر بهره كشي از فرودستان و توزيع ناعادلانه ي ثروت به نفع طبقات فرادست مي شورد، بايد بر عليه مردسالاري، آپارتايد نژادي، مذهبي يا قومي هم مبارزه اي بي امان را سازمان دهد. حال رفقا بايد پاسخ دهند كه آيا با تدريس و تحصيل به زبان مادري مخالفند؟ آيا با توزيع عادلانه ي ثروت فارق از تبعيض هاي قومي و مذهبي مخالفند؟ آيا با حق قوميت ها براي ترويج فرهنگ خودشان مخالفند؟ و مهم تر از همه آيا حق تعيين سرنوشت را براي همه ي مردم به رسميت مي شناسند؟ آيا رفقاي انترناسيوناليست ما در مخالفت با پيگيري مطالبات قومي ناسيوناليسم خودشان را رنگي از انترناسيوناليسم نمي زنند؟ ياران و بيداران! چپ ها اينك در همه ي عرصه هاي انساني در حال مبارزه اند. با چشم بستن بر مطالبات قومي تنها موجب مي شويم كه فضا براي سواستفاده ي دولت هاي مرتجع همسايه و امپرياليسم هار حاضر در منطقه آماده شود. همراهي با اقوام معترض، همدوشي با لايه هاي منطقي و چپ مبارزان قومي در آذربايجان، كردستان، سيستان و بلوچستان و خوزستان مي تواند راه را براي ناكسان و دلقكان در اين آشفته بازار سد كند. جنبش مبارزه ي قومي بايد با جنبش چپ پيوند بخورد. آنچنان كه امروز اين هم پيوندي ميان مبارزات زنان، فعالان حقوق كودك، كارگران، فعالان صلح، فعالان ضدجهاني سازي، هواداران حقوق همجنس گرايان، فعالان محيط زيست و عرصه هاي ديگر مبارزه ي اجتماعي ايجاد شده است؛ جنبش پيگيري مطالبات قومي هم مي تواند به اين كاروان بلند بپيوندد. براي ايجاد اين گفتمان و فهم مشترك، براي ايجاد اين پيوند يك سوي ماجرا بايد قدم پيش بگذارد. پاهايتان را از زمين سخت برداريد. مهماني پرشور آزادي و عدالت براي همه ي مردمان اين سرزمين با اين قدم شما پرآذين تر خواهد شد.
،همزمان با انقلاب سراسری ملت آذربایجان برعلیه شوونیزم فارس، قریب به دوهزار تن از اهالی تورک زبان محله باروت کوبی شهر ری، بدنبال مشاجره جوانان تورک با فارسی زبان این منطقه در خصوص کاریکاتور موهن روزنامه ایران، به خیابانها ریخته و شعارهای هارای هارای من تورکم، منم دیلیم اولن ده ییل … فارس دیلینه چونن ده ییل و تورکون دیلی غیرت دیلی غیرت دیلی سردادند.در این حادثه بدنبال دخالت نیروهای انتظامی جمعی مجروح و مصدوم شده اند
Azerbaijani children from all over Europe have recently protested in Brussels against vioaltion of human rights in Iran. Iranian regime prohibits to 30 000 000 Azerbaijanis ( 40% of IRAN’s population according to one of UN reports) to talk in Azerbaijani language. 30 000 000 Azerbaijanis have no single school in their native language.Millions of Azerbaijani children are prohibited to speak in Azerbaijani language in IRAN. Iranian regime has recently killed 250 Azerbaijanis protesting on the streets of Iran
از اشتباهاتمان درس بگیریم. از اشتباهاتمان درس بگیریم تا در آینده در دور باطلشان زمان را از دست ندهیم.
حجاب و زبان فارسئ دو مؤلفه ی سیاست حاکم برای استیلای کاملش در جامعه میباشد، زیرا دو مسئله اساسی و عمده جامعه ایران امروز، مسئله زنان و مسئله ملتهای غیر فارس زبان است. در مورد حجاب روایات و سنّت و روال بحد کافی وجود دارد، میماند جا انداختن زبان فارسی بعنوان رکن رکین هویت مردم. کارساز بودن سیاست فرهنگی، یا در واقع سیاست بیفرهنگی بکار گرفته شده در طی هشتاد سال گذشته مورد تردید قرار گرفته و بیداری افکار خلقی که بهر حال انقلاب مردمی سال پنجاه و هفت را بثمر رسانده اند، کوششهای جدیدی میطلبد، و داوطلب هم در این میان کم نیست. از میان کوشندگان اخیر این راه میمون، یکی هم، شاعر شهیر معاصر آقای محمد جلالی چیمه است ملقب به م. سحر، که گوی سبقت را از همگنان ربوده است. و همانطورکه برخی معتقدان ولایت فقیه ، ذوب در ولایت میشوند، ایشان هم دقیقا بهمان مفهوم ذوب در ولایت زبان فارسی شده اند. خاطر ایشان از اینکه زبان فارسی « منتسب و منحصر» بفارسی زبانان امروز بشود آزرده میشود، ولی چیزی که ایشانرا بیشتر میآزارد هم عرض انگاشتن ابَر زبان فارسی با دیگر زبانها و گویشها و خرده زبانهای رایج است. هیچ ترکی نخواسته است ایران را ترکستان بکند، یا همه را بزور ترک کند، اگر میخواستند هزار سال فرصت تاریخی داشتند. ولی نو رسیدگان بدولت خواستند همه را فارس بکنند، و این را نوشتند و در عمل هم بکار بستند، حال اگر توفیق پیدا نکردند، در اثر کمبود میل و اراده نبود، واقعیتها سخت تر از اراده آنها بودند. ولی باتمام این ناکامیها هنوز هم با جدیت تمام، و همه دستگاههای حکومتی و مطبوعاتی و تبلیغاتی در پی انجام این امر هستند. سعی در نابودی یک زبان که بهر صورت حامل و ناقل علم است بالاتر از سهو، بالاتر از خیانت است، این یک جنایت است، جنایت بر علیه بشریت، ونه تنها بر علیه بشریت ، که بر علیه عالیترین دستاورد بشریت یعنی تفکر و اندیشه. و اینان در این اقدام سازمان یافته و اعلام شده دولتی دریک هجوم دراز مدت و بشدت موذیانه بازیگر اصلی بوده اند و جای تعجب آنکه هنوز هم ببهانه های واهی، که حتی مستدلترین آنها هم برائتی برای هر کسی که بانسانیت انسان معتقد است فراهم نمیاورد، شریک این جرم تاریخی هستند. نویسندگانیکه خود را مخالف سانسور قلمداد میکنند، هیچگاه از بزرگترین سانسور تاریخ، یعنی سانسور زبان ما سخن بمیان نیاورده اند، اینان که میبایست بعنوان اهل قلم و لاجرم اهل تفکر، بیاری ما بیایند، چنان بسنگینی گوش، و تاری چشم مبتلا شدند که در بغل گوششان، و در جلوی چشمشان این عظیم ترین حق کشی و جنایت را در نیافتند. و بسیاری باین جنایت کمک کردند و لی همگی شاهد آن بودند و بکمک قربانی نیامدند. ولی اکنون که از درون ظلمت هولناک هشتاد ساله پان فارسیسم، ملتی قهرمامانانه، نور امید را به بیرون تابانده است، و جوانانیکه در جوانیشان از خواندن آثار جاویدان ادبیات جهان بزبان خود محروم مانده اند، جوانانیکه چشم امید ملت قهرمان آذربایجان برای آینده ای روشنتر بآنان دوخته شده است، چه نجیبانه بندای تاریخ جواب گفته و بمیدان آمده اند، هواداران رژیم مطرود سابق و همه آنانیکه بدروغ ماسک آزادیخواهی بصورت زده اند، از این حرکت مدنی و تاریخ ساز بعنوان عربده کشی ارتجاعی نام میبرند و میگویند : « واقعا خجالت آور نیست نیست که دانشجوی انقلابی و آزادیخواه … نیروی خود را از دانشگاه سهند جمع کند تا بدین عربده کشی قومی بپیوندد! » و پیشنهاد تشکیل گارد آزادی میدهند؛ در حالیکه آزادی مورد نظر آنهارا – یعنی عدم آزادی ملت ما را- گاردهای بسیجی و پاسدار و غیره حراست میکنند تا ایشان آسوده بخوابند که آنان بیدارند! آیا این بی حرمتی به مردمی که تنها خواهان حقوق انسانی خود هستند، شایسته یک بحث سیاسی است؟ آیا خواست برسمیت شناختن زبان بیش از سی و پنج میلیون انسان عربده کشی قومی است؟ ما با تمام وجود از این جوانان پشیبانی میکینیم. مگر میتوان انسان بود و از آنان حمایت نکرد؟ ملت آذربایجان بجوانانیکه شما عربده کش میخوانید افتخار میکند. آنان برخلاف شما که خواهان نابودی زبان ما هستید، خواهان نابودی زبان فارسی نیستند، و خواهان نابودی هیچ زبان دیگری هم نیستند. اینان نه بازبان فارسی و نه با هیچ زبان دیگری خصومت ندارند. زبان فارسی زبان مردمی است که آنرا دوست دارند و این حق آنانست، وما از این حق بیقید و شرط دفاع میکنیم. ولی میخواهیم این حق را داشته باشیم که ما هم مانند همه زبان خود را دوست بداریم. ایرادی دارد؟
The names of 77 persons under detention include:
Tebriz: Hesen Heregli (Demirchi, musicologist by profession), Tehran 15 Eli Envari, 16 Mejid Huseyni, 17 Heyder Shadi (University lecturer), 18 Mehdi Ehmedi, 19 Isa Berfi, 20 Mrs. Nida Muradi
Urmu 21 Mejid Makui, 22 Ibrahim Dehqan, 23 Rza Heyderi, 24 Huseyn Turk, 25 Kerim Huseyn pur, 26 Yusuf Seyyidi, 27 Mehran Tebrizi (the director of Nevid-Azerbaijan), and 28 Ibrahim Reshidi.
Erdebil 29 Rza Kazimi (journalist), 30 Vehid Dergahi (the chief editor of Avaye-Erdebil), 31 Eli Nezeri, (the chief editor of the weekly Araz), 32 Vedud Esedi (the leader of the Islamic Society of Open University in Erdebil), 33 Eli Babai, 34 Huseyn Kheyyati, 35 Ferid Ebdulelizade, 36 Edalet Abbasi, 37 Rehim Qulami, 38 Shapur Nusret pur, 39 Eyvaz Ibad pur (the chief editor of weekly Yarpaq), 40 Mehemmed Yusufi, 41 Araz Qafarzade, 42 Abbas Lisani (also known as Leysanli), 43 Yusuf Elizade, 44 Behzad Khisrovani 45 Qasim Qaribi
Meshgin-sheher (Khiyov in Azerbaijani) 46 Erdelan Envari, 47 Esed Yaqubi, 48 Eyrej Muezzin zade, 49 Jelil Muqeddesi, 50 Ferhad Servnaz
Parsabad (Mughan-sheher in Azerbaijani) 51 Davud Meqami
Maku (Maki in Azerbaijani) 52 Shehram Pasha pur, 53 Mohsin Huseyn zade
Merend 54 Oruj Emiri (journalist), 55 Emin Movehhidi, 56 Selman Ebazeri, 57 Sheji, 58 Davud Shir-del, 59 Qoja zade, 60 Huseyn Zadegan
Maragha 61 Hamid Yegane pur, 62 Yashar Hekkak pur Maraghi, 63 Davud Ezim zade, 64 Mejid Pejuhi fam (University professor), 65 Elirza Heqqi
Miyandoab (Qoshachay in Azerbaijani) 66 Jelal Kud-elilu, 67 Mohsun Feramerzi, 68 Ehed Jiddi, 69 Mehdi Bazmani, 70 Shahrukh Feramerzi, 71 Emir Agha zade, 72 Emir Seqefi, 73 Veli Zohrabi, 74 Behbud Qulu zade, 75 Eli Razi, 76 Semsam Mehemmid vesh, 77 Hatem Rustemi
تدريس زبان فرانسه به عنوان ماده درسي رسمي در تبريز آغاز ميشود تبريز ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۵/۰۳/۱۸ روابط عمومي سازمان آموزش و پرورش استان آذربايجانشرقي روز پنجشنبه با اعلام اين خبر به ايرنا گفت: اين دومين مدرسه راهنمايي استان است كه در آن زبان فرانسه به عنوان مواد درسي زبان خارجه به دانش آموزان عرضه ميشود. پيش از اين فقط در يك مدرسه راهنمايي دخترانه زبان فرانسه در تبريز تدريس ميشد. براساس اين گزارش، تدريس زبان فرانسه در مدارس راهنمايي مزبور به عنوان برنامه درسي كشوري عرضه ميشود و هزينه مازاد به دانش آموزان تحميل نميشود. در اين مدارس زبان انگليسي نيز براي دانش آموزان علاقمند تدريس ميشود. روابط عمومي سازمان آموزش و پرورش آذربايجان شرقي از دانش آموزان پسر پايه اول راهنمايي علاقمند به آموزش زبان فرانسه درخواست كرده است بدون در نظر گرفتن محدوده جغرافيايي، در مدارس مزبور ثبت نام كنند.
نمایندگان ارامنه خواستار گسترش برنامههای زبان ارمنی در صدا و سیما شدند، ایرنا
شادی ملت آذربایجان از شکست ستارگان پارسی! قبل از شروع مسابقات جام جهانی فوتبال بسیاری فکر می کردند که با شروع این مسابقات جوانان آذربایجانی مشغول تماشای این مسابقات شده و احتمالا از جو ایجاد شده در آذربایجان طی حوادث اخیر خارج خواهند شد. اما درست عکس این قضیه اتفاق افتاد و مسابقات جام جهانی فوتبال تحت تاثیر حرکت هویت جویانه آذربایجانی ها قرار گرفت. بر اساس اخبار رسیده از شهر ها و نیز خوابگاه های دانشجویی، تورکهای آذربایجانی از باخت تحقیر آمیز تیم ملی فوتبال ایران در برابر مکزیک خوشحال شده و به شادی پرداختند. چرا که این تیم، تیم ستارگان پارسی بود!!! در خوابگاه های دانشجویی بعد از هر گلی که تیم ملی فوتبال مکزیک به ثمر می رساند، آذربایجانی ها به خوشحالی می پرداختند و این عمل آنها با بهت و حیرت سایر دانشجویان همراه بود.
درگیری اهالی قیرخ متری تبریز با مامورین بعد از شکست تیم ستارگان پارس از مکزیک بعد از شکست سنگین تیم ملی ایران با شعار ستارگان پارسی از تیم مکزیک در بازهای جام جهانی، جمعی ازجوانان محله قیرخ متری تبریز به شادی پرداختند. این امر سبب درگیری جوانان با نیروهای انتظامی در اواخر شب گذشته شده است.
تداوم سرکوب آزادیخواهان آذربایجانی
سرکوب را متوقف کنید!
دولتمردان ميبايست پيام صريح مردم را بشنوند: رسميت زبان تركي! درحاليكه زبان كردى در عراق و زبانهاى بلوچى و ازبكى و تركمني در افغانستان رسمى اعلام شده اند٬ اصرار بر رسمى و دولتى بودن انحصارى زبان قوم فارس٬ آنهم در كشورى كه قوم فارس ٣٥%-٣٠% از جمعيت را تشكيل مىدهد٬ در عالم خيال زندگى كردن است. زبان دولت مركزى ايران٬ به هيچ وجه نمىتواند منحصرا فارسى باشد! مى بايد كه به سلطه و انحصار و قوميتگرايى افراطى فارسى در ايران پايان داده شود چرا كه يكى از عمده ترين توسعه نيافتگي و از عوامل عقبماندگى ايران و ايرانيان همين حاكميت زبان و قوم اقليت فارس بر ايران است. پيام مردم٬ جوانان و زنان و كودكان و روستائيان و شهريان و روشنفكران و روحانيون و ּּּ ترك در دو هفته گذشته در آذربايجان و خارج آن به مقامات و نهادهاي دولت٬ از جمله اين است: - به رسميت شناخته شدن هويت ملي خلق ترك در ايران از طرف دولت و انعكاس آن در همه قوانين٬ همانگونه كه اين خلق خود آنرا درك و تعريف مينمايد - دوري اكيد از تدبير دولتي تحريك آميز و اهانت نژادپرستانه آذري و آذري زبان ناميدن مليت ترك كه مدام از سوي دولت و مقامات رسمي به جاي نام ملي-تاريخي اين مليت:”ترك”٬ صورت مي پذيرد - پالايش دولت از ذهنيت و سياستهاي نژادپرستانه “زبانكشي دولتي”٬” نژادپرستي زباني فارسي” و “نسل كشي زباني ملل غيرفارس ايران” ٬ بويژه سيماهايي كه سمبل نژادپرستي زباني فارسي در ايران شمرده ميشوند مانند هاشمي رفسنجاني و حداد عادل - پرهيز از شعارها و ادعاهاي نژادپرستانه آريايي و قومييت گرايانه فارس محور كه مدام از سوي مقامات و شخصيتهاي كشور شامل رهبر٬ رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام٬ رئيس مجلس شورا٬ رئيس جمهور٬ وزير فرهنگ و ּּּּ تكرار ميشودּ مانند فارس زبان ناميدن كشور ايران٬ عرضه زبان فارسي به عنوان زبان مادري همه ايرانيان٬ آريايي نماياندن نژاد مردم ايران ּּּּ - تغييرات لازمه در قانون اساسي در راستاي به رسميت شناخته شدن تنوع ملي و زباني مردم اين كشور و برابري مطلق آنها و تقيد بي قيد و شرط و موظف شمردن دولت به احترام عملي به اين تنوع و تضمين برابري آنها از طريق ذكر” كشور ايران كشوري مركب از مليتهاي با حقوق برابر ترك٬ فارس٬ لر٬ كرد٬ مازي٬ گيلك٬ عرب٬ بلوچ٬ تركمن٬ لار وּּּ است” - پايان دادن به رسميت انحصاري زبان و خط قوم اقليت فارس و به رسميت شناختن فوري زبان تركي به مثابه زبان اكثريت نسبي مردم - پايان دادن به پريشان انديشه هاي بيمارگونه “زبان و خط فارسي عامل وحدت ملي ايرانيان است” و “محوريت زبان فارسي در تعريف هويت ملي همه ايرانيان” در تدوين سياستهاي كلي نظام و لغو همه اسناد و مصوبات و قوانين ּּּּكه بر اساس دو نگرش نژادپرستانه و فارس محور فوق تنظيم و تدوين شده اند شامل قانون اساسي٬ مجمع تشخيص مصلحت نظام٬ شوراي عالي امنيت ملي٬ شوراي عالي انقلاب فرهنگي٬ صدا و سيما٬ فرهنگستان زبان و ادب فارسي٬ وزارات آموزش عالي٬ علو٬ ارشاد و فرهنگ٬ آموزش و پرورش٬ خارجه و کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانانּּּ - كاربرد رسمي و دولتي همه جانبه زبان تركي در عرصه هاي قانونگذاري٬ حقوقي٬ آموزشي٬ رسانه ها٬ علائم و غيره ٬ از جمله در اقدامات سمبليكي مانند انتشار قانون اساسي و چاپ اسكناسها٬ در نمايندگيهاي خارج كشور و محاكم قضائي٬ در علائم و تابلوها وּּּ تاسيس فرهنگستان زبان٬ ادب و تاريخ تركيּ همچنين ميبايست در مقابل هر بنياد و موسسه و نهاد دولتي كه براي حفظ و گسترش زبان فارسي از سوي دولت ايجاد شده است٬ معادل آن براي زبان تركي نيز ايجاد شود (فرهنگستان زبان و ادب فارسي٬ شوراي گسترش زبان فارسي٬ مجمع بين المللي زبان فارسي٬ مجمع بين المللي استادان زبان و ادبيات فارسي٬ انجمن شاعران فارسيگوي جهان٬ سمينارهاي زبان فارسي٬ المپيادهاي سراسري زبان و ادبيات فارسي٬ گاهنامه هاي فرهنگ و زبان و ادب فارسي و پارسي و ּּּּ) - ايجاد كانالهاي سراسري دولتي و خصوصي راديو و تلويزيون به زبان تركي٬ چاپ و نشر نشريات و روزنامه هاي سراسري دولتي و خصوصي به زبان تركي معيار - بسيج براي آغاز تعليم و تعلم به زبان تركي در آذربايجان و ديگر مناطق ترك نشين در سال تحصيلي پيش رو٬ در همه سطوح تحصيلي - توقف آموزش زبان فارسي تحت پوشش سوادآموزي در مدارس عشايري٬ كودكستانها و مهدكودكها٬ آموزش بزرگسالان و ּּּ در مناطق ترك نشين تا زمانيكه آموزش به زبان تركي براي اين گروهها آغاز نشده است - اجباري نمودن توانايي خواندن و نوشتن به زبان تركي نوشتاري و ادبي براي همه طلبه ها و روحانيون در حوزه هاي مناطق ترك نشين كشورּ بويژه مراجع و روحانيون عاليرتبه ترك٬ مطلقا مى بايست سواد تركي داشته باشندּ بيگانگي اكثريت مطلق روحانيون عاليرتبه ترك با فرهنگ و زبان ملت خود و عدم آشنايي آنها با تركي نوشتاري٬ يكي از معضلات اصلي اين صنف بوده و باعث عقب ماندگي مفرط آن در بسياري از عرصه هاي ديگر نيز شده استּ - با توجه به شرايط ايران٬ فارسها بويه مقامات عاليرتبه دولتي فارسي٬ هم مطلقا مي بايد موظف به يادگيرى يكى از زبانهاى غيرفارس ايران بشوند. محروميت تركها و ديگر مليتهاى ايرانى از تعليم و تعلم به زبانهاى ملى و مادريشان٫ البته كه معضلى بسيار بزرگ و از عوامل عمده عقب ماندگى عمومى جامعه ايرانى از جهان متمدن و معاصر است. با اينهمه محروم بودن فارسها از يادگيرى ديگر زبانها و فرهنگهاى ملى ايران و محدود ماندن دنياى ذهنى شان و كاناليزه و تنگ شدن افقشان٫ نيز به همان اندازه معضلى بزرگ و از عوامل عقب نگهداشته شدن جامعه ايرانى است. ازينروست كه در ايران مدنى٫ فارسها بويژه مقامات عاليرتبه فارسي٬ با اتخاذ تدابيرى قانونى٫ مىبايست كه مطلقا موظف به يادگيرى يكى از زبانهاى ملى ايران شوند و با فرهنگ مدارا و تكثر زباني-ملي تربيت شوند. ּּּּּּ
هه هه این که اسپریه!!!
هه هه این که اسپریه!!!
هميشه دوستدارت نازنين!(22)
سيلان قطران و قير سنگين گذر است بيکرانه نيست
در مورد خفت فوتبال
انان قصابانند بر گذرگاهها مستقر با کنده و ساطوری خون الود...... درود بر زنان اگاه و مبازر ايران . زنده باد ازادی: برابری باز هم صفحه سياه ديگری بر يرونده قطور جمهوری جنايتکار اسلامی افزوده شد و تظاهرات مسالمت اميز زنان با خشونتی وحشيانه ياسخ گرفت و اين يايان کار نيست. دور نیست انروزی که در مقابل مردم بایدیاسخگوی این همه جنایت وتوحش باشید. ....... ای جلاد تاريخ را بخاطر بسيار زيرا که در صبحگاه نبرد ققنوس وار مهيای برخواستنم.
شبح جان
طبق خبری که فرهاد آزادی گزارشگر حزب کمونیست کارگری از تهران برای حزب ارسال کرده است، امروز ٢٢ خرداد از ساعت ٤ و نيم عصر جمعيت انبوهی از نقاط مختلف تهران به طرف ميدان هفت تير به حركت درآمد. پليس تمام منطقه را گرفته بود تا مانع تجمع بزرگ مردم شود. گزارشگر حزب میگوید اگر جلو جمعیت گرفته نمیشد تمام میدان بسرعت از جمعیت پر میشد. با اینهمه علیرغم همه تلاش نیروهای سرکوبگر بین ٢ تا ٣ هزار نفر در این تجمع شرکت کردند.
«آهای!/
خیلی وحشتناک بوده گویا. این خواهر کوچک من که از آنجا برگشته خیلی حال خوشی ندارد طفلک. به هیچ کس رحم نمی کنند.
راستی من نویسنده پیام شماره ۱۳ نیستم ها!!!
شبح عزیزم
شبح جان درود برتو نازنینم
دوستان نظر به حمله همه جانبه که ميتواند از يکی بعنی خود شبح باشد و يا از سوی امثال رجاله ها فعلا با سلامی نظامی به سبک بريژيت باردوی فتان ....به همه شما آفی ..در ..زن
سی سی جان !٬!!!! مگر نگفتم تو حرف نزنی سنگين تری ؟؟؟؟؟؟ بابام جان وقتی ميگم تو سی سی لندنی هستی برای اين ميگم که مگه اين سی سی های لندنی اگه کسی بهشون حرف بد بزنه مگه دستشون رو نميبرن با طنازی زير گلو و با پشت دست به طرف فرد بی تربيت اشاره کرده و ميگويند : منظورم همون مين تربيت است ها که کسانی که بی تربيت هستند مين هم بار ميايند و ديگران را بی تربيت فرض ميکنند !!!! بنابراين تو هم فکر کنم با همون ادا پشت مانيتور گفتی نانا تو تربيت خانوادگی نداری و مين .......هستی ؟ مگه نه سي سی خان !!!!!!!!!!! نانا
من نميدونم از نوشتهء من چه بويی به مشام نانای حقير و بيچاره برسه. اسمم رو نميذارم تا در روياهای خودش عرق بشه و دلشاد. بخيل که نيستم.
هر چند ارزشش رونداری ولی کفتم شايد اين برات لازم باشه مولانا ميگه :
اين نانا واقعن چيزيش ميشه دوستان ،ايشان از اعتراضات امروز ناراحت است. اين خونريزي را کم ميداند. تا کسان ديگري را گاز نگرفته مواظبش باشيد. خلاصه ايشان در ميدان هفت تير با مسلسل ميخواد مغز تعدادي را نشانه بگيرد خدا رحم کند.
ببين درخشان شماره ۹ - مرتيکه بی سواد مگه تو خودت همون کسی نبودی که راجع به سخنرانی شيرين عبادی يه غلط انتقادی کرده بودی ؟
راستي اين خانم يا آقاي ناناي بي ترمز از کجا آمده احتمالاً از اهالي جنگل است. شبح جان بهتره با آدمها حرف بزنيد اين يکي از تبار وحوش است. کاش با دهن آب کشيده حرف ميزد. اميدوارم که فرهنگ آدمها را ياد بگيرد.
جی جی لندنی !!!!! گوش کن سی سی جون بدبخت گلف باز و سفرهای اگزوتيک برو و بعد بيا توی وبلاگت به بچه های ديگر چسی بيا !!!!!! باز که اون حلقه پند منو از گوش در آورده و کون برهنه با راکت تنيس پريدی وسط که ؟؟؟ خوب يعنی تو کون برهنه با راکت ميخوای بگی که من واقعيات ايران را نمی بينم و تو بچه رقاص با اين شلوار قرتی قرشمال های کوتاه تنيس و ادا و اصول ابنه ها مخصوصا از جنس لندنيش و
شبح گرامی ميدانی که تا بنويسی پاسخت را ميدهم و در نميمانم !!!! تجربه اش را با من داشتی که روزی به شکر خوری افتادی و بسياری از ولی تو به وسط لنگ همان دندان طلا خندیده ای و کودی بزرگتر از دهانت به سبک توتون جویده ای که تو مردک به من میگوئی که من تمامی نظرات خود را حول محور نفرتم از این دندان طلا می سازم !!!!!! و به شما ارائه میدهم ؟؟ برو که بسیار بهت رحم کردم که بیشتر از این اگرچه هنوز اگر پاسخی بدهی پاسخت را خواهم داد
ما زنده بر آنيم که آسوده نگيريم درورد بر تمامی زنان ومردان آزاده ای که در اين حرکت شرکت کردند .
سلام شبح جان دستت درد نکند که با اين سرعت خبررساني کردي. اين جنايت و توحش را بايد فقط با قدرت و اتحاد خودمان به عقب برانيم. غول از شيشه بيرون آمده با اين خونريزيها نميتونند دوباره آنرا تو شيشه کنند. اگر رامين مولايي اين را دسيسه ميداند اشتباه ميکند. آزادي زن امر همه انسانهاي آزاديخواه است. به اميد گسترش اين صف
نانای 1!
راستی شبح جون ميگما .....مگه تو وقتی بچه ها کوچولو بودن به بچه هات نميگفتی : هان نميگفتی به جان مادرم نود و نه درصد پدر و مادرهای ايرانی هر وقت بچه ها زمينی ميخوردند و عرشون ميرفت بالا آنی به اونی برای حواسش را پرت کردن و القای بزرگ شدنشان خوب عزيزم اين عکس بسيار مثنلی تکان دهنده از خون را هم که گذاشته ای به نظر چيزی که من ميگم اينه که :
درود و تاسف
به به ...به به ...چشمم روشن شبح گرامی یهوئی دیدم خیلی دور برداشتی گفتم بیام بهت بگم قربونت برم هش .....ش یه کمی بیا واقعه را از دریچه چشم من نیگا کن که این دور دورا نشستم و دارم نظاره میکنم سعی کن بتونی باز هم مطابق معمول مشتی زن حق طلب و آزادی خواه خواستند کاری بکنند و باز هم رژیم سگهای هارش را به جانشان انداخت !!! این جمله بالا را که تو نوشته ای اگر من بخوانم مگر اینان از سر اکنون شقه نشده اند ؟ و چون همه اینها هست پس نتیجه میگیرم میدونی شبح عزیزم با احساساتی بودن نمیشه تو دنیای سیاست هرگز از چیزی باز هم اصراری برای قبول حرف هایم ندارم ولی حقیقتا اگر همه مامورها مانند من بودند فکر نمیکنی هم اکنون اون اتحاد ادعائی ترا داشتیم اونم با شیوه
|
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1308
تعداد نظرات: 25691 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: february 19, 2008 11:35 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||