دوشنبه، 8 خردادماه 1385 | May 29, 2006

آزادی تمام بيان‌ها


روزگار غريبی است. از سويی مردم به تنگ آمده از ديکتاتوری و تبعيض فرصتی برای اعتراض پيدا می‌کنند و به خيابان‌ها می‌آيند تا از "آزادی" و زنده‌گی انسانی دفاع کنند و به گلوله بسته می‌شوند و مورد ضرب و شتم قرار می‌گيرند و به زندان می‌افتند و از سوی ديگر مانا نيستانی که سال‌هاست برای "آزادی" و برعليه تاريک‌انديشان مبارزه می‌کند به جرم توهين به بخشی از مردم به زندان می‌افتد. اقتدارگراين منتظر فرصتی بودند تا پاسخ قلم تند و افشاگر مانا را بدهند و اکنون بهانه پيدا کرده‌اند. فرزند آزادی با رمالی ديکتاتورها و عوام‌فريب‌ها به جرم دشمنی با "آزادی" به زندان می‌افتد.
در بحث‌ها و گفت‌وگوهايی که می‌خوانم يا می‌شنوم مطالبی عنوان می‌شود که در رابطه‌ها با آن‌ها ذکر دو نکته را در اينجا لازم می‌دانم:
اول: آزادی بيان
مسلم است آزادی بيان حکم می‌کند کاريکاتوريست‌ها و نويسنده‌گان و روزنامه‌نگاران و هنرمندان و... آزاد باشند هرآنچه می‌خواهند منتشر کنند و به هيچ بهانه‌ای نمی‌توان آن‌ها را محدود به قيدی کرد اما اين در شرايطی است که آزادی بيان آن هم از نوع بی‌قيد و شرط‌اش در کشوری عملا وجود داشته باشد. در کشوری که ابتدايی‌ترين نوع آزادی بيان وجود ندارد دفاع از کاريکاتور منتشر شده به بهانه‌ی "آزادی بيان" دفاعی چپ‌روانه و عملی راست محسوب می‌شود. خود مانا نيستانی مسلما اگر احساس می‌کرد آن کاريکاتور توهين به ملتی محسوب می‌شود هرگز اقدام به کشيدن آن کاريکاتور نمی‌کرد. نکته‌ی جالب اين‌جاست که اکثر اين مدافعان "آزادی بيان" همان‌ها هستند که اگر در گوشه‌ای از دنيا نوشته‌ای، خطی، چيزی که بوی توهين به ايران يا زبان فارسی يا مثلا فلان شاعر فارسی‌سرا از آن استشمام شود بيابند می‌خواهد شکم سفره کنند و گلوپاره کنند و قلم بشکنند اما حالا با ژستی روشنفکرانه انتشار کاريکاتور را (که مورد تاييد خود کاريکاتوريست هم نيست.) موجه می‌دانند!
من به دلايلی که در نکته‌ی بعدی خواهم نوشت اين کاريکاتور را توهين به ترک‌ها (يا آذری‌ها) نمی‌دانم اما اگر اين کاريکاتور توهين به ترک‌ها يا هر قوم و ملت ديگری بود در شرايط فعلی و به هزار و يک دليل انتشار آن را محکوم می‌کردم. مهم‌ترين دليل اين است که اصولا چيزی به نام آزادی بيان در ايران وجود ندارد. مثلا آيا ترک‌ها می‌توانند از اين حق برخوردار باشند که پاسخ اين کاريکاتور را با کاريکاتوری که در آن به فارس‌ها توهين شده باشند بدهند؟
به هر حال و در هيچ شرايطی دستگيری مانا نيستانی و مهرداد قاسم‌فر و توقيف روزنامه‌ی ايران به دليل درج اين کاريکاتور يا هر کاريکاتور ديگری توجيه ندارد.
ضمنا در وقايع اخير چند روزنامه نگار ديگر از جمله: امين حسين موحدی و اورج اميری دستگير شده‌اند. بايد آزادی روزنامه‌نگاران و صدها تن از مردمی که در اعتراضات اخير دستگير شده‌اند خواسته شود و بايد مسئولين کشتار مردم در نقده و تبريز و مشکين‌شهر و اروميه... محاکمه شوند نه روزنامه‌نگاران و مردم معترض.
دوم: آيا کاريکاتور مانا نيستانی توهين‌آميز است.
اگر به کاريکاتوری که درواقع نقاشی‌يی برای کودکان و برای بسط مطلبی که در حاشيه آمده است طراحی شده نگاه دقيق‌تری بشود اساسا توهينی صورت نگرفته است. صرفا با توجه به آن که سوسک دارد می‌گويد "نمنه" نمی‌توان گفتن منظور اين است که سوسک مربوطه ترک است! "نمنه" به اين شکل و به عنوان کلمه‌ای تنها، بيشتر توسط فارس‌ها به کار می‌رود تا ترک‌ها و شايد بسياری که در گفت‌وگوی روزانه آن را به کار می‌برند (مانند صدها واژه‌ی ترکی ديگر که در زبان فارسی به کار می‌رود و اکثر فارس‌زبانان از ريشه‌ی آن بی‌اطلاع هستند) از ريشه‌ی ترکی بودن آن بی‌اطلاع باشند. به هر حال با شناختی که از مانا نيستانی وجود دارد اگر او احتمال ضعيفی می‌داد که از کاريکاتور او اين گونه برداشت می‌شد که ترک‌ها سوسک هستند هرگز چه آزاد بود چه آزاد نبود آن کاريکاتور را نمی‌کشيد.

و نکته‌ی آخر آن که اکنون جنبش آزادی‌خواهانه مردم ايران از شرق تا غرب از شمال تا جنوب از دانشگاه تا کارخانه آغاز شده است با پاره پاره کردن آن فقط به ديکتاتورها خدمت‌خواهيد کرد. حقوق مسلم تمام ملت‌ها امری است که بايد مانند ساير مطالبات از جمله حقوق زنان و آزادی بيان همين امروز خواسته شود اما اين مطالبات نبايد در جهت خنثا کردن هم باشد. نمی‌توان گفت ما حقوق زنان را ناديده می‌گيريم اما مدافع حقوق ملت‌های ساکن در ايران هستيم. حقوق پايمال شده‌ای مردم از آزادی تا برابری فقط در يک صورت به دست می‌آيد آن‌هم برچيده شدن نظام و سيستمی که جز و کل‌اش ضد انسان است و ضد آزادی و برابری و کرامت انسانی است.
همه راه شويد که اين درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی‌شود.
پی‌نوشت:
بيانيه‌ی کانون وب‌لاگ‌نويسان ايران-پن‌لاگ
اعتراض به توقيف روزنامه‌ی ايران و دستگيری دو روزنامه‌نگار
کانون وب‌لاگ‌نويسان ايران-پن‌لاگ دردفاع ازآزادی بيان اعتراض خود را به دستگيری مانا نيستانی کاريکاتوريست و مهرداد قاسم‌فر سردبير ویژه نامه‌ی هفتگی ايران و توقيف اين روزنامه اعلام می‌دارد. سرکوب اعتراضات مردم در تبريز و اروميه و نقده و چند شهر ديگر که موجب کشته و زخمی شدن شماری از مردم به تنگ آمده از سياست‌های تبعيض‌آميز اقتصادی، سياسی و فرهنگی حکومت ضد آزادی، حاکم برکشور شده است بار ديگر ماهيت ضدمردمی حکومت را نشان داد. توقيف روزنامه و به زندان انداختن روزنامه‌نگاران سرپوشی است بر اين سرکوب وحشيانه اما مردم ايران آگاه‌تر و ديکتاتورشناس ‌تر از آن هستند که خواستار به زندان افتادن روزنامه‌نگاران و توقيف روزنامه‌ها باشند . اين شتاب‌زدگی حکومت از ترس خيزش مردم است و نوعی عقب‌نشينی به شمارمی آیداما عوام‌فريبانه است وبه خوبی می‌توان ديدکه به انحراف کشاندن مبارزات ضدحکومتی مردم را نشانه گرفته است نه پاسداری از آزادی بيان را .
آزادی بی‌قيد و شرط مانا نيستانی و مهرداد قاسم‌فر خواست فوری و غيرقابل ترديد همه آزادی‌خواهان و اعضای کانون وب‌لاگ‌نويسان ايران است.

May 29, 2006 05:19 PM

17:01 @ Tue, 31 Oct 06

اتلرت


14:20 @ Mon, 19 Jun 06

خيلی زيبا بيد


سازمانهای سراسری ایران 1:16 @ Thu, 8 Jun 06

انقلاب بزرگ ضدنژادپرستی آذربایجان سازمان های سراسری ایران را از هم پاشیده کرد

ساعت خبر: 11:33تاريخ خبر: 10/3/1385
منصور یادگاری

. ایجنا نیوز/ خبرگزاری جوانان آزادیخواه ایران:مقاله

انقلاب بزرگ ضدنژادپرستی آذربایجان بطور بی سابقه برای اولین بار تشکل های سراسری دانشجویی را از هم پاشید بعد از اینکه کاریکاتور توهین آمیز روزنامه ایران وابسته به نهاد ریاست جمهوری منتشر شد دانشجویان ترک زبان دانشگاهها در تهران و دیگر دانشگاههای سراسر کشور دست به تحصن اعتراضی زدند که متاسفانه اندکی از دانشجویان فارس زبان این دانشجویان را همراهی کردند چراکه بنده خداها بقدری شوکه شده بودند که نیاز به فرصت داشتند تا متوجه شوند چه اتفاقی افتاده است؟ واقعاً هم حادثه شوک آفرین بود آقای کاریکاتوریست زندانی روزنامه ایران شبی که این کاریکاتور را کشید نفس راحتی کشید و آسوده مثل همیشه سر بر بالین نهاد و با وجدانی راحت شب را آرامید این آرامش به دو دلیل بود اول اینکه در یکصد سال گذشته ترکها همیشه در مقابل توهین و حقارت سکوت کرده بودند و هیچ وجدان فارس زبانی هم هرگز از توهین به هموطن ترک زبان خود ناراحت نشده بود او فکرش را نمی کرد که خواسته یا نخواسته آن شب به جای کاریکاتور نقشه یک اختلاف عمیق را طراحی می کرد .دومین دلیل این بود که در کشور ما تنها توهین به مقام رهبری و چند تن از سردمداران رژیم مجازات دارد و الی غیر.

اما از هم پاشوندن سازمان ها و تشکلات سراسری ایران تنها به تشکلات دانشجویی مختص نشد بلکه انقلاب بزرگ ضدنژادپرستی و ضد فاشیستی آذربایجان سازمانها و تشکلات درون رژیم و خارج از رژیم را هم در خطر از هم پاشیده شدن قرار داده است.

از جبهه ملی ایران گرفته تا سازمان مجاهدین خلق، فدائیان خلق ، حزب توده ، حزب مشروطه ایران، همه سلطنت طلبان ، کمونیست کارگری و کلیه سازمان های سراسری درون رژیم با چالش بسیار مهمی روبرو شده اند بطوریکه هر روز که می گذرد و بر دفتر زرین انقلاب بزرگ ضدنژادپرستی ملت آذربایجان صفحه پرافتخار دیگری می افزاید این سازمان های سراسری شکننده تر می شوند.

حزب کمونیست کارگری که شاید یکی از نژادپرست ترین سازمان ها باشد در یک اقدام عجولانه حتی اقدام به پخش برنامه ترکی از تلویزیون جدید نمود ( این حزب از ایرانیان خارج از کشور تنها زمانی حمایت می کند که یا جزء حزب کمونیست کارگری باشند و یا اینکه به عضویت آن در بیایند) همین موضوع خود از نظر بنده دلیل محکمی بر وجود نوعی نژادپرستی در این سازمان می باشد.

سازمان مجاهدین خلق هم همین طور این سازمان غیرآخوندی اسلامی هم در حالیکه در کارنامه خود ممنوعیت صحبت کردن به زبان مادری را دارد به یکباره اقدام به پخش تصاویر ضدنژادپرستی نموده است و سرکوب آذری زبان را محکوم نموده است.

حتی سازمان فدائیان خلق که چند دهه گوش شنوایی نداشت در یک بیانیه از هموطنان آذری زبان خود خواست تا مبادا در تظاهرات های خود به زبان شیرین فارسی اهانت کنند.

جبهه ملی و حزب مشروطه هم طی بیانیه های جداگانه ای به این پسنده کردند (آذربایجانیها یکپارچگی ایران را حفظ می کنند) از همین رو همه این مطالب نشان از تاثیر مهم ملت آذربایجان در صحنه سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی ایران دارد.

اما اینجا این سوال پیش می آید که این سازمانها در خصوص نیروهای ترک زبان خود چه راهی را انتخاب خواهند کردآیا همین طور راه بی تفاوتی را برخواهند گزید و با خود سانسوری شاهد خروج نیروهای ترک زبان خود خواهند بود یا اینکه تغییرات اساسی را در اساسنامه های خود به وجود خواهند آورد؟

حزب کمونیست کارگری و مجاهدین خلق نشان دادند که قدرت و خواسته های مردم می تواند آنها را انعطاف پذیر نماید ولی در مورد بقیه بایستی منتظر بود چراکه شاید بسیاری هنوز پیام انقلاب بزرگ ضدنژادپرستی آذربایجان را درک نکرده باشند!

البته امید است سازمان ها و تشکلات سراسری ایران زمان سوزی را متوقف کرده و اشتباهات گذشته را تکرار نکنند چراکه در ایران کارهای بسیاری باید صورت بپذیرد و اما در واپسین لحظاتی که داشتم این مطلب را می نوشتم اطلاعیه حزب کار ایران( طوفان) بدستم رسید که طبق معمول الباقی کمونیست های محترم که تا اینجای کار هرگز ستم ملی که در حق ملل دیگر در ایران روا می شد را نمی دیدند به یکباره با استفاده از کلمات شئونیسم برای ترک های آذری وارد معرکه شد و انقلاب ضدنژادپرستی و ضدفاشیستی ملت آذربایجان را تجزیه طلب عنوان نمود و از یکپارچگی ایران حمایت نمود و ترک بودن شاهان و پادشاهان گذشته را دلیل آورد بر جنایتکار بودن ترک ها البته این مطالبی است که یکسال پیش گروه ناشناخته ای بنام سوسیالیست ایران از آن استفاده کرده بود. اما به راستی هر کسی انگلیسی صحبت کند یعنی انگلیسی است؟

آیا ملاحسنی یک آذری است شاید از نظر زبانی و فیزیکی یک ترک باشد ولی از نظر فکری نوکر شئونیسم فارس و پان اسلامیسم جمهوری اسلامی هست. البته که او نه تنها به کردها رحم نمی کند بلکه به ترک های آذری هم رحم نخواهد کرد همانطوریکه به اولاد خود رحم نکرد.

اما اینکه کمونیست چرا مثل اسلام وارد مقوله ملیت می شود با وجود اینکه کمونیست مرام خلق یگانه و جهان وطنی و اسلام امت واحده را دنبال می کنند تنها یک چیز می توان گفت که هر دوی اینها بدنبال داشتن قدرت بزرگ با حفظ یکپارچگی کشور و کشورها هستند تا بتوانند قدرت بزرگی را در مقابل امپریالیسم قرار دهند. وگرنه کمونیست و اسلام تئوری ایدئولوژیک هستند چرا باید در امور مربوط به ملیت وارد شوند.

اما سلطنت طلبان که مخالف دادن حق و حقوق ملل تحت ستم هستند دارای ایده های ایدئولوژیک نیست آنها تنها با تفکرهای نژادپرستی و فاشیستی همانند جناب هیتلر می کوشند هفتاد میلیون ایرانی را پرسین معرفی کرده و به زور همه را همانند خود سازند چراکه اسیر جهل خودخواهی هستند که آریا را برترین نژاد فکر می کنند.


آذربایجان نباید سقوط کند 0:38 @ Thu, 8 Jun 06

آذربایجان نباید سقوط کند.



ساعت خبر: 19:30تاريخ خبر: 9/3/1385

















. ایجنا نیوز/ خبرگزاری جوانان آزادیخواه ایران:تبریز در آتش می سوزد موبایل ها قطع شده است خبرگزاریها و رادیو تلویزیونهای دولتی رژیم در سکوت خبری فرو رفته است روزنامه نگاران با شرف و آزاده از سوی رژیم دستگیر شده و به بازداشتگاههای شناخته و ناشناخته منتقل شده اند فعالان ملی آذربایجان دستگیر شده و بعد از ضرب و شتم های فراوان از آنان فیلمهایی تهیه می شود که از جیب آنان پول خارجی بیشتر پول جمهوری آذربایجان در میآید.

فعالان سرشناس بعد از دستگیری اعدام شده و اجساد آنان در اطراف تبریز رها می شوند. نمایندگان مزدور آذربایجان که عنوان نمایندگی مردم آذربایجان را به یدک می کشند در قبال دریافت چند هدیه ناقابل مادی از رژیم جهل و جنون اسلامی به شورای عالی امنیت به اصطلاح ملی ایران تعهد داده اند که در حوادث آذربایجان سکوت کنند.

خامنه ای جنایتکار چراغ سبز قتل عام مردم آذربایجان را با این شعار که آذربایجان جانباز انقلابدان آیرلماز صادر کرده است معنی این حرف این است آنهایی که در خیابان علیه نژادپرستی و بی عدالتی جمهوری جهل و جنون انقلاب می کنند آذربایجانی نیستند و خارجی هستند.

یگانهای ویژه پاسداران ، گردانهای داوطلبان انتحاری، انصار چماق بدست حزب الله و مخصوصاً نیروهای مزدور وزارت اطلاعات با یورش به منازل مردم فرزندان آنها را به دلیل مخالفت با رژیم جمهوری جهل و جنون اسلامی ، هویت طلبی و اعتراض به توهین به جایگاه والای انسانی بازداشت و به مناطق ناشناخته منتقل می کنند.

در خیابانهای تبریز، نقده، ارومیه، ماکو و بسیاری از شهرهای دیگر آذربایجان در مقابل نیروهای ویژه پاسداران مزدور نمی توان با صدای بلندی ترکی صحبت کرد چون به محض اینکه صدای آنها توسط مزدوران سلاح بدست رژیم جنایتکار مذهبی شنیده شود مورد ضرب و شتم قرار می گیرند.

البته این اقدامات جنایتکارانه در حالی صورت می گیرد که هنوز انقلاب ضدنژادپرستی آذربایجان سقوط نکرده و همچنان ادامه دارد. اما فعالان سیاسی نگران این هستند که رژیم با توسل به نیروهای سرکوبگر خود در چهارگوشه ایران و روان کردن آنها به آذربایجان بخواهد از مردم انتقام سختی بگیرد.

در حال حاضر گفته می شود محله امیره قیز در تبریز توسط مزدوران رژیم به محاصره درآمده و مردم با دست خالی با این مزدوران در حال درگیری هستند.

نیروهای سرکوبگر رژیم برای سرکوب قیام خونین مردم تبریز نه تنها از گاز اشک آور استفاده می کند بلکه با استفاده از تیرهای ساچمه ای به سمت صورت تظاهرکنندگان شلیک می نماید.

یکی از فعالان سیاسی آذربایجان که از بیم دستگیری و کشته شدن به اصرار دوستان از تبریز گریخته و به یکی از شهرهای اطراف پناه برده است در گفتگو با خبرگزاری جوانان آزادیخواه ایران گفت: این انقلاب بزرگ ضدنژادپرستی و بی عدالتی به صورت خودجوش شروع شده و به هیچ قیمتی نباید اجازه داد سقوط کند. چراکه اگر این اعتراضات مردمی با توسل به زور شکسته شود و سقوط کند بعد از آن آذربایجان روز خوشی را به خود نخواهد دید.


پان ايرانيسم-پان فارسيسم 0:03 @ Thu, 8 Jun 06

دکتر همايون کاتوزيان استاد علوم اجتماعی و تاريخ در دانشگاه اکسفورد و منقد ادبی می باشد. آقای کاتوزيان کتابها و مقالات بسياری در مورد ايران و مسايل سياسی ، اقتصادی و اجتماعی آن نوشته است. دکتر کاتوزيان معتقد است که جامعه ايران بر خلاف جوامع اروپايی جامعه ای کوتاه مدت و يا “کلنگی” است که تغييرات در آن بسرعت انجام می گيرد و اثر آن بسيار ناپايدار است.

دکتر کاتوزيان از دلايل “کلنگی” بودن جامعه، عدم وجود قانون و رودرويی دائمی دولت و مردم را نام می برد. فرصتی پيش آمد تا با استاد کاتوزيان در مورد مطالب مختلف از جمله مشروطيت، پان فارسيسم و احزاب سياسی در ايران گفتگويی داشته باشيم.

واشنگتن پريزم- در کتابتان از پان فارسيسم سخن می گوييد ۱. چه تفاوتی بين پان ايرانيسم و پان فارسيسيم قائليد و ريشه های تاريخی پان فارسيسم را از کجا می دانيد؟

پان فارسيسم را می توان پان ايرانيسم تنگ نظرانه دانست که در دوره پهلوی وجود داشته است. در کتابهای درسی و نوشته های بسياری از روشنفکران اين دوره نه تنها ترکها و عربها بلکه بقيه اقوام مانند بلوچها، کردها و غيره مورد حمله قرار گرفتند. انديشه پان فارسيسم فرای نفس قلم عمل می کرد و بيشتر فرمانداران و يا مسئولان مهم دولتی در استانها از تهران فرستاده می شدند.

آيا هم اکنون نيز اين پان فارسيسم در ايران جايی دارد؟

البته الان هم فارس زبانان از موقعيت بهتری برخوردارند ولی ديگر مانند زمان پهلوی کسی به کردی نمی گويد لهجه. در دوره پهلوی کردی را که از زبانهای ايرانی است می گفتند يک جور لهجه زبان فارسی است. هم اکنون به ترکی و غيره می توان مقاله نوشت که قبل از انقلاب ميسر نبود.


انسان 16:38 @ Wed, 7 Jun 06

شما که این مطالب 99% دروغ را می نویسید مدرکی دارید مثلا در مورد تاریخ من 4 کتاب تاریخ آذربایجان که مولفین آن پانترک بودند خوندم در اون فقط دروغ هایی نوشته بودند که مراجع آنها مولفین ترکیه و20 سال پیش شوروی بود که برای ادامه حکومت خود تاریخ را تحریف کرده بودن تا حکومت کنند

اگه می خواهید چیزی در مورد تاریخ بنویسید لطفا فقط یه کتاب اونم از یک مورخ متعبر نه از نوع فارسی بخوانید لطفا


atash 1:50 @ Wed, 7 Jun 06

شبح جان من سایت توراازطریق وب لوگ حسن آقا با ز می کنم زيرا اگر به ادرس سايت بيايم آپديت نشان نمی دهد.

ضمنا برای من يکی خيلی خسته کننده ست وقتی دوستان اعلاميه و يا اطلاعيه و يا سخنرانی بلندبالائی را اينجا می گذارند .. نمی دانم ديگران هم همين مشکل را دارند يا اشکال از آتش است که هميشه در حال سوختن است :(


پروین اردلان 18:54 @ Tue, 6 Jun 06

برای همبستگی با زنان خبر تجمع زنان را انعکاس دهید
http://herlandmag.com/news/06,06,06,01,10,06/


فارسستان و آذربايجان 0:36 @ Tue, 6 Jun 06

رسمى بودن انحصارى زبان فارسى بر عليه امنيت ملى كشور است:

مليتها و گروههاى ملى مختلف در ايران هركدام به زبان مادرى و ملى خود حرف مىزنند و هرگز مساله عمده اي از اين بابت در ميان اين مليتها و گروههاى ملى وجود نداشته است. اما رابطه دولتهاى ايران در قرن بيستم با مليتهاى غيرفارس ايرانى و هويت و زبان و فرهنگ و حقوقشان مساله دار بوده است. به عبارت ديگر در حاليكه ملل ايران با يكديگر و زبان يكديگر مساله اي نداشته اند٬ دولت مركزي شكل گرفته پس از شكست خيزش مشروطه همواره با ملل ايران و زبان آنها مساله داشته استּمشكل اين است كه زبان يكى از اقوام ايرانى يعنى فارسى تنها زبان رسمى٫ دولتى و اجبارى ايران اعلام شده است. افزون بر آن در سالهاي اخير با نفوذ و تسلط همه جانبه قوميت گرايي افراطي فارسي در اركان دولت٬ زبان قوم فارس به عنوان عامل وحدت ملي ايران تعريف شده است٬ امرى كه به هيچ وجه از طرف مليتهاى غيرفارس ايران كه اكثريت جمعيت كشور را تشكيل مىدهند قابل قبول نيست. آذربايجان و تركهاى ايران هرگز به سيستمى كه هويت مليشان را انكار و زبان ملى تركى را آنهم در وطن تاريخيشان غيررسمى اعلام مىكند و بدتر از آن زبان بيگانه اى (هرچند از آن قومى همسايه) مانند فارسى را جبرا و به عنوان زبان و عامل هويت ملى و تنها زبان آموزشى و دولتى بر ايشان تحميل مينمايد سر تسليم فرود نخواهند آورد.

آنچه در دو هفته پيش در آذربايجان جنوبي (شمال غرب ايران) و جنوب ايران و بدنبال آن در ميان همه گروههاي ترك در سراسر ايران شاهد آن بوديم تظاهر ناخشنودي آشكار خلق ترك و آذربايجان از رسميت انحصاري زبان فارسي٬ كاربرد آن در تعريف هويت ايراني و قبول آن به عنوان عامل وحدت ملي مليتهاي ساكن كشور از سوي دولت و نظام جمهوري اسلامي استּتدابير تماما نادرستي كه آشكارا پايداري و بقا واحدي سياسي اي بنام ايران را نيز به زير سوال برده اندּ آنچه كه امروز كشور ايران براى باقى ماندن بر روى نقشه به عنوان يك واحد سياسى زنده به رعايت آن احتياجى حياتى دارد عبارت است از ترميم سريع تخريباتى كه استعمار انگليس٬ مجامع فراماسون-صهيونيستى و برخي بنيادگرايان زردشتي و ارمني و ּּּ در آغاز قرن بيستم با رسمى و حاكم كردن قوم فارس و زبانش و بدست سلسله پهلوى و پس از آن توسط دولتمردان قوميتگراى فارس انجام داده است٫ يعنى بازگشت به سنت انسانى بىطرفى زبانى سلاطين ترك و سياست عاقلانه چندزبانى دولتهاى تركى-آذربايجاني كه ريشه در تاريخ و درك مدبرانه واقعيتهاى ايران و خاورميانه دارد.

سياست كلان تركي ستيزي و تركي زدائي دولت ايران در داخل كشور٬ بر عليه ثبات كل منطقه است:

علاوه بر عرصه داخلي٬ رسميت انحصاري زبان فارسي و تسلط قوم فارس بر كشور٬ از اين به بعد عواقب ناخوشايند منطقه اي نيز خواهد داشتּ همانگونه معلوم است قراردادهاي متعددي بين دولتهاي ايران و تركيه به امضا رسيده است (برنامه مبادلات آموزشي، علمي، فرهنگي، جوانان و ورزشي بين دولت جمهوري اسلامي ايران و دولت جمهوري تركيه) كه در آنها٬ طرفين متعهد شده اند "به منظور گسترش آموزش زبان و ادبيات يكديگر، از تأسيس دوره هاي زبان تركي و فارسي را تحت نظارت نمايندگيهاي مربوطه و با مساعدت علمي خود حمايت كرده٬ به منظور گسترش زبان و فرهنگ اصيل دو طرف، متقابلاً فعاليت هاي دپارتمانهاي فوق الذكر را تسهيل نمايندּ مبادرت به ارتقاي همكاري بين دپارتمانهاي زبان و ادبيات تركي و فا رسي دانشگاههاي مربوطه خود كرده اقدام به تبادل استاد جهت انجام مطالعه و تدريس در رابطه با اين دپارتمانها و اعطاي بورسهاي تحقياتي نمايند". در اين راستا در حال حاضر چهار دپارتمان زبان و ادبيات فارسي فعال (در جمهوري تركيه دانشگاه آنكارا و دانشكده الهيات آن، دانشگاههاي استانبول، سلجوق، حاجت تپه، ارزروم، انستيتوي علوم اسلامي و غيره.) و ١١ كرسي زبان و ادبيات فارسي در دانشگاههاي تركيه داير استּ در حاليكه دولت ايران به تعهدات خود از جمله تاسيس دپارتمانهاي زبان و ادبيات تركي و همچنين كرسيهاي زبان و ادبيات تركي در اين كشور عمل ننموده استּ

در جمهوريهاي آذربايجان نيز كه داراي اهالي بومي فارس زبان نمي باشند، مراكز متعدد زبان و ادبيات فارسي و ايرانشناسي داير و مشغول به فعاليت مي باشند. (در جمهوري آذربايجان از موسسات دولتي در دانشكده شرق شناسي باكو، فرهنگستان علوم آذربايجان، انستيتوي نسخ خطي، دانشگاههاي تربيت معلم، دانشكده هاي علوم انساني شهرهاي باكو، گنجه، نخجوان و لنكران. از مراكز آموزشي خصوصي در موسسه آموزش عالي سياسي، شعبه زبانهاي شرقي دانشگاه آسيا، دانشگاه سياسي اجتماعي، دانشگاه زادگانلار، دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسي. و اين در حالي است كه معادل هيچ كدام از اين موسسات٬ در ايران – كشوري كه اكثريت نسبي مردم آن را تركها تشكيل مي دهند – وجود نداردּ مقامات اين دو كشور ناخشنودي خويش از اين عدم توازن را پنهان نكرده اند.

سركوب سيستماتيك زبان٬ فرهنگ و هويت تركي در ايران و توهين و تحقيرات نژادپرستانه دولتي و رسمي بر عليه عنصر ترك٬ كه از سوي دولت و نظام بدون توقف صورت ميگيرد٬ دير يا زود واكنش اعتراضي گسترده دو دولت تركيه و آذربايجان را – كه هر دو هم اكنون عضو پارلمان اروپا بوده و به سرعت در مسير انگراسيون همه جانبه با اتحاديه اروپا ميباشند- و متعاقبا اروپا موجب خواهد شدּ و اين به معني منطقه اي شدن مساله خلق ترك ساكن در ايران و ايجاد بحرانها و تنشهاي بسيار جدي در بعد منطقه اي و انعكاس آن در اروپا و به يك معني اروپائي شدن مساله خلق ترك در ايران استּ مفيد است كه ياد آوري شود در جهان معاصر نام ملي تنها دو خلق٬ خلق ترك در ايران و توده ترك در تركيه٬ "ترك" ميباشدּ از اينرو هر اهانتي به عنصر و هويت تركي٬ علاوه بر آزرده نمودن خلق ترك در ايران٬ باعث تحريك توده ترك آسياي صغير و شبه جزيره بالكان نيز خواهد شدּ

رسمى و دولتي بودن انحصارى زبان قوم اقليت فارس٬ همگام با تحولات دمكراتيك منطقه نيست:

ضرورت و بداهت لزوم ارتقاء زبان تركي به سطح زباني رسمي و دولتي- كه خواست محوري خلق ترك در سراسر ايران است- امروزه با رسمى شدن زبان هاى مليتهاى مخلتف در دو كشور همسايه ايران يعنى عراق و افغانستان دوچندان شده استּاكنون دو همسايه بزرگ ايران داراى بيش از يك زبان رسمى دولتى اند. اخيرا در قانون اساسى جديد كشور همسايه افغانستان زبانهاى پشتون و فارسى توامان دو زبان رسمى دولت مركزى اين كشور و ديگر زبانهاى مليتهاى افغانستان مانند اؤزبكى٫ تركمنى٫ بلوچى٫ پاشايى٫ نورستانى در مناطقى كه به كار مىروند به عنوان زبان رسمى سوم پذيرفته شدند. در غرب ايران نيز حقوق ملى و زبانى مليتها و گروههاى ملى در دو كشور تركيه و عراق٬ هم در سيستم حقوقى و هم در عمل٬ به سرعت حيرت آورى در حال پذيرفته٬ اعاده و نهادينه شدن است. بويژه در عراق زبان كردي يكي از دو زبان رسمي دولت اين كشور اعلام گرديده است و حتي در چاپ اسكناس و پاسپورت اين كشور نيز بكار برده ميشود ּ در اين ميان ايران نه فقط تنها كشور منطقه بلكه يكى از نادر كشورهاى باقى مانده آسيا-اروپا و حتى جهان است كه در آن با ذهنيتى قرون وسطائى حقوق مليتهاى ايرانى و در راس آنها رسميت زبانهايشان كماكان و به طرزى خشن از طرف بسياري از فرهنگيان و سياسيون فارس انكار و از سوي دولت علنا زير پا گذارده مىشود.

با رسمى شدن زبانهاى مليتهاى ساكن در افغانستان و عراق و گذر گام به گام به سوى نظام فدرالى بويژه در عراق، ابعاد و سير مساله ملى در ايران نيز – همانگونه كه شاهديم- به يكباره ديگرگون گرديد. در شرايط‌ فعلى ايران و عرف سياسى شكل گرفته در منطقه و در هماهنگى با تحولات دمكراتيك در افغانستان و عراق، حداقل خواست دمكراتيك و مقدمه حل مساله ملى در اين كشور، مشابه آنچه در افغانستان و عراق انجام شد، رسميت بخشيدن به زبان سراسرى و ملى تركى در سطح دولت مركزى و در آينده فدرال و ديگر زبانهاى مليتهاى ساكن در ايران سطح منطقه اى و دول فدره است.

ايراندا ميللي بؤلگه لر- مناطق ملي در ايران

خريطه ني بؤيوك گؤره بيلمك اوچون اوزه رينه تيخلايين- براي ديدن نقشه بزرگ روي آن كليك كنيد


دو خلق ترك و فارس و دو منطقه ملي فارسستان و آذربايجان ستون فقرات ايران را تشكيل مى دهندּ

نظام سياسي كشور و دولت ايران نمىتواند همانند يك حزب سياسي كوچك فارسي و محفل افراطيون قوميتگراي فارس عمل نمايدּ گنجاندن مقولات ائتنيكي و قومي بين شهروندان و دولت٬ حاكميت مطلق قوميتگرايي افراطي فارسي در اركان جمهوري اسلامي٬ اعمال تبعيض مدام و گسترده ميان فارسها و ديگر ملل ايران و طرفگيري دولت صرفا از يكي از ملل ايران- فارس موجه و عقلاني نيست و منجر به تنش و درگيري و استبداد ميشودּدر دراز مدت با رشد طبقه متوسط و گسترش روند پلوراليسم دموكراتيك در ايران٬ اين خصوصيت استبدادي تنشزا و بازدارنده فارسي گراي دولت نيز آشكارتر خواهد شدּدر صورت ادامه و تعميق اين تمايز قومي كه بين خلق ترك و آذربايجان در يك سو و دولت ايران به عنوان سمبل قوميت گرائي فارسي و عالي ترين تشكل و نماينده سياسي فارسستان از سوي ديگر٬ خود را به عيانترين شكل در دو هفته پيش نشان داد٬ در دراز مدت به تفرق ملل ايراني و در نهايت از هم پاشيدن پروژه ايران به عنوان يك كشور واحد منجر خواهد

از اين پس خواست رسمى و دولتي شدن زبان تركى و ديگر زبانهاى ملى در ايران٬ و نه تنها كاربرد آنها در نظام آموزشى٬ يكي از معيارهاي اصلى مميزه بين نيروى هاى واپسگرا و پيشرو، بين نژادپرستى و برابرى انسانها، بين دوستى با مردم ايران و دشمنى با آن است. هر نيروى مخالف رسمى شدن زبان تركى به عنوان زبانى سراسرى و زبان اكثريت نسبى مردم ايران و نيز ديگر زبانهاى ملى در كشور - مانند اكثر نيروهاى سراسرى- فارس صرفنظر از آنكه خود را منسوب به جريانات راست، چپ و يا دينىبدانند- بدون كوچكترين شبهه اى در صف نيروهاي قوميتگراى افراطى فارسى پس مانده تر از رژيم بعثى عراق و طالبانى افغانستان قرار خواهند گرفت. بنابر اين ضرورى است كه همه شخصيتها، گروهها و تك تك شهروندان منسوب به مليتهاى غيرفارس و بويژه خلق ترك در ايران و در خارج آن، در همه پلاتفرمهاى داخلى و خارجى، صراحتا رسمى و دولتى شدن زبان سراسرى و ملى تركى در سطح دولت مركزى (و رسميت ديگر زبانهاى ملل ايرانى را در سطح منطقه اى) به عنوان حداقل خواستهاى عاجل فرهنگى خود و در صدر مطالبات سياسى غيرقابل چانه زنى خويش مطرح‌ كنند و با تمام امكانات و ابزار خواستار تحقق بى درنگ آن شوند.


nazanin 23:26 @ Mon, 5 Jun 06

برای دفاغ از آزادی به گاردآزادی بييونديد...http://garde-azadi.blogfa.com


تیپ امیرالمومنین 22:45 @ Mon, 5 Jun 06

پیمان عارف:

فضای شهرهای آذربایجان همچنان امنیتی است

رادیو فردا: دادستان تبریز ادعا کرد در رویدادهای آذربایجان و اعتراض ها به چاپ مطالب توهین آمیز روزنامه دولتی، ماموران انتظامی و امنیتی با رافت اسلامی با مردم برخورد کردند و کسی کشته نشده است. پیمان عارف ساکن تبریز و دانشجوی دانشگاه تهران در مصاحبه با رادیو فردا با تایید دست کم دو مورد کشته شدگان در تظاهرات، می گوید: فضای شهرهای آذربایجان همچنان امنیتی است و حکومت نظامی. آقای عارف می گوید: بیش از حدود 30 تن از نیروهای امنیتی مسلح در اردبیل و با استفاده از سلاح گرم و بدون ارائه هیچ گونه حکمی وارد منزل یکی از فعالین سیاسی شهر آقای عباس لسانی شدند، کامپیوتر و وسایل شخصی او را ضبط و ایشان را هم بازداشت کردند. پیمان عارف می گوید: روز جمعه همچنین مراسم خاکسپاری جواد عابدینی از کشته شدگان در درگیری های آذربایجان برگزار شد و اینها همه در حالی است که هنوز از کمیته حقیقت یاب در رابطه با کشته شدگان شهرهای مختلف آذربایجان خبری نیست.


امير آرمين (rm) صدا | (wma) صدا [ 3:46 mins ]

امیر آرمین (رادیو فردا): دادستان تبریز ادعا کرد در رویدادهای آذربایجان و اعتراض ها به چاپ مطالب توهین آمیز روزنامه دولتی، ماموران انتظامی و امنیتی با رافت اسلامی با مردم برخورد کردند و کسی کشته نشده است. پیمان عارف ساکن تبریز و دانشجوی دانشگاه تهران در مصاحبه با رادیو فردا با تایید دست کم دو مورد کشته شدگان در تظاهرات، می گوید: فضای شهرهای آذربایجان همچنان امنیتی است و حکومت نظامی.

پیمان عارف: روند دستگیری ها ادامه دارد. امروز شنبه نیروهای امنیتی در شهر اردبیل بیش از حدود 30 تن با استفاده از سلاح گرم و بدون ارائه هیچ گونه حکم ورود به منزلی وارد منزل یکی از فعالین سیاسی شهر آقای عباس لسانی شدند. عباس لسانی از روزنامه نگاران پرسابقه در اردبیل هستند از نویسندگان نشریه ندای اردبیل که وارد منزل ایشان می شوند و منزلش را زیر و رو می کنند، کامپیوترش را ضبط کرده، عباس لسانی را بازداشت می کنند و با خودشان می برند. همچنین آقای جواد عابدینی که متاسفانه در درگیری های مشکین شهر کشته شدند، روز گذشته مراسم خاکسپاریشان در این شهر برگزار شد. این جوان 23 ساله دفن شد در میان ابراز انزجار و ناراحتی عمیق مردم این شهر. فضای شهرهای آذربایجان هنوز امنیتی و حکومت نظامی است و سرکوب وسیعی که در این شهر وجود دارد. نیروهای لباس شخصی و گارد ضدشورشی که از استان های جنوبی کشور، تیپ امیرالمومنین که از استان های جنوبی کشور به آذربایجان آورده شده و در سطح شهرهای آذربایجان به صورت گسترده وجود دارد، فضای حکومت نظامی را هنوز در این شهرها تداوم بخشیده. هنوز از تشکیل کمیته حقیقت یاب در رابطه با کشته شدگان شهرهای مختلف آذربایجان خبری نیست. با وجود انتشار اسامی چند تن از کشته شدگان، دادستان های آذربایجان شرقی و غربی ادعا کردند هیچ کس در این حوادث کشته نشدند. در حالی که اسم چند تن از کشته شدگان منتشر شده که تیراندازی مستقیم به سمت مردم را تایید می کند. فشار زیادی بر روی روزنامه نگاران و مطبوعات آذربایجان وجود دارد. سایت های خبری حک می شوند و با فیلتر مواجه می شوند که به ویژه سایت تبریز نیوز متعلق به یکی از خبرنگاران باسابقه شهر تبریز آقای پیمان پاکمهر فیلتر شده. از وضعیت بازداشت شدگان نیز اطلاعی در دست نیست. از جمله؛ عباس پوراسدی، حسن ارگ، منوچهر عزیزی، چنیگیز رختاور، دکتر احمد رضایی، مدیر مسئول هفته نامه توقیف شده شمس تبریز، علی حامد ایمان. فضای سرکوب و اختناق همچنان در شهرهای آذربایجان ادامه دارد.



دکتر رویا طلوعی 22:42 @ Mon, 5 Jun 06

متن سخنرانی دکتر رویا طلوعی در کنفرانس "ایران راهی به‌ سوی دموکراسی"

در ساختمان سنای آمریکا

ساکنین ایران در واقع مشکل حادی با همدیگر ندارند

آنچه‌ مشکل ساز است حاکمیت دیکتاتورهایی است که‌ برای حفظ حکومتشان ، اختلافات اتنیکی را تقویت نموده‌ و با ایجاد تفرقه‌ بر مردم حکومت میکنند.حکومتهای بشدت تمرکزگرا با نفی هویت سایر ملیتها، به‌ نام یک ملیت بر ایران حکمرانده‌ و بذر تنفر در میان ساکنان ایران میپاشند. تو گویی این فارس زبانانند که‌ حق و حقوق دیگران را تضییع کرده‌ و بر سایر ساکنین ایران ستم میکنند! اما در حقیقت بزرگترین ستمی که‌ در 27 سال اخیر بر ملیت فارس در ایران رفته‌ ، حکومت کردن به‌ نام آنان ولی تهی از فرهنگ غنی از احترام و صلح دو‌ستیشان بوده‌ است.

کشور ایران سرزمینی چند ملیتی با تنوع و غنای فرهنگی فراوان است.علاوه‌ بر مردم فارس زبان ، در این کشور مردمان کورد ، آذری ، لر، عرب، بلوچ ،ترکمن و گیلکی زندگی میکنند که‌ در عین همزیستی ، فرهنگ و آداب و رسوم مختلف و متنوعی دارند.ساکنین ایران در واقع مشکل حادی با همدیگر ندارند اما آنچه‌ مشکل ساز است حاکمیت دیکتاتورهایی است که‌ برای حفظ حکومتشان ، اختلافات اتنیکی را تقویت نموده‌ و با ایجاد تفرقه‌ بر مردم حکومت میکنند.حکومتهای بشدت تمرکزگرا با نفی هویت سایر ملیتها، به‌ نام یک ملیت بر ایران حکمرانده‌ و بذر تنفر در میان ساکنان ایران میپاشند. تو گویی این فارس زبانانند که‌ حق و حقوق دیگران را تضییع کرده‌ و بر سایر ساکنین ایران ستم میکنند! اما در حقیقت بزرگترین ستمی که‌ در 27 سال اخیر بر ملیت فارس در ایران رفته‌ ، حکومت کردن به‌ نام آنان ولی تهی از فرهنگ غنی از احترام و صلح دو‌ستیشان بوده‌ است. هر چند ‌متأسفانه‌ افرادی از مردم فارس زبان در نگارش یا تفکر و بیان خود ، دانسته‌ و ندانسته‌ ، خواسته‌ یا ناخواسته‌ با حکام همصدا شده‌ و تنوعات موجود را نفی یا تحقیر و سرکوب کرده‌اند اما این را هم نباید به‌ پای همه‌ فارس زبانان نوشت. بقول خانم احمدی خراسانی یکی از تئوریسینهای برجسته‌ و فارس زبان جنبش زنان ، "عده‌ای با در نظر گرفتن یک شعار کلی مثلا" تمامیت ارضی ، بقیه‌ حرکتهای دمکراسی خواه را نفی میکنند ". همچنانکه‌ فعالان جنبش زنان در ایران به‌ اتهام همیشگی " از هم پاشیدن خانواده‌" مواجهند، جنبشهای حق طلبانه‌ ملیتهای ایران نیز با اتهام همیشگی تجزیه‌ طلب دست و پنجه‌ نرم میکنند. این در حالیست که‌ جنبش زنان ، جنبش حق طلبانه‌ ملیتهای ایران، جنبش دانشجویی ، جنبش کارگری و حرکات اعتراضی معلمان و .... همه‌ و همه‌ بخشی از پیکره‌ جنبش دمکراسی خواهی ایرانند. به‌ جرأت میتوانم بگویم که‌ بسیاری از فعالان جنبش پر افتخار زنان ایران واقف و معتقد بر لزوم رفع ستم بر مردم اتنیکهای مختلفند و به‌ لحاظ ستمدیدگی زنان و چشیدن مزه‌ تلخ نفی حقوقشان، درد سایر ساکنین ایران برایشان ملموس و قابل درک است. ستم و تبعیض ناگوار است چه‌ بر زن باشد چه‌ بر ملیتهای دیگر و چه‌ بر اقلیتهای مذهبی و نژادی و غیره‌.از آنجا که‌ بقول استاد زندانی آقای " رامین جهانبگلو" حضور زنان روشنفکر در موج چهارم روشنفکری ایران غیر قابل انکار است ، من به‌ گسترده‌ شدن چنین تفکر ضد تبعیض و ستم درآینده‌ ایران بسیار خوشبینم . نسل جدید روشنفکر ایران اهل گفتگوست بهمین دلیل میتوان با درک متقابل همدیگر ، سؤتفاهمات را زدود و نکات تاریک و ابهام آمیز را روشن ساخت.

اعتراضات مردم کورد در تابستان 2005 ،اعتراضات مردم خوزستان ، حوادث بلوچستان واعتراضات اخیر آذربایجان همگی مؤید دردی مشترک و تاریخی است. بر ما ستم میشود ، از حقوق فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و اقتصادی محرومیم. از تبعیض در رنجیم . به‌ زبان مادری نمیتوانیم درس بخوانیم. در اداره‌ سیاسی کشور و مناطق خود سهمی نداریم و و و . زنان ملیتهای مختلف ایران علاوه‌ بر رنجهایی که‌ از تبعیض جنسیتی رسمی و قانونی حاکمیت بر ما تحمیل میشود ، از ستمی که‌ بر ما به‌ عنوان اقلیت های قومی یا مذهبی روا داشته‌ میشود در رنج مضاعفیم . و در مجموع کلیه‌ ساکنان ایران از حاکمیت توتالیتر ایدئولوژیکی در رنجیم که‌ با همه‌ جهانیان سر جنگ دارد و آزادیهای مارا زیر پا نهاده‌ ، حقوق بشر را بارها پایمال کرده‌ و هر مخالفتی را با زندان و شکنجه‌ و اعدام جواب میدهد. این اقلیتی که‌ ما را به‌ گروگان گرفته‌اند برای حفظ حیات ننگین حکومت ضد بشریشان ، ثروت عظیم کشورمان را بجای صرف کردن برای مردم ، خرج حمایت از تروریسم در اقصی نقاط جهان و تلاش برای ساخت مخفیانه‌ سلاح اتمی در پو‌شش انرژی صلح آمیزهسته‌ای نموده‌ و بدینوسیله‌ کشور ما را در مقابله‌ با جهانیان نگهمیدارند.مردم ما که‌ ساکنان فقیر کشوری ثروتمند هستند نیازمند حمایت جهانیان و جامعه‌ بین المللی هستند که‌ یاریشان دهند با روشهای غیر خشونت آمیزو بدون نیاز به‌ جنگ و حمله‌ نظامی و یا تحریم اقتصادیی که‌ فقر مردم را تشدید کند، قادر باشند حکومت فعلی را تغییر داده‌ و حکومتی دموکراتیک بر مبنای اصول حقوق بشر را جایگزین آن سازند. خواست بسیاری از ملیتهای ایران از جمله‌ مردم کورد ، ایرانی دموکراتیک و فدرال است که‌ ساکنین آن با نهایت صلح و صفا و احترام به‌ حقوق همدیگر زندگی مسالمت آمیزی در کنار هم داشته‌ باشند. از آنجا که‌ اکثر فعالان فارس زبان نیز بر لزوم غیر متمرکز بودن حکومت و رعایت کامل پیماننامه‌ حقوق بشر و منضمات و کنوانسیهونهای آن تآکید دارند به‌ نظر میرسد فصل مشترکی برای گفتگو و تفاهم فراهم است. امید آنکه‌ جامعه‌ جهانی یاریگر ما برای نیل به‌ دمکراسی باشد.


فرقه دموکرات آذربايجان 22:40 @ Mon, 5 Jun 06

حوادث اخير در آذربايجان بار ديگر نشان داد که مسئله تعيين سرنوشت ملت ها در دستور روز قرار گرفته است. مردم آذربايجان شصت سال پيش تحت رهبری فرقه دموکرات آذربايجان اين حق را گرفت، اما نتوانست از آن حراست نمايد. علت عمده آن نيز اين بود که تناسب قوا در سطح بين المللی به نفع دشمنان ملت های تحت ستم تغيير پيدا کرده بود.

اسناد و مدارک تاريخی نشان می دهد که سرنگونی حکومت ملی آذربايجان بلاواسطه و تحت رهبری آمريکا انجام گرفت. دستگاه تبليغات امپرياليسم بين المللی در جهان بويژه در تهران عمل غيرانسانی ارتش شاهنشاهی را که صدها و هزاران نفر از مردم غيور آذربايجان را به خاک و خون کشيد و به پير و کودک و زن رحم نکرد، چنان وانمود کرد که گويا بيگانگان قصد دارند آذربايجان را از پيکر ايران جدا نمايند. در آن زمان بسياری از مردم ساده دل ايران و آذربايجانی های دور از سياست به اين محملات باور کردند. دستگاه تبليغات هواداران «ايران بزرگ»، گرچه دنيا تغيير کرده و ملت ها به حق قانونی خود پی برده اند و برای دستيابی به آن مبارزه می کنند، هنوز هم فرقه دموکرات آذربايجان را يک سازمان تجزيه طلب می نامند و آذربايجانی ها را از اين طريق می ترسانند که مبادا به ياد خودمختاری بيافتند.

ولی امروز تغيير ريشه ای در مورد مسئله ملت های تحت ستم ملی در کل جهان بوجود آمده است. حالا در آذربايجان، کوردستان، بلوچستان و خوزستان طرح مسئله حقوق ملت ها به آن حد رشد پيدا کرده است که برای تهران به مشکل حل نشدنی تبديل گرديده است.

در قتل عام مردم آذربايجان در سال ١۳۲۵، مردم در خانه ها، خود را محبوس کرده بودند تا مبادا به اتهام تجزيه طلبی دستگير و اعدام شوند. اما امروز مردم آذربايجان بخاطر چاپ يک کاريکاتور موهن در روزنامه رسمی دولت جمهوری اسلامی ايران، تاريخ آفريدند.

مردم آذربايجان در سراسر اين خطه قهرمان پرور بپا خاستند. تمام اقشار مردم اعم از دانشجو، روشنفکر، کسبه و مردم عادی به خيابان ها آمدند و اعتراض خود را به گوش جهانيان رساندند. جوانان و دانشجويان تبريز، اروميه، اردبيل، زنجان، همدان، مراغه و دانشجويان آذربايجانی تهران و تورکان خراسان و کرمان و ساير مناطق، دولت جمهوری اسلامی ايران را وادار نمودند تا به خواست های آنان مبنی بر مجازات عاملين اهانت اخير تن در دهند.

در افغانستان و عراق حق مختاری به رسميت شناخته شده و ملت های غير فارس در ايران نيز حق دارد به حقوق حقه و ملی خود دست يابند.

فرقه دموکرات آذربايجان بارها اعلام نموده و امروز نيز اعلام می نمايد که ماده ١۵ و ١٩ قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران بايد به مرحله اجرا درآيد. چنانکه در تظاهرات تبريز نيز اين شعار سر داده می شد.

فرقه دموکرات آذربايجان مخالف خشونت و زورگوئی است و بر اين باور است که جامعه کثيرالملله ايران بايد بر مبنای حقوق متساوی همه ملت ها در يک دولت فدرال متشکل شوند. در سراسر ايران آزادی های دموکراتيک برقرار شود. حقوق انسان ها مورد احترام قرار بگيرند تا از اين طريق وحدت عمومی در ايران مستحکم شود.

فرقه دموکرات آذربايجان با کسانی که در تظاهرات اخير از سوی نيروهای انتظامی مورد خشونت قرار گرفته اند، اعلام همدردی و همبستگی می کند. ما اعتقاد راسخ داريم که مردم ايران بويژه مردم غيور آذربايجان در مبارزه برای دموکراتيزه کرده جامعه ايران به حقوق خود نائل خواهند شد.

پيروز باد مبارزه مردم آذربايجان

فرقه دموکرات آذربايجان

چهارم خرداد ١۳۸۵


قیام های شهری آذربایجان 22:25 @ Mon, 5 Jun 06

نخستین قیام شهری در خوی برگزار شد.هزاران نفر در یک میتینگ بدون مجوز، در خیابانهای اصلی شهر تجمع کرده و به تظاهرات پرداختند. در پی حمله نیروهای ضد شورش جمع کثیری از مردم زخمی و مجروح شدند. اهالی خوی یک صدا خواهان نابودی سیستم آپارتاید و برابری حقوق ملی تورکها با فارسها و رسمی شدن زبان تورکی آذربایجانی بودند. در این قیام دهها نفر بازداشت و زخمی شدند. قیامیون شعار می دادند: هارای هارای من تورکم…. آذربایجان میللتی چکمز بئله ذیللتی.
قیام خوی به منزله طلیعه انقلاب سراسری ملت آذربایجان بود. سپس خلخال و میانه به پا خاستند. تجمعات مسالمت آمیز مردم بدون درگیری به پایان رسید.اما اعتراضات به سرعت گسترش می یافت. شهرستان مرند آتش بجان شد. هزاران جوان مرندی اعم از زن و مرد به خیابانها ریختند. نیروهای سرکوبگر به انها حمله ور شدند. مردم ایستادند و قهرمانانه از شرف و غیرت آذربایجانی و تورکی خویش دفاع کردند. گفته می شود مرند نیز در راه دفاع از ناموس ملی شهید یا شهیدانی را تقدیم آذربایجان نموده است.
نوبت به قیام خیره کننده و عظیم تبریز رسید.
در اول خردادماه دیگ سنگی تبریز جوشید. صدها هزار نفر با سردادن شعارهای هویت طلبانه وارد خیابانهای اصلی شهر شدند. از میدان ساعت تا میدان آبرسان، جمعیت خشمگینانه علیه رژیم دیکتاتور، نظام آپارتاید و شوونیزم فارس شعار می دادند و خواستار رسمی شدن زبان تورکی ، اعاده نام آذربایجان و دیگر اسامی ملی بر اراضی تاریخی و همچنین فعالیت رسانه های گروهی به زبان مادری خود بودند. تاریخ تبریز چنین جمعیت باشکوه، رشید، مبارز، شجاع، متحد، هویت طلب، اصالت گرا و فرهنگ پروری را بخود ندیده بود. می گویند غیر از فواصل آن دو میدان یاد شده، محلات دیگر تبریز نیز شاهد اعتراضات وسیعی گردیده بود. کسانی که قیام شاه شکن 29 بهمن سال 1356 تبریز را دیده بودند قیام یک خرداد سال 1385 را عظیمترین و هویت طلبانه ترین قیام شهری خاورمیانه طی صده گذشته معرفی می کردند.
جالب آنکه سرعت همبستگی مردم تبریز با قیامیون، به حدی سریع و عمیق بود که شاید بتوان گفت تبریز از نظر سرعت و قدرت شکل گیری یک قیام ملی، نخستین رتبه را در جهان دارا است.
اما به رغم مسالمت آمیز بودن این قیام ، نیروهای ضد شورش، لباس شخصی ها، برخی از سپاهی ها و بسیجی های عمدتا غیر بومی ، به سوی مردم حمله ور شدند. صدها گاز اشک آور و هزاران گلوله پرتاب و شلیک شد.
فرزندان غیور آذربایجان یکی بعد از دیگری بر خاک می غلطیدند. تعداد نامشخصی از اولاد فداکار آذربایجان به شرف شهادت نائل آمدند. اکنون فقط نام سه تن از آنها در دست است و تلاش برای شناسائی دیگر شهدای این حماسه کبیر ادامه دارد. دهها تن به شدت مجروح شدند.عکسهای موجود قیام تبریز، حکایت از عمق شقاوت سرکوبگران دارد. نوجوانان تیر خورده ای که بر روی دست حمل می شوند، چهره های غرق در خون و صورتهای از هم دریده شده نتیجه جنگ خیابانی نابرابری است که از سوی نیروهای تا دندان مسلح آپارتاید فارس بر مردم مظلوم، حق طلب و بی دفاع تبریز تحمیل شد.
در این تظاهرات بیش از هزار نفر بازداشت شدند. دریغ و درد که اکنون بسیاری از آنان زیر شکنجه های وحشیانه رژیم آپارتاید قرار داردند.شعله های قیام تبریز تا فردای آنروز زبانه کشید. نیروهای غیر بومی ای که روز قبل از طریق هواپیما و از شهرهای کرمان، اصفهان و فارس آمده بودند قادر به اطفای هیجان آتشین قیام نشدند. در چنین شرایطی قیام می رفت تا به انقلاب تبدیل شود.
درست همزمان با تبریز شهر غیور زنجان شاهد قیام صد هزار نفری تورکهای هویت طلب بود. زنجان و تبریز شانه به شانه هم علیه آپارتاید فارس شعار می دادند. قیام اهالی زنجان رژیم آپارتاید را دچار هراس شدیدتری کرده بود.آنها می پنداشتند که تجرید زنجان از آذربایجان به معنای ایجاد تفرقه در میان ملت بزرگ آذربایجان خواهد بود. اما قیام زنجان آنچنان آگاهانه و شجاعانه بود که توانست به مثابه فانوس دومی برای انقلاب ضد آپارتاید ملت آذربایجان شناخته شود.
در حالیکه عوامل رژیم می کوشیدند تا با جمع کردن نیروهای مزدور و ترتیب دادن ضد تظاهراتهای مضحک، آتش قیام شهرهای آذربایجان را خاموش کنند ملت آذربایجان همچنان به تداوم قدرتمندانه قیام ملی خود می اندیشید.
اورمو(اورمیه) قد علم کرد. جمعیتی بالغ بر صدو پنجاه هزار نفر در خیابانهای شهر سرازیر شدند. شعارهای هویت طلبانه شهرهای تبریز و مرند و میانه و خلخال و خوی تکرار شد. همه علیه فاشیزم فارس به پا خاسته بودند. دفتر روزنامه ایران و صدا وسمیا به اتش کشیده شد. اهالی اورمو درگیر جنگهای خیابانی با نیروهای ضد شورش شدند. در این نا آرامیها جمعی به شهادت رسیدند. نام برخی از شهدا شناسائی شده است.
اکنون دیگر قیام به انقلاب تبدیل شده بود. شهرهای آذربایجان یکی بعد از دیگری به پا می خاستند. شهرهای سولدوز و قوشاچای نیز وارد عرصه انقلاب ضد آپارتاید ملت آذربایجان شدند.
جوانان ناموس پرست سولدوز، آنچنان مقاومتی از خود نشان دادند که شهر برای ساعاتی آزا شد و سولدوز خونین شهر آذربایجان گردید. این شهر نه چندان بزرگ، نزدیک به یک هفته در برابر نیروهای به شدت وحشی رژیم آپارتاید مبارزه کرد و شهدای کثیری را تقدیم آذربایجان نمود. نام 15 تن از آنها شناسائی شده است.
مشکین شهر نیز ناگهان برآشفت. قیام مسالمت آمیز مردم به سرعت هدف حمله ناجوانمردانه نیروهای فاشیزم قرار گرفت. یک جنایتکار و مزدور رژیم، از فاصله چند متری با کلت کمری خود، جوان برومند مشکین شهری را از ناحیه سر مورد اصابت گلوله قرار داد. کاسه سر این جوان معصوم شکافت و او به سرعت به شرف شهادت نائل شد. نحوه شهادت ناجوانمردانه این جوان، همه اهالی خی یو را منقلب کرد. این اقدام شبیه به شلیک گلوله رییس پلیس جنایتکار سایگون در شقیقه مبارز ویت کنگ در ویتنام بود. عکس این جنایت یکی از معروفترین عکسهای خبری جهان است.
این اقدام وحشیانه، خشم ملت را برانگیخت. تا چندین روز مشکین شهر نا آرام بود و اهالی به خونخواهی عزیز مظلوم خود در خیابانها بودند.
بعد از خی یو، شهرهای اهر، کلیبر، سراسکند، یامچی، زنوز و ماکو نیز وارد جریان انقلاب آنتی آپارتاید ملت آذربایجان شدند. در این شهرها کوچک نیز تظاهراتهای بزرگی بر پا شد و ملت به درگیری با نیروهای اشغالگر فارس پرداختند.
اکنون چشمها به اردبیل دوخته شده بود. صبح روز 6 خرداد ماه رژیم با براه اندازی یک ضد تظاهرات چند هزار نفری در شهر و پخش مکرر آن در رسانه های گروهی سراسری، سعی کرد تا انرژی انفجار احتمالی اردبیل را تخلیه کند. نژاد پرستان همچنین کوشیدند تا با به اشغال در آوردن خیابانهای مرکزی شهر مانع از تجمع ملت شوند.
اما مردم غیرتمند اردبیل با همراهی جوانمردانی از شهرهای آستارا، نمین، خی یو، سرعین، نیار، انزلی، هشتپر، طالش و خلخال و نیز با شجاعتی کم نظیر، همچون سیلی بنیان کن وارد خیابانهای اصلی شهر شدند. قریب به صد هزار نفر در خیابانهای شهر حاضر شدند و به نبرد با ایادی سرکوبگر شوونیزم پرداختند. اتش قیام به حدی شعله ور شد که طی 24 ساعت تمام مراکز اداری، نظامی و مالی این شهر طعمه حریق شدند. در نبردهای خیابانی، دختران اردبیلی دوشادوش پسران می جنگیدند. بیش از 1500 تن بازداشت شدند که در بین انها نزدیک به 100 دختر و زن مبارز نیز وجود داشت. مردم قبل از قیام دیده بودند که اتوبوسهای متعدد نظامی در حال انتقال نیروهای غیر بومی از حاشیه شرقی خزر به اردبیل هستند.
از تعداد شهیدان اردبیل خبر موثقی در دست نیست. اما گفته می شود که در همه شهرهای آذربایجان شهدا و مجروجین زیادی به سرعت توسط مامورین رژیم ربوده شده و به اماکن نامعلومی برده می شدند. در حال حاضر در انقلاب ضد آپارتاید آذربایجان جمع کثیری ناپدید شده اند.
روز هفتم خرداد فرا رسید. تهران آماده تجمع در برابر مجلس شورا در میدان بهارستان می شد.
از صبح زود هلی کوپترهای رژیم بر فراز مناطق ترک نشین به پرواز درامده بودند. موعد تجمع در ساعت 10 صبح بود. دهها هزار نیروی ضد شورش از خیابان مخبرالدوله تا میدان بهارستان را تحت محاصره خود درآورده بودند. در زیر زمین و پارکینگ اکثر ادارجات دولتی، نیروهای یگان ویژه در آمادگی کامل مستقر شده بودند. دستگاههای پارازیت زای رژیم تمام موبایلها را از کار انداخته بود. حتی گوشی تلفنهای همگانی را به فاصله چندین کیلومتر بریده بودند. ایستگاههای متروی مجاور میدان تعطیل بود. بخش مرکزی تهران به مانند یک قلعه نظامی در آمده بود. اما به رغم همه این تمهیدات ضد ملی، هزاران تن از آذربایجانی ها به سمت میدان بهارستان سرازیر شدند.
تجمع شروع شد و طنین شعارهای ضد آپارتاید ملت آذربایجان به اسمان برخاست. ناگهان نیروهای ضد شورش به مردم حمله کردند و صدها تن اعم از زن و مرد را به اسارت گرفتند. تظاهرات تهران تیتر اول خبرگزاریهای مستقل جهان شد.
سرکوبهای رژیم با شدت ادامه داشت. مقامات مدعی مختومه شدن پرونده آذربایجان بودند. ناگهان تمام آذربایجان داخل انقلاب شد. در این روز اکثر شهرهای آذربایجان مجددا به خیابانها ریختند. اهالی زنجان،اردبیل، مغان شهر، گرمی، تبریز، اهر، کلیبر، ماکو، مرند… خیابانها را به تصرف خود درآوردند.
رژیم از سلسله قیامهای شهرهای آذربایجان مبهوت مانده بود. مقامات محلی می کوشیدند تا با برگزاری سلسله ضد تظاهراتهای نمایشی، مانع از برگزاری قیامهای ملی شوند. اما هیچ کس اعتنایی به آنها نداشت. سولدوز همچنان شهید می داد و تبریز همچنان در آتش خشم می سوخت.
محلات حیدر آباد و قیرخ متری در تبریز تحت انواع هجومها بودند. مامورین به خانه های مردم حمله می کردند، درها را می شکستند و جوانان را به می ربودند.به رغم همه این جنایتهای ضد انسانی، شهرهای آذربایجان در فراز و نشیب قیام بودند.
قشقائیها در شیراز به تجمعات اعتراض آمیز پرداختند. آنها از پیام ضد آپارتاید انقلاب آذربایجان دفاع کردند. دهها بیانیه از سراسر جهان در تایید انقلاب آذربایجان صادر شد. تورکهای خراسان و تورکمن نیز سلسله قیامهای برادران آذربایجانی و تورک خود را موکدانه تایید کردند.
اهالی میانه و اورمو و کلیبر دوباره در عصر روز 5 شنبه 11 خرداد ماه به میدان آمدند. تجمعات خشمگینانه برگزار شد و شهرستان میانه نخستین شهید خود را تقدیم رهایی آذربایجان کرد.
تاکنون هیچکدام از خانواده های شهدا قادر به برگزاری مراسم تشییع جنازه برای عزیزان کفن پوش وطن نشده اند. همه آنها تحت تهدیدهای شدید قرار دارند. آنها در برابر تحمیلات رژیم مبنی بر انکار شهادت عزیزان خود در حال مقاومتند.
در حال حاضر فضای شهرهای آذربایجان به شدت امنیتی است. هزاران تن بازداشت شده اند. صدها تن مفقودند. احتمال شهادت و یا مجروحیت برخی از این مفقودالاثرها وجود دارد.بسیاری نیز زخمی شده و در خانه ها بصورت مخفیانه بستری شده اند. بازارهای آذربایجان حالتی نیمه تعطیل دارند.
اگرچه اکنون آتش انقلاب آذربایجان تا حدی فروکش کرده اما این انقلاب تبدیل به نهضت ملی و ضد آپارتاید عمیقی شده که بی تردید تا امحاء کامل آپارتاید و استیفای همه حقوق ملت تورک آذربایجان ادامه خواهد داشت.


ابراهيم رفرف 21:21 @ Mon, 5 Jun 06

زبان ترکي و فارسي در ايران از لحاظ کمي و کيفي و بر اساس کثرت متکلمين به آن و سابقه ادبيات پيش و بعد از اسلام در موقعيت‌هاي مشابهي قرار دارند، و نميتوان يکي از آنها را با زبانهاي قبيله‌اي با متکلمين چند ده‌هزارنفري مقايسه کرد. هر چند بعضيها حتي به خود اجازه داده و زبان و فرهنگ ترکي را اخيرا در رديف «خرده فرهنگ» معرفي نموده‌اند، اما حقيقت همان است که ايران دومين کشور ترک‌زبان دنياست، و در گذشته هم همواره نخستين کشور ترک زبان دنيا (به لحاظ هويت اکثريت ساکنين آن) بوده است. در چنين کشوري کالبد شکافي مسأله فرهنگي از مجراي پاسخ به چند سوال زير ميگذرد:

۱ – اگر ما زبان فارسي را در ايران ممنوع کنيم، و آن را از ارکان هويت ملي حذف کنيم، آيا ميتوانيم اين جامعه را به طور موثر اداره کنيم؟

۲ – اگر ما زبان و فرهنگ فارسي را «خرده فرهنگ» بناميم و با استفاده از درآمد نفت صرفا در جهت اعتلاي زبان ترکي به بهاي نابودي زبان فارسي همت بگماريم، آيا ميتوانيم خود را متولي اين کشور بدانيم؟

۳ – اگر مسئولين ما ادعا کنند که زبان ترکي رمز هويت ملي همه ايرانيان است، آيا ظرفيت نفود معنوي بر نسلهاي کنوني و آينده اين کشور را خواهند داشت؟

۴ – اگر مسئولين ما اعلام کنند که همبستگي ما ايرانيان صرفا از مجراي عشق به زبان ترکي ميگذرد، آيا به همبستگي ما کمک کرده‌اند يا تيشه بر ريشه آن زده‌اند؟

۵ – اگر ما کشور ايران را براي فارسي زبان‌ها به نوعي «غربت فرهنگي» تبديل کنيم، آيا فارسي زبانان ما براي تغذيه فرهنگي خود به افغانستان يا تاجيکستان يا ساير کشورهاي فارسي زبان اميد نمي‌بندند و از زبان فارسي براي خود مذهب و ايدئولوژي نميسازند؟

۶ – اگر فرهنگستان ايران با استفاده از بودجه دولتي، تمام همّ خود را صرفا وقف زبان ترکي کند، آيا در بين مردم ما مشروعيت خواهد داشت؟

۷ – اگر نظام آموزشي ما صرفا بر اساس زبان ترکي اداره شود و حتي تکلم به زبان فارسي در مدارس ممنوع باشد، آيا اين نظام آموزشي کارآمد خواهد بود؟

۸ – اگر کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان تمام انتشارات خود را صرفا بر اساس زبان ترکي انجام دهد، آيا ميتواند به هدفهاي خود که ارتقاي فرهنگ عمومي در بين نوجوانان است، نايل خواهد شد؟

مجموعه اين حالات فرضي، که مشتي از خروار است، اگر تحقق يافته بود، آيا سياست فرهنگي کشور را چه ميزان «بيمار» تلقي ميکرديم؟ من بدون تعارف اجازه ميخواهم يادآوري کنم که هم اکنون سياست فرهنگي کشور ما، نه کمتر و نه بيشتر، بلکه درست به همان ميزان بيمار است.


مریم اصلانی 21:13 @ Mon, 5 Jun 06

حوادث اخیر آذربایجان به دنبال کاریکاتور جنجال برانگیز مشهور، برای کشور ارمغانهای مهمی داشته است. در نوشتار سابق، به برخی از درسهایی که میتوان از این حوادث آموخت اشاره شد. تعقیب حوادث بعد از آن هم نکات آموزنده یی دارد که در اینجا به اختصار به آنها اشاره می شود امید اینکه این بحثها در تعمیق مباحث مفید باشند.

۱. دستگیری کاریکاتوریست و توقیف روزنامه آسان ترین کار ممکن بود که حکومت دست به آن زد و با این کار تلاش کرد تا قضایا را به روزنامه و کاریکاتور آن تقلیل دهد. به جای آن که به اصل و منشأ حوادث توجه کند. زیرا هر عاقلی می داند که یک کاریکاتور، چنین عکس العملی را نمی توانست داشته باشد. حکومت تلاش کرده تا با پاک کردن صورت، حل آن را به تأخیر اندازد. این خود یکی از آفات فکری ایرانیان است که آسان ترین تحلیل (تئوری توطئه) را انتخاب می کنند تا زحمت تفکر و تدبر و تدبیر را از خود کم کنند.
۲. عکس العمل در برابر دستگیری کاریکاتوریست از سوی مراجع و روشنفکران قابل تحسین بود (چند وبلاگ برای آزادی آنها تأسیس شد). اما هنگامی که می بینیم این هموطنان در مقابل کشته شدن بیش از ده تن از هموطنان شان لب به اعتراض نمی گشایند، در باب دستگیری بیش از دو هزار تن سکوت اختیار می کنند و به بیانیه های کلی و کم محتوا اکتفا می کنند. آدمی گمان می برد که این کشور هیچگاه اصلاح شدنی نخواهد بود. هموطنان عزیز! دموکراسی و حقوق بشر گزینشی و مختص گروه و دسته حامی نیست. ما تا زمانی که از حقوق همه هموطنانمان (و دیگر ابنای بشر) نتوانیم؛ فارغ از دین، زبان، و قوم و عقیده و... دفاع کنیم، نخواهیم توانست، دموکراسی و حقوق بشر را پیاده کنیم.

٣. بیانیه ها و اعلامیه های چندی از سوی احزاب و گروههای داخل و خارج منتشر شدند که جز معدودی از آنها همگی بر مطالب کلی و عمومی اکتفاء کرده بودند. اینان تلاش کرده بودند خود را در کنار حرکت آذربایجانیها و یا در کنار احزاب خود ببینند. در این خصوص باید گفت که حرکت آذربایجانیها اساسا حرکتی سیاسی نبود. حتی یک شعار علیه رژیم و حکومت در بین شعارها به چشم نمی خورد. این حرکت را می توان جنبشی پست مدرن دانست که فرهنگی، غیر سیاسی، بی رهبری متمرکز و مشخص با هدف اصلاحات در عرصه فرهنگ، به اجرا در آمد. بنابر این اگر فعالان سیاسی و احزاب سیاسی می خواهند آذربایجانی ها و ترکها را در کنار خود ببینند، باید برنامه های مشخصی ارائه دهند و موضع خود را در مقابل مطالبات مطروحه به وضوح بیان کنند. آنچه تا امروز دیده شده کلی گویی و شعار است. ما از این شعارها خسته شده ایم. راستی آذربایجان سر ایران باشد، پرچم غیرت ایران باشد، و ... چه دردی از ما را دواء می کند. این دلخوشکنک ها و بازیهای لفظی در نزد مردم پشیزی ارزش ندارد. این افتخارات را از ما سلب کنید. حقوق زبانی و فرهنگی ما را بدهید. از این پس، هر گروه و حزبی که در این باب نظر خود را به وضوح اعلام نمی کند، موافق وضع موجود و تداوم ستم فرهنگی کنونی به حساب خواهد آمد و نباید انتظار حمایت ترکهای ایران را داشته باشد.

۴. در جریان این حوادث، علی رغم سانسور حاکم در ایران، برخی از رسانه ها، بالاخص سایت های ایرانیان خارج از کشور، به شکلی غیر عادی، عملکرد مثبت تری داشتند. مایلم در اینجا از سایت اخبار روز به دلیل انعکاس مطالب این قلم، بی هیچ آشنایی و صرفا جهت تعمیق مباحث، تشکر کنم و همین طور بابت ایجاد فضای بازی برای مباحثات و انعکاس صحیح اخبار و مطالب مربوط به حوادث اخیر.
مریم اصلانی
دانشگاه تهران


کنگره مليتهادر مجلس سنا 20:55 @ Mon, 5 Jun 06

گزارشی از کنفرانس کنگره مليت های ايران در مجلس سنای آمريکا

برگزاری کنفرانس کنگره مليتهای ايران در سالن رسل (Russell Building- Caucus Room)در مجلس سنای آمريکا در روز سه شنبه ۳۰ ممه ۲۰۰۶ در واشنگتن.

با مشارکت کنگره ملی کرد و کنگره مليتهای ايران فدرال، کنفرانسی از ساعت ۱ تا ۵ بعد از ظهر تحت عنوان ” جاده آزادی – برقراری حقوق کامل سياسی و حقوق بشر در ايران:
Road to Democracy: Full Political and Human Rights in Iran با موفقيت برگزار شد.

نمايندگان مليتهای تحت ستم و غير حاکم عضو کنگره مليتهای ايران فدرال - با شرکت در يک پانل – به زبان انگليسی- هرکدام يک سخنرانی و بعد در بحث و سئوال جواب شرکت کردند. در اين پانل ، ازجانب ملت کرد در ايران آقايان مصطفی هجری دبير کل حزب دمکرات کردستان ايران و آقای عبدالله معتدی دبير کل حزب کومله، آقای دکتر عليرضا نظمی افشار از جانب ملت ترک آذربايجان ، آقای دکتر کريم عبديان از ملت عرب اهواز و آقای ناصر بليده ای از جانب ملت بلوچ در ايران، صحبت کردند.

مرکز مطالعات اهواز سخنرانی دکتر عبديان را از نسخه انگليسی آن تر جمه و در ذيل ميآورد:

بعد از ظهر همگی بخير خانمها و آقايان:
اين روزها صحبتهای فراوانی در باره لزوم تحولات دمکراتيک در داخل ايران و بوسيله مردم و يا مردمان ايران ويا ملت ايران در جريان است. اگر واقعاً چنين است ، بايد ديد که اين مردمان و يا اين باصلاح ملتی که قرار است اين تحولات را ايجاد کند، چيست، کيست و يا کدامند.
آيا واقعاً جامعه ايران ، همگرا (hemogenous) ،جامعه ای يک ملتی و يا يک دولت - حکومت يعنی (Nation-State) است؟

جواب قاطعانه خير ميباشد.

ايران جامعه ای کثيرالمله ، چند زبانه، چند فرهنگی با تعدد اتنيکی و مذهبی ميباشد که از ملل عمده ترک، فارس، کرد، عرب، بلوچ ، ترکمن، لر، بختياری و ديگر ملل و اقوام کوچکتر تشکيل شده است. سيستم سياسی در ايران هموا ره بر پايه قدرت مطلقه حکمرانان ، رژيمهای توتاليتر و غيردموکراتيک استوار بوده است . وجه مشخصه غيردمکراتيک بودن اين سيستمها قبل از هر چيز ناشی از محروم کردن زنان و خلقهای تحت ستم و غير حاکم از شرکت در سيستم سياسی و در حق تعين سرنوشت خويش بوده است. علاوه بر اين رژيمها و فرمانروايان حاکم بر آن هيچگاه برگزيده و منتخب واقعی خلق فارس نبوده اند که اين حاکمان خودرا متعلق و منتسب به آن دانسته اند . در واقع حکومتهای حاکم بر کشور کثيرالملله ايران همواره بر اساس سيستم سانترا ليسم و استبد ا د، انحصار مطلقه فرد ، خانواده يا گروه خاصی بوده است.
ملت عرب اهواز يکی از ملل تشکيل دهنده کشور ايران است که عمدتاً در جنوب غرب در اقليم اهواز و يا استان خوستان ساکن ميباشد . به نظر من ، ملل غير حاکم و تحت ستم از يک سو و زنان در ايران از سوی ديگر، دو جزء بسيار مهم جامعه ايرانند که بيشترين ستم و تبعيض بر آنها روا شده و کمامان نيز ميشود. حکومتهای مختلف در ايران، اين دو عضو اصلی جامعه را عمداً از قدرت سياسی بکنار و در حاشيه نگه داشته اند بر انها انواع واقسام ظلم وستم روا داشته و به آنان عملاً بمثابه شهروندان درجه دو و سه مينگرند.
متاًسفانه آماردقيق دولتی و رسمی ازترکيب جمعيتی و تناسب اقليتهای ملی و مذهبی در ايران موجود نيست ولی بنا به تحقيقات نويسنده و پژوهشگر مسا ئل ملی و قومی در ايران، آقای يوسف عزيزی بنی طرف، ايشان با استفاده از بيش از ۲۰ سال داده های دولتی بخصوص نتايج انتخابات محلی و کشوری، جمعيت عربهای ايران را حد اقل ۴.۵ ميليون و تا ۷ ميليون ، يعنی از ۸ تا در صد جمعيت تخمين زده اند.
پيش از الحاق اجباری و انضمام کامل منطقه خوزستان و يا اقليم اهواز (که در آنزمان ولايت عربستان خوانده ميشد) به حکومت مرکزی در سال ۱۹۲۵، اين اقليم و عربهای ساکن آن به طور مستقل، نيمه مستقل و يا خود مختار، تا اواخر سلطنت قاجار، در ايران ميزيسته و از اختيارات قابل توجهی برخوردار بوده اند.
در حاليکه زمينهای اباء و اجدادی مردم عرب اهواز ۹۰% نفت ايران را تامين ميکند، خود آنها از اين ثرت بی کران بی بهره و حکومت هيچ بخشی از عوايد نفت را به آنها ويا به منطقه اختصاص نميدهد.
حکومت جمهوری اسلامی بمانند رژيمهای قبل از آن، ملت عرب در ايران را به ديده امنيتی و با شک وترديد نگريسته و عربهای ايران از جانب نيروهاای ناسيوناليست و شوونيست ايرانی مستمراً مورد اهانت و بی احترامی قرار گرفته اند.
سطح بيسوادی در ميان عربها ۳-۴ برابر و بيکاری ۵-۶ برابر ميانگين کشوری است.
زبان تدريس به زبان مادری از دانش آموزان عرب دريغ و ۳ /۱ دانش آموزان عرب در دوره ابتدائی، ۲/۱در دوره متوسطه؛ و ۴/۳ در دوره دبيرستان ترک تحصيل ميکنند- يعنی از ۴ نفر که بمدرسه ميروند فقط يکی ديپلم ميگيرد.
بدون ترديد ميتوان گفت سياستهای رژيم کنونيدر ايران بر مبنای پاکيزگی قومی، محو ونابودی هويت ملی وفرهنگی ملت عرب اهواز قرار دارد.
بنا به آماردولتی ۸۰ درصد کودکان عرب در خوزستان از سوء تغذيه رنج می برند ونصف کل جمعيت عرب خوزستان در زير خط فقر مطلق بسر ميبرد. در خوزستان استاندار ، فرمانداران، شهرداران و کليه مناصب و مقامات دولتی از غير عرب و غير بومی و عمدتا ً فارس ازتهران انتخاب و منصوب ميشوند- مردم بومی عرب در اداره امور خود هيچگونه اختياری ندارند.
مقامات استان خوزستان کماکان از صدور شناسنامه به نوزادان عرب که اسامی عربی و غير شيعه اختيار کنند، سرباز ميزنند و در عوض به آنها اسامی فارسی توصيه وتجويز ميکنند.
استفاده و پوشيدن لباس محلی و بومی عربی در ادارات و موسسات دولتی بمانند دوره رضا شاهی، کماکان ممنوع و تعويض اسامی مکانهای جغرافيائی، بناهای تاريخی وغيره، از عربی بفارسی در جمهوری اسلامی هنوز بشدت ادامه دارد.
خانمها و آقايان، من در دست خود، مدارکی دارم به شما نشان ميدهم، مدراکی که محرمانه از درون جمهوری اسلامی به دست آمده است- طبق دستور صريح و موکد اين بخشنامه های دولتی که يکی از طرف فرمانده کل قوای مسلح به وزير کشاورزی و ديگری از دفتر رئيس جمهور و موافقت شورای عالی امنيت ملی و نيز موافقت فرماندهان نظامی بنام ” طرح های آمايش سر زمينی” ، به کليه وزارتخانه ها صادر شده است که اين هر دو طرح برای ” تغير بافت جمعيتی سا کنين نوار مرزی استان خوزستان ” ميباشد.
بر مبنای محتويات اين بخشنامه ها که تاريخ آنها ۱۹۹۹ ميباشد، دولت ايران سياست رسمی آسميسلاسيون و پاکيزگی قومی عربهای ايران را بوسيله تغير بافت جمعيتی، جابجائی،اخراج و اسکان اجباری مردم عرب از زمينهايشان به خارج از منطقه -به اصفهان، شيراز، تبريز، کرج و تهران، را اتخاذ کرده است. بنا به تصريحات اين بخشنامه ها هدف نهائی اين سياست تقليل جمعيت عرب خوزستان، از حدود ۷۰% به يک سوم، در مدت ۱۰ سال يا کمتر، ميباشد. ترجمه انگليسی اين مدارک را ما تکثير و در روی ميز نشريات در خارج از سالن قرار داده ايم.
در راستای اين سياست پاکيزگی قومی، دولت شهرک های شبه استعماری مانند رامين-۲، شيرين شهر و ديگرمجمتمع های مسکونی- با کليه امکانات رفاهی در مراکز عرب نشين استان احداٍث کرده وبيش از يک مليون مهاجرغير عرب وغير بومی را در اين مناطق عرب نشين ، از جمله ملاثانی در ۴۵ کيلو متری شمال اهواز، اسکان داده است. هيچکدام از اين امکانات برای عربهای بومی موجود نميباشد. در مقابل در حدود ۱.۵ ميليون عرب را از مناطق خود بزور اخراج کرده اند.

عربهای خوزستان عمدتاً از مشاغل دولتی محرومند. منابع و مطبوعات رسمی و حتی غير رسمی وجود آنها را انکار و يا به تحقير آنان را عرب زبان خطاب ميکنند. دولت بروشنی سعی در همگونی و يکسان سازی اجباری جامعه (يا فارسيزاسيون) دارد - که بر خلاف پروتکلهای اعلا ميه جهانی حقوق بشر ا ست.
هدف ديگر مورد نظر اين طرح ها همانا پا کيزگی قومی وغصب زمينهای کشاورزی روستا ها و شهرک های عرب نشين خوزستان و دادن آنها به شرکتهای دولتی مانند کشت نيشکردر دو طرف رود کارون در مناطق عرب نشين حويزه، خفاجيه، ملا ثانی و اراضی زير سد دز در مناطق ميناو ، اسکان غيربوميان عرب در اين مناطق و اخراج ساکنان بومی عرب خوزستان از سرزمينهايشان ميباشد.
تقاضای عادلانه اقليت عرب برای احقاق حقوق انسانی از جمله آموزش بزبان مادری، وديگر خواسته های اجتماعی، اقتصادی وفرهنگی را رژيم ايران کما کان با بر چسب ” تجزيه طلبی ” و “وابستگی به کشورهای اجنبی ” و ” خطر برای تماميت ارضی “، “بعثی” و “وهابی” و غيره سرکوب ميکند.
موارد مشخص و جنبه بارز سياست پاکيزگی قومی که سياست روشن وسيستماتيک حکومت جمهوری اسلامی برعليه ملت مظلوم و بی دفاع عرب بومی خوزستان است و تبلور آن در غصب بيش از پانصد هزار هکتار زمينهای آنها در ۱۰ سال گذشته ميباشد. انحراف رود خانه های کارون و کرخه به مناطق مرکزی و فارس نشين اصفهان رفسنجان و ديگر مناطق مر کزی، از ديگر جوانب اين سياست است.
بنا به گزارش آقای ميلون کوتاری نماينده و رپارتور ويژه سازمان ملل که در ماه جولای گذشته-۲۰۰۵- به اهواز سفر کرده اند توجه فرمائيد:
“وقتی شما از اهواز ديدن ميکنيد وضعيت غير عادی منطقه را ميبينيد که هزاران خانواده در کنار مزبله ها و اگو های باز، بدون هيچگونه بهداشت، بدون هيچگونه آب لوله کشی و يا آب آشاميدنی، بدون برق و بدون گاز زندگی ميکنند”…ايشان ادامه ميدهند ” موضوع ديگری که براستی نگران کننده است آنست که دولت شهرک هائی در مناطق عرب ميسازد و ساکنان آنرا از خارج منطقه ميآورد- برای نمونه اين شهرک شيرين شهر که ساکنان آنرا از مناطق يزد و مناطق مرکزی آورده اند” و باز ادامه ميدهد ” گزارشی که ما در يافت کرده ايم نشان ميدهد دويست تا دويست و پنجاه هزارخانوار از دهات و قصبه های خود به زور اخراج شده اند”
در تاريخ ۱۵ آوريل ۲۰۰۵ – که هزاران نفر از مردم عرب اهواز - در خيابان های شهر اهواز تجمع کرده و بر عليه سياست بر ملا شده دولت مبنی بر پاکيزگی قومی ، همچنين بر عليه فقر و بيکاری، شروع به تظاهرات گسترده ومسالمت اميز ميکنند.، نيروهای امنيتی به تظاهر کنندگان با گاز اشک آورر حمله و متعا قباً بر روی تظاهر کنندگان آتش گشوده و حد اقل ۶۱ متظاهر کننده را ( بنا به سازمانهای عفو بين الملل و ديدبان حقوق بشر) کشته و هزاران نفر دستگير ميشوند . دريکسال گذشته بيش از ۲۵۰۰۰ عرب در خوزستان دستگير شده اند. در ۲ مارچ امسال علی عفراوی ۱۷ ساله و مهدی نواصری ۲۰ ساله را رژيم جمهوری اسلامی در ملاء عام در اهواز- بوسيله جرثقيل- اعدام ميکند.
تعداد فراوانی از زنان و کودکان فعالين سياسی عرب که از ترس بازداشت مخفی و يا به خارج گريخته اند را حکومت جمهوری اسلامی به گروگان گرفته است - ازجمله معصومه کعبی و فرزند ۴ ساله او عماد، هدا هواشمی و فرزندان ۴ ساله و ۲ ساله او احمد و اسامه، سکينه نيسی و دختر ۲ ماهه او سلمه که در زندان سپيدار بدنيا آمده و ده ها نمونه ديگر، قسمتی از کارنامه حقوق بشر جمهوری اسلامی ميباشد.

با وجود اعمال اين همه خشونت و ترور حکومت بر عليه ملت عرب اهواز در ايران، اين ملت مخالف اعمال خشونت و معتقد به اعتدال و مبارزات مدنی و مسالمت اميز برای نيل و تحقق به حقوق مشروع و حقه خود ميباشد. مبارزات کنونی ملت عرب اهواز در ايران جزیًی از مبارزات کلی و دموکراتيک مردم ايران است که هم اکنون در حال گذار است.
ما ملل تحت ستم و غير حاکم که در کنگره ملل ايران فدرال جمع شده ايم معتقد به جنبش سراسری و مبارزات جاری خلقهای ما بر پايه رهايی از سيستم متمرکز ، ستمگر و غير دموکراتيک کنونی و ايجاد سيستم دموکراتيک ، پلوراليست ، سکولار وغيرمتمرکز هستيم که در آن به رسميت شناختن حقوق متساوی زن و مرد و به تحقق در آ وردن حقوق تمام ملتهای ساکن در ايران : فارس ، آذری ، کرد ، بلوچ ، عرب ، ترکمن و تمامی ملل، اقوام و گروهای اتنيکی و مذهبی، شيعی و سنی، مسيحی، يهودی، بهائی، مندانی، زردشتی و ديگر اديان و مذاهب مسير باشد.
اشاره به اين سالن و اين مجلس سنای آمريکا که خود يکی از مراکز قانون گزاری سيستم سياسی عدم متمرکز، فدراتيو ميباشد که مرکز نمايندگان ۵۰ حکومت خود مختارو منتخب ايالات و مناطق مختلف ميباشد، کافی است.
سيستم فدراتيو را ما بعنوان آلترناتيو برای سيستم سياسی آ ينده ايران پشنهاد ميکنيم. سيستمی که بر پايه تقسيم قدرت در بين ملل تشکيل دهنده ايران باشد - بايد اين ملل و اقوام در طرح و ايجاد چنين سيستمی نقش تعيين کننده را داشته باشند.

اعتقا د ما در مورد طرح و توافق برسر يک سيستم فدرا ل بمثابه آ لترناتيو متناسب با شرايط جامعه ايران چند مليتی بر اين باور استوار است که چنين سيستمی ميتواند از يکسو مانع ايجاد و گسترش درگيری و اختلافات در بين ملتهای ساکن جامعه ايران گردد و از سوی ديگر قدرت مطلقه و متمرکز غير دموکراتيک جای خود را به يک سيستم غيرمتمرکز و دموکراتيک بدهد که در آ ن اين ملتها در جوار هم بصورت داوطلبانه با داشتن مناطق خود مختار و دولتها و پارلمانهای منتخب خود ، صاحب و ناظربر حاکميت ملی خود بوده و راساً و بلاواسطه در امور سياسی و سرنوشت خود شرکت نمايند و مضاناً نيز در تشکيل و اداره دمکراتيک حکومت فدرال مرکزی- فعالانه شرکت جويند.
به اعتقاد ما آينده ايران و حل بحران ديرينه داخلی آن؛ که نتيجه وجود حکومتهای خودکامه – چه سلطنتی و چه آخوندی است – مسًوليت همه مليتهای تشکيل دهنده آنست. آينده ايران بعنوان کشوری مترقی ، مدرن وعضو فعال جامعه بين الملل، تنها از طريق همزيستی داوطلبانه همه مليتهای متشکله آن و تحت شرايطی که همه ملل فرصت غناء و شکوفايی فرهنگ، زبان، تاريخ، اقتصاد و سرزمين خود را داشته باشند؛ در چهارچوب يک سيستم سياسی-حکومتی فدرال، که تضمين کننده اين حقوق و حق تعين سرنوشت آنان باشد، ممکن و ميسر است.
ما از مجلس سنای آمريکا ميخواهيم که:
۱. با طرح و تصويب قطعنامه ای اختناق و تضيق حقوق بشر در ايران را - بخصوص سرکوب و کشتار بيرحمانه اقليتهای ملی و مذهبی بوسيله جمهوری اسلامی ايران را- محکوم کند.
۲- از شورای امنيت سازمان ملل و آقای کوفی عنان خواسته شود با تشکيل يک کميسيون کشف حقيقت برای تحقيق- و فرستادن آن به مناطق مورد سکونت اقليتهای ملی در آذربايجان، خوزستان، بلوچستان وکردستان- که در حال مبارزه آشکار مدنی با رژيم هستند، موافقت کند چرا که حکومت نيروی وسيعی را به اين مناصق گسيل داده و اجازه ورود به خبرنگاران بين المللی رانميدهد.


درد زن و مرد یکی است 20:34 @ Mon, 5 Jun 06

حقوق ملی و حق شهروندی

یک رویکرد مهم دیگر در چالش نظری پیرامون مسئله ملی و حل آن، فهم حقوق ملی و حق شهروندی است.
برخورداری از حق ملی، حقی است دموکراتیک که هر شهروند یک کشور باید از آن بهره‌مند شود؛ اما این همان حق شهروندی و عین آن نیست. در یک کشور با تنوع ملی، هر فرد یک شهروند است ولی در همان‌حال متعلق به یک هویت ملی و فرهنگی مشخص ،و نیازمند آنکه حق ملی وی توسط دیگر شهروندان به رسمیت شناخته شود. در جامعه دموکراتیک با تنوع ملی، فونکسیون شهروندی همان نیست که در جامعه دموکراتیک فاقد رنگارنگی ملی. در اولی، حق شهروندی تنها با حق ویژه ملی تکمیل می شود تا که دموکراسی واقعی بتواند امکان تجلی یابد. این نیز ممکن نیست مگر آنکه شهروندی که به زبان و ملیت مسلط متعلق است، شهروند دیگر را که در اقلیت قرار دارد بدانگونه بپذیرد که هست. به عنوان مثال یک فارس‌زبان در کشور ما تعیین نمی کند که یک کُرد یا یک عرب مسئله ملی دارد بلکه باید همت کند تا دریابد که هم‌وطن کُرد و یا عرب او درد ملی دارد و در مقام یک شهروند،خود را به آن ظرفیت از شعور دموکراتیک ارتقا دهد که قادر باشد حق ملی وی را به رسمیت بشناسد.

این یک مغلطه آشکار است که گفته شود درد همه مردم ایران یکی است و آن هم نبود دموکراسی و عدالت است و اگر دموکراسی و عدالت برقرار شود، همه مشکلات حل خواهد شد!

این بدان می ماند که گفته شود که درد زن و مرد یکی است و با استقرار آزادی و دموکراسی، ستم مرد بر زن نیز خودبخود از بین می رود! حال آنکه زن دو نوع ستم را تحمل می کند، یکی همسان با مرد به خاطر نبود آزادی و دموکراسی، و دیگری اما تنها به دلیل زن‌بودنش. دموکراسی، صرفاً در ساختار خلاصه نمی شود بلکه روشی است مدام تکامل‌یابنده و در همان‌حال نسبی که با حد تکامل فکری و فرهنگی جامعه مفروض مشروط می شود و فقط هم در روند تاریخی خود تکمیل و تعمیق می یابد. دموکراسی‌های اروپا در نیمه نخست قرن بیستم هم وجود داشتند اما در اکثر آنها زنان از حق رأی برخوردار نبودند و تنها به اتکای نیروی مبارزه فمینیستی بود که این دموکراسی‌ها بر نقص خود در این زمینه غلبه کردند.


nazanin 11:17 @ Mon, 5 Jun 06

بقول کوروش مدرسی عزيز...... ننگ بر کسانی که برای مردم مليت ميتراشند .


nazanin 11:04 @ Mon, 5 Jun 06

درود بر دانشجويان قهرمان ايران . درود بر زنان ؛ کارگران و همه انسانهای ازاديخواه که ديدی ژرف دارند واينده نگر ( صد البته منظورم چب و چوله های سنتی عهد عتيق وبعضی از جریانهای به اصطلاح چب که فقط تا جلوی دماغشان را میبینند وحرکتهای ارتجاعی را نمایندگی میکنند نیست ) بیایید در یک صف واحد با دانشجویان همراه شویم و برای دفاع از خود در برابر سبعیت این جانوران اسلامی بايد فدرتمند باشیم . چگونه؟ برای دفاع از ازادی به گارد ازادی بييونديد. سايت گارد ازادي: garde-azadi.blogfa.com


پيام صريح مردم 23:53 @ Sun, 4 Jun 06

دولتمردان ميبايست پيام صريح مردم را بشنوند: رسميت زبان تركي!

سركوب سيستماتيك زبان٬ فرهنگ و هويت تركي در ايران و توهين و تحقيرات نژادپرستانه دولتي و رسمي بر عليه عنصر ترك٬ كه از سوي دولت و نظام بدون توقف صورت ميگيرد٬ دير يا زود واكنش اعتراضي گسترده دو دولت تركيه و آذربايجان را – كه هر دو هم اكنون عضو پارلمان اروپا بوده و به سرعت در مسير انگراسيون همه جانبه با اتحاديه اروپا ميباشند- و متعاقبا اروپا موجب خواهد شدּ و اين به معني منطقه اي شدن مساله خلق ترك ساكن در ايران و ايجاد بحرانها و تنشهاي بسيار جدي در بعد منطقه اي و انعكاس آن در اروپا و به يك معني اروپائي شدن مساله خلق ترك در ايران استּ مفيد است كه ياد آوري شود در جهان معاصر نام ملي تنها دو خلق٬ خلق ترك در ايران و توده ترك در تركيه٬ “ترك” ميباشدּ از اينرو هر اهانتي به عنصر و هويت تركي٬ علاوه بر آزرده نمودن خلق ترك در ايران٬ باعث تحريك توده ترك آسياي صغير و شبه جزيره بالكان نيز خواهد شدּ

پيام مردم٬ جوانان و زنان و كودكان و روستائيان و شهريان و روشنفكران و روحانيون و ּּּ ترك در دو هفته گذشته در آذربايجان و خارج آن به مقامات و نهادهاي دولت٬ از جمله اين است:

- به رسميت شناخته شدن هويت ملي خلق ترك در ايران از طرف دولت و انعكاس آن در همه قوانين٬ همانگونه كه اين خلق خود آنرا درك و تعريف مينمايد

- دوري اكيد از تدبير دولتي تحريك آميز و اهانت نژادپرستانه آذري و آذري زبان ناميدن مليت ترك كه مدام از سوي دولت و مقامات رسمي به جاي نام ملي-تاريخي اين مليت:”ترك”٬ صورت مي پذيرد

- پالايش دولت از ذهنيت و سياستهاي نژادپرستانه “زبانكشي دولتي”٬” نژادپرستي زباني فارسي” و “نسل كشي زباني ملل غيرفارس ايران” ٬ بويژه سيماهايي كه سمبل نژادپرستي زباني فارسي در ايران شمرده ميشوند مانند هاشمي رفسنجاني و حداد عادل

- پرهيز از شعارها و ادعاهاي نژادپرستانه آريايي و قومييت گرايانه فارس محور كه مدام از سوي مقامات و شخصيتهاي كشور شامل رهبر٬ رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام٬ رئيس مجلس شورا٬ رئيس جمهور٬ وزير فرهنگ و ּּּּ تكرار ميشودּ مانند فارس زبان ناميدن كشور ايران٬ عرضه زبان فارسي به عنوان زبان مادري همه ايرانيان٬ آريايي نماياندن نژاد مردم ايران ּּּּ

- تغييرات لازمه در قانون اساسي در راستاي به رسميت شناخته شدن تنوع ملي و زباني مردم اين كشور و برابري مطلق آنها و تقيد بي قيد و شرط و موظف شمردن دولت به احترام عملي به اين تنوع و تضمين برابري آنها از طريق ذكر” كشور ايران كشوري مركب از مليتهاي با حقوق برابر ترك٬ فارس٬ لر٬ كرد٬ مازي٬ گيلك٬ عرب٬ بلوچ٬ تركمن٬ لار وּּּ است”

- پايان دادن به رسميت انحصاري زبان و خط قوم اقليت فارس و به رسميت شناختن فوري زبان تركي به مثابه زبان اكثريت نسبي مردم

- پايان دادن به پريشان انديشه هاي بيمارگونه “زبان و خط فارسي عامل وحدت ملي ايرانيان است” و “محوريت زبان فارسي در تعريف هويت ملي همه ايرانيان” در تدوين سياستهاي كلي نظام و لغو همه اسناد و مصوبات و قوانين ּּּּكه بر اساس دو نگرش نژادپرستانه و فارس محور فوق تنظيم و تدوين شده اند شامل قانون اساسي٬ مجمع تشخيص مصلحت نظام٬ شوراي عالي امنيت ملي٬ شوراي عالي انقلاب فرهنگي٬ صدا و سيما٬ فرهنگستان زبان و ادب فارسي٬ وزارات آموزش عالي٬ علو٬ ارشاد و فرهنگ٬ آموزش و پرورش٬ خارجه و ּּּ

- كاربرد رسمي و دولتي همه جانبه زبان تركي در عرصه هاي قانونگذاري٬ حقوقي٬ آموزشي٬ رسانه ها٬ علائم و غيره ٬ از جمله در اقدامات سمبليكي مانند انتشار قانون اساسي و چاپ اسكناسها٬ در نمايندگيهاي خارج كشور و محاكم قضائي٬ در علائم و تابلوها وּּּ

تاسيس فرهنگستان زبان٬ ادب و تاريخ تركيּ همچنين ميبايست در مقابل هر بنياد و موسسه و نهاد دولتي كه براي حفظ و گسترش زبان فارسي از سوي دولت ايجاد شده است٬ معادل آن براي زبان تركي نيز ايجاد شود (فرهنگستان زبان و ادب فارسي٬ شوراي گسترش زبان فارسي٬ مجمع بين المللي زبان فارسي٬ مجمع بين المللي استادان زبان و ادبيات فارسي٬ انجمن شاعران فارسيگوي جهان٬ سمينارهاي زبان فارسي٬ المپيادهاي سراسري زبان و ادبيات فارسي٬ گاهنامه هاي فرهنگ و زبان و ادب فارسي و پارسي و ּּּּ)

- ايجاد كانالهاي سراسري دولتي و خصوصي راديو و تلويزيون به زبان تركي٬ چاپ و نشر نشريات و روزنامه هاي سراسري دولتي و خصوصي به زبان تركي معيار

- بسيج براي آغاز تعليم و تعلم به زبان تركي در آذربايجان و ديگر مناطق ترك نشين در سال تحصيلي پيش رو٬ در همه سطوح تحصيلي

- توقف آموزش زبان فارسي تحت پوشش سوادآموزي در مدارس عشايري٬ كودكستانها و مهدكودكها٬ آموزش بزرگسالان و ּּּ در مناطق ترك نشين تا زمانيكه آموزش به زبان تركي براي اين گروهها آغاز نشده است

- اجباري نمودن توانايي خواندن و نوشتن به زبان تركي نوشتاري و ادبي براي همه طلبه ها و روحانيون در حوزه هاي مناطق ترك نشين كشورּ بويژه مراجع و روحانيون عاليرتبه ترك٬ مطلقا مى بايست سواد تركي داشته باشندּ بيگانگي اكثريت مطلق روحانيون عاليرتبه ترك با فرهنگ و زبان ملت خود و عدم آشنايي آنها با تركي نوشتاري٬ يكي از معضلات اصلي اين صنف بوده و باعث عقب ماندگي مفرط آن در بسياري از عرصه هاي ديگر نيز شده استּ

- با توجه به شرايط ايران٬ فارسها بويه مقامات عاليرتبه دولتي فارسي٬ هم مطلقا مي بايد موظف به يادگيرى يكى از زبانهاى غيرفارس ايران بشوند. محروميت تركها و ديگر مليتهاى ايرانى از تعليم و تعلم به زبانهاى ملى و مادريشان٫ البته كه معضلى بسيار بزرگ و از عوامل عمده عقب ماندگى عمومى جامعه ايرانى از جهان متمدن و معاصر است. با اينهمه محروم بودن فارسها از يادگيرى ديگر زبانها و فرهنگهاى ملى ايران و محدود ماندن دنياى ذهنى شان و كاناليزه و تنگ شدن افقشان٫ نيز به همان اندازه معضلى بزرگ و از عوامل عقب نگهداشته شدن جامعه ايرانى است. ازينروست كه در ايران مدنى٫ فارسها بويژه مقامات عاليرتبه فارسي٬ با اتخاذ تدابيرى قانونى٫ مىبايست كه مطلقا موظف به يادگيرى يكى از زبانهاى ملى ايران شوند و با فرهنگ مدارا و تكثر زباني-ملي تربيت شوند.

ּּּּּּ


رسميت يافتن زبان تركي 20:31 @ Sun, 4 Jun 06

ايران :
تظاهرات آذربايجاني ها عليه كاريكاتور اهانت آميز نشانه نا خرسندي است
ترجمه : ياشار عليخاني

http://www.isn.ethz.ch/news/sw/details.cfm?ID=16060

طي چند روز گذشته تظاهرات وسيعي در منطفه شمال غرب ايران برگزار شد كه طي آن چندين نفر كشته شدند.
اين تظاهرات پس از ان صورت گرفت كه روز نامه دولتي ايران روز 19 مي با درج كاريكانوري كه در آن سوسكي به زبان آذربايجاني صحبت مي كند با اينكه روزنامه ايران وابسته به دولت بوده اما دولتمردان ايران اين عمل را توطئه دشمنان معرفي كردند.كه اين دشمنان عبارتند از آمريكا - اسرائيل و انگليس. اما شاهدان محلي معتقدند انتشار اين كاريكاتور بها نه اي تود براي آذربايجانيها كه خواستهاي خود را مبني بر احقاق حقوق اجتماعي – سياسي و فرهنگي مطرح كنند
دولتمردان ايران با اشلره به اين كه اين كاريكاتور توهين به همه ايرانيهاست از آذربايجانيها عذر خواستند.

نقشه خارجي:
روز 23 مي يك روز پس از برگزاري تظاهرات مردم تبريز دادستان تهران دستور توقيف روزنامه ايران و دستگيري سردبير و كاريكاتوريست آن را صادر كرد اما اين امر منجر به كاهش تنش در شمال غرب ايران نگرديد .
بروز چندين تظاهرات در شمال غرب ايران گزارش شده است . روز 25 مي احمدي نژاد در تلويزيون ظاهر شده و بروز شورش را تلاش دشمن براي جلوگيري از پيشرفت ايران در راه دست يابي به انزژي صلح آميز معرفي كرد.
روز 28 مي خامنه اي در ديدار نماينده گان مجلس گفت :«شورش هاي اخير حاصل تلاش آمريكا و جرج بوش كه با اختصاص ميليون ها دلاربودجه براي نا آرامي در ايران تلاش مي كند . اين جنجال ( شورش هاي قومي – مذهبي ) توطئه دشمنان مردم ايران است . آنها پول هزينه مي كنند تا بين اقوام و جوانان و طبقات اجتماعي اختلاف ايجا كنند . آنها اين بار اشتباه كرده بودند كه براي ايجاد اختلاف انتخاب كرده بودند.»
شورش اعراب و كردها
اين اولين باري نيست كه دولت مردان ايران بروز ناامني در ايران راتوطئه دشمنان خارجي معرفي مي نمايند . تهران سال قبل انگليس را به دست داشتن در انفجارهاي خوزستان متهم كرد. و همچنين آمريكا را به خاطر ايجاد اختلاف بين كردها و حكومت مركزي ايران تقبيح كرد.
تورج اتابكي نويسنده ايراني ساكن هلند در اين باره اعتقاد دارد :« ... دولت مردان ايران به تظاهرات اجتماعي از منظر امنيتي مي نگرند و با استفاده از تئوري توطئه به وجود نقش دولت هاي خارجي در تظاهرات مردم آذربايجان بيان مي كنند. و نمي خواهد اين تظاهرات را محلي و اجتماعي ببينند. حتي در جريا ن حكومت ملي آذربايجان در سال 1946 خواسته هاي آنان در چهارچوب ايران بود. در اوايل دهه 90 خاتمي اصلاحاتي را براي احقاق حقوق اقليت ها شروع كرد. اتابكي معتقد است كه احمدي نژاد نيز بايد دنباله رو همين سياست باشد.
اما احمدي نژاد با انتخاب استانداران از اعضاي سپاه و بسيج و حتي انتخاب شهرداران از بين پاسداران خط بطلاني به اين عقيده كشيد .»
علي حامد ايمان روزنامه نگار تبريزي به راديو فردا گفت :« اين كاريكاتور كاتاليزوري براي ملت آذربايجان بوده است »
اعتراض به كاريكاتور ابتدا از طريق دانشجويان دانشگاههاي آذربايجان آغاز گرديده و سپس به ميان توده مردم راه يافت. در حقيقت كاريكاتور باروت حركت ملي آذربايجان بود و به مانند خنجري بود كه از پشت به پيكر ملت آذربايجان فرو رفت.
اخبارتظاهرات مردم آذربايجان عليه اين كاريكاتور با اخباري كه از تهران مي رسد بسيار متفاوت است. خبرگزاري ايسنا گزارش داده است تعدادي از دانشجويان با تجمع در مقابل مجلس خواستار رسميت يافتن زبان تركي شدند.

دشواري تعيين

با تمام شرايط موجود آنچه در منطقه آذربايجان رخ داده به صورت سري باقي مانده است دولت مردان ايران ابتدا مدعي شدند كه فقط تظاهرات در تبريز برگزار شده است و از كشته شدن يك نفر و دستگيري 54 نفر خبر دادند . اما اخبار بعدي حكايت از برگزاري تظاهرات در ساير شهرهاي آذربايجان بود . روز 28 مي سردار حسن كرمي فرمانده نيروي انتظامي آذربايجان غربي از كشته شدن 4 نفر از تظاهر كنندگان شهر نقده توسط نيروهاي امنيتي و بسيج خبر داد. پس از اين عمل حركت بيداري ملي آذربايجان جنوبي ( گاموح ) از بروز تظاهرات در شهرهاي تبريز ، اورميه ، اردبيل ، مراغه ، زنجان ، خوي و بكوان خبر داد كه طي آن چندين نفر كشته و تعداد زيادي مجروح و هزاران نفر دستگير شدند.
كنگره آذربايجانيان جهان ( داك ) از برگزاري تظاهرات عظيم مردم نقده و كشتار مردم توسط نيروهاي امنيتي خبر داد . اتابكي ار بروز تظاهرات در پارس آباد و مشكين شهر در استان اردبيل در نزديكي مرز جمهوري آذربايجان خبر مي دهد.


تغيير رژيم ايران 20:30 @ Sun, 4 Jun 06

تشديد شورش هاي قومي
زمينه ساز تغيير رژيم ايران

پاتريك گوده نو
ترجمه: ياشار عليخاني
http://www.cnsnews.com/ViewForeignBureaus.asp?Page=/ForeignBureaus/archive/200606/INT20060602a.html
نا رضايتي قومي در بلخش هايي از ايران در جريان است اين گونه نارضايتي ها و افزايش آن خطري براي رژيم مذهبي ايران است . توجه بيشتر به مسئله هسته اي ايران در حالي صورت مي گيرد كه پس از انتشار كاريكاتور اهانت آميز به اقليت تورك آذربايجاني باعث بروز تظاهرات وسيع در منطقه شمالغرب ايران گرديد. روزنامه فارسي زبان دولتي ايران وابسته به خبرگزاري دولتي ايرنا با درج كاريكلاتور كه طي آن پسر بچه فارسي در حال صحبت با سوسك گيجي است كه سوسك در جواب وي به زبان آذربايجاني مي گويد « نه منه / چي » كاريكاتوريست براي برخورد با سوسك ها چندين راه پشنهاد كرده است كه اولي گفتگو مي باشد اگر در مرحله گفتگو سوسك ( آذربايجاني ) متوجه نشد بايد منبع غذايي سوسك كه مدفوع انسان است قطع گردد.
اذربايجانيها نمي توانند به زبان مادري خويش تحصيل كنند.فرهنگ تاريخي انها در معرض تهديد قرار دارد جميعت اذربايجانيها بين يك سوم تا يك چهارم جميعت ايران مي باشد. با دخالت نيروهاي امنيتي تظاهرات ملت اذربايجان گسترش يافت رسانه هاي آزاد و برخي از رسانه هاي جمهوري اذربايجان گزارش مي دهند كه طي اين تظاهرات بيش از 20 نفر توسط نيروهاي امنيتي ايران كشته شده و هزاران نفر نيز دستگير شده و تعداد زيادي نيز مجروح شده اند.
سايت خبري ومستقل روزROOZ گزارش ميدهد كه در پي حمله نيروهاي امنيتي به تظاهركنندگان تعدادي از انها نيز به بانكها و ساختمانهاي دولتي حمله كردند.پس از بروز اين حوادث مسئولين عذر خواهي كرده روزنامه دولتي ايران توقيف- سردبير و كاريكاتوريست بازداشت شدند. طاح ضيادوف روز نامه نگار و منتقد سياسي Jamestown Foundation Eurasia Daily از جمهوري اذربايجان معتقد است كه مقامات ايرانب از اين مورد هراس دارند كه شورش داخلي منجر به تغييير رزيم در ايران شود.
رهبران عاليرتبه ايران با استفاده از حربه حفظ وحدت ملي و تلاش دشمن براي ايجاد اختلاف در ايران به توصيف اين حوادث پرداختند. و از دخالت نيروهاي خارجي در اين تظاهرات و فشار غرب با استفاده از تارضايتي داخلي ايران در مورد مسئله هسته اي ايران خبر دادند.احمدي نزاد هفته قبل گفته بود كه دشمن در اجاد اختلاف بين اقوام در ايران شكست خواهد خورد و هر تلاشي تراي بازداشتن ايران از مسير توسعه به شكست خواهد انجاميد خامنه اي گفته است نيروهاي تجزيه طلب و دشمنان باعث ايجاد نار ضايتي قومي شده اند.علي افشاري اصلاح طلب برجسته به سايت روز گفته است كه: وقتي اذربايجانيها از حق تحصيل به زبان مادري محروم هستند .... اين كاريكاتور بهانه خوبي است تا هر اذربايجاني نا رضايتي خويش را از شرايط موجود ابراز نمايند . آذربايجا ني ها نقش بسيار مهمي در انقلاب 1979 ايران داشتند اما نتوانستند در تركيب دولت نقش موثري داشته باشند.
ايران از اين مورد هراس دارد كه وجود جمهوري آذربايجان ثروتمند و مستقل باعث شعله ور شدن ناسيوناليسم آذربايجاني در بين آذربايجاني ها ي ايران شود . ضياد وف معتقد است : تهران از افزايش آكاهي عمومي در بين اقوام كه باعث كاهش هويت ايرا ني و اسلامي آنها شده و اين امر منجر به بروز شورش داخلي شود ، هراس دارد.
اما تهران اين نكته را نيز در نظر دارد كه از نظر آمريكائي ها آذربايجاني ها مي توانند به عنوان نيروي داخلي رژيم ايران را تغيير دهند.
چالش هاي متعدد
سال قبل تظاهرات مردمي ضد رژيم در بين كردها برگزار شد چندين انفجار در منطقه خوزستان كه منطقه نت خيز ايران مي باشد اتفاق افتاد . در پي اين حوادث تهران غرب را مسئول معرفي كرد تركمن ها نيز وضعيتي مشابه دارند .
خبر گزاري آذرپرس هفته قبل از حمايت جنبش ناسيوناليستي تركمن از تظاهرات مردم آذربايجان عليه شوونيسم فارس خبر داده بود .
سازمان آزادي تركمن صحرا اعلام كرده است كه حوادث مناطق مرزي ايران مويد اين نكته است اقليت هاي قومي در پي احقاق هويت وميراث فرهنگي خويش هستند. اتحاد و همبستگي اقوام منجر به سقوط رهبري فارسي خواهد شد.
طي هفته جاري شهر واشينگتن شاهد برگزاري كنفرانسي تحت عنوان راهي به سوي دموكراسي از سوي سازمانهاي قومي خواهد بود.
يكي از اين احزاب حزب دموكرات كردستان مي باشد. دبير كل اين حزب مصطفي حجري گفته است كه جامعه جهاني بايد با يك زبان با ايران گفتگو كند تا كنون اروپا و آمريكا در برخورد با ايران روش هاي متفاوتي را بكار برده اند . آنها بايد حمايت خويش را از تلاش هاي سازمانهاي سياسي براي ايجاد دموكراسي در ايران بكار گيرند .
حجري افزوده است بر اندازي صلح آميز حكومت حامي تروريست ايران باعث ايجاد ثبات در منطقه و بويژه در عراق خواهد خواهد شد.
حزب ديگر كردها انجمن آمريكايي كردي براي دموكراسي در ايران گفته است : ايران بعنوان كشوري فارس معرفي شده كه در آن اقليت هاي قومي از آزادي هاي مدني محروم هستند.
گروههاي مخالف قومي بايد با يكديگر متحد شده و هدفشان پايان دادن به تروردر ايران باشد و در حال حاضر در ايران به خاطر مسئله هسته اي در انزوا قرار دارد اهميت اين تلاش ها بيش از پيش مشخص است.


دكتر براندا شيفر 20:29 @ Sun, 4 Jun 06

معجون بي ثباتي قومي در ايران
برندا شيفر روز نامه اينتر نشنال هرالد تريبون
ترجمه : ياشار عليخاني
جمعه 2 ژزوئن 2006 ژ-12 خرداد85
http://www.iht.com/articles/2006/06/02/opinion/edshaffer.php
كمبريج ماساچوست ك چندين شهر ترك نشين شمالغرب ايران شاهد برگزاري تظاهرات عليه كاريكاتور توهين اميز منتشر شده در روز نامه دولتي ايران عليم اذربايجانيها بود.در اين كاريكاتوراذربايجانيها به سوسك گيجي تشبيه شده اند .يك شنبه هفته قبل هزاران نفر در مقابل مجلس ايران تحمع كرده و خواستار رسميت زبان تركي و امزش اين زبان در مدارس شده ا ند.اين تجمع با حمله نيروهاي امنيتي و دستگيري صدها نفر از از تظاهر كنندگان خاتمه يافت.
توده عظيم ملت آذربايجان طي روزهاي اخير به اين كاريكاتور اعتراض كردند تا چند قو.مي بودن ايران به تمام جهانيان ثابتشود. چرا اين امر ( چند قومي بودن ايران ) قبلا كمتر مورد توجه غرب بوده است . و اين در حالي است بيش از نصف جمعيت ايران را اقوام غير فارس تشكيل مي دهند . تصميم گيرندگانسياست غرب بايد فاكتور اقوام را در محاسبات خويش مورد توجه خاص قرار دهند .
چرا كه اين عاملمهم در ثبات آينده رژيم نقش بسيار موثري خواهد داشت . آذربايجاني ها ، كردها ، عربها ، بلوچ ها و تركمن ها در نقاط مرزي و در مجاو.رت كشورهاي آذر بايجان ، عراق ، تركمنستان ، افغانستان و پاكستان زندگي كرده و از اكثريت كشورهاي مجاور تاثير مي پذيرند. و در روابط دو جانبه ايران با اين كشورها نقش موثري دارند .
اين نكته را نبايد از نظر دور داشت كه آذربايجاني ها يك سوم جمعت ايران را تشكيل مي دهند . ايران از اين بيم دارد كه حضور جمهوري آذربايجان مقتدر باعث ايجاد ناآرامي در بين آذربايجا نيهاي ايران شدذه و منجر به بي ثباتي ايران شود از اينرو ايران در بحران قره باغ كوخستاني از ارمنستان حمايت كرده و هنوز هم اين حمايت ادامه دارد.
تركمن ها و كردها در دولت عراق در حال ايفاي نقش هستند و اين در حالي است كه بسياري از اقليت هاي قومي ايران خواستار احقاق حقوق ابتدايي خويش هستند.
طي شش ماه اخير دس كم سي نفر از كردها كشته و صد ها نفر بازداشت شده اند . كردها تقريبا 10 درصد جمعيت ايران راتشكيل مي دهند .طي سال قبل استان خوزستان شاهد بروز تعدادي حمله تروريستي بود . طي اين سالها نيروهاي امنيتي ايران چندين نفر را به قتل رسانده و بسياري از اعراب اين استان را بازداشت كرده اند. طي ماههاي اخير تعدادي از مردم بلوچ توسط نيروهاي امنيتي دستگير و يا به قتل رسيده اند.
درحالي كه ايران خواستار رهبري جهان اسلام است كمترين اهميتي براي احقاق حقوق اقليت هاي اين كشور قائل نيست . اقليت هاي قومي ايران نمي توانند به زبان مادري تحصيل كنند ، كانال تلويزين خصوصي تاسيس كنند ، مطبوعات آزاد به زبان خود داشته باشند ، بايد مطبوعات به زبان فارسي منتشر شوند .
نماينده ويژه كميسون حقوق بشر سازمان ملل متحد در اين مورد اعتقاد دارد: بر خورد حكومت ايران با اقليت ها با آيين نامه كنوانسيون بين اللملي حقوق مدني و سياسي در تضاد كامل است .
حكومت تهران فعاليت هاي اقوام را به بهانه تجريه طلبي سركوب مي كند . و اين در حالي است كه احاق حقوق فرهنگي و زطباني نميتواند منجر به تجريه كشور شود و حتي نمي تواند عامل بي ثباتي حكومت ايران گردد.
اقليت هاي قومي خواستار احقاق حقوق خويش در چهارچوب ايران هستند.
احمدي نژاد آمريكارا به خاطر برگزاري تظاهرات ملت آذربايجان سرزنش كرده و اين در حالي است كه آمريكا هيچ نقشي در برگزاري اين تظاهرات نداشته است.
هيچ نيروي خارجي نمي تواند بين اقوام ساكن ايران تفرقه ايجاد كند مگر احساس فقر و تبعيض كه از طرف حكومت مركزي ايران به آنها اعمال مي شود. بسياري از فعالين قومي بر اين عقيده هستند كه ايران بخاطر مسئله هسته اي در انزار قرار گرفته است.
تصميم گيرندگان سياست غرب بايد نگاه ويژه اي به نقش اقوام در پايدار حكومت ايران داشته باشند چرا كه خواسته هاي سياسي اقوام ايراني در حال گسترش است .

دكتر براندا شيفر
مدير مركز تحقيقات درياي خزر دانشگاه هاروارد


.ارد و نويسنده كتاب مرزها و برادري : ايران و چالش هويت آذربايجانيان


حمله به کوه‌پيمايان 4:51 @ Sun, 4 Jun 06

حمله وحشيانه به کوه‌پيمايان معترض در تبريز


امروز جمعه ساعت 7:30 صبح در کوه "عون ابن علی(عینالی)" در تبریز که محل کوهپیمایی مردم در روزهای تعطیل است گروهی از کوه‌پیمایان که تعدادشان در حدود 100 بود با دادن شعارهایی مانند "یاشاسین آذربایجان"(=زنده باد آذربایجان) و کف زدن‌های متوالی معترضانه کوه‌پیمایی می‌کردند دراین ضمن نیز نیروی انتظامی با آرامش نظاره‌گر این حرکت بود.
حدود ساعت 8 گروه راهپیمایی کنندگان درحال بازگشت بودند و در عین حال هیچ نشانی از اغتشاش و یا آشوب در این راهپیمایی دیده نمی‌شد.
حدود ساعت 9 بود که یک گروه از بسیجیان که ملبس به لباس بسیجی بودند و تعدادشان تقریبا به تعداد راهپیمایی کنندگان بود و جملگی حامل باتوم بودند با دادن شعارهای انقلابی به سمت راهپیمایی کنندگان حرکت کردند. با نزدیک شدن این دو دسته به یکدیگر راهپیمایی کنندگان معترض دست از راهپیمایی و شعار کشیدند و کنار گاردجاده ایستادند تا بسیجیان رد شوند ولی از نوع حرکت بسیجیان معلوم بود که تنها قصد عبور ندارند. درست هنگامی که به کنار تجمع کنندگان رسیدند یکی از اعضای بسیجی که شاید سردسته بسیجیان بود فریاد زد: "حالت محاصره بگیرید" و سپس دستور حمله داد. با حمله، بسیجیان گرد تجمع کنندگان حلقه زدند و راه فرار را بستند و گروه بسیجی با باتوم و کابل برق به جان معترضین افتادند، گویی که با جنایتکاران سازمان یافته طرف‌اند. عده‌ای از ترس این حمله وحشیانه ناچار به طرف دره پناه بردند ولی آنان که نتوانستند فرار کنند به طرز بسیار وحشیانه ای که با هیچ کلمه‌ای قابل وصف نیست مورد تهاجم قرار گرفتند.
اسفناکتر اینکه این صحنه در میان دید خانواده‌های ورزش دوست که برای ورزش و تفریح آمده بودند اتفاق افتاد و خانواده‌ها نظاره‌گر پاره پاره شدن جوانانی بودند که متمدنانه اعتراض کرده بودند و چه متمدنانه نیز جواب گرفتند. چه بسیار زنانی که گریستند و چه بسیار زنانی که کابل بر سر و صورتشان نشست و پوتین‌های بسیجیان به حساسترین نقطه بدنشان کوبیده شد.

خبری رسيده از Ramin


۹۵ درصد کابینه دولت:فارس 2:11 @ Sun, 4 Jun 06

۹۵ درصد کابینه دولت در دست فارسها است، ریاست هر سه قوه ایران فارس است، بیش از ۹۰درصد شرکت های دولتی در مناطق فارس نشین قرار دارد، فارس حق دارد آروزی اتحاد فرهنگی اقوام فارس زبان دنیا را بکند یا زبان خود را در جهان با استفاده از بودجه ایران تبلیغ کند اما غیر فارس به خاطر ابراز علاقه به فرهنگ خود هم از طرف حکومت و هم از طرف اکثر گروهای سیاسی ایران که حتی داعیه دموکراسی خواهی و حقوق بشر طلبی دارند مجرم امنیتی نامیده شده و گناهی نابخشودنی می شود و برخی از آنها همچون پرویز ورجاوند عضو ارشد نیروهای ملی – مذهبی و محمد حسین فرهنگی نماینده مجلس درخواست اعدام فعالان فرهنگی آذربایجان را از دولت می خواهند.

انسان آذربایجانی می گوید بیش از پنجاه درصد مردان کار آن به دور از خانواده مشغول کسب و رزق اند، کم نیست تعداد زنانی که بیش از ۱۱ ماه سال را بدون شوهر شب و روز می کنند و کودکان بدون مهر پدری، زن آذربایجانی عیرغم شایستگی هایش درصد خیلی کمی از شاغلان زن کشور را تشکیل می دهد. هیچ مقام ارشدی از زنان اندک صاحب مناصب دولتی آذربایجانی نیست. زن آذربایجانی به خاطر دوست داشتن فرهنگ و زبان خود انگ سیاسی خورده و در گوشه های زندانها می خوابد. تابحال صدها نفر از زنان و دختران آذربایجان به خاطر تلاش برای حفظ هویت خود مجرم امنیت ملی شده اند، اما زنان فارس به خاطر دوست داشتن فرهنگ و زبان خود تشویق و تمجید می شوند.

امروزه انسان آذربایجانی خود را عضوی از اعضای جامعه بشری می داند. انسانی که صاحب عقل، وجدان و حیثیت است. او میداند دنیا و تاریخ این حق را به او داده است که کسی نمی تواند با استناد به تفاوت فرهنگ، زبان و ملیت اش در حق او اجحاف کند. برای همین تفکراتی چون پان فارسیسم و پان اسلامیسم را که با استناد با تقدساتی چون “امت واحده”، “تمامیت ارضی” و “تعضیف زبان فارسی به عنوان عامل وحدت ایران” در فکر و عمل او را از بسیاری از حقوق مسلم خود محروم کرده و خواهان دوام محرومیت است، مردود می داند. چرا که هر جامعه انسانی بر پایه و محور انسان است و می بایستی به حیثیت و حقوق انسان احترام بگذارد. انسان آذربایجانی تاریخ دیروز و امروز خود را نقد می کند و واقعیت ها را بازگو می کند او می گوید: تفکرات تمامیت خواه اسلامی و پان فارسیسمی در طی هشتاد سال اخیر بزرگترین تبعیض ها را در حق انسان های غیرفارس در ایران روا داشته است. او می گوید: کودک ۷ ساله فارس بصورت طبیعی حق دارد با توجه به اندوخته های ۷ ساله خود به زبان خود بخواند و بنویسد، از رسانه های عمومی استفاده کند و تمام استعدادهای فکری، ذهنی و اجتماعی را برای رشد و پیشرفت خود به خدمت بگیرد. اما کودک غیرفارس ساکن ایران طی هشتاد سال از این حق محروم است، همان حرفی را که دنیا آن را تبعض نژادی در زمینه تعلیم می نامد، او می گوید با توجه به مقایسه استعدادهای طبیعی آذربایجان و مناطق فارس نشین و منابع انسانی، سرمایگذاری مادی و معنوی انجام شده طی ٨۰ سال اخیر عین بی عدالتی و تبعیض نژادی است. طبق گفته آقای مهرعلیزاده کاندیدا دوره نهم ریاست جمهوری مقدار سرمایگذاری انجام شده در کرمان در ٨ سال دوره ریاست جمهوری رفسنجانی ٣۶۰ برابر چهار استان تورک نشین است. انسان آذربایجانی طبق آموزه های دموکراتیک اسم این عمل را تبعیض نژادی می نامد چون استانهای کرد و بلوچ، عرب و لر وضعیتی مشابه مناطق تورک نشین دارد.
پایه های حقوق داخلی این اعتراضات را اصول ۹،۱۵،۱۹،۴٨ قانون اساسی و پایه های حقوق بین الملل آن را اصول بند ۱ و ۲ ماده ۱ منشور سازمان ملل متحد،ماده های ۱-۲-۷-٨-۱٨-۱۹-۲۰-۲۱-۲۶-۲۷-۲٨ و ٣۰ اعلامیه جهانی حقوق بشر- ماده ۲ و ٨ و بند “د” ماده ۱۷ و ماده های ۲۷ و ۲۹ مندرج در اعلامیه جهانی حقوق کودک- ماده ۱، بند ۱ و ٣ ماده ۲، ماده ٣ و ۴، بند ۲ ماده ۶، بند ۱ و ۲ ماده ۱۹ و ۲۲۰، ماده ۲۰ و ۲۶ و ۲۷ مندرج در کنوانسیون میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی – ماده ۱ و ۱٣ و ۱۵ مندرج در کنوانسیون میثاق بین المللی حقوق فرهنگی، اجنماعی و اقتصادی- بند ۱ ماده ۲ و ماده ۴ کنوانسیون رفع هر نوع تبعیض نژادی و ماده ۱ و ۲ و ٣ کنوانسیون‌ جلوگیری‌ از کشتار جمعی‌ و مجازات‌ می دانیم.
انسان آذربایجانی با نقد عناصر و مشخصه های هویتی خود اعتراف می کند که به علت عدم تحصیل به زبان خویش و نداشتن رسانه های گروهی به زبان خویش، عناصر هویتی اش در مقابل هویت تحمیلی دولت و نژادپرستان فارس تضعیف شده است، این ها طبق ماده یک کنوانسیون کنوانسیون‌ بین‌المللی‌ رفع‌ هر نوع‌ تبعیض‌ نژادی‌ که می گوید: “در قرارداد حاضر اصطلاح‌ “تبعیض‌ نژادی‌” اطلاق‌ می‌شود به‌ هر نوع‌ تمایز و ممنوعیت‌ یا محدودیت‌ و یا رجحانی‌ که‌ بر اساس‌ نژاد و رنگ‌ یا نسب‌ و یا منشأ ملی‌ و یا قومی‌ مبتنی‌ بوده‌ و هدف‌ یا اثر آن‌ از بین‌ بردن‌ و یا در معرض‌ تهدید و مخاطره‌ قراردادن‌ شناسایی‌ یا تمتع‌ و یا استیفاء در شرایط‌ متساوی‌ از حقوق‌ بشر و آزادی‌های‌ اساسی‌ در زمینه‌ سیاسی‌ و اجتماعی‌ و فرهنگی‌ و یا در هر زمینه‌ دیگری‌ از حیات‌ عمومی‌ باشد.” نژاد پرستی است، او ادعا دارد که دول ایران نژاد پرست اند چون تمهیدات آنها هدف و یا اثر محو عناصر هویتی اقوام غیرفارس را دارد. تبعیض نژادی جزء جرایم بین الملل است و عدم تبعیض نژادی جزء قواعد آمره بین المللی. امروزه ملت آذربایجان برای حقاق حقوق با تبعیض نژادی مبارزه می کند چرا که “عدم تبعیض نژادی “را جزء قواعد آمره بین المللی می داند و با استناد به ماده ۵٣ کنوانسیون ۱۹۶۹ عهدنامه ها و بند ٣ ماده ۱ منشور سازمان ملل متحد و ماده ۱ و ۲ اعلامیه جهانی حقوق بشر طرف داران نژاد پرستی را مخالفان صلح و امنیت جهان و سعادت کل بشریت می داند. آنان با استناد به اصل ۱۹ قانون اساسی ایران که هرگونه تبعیض در تقسیم حقوق فرهنگی و اجتماعی و سیاسی را بر پایه زبان ملت و رنگ محکوم می داند خواهان تقسیم بودجه فرهنگی و اجتماعی کشور برای رشد و بالندگی فرهنگ تمام ملت ها و زبان ها به صورت مساوی و به نسبت جمعیت ملی کشور می باشند. آنها می گویند صد در صد بودجه فرهنگی و اجتماعی ایران صرف زبان و فرهنگ فارسی می شود و دیگر فرهنگ ها و زبان ها از آن محرومند.


nana 0:49 @ Sun, 4 Jun 06

حسین م با نمک!!!!

یخ کنی الهی با این بامزه بازی که در آوردی
بابا آخه تو چرا این همه طنز داری پسر ؟؟؟
به نه نه ات بگو برات یه اسپندی دود کنه یه وقت چش نخوری
منظورم چشم نیست ها ...چش یه چیزیه که هیبتش کمی خوفناکه !!!!!!!

خوب لوس بی مزه این شعار ملت متحد پیروز است شعار آزاده مرد تاریخ بشریت سالوادور آلنده بود .....این همون شعاری بود که باهاش یه مرد واقعی تاریخی مدتی روی کار آمد
این پیروزی اراده یک ملت بود که در وجود آلنده متبلور شد
کم شعاری نیست
البته کمونیست های چپ و چپولی مثل تو که به خون امثال آلنده ها تشنه هستند ومن در این شکی ندارم براتون مسخره است !!!!
ولی شماها حقیر تر از این هستید که اتحاد یک ملت را اساسا بفهمید یعنی چی ؟
شما خوداتون رو تو قدرت میبینید و همه مردم را داس و چکش به دست والسلام نانا



حسین م. 0:20 @ Sun, 4 Jun 06

نانا(54)!
فعلآ تا جایی که می توانی جیغ بکش و فحش بده!
هر وقت معلوم شود که موفق شده ای بر اعصابت مسلط شوی، جوابت را می نویسم.

سوال بی ربط: از ملت متحد چه خبر!؟ (نمی دانم چرا هر وقت جمله ی «ملت متحد پیروز است» نانا را می خوانم، به یاد ایالات متحده می افتم، که الا ماشاء الله همیشه در حال جنگ و در شرف پیروزی بر غیر نظامیان است!)


حسین م. 0:18 @ Sun, 4 Jun 06

شبح جان (57و58)!
ابتدا ادعا کردی که من تحت تآثیر تبلیغات رسانه های ج.ا بوده ام که چنین نظری دارم ، وقتی می گویم اینگونه نیست،اینبار می گویی موضعگیری من به این علت است که به رادیو- تلویزیون ج.ا نگاه نکرده ام و نگاهی از دور و از بالا به جریان داشته ام! (یعنی سوار بر فضا پیمای کلمبیا هستم و خود بی خبرم!؟)
شبح جان! گفتگو به این سیاق، عین شانتاژ است! اصلآ چه اهمیتی دارد که من تحت تآثیر چه کوفت و زهر ماری هستم!؟ مگر شما بازجوی اداره اطلاعات هستی که می خواهی منشآ نگرش مرا بدانی!؟ شما نظر خودت را بگو تا ما به فیض برسیم! ضمنآ آیا من منکر حق اعتراض و تظاهرات مردم هستم!؟ من معتقدم این جریان نقطه عطفی در ناسیونالیسم و شوونیسم قومی اهالی ایران است و کمترین تضادی با نظام فعلی ندارد، بنابراین راه آن از راه نیروهای مترقی جامعه جداست و با اینکه هیچ موافقتی با آن ندارم، سرکوب آن را تآیید نمی کنم.


azerbaijan in congress 23:13 @ Sat, 3 Jun 06

PRESENTATION
OF
DIPLOMATIC COMMISSION OF SOUTH AZERBAIJAN

By

ADr. ALIREZA NAZMI

TO

THE CONGRESS OF UNITED STATES OF AMERICA

MAY 30th, 2006

Your Excellencies,

I am grateful to the Congress and freedom loving people of the United States for providing me the opportunity to share with you about the human suffering in South Azerbaijan, located in northwest of Iran.

For the last two weeks, Azerbaijani Turks of Iran have been flooding the streets of Azerbaijan’s cities and Tehran, protesting against inhumane treatment of Azerbaijani Turks in Iran in the hands of the totalitarian dictator regime of the Islamic Republic.

The demonstrations are still peaceful, civil and non-violent. Unfortunately, the present regime needs an excuse to crush our legal rights to demonstrate.

This is being done by planting infiltrators who act illegally and violently and thus give the government a perfect excuse to crush our movement. The government forces have opened fire on peaceful demonstrations.

For the last 85 years, the Pahlavi regime which was inspired by Hitler attempted to create an Aryan haven. They changed the name of the country from Persia to Iran, which means nation of Aryans. Consequently Azerbaijani Turks as well as other ethnicities have been deprived of their basic human rights.

Their culture is denied, their language is forbidden, their history is falsified, their dignity is insulted, and finally, their whole being is humiliated. Now they are saying enough is enough.

Azerbaijani Turks are in the streets demanding equal rights, self determination, and recognition of our identity, language, and culture.

Tens of martyrs, hundreds of wounded, and thousands of illegal arrests, have not stopped us and shall not, until our goal is accomplished. We are determined to gain the right of self-determination granted to nations under the U.N. Article 1541.

I am here today to ask for American people’s support in this cause of freedom and justice to put a stop to the Aryan apartheid and religious extremist policies of Tehran.

Mr. Maurice Capithorn, a special representative of the UN Commission on Human Rights, in his speech at the 58th session of the Commission on April 16th, 2002, in Geneva, said that the Azerbaijanis are Iran’s biggest ethnic group and may number at 30 million people.

Mr. Capithorn also pointed to serious instances of human rights abuses of Iran’s Azerbaijani population, such as:

· Forced assimilation policies to change the ethnic identity

· Illegal misappropriation of Azerbaijani territories to Persian provinces such as Astara, Anzali and Bijar

· Absolute economic deprivation

· Territorial partitioning: dividing Azerbaijan into provinces such as East Azerbaijan, West Azerbaijan, Ardabil, Zanjan, Erak, Hamedon, Gazvin
· Arresting and torturing Azerbaijani national movement activists under false and dubious accusations

· Depriving Azerbaijani Turks from having any public or private media or public education in our own language. The only NGO internet site of 30 million people “Shams Tabriz” was blocked last week.

We have felt the breeze of ethnic freedom that our neighboring countries have been enjoying. We want nothing more than human rights – nothing more than what the UN charters advocates.

Unfortunately Voice of America and Radio Farda have done nothing to give voice to our people. They are monopolized by the Pan Farsist Iranians, regardless of their ethnic origin. In order to survive economically or socially in Iran, it is a must to sell out one’s own ethnicity, and become “Persianized”. These radio shows resort to finding those few self assimilated ethnic representatives or staging infomercials.

Your Excellencies,

The picture is grim — as it is in many parts of the world. You might be wondering why you should care. What is of interest to the U.S. in this conflict.

We believe that it is in our common interest to give the Iranian ethnic groups, which comprise 65% of the population, rights of self-determination. Incidentally, this is a necessary component of having a stable Iran, which we all should care about. Without such recognition to the ethnic groups, there will not be any positive changes in Iran. Without these changes, there can’t exist a stable Iran, and without a stable Iran, there will not be a stable Middle East.

Iran’s so called “opposition groups” may well be opposed to the current government but they do not represent nor are they seeking rights for the ethnic groups.

They possess “pan Farsisit Aryan” ideologies under the cover of “pan Iranist” and seek only to build a chauvinistic nation of one race, one blood, one language and one culture.

This obsolete ideology is not accepted by the majority of people and can not co-exist in a civil multi-national society. That is precisely the reason why they have been unable to remove the mullahs from power for the last 28 years.

There is no incentive for people to support the ‘opposition’ which would only transfer power from one racist regime to another. What the people are demanding is simply equitable rights for all ethnicities and religions across the country.

By supporting the South Azerbaijani and other ethnic national movements, the U.S. can make a meaningful contribution toward a democratic Middle East and at the same time gain a very important ally and potential partner for peace and stability in this troubled yet very sensitive part of the world.

Our people, today, right now, before it is too late, are looking for your support. In our region, which sits between the Caucus and the Gulf, and also between Central Asia and the Aegean Sea, we can not afford instability, civil war, perhaps, Balkanization, or worse yet, starting the second cold war.

Your Excellencies, please bear with me a moment.

Picture Iran’s map. Of all the five major ethnic groups of Iran who are asking for basic rights, all have neighboring countries of their same ethnicity.

To the Southeast we have the abused Balouch of Iran who have their Balouch brothers and sisters in Pakistan.

To the Northeast there are the abused Turkmen of Iran, with the Republic of Turkmenistan to its North.

To the northwest the abused Azerbaijanis in Iran look to the Republic of Azerbaijan to the North and Republic of Turkey to the West.

In the West, the abused Kurds in Iran have their kin in the newly established nation of Kurdestan in Iraq.

To the Southwest and the South, the abused Arabs in Iran, have many independent and prosperous Arab countries to their South and West.

What allegiance can be expected from abused and neglected ethnic groups of Iran today?

These ethnic groups that have borders separating them from their brothers and sisters will be loyal and committed to Iran, only when there is a federal government that is democratic, and ethnically represented.

Islamic Republic’s tortures, imprisonments and executions can only temporarily delay the inevitable dissolution of the country.

In the name of the Nation of South Azerbaijan, I respectfully request the opportunity to address our viewpoint in other meetings with distinguished

God bless Freedom,
God bless America
and
God bless the great nation of South Azerbaijan


nana 20:57 @ Sat, 3 Jun 06


آتشی که در قلب مردم آذربايجان بود اکنون به بيرون شعله کشيده
اين آتش تمامی آتش های نهفته در قلب باقی مردم ايران را از هر مليت و مذهبی
بيرون خواهد کشيد
اين يک غيب گوئی نيست ابدا
اين يک واقعيت است که از ابتدای بشريت اتفاق افتاده و همچنان خواهد افتاد

هرکس که به اين سخنان بالا باور ندارد به قول دانشيان آزاده مرد ايران
تاريخ اين را نشانش داده و خواهد داد . نانا


قیام اهالی کلیبر 13:45 @ Sat, 3 Jun 06

قیام اهالی کلیبر در عصر روز 5 شنبه 11 خرداد ماه

در ادامه سلسله قیامهای مردمی ملت آذربایجان، هزاران تن از اهالی کلیبر در عصر روز 5 شنبه 11 خرداد، با حضور در خیابانهای اصلی این شهر به حاکمیت سیستم فارس گرا در ایران اعتراض کردند و خواستار رسمی شدن زبان تورکی در سراسر کشور شدند.

در این تظاهرات که به درگیری با نیروهای انتظامی منجر شد دهها تن بازداشت شده ند.


سرکوب مطبوعات آذربايجان 13:40 @ Sat, 3 Jun 06

گزارشگران بدون مرز : سرکوب مطبوعات و روزنامه نگاران در استانهای شمالي ايران ادامه دارد



اطلاعيه گزارشگران بدون مرز :

گزارشگران بدون مرز خواهان آزادی قوری شش روزنامه نگار دستگير شده در استان های شمال ايران است. شنبه ٦ خرداد ماه در اردبيل وحيد درگاهي سردبير هفته نامه آوای اردبيل، علي نظری سردبير و رضا کاظمي مدير مسئول هفته نامه ی آراز دستگير شده اند. خانواده اين روزنامه نگاران تا امروز نتوانسته اند خبری از چرايي دستگيری و اتهامات و يا محل بازداشت آنها بدست آورند.
علي حامد ايمان مديرمسئول هفته‌‏نامه توقيف شده شمس تبريزيکشنبه ٧ خرداد ماه توسط ماموران امنيتي در خيابان بازداشت شده است. هفته شمس تبريز در موج توقيف مطبوعات سال ١٣٧٩ از جمله نشريات توقيف شده بود. علي حامد ايمان در آذر ماه ١٣٨٢ نيز يکبار ديگر دستگير و محاکمه و به دوسال حبس تعليقي و ٧٥ ضربه شلاق محکوم شده بود. اين روزنامه نگار دو روز پس از بازداشت با سپردن وثيقه آزاد شده بود.
امين حسين موحدی و اورج اميری نيز در روزهای ٤ و ٥ خرداد ماه در شهرهای مشکين شهر و مرند و در پي گسترش اعتراضات و تظاهرات ضد حکومتي مردم در استانهای آذربايجان بازداشت شده اند.
با ١٤ زنداني، ايران بزرگترين زندان روزنامه نگاران و وبلاگ نويسان در خاورميانه است.
محمود احمدی نژاد رئيس جمهور و آيت اله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامي از جمله ٣٧ رهبر و مقام دولتی در جهان هستند که از سوی گزارشگران بدون مرز بعنوان دشمنان آزادی مطبوعات برگزيده شده اند




تجمع اعتراضی مردم قم 13:38 @ Sat, 3 Jun 06

تجمع عظیم مردم قم در راستای اعتراض به توهین های مکرر رسانه های دولتی و درخواست رسمی شدن زبان تورکی

زمان: سه شنبه 16 خرداد ساعت 7 عصر

مبدا حرکت:

1. میدان شهدا
2. میدان مطهری

مرکز تجمع: میدان آستانه حضرت فاطمه معصومه (س)

شعارها:

هارای هارای من تورکم/
تورک دیلی رسمی اولسون/
ایران تورکو اویاقدیر/ اؤز دیلینه دایاقدیر و….

توجه: لطفا فقط شعار داده و از هر گونه حرکت خشونت آمیز و شعارهای توهین آمیز به سایر ملتها بپرهیزید.

جمعی از طلاب، دانشجویان و کسبه تورک زبان قم

* در نهایت لازم به تذکر است که بر اساس قانون حقوق بشر خواهان حق تعیین سرنوشت همه ملل میباشیم.


Oust Iranian Regime 1:03 @ Sat, 3 Jun 06

Ethnic Upheaval Boosts Calls to Oust Iranian Regime
By Patrick Goodenough
CNSNews.com International Editor
June 02, 2006

(CNSNews.com) - Ethnic unrest continues in parts of Iran, prompting some exiled members of Iranian minorities to step up calls for a concerted effort to topple the clerical regime.

Largely eclipsed by the international attention on Tehran's nuclear program, the latest spate of protests -- and the violent state response -- was sparked by the publication last month of a newspaper cartoon deemed insulting by members of Iran's large Turkic Azeri minority.

The Persian (Farsi)-language Iran Daily, produced by the official Irna news agency, printed a sketch in a children's supplement depicting a boy speaking in Persian to an uncomprehending cockroach, which asks "What?" in the Azeri tongue.

The accompanying text discussed ways of dealing with cockroaches -- first attempt civilized discourse, but if the bugs don't understand, then cut off their "food source" of human excrement.

Azeris, who are prohibited from using their language in Iranian schools and view their ancient culture as being under threat, reportedly were incensed. (Azeris comprise between one-quarter and one-third of Iran's 68 million people, 51 percent of whom are Persian.)

Protests erupted in Azeri regions, prompting a harsh security force response. According to independent Iranian media, exiled groups and news outlets in neighboring Azerbaijan, many protestors have been injured and detained, and unconfirmed reports say up to 20 were killed.

The independent online news service Rooz said the focus on protests then shifted from the newspaper to official symbols, with demonstrators attacking government buildings and demanding the resignation of local officials and police officers.

In a bid to defuse the crisis, authorities apologized, suspended the newspaper and arrested the cartoonist and editor.

"Based on their response, Iranian officials fear domestic unrest could destabilize the ruling regime in Tehran," said Azeri political analyst Taleh Ziyadov, writing in the Jamestown Foundation's Eurasia Daily Monitor on Wednesday.

"Leaders were quick to play up ethnic harmony inside Iran and argue that only an outside force could disrupt that unity."

Senior officials have accused foreign elements of instigating the protests and linking them to Western pressure over Iran's nuclear activities.

"Those who have failed to block Iranians from achieving progress through pressure, conspiracies, and misuse of international organizations have now launched a strategy to foment discord and disillusion among Iranians in order to prevent them from realizing their goals," Irna quoted President Mahmoud Ahmadinejad as saying last week.

Ayatollah Ali Khamenei, the supreme leader who is himself an Azeri, said in a televised speech Iran's "desperate" enemies were resorting to provoking ethnic unrest.

But observers say Azeris have long-held and legitimate grievances.

"When, despite their pride in their language, the Turkish-speaking Iranians are denied the right to officially learn their language and read their books ... it is only natural for a cartoon to be the catalyst and spark for deeply suppressed feelings and pain in the chest of every Azeri," wrote prominent reformist Ali Afshari in a Rooz column.

Azeris have played an important role in major events in Iran's history, including the 1979 revolution, but their influence has been curtailed under the Islamic Republic.

There are about three times more Azeris in Iran than in the former Soviet republic of Azerbaijan itself, and since the Soviet Union's collapse, Tehran has worried that the presence of an independent Azerbaijan on Iran's north-west border could inflame nationalism and secessionism among Iran's Azeris.

"Tehran believes that increased ethnic awareness among ethnic groups in Iran could weaken the religious and national (Iranian) identities -- two pillars of Iran's current establishment," said Ziyadov.

"It could also lead to domestic disorder and threaten Iran's territorial integrity," he said.

"But what scares Tehran the most is the fact that some U.S. observers view the Azeri community in Iran as a domestic force that could potentially bring about regime change in Iran."

Multiple challenges

In another internal headache for Ahmadinejad, student protests flared up again at Tehran University late last month, and Rooz reported Thursday that "a large number" of student activists have been detained.

Tehran also faces challenges from other ethnic minorities.

Anti-regime protests have been held this year by ethnic Kurds, who comprise nine percent of the population.

In Khuzestan, an oil-rich region bordering Iraq, bomb blasts and sabotage occurred in mid-2005 and again last October. Khuzestan is home to Iran's ethnic Arab minority (three percent of the total population.) Tehran blamed the West, but the region has experienced unrest linked to Arab fears the government would flood Khuzestan with non-Arab Iranians.

Yet another minority claiming discrimination, the Sunni Turkmen (two percent), is also restive.

The Azeri Press Agency this week published a statement from a Iranian Turkmen nationalist movement expressing support for the Azeris, and accusing "Farsi chauvinists" of trying to carry out a policy of assimilation against ethnic minorities.

The Turkmensahra Liberation Organization said current developments around Iran showed that ethnic minorities were ready to defend their identity and heritage.

"The accumulation of such reactions will soon destroy the dominant Farsi leadership."

In Washington this week, organizations representing Iranian minorities held a conference to discuss the "road to democracy" in Iran.

One of the participants, Kurdish Democratic Party of Iran (IKDP) secretary-general Mustafa Hejri, called for the international community to "speak with one voice" on Iran.

"So far, the regime has gained the most from the differences in approach between Europe and America in dealing with Iran," the Turkish Daily News quoted him as saying.

"They must redirect their support to the democratic opposition forces both inside and outside Iran."

Hejri said the peaceful removal of the terrorist-sponsoring regime in Tehran would help stabilize the region, particularly Iraq.

Another group taking part, the Kurdish American Committee for Democracy in Iran, said in a statement that Iranian Persians as well as ethnic minorities had been deprived of their freedom.

"Ethnic opposition groups and sectarian political parties must unite to bring an end to this reign of terror in Iran," it said. "This responsibility is even greater now with the looming danger that this regime might develop nuclear weapons in the near future."


Iran’s volatile ethnic m 0:58 @ Sat, 3 Jun 06

Iran’s volatile ethnic mix

By Brenda Shaffer International Herald Tribune

The massive Azerbaijani response to the cartoon is the latest in a string of ethnically based protests and violence that have occurred in Iran this year, highlighting the country’s multiethnic nature, which is little appreciated in the West. Fully half of Iran’s population is non-Persian.

Western policy makers need to take into account the fact that ethnic politics influences Iran’s foreign policy choices and will be a factor in the current regime’s future stability.

Since ethnic Azerbaijanis make up a third of Iran’s population, for example, Tehran is fearful that neighboring Azerbaijan could become a source of irredentism for its own Azerbaijani population. It has therefore supported Armenia in its war with Azerbaijan over the disputed province of Nagorno-Karabakh, even though Azerbaijan and Iran are among the few states with a Shiite Muslim majority

While Tehran likes to portray itself as the champion of the world’s downtrodden Muslims, it denies its mostly Muslim ethnic minorities the most basic rights, such as the right to operate schools, and enforces extreme limitations on newspapers and other media that use languages other than Persian. The Special Representative of the UN Commission on Human Rights has stated that “there can be no doubt that the treatment of minorities in Iran does not meet the norms set out in the Declaration on Minorities or in the International Covenant on Civil and Political Rights.”


تحصن ترکهای قشقائی 0:42 @ Sat, 3 Jun 06

تحصن ترکهای قشقائی در فرمانداری شیراز

راستش شیرازی هستم ولی به خاطر ارتباط نزدیک با دوستان ترک قشقائی ارادت ویژه ای به این قوم اصیل دارم . نمی دانم خبر دارید یا نه .اینجا قشقائی ها در مظلومیت خاصی بسر می برند.

به خاطر اهانت نابخشودنی و هدف دار روزنامه ایران به ترک زبانان دوستان روز شنبه بدنبال گرفتن مجوز رسمی برای اجرای یک تحسن به فرمانداری شیراز رفتند. سرهنگ سپاه عزیزی (فرماندار) مجوزی دادند برای روز چهارشنبه 10 خرداد ساعت سه و نیم عصر که در تالار سینا و صدرا در خیابان نشاط با رعایت مسائل امنیتی اين نشست بصورت تریبون آزاد برگزار گردد.

علی رغم اطلاع رسانی کامل و هماهنگی نهائی ونامه های متعدد به ارگانهای مختلف جهت حفظ امنيت توسط شخص فرماندار و .... ساعت سه عصر قشقائی با ازدحام زیادی در جلو سالن بودند و متاسفانه قفل و زنجیر بزرگی در درب سالن به چشم می خورد . پس از چند تلفن با مسئولین دانشگاه علوم پزشکی شیراز (سالن متعلق به دانشگاه است ) اعلام کردند که از فرمانداری ساعت دو و نیم تماس گرفته و گفته اند که درب سالن را ببندید و کسی را به داخل راه ندهید .

خلاصه سرتان را درد نمی اورم از ساعت 3 تا حدود 5/5 بیش از 1000 نفر با زن و بچه و متاصبانه به اینجا مراجعه کردند تا انزجار خود از از اهانت روز نامه ایران و بخصوص بی توجهی مسئولین به هویت قومیت ها را اعلام کنند . اما این جلسه را شخص فرماندار منتفی کرد و دوستان با انزجار از بی هویتی مدیران و مسئولین و با شعارهائی دسته جمعی و بالاجبار حدود ساعت 5/5 محل را ترک کردند .

نا گفته نماند که نيروهای انتظامی نیز در سرتاسر خیابان نشاط شیراز حضور داشتند .اما برخورد خاصی از طرفین صورت نگرفت .

سوال من این است :

1-چرا فرماندار شیراز اصلا مجوز صادر کرده که بعد بخواهد لغو کند
2- چرا یک روز و یا دو روز قبل از جلسه این برنامه را لغو نکردند وگذاشتند نیم ساعت قبل از وقت اصلی جلسه اعلام کردند که مردم با تحمل گرما در آنجا پشت در بسته قرار گیرند
3- چرا رسانه ها و خبر نگاران ساکت هستند
4- ایا خبرنگاران وظیفه خود را میدانند و یا اینکه تماما دوره های ویژه ای را برای سانسور دیده اند
5- چرا ارتباط شماها با قشقائی ها کم است

البته ضعف از خود آنها هم هست اما واقعیت این است که این قوم بسیار متعصب و با فرهنگ غنی و اصالت هستند اما در سالهای پس از انقلاب تا حدودی شیرازه مدیریت ایلات قشقائی ها با سیاست های خاص دولتمردان از هم پاشیده است .

از طرفی این بندگان خدا در استانهای فارس - اصفهان -بوشهر - خوزستان با جمعیت زیادی پخش هستند اما یک نقطه تمرکز خاصی ندارند که بتوانند شهری و یا استانی از آن خود بدانند .همین خلاأ و ضعف ارتباط یه جورائی حضور آنان را کم رنگ نشان میدهد .

ولی یک واقعیت است آن اینکه در این استان (فارس ) حدود 5/2 الی 3 میلیون قشقائی وجود دارد و مسئولین واهمه عجیبی را از این قوم دارند و تحت هیچ شرایطی میدانی را حتی برای ازمایش به این سلحشوران جنگ جهانی دوم نمی دهند . حتی از نشست آرام و بی سر و صدای انها نیز واهمه دارند


شمخانی 22:52 @ Fri, 2 Jun 06

تحلیل وزیر دفاع خاتمی ازچهار فاكتور تنگدستی، تبعیض، تحقیر و تحریك درمناطق مرزی

6 خرداد 85

علی شمخانی زیر دفاع خاتمی كه این روزها در مركز مطالعات راهبردی دفاع به تحقیق و پژوهش مشغول است، دلواپس اوضاع امنیتی كشور بوده و معتقد است پتانسیل های قبلی و ناشی از چهار فاكتور تنگدستی، تبعیض، تحقیر و تحریك در حال حاضر مناطق مرزی و امنیتی را به جایی رسانده كه حتی تحریك هم نیاز ندارد و شكاف ایجادشده با هر چیزی قابل تحریك است.

شمخانی ادامه داد: ۴۰ تا ۵۰ درصد اقوام ایرانی را غیرفارس ها تشكیل می دهند. ما همانند كشور چین از جمله كشورهایی هستیم كه از دوران باستان و ماقبل آن به یك ملت تبدیل شده ایم. پس از انقلاب اسلامی اولین چیزی كه با رفتن شاه از ایران مطرح شد، این بود كه ایران به ایرانستان تبدیل خواهد شد؛ لذا می بینیم كه از همان زمان ظرفیت های زیادی وجود داشته است. این روزها كشور به طرف «بحران انتظارات فزاینده» پیش می رود یعنی بین انتظار و توانایی شكاف وجود دارد.
شمخانی با اشاره به حوادث سه ماه گذشته به آخرین حادثه كه در تبریز اتفاق افتاده، اشاره كرد و گفت كه در حادثه آخر تنها توانستیم از روش نوین برخورد استفاده كنیم، یعنی از تعطیلی روزنامه تا دستگیری سردبیر و غیره شروع كردیم در حالی كه بحث مطالبات جدی است و آنقدر وعده داده شده كه شرایط را رو به حساسیت فزاینده برده است. این شگرد آمریكاست كه جنگ خود با ما را به داخل مرزهای ما كشانده است. این در حالی است كه هیچیك از این حوادث از قبل پیش بینی شده، نبوده است.
وزیر دفاع سابق به عمده ترین چالش خارجی ایران با كشوری كه با ما در سه حوزه جغرافیایی قومی نشین هم مرز شده است اشاره كرد و چنین نتیجه گیری كرد كه كشور آمریكا در سند راهبردی خود دو ركن دموكراسی و عدالت اجتماعی را مطرح می كند كه اتفاقا این موارد قومیت های ایران را در بر می گیرد. آمریكا كشوری است كه در استراتژی سند امنیت ملی خود را در جنگ می بیند و بر خلاف ما، ما را از داخل نشانه رفته است.

منبع: همشهری شنبه 6خرداد85


كاريكاتور خميني-خامنه اي 22:12 @ Fri, 2 Jun 06

مقابله به مثل: كاريكاتور خميني و خامنه اي در آذربايجان

Azerbaijan’s “GUN” newspaper publishes collage insulting Imam Khomeini and Khamnei

[ 02 Jun. 2006 20:06 ]

Azerbaijan’s newspaper “GUN” (“Day”) published a collage insulting head of the Iran Islamic Revolution Imam Khomeini and supreme religious leader Ayetoullah Khamnei. Chairman of the Caucasians Muslims Office (OCM), Sheikulislam Haji Allahshukur Pashazadeh held a press conference regarding this event.

He said this step is against humanness stressing the importance of punishing the perpetrators. The Sheik said only non-believers can do this.
“This insult is done against us as well. This step has been taken by forces ready to sell their faiths and beliefs aiming to separate Islamic union in Azerbaijan by provoking a sectarian conflict in Azerbaijan,” the Sheik said.
Stating that Azerbaijan and Iran have high neighborhood relations, the OCM head stressed the importance of preventing any attempts to break these relations. Pashazade said he will appeal to the law enforcement bodies and Press Council for taking an action about it.
The Press Council head Aflatun Amashov told APA that they have received many complaints about the “GUN” paper and it is in the PC’s list of newspapers running a racket.
“This paper has many times published insulting statements against different persons. We have once appealed to the law enforcement bodies for investigation into the “GUN”. We’ll appeal again after the latest event. The newspaper can be closed after the fact is investigated,” Amashov said.
We could not contact the Iranian Embassy in Azerbaijan and the newspaper “GUN” related to the event./APA/


PROTEST inTORONTO 20:39 @ Fri, 2 Jun 06

Dear Freinds,

Please see the attched document concerning the Protest on Saturday, June 3rd in Toronto at 444 Front Street (In Fron of Golbe and Mail) at 12 noon.

To prtect our language, culture and identity this is the minimum we can do. See you all there.

Have a beautiful day.

Regards

=================================

Azerbaijan International Institute
1277 York Mills Road
P.O. Box 33526
Toronto, Ontario, M3A 1Z0
Canada
Tel: 416-386-9990
Email: info@azeriii.com
www.azeriii.com


PROTEST in NEW YORK 20:38 @ Fri, 2 Jun 06

PROTEST ACTION!

The Federation of Turkish American Organizations(FTAA) and Azerbaijan Society of America(ASA) invites all freedom loving people in joining them to denounce the brutal suppression and humiliation of ethnic Azerbaijanis by the Islamic Republic of Iran.

Turkish-Americans call upon the US administration to intervene into the matter and bring the issue to the UN Security Council.


WHEN:JUNE 9, 2006 FRIDAY 12PM-3PM


WHERE:DAG HAMMERSKJOLD PARK

FIRST AVENUE AND 46TH STREET

NEW YORK, NY


For more information please contact:


Bedir Memmedli- ASA--DC Chapter Representative

bedir_memmedli@yahoo.com

571 213-2721


Arda Sayiner-FTAA--Executive Director

tadfoffice@tadf.org

212 682-7688


protest spreading everyw 20:31 @ Fri, 2 Jun 06

Atabaki - who has just returned from Iran - says the protest movement "is spreading everywhere" and has reached Farsabad, near the border with Azerbaijan. He also says the government seems unable - or unwilling - to respond to the unrest other than through coercion.

"They have mobilized mobs against the crowds that took to the streets," Atabaki said. "They also started mass repression, [with] arrests and imprisonments. They think this is the best way to tackle the crisis. The point is that the government did not expect such a [protest] movement, [that it would develop] on such a scale."


تظاهرات در واشنگتن 20:22 @ Fri, 2 Jun 06

روز پنجشنبه جمعی از آذربایجانی های ایرانی مقیم آمریکا در حمایت از تظاهرات اخیر آذربایجانی ها در ایران و برخی دیگر جهت خواست های دموکراتیک، در برابر وزارت امور خارجه آمریکا در واشنگتن دست به تظاهرات زدند.

یکی از تظاهرکنندگان در مصاحبه با رادیو فردا می گوید: در ایران حدود 30 میلیون ترک آذربایجانی وجود دارد که از بنیادی ترین حقوق انسانیشان که آموزش زبان مادریشان باشد محروم هستند و ما تنها خواهان این هستیم، اما عده ای از رسیدن به یک نوع دموکراسی در درون ایران که آزادی آموزش زبان را تضمین کند، ناامید شدند و کسانی که صدای تجزیه طلبی را بلند می کنند، درواقع از ایران و حکومت مرکزی کاملا ناامید هستند.

یکی دیگر از تظاهرکنندگان می گوید: ما هیچ کمکی از کشورهای غربی و آمریکا نمی خواهیم، فقط می خواهیم در سیاست دوران پهلویشان که هنوز ادامه دارد تغییراتی دهند و دولت آمریکا مستقیما با مردم ایران از جمله ترک ها و کردها و عرب ها صحبت کند و حقوق ملی آنها را شناسایی کنند.


حاکمیت شوونیسم فارسی 20:11 @ Fri, 2 Jun 06

سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی
TÜRKMENSAHRA AZATLYK GURAMASY
TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION

توهین به مردم آذربایجان را توهین به خود می دانیم

روزنامه ايران در روز 22 ارديبهشت ماه سال 1385 طي مطلبي با عنوان "راه مبارزه با سوسکها"، سوسکها را موجوداتی ابله نشان می دهد که حتی زبان خود را به خوبی نمی دانند و به زبان دیگران صحبت می کنند. در کنار آن کاریکاتوری از سوسکی را نشان می دهد که پای مذاکره با کسی نشسته و به زبان ترکی سخن می گوید. یعنی دقیقا سوسک را به یک ترک آ ذربایجانی تشبیه کرده که کلمه « نمه نه » را بر زبان می آورد. از محتوی کاریکاتور فوق پیداست که کاملا عامدانه طراحی شده است. توضیحات متن نیز انعکاسگر همان زاویه دیدی است که حاکمیت شوونیسم فارسی نسبت به ترکهای ایران دارد.
گویی طراحان چنان طرح توهین آمیزی خود را وابسته به قدرت مطلقه ای دانسته اند که می توانند بی پروا در میدان خالی دیکتاتوری حاکم به جولان بپردازند و تحقیر خلقها و ملتها را بیش از هر زمان دیگری شدت بخشند و با ترکهای ایران آنچنان تحقیرانه برخورد کنند که یک ترک هرگز آرزوی آموزش در زبان خود و مکالمه به آن را در سر نپروراند غافل از این که سیاست آسمیلاسیون خلقها دیر زمانیست که در ایران شکست خورده و قومیتها بیش از هر زمان دیگری به احیا سنن و زبان و فرهنگ خود حساسیت نشان می دهند و خلقها دریافته اند که در ورای شعارهای دینی و مذهبی رژیم شوونیزم فارسی نهفته است که هدفی جز تاراج نژادی و فرهنگی و زبانی قومیتها ندارد. اکنون خلقها این حقیقت را دریافته اند و آنچنان که در مناطق مختلف مشاهده می شود آماده دفاع از هویت و شرافت و میراث کیان خود هستند.
مردم انقلابی آذربایجان ایران که به بیداری ملی حقیقی دست یافته اند، با اعتراض به توهین روزنامه ایران هزار هزار به کوچه و خیابانها ریخته اند و با دفاع غیرتمندانه از حیثیت و شرف خود و با حضور پر شکوه در تظاهراتها حماسه ای تاریخی آفریده اند. در واقع این اعتراض تنها یک اعتراض گذرا و مقطعی در برابر توهین یک روزنامه نیست بلکه فریاد رسای عقد ه های فرو بسته ای است که در طی سالها توهین به مردم ترک در صداو سیمای جمهوری اسلامی ایران و نشریات و ادارات و ... در دل این مردم چرک بسته است. این اعتراض اعتراض به سیاست شوونیزم فارسی است که از زمان رضا شاه آغاز شده و همچنان ادامه دارد و در دوره محافظه کاران و خودکامگان جمهوری اسلامی شدت یافته است. جمهوری اسلامی با اعتراض یکپارچه ملت آذربایجان با حرکتی غیر منتظره و ناگهانی مواجه شده و دست و پای خود را گم کرده است. آنچنان که به تعطیلی روزنامه ایران و دستگیری سردبیر و کاریکاتوریست آن دست زده است. اما مشکل ترکهای آذربایجان و دیگر خلقهای ایران با دستگیری یک روزنامه نگار و کاریکاتوریست حل نمی شود مشکل اقوام ایرانی سیاست استحاله فرهنگی و تحقیر و تمسخر خلقها است که از سالیان دراز علمداران شوونیزم فارسی در پیش گرفته اند آنچنان که امروز فرهنگ توهین به اقوام چون امری روزمره و عادی در سراسر ایران جا افتاده است. بدین ترتیب تا زمانی که سیاست تخریبی رژیم و نوع نگاه متحجرانه آن نسبت به مسئله اقوام حل نشود، همواره شاهد چنین واکنشهایی از سوی اقوام خواهیم بود و دیری نخواهد پایید مجموعه این فریادها بنیان شوونیزم فارسی و سیاستگذاران آن را بر می افکند.
ما ضمن تمجید از اعتراض بر حق مردم آذربایجان ، به عنوان بخشی از مجموعه ترکهای ایران هر گونه توهین به مردم آذربایجان را توهین به خود می دانیم و اعلام همبستگی خود را با مردم غیور آذربایجان اعلام می داریم و به شوونیزم فارسی حاکم هشدار می دهیم که اگر روند استحاله فرهنگی و ستم به خلقها و غصب زمینهای اجدادی آنان و ... ادامه یابد به زودی در ترکمن صحرا نیز همان گونه که تاریخ نشانگر آن است ، شاهد حوادث غیر منتظره ای خواهند بود که مهار آن دیگر ناممکن خواهد بود.


سازمان آزادیبخش ترکمن صحرا – تورکمن صحرا آزادلیق قوراماسی
TÜRKMENSAHRA AZATLYK GURAMASY
TURKMENSAHRA LIBERATION ORGANIZATION


شكنجه زندانيانآذربايجان 19:46 @ Fri, 2 Jun 06

شكنجه زندانيان، تداوم دستگيري ها و اعتصاب غذاي دستگير شدگان در آذربايجان


شماره ۱۹۹


بنا بر گزارش منابع موثق از آذربايجان و تهران، دستگيري فعالان سياسي فرهنگي آذربايجان در نقاط مختلف كشور ادامه دارد و وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران با همكاري نيروي انتظامی در برنامه و اقدامي مشترك عده زيادي را در روزهاي اخير بازداشت كرده اند.


روز گذشته پنج شنبه ۱۱ خرداد، در شهرستان مشگین شهر (خیاو ) تعداد زيادي از جمله افراد زیر بازداشت شدند: اسد یعقوبی ، ایرج موذن زاده ، جلیل مقدسی و فرهاد سرونازی.


در شهرمرند نیز ماموران اداره اطلاعات، داوود شیردل يكي از فعالان سیاسی در اين شهر را پس از بازرسي منزل و ظبط اسناد و لوازم شخصي وي دستگير كرده اند.


در همين حال روز پنج شنبه در اردبيل ۴ نفر از فعالان سياسي فرهنگی به نام های محمد یوسفی، ساسان صحافی، اکبر قربانی و آراز غفارزاده توسط ماموران اداره اطلاعات این شهرستان بازداشت شدند. خبرهاي تاييد شده حاكي است كه تا به حال بيش از ۱۱۰۰ نفر در اردبیل دستگیر شده اند که از این تعداد حدود ۴۰ نفر خانم بوده اند.


از زندان اردبیل خبر رسیده است که بیش از ۵۰ نفر از بازداشت شدگان، از روز یکشنبه هفتم خرداد اقدام به اعتصاب غذا کرده اند. قیصر نژاد رئیس زندان در واكنشي به اين اعتصاب غذا دستور داده است تا موهای کلیه زندانیان از ته تراشیده و به سلولهای انفرادی منتقل شوند.


در روز چهارشنبه در تبريز نيز ابراهیم رشیدی از فعالان اجتماعی ارومیه توسط ماموران اداره اطلاعات تبریز دستگیر شد.


تعدادي از آزاد شدگان از زندان هاي تبریز خبر از بازداشت نزديك به ۵۰۰ نفر در زندان تبریز و بازداشتگاههای اداره های اطلاعاتی و امنیتی تبریز مي دهند. همچنين تعدادي از بازداشت شدگان در تبريز از جمله غلامرضا اماني، داود عظیم زاده، یاشار حکاک پور، علیرضا حقی، مجید پژوه فام،حامد یگانه پور، سعید بیدخت و سعید محمدی در اعتراض به بازداشت غیر قانونی خود دست به اعتصاب غذا زده اند و تا به حال مقامات امنيتي و قضايي هیچ اقدامی جهت رسیدگی به درخواست ایشان انجام نداده اند.


خبر ديگري حاكي از آن است كه تعداد قابل توجهي از دستگير شدگان از جمله در تبريز، اروميه و اردبيل به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند تا به آنچه عنوان مي كنند"ارتباط با محافل خارجي ضد انقلاب وابسته به انگليس و آمريكا" اعتراف كنند.


طبق اظهارات خانواده هاي تعدادي از دستگير شدگان شناخته شده در آذربايجان،حامد یگانه پور دانشجوی مراغه ای که ناراحتی قلبی دارد به بند ویژه زندان که محل حبس اشرار است منتقل شده است. دیگر دانشجوی مراغه ای یاشار حکاک پور مراغی در بند مالی است و سه بازداشتی دیگر از مراغه به نامهای داود عظیم زاده (معلم) ، مجید پژوهی فام(استاد دانشگاه) و علی رضا حقی در قرنطینه زندان نگهداری می شوند. با اینکه به خانواده های ایشان اعلام شده است برای حکاک پور ۲۰ میلیون و برای چهار نفر دیگر هر کدام ۱۰ میلیون تومان وثیقه حاضر کنید اما هیچکدام از زندانیان هنوز به دادگاه برده نشده اند. مقامات قضايي و امنيتي با قرار وثيقه اي كه منجر به آزادي بازداشت شدگان نمي شود آنها را در بازداشت نگه مي دارند.


خبر دريافتي از شهر مغان در استان اردبيل حاكي از آن است كه يك زنداني به نام داوود مقامی پس از بازداشت در تظاهرات اعتراضي در مغان به زندان شهر پارس آباد منتقل شده بود و تحت شکنجه قرار گرفته است. گفته مي شود طحال وی از کار افتاده و دچار خونریزی شدید شده و به سختی تنفس مي كند. در حال حاضر داوود مقامی در بیمارستان مغان بستری شده و در وضعيت وخيمي به سر مي برد.


گفتنی است که دستگیری ها و مراجعه به منازل فعالان سیاسی فرهنگی در آذربایجان همچنان ادامه دارد.

تهران،۱۲ خرداد ۱۳۸۵


Email: komitedefa@gmail.com


web: www.komitedefa.mihanblog.com


قيام ملي ملت تورك 19:24 @ Fri, 2 Jun 06

نتايج اوليه‌اي كه مي‌توان از قيام ملي ملت آذربايجان گرفت

قيام ملي ملت تورك طي دو هفته گذشته همه معادلات سياسي حكومت مركزي ايران را به هم زده است. اين سيستم نژادپرست كه نزديك به صد سال براي ايجاد مشروعيت و حاشيه امنيت روز و شب تلاش كرده بود، در عرض چند روز همه نخهاي خود را پنبه ديد. قيام بزرگ تبريز و به دنبال آن قيام اورمو، سولدوز، خييوو، اردبيل و ... اين سيستم فاشيستي را به واكنش وحشيانه در مقابل قيام مدني ملت تورك واداشت. سخن گفتن از جنبه‌هاي مختلف اين قيام ملي و موشكافي لايه‌هاي آن نيازمند وقت و مطالعه بيشتر است. اما با نگاهي گذرا به اين قيام ملي مي‌توان نتايج اوليه زير را گرفت:

ملت تورك براي حفظ هويت ملي خود داراي شعور سياسي و فرهنگي فوق‌العاده‌اي است كه حتي عده زيادي از فعالين حركت ملي آذربايجان هم به آن پي نبرده بودند. حال پان‌فارسيستها و ديگران كه كلا از اين شعور ملت آذربايجان بي‌خبر بودند.

در كشور به اصطلاح ايران ملتي به نام ملت ايران وجود ندارد. در عرض يك سال گذشته حوادث مختلفي در نقاط محروم اين جغرافيا (بلوچستان، خوزستان، كردستان و آذربايجان) رخ داد و در هر حادثه فقط همان محل با حكومت مركزي درگير شد. در هر كدام از اين جريانات هيچ ملت و يا قومي به كمك ملت و يا قوم درگير با حكومت مركزي نرفت. فقط در مورد قيام آذربايجان، عربها، بلوچها و كوردها حمايت معنوي خود را اعلام كردند. ولي از طرف اقليت حاكم (يعني فارسها) هيچ حمايتي صورت نگرفت، برعكس هر روز در يكي مناطق فارس‌نشين بيانيه‌اي مبني بر رفع توقيف از روزنامه «ايران» صادر مي‌شود.

همه اينها نشان مي‌دهد كه عليرغم تبليغات هشتاد و چند ساله پان‌فارسيستها مبني بر وجود يك ملت واحد در ايران، چنين ملتي عملا وجود خارجي ندارد و فقط ساخته و پرداخته ذهن روشنفكران فارس است. اين امر ثابت كرد كه ايران متشكل از ملل مختلف است.

عدم حمايت و بايكوت خبري رسانه‌هاي فارسي بار ديگر ثابت كرد كه جريان روشنفكري فارس عملا فاسد و فاقد هر نوع نگرش دموكراتيك است. پس از سركوب وحشيانه ملت تورك توسط حكومت فارس، هيچ روزنامه و يا حزبي از حقوق قانوني ملت آذربايجان دفاع و حكومت مركزي را محكوم نكرد. بلكه با بايكوت خبري خود مهر تأييدي بر جنايتهاي حكومت مركزي زدند. عدم حمايت روشنفكران فارس از حقوق ملل غير فارس در ايران شكاف ميان اين جريان روشنفكري فاسد و جريان روشنفكري آذربايجاني را بيشتر كرد.

حكومت پان‌فارسيستي ايران كه خود را در پشت روبند اسلامي پنهان كرده است، فهميد كه هيچ جايي در ميان نسل جديد توركها ندارد. حتي نمايشهاي خياباني كه به طرفداري از حكومت مركزي از طرف عوامل آن حكومت در نقاط مختلف آذربايجان ترتيب داده شده بود هم نتوانست جايگاه از دست رفته حكومت پان‌فارسيست را باز پس گيرد. چنين خلأ بزرگي باعث وحشت حكومت مركزي شد و آن را به عكس‌العمل وحشيانه واداشت.

عدم حمايت مجتهدين و مراجع قم‌نشين از قيام و حقوق ملت آذربايجان، نشان داد كه روحانيت تشيع تورك در مركز تشيع فارس (شهر قم) در حال فاسد شدن است و منافع شووينيسم فارس را به منافع اسلام و ملل تحت ستم ترجيح مي‌دهد. از هنگامي كه سيستم فارس در اين جغرافيا زمام امور را به دست گرفت، روحانيت تشيع عميق و ريشه‌دار تورك نيز به تدريج رو به فساد و محافظه‌كاري گذاشت. در قيان اخير ملت آذربايجان هيچ يك از علما و مراجع تورك در حمايت از ملت مظلوم آذربايجان سخني بر زبان نياوردند و تا به حال چشمان خود را بر روي خونريزي و جنايت حكومت مركزي در آذربايجان بسته‌اند. اين مسأله حاكي از آن است كه روحانيت تشيع تورك بر اثر هجوم تشيع فارس، منفعل گشته است. البته اگر علما و مراجع تورك مي‌خواهند خود را اتهام همدستي با پان‌فارسيستها مبرا كنند، بايد در صف مبارزه در كنار ملت تورك قرار بگيرند.

حكومت مركزي ايران نشان داد كه اگر قرار باشد حتي روزي كوچكتري حقي را به ملت تورك بدهد و يا از آنجا برود، تا آنجا كه مي‌تواند آذربايجان را ويران خواهد كرد و مردم آن را خواهد كشت. طي دو هفته گذشته، رژيم ايران از هر وسيله‌اي براي سركوب اين قيام ملي استفاده كرده است.

ملت آذربايجان بار ديگر نشان داد كه قادر به كارهايي است كه شايد كمتر ملتي در شرق چنين توانايي‌اي داشته باشد. چند روز پيش يكي از كساني كه خود را اصالتا تورك مي‌خواند، نوشته بود كه «قيام ملت آذربايجان را مي‌توان يازده سپتامبري ديگر در دنيا ناميد.»

اكنون بر گردن فعالين تورك وظيفه سنگيني گذاشته شده است. حركت هويت‌طلبي ملت آذربايجان با اين قيام وارد مرحله جديدي شد. آناليز اين قيام و شناخت ويژگيهاي مرحله جديد بايد از طرف فعالين و روشنفكران تورك صورت بگيرد.

گله‌جك بيزيم اولمالي‌دير

خزر جوشار


همیشه دوستدارت 2:07 @ Fri, 2 Jun 06

دوستان عزیز حسین م- نانا و شبح

بحث جالب شما دارد شکوفا میشود - در واقع از طریق این جنبش اجتماعی حقایقی را کشف میکنید و میکنم که برای من یکی بسیار جالب توجه است.

شبح میگوید:" تا وقتی حزب و تشکيلات و رهبری انقلابی در شورش‌های مردمی حضوری تعيين کننده و خط دهنده ندارد هميشه اين احتمال وجود دارد که جنبش مردم سر از ارتجاع و واپسگرايي درآورد اما اين موجب نمی‌شود حق اعتراض و قيام مردم را ناديده گرفت"

یعنی درونمایه فکری شبح اینست که احزاب مترقی تر از توده ها هستند. شبح احتمالآ نظر به انقلاب اکتبر دارد که رهبری لنین بسیار مترقی تر از توده های عاصی انقلاب کننده بود ولی آیا این رهبری توانست خشونت نا بهنجار توده های عاصی را کاملآ مهار کند- بنظر من نتوانست- در انقلاب اکتبر نه تنها سایر طیف های چپ فکری روشنفکر به تمامی شکست خوردند بلکه خشونت توده های عاصی به حدی بود که حتی رهبری نسبتآ مترقی لنین را هم بر نتافت و لنین نماد انقلاب باقی ماند بدون اینکه نظرات مترقی اش بدرستی شناخته شود.
حال اگر به انقلاب 57 نگاهی کنیم می بینیم توده ها ماقبل انقلاب 57 از نظر فکری مترقی تر از رهبری انقلاب بودند – نکته جالب تر اینست که کسانی که پس از فوت خمینی برجایگاه خمینی نشستند ، مرتجع تر از او بودند.
و نهایتآ اینکه پس از گذشت 28 سال از انقلاب میبینیم که ترکها که مظهر آزادگی و ترقی خواهی و روشنفکری برای خود و همچنین ایران بودند تبدیل به توده های عاصی از ستم ملی شدند که به جز خواست های از دید من حقیر و عقب مانده و ارتجاعی ، حرفی برای گفتن ندارند.

حسین م در این میان تصمیم خودش را گرفته است او میگوید: وقتی یک حرکت اجتماعی در نقطه آغازش، محتوای عقب مانده وارتجاعی داشته باشد، با هر موفقیتی که به دست آورد، این محتوا غلظت و شدت بیشتری پیدا می کند، تا جایی که به هیچ وجه نمی شود آنرا به مسیر درست انداخت.
حسین م از نظر منطقی کاملآ درست میگوید – حرفی را میگوید که منطق پشتش هست وبارها و بارها در تاریخ کشورمان و سایر کشورها اثبات شده ولی نکته اینجاست وقتی در میان اکثریت مردم ایران یعنی ترکها این حرکت تاریخی سیر انحطاطی داشته – یعنی ترک آزاده سال 57 تبدیل به قوم گرایی خشونت گرای سال 85 شده که شعار مرگ ورد زبانش هست ، چطور میتوان انتظار داشت که "آگاهی" حرکت آفرین شود؟

و امآ نانا در این بین موضع کاملآ اکتیویستی گرفته است –"حتما تا کنون به گوشت خورده است که مردم را حول محور نفرت به راحتی ميتوان گرد هم آورد ولی حول محور عشق به سختی"
به نظر من موضع نانا کاملآ واقع گرایانه است ولی هدفی را که برای خودش معین کرده یعنی: "« تمامی فریادهای مستقل خراب شده ها باید همزمان برخیزد و سپس هنگامی که کاروان راه افتاد هر گروه با قدرت با سر دادن شعارهای خود به همراه هم پیشرفت کنند...»" به هیچ وجه واقع گرایانه نیست – این جنبش ظرفیت این حرفها را ندارد . یک نگاهی به بیانیه بخش مترقی این جنبش بیاندازید :
اين قطعنامه خوسته ها ي ملت آذربايجان در 9 بند آورده شده و از مسئولين خواستار توجه بيشتر و سريعتر به آنها شده اند.
1- شكستن بايكوت خبري و بيان بي كم و كاست وقايع
2- اجراي اصول 15،19و 20 قانون اساسي
3- تاسيس شبكه سراسري به زبان تركي آذربايجاني
4- ذكر اسامي و تجليل و بزرگداشت شهداي حوادث اخير آذربايجان
5- تشكيل كميته حققيت ياب جهت بررسي وقايع اخير متشكل از نمايندگان مجلس و فعالان سياسي آذربايجان
6- اجازه تاسيس کانونهاي دانشجويان آذربايجاني در دانشگاههاي سراسر کشور
7- برخورد و مجازات عاملين سرکوب و كشتارمردم آذربايجان
8- جلوگيري از رشد و رواج انديشه هاي ترك ستيزانه و عدم استفاده از واژه مجعول آذري زبان در كليه مكاتبان رسمي و غير رسمي
9- آزادي زندانيان سياسي و بازداشت شدگان حوادث اخير آذربايجان و ميدان بهارستان تهران بخصوص فرشاد فرشيد فر
این موارد 1 تا 9 خواستهای بخش مترقی این جنبش است – وای به حال مردم عامی – نگاه کنید چطور خواستها را کاملآ قومی -نژادی کرده است – نگاه کنید چطور با دریوزگی از حاکمیت خواستهایش را مطرح کرده است. کدام قسمت این موارد به جنبش دموکراسی خواهی (من فعلآ از آزادی و سوسیالیزم صحبت نمیکنم که این جنبش خیلی دورتر از این حرفهاست ) کل مردم ایران ارتباط دارد؟
البته همه ما امیدواریم که این جنبش ترکها ماهیتی دموکراتیک نسبت به کل ایران پیدا کند – یعنی خود حسین م هم امیدوار است وگرنه کامنت نمی نوشت- نکته اینجاست که نانا از همه امیدوارتر است و این تلاش نانا عمل سیاسی درستی است و من هم قصد ندارم امید را از کسی بگیرم که اینکار عین جنایت است.

اما حرف آخرم با شبح است ودر جواب کامنتی که این جنبش را با اعتراضات که مثلآ در اثر قطع آب مقایسه میکرد . شبح عزیز این دو قابل مقایسه نیست – آب قطع میشود – مردم عاصی میشوند –میریزند توی خیابان یک خواست اولیه انسانی را مطالبه میکنند – پس شروع حرکت با یک خواست اولیه انسانی است – دولت موظف است آب شهروندان را تآمین کند- این خواست بسیار مترقی است ، خلاف ظاهر ساده اش و نمیتواند تبدیل به جنایت سازماندهی شده ، شود.
حالا یک کاریکاتور بسیار کوچک در ضمیمه روزنامه ایران آنهم در صفحه کودک و نوجوان در روز جمعه !!! کشیده میشود – احساسات قوم گرایی ترکها تحریک میشود – ترکها یی که به تعصب قومی مشهور هستند – حالا اگر از میان این جنبش یک بالکان دیگر – یک یوگوسلاوی دیگر- یک نسل کشی دیگر سر برآورد بازهم شبح عزیز این دو را با هم مقایسه میکند؟ آخر عزیز من وقتی از توهینی به این سبکی میتوان یک همچین حرکتی بوجود آورد -اگر فردا یک عده مثلآ بنام نمیدانم دفاع از تمامیت ارضی و یا هر کوفت و زهرمار دیگر تعدادی از تظاهر کنندگان را بکشند که تا حالا هم کشته اند و این کشتار ادامه دار شود –فکر نمیکنی جنگ قومی راه بیافتد؟تو از کجا میدانی ایران ظرفیت یوگوسلاوی شدن ندارد؟ تو از کجا میدانی فلان تیمسار ترک زبان سپاه و یا ارتش الان احساسات قومی اش چه فرمانی به او میدهد ؟ تو از کجا میدانی فلان تیمسار بازنشسته و یا آماده به خدمت شوونیست فارس چه افکار پلید و فاشیستی در سر دارد؟ بعدش میخواهی این حسین م عزیز را یک تنه رهایش کنی که تخم آگاهی در این شوره زار بپاشد؟
راستش را بخواهید نمیدانم از چه چیز باید بیشتر ترسید- از خشونت و کشتار آخوندها- از تهدید آمریکا به بمباران هسته ای-از مماشات حاکمیت ایران با آمریکا- از ناسیونالیست های فارس و ترک و یا از بی مسئولیتی احزاب و روشنفکران ایرانی.



شانتاژ ناسيوناليسم ايران 1:09 @ Fri, 2 Jun 06

ستم مضاعف چيست؟

وقتى نوعى از ستم واقعيت داشته باشد اما اين ستم انکار شود، نفس اين انکار همراهى با اعمال اين ستم است. براى آنکه بدين پرسش پاسخ دهيم که شهروندان ايرانى که زبان فارسى، زبان مادرى آنان نيست، از اين لحاظ تحت ستم‌اند يا نه، بايد اين تعريف را بپذيريم که «ستم»، عبارت است از نقض هر گونه حقوق انسانى به گونه‌اى که مثلاً در اسناد بين‌المللى حقوق بشر آمده‌اند. اعلاميه جهانى حقوق بشر در ماده دوم خود مقرر مى‌دارد: «هر انسان از حقوق و آزادى هاى مصرحه در اين اعلاميه برخوردار است، بدون هر گونه تفاوتى مثلاً بر مبناى نژاد، رنگ، جنسيت، زبان، مذهب، عقايد سياسى و غير سياسى، خاستگاه ملى يا اجتماعى، ثروت، تولد يا ساير عوامل.» در ماده ٢۶ همين اعلاميه آمده است: «هر فرد حق برخوردارى از آموزش را دارد. آموزش بايد حداقل در مدارس ابتدايى رايگان باشد. آموزش فنى و حرفه‌اى بايد به روى همگان گشوده باشد». ماده ٢۷ مى‌افزايد: «هر فرد حق دارد آزادانه در زندگى فرهنگى جامعه شرکت کند». از اين سه ماده مى‌توان نتيجه گرفت که دولت ايران به عنوان يکى از نخستين امضاکنندگان اعلاميه جهانى حقوق بشر، موظف است شرايطى را فراهم کند که ايرانيان، بدون تبعيض، از آموزش رايگان و حيات فرهنگى جامعه بهره برند.
دولت ايران در سراسر حدود شصت سالى که از گذاشتن امضايش پاى اعلاميه مزبور سپرى شده، اين تعهد خود را نقض کرده است. همه مى‌دانيم که زبان مادرى ميليونها شهروند ايرانى، فارسى نيست. به عنوان نمونه، اغلب کودکان آذربايجانى در شش سال نخست زندگى خود، تکلم به زبان فارسى را فرا نمى‌گيرند. اما اين کودکان، وارد مدارسى مى‌شوند که برنامه درسى آنها و کتب درسى آنها در سراسر ايران، يکى است. کودکان ناآشنا به زبان فارسى، تنها بدين "گناه" که در خانواده‌اى غيرفارس‌زبان متولد مى‌شوند، بايد ظرف مدت نسبتاً کوتاه پنج سال، يعنى تا امتحانات نهايى دوره دبستان، خود را به سطحى برسانند که کودکان فارس‌زبان براى رسيدن به آن، فرصت بسيار بيشترى داشته‌اند. نظام آموزشى ايران از اساس اين تبعيض و ستم را در بر دارد.
همين امر در مورد حيات فرهنگى کشور صادق است. بودجه‌اى را که دولت به رسانه‌هاى فارسى زبان، انتشارات فارسى زبان و کمک به توليدات هنرى فارسى زبان اختصاص مى‌دهد (که البته خود اين بودجه نيز در قياس با مثلاً بودجه نظامى و امنيتى و مذهبى ناچيز است) مقايسه کنيد با کمک دولتى به توسعه و رشد زندگى فرهنگى غيرفارسى که عملاً وجود خارجى ندارد يا بسيار اندک است.
آيا اين دو مورد، کافى نيست تا ثابت کند بر شهروندان ايرانى غير فارسى زبان، ستم مضاعف مى‌رود، يعنى علاوه بر ستمى که حکومتهاى استبدادى بر همه شهروندان ايران روا داشته‌اند و آنان را از حق آزادى انديشه، آزادى بيان، آزادى تشکل، آزادى تجمع و غيره محروم کرده‌اند، ستمى فزون بر اينها هم وجود دارد، ستمى که مختص ايرانيان غيرفارسى زبان است؟
اما عليرغم اين شواهد روشن، ستم ملى انکار مى شود. چرا؟ اين انکار، انگيزه‌هاى متفاوت دارد. ناسيوناليستهاى ايرانى، از سلطنت‌طلب گرفته تا جمهوريخواه، در هراسند که اگر وجود ستم ملى را بپذيرند، بايد به الزامات اين پذيرش يعنى محو اين ستم نيز از طريق مثلاً کمک دولتى به ترويج و آموزش زبانهاى غيرفارسى تن دهند، امرى که از نظر آنان در درازمدت به تضعيف همبستگى همه ايرانيان و ايجاد خطر براى يکپارچگى و «تماميت ارضی» منجر مى شود.
انکار ستم ملى در ميان برخى از نيروهاى دمکرات و چپ، انگيزه‌هاى ديگرى دارند. اين نيروها از آن مى‌ترسند که خواستهايى مانند برابرحقوقى غيرفارس‌زبانان با فارس‌زبانان، خواستهاى مشترک و سراسرى مانند برقرارى دمکراسى در سراسر ايران، رعايت حقوق شهروندى همه ايرانيان و برقرارى عدالت اجتماعى را تحت‌الشعاع قرار دهد و در صف متحد مبارزه براى اين خواستهاى سراسرى، خلل وارد آورد.
اين هراس و استدلال، يادآور هشدارهاى برخى نيروهاى چپ به زنان ايرانى در نخستين سالهاى انقلاب است. اين نيروها به زنان مى‌گفتند عليه حجاب اجبارى تظاهرات و ميتينگ و گردهمايى برگزار نکنيد تا تفرقه ميان مردم نيافتد و خواستهاى همه مردم، کم‌رنگ نشود. چنين برخوردى به جنبش زنان، در ربع قرن اخير نادرستى خود را به روشن‌ترين وجه نشان داد و امروز کمتر دمکراتى است که منکر ضرورت مبارزه عليه ستم مضاعف بر زنان ايرانى شود. واقعيت وجودى ستم جنسى در ايران و ضرورت مبارزه قائم به ذات با آن، از سوى همه نيروهاى سياسى جدى مدعى پايبندى به اصول دمکراسى و حقوق بشر پذيرفته شده است. ستم جنسى در ايران وجود دارد و نه تنها از سوى حکومت، بلکه از سوى مرد ايرانى نيز اعمال مى شود. بيان اين واقعيت، و مبارزه مستقل با اين ستم، نه تنها مبارزه براى دمکراسى و يا مبارزه عليه استثمار انسان را تضعيف نمى‌کند، بلکه در جهت تقويت آن است.
اگر بخواهيم مبارزه سياسى و اجتماعى را صرفاً به عرصه‌هايى محدود کنيم که همه ايرانيان را در بر مى‌گيرد، اين مبارزه را از نيروى عظيم بالقوه‌اى که انواع ستم مضاعف عليه خود برمى‌انگيزد، محروم کرده‌ايم. از اين رو، نيروهاى دمکرات ايرانى بايد همان گونه که جنبش مستقل و قائم به ذات زنان را به عنوان يکى از مؤلفه‌هاى اصلى جنبش آزادى‌خواهى و عدالت‌طلبى در کشور ما مى‌دانند، از حضور و فعاليت جنبش حق طلبانه مردم آذربايجان عليه ستم ملى نيز استقبال کنند و با خوددارى از کمک به اين جنبش، آن را به آغوش جدايى‌طلبان و ناسيوناليست‌هاى ترک نرانند.

در برخورد به جنبش مردم آذربايجان، رويکردهاى ناسيوناليستى رخ نموده است.

در يک سو، ناسيوناليستها و عظمت‌طلبان ايرانى صف کشيده اند که بى پروا مى‌گويند حاضرند براى آنکه «يک وجب» از خاک ايران جدا نشود، جويهاى خون جارى کنند. تحت شانتاژ ناسيوناليسم ايرانى، «تماميت ارضی» به تابويى تبديل شده است که نزديک شدن به آن همان و تبديل شدن به آماج خشم و کين و خائن ناميده شدن همان. اگر کسى از حق تعيين سرنوشت همه اقوام، خلقها و ملتهاى ايرانى (وارد بحث نامگذارى بر تقسيم بندى اتنولوژيک ايرانيان نمى شوم) تا حد جدايى سخن بگويد، از نظر ناسيوناليستهاى ايرانى خائن است. مدافعان ايدئولوژى خاک و خون، صيانت از يکپارچگى يک ميليون و ششصد و چهل و هشت هزار کيلومتر مربع را که ناميده شده آن به عنوان «ايران»، حاصل تصادفهاى تاريخى است، بالاتر از مقام انسان و حقوق او قرار مى‌دهند. اين ناسيوناليستها، همان قدر متعلق به گذشته‌اند که ساير نيروهاى نقض‌کننده حرمت انسان و حقوق او. ما امروز در جهانى زندگى مى‌کنيم که حق تعيين سرنوشت ملل تا حد جدايى را پذيرفته است.
در اين جهان، هر چه سخت‌تر مى‌توان يکپارچگى را به زور به مردمى تحميل کرد. اگر مردمى بدين نتيجه برسند که بايد از کشورى که تا کنون شهروند آن بوده‌اند جدا شوند، ارتش و نيروى نظامى و ماشين سرکوب به عنوان ضامن‌هاى «وحدت ملی» و «تماميت ارضی» هر چه کمتر کارسازند. بنابراين، مبارزه عليه جدايى‌طلبى، مبارزه‌اى براى تسخير مغزها و قلبهاست. اين مبارزه، ميسر نيست مگر در پيوند تنگاتنگ با مبارزه عليه ستم ملى. بايد مردم غيرفارس‌زبان متقاعد شوند دمکراسى براى ايران، براى آنان لااقل تخفيف ستم ملى را نيز به ارمغان خواهد آورد و آغازگر راهى خواهد بود که کشورهاى پيشرفته‌تر در کاستن از نابرابرى هاى ملى، قومى، فرهنگى و زبانى پيموده‌اند. اين متقاعد شدن، با بالا نگه داشتن مداوم چماق «تماميت ارضی» مغايرت دارد. جنبش سراسرى دمکراتيک در ايران بايد به جنبش‌هاى ملى مناطق مختلف ايران اطمينان دهد دولت مرکزى دمکراتيک، عليه حق تعيين سرنوشت هيچ گروه اتنيک در ايران متوسل به زور نخواهد شد و جنبش دمکراتيک سراسرى، هر گونه توسل به زور عليه اين حق را محکوم و با آن مبارزه خواهد کرد. من اطمينان دارم در اين صورت، در هيچ منطقه ايران، جدايى‌طلبى در شرايط رقابت آزاد افکار و برنامه‌ها، توان جلب اکثريت را نخواهد داشت.


1:06 @ Fri, 2 Jun 06

معاون استاندارآذربایجان غربی از اساس منکر وجود قومیت درایران شد!

جمشید محمدزاده"معاون سیاسی ، امنیتی استانداری آذربایجان غربی در گفت وگویی که خبرگزاری جمهوری اسلامی امروز آن را مخابره کرد ،دراظهارات عجیب وغریبی از اساس منکر وجود قومیت ها درایران شده وگفته:" ما در ایران مساله‌ای به نام قومیت‌ها نداریم و مطرح شدن این مساله از سوی دشمنان اسلام و انقلاب به این دلیل است كه به وحدت و یكپارچگی ما لطمه بزنند."

وی که این اظهارات را به بهانه تشریح آخرین وضعیت سیاسی امنیتی آذربایجانغربی ارایه کرده ، افزوده: امنیت كامل در استان برقرار است. وبا هوشیاری مردم و مسوولان تیرهای زهرآلود دشمنان به سنگ خورد و استان در امنیت كامل بسر می‌بر د.

محمدزاده تاكید كرد: تدابیر لازم دررابطه با تامین امنیت استان اندیشیده شده و نگرانی خاصی در حال حاضر در استان نیست. وی مردم استان را به هوشیاری دعوت كرده و گفت : خانواده‌ها نباید اجازه دهند كه جوانان آنها آلت دست عوامل ضد انقلاب قرار گیرند.

همچنین سردار" حسن كرمی"فرمانده انتظامی آذربایجان غربی گفت: ‪‪ نفر از اعضای اصلی اغتشاشات شهرستان های ارومیه و نقده دستگیر شد ه اند. از این تعداد ‪ شانزده نفردر ارومیه ودوازده ‪ نفر در نقده بازداشت شده‌اند.

وی تایید کرده: افراد دیگری نیز در این رابطه شناسایی شده‌اند كه با هماهنگی مسوولان قضایی دستگیر خواهند شد.از جمله‪ ۲۰۰نفر از افراد شرور و سابقه دار كه صحنه گردانی اغتشاشات اخیر را به عهده داشتند و تخریب اموال بدست این افراد انجام می‌گرفت نیز شناسایی شده‌اند.


درگیری گسترده در تبریز 0:36 @ Fri, 2 Jun 06

درگیریهای گسترده امروز در تبریز
سون خبرلر : مردم تبریز امروز تظاهرات کردند و با لباس شخصیها در حالیکه صورتهای خود را پوشانده بودند و به مردم حمله می کردند، درگیر شدند. اکثر لباس شخصیها سوار بر موتور بودند و به مردم حمله می کردند. از استانهای دیگر برای سرکوب مردم تبریز نیرو آورده اند. مردم یکی از نیروهای لباس شخصی را از روی پل چهارراه آبرسان به زمین انداختند درگیری در خیابانهای بهار و عباسی و درب گجیل شدت بیشتری داشت. نیروهای مخصوص گارد شورش با شلیک تیرهوایی وارد منازل می شوند و جوانان را دستگیر میکنند...


مسئول تجـزيه احتمالی 23:55 @ Thu, 1 Jun 06

چه کسانی مسئول تجـزيه احتمالی ايران خواهند بود؟


تمام شهروندان ايرانی بر چند مليتی بودن کشورمان اتفاق نظر دارند و بخصوص بعد از گذشت بيش از ۲۷ سال از متلاشی شدن رژيم پهلوی دريافته اند که بايد جهت حل مسائل و مشکلات ملی در ميهنمان اقدامات جدی صورت گيرد.

اما مسئولين و دست اندرکاران امور وکسانيکه خود را کاسه داغ تر از آش برای حفظ وحدت و يکپارچگی ايران ميدانند، همواره مبارزين ملی و جنبش های منطقه ای را چه در آذربايجان، چه در کردستان و... وابسته به اجنبی معرفی کرده تا بدينترتيب از خود سلب مسئوليت نموده و سرکوب خواسته های قانونی و انسانی مليتهای تحت ستم ميهنمانرا موجه جلوه دهند.

کردهای ايران ساليان متماديست که به اشکال متفاوت جهت رسيدن به ابتدائی ترين حقوق انسانی خويش درچارچوب ايران مبارزه ميکنند و در هر دوره ای مورد بی مهری تهران قرار گرفته و سرکوب شده اند. به دوران پهلوی و پيش از آن کاری ندارم و عمدتاً به سالهای پس از انقلاب اسلامی اشاره ميکنم.

چند روزی از بهمن ۵۷ نگذشته بود که به کردستان لشکرکشی شد و پس از قتل عامها و اعدامهای بدون محاکمه خلخالی در آنجا ، رهبرانشان برچسب وابستگی به آمريکا خوردند. حال آنکه شعار کردها در آن دوران چيزی بجز "دمکراسی برای ايران، خودمختاری برای کردستان" نبود. اين روند همچنان ادامه دارد و کردها هيچ نقشی در امور کردستان ندارند. رژيمهای حاکم بر ايران براين عقيده اند که کردها فاقد لياقت تصميم گيری هستند، حال آنکه رئيس جمهور کنونی عراق آقای جلال طالبانی رهبر اتحاديه ميهنی کردستان عراق است.

جنبش زمين در ترکمن صحرا نيز توسط حکومت مرکزی قلع و قمع شد و رهبران ترکمن همانند توماج و... را ربودند و پس از بقتل رسانيدن، زير پلی انداختند. جرم ترکمنها نيز وابستگی به بيگانگان اعلام گشت. در غير آن گناه ديگری مرتکب نشده بودند بجز اينکه زمينهای خويش را که در زمان رژيم پهلی توسط افراد وابسته به شاه بزور از آنها گرفته شده بودند، تصاحب کردند.

عربهای خوزستان نيز موقعيت بهتری بدست نياوردند. با گذشت چند ماهی از سرنگونی شاه، تيمسار احمد مدنی ماموريت سرکوب و کشتار مردم محروم خوزستان را بر عهده گرفت و اعتراضات برحق آنان را به خشن ترين شيوه ممکن پاسخ گفت.

خوزستان ثروتمندترين منطقه ايران است و ميتوان به جرات گفت که اقتصاد ايران بدون نفت آن خطه يعنی هيچ! نفت خوزستان خونيست که در رگهای تهران جاری ميشود و با قطع اين شاهرگ حياتی، تهران قادر به ادامه حيات نخواهد بود. اما از اين نعمت بزرگ چه چيزی نصيب ملت عرب آن ناحيه ميشود؟ بايد پاسخ داد که هيچ! مردم عرب فقير ترين ساکنين خوزستان را تشکيل ميدهند و به برکت عمر ۲۷ ساله جمهوری اسلامی، بجز فقر و فلاکت و آوارگی چيز ديگری نصيبشان نشده است. و هم اينک که مجدداً لب به اعتراض گشوده و خواهان حقوق ملی خويش هستند، تمامی مسئولين حکومتی از وزير کشور گرفته تا فرمانده نيروهای انتظامی، همه و همه آنان را نوکران انگليس خطاب ميکنند و با اين اتهام، جوانان عرب دسته دسته بازداشت، شکنجه و اعدام ميشوند.

همگان، چه دوست و چه دشمن ميپذيرند که بلوچستان محرومترين منطقه در ايران به حساب می آيد. سياست همگانی رژيم تهران يعنی مليت ستيزی، در بلوچستان نيز بمورد اجرا گذاشته شد و روشنفکران و فعالين بلوچ دستگير و به جوخه های اعدام سپرده شدند. از همان روزهای آغازين حيات جمهوری اسلامی، با توجه به برخوردهای خشن مسئولين تهرانی در بلوچستان، مبارزه مسلحانه در دستور کار نيروهای بلوچ قرار گرفت و اين مبارزه همچنان ادامه دارد، هر چند که جزر و مدهائی داشته است.

بلوچهای دستگير شده و اعدامی را، بعنوان قاچاقچی به مردم معرفی ميکردند. حکومتگران ايران از اعلام اينکه بلوچها به خاطر دستيابی به حقوق ملی خويش مبارزه ميکنند، واهمه داشتند. از عجائب روزگار نيست که در بلوچستانی که تمامی دروازه های تحصيل، توسعه، کاريابی و... برای بلوچها توسط رژيم تهران و عواملش مسدود شده باشند، افرادی به کار قاچاق روی آورند. اما اين درصدی ناقابل است و نمی توان ملتی را اتهام قاچاقچی زد.

آخوندها ميگويند، "اگر طلبه ای دزدی کرد نگوئيد که طلبه ای دزد بود، بگوئيد که دزدی طلبه شده بود" اما برای عوامفريبی و ضربه زدن به نيروهای ملی و مردمی بلوچ، همگی را قاچقچی خطاب ميکردند.

باگسترش مبارزات ملی طی ماههای گذشته و اقداماتی که اخيراً توسط سازمان جندالله بر عليه نيروهای رژيم در بلوچستان روی داد و بخصوص مصاحبه هائی که توسط رهبر اين گروه، آقای عبدالمالک بلوچ توسط راديوهائی پخش شد که در آن خواسته هائی سياسی مطرح گشت و به ستمهای ملی ـ مذهبی پرداخته شد، شگردهای قاچاقچی خطاب کردن نيروهای مبارز ملی، کارائی خويش را از دست داد.

در چنين شرائطی، اتهام بلوچهای مبارز يک مرحله به جلو گام نهاد و برچسب وابسته به اجانب را بخود اختصاص داد!! وزير کشور جمهوری اسلامی ايران بيان داشت که " عبدالمالک بطور منظم با مسوولان اطلاعاتی انگليس و آمريکا ملاقات دارد ...." اظهاراتی شبيه به اين، بارها و بارها توسط سردمداران حکومتی چه در زاهدان و چه در تهران ايراد شده است که هيچگونه سنديت ندارند و فقط و فقط ساخته و پرداخته ذهن آقايان است و بس.

و اما ترکهای آذربايجان که با هزاران تار و پود به تهران وصله شده بودند، پس از آنکه روزنامه دولتی "ايران" کاريکاتوری توهين آميز را نسبت به آنها به چاپ رسانيد، به خيابانها ريختند و در اکثر شهرهای آذربايجان دست به تظاهرات زدند و بدين ترتيب انزجار خود را نسبت به سياستهای شوونيسی جمهوری اسلامی ابراز داشتند.

حکام تهران دستور دادند تا هرگونه حرکت مسالمت آميز آذريها به خون کشيده شود و در همين راستا دهها تن از جوانان و معترضين ترک هدف گلوله قرار گرفته و جان باختند.

سپس وزير کشور و ساير مسئولين و آخوندها وارد صحنه شدند و همان اتهام از پيش تعيين شده يعنی وابسته به خارج بودن را مطرح کرده و گفتند که "گروهی در خارج آموزش ديده بودند تا آشوب بپا کنند...."

برطبق اخبار منتشر شده در روزنامه ها و سايتهای مربوط به آذربايجان، صدها نفر از آذريها بازداشت و زندانی شده اند. اعتراضات در شهرهای گوناگون آذربايجان همچنان ادامه دارد و مزدوران رژيم تمامی تلاش و امکانات خويش را در سرکوبی اين جنبش مردمی ترکها بکار گرفته اند.

اعتراضات ملتهای تحت ستم ايران ميرود تا سيری گسترده تر بخود گيرد. حکام تهران بی لياقتی خويش را در حل معضلات جامعه به اثبات رسانيده و نميتوانند صرفاً با اتهاماتی از قبيل وابسته به بيگانه و... به مبارزين ملتهای محروم و آزاديخواه جامعه مان، از گسترش آتش خشم آنان جلوگيری بعمل آورند.

مليتهای ستمديده ايران نمی خواهند قيمی داشته باشند. بلوچها، کردها، آذريها، عربها و ترکمنها مبارزه ميکنند تا در چارچوب ايران به حقوق ملی خويش دست يابند. به زبان مادری خود تحصيل کنند و خود بر سرنوشتشان حاکم باشند. در کشور خود شهروندان درجه دو و سه محسوب نگردند و به شيوه های گوناگون مورد تحقير و تبعيض قرار نگيرند و....

آنگاه که تهران غرق در عظمت طلبی شوونيستی باقی بماند و مليتهای ديگر ايران هيچگونه سهمی در حاکميت نداشته باشند و خواسته های قانونی و برحقشان بجای پذيرفتن با گلوله پاسخ داده شوند، نميتوان از ايرانی واحد سخن بميان آورد. طی سالهای اخير کشورهای زيادی تاسيس شده اند و متلاشی شدن کشورهای ديگر چند مليتی از محالات روزگار نيست.

کردها، آذريها، عربها، بلوچها و ترکمنها همواره خواهان ادامه زندگی در ايران بوده اند به شرطی که از حقوقی مساوی با فارسها برخوردار شوند و در صورتی که رژيم تهران بعنوان نماينده شوونيزم فارس، همچنان به اين خواست واقعی ملل ساکن ايران بی توجه بماند و به سرکوب و کشتار ادامه دهد، مسئول تجزيه احتمالی آينده ايران خواهند بود. تمامی ملل ساکن ايران بجز فارسها، در کشورهای همجوار دارای دولتهای گاهاً مستقلی هستند و اينرا تمامی حکومتگران بدرستی ميدانند.

امير بلوچ
۱۱ خرداد ماه ۱۳۸۵


خبرنامه ستارخان 23:08 @ Thu, 1 Jun 06

تبریزو شهرهای دیگر آذربایجان ناآرام است -- به آتش کشیده شدن یک بانک در میدان زعفرانیه تبریز -- دستگیر شدن چند تن از فعالین فرهنگی شهرستان مشکین شهر -- حیدر شادی(فعال دانشجوئی) همچنان در زندان است -- قیام دهها هزار نفر در شهرستان میانه علیه آپارتاید فارس

خبرنامه ستارخان


farsi fashism 23:03 @ Thu, 1 Jun 06

جان داوود مقامی به دلیل شکنجه شدید، در معرض خطر است
داوود مقامی(موغانلی) بعد از بازداشت شدن در تظاهرات ضد آپارتاید اهالی موغان به زندان موغان شهر(پارس آباد) منتقل شده و تحت شکنجه های شدید قرار گرفته است.

متاسفانه در اثر شقاوت شکنجه گران، طحال وی از کار افتاده و دچار خونریزی شدید داخلی گردیده است. تنفسش بسیار سنگین شده است و در بیمارستان موغان شهر در حالی که جسمش به تخت زنجیر شده در خطر مرگ قرار دارد.

دستگیری در مشکین شهر
بر اساس اخبار رسیده از شهرستان مشکین شهر ظهر امروز یازدهم خرداد مهندس اسد یعقوبی ، مهندس ایرج موذن زاده ، جلیل مقدسی و فرهاد سروناز بازداشت شده اند. در این شهر همچنین اردلان انواری دستگیر و تا کنون اجازه تماس با خانواده اش را نداشته است.

همچنین از تهران خبر رسیده است حیدر شادی استاد دانشگاه و یکی از نویسندگان برجسته آذربایجان همچنان در زندان اوین است.

اعتصاب غذا در زندان اردبیل
از زندان اردبیل خبر رسیده است که بیش از ۵۰ نفر از کسانی که در این شهر دستگیر شده بودند از روز یکشنبه هفتم خرداد اقدام به اعتصاب غذا کرده اند.قیصر نژاد رئیس زندان در مقابل این عمل دستور داده است موهای کلیه زندانیان از ته تراشیده شود و به سلولهای انفرادی منتقل شوند.

دو نفر دیگر در اردبیل دستگیر شدند
خبر رسیده از اردبیل حاکی است امروز یازدهم خرداد دو نفر از شهروندان و فعالان اجتماعی اردبیل به نامهای ساسان صحافی و آراز غفارزاده توسط ماموران اداره اطلاعات این شهرستان دستگیر شدند.

گزارش دیگری از آزادی ۱۶ نفر از دستگیر شدگان تجمع مقابل مجلس در تهران خبر می دهد.اما هنوز آماری از افراد باقی مانده در اوین در دست نیست.

آمار بی سابقه دستگیریها در اردبیل و تبریز
بر اساس اخبار موثق محرمانه دولتی تا کنون ۱۰۷۵ نفر در اردبیل دستگیر شده اند که که از این تعداد حدود ۴۰ نفر خانم بوده اند.دیروز دهم خرداد ۱۰۲ نفر از این افراد آزاد شده اند اما کسان دیگری هر روز در شهرهای مختلف این استان دستگیر و به زندان منتقل می شوند.

اظهارات آزاد شدگان از زندان تبریز نیز حاکی است که در حال حاضر ۴۰۰ الی ۵۰۰ نفر در زندان تبریز و بازداشتگاههای اداره های اطلاعاتی و امنیتی تبریز زندانی هستند.برخی از زندانیان زندان و بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریز در اعتراض به بازداشت غیر قانونی خود اقدام به اعتصاب غذا کرده اند اما تاکنون مسئولین وزارت اطلاعات که دستگیریها توسط یا با هدایت ایشان انجام می شود هیچ اقدامی جهت رسیدگی به درخواست ایشان انجام نداده اند.

ابراهیم رشیدی دستگیر شد
ابراهیم رشیدی از فعالان اجتماعی و هویت طلب ارومیه دیروز دهم خرداد توسط ماموران اداره اطلاعات تبریز دستگیر شد.

یک اسم جدید از بازداشت شدگان میدان بهارستان
بر اساس گزارش نزدیکان علی انواری وی روز یکشنبه هفتم خرداد در میدان بهارستان مقابل مجلس شورای اسلامی دستگیر شده است.انواری پس از دستگیری به زندان اوین منتقل شده و تا کنون اجازه تماس با خانواده اش را پیدا نکرده است.

پیکر یکی از شهدای نقده به خاک سپرده شد
دیروز دهم خرداد پیکر شهید توحید زمانزاده در زادگاهش نقده (سولدوز) به خاک سپرده شد.شهید زمانزاده در تظاهرات مسالمت آمیز مردم نقده به دست نیروهای دولتی به شهادت رسیده بود.

دو نفر دیگر در اردبیل دستگیر شدند
بازداشتهای گسترده هنوز در شهرهای مختلف آذربایجان ادامه دارند.در شهرهای بزرگ از دستگیری دهها نفر خبر رسده است.امروز در شهر اردبیل دو نفر از دستگیر شدگان به نامهای اکبر قربانی و محمد یوسفی به نام مشخص شده اند.افراد مذکور توسط نیروهای امنیتی دستگیر و به محل نامعلومی منتقل شده اند.

مهندس امانی در وضعیت جمسی بدی قرار دارد
نزدیکان مهندس غلامرضا امانی از وضعیت بد جسمی وی خبر می دهند.امانی که از روز هفتم خرداد در اداره اطلاعات تبریز زندانی است از همان روز دست به اعتصاب غذا زده است.یکی از بستگان او خبر داده است این اقدام مهندس امانی موجب خونریزی در معده وی شده است و متاسفانه اداره اطلاعات نیز اقدام مناسبی برای بهبود وی انجام نمی دهد.هنوز علت بازداشت این فعال آذربایجانی که به مدت بیش از چهار ازسال ۷۸ تا ۸۲ در زندان تبریز به اتهام پان تورکیسم زندانی بوده است مشخص نیست.

اروج امیری در زندان قئخلار بسر میبرد
خبرنگار روزنامه نوید آذربایجان" اروج امیری "که با وضع بسیار فجیعی در زندان قئخلار بسر میبرد او هم اکنون 3 روز است که در اعتصاب غذا بسر میبرد و ماموران با او رفتار بسیار وحشیانه ای دارند.همچنین سلمان اباذری و میر مجید یوز باشی به مدت 6 روز است که در زندان بسر میبرند .

آغاز اعتصاب غذا در زندان تبریز
بر اساس اخبار رسیده از زندان تبریز ۵ زندانی مراغه ای داود عظیم زاده-یاشار حکاک پور-علیرضا حقی-مجید پژوه فام و حامد یگانه پور به همراه دو هم سلولی کلیبری خود به نامهای سعید بیدخت و سعید محمدی از امروز صبح نهم خرداد اعتصاب غذای نامحدود تا حصول نتیجه آغاز کرده اند.ایشان که روز جمعه در ارتباط با اعتراضات اخیر در شهرهای خود دستگیر و به زندان تبریز منتقل شده اند تا کنون تفهیم اتهام نشده و اساسا نقشی در اعتراضات مردم در آذربایجان نداشته اند. اعتصاب کنندگان اعلام کرده اند تا زمانی که در چارچوب قانون با ما برخورد نشود اعتصاب خود را ادامه می دهیم.در میان ایشان حامد یگانه پور دانشجوی دانشگاه آزاد مراغه دچار ناراحتی قلبی است و باید تحت نظر پزشک باشد.اما مسئولین زندان نسبت به این مساله بی توجه بوده و سلامتی نامبرده به شدت تهدید می شود.

بنا به اخبار رسیده از تهران هنوز آمار دقیقی از تعداد بازداشت شدگان در اوین وجود ندارد.بنا به اظهار برخی از کسانی که دیروز آزاد شده اند از آنها ابتدا عکسبرداری کرده و پس از تشکیل پرونده توسط ماموران اطلاعاتی در زندان بازجویی شده اند.یکی از ایشان از ضرب و شتم شدید خود خبر داده است.وی می گوید مامور بازجویی من پس از اینکه فحاشی کرد کیسه ای مانند کیسه های که در زندان ابوغریب آمریکاییها بر سر زندانیان می اندازند بر سرم انداخت و چند نفر با مشت و لگد به جانم افتادند.

بر اساس اظهارات آزاد شدگان و کسانی که برای پیگیری به اوین می روند هنوز دهها نفر از جمله پانزده زن و دختر زندانی هستند.

چند اسم از اردبیل
چهار نفر دیگر از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد اردبیل به نامهای 1-علی بابایی ( اهل میاندوآب)2-حسین خیاطی( اهل میاندو اب)3- فرید عبدالعلی زاده( اهل میاندو اب)4-عدالت عباسی اهل و ساکن اردبیل روز جمعه 5 خرداد ساعت 9شب از محل منزل استجاری توسط نیروهای ناشناس دستگیر شده اند.

در این شهر همچنین دو نفر از فعالین اجتماعی به نامهای رحیم غلامی و شاپور نصرت پور در روز هفتم خرداد دستگیر شده و تا کنون امکان تماس با خانواده خود را نداشته اند.

دو برادر در ماکو بازداشت شدند
صبح دیروز 8 خرداد 1385 دوشنبه در حمله نیروهای اطلاعاتی به خانواده یکی از فعالین حرکت ملی آذربایجان تکین ماهارلی (تقی پاشاپور) که اکنون در خارج از ایران به سر می برد،ماموران اداره اطلاعات شهرستان ماکو دو تن از برادران وی به نامهای شهرام و باقر پاشاپور را به جرم فعالیتهای پان تورکیستی دستگیر کردند.

مامورین اداره اطلاعات ماکو پس از بازرسی منزل و مغازه ایشان دو دستگاه کامپیوتر، 150 عدد سی دی و مقداری کتاب و لوازم شخصی به همراه خود بردند. والدین برادران پاشاپور طی اعتراض به برخورد غیر اخلاقی و غیر قانونی به این عملکرد مامورین اطلاعات تهدید به زندان و شکنجه شده اند.

جوادی از فعالین حرکت ملی آذربایجان در اورمیه بازداشت شد
بنا بر خبر رسیده اسماعیل جوادی از فعالین حرکت ملی آذربایجان در تاریخ 7/3/1385 توسط اداره اطلاعات اورمیه احضارشده و تاکنون به منزل خود مراجعت نکرده است. گفتنی است که اسماعیل جوادی عضو هیئت تحریریه نشریه فردای ماست.

خبر دیگری حاکیست که بر اساس گفته های نزدیکان علیرضا جوانبخت قولونجو وی در بازداشت به سر نمی برد. علیرضا جوانبخت قولونجو از فعالین حرکت ملی آذربایجان در اورمیه به دنبال مراجعه نیروهای امنیتی به منزل ایشان در تاریخ 5/3/1385 ناپدید شده است.

اسامی چند تن از کسانی که هنوز در زندان میاندوآب هستند
جلال کودعلیلو- محسن فرامرزی -احمد جدی- مهدی بازمانی- شاهرخ فرامرزی -امیر آقازاده- امیر ثقفی -ولی ظهرابی- بهبود قلی زاده -علی رازی- صمصام محمدی وش- حاتم رستمی وش و چند نفر دیگر کسانی هستند که از چند روز پیش در میاندوآب دستگیر و هنوز در بازداشت هستند.

دستگیری دبیر انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اردبیل
ودود اسدی دبیر انجمن اسلامی دانشگاه آزاد اردبیل روز شنبه پس از شرکت در تظاهرات مردم اردبیل توسط نیروهای اطلااعات از مقابل دانشگاه ازاد دستگیر شد.


سلام دار آغاجی 22:18 @ Thu, 1 Jun 06

سلام دار آغاجی
http://www.arazelses.com/mp3/dar_agaci.mp3
یولومو گوزله دین هر سحر آخشام، سلام، دار آغاجی . علیکیم - سلام
اجل له اؤلمه یه دؤغلمامیشام ، سلام دار آغاجی . علیکیم - سلام
او هانسی میللت دیر - طالعی سیردیر؟!
یوز آدلا بؤلوندو… یئنه ده بیردیر!
منی حوضورونا بو درد گتیردی، سلام دار آغاجی .علیکیم - سلام
خزری ، بایکالی ، آرالی گؤردوم ،
گؤردوم جان اؤسته دیر ، یارالی گؤردوم
تانرینی بنده دن آرالی گؤردوم ، سلام دار آغاجی . علیکیم - سلام
چارخی ترس فیرلانیر فلک قاری نین،
توران کؤلگه سینده بوداقلارینین،
رنگی بایراغیمدا یارپاقلاری نین، سلام دار آغاجی . علیکیم - سلام
اولین آخیری ، سونون اولی
بویوموش، بیله میشم بونو من ده لی
قورخوم یوخ ، نه اولسون بویون گؤی ده لیر، سلام دا رآغاجی . علیکیم - سلام
ائلی یاغمالانان ، بؤلؤنن ، بؤلن
چایلاری قورویان ، گؤللری اؤلن
حاق - حساب - چکمه یه گلن منم ، من. سلام دار آغاجی ، علیکیم - سلام
دانیش ، امیر تئیمور ، بو سون نئیدی به؟
بوینومدا - آغ کفن ، دیلیمده - تؤوبه…
درسی نی ترس بیلن ، منیمدی نؤوبه… سلام دار آغاجی ، علیکیم - سلام
سنی من اکمیشم… من سن قنیم،
سنی سووارماغا حلال دیر قانیم
یارپاغین رنگ آلسین قانیمدان منیم، سلام دار آغاجی ، علیکیم - سلام
ائی دارین آغاجی ، کیمدن اسکیکم…کم
یا سنی یئندیرره رم یا سنه یئنم
یادا بوداغیندا یارپاغا دوننم، سلام دار آغاجی ، علیکیم - سلام
قیرغیزام، اوزبه یم ، قازاخ ، تورکمنم،
باشقیردام ، کرکوکم ، ائله گؤرک منم،
سنین گؤزله دییین غریب تئورک منم، سلام دار آغاجی ، علیکیم - سلام
قبول ائت نووبتی قوربانین منم،
منیم جانیم سنده ، بیل ، جانین منم،
ائله غوره لنمه… هر یانین منم، سلام دار آغاجی ، علیکیم - سلام
علیکیم سلام
توپلایان:تایماز (م.ن)
موسیقی: آراز ائل سس
ترجمه:
سلام چوبه دار!!
هر صبح و شب منتظر راه من شدی،سلام چوبه دار، علیک السلام
من برای اینکه با اجل بمیرم به دنیا نیامدم،سلام چوبه دار، علیک السلام
آن کدام ملت هست که طالعش یک راز است،
با صدها اسم جدا شد،اما باز هم یکی و متحد هست،
این درد من را به حضورش آورد،سلام چوبه دار، علیک السلام
خزر را،بایکال را جداگانه دیدم
دیدم آخر جانش هست،زخمی دیدمش
خدا را از بنده اش جدا دیدم،سلام چوبه دار، علیک السلام
؟
؟
؟
آخر اول،اول آخر
؟
ترسی ندارم اسمان جدا شود،سلام چوبه دار، علیک السلام
کسیکه قومش به غرات رفته و تکه تکه شده
رودهایش که خشک شده،و گل هایش که مرده
به دادگاه و حق و حساب کشاندن من هستم من،سلام چوبه دار، علیک السلام
حرف بزن امیر تیمور این آخر چه بود که بر سر ما آمد؟
در گردنم کفن سفید و در زبانم توبه
کسیکه درسش را ترس میداند ،!نوبه من است،سلام چوبه دار، علیک السلام
تو را من کاشته ام و بر تو من قنیم و محرمم
به خاطر آبیاری تو خون من حلال است(با خونم آبیاریت میکنم)
برگ تو از خون من رنگ بگیرد،سلام چوبه دار، علیک السلام
ای چوبه دار از چه کسی من پست تر و گوچکتر هستم؟
یا تو را به زیر می کشانم و یا بر تو به زیر میشوم
و یا در کنارت به برگ تبدیل می شوم،سلام چوبه دار، علیک السلام
قرقیزیم،ازبکم،قزاقم،تورکمنی ام
باش قوردم،کرکوک هستم،قوم آسمانی ام
تورکی هستم که تو آنرا زیبا کردی من هستم،سلام چوبه دار، علیک السلام
قبول کن نوبت قوربانی دادنت من هستم
جان من در تو هست،بدان جانت منم
تو بزرگ هستی و همه جایت منم،سلام چوبه دار، علیک السلام


قیام دهها هزار در میانه 21:47 @ Thu, 1 Jun 06

قیام دهها هزار نفر در شهرستان میانه علیه آپارتاید فارس

اکنون ساعت 20.30 دقیقه است.

دهها هزار تن در شهرستان میانه با تظاهرات در خیابانهای این شهر علیه رژیم اپارتاید در حال شعار دادن هستند.

مردم خواستار رسمی شدن زبان ترکی در سراسر ایران می باشند.


40 متری تبریز در خاک خون 21:44 @ Thu, 1 Jun 06

40 متری تبریز به خاک خون کشیده می شود

چنانک در اخبارها شنیدید رژیم بعد از قیام ضد آپارتاید تبریز تهاجم همه جانبه ای را به 40 متر یکی از محلات حاشیه تبریز شروع کرده و این تهاجمات از 8 خرداد به یورش های شبانه به حریم خانه ها و شکستن عفت و حریم انسانیت در این مناطق شده است،از تمام فعالان آذربایجانی و از همه انسانهای آزاده دنیا می خواهیم که صدای مضلومیت 40 متر را به گوش جهانیان برساند بر اثر نرسیدن صدای جنایت حاکمیت و مظلومین مردمان بی دفاع و محروم این محلات رژیم متاسفانه هر روز بر شدت حملات و بی قانونی های خود می افزاید ،آنچه در زیز می خوانید صدای ناله یکی از مردان این محله است.
تبریز محروم است و 40 متر در تبریز،اینجا محله خون قیام است،اکثر مردم آن از قشر پایین جامعه از نظر اقتصادی و اکثر جوانان آن از آگاه ترین جوانان آذربایجان اند،هر هسته آذربایجانچی بیشتر فعالان خود را از این محله دارد اینان در 74 با حمایت از کانیداتوری چهرگانی او را یاری و حرکت ملی آذربایجان را مردمی کردند،آنان چیزی برای از دست دادن جز هویت ملی خود ندارند برای همین با جان و دندان از این هویت ملی خود دفاع می کنند ،متاسفانه بعد از قیام 1 خرداد تبریز که حضور مردم و فعالان این محله در آن بسیار محسوس بود رژیم حملات گسترده ای را بر علیه این ممحله از تاریخ 8 خرداد شروع کرده است،بسیجیان و گاردهای ویژه که اکثر آنان فارس زبان هستند با شکست حریم خانه ،خانه به خانه فعالان و جوانان این محله را دستگیر می کنند.40 متر در خون است الان سه روز است که کودکان مظلوم ومحروم از تمام خدمات شهری و مدرن دنیای امروز هر لحظه با شیلیک گلوله ها به دامن مادران گریان و غمگین از نا معلوم بودن جوانان شان پناه می برند ،در 40 متر شام آخر انسانیت از یک خرداد خورده شده است در اینجا حریم خصوصی و خانواده به مدد شکستن در های سولقون این محل شکسته شده است.آمار کشته و مجروح شدگان نا معلوم و آمار دستگیر شدگان شاید برای هر خانه ای یکی باشد.اینجا یورد مظلومان است چرا که صدای آنها را حتی همسنگرانشان نیز نمی شنوند،وای بر انسانیت زنده باد بر 40 متر و یاشاسین آذربایجان


Tabriz Antiracist video 21:33 @ Thu, 1 Jun 06

tebrizin anti rasist qalxish videosun

Tabriz Anti-Chauvinism Protests
Birturkoglu
8 min 3 sec - May 24, 2006
birturkoglu.blogspot.com


To watch it, you will need the Google Video Player.

Bu film Təbrizdəki 22 mayis gostər‎s‎n‎n filmi dir. Millət‎n ِfkəsi bu filmdə açix ‏əkildə ِrtada. ضzuz seyr edin‎z.

Man bir turk olarax gürürla bu film‎ Təbrizdə olan gostər‎lərdən sizə sunmax ist‎rəm. Bu neçə gun boyü bir hərəket millətdə gorsən‎r. O turk dilinə qar‏‎ bir para təssublərd‎ ki gərakird‎ bundan avval oni giymətland‎reydilər. Nəhayatdə, man bu filmi yukləmaxda ba‏aril‎ oldum:

http://video.google.com/videoplay?docid=2380907924962420269

Saygilar,

Əmir


قدر ایران را بدانیم! 19:32 @ Thu, 1 Jun 06

ایران کشوری است سرشار از عجائب و غریب.

بیایید قدر این کشور عجیب و غریب را بدانیم.

ما در این مجال سعی خواهیم کرد به نکاتی از استثنایی و بی نظیر بودن ایران اشاراتی داشته باشیم.

ایران تنها کشوری است که نظام سیاسی خود را جمهوری اسلامی اعلام نموده است در حالی که نه از اسلام خبری است و نه از جمهوری.

ایران تنها کشوری است که قانون اساسی کشور را چیزی عبث و بیهوده می داند و کسانی را که خواستار اجرای اصول آن باشند عوامل بیگانگان می داند.

ایران تنها کشوری است که صحبت کردن از اصول مصرح قانون اساسی آن ، به منزله تهدید امنیت ملی کشور تلقی می گردد.

ایران تنها کشوری است که در قانون اساسی آن بعد از اصول 14 و 18 به ترتیب اصول 16 و 20 وجود دارند و اصولاً نگارش اصولی تحت عنوان اصول 15 و 19 کار بیهوده و سفیهانه ای بوده است.

ایران تنها کشوری است که به جای رسیدگی به امور مردم خود ، در فکر رسیدگی به امور دیگر ملل (فلسطین ، عراق ، افغانستان ، ونزوئلا ، کوبا ، کره شمالی و ...) بوده و هست.

ایران تنها کشوری است که به جای هزینه نمودن بودجه کشوری در راه اشتغال زایی برای جوانان کشور خود ، آن مبالغ را در اختیار تروریست های اقصی نقاط دنیا قرار می دهد تا نظم و امنیت جهانی تعریف جدیدی داشته باشد.

ایران تنها کشوری است که با داشتن هفت سازمان و نهاد برای رسیدگی به امر تکدی گری هنوز نتوانسته است به یک صدم موفقیت های کشورهایی که در این راه فقط از یک سازمان بهره می برند برسد.

ایران تنها کشوری است که قسمت اعظمی از مردمش دشمنان بالقوه برایش محسوب می شوند (تورک ها – کوردها – عرب ها – بلوچها – ترکمنها ، مللی هستند که ایران بالاجبار و از روی کراهت آنها را تحمل می کند)

ایران تنها کشوری است که حق حقوق 20 میلیون تبعه کشور همسایه را به حق و حقوق 35 میلیون شهروند خود ارجحیت می دهد. (برای دولت ایران اتباع افغانستان نزدیک تر از ملت سلحشور و غیور آذربایجان است)

ایران تنها کشوری است که در سایه حکومت اسلامی ، فساد و فحشا به حدی رسیده است که نگارنده ، حتی از نگارش آن نیز شرم دارد.

ایران تنها کشوری است که از اسلام در راه سرکوب ملت خود ، آن هم به بدترین شکل ممکن استفاده می کند.

ایران تنها کشوری است که تنها نهاد پرسشگر از شخص اول کشور ، تملق گو و مداح آن شخص گردیده اند (مجلس خبرگان در واقع کاری جز مدح رهبری انجام نمی دهد)

ایران تنها کشوری است که مردمش را ، همیشه در ان حدی ندیده که به آنها اجازه دهد درباره سرنوشت خود ، خود تصمیم بگیرند. (شخص رئیس جمهور ، نمایندگان مجلس و دیگر مقامات به ظاهر انتخابی ، از سوی نهادهای زیر نظر رهبری منصوب می گردند و برای ... نمودن مردم ، فقط به اجرای یک انتخابات فرمایشی تن می دهند.)

ایران تنها کشوری است که ملل تورک ، کورد ، عرب ، بلوچ و ترکمن آن ، علی رغم داشتن جمعیت هایی میلیونی ، اجازه ندارند به زبان مادری خود تحصیل نمایند.

ایران تنها کشوری است که زبان یک ملت در اقلیت برای همگان زبان رسمی قرار داده می شود.

ایران تنها کشوری است که در طول یک قرن اخیر توسط بریتانیای کبیر ، سه بار تغییر رژیم در آن صورت گرفته است. (ساقط نمودن حکومت قاجار و روی کار آوردن رضا شاه – ساقط نمودن رضا شاه و اشغال نظامی کشور و روی کار آوردن محمدرضا شاه – ساقط نمودن حکومت پهلوی و روی کار آوردن رژیم ملاها)

ایران تنها کشوری است که بیش از همه به وجود ایالات متحده آمریکا محتاج است. (اگر ایالات متحده نبود پس عامل اصلی این همه مشکل در کشور ، چه کسی باید معرفی می گردید)

ایران تنها کشوری است که سخنگویان حکومتی آن هنوز اطلاع ندارند که دولت شوروی حدود دو دهه پیش از هم پاشید (امام جمعه اردبیل ، کسانی را که در تظاهرات شرکت داشتند را عوامل شوروی دانسته است)

ایران تنها کشوری است که پیشنهاد گفتگوی تمدن ها را در سطح جهان مطرح می کند ، در حالی که به این مهم در سطح ملی و در داخل کشور کمترین اهمیتی قائل نیست و در راه احقاق آن هیچ اقدامی انجام نمی دهد که هیچ ، بلکه کسانی را هم که در این راه تلاش می نمایند را هم با انواع مشکلات روبرو می سازد.

ایران تنها کشوری است که از رسانه ملی و دولتی خود (رادیو ، تلویزیون و روزنامه ها) برای توهین و تحقیر مردم کشور خود استفاده می کند.

ایران تنها کشوری است که ارگان رسمی دولت خود را به اقدام علیه مردم خود وا می دارد و سپس آنها را به عوامل بیگانگان بودن متهم می نماید.

ایران تنها کشوری است که در عین حالی که ادعای اسلامی بدون نظامش را دارد بهترین و صمیمانه ترین روابط را به دولتهای کمونیستی حال حاضر و سابق دارد (کشورهای کمونیستی چین ، کوبا ، ونزوئلا ، کره شمالی و کشور سابقاً کمونیستی روسیه)

ایران تنها کشوری است که نظام اقتصادی سیاسی کمونیستی مارکسیستی را با برخی تغییرات در قالب نظام اقتصادی سیاسی اسلامی به خورد مردم می دهد.

ایران تنها کشوری است که ربا و بهره برای مردم عادی حرام ولی برای بانکها و موسسات دولتی حلال و در راه خدا است.

ایران تنها کشوری است که در بیست سال اخیر ، علی رغم شعارهای ظاهری حکومت ، پدیده خانمانسوز اعتیاد در جامعه ، چندین و چند برابر رشد نموده است.

ایران تنها کشوری است که علی رغم جرم بودن اعتیاد در آن ، اکثر مقامات حکومتی و دولتی آن بی نصیب از این امر نیستند. (شیره ای بودن اشخاصی مثل حداد عادل ، اظهر من الشمس است)

با این حال ، نمی دان چرا برخی ، ایران را دوست ندارند حیف نیست کشوری را که از بسیاری نکات تنهاترین کشور دنیاست و نظیری ندارد دوست نداشته باشیم. پس بیایید قدر ایران را بدانیم.

ضمناً موردی هم هست که من باب مزاح هم که شده به سمع شما می رسانم.

طبق آخرین تصمیمات گرفته شده توسط مسئولین کشوری ، قرار بر این شده ، که نام کشور ایران تغییر یابد.

آگاهان سیاسی که نخواستند نامشان افشا گردد دلیل این امر را نکات زیر برشمردند:

1- کلمه ایران نامی است از برای دختران و زنان و مناسب نیست که نام یک زن را در سطح جهانی مدام تکرار نماییم.

2- استکبار جهانی به رهبری آمریکای جهانخوار چشم طمع به ایران خانوم دوخته است و غیرت مسلمان جماعت چنین امری را برنمی تابد.

3- متاسفانه ایران ، در طول تاریخ مورد تجاوز برخی اجنبی ها قرار گرفته و حاصل این تجاوزهای نامشروع ، حرامزاده هایی هستند که امروز بر کشور مسلط گشته اند.


بايكوت زبان فارسي 19:28 @ Thu, 1 Jun 06

بو گون همت و غيرت گونودور

شرفلي آذربايجانلي­لار:

غيرتلي اورميه لي لر:

ايران قازته ­سينين توهينلي كاريكاتور و يازيلاري بير بهانه اولدو تا آذربايجانين غئيرتلي توركلري اؤز نفرتلريني اعلان ائتسينلر. ايللردي كي فارس شوونيزمي و فارسچيلارين هدفي آذربايجاني ضعيف ساخلاماق و توركون فرهنگيني آرادان آپارماقدير. گچن گونلرده آذربايجانين بويوك و حتي كيچيك شهرلرينين آياغا دوروب و فارسچيلارين منفور ايشلرينه اعتراض ائلمه لري گوستردي كي توركلر فرهنگلريني اؤز ناموس و شرفلري بيلير و اونون دفاعسيندا حتي شهيد اولماغا دا حاضيرديلار.

آذربايجانليلار تاريخده هميشه صلح طلب و آزادليق سئور اولوبلار ، آما اونو دوشمن بيلن لر ايله وار گوجله ساواشميشلار. بوگون ده فارسچيلار بيزيم عليهيميزه مباريزه ائديرلر. اونلارين بيرينجي هدفلري بيزيم توركو ديليميزي و فرهنگيميزي آرادان آپارماقدير. اونا گوره بوگون فرهنگي ساواش ائتمه ييميز بوتون فارسچيلاري مايوس ائده جك. فارسچيلار باتوم و سيلاح ايله بيزه حمله ائديرلر آما بيز فرهنگي مباريزه ميزله اونلارا تاريخي درس وئره بيلريك.

عزيز و شرفلي وطنداش:

غيرتلي سولدوز (نقده)، قهرمان تبريز ، ايگيد اورميه و شرفلي خياو (مشكين شهر) شهيدلريني هئچ زامان ياددان چيخارتمامالييق. اونلار بيزيم فرهنگين يولوندا و اونون دفاعسيندا اؤز مقدس جانلاريني الدن وئرميش و شهيد اولوبلار. بللي دير كي آذربايجان ملتي واختيندا دوشمنلرين جاوابيني وئره جك. بوگون بيزلر او شهيدلرين احتراميني ساخلامالييق. بيز فرهنگي مبارزه ائتمكله هم شهيدلرين احتراميني ساخلييا بيلريك هم ده اؤز فرهنگيميزدن دفاع ائتمكله فارسچيلارا بويوك ضربه لر ووراريق. بوگوندن بئله هر بير ناموسلو و غيرتلي تورك بير ميلي سرباز كيمي فرهنگي مبارزه ده آشاغيداكي مسئله لري رعايت ائتمه يه چاليشماليدير:

1- بيزيم آنا ديليميزين آدي توركودور. بيزه آذري دئيينلر بيزيم تاريخي آديميزي تحريف ائتمك ايستييرلر. بيزه آذري ديينلره بيز (تورك- وك) دئمه لييك.

2- هامي اوشاقلاريني فارسي ديلينده دانيشديرانلارا اعتراض ائلمه ليدير.

3- اوشاقلاريميزا توركو آد قويمالييق.

4- هر كس كي فارس موسيقي سي پخش ائليير اونا اعتراض ائلمه لييك. مثلا ناوار و كاست ساتان توكانلارا دئمه لييك كي فارسي كاست لر ساتماسينلار. يا عمومي يئرلرده حتي ماشينلاردا فارس موسيقي سي پخش اولسا اعتراض ائديب و اوراني ترك ائتمه لييك.

5- توكان و ايش يئرلريميزين آدلاريني توركو انتخاب ائتمه لييك.

6- او توكان و يئرلرين كي فارسچي آدلاري (مثلا آريا ، پارس، خليج فارس و ...) وار، اونلارا تلفن ايله اولسا دا اعتراض ائلمه لييك.

7- هر هانسي مجله يا قازته كي بيزيم فرهنگيميزين عليهينه بير مطلب يازا، اونا حداقل تلفن وسيله سيله اعتراض ائلمه لييك.

8-راديو و تلويزيوندان بيزيم فرهنگيميزين ضيدينه بير برنامه پخش اولسا حداقل تلفن وسيله سيله اونلارا اعتراض ائلمه­لييك.

9- اؤز SMS، E-mail و نامه لريميزي توركو ديلينده يازمالييق.

10- توركو ديلينده اولان كيتاب ، كاست، سي دي، پوستر و مجله لري آيريلارينا هديه وئرمكله اونلاري فرهنگيميزه تشويق ائده بيلريك.

11- ايمكان اولدوغو قدر چاليشاق كي توي و ياس مراسيم لرينده وئردييميز دعوت كارتلاري و اطلاعيه لر توركو ديلينده اولسون.

غيرتلي و شرفلي وطنداش:

آذربايجانا گوره بو اطلاعيه دن 20 دنه تكثير ائتمكله اونون ياييلماسينا كؤمك ائت. بوگون هيمت و غئيرت گونودور.

حتماً كي هر بير شرفلي تورك بونلاري رعايت ائدجك. فارسچيلارين فرهنگيني قبول ائدنلر اونلارين اهانت ، تحقير و مذلتيني قبول ائديرلر.

آذربايجان ميلي - فرهنگي فعال لاري (اورمو شهري)


قطعنامه علم و صنعت 19:20 @ Thu, 1 Jun 06

در اين قطعنامه خوسته ها ي ملت آذربايجان در 9 بند آورده شده و از مسئولين خواستار توجه بيشتر و سريعتر به آنها شده اند.

1- شكستن بايكوت خبري و بيان بي كم و كاست وقايع
2- اجراي اصول 15،19و 20 قانون اساسي
3- تاسيس شبكه سراسري به زبان تركي آذربايجاني
4- ذكر اسامي و تجليل و بزرگداشت شهداي حوادث اخير آذربايجان
5- تشكيل كميته حققيت ياب جهت بررسي وقايع اخير متشكل از نمايندگان مجلس و فعالان سياسي آذربايجان
6- اجازه تاسيس کانونهاي دانشجويان آذربايجاني در دانشگاههاي سراسر کشور
7- برخورد و مجازات عاملين سرکوب و كشتارمردم آذربايجان
8- جلوگيري از رشد و رواج انديشه هاي ترك ستيزانه و عدم استفاده از واژه مجعول آذري زبان در كليه مكاتبان رسمي و غير رسمي
9- آزادي زندانيان سياسي و بازداشت شدگان حوادث اخير آذربايجان و ميدان بهارستان تهران بخصوص فرشاد فرشيد فر


بیانیه اورميه 19:13 @ Thu, 1 Jun 06

بيانيه شماره 3 - (9/3/1385)

جمعي از مطبوعاتيان، فرهنگيان، دانشجويان و فعالين حركت ملي آذربايجان (اورميه)

ملت آگاه ترك ؛ مردم شريف اورميه:

چنانكه مستحضر هستيد، آذربايجان روزهاي سخت و در عين حال حساسي را پشت سر مي گذارد. فرزندان قهرمان آذربايجان در مبازره مقدس و سترگ ملي برگ هاي زريني را بر تاريخ ملت آذربايجان افزودند. در اين مبارزه ملي ملت ترك همچون گذشته جان تعدادي از فرزندانش را بي منت و بي محابا در راه دفاع از آزادي ، هويت و فرهنگ ملي خود فدا نمود.

از 22 ارديبهشت 1385 تا به امروز آذربايجان شاهد تحولات عميقي بوده و هر يك از اين تحولات نشان از روحيه بالاي ملي و شعور عميق ملت ترك دارد. اعتراضات مدني در واكنش به اهانت سياه نامه ايران ابتدا در دانشگاهها و توسط فرزندان جسور اين سرزمين آغاز شد. ولي گوشهاي سنگين تماميت خواهان در روزهاي اول اعتراضات را نشنيد. تداوم بي تفاوتي هاي مسئولين بر آتش خشم ملت آذربايجان افزود و اعتراضات به داخل شهرها و بطن اجتماع كشيده شد و ملت با متانت تاريخي خود و مدنيت بي مثالش براي رساندن صداي اعتراضات خود به پا خاست. ولي متاسفانه عوامل و عناصر مسوول به جاي پاسخگويي به اين اعتراضات از قوه قهريه استفاده كرده و درمقابل اعتراضات كاملا دموكراتيك و به دور از خشونت ملت ترك با اسلحه، باتوم و گاز اشك آور به ميدان آمدند. در اين ميان بعضي از عناصر مشكوك با دستورات قبلي براي انحراف حركت و آماده نمودن زمينه هاي سركوب اعتراضات دست به تخريبات عمدي زدند. بر اساس اسناد و مدارك موجود كه در صورت ضرورت افشا خواهد شد ، اين عناصر مشكوك هدفي جز ضربه زدن به حركت ملي آذربايجان و بدنام كردن آن نداشتند.

با اينكه در طول حوادث اخير فعالين ملي آذربايجان با امكانات محدود حركت ملي آذربايجان را از اقدامالت مشكوك و مخرب مبرا دانسته و بارها بر آن تاكيد كردند ولي عوامل سركوب كه منتظر چنين فرصتهايي بودند به بهانه دفاع از امنيت جامعه با سلاحهاي آتشين خود بر روي مردم بي دفاع شليك كرده و تعدادي از بهترين فرزندان آذربايجان را به شهادت رسانيدند.

اما بايد به عوامل و مسوولين اين حوادث متذكر شد كه نمي توانند با آتش سلاحهاي خود صداي اعتراض ملت آذربايجان را خاموش كنند و بايد دانست كه راز بقا و زنده بودن آذربايجان و آذربايجاني در اين اعتراضات نهفته است.

ما ضمن محكوم كردن برخي تحريكات صورت گرفته براي بدنام كردن حركت ملي آذربايجان، تبريك پيروزي ملت و گراميدشات ياد شهدا كه تبلور شرف و آزاديخواهي يك ملت است، اعلام مي داريم كه تا رسيدن به خواسته هاي ملي و قانوني خود از پاي نخواهيم نشست. اصرار بر خواسته هاي ملي و تداوم اعتراضات مدني به دور از اغتشاش و التهاب حق مسلم ملت ترك است. بديهي است كه بي توجهي به اين خواسته از سوي مسوولين بستر آغاز اعتراضات به شكلي گسترده را فراهم خواهد كرد. ما اعلام مي داريم كه ملت و فعالين حركت ملي آذربايجان به دقت مسايل و رويدادها را زير چشم دارد. در اين برهه حساس بعضي از خواسته هاي ملي آذربايجان را بدين شرح اعلام مي داريم:

1- عذر خواهي رسمي آقاي احمدي نژاد به عنوان رئيس دولت و مسوول اول ارگان دولت

2- بركناري آقاي صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي از سوي رئيس جمهور و يا استعفاي ايشان

3- تشكيل كميته حقيقت ياب متشكل از فعالين حركت ملي، نمايندگان ترك مجلس شوراي اسلامي و عوامل ذيصلاح قضايي.

4- تعجيل در اعلام زبان توركي به عنوان يكي از زبانهاي رسمي كشور و تدريس آن در تمامي مقاطع تحصيلي

5- قرار گرفتن كشته شدگان اعتراضات اخير در ليست شهدا، دلجويي از بازماندگان و برخورداري خانواده هاي شهدا از مزاياي قانوني

6- تشكيل دادگاههاي صالحه براي شناسايي ، معرفي و مجازات عاملين برخوردهاي خشونت آميز با ملت آذربايجان

7- آزادي بي قيد و شرط بازداشت شدگان حوادث اخير

8- به رسميت شناختن مراسم سالانه قلعه بابك به عنوان همايش ملي هويت خواهي ملت آذربايجان كه امسال در روزهاي 8 و 9 تيرماه برگزار خواهد شد

9- رفع توقيف از نشريات دانشجويي و استاني


بیانیه زنجان 19:04 @ Thu, 1 Jun 06

بیانیه توقیف شده جمعیت اسلامی دانشگاه آزاد زنجان

خواسته هاي ملت آذربايجان را جهت نابودي اقدامات شوونيستي وتفرقه افكنانه و قطع دستاني كه در جهت ايجاد نفاق در كشور و تخريب ملل ايراني گام بر مي دارند به صورت زير بيان مي دارد :

1- عذر خواهي رسمي رئيس جمهور از طريق صدا و سيما

2- حذف کلمه ي موهوم و اهانت آميز”آذري ” از گفتمان سياسي و فرهنگي کشور

3- تدريس زبان و ادب ترکي در مدارس ودانشگاه ها و اعلام زبان ترکي به عنوان يکي از زبان هاي رسمي کشور (با توجه به کثرت جمعيت ترکها در ايران) و تاسيس فرهنگستان زبان و ادب ترکي

4 - تاسيس و راه اندازي شبکه هاي راديو و تلويزيوني سراسري، خبرگزاري و روزنامه ي کثير الانتشار دولتي به زبان ترکي با توجه به تداول اين زبان در گستره کشور

5- اعاده ي کليه ي اسامي تاريخي (به خصوص اعاده ي نام تاريخي آذربايجان مطابق آخرين تقسيمات کشوري در دوران مشروطيت به استان هاي اردبيل، زنجان و … ) به اماکن جغرافيايي و رفع موانع موجود در نامگذاري اسامي ترکي براي کودکان و واحدهاي اقتصادي و صنفي

6- ايجاد حزب يا احزاب رسمي در کشور

7- رفع کليه اشکال تبعيض اعم از اقتصادي، فرهنگي و … از کليه ي مناطق ترکنشين کشور

8-تمرکز زدايي در حوزه هاي سياسي،اقتصادي و فرهنگي از پايتخت و اعطاي اختيارات در اداره ي داخلي آذربايجان به مسئولين محلي منتخب مردم

ضمن اينكه خواستار آزادي بي قيد و شرط فعالان هويت طلب ترك بويژه دانشجويان دربند و افرادي كه در جريان اعتراضات اخير دستگير شده اند مي باشد .
ياشاسين آذربايجان
ياشاسين آزادليق


nana 18:39 @ Thu, 1 Jun 06

بسیار خوب حسین م گرامی

سخن از مرده نیست دوست عزیز
سخن از مردان خشمگین ترک که کارمند و بقال و دانشجو و عمله و سپور و نانوا و .....
هستند و از فقر - فحشا - بی عدالتی - جهل - کثافت - مرگ - و....به جان آمده اند و جلوی گلوله رفته اند است جلوی چشمان حی و حاضر ما
و اینان هموطن های ما هستند و احتمالا
بسیاری فامیل های نزدیک

من که نگفتم برو برای لنین مثلنی احترام بذار که
گور بابای لنین و اساسا خود خود مارکس

و اما راجع به این سخنت :

((«رهایی طبقه کارگر» خواست همه کمونیستهاست. رهایی طبقه ای که متحمل بیشترین درجه استثمار در طول تاریخ شده است، رهایی بشریت(مردم) را نیز در خود و با خود دارد. اما بدیهی است که عکس این گزاره، به هیچ وجه درست نیست. یعنی ممکن نیست رهایی مردم، منجر به رهایی طبقه کارگر شود.))

جونم خدمت خام ات !!! عرض کنه که بله موافقم که رهائی طبقه کارگر به خود آگاه به رهائی تمامی مردم جامعه ختم میشه .

ولی شما گه خوردید که خود را مثلنی روشنفکر انقلابی اون طبقه کارگر میدانید ؟

به مرگ مادرم اون طبقه کارگر اولین کارش له کردن امثال شماست زیر پا و سپس برای حق و جقوقش پیش روی !!!!!

خوب یک مشت خورده بورژوای عمدتا مفت خور و مرفه که کارشون دور هم جمع شدن و قرقره سخنان رهبران چپ کلاسیک در جهان مدرن امروزند که میخوان تسمه کارگر -نه بر خود آگاه را !!!!در دست گرفته و با کفالت آنان حکومت کنند که ربطی به طبقه کارگر واقعی که منظور مارکس بوده ندارند که اخوی !!!!!!

پس اگه زبانم لال و سوزن به تخم چشمم !!! شما خط خود را از مردم آذربایجان به بهانه مرتجع بودن شعارها و احتمالا از دانشجویان به بهانه پاهاشون بوی بدی میده و بگیر و برو جدا کنید و از رنج
اونا دردتون نیاد ....ها ؟
من میگم همتون از دم ول معطلید الاغها
شما عینهو و بی برو برگرد همین رژیم هستید
این رژیم هم برای تنها گروهی که کاری میکنه کسانی هستند که مانند او فکر میکنند
و کراماتش را بین خود و آنان به نسبت هشتاد = بیست تقسیم کرده است

کاری که شما با این بیراهه ای که میروید در صورت باز هم زبانم لال و سوزن به تخم چشمانم !!!!!! اگر که روزی به قدرت برسید . مگه نه ؟

مگه ایده ئولوژی نیست که قراره شما را مو به مو به هدف عظیم !!!! نزدیک سازد ؟

پس این نگاه شما حسین م از شما در صورت قدرت حزب یا دسته یا هر چه..... یک ماکسیمم لاریجانی رژیم امثال شما خواهد
ساخت قطعا و بی برو برگرد . نانا


شبح 18:24 @ Thu, 1 Jun 06

حسين م عزيز!(53)
يک نکته از قلم افتاد و آن اين است که من هم نگراني‌های تو را دارم به هر حال تا وقتی حزب و تشکيلات و رهبری انقلابی در شورش‌های مردمی حضوری تعيين کننده و خط دهنده ندارد هميشه اين احتمال وجود دارد که جنبش مردم سر از ارتجاع و واپسگرايي درآورد اما اين موجب نمی‌شود حق اعتراض و قيام مردم را ناديده گرفت و به درون جنبش‌شان نرفت و صد البته هميشه بايد شفاف و روشن نسبت به شعارهای ارتجاعی موضع گرفت من از اولين نوشته‌ام تا همين آخری هم‌واره نسبت به شوونيسم و ناسيوناليسم و شعارهاي انحرافی مانند اعدام يا مجازات کاريکاتوريست پا فشرده‌ام.


شبح 18:18 @ Thu, 1 Jun 06

حسين م عزيز(53)
می‌نويسی:" مدتهاست که در شبانه روز حتا یک دقیقه هم پای رادیو تلویزیون حکومت اسلام ننشسته ام." تصور می‌کنم تفاوت من و تو از همين جا اغاز می‌شود ظاهرا تو نگاهی از دور و از بالا به جريان‌های اخير داری در حالی که من در متن ماجرا هستم. ماجرا اين‌گونه است که رژيم سعی دارد همان‌گونه که تو می‌‌گویی بگويد:"مردم به خیابان ریخته اند و تقاضای اعدام او و بستن نشریه را دارند." يا آن‌گونه است که در پاسخ به نانای عزيز(52) می‌نويسی:" اعتراض اخیر ترکها از همان ابتدا با درخواست زندانی کردن عوامل روزنامه و حتا اعدام مسببین توهین، شروع شد و با شعارهایی همچون «فارسی زبان سگ است»(!) و فارسها را فلان و بهمان می کنیم و... ادامه یافت!"
در واقع حکومت دارد تبليغ می‌کند از يک سو حرکتی ارتجاعی را سرکوب کرده است و سوي ديگر خواست ترک‌ها دستگيری کاريکاتوريست و بستن روزنامه بوده است که انجام شد.
اما حقيقت ملموس و عينی اين است که مردم از حکومت به تنگ آمده‌اند و دارند برعليه حکومت تظاهرات می‌کنند و به همين دليل است که کشته می‌شوند آن هم توسط ترک‌های طرفدار حکومت.
به هر مسئله اين نيست که اين جنبش مانند ساير جنبش‌هايی که در گوشه و کنار کشور صورت می‌گيرد از هرگونه ماهيت واپسگرايانه تهی باشد مسئله اين است که نمی‌توان اين حرکت‌ها را صرفا حرکت‌های قومی و واپس‌گرا با اهداف کوچکی مانند اعتراض به چاپ کاريکاتوری در روزنامه‌ای دانست.


حسین م. 13:40 @ Thu, 1 Jun 06


برای نانا(54):
راستش من مرده پرست نیستم و سعی می کنم در هنگام نقد یک موضوع، مسآله« رعایت حرمت مردگان»، کمتر بر نظراتم تآثیر بگذارد. تاکنون هر چه راجع به اتفاقات اخیر آذربایجان گفته ام به طور کلی بوده و در مورد کشته ها و آسیب دیدگانش چیزی نگفته ام. کشته شدن اینها فقط باعث تآثرم شد و میزان وحشیگری عوامل رژیم را نشان داد، که تحمل هیچ نوع اعتراضی را ندارد. و به نظرم خوب است کمپینی برای آزادی دستگیر شدگان برگزار شود. بنابراین سعی شما در تحت تآثیر قرار دادن من در این خصوص، بی فایده می نُماید.
«رهایی طبقه کارگر» خواست همه کمونیستهاست. رهایی طبقه ای که متحمل بیشترین درجه استثمار در طول تاریخ شده است، رهایی بشریت(مردم) را نیز در خود و با خود دارد. اما بدیهی است که عکس این گزاره، به هیچ وجه درست نیست. یعنی ممکن نیست رهایی مردم، منجر به رهایی طبقه کارگر شود.


Nazanin 12:43 @ Thu, 1 Jun 06

درود بر دانشجويان قهرمان ايران . جنبش انسانی و ازاديحواهانه دانشجويان را تقويت و يشتيبانی کنيم ای انسانهای اگاه و شريف برای سرنگونی نظام متعفن و يوسيده جمهوری جنايتکار اسلامی باهم متحد و متشکل شويد. باد زدن بر اتش جريانهای ارتجاعی و قوم يرستی در نهایت کباب کردن ازادیست و دستاویزی برای نظام منحوس اسلامیست جهت کشتار بیشتر وبه حاشیه راندن جنبشهای واقعی ازادیخواهانه همان ستم و تبعیض و توهینی که به مردم اذربایجان و سایر قومهای ایران در طول سالها کرده اند بنوعی دیگر به زنان ؛ کارگران دانشجویان و همه اقشار ملت رفته است . برای هویت انسانی يایمال شده همه ما باید دریک صف واحد و متشکل در کنار دانشجویان بایستیم ونظام فاسد چمهوری اسلامی را برای همیشه به زباله دان تاریخ بیاندازیم با همراهی کردن جنبش دانشجویی است که میتوانیم بعد از سرنگونی نظام بازیگران این سناریوی خونین و از يیش نوشته شده تکراری نباشیم.


على دده بيگلو 0:20 @ Thu, 1 Jun 06

اعلاميه جهانى حقوق زبانى

٢- همه زبانها محصول آفرينش جمعى بوده و به عنوان ابزار همبستگى٬ تعيين هويت٬ ارتباط و افاده خلاق براى استفاده فردى در درون يك جمعيت٬ در دسترس همگان قرار دارندּ

١- همه جمعيتهاى زبانى داراى حقوق برابرندּ

٢- اين اعلاميه تبعيض بر عليه جمعيتهاى زبانى را غيرقابل قبول مىداند٬ فارغ از آنكه اين تبعيض بر مبناى درجه حاكميت سياسى مستقل جمعيت زبانى؛ موقعيت تعريف شده آن جمعيتها از لحاظ اجتماعى٬ اقتصادى و يا ديگر لحاظها؛ درجه استاندارديزه شدن٬ مدرنيزاسيون و يا به روز شدگى زبانهايشان و يا هر معيار ديگرى اعمال گرددּ

عنوان دوم: رژيم جامع زبانى

بخش اول: ادارات دولتى و نهادهاى رسمى

ماده ١٥

١- همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه زبانهايشان در سرزمين- قلمرو خود به طور رسمى بكار برده شوندּ

٢- همه جمعيتهاى زبانى از اين حق برخوردارند كه تمام اسناد ادارى٬ مدارك شخصى و دولتى و قيديات محضرهاى عمومى ثبت شده به زبان خاص سرزمينشان (زبان نياخاكىشان)٬ معتبر و قابل اجراء شناخته شوندּ و هيچ كس و مقامى نمىتواند تظاهر به ناديده گرفتن و بىخبرى از اين زبان بنمايدּ

ماده ١٦

همه اعضاى يك جمعيت زبانى حق دارند كه با مقامات دولتى به زبان خويش ارتباط برقرار كرده و اعتناء متقابل در زبان خود را از آنها دريافت كنندּ اين حق همچنين بخشهاى مركزى٬ سرزمينى٬ محلى و تقسيمات فرامنطقه اى٬ شامل سرزمينى كه زبان مورد نظر٬ زبان خاص نياخاكى آن مىباشد٬ را فرامىگيردּ

ماده ١٧

١- همه جمعيتهاى زبانى از اين حق برخوردارند كه به همه اسناد و مدارك رسمى كه به نحوى مربوط به سرزمين نياخاكى يك زبان مىباشد٬ تهيه شده در زبان خودشان دسترسى داشته و آنها را كسب نمايند٬ چه اين چنين مداركى چاپى٬ قابل خواندن با ماشين و يا در هر فرم ديگرى بوده باشدּ

٢- فرمها و اسناد ادارى استاندارد٬ چه در شكل چاپى و چه در شكل قابل خواندن توسط ماشينها و يا به هر فرم ديگر٬ بايد به همه زبانها تهيه شده و در محلهاى قابل دسترسى براى عموم و استفاده آنها قرار گيرندּ اين خدمت بايد توسط مقامات دولتى به شكلى انجام پذيرد كه همه سرزمينهايى را كه براى يك زبان٬ سرزمين خاص زبانى (نياخاكى) شمرده مىشوند تحت پوشش قرار دهدּ

ماده ١٨

١- همه جمعيتهاى زبانى حق دارند كه قوانين و ديگر ملاحظات قانونى كه به نحوى به آنها مربوط مىشود٬ به زبان خاص سرزمينىشان (زبان نياخاكشان) تهيه و منتشر شوندּ

٢- مقامات دولتى كه در حوزه حاكميت خود٬ داراى بيش از يك زبان خاص سرزمينى (زبان نياخاكى) تاريخى هستند٬ مىبايست همه قوانين و مقررات ديگر قانونى و حقوقى داراى ماهيت عمومى را٬ به تك تك اين زبانها تهيه و منتشر سازندּ فارغ از اينكه متكلمين به هر كدام از اين زبانها قادر به فهم زبانهاى ديگر باشند و يا نهּ

ماده ١٩

١- زبان رسمى همه مجالس نمايندگى٬ مىبايست زبان(هاى) به طور تاريخى رايج در سرزمينهايى كه نمايندگان ٬ نمايندگى آن را بر عهده دارند باشدּ


nana 23:35 @ Wed, 31 May 06

حسين م گرامی

حتما تا کنون به گوشت خورده است که مردم را حول محور نفرت به راحتی ميتوان گرد هم آورد ولی حول محور عشق به سختی
بنابراين آن کسی که فرياد زندانی کردن کاريکاتور نويس ها را سر داده و يا فارس ها خر هستند و سگ هستند !!!!!
ابدا و مطلقا نميتوانسته رهبريت اين جنبش مردم آذربايجان باشد که به سرعت بر موج خشم از اين مثلنی توهين سوار گشته

منظورم اين است که تو عادت کرده ای مردم را تنها گروهی آزاده شجاع و مبارز بی برو برگشت و هفت تيغه کمونيست ببينی !!!!!

باقی مردم مشتی توده های ابله هستند که مثلنی تجزيه طلبان ترک ميتوانند به راحتی گول زده و منحرف کنند !!!!!!

هنگامی که سيخی و ميخی و با چشم بند سبک اسبی به قضايا نگاه کنی
خوب قطعا مانند همان اسب قضايا را ميبينی

به نظر من تو به کشته شدگان آذربايجانی در شهرهای مختلف آذربايجان مستقيما توهين ميکنی و آنان را مرتجع ميخوانی !!!!!

خوب تو کيستی که به خود اجازه چنين استيت منتی را ميدهی ؟

راه خود را از مردم جدا کن ......خود را تافته جدا بافته ببين
ولی نهايت خواست هر کمونيست و چپی هم بهبودی همين مردم است مگر نه ؟

يا آنکه تو از آن نوع چپ ها هستی که فقط خودت دوستانت و کارگران را مردم ميدانی ؟
و مبارزاتشان را مبارزه ؟
بدم نمياد پاسخت را بدانم !!!!!!!! نانا


حسین م. 23:10 @ Wed, 31 May 06

شبح جان(39)!
مدتهاست که در شبانه روز حتا یک دقیقه هم پای رادیو تلویزیون حکومت اسلام ننشسته ام. شاید امواج رادیویی آنها مستقیما و بدون استفاده از گیرنده و بلاواسطه چشم و گوش به مغزم رسیده باشد! ولی چون شما می فرمایی، حرفی نیست، لابد شبانه روز مرا مانیتورینگ می فرمایی! راستش را بگو! تازگیها 1984 ژرژ ارول را خوانده ای و بروز نمی دهی!؟ (گاهی با حس ششمم احساس می کردم صفحه کامپیوتر یه جورایی مشکوک به نظر می آد!)
***
اما موضوع آنقدرها هم پیچیده نیست. حتما صورت مسآله ای دارد؛
در ایران ستم قومی وجود دارد. آزادی بیان وجود ندارد. و حکومت شدیدآ مایل است فضا را محدودتر هم بنماید. در یک کاریکاتوراز کاریکاتوریستی که قبلا همکارنشریات روشنفکری بوده، به زبان یکی از اقوام ایرانی توهین شده است. مردم به خیابان ریخته اند و تقاضای اعدام او و بستن نشریه را دارند. و همزمان شعارهای ضد قومیتهای دیگر سر می دهند و خواستار جدا شدن از مملکت و انتقام گیری از اقوام دیگرند.
من نظرم را قبلا گفته ام.
اما صرف اظهار نگرانی شما از شوونیسم و ناسیونالیسم کفایت نمی کند.
اگر شما واضح و شفاف نظرت را راجع به شعارها ومطالبات مطرح شده بفرمایی و اینکه در همچو تظاهراتی شرکت می کنی یا نه و در صورت مثبت بودن پاسخ، چه شعاری می دهی، ممنون می شوم.
فعالیت فوق برنامه و خارج از کلاس هم برایت دارم(این قسمت جزو بارم امتحان نیست!): تحقیق این موضوع که آیا نهایتآ از این جریان، آبی برای کمونیسم و پرولتاریا گرم می شود!؟


حسین م. 23:03 @ Wed, 31 May 06

نانا(33):« تمامی فریادهای مستقل خراب شده ها باید همزمان برخیزد
و سپس هنگامی که کاروان راه افتاد هر گروه با قدرت با سر دادن شعارهای خود به همراه هم پیشرفت کنند...»
نه نانای گرامی!
وقتی یک حرکت اجتماعی در نقطه آغازش، محتوای عقب مانده وارتجاعی داشته باشد، با هر موفقیتی که به دست آورد، این محتوا غلظت و شدت بیشتری پیدا می کند، تا جایی که به هیچ وجه نمی شود آنرا به مسیر درست انداخت.(خشت اول چون...).نیروهای پیشرو و مترقی باید از ابتدا مواضع خود رابا چنین جریاناتی مرزبندی کنند و در صورت ورود و شرکت در آن بلافاصله کنترل را به دست گیرند و مرعوب اکثریت نشوند. و اگر احساس کردند که توان کنترل آن را ندارند اقلآ کنار کشند تا مسخ نشوند.
نمونه اش شورش 57 که توده های نا آگاه به جای آنکه خود را از چنگال مذهب خلاص کنند، دنباله رو آخوندها شدند و به جای تخریب مساجد و امامزاده ها، به سینماها و کتابخانه ها و اماکن تفریحی و آثار تاریخی موجود حمله کردند وآنها را آتش زدند. آیا چنین اعمالی را می بایست تآیید کرد!؟ و می بایستی صبر کرد(چنانکه گروههایی از اپوزیسیون همه توان خود را فقط در واژگون کردن نظام به کار گرفتند و ازکنار چنین موضوعی، بی تفاوت گذشتند وعده ی دیگری حتا آنرا تأیید هم کردند!)تا به نتیجه قطعی برسد!؟

اعتراض اخیر ترکها از همان ابتدا با درخواست زندانی کردن عوامل روزنامه و حتا اعدام مسببین توهین، شروع شد و با شعارهایی همچون «فارسی زبان سگ است»(!) و فارسها را فلان و بهمان می کنیم و... ادامه یافت! آیا برای این حرکت، پایانی غیر از بسته تر شدن فضا(در صورت موفقیت نسبی جنبش) و قتل و کشتار قومی(در صورت پیروزی قطعی آن) می توان تصور کرد؟
در حقیقت، جنگ قومی و نسل کشی و فجایع نژادپرستانه و سپس سر بر آوردن جمهوری های اسلامی کوچکتر با نام آذربایجان و...، نمی تواند مطلوب نیروهای مترقی باشد.
نکته مضحک وطنز تاریخ در این است که برخی ازهمان گروهها در جریان جنبش اخیر نیز مواضعی بسیار شبیه موضع خود در شورش 57 دارند، با این فرق که - بدون تعارف بگویم- اکنون هیچ فعالیتی درراه واژگون کردن نظام برعهده ندارند و همچون تماشاگران تلویزیونی فوتبال، ازفاصله هزاران کیلومتری کف می زنند و هلهله سر داده اند؛
- دریبلش کن!
- پاس بده لاکردار!
- آفرین!
- ...!


روشنفكر فارس و مسئله ملي 22:01 @ Wed, 31 May 06

حزب كمونيست فرانسه و روشنفكران چپ فرانسه با تاكيد بر ارتباطات و حمايتهاي خود از رهبران جنبشهاي آزادي بخش در مستعمرات فرانسه با افتخار مدعي بودند (و هستند) كه اگر دولت فرانسه به استعمار ملل ديگر اقدام كرده است، آنان (نيروهاي روشنفكري چپ) به نوبه خود به تربيت رهبران جنبشهاي آزادي بخش ملل مستعمره از زير يوغ اسارت فرانسه اقدام كرده اند.(همچون هوشي مين و بسياري ديگر
از اين زاويه است كه موضع و عملكرد روشنفكران فارس در قبال پروژه ناظر بر نابودي فرهنگهاي غيرفارس در 80 سال گذشته اهميت پيد ميكند به اين معني كه اگر سيستم سياسي حاكم قصد و برنامه عملي نابودي فرهنگهاي غير فارس ايران را داشته است، نقش روشنفكران فارس در قبال اين مسئله چه بوده است و مثلا به كداميك از آلترناتيوهاي زير نزديك بوده است:

اول: شناخت و افشاي فعال طرحها و برنامه هاي ناظر بر قتل عامهاي فرهنگي و فيزيكي از سوي حاكمان سياسي تهران
در اين زمينه به غيراز يك مورد، فردي از آحاد نسلهاي متعدد روشنفكران فارس از دوران رضاخان به اينسو، قدمي در راه شناخت و افشاي طرح نابودي ملل غير فارس ايران برنداشته است. تنها روشنفكر فارس كه جسورانه براي افشاي مباني نظري خرافات نژادپرستانه رسمي و مرسوم در ايران كمر همت بسته است، همانا خالق مجموعه آثار «تاملي در بنيان تاريخ ايران باستان» است. آقاي ناصر پورپيرار علاوه بر دقت و تيزبيني فوق العاده در كارهاي تحقيقي مزبور، سخن از مباحث و موضوعاتي گشوده اند كه قبل از ايشان كسي نشاني از از آنها نداده بود. به بيان ديگر ايشان سخن از مسائلي به ميان آورده اند كه احدي كلامي از آنها بر زبان نياورده بود. اما متاسفانه اين تنها مورد از اين نوع در 8 دهه از عمر شوينيسم فارس است.

دوم: اعتراف به وجود مسلم ترين مصاديق اعمال ستم ملي در ايران
افراد معدودي از روشنفكران ايران و بخش بزرگي از جريانات سياسي چپ سنتي، شناخته شده ترين موارد اعمال ستم ملي در ايران را معترف بوده اند و نسبت بدان معترض. ممنوعيت نشر كتب و مطبوعات به زبانهاي غير فارسي و عدم امكان تحصيل به زبان مادري، دو نمونه مهم در ميان اين مسائل بوده اند. مرحوم جلال آل احمد از اين موضع به سراغ مسئله ملي ميرود يا روشنفكر فارس مقيم نيويورك، مهرداد بروجردي يا حسين باقرزاده و تعدادي ديگر از روشفكران فارس هم از اين قبيل بوده اند. آنان بدون برخورد با كليت قضيه، بدون اينكه برخوردي ريشه اي و سيستماتيك با سيستم دولتي موسوم به شوينيسم فارس برآيند، از يك نوع موضع حقوق بشري بسيار آبكي به معدودي از عوارض اصلي و جانبي ستم ملي در ايران اعتراض ميكنند. در نگاه اين روشنفكران، بيگانه ستيزي، نژادپرستي، آريا پرستي، اسلام ستيزي، عرب ستيزي، ترك ستيزي، قتل عام معنوي، طرحهاي صرف فاشيستي براي ايجاد اردوگاههاي فارس سازي و... يا بي خبرند يا آنها را مهم نمي شمارند. حد اعتراض اين روشنفكران و جريانات سياسي در حد جمله زير است: «آخر چه اشكالي دارد كه يك بچه ترك در مدرسه تركي هم ياد بگيرد يا به تركي درس بخواند يا يك شاعر ترك آثار خود را به زبان مادري اش آزادانه منتشر كند؟» در اين نگاه محدود جايي براي طرح مسائلي چون نابودي تعمدي اقتصاد، آثار تاريخي، اسامي جفرافيايي، تاريخ ويژه ملل غير فارس و بطور كلي ابعاد واقعي پروژه «يك دولت، يك ملت با يك زبان واحد» وجود ندارد.

سوم: عدم شناخت از موجوديت پروژه هاي مزبور در عرصه طرح يا اجرا
تاجايي كه به ملت فارس مربوط است، ميتوان چنين احتمالي را پذيرفت. بويژه در كشوري چنين عقب مانده كه غم نان و سرپناه مسئله عمده اكثريت بزرگي از اهالي است، طبيعي است كه بخش بزرگي از ملت فارس نه تنها از اعمال شوينيسم فارس بعنوان يك پروژه دولتي بي خبر باشند بلكه از وجود افراد غيرفارس در ايران هم زياد اطلاع دقيقي نداشته باشند. با وجود اين اگر در حوزه اصلي بحث يعني عملكرد روشنفكران فارس بمانيم براحتي ميتوان حكم صادر كرد كه اگر كسي از ديدن جزئيات و اهداف پروژه نابودي ملل غيرفارس ايران عاجز است، بايد از چنان بي استعدادي در شناخت مسائل اجتماعي برخوردار باشد كه ديگر نتوانيم وي را در جرگه روشنفكر بحساب بياوريم.

چهارم: تظاهر به نا آگاهي در مورد طرحهاي مزبور
اكثريت بزرگي از روشنفكران فارس از اين موضع به معضل موسوم به مسئله ملي در ايران نزديك شده اند. اينان در تقابل ناخواسته خودشان با مسلم ترين نشانه ها و عوارض طرحهاي امحاي جمعي ملل غير فارس، اظهار جهل و تعجب ميكنند و با اينكار خود، گويي بخاطر سكوت خود از اعمال جاري در مسلخ ملتهاي غير فارس متعذر ميشوند.


پنجم: شركت فعال در بخش غير دولتي مركز لجستيكي – نظري نابودي ملل غير فارس
روشنفكران بسيار زيادي چون شاهرخ مسكوب، نادر نادرپور، اخوان ثالث، محمود دولت آبادي، محمد علي سپانلو، فرج سركوهي، علي مير فطروس و امثالهم مستقل از طرحهاي دولتي، پايه هاي نظري ديگرستيزي و نژادپرستي را قوام بخشيده و به تئوريهاي برتري جويانه دولتي شوونيسم فارس در ايران، ابعاد و موقعيت يك «پروژه مشترك دولت – اپوزيسيون» را ميدهند.

ششم:شركت در بخش دولتي مركز فوق
اكثر روشنفكران دست راستي ايران در اين جرگه اند. با سرنگوني رژيم سلطنتي
بخشي از اين قوم چون عنايت الله رضا، جواد شيخ الاسلامي، نصرالله پورجوادي، پرويز ورجاوند در متن و حاشيه بسيار پيوسته رژيم اسلامي جا خوش كردند تا رژيم جديد را مدام نسبت به عقوبت غفلت از نابودي ملل غير فارس هشدار دهند و در خفا به عنوان پروژه نويسهاي دائمي طرحهاي نژادپستانه آريايي انجام وظيفه كنند. بخش بزرگتر اين جماعت كه به خارج از كشور پرتاب شدند با موفقيت، همدلاني از ميان نيروهاي متلاشي شده چپ براي خود يافتند و به عنوان مثال افرادي از ميان بازماندگان رهبري حزب توده و جريانات مشكوكي چون حزب كمونيست بيژن حكمت را تخته قاپو به خود متصل كردند. با به بن بست رسيدن بنيادگرايي اسلامي در ايران و ايجاد تشتت در صفوف آنان افرادي چون برادران لاريجاني، باند رفسنجاني، مهاجراني و برخي چهره هاي رده پايين جريان دوم خردادي به اين مواضع نزديك شدند. طرفه آنكه اگرا ين موضع زماني نظر رسمي نظريه چي هاي دربار پهلوي بود، امروز طيف الواني از برخي نيروهاي حزب اللهي هاي حاكم تا پيروان فرقه بيژن حكمت را در بر مي گيرد.

روشن است كه رنگي بالاتر از سياهي موجود در رديف ششم براي «روشنفكر» نمي ماند و تنها سرنيزه بدستان و چكمه پوشان مهاجم به سرزمينهاي ملل غير فارس از اين مرحله فراتر ميروند


کاریکاتورها و آزادی بیان 21:48 @ Wed, 31 May 06

کاریکاتورها و مساله آزادی بیان!

کاریکاتور توهین آمیز نشریه ”ایران“ جرقه ای شد برای یک اعتراض وسیع و توده ای در آذربایجان. چندی پیش کاریکاتورهایی از محمد به اعتراضات وسیعی در کشورهای تحت حاکمیت اسلام دامن زد. در برنامه های پخش زنده تلویزیون انترناسیونال کسانی از من پرسیدند چه تفاوتی بین این دو واقعه وجود دارد که درمورد دوم شما بر آزادی بیان تاکید و از آن دفاع کردید و اینجا کاریکاتور را محکوم کردید و از مبارزات مردم دفاع میکنید. آیا این استاندارد دوگانه نیست؟

به نیت سوال کنندگان کاری نداریم! سوال را در صورت ظاهرش بررسی میکنیم. من با تمام قوا از آزادی بیان بدون قید و شرط دفاع میکنم. شخصا کاریکاتورهای محمد را نپسندیدم، ولی از آزادی بیان دفاع کردم. اما در مورد نشریه ایران بحث آزادی بیان نامربوط است. این نشریه رژیم جمهوری اسلامی است. توهین از طرف اشخاص اگر هتک حرمت و اتهام نباشد، در چهارچوب آزادی بیان قابل بررسی است. ولی توهین از طرف دولت مقوله دیگری است. این در مورد همه دولت ها صدق میکند، در مورد جمهوری اسلامی که بطریق اولی. این یک دیکتاتوری است، که حفقان و سانسور را بر کل جامعه حاکم کرده است. بحث آزادی بیان در قبال این رژیم مضحک و نامربوط است. کسانی که از آزادی بیان نشریه آیران دفاع میکنند سوراخ دعا را گم کرده اند.

در مورد دو اعتراض. اعتراض علیه کاریکاتورهای محمد، اعتراضی تماما سازمان یافته توسط جنبش اسلام سیاسی، دولت های اسلامی منطقه و جمهوری اسلامی برای باجگیری بنفع جنبش اسلامی بود. اعتراض در آذربایجان، اعتراض مردم معترض و سرنگونی طلب مخالف جمهوری اسلامی است. تفاوت ماهوی است. اما در این مورد هم بروزات ناسیونالیستی در اعتراض را باید شدیدا افشا و محکوم کرد.


اسناد حكومت ملى آذربايجا 21:00 @ Wed, 31 May 06

رسميت عاجل زبان تركي، خواست همگاني ملت ترك و نياز مبرم آذربايجان


ابراهیم نبوی بی شخصیت 20:53 @ Wed, 31 May 06

من خیلی از ترک ها را دیده ام که جک بر علیه ترکها یعنی خودشان میگوید. این دلیل روانشناختی دارد: اینهمانی ساختن خود با ظالم . این چنین آدمها برای اینکه با توهینی که بهشان میشود روبرو نشوند و یا از روبروشدن با آن فرار کنند خود جوک میگویند تا یک بار هم شده با این مساله روبرو نشوند . اینها فرا افکنی میکنند و چنین میکنند که گویا طرف صحبت اینها نیستند . اصلا گفتن اینکه توی دنیا یک عده آدم هست که از فضولات بقیه ارتزاق میکنند توهین به نوع بشر نیست. چون ایشان فارس هستند و پسر آقای نیستانی شاعر نمیشود بایشان از گل بهتر گفت.

من از روز اول مثل سایر یولداشها گفتم که با زندانی کردن این آقا مخالفم و با بستن روزنامه هم . اما بیائید این بحث را بشکافیم. توی این کشور کاملا نرمال شده است که یک عده بهموطناان خودشان فحش بدهند و بد و بیراه بگویند (همه رشتی ها زنانشان فاحشه اند. ویا ترکها خرند و عربها پست اند وسوسمار خوار) یک عده هم بیایند و بگویند این که مساله نیست همه مردم اینها را میگویند و کسی ایراد نمیگیرد در ضمن همه جای دنیا هم ازین متلک گوئی ها هست پس کار ما هم اشکالی ندارد. آنهائی که این توهین ها را میشنوند سه نوع موضع میتواند داشته باشند

یک - خود را به نشنیدن و نفهمیدن یعنی خریت بزنند همانطوریکه اکثریت ترکهای آسمیله شده (خود فارس انگارها) چنین میکنند .

دو - در مقابل چنین توهین هائی موضع بگیرند مثل همین اعتراضات اخیر. آنوقت این آقایان میگویند یک عده آدم واقعا ترک یا ترک ترک(که حقیقت دارد) چنین و چنان کردند. غیرتی شدند و غیره

سه - بگویند که این حرفها اصلا توهین نیست (مثل ابراهیم نبوی ) . آنوقت اینها را چه باید نامید؟ اینها چون نیک بنگرند خواهند دید که دیگران دارند بخود اینها هم توهین میکنند چون اینها هم بخواهند و نخواهند جزو سوسک ها یا خرها محسوب میشوند پس چه بهتر که بگویند این حرفها اصلا توهین نیست که نیست بعلاوه خود نیز شروع کنند به توهین کردن به ترکها و یا رشتی ها یا عرب ها یعنی به بینید ای مردم منی که دارم به ترکها توهین میکنم لطفا مرا جزو آنها بحساب نیاورید. من جزو شماها هستم برای اثبات این ادعاحتی حاضرم بگویم پدرم خر بوده است. به بینید من دارم خودم لهجه یا طرز حرف زدن ترکها را مسخره میکنم.

این نوع افراد نه تنها دیکر هویت ندارند بلکه شخصیت هم ندارند چون فکر میکنند با مسخره کردن و دیگران و بخرج دیگران حال کردن هنری است. البته هست اما از آن هنر ها که نزد ایرانیان است و بس.


آذربايجان سر ايران بود 20:48 @ Wed, 31 May 06

قيام ملي آذربايجان و تحليلكَران ايراني

بعضي اوقات انسان مجبور مي شود كه به زباني ديكَر بنويسد. زباني كه، زبان تاريخ، فرهنكَ و كَذشته او نيست. اين، دو دليل مي تواند داشته باشد. يكي اينكه انسان انديشه هاي خود را به آنان كه زبان مادري انسان را نمي فهمند بكَويد و ديكَر آنكه جوابي داده باشد به آنان كه مي خواهند حركتي را با تحليلهاي نادرست خود به انحراف بكشند. اين نوشته نيز از آن بعضي اوقات است.

در روزهاي كَذشته حوادث آذربايجان در طول تاريخ انقلابهاي ايران نقطه عطفي را به معرض نمايش كَذاشته است . تحليلكَران اجتماعي و سياسي مسائل ايران كه خود نيز نوعي ايراني هستند، حوادث اخير را بدون اينكه ريشه يابي اساسي بكنند تحليلي سطحي و بعضيها هم تحليلي انحرافي از مسائل ارائه مي دهند.

قيام ملي مردم ترك آذربايجان بعد از انقلاب اسلامي تحليلكَران داخل و خارج كشور را دجار سردركَمي نموده است. تحليلكَران داخل كشور همان ادبيات سال 1325 را تكرار نموده و مردم آذربايجان را صاحبان و نكَهبانان ايران قلمداد مي كنند. تحليلكَران خارج كشور نيز از قيام مردم آذربايجان اظهار خوشحالي نموده آنرا نوعي اعتراض به حكومت جمهوري اسلامي مى دانند. هر دو طرف اين تحليلكَران از درك درد قيام ملت ترك آذربايجان عاجز هستند. زيرا نمي خواهند و يا نميتوانند وقايع آذربايجان را درك كنند. تحليلكَران داخل كشوربه خاطر بعضي مصلحتهاي داخلي، تحليلكَران خارج كشور هم بخاطر مخالفت با ررٌيم جمهوري اسلامي قيام اين مردم را در راستاي خواسته هاي خود ارائه مي دهند.

قيام ملي مردم ترك آذربايجان قيامي است در راستاي حقوق ملي مردم ترك آذربايجان. درد آنها درد ايرانيان اصلاح طلب، محافظه كار و ليبرال نيست.دردي كه امروز مردم آذربايجان را ببا خيزانده دردي است كه در طول 80 سال آنرا بر دوشهاي خود حمل نموده است.دردي كه در طول انقلابهاي سده ي اخير به زبان آورده شده، اما همجنان توسط اعيان مركزي ناديده كَرفته شده است . اينك در اين موقعيت خاص قيام ملي اين مردم نوعي هشدار به حكومت مركزي مي باشد.اين هشدار در طول سالهاي اخير توسط حركتهاي مدنى و فرهنكَي ارائه كَرديد. اما حكومت مركزي مثل هميشه سياست سكوت را در مقابل خواسته هاي اين ملت بازي كرد.

امروز مردم آذربايجان تعريفي نوين از هويت و كَذشتهً خود بي ريزي نموده است. امروز آ ذربايجاني به تعريفي كه او را ّ ايرانى ّ قلمداد مي نمود اعتراض مي كند. يه شعارهايي كه توسط تظاهر كنندكَان سر داده مي شود اكَر دقت كنيم خواهيم ديد كه ّ ايران ّ ديكَر درد اين قيام مردمي نيست. زيرا تعريفي كه از ايران ارائه نمودند آذربايجاني را تحريف و مليت او را جعل كرده او را به ناحق ّ آذري ّ خواندند. آذربايجاني ديد كه در تعريف ّ ايران ّ و شعار ّ ايران براي همهً ايرانيان ّجائي ندارد. ايران سرزميني شد كه وارث تاريخ وفرهنك فارسها كَشته بود. بس آذربايجان با تعريفي از خود و كَذشته اش راهش را جدا از خواسته هاي ايران به ميدان كَذاشت . اين است تحليل اساسي قيام مردمي تركهاي آذربايجان.

تحليلكَران داخل كشور جه اصلاح طلب، جه محافظه كار امروز بر سر مسئله آذربايجان اتفاق نظر نموده اند. ( نكَاه كنيد به سرمقاله هاي محمد قوجاني و حسين شريعتمداري). هر دو طيف با محكوم كردن اهانت روزنامهً ّ ايران ّ ، ادامهً اىن اعتراضات را نوعي صدمه به يكبارجكَي ايران تلقي ميكنند. با شعار ّ آذربايجان،سر ايران است، آذربايجان، مهد ايران است، آذربايجان، همه جيز ايران است.ّ كَفتنها نمي توان مسائل مربوط به آذربايجان را حل نمود. به كَفتهً دكتر رضا براهني ّ سرى كه زبان نداشته باشد به جه درد مي خورد ّ . آذربايجان سر ايران بود. سري كه هميشه درد مي كرد. اما حاكمان ايران درماني براي اين درد نداشتند. اين شعارها 60 سال قبل نيز داده مى شد. اكنون بايد جاره اي ديكَر انديشيد براي اين مسئله. كجاست عباس عبدي كه مي كَفت: ما در ايران مسئله قومي نداريم.

تحليلكَران خارج كشور با جسارتي بيشتر بعضي از حقوق بايمال شدهً ملت ترك آذربايجان را به زبان مي آ ورند. اما اين جسارت را در راستاي خواسته هاي خود ارائه مى دهند.

داود توران


زهره وفایی 20:27 @ Wed, 31 May 06

آذربایجانی مظلوم است حتی اگر زهره وفایی باشد…

(( تقی سولدوزلو ))

آن روز که شنیدم خانم زهره وفایی در سولدوز است از شــــــــادی نمی دانستم چه بکنم . از ساعت 3 در سالن اداره ارشــــــــــاد سولدوز منتظر ایستادم . به همراه من چند نفر دیگر هم منتظر بودند . وقتی ایشـــــــان به همراه چند نفر از نویسندگان ارمغان آذربایجان داخل سالن شدند تا چند لحظه چشمهایم از هیجان پر پر میزد اما بالاخره ایشان را دیدم . مانند یک مادر جهاندیده و عاقل شـــصت ساله و مانند یک دختر پر انرزی و پر روحیه پانزده ساله بود . آن روز مراسم دومین ســالگرد ارمغان آذربایجان بود . ( تنها روزنامه سولدوز که امروز نصف نویسندگانش در زندان هستند ) وقتی مجری برنامه از مهمانان تشـــــکر کرد و بخصوص از خانم وفایی که نویسنده بیش از ســـی عنوان کتاب در باره آذربایجان بودند ، آن لحظه تمامی سالن به پا خواست و تا مدتها ایشــان را تشویق کرد . زمانی هم که نوبت به سخنرانی ایشان رسید فرماندار سولدوز ســـالن را ترک کرد . فرماندار میدانست که از خانم وفایی جواب های قانع کننده و سختی خواهد شـــــــــــــــنید . فرماندار و همه میدانستند خانم وفایی زبان گویای آذربایجانیها می باشد .

من دانش آموز دبیرستان بودم و هم عاشــــــــق فوتبال و پولداری . همیشه پدرم را سرزنش می کردم که تنها به چغندر کاری قناعت کرده است و روزگار من و خانواده و خودش را تنگ و تاریک نموده است . الگوی من علی دائی بود که هم شــــــــهرت داشت و هم پول . اگر هم نمی توانستم فوتبالیست قابلی بشــــوم تصمیم گرفته بودم مانند صد ها کرد شهرمان قاچاقچی بشوم و به توسط قاچاق هم قدرتمند بشـــــوم و هم ثروتمند . تا اینکه روزی در دست یکی از دوستانم روزنامه صدای ارومیه را دیدم . عنوان اول صفحه اول بســـــــــــــــــــیار جالب بود (( آذربایجانی مظلوم است حتی اگر علی دائی باشد )) با دیدن نام علی دائی علاقمند شــدم که مطلب را بخوانم . مطلب به قلم شـــــــــیوای خانم زهره وفائی از تبریز بود . دانستم که تبریز مخالف اردبیل نیســـت . و آن وقت که مطلب را خواندم واقعا مانند اینکه از خواب چندین صد ساله بیدار شـــــــده بودم . با خواندن آن مطلب راز فقر پدرم و تمام خانواده های آذربایجانی سولدوز و اطراف دستگیرم شد . همچنین راز ثروتمند شدن کردها و فارس ها و راز خیلی از مسائل برایم روشن شد . پس از آن به روزنامه خواندن و کتاب خواندن خصوصا نوشته های خانم زهره وفایی روی آوردم . هر یک از نوشـــته هایشان برای روشنگری هر نکته کور آن هم برای هر کسی کافی بود . یک بار دیگر هم یک مطلب از ایشـــــان به نام (( قبر ستارخان سمبل مظلومیت آذربایجان )) در روزنامه شــمس تبریز خواندم . دانستم که آذربایجانی واقعا مظلوم است چون آذربایجانی است و این یک بی عدالتی واقعی است .

دیروز هم خبر بازداشت و دستگیری خانم زهره وفائی را در حالی شنیدم که سولدوز در ماتم و غصه غرق بود و شبیه فیلمهای نازی های آلمان در محاصره پلیس های گشتاپو بود . چند هفته قبل را بخاطر آوردم که در نمایشـــــــــــگاه بین المللی کتاب تهران ساعتها بدنبال غرفه انتشارات زینب پاشا تبریز بودم . و آخر دوستان گفتند که این انتشــــــــارات غرفه ندارد . در همان روز مراسم پر طنطنه و پر طمطراق برای یک خانم شــــــــــاعره تاجیکستانی از طرف شـــــهردار فرهنگ پوست تهران !!!!! بر گذار شده بود . چه تجلیل ها و چه تمجید ها از این شاعره پر توان پارسی گوی که به عمل نیامد !!!! آن روز برای اولین بار من سیگار کشـیدم و وقتی قطعا تصمیم گرفتم که وقتی به سولدوز بر گشــــــــــتم به دیدن خانم وفائی بروم کمی تسکین یافتم . می خواستم به پیــــــش او بروم و بگویم که او هنوز هم زبان گویای ماست و هنوز هم قبله آمال ماست . می خواستم بگویم که او رهبر فکری حرکت ملی آذربایجان است و ما نخواهیم گذاشــــــــــــت او هم مانند ستارخان و علی دائی مظلوم بماند …..

سولدوز امروز مادری هم ندارد که برای شــــــــهیدانش گریه کند ………..


پدر رییس جمهور 20:25 @ Wed, 31 May 06

پدر رییس جمهور بدنبال مشاجره با فرزندش در مورد مسایل آذربایجان سکته کرده است!

در محافل حکومتی شایعه شده است که مرحوم حاج احمد احمدی نژاد پدر رییس جمهور، بعد از مشاهده کشتار ملت آذربایجان توسط نیروهای دولتی و بسیجی به خشم آمده و پسرش را به شدت مورد عتاب و خطاب قرار داده است.

مشاجره شدید میان پدر و پسر سبب شده ، تا این پیرمرد 82 ساله که قبلا نیز از عارضه قلبی رنج می برد فوت شود


تحليل Irish sun از 20:24 @ Wed, 31 May 06

تحليل Irish sun از تنش هاي قومي در ايران : اقليتهای ايران خواسته اي غير منطقي ندارند و فقط بر احقاق تضمين هايي که در چارچوب قانون اساسي برايشان در نظر گرفته شده، پا فشاري مي کنند

روزنت "روز"، عباس ويليام سميعي : واشنگتن- در آخرين هفته ماه مي، هزاران ايراني در شهر تبريز واقع در شمال غربي ايران دست به تظاهرات زدند و در طي هفته گذشته در دانشگاه هاي پنج شهر، اين تظاهرات ادامه داشت. علت اعتراض، چاپ کاريکاتوري در روزنامه دولتي "ايران" بود که در آن پسر بچه اي به زبان فارسي با يک سوسک حرف مي زد و يک سوسک بزرگ چون نمي فهميد، از او به زبان آذري مي پرسد: "چي مي گي؟"
آذري زبان هاي ايران که حدودا يک چهارم جمعيت کشور را تشکيل مي دهند، عملا در اين کاريکاتور مورد توهين قرار گرفته اند. اين آشوب در زمان بدي براي دولت ايران اتفاق افتاد، زماني که بايد با وجود تنش هايي که اتحاد داخلي را بهم مي زند به استقبال از نگراني هاي بين المللي که درمورد برنامه هاي اتمي اش وجود دارد، برود.
فارسي زبان هاي ايران، کمي بيش از نيمي از جمعيت 69 ميليون نفري ايران را تشکيل مي دهند؛ اما در اين ميان اقليت هاي قابل ملاحظه اي چون عرب ها، بلوچ ها و کرد ها در کنار آذري زبان ها قرار مي گيرند. بعلاوه بعضي از اين گروه هاي قومي، مذهب سني دارند و نه شيعه. قانون اساسي ايران حقوق قومي و مذهبي اقليت ها را تضمين کرده است، اما در حقيقت دولت مرکزي به فارسي زبان هاي شيعه مذهب، قدرت بيشتري داده است.´
درگيري قومي اخير که در ايران اتفاق افتاد، يکي از آخرين وقايعي بود که در سال جاري بوقوع پيوست. در اواسط ماه مارس در جنوب شرقي ايران که قوم بلوچ درآن ساکنند و يک ميليون و چهارصد هزارنفر جمعيت دارند، گروهي از بلوچ ها با عنوان جندالله مسئوليت حمله به خودرو هاي دولتي را برعهده گرفتند که درآن واقعه 20 نفر کشته شدند. جندالله تعدادي را هم به گروگان گرفت که اعلام کرد يکي از آنها را که عضو سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود، کشته است. دست کم 12 نفر در حملات مشابهي در هفته دوم ماه مي کشته شدند. هيچ کس مسئوليت انفجار 8 مي را در کرمانشاه که محل سکونت 4 ميليون و هشتصد هزار کرد است، به عهده نگرفت، اما در ماه ژوييه سال 2005 شليک گلوله از سوي ماموران امنيتي به يک جوان کرد، در تعداد زيادي از شهر هاي شمال غربي، منجر به تظاهرات و کشته شدن عده اي از شهروندان و ماموران پليس شد. از ماه آوريل سال گذشته، حوادث خشونت بار زيادي بوقوع پيوسته که بمب گذاري هاي جنوب غربي که 2 مليون عرب زبان در آنجا زندگي مي کنند را هم شامل مي شود؛ هدف اين بمب گذاري استحکامات دولتي بود که منجر به کشته شدن مردم بيگناه شد.
واکنش هميشگي دولت مرکزي به نا آرامي هاي قومي ترکيبي از سرکوب و قرباني کردن ديگران بوده است. بعنوان مثال، اوايل ماه مارس، دو مرد به دليل دست داشتن در بمب گذاري هاي ماه اکتبر گذشته در جنوب غربي ايران، اعدام شدند. آنها شب قبل از اعدام، در تلويزيون دولتي اعتراف کردند که ايرانيان ساکن کانادا و انگلستان آنها را براي ايجاد نا امني، آموزش داده بودند.
دولت عموما عوامل تحريک کننده خارجي را محکوم مي کند. خشونت در جنوب غربي کشور، به دلايل تاريخي هميشه منسوب به انگليسي هاست، چون نيروهاي انگليسي در عراق در آن قسمت از مرز عراق و ايران، مستقر شده اند. در نماز جمعه 19 ماه مي تهران ، که توسط راديو در سرتاسر کشور پخش مي شد، آيت الله امامي کاشاني، وقايع جنوب شرقي کشور را به گردن آمريکا و اسرائيل انداخت. او همچنين افزود که کشتار هاي اخير به منظور ايجاد تنش ميان شيعيان و سني هاست. او در ادامه گفت که چنين وقايعي امنيت کشور را به خطر مي اندازد.
واکنش هاي رسمي به آشوب هايي که بعد از چاپ کاريکاتور سوسک آذري زبان بوجود آمده بود، همان واکنش هميشگي بود. کاريکاتوريست بازداشت و روزنامه هم توقيف شد و انگشت اتهامات هم عوامل بيگانه را نشانه رفت. بر اساس گفته گزارشگران بدون مرز، دو روزنامه نگار آذري بدون داشتن اتهامي، بازداشت شدند.
اخيرا، روش دولت براي برخورد با مسائل قومي نتيجه عکس داده است. اين مي تواند نيروي خوبي براي اضمحلال گروه هايي که از لحاظ جغرافيايي جدا مانده اند باشد، اما در عين حال کنترل کردن خشم عرب زبان ها، آذري زبان ها، بلوچ ها و کرد ها و اقليت هاي ديگر، اگر هم زمان اتفاق بيافتد کار سختي است. اگر اين وقايع با شورش هاي ديگر مثل تظاهرات اعتراضي دانشجويان که در 23 و 24 مي در تهران اتفاق افتاد، همزمان بشود، آنوقت رژيم مي فهمد که کنترل اين وضعيت کار دشواري است.
در هر صورت، اقليت هاي ايران جدايي طلب نيستند و امتياز هاي ويژه اي هم نمي خواهند. هويت آنها ايراني است و بسياري از آنها در جنگ ايران و عراق از کشورشان دفاع کردند و تعداد زيادي از آنها در دولت و مجلس هستند. وقتي چنين اقليتي اعتراض مي کند، خواسته اي غير منطقي ندارد و فقط بر احقاق تضمين هايي که در چارچوب قانون اساسي برايش در نظر گرفته شده، پا فشاري مي کند. اين حقوق شامل حق استفاده از زبان مادري در رسانه هاي محلي و قائل نشدن تبعيض در مورد آنهاست. همچنين بيکاري و محروميت هم روي مناطقي که در آن ساکن هستند، چند برابر مناطق ديگر کشورتاثير گذاشته است. رژيم ايران، حقوق اقليت ها را نا ديده مي گيرد و نگراني ها و مخاطرات شان را به حساب نمي آورد.
منبع: آيريش سان، 30 مي 2006


آخوند مرتجع 20:16 @ Wed, 31 May 06

ماهی از سر گنده گردد نی ز دم
فتنه از عمامه خیزد نی ز خم

مولانا

پس از صد سال تاریخ تکرار شد

حکم ارتداد مجاهدان مشروطیت را شیخ فضل الله صادر کرد و فتوای ارتداد انقلابیون ضد آپارتاید آذربایجان را بنی فضل


با خبر شدیم که آخوند مرتجعی بنام بنی فضل در قم حکم ارتداد انقلابیون آذربایجان را صادر کرده است.

با صدور این حکم، تاریخ بعد از 100 سال تکرار می شود.

در زمان انقلاب کبیر مشروطیت ، شیخ فضل الله نوری که به شدت از مستبدین و محمدعلی شاه حمایت می کرد حکم ارتداد مجاهدان مشروطه و بخصوص شهیدان والامقام، ستاخارن و باقرخان را صادر کرده بود.اکنون بنی فضل همان راهی را می رود که شیخ فضل الله رفته بود.

همچنین در دوران نبردهای آزادیبخش تورکیه در زمان جنگ جهانی اول نیز مفتی اعظم باب عالی، همه کسانی را که در اطراف مصطفی کمال پاشا جمع شده بودند و با اشغالگران می جنگیدند مرتد و واجب القتل نامیده بود.

اگر هم به تاریخ رجوع کنیم خواهیم دید که شریح قاضی فرمان قتل امام حسین(ع) و ابن هلال فتوای پوست کندن عمادالدین نسیمی را صادر کرده است.

قضاوت تاریخ اکنون به سود کیست؟!

بی تردید امرزوه همه مسلمانان اگاه و مبارز، فتاوی یاد شده را ننگ تاریخ روحانیت شیعه و سنی می دانند.

یادم امد که یکی از دوستان روحانی ام همیشهاین شعر مولانا را برایم می خواند:

ماهی از سر گنده گردد نی ز دم.....فتنه از عمامه خیزد نی ز خم


20:01 @ Wed, 31 May 06

cartoon reply from usa 19:58 @ Wed, 31 May 06

an answer to the irans racist cartoon came from usa:
آمريكا به كارتون نژادپرستانه ايران با كاريكاتور جواب داد

http://www.coxandforkum.com/archives/06.05.30.StepByStep-X.gif


آشوبگران خارجی 19:35 @ Wed, 31 May 06

محمد علی ذبیحیان فرماندار تبریز گفت: «آشوبگران دیروز تبریز افراد وابسته به کشورهای خارجی بودند.» 27 سال قبل نیز در تظاهراتی که در تبریز اتفاق افتاد و در آن مردم آذربایجان از انقلاب اسلامی دفاع کردند، دولت وقت اعلام کرد که خارجی ها عامل اغتشاش بودند.

http://www.peiknet.com/1385/hafteh/10khord/69/page/tabriz21.jpg
http://www.peiknet.com/1385/hafteh/10khord/69/page/tabriz11.jpg
http://www.peiknet.com/1385/hafteh/10khord/69/page/tabriz41.jpg


این ترک های آمریکایی 19:25 @ Wed, 31 May 06

رهبر انقلاب و رئیس جمهور و هاشمی رفسنجانی و وزیر کشور و رئیس مجلس اعلام کردند که کسی حق اهانت به ترک ها را ندارند، و مملکت مال ترک هاست و تمام تاریخ ایران تاریخ آذربایجان است و یک عالمه تعارف تیکه پاره کردند، در همان زمان، از سوی دیگر همان رهبر انقلاب و رئیس قوه قضائیه و وزیر کشور و سخنگوی دولت و سایر مقامات اعلام شد که معترضین آذربایجانی، عوامل دشمن، بیگانگان و عناصر خارجی هستند. ضمنا معلوم شد که عوامل خارجی همان ملت غیور هستند و همه کسانی که شهید شدند همان هایی هستند که معدوم شدند.

این ترک های آمریکایی

من فکر می کنم با وجود این همه خارجی که در ایران علیه حکومت تظاهرات می کنند، بهتر است یک برنامه ریزی درست بکنیم تا به جای درآمد نفت از درآمد توریست های شورشگر کسب درآمد کنیم. این خیلی بهتر است تا اینکه وابسته به نفت باشیم یا دائما جوش صادرات غیرنفتی را بخوریم. چون اینطور که مسوولان امور می گویند هر روز یکی دو تظاهرات چند هزار نفری توسط عوامل بیگانه در ایران و بخصوص در آذربایجان برگزار می شود، هرچه باشد این عوامل بیگانه خارجی هستند و ما باید از آنها درآمد داشته باشیم، البته خارجی ها در هرجایی برای انجام یک کاری می روند. مثلا:
پاریس: می روند که موزه لوور و برج ایفل را ببینند.
رم و فلورانس: می روند که آثار تاریخی و هنری ایتالیا را ببینند.
هلند: می روند به آمستردام تا جوینت بزنند و شبها در ردلایت استریت ول بچرخند.
بروکسل: می روند تا در رستوران های ویژه این شهر غذا بخورند و در کنفرانس شرکت کنند.
دبی: برادران عرب از کشورهای مجاور می روند تا خوشگذرانی شبه عربی کنند.
هاوانا: می روند تا با دست آوردهای انقلاب کوبا روابط سکسی سیاسی برقرار کنند.
مکه و مدینه: می روند تا خانه خدا را زیارت کنند.
ایران: می روند تا علیه حکومت تظاهرات کرده و آنرا سرنگون کنند.
در همین راستا، محمد علی ذبیحیان فرماندار تبریز گفت: «آشوبگران دیروز تبریز افراد وابسته به کشورهای خارجی بودند.» 27 سال قبل نیز در تظاهراتی که در تبریز اتفاق افتاد و در آن مردم آذربایجان از انقلاب اسلامی دفاع کردند، دولت وقت اعلام کرد که خارجی ها عامل اغتشاش بودند. 50 سال قبل هم در کودتایی که باعث سقوط دولت مصدق شد، همه مردم ایران متفق القول بودند که خارجی ها عامل سقوط دولت بودند. 65 سال قبل هم در ماجرای فرقه دموکرات آذربایجان، دولت ایران اعلام کرد که خارجی ها عامل جدایی آذربایجان از ایران بودند. 85 سال قبل هم خارجی ها با کودتا رضاخان را برسر کار آوردند، 100 سال قبل هم انگلیسی ها انقلاب مشروطه کردند، من نمی فهمم این همه خارجی در مملکت ما چی کار می کنند؟ و ملت ایران اصلا کجاست در اين وقایع.


شبح 9:32 @ Wed, 31 May 06

حسين م عزيز!(31)
عبارت :«چپ‌روی و راست‌روی کودکان توامان هستند!» رابطی به کودکانه بودن يا نبودن موضوع ندارد منظورم اين است که مانند کودکان دوقلو با هم هستند. يکی که باشد ديگری هم هست.
تصور می‌کنم اشتباه تو در اين است که تبليغات رژيم را باور کرده‌ای (اميدوارم تصور نکنی دارم توهين سياسی می‌کنم.) اين روزها در تريبون‌های رسمی حکومت از راديو تله‌ويزيون تا مجلس دارند اين‌گونه تبليغ می‌کنند که گويا اعتراض ترک‌ها صرفا چاپ کاريکاتور است و می‌خواهند به‌گونه‌ای جلو دهند که با بستن روزنامه دستگيری روزنامه‌نگاران و يا حتا معذرت خواهی وزير ارشاد مطالبات ترک‌ها را برآورده می‌کنند در صورتی که شورش مردم در آذربايجان ربط مستقيمی به چاپ کاريکاتور ندارد اگر چنين بود بايد با توقيف روزنامه‌ی ايران و بازداشت مانا نيستانی مسئله خاتمه پيدا می‌کرد. جنبش ترک‌ها مانند جنبش ساير مردم در گوشه و کنار کشور ممکن است به بهانه‌های ناچيز شکل بگيرد اگر به‌خواهی صرفا به بهانه توجه کنيم موضوع مضحک به نظر می‌رسد. در شهری به دليل قطع دو ساعت آب جنبش راه می‌افتد حالا خيلی روشن‌فکرانه می‌توان گفت بابا برای قطع دو ساعت آب که شهر را به آتش نمی‌کشند.
در هر حال من هم مانند تو نگران شوونيسم ترک و ناسيوناليسم ايرانی هستم اما اين نگرانی با نادان خواند مردمی که از حقوق اوليه خود محروم هستند پاسخ داده نمی‌شود.


بیانیه عفو بین الملل 1:09 @ Wed, 31 May 06

بیانیه عفو بین الملل در مورد بازداشت شدگان تظاهرات اخیر مردم آذربایجان ایران

زندانی در سلول انفرادی/ خطر شکنجه و رفتار خشونت آمیز ( زندانیان سیاسی آذربایجان)

دکتر احمد قلی پور (معروف به حیدر اوغلو) 47 یا 48 ساله
حسن علی حاجباو ( معروف به ارک) 47 یا 48 ساله
حسن شاهی-چنگیز بختاور-بابک بختاور-ابراهیم دشتی- حسین سببی- جواد عباسی- صابر بیت الهی - علی حسن زاده- بهمن نصیر زاده - علی حلمی - محسن دمیر چی - عسگر اکبر زاده - اسماعیل رضایی و صدها نفر دیگر
اسامی فوق الذکر و صدها نفر دیگر جزو اقلیت آذربایجانی ایران بوده و در جریان تظاهرات اعتراض آمیز در شمال غرب ایران ( آذربایجان) دستگیر شده اند.بنا بر گزارشات رسیده همه آنها در در سلول انفرادی زندانی هستند . بیم ان میرود که در معرض شکنحه و رفتار خشونت آمیز قرار داشته باشند.این تظاهرات اعتراض آمیز پس از درج کاریکاتور در روزنامه دولتی” ایران”در 19 می که باعث رنجش و ازار بسیاری از آذربایجانیها شد برگزار شد روزنامه دولتی” ایران” روز 23 می توقیف و کاریکاتوریست و سردبیر آن بازداشت شدند.
دانشجویان آذربایجانی دانشگاههای تبریز و تهران اقدام به برگزاری تحصن و تظاهرات کردند.و دامنه اعتراضات به بفیه شهرها و دانشگاهها کشیده شد.دانشجویان دانشگاههای ارومیه-زنجان- اردبیل- مراغه در شمال غرب ایران که اکثریت قریب به اتفاق ساکنان آنرا آذربایجانیها تشکیل میدهند دست به برگزاری تحصن و تظاهرات زدند.بنا بر گزارشات رسیده فقط در تظاهرات روز 22 می ( اول خرداد) مردم تبریز بین 300 تا 500 هزار نفر مشارکت داشتند.
صد ها نفر از تظاهر کنندگان در روز 24 می بازداشت شدند و به دستور دادستان در هر مرحله بیش از 60 تفر بازداشت شده اند تعداد زیادی از.تظاهر کنندگان توسط نیروهای بسیج مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.مجروحین در بیمارستان نظامی تحت مراقبت بوده و اجازه ملاقات به خانواده مجروهین داده نمیشود.
گفته میشود که با گشودن آتش بروی تظاهر کنندگان توسط نیروهای انتظامی و بسیج تعدادی از تظاهر کنندگان کشته شده اند.هر چند که کشته شدن این افراد مورد تایید مقامات ایرانی قرار نگرفته است.
فعالین آذربایجانی (صابر بیت الهی- علی حسن زاده - بهمن نصیر زاده و محسن دمیر چی) توسط مامورین اداره اطلاعات شهر مرند در روز 18 می بازداشت شدها ند و اطلاعات کافی در مورد چگونگی دستگیری آنها به عفو بین ااملل ارسال نگردیده است.
احمد ساطانی به همره برادرش در روز 22 می توسط مامورین اداره اطلاعات تبریز بازداشت شده اند و مامورین اداره اطلاعات تبریز در هنگام جستجوی خانه آنها اقدام به به مصادره کتابهای ترکی -CD ها -روز نامه و مجلات کرده اند.قطع به یقین این افراد در زندان اطلاعات تبریز در بازداشت به سر می برند.چنگیز بخت آور و حسن شاهی روز 22 می در تبریز بازداشت شدهاند و محل زندانی شدن آنها نا معلوم است
دکتر احمد قلی پور رضایی نیز روز 22 می بازداشت شده است و خانواده وی فقط یکبار توانسته اند وی را در زندان ملاقات کنند..حسن ارک نیز پس از شرکت در تظاهرات اول خرداد تبریز حوالی ساعت 6 عصر سوار بر اتومبیل بازداشت شده است مامورین پس از دستگیری ابتدا وی را به پاسگاه پلیس وسپس به زندان اطلاعات تبریز منتقل کرده اندوی نیز از حق ملاقات خانواده و اخذ وکیل محروم شده است.
جواد عباسی معلم وفعال شناجته شده آذربایجانی روز 24 می در خانه اش وا قع در سلماس بازداشت شده است.مامورین اطلاعات اقدام به جستجوی خانه وی کرده کتابهای ترکی -CD ها - دفتر تلفن و کامچیوتر وی را مصادره کردند.
خانوادهاش معتقد هستند که وی در زندان اطلاعات ارومیه در بازداشت به سر میبرد.
جواد عباسی نیز از حق داشتن وکیل و ملاقات با خانواده محروم شده است.جواد عباسی در سال 2005 به اتهام “تجزیه طلبی و ارتباط با گروههای پان ترکیست ” به یکسال حبس محکوم شده بود ولی پس از گذشت 6 ماه آزاد شد.
ابراهیم دشتی روز 25 می (4 خرداد) توسط مامورین لباس شخصی اداره اطلاعات بازداشت شده و خانواده اش از وضعیت وی بی اطلاع هستند و اعتقاد دارند که وی در زندان اداره اطلاعات در بازداشت به سر میبرد2 پسر وی نیز به همراه پدر بازداشت شده ا ند عفو بین الملل نام یکی از پسرها را میداند ( بابک) ولی از پسر دیگر ابراهیم دشتی اطلاعی ندارد.حسین سببی و عسگر اکبر زاده توسط مامورین اداره اطلاعات اردبیل بازداشت شده اند.حسین سببی در محل کارش توسط مامورین لباس شخصی اداره اطلاعات اردبیل در روز 25 می (4 خرداد روز جمعه)و بخاطر پخش اعلامیه تظاهرات 27 می (6 خرداد روز شنبه اردبیل) بازداشت شده است.
عسگر اکبر زاده نیز در همان روز و به هنگام توزیع پخش اعلامیه تظاهرات 27 می (6 خرداد روز شنبه اردبیل) در خیابان دستگیر شده است.
اسماعیل رضایی 26 می در خانه اش در تبریز مامورین لباس شخصی دستگیر شده و این احتمال وجود دارد که توسط اداره اطلاعات تبریز بازداشت شده باشد.همسرش از ضرب وشتم وی در هنگام بازداشت و زندانی شدن خبر می دهد.

توصییه عملی:
خواهشمند است به محض دریافت این نامه در تحقق موارد ذیل تلاش نموده و نتیجه را در اسرع وقت بزبان فارسی،عربی ،انگلیسی و یا زبان مادریتان به عفو بین الملل ارسال نمایید.
رفع نگرانی در مورد سلامتی 16 نفر ( اشاره شده ) و بقیه افرادی که طی تظاهرات اعتراض آمیز در شمال غرب ایران دستگیر شده اند.
بیان دلیل زندانی شدن این افراد- تشکیل دادگاه صالحه برای محاکمه عادلانه این افراد و در غیر این صورت اگر این افراد مرتکب خلافی نشده ا ند .باید هر چه سریع تر آزاد شوند.
اجبار مسئولین برای بیان و آشکار ساختن محل زندانی شدن این افراد-ایجاد شرایط فوری برای اخذ وکیل و ملاقات آزادانه با اعضای خانواده و فراهم کردن شرایط مداوای آنها در صورت نیاز.
صدور تضمین مبنی بر اینکه این افراد در طول مدت بازداشت مورد شکنحه قرار نگرفته اند.
تقاضا می شود از:
رییس قوه قضاییه
آیت الله محمود هاشمی شاهرودی
تهران پارک شهر
www.iranjudiciary.org/feedback_en.html
وزیر اطلاعات
غلامحسین محسنی اژه ای
ایران ، تهران ،خیابان پاسداران ، خیابان نسترن 2 ، وزارت اطلاعات

Email: iranprobe@iranprobe.com
رونوشت به نمایندگان دیپلماتیک سایر کشورها در ایران:

خواهشمند است هر چه سریع تر اقدام نمایید نتیجه را تا 7 جولای 2006 به دبیرخانه عفو بین الملل ارسال نمایید.

26 می 2006 -5 خرداد 85


سیاست رسمی تحقیر ملی 1:08 @ Wed, 31 May 06

فاشیسم بمثابه فرهنگ سیاسی پوشیده و آشکار رژیمهای حاکم بر کشور، در عین حال یک نیروی اجتماعی است. بخش بزرگی از خرده بورژوازی و بورژوازی، بویژه با زبان مادری فارسی، حتی در درون سازمانهای چپ و لیبرال اپوزیسیون، به این منجلاب فرهنگی آلوده هستند. شوینیسم غالب و تحقیر ملی شهروندان غیر فارس زبان، پدیده ای رایج و یک پایه فرهنگی و اصلی سلطه رژیمهای ترور در ایران، محسوب میگردد. این نیروی ضد مردمی با سقوط سلطنت به رژیم اسلامی امید بسته، بر زمینه ترور علنی کمونیستها و مبارزین، موقعیت سابق خود را حفظ و تحکیم نمود. همه مهره های اصلی سرکوب و توحش، در هر سه رژیم سرمایه داری ایران از دوره رضا شاه تاکنون، به این نیروی تبهکار وابسته هستند.

راه حل پایان سیاست رسمی تحقیر ملی درایران، به عملی شدن یک رشته اقدامات بنیادی پیوند خورده است:

1- استقرار یک نظام دموکراتیک- شورایی در کشور، درهم شکستن نقش مذهب و مدافعین سلطنت در نظام اداری- اجرایی.

2- خود مختاری وسیع اداری- اجرایی برای همه مناطق، حق استفاده از زبان مادری تا انتهای تحصیلات دانشگاهی، زبان مردم هر منطقه زبان اداری- آموزشی رسمی.

3- لغو زبان فارسی بمثابه زبان ” ملی” و تبدیل آن به یکی از زبانهای شهروندان، جایگزینی تدریجی نقش کنونی آن با زبان انگلیسی.

4- اداره همه نهادهای فرهنگی سراسری از طریق شرکت برابر حقوق نماینده گان زبانهای گوناگون مردم ایران.

5- تسویه کامل و بدون مماشات همه محیطهای فرهنگی و رسانه های دولتی و غیر دولتی از مروجین فرهنگ تحقیر مردم، ممنوعیت کسب مشاغل دولتی برای چنین عناصری.

6- برپایی یک نظام مدرن تعلیم و تربیت برای ریشه کنی افکار و عادات ناشی از دهه ها سلطه تروریستی شوینیسم سلطنتی- اسلامی.

7- انتقال پایتخت از تهران به شهری با ترکیب تنوع فرهنگی.

راه حل فوق، شرایط پس از سرنگونی رژیم اسلامی را در بر میگیرد. اما شروع تغییراتی در این زمینه، نباید فقط به روز بزرگ موکول گردد. مردمی که خود را تحت شرایط تحقیر ملی احساس کرده، طوق بندگی ناسیونال- شوینیسم نفرت انگیز، زندگی را برای آنها به عذاب روزمره مبدل ساخته است، میتوانند از همین امروز بجای التماس و تمنا از این یا آن آخوند آدمکش، از طریق ارگانهای توده ای دست به اقدام بزنند. حق استفاده از زبان مادری، یک حق شهروندی و در موازین حقوقی بین المللی نیز برسمیت شناخته شده است. تشکیل کمیته ها و نهادهای دموکراتیک- شورایی، که تحقق این امر را هدف فوری خود قرار دهند، حق مردم و امکانپذیر است. با تشخیص این ارگانهای دموکراتیک، میتوان گامهای اولیه در استفاده از زبان مادری و رواج زبان انگلیسی در سیستم اداری- آموزشی را، برداشت.


Sahand 0:47 @ Wed, 31 May 06

گزارش فارس از جمع‌آوري شبانه كيوسك‌هاي مطبوعاتي

امروز هيچ روزنامه‌اي در اراك توزيع نشد

خبرگزاري فارس: با جمع‌آوري كيوسك‌هاي روزنامه فروشي در اراك توسط شهرداري، امروز شنبه تا ساعت مخابره خبر، هيچ روزنامه‌اي در اراك به دست مخاطبانش نرسيد.


به گزارش خبرگزاري فارس از اراك، به دنبال انتشار خبر برداشت غيرقانوني 70 ميليارد ريالي توسط شهردار اراك از يكي از حساب‌هاي شهرداري توسط يكي از فعالان مطبوعاتي در اراك، سيداحمد لطفي شهردار اراك، دستور جمع‌آوري شبانه كيوسك‌هاي فروش مطبوعات شهر اراك طي دو مرحله را صادر كرد؛ به طوري كه امروز، شنبه، هيچ روزنامه‌اي در اراك توزيع نشد.
شهردار اراك در گفت و گو با خبرنگار فارس، دليل جمع‌آوري كيوسك‌ها را مصوبه شوراي شهر اعلام كرد و گفت: شوراي شهر در سال 84 طي مصوبه‌اي تصميم به ساماندهي كيوسك‌هاي مطبوعاتي شهر اراك گرفت.
وي از بيان علت اجرا نشدن اين مصوبه تا اين تاريخ خودداري كرد و در پاسخ به سئوال خبرنگار ما مبني بر اينكه تكليف توزيع مطبوعات چه مي‌شود، گفت: ما متولي اين كار نيستيم. كار فرهنگي و توزيع مطبوعات متولي دارد و بايد آنها پاسخگو باشند.
مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان مركزي نيز در گفت و گو با خبرنگار فارس در مورد مشكل توزيع مطبوعات در اراك گفت: طي چند روز آينده با تشكيل جلسه، موضوع را بررسي مي‌كنيم.
نصراله مرادي افزود: من به عنوان يك مسئول فرهنگي، اين مانع را ايجاد نكرده‌ام و اگر ايجاد مي‌كردم راهكارش را نيز ارائه مي‌دادم.
وي اظهار داشت: بايد از شهردار، چرائي جمع‌آوري كيوسك‌ها و ايجاد اين معضلات را سئوال كرد؛ چون جمع‌آوري مراكز عرضه مطبوعات به ما ربطي ندارد!
استاندار استان مركزي نيز در اين زمينه گفت: چون موضوع مربوط به شهر اراك است، فرماندار اراك بايد پي‌گيري كرده و پاسخگو باشد.
فرماندار اراك نيز در گفت‌وگو با يكي از خبرنگاران اراكي گفته است: تصميم به جمع‌آوري كيوسك‌هاي مطبوعاتي شهر اراك، شخصاً توسط بنده گرفته شده است.
علي قرباني در پاسخ به اين سئوال كه با جمع‌آوري كيوسك‌ها، مردم چگونه روزنامه و نشريات مورد علاقه خود را تهيه كنند، گفته است: خيلي مهم نيست. بالاخره يك كاري مي‌كنند!
علي محصولي رئيس شوراي شهر اراك در زمينه جمع‌آوري غيرقانوني كيوسك‌هاي مطبوعاتي به خبرنگار ما گفت: شهردار اراك، مصوبه شوراي شهر را اجرا كرده است و در پاسخ به اين سئوال كه اكنون تكليف توزيع مطبوعات در شهر اراك چه مي‌شود و مردم چگونه نياز خود به نشريات را تأمين كنند، گفته است كه اين مسئله مهمي نيست. اگر هيچ روزنامه‌اي هم در شهر توزيع نشود، اتفاقي نمي‌افتد. مردم به دنبال نان هستند و آنقدر گرفتاري دارند كه نبود روزنامه برايشان مهم نخواهد بود.
مژگان صادقي، عضو شوراي شهر اراك نيز جمع‌آوري شبانه كيوسك‌هاي مطبوعاتي را غيرقانوني خواند و گفت: چون كيوسك‌هاي مطبوعاتي طي قراردادي با شهرداري نصب و مشغول فعاليت هستند، شهردار اراك بايد براي اجراي مصوبه شورا ابتدا از مراجع ذي‌صلاح قضايي مجوز لازم را اخذ و پس از دادن اخطارهاي متوالي سپس اقدام به جمع‌آوري آنها مي‌كرد.
صادقي افزود: فرماندار شهر نيز قانوناً نمي‌تواند دستور جمع‌آوري كيوسك‌ها را صادر كند، مگر با مجوز قوه قضائيه.
صادقي در بخش ديگري از سخنان خود گفت: شهردار اراك بدون اجازه شوراي اسلامي شهر، 70 ميليارد ريال از حساب شهرداري برداشت كرده است كه بايد در اين خصوص پاسخگوي شوراي شهر باشد كه اين پول، كجا و به چه منظور برداشت هزينه شده است؟
اين عضو شوراي اسلامي شهر اراك اعلام كرد: اين حق قانوني من است كه از شهردار در اين خصوص سئوال كنم.
وي افزود: كميسيوني با عنوان كميسيون توافقات در شهرداري تشكيل شده كه غيرقانوني بوده و در اين كميسيون بعضي توافقات انجام شده كه همگي غيرقانوني است و موضوع بيش‌تر مباحث اين كميسيون تملك املاك مردم بوده است.
هادي سعيدي، عضو ديگر شوراي شهر اراك نيز گفت: اعتبار مصوبات شوراي شهر تا پايان سال تصويب شده و مصوبه‌اي كه در سال 84 به شهرداري اعلام شده فقط تا پايان سال 84 اعتبار اجرايي داشته است. بنابراين شهردار اراك چنانچه خواهان اجراي مصوبه شورا در زمينه جمع‌آوري و ساماندهي كيوسك‌هاي مطبوعاتي بود بايد مجدداً در سال 85 موضوع را در شورا مطرح و مصوبه جديد مي‌گرفت.
سعيدي گفت: انتشار خبر برداشت غيرقانوني 70 ميليارد ريال توسط شهردار اراك از حساب شهرداري توسط يكي از خبرنگاران باعث شد تا شهردار در جمع‌آوري كيوسك‌ها شتاب كند.
رضا يوسفي تبار، عضو ديگر شوراي شهر نيز گفت: در صورتي كه شهردار در سال 85 مصوبه شورا را براي اجراي طرح ساماندهي كيوسك‌ها دريافت نكرده باشد، خلاف قانون عمل كرده است.
وي برداشت 70 ميليارد ريال از حساب شهرداري توسط شهردار را به دليل نداشتن مصوبه شورا غيرقانوني خواند.
با جمع‌آوري كيوسك‌هاي روزنامه فروشي، حدود 50 فروشنده مطبوعات كه با اعضاء خانواده‌هايشان بيش از 300 نفر را شامل مي‌شوند، بيكار شده‌اند.
يادآور مي‌شود: روزانه بيش از 25 هزار نسخه انواع روزنامه، مجله و ... توسط اين افراد در كيوسك‌ها به علاقه‌مندان عرضه مي‌شد.



ايواز طه بازداشت شد 22:56 @ Tue, 30 May 06

شماره جديد هفته نامه يارپاق منتشر شد
ايواز طه بازداشت شد

اورمونيوز:
يازدهمين شماره هفته نامه يارپاق در شرايطي منتشر شده است كه اكثر اعضاي هيات تحريريه اين نشريه در بازداشت نيروهاي امنيتي به سر مي برند.
علاوه بر رضا كاظمي دبير اجرايي يارپاق كه يك روز پيش از تظاهرات روز شنبه مردم اردبيل بازداشت شده بود، دكتر عظيم عبادپور(ايواز طه) مديرمسئول اين نشريه نيز از سوي مقامات امنيتي بازداشت شده است. دكتر ايواز طه استاد دانشگاه پيش از اين مسئوليت انتشار مجله يول از انتشارات موسسه كيهان در دهه هفتاد را بر عهده داشته است. هم چنين وي در مدت اقامت در جمهوري آذربايجان نشريه جهان را نيز منتشر كرده است. علت بازداشت وي از سوي مقامات امنيتي اعلام نشده است.
هم چنين يونس صفدري، از نويسندگان هفته نامه يارپاق در تبريز نيز بازداشت شده است.
در صفحه نخست شماره جديد يارپاق با اشاره به حوادث اخير آذربايجان عبارت “منيم ديليم اؤلن دئييل” به عنوان تيتر اول به چشم مي خورد. هم چنين در اين شماره از يارپاق در ادامه انتشار ويژه نامه هاي شهرهاي مختلف آذربايجان، ويژه نامه اورميه در چهار صفحه ب