انقلاب بزرگ ضدنژادپرستی آذربایجان سازمان های سراسری ایران را از هم پاشیده کرد
ساعت خبر: 11:33تاريخ خبر: 10/3/1385
منصور یادگاری
. ایجنا نیوز/ خبرگزاری جوانان آزادیخواه ایران:مقاله
انقلاب بزرگ ضدنژادپرستی آذربایجان بطور بی سابقه برای اولین بار تشکل های سراسری دانشجویی را از هم پاشید بعد از اینکه کاریکاتور توهین آمیز روزنامه ایران وابسته به نهاد ریاست جمهوری منتشر شد دانشجویان ترک زبان دانشگاهها در تهران و دیگر دانشگاههای سراسر کشور دست به تحصن اعتراضی زدند که متاسفانه اندکی از دانشجویان فارس زبان این دانشجویان را همراهی کردند چراکه بنده خداها بقدری شوکه شده بودند که نیاز به فرصت داشتند تا متوجه شوند چه اتفاقی افتاده است؟ واقعاً هم حادثه شوک آفرین بود آقای کاریکاتوریست زندانی روزنامه ایران شبی که این کاریکاتور را کشید نفس راحتی کشید و آسوده مثل همیشه سر بر بالین نهاد و با وجدانی راحت شب را آرامید این آرامش به دو دلیل بود اول اینکه در یکصد سال گذشته ترکها همیشه در مقابل توهین و حقارت سکوت کرده بودند و هیچ وجدان فارس زبانی هم هرگز از توهین به هموطن ترک زبان خود ناراحت نشده بود او فکرش را نمی کرد که خواسته یا نخواسته آن شب به جای کاریکاتور نقشه یک اختلاف عمیق را طراحی می کرد .دومین دلیل این بود که در کشور ما تنها توهین به مقام رهبری و چند تن از سردمداران رژیم مجازات دارد و الی غیر.
اما از هم پاشوندن سازمان ها و تشکلات سراسری ایران تنها به تشکلات دانشجویی مختص نشد بلکه انقلاب بزرگ ضدنژادپرستی و ضد فاشیستی آذربایجان سازمانها و تشکلات درون رژیم و خارج از رژیم را هم در خطر از هم پاشیده شدن قرار داده است.
از جبهه ملی ایران گرفته تا سازمان مجاهدین خلق، فدائیان خلق ، حزب توده ، حزب مشروطه ایران، همه سلطنت طلبان ، کمونیست کارگری و کلیه سازمان های سراسری درون رژیم با چالش بسیار مهمی روبرو شده اند بطوریکه هر روز که می گذرد و بر دفتر زرین انقلاب بزرگ ضدنژادپرستی ملت آذربایجان صفحه پرافتخار دیگری می افزاید این سازمان های سراسری شکننده تر می شوند.
حزب کمونیست کارگری که شاید یکی از نژادپرست ترین سازمان ها باشد در یک اقدام عجولانه حتی اقدام به پخش برنامه ترکی از تلویزیون جدید نمود ( این حزب از ایرانیان خارج از کشور تنها زمانی حمایت می کند که یا جزء حزب کمونیست کارگری باشند و یا اینکه به عضویت آن در بیایند) همین موضوع خود از نظر بنده دلیل محکمی بر وجود نوعی نژادپرستی در این سازمان می باشد.
سازمان مجاهدین خلق هم همین طور این سازمان غیرآخوندی اسلامی هم در حالیکه در کارنامه خود ممنوعیت صحبت کردن به زبان مادری را دارد به یکباره اقدام به پخش تصاویر ضدنژادپرستی نموده است و سرکوب آذری زبان را محکوم نموده است.
حتی سازمان فدائیان خلق که چند دهه گوش شنوایی نداشت در یک بیانیه از هموطنان آذری زبان خود خواست تا مبادا در تظاهرات های خود به زبان شیرین فارسی اهانت کنند.
جبهه ملی و حزب مشروطه هم طی بیانیه های جداگانه ای به این پسنده کردند (آذربایجانیها یکپارچگی ایران را حفظ می کنند) از همین رو همه این مطالب نشان از تاثیر مهم ملت آذربایجان در صحنه سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی ایران دارد.
اما اینجا این سوال پیش می آید که این سازمانها در خصوص نیروهای ترک زبان خود چه راهی را انتخاب خواهند کردآیا همین طور راه بی تفاوتی را برخواهند گزید و با خود سانسوری شاهد خروج نیروهای ترک زبان خود خواهند بود یا اینکه تغییرات اساسی را در اساسنامه های خود به وجود خواهند آورد؟
حزب کمونیست کارگری و مجاهدین خلق نشان دادند که قدرت و خواسته های مردم می تواند آنها را انعطاف پذیر نماید ولی در مورد بقیه بایستی منتظر بود چراکه شاید بسیاری هنوز پیام انقلاب بزرگ ضدنژادپرستی آذربایجان را درک نکرده باشند!
البته امید است سازمان ها و تشکلات سراسری ایران زمان سوزی را متوقف کرده و اشتباهات گذشته را تکرار نکنند چراکه در ایران کارهای بسیاری باید صورت بپذیرد و اما در واپسین لحظاتی که داشتم این مطلب را می نوشتم اطلاعیه حزب کار ایران( طوفان) بدستم رسید که طبق معمول الباقی کمونیست های محترم که تا اینجای کار هرگز ستم ملی که در حق ملل دیگر در ایران روا می شد را نمی دیدند به یکباره با استفاده از کلمات شئونیسم برای ترک های آذری وارد معرکه شد و انقلاب ضدنژادپرستی و ضدفاشیستی ملت آذربایجان را تجزیه طلب عنوان نمود و از یکپارچگی ایران حمایت نمود و ترک بودن شاهان و پادشاهان گذشته را دلیل آورد بر جنایتکار بودن ترک ها البته این مطالبی است که یکسال پیش گروه ناشناخته ای بنام سوسیالیست ایران از آن استفاده کرده بود. اما به راستی هر کسی انگلیسی صحبت کند یعنی انگلیسی است؟
آیا ملاحسنی یک آذری است شاید از نظر زبانی و فیزیکی یک ترک باشد ولی از نظر فکری نوکر شئونیسم فارس و پان اسلامیسم جمهوری اسلامی هست. البته که او نه تنها به کردها رحم نمی کند بلکه به ترک های آذری هم رحم نخواهد کرد همانطوریکه به اولاد خود رحم نکرد.
اما اینکه کمونیست چرا مثل اسلام وارد مقوله ملیت می شود با وجود اینکه کمونیست مرام خلق یگانه و جهان وطنی و اسلام امت واحده را دنبال می کنند تنها یک چیز می توان گفت که هر دوی اینها بدنبال داشتن قدرت بزرگ با حفظ یکپارچگی کشور و کشورها هستند تا بتوانند قدرت بزرگی را در مقابل امپریالیسم قرار دهند. وگرنه کمونیست و اسلام تئوری ایدئولوژیک هستند چرا باید در امور مربوط به ملیت وارد شوند.
اما سلطنت طلبان که مخالف دادن حق و حقوق ملل تحت ستم هستند دارای ایده های ایدئولوژیک نیست آنها تنها با تفکرهای نژادپرستی و فاشیستی همانند جناب هیتلر می کوشند هفتاد میلیون ایرانی را پرسین معرفی کرده و به زور همه را همانند خود سازند چراکه اسیر جهل خودخواهی هستند که آریا را برترین نژاد فکر می کنند.