|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پنجشنبه، 4 خردادماه 1385 | May 25, 2006
● جنبشی برای زندهگی
بعد از انتخابات رياست جمهوری فضای سنگين وحشت از فاشيسم همهجا را فرا گرفته بود و اين تصور کمکم داشت شکل میگرفت که جنبش مردم ايران به محاق رفته است اما بسيار زودتر از آنچه میشد تصور کرد آتشی که چند صباحی گرد خاکستر برسرورویاش نشسته بود دوباره شعلهور شد. لينکها:
شهريار رو زياد بزرک نکنيد.
درود بر دانشجويان قهرمان ايران جنبش انسانی و ازاديخواهانه دانشجويان را تقويت و يشتيبانی کنيد. ای انسانهای اگاه و شريف باهم متحد و متشکل شويد برای سرنگونی نظام متعفن و يوسيده جمهوری جنايتکار اسلامی . باد زدن بر اتش جريانهای ارتجاعی و قوم يرستی د.ر نهايت کباب کردن ازاديست و دستاويزی برای نظام منحوس اسلاميست جهت کشتار بيشتر و به جاشيه راندن جنبشهای واقعی همان تبعيض و توهينی که به مردم اذربايجان و ساير قومهای ايران در طول سالها کرده اند به نوعی ديگر به زنان کارگران دانشجويان وهمه اقشار ملت رفته است برای هويت انسانی يايمال شده همه ما بايد خودمان را متشکل کنيم در يک صف واحد همراه با دانشچويان سرفراز ايران نظام فاسد جمهوری اسلامی را به زباله دان تاريخ خواهيم فرستاد با همراهی کردن جنبش اعتراضی دانشجويان است که ميتوانيم بعد از سرنگونی نظام بازيگران اين سناريوی خونين و از ييش نوشته شده تکراری نباشيم.
من به عنوان بک آذري زبان به ايراني بودن خودم افتخار مي کنم .....اصلا اعتقادي به پان تورکيسم ندارم
نطفه فروپاشي قاجاريان به دست مجاهدان تبريزي در جريان انقلاب مشروطه بسته شدּ تركان خود دودمان همنژادشان “قاجار” را برانداختندּ ּּּּּּּּּּּּּּּּּּּּּּּּּּּּ پيداست كه نطفه فروپاشي قاجاريان به دست مجاهدان تبريزي در جريان انقلاب مشروطه بسته شدּ رويدادي كه در نهايت هم قاجاريان را در كام خود كشيد و هم مخالفان آنها ينعي مشروطه خواهان راּ ستارخان كه از تبريز براي در هم كوبيدن استبداد صغير به تهران يورش برده بود٬ قرباني منافع روس و انگليس شد و احمد شاه٬ پادشاه تضعيف شده قاجار٬ جاي خود را به رضا پالاني دادּ رضا كه فاميل پهلوي را از محمود پهلوي تبريزي به عاريت گرفته بود٬ (ملك الشعراي بهار٬ احزاب سياسي٬ ٦٩) به پادشاهي ممالك محروس رسيدּ و پس از آن بود كه به هدف يكسان سازي فرهنگي بر همه نشانه هاي توراني و بر همه اقوام غيرهمنژادش تاخت و همه زبانهاي رايج در ممالك محروسه را كه تازه نام ايران گرفته بود٬ به سود فارسي تارومار كردּ زبان تركي به عنوان زبان پرشمارترين قوم ممالك محروسه از دايره اين يكسان سازي كه با جشن كتابسوزان آذر ١٣٢٥ (دسامبر ١٩٤٦) به اوج رسيد بيرون نماندּ در نتيجه محمد فضولي و ديگر شاعران كلاسيك آزربايجاني در گستره وسيعي از قزوين تا مغان و از اورميه تا همدان به “غريبي در وطن” مبدل شدندּ در وطن معنوي فضولي دهها ميدان و خيابان را به افتخار سعدي و حافظ نام گذاشتند و پيكره ها برافراشتندּ اما او حتي نامي از كتابخانه هاي دورافتاده و محقري را به ارث نبردּ گرچه ديوان فضولي هيچگاه زندگي خصوصي آدميان در تبريز و اورميه و اردبيل و زنجان و همدان را ترك نكرد٬ اما راهبرد (استراتژي) فارسي كردن اجباري٬ روزنه هاي ورود او را به كتابهاي درسي٬ كانونهاي رسمي و پژوهشي٬ مطبوعات و رسانه هاي ديداري و شنيداري بستּ
ما شرکت کنندگان در میتینگ مقابل مجلس شورای اسلامی مورخه ۷/٣/۱٣٨۵ خواسته های خود را به شرح ذیل اعلام میداریم: ۱.- به رسمیت شناخته شدن زبان ترکی ، جلوگیری از کاربرد لفظ مجعول “آذری زبان” در ارگانها، مکاتبات و اسناد رسمی کشور و آموزش به زبان مادری در مدارس مناطق ترکنشین کشور . ۲.- تأسیس و راهاندازی شبکههای رادیو- تلویزیونی س را سری، خبرگزاری و روزنامههای کثیرالانتشار دولتی به زبان ترکی و تأسیس فرهنگستان زبان و ادبیات ترکی و ایجاد کرسی این زبان در دانشگاههای کشور . ٣- تضمین حق برگزاری آزادانه تجمعات و اعتصابات و به رسمیت شناختن همایش سالیانه ملت آذربایجان در قلعه بابک ، عدم ایجاد محدودیت برای شرکتکنندگان و جلوگیری از هرگونه برخوردهای نامناسب امنیتی . ۴- اعلام رسمی آزادی تشکیل احزاب، سندیکاها، NGO ها و انتشار آزادانه مطبوعات. ۵ - حذف موارد ترک ستیزانه ، رفع نشانههای آپارتاید قومی، نژادی و زبانی و قطع تداوم تفکرات نژادپرستانه از کتب درسی، ادبیات رسمی و رسانه ها . ۶- اعاده کلیه اسامی تاریخی مناطق جغرافیایی آذربایجان (بخصوص نامهای تاریخی آذربایجان مطابق آخرین تقسیمات کشوری در دوران مشروطیت به استانهای اردبیل و زنجان و…) و رفع موانع موجود در نامگذاری اسامی ترکی . ۷- تشکیل کمسیون حقیقت یاب متشکل از فعالین حقوق بشر، وکلا، حقوقدانان، نمایندگان مجلس، فعالین حرکت، خانواده های شهدای حوادث اخیر و ارگانهای مرتبط برای بررسی کشتارهای اخیر و محاکمه و مجازات مقصرین . ٨ . صدور اجازه تشییع جنازه کشتهشدگان حوادث اخیر در فضای آرام و عدم ممانعت از حضور اقشار مختلف مردم در آن . ۹- آزادی سریع و بی قید و شرط تمامی زندانیان سیاسی و دستگیر شدگان اخیر . ۱۰- رفع توقیف از نشریات آذربایجانی، که در حوادث اخیر و یا قبلاً از انتشار آنان ممانعت به عمل آمده است . ۱۱- عذرخواهی رسمی رئیس جمهور از ملت آذربایجان و خانواده ها شهدا . در پایان بار دیگر اعلام می کنیم جهت ابراز حسن نیت و ب رای جلوگیری از سو استفاده عوامل شونیزم سرکوبگر از تجمعات بحق و قانونی دانشجویان و سایر اقشار مردم آذربایجان موقتا به اعتراضات خود پایان داده و در صورت عدم تحقق خواسته های به حق و قانونی مان، اعتراضات مسالمت آمیز را از سر خواهیم گرفت. والسلام
این مطلب جالب از داریوش سعدین، در سایت روشنگری درج شده است، بد نیست به جای فحاشی به یکدیگر، آن را بخوانیم؛ ( پیشاپیش بگویم که ادبیات مورد استفاده توسط نویسنده ی این مطلب، که در نشانه رفتن روشنفکران ایرانی، بی شباهت به روزنامه کیهان نیست، مورد تأیید من نیست). «آن کس که با هيولا می ستيزد بايد بپايد که خود در اين ميانه هيولا نشود» فريدريش نيچه طی اغتشاشات بحران دريفوس، اواخر قرن نوزدهم در فرانسه، که جمعيت کثيری در محکوميت اقليت يهود به خيابان های پاريس ريختند، موضع گيری ها و واکنش های متفاوت نسبت به آن اجتماعات، زمينه ساز ارائه تعاريف مبسوط و دقيقی در باب مردم، توده و روشنفکری شد که کماکان ثمرات آن در مباحث متعدد و متنوع حول سياست و اجتماع مورد استفاده قرار می گيرند . Saadin.d@gmail.com
برای این جنبش یک رهبر لازم است.زود تعیین کنید.یاشاسین آذربایجان
نقده تبدیل به زندان ابو غرایب شده است، اماشهر “یار محمد”امروز بر علیه آپارتاید بپا خاسته بود آذساو-نقده:در حال که موجی از اعتراضاتی از جلادی رژیم ایران در کشتار و به قولی نسل کشی در افکار عمومی آذربایجان و دنیا در حال شکل گرفتن است.امروز شهر به علت حکومت نظامی تبدیل به شهر مرده ای شده بود که هیچ جنب و جوشی جز حمله ماموران نظامی به خانه های مردم و دستگیری جوانان نبود.متاسفانه ماموران بعد از تفکیک خانه بعضی از جوانان را همچون زندانیان ابو غریب داخل گونی کرده و به مراکز نامعلوم انتقال می دهد .تمام بازار و مغازه های شهر امروز تعطیل بود.
aghaye Ramin: shoma chera yagheye Saeid ra gereftid, mibakhshid ha, masale Azerbaijani mige ke” shoma bar derakhte eshtebahi uo uo mikonid” 80 saal tabeiz, inharo ham dare, azize, delsoz, khanoom Mother Terissa, ma ham ba zendani shodane mana nami mokhalefim, vali ingar shoma sago vel karde v sanf ra chasbidi-eid , malome ke hata ye ketabe dabiristani ra niz ne khondid ke dalile inhame mosibat ha ra bedonid, age ziyadi deleton gerefte, sari bezanid be yeki az un gabrestonha ve sare ye shahidi gerye konid, ke savab dare. man ham vaseton doaa khaham kard. ke geryeton morede ghabol vagh she
Hamvatan aghaye Mehdi Naemi Erdabili; peyame shomre # 63 shoma khili jalebe, man ham chnad rooz ghabl ba yeki az in boozine haye shoviniste fars, ke mesle hamehson jomjomesh mayub bood, bahs mikardam v ghoftam ke age be y maslan Tabrizi begi ke fars ha migand shoma Azeri hastid, faghat ba y kalame javabesho mide, mige “ be kiram, man Turkam.” Hala bezar kaftar haye Pahlavi k az zire daste adalet dar rafte v dar sorakhi ghayem shode v gah gahi biron omade v un chehreyeh zeshte khodehson ra neshon midand, be ma Azeri begand, javabe ma ham hamine “ boro koneto bede, bi kiram.” sare in kaftar ha ra zire sang daghon khahim kard.
نامه ای به یک دوست و هم زبان معترض آذری
سعید عزیز زمانی که من دارم این نوشته را تایپ می کنم مانا نیستانی و مهرداد قاسمفر هر دو در زندان اوین هستند و روزنامه ایران تعطیل شده یعنی سعی بلیغ تو و دوستانت در اغلب نواحی ترک نشین کشور به بار و ثمر نشسته است. سعی تان مشکور و اجرتان محفوظ. شاید بگویی این دو نفر و آن روزنامه به هویت و زبان من و تو توهین کرده اند و من که حاضر نیستم در این مورد خشم و خروشی از خود نشان بدهم لابد بی غیرت و غیره هستم. بحثی نیست. حتا شنیده ام قرار است تعدادی بروند و در مقابل مجلس شورای اسلامی تحصن کنند. تظاهراتتان را دیدم و شعاریتان را شنیدم. حتا دیدم که زبان وبلاگت را هم عوض کرده ای و صرفن داری به زبان ترکی می نویسی. من شخصا اعتقاد دارم کاریکاتور و متن همراه آن اهانت مستقیم به ترک زبان هاست و هیچ شک و شبهه ای هم در این مورد ندارم ولی حاضر نیستم برای اینکار آزادی کسی که عذر خواهی کرده را از بین ببرم و حتا بیش از آن برای کسی مرگ بخواهم. سعید عزیز چه تفاوتی وجود دارد بین تو و آن دیگری که برای دنیا خواهان مرگ است و همواره شعار مرگ بر فلان و بیسار سر می دهد؟ کدام اصل انسانی و دموکراتیک به تو اجازه می دهد برای انسان دیگری مرگ خواهی نمایی؟ در رسته ای که اندیشه تو بدان موصوف است همواره سخن از دموکراسی و آزادی می رود چرا سعی نکردید به طریق دموکراتیک با مساله برخورد نمایید؟ نکند پاسخ دهی که دموکراسی در اینگونه موارد بی غیرتی می آورد که مشابه این گفته را از زبان ها و دهان های دیگر بسیار شنیده ایم و شنیده ای. سعید عزیز آیا هیچ فکر کردی چرا بعد از اینهمه سال به تو و دوستانت اجازه داده شد در وسط شهر راهپیمایی کنید. نکند فکر کنی به خاطر فشارها و تهدیدات دوستانتان بود که نهایت خام اندیشی ست. سعید تعجب می کنم تو چطور راضی می شوی در خیابان برای تعطیلی یک تریبون و یک صدا و یک نشریه از ته گلو داد بزنی. تو چرا سعی نمی کنی حرفت را با منطق برتر و والاتر در همان نشریه مطرح کنی. چه تفاوتی وجود دارد بین تو و آن دیگری که برای هر چیز کوچک و بزرگی دوست دارد قضیه را پوپولیستی کند و از هیجان توده ها استفاده نماید و در هر دو مورد هم دستاویز توهین باشد؟ سعید عزیز آیا فکر نکردی شاید تمام اینها بتواند یک بازی باشد تا من و تو با احساس وابستگی شدیدی که نسبت به زبان و هویت مان داریم بر سر خشم آمده ۱۰ روزی مملکت را دچار بمباران خبری کنیم تا برخی خبرها از ارزش خبری کمتری برخوردار شود و از نگاه و توجه مستقیم مردم پنهان بماند؟ سعید عزیز چه تعداد از کسانی که در خیابان سعدی زنجان و در شهر های تبریز و اردبیل و تهران و ارومیه و دیگر شهرهای ترک نشین حاضر هستند هفته ای صدتا تک تومانی از جیب مبارکشان خرج کنند برای نشریه ترک زبانی مثل اختر تا به دلیل مسایل مالی به تعطیلی کشانده نشود؟ چند نفر از آن جوانان حاضر هستند روزانه ۱۰ دقیقه وقت شریف خود را صرف خواندن تاریخ ادبیات و زبان ترکی بکنند؟ چند نفر در کلاس های انجمن ادبی ایشیق حاضر می شدند و دغدغه صرف ارتقای سطح علم و دانش و آگاهی داشتند؟ و اگر این اتفاق می افتاد آیا هفته نامه ترک زبان اختر تعطیل می شد؟ سعید عزیز فلسفه خوانده من نمی دانم چرا شما توهین مستقیم باهنر نایب رییس مجلس را نشنیدید که گفت شما از خارج از کشور دستور می گیرید و شما به جای جواب دادن سمت و سوی شعارهای تان را عوض کردید تا متهم به تجزیه طلبی نشوید. چرا نشنیدید که وزیر ارشاد گفت این عمل نتیجه اقدامات چند عنصر طرفدار اصلاح طلبان بوده که قرار بوده در همان ایام از روزنامه ایران تسویه شوند و آنها برای بدنام کردن روزنامه و دولت عدالت گستر آقای احمدی نژاد اقدام به این کار کرده اند؟ سعید عزیز دارند به دست تو و از زبان تو و با تکیه بر شعارهای تو از تتمه اصلاح طلبان انتقام می گیرند. سعید من منکر ظلمی که بر شهرها و اقوام مختلف ایرانی غیر فارس شده نیستم ولی مرد و مردانه می خواهم بدانم تقاص ۷۵ سال ظلم و ستم و توهین و تحقیر بر ترک ها را باید مانا نیستانی و مهرداد قاسمفر بپردازند؟ رامین سلطانی/ روزنامه نگار اهل زنجان
نامه ای به یک دوست و هم زبان معترض آذری
سعید عزیز زمانی که من دارم این نوشته را تایپ می کنم مانا نیستانی و مهرداد قاسمفر هر دو در زندان اوین هستند و روزنامه ایران تعطیل شده یعنی سعی بلیغ تو و دوستانت در اغلب نواحی ترک نشین کشور به بار و ثمر نشسته است. سعی تان مشکور و اجرتان محفوظ. شاید بگویی این دو نفر و آن روزنامه به هویت و زبان من و تو توهین کرده اند و من که حاضر نیستم در این مورد خشم و خروشی از خود نشان بدهم لابد بی غیرت و غیره هستم. بحثی نیست. حتا شنیده ام قرار است تعدادی بروند و در مقابل مجلس شورای اسلامی تحصن کنند. تظاهراتتان را دیدم و شعاریتان را شنیدم. حتا دیدم که زبان وبلاگت را هم عوض کرده ای و صرفن داری به زبان ترکی می نویسی. من شخصا اعتقاد دارم کاریکاتور و متن همراه آن اهانت مستقیم به ترک زبان هاست و هیچ شک و شبهه ای هم در این مورد ندارم ولی حاضر نیستم برای اینکار آزادی کسی که عذر خواهی کرده را از بین ببرم و حتا بیش از آن برای کسی مرگ بخواهم. سعید عزیز چه تفاوتی وجود دارد بین تو و آن دیگری که برای دنیا خواهان مرگ است و همواره شعار مرگ بر فلان و بیسار سر می دهد؟ کدام اصل انسانی و دموکراتیک به تو اجازه می دهد برای انسان دیگری مرگ خواهی نمایی؟ در رسته ای که اندیشه تو بدان موصوف است همواره سخن از دموکراسی و آزادی می رود چرا سعی نکردید به طریق دموکراتیک با مساله برخورد نمایید؟ نکند پاسخ دهی که دموکراسی در اینگونه موارد بی غیرتی می آورد که مشابه این گفته را از زبان ها و دهان های دیگر بسیار شنیده ایم و شنیده ای. سعید عزیز آیا هیچ فکر کردی چرا بعد از اینهمه سال به تو و دوستانت اجازه داده شد در وسط شهر راهپیمایی کنید. نکند فکر کنی به خاطر فشارها و تهدیدات دوستانتان بود که نهایت خام اندیشی ست. سعید تعجب می کنم تو چطور راضی می شوی در خیابان برای تعطیلی یک تریبون و یک صدا و یک نشریه از ته گلو داد بزنی. تو چرا سعی نمی کنی حرفت را با منطق برتر و والاتر در همان نشریه مطرح کنی. چه تفاوتی وجود دارد بین تو و آن دیگری که برای هر چیز کوچک و بزرگی دوست دارد قضیه را پوپولیستی کند و از هیجان توده ها استفاده نماید و در هر دو مورد هم دستاویز توهین باشد؟ سعید عزیز آیا فکر نکردی شاید تمام اینها بتواند یک بازی باشد تا من و تو با احساس وابستگی شدیدی که نسبت به زبان و هویت مان داریم بر سر خشم آمده ۱۰ روزی مملکت را دچار بمباران خبری کنیم تا برخی خبرها از ارزش خبری کمتری برخوردار شود و از نگاه و توجه مستقیم مردم پنهان بماند؟ سعید عزیز چه تعداد از کسانی که در خیابان سعدی زنجان و در شهر های تبریز و اردبیل و تهران و ارومیه و دیگر شهرهای ترک نشین حاضر هستند هفته ای صدتا تک تومانی از جیب مبارکشان خرج کنند برای نشریه ترک زبانی مثل اختر تا به دلیل مسایل مالی به تعطیلی کشانده نشود؟ چند نفر از آن جوانان حاضر هستند روزانه ۱۰ دقیقه وقت شریف خود را صرف خواندن تاریخ ادبیات و زبان ترکی بکنند؟ چند نفر در کلاس های انجمن ادبی ایشیق حاضر می شدند و دغدغه صرف ارتقای سطح علم و دانش و آگاهی داشتند؟ و اگر این اتفاق می افتاد آیا هفته نامه ترک زبان اختر تعطیل می شد؟ سعید عزیز فلسفه خوانده من نمی دانم چرا شما توهین مستقیم باهنر نایب رییس مجلس را نشنیدید که گفت شما از خارج از کشور دستور می گیرید و شما به جای جواب دادن سمت و سوی شعارهای تان را عوض کردید تا متهم به تجزیه طلبی نشوید. چرا نشنیدید که وزیر ارشاد گفت این عمل نتیجه اقدامات چند عنصر طرفدار اصلاح طلبان بوده که قرار بوده در همان ایام از روزنامه ایران تسویه شوند و آنها برای بدنام کردن روزنامه و دولت عدالت گستر آقای احمدی نژاد اقدام به این کار کرده اند؟ سعید عزیز دارند به دست تو و از زبان تو و با تکیه بر شعارهای تو از تتمه اصلاح طلبان انتقام می گیرند. سعید من منکر ظلمی که بر شهرها و اقوام مختلف ایرانی غیر فارس شده نیستم ولی مرد و مردانه می خواهم بدانم تقاص ۷۵ سال ظلم و ستم و توهین و تحقیر بر ترک ها را باید مانا نیستانی و مهرداد قاسمفر بپردازند؟ رامین سلطانی/ روزنامه نگار اهل زنجان
درگیری بین آزادیخواهان آذربایجانی و نیروهای حکومتی در تبریز یکشنبه هفتم خرداد ماه 1385 ساعت 7 عصر مردم طبق برنامه قبلی از ساعت 4 در مرکز شهر (بازار) جمع شده اند. تعداد معترضین به چند هزار نفر می رسد. کلیه دکلهای مخابراتی آنتهای موبایل در مراکز شهر غیرفعال شده اند. ضمنا از هفته پیش نیز سرویس ارسال SMS غیرفعال است. در مرکز شهر درگیری شدیدی بین معترضین و نیروهای بسیجی و گاردویژه تا حد استفاده از گاز اشک آور و تیراندازی های پی در پی رسیده وجود دارد. کلیه خیابان های مرکز شهر بسته است. خیابانهای جمهوری اسلامی، شهناز،امام، میدان ساعت و میدان قونقا بسته است. از بچه های بسیجی 14ساله تا پیرمردهای بسیجی مسلح به کلاشینکف هستند. طبق گزارشهای رسیده درگیری شدیدی در محوطه مسجد شعبان بین نیروهای حکومتی و معترضین وجود دارد. کلیه مغازه های مرکز شهر تعطیل است و در سایر نقاط هم بعضی از مغازه ها باز هستند.
بشنو، منم تورك! گفته مي شود حركات عظيم مردمي آذربايجان در اعتراض به آپارتايد ملي در ايران ناشي از تحريكات بيگانگان است. البته بيگانگان استعمارگر هميشه حركات و خواستهاي ملتهاي خاورميانه را تحت نظر داشته و و از هر فرصت ممكن در پيش برد مطامع خود چشم پوشي نمي كنند. اما مشكل اصلي ما تركان و ديگر ملتهاي غير فارس در ايران ، نه بيگانگان بلكه حاكماني بوده است كه نسبت به خواستها و دردهاي ما از بيگانگان نيز بيگانه تربودند. · از آنها خواستيم اصل 15 و 19 قانون اساسي را اجرايي كنند. و بگذارند كودك آذربايجاني به زبان مادر خود تحصيل كند و از خود بيگانه نشود. اما گوش شنوايي نبود. · از آنها خواستيم تاريخ صحيح اين مملكت را به كودكانمان بياموزند و ما را غير ايراني مهاجم به ايران معرفي نكنند كه زبان خود را به آريايي ها تحميل كرده اند آنها در جواب قصد تعويض نامهاي تركي جزاير اروميه را كردند. · گفتيم حرمت هموطنهاي ترك خود را نگهدارند. اما در پاسخ به ماهي صفت لوح تقدير دادند. در سريال هاي تلويزيوني زبانمان را وسيله تفريح كردند. · گفتيم 27 سال از پروژه پل درياچه اروميه گذشت ،گفتيم جاده پر سانحه زنجان-تبريز- اروپا را تعريض كنيد. گفتيم روستاهاي آباد آذربايجان از سكنه خالي مي شود. در عوض ، سرمايه گذاري در خراسان و تهران و اصفهان و كرمان را تسريع كردند. · از آنها مجوز محكوم كردن جنايات ارامنه در قاراباغ را خواستيم . در مقابل ارامنه را مجوز دادند كه در تهران شعار مرگ بر تركيه و آذربايجان دهند. · در قلعه بابك شعار داديم حقوق ما تركان را بدهيد ، سركوبمان كردند و گفتند شما ترك نيستيد ، آريايي اصيل و آذري زبان هستيم. · خواستيم اسامي تركي براي كودك ، مغازه و خيابان خود انتخاب كنيم گفتند مبادا كه امنيت ملي خدشه دار مي شود. · گفتيم ما تركها نيز هم وطن شما هستيم ، هستيم و حق و حقوق داريم . عيد را به تمام فارسي زبانان تبريك گفتند و شعار ستارگان فارسي را براي تيم ملي انتخاب كردند. · از حق و حقوق اوليه خود صحبت كرديم. پان تورك شديم و روانه زندان. آيا اين اجحافات و بي عدالتيها را نيز آمريكا و انگليس در حق ما روا مي دارند؟! آيا آمريكا و انگليس و تركيه و آذربايجان آنچنان بر مملكت ايران حاكم هستند كه صد ها هزار آذربايجاني خشمگين را با يك كاريكاتور روانه خيابانها مي كند كه گاز اشك آور و باتوم و گلوله نوش جان كنند؟! چگونه است كه آذربايجاني صداي گوش خراش دهها كانال تلويزيوني و راديويي دولتي را نمي شنوند و نوشته هاي دهها روزنامه و نشريه دولتي را نمي بينند ، آنگاه زمزمه خارجيان را به راحتي پذيرا مي شوند؟! چرا در كشور ما ريشه همه درها را بايد در خارج جست ؟! بعد از قيام عظيم 29 بهمن 1356 در شهر تبريز رژيم پهلوي گفت كه تظاهرات كنندگان از آن سوي مرزها آمده بودند ! از آنسوي مرزهايي كه پرنده را نيز هنگام عبور با گلوله مي زنند! اما بشنو! امروز اين صداي ترك است ! صدايي كه 84 سال قصد خفه كردن آن را داشتند. اما اين ملت گويي روحي جاويدان دارد كه ستمگران تاريخ را به چالش كشيده است! امروز اين ملت فرياد مي كشد: نه من از تو برترم و نه تو از من. انسانم و حق و حقوق انساني خود را مي خواهم. اگر مرا به عنوان يك هموطن قبول داري پس: · زبان من هم مانند زبان تو بايد رسمي شود. · همانند كودك تو كودك من نامش را مادرش خواهد گزيد و در مدارس و دانشگاه به زبان او تحصيل خواهد كرد. · همانند تو ، در اداره و دادسراي محل زندگاني خود به زبان مادري ام سخن خواهم گفت و خواهم نوشت و همانند تو ، از راديو و تلويزيون زبان مادري خود را خواهم شنيد. · بگذار سرمايه خداد دادي من و ماحصل زحمت من خرج خانواده ام ، ملتم و سرزمينم آذربايجان شود و از سرزمينم خارج نشوند. · اگر من زبان تو را فرا مي گيرم ، تو هم زبان مرا فرابگير. · بگذار احزاب و تشكيلات خود را تشكيل بدهم. · اگر تو فرهنگستان زبان داري من هم فرهنگستان زبان توركي خواهم داشت.
علی افشاری – محسن سازگارا – اکبر عطری حادثه سوم به لحاظ بزرگی و ابعاد در تمامی تاریخ جمهوری اسلامی کم سابقه است .وقتی کاریکاتوری توهین آمیز نسبت به هموطنان ترک زبان در روزنامه دولتی ایران به چاپ رسید . ابتدا با اعتراض گسنرده دانشجویان ترک در دانشگاه های سراسر کشور مواجه شد و آنگاه به تدریج تمامی شهر های بزرگ و کوچک استان های زنجان و آذربایجان شرقی ، آذربایجان غربی و اردبیل و پاره ای از نقاط دیگر کشور به این اعتراض پیوستند .پاسخ مناسب به این اعتراضات ، استعفای وزیر ارشاد و عذر خواهی رئیس جمهور به عنوان رئیس دولت از مردم ترک زبان کشور بود .اما بلافاصله عوامل رهبری بحران را گسترش دادند . رهبری و عواملش دوباره تصمیم داشتند که سیاست مشت آهنین را تکرار کنند .رهبر معتقد است نباید به مردم رو داد چون در این صورت خواسته های بعدی را مطرح می کنند لابد انتهای خواست معقول و منطقی عزل و استعفای رهبری است .لذا تصمیم به سرکوب و چنگ و دندان نشان دادن به ملت گرفت .غافل از آنکه وقتی این مشت آهنین بر سندان پولادین یک ملت کوبیده شود ، تو خالی از آب در می آید .ابتدا کاریکاتوریست بی گناه و یک روزنامه نگار بخت برگشته بازداشت شدند .آنگاه به مقابله و سرکوب ملت پرداختند .این کار بی خردانه در نقده به خون کشیده شد و 13 نفر از مردم جان باختند. .در سیستان و بلوچستان و کرمان گزارشها از کشته شدن و زخمی شدن ده ها نفر و بازداشت جمع کثیری حکایت می کنند .حسب معمول سانسور رادیو و تلویزیون و روزنامه ها و رسانه های خبری از اطلاع رسانی مردم جلوگیری می کنند . همان روش قدیمی استفاده از گروهی لباس شخصی و مزدور حکومتی برای سرکوب مردم در اینجا هم به کار گرفته شد .اما این بار با مقابله مردم ، لباس شخصی ها مجبور به فرار شدند ، ماشین تبلیغاتی رهبری شروع به اتهام زنی به مردم ترک زبان کرده و جالب تر آنکه در شرایطی دم از ملی بودن و تمامیت ارضی کشور می زند که نه رهبری و نه هیچ یک از دست اندر کاران حکومت تا کنون نشان نداده اند دلی در گرو ایران و ایرانیت دارند بخصوص رهبری که با سیاست نگاه به شرق که به وزارت حارجه ابلاغ کرده ، نشان داده به چه راحتی دریای خزر را دو دستی تقدیم روسها می کند .او حاضر است برای حفظ خود با دادن امتیازات متعدد به روس ها و افراشتن پرچم آنها بر سر در حکومت و بیت خودش خود را تحت الحمایه یک قدرت خارجی قرار دهد . وقتی حکومتی با ملت خودش قهر می کند و رو در روی آنها می ایستد ، چاره ای جز تکیه به اجنبی نخواهد داشت .
‘دشمنان’ عامل تحرکات قومی اخير مناطق ترک نشين ايران آيت الله علی خامنه ای، رهبر ايران، در سخنانی ريشه نا آراميهای اخير در مناطق ترک نشين ايران را “دشمنان” و مخالفان ايران خواند. رهبر ايران گفت که “تلاش برای تشنج آفرينی و تحريكات قومی و مذهبی” شيوه ديگر دشمنان و “آخرين تير تركش آنان عليه نظام و مردم” است.آقای خامنه ای در سخنانی در جمع اعضای مجلس شورای اسلامی ايران گفت: “مردم آذربايجان و عناصر بيدار و انقلابی اين خطه، پاسخ دشمن را به بهترين وجه خواهند داد و همانگون١ ? كه در شعارهای خود میگويند ‘آذربايجان جانباز از انقلاب جدا نخواهد شد’ “. آيت الله خامنه ای اين شعار را بزبان ترکی خواند.!!!! سخنان رهبر ايران در حالی عنوان شده است که روز يکشنبه (28 مه) عده ای که تعداد آنها بين 300 تا 1000 نفر گزارش شده است در ارتباط با چاپ کاريکاتوری به گفته آنان “توهين آميز” در هفته نامه ايران جمعه، در مقابل مجلس شورای اسلامی ايران تجمع کردند. گزارشها حاکيست که مامورين انتظامی ضمن متفرق کردن مردم تعدادی از تجمع کنندگان را بازداشت کردند. به نقل از مقامات ايران گزارش شده است که مجوزی برای اين تجمع صادر نشده بود.
پدربزرگ مرحوم بنده که نه ضیاء گؤگآلپ را میشناخت، نه نسیمی سیاسی از آنکارا و استانبول به وی وزیده بود، نه از حرکتهای سیاسی-اجتماعی باکو تأثیر پذیرفتهبود و نه یاوهگوئیهای احمد کسروی، عنایتا... رضا، پرویز ورجاوند، کاوه بیات و ... در وی تأثیر منفی گذارده بود، هیچوقت نگفت که ما "آذری" هستیم.
بيانيه جمعیت دانشجویان قشقایی پیام نور ممسنی: چیزی با اهمیت تر از زبان وجود ندارد هر کو دور مان از اصل خویش اگر زبان ناقص بماند٫ واژه ها از افاده كامل اندیشه ها ناتوان می گردند. اگر اندیشه به طور كامل افاده نگردند٫ كارهایی كه می بایست انجام شوند به درستی عملی نخواهند شد. اگر وظائف آن گونه كه بایسته است انجام نپذیرند٫ فرهنگ و حاكمیت آسیب خواهد دید. اگر حاكمیت و فرهنگ آسیب ببینند٫ عدالت از مسیر خویش منحرف خواهد گردید و اگر عدالت از مسیر خویش منحرف شود٫ توده مردم شگفت زده و بیخبر از عاقبت امور٫ دچار سردرگمی و هرج و مرج می گردد. از این روست كه چیزی با اهمیت تر از زبان وجود ندارد. «کنفوسیوس» زبان یادگار ارزشمندی از گذشته و تاریخ و فرهنگ هنر انسان است. هجوم و حمله به زبان، حمله به فرهنگ و آداب و رسومی است که در آن جریان دارد. در تاریخ شاهد یادگارهای بزرگی هستیم که ارزش زبان کشورها را حفظ کرده است. شاهنامه فردوسی و تاثیر آن در حفظ فرهنگ و هنر پارسی و حیدربابای شهریار که تاثیر عمیقی در حفظ و گسترش زبان ترکی دارد. نمی دانم چگونه باید نوشت که چیزی نزد مردم یک قوم و جامعه بهتر از زبان وجود ندارد. ما زبان را یادگار از مادر داریم.(هر چند می توان زبان در اثر در جریان فرهنگ و هنر قرار گرفتن یاد گرفت، اما این یادگیری در خون و رگ ما نیست.) وقتی که کودک هستیم و هیچ چیز نمی دانیم اصواتی را از خودمان درمی آوریم که اگر در فرهنگ و زبان مادری ما موجود باشد و یا شبیه آنها باشد، مادر و اطرفیان تکرار می کنند. مثل واژه دَده که از آن در تعدادی از طوایف قشقایی به عنوان خواهر معنی می شود. این شاید مختصر کوتاهی بود که به این نکته برسیم که همه ی ما باید در مقابل اهانت روزنامه ی ایران به زبان و فرهنگ آذری موضع بگیریم و با نهایت قدرت و شهامت این عمل نکوهش بار را محکوم کنیم. این قطعاَ یک جریان است و دارد ار زبان و فرهنگ آذری شروع می شود و فردا شاید با زبان و فرهنگ دیگری نیز باشد. البته در این موضوع باید یک نکته نیز برای دولت مردان ایران محرز باشد که این گونه اقدام ها نمی تواند علتی باشد که ما بخواهیم قومیت ها از ترویج فرهنگ و هنر و زبان خودشان باز داریم و به بهانه های واهی مثل این مسئله و نشریه دانشجویی … که باعث ایجاد این مسائل اینگونه می شود، با بخشنامه های محرمانه و غیرمحرمانه و فشارهایی از طرق دیگر در مقابل سایر فرهنگ ها بایستیم و به عنوان مثال بگوییم انتشار نشریه های با موضوع قومیت ها و ترویخ فرهنگ و هنر آن با مصالح ملی ما تضاد دارد و باید اینگونه تشکل ها و نشریه ها با ظوابط ویژه ای حرکت کنند. این درست اصل مقابل آزادی اندیشه و آزادی ترویج فرهنگ و هنر است. بی شک حضور باشکوه مردم ترک زبان در تظاهرات ها و تحصن ها و عکس العمل های سنجیده ی آنها مانع اساسی در راه ایجاد تضاد در مقابل سایر فرهنگ های ایران عزیز می باشد و باید به دوستان آذربايجانی و ترک زبان به خاطر این عرق خاص و منحصر به فرد به زبان و فرهنگ خودشان تبریک گفت. اگر امروز به تیترهای اخبار ایران توجه کنید موضوعات زیر را بیشتر می بینید: توقیف روزنامه ی ایران همه اش اشاعه و به قول مطبوعاتی ها ژورنالیستی بازی و دور شدن از اصل قضیه. براستی اصل قضیه چیست؟ در كشور ما اصل پانزدهم قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران مي گويد: (( زبان و خط رسمي و مشترك مردم ايران فارسي است. اسناد و مكاتبات و متون رسمي و كتب درسي بايد با اين زبان و خط باشد. ولي استفاده از زبان هاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس، در كنار زبان فارسي آزاد است.)) آیا به نظر نمی رسد دولتمردان و تریبون های آنها به جای کارهای احساسی و به قول خودشان آرام کردن جو عمومی باید با برگزاری سمینارها و همایش ها چگونگی اجرای این اصل قانون اساسی را باید فراهم کنند تا به گونه ای حرف هایی برای کسانی که بخواهند حرف هایی بزنند، داشته باشیم. به هر صورت امیدواریم که دولتمردان ایران به جای کارهای احساسی به فکر کارهایی عاقلانه مثل برقراری اصل 15 قانون اساسی ایران و توجه به زبان و فرهنگ های بومی باشند تا دیگر شاهد اینگونه اقدام ها نباشیم. بی شک اهانت روزنامه ی ایران و نویسنده مقاله ی آن در مورد هموطنان وترک زبانان شمال غرب ایران محکوم ونشانه ی عدم ثبات فکر و اندیشه گرداننگان اصلی این جریان است. ما از طرف جمعیت دانشجویان قشقایی دانشگاه پیام نور ممسنی این گستاخی را محکوم می کنیم و خواستار مجازات عاملان این جریان هستیم. ما اعضای تشکل فرهنگی جمعیت دانشجویان قشقایی دانشگاه پیام نور ممسنی این اقدام نسنجیده و خارج ار چارچوب روزنامه ی ایران را محکوم می کنیم و از دولتمردان این مملکت می خواهیم که در مقابل اینگونه تحرکات قاطعانه برخورد کنند. تا همه ی اقوام و قومیت ها بتوانند در چارچوب اصل 15 قانون اساسی به آینده فکر و زبان و فرهنگ خود امیدوارتر باشند. بو یول گدر تبریزه
آتشی از عمق قلبم
اگر رژيم جانيان اسلامی مردم آذربايجان را سرکوب و باقی مردم ايران نشسته و نگاه کنند نامه ای به شخص خامنه ای نوشته و از او برای تمامی فحاشی هائی که به او کرده ام عذر خواهی خواهم کرد و تا روزی که زنده ام هرگز به احدی نخواهم گفت که ايرانی هستم زيرا در چنين حالتی از ايرانی بودن خود شرمی خواهم داشت که هيچ فاحشه خود فروش مزدوری از تفاله بودن خود ندارد والسلام . نانا
با درود بر يکايک شما رژيم جانيان اسلامی ايران شمشير زهر آگين خود را باری ديگر از رو بسته و به سرکوب و کشتار هموطنان آذربايجانی ما در خطه مردان شجاع آذری مشغول هستند فريب سخنان رژيم جانيان اسلامی و عمله اکره آنان را در وبلاگستان نخوريد مردم آذربايجان مردمی شجاع هستند که زير بار زور نميرود اگر رژيم بتواند با کشتار و حمام خون مردم آذربايجان را سرکوب کند تمامی باقی ملت ايران شايسته همين جانيان هستند والسلام برخيزيد برخيزيد برخيزيد و با همان اسلحه هائی که قلب شما و فرزندانتان را نشانه گرفته معنای دشمن يعنی کسی که به مردم رحمی نميکند ملت متحد پيروز است و اين نبرد آخر مردم ايران قبل از فاجعه و کاتاستروف اصلی است . نانا
اگر زبان ناقص بماند٫ واژه ها از افاده كامل اندیشه ها ناتوان می گردند. اگر اندیشه به طور كامل افاده نگردند٫ كارهایی كه می بایست انجام شوند به درستی عملی نخواهند شد. اگر وظائف آن گونه كه بایسته است انجام نپذیرند٫ فرهنگ و حاكمیت آسیب خواهد دید. اگر حاكمیت و فرهنگ آسیب ببینند٫ عدالت از مسیر خویش منحرف خواهد گردید و اگر عدالت از مسیر خویش منحرف شود٫ توده مردم شگفت زده و بیخبر از عاقبت امور٫ دچار سردرگمی و هرج و مرج می گردد. از این روست كه چیزی با اهمیت تر از زبان وجود ندارد. «کنفوسیوس»
بازتاب نا آراميهای مناطق ترک نشين ايران در مطبوعات جمهوری آذربايجان نا آراميهای اخير مناطق ترک نشين ايران بازتابی بسيار محدود در رسانه های اين کشور داشته اما رسانه های جمهوری آذربايجان پوشش وسيعی به اين نا آراميها داده و رويکرد خاص خود را به آن داشته اند. اين در حالی است که سفير جمهوری آذربايجان در تهران علاوه بر اينکه هرگونه دخالت کشورش در اين نا آراميها را تکذيب کرده، با تأکيد بر اينکه ايران، "وطن تاريخی آذريهاست" به ابراز تأسف از عملکرد برخی از مطبوعات جمهوری آذربايجان در پوشش به نا آراميهای مناطق ترک نشين ايران پرداخته است. نا آرامی در مناطق ترک نشين شمال غرب ايران در پی چاپ کاريکاتوری در روزنامه ايران، ارگان خبرگزاری جمهوری اسلامی آغاز شد که شمار زيادی از ترک زبانان ايران آن را توهين به خود تلقی کردند و دست به تظاهرات اعتراض آميز در برخی از شهرهای استانهای آذربايجان شرقی، غربی، اردبيل و زنجان زدند. در شماره روز شنبه روزنامه آذربايجان، ارگان رسمی دولت جمهوری آذربايجان هيچ اشاره ای به نا آراميهای آذربايجان و ديگر مناطق ترک نشين ايران نشده و يئنی آذربايجان (آذربايجان نو)، ارگان حزب حاکم به نقل قول کوتاهی از گفتگوی سفير ايران در باکو با خبرنگاران بسنده کرده است. در اوچ نقطه (سه نقطه) که روزنامه ای هوادار دولت به شمار می رود نيز گزارش يا مطلب خاصی در مورد نا آراميهای آذربايجان ايران ديده نمی شود. اما در روزنامه های مستقل يا منتقد دولت جمهوری آذربايجان اخبار نا آراميهای آذربايجان ايران در صدر قرار گرفته و نخستين چيزی که در صفحه نخست آنها جلب نظر می کند، عکس بزرگی از تظاهرات اعتراض آميز در آذربايجان ايران و تيترهايی است از قبيل: "رژيم ايران برادران ما را سرکوب کرد" که در صفحه اصلی روزنامه 525 به چشم می خورد. آينه که نشريه ای مستقل و تقريباً پرخواننده ترين روزنامه جمهوری آذربايجان به شمار می رود در گزارش مفصل خود از نا آرامی در شهرهای مختلف ترک نشين ايران، اظهارات سفير ايران درباره اين نا آراميها و نحوه برخورد حکومت ايران با آن را علناً دروغ دانسته و فهرستی از اسامی کشته شدگان و زخميهای نا آرامی در شهرهای مختلف داده که در آن از کشته شدگان با عنوان شهيد نام برده شده و شهرهای آذربايجان به جای نامهای رسمی شان با نامهای قديمی ترکی شان نام برده شده اند، همچون سلدوز به جای نقده و قوشاچای به جای مياندوآب. عنوان اصلی صفحه نخست اين روزنامه، "رويارويی ملی در مجلس ايران" است و طی گزارشی که ذيل اين عنوان آمده، نوشته شده که در صحن مجلس شورای اسلامی ايران، اکبر اعلمی نماينده تبريز شعر "تهران و تهرانی" از محمدحسين شهريار، شاعر نامدار معاصر آذربايجانی را خوانده که ترجيع بند آن با "الا تهرانيا ... " آغاز می شود. آينه نوشته که خواندن اين شعر باعث چنان درگيری ميان نمايندگان ترک و فارس در مجلس شده که باعث گرديد پليس برای پايان دادن به آن وارد صحن مجلس شود، در حالی که خبرنگاران پارلمانی در تهران می گويند اکبر اعلمی موفق شد شعر را تا آخر بخواند و تنها مسئله ای که با آن مواجه شد، تذکر رئيس مجلس بود. آزادليق (آزادی) که روزنامه ای مخالف دولت جمهوری آذربايجان به شمار می رود عنوان اصلی صفحه اول خود را چنين برگزيده: "آذربايجان جنوبی به پا خاسته است". در يادداشتی که با عنوان "سمفونی مرگ در تبريز" در کنار اين گزارش چاپ شده، بشدت به دولت جمهوری آذربايجان به دليل سياست خود در قبال نا آراميهای آذربايجان ايران حمله شده و حتی مردم جمهوری آذربايجان مورد انتقاد قرار گرفته اند که چرا به "برادران معترض و دربند" خود در "آذربايجان جنوبی" نمی پيوندند تا آنان را که به زعم وی خواهان يکی شدن دو آذربايجانند، نجات دهند.
بیانیه زندانیان گوهردشت کرج در مورد وقایع اخیر آذربایجان به نام آفریدگار آزادی "عدو شود سبب خیراگر خدا خواهد" با نثار درود بیکران به محضر محترم ملت بزرگ و آگاه ایران ما زندانیان سیاسی محبوس در زندان رجائی شهر کرج دسیسه اخیر دستاربندان روضه خوان را که از حماقت منبعث از دستپاچگی برآمده از وضعیت بحران زده و وموقعیت متزلل حاکمیت مذهبی برخواست و در کاریکاتوری از روزنامه ایران هویدا گشت و با اعمال استبدادی دوسویه ، از یکسو با توهین به هویت یک اکثریت قومی ایرانی آنرا جریحه دار ساخت و از سوی دیگر با اقدام گماشتگان ولایت به سرکوب و دستگیری مردم معترض بیخبر از دسیسه و زندانی نمودن کاریکاتوریست و سردبیر و توقیف روزنامه ایران ، آزادی اندیشه و بیان و آزادی مطبوعات را بازهم همچون گذشته نقض نمود ، قویاٌ محکوم مینمائیم و نسبت به اینگونه توطئه ها و نیرنگ ملایان که در آینده نیز تکرار خواهد شد ، به تمامی ملت بزرگ ایران از هر صنف و قشر و گروه و قومیتی هشدار میدهیم که کاملاٌ هوشیار باشید و برای رهایی از ظلم و ستم انحصارطلبان تمامیت خواه مذهبی حاکم بر سرنوشت مردم ستمدیده ایران فقط با اتحاد و یکپارچگی تمام ، همه با هم هر چه فریاد دارید تنها بر سر ملایان فریبکار غاصب بکشید و بس ، که سرنگونی استبداد محتوم است و قریب الوقوع .
اتحاد ، مبارزه ، پیروزی زندانیان سیاسی محبوس رجائی شهر (گوهردشت) 06/03/85
Anatomy of Iranian Racism
Up until 1925, the country had been run in accordance with what one may call a traditional confederative system within which all ethnic groups enjoyed the freedom to use and develop their languages, customs, cultures, and identities. With the beginning of the Pahlavi regime in 1925, the natural trend of ethnic and linguistic plurality was abruptly stopped, and a process of monoculturalism and monolingualism started, which continues to date. The aim of this chauvinistic process has been to present the language, history, culture, and identity of the Persian minority as the only authentic language, history, culture, and identity of all Iranians. For over 80 years, the role of the central government in Iran has been one of denying and dismissing ethnic and linguistic diversity in the country. Just as the Pahlavi regime focused on annihilation of cultural, linguistic, and ethnic differences in the country, so too the current Islamic Republic has continued with the politics of assimilation, exclusion, and racism. Under the current establishment, gender-based and religion-based oppressions have also been added to a host of exclusionary and racist practices left over from the previous regime. The racist politics of the governing apparatuses have always been accompanied by ideological and discursive support of the majority of Persian writers, intellectuals and thinkers who, due to their belonging to the dominant group, have enjoyed the privileges of monolingualism, monoculturalism, and racism in the country. To this group must be added the assimilated segment of non-Persian writers and intellectuals whose passionate support for Persian racism has even surprised the Persians themselves. In fact, such individuals of Turkic origin as Mahmood Afshar, Iraj Afshar, Ahmad Kasravi and others have been among the founding fathers of this ugly racist system. 1. The Belief in the Superiority of ‘Aryan’ Race
چرا باید کردها از قیام آذربایجان پشتیبانی کنند ؟ حسن قاضی روزنامهنگار کرد
بيانيهي جمعي از فعالين مدني و حقوق بشر كرد در حمايت از همميهنان ترك بدون شك تنوع فرهنگي،زباني و ملي از خصيصههاي منحصربه فرد ايران در طول هزارهها بوده است. اجتماعي از مردماني آزاديخواه و صلحدوست كه همواره رفاه و آزادي خود را در حفظ حرمت و كرامت و آزادي همميهنان خود طلب كردهاند. در اين ميان اختلاط و همزيستي مردمان شريف و نستوه ترك با برادران و خواهران كرد نشانهاي روشن و صادق از اين تكريم و زيستن با صلح و دوستي دركنارهم است. بدينوسيله ما نويسندگان،اديبان، روزنامهنگاران، فعالان حقوقبشر، فعالان مدني، اساتيد دانشگاه و دانشجويان در مناطق مختلف كردستان از جمله استانهاي ايلام، كرمانشاه، كردستان و آذربايجانغربي، كه بيگمان شكي نيز در آن نيست حمايت قاطبهي مردم كرد را نيز با خود داريم، مراتب انزجار خود را نسبت به توهيني كه به عزيزان ترك رواداشته شده اعلام نموده و عنوان ميكنيم ما كردها كه خود همواره قرباني اين ديدگاهِ تحقيرآميز و ديگرستيز مركز در طول تاريخ قرار گرفته، در اين آزردگي با برادران وخواهران ترك خود احساس همدردي ميكنيم و از اعتراض و مطالبات برحق آنها حمايت قاطع كرده و همچنين از كساني كه سعي در ايجاد تفرقه و نفاق مابين كرد و ترك دارند شديداً انتقاد ميكنيم و از مردمان شريف و والامنش ترك و كرد ميخواهيم كه به اين تبليغات مسموم و دشمنانه توجهي نكرده و بر حفظ آرامش، باهم زيستن و حفظ كرامت فردفردانساني در اين گسترهي باشكوه پايفشاري كرده وبراي احقاق حقوق انساني خود از هيچ تلاشي دريغ نورزند. اسامي بر اساس حروف الفبا ميباشد:
درود بر دانشجويان قهرمان ايران اذری کرد بلوچ فارس باهم متحدشويد برای سرنگونی نظام فاسد جمهوری اسلامی . با دانشجويان همراه شويد..... نگذاريد سناريو سياه يوگسلاوی و عراق در ايران تکرار شود.
man az shovinist haye Fars mikhaham ke inhame khaye maliye mara nekonand v daliri, shojaat, sedaghet, mardom v mihan parasti- ye mara dar bogh-o-korna ne damand. ma ba chehreye zeshte doshman ashena hastim ve gole in khros ghandi ha ra ne mikhorim.. Loutfan dast az tamjide ma vardarid,namard- haye shahre-Nou az in taktik ha ziyad baladand.
هرکس فکر تجزيه ايران را دارد و بخواهد آذري ها را تورک نژاد معرفي کند تا بين ملت متحد ايران اختلاف بي اندازد سزاوار اعدام است. تجزيه طلب اعدام بايد گردد. مرگ بر دشمنان ايران وايراني. خواسته ملت ايران و اکثريت آذبايجانيهاي اصيل و فهيم: سردسته هاي فتنه گران آذربايجان را که مزدور دشمنان ايران هستند را اعدام کنيد.
جنبش انسانی و ازاديخواهانه دانشجويان را تقويت کنيد . صدای اعتراض دانشجو صدای مردم ايران است . کرد بلوج اذری فارس باهم متحد شويد برای سرنگونی نظام گنديده وجنايتکار جمهوری متعفن اسلامی ...... مرگ بر امريکا .... مرگ بر جمهوری اسلامی... زنده باد ازادی... درود بر دانشجويان قهرمان وسرفراز ايران.
Azerbaijani –ha: shoma ha zabardast-train jar-rahid ke in ghoddeye sarataniye shovenizme Fars ra bayad ba degheght az badaneye Iran biron kashid.
Vatandashlar; age mitonid in shoar ra be miyane mardom beberid.” Kulturlu, Mosalman, Turklariz.” “ Turk haye Mosalman v ba farhangim” ke ham b Turk, v Moslamon bodanemoun eshare dare v ham be farhange valayemon, k ma ra b ajdademon k poshte assbane tizzro, farhange valaye islam ra be jahaniyan shenasandand, peyvand midahd, Shovinizme Fars che dar kar-khane sakhte shode v ne tanha be Islam eateghadi nadare, balke doshmane khoniye une,--- vali dar zaher khodesh ra Mosalman ja mizand, dar har lebasi khahad koshid ke Mosalman bodane ma ra zire soal borde v ma ra az rishemon (mardom) bekand. ma hatman bayed in silah ra az daste unha begirim. Azerbaijan:alan chashme mardome dunya be parcham ve mosht haye gereh khordeye shoma dokhte shode. dar in lahazate hasas, tarikh, amre azime azadi v aabadiye mantaghe ra bar doshe shoma gozashte, midanam ke az ohdeye in amre khatir bar khahid omad.
بپا خیزی ملل تحت ستم! سيامک دهقاني قیام برحق ملت تحت ستم ترک بر علیه سلطهی جابرانه و نژادپرستانهی جمهوری اسلامی بخشی از مبارزهی انقلابی و ستمسوز دیگر خلقهای ساکن در ایران در راستای متلاشی کردن و انهدام تمامیت دستگاه ستمگری حاکم بر جان و زندگی میلیونها انسان ستمدیده است که به صرف فارس نبودن مورد تحقیر و اذیت و آزار دایمی و بی وقفه قرار میگیرند. همه میدانند که کاریکاتور مندرج در روزنامهی حکومتی ایران بهانهای بیش برای برانگیختن خشم و نفرت بی پایان میلیونها ترک ساکن در ایران بر علیه نظم موجود نبود. همانطور که انتشار نامهی ابطحی معاون خاتمی در رابطه با پاکسازی عربهای عربستان (خوزستان جعلی)ایران باعث شعلهور شدن آتش خشم صدها هزار عرب تحقیر شده و سرکوب شده بر علیه نظام بردگی جمهوری اسلامی شد و بمانندکابوس وحشتناکی خواب خوش را از چشمان دریدهی سردمداران هار رژیم ربوده است. شورش مسلحانهی خلق ستمدیدهی بلوچ که بحران ذاتی جمهوری کثیف اسلامی را شدت بخشیده است ،بار دیگر این حقیقت مسلم را ثابت میکند که تا خواستهها و نیازهای بورژا-دمکراتیکی از قبیل تحقق حقوق ملیتهای تحت ستم، حقوق انسانی زنان و انقلاب ارضی واقعی در جامعهی ایران صورت نگیرد صحبت کردن از اجرای خواستهایی چون آزادی بیان ، حقوق شهروندی برابر و مبارزه با به اصطلاح ناسیونالیسم و قوم پرستی یعنی پاسداری ار مناسبات حاکم و قرار گرفتن در کنار «امت همیشه در صحنه» و آخونهای آدمخوار! مرگ جمهوری اسلامی در خیزش و عصیان ملیتهای تحت ستم ایران نهفته است. این واقعییت آنچان مسلم و واضح است که حتی کارگزاران رژیم نیز قادر به پوشاندن آن نیستند. منتها چون جمهوری اسلامی در اساس امتداد رژیم سرنگون شدهی سلطنتی است و ماهیتا فرق چندانی با نظام پیشین ندارد به ناگزیر چارهای جز پیشبرد ستمگری ملی و تحمیل زبان و فرهنگ فارسی بر دیگر ملل ساکن در ایران ندارد. این رژیم بر خلاف تحلیلها و تفسیرهای بعضی گروهها سازمانهای سیاسی ضد رژیمی که بعضا عبارت «چپ و کمونیست» را هم یدک میکشند ،قادر به حل مسالهی ملی نیست! اگر بود که چنین با هست و نیست خودش بازی نمیکرد. اصلا بورژوازی وابسته و زیر سلطهی ایران که فعلا خودش را در شکل و شمایل مشتی آخوند همنوعخوار و کانیبال به نمایش گذاشته است توانایی حل مسالهی ملی را ندارد. بنابراین دفاع از حقوق ملت ترک، کرد، عرب ،بلوچ ترکمن و لر یعنی نفی نظم موجود! بر اساس آمار سازمان ملل نزدیک به سی میلیون ترک زبان در ایران ۷۵ میلیونی زندگی میکند . اما بر اساس آمار داده شده از سوی حکومت اسلامی ترکهای ساکن در ایران بین ۱۵ تا ۲۰ میلیون میباشند که عمدتا در نواحی غربی و شمال غرب ایران زندانی هستند و از هیچ حق و حقوقی هم برخودار نیستند و در عوض مجبورند در مدارس زجر یادگیری زبان فارسی را تحمل کنند و احساس شادمانی و خوشحالی کنندد که دارند زبان «شیرین» فردوسی و سعدی و ... را میاموزند. این شکنجه شامل کردها، بلوچها، عربها و ترکمنها و .. هم میشود. کشور کثیرالملهی ایران آبستن تحولات عظیم و ناگهانی است که هر بار علایم تولد و زاد شدن نظمی نوین در گوشه و کنار آن هویدا میشود. تظاهرات چند صد هزار نفری شهرهای تبریز و ارومیه و شعارهای دمکراتیک خلق ترک نوید دهندهی روزها و ایام پر تحول آینده است. بیش از ۶۰ سال از سرکوب جمهوری انقلابی آذربایجان و کردستان توسط ارتش شاهنشاهی و امدادهای کشورهای امپریالیستی میگذرد ولی هنوز که هنوز است شعلههای گرمابخش و رهایبخش ان همچنان از زیر خاکستر تاریخ پر فراز و نشیب ستمدیدگان ستمدیده شعله میکشد.
امام جمعه اروميه: تخريبكنندگان اموال دولتي از ما نيستند خبرگزاري فارس: نماينده ولي فقيه در آذربايجان غربي و امام جمعه اروميه گفت: افرادي كه در تظاهرات اقشار مختلف مردم ترك زبان، اقدام به تخريب اموال دولتي كردهاند، از ما نيستند.
روشنفکران تورک، آذربایجان را تنها نگذارید روی سخنم با شما عزیزانی است که عمریست هم وغم خویش را در راه بالا بردن آگاهی مردم از حقوق و زبان و فرهنگ و تاریخ شان صرف نموده اید. با شما پدران آذربایجان که روزگاری خودتان بودید و قلم تان و اندیشه هایتان. باشمایم، با شما هایی که سالهاست خون جگر می خورید تا مردم آذربایجان بفهمند که چه بر سرشان آمده است. روی سخنم با کسانی است که از بس فریاد سرداده اند؛ حنجره شان پاره و گلويشان خشک شده است. به آنان نشان دهيد آذربایجان که روزی از نظر اقتصاد اولین بود حالا چگونه فلج شده و جوان هایش به علت فقر و بیکاری غرورشان زیر پا له شده است. به آنان بفهمانید که چگونه تاریخ شان را به یغما برده و آن را تحریف کرده اند. می دانم شما با چه زحمتی قهرمانان ما را از زیر تل زباله هایی که فاشیست ها با جعلیات خویش آنها را مدفون کرده بودند بیرون کشیده اید، تا فرزندان آذربایجان با شنیدن بابک بر خود ببالند. من به شخصه می دانم که شما چه شب هایی را به صبح رسانده اید و لحظه ای نخوابید ه اید. آیا شما نبودید که حسرت آن را می خوردید که به ملت تورک بفهمانید که راه پیشرفت آذربایجان در گرو شناخت و آموزش زبان و ادبیات و تاریخ ماست. حال می خواهم بگویم که زحمات و ایثارگری های شما ثمر داده. دیگر مردم تورک راحت از کنار تحقیر ها و توهین ها و تبعیض های جمعی خودخواه و نژاد پرست که مردم آذربایجان را از ابتدائی ترین و محرزترین و به حق ترین حقوق خویش یعنی زبان مادری محروم کرده اند؛ به راحتی نمی گذرد. هم اکنون ملت تورک بیش از پیش به یاری شما نیاز دارد. بیائید و این الماس راکه خود آن را استخراج کرده اید بتراشید تا زیبایی و عظمتش جلوه گر شود. حال اینجانب که این حس زیبا و درک عمیق وطن پرستی و آذربایجان دوستی را مدیون شما می دانم می ترسم. تنها راهی که می تواند ما را به سر منزل مقصود برساند همانا بالا بردن شعور و درک جامعه و مبارزه بدون خشونت می باشد. حال من با چشمان خویش می بینم که جمعی خود فروخته میلتچی نمای خط بگیر می خواهند با خشن و بی فرهنگ نشان دادن مردم آذربایجان و با تحریک جوانان بی گناه ما را از رسیدن به هدف خویش باز دارند. بیائید و در این برهه حساس و سر نوشت ساز باز راهنمای ما باشید؛ و این نیروی عظیم مردمی را هدایت کنید؛ که در غیر اینصورت حرکت ملی آذربایجان به سمت نابودی کشیده خواهد شد. و بدانید که ما مردم تورک همیشه در پشت شما هستیم و با تمام وجود از شما حمایت خواهیم کرد. و نخواهیم گذاشت زحمات عالمان و دانشمندان و محققان و نیز خون شهیدان راه آدربایجان بی ثمر بماند.
درگيري در مجلس نحوه سؤال خبرنگار روزنامه ايران و يكي از خبرگزاريها از نماينده گرمي در مجلس كه قصد داشتند حركتهاي اخير در شهرهاي آذربايجان را متوجه نيروهاي خارجي و با هدايت آنها القا كنند، عصبانيت اين نماينده را در پي داشت. به گزارش ايرانيوز، ناصر نصيري كه در انتقاد از كاريكاتور روزنامه ايران صحبت ميكرد، افزود: در مملكت قحطالرجال نيست و آقاي وزير بايد بركنار شود. چنين مسايلي است كه باعث ايجاد ناامني ميشود. وي با اشاره به برخي ناامنيها در مناطق سيستان و بلوچستان، خوزستان و … گفت: اين ناامنيها بيكفايتي دولت را ميرساند. خبرنگار روزنامه ايران كه مدام سعي ميكرد حركتهاي اخير مردم ترك زبان را متوجه نيروهاي خارجي نشان دهد كه نصيري از صحبت اين خبرنگار به شدت عصباني شد و گفت: شما هم داريد به مردم آذربايجان اهانت ميكنيد. چرا اين گونه اهانت ميكنيد؟ سپس نصيري كه كنترل خود را از دست داده بود،دست خود را بالا برد و خطاب به خبرنگار ايرنا گفت: بزنم دهانتان؟! چرا اهانت ميكنيد؟
ساربانا بار بگشا ز اشتران! خيزش آذربايجان دقيقآ به معنای رفتن اين نظام است همشهری ها، حال که شروع کرديد تا آخر خط برويد. نشان دهيد که هنوز هم خون پاک بابک ها و ستار ها و باقر ها ... در آذربايجان می جوشد و شرف و شهامت آذری سست نشده. نشان دهيد که اين پسوند باغيرت را بی جا بشما نداده اند خيزش غير منتظره اما جانانه مردم غيرتمند آذربايجان در هفته گذشته را بدون شک بايد مهم ترين حرکت مردمی اين بيست و هفته ساله عمر رژيم جمهوری اسلامی به حساب آورد. اين البته به معنای کم اهميّت شمردن جانفشانی ديگر مردم، بويژه از خود گذشتگی ساير اقوام ايرانی نيست. هر خيزش و حرکتی که در هر نقطه ای از ميهنمان انجام می گيرد، در نزد افکار عمومی جهانيان تحت نام ملت ايران انجام می پذيرد و سود و زيان آن نيز نصيب همه ی مردم ايران است. بنابر اين نگاه ما هم در اين نوشته به خيزش بزرگ مردم آذربايجان بايد از همين زاويه باشد. اما اينکه چرا خيزش مردم آذربايجان از هر خيزش ديگری مهم تر و سرنوشت ساز تر است، و همانطور هم که ديديم ناقوس مرگ را برای حاکمان تهران از هر زمانی رسا تر به صدا در آورد و رژيم را کاملآ دستپاچه ساخت دلايل متعددی دارد که به اختصار و فهرست وار بدان اشاره خواهيم کرد اولين تفاوت در کثرت جمعيْتی آذری ها است. گر چه به دليل عقبماندگی و بی اهميّت شمردن علم حياتی آمار در ايران بطور قطع نمی توان گفت که چند درصد از مردم ايران آذری هستند، ليکن هر ايرانی از سر تجربه می داند که از هر سه ايرانی که در جايی گرد آيند بدون شک يکی از آنها آذری خالص خواهد بود، دومی از طرف پدر و يا مادر و آن سومی هم به نوعی بطور سببی به اين تيره وصل خواهد بود (به علت ازدواج يکی از برادر، خواهر، عمو و دايی و يا خاله و عمه های خويش). بنده شخصآ کمتر هم ميهنی را سراغ دارم که به نوعی به آذری ها وصل نباشد. نکته مهمی که باعث اين آميزش و اختلاط بزرگ آذری ها با ديگر اقوام گرديده عامل مذهب است. آذری ها ضمن اينکه مانند کرد ها مهاجر نبوده از اولين ساکنان اين سرزمين هستند، اما در سايه هم کيشی با اکثريّت مطلق ايرانيان اين شانس را داشتند که هم بيشتر مخلوط شوند و هم اينکه در همه ی جای ايران پراکنده گردند، برخلاف غير شيعيان که اگر به مناطق ديگری از ايران هم کوچ کردند، به صورت ايزوله و در محله های مخصوص به خود ساکن شدند، و به دليل خود نپذيرفتن و پذيرفته نشدن بيشتر هم در ميان خود وصلت کردند عامل مهم ديگری که نقش قوم آذری ها را در مبارزه سرنوشت ساز تر می سازد نقشی است که اين تيره در اقتصاد ايران دارند. بگونه ای که باز هم از روی تجربه و مشاهدات شخصی می توان گفت که هم اکنون نبض اصلی و شاهرگ حياتی اقتصاد ايران، بويژه بازار پايتخت در دست آنان است. موضوعی که اينجا شايان ذکر است اين که بنا بر مستندات تاريخی آذری ها از ديرباز به نظامی گری علاقه شديدی داشته اند، با روحيه خاص و تهوری هم که از ويژگيهای آنان است، در اين رشته بسيار هم توفيق داشتند. بيشترين اميران و سرداران سپاه ايران نيز هميشه از ميان اين قوم بوده است. نسبت به جمعيّت خود پيوسته هم بيشترين تعداد نفرات قشون ايران را آذری ها تشکيل میدادند. اين روند تاريخی تا پايان کار سلسله پهلوی نه تنها ادامه يافت، که در عصر پهلوی دوم به اوج خود رسيد. بطوريکه در رژيم پيشين نه تنها بيش از شصت درصد از نفرات نيرو های مسلح را آذری ها تشکيل می دادند، که بيشترين امرای ارشد آرتش شاهنشاهی نيز از ميان آنان بود با فروپاشی نظام پيشين و استقرار نظام اسلامی برای اولين بار بود که اين معادله بهم خورد، يعنی اينکه آنرا دانسته بر هم زدند. نخستين دسته ای که شامل موج اخراجها از آرتش شدند آذری ها بودند، اين البته دلايل چندی داشت. آقای خمينی گر چه يک ملای دهاتی کينه توز و سفاکی بيشتر نبود که در يک دنيای بسيار تنگ و بسته می انديشيد و عمل می کرد، نامبرده اما در همان دنيای کوچک خود يک شم اهريمنی در کار سياست داشت و يک حقه باز هفت خط بود. خوب است اين هم گفته شود که يکی از ويژگيهای تمامی ديکتاتور های بی قابليتی که در يک وضعيّيت استثنايی به قدرت دست می يابند اين است که آنان از افرادی که قبلآ بالا دست آنها بوده اند و اين ديکتاتور ها را در روزهای ناتوانی ياری داده اند هم به شدت می ترسند و هم از آنها نفرت دارند. همين احساس حقارت و ترس هم هست که تقريبآ همگی اين دسته ديکتاتور ها را وادار می سازد که پس از رسيدن به قدرت بيش از همه اول قوی ترين ياری دهندگان خود را از سر راه بردارند چنين بود احساس روح الله خمينی در برابر آيت الله شريعتمداری. خمينی ضمن اينکه در سلسه مراتب روحانيت در رديف ساده ترين شاگردان اين بزرگترين مرجع شيعه محسوب می گرديد که اصولآ زندگی خود را مديون وی بود. چرا که آيت الله شريعتمداری بود که در سال چهل دو با تأييد مرجعيّت روح الله خمينی به رژيم پيشين نهيب زد که نمی شود در تنها کشور شيعه بزرگترين مرجع شيعه را کشت و يا حتی زندانی کرد. همين فتوا بود که نه تنها خمينی را از مجازات مرگ به دليل ايجاد اغتشاش و خونريزی نجات داد که موجبات خلاصی او را از زندان هم فراهم آورد و رژيم شاهنشاهی فقط به تبعيد اين ملای آشوب طلب به عراق بسنده کرد. دلايل ديگری که آتش نفرت خمينی را پس از بازگشت شدت بخشيد، مشاهده محبوبيت آيت الله شريعتمداری درميان قشر باسواد و تکنوکرات ايران بود. از همه ناگوار تر اما برای خمينی نفوذ کلامی بود که آن مرجع تبريزی در آن فضای مذهبی ميان نيروهای مسلح داشت. بويژه که آذری ها استخوان بندی اصلی آن ارتش قدرتمند و مدرن را تشکيل می دادند آن آرتشی ها در آن جو مسموم از شور مذهبی حاظر بودند که جان خويش را نيز قربانی اجرای فرامين آن بزرگ مرجع همشهری آذری خود کنند. خمينی اين را هم می دانست که نبايد کاری کند که خود را درمقابل آذری ها قرار دهد و می بايستی برای مرعوب و خفه کردن اين قوم قدم به قدم پيش رود. وی از اينروی بود که در قدم اول بعمد کار مرده شويی و تصفيه و بگير و ببند را به آذری ها سپرد، تا اگر آذری ها قصابی می شوند ظاهرآ به دست خود آنان باشد. خلخالی، موسوی اردبيلی و موسوی تبريزی که هرسه چون خود خامنه اوباش لکه های ننگی به دامان آذربايجان هستند از اين دسته جلاد های کتيف و خونخواری بودند که خمينی بوسيله آن جانيان رشيد ترين فرزندان ايران را در خطه آذربايجان و همه جای ايران قلع و قمع کردند. اما راستی اين است که مگر يک جلاد غير آذری جرآت می کرد که در قلب آذربايجان، يعنی تبريز جوانان آذری را به جوخه اعدام سپارد. اين مشتی آذری کثيف و خود فروش و خونخوار بودند که در وقايع حزب خلق مسلمان از تهران برای ريختن خون همشهريان خود به آذربايجان فرستاده شدند
بدا به حالتان ای فرصت طلبان در پی اهانت بی شرمانه ی روزنامه ی ایران ارگان رسمی خبرگزاری ایران زیر نظر رئیس جمهوری حرکات اعتراضی دانشجویان و مردم شهرهای ترک نشین درآذربایجان روز به روز بیشتر شد تا جایی که پس از سالها خاموشی آتشفشان خشمگین تبریز و ارومیه فوران نمود.این بار نه شعارهای مربوط به انرژی هسته ای ،بلکه فریاد های سهمناک( منیم دیلیم اؤلن دئییل فارس دیلینه دؤنن دئییل) و (هارای هارای من تورکم) از هویت به سخره گرفته شده شان دفاع نمودند.این بار مردم منتظر دعوت امام جمعه برای ریختن به خیابان ها نبودند.این بار از سکوت مرموز مقامات استانی و صدا وسیمای بیگانه از آذربایجان استانی عصبانی بودند.این بار فرزندان دانشجوی خود را تنها نگذاشتندو از جان مایه گذاشتند. ولی بدا به حال آنهایی که هیچ وقت نخواستند واقعیت ها را بپذیرند. باز حرکت سیل آسای مردم تبریز و ارومیه را حرکت بیگانگان وانمود کردند وملت خشمگین تورک را سود جویان مزدور بیگانه معرفی کردنند. کدامین سود جویان در پی منحرف کردن حرکت اعتراض آمیز ملت تورک هستند؟ این بار دیگر با شستن صورت مسئله چیزی عاید آنها نمی شد.این بار دیگر کسی پای تلوزیون آنها ننشسته بود که به اراجیف دروغ آنها گوش دهد این بار ملت تورک همه در خیابان ها فرزندان زخمی خود را راهی بیمارستانها میکردند.این بار 100ها هزار تبریزی و اورمیه ای به اصطلاح فرصت طلبان سود جو بودند.چرا که آنها دیگر میدانستند جز با اعتراض وجز با عصیان علیه سیستم شوونیستی فارس نمی توانند خود را از له شدن زیر چکمه های بی رحم آسمیلاسیون نجات دهند. یک روز بعد وقتی که هنوز از زخم فرزندان این ملت در بیمارستانها خون می چکید و هزاران نفر از تظاهرات کنندگان در زندان های مخوف حکومت زیر شلاق ها وشکنجه های بیرحمانه ی آپارتاید جان میدادند. امام جمعه ی تبریز با بی شرمی تمام از ملت تورک برای شرکت در راهپیمایی حکومتی و ضد مردمی دعوت به عمل می آورد. حال از این فرصت به دست آمده جهت اعلام وفاداری به رژیم شوونیستسی فارس دست از پا نمی شناسد و…… این بار عده ای پنبه به گوش که هیچ وقت دوست ودشمن خود را نشناختند با شعار انرژی هسته ای حق مسلم ماست دهن کجی خود را به ملت خشمگین اعلام میدارند. ولی آنها خودشان هم میدانند همزمان با راهپیمایی حکومتی شان شهرهای ارومیه و مرند و نقده و……. بوی خون وآتش به خود گرفته بود این بارحق مسلم ملت آگاه تورک حفظ حرمت ملت فداکارشان و زبان و فرهنگ غنی خود واحقاق حقوق ابتدایی انسانی شان هست (حقی که خیلی مسلم تر از انرژی هسته ای است)وهرگز ملعبه ی دست دیگران نخواهد شد این بار جز برای خودش ایثار نخواهد کرد .و به سود جویانی که قصد منحرف کردن حرکت خود جوش و ملی آنها را دارند خواهند آموخت که ما همان آذربایجانی هستیم که هرگز تن به ذلت نداده و نخواهد داد .و نیز یادشان باشد که بدا به حالشان اگر آذربایجان شعله ور شود آنگاه جز خاکسترشان چیزی نخواهد ماند .(من اودام اودلا اویناما یانارسان آلیشارسان) محمد سعادتی دانشجو
جنبش توده اي جاري در آذربايجان براي روز هفتم خرداد تظاهرات ميليوني تورک هاي تهران را سازمان ميدهد . شعارهاي اين تظاهرات درخواست تغيير قانون اساسي و برسميت شناخت زبان تورکي ( و طبعا زبان هاي ديگر ايران ) و حق تحصيل به زبان مادري و خود مختاري منطقه ايست . اين حد اقل ها در بيانيه جبهه دانشجويي آذربايجان بروشني مطرح شده است . اگر در ادعاي دموکراسي براي مردم ايران صادقيم ، اگر به حقوق اوليه انسان ارج مينهيم و اگر طرفدار ناسيوناليسم کور و شووينيسم افسار گسيخته آريايي نيستيم ، به خاطر سعادت مردم سراسر ايران و رهايي از اين بختک صد ساله استبداد و بيعدالتي و خلاصي از دهشت فقر، بايستي در کنار اين حرکت قرار به گيريم . بدون قيد و شرط ، بدون اما و اگر ، بدون هشدار و اخطار موذيانه در مورد دشمنان خيالي و تجزيه طلبي ، بدون بستن اين حرکت به بيگانگان ، و بدون افزودن شعارهاي بي محتواي حاشيه اي و تنها و تنها در زير شعارهاي اعلام شده جنبش دانشجويي به حمايت از اين راه پيمائي مدني که ميتواند نقطه چرخش قطعي به حساب آيد به پيونديم . شايد اين آخرين فرصتي است که مردم ايران از جنگ ويرانگر در انتظار و بختک استبداد شووينيستي و مذهبي به سوي يک فرداي روشني رهسپار گردند که در آن همه ملت هاي ساکن ايران در کنار هم با احترام به يکديگر و در برابري کامل حقوق بسر به برند . اگر در گفتار خود براي دموکراسي ، براي جلوگيري از جنگ ويرانگر خارجي ، براي اجتناب از تبديل ايران به يوگوسلاوي و در نهايت براي استقرار يک کشور مدني و آزاد صادقيم ، بدون ذره اي ترديد بايستي افکار ويرانگر ناسيوناليسم فرقه گراي آريايي را به کناري گذاشته و از مطالبات توده هاي تورک ايران که زبان حال همه ملت هاي در بند ايران است بدون قيد و شرط پشتيباني کنيم . فردا خيلي دير است .
دوست عزیز شما مسایل را بد متوجه شدید اصلان قضیه کاریکاتور و این چیزها نیست ما فکر میکنیم که مانا هم قربانی یک سیستم فاشیستی و ترک ستیز است اگه به این سایتها سر بزنی متوجه موضوع میشی!!!!
دوست عزيز شمارهی 18
بیانیه ،دانشجويان ترك زبان ،دانشگاه آزاد اسلامي واحد گچساران
« انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوباً و قبائل لتعارفوا ، ان اكرمكم عندالله اتقاكم » « و ما شما را از يك زن و مرد آفريديم و به صورت قبائل پراكنده در آورديم ، بدرستی كه گرامي ترين شما نزد خدا با تقوي ترين شماست »
به نام ايران ، به نام مردم ترك زبان و به نام آذربايجان بار ديگر دستهاي پنهان و آشكار قلم به تخطئه و توهين علیه ترك زبانان برده و نيت پليد خود را آشكارا در ديد و منظر همگان قرار دادند . بار ديگر شاهد ميدان داري افرادي بوديم كه وزير محترم كشور به حماقت متهمشان كرد . ولي دوستان ، همزبانان و هموطنان آنچه كه رويداد و هزاران بار ديگر در سطوح مختلف رخ داده است دال بر نمايش مزحكانه افكاري بود كه زمان حكومت منفور پهلوي شروع و به زعم عده اي با بروز انقلاب اسلامي ايران به ختم انجاميد . ولي چنانچه در اين سالها شما ديديد و شنيديد ، اين افكار شوونيزمي و فاشيسمي كه تحمل حضور ديگري را غير از خود ندارند ، همچنان در دالانهاي هزار توي اجتماعي اين كشور و به خصوص در مطبوعات به صورت انگلي كه شيره ي جان مملكت را مي مكد زيسته و به رشد و نمو پرداخته است . سالها بود كه اين تفكر به زعم خود , مردم ترك زبان و بقيه ي قوميت هاي اين كشور را ، چون اعراب ، كردها ، لرها ، بلوچ ها ، و ... تسليم يافته تلقي كرده و روز به روز بر فشارها و حتاكي ها و گسترش فرهنگ شوونيستي خود افزوده است ، ولي زهي خيال باطل . مردم آگاه ايران ، بخصوص هموطنان ترك زبان ، پوكي تفكرات آنان را با حضور ميليوني خود در راهپيمايي و اعتراضات مدني بر عليه افكار پوسيده فاشيستي اثبات كردند . ما دانشجويان آذربايجاني ، قشقايي ، ترك زبانان و به طور كلي افرادي كه حق زندگي ، حق حضور و حقوق انساني براي تمايم انسانها قائلند ، رفتار وقيحانه ي روزنامه ايران را محكوم كرده و احقاق حقوق حقه ي تمامي قوميت ها بخصوص ترك زبان ها را اعم از فرهنگي ، اجتماعي ، سياسي خواستاريم و از همينجا حمايت خود را از مردم ستمديده ي ترك زبان اعلام مي داريم . در پايان نيز از دولت محترم جناب آقاي احمدي نژاد خواستاريم كه با اين واقعه به صورت عقلاني و منطقي برخورد كنند كه آنچه اتفاق افتاد شمّه اي بود از خواست مردم ، مردمي كه راي دادند . پس اكنون نيز بايد به راي آنان احترام گذاشت .
حق را به رجال مشناس رجال را به حق بشناس «حضرت علي (ع) »
دانشجويان ترك زبان دانشگاه آزاد اسلامي واحد گچساران
تظاهرات هزاران نفری مردم زنگان در محکومیت اقدامات فاشیستی رژیم وحمایت از قیام تبریز و یاد گرامیداشت شهدای قیام بزرگ اول خرداد تبریز مردم غیور زنگان(قلب آذربایجان) به صورت کاملا خودجوش ساعت 16 پنجشنبه 4/3/85 دست به تجمع در سبزه میدان این شهر زدند وبا اعلام حمایت از تظاهرات مردم تبریز واورمیه انزجار خود را از اقدامات شونیستی دولت وتبعیضات فراوان بویژه مظالم فرهنگی ابراز داشتند. بعد از یک ساعت تجمع در سبزه میدان مردم به راهپیمایی در خیابان پرداختند وبا شعارها وپارچه نوشته های خود خواستار استعفای وزیر فرهنگ ورسمیت زبان تورکی شدند.افراد حاضر در خانه های اطراف مسیر راهپیمایی با ریختن شکلات وگل بر سر راه مردم حمایت خود را از آنان اعلام می داشتند. راهپیمایان باگذر از میدان انقلاب و سعدی وسط در چهارراه سعدی توقف نموده وخواسته های خود را اعلام داشتند. این مراسم با سخنرانی “توکل غنی لو”که به بیان علل وعوامل این نوع توهینها و خواسته های ملت پرداخت ،خاتمه یافت. لازم به ذکر است حضور ماموران انتظامی ونیروهای اطلاعات بسیار چشمگیر بود و آنان نیز به صورت ضمنی از مردم حمایت میکردند. سه تن از فعالین آذربایجانی نیز که صبح امروز دستگیر شده بودند درهنگام تظاهرات آزاد شده ودربین مردم حضور داشتند. شعارهای مردم چنین بودند:”هارای هارای بیز تورکوک”،”آذربایجان شؤهرتینی آتماریق تورک دیلینی فارس دیلینه ساتماریق”،”یاشاسین آذربایجان یاشاسین تورک ائلی”،”تبریز باشین ساغ اولسون”،”اوشاق فارسی دانیشما”،”صفار هرندی
(دعوت فعالین شهر صوفیان از همه صوفیانی های مقیم تهران آذربایجان شهیدلرینین آدی و یادینان قیام مردم آذربایجان نقطه شکوهمند تاریخ آذربایجان است که اگرچه هم اکنون به نوعی از نظر جهانیان و ملایان رژیم دور مانده و توجه چندانی نمی کنند ولی بدانید دیری نخواهد پایید که همگی به آن اذعان خواهند کرد و ملت غیور آذربایجان سرمشق تمامی ملت های آزاده و آزادیخواه خواهد شد. ملت آذربایجان و تورک ایران مگر چه می خواهد که این قدر باید هزینه بدهد و خون جوانانش را تقدیم کند. مگر آموختن زبان مادری در کدام کشوری ممنوع و جرم محسوب می شود؟ و یا به حکم کدام عقل و فطرت نیک اندیشی آدمی از زبان اصیل و مادری خویش محروم می شود؟ آیا این خواسته ای بزرگ و غیر منطقی است؟ وقاحت و پستی و بی شرمی تا به کی باید بر مسند حکومت باشد و بر ما حکمرانی کند؟ این است حکومت مردمی؟ این است حکومت اسلامی و این است دولت مهر ورز و عدالت گستر؟؟؟ نکته ای که همه ما باید بدان آگاه باشیم این است که حکومت نژاد پرست تمام توان خود را به کار گرفته تا در این صفوف فشرده اختلاف و نگرانی و جنگ خودی راه بیندازد. هدف رژیم به جان هم انداختن بسیجی ها و مردم است. ولی به کوری چشم بعضی مزدوران خود فروخته، ما بسیجیان اصیل که همواره در دوران دفاع از میهن اسلامی در جبهه ها بوده و از شرف و عزت میهنمان دفاع کردیم، اکنون نیز در صحنه ایم و باید به همه آنها گفت: بسیجی به مردم تعلق دارد نه به حکومت و اهداف شوم آنها و افراد خود فروخته و بی غیرتی را راهی به سوی بسیج نیست. "ها رای هارای من تورکم" از طرف دانشجویان صوفیانی دانشگاه های مختلف و نیز دانشجویان دانشگاه آزاد صوفیان، بسیجیان و جوانان هویت طلب صوفیانی، و صوفیانی های مقیم تهران
ناسيوناليست هاي فارس آخرين ميخ را بر تابوت يک پارچگي ايران ميکوبند . ** وقايع چند روز اخير نشان داده که ناسيوناليسم افسار گسيخته آريايي و شوونيسم فارس آن چنان در افکار به اصطلاح روشنفکران ايراني ريشه دوانده که اميدي به درمان آن نيست . در حالي که ميليونها مردم به جان آمده تورک آذربايجان در زير سنگين ترين فشار نظامي و سياسي جمهوري اسلامي به پا خواسته اند ، اپوزيسيون به اصطلاح دموکرات که قادر نيست حتي چند صد نفر را در داخل ايران بسيج کند به جاي پيوستن به رود خروشان مردمي که در طلب ابتدايي ترين حقوق انساني خود هستند . در کنار جمهوري اسلامي با سمپاشي وتضعيف جنبش ملي مردم تورک (جنبشي که اين توان را دارد که در نهايت به آزادي سراسر ايران منتهي شود) قرار گرفته است . ** جنبش توده اي جاري در آذربايجان براي روز هفتم خرداد تظاهرات ميليوني تورک هاي تهران را سازمان ميدهد . شعارهاي اين تظاهرات درخواست تغيير قانون اساسي و برسميت شناخت زبان تورکي ( و طبعا زبان هاي ديگر ايران ) و حق تحصيل به زبان مادري و خود مختاري منطقه ايست . اين حد اقل ها در بيانيه جبهه دانشجويي آذربايجان بروشني مطرح شده است . اگر در ادعاي دموکراسي براي مردم ايران صادقيم ، اگر به حقوق اوليه انسان ارج مينهيم و اگر طرفدار ناسيوناليسم کور و شووينيسم افسار گسيخته آريايي نيستيم ، به خاطر سعادت مردم سراسر ايران و رهايي از اين بختک صد ساله استبداد و بيعدالتي و خلاصي از دهشت فقر، بايستي در کنار اين حرکت قرار به گيريم . بدون قيد و شرط ، بدون اما و اگر ، بدون هشدار و اخطار موذيانه در مورد دشمنان خيالي و تجزيه طلبي ، بدون بستن اين حرکت به بيگانگان ، و بدون افزودن شعارهاي بي محتواي حاشيه اي و تنها و تنها در زير شعارهاي اعلام شده جنبش دانشجويي به حمايت از اين راه پيمائي مدني که ميتواند نقطه چرخش قطعي به حساب آيد به پيونديم . شايد اين آخرين فرصتي است که مردم ايران از جنگ ويرانگر در انتظار و بختک استبداد شووينيستي و مذهبي به سوي يک فرداي روشني رهسپار گردند که در آن همه ملت هاي ساکن ايران در کنار هم با احترام به يکديگر و در برابري کامل حقوق بسر به برند . اگر در گفتار خود براي دموکراسي ، براي جلوگيري از جنگ ويرانگر خارجي ، براي اجتناب از تبديل ايران به يوگوسلاوي و در نهايت براي استقرار يک کشور مدني و آزاد صادقيم ، بدون ذره اي ترديد بايستي افکار ويرانگر ناسيوناليسم فرقه گراي آريايي را به کناري گذاشته و از مطالبات توده هاي تورک ايران که زبان حال همه ملت هاي در بند ايران است بدون قيد و شرط پشتيباني کنيم . فردا خيلي دير است .
خبرهاي نگران كننده از نقده
بسمه تعالي بيانيه شماره ي (3) جمعيت اسلامي دانشجويان دانشگاه زنجان "هر کس در دفاع از ناموس و شرف و عزت خويش کشته شود شهيد است " امام علي (ع) انا لله و انا اليه راجعون در پي توهين و اهانت روزنامه ي ايران به تورک ها ، اعتراضات در تمامي دانشگاه ها و شهرهاي آذربايجان شروع شد. زنجان ،تبريز ، اروميه ، قزوين ، همدان ، اردبيل، تهران و .... تا اينکه مردم غيور تبريز در روز دوشنبه 1/3/85 و به دنبال آن مردم قهرمان اروميه در روز سه شنبه 2/3/85 دست به تظاهرات گسترده زدند و با شعارها و سخنان خود خواستار برخورد جدي با عاملان اين اقدام شوونيستي شدند که اين تجمعات با دخالت نابخردانه ي نيروهاي آپارتايدي به خشونت کشيده شد وگلوله، باتوم هاي الکتريکي و گاز اشک آور نوازشگر حق طلبان تبريز و اروميه گشت و تا آنجا پيش رفت که تعدادي از هموطنان عزيزمان زخمي و شهيد شدند و خاک آذربايجان دوباره گلگون گشت." آذربايجان باشين ساغ اولسون " زنجان،قزوين،همدان،تهران،مرند،مراغه،خلخال،خوي،اهرو... نيز در همان روز و روزهاي بعد به اعتراضات خود ادامه داده و بر خواسته هاي خود تاکيد ورزيدند . دانشجويان آگاه ملت فهيم آذربايجان به راستي اين همه توهين و تحقير براي چيست؟ آيا تنها با توقيف و محاکمه ، قضايا مختومه است؟ ريشه ي اين اقدامات در کجاست؟ وقتي ما اجازه نداشته باشيم به زبان خود بنويسيم و بخوانيم، حتي يک کتاب به زبان خويش در مدارس نداشته باشيم ، وقتي به ياد نداريم که حتي يک فيلم سينمايي ، يک برنامه ي تلويزيوني به زبان ترکي در شبکه ي به اصطلاح ملي پخش شده باشد، وقتي در انتخابات مختلف ، ملت آذربايجان با وعده و وعيدهاي احزاب چپ و راست فقط به ماشين رأي تبديل مي شوند، وقتي بيکاري در آذربايجان بيداد مي کند و... مطمئنا اين گونه تفکرات فاشيستي از بين نخواهد رفت و در قالب هاي ديگري خود را نشان خواهد داد، توقيف يک نشريه و محاکمه ي مسئولان آن به عنوان امري لازم بايد اجرا شود ولي کافي نيست. بايد با تفکر و تامل دقيق تمام علل و عوامل توهين ها ،تحقير ها ، عقب ماندگي هاي اقتصادي و مشکلات فراوان ملت آذربايجان را بررسي نموده و خواستار برطرف شدن آنها شويم واجازه ندهيم اعتراضات و خواسته هاي حقه ي ما به سود عده اي خاص مصادره شود. جمعيت اسلامي دانشجويان دانشگاه زنجان ضمن اعلام حمايت کامل خود از تمامي اعتراضات ،تجمعات و تحصن هاي ملت بزرگ آذربايجان در شهرهاي مختلف و دانشجويان دانشگاه ها به ويژه قيام ملت قهرمان تبريز و اروميه ، ياد شهداي اين واقعه را گرامي داشته و اعلام مي دارد اين حمايت ها تا بر آورده شدن تمامي مطالبات ملت بزرگ و قهرمانمان ادامه خواهد داشت و معتقديم آنچه امنيت و تماميت ارضي يک کشوررا تضمين مي کند قائل شدن حقوق برابر براي تمامي ملت هاي ساکن در آن کشور است . همچنين خواسته هاي ملت آذربايجان را جهت نابودي اقدامات شوونيستي وتفرقه افكنانه و قطع دستاني كه در جهت ايجاد نفاق در كشور و تخريب ملل ايراني گام بر مي دارند به صورت زير بيان مي دارد : 1- عذر خواهي رسمي رئيس جمهور از طريق صدا و سيما 2- حذف کلمه ي موهوم و اهانت آميز"آذري " از گفتمان سياسي و فرهنگي کشور 3- تدريس زبان و ادب ترکي در مدارس ودانشگاه ها و اعلام زبان ترکي به عنوان يکي از زبان هاي رسمي کشور (با توجه به کثرت جمعيت ترکها در ايران) و تاسيس فرهنگستان زبان و ادب ترکي 4 - تاسيس و راه اندازي شبکه هاي راديو و تلويزيوني سراسري، خبرگزاري و روزنامه ي کثير الانتشار دولتي به زبان ترکي با توجه به تداول اين زبان در گستره کشور 5- اعاده ي کليه ي اسامي تاريخي (به خصوص اعاده ي نام تاريخي آذربايجان مطابق آخرين تقسيمات کشوري در دوران مشروطيت به استان هاي اردبيل، زنجان و ... ) به اماکن جغرافيايي و رفع موانع موجود در نامگذاري اسامي ترکي براي کودکان و واحدهاي اقتصادي و صنفي 6- ايجاد حزب يا احزاب رسمي در کشور 7- رفع کليه اشکال تبعيض اعم از اقتصادي، فرهنگي و ... از کليه ي مناطق ترکنشين کشور 8-تمرکز زدايي در حوزه هاي سياسي،اقتصادي و فرهنگي از پايتخت و اعطاي اختيارات در اداره ي داخلي آذربايجان به مسئولين محلي منتخب مردم ضمن اينكه خواستار آزادي بي قيد و شرط فعالان هويت طلب ترك بويژه دانشجويان دربند و افرادي كه در جريان اعتراضات اخير دستگير شده اند مي باشد . ياشاسين آذربايجان ياشاسين آزادليق
دهها شهيد و زخمي در تظاهرات نقده
اخبار5/3/85 ساعت 20:30
'با تجمعهای اعتراض آميز در آذربايجان غربی بشدت برخورد می شود' با اينکه حکومت ايران نيز در آغاز به همراهی با اعتراض کنندگان پرداخت، اقدام به توقيف روزنامه ايران و بازداشت يکی از سردبيران و کاريکاتوريست روزنامه کرد و به نوبه خود راهپيماييهای اعتراض آميزی با حضور مسئولان محلی در آذربايجان ترتيب داد، تظاهرات اعتراض آميزی در اين منطقه از ايران ادامه يافت که طی آن به ساختمانهای دولتی حمله شد. از جمله عمده ترين خساراتی که طی اين حملات به بارآمده، ويرانی نيمی از ساختمان صداوسيمای مرکز آذربايجان غربی در اروميه است که به آتش کشيده شده است. مقامهای ايرانی ادامه اين حرکتهای اعتراضی را به دخالت عوامل خارجی نسبت می دهند و دهها تن در ارتباط با اين حرکات بازداشت شده اند. رحيم قربانی، استاندار آذربايجان غربی با صدور پيامی اين حرکات اعتراض آميز را در حال تبديل شدن به حرکات ضدانقلابی توصيف کرده و گفته است: "زمانی که کليت نظام روی اين حرکت حساس شد و آن را تقبيح کرد چه لزومی دارد در شهرها و خيابانها هجوم بکشيم و به ارگانها خسارت وارد کنيم، اين حرکات سازماندهی شده است و ضرورت دارد که جلوی آن گرفته شود". جمشيد محمدزاده، معاون سياسی و امنيتی استاندار آذربايجان غربی نيز در جمع خبرنگاران گفته است: "برهم زدن امنيت عمومی جريانی هدايت شده از بيرون مرزهاست ... آمريکا ۷۵ ميليون دلار برای ايجاد تفرقه در داخل کشور ايران اختصاص داده است و امروز شواهد و قرائن نشان می دهد اين اعتبار در بحث قوميتها هزينه می شود". منابع خبری ايرانی پوشش چندانی به نا آراميهای شهرهای ترک نشين نداده اند اما گزارشهای خبرگزاريهای جمهوری آذربايجان حاکی از اين است که طی اين نا آراميها، تظاهرکنندگان با مأموران انتظامی و امنيتی درگير شده اند و اين درگيريها تلفاتی بر جای گذاشته است. اين در حالی است که فرمانده نيروی انتظامی آذربايجان غربی هرگونه تيراندازی بسوی تظاهرکنندگان را تکذيب کرده و معاون استاندار اين استان نيز اينکه از تظاهرکنندگان دستگير شده، سلاحی به دست آمده باشد را تکذيب کرده است. ايران طی يک سال گذشته شاهد نا آراميهای قومی در مناطق کردنشين، عرب نشين، بلوچ نشين خود بوده اما بروز اين گونه نا آراميها به مناطق ترک نشين با توجه به جمعيت قابل ملاحظه آنان در ايران بر اهميت آن افزوده است. علی يونسی، وزير اطلاعات پيشين ايران سال گذشته در آخرين نشست خبری خود هشدار داده بود که مهمترين چالشهای پيش روی امنيتی ايران در آينده از جانب مسائل قومی و اجتماعی خواهد بود.
آذربايجان ائلينده سازيم اودلانير (در سرزمين آذربايجان٫ سازم به آتش كشيده ميشود شهيدلر اؤلمه ز٫ ديريله ر بير گون (شهيدها هرگز نميميرند٫ روزى زنده خواهند شد
تحليل “مجمع دانشگاهيان آذربايجاني” از حوادث فعلي آذربايجان با دقت در شعارها و بيانيههاي اقشار مختلف مردم ميتوان خواستههاي عمده اين ملت را در موراد زير خلاصه كرد: 1- به رسميت شناخته شدن زبان ترکي با توجه کثرت آماري متکلمين اين زبان در سراسر کشور. جلوگيري از كاربرد لفظ مجعول “آذري زبان” در ارگانها، مكاتبات و اسناد رسمي كشور 2- آموزش به زبان مادري و تدريس زبان و ادبيات ترکي در مدارس مناطق ترکنشين کشور 3- تأسيس و راهاندازي شبکههاي راديو- تلويزيوني سرتاسري، خبرگزاري و روزنامههاي کثيرالانتشار دولتي به زبان ترکي و تأسيس فرهنگستان زبان و ادبيات ترکي و ايجاد کرسي اين زبان در دانشگاههاي کشور 4- اجراي اصول 15، 19 و 20 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران 5- اختصاص بودجه ملي براي آذربايجان متناسب با نفوس اهالي و همچنين تخصيص فوري 5% بودجه کل کشوري به عنوان بودجه ويژه جهت رفع کامل عقبماندگيهاي ناشي از اعمال سياستهاي تبعيضآميز گذشته در راستاي تحقق اصل 48 قانون اساسي 6- حمايت از حقوق شهروندان در برگزاري تجمعات مسالمتآميز و ارائه خدمات و ايجاد تسهيلات مناسب براي برگزاري مراسمهاي ملي در مناسبتهاي مختلف و تجليل از قهرمانان و شخصيتهاي آذربايجاني 7- به رسميت شناختن همايش ساليانه ملت ترک در قلعه بابك و جلوگيري از هرگونه برخوردهاي نامتناسب امنيتي و عدم ايجاد محدوديت براي شركتكنندگان در اين همايش 8- مبارزه جدي با انديشههاي ترکستيزانه و عوامل آن به مثابه اصليترين عامل تفرقه، جهت تأمين وفاق و امنيت عمومي و رفع نشانههاي آپارتايد قومي، نژادي و زباني و قطع تداوم تفكرات نژادپرستانه رژيم منحوس پهلوي (بخصوص در ابعاد فرهنگي ) 9- اعاده کليه اسامي تاريخي مناطق جغرافيايي آذربايجان (بخصوص نامهاي تاريخي آذربايجان مطابق آخرين تقسيمات کشوري در دوران مشروطيت به استانهاي اردبيل و زنجان و…) و رفع موانع موجود در نامگذاري اسامي ترکي (براي کودکان، خيابانها و ميادين شهري، شركتها و مؤسسات مختلف و…) از نظر مجمع عقلانيترين رويکرد حاکميت در مواجهه با اعتراضات به حق ملت ترک ـ همانطور که مسئولين کشور نيز ابراز داشتهاند ـ دفاع صريح مسئولان ارشد از حقوق پايمال شده ملت در ميتينگهاي مختلف و اقدامات عملي آنان در راستاي احقاق خواستههاي قانوني آذربايجانيها ميباشد. در غير اينصورت هرگونه حرکت تحريکبرانگيزي از طرف ارگانهاي امنيتي و قضايي، باعث افزايش شکاف بين اقوام و ملل کشور شده و فضا را در جهت خدشهدار شدن وحدت و امنيت ملي کشور در مقطع حساس کنوني فراهم خواهد آورد. بنابراين با توجه به شرايط فعلي كشور مجمع خواستار : 1. تشكيل كميته “حقيقت ياب” متشكل از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، فعالين حركت و ارگانهاي مرتبط جهت روشن نمودن وضعيت كشتهشدگان در حوادث اخير و ارائه آمار دقيق از تعداد كشته شدگان و زخميها به افكار عمومي 2. اجازه تشييع جنازه كشتهشدگان حوادث اخير در فضاي آرام و عدم ممانعت از حضور اقشار مختلف مردم در آن 3. آزادي سريع و بي قيد و شرط تمامي زندانيان سياسي آذربايجان و دستگير شدگان اخير و محاکمه و مجازات کساني که در آذربايجان به سوي ملت آتش گشودهاند و يا تظاهرکنندگان را مورد ضرب و شتم قرار دادهاند 4. رفع توقيف از نشريات آذربايجاني، كه در حوادث اخير و يا قبلاً از انتشار آنان ممانعت به عمل آمده است 5. استيضاح وزير ارشاد به جهت تعلل در برخورد مناسب با حوادث اخير و عذرخواهي رئيس جمهور از ملت ترک به جهت مسئول مستقيم انتخاب مدير مؤسسه مطبوعاتي ايران و اعلام تبريك عيد نوروز به فارس زبانان و ناديده گرفتن بقيه اقوام و ملل ايراني
با تمام توان در تظاهرات 7خرداد در تهران شرکت کنیم!
خلق سربلند ترک ، و همه ملل ستمدیده ایران! طغیان بحق شما علیه بیدادگری های شونیسم و آپارتاید حاکم دستگاه سیاسی ایران را سراسیمه کرده است! شما چیزی جز حقوق اولیه و طبیعی خود نخواسته اید، و شونیسم و آپارتاید حاکم ، چیزی جز انکار آن نمی خواهد! آنان ، هویت ملی ، زبانی و حرمت انسانی شما را نزدیک به یک صد سال انکار کرده اند! به شما گفته اند که شما " خود " نیستید ، هویتی از آن خود ندارید ، نه تورکید ، نه کرد و عرب و ترکمن و بلوچ! به نسل کشی فرهنگی دست زده اند تا به شما بگویند کهانسانها ی بی زبان و بی تاریخید تا از شما شهروندان درجه دومی سازند! با شما خشن تر از اشغال گران و مستعمره چیان رفتار کرده اند ، و شما سر برسر دار داده و سر بلند ایستاده اید که ما همچون شما انسان و برابریم!
خلق سربلند ترک و همه ملل ستمدیده ایران! شونیسم و آپارتاید حاکم ، ثروت های منابع شما را ربوده اند ، منابع حیات اقتصادی شما را خشکانده اند و ملیت های ستمدیده در ایران را به نیروی کار کم ارزش و کارگران فصلی و سرگردانی برای اقلیتی عمدتا فارس و در مناطقی فارس نشین تبدیل کرده اند!
اکنون جریان های استبداد زده و بی هویتی از "اوپوزیسیون" نیز با این آپارتاید حاکم هم صدا شده است و قصد به لوث کشاندن خواسته های بحق و مشروع شما را دارد! به هیاهوی آنان وقعی نگذارید! قدرت شما در اتکاء بر توان و حقانیت خود است! با هشیاری و به شیوه ای مدنی ، بدون تن در دادن به تحریکات احتمالی ، همانگونه که تا کنون از خود نشان داده اید ، خواسته های خود را عنوان کنید! ، استواری و حقانیت شما ، تنها یاور رهائی و راه گشای دموکراسی در ایران خواهد بود!
هیئت اجرائیه جنبش فدرال دموکرات آذربایجان
به به ...به به ....چشم همگی روشن دوستان به اين بابا شما کوجا تشريف داشتيد که يهوئی دست و رو نشسته پريديد وسط جناب خوب کل اين پيام شما که با زرورق شکلاتی و رنگ وارنگ مثل دلمه پيچيده ايد که هيچ معنی ئی نداره جز اين که ما مردم بدبخت ايران خودمون خريم و مستحق ظلم و جور!!! چون با ميلياردها پول نفتی که داريم نه رژيم شاه و نه رژيم اسلامی يک دونه جاده درست حسابی مثلنی تا شمال ايران نکشيده اند که اتوبان باشه وباعث مرگ اين همه از ما نشه خوب همه چيز دان ا بی سی.....محترم هر هنگام که ايران حقيقتا متعلق به مردم ايران شد من يکی از طرف باقی هم وطن های خود به تو قاشق نشسته مردم سرزنش کن الاغ !!!!! ولی وه که امثال شماها عجب پر روهائی هستيد سالهاست که در اين وبلاگستان هر هنگامی خطری اين رژيم جانی را تهديد ميکند نميدانم چرا سروکله امثال شما پيدا شده و با یک استراتژی کثیف رژیم خود ما را برای بدبختی و سياه روزيمان سرزنش ميکنيد شرم بر تمامی شما باد . نانا
دوستان تاريخ و فلسفه ثابت کرده که همه نژادها محترم هستند منتها برخي نژاد ها به علل و دلايل مختلف وضعيت برتري پيدا کرده اند مثلا الان در آفريقا سياه پوستان خيلي عقب افتاده هستند ولي يک سياه پوست در آمريکا دانشمند مي شود و در آفريقا با همان استعداد يک بدبخت بي نوا. زبان هم نمي تواند ملاک برتري يک قوم باشد. الان ملاک بايد منشور حقوق بشر باشد که مي گويد همه بايد حقوق برابر داشته باشند. منتها هر ملت و تمدني داراي يک سري آداب و رفتار و هنر و علم و صنعت و زبان است که فرهنگ آن قوم را تشکيل ميدهد. فرهنگ ها با هم در تعامل هستند و روي هم اثر مي گذارند. فرهنگ هر قومي هم يک بخش رسمي داره و هم يک بخش غير رسمي که با هم فرق دارند گاهي در يک کشور اين تفاوت زياد هست گاهي کم. آيا واقعا مطابق با فرهنگ رسمي کشورمان عمل مي کنيم؟ تو کدام کشور غير از ايران مردم تو خيابان آشغال مي اندازند؟ تو کدوم کشور به اندازه ايران مردم سر هم را کلاه مي گذارند؟ تو کدوم کشور مثل ايران کسبه و توليدکنندگان بي مسئوليت هستند؟( تو ژاپن و کره و اروپا اگر يک صنعتگر کالايي با کيفيت بد بسازد واقعا خجالت مي کشد و تمام فکرش اين است که چرا من چنين محصولي به بازار دادم اما تو ايران هرکي جنس بنجل به بازار ميده و سر مردم را کلاه مي گذارد تو دلش قند آب مي شه که من چه قدر زرنگم که آشغال را جاي طلا به مردم قالب مي کنم! مثلا نانوا نون خمير به مردم مي ده بعدش دم از غيرت هم مي زنه) تو کدام کشور مثل ايران اصراف کردن و حرام کردن منابع ملي به معني افتخار و بزرگي است؟
تو کدام کشور مثل ايران سرمايه داران از ماليات فرار مي کنند؟ تو کدام کشور مثل ايران مردم از اينکه حقوق همديگر را پايمال مي کنند، لذت مي برند؟ تو کدام کشور مثل ايران مردم نسبت به هم حسادت مي کنند؟ تو کدام کشور مثل ايران مردم تو زندگي خصوصي هم دخالت مي کنند؟ مثلا تو يک شهر به يکي گير ميدن چرا شلوار لي پوشيدي يا چرا... اسم اين را هم گذاشته اند غيرت ديني! تو کدام کشور مثل ايران مردم اينقدر پشت سر هم ياوه گويي ميکنند؟ تو کدام کشور مثل ايران مردم به جاي گفتمان ، دوست دارند برتري يا حقانيت خود را با خشونت و عصبانيت و فحاشي و اوباشي گري نسبت به همسايه، هم محل و هم ميهن خود اعلام کنند؟ وبه اين هم مي گويند غيرتمندي ودلاوري! تو کدام کشور مثل ايران رابطه بر ضابطه غلبه دارد؟ هرکس پست و مقامي آورد تمام فک و فاميلش را سر کار مي گذارد هرچند لايق آن پست و مقام نباشند؟ هرکس ديد فاميل يا هم شهري اش جرمي مرتکب شده چشم پوشي کند؟
اين ها بايد ريشه يابي بشه... مشکل ما جوک ها و کاريکاتورها نيست، چون هر انسان که عقل و فهم و سواد داشته باشد مي داند که جوک و کاريکاتور کمي حالت گزندگي و اغراق و دروغ دارد و فقط براي مزاح است و هدف نابودي يک فرهنگ و مزخرفاتي از اين دست که توسط تفرقه اندازان تبليغ مي شود نيست. و تقريبا تمام ملت ها سوژه جوک ها مي شوند و جالب اينکه اکثر جوک ها را خودشان براي خودشان مي سازند! مشکل ملت ايران نصف تقصير حکومت و نصف تقصير خودمان است و خودمان بايد خودمان را درست کنيم!
غيرت در درجه اول اين هست که خودت عليه زياده خواهي و قانون و منطق گريزي خودت قيام کني و هر وقت که توانستي خودت را اصلاح کني اونوقت به راستي غيور هستي.
سهند عزیز
Hamishe Dostdaret: be un dostet Hasan agha—ke be andazeye y kaftar ham dark nadre—bogo ke akhe mosjas-sameye hamaghat, mage mardom bikar hastand k faghat be khatere y tohin biron berizand v joneshon ra be kkhatar b andazand. Behesh bogo ke feelan ba manghel v vaforesh mashgol bashe,. maghzesh tavana-ei halle hatta sade-tarin masayel ra ne dare.
The evil empire Persia's kings are history's great villains. Does the British Museum's show do them justice? By Jonathan Jones The most vivid portrait of a Persian ruler isn't even in this exhibition. It appears in a mosaic found in Pompeii, now in the Naples Archaeological Museum, based on a lost painting of Alexander the Great in battle. Through a tangle of horses, men and spears, Alexander charges. Darius stands helpless in his chariot, his face startled and appalled, like a frightened rabbit. So much for Persia! http://arts.guardian.co.uk/features/story/0,11710,1564733,00.html
Shovinist haye Arya-ei: mosh haye taoni: koja ghayem shodid? Tebge gofteye Sham-khani, dar ustane khozestan , az 195 modir, faghat 18 tash Arab-e, in age tabeiz nist , pas chiye?
شبح گرامي
پيشبنيی نكرده بوديم!
اين يک ترفند مزورانه و کثيف جمهوری اسلامی است برای به حاشيه راندن جنبشهای واقعی .....
درود بر دانشجویان قهرمان ایران زنده باد ازادی مرگ بر جمهوری نکبت اسلامی .دوباره همان سناريو سياه وکثيف ...دوستان عزیز يشت سر جريانهای قومی وناسيوناليستی و شعارهای ارتجاعی سينه زدن مارا به ترکستان خواهد برد. ازادی بيان و قلم را ارج بگذاريم در غير اينصورت فردابايد شاهد اشوبها و جنايتهای بيشتری باشيم که اين نظام منحوس و منزوی از مردم انرا دامن ميزند. اذری و کرد و بلوچ و فارس همه انسان هستيم وبايد تمرکزمون رو برای بر اندازی اين نظام گنديده ادمخوار بذاريم .
تمامی وجودم از خشمی غير انسانی اينجا هزاران مايل دور از شما شعله ور است وای به حال اون مردمی از شهرهای آذربايجان که همه چيز را از نزديک ديده و مرگ يک عزيز شجاع را که زندگيش هزاران بار از سترونان مادرجنده اسلامی با ارزش تر بوده است را با چشم ديده اند !!!! مرگ و نفرين ابدی بر شما جنايتکاران و دشمنان نخست اين ملت ستمديده و زجر کشيده ايران باد کارتان تمام است رجاله های لزج چندش آور
پیکر مطهر شهید وطن،فرزاد اسد پور، در اورمیه ظهر امروز در این شهر تحت تدابیر شدید امنیتی و فقط با حضور پدر و مادر شهید تشییع شد.ماموران مانع حضور عده کثیری در این مراسم شدند. ----------- شهيدان راهتان را ادامه خواهيم داد شهيدان روز پنج شنبه سولدوز (نقده ) : 4/3/85 1-شهيد يحيي نوروزي اولين شهيد راه وطن در مشكين شهر : شهيد جلال عابدي درگيري در مشكين شهر ادامه دارد . بيمارستانها پر از مجروحين مي باشد Azərbaycan Başın Sağolsun
مجروحين روز 5 شنبه 4 خرداد 85 شهر سولدوز ( نقده ) : 1-حسين صنعتي
كميسيون حقوق بشر كانون وكلاي دادگستري آذربايجان شرقي و اردبيل بسم الله الرحمن الرحيم
جنبش فدرال دموکرات آذربايجان
ياشاسين آذربايجان زمين زير پای جمهوری اسلامی ميلرزد!
قيام صدها هزار نفری مردم تبريز در اول خرداد ١٣٨۵ شروع انقلاب تورکهای ايران برای دفاع از حقوق پايمال شده انسانی و ملی خويش،عليه جمهوری اسلامی که شوونيزم فارس را نمایندگی میکند،بوده است!
آنچه که در روزنامه ی ايران.نشريه دولتی جمهوری اسلامی در «چه کنيم که سوسکها سوسکمان نکنند» آمده است، به هيچوجه اتفاقی تصادفی نيست. اين ادامه و تشديد سياست تحقير ملل غير فارس است که با رژيم پهلوی در ايران بنياد نهاده شد و جمهوری اسلامی وارث و ادامه دهنده آنست. نامگذاری «ستارگان پارسی» برای تيم ملی فوتبال ايران در بازی های جهانی در آلمان و يا تبريکات ويژه احمدی نژاد برای « فارسی زبانان» در تبريک سال نوامسال همين چند ماه اخير نشان برجسته تمايلات شوونيستی رژيم اسلامی جمهوری اسلامی است.
خواهران و برادران تورک! قيام قهرمانانه شما خواب را از چشمان خيليها گرفته است. سردمداران جمهوری اسلامی را به وحشت مرگ انداخته است. جمهوری اسلامی از طرفی با تمام نیرو، شمایی را که، برای دفاع ازحقوق حقه ی خود بپا خاسته اید سرکوب ميکند. و از طرف ديگر با قدمهای کوچک ولی شتابزده عقب نشينی ميکند. اين نشان از پيروزی و موفقيت جنبش ملی و دموکراتيک تورکهای ايران در مقابل جمهوری اسلامی است. پیوسته اخبارجنبش ملی ـ دموکراتیک آذربایجان در رسانه های گروهی فارسی زبانان یا بایکوت می شده ویا با سانسور،تحریف همراه بوده است! بايکوت خبری رسانه های فارسی زبان و مرکزگرا، چه در داخل و چه در خارج، بر اثر عظمت قيام تبريز و.ساير شهرهای.آذربايجان بالاجبار شکسته شد. اين نيز دستاورد بزرگی است. سازمانهای باصطلاح سرتاسری ايرانی چه پوزيسيون و چه اوپوزيسيون بالاخره با اکراه و تاخير در مقابل حرکت قهرمانانه شما موضع گرفتند. برای درک افکار.شوونيستی حتی در سازمانهای اوپوزيسيون که دم از فدراليزم و «حق ملل در تعيين سرنوشت خويش» ميزنند کافی است که به سطح سازمانی اطلاعيه های اين سازمانها دقت کنيم. مثلا يکی از اينها با امضای« کميسيون خلقها» و ديگری با امضای «روابط عمومی» و برخی نيز بنام سازمانهای محلی خود در اين مورد اطلاعيه منتشر ساخته اند. گويا مساله ای به اين بزرگی در شان اورگانهای مرکزی آنها نبود.! .واضح است که تمامی اينها در حافظه تاريخی تورکهای ايران ثبت خواهد شد. خواهران و برادران آذربايجانی! جمهوری اسلامی زخمی کاری برداشته است و به خود ميپيچد! رژیم تظاهرات صدها هزار نفری شما را «غيرقانونی» اعلام ميکند، و تهديد ميکنند که توطئه ها را در نطفه خفه خواهند کرد و يا نماينده شش درصدی انتصابی در مجلس نظامی امنيتی ميخواهد با براه انداختن اعدامها جواب شما را بدهد. آنان نيک ميدانند که ديگر خوابشان تعبير نخواهد شد و جنبش ملی دموکراتيک شما شکوهمند تر، قويتر و پر دامنه تر از آنست که چنين تهديدات و تشبثاتی کوچکترين خللی در آن وارد بکند.
خواهران و برادران! مسئله ملی ترکان ايران اصولا يک مسئله سياسی است. حل مسئله ملی و امحا ستم ملى تنها از طريق تامين حق ملل درتعيين سرنوشت خويش ممکن و مقدور است. جمهوری اسلامی ايران مانع اصلی کنونى سر راه تحقق اين امر است.
جنبش ملی دموکراتیک آذربایجان وظیفه دارد ازمطالبات سیاسی،اجتماعی وفرهنگی دیگر ملل ستم دیده درمقابل جمهوری اسلامی دفاع کند!
براى پايان دادن به ستم ملى و عقب ماندگى اقتصادى مناطق ترک نشين و ايجاد امکانات و فرصتهاى برابر برای همه مليتها در ايران، برای دستیابی به آزادی سیا سی، براى پايان دادن به آپارتايد جنسى و سرکوب زنان، و براى پايان دادن به بيعدالتى هاى گسترده و عميق طبقات فرودست و زحمتکش ضرورت دارد که جنبش ملی دموکراتیک آذربایجان با جنبش های فمنیستی زنان وکارگران وزحمتکشان آذربایجانی پیوند محکمی برقرار کنند!
همان گونه که ما دراعلامیه های قبلی خاطر نشان کرده ایم،وظیفه ی عاجل وتاخیرناپذیرفعالان سیاسی وفرهنگی وکادرهای جنبش ملی ـ دموکراتیک آذربایجان کمک جدی به تشکل یابی وسازماندهی اقشار وطبقات ولایه های مختلف اجتماعی وفرهنگی است.
حداقل مطالبات تورک های ایران ومردم آذربایجان به باور جنبش فدرال دموکرات آذربايجان عبارت است از:
تغیر قانون اساسی وبه رسمیت شناختن کثیرالمله بودن کشورایران واستقرار جمهوری دموکراتیک فدرال ولائیک؛ رسمیت یافتن زبان ترکی وتدریس آن در تمام دوران تحصیل ؛ ایجاد وتاسیس تلویزیون سراسری به زبان تورکی آذربایجانی؛ آزادی تمامی دستگیر شدگان اخیرومحاکمه ومجازات کسانی که در تبریز وارومیه ودیگر شهرهای آذربایجان به سوی ملت آتش گشوده اند ویا تظاهر کنندگان تورک را مورد ضزب وشتم قرار داده اند؛ آزادی تمامی زندانیان سیاسی وازجمله وبویژه زندانیان سیاسی آذربایجانی؛ آزادی بیان ، اجتماعات وتظاهرات وحق فعالیت علنی احزاب وتشکل های سیاسی وصنفی وفرهنگی؛ اقتصاد آذربایجان ومناطق تورک نشین به خاطر اعمال ستم ملی وسیاست تبعیض آمیز دردوران دو پهلوی وبویژه درجمهوری اسلامی با کاهش سرمایه گذاری،فرار سرمایه ومهاجرت وسیع نیروی کار ماهر روبروست.باید سریعا به این همه عقب ماندگی همه جانبه اقتصادی واجتماعی پایان داده شود؛
مجلس شورای اسلامی در تهران ، تنها منافع انحصاری شونیسم فارس را نمایندگی می کند .برای پیشبرد عملی مطالبات آذربايجانيها، و رفع هرگونه تبعیض و ستم ملی ، یک نهاد واقعی پیش برنده این سیاست ها لازم است واین چیزی جز پارلمان محلی آذربایجان نهاد دیگری نمی تواند باشد.
هئيات اجراييه جنبش فدرال دموکرات آذربايجان
به آتش كشيدن كتابهاى تركى (نقل به مضمون از كتاب \"تاريخ زبان و لهجه هاى تركى\"٫ دكتر جواد هئيت) سوزاندن كتابهاى تركى بعد از سركوب فرقه دمكرات آذربايجان در سال ١٩٤٦ توسط رژيم پهلوى صورت گرفت. اين جنايت٫ سوزاندن تاريخ و هويت يك ملت از اعمال وحشيانه ساسانيان در آذربايجان هم بدتر بود. ...نمايدنگان دولت مركزى به دستور تهران كتابهاى درسى مدارس را جمع كردند و آتش زدند. .....در آن زمان هيچ دولت و سازمانى به اين كشتار و كتابسوزى اعتراضى نكرد حتى سازمانهاى فرهنگى جهان هم ساكت ماندند. مردم آذربايجان كه از همه طرف (چپ و راست) ضربه خورده بودند مىسوختند و جز ساختن چاره اى نداشتند. صمد وورغون از شعراى شاعر مبارز آذربايجان شمالى در سال ١٣٢٦ در مقابل اين جنايت ضدبشرى سكوت را شكسته و در باره كتابهاى سوزنده شده منظومه اى با عنوان \"يانديريلان كيتابلار\" سرود و آن را در كنگره صلح جهانى پاريس – ١٩٥٢ ضمن نطقى به عنوان پروتست-اعتراضنامه خواند. وى در اين شعر اعتراض خود را چنين بيان میكند: يانديريلان كيتابلار- كتابهاى سوزانده شده ١٩٤٧ ترجمه فارسى: جلاد كتابهايى كه تل تل مىسوزانى كتابهايى كه میسوزانى شعله مىكشند٫ درست نگاه كن! جلاد باياتیها و قوشماها در زبان من است بگو ببينم تو به زبان شعر من با حقارت منیگرى؟ جلاد آرزوها اگر بسوزند و آتش شوند خاكستر نمیشوند تاريكى زشت رو از روز ازل دشمن من است آن چوبه هاى دار چيست٫ بگو چه كسانى را به آنها میآويزند؟ جلاد بگوببينم تو نسل فدائيان را بر میاندازى؟ تاريخ را ورق بزن و از من شرم كن
خر منم يا تو؟ الا اي داور دانا تو ميداني كه ايراني چه طرفي بست از اين جمعيت ايران جز پريشاني چرا مردي كند دعوا كسي كو كمتر است از زن *** تو اي بيمار ناداني چه هذيان و هدر گفتي قمي را بد شمردي اصفهاني را بتر گفتي تو را آتش زدند و خود بر آن آتش زدي دامن *** تو اهل پايتختي بايد اهل معرفت باشي چرا بيچاري مشدي , وحشي و بي تربيت باشي مرا اين بس كه ميدانم تميز دوست از دشمن *** گمان کردم که با من همدل و همدين و همدردي چه گويم بر سرم با ناجوانمردي چه آوردي ولي ما را ندانستي به خود هم کيش و هم ميهن *** به شهريور مه پارين که طيارات با تعجيل چه گويم اي همه ساز تو بي قانون و هردمبيل ترا تنبور و تنبک بر فلک ميشد مرا شيون *** بدستم تا سلاحي بود راه دشمنان بستم به کام دشمنان آخر گرفتي تيغ از دستم کنون تنها علي مانده است و حوضش چشم ما روشن! *** چو استاد دغل سنگ محک بر سکه ما زد سپس در چشم تو تهران به جاي مملکت جا زد تو اين درس خيانت را روان بودي و من کودن *** چو خواهد دشمني بنياد قومي را براندازد چو تنها کرد هريک را به تنهايي بدو تازد تو بودي آنکه دشمن را ندانستي فريب و فن *** تو از اين كنج شيرك خانه و دكان سيرابي در اين كولژ كه ندهندت بجز ليسانس تون تابي به گاه ادعا گويي كه ديپلم داري از لندن *** چرا با دوستدارانت عناد و كين و لج باشد مگر پنداشتي ايران ز تهران تا كرج باشد تو گل را خار ميبيني و گلشن را همه گلخن *** تو را تا ترك آذربايجان بود خراسان بود چه شد كرد و لر ياغي كزو هر مشكل آسان بود كنون اي پهلوان چوني نه تيري ماند و ني جوشن *** كنون گندم نه از سمنان فراز آيد نه از زنجان از اين قحط و غلا مشكل تواني وارهاندن جان دگر انبانه از گندم تهي شد ديزي از بنشن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ساعت:25/20
استاندار آذربايجان غربي گفت : جاي پاي سازمان جاسوسي آمريكا "سيا" در اغتشاشات اخير شهر اروميه ديده ميشود. رحيم قرباني روز پنجشنيه در گفتگو با ايرنا افزود: ريشه اين مشكلات در دست آمريكاست و سردمداران كاخ سفيد با اختصاص ۷۰ميليون دلار بودجه كه آن را رسما و علنا اعلام كردهاند، به دنبال رخنه در فرهنگ و تجزيه كشور هستند. وي اظهار داشت: آنها با اختصاص اين بودجههاي كلان تلاش دارند به فرهنگ غني ايران اسلامي ضربه وارد كنند و در اين رابطه ماهوارهها و رسانههاي مختلف را فعال و به خدمت گرفتهاند. استاندار آذربايجان غربي تاكيد كرد: بدون ترديد آنها تلاش دارند قوميتها و خرده فرهنگها را در كشور تحريك كنند. وي ادامه داد: آمريكا توسط عدهاي از افراد خود فروخته ناآگاه و گروهك هاي داخلي به مليت ، فرهنگها و قوميتها نفوذ ميكند و نظام بهدنبال كشف ريشههاي اين مسايل كه به استكبار جهاني برميگردد، است. وي افزود : ايران مديون حماسه ،شجاعت ، شهامت و تدين آذريهاست . در جريان ناآرامي سهشنبه شب اروميه كه با سوء استفاده جمعي معدود از تظاهرات اعتراض آميز مردم به وقوع پيوست، به چند مركز دولتي و اموال عمومي از سوي افراد آشوبگر خسارت وارد شد.
پارلمان قاباغینداکی اعتیراض چیخیشیلا باغلی بیلدیریش
نهضت ملي ضد آپارتايد ملت تورك در اذربايجان با قدرت در تداوم است
دوستان گرامی روزهای موعود خوشبختانه رسيد . با فشارهای جهانی همه جانبه امريکا رژيم جانيان اسلامی را به سه گوشه ای راند !!!! مردم ايران را در انتخاب نوع مبارزه شان مردم شريف آذربايجان بنا بر خصلت تاريخی خود و باهوشی قومی خود که از بسياری از آنان انسان های معروف ايرانی به وجود آمده است . اين ميان رژيم از طرفی و عناصر نفوذی با اهداف غير مردمی برفی که بر ..............مينشيند . نانا
من پان ترک نیستم و هیچوقت اعتقاد نداشتم که هیچ قومیتی برتر از دیگریه. همه اینهایی هم که نوشتم به منظور رسیدن به حقوقیه که فکر نمی کنم به آزادی های مدنی هیچ انسان دیگه ای لطمه بزنه. یک نقد هم به نقدهایی که تو بلاگستان برای موضوع کاریکاتور شده نوشتم. ایام به کام شبح عزیز!
اما باید قبول کرد که تظاهرات تبریز، ارومیه، مراغه و خیلی شهرهای دیگه یک سری تظاهرات تقریبا مدنی بود!(کافیه این قضیه رو با شادی فوتبال دوستان بعد از بازی ایران عراق مقایسه کنید که در اون آشوبها خسارات وارده به اماکن عمومی در تهران خیلی بیشتر بود) باید به ظلم هایی که به تورکها میشه توجه میشد. این مساله ایه که حتی تو وبلاگستان فارسی زبان که ادعای روشنفکری می کنه کمتر توجهی بهش شده! درسته که دستگیری مانی اشتباه بود! اما این اشتباه ، اشتباه دیگه ای بود در جواب اشتباهات خیلی بزرگتری که حکومت قبلا انجام داده!
سلام شبح عزیز! مطلب گیرا و جالبی نوشتی. نگاه کردن به این قضیه از زوایای مختلف نظرات شخصی خودم رو تغییر داده. تبعیضی که نسبت به تورکها و سایر قومیت ها میشه چیز جدیدی نیست. اما برای باز شدن این دمل چرکین عفونی همین یه نیشتر کافی بود.(ترجیح میدم دو تا کامنت بنویسم تا جایگاه اول رو از دست بدم :) |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1272
تعداد نظرات: 33702 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: december 19, 2006 06:59 am
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||