|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
یکشنبه، 17 اردیبهشتماه 1385 | May 07, 2006
● حکم اعدام فیض مهدوی را متوقف کنید
dorood be shoma
تروخدا کس و شر ننويسيد
بعد از يکسال http://dozakhi.blogfa.com دوباره به روز شد...
بعد از يکسال http://dozakhi.blogfa.com دوباره به روز شد...
http://www.danshjjo.blogfa.com/
شبح عزیز
شبح عزيز حال و احوال خوبه؟ ....اميدوارم که خوب باشی.....مدت زياديه که خبری ازت نيست......اميدوارم که همه چيز برات خوب پيش بره.....
gheibate kobraa daain aslan ghaabele ghabul nist
سلام ... خبر میدند که به حبس (؟) تبدیل شد ....
گفت و گو با يک فعال فرهنگي ـ سياسي آذربايجاني: ماجراي آذربايجان، به ظاهر بسيار ساده آغاز شد: چاپ يک کاريکاتور. کاريکاتوريست و نويسنده، هر دو پوزش خواستند، اما ماجرا پايان نيافت. زنداني شدند، اما منطقه همچنان ملتهب است. چرا؟ در جست و جوي پاسخ اين "چرا" و بسياري از "چراهاي ديگر" به سراغ سيروس مددي، از چهره هاي فرهنگي و سرشناس آذربايجان رفتيم. حاصل گفت و گو در زير مي آيد. بنظر شما يک کاريکاتور مي تواند سبب چنين برانگيختگي اي گردد؟ جريحه دار شدن احساسات مردم آذري زبان کشور ما زمينه هاي قبلي هم دارد؟ بنابراين مسئله کاريکاتور نيست. اين کاريکاتور تظاهر سياست، منش و شعوري است که در کشور جريان دارد. اعتراض به شعور و تفکر و سياستي است که به صورت فوق العاده نيرومندي در جامعه ايران رواج دارد و توسط دولت هاي مرکزي پيش برده مي شود. يعني شما مجموعه اين اعتراضات و از جمله اعتراضات دانشجويي را ناشي از نارضايتي هايي مي دانيد که در آذربايجان وجود دارد؟ مي گويند در جريان تظاهرات تبريز هم افراطيون حکومتي نقش داشته اند و هم افراطيون آذري. شما ماجرا را چگونه مي بينيد؟ منظورتان از اين زهر چيست؟ نقش افراطيون آذري در اين ميان چيست؟ پيوند مردم آذربايجان با مردم ديگر نقاط ايران چگونه است؟ اين پيوند را ناسيوناليست هاي افراطي فارس – يعني تجزيه طلبان واقعي – از هم مي گسلند. تحقير زبان ترکي آذربايجان يک عرصه از اين تحقير است. 80 سال است که بخشي از ثروت مردم آذربايجان را صرف تحقير و نابودي زبانش و خودش کرده اند. زباني که مفاهيم جديد تمدني را به زبان فارسي و فارس زبانان ياد داده است [اشاره ام به دوران بالش و رايش انقلاب مشروطيت است] . اينها پيوند ها را تضعيف مي کند و گسست عاطفي نخستين مرحله است. اگر دولت يا روشنفکران فارس به اين روش خود ادامه دهند، اين گسست بزرگتر خواهد شد. لذا تجزيه طلبان واقعي و تضعيف کنندگان واقعي پيوندها کساني هستند که زير علم وحدت خواهي و تماميت ارضي با سياستهاي نژادپرستانه، تبعض آميز و اهانت بار خود ترکهاي ايران [اعم از آذربايجاني و ...] عربها ، کردها ، بلوچها ، ترکمنها و ... را به سوي افراط و به سوي گسست عاطفي مي رانند. چه کساني از اين کشاکشها سود مي برند؟ شما به عنوان يک آذربايجاني در چنين شرايطي چه مي کرديد؟ دریافت با ایمیل
اقدام Amnesty در مقابله با سانسور اينترنتی. اگرمايل هستيد بنرشان را در وبسايتتان قرار دهيد. اطلاعات بيشتر در آدرس زير:
دوستان دانشجو
قربون دلت برم
Shabah: az neveshteye defa az harakate Azerbaijan pashimun shodi ke vardashti? Zire zore dostane arya-eiyat n tonisti davam biyari? vali kare khili khobi kardi, baz ham vasem malum shod k az sabade sibe gandidye shivinizme fars, donbale sibe salam gashtam , sade hohiye. dide falsafiyam ra barraghtar kardi.
دوستان عزیز من کار این کاریکاتوریست را در متن کل موضوع میگذارم و بعد نظرمو میدم تا الآن هنوز نمیدانم کل داستان چی بوده اما ارزیابی اعتراضات تبریز داستان دیگری است: ده هزار نفر اعتراض کرده اند. بنظر من این یعنی مردم تبریز ضد ج.ا. هستند. این یعنی مردم تبریز علیه فقر و ستم ملی تحمیلی رزیم هستند. اعتراض تبریز ادامه اعتراض دانشجویان تهران و پلیتکنیک و طباطبایی است. ادامه اعتراض کارگران واحد و سقز و سنندج است. ادامه اعتراضات مردمی شهرهای کردستان است. قبل از هر چیز معنای سیاسی داره و آن نخواستن ج.ا. است. اینکه کسانی از عوامل خود رزیم و یا مردم ساختمان آتیش بزنند در درجات بعدی است. اینکه یک عده قوم پرست چهار شعار علیه فارسها بدن نباید باعث رد کردن اعتراض شود. یک جمعیت ده هزار نفره حتما توشون اوباش حزب اللهی و قوم پرستان ترک و طرفداران حمله آمریکا هم بودن. اما انگشت گذاشتن روی اعمال و شعارهای هیچ یک از این گروه ها نباید باعث منحل و منفی و تخطئه اعتراضات مردمی و ضد رزیمی شود. حکومت خدا در محاصره مردم معترض سراسر شهرها است و حتما وزارت اطلاعت دست رو دست نمیگذارد و در کنار دستگیری و سرکوب فردا وسط معرکه به دو زن تجاوز میکنند و میگویند ببینید کیا اومدن خیابون. باید در ارزیابیمان دقیقتر باشیم عزیز.
تبریز به پا می خیزد! مازیار رازی – یاشار آذری 28 سال پیش در 29 بهمن 1356 مردم شهر تبریز به پا خواست (ضمیمه). یکسال پس از آن اعتراضات توده ای کارگران و زحمت کشان رژیم شاه را سرنگون کرد. مردم آذربایجان نیز در این سرنگونی نقش تعیین کننده ایفا کرد. بقیه در
Save Fatemeh Haghighat Pajouh from execution http://www.ipetitions.com/petition/Save-Fatemeh/
سلام دوست قديمی ..
نامه ی سرگشاده به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامي جناب آقای صفار هرندي، سلام عليكم.
مردم ايران، دين و مسلك و دولتی را گزیده اند که معيار و ملاك صحت و سقم امور را، آزادگی و حقيقت طلبي می دانند، حق را به سیاست مدن و صلاح گروهی نمی فروشند و از جایگاه خویش خارج نمی شوند.
سخنان شما را در مراسم بزرگداشت مقام فردوسي و به حقیقت در مراسم به اوج رسانی کتاب شاه نامه شنيدم و همراه با دیگر اصحاب خرد، احساس شرمندگی کردم که جایگاه وزیر ارشاد حکومت اسلامی، درباره ی شاه نامه را، با موضع فروغی زمان رضا شاه همسان و بل متعصبانه تر دیدم و خواندم که مشتی افسانه ی کودکانه ی ناممکن و بیرون از قواعد عقل و تاریخ و گذشت روزگار را، که جز به اسطوره تعبیر نشده، با هویت و دیرینه ی این سرزمین یکی گرفته، قراردادن هر سئوالی بر این مجموعه اباطیل مناسب نقل در قهوه خانه های قدیم، به عنوان مکملی بر افیون کشی آزاد دورانی معین را، ستیزه با هویت ملی اعلام کرده اید و فرموده اید که ایرانیان در سراسر تاریخ پر افت و خیز خود، برای مقاومت در برابر بیگانه، الگویی جز کتاب شاه نامه نداشته اند و بدین ترتیب روح و جسم تمام شهدا و معلولین و آسیب دیدگان جنگ هشت ساله ی اخیر را، که با شعار الله اکبر جان سپردند و صدمه دیدند و نه با مثلا «چو ایران نباشد تن من مباد»، آزردید، چرا که باریک اندیشان و تیز بینان، در صحت و امانت همین بیت بازاری هم مرددند و آن را در زمره ی ابیاتی می دانند که باستان ستایان و عرب و اسلام ستیزان، به همراه چند بیت دیگر از همین قماش، در باب تشیع فردوسی و ستایش زبان فارسی، برای تحمیق عمومی، در عهد رضا شاه باب کرده و به هجو نامه ی قلابی شاه نامه افزوده اند. شاید هم شما آن کتابی را که مردم فراز سر فرزندان و برادران و شوهران شان می گرفتند تا با عبور از زیر آن و به امید شهادت روانه ی جبهه شوند، شاه نامه فرض کرده اید؟!!
وانگهی چه گونه به خیال تان گذشته است که کتاب فردوسی مورد اقتداء و تمسک و توسل مردمی بوده است که در هزاره ی گذشته حتی نسخه ای شاه نامه در اختیار نداشته اند و آن کم تر از ده نمونه ی موجود کنونی، که بر برخی از آن ها ظن جعل و نو نوشتگی می رود، تماما مسوده هایی است نه برای قرائت عموم، که مختص زرق و برق دربارها و در پس همین مطلب حکایت هاست که بی تردید از آن با خبر نیستید، چنان که نمی دانید نخستین نسخه ی چاپی و عمومی شاه نامه، برای عرضه در مراسم هزاره ی فردوسی، در سال ۱۳۱۳ شمسی را، یهودیان با سرمایه ی کتاب فروشی «یهودا بروخیم و پسران» بیرون داده اند و اگر «فرهنگ شاه نامه ی فردوسی» فریتس ولف یهودی را هم، یهودیان آلمان در همان زمان چاپ و به نشست هزاره ی فردوسی تقدیم کرده اند، پس ممکن است لحظه ای از خود بپرسید چرا یهودیان تبلبغات در باب شاه نامه را با خیالات توطئه گرانه ی خود مطابق می بینند و برای انتشار وسیع تر آن سرمایه می گذارند و محقق اجیر می کنند؟
آقای وزیر. شما در مقامی ننشسته اید که بدون محاسبات لازم و شناخت مناقشات فرهنگی، خود را در اختیار این و یا آن گروه بگذارید. شما مقام سیاسی نیستید و حق مداخله سیاسی به سود هیچ برداشت فرهنگی از مسائل مورد اختلاف را ندارید. حد اکثر اختیارات شما دعوت به گفت و گو گرد مبهمات فرهنگ ملی ماست، تا از بنیان با مقولات مورد شقاق آشنا شویم. این که توهین به شاه نامه را مقدمه ایران ستیزی گفته اید، خود بدترین توهین و گفتار ایران ستیزانه و هویت شناسانه است که تاکنون به گوش مردم رسیده است.
از سخنان شما معلوم است که نه فقط همین شاه نامه را نیز نخوانده اید، بل از اسناد و ادعاهای جدید، که داستان غم بار شاه نامه سرایی را عرضه کرده، بی خبرید و نمی دانید که سرسخت ترین منتقد و حتی دشمن شاه نامه، شخص فردوسی است و به شما نگفته اند که فردوسی در مقدمه ی کتاب «یوسف و زلیخا»ی خود، تمام مطالب آن دیوان شعر را دروغ خوانده و از صرف عمر برای تدوین در برابر دستمزد آن، اظهار پشیمانی و توبه کرده است. دلم سیر گشت از فریدون گرد، مرا زان چه او تخت ضحاک برد گرفتم دل از ملکت کیقباد، همان تخت کاووس کی برد باد ندانم چه خواهد بدن جز عذاب، ز کیخسرو و جنگ افراسیاب ز من تافته بد دل روزگار، که از من نیامد همی خوب کار نگویم دگر داستان ملوک، دل ام سیر شد ز آستان و سلوک نگویم سخن های بی هوده هیچ، نگیرم به بی هوده گفتن بسیچ که یک نیمه ی عمر خود کم کنم، جهانی پر از نام رستم کنم نگویم دگر داستان های قهر، بگردانم از نامه ی مهر چهر که آن داستان ها دروغ است پاک، دو صد زان نیرزد به یک ذره خاک که باشد سخن های پرداخته، به نیرنگ نه ز اندیشه برخاسته بد جایگاهی گرفته اید، آقای وزیر. اینک باستان پرستان و اسلام و عرب ستیزان از سخنان شما احساس اقتدار می کنند، شما را که تا همین چند ماه پیش به سبب حضورتان در هیئت تحریریه ی کیهان، جلاد و بازجو و شلاق کش معرفی می کردند، به خاطر شاه نامه ستایی اخیر، مقتدا قرار داده اند و درست یک روز پس از سخنان باستان ستایانه ی شما، همان کسان که برای تان در آن نشست هورا کشیدند گفتار مرا در باب تاریخ ایران، با هوچیگری و هیاهو و اوباشگری رذیلانه و با هدف آدم کشی، در دانشگاه فردوسی مشهد بر هم زدند. مسئولیت شما در همین حوزه ای است که فراموش کرده اید. باید نخستین معترض به چماق کشی فرهنگی باشید که نیستید و مطبوعات و مراکز اطلاع رسانی فرهنگی ما نیز، که اگر کسی مثلا با آقای سروش بلند صحبت کند، خرد کائنات را درهم ریخته می پندارند، در باب این ضایعه ی رخ داده در دانشگاه مشهد ساکت اند، زیرا وزیر این گونه امور، شاید هم که با شادمانی، ساکت است و در نزاع هایی جانب می گیرد که ورود به آن، نه در حیطه ی او، که خاص اصحاب تحقیق است.
اطراف خود را بپایید، آقای وزیر و هر نوشته ای را که مشاوران اعظم به دست تان می دهند در مجامعی که از ماهیت آن ها بی خبرید، به صدای بلند نخوانید، چنان که در گفتار شما در باب سعدی در ابتدای همین اردیبهشت ماه، چندین سهل اندیشی خلاف قاعده بود و از ستایش ها و کف زدن های هدفمند غره نشوید و اگر خیال دارید در حد جایگاه فرهنگی خود عرض اندام کنید، شما را می خوانم که با تمام شاه نامه شناسان اطراف خویش، به مناظره ای در باب شناخت این سند یهود ساخته بنشینیم، که تنها در ۷۰ سال اخیر، همزمان با تجدید حیات و سازمان دهی مجدد شعوبیه، به سعی لابی های یهود، به قصد دامن زدن به ستیزه های قومی و افتخار تراشی باسمه ای برای تجزیه طلبان فارس، مورد استناد جماعت وطن فروش و عرب و اسلام ستیز و در راس آن ها پدر و پسر پهلوی بوده است!
وتواصوا بالحق وتواصوا بالصبر. + نوشته شده توسط ناصر پورپیرار در جمعه بيست و نهم ارديبهشت 1385
سلام ... اکاملا درست میگویی اما امان از تنگ نظری ... چندی پیش من در پستی فقط از مارکس نام بردم : مارکس دین را تریاک توده نامید و تریاک جزو موادمخدر تسکین دهنده هست، اما امروزه مشاهده استفاده دیگری از ادیان هستیم و باید از موادمخدر تحریک کننده نام برد: کوکائین تودهها!! یکی از دوستان امد و پیامی گذاشت که به پست ربط نداشت: *راه حل اینکه ما هم در آینده به مشکلات و نقایص آنها دچار نشویم این نیست که برویم سوسیالیست یا چپگرا یا چیزی شبیه این بشویم. * .... میبینی که بعضی هنوز از دهه شصت چیزی نیاموختند
I am coming out of closet. I am a lesbian and proud.
شبح گرامی!
رژيم اسلامي عقب مي نشيند! حکم اعدام ولي فيض مهدوي در روز سه شنبه اجرانميشود! ولي الله فيض مهدوي زنداني سياسي محکوم به اعدام يک قدم از مرگ فاصله گرفت. طبق اخباري که از طرف وکيل او در رسانه هاي خبري اعلام شد، ولي فيض مهدوي روز سه شنبه ۱۶ ماه مه اعدام نميشود. قبلا اعلام شده بود که روز سه شنبه ۱۶ ماه مه، روز اجراي حکم اعدام فيض مهدوي است. بر عليه اين حکم و اين رفتار وحشيانه حکومت اسلامي در سراسر جهان اعتراضات گسترده اي انجام گرفت. کميته بين المللي عليه اعدام بر عليه اين حکم اعدام, کمپيني را اعلام کرده و مجموعه اقداماتي را بر عليه اين حکم انجام داد. سازمان عفو بين الملل به اين حکم اعتراض کرده و مجموعه سازمانهاي مدافع حقوق انساني در ايران و يا خارج از ايران، به اين حکم اعتراض کردند. فعالين کميته عليه اعدام در شهرهاي استکهلم، کلن و يا در آنکارا و شهرهاي ديگر با برگزاري ميتينگ و يا ميزهاي اطلاعاتي بر عليه اين حکم اعتراض کرده و امضا جمع کردند. طي يک ملاقات با معاون وزير امور خارجه دولت سوئد ، نمايندگان کميته عليه اعدام خواهان اعتراض به اين حکم شدند. در جريان سفر مينا احدي به کشور اطريش در يک هفته گذشته، وي طي ملاقات با رئيس کميسيون حقوق بشر پارلمان اطريش از اين کميسيون خواست به حکم اعدام فيض مهدوي اعتراض کنند. همچنين مينا احدي در ملاقات با معاون سازمان عفو بين الملل اطريش ،از اين نهاد مدافع حقوق بشر، درخواست کرد به اين حکم فورا اعتراض کنند. بدنبال اعلام تاريخ اجراي حکم اعدام از سوي مقامات زندان ، مينا احدي روز جمعه ۱۲ ماه مه طي تماس تلفني با چند نفر از نمايندگان پارلمان اروپا ، خواهان اعتراض فوري و اضطراري به اين حکم شد. ولي فيض مهدوي بجرم فعاليت سياسي و بجرم مخالفت با حکومت اسلامي به اعدام محکوم شده بود. اکنون رژيم اسلامي در مقابل اعتراضات جهاني به اين حکم عقب نشسته است. تجربه فعاليتهاي گسترده کميته عليه اعدام بر عليه احکام اعدام در ايران نشان ميدهد که جمهوري اسلامي ايران، همواره زير فشار اعتراضات مجبور ميشود زانو بزند. اعلام خبر عدم اجراي حکم در روز سه شنبه يک گام به پيش است. ما ضمن ابراز خوشحالي از اين خبر، يکبار ديگر بر ادامه يافتن اعتراضات و اعمال فشار به رژيم اسلامي براي لغو قطعي حکم اعدام فيض مهدوي تاکيد ميکنيم. کميته بين المللي عليه اعدام ۱۴ ماه مه ۲۰۰۶ تلفن تماس: ۰۰۴۹۱۷۷۵۶۹۲۴۱۳ minaahadi@aol.com http://www.adpi.net/
نامه سر گشاده حسن پناهی مدير و مسئول سايت روزنه برای اطلاع عموم !
جمهوری اسلامی و عوامل سرکوبش در استيصال و زبونی ، سياست ارعاب،بازجويی، اذيت و آزار خانواده های فعالين سياسی در ايران را شدت بخشيده اند. در روزهای اخیر اطلاعات سپاه پاسداران جمهوری اسلامی مادر پير و خواهر بزرگم را همراه با همسرش به بازجويی در باره من، سايت روزنه، و ديگر اعضای خانواده کشيده اندּ رژيم برای ارعاب و ايجاد وحشت و تحت فشار قرار دادن خانواده اطلاعات سوخته و علنی را که من خود بارها در مورد آنها نوشته و انتشار داده ام و يا در تلويزيون حرف زده ام را برای مرعوب کردن خانواده برای آنها بازگو و عنوان ميکنند که در همه جای دنيا جاسوس و خبرچين دارندּآنها با ارائه اطلاعاتی علنی برای مادر و خانواده ای که کمترين تماس و ارتباط را با من دارند ضمن قدر قدرتی و ايجاد وحشت به دنبال تکميل اطلاعات و آبديت کردن آنها ميگردند!
اگر چه چيزی برای پنهان کردن وجود ندارد! يک مبارزه سياسی و رو در رو برای افشای جنايات جمهوری اسلامی، اطلاع رسانی و شکستن سد سانسور و فيلتر، و نهايتأ حذف و سرنگونی جمهوری اسلامی در جريان استּ ترس و وحشت، زبونی و استيصال رژيم را از لابلای سئوالات و حساسيتهايی که در رابطه با ماهواره و اينترنت عنوان کرده اند بخوبی ميتوان بازيافت! ساوامای رژيم از طرفی ايجاد جو ارعاب و وحشت در ميان فاميل و مردم را دنبال ميکنند اما از سوی ديگر ميخواهند بدانند آيا در ميان اعضای فاميل کسانی به ماهواره و يا اينترنت دسترسی دارند يا نه؟
و البته اين فقط منحصر به خانواده من تنها نمیشود، طبق اطلاعاتی که تا کنون وجود دارد و همينطور اطلاعيه های رسمی جريانات سياسی، وزارت اطلاعات دائما مشغول اذیت و آزار خانواده های زندانيان و تبعيديان سیاسی بوده و ميباشدּ
حاميان تحجر و تاريکی از نفوذ و اعتبار جنبش کمونيسم کارگری، از بسط و گسترش مبارزات کارگران، زنان و جوانان و تمامی اقشار مردم، از اعتبار و نفوذ رسانه ها و شخصيتهای سياسی، که تاريخ بيش از سه دهه مبارزه را چه با رژيم شاه سالاری و زندانهای آن و چه از بدو استقرار جمهوری جنايتکار اسلامی با خود حمل ميکنند، به هراس و دست و پا افتاده اندּ از تاثير گذاری، هدايت و تعمیق مبارزات جاری مردم و کارگران توسط رسانه ها و نشريات، از شکستن سد سانسور و فيلتر به وسيله سايتهای اينترنتی و از جمله روزنه به وحشت و هراس افتاده اند، و در اين راستاست که زبونانه تقاضا ميکنند که سايت روزنه فعاليت خود را متوقف کند، و تبليغات عليه جمهوری اسلامی را کاهش دهد!
آنها به بی نتيجه بودن فيلترينگ مستمر و تلاش بیهوده خود در اين زمينه پی برده اند، و لذا اکنون عاجزانه همراه با تهديد پيغام ميفرستند که فعاليت افشاگرانه را متوقف کنيد!
به راستی مسخره است، جمهوری اسلامی در آخرين بازی مرگ و زندگی دست و پا ميزند، بحران از هر طرف سر تا پای رژيم را فرا و در محاصره خود خفه ميکند، و ميرود که در زمانی نه چندان دور سايه شوم آنها را از بالای سر مردم ايران با نيروی پر قدرت انقلاب مردم برای هميشه پاک کند، اما تهديد و ارعاب از ارکان جدايی ناپذير اين رژيم و اسلام سياسی تا آخرين دقايق موجوديت آن استּ حکايت جمهوری اسلامی به غريقی ميماند که در حال غرق شدن هر چه بيشتر دست و پا ميزند، بيخبر از اينکه اين دست و پا زدنها هرچه زودتر او را به مرگ نزديک ميکند!
اما نکته جالب ديگر اين است که رژيم قدر قدرتی خود را اينچنين به رخ خانواده ها ميکشد و اينکه گويا در همه دنيا جاسوس دارد. رژيم فراموش کرده است که دوران سالهای جنايات و ترور آشکار و پنهان آنها یعنی سالهای۶٠ تا ۶۷ مدتها ست که سپری شده استּ امروز دور مبارزات مردم و به زير کشيدن آنهاست! ما بارها اعلام کرده ايم که جنايت، آدمکشی و ترور جزو لاينفک اين رژيم نکبت اسلامی استּ اگر آنها اکنون فرصت آن را نميابند نه به دليل تغيير ماهوی در روشهای آنهاست بلکه به دليل تغيير توازن قوا به نفع مردم چه در سطح جهانی و چه داخلی است! نباید اجازه دهیم که رژيم منحوس اسلامی با فشار به خانواده ها و ايجاد رعب و وحشت و دامن زدن به جو پليسی برای خود زمان بخرد، و مبارزات و ارتباطات ما را تحت تاثير قرار دهدּ هر حرکت رژيم فقر و نکبت سرمايه بايد بر عليه خودش تبديل گردد، و به ابزاری برای افشای هر چه بيشتر آنها در ابعاد جهانی و محلی تبديل شود!
خانواده زندانیان سیاسی و تبعیدیان جمهوری اسلامی شایسته حمایت گرم مردم هستند. هر خانواده ای از زندانيان سياسی و تبعيديان جمهوری اسلامی بايد مرکز ملاقات و ايجاد فضای صميميت و همدلی با اين خانواده ها و شور و احساس برای یک زندگی و دنيای بهتر برای همگی باشد! جمهوری اسلامی دوران پایانی، خود را سپری ميکند، آنها استعداد و امکان هر جنايتی را دارند، راه مقابله با جمهوری توحش و تروريسم اسلامی سکوت و پنهانکاری نيست، اين هدفی است که آنها دنبال ميکنند، تا جنبش اعتراضی و رو به رشد را از خيابانها و مراکز تجمع به مخفیگاهها و زير زمين خانه ها منتقل کنند و با ارعاب مردم برای خود وقت بخرندּ راه حل ما مبارزين و تبعيديان سياسی برای آزادی و برابری و يک دنيای بهتر، گسترش افشا و علنی کردن هر حرکت مذبوحانه جمهوری اسلامی استּ سايت روزنه آمادگی خود را برای افشای سياست فشار و ايجاد جو ارعاب و پليسی در ميان خانواده ها اعلام ميدارد، اين چنين مواردی را به روزنه گزارش کنيد تا در سطح علنی منعکس گردد! با احترام و تشکر از همکاری شما! حسن پناهی ٠۶٠۵١٢
البته این هم آدرساش! http://www.petitiononline.com/val16may/petition.html
سلام شبح جان - طوماری برای حمایت از فیض مهدوی درست شده که اگر صلاح میدونی ممنون میشم انعکاس بدی. خیلی هم متشکر. :)
متأسفانه تنها کاری که اکثراً میتوانيم انجام دهيم و انجام میدهيم، فرياد زدن، آن هم در دنيای مجازی است... ما نامه امضا میکنيم که حکم اعدام فلانی را متوقف کنيد، آنها هم میگويند چشم.
اعدام به خاطر فعالیت سیاسی واقعا چندش آوره. چقدر باید زبون بود که به خاطر آسیب ندیدن گوشه ای از قدرت جون انسانها رو قربانی کرد
رامین مولائی hat gesagt… خود آموز فوری*
نانای عزيز چگونه گارانتی ميکنی که اينها کسی را اعدام نميکنند، همين ۳ ماه قبل بود که حجت زمانی را اعدام کردند و هنوز جسدش را هم به خانواده اش نداده اند.
وارطان سخن نگفت با صدای شاملو.بياد تمامی عزيزانی که در بندند.
شبح عزیز
شبح جان
اينا گه بخورن که جرات کنن کسی را اعدام کنند کار اينان تمام تمام است درست به شکل گربه ای وحشی هيچ چاره ای جز نشان دادن پنجه های پوسيده خود به اين شکل فرزندان آزاده ايران را آزاد کنيد رجاله های
ترانهي نازنین!(1) رامین عزیز(2) زیتون جان(3)
شبح جان. کجا میتونم در مورد فیض مهدوی بیشتر بدونم؟ جرمش چیه و کجا دستگیر شده؟ رامین جهانبگلو رو دیگه چرا گرفتن؟:(
سلام !
شبح عزيز اگر زمانی و روزی فعالیت سیاسی صدای آزادی خواهان بود امروز به بد شگونی حکومتی عقب مانده/ فسیل و فاسد هر کس که در ایران زنده گی می کند در مقابل خواست های انسانی اش بنوعی مقابل این حکومت قرار می گیرد و در آزار و شکنجه است. حکم اعدام فیض مهدوی را متوقف کنیم! |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1266
تعداد نظرات: 26807 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 30, 2006 05:06 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||