پنجشنبه، 24 فروردینماه 1385 | April 13, 2006

کيک زرد و جام زهر

اين روزها حکومت ايران با اجرای حرکات موزون(رقص سابق) و اصوات ميمون(موسيقی سابق) تکميل شدن چرخه‌ای توليد سوخت هسته‌ای را جشن گرفته است و ورود ايران را به باشگاه هسته‌ای‌ها شادباش می‌گويد اما اکثريت مردم ايران به اين هياهوها با نگرانی و دلهره می‌نگرند. مردم ايران مدت‌هاست ديگر حساب خودشان را از حکومت جدا کرده‌اند اما می‌دانند چه بخواهند چه نخواهند سرنوشتان با حکومت گره خورده است.
مردم ايران هيچ علاقه‌ای به داشتن فن‌آوريی ندارند که برای‌شان جز مرگ و نيستی چيزی به ارمغان نمی‌آورد. جزو هشت کشور دارای چرخه‌ی کامل سوخت هستی بودن برای کشوری که فقر و بيماری و نابسامانی اجتماعی از در و ديوارش می‌بارد مثل اين می‌ماند که کسی را با گلوله‌های طلايی تيرباران کنند!
به هر حال پروژه‌ی ورود ايران به باشگاه هستی پروژه‌ای بود که از زمان حکومت پيشين آغاز شد و از همان زمان مخالفين حکومت وقت اين پروژه را مخالف منافع مردم ايران و جهان می‌دانستند. آمريکا که در آن زمان مدافع هسته‌ای شدن ايران بود اکنون رياکارانه خود را مخالف نشان می‌دهد اما به هر حال اين بازی موش و گربه بين حکومت ايران که به جز سال‌های بحرانی 57 و 58 و 59 هميشه در بلوک غرب بوده است و آمريکا و اروپا بازی خطرناکی است که ممکن است عواقب بسيار بدی برای مردم منطقه و جهان داشته باشد.
اعلام عجولانه‌ی دست‌يافتن به چرخه‌ی برگشت‌ناپذير توليد سوخت هسته‌ای توسط حکومت ايران بيش از آن که مانوری استراتژيک باشد تاکتيکی برای دعوت به مذاکره با دست بالاست. حکومت ايران می‌خواهند نشان دهند که می‌تواند بهتر از "شاه" نقش ژاندارمی منطقه را بازی کند و توان و قدرت وزنه‌ای برای ايجاد امنيتی مناسب تداوم منافع غرب در منطقه را دارد.
بازی مشخص است و بازی‌گران‌اش بازی‌خورده‌هايی هستند که قرار است دستی را ببوسند که سال‌هاست آرزو می‌کنند بشکند.
مذاکره با آمريکا و حل مشکلات فی‌مابين هميشه در دستور کار حکومت ايران بوده است چه در زمان جنگ و ماجرای مک‌فارلين و چه در پذيرش قطع‌نامه و نمايش زهرنوشی، چه در دولت سازنده‌گی! و چه در دولت گفت‌وگوی تمدنی! هم‌واره برقراری ارتباط با آمريکا در دستور کار بوده است اما جناح و بخشی که اکنون احمدی‌نژاد آن را نماينده‌گی می‌کند بيش از هر جناحی منافع خود را در صورت برقراری اين ارتباط در خطر می‌ديده است به همين دليل هم‌واره منتقد برقراری اين ارتباط بوده است اما اکنون که اين جريان برسرکار است فرصت مناسبی پيش آمده است برای برقراری اين ارتباط فرمول آن هم مشخص است اول اوضاع را به‌شدت وخيم و خطرناک می‌کنند و بعد مصلحت مردم و نظام و اسلام را پيش می‌کشند و تن به مذاکره و دادن امتيازهای بی‌شمار می‌دهند. اين اتفاق دقيقا در مورد جنگ هم صورت گرفت. اوضاع را با قايق‌های تندرو و جنگ شهرها به شدت بحرانی کردند و ميخ نهايی به تابوت را هم آمريکا با زدن ايرباس کوبيد و بعد نوش‌آنوش نوشيدن جام زهر به هوا خاست!
آتش‌کارن با تجربه می‌دانند که برای خاموش کردن آتش بايد آتشی در نقطه‌ای مقابل آن به‌پا کرد و ظاهرا آتش‌بازی‌های حکومت ايران همان آتشی است که قرار است آتش موجود بين روابط تهران-واشنگتن را فرونشاند اما همه می‌دانند که بازی با آتش کار خطرناکی است. اين آتش‌بازی يا حکومت ايران را خاکستر می‌کند يا آن را وارد فاز جديدی می‌کند فاز ثبات نسبی و برقراری ارتباط با آمريکا هر چند ارتباط با آمريکا ممکن است در نهايت همان سرنوشتی را برای حکومت فعلی ايران رقم بزند که برای حکومت سابق رقم زد. اين کيک زرد شباهت زيادی با کيک مک‌فارلين دارد اما بعيد است اين جشن به سرنوشت آن جشن تبديل شود اين مراسم يا به عزا ختم می‌شود يا به عروسی ديگر سياست "صبر و انتظار"، "نه جنگ نه صلح" و "چماق و گردو" سياستی نيست که قابل تداوم باشد.
به هر حال اين روزها روزهای سرنوشت‌سازی برای مردم ايران است و متاسفانه سرنوشت مردم ايران دارد بدون حضور آنان رقم می‌خورد. آينده هر جه باشد اگر بدون حضور مردم صورت بگيرد بی‌شک منافع آنان را درپی نخواهد داشت.

April 13, 2006 10:43 AM | TrackBack

nazanin 23:43 @ Fri, 28 Apr 06

توجه....توجه..... خاتمی ( این سيد همیشه خندان ) در شهرستان قم مورد حمله وضرب وشتم شدید مردم قرارگرفت. چگونگی اين درگيری بعدا به اطلاع خواهد رسيد.......... درود بر مردم هميشه فهرمان ايران.


عکس العمل ملل 6:19 @ Fri, 28 Apr 06

عکس العمل ملل ساکن کشور چگونه خواهد بود؟

لوموند ديپلماتيک بزبان فارسي در آخرين شماره خود غير مستقيم اشاره مي کند که در صورت حمله آمريکا به ايران، ملل ساکن ايران از آمريکا حمايت خواهند کرد: “مناطق کردنشين شمال غربي و بلوچهاي جنوب شرقي”… از جمهوري اسلامي دفاع نخواهند کرد.
بنابراين در صورت حمله آمريکا و يا حتي اسرائيل عليرغم تبليغات 24 ساعته جمهوري اسلامي عليه “صهيونيسم” انتظار حمايتي از جانب اقليت هاي ملي ساکن کشور نمي رود.
قابل توجه است که با سرکوب وحشيانه و پايمال کردن حقوق ملت هاي ساکن ايران کردها، بلوچ ها، ترکمن ها، ترک هاي آذري و عرب ها… نيروهائي هستند که با ضعف حکومت مرکزي در منطقه شان قدرت را بدست بگيرند و از آزادي، برابري و عدالت برخوردار شوند.
نيروهاي ملي در اين مناطق که منافعشان در تقسيم قدرت و عدم تمرکز رقم مي خورد، بي شک همانگونه که کردهاي عراق در اين کشور از موقعيت خوبي برخوردار شدند، در روياي بدست آوردن چنين فرصتي هستند.
در کشورمان ايران که بويژه در دهه هاي اخير از جانب حکومت محمد رضا شاه پهلوي با دکترين “شونيستي و پان ايرانيسم” حاکميت يک ملت، يک زيان و يک مرکز را با زور و سرنيزه به ملل ساکن کشور تحميل کرده بود و در کشوري که مراکز حامي دمکراسي شکل نگرفته و مردمي که با فرهنگ قهرمان پروري زيسه اند، تقسيم عادلانه قدرت، پذيرفتن داوطلبانه عدم تمرکز و دمکراسي که به ملل ساکن کشور زيست برابر حقوق با ملت حاکم را بدهد به سهولت امکانپذير نخواهد بود، بدين جهت سست شدن پايه هاي حکومتي کشور بمنزله رهائي ملل تلقي خواهد شد و بالاخره توازني در ميان نيروهاي ملي و نيروهاي حامي مرکز بوجود خواهد آورد.
ويژگي قرار گرفتن مناطق ملي در مرزهاي کشور اين امکان را مي دهد که نيروهاي خارجي با اتکا به مليت هاي ساکن مناطق مرزي مي توانند رژيم ايران را محاصره و ساقط کنند، زيرا که رژيم جمهوري اسلامي پايگاهي در ميان آنها ندارد. در سرتاسر کشور نيز پايگاه رژيم ايران در ميان بويژه جوانان و زنان سست تر از ديگر اقشار جامعه است.
عامل تعيين کننده در راستاي اين سياست اهميت يافتن نقش اقليت هاي ملي و قرار گرفتن محل زيست آنان در موقعيت استراتژيک جغرافيائي است. اگر در عراق آزادي اين کشور از دست رژيم جنايتکار صدام از کردستان آغاز شده باشد در ايران مي تواند از سرتاسر کشور بويژه از چهار گوشه کشور آغاز گردد.


عکس العمل ملل 6:19 @ Fri, 28 Apr 06

عکس العمل ملل ساکن کشور چگونه خواهد بود؟

لوموند ديپلماتيک بزبان فارسي در آخرين شماره خود غير مستقيم اشاره مي کند که در صورت حمله آمريکا به ايران، ملل ساکن ايران از آمريکا حمايت خواهند کرد: “مناطق کردنشين شمال غربي و بلوچهاي جنوب شرقي”… از جمهوري اسلامي دفاع نخواهند کرد.
بنابراين در صورت حمله آمريکا و يا حتي اسرائيل عليرغم تبليغات 24 ساعته جمهوري اسلامي عليه “صهيونيسم” انتظار حمايتي از جانب اقليت هاي ملي ساکن کشور نمي رود.
قابل توجه است که با سرکوب وحشيانه و پايمال کردن حقوق ملت هاي ساکن ايران کردها، بلوچ ها، ترکمن ها، ترک هاي آذري و عرب ها… نيروهائي هستند که با ضعف حکومت مرکزي در منطقه شان قدرت را بدست بگيرند و از آزادي، برابري و عدالت برخوردار شوند.
نيروهاي ملي در اين مناطق که منافعشان در تقسيم قدرت و عدم تمرکز رقم مي خورد، بي شک همانگونه که کردهاي عراق در اين کشور از موقعيت خوبي برخوردار شدند، در روياي بدست آوردن چنين فرصتي هستند.
در کشورمان ايران که بويژه در دهه هاي اخير از جانب حکومت محمد رضا شاه پهلوي با دکترين “شونيستي و پان ايرانيسم” حاکميت يک ملت، يک زيان و يک مرکز را با زور و سرنيزه به ملل ساکن کشور تحميل کرده بود و در کشوري که مراکز حامي دمکراسي شکل نگرفته و مردمي که با فرهنگ قهرمان پروري زيسه اند، تقسيم عادلانه قدرت، پذيرفتن داوطلبانه عدم تمرکز و دمکراسي که به ملل ساکن کشور زيست برابر حقوق با ملت حاکم را بدهد به سهولت امکانپذير نخواهد بود، بدين جهت سست شدن پايه هاي حکومتي کشور بمنزله رهائي ملل تلقي خواهد شد و بالاخره توازني در ميان نيروهاي ملي و نيروهاي حامي مرکز بوجود خواهد آورد.
ويژگي قرار گرفتن مناطق ملي در مرزهاي کشور اين امکان را مي دهد که نيروهاي خارجي با اتکا به مليت هاي ساکن مناطق مرزي مي توانند رژيم ايران را محاصره و ساقط کنند، زيرا که رژيم جمهوري اسلامي پايگاهي در ميان آنها ندارد. در سرتاسر کشور نيز پايگاه رژيم ايران در ميان بويژه جوانان و زنان سست تر از ديگر اقشار جامعه است.
عامل تعيين کننده در راستاي اين سياست اهميت يافتن نقش اقليت هاي ملي و قرار گرفتن محل زيست آنان در موقعيت استراتژيک جغرافيائي است. اگر در عراق آزادي اين کشور از دست رژيم جنايتکار صدام از کردستان آغاز شده باشد در ايران مي تواند از سرتاسر کشور بويژه از چهار گوشه کشور آغاز گردد.


سی ميليون آذربايجاني اير 5:53 @ Fri, 28 Apr 06

مراقبت از احوال سی ميليون آذربايجاني ايران

الهام علی اف رئيس جمهوری آذربايجان كه در حال ديدار از آمريكاست در بخشی از جلسه پرسش و پاسخ خود به مسئله ايرانيان آذربايجانی نيز پرداخت.
خبرنگار روزنامه تركيه ای تركيه از او پرسيد كه سياست دولتش در قبال منطقه ای كه وی از آن با عنوان “آذربايجان جنوبی” نام برده چيست.

اين خبرنگار شمار ايرانيان آذربايجانی را “بيش از بيست ميليون” قملداد كرد اما آقای علی اف در پاسخ گفت كه بنابر برآورد دولت جمهوری آذربايجان بيش از پنجاه ميليون آذربايجانی در نقاط مختلف جهان ساكنند كه حدود سی ميليون از آنها در ايران زندگی می كنند و سرنوشت آنان برای دولت جمهوری آذربايجان خيلی مهم است و اين دولت می كوشد در برآورد كردن خواسته های آنان به ايشان كمك كند و در عين حال با كشورهايی كه آذربايجانيها در آن زندگی می كنند روابط خوبی برقرار كند تا وضعيت زندگی آذربايجانيها در اين كشورها هم بهتر شود.

الهام علی اف سپس به سفر سال گذشته خود به ايران اشاره كرده كه طی آن كنسولگری جمهوری آذربايجان در شهر تبريز، مركز استان آذربايجان شرقی رسماً گشايش يافت و اين اقدام را گامی بسيار مهم در روابط ايران و جمهوری آذربايجان خوانده است.

او افزوده است: “هر كشوری مراقب احوال مردمان خود كه در جاهای مختلف جهان زندگی می كنند هست و آذربايجان هم از اين قاعده مستثنی نيست، بنابراين، زندگی آذربايجانيهايی كه بيرون از آذربايجان زندگی می كنند يكی از اولويتهای اصلی ماست”.


هانریت... 8:31 @ Thu, 27 Apr 06

من مجددا اعلام حضور میکنم:D


IranReview 20:53 @ Wed, 26 Apr 06

Good Analysis


يخمك 16:29 @ Tue, 25 Apr 06

نوشين خانم جان!
هر سوالي داري از شماره 33333333-021- 0098بپرس در مقابل اين لطفي كه در حقت كردم براي اينكه مديون نباشي آدرس معدن نمكي كه كلكسيون كاملي از پيكرهاي تاريخي نمك سود شده داره را به من بده نگو نميشناسي چون در نظر نوشناكت! گفتمان زن نمكي حسابي تو چشم ميخوره!


آرش سرخ 1:54 @ Tue, 25 Apr 06

شبح عزیزم، زیبا می‌نویسی و زیباتر تحلیل می‌کنی. با بند بند حرف‌هایت موافقم.

راستش نه تنها جمهوری اسلامی یعنی رهبر عملی اسلام سیاسی در جهان می‌خواهد ژاندارمی منطقه را برای خود بخرد بلکه آمریکا و غرب هم از پایه مشکلی با ژاندارمی جمهوری اسلامی تا جایی که منافعش با آمریکا در خطر نیافتند ندارند. یادمان نرود تمام اسلام سیاسی مخلوق کثیف و ناقص‌الخلقه‌ی خود آمریکاست. از خمینی تا بن لادن همه بخشی از کمربند سبزی هستند که همین ژاندارم‌های کل دنیا روی سر ما مردم بی‌گناه خاورمیانه خراب کردند.

همان‌جور که گفته‌ای تنها یک آینده‌ی مثبت برای مردم ایران وجود دارد و آن هم با دخالت مستقیم خودشان است. مردم باید بدانند که جز به خیابان آمدن راهی برای زندگی بهتر ندارند. آینده بدون حضور مردم منافع آنان را در پی نخواهد داشت.

روزها روزهای سرنوشت‌سازی است و باید دی اوضاع جنبش سرنگونی چه می‌شود و کدام بخش اپوزیسیون می‌تواند رهبری را به دست بگیرد؟ چپ یا راست؟

این سرنوشت‌سازترین سوالات است و امیدواریم حزب کمونیست کارگری بتواند "نه به جمهوری اسلامی" را نمایندگی و تمعیق کند و رهبری را به دست بگیرد.

راستی خواستم بپرسم در سطح جهانی از لیستی که می‌آید با کدام‌ها موافقی:
نه به جنگ، نه به تحریم اقتصادی، نه به میلیتاریسم آمریکا، نه به اسلام سیاسی، خلع سلاح هسته‌ای تمام کشورها، علیه نقض حقوق مدنی مردم در غرب،‌ حمایت از مبارزات مردم ایران، اخراج جمهوری اسلامی از جامعه جهانی (مثل آفریقای جنوبی زمان آپارتاید)


noushin 15:52 @ Mon, 24 Apr 06

سلام. نمی‌دونم ايميل من رو دريافت کرديد يانه من دنبال شماره تلفن يا ادرس دکتر بيگی(پیشگویی) هستم. فکر کردم با توجه به اينکه توی وبلاگتون مطلبی در اين مورد هست شايد بتونيد کمکم کنيد. لطفا من رو بی پاسخ نگذاريد. متشکرم


آرش 13:16 @ Sun, 23 Apr 06

komeledigar.persianblog.com به این وبلاگ سری بزنید و نظر بدهید.


بلک مک 2:11 @ Sun, 23 Apr 06

شبح عزیز
چنانچه محتوای این پست را نادیده بگیریم در این مطلب موضوعی است که کمی برایم آزار دهنده است و آن این که چرا من و شما باید مسئله دست یابی به تکنولوژی هسته ای که توسط مقامات جمهوری اسلامی اعلام شده است را جدی بگیریم!؟
منظور من به هیچ وجه نادیده انگاشتن ثمره و خطر این اقدام نیست بلکه حرفی دیگر دارم!
مقامات جمهوری اسلامی و خصوصا جریانات تندرویی که قدرت را در ایران قبضه کرده اند به شدت علاقه مندند که به عنوان یک نیروی اتمی در دنیا شناخته شوند و به طور کلی از این که در دنیا به عنوان تهدید اتمی شناخته شوند مورمورشان می شود( ببخشید چون لغتی مناسب تر از این برای رساندن منظورم نیافتم) حکایت روستایی است که دزدها هر شب به آن شبیخون می زدند و غارتش می کردند یه ماشالا نامی از ترس هر شب در غار می خوابیده! یه روز در ده جوانی میبیندش و ازش می پرسه ماشالا نیستی...!؟
ماشالا بلافاصله در جواب می گه تو از کجا می دونی من دزدی می کنم!!!
حکایت دولت معاصر ما هم حکایت ماشالا خان است که خود خواستار شناخته شدن به عنوان دزد ده است علیرغم این که با روح حاکم بر مطلب شما توافق دارم ولیکن آن چه اندکی آزارم داد را نوشتم مدت ها بود در این جا چیزی ننوشته بودم ...رفیق قدیمی


کامران کامیاب 22:14 @ Sat, 22 Apr 06

دوستان عزیز و شبح عزیزتر
در وبلاگ ناقوس یک نیمچه بحثی در مورد گروپ وبلاگ نویسان سوسیالیست باز کردم. اگه تو بحث شرکت کنید سرافراز فرمودید :)


آفساید 16:14 @ Sat, 22 Apr 06

شبح جان این متن از اونجایی برام سنگین اومد که بنده تحرک هر جنبنده ای رو دسیسه استکبار جهانی یا آخوندی تفسیر می کنم! و یه دستی می بینم که از آستین استکبار جهانی در اومده! حالا که اینجا اومدم و یکی دیدم که رو دستم بلند شده دادم در اومد!! تریپ حسودی بوده! :))


هانريت... 1:52 @ Fri, 21 Apr 06

anan ke khak ra be nazar kimia konand...aya shavad ke gosheye chashmi ham be maile ma konand??!?


شبح 15:16 @ Thu, 20 Apr 06

آفسايد عزيز!(28)
هميشه اين خطر وجود داره که به سمت تئوري توطئه آدم بچرخه و البته در اين دنياي پر از توطئه اين کار سهم‌تره. اما به هر حال از لطف تو متشکرم و حتما بايد دقت کرد که جنبه‌هاي "توطئه‌اي" تحليل را حذف کرد.


nana 7:11 @ Thu, 20 Apr 06

سهند گرامی

خواهش ميکنم پيام های خطاب به مرا در وبلاگ کامنت دارم بگذار . با تشکر نانا


Sahand 4:32 @ Thu, 20 Apr 06

Nana: This Sima Shakhsari's case is even worse, she is in a suspicious mission and to best of my knowledge none of all those mentioned about are in this dirty business.


Sahand 4:09 @ Thu, 20 Apr 06

Sorry: I meant Tomography,


Sahand 4:06 @ Thu, 20 Apr 06

Nana -- please excuse me for not addressing you with some artificial titles such as, Dear, aziz, gerami, jan also these titles shows respect but in Iranian bloggers’ dictionary means, ass kissing and hiding the rage and hate that one thing I will never do and prefer being a male prostitute than giving my identity away and being a ass kisser-----

Any how, Nana: I am an electronic test engineer, testing, troubleshooting the Topography machines that worth 2.2 Millions dollars. These machines are being used in radiation therapy of cancerous tumors and also there is some famous German and Swedish brand in the market, but our product have patented certain technological breakthrough that narrows down the beam to kill less healthy cells than the others. So I am a man of precision in vital issues. All these times I have realized that you and I have one thing in common and that is locating the cancerous tumors. Well, it is very hard to kill the cancerous cells without damaging the healthy one and sometime both of us trying to kill the deadly cells, but inadvertently damaging the healthy ones. There is absolutely no doubt in my mind that you are an honest, intelligent--- but as every other intelligent person sometime impatient, trying to drag the time instead of following it--- person, wanting to see your people in better condition, your anger, frustration in much more healthier than those shallow friendly looking words of rapists such as Hale, Mahshid, Asad ali Mohammadi, Dariush Mohammad poor, Abbas Maroufi, Massod Behnood, Abtahi, dalghak Hussein Derakhshan, shah allahi Majid Zohari, koni Moeteza Negahi, and khaje (eunuch) Shokr allahi and other stupid, asshole morons that after all these years still chasing this clown Mohammad Khatami or kissing Dr.Moein’s ass. I wonder how wide one ass to be not to feel that this asshole Khatami’s dick was in their ass for full eight years. If one asks me what is the major problem in my life, I definitely would say that “ All I want is to kill the cancerous tumors and not to damage the healthy cells.’ And this is the biggest and most challenging project that I have in front of me for the rest of my life.

I said, I have one thing in common with you—which is major—but there are some other issues that I depart from you and they are 1: Unknowingly you insult the entire population for not being as sensitive as you are when it comes expressing their anger, their objections, sometimes calling them ‘ olagh ha booland shid, chera khabidid, etc‘ Nana: people are like elephant, they may seem less sensitive than a butterflies, but when they rise, no one can stop them. Second: again inadvertently you insult people’s religious belief; as if. If they did not have any, the world would be a better place, well you are wrong. I did not came too this conclusion after reading religious materials, I came to this after long time reading of solid science, Freud and Lacan’s psychoanalysis. Unfortunately religion is being abused by both sides, I am not even going to talk about some obvious medievalist religious thinkers, religious books etc, I am going to talk more recent and modern looking one. People like Ahmad Ghabel. Ali Shariati (I would like some one to stick a saw in my ass than calling this screwed up person a Dr. well I have the right o challenge his stupidity, at the same time when French geneticist and biologist Jacques Monod was getting his Noble prize this idiot was studying Akhond-ology--- I am not joking, his research was in Akhond- and to best of my knowledge he never finished his university, even if he did he got his Doctorate in Akhondology---), Montazari and their most moderns SHURAKA, people like Professor Dr. Mehdi Jami and Dr. Massod Borjian and assistant professor Mohsen Momeni and others.

Nana: You have a surgical eye to finding the tumors—as I have-- and I do understand your frustration witnessing shits like Mahshid, Farnaz, Hale, Omid Millani and other assholes and trashes in Internet. I do also suffer to see how come an adult people like Massod Borjian or this monkey named Parsa Saebi would lower their statute to kiss asses that have absolutely no value for them. Just look at his latest post of this stupid asshole Parsa Saeibi, in which he praises the old monkey Asad Ali Mohammadi because in his Interview with professor, Dr. (to power three) Mehdi Jami they have mentioned his name. Can you imagine what these people would do if they had their hands in millions of dollars capital and power? They would be much worse than even Saeid Imami.

If a person can kiss ass for nothing, they would torture, kill, mutilate for money.

I feel so sorry for people like Massod Borjian for their being so a beggar. I used to visit his site once a while—not to read, he has nothing to teach me—for two simple reasons. 1: My military training was in Esfahan's garrison in heavy artillery and I had a very good time and beside the natural scenery, food, fruit but most I enjoyed their vast book stores -- and 2: He and I both have technical background and I tried to have some conversation with him but well, he is more in ass kissing business than caring about his own life. When he finally learned to censor the comments. Ass kissing comes before the TRUTH. Good luck for all.

Nana: too many thing to little time, take care.

PS: Nana: If you want to understand some of these multi faced Iranian bloggers, you need just to wait. As Heidegger says,” The thing reveals themselves when they breakdown. “Yesterday’s best friendship goes down to toilet if one tries to express his/her objection. In most of Iranian cyberspace one has to be either an outcast or ass kisser. I think I know where I stand. Anyhow, it is a good ground for my psychological investigation of ”lompan preletaria”


مهدی 16:16 @ Wed, 19 Apr 06

هزاران نفر در استادیومی گرد آمده بودند. برای تشویق مبارزی به نبرد فریاد می زدند. زمان و پول خرج کرده بودند و توقع تماشای مبارزه ای جانانه داشتند. تا کنون چیز چندان جالبی ندیده بودند ولی آنها همچنان امیدوار بودند.
عرق خستگی و ترس بر تن مبارز جاری بود با وجودی که تا کنون چند بار به خوبی از چنگ شیر درنده گریخته بود و حتی ضربه ای نیز بر او وارد کرده بود به نظر نمی رسید چندان قادر به ادامه این وضعیت باشد و چنین نیز شد در یک لحظه پاهای سست از خستگی و ترسش توان گریز از یورش حریف را به او نداد و در چنگال شیر گرفتار شد. در هیاهوی جمعیت که همچنان او را به مبارزه می خواندند صدای شکستن اولین استخوانهایش راشنید صدای غرشی از فاصله ای بسیار نزدیک و پس از آن دیگر هیچ.
جمعیت در سکوت فرو رفت. احساس سرخودگی داشتند و احساس فریب. توقع بسیار بیش از این را داشتند. به آرامی به سوی خانه هایشان روان شدند در راه به آرامی با هم گفتگو می کردند. هیچ حس خوبی از مبارز نداشتند. موجودی ناتوان و ترسو که امیدشان را به یاس تبدیل کرده بود. بیش از همه از لحظه آخر می گفتند لحظه ای که موجودی حقیر عاجزانه گرفتار درنده ای شد و هیچ از دستش بر نیامد. از مبارزه می گفتند و در اندیشه شامی که باید می خوردند، شبی که باید با همسرشان سر می کردند و کارهای روزانه فردا صبحشان به سوی خانه روان بودند.

این مختصر برای همراه شدن در راه خانه با شبح و نوید بود.


نوید 13:59 @ Wed, 19 Apr 06

شبح عزیز
دیروز که جوابت رو خوندم خیلی ازش خوش ماومد ولی امروز از حرفات راجب وجدان آسوده ناراحت شدم.
شبح جان مطمئن باش من برای این گفتم رای بدیم که آسوده نباشیم و باز مطمئن باش که فعالیتم از خیلبی از کسایی که از رای ندادن دفاع می کردن بیشتره.
گفتی جل الخالق که من باید عذاب وجدان بگیرم و من می گم آره باید بگیری وقتی که بدون سر و صدا نشریه های دانشجویی رو می بندن و حتی مقاله هامون رو تو نشریه های دیگه ی دانشگاه هم قبول نمی کنن. پس می بینی سر رو زیر برف کردن یعنی اینکه یکی بشینه خودش رو با رای ندادن تحریم کردن گول بزنه که چی که من دارم مبارزه می کنم و در حقیقت بزرگترین سنگ ها رو سر راه بقیه بندازه. می دونی به نظر من ( که خیلی بی ارزشه) هیچ چیزی یه روزه نمی شه مسیرش خودش رو می خواد چه حرکت باشه چه خراب کردن اصلاحات و رسیدن به اینجا.
شبح جان من تو رو خیلی دوست دارم و برات فوق العاده احترام قائلم و صد البته مطمئنم که منظور تو از رای ندادن جا خالی دادن نبوده.


عکس جالبیه:
http://www.farsnews.com/plarg.php?nn=M175089.jpg


nazanin 10:45 @ Wed, 19 Apr 06

محمد نهاوندی نماينده رسمی جمهوری نکبت اسلامی به واشنگتن امده است برای مذاکره برخلاف تمام شعارهای عوامفريب شياطين کوجک به اين نتيجه رسيده اند بايد به دست بوس شيطان بزرگ یعنی امریکا رفت . اميدوارم اين مذاکره بصورت علنی باشد .


nana 8:18 @ Wed, 19 Apr 06


سهند گرامی ۳۱

خدمتت عرض کنم که اين سيمای کانديد دکتری که با مشتی دروغ و دونگ سخت به فضله پراکنی های خود مشغول است زنيست که مرا به شدت به ياد يکی از نوشته های شمر گرامی می اندازد

خاطرم هست که زمان های دور شمر پستی نوشته بود و با توجه به جماع خمينی و تخم و ترکه با حيوانات !!!!!
که در رساله آن بزرگوار ابلهان جهان ثبت
شده بود نوشته بود
اگر راهی برای توليد نسل بين يک انسان و يک حيوان بود ميتوانستيد حال مثلنی مجسم کنيد
موجوداتی نيمی کفتار و نيمی آخوند !!!!!!

خوب اين زنک کانديد دکتری هم يکی از اين دو گونه گان !!!!! حقيقی است

لکاته ای لزبين که با سوادی در حد يک دختر زير دیپلم ادعا ميکند که هم به قول تو در سانفرانسيکو و هم واشنگتن دی سی و هم تورنتو اقامت دارد

والله ماتاهاری هم اين چنين لنگ های بلندی از اين سر به آن سر از وحشت جر خوردن لنگش بر نميداشت که اين فرنگوپليس رجاله بر ميدارد !!!!!!

خوب اين همان ترکيب يک زن لزبين با عمامه ای اسلامی به سر است ديگر

مگر خواننده هاشان را نديده ای که با صدای انکر و الصواتی ادای داريوش را در آورده ولی نهج البلاغه مثلنی ميخوانند

ولشون کون اين رجاله ها را تمام شد دوره شان بر آب گوزيد
همگی چون گوزی در باد محو خواهند شد

به عنوان مدرک هم آخرين پستش را اينجا ميگذارم :

((این جمعه در سن حوزه تظاهرات بزرگی علیه جرایم جنگی بوش برگزار می شود. هم ولایتی های خلیج سانفرانسیسکو: اهل و عیال را بردارید و بروید همراهی کنید. تطاهرات برای اعتراض به جنگ عراق و جنگ علیه ایران است. جای من را هم خالی کنید و به جای من مرگ بر شاه بگید! ))


خوب یکی نیست از این لکاته بپرسد

خوب تو چرا هرگز در این فعالیت های لنگ جر دهی خود !!!!!! یکبار تظاهراتی برعلیه
خامنه ای رهبر آدمکشان اسلامی راه نینداخته و یا تبلیغ شرکت در آن را نداده ای ؟
ولی با نگرانی از واشنگتن دی سی به همه
پیام میدهی که یه وقت تظاهرات بر علیه بوش را نکنه نروید
و تازه دستور میدهی که اگر رفتید بر علیه بوش تظاهرات کنید یک مرگ بر شاهی هم
بگوئید !!!!!!!!!

میخواهم بدانم جنایات جنگی بوش چه ربطی به مخالفت با شاه سابق درگذشته و یا رضا پهلوی که یک مرد ایرانی بدون هیچ لقبی است دارد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نانا



نوید 20:26 @ Tue, 18 Apr 06

شبحی جان
من هیچ وقت اصلاح طلب نبودم.
من هنوز هم معتقدم که باید در انتخابات شرکت می کردیم تا حداقل فرصت رو برای حرکت خودمون باز می ذاشتیم.
من هنوز باعث اومدن احمدی نژاد رو تحریم انتخابات می دونم و معتقدم جامعه ی ما جامعه ای نیست که تو فضای بسته و احتقان بتونه رشدی داشته باشه.


نوید 20:25 @ Tue, 18 Apr 06

شبحی جان
من هیچ وقت اصلاح طلب نبودم.
من هنوز هم معتقدم که باید در انتخابات شرکت می کردیم تا حداقل فرصت رو برای حرکت خودمون باز می ذاشتیم.


آفساید 17:00 @ Tue, 18 Apr 06

تحلیل جالب و گیرایی بود ولی یادته یه بار قضیه شکسته شدن شیشه دانشکده و قضیه ی حرف و حدیث های بعدی رو مطرح کردی؟ فکر کنم این برداشت توطئه آمیز از پروسه هسته ای ایران یه کمی زیادی بوی توطئه میده! فکر نمی کنم این بازی قدرت رو بشه با افکار متحجرانه ی دهه شصت ریشه یابی کرد حتی اگه در انتها این دست و پا زدن حکومت به داشتن رابطه با آمریکا منجر بشه. به این احوال من همیشه تیزبینانه ترین تحلیل های سیاسی بلاگستان رو تو وبلاگ تو پیدا می کنم. تبریک میگم


شبح 13:16 @ Mon, 17 Apr 06

نويد عزيز!(7)
برای داشتن وجدانی آسوده می‌توان سر را زير برف کرد و با با عملی بدون هزينه مانند "رای دادن" يا "رای ندادن" مسئوليت اجتماعی خود را تمام شده دانست! اما نمی‌توان اينقدر غيرمنصفانه و يک‌جانبه حرفی زد و رفت! دوست عزيز!
اگر اين حقيقت ساده را متوجه نشدی که "احمدی‌نژاد" از دل به‌بن‌بست رسيدن خاتمی و اصلاح‌طلب‌ها بيرون زد که اگر آن راه ادامه دادنی بود و اگر رژيم می‌توانست با آن اصلاحات مسايل خود را حل کند "احمدی‌نژاد" از صندوق بيرون نمی‌آمد پس گفت‌وگو بی‌ثمر است و تنها تو می‌خواهی "وجدان" خودت را آسوده کنی. اما اگر مسئولانه تر به قضايا نگاه کنی خواهی ديد مسئوليت شکست پروژه‌ای اصلاحات اگر اين پروژه اساسا شانسی برای موفقيت داشت نه به عهده‌ی منتقدين آن که به عهده‌ی مبتکران و مدافعان آن است.
جالب است اين که اصلاح‌طلب‌ها بعد از 8 سال در دست داشتن قوه‌ی مجريه و حداقل چهار سال پارلمان و شورای شهر نتوانستند انتخاباتی بدون تقلب برگزار کنند و نتوانست بر سر نامزد واحدی به توافق برسند و نتوانست پاسخ اعتماد عمومی که به آن‌ها در دو انتخابات رياست جمهوری و انتخابات شوراها حفظ کنند و هزار نکته‌ی ديگر. آنوقت مسئوليت آمدن احمدی‌نژاد بايد بيفتد گردن کسانی که انتخابات را تحريم کردند! وجدان شما بايد آسوده باشد که به مسئوليت اجتماعی‌تان درست عمل کرديد و "ما" بايد عذاب وجدان بکشيم که چرا مردم را فريب نداديم و برای نامزد شما تبليغ نکرديم! جل‌الخالق!


و... چه و چه و چه 14:49 @ Sun, 16 Apr 06

از سرنو

فرا رسیدن عید پاک و عید پسح را به همه ایرانیان و "خارجیانی" که خوشبختانه مسلمون به دنیا نیامده اند تبریک عرض می کنم.

یه بقیه مسلمونا هم حداگانه تبربک عرض می کنم تا نجس نشن!


بچه مخفي 8:45 @ Sat, 15 Apr 06

فعلا که دود ِ اين آتيش بازي فقط تو چشم ملت ِ بدبخته!!


Nazanin 0:32 @ Sat, 15 Apr 06

دولت فاشيستی بوش و همکاران از يک طرف ودولت جنايتکار و نفرت زده جمهوری اسلامی از طرف ديگر هيجکدام مردم ايران را نمايندگی نميکنند. ودر صورت بروز جنگ يا مذاکره در نهايت مردم بازندگان اصلی هستند . مردم مصیبت زده ما بايد به هر شکلی که خود ميدانند این جانوران را سرنگون کنند و ابتکار عمل را بدست گیرند قبل از اینکه ۰خیلی دیر شود.


سیاهکل 0:25 @ Sat, 15 Apr 06

افسوس که در این بازی ما...


سیاهکل 0:24 @ Sat, 15 Apr 06

افسوس که در این بازی ما...


nana 19:35 @ Fri, 14 Apr 06

کنجکاو عزیزم

با نظرت نیمی موافق هستم ولی نیمی کاملا مخالف

قبول دارم که در میان ما مردم ایران آن خودآگاهی به شکل ((من)) که نام بردی
وجود ندارد .

ولی چگونه از ملتی که تاریخ غم آلود و سیاهش با سرکوب مداوم از طرف هیات حاکمه توام بوده و ترس و خفقان در هر رگ و ریشه اش جای خوش کرده توقع داری که اعتماد به نفسی داشته باشد !!!!!

خانه یک تاجر مذهبی را که با قوانین سیاه مذهبی اسلامی اداره میشود در نظر بگیر و دختران این تاجر را در شرایط سیاهی که بسر میبرند در نظر گیر
این دخترانی که تمامی عمرشان با بکن نکن
پدری قلدر زیر چادر سیاه لعنتی مثلنی زندگی کرده و در ازای لقمه ای نان و سرپناهی از ریدن تا مردنشان را برایشان رقم زده اند چگونه میشود حتی توقع داشت که بداند چیزی هست به شکل هویت او به نام یک انسان مستقل
من بدبختی های خودمان را به هیچ عنوان به گردن ملت ایران نمی اندازم
برای نشان دادن مخالفتم با نظر تو به جا میبینم که برایت از زندگی خودمان یعنی مهاجران مثال بیاورم

همگی ما مهاجران در سخت ترین شرایط ایران را ترک کرده و هر یک با خانواده و یا فردی به کشوری رفتیم
بسیار سریع با قانون و نظم کشورهائی که رفته خو گرفته و با احترام به نهادهای شهروندی کشورهائی که مهاجرت کردیم هر یک ابتدا با سختی و سپس به هر شکل ممکن خود را در کار و حرفه تخصصی خود جا کردیم و اغلب زندگی محترمانه ای برای خود به وجود آوردیم
حقیقتا من خانواده ای ایرانی را در امریکا نمیشناسم که از دوران دبستان برای بچه های خود و دانشگاه رفتن آنان پولی کنار ننهند و خوشبختانه اکثریت فرزندان نسل بعدی این مهاجران همگی در دانشگاه های خوب تحصیل کرده و به دلیل هوش ما ایرانیها بسیاری در کالج ها جزو رده های اول هستند
این نمونه نشان دهنده چیزی جز تاثیر محیط نیست .
در امریکا شاید بیش از سی سال نیست که ایرانی هاخیمه زده اند ولی درهمین مدت کوتاه به اقلیتی با اهمیت تبدیل شده ایم
از گوینده و خبرنگار سی ان ان تا ناسا ما ایرانی باهوش داریم
خود فنومنی به نام کریستن امان پور نمونه بسیار خوبیست این زن نیمه ایرانی که تمامی وجودش را ایران میداند تنها خبرنگار زنی بود که بار قبل در عراق و در قلب جنگ از آنجا برای امریکا و جهان گزارش تهیه میکرد و با یکی از سخنگویان کاخ سفید ازدواج و نام کودک خود را هم نامی ایرانی نهاد !!!!!!!
خوب عزیز من همین خانم هم تا نوزده سالگی در میان ما میزیسته و همان را که هر ایرانی تجربه کرده کرده است مگه نه ؟
کمی به افراد ایرانی مهاجر فکر کن به نظر من دستاوردهائی که ما این بیست و هفت سال داشته ایم معادل صد سال پشتوانه لیبرالیسم را در خود دارد.

به نظر من با تمامی شلم شوربائی ایران که از کثافات هیات حاکمه و پخشش در سطح جامعه بر می خیزد
با رفتن رژیم اسلامی مردم ایران به سرعت خود را با نظم و قانون تطبیق داده و آینده ای روشن خواهیم داشت
باز هم مثالی ساده برایت دارم

هنگامی که به رستورانی تمیز و با نظم بروی تو هم با نظم و تمیز غذایت را خواهی خورد و لذت خواهی برد
ولی اگر وارد رستورانی کثیف و پر مگس و چرب و چیلی شوی یا لب به چیزی نخواهی زد و یا اگر گرسنه و مجبور باشی تو هم دستهای چرب و چیلی خود را به صندلی و دیوار و شلوارت خواهی مالید بی برگرد
زیرا اساسا دستمالی برای استفاده وجود ندارد!!!!!!!

این بیست و هفت سال مردم ایران به روشنی دریافته بودند که در استخری از گه فرو رفته اند و به همین دلیل از پاشیده شدن گه به سر و کله یکدیگر هیچ ابائی نداشته و ندارند

کنجکاو عزیزم
مردم ایران از این استخر گه بیرون خواهند آمد و هر یک دوشی گرفته و به ازای این سالهای سیاه و شوم خود در ساختن یک جامعه برای خود همکاری کرده و به مرور آن
(( من )) مورد نظر تو در وجودشان برنشست خواهد نمود .

و از همه اینها گذشته اغلب ما ایرانی های آواره با دستاوردهائی از غرب و دموکراسی و آزادی که شناخته ایم به ایران بازگشته و هریک به فراخور حال خود کمی برای این ساختن کمک خواهیم کرد
ملت ایران پیروز است و این یک شعار و دل خوشکنک نیست این حقیقتی مسلم است که من در جام جهان نمای خود میبینم . نانا


کنجکاو 16:03 @ Fri, 14 Apr 06

نه! نانا جان!
پشيمان نيستم. تنها پشيمانی ام اين است که دير بیدار شده ام و فروش گاه درخانه بسته و برای خريد چاشت روزانه بايد چند کليومتر دوچرخه زد، بدتر اين که روز ابری سرد و پُر وزشی هم هست. چه مست و چه هوش يار تلاش می کنم دست کم با خودم رو راست باشم. سپاس از هم راهی ات. گرچه با نوشته ات چندان هم راه نيستم.

نانا جان! اين "من" است که در ايران جا و پا نگرفته. "من" دست آورد سده ها ليبرال يسم و سرمايه داری بوده. اين "من" هم سود و فداکار است که می تواند زندگی اش و جامعه اش را به سود خويش و ديگران زير و رو کند. اين جا وآن جا چيزکی گاهی گفته ام و کوشش ندارم تکرارش کنم. با داد و بی داد ترا به خدا داريد می ميريد، پس می رويد و.... کاری نمی توان کرد. در آن کشور هر چيز ي از گونه "مشابه" دروغين آن یافت می شود. شهروند اش خيل بی ريخت و درهم توده های مردم است و نه "فرد" و "من" ها. پديده شهروند تنها يک واژه وارداتی و آرايش ی است.
دولت اش نه نماينده مردم، که رييس دائم العمر مردم می شود. سازمان های غير دولتی اش (که بايد خود انگيخته/خود جوش باشند) با دستور و فرمان آن چنان دولت هايی پديد می آيند. قانون نبوده و نيست و يا هميشه به سود گروهی از فرا دستان به کار می گرفته. بوروکراسی هرگز نبوده و آن را برگردان کاغذ بازی و کارشکنی و تنبلی مشتی کارمند مفت خواه کرده اند و نه آن "قفس زرين" ماکس وبر.

به هر رو با يک چنان ساخت!؟ واپس مانده که هر روز گامی به پشت و قهقرا برمی دارد آن هم با قوانين قرآن و شريعت شيعه تنها راه ديگر گونی، وابسته به نخبه گان آن جامعه می شود، آن چنان که در سال پنجاه هفت پيش آمد، چيزی در اندازه های نيمه کودتا نيمه انقلاب، گرچه اين بار ميليون ها مردم ناخشنود هم راه شوند.

دم به دم يک مشت آدم پرت هم می آيند، این جا و آن جا که تو به فلان کس رای ندادی و ديدی چه به سرمان آمد. انگار ديگرانی که در چارچوب اين حکومت روی کار آمده بودند گلی به سر مردم زده بودند.


nana 8:24 @ Fri, 14 Apr 06

کنجکاو عزيزم

ميدانم که فردا که از خواب برخيزی و نوشته خود را بخوانی شايد از اين که به مستی و راستی چيزی نوشته ای کمی احساس پشيمانی کنی
به همين دليل برايت اين پيام را ميگذارم .

ميدونی دوست من حقيقتا وقتی ميگويند فيل مرده و زنده اش قيمتی است امثال ترا ميگويند چرا ؟

زيرا اين حقارتی که گريبان ما را گرفته است رابه زيباترين شکل توضيح دادی
چرا بايد مشتی عمله جور و ظلم و نادان بر ملتی حکومت کنند
من شاشيدم به اين ميل زندگی که تو ايرانی ترسو زندگی حقارت بار توسری خورده خود را ادامه بدهی و در عوض کودکان معصوم خود را در جوانی به آتش اين تبهکاران بيندازی ؟
اين چگونه خودخواهی و ميل به زندگی است که هر حقارتی را تن ميدهی
اين سربازان امريکائی که در عراق کشته ميشوند از کلک های سرمايه داری که بگذری
از تحميق دولت مردانشان که بگذری
بالاخره انسانهای جوانی هستند که ميل به زندگی دارند
ولی برای اهداف وطن خود هرچه که هست
ميروند و کشته ميشوند !!!!!!!!!!
خوب مگر زندگی ما ارزشی بيش از اين افراد دارد
رژيم مادرجندگان اسلامی باعث مرگ روزی صد نفر در عراق است
اين مادر جندگان از کشتن يک ميليون ايرانی هم شرمی ندارند
تنها اگر مطمئن باشند که از خارج خطری تهديدشان نميکند
بابا شما محکوم به دادن قربانی هستيد چه برخيزيد چه بتمرگيد
چرا محاسبه ای به اين سادگی را نميتوانيد قبول کنيد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
اين تنها و آخرين فرصت شما برای رسيدن به آرزوی صد و پنجاه ساله شماست
راهی نمانده
برخيزيد برخيزيد برخيزيد . نانا


Kamal 7:04 @ Fri, 14 Apr 06

Weblogetoon ro morattab mikhoonam amma jeddan nemishnasametoon:D


کنجکاو 2:57 @ Fri, 14 Apr 06

يادداشت های نيم روزانه برای (اين بار) شبح!
شبح جان!
گمانه زنی کنج کاوانه ی کنجکاو: جام زهر ولی فقيه شماره دو.

حسين ميم!
"مشروعيت" کیلو چند؟ برو از مصباح يزدی و حواريون/شاگردان اش به پرس.
------------
می گم (با خودم) کون لق ات!
می گم کون لق ات با کابوس هايی که می بينی.
می گم کون لق ات با اين جامعه مشنگی که داریم
می گم کون لق ات با منقد اسلام ات که خودش مسلمان است.
می گم کون لق ات با دشمن هايی که داری که خود نشان دهنده کون لق بودن تو را دارد.
می گم...

نه جانم!
دشمن تو!
دشمن تو، تو را می نماياند.
دشمن تو، آينه توست.
دشمن تو، نماينده توست.
دشمن تو، هر چه بدبخت تر باشد، از تو خوش بخت تر است.
دشمن تو، هر چه کوچک باشد، تو کوچک تر ی.
دشمن تو، هر چه بی مایه باشد، تو بی مایه تر ی.
دشمن تو پیروز است، چون تو پیش باخته ايی!
دشمن تو، تويی!

می گم ها!
مردی در آستانه به دار آويختن است1
می گم ها!
خرما را به چين2
می گم ها!
از درد به مير!

دوست خردسال ام می گفت من گريه نمی کنم، من از چشمانم آب می آيد (او هم گريه بی سدا می کند).

کنجکاو به هر بهانه مست(اين بار مرگ بی هنگام مسيح)!

کون لق ام، آخرين جرعه آبجو را بالا ببرم و پنجاهمين سیگار را دود کنم.


پا نوشت:
اما یه پرسش! آیا کون لق برابر نهادی دارد؟
1- خالد هردانی را به زودی (همين هفته) می کشند.
2- حافظ: دست ما کوتاه و خرما بر نخيل.


دختر همسایه 2:09 @ Fri, 14 Apr 06

متاسفانه سرنوشت ملت ما فعلا به دست ابله هانيست که کشورمون رو دارن به قعر نابودی ميکشند و هيچکس هم نميتونه کاری بکنه....اين احساس بی قدرتی مثل چشیدن تلخترین زهره ....من که فکر نمیکنم که این ارتباط به هر صورت به نفع ملت بشه....اون هم در این موقعیت........


nana 0:13 @ Fri, 14 Apr 06

جونم برات بگه شبح عزيز

رگه های کلفتی از تئوری توطئه را در اين متن تو تشخيص دادم
ولی راستش حال و حوصله شکافتن ندارم
اساسا به من چه ؟
مگه من فضولم ؟
البته فضول که هستم ولی گفتم بذار هرکی نظر خودشو داشته باشه
همه چيز به زودی روشن ميشه زياد نمونده
حالا تو هم فکر کن که اين دوتا برای هم ميميرند
و دستشون تو يه کاسه است !!!!!

راستی هيچ ميدونی که تو امريکا شايع شده بود که بوش برای انتقام توهين به بابای جاکشش به عراق حمله کرد !!!!!!
ولی بعدا معلوم شد که اساسا بوش برای حرف های باباش گوز هم نميده و بوش گنده با ديک چينی و رمسفيلد مث کارد و پنيرن

خوب شبح عزيز از اين شايعات تو امريکا ئی ها هم هست
ولی يه پنج تا محور هست که تا حالا دوتاشو
صاف و صوف کردن و سوريه هم گهی نيست

ايران گردن کلفته و لات تره بوده که الان رفتن سراغش
بذار برات يه مثال از شهر سازی بزنم

بر سر راه اين اتوبان عظيم جهانی که امريکا داره ميسازه و باقی کشورها هم بخواهند و نخواهند بايد دنبال کونش برند
رژيم جانيان اسلامی ايران درست مانند يک
گودال مملو از گه روی زمين است بی هيچ کم و کاست

خوب های وی سازها بايد اين گودال را با خاک پرکنند و برن سر باقی کارهای اتوبان سازيشون مگه نه ؟
پس تو همينطور بشين به اميد روزی که دستهای حمقی يا اون يه دست رهبر و يا رفسنجانی رو توی دستای بوش ببينی !!!! نانا


ملا حسنی 22:44 @ Thu, 13 Apr 06

شبح عزیز
متن مستدل و تحلیلی روشن از قضایا بود.
خوشحالم که در داخل ایران علیرغم تبلیغات وسیع رسانه های داخلی هستند کسانی که با نگاهی عاقل اندر سفیه اوضاع را بخوبی تحلیل میکنند
موفق باشید


زميني 22:03 @ Thu, 13 Apr 06

شبح جان
چه خوب كه درباره‌ي روز مي‌نويسي! نوشته‌ات مي‌توانست با نشان‌دادن پيشنهاد و راه‌كارهاي ممكن كامل‌تر باشد. در دور و برمان همه ناراضي و نگران هستند اما در انتظار‌اند كه در نهايت چه خواهد شد. انگار به نشستن فيلمي سينمايي رفته‌ايم و منتظر گره‌گشايي نهايي پس از بحران هستيم. واقعا چه بايد كرد؟ ضمن اين‌كه شايد حدود 20 تا 30 درصد از مردم عادي هم خوش‌حال از اين واقع‌اند و احساس مي‌كنند ملي شدن نفتي در راه است. بماند كه سر آن هم چه بازي‌اي در پرده بود. و بيش‌تر غرور مليشان تحريك شده كه دانشمندان ما توانسته‌اند به اين فن‌آوري دست يابند.


. 20:35 @ Thu, 13 Apr 06

منظور شما از اينکه ارتباط با آمريکا ممکن است در نهايت همان سرنوشتی را برای حکومت فعلی ايران رقم بزند که برای حکومت سابق رقم زد چيست؟ آيا قرار است در این نزدیکی ها اتحاد جماهير شوروی جديدی تشکيل گردد؟!


web-A-ward وب - آ - ور 20:11 @ Thu, 13 Apr 06

اگه رای هم داده بودیم فرقی به حال ما نمی کرد


خُسن آقا 17:26 @ Thu, 13 Apr 06

شبح جان فکر نمی‌کنم این بار آقایان بتوانند دیگر خود را با مانور از گردبادی که منتظرشان هست نجات دهند، اگر اینها توانستند باید به آقام امام زمان اعتقاد پیدا کرد!!


ا .ح 16:37 @ Thu, 13 Apr 06

شبح عزيز، ای میل منو دیدی؟


نوید 15:03 @ Thu, 13 Apr 06

شیح می دونی یاد کی افتادم یاد اون موقعی که بحث می کردیم و ما می گفتیم باید رای داد و شما ها دقیقا برعکس.
الان می خوای بگی اگه رای هم داده بودیم فرقی به حال ما نمی کرد این سناریو یه جور دیگه پیش می رفت. آره منم می گم اون موقع ژاندارم منطقه ی ما حداقل یکی بود که اون قدر ها محکم تو سرمون نمی زد.
خوب من که وجدانم آسوده است این رو واسه ی بقیه گفتم که همون کاری رو کردن که آمریکا و راست های افراطی داخلی می خواستن.
به سلامت


نوید 15:02 @ Thu, 13 Apr 06

شیح می دونی یاد کی افتادم یاد اون موقعی که بحث می کردیم و ما می گفتیم باید رای داد و شما ها دقیقا برعکس.
الان می خوای بگی اگه رای هم داده بودیم فرقی به حال ما نمی کرد این سناریو یه جور دیگه پیش می رفت. آره منم می گم اون موقع ژاندارم منطقه ی ما حداقل یکی بود که اون قدر ها محکم تو سرمون نمی زد.
خوب من که وجدانم آسوده است این رو واسه ی بقیه گفتم که همون کاری رو کردن که آمریکا و راست های افراطی داخلی می خواستن.
به سلامت


مهرداد 14:42 @ Thu, 13 Apr 06

سلام شبح عزیز!
نوشته‌ی قرص و شیوایی بود. من یکی، با وجودی که هر روز دارم این نمایش رو می‌بینم هنوز هم نمی‌تونم هضم کنم چه طور یه ملت تو یه سیکل می‌افته و تمام انرژی‌ش نابود می‌شه. و اون وقت تفاله‌ش رو تف می‌کنن.

موفق باشی.


حسین م. 14:14 @ Thu, 13 Apr 06

من تصور می کنم نتیجه بحران هسته ای هر چه که باشد، چالشی اساسی برای جمهوری اسلامی است؛ یعنی اگر نهایتآ منجر به برقراری روابط آشکار بین ج.ا. و آمریکا شود، بحران عدم مشروعیت را برای رژیم در پی خواهد داشت چرا که بسیاری از متحدانشان را به اتهام تمایل به رابطه با آمریکا ازحاکمیت کنار گذاشته اند(هر چند تجربیات قبلی نشان داده که ج.ا. پر روتر از این است که به چنین موضوعاتی اهمیت بدهد!) و اگر کار بالا بگیرد به جنگ و تغییر رژیم منتهی خواهد شد. البته با شما موافقم که وضعیت فعلی (نه جنگ و نه صلح) همیشگی نخواهد بود.
اما در باره پاراگراف آخر؛
سوال من اینست که در شرایط فعلی (حکومت آقا امام زمان و نایب بر حقش!)، حضور مردم برای رقم زدن سرنوشت با چه مکانیسمی امکان پذیر است؟ راستی اگر قرار باشد مردمی که از ماهها پیش دائما تحت بمباران تبلیغاتی رسانه های حکومتی بوده اند، بخواهند در این زمینه تصمیم گیری کنند، آیا تصمیمی خلاف مصالح رژیم خواهند گرفت!؟


زیر چتر چل تیکٌه 14:02 @ Thu, 13 Apr 06

وای اگه حکم جهادم بده!


امیر 13:26 @ Thu, 13 Apr 06

کشوری برای تولید هزار مگاوات انرژی الکتریکی دست به سرمایه گذاریهای صدمیلیارد دلاری میزند از دیگر سو چهار پنجم بنزین مصرفی خود را از خارج وارد میکند و آنوقت دم ازدستیابی به تکنولوژی روز میزند.... شبح عزیز قدری هم بخود بپردازیم! شهامت و استقامت جوانان فرانسوی را در کانون توجه قرار داده ام....
فعلن...


بابک خرمدین 13:21 @ Thu, 13 Apr 06

سلام و درود بر شبح عزیز
ما هر چه می کشیم از این ملت است که خودمون هم از اونایم
پانیده باشی
بدرود


امیر 12:37 @ Thu, 13 Apr 06

سلام:شبح عزیز.رفتم که بخونم....
فعلن...






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1263
تعداد نظرات: 26649
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 1, 2006 06:30 pm


از کجا آمده‌اند؟