جمعه، 26 اسفندماه 1384 | March 17, 2006

خنده‌هاي آخر سالي

ايميلی بامزه اي از گروپ روزنه به دستم رسيد. (البته اين گروپ روزنه با آن سايت روزنه هيچ نسبتی ندارد!)
اول داستان نوشته شده در گروپ را نقل می‌کنم بعد تکلمه‌ای شبحی در انتها می‌آورم! قرض و مرض از نقل اين داستانک نشاندن لبخندی در اين روزهای آخر اين سال نکبتی بر لبان شما ست و بس.

يك زوج در اوايل 60 سالگی، در يك رستوران كوچيك رمانتيك سی و پنجمين سال‌گرد ازدواج‌شان را جشن گرفته بودن . ناگهان پری كوچولوی قشنگ‌ای سر ميزشون ظاهر شد و گفت:
"چون شما زوجی مثال زدنی هستين و درتمام اين مدت به هم وفادارموندين، هر كدومتون می‌تونين يك آرزو بكنين."
خانم گفت:
"اووووووووووووووووه ! من می‌خوام به همراه همسر عزيزم، دور دنيا سفر كنم."
پری چوب جادووييش رو تكون داد و " اجی مجی لا ترجی" دو تا بليط برای خطوط مسافربری جديد و شيك QM2در دست بانوی وفادار و قدرشناس ظاهر شد.
حالا نوبت آقا بود، چند لحظه فكر كرد و گفت:
"خب، اين خيلي رمانتيكه ولی چنين موقعيتی فقط يك بار در زندگی آدم اتفاق می‌افته، بنابراين، خيلي متاسفم عزيزم! آرزوی من اينه كه همسری 30 سال جوانتر از خودم داشته باشم."
خانم و پری واقعا نااميد شده بودن ولی آرزو، آرزوه ديگه و قرار نيست پری‌ها زير حرف‌شون بزنند حتا اگر با موجودی ناسپاس روبه‌رو باشند. پس پری چوب جادويی‌اش را چرخاند و...
"اجی مجی لا ترجی"
و آقا 92 ساله شد!
پيام اخلاقی اين داستان:
مردها شايد موجودات ناسپاسی باشند، ولی پری‌ها... مونث هستند!
و اما يک نکته‌ی شبحی:
اين پری نازنازی از آن مونث‌های اولترافمنيست تشريف داشتند که بيش از اين که طرف‌دار حقوق زنان باشند دشمن مردان هستند! و معمولا اين دشمنی به زيان خود خانم‌ها تمام می‌شود. مثلا تصور کنيد اين خانم حالا بايد در سفر دور دنيا آخ و تف مردی نود و دو ساله را جمع کند! اما اگر اين پری فمنيست درست حسابی بود می‌توانست به جای آن کار خصمانه روش دوستانه‌تری را پيش بگيرد و آن خانم را 30 سال جوان کند! حالا خانم و آقا هر دو به آرزوشون رسيده بودند و خانم می‌توانست سفری بسيار جالب آن‌قدر جالب که تا پايان عمر حسرت‌اش بر دل آقای ناسپاس بماند تدارک ببيند و البته بعد از اين سفر به دور دنيا اين خانم جوان به آن آقای ناسپاس می‌گفت:
"عزيزم! اختلاف سنيمون زياده و من چاره‌ای ندارم که ترک‌ات کنم! برو يه احمق ديگه گير بيار که حاضر باشه با مردی که سی سال از خودش بزرگ‌تره زنده‌گی کنه!"

March 17, 2006 08:47 PM

14:16 @ Fri, 28 Apr 06

سلام شبح


مرد پير 5:34 @ Thu, 23 Mar 06

درود بر شبح
نوروز را به شما شادباش میگویم
باشد که این سال نو سال رهای مردمان سرزمین پارس از جهل و تاریکی باشد
اورمزد نگهبانتان باد
پاینده ایران


nasrin 12:49 @ Tue, 21 Mar 06

شبح جان (۱۶)!
آمدی درستش کنی خراب ترش کردی که :)


بامداد 2:25 @ Tue, 21 Mar 06

سلام شبح عزيز ...
عيدت مبارك :) ...

در ضمن به دلايل شخصي با راه حل تو بيشتر موافقم ;)


بامداد 2:24 @ Tue, 21 Mar 06

سلام شبح عزيز ...
عيدت مبارك :) ...

در ضمن به دلايل شخصي با راه حل تو بيشتر موافقم ;)


nana 18:42 @ Mon, 20 Mar 06

سوسکی گرامی

چرا ناراحت شدی عزيزم ؟
من قصد ناراحت کردن تو را نداشتم ولی بر طبق ((روشم )) گفتم بی پرده حرف بزنم مثلای به جای اين که بگم :
- شما درست ميگی ولی ......
به سادگی بگم
- نه خير شما غلط ميگي .
خوب عزيز دلم من که گناهی نکردم

در ضمن تا يادم نرفته تو به خيال خودت داشتی تو اين مدت با من بحث ميکردی ؟؟؟؟
من که فکر کردم داری يه چيزائی از من ياد ميگيری
ولی انگار نه انگار به نظر ميرسه بازم ياسين در گوش خر خوندم
که عيبی نداره من ديگه به ياسين خونده حسابی عادت کردم . نانا


sooski 13:24 @ Mon, 20 Mar 06

نانای گرامی،
اگر هدف شما از مباحثه همان «زيپ کردن دهان» طرف مقابلتان است، خوشحال باشيد و فرض کنيد که دهان من را بقول خودتان «زیپ» کرديد، تا ایگوی شما تغذیهء امروزش را دریافت کرده باشد!! ظاهرا با اين رويه‌ای که شما پيش گرفته‌ايد (شايد هم اصلا اين سبک بحث کردن شما باشد) اين بحث ميان من و شما به جايی نخواهد رسيد... حداقل در اين مورد عقايد متفاوتی داريم و قادر به قانع کردن يکديگر نيستيم... اجازه بدهيد که احترام يکديگر رو در اين فضا بيش از اين خدشه دار نکنيم چون اینطور که از لحن نوشته‌تان برمی‌آید ظاهرا ميل افزونی به تحقير و توهين کلامی داريد!!
ديگر با شما صحبتی در اين موضوع ندارم.
خداحافظ!!


شبح 9:45 @ Mon, 20 Mar 06

ترانه‌ي نازنين!(20)
مقايسه ملکه‌ي زيبايي با کسي سي‌سال بزرگ‌تر منطق من نبود منطق راوي داستان بود و من با همان منطق صحبت کردم.
به هر حال من و تو بيشتر از اون هم را مي‌شناسيم که يه جمله کم و زياد بتونه موجب سؤتفاهم بشه.
شاد باشي سال نوت هم مبارک.


شبح 9:27 @ Mon, 20 Mar 06

کنج‌کاو عزيز!(19)
نمي‌دانم چرا از متن من اين برداشت را داشتي که تو سر فيمنيسم زدم! برعکس فکر مي‌کنم متن و حاشيه‌اي من ديدگاهي فيمينستي دارد.


7:04 @ Mon, 20 Mar 06

nana 23:19 @ Sun, 19 Mar 06

سوسکی گرامی

خيال نداشتم برات پاسخی بنويسم ولی حيفم آمد که در بی خبری بمانی
عزيزم نوشته ای :

((نانای گرامی، من دوستانی دارم که با اين‌که از نظر مالی تامين هستند بدليل اين‌که از نظر روانی خود را در موقعيت قدرت قرار بدهند در مقابل مردان، رقصندهء استريپ‌تيز هستند... ارث پدری‌شان هم حقوق ۱۰ سال من و شما رو تامین مي‌کند... ))

شما از دوستان استریپر خود مثال آورده و اين مطالب بالا را گفته ای و سپس به من گفته ای که :

((نانای گرامی، اگر آرایشگر شما و تلويزيون و کانال HBO برای کسب دانش اجتماعی شما کافی‌ است، بیش از این جای صحبتی برای من باقی نمی‌مونه... هرچه خواستید تعمیم بدید و جمع‌بندی کنید.
موفق باشيد،
با احترام،
--سوسکي))

یعنی شما میفرمائید که آرایشگر من و مقاله هائی که خوانده ام و فیلم های دکومنتری که دیده ام !!!!!
هیچ کدام به من حق تعمیم این که استریپر یعنی همان جنده ده خودمان !!!!!
نباید بدهد!!!!
ولی شمائی که احتمالا یکی دو نفر دوست
پولدار استریپر !!! دارید که با قبول ریسک بین یه مشت لات و لوت در کلوپ های لزج
و کثافت رقص برهنه !!! میروند که خود نمائی کنند !!!!
معنیش این است که استریپرها همان جنده های ده خودمان نیستند
عجب استدلال کوبنده ای بود من که شوکه شدم !!!!!!

برای زیپ کردن دهانتان تنها یک سئوال میکنم
شما فکر میکنید بین صدها هزار استریپر چند نفرشان صاحب پدر و مادر ثروتمندی هستند که از روی حوصله سر رفتن تصمیم به چنین کاری گرفته اند مثلنی به جای رفتن به نقاط تفریحی و عیش و عشرتی ؟؟؟؟؟؟
و چون این درصد بقدری ناچیز است که حتی به حساب هم نمیاید مگر در ذهن سوسکی شما !!!!!
پس من نتیچه میگیرم
این شمائید که استثنا را قاعده فرض کرده
و تازیده اید
فکر کن عزیزم
فکر به تمامی ابعاد یک پدیده
فکر کردن ضرری به مرگ خودم نداره !!!!!!!! نانا



derafsh 18:15 @ Sun, 19 Mar 06

هموطن عزيزم سال نو بر تو و تمامي عزيزانت مبارك باد .
اميد آنكه سال جديد با همت من و تو سال آزادي و رهايي
وطنمان باشد اين پيغام توسط ويروس درفش 1 براي شما
ارسال گرديده و هيچ اثر تخريبي بر روي رايانه شما ندارد
www.derafsh.org


کنجکاو 16:24 @ Sun, 19 Mar 06

ترانه جان!
جن را از من نپرس، چون در فرهنگ واژگان من يافت نمی شود، بايد يک مسلمان گير بياری ازش بپرسی. به خودم می گم کار دادی دست خودت ها!

شادباش پس از سال نو را از من داشته باش. من کمی آدم کم ياد و هوشی هستم، درست يادم نمی آيد در ايران آدم ها پيشاپيش به هم شاد باش می گفتند و يا اين که ما داريم فرهنگ مان را با جهان هم سازگار (انتگره)می کنيم؟


کنجکاو 16:06 @ Sun, 19 Mar 06

ترانه جان!
سدای تعصب و يا هر چه که دل ات می خواهد بگو. چُس ناله های اين آدم ها مرا ياد حکومت اسلام (موسيقی قانونی) می اندازد و بس. می دانم که اله و بله زياد دارد، ازش بگذريم.
اين مردکه آخری رفته افتاده جان آهنگ های مرضيه. آخه پوفيوز بی هنر از خودت مايه ايی بذار. بگذار مردمی که به چس ناله خو گرفته اند با شنيدن اين ناله ها به ارگاسم مازوخيستی شان برسند.
چرا گومان می کنی من اخمو ام، بيا اين داستان را در گورستان ( دانش گاه!؟ ) شهيد کثيف (شريف) رخ داده بخوان و ببين جوک از اين خنده دارتر را جايی خواندی؟

حاج سعید حدادیان هم می آید قار قار [می] کند:"من زیاد برای تدفین شهدا رفته ام.همه جا شهدا را می گذارند روی چشمشان.من به این کاری ندارم که از شما نپرسیدند یا خبر نداشتید.به این فکر کنید که این شهدایی که تا اینجا امده اند برگردند چه می شود؟"


ترانه 15:29 @ Sun, 19 Mar 06

کنجکاو مهربون اخمو!
منم یک خاطره قشنگ از دوران کودکی ام دارم خیابون و کوچه های یه شهر شمال ایران تو ماه اردیبهشت با درختای پر از شکوفه های نارنج و پرتقال و لیمو با عطری که آدم مستِ زنده گی می شه!
یه آرزو کوچیکِ شخصی هم دارم یه بارِ دیگه بتونم این منظره را ببینیم. سه سال پیش که رفته بودم کالیفرنیا، هم بهارِ(شکوفه) نارنج دیدم و هم بوی عطرش را. اما هنوز هم توی دلم همون آرزو کوچیکه را دارم. گمونم (همون گومانم تو) این به خاطرات ربط داره وگرنه حتا اگر روزی من به ایران و همون شهر شمالی برم هیچ چیز مثل انوقتها نخواهد بود! حتا من آن کسی نیستم که آن روزها بودم.
راستش فکر می کنم یک صدا(سدا ) از همه نخراشیده تر و ناهنجار تر است و اونهم صدای تعصب ه.
ترانه کودکی را اولین بار با صدای علیرضا افتخاری و با معرفی تو (معرفی ترانه و نه خواننده) شنیدم. مهم بود که شعر ترانه بدلم نشست. چندی پیش برای اولین بار با صدای دلکش شنیدم واقعن زیبا بود! همون وقت یاد تو افتادم و برایت آدرس ترانه را میل زدم.
بهر حال نگفتی جای جن چی می تونستم بنویسم؟ غول خوبه؟ البته اونوقت دیگه یاد تو نمی افتم ما یه غول داریم از سرمون هم زیادیه.

از فرصت استفاده می کنم صمیمانه ترین شادباش ها را برات آرزو می کنم! ترانه


manochehr Zhandifar 14:59 @ Sun, 19 Mar 06

اطلاعیه شماره ۱۳٢
یعقوب سلیمی و ابراهیم مددی از زندان آزاد شدند


طبق گزارشی که به ما رسیده است امروز ٢٧ اسفند جمعي از كارگران شركت واحد در ادامه تجمعات خود براي بازگشت به كار در مقابل اداره كار شرق تهران جمع شدند. در اين تجمع كارگران كه پاسخ روشني از مسئولین نگرفتند٬ قصد داشتند به مقابل شوراي تامين استان، كه بخش اطلاعات و حراست استانداري است، بروند و در آنجا دست به تجمع اعتراضی بزنند. در همين هنگام از سوي خانواده هاي كارگران زنداني شركت واحد خبر رسيد كه حكم آزادي تعدادي از كارگران داده شده است و قرار است امروز با قيد وثيقه آزاد شوند. بدين ترتيب كارگران معترض شركت واحد همراه با خانواده کارگران زندانی به مقابل زندان اوين رفنند و در آنجا منتظر آزادي و استقبال از همكاران زنداني خود شدند. ساعت ٤ عصر بود كه ناصر زرافشان از زندان آزاد شد و كارگران او را در آغوش گرفتند و آزادي وي را تبريك گفتند. پس از آن يعقوب سليمي و ابراهيم مددي از مسئولین سندیکای شرکت واحد آزاد شدند و مورد استقبال پرشور همكاران خود قرار گرفتند. قرار بود سایر کارگران زندانی بجز منصور اسانلو نیز امروز آزاد شوند اما مسئولین زندان به بهانه اینکه اسناد وثیقه کامل نیست از آزادی آنها خودداری کردند و وعده دادند که فردا آنها را آزاد خواهند کرد.

حزب کمونیست کارگری آزادی یعقوب سلیمی و ابراهیم مددی را به خانواده آنها، به کارگران شرکت واحد و به همه مردم تبریک میگوید. منصور اسانلو و همه کارگران زندانی و کل زندانیان سیاسی باید فورا و بی قید و شرط آزاد شوند.

حزب همه کارگران، دانشجویان و مردم در سراسر کشور را فرامیخواند که برای آزادی زندانیان سیاسی مبارزه خود را گسترش دهند و جمهوری اسلامی را برای آزادی زندانیان سیاسی تحت فشار قرار دهند. وقت آن است که همه زندانیان سیاسی را از چنگ رژیم نجات دهیم.

حزب کمونیست کارگری ایران
۲٧ اسفند ۱۳۸۴- ۱٨ مارس ۲۰۰۶



manochehr Zhandifar 14:57 @ Sun, 19 Mar 06

ناصر زرافشان از زندان آزاد شد


امروز ٢٧ اسفند ساعت چهار بعد ازظهر ناصر زرافشان وکيل پرونده قتلهاي زنجيره اي از زندان اوين آزاد شد. ناصر زرافشان که به پنج سال ونيم زندان محکوم شده بود، حدود ٤ سال را در زندان جمهوري اسلامي بوده است. او هنگام بيرون آمدن از زندان مورد استقبال گرم جمعي از کارگران شرکت واحد و خانواده هاي آنان که در برابر زندان اوين جمع بودند قرار گرفت. کارگران او را در آغوش گرفتند و از آزادی او بعنوان یک پیروزی ابراز سرور و شادی کردند. لازم به توضیح است که امروز قرار است تعدادی از کارگران زندانی شرکت واحد از زندان اوین آزاد شوند. کارگران و خانواده های آنها در مقابل زندان تجمع کرده اند تا از عزیزان خود استقبال کنند.

حزب کمونيست کارگري ايران آزادي ناصر زرافشان را به خانواده او و همه مردم شادباش ميگويد. وقت آنست که براي گشودن در زندانها و آزادي بي قيد و شرط همه زندانيان سياسي، مبارزه اي همه جانبه و گسترده تر را در سراسر جامعه به جريان اندازيم. ما همه کارگران، دانشجويان، و مردم بجان آمده را فرا ميخوانيم که با "شعار زنداني سياسي آزاد بايد گردد" استبداد اسلامي حاکم را زير فشار هرچه بيشتري براي آزادي تمامي زندانيان سياسي و بويژه منصور اسانلو رئيس هيئت مديره سنديکاي کارگران شرکت واحد قرار دهند.

مرگ بر جمهوري اسلامي
زنداني سياسي آزاد بايد گردد
آزادي برابري حکومت کارگري

حزب کمونيست کارگري ايران
٢٧ اسفند ١٣٨٤ – ١٨ مارس ٢٠٠٦



sooski 13:29 @ Sun, 19 Mar 06

نانای گرامی، اگر آرایشگر شما و تلويزيون و کانال HBO برای کسب دانش اجتماعی شما کافی‌ است، بیش از این جای صحبتی برای من باقی نمی‌مونه... هرچه خواستید تعمیم بدید و جمع‌بندی کنید.
موفق باشيد،
با احترام،
--سوسکي


nana 2:36 @ Sun, 19 Mar 06

کنجکاو گرامی

به جان خودم من اگر تفنگی به دست بيارم صرف کارهای مهمتری مثلا زدن به میان دو چشم مزدوران این رژیم و این گونه اعمال مهر ورزی!! خواهم کرد

نه اينکه بيايم شما را يافته و آنرا به پيشانی شما نشانی روم که الا و لللا بيا و موتزارت را گوش کن !!!
يعنی شما تصور ميکنيد من چنين انسان بيکاری هستم ؟؟؟؟؟؟؟؟
خوب موتزارت را دوست نداری نداشته باش به تخم چپش
ولی اين که بيائی بگوئی موتزارت خر است گاو من است !!!!
را من ابدا و اصلا اجازه نميدهم زيرا همان گونه که حضورتان عرض کردم بنده طرفدار اندر داگ و اموات هستم

ولی باید این را هم اضافه کنم که از چهار نفری که نام بردید که همه برای خود کسی هستند با راخمانینوف کلی موافقم
حق این مرد خورده شده و به دلیل احتمالا هم دوره ای بودن با چایکوفسکی کاملا شناسانده نشده هنوز البته . نانا


کنجکاو 2:27 @ Sun, 19 Mar 06

نگاه کن نازنين!
تو با تفنگ هم نمی توانی مرا به شنيدن نابغه موسيقی (موتزارت) وا به داری، زيرا من نمی توانم با اين آهنگ ساز پيوندی جان روا داشته باشم. گيريم آدرنو زيبا شناس و پايه گذار آموزش گاه فرانکفورت مرا "آدم هيجان دوست" بخواند، باکم نيست. من با پوچینی و استراوينسکی ، رخمانينف و چايکفسکی خو کرده ام ، بگذار هيجان خواه باشم و آن انديشمند بزرگ، آدم هايی هم چون مرا هيجان خواه بداند. من هر آن چه را در من برمی انگيزد را دوست دارم و می خوانم، می بينم و می شنوم. پايان


nana 2:21 @ Sun, 19 Mar 06

کنجکاو گرامی

با اين جواب دندان شکنی که يکی دو تا از دندان های جلوی من را شکست !!!!
بايد بگويم که :

بارک الله به شما مرحبا به شما صد آفرين به شما که به شجريان و عليرضا با هم ميگوزيد

ميشه لطفا بگيد این گوزش شما چه فرقی در زیبائی صدای شجریان و یا علیرضا دارد و اساسا تاثیری هم در جائی دارد یا نه ؟نانای همچنان طرفدار آندرداگ


کنجکاو 2:05 @ Sun, 19 Mar 06

انا جان!
برای همين است که من می خواهم بگويم که گوزيدم به آن استاد که شجريان باشد چه برسد به شاگردش (داستان بلندی است که من با همه در اين باره درگير شده ام). سپاس گزارم، درست همين را می خواستم به ترانه بگم که تو يادم آوردی.


nana 1:47 @ Sun, 19 Mar 06

کنجکاو گرامی

از آنجائی که بنده کاملا در مود غلط گيری هستم و دارم ميگيرم و ميام جلو
در اين پيام بيست و پنج شما نکته ای است که فکر کردم کمی بشکافم !!!
نوشته ای :

((گومان هم نکن من دل ام برای دلکش و یا تجویدی سوخته بود (که جای خودش را دارد)، دل ام بیش تر برای آهنگی که کودکی ام را با کوچه های خاکی اش پيوند می داد درد می آمد که یک هو با سدای نکره اين آدم، ريش می شد.))

خوب اگر یک اثر هنری برای شما جایگاه خاصی دارد
و شما را با چیزهائی پیوند میزند !!!!!
این مطلقا دلیل این نیست که صدای علیرضا افتخاری نکره باشد
علیرضا افتخاری شاگرد استاد شجریان است و استاد او را خوش صدا ترین شاگردش میداند
حال برای من نانا که همواره به دنبال منطق هستم این سئوال پیش میاید که :
صلاحیت مردی کنجکاو !!!! در باره صدای علیرضا افتخاری بیشتر است یا صلاحیت محمد رضا شجریان ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با توجه به این که همگان متفوالقول هستند
که شجریان خسرو خوبان و شیر دهنان است و کسی شکی در صلاحیتش ندارد

بنابراین به عنوان یک دوست به شما پیشنهاد میکنم یا یک کورس راجع به موسیقی و صدا و باقی .....
بردارید و یا هنرمندی را این چنین به گه نکشید منصفانه نیست . نانای طرفدار آندر داگ فور اوررررررررررررررررر اینم برای اینکه
حرصت را حسابی در آورم .


کنجکاو 0:54 @ Sun, 19 Mar 06

ترانه جان!
بدبختانه سازنده آهنگ يادگار کودکی (علی تجويدی) هم به خواننده اش پيوست و امروز به خاک سپرده شد. هنگامی هم درباره اش گپی زديم و من به آن نره خر دزد علی رضا افتخاری هم تاخته بودم. می دانی که دست هنرمندان از دادخواهی در حکومت اسلام کوتاه است. دست کم اگر دزد نيم چه سدايی داشت و يا نو آوریی در آهنگ می کرد، باز هم می شد ازش گذشت.آخه دلکش و آن سدا کجا و اين نوحه سرايان شیع کجا. اين ها بايد بروند روضه امام حسين بخوانند، که اشک اُمت را در بیاورند.
گومان هم نکن من دل ام برای دلکش و یا تجویدی سوخته بود (که جای خودش را دارد)، دل ام بیش تر برای آهنگی که کودکی ام را با کوچه های خاکی اش پيوند می داد درد می آمد که یک هو با سدای نکره اين آدم، ريش می شد.


nana 20:27 @ Sat, 18 Mar 06


سوسکی گرامی

بهتره پاسخت را محض خنده از طلاب حوزه
علميه قم بدهم !!!
جانم عزيزم قربانت گردم اگر شما چند دوست نسبتا باسواد !!! در حوزه علميه قم داشته باشی
اين مطلقا دليل اين نيست که تمامی طلبه های حوزه عمليه يه مشت جاکش مفت خور و پارازيت و بسيار بسيار خطرناک برای آينده ايران نباشند !!!!!!
گرفتی چی ميگم ؟ به قول لات اينترنتی

اين کسانی که تو ديدی و شناختی که برای جلب توجه روانی ميان کون لخت ميشن و با يک سری حرکات شهرنوئی برای مردان ميرقصند و اجازه ميدن هر لات قلچماق بی سر و پا و مستی يه مشت پول را به هرچه نه بدتر اونا بچپونن
خوب عزيزم اين پول ها معمولا يک دلاری و پنج دلاری است مگه نه ؟
حالا تو از کجا مطمئنی که برای پنجاه و صد دلاری يواشکی يه سر به اطاق پشتی کلوپ
نزنن و اين کار را هم ارضای بيماری روحی خود بخش خصوصی نام نگذارند ؟؟؟؟؟؟؟؟
قربونت برم چرا خودت رو گول ميزنی؟

اين دسته بندی که من برات کردم مثل اين ميمونه که تو بگی رختشورهائی که ميرن خونه مردم و با ماشين رخت های کثيف اونا رو ميشورن و با خشک کن خشک ميکنن
رختشور نيستند و اسمشون ختشور با ماشين است !!!!!
خوب نوکرت برم من ميگم رختشور يعنی که لباس کثيف های مردم را ميشوره
تو هرچی دلت خواست اسمشون رو بذار قدر مسلم اينه که رختشورن به مرگ مادام کلود .!!!! نانا

در ضمن مگه تو این فیلم های هالیوود رو که از روی زندگی اینا میسازن ندیده ای؟
این شبکه اچ بی او که فیلم های مستند هم از زندگی اینا درست میکنه
میگم یه کمی بیشتر از زندگی دوستانت را تحقیق کن


ترانه 18:47 @ Sat, 18 Mar 06

کنجکاو جان!
باور کن من با تو تله پاتی(الان می گی می دانی تله پاتی فارسی نیست) دارم. درست وقتی داشتم می نوشتم جن همین فکر را کردم که جوابگو باشم اما تو داشت فشارت می رفت بالا و گفتم هرچه بادا باد!
ضمنن من موندم چه توری برات بنویسم که بعدش خیس عرق نشم:)
وقتی کودکی را که در ای میل نوشتم تصیحیح(درست نویسی) کردی موندم با تو به چه زبونی حرف بزنم. یه خورده کوتاه بیا.
حالا جای جن چی می تونستم بنویسم؟


کنجکاو 18:40 @ Sat, 18 Mar 06

ترانه جان!

ديروز از دست يک زن آن چنان خونم جوش آمد که نبايد دست کم امروز اين جا در پشتيبانی زنان چيزی می نوشتم. اما می بينی که هنوز هم "زنده ام" (چشم ک).
راستی می دانستی که ما اين "جن" را از فرهنگ!؟ قرآنی داريم.


ترانه 18:23 @ Sat, 18 Mar 06

کنجکاو عزیز!

مگه تو جن هستی که تا نوشتم کنجکاو ظاهر شدی؟

هیچ کس مبارزات زنان برای بدست آوردن حقوق انسانی شان را، تو سرش نمی زند اگر ما هم بخواهیم، تاریخ هم نمی تواند این مبارزات را فراموش کند!

جوش نیار فشار خونت بالا می ره!


ترانه 18:15 @ Sat, 18 Mar 06

شبح نازنینَ م!
بحث تو مثل فرد نیست! راستش از اول که این مطلب را خوندم خواستم توضیح بدم اما دیدم قرار است خنده های اخر سال باشه. یه کم کوتاه اومدم.
عزیز جان من با انسانی دوست هستم شاید کمی بیش از ده سال. روابط دوستی و صمیمیت بین ما، آنچه که در کنار هم می توانیم با هم قسمت کنیم هرکز روی حساب و معامله نبوده. این متن تو امروز تازه یادم انداخت که تنها حرفی که هیچ وقت لزومی نیافته مقایسه سن و سال و اندازه گیری جوانی و زیبایی بوده است. دوست من شاید چندین سال از من جوانتر باشد اما نه من به ایشان بده کارم و نه ایشان از من طلب کار که آسایشی را که با من دارد به ملکه زیبایی قرن ترجیح دهد. گرچه ایشان علاوه بر جوانی، بسیار خوش تیپ و خوش سیماست اما من شیفته خصوصیات انسانی او بیشتر هستم. راستش نمی دانستم «جنسیت» در مقیاس سن و سال باید تناسب داشته باشد و زنها همیشه جوانتر. خوب شبح گلم که باز هم من شیفته خصوصیات انسانی اش هستم و جای والا(بالا- الان یاد کنجکاو افتادم) یی دارد چرا این توری نگاه می کنه؟
نه گل من! تو باور کن شراب بسیار شیرینی هم هستی بمرور زمان هم خوش طعم تر و گوارا تر خواهی شد. هزار نکته در خانه تو آموختم و سرمای این جا و سرمای روزهای سخت را باتو گرم شدم از من دلخور نشو!
همیشه یاد می گیریم. برای همین با هم هستیم. با بوسه های گرم !


کنجکاو 18:11 @ Sat, 18 Mar 06

آهای شبح و شما اومانيست های راه گم کرده!

فمين يسم، حمام زنانه نيست. شما با ديدن چند مجله "زن روز" الکترونيکی به نام وب لاگ نمی توانيد يک پديده چند ده ساله پيکار راهی زن را همين جور توی سرش بزنيد.


شبح 17:26 @ Sat, 18 Mar 06

ترانه جان!(17)
کشمش يا شراب! من هر چه قرار بود شوم شده‌ام! گيرم غوره‌اي که در حسرت چيزي شدن در سرماي بي‌موقع بهاري در غوره‌گي خشکيد.


ترانه 17:23 @ Sat, 18 Mar 06

شبح جان!
خواهی نخواهی هنوز راه درازی مونده تا نوشته ها و گفته های ما به تصویر واقعی ذهن و عمل روزمره مان تبدیل بشه!

شبح ۱۶می گه: اما من مذکر به تو مي‌گويم حاضر هستم با زني سي سال بزرگ‌تر از خود که مرا درک مي‌کند و با هم مي‌توانيم زنده‌گي مشترک خوبي را داشته باشيم به ازدواج با ملکه‌ي زيباي قرن ترجيح مي‌دهم.
شبح جان این مقایسه ملکه زیبای قرن با زنی سی سال بزرگتر از خود، اسمش هست حرفهای هنوز غوره که وقت می خواد برای انگوری که میخواد کشمش یا شراب بشه!
ترانه بدجنس


شبح 16:46 @ Sat, 18 Mar 06

نسرين عزيز!(14)
نکته دقيقا در اين‌جا ست که منافع آن خانم را جدا از منافع آن آقا بايد جست!
آيا به نظر تو ترک اين رابطه و پيدا کردن همسري 30 سال جوان‌تر از خود خوش‌بختي براي آن مرد مي‌آورد؟ اگر پاسخ‌ات مثبت باشد يعني پذيرفته‌اي ادامه‌ي اين ازدواج به زيان آن آقا و به سود آن خانم‌ است! مي‌بيني منطق‌ات ضد زن مي‌شود.
اما من مذکر به تو مي‌گويم حاضر هستم با زني سي سال بزرگ‌تر از خود که مرا درک مي‌کند و با هم مي‌توانيم زنده‌گي مشترک خوبي را داشته باشيم به ازدواج با ملکه‌ي زيباي قرن ترجيح مي‌دهم.
ضمنا گور باباي آن مرد ابله که چنين زنده‌گي رومانتيکي را به زنده‌گي با کسي که فقط اين خاصيت را دارد که جوان‌تر است ترجيح مي دهد چنين کسي بدون حضور پري حتما در زنده‌گي مجازات خواهد شد.
به هر حال مهم اين است که سي سال جوان‌تر شدن زن بيشتر به سود اوست تا بدبختي آن مرد ناسپاس به اين مي‌گويند ديدگاه مثبت داشتن.


شبح 16:32 @ Sat, 18 Mar 06

هاله جان!(13)
خوش‌خبر باشي هميشه!


nasrin 13:04 @ Sat, 18 Mar 06

شبح جان
خودمونیم ولی این پری قصه ی ما حساب این آقای حق ناشناس را خوب گذاشت کف دستش :)

نکته ی نسرینی :
این شبح نازنین ما ... مذکر است !:)

آخه شبح جان بر فرض اینهم که آن خانم روشی را که تو نوشتی انتخاب می کرد و همسرش را پس از سفر ترک می کرد ٫ در این دنیای مردسالار پیدا کردن همسر دیگری با مشخصات مورد علاقه ی آقا کاری نداشت که ... داشت ؟!!!


هاله 11:40 @ Sat, 18 Mar 06

شبح جان، سلام و اکبر گنجی آزاد شد.

http://www.parastood.com/archives/003554.php


sooski 10:46 @ Sat, 18 Mar 06

نانای گرامی، من دوستانی دارم که با اين‌که از نظر مالی تامين هستند بدليل اين‌که از نظر روانی خود را در موقعيت قدرت قرار بدهند در مقابل مردان، رقصندهء استريپ‌تيز هستند... ارث پدری‌شان هم حقوق ۱۰ سال من و شما رو تامین مي‌کند... ممکن است تعدادی از استریپرها به روابط فيزيکی هم با مشتريان بپردازند ولی تعميم دادن اين‌که همهء استریپرها تن‌فروشند کار شايسته‌ای نيست! اصولا جمع‌بندی چشم‌بسته کار درستی نيست!! قضاوت کردن ديگران از بيرون خيلی ساده است!
با احترام،
--سوسکی


sooski 10:45 @ Sat, 18 Mar 06

نانای گرامی، من دوستانی دارم که با اين‌که از نظر مالی تامين هستند بدليل اين‌که از نظر روانی خود را در موقعيت قدرت قرار بدهند در مقابل مردان، رقصندهء استريپ‌تيز هستند... ارث پدری‌شان هم حقوق ۱۰ سال من و شما رو تامین مي‌کند... ممکن است تعدادی از استریپرها به روابط فيزيکی هم با مشتريان بپردازند ولی تعميم دادن اين‌که همهء استریپرها تن‌فروشند کار شايسته‌ای نيست! اصولا جمع‌بندی چشم‌بسته کار درستی نيست!! قضاوت کردن ديگران از بيرون خيلی ساده است!
با احترام،
--سوسکی


ترانه 10:23 @ Sat, 18 Mar 06

شبحی نازنین!
ظاهرن این پری نازنازی فمینیست و سفیر حکومت عدل اسلامی و پیامدار رییس جمبور مهر ورزان بوده:)
آقای ناسپاس می تونه به دادگاه انقلاب اسلامی!!! شکایت کنه که من نگفتم من ۳۲ سال پیر تر بشم بلکه خواستم همسرم ۳۰ سال از من جوانتر بشه باور کن در عرض ۱ دقیقه پری نازنازی را محاکمه می کنند و شاید هم آقا ۳۰ ساله و همسر ایشان ۱ ساله شد و در این سفر آقا همش پوشک بچه عوض کنه :))
اینم تکلمه ترانه ای!

پ .ن
شبح جان سوئد همیشه کسوف ه حالا ماه بین زمین و خورشید قرار نمی گیره ابر بین زمین و خورشید قرار می گیره:)
باور کن هنوز پشت این پنجره ها برف همه جا رو پوشونده منم شکوفه های سیبی رو که خریرم گذاشتم پشت پنجره.
هر جا هستی دلت شاد باشه و یاد ما همراهت!


Nazanin 9:55 @ Sat, 18 Mar 06

جالب بود و ير از نکته شبح عزيز....... راستش منهم سر از کار اين فمنيستهای دو اتشه ( خصوصا از نوع ايرونيش ) در نميارم .. بنظر من انسانها بايد جدا از جنسيتشون ارزيابی شوند. بگذريم که زندگی با بعضی از اين نرينه ها مشکل است ولی خب خودمونيم دوستان بدون وجود مردها هم زندگی چندان لطفی نداره ....... درضمن مردهای استريير هم ما در اينجا کم نداريم بهرحال اينهم نوعی حرفه است وبسيار هم يولساز.


nana 3:44 @ Sat, 18 Mar 06

سوسکی گرامی

دليل من برای يک رده کردن اين سه گروهی که نوشتم اين است که دست اول يعنی از زن ميان سالی که اکنون موهايم را مرتب ميکند و سلمانی من است و درجوانی استریپر بوده که به محض پا به سن گذاردن وحشت زده شده و رفته دوره مو کوتاه کردن و ناخن درست کردن ياد گرفته
و به اندازه نوشتن يک کتاب به من اطلاعات از دنيای خودش داده !!!!!
حرفهای اين فرد و گاهی گداری خواندن مقاله هائی راجع به آنان و همچنين ديدن فيلم های زندگی اينان است که در تمامی بارهای اينان اطاق پشتی هائی هم وجود دارد که به هنگام ضرورت از آن استفاده ميکنند
آری سوسکی محترم استریپر هم نامی فنسی است که به همان جنده ده خودمان ميگويند همان گونه که دختر تلفنی يا اسکورت سرويس و در بسياری موارد امروزه
نوع خاصی از ماساژيستها !!!!!!

اسم ها مختلف است و جوهره همان قربانت گردم
قديمی ترين حرفه دنيا !!!!!!!! نانا


sooski 3:14 @ Sat, 18 Mar 06

عمو شبح جون، عيدتون مبارک! منهم راه حل شما رو به راه حل اون پری ترجيح دادم!‌ ‌:)


sooski 3:12 @ Sat, 18 Mar 06

نانای محترم،
شما روی چه حسابی استریپر و تن فروش را يکی مي‌دانی؟ استریپينگ نوعی هنر اروتيک هست و با تن فروشی و فحشا يکی نيست. نه اينکه من با فاحشگان عنادی داشته باشم، حداقل انسانهايی هستن که با خودشان رو راستند و مثل بسياری از زنان متاهل که فقط برای پول با شوهرشان هستند، تن فروشی‌شان را انکار نمي‌کنند... ولی استریپر را لطفا با تن فروش به يک چشم نگاه نکنيد!
با احترام،
--سوسکی


آرش سرخ 0:49 @ Sat, 18 Mar 06

پيام حميد تقوائي به مناسبت فرارسيدن سال نو

مردم آزاده ايران!

فرارسيدن سال نو را به همه شما عزيزان تبريک ميگويم. سال گذشته سال پيشرويهاي بيشتر شما مردم، کارگران و زنان و جوانان، عليه جمهوري اسلامي و براي رسيدن به آزادي و برابري بود. سالي که با طنين سرود انترناسيونال در مراسم اول ماه آغاز شد و با اعلام "نه فدراليسم، نه ناسيوناليسم، رهايي انسان سوسياليسم" در جشن چهارشنبه سوري مردم سنندج به پايان رسيد. گسترش و رواج شعارها و سرودها و سياستها و آرمانهاي راديکال و چپ در جامعه، روندي که با شعار "سوسياليسم بپا خيز براي رفع تبعيض" از سال ۸۳ حضور چشمگير خود در مبارزات اعتراضي عليه حکومت اسلامي را صريح و روشن اعلام کرده بود، در سال ۸۴ ابعاد تازه‌تري بخود گرفت. مقابله جانانه کارگران و مردم با مضحکه انتخابات و رسوا و مفتضح کردن رفسنجاني و ديگر کانديداهاي انتخاباتي، شورشهاي شهري عليه فقر و بيحقوقي در شهرهاي خوزستان و کردستان، قطعنامه سوسياليستي دانشجويان در۲۰ آذر، مبارزات پيشرو و تعرضي کارگران سنندج، مبارزه متحد و متشکل و پيگيرکارگران واحد و حمايت بيسابقه کارگران جهان از اين مبارزه، محکوميت آپارتايد جنسي و حجاب اسلامي و دفاع از آزادي و برابري در بيانيه‌ها و قطعنامه‌هاي ۸ مارس، اينها همه گوشه‌هائي از پيشروي جنبش انقلابي شما مردم عليه جمهوري اسلامي بود.

اين جنبش انقلابي و چپ در مقياس جهاني نيز حضور برجسته‌اي داشت. مقابله با اسلام سياسي در کشورهاي غربي و مشخصا به شکست کشاندن طرح دادگاههاي اسلامي در کانادا، مبارزه عليه اعدام و سنگسار و در دفاع از سکولاريسم و حقوق و آزادي زنان در کشورهاي اروپائي و حمايت وسيع و بيسابقه کارگران جهان از مبارزه کارگران شرکت واحد، بيانگربعد جهاني پيشرويهاي جنبش چپ و سوسياليستي است. اين جنبش با حزب ما، حزبي که در تمام لحظات و دقايق آن فعالانه حضور داشت و در بسياري از اين نبردها نقش تعيين کننده‌اي ايفا کرد ، تداعي و نمايندگي ميشود. سال ۸۴ سال عجين شدن هرچه بيشتر حزب و انقلاب بود!

در برابر و در عکس العمل به صف سوسياليسم و انقلاب، در جبهه ارتجاع، در صف جمهوري اسلامي و حاميان آشکار و پنهانش نيز تحولات زيادي صورت گرفت. قرار دادن يک پادوي حزب الهي در راس حکومت و روي آوري به سياست سرکوب و ارعاب هرچه بيشتر مردم يکي از اين تحولات بود. به آخر خط رسيدن دو خرداد و سلطه کامل خط حزب اللهي در دولت جمهوري اسلامي خود نتيجه و نشانه استيصال و ناتواني حکومت در برابر اعتراضات مردم بود و لذا در خاموش کردن مبارزات مردم و حتي جلوگيري از رشد اين مبارزات نميتوانست کاري از پيش ببرد. دولت تازه از همان آغاز کار با گسترش شورشهاي شهري و اعتصابات کارگري و عرض اندام جنبش چپ در روز کارگر و روز دانشجو و روزجهاني زن و روز بين المللي دفاع از کودکان روبرو شد و ناتواني کل جمهوري اسلامي را در خاموش کردن جنبشي که روز بروز راديکال‌تر و عميق‌تر ميشود بر همه عيان ساخت.

امروز در جبهه ارتجاع شاهد بالا گرفتن تنش و کشمکش بين حکومت اسلامي و دول غرب بر سر مساله اتمي هستيم. کليد حل اين مساله در دست ما مردم و جنبش چپ و انقلابي در ايران است. راه حل انساني مساله تعرض وسيع‌تر و متحد‌تر و سازمانيافته‌تر به جمهوري اسلامي و سرنگوني اين حکومت منحوس است. در آغاز سال نو عهد ببنديم که متحد‌تر و استوارتر از هميشه در برابر جمهوري اسلامي و کل صف ارتجاع جهاني بايستيم و پرچم آزادي برابري حکومت کارگري، پرچم يک دنياي بهتر و جمهوري سوسياليستي را برافرازيم.

فرارسيدن سال نو را يکبار ديگر به همه مردم آزاده تبريک ميگويم.

حميد تقوائي، دبير کميته مرکزي حزب کمونيست کارگري ايران

۲۵ اسفند ۸۴، ۱۵ مارس ۲۰۰۶


خُسن آقا 0:09 @ Sat, 18 Mar 06

شبح من حتی می دونم کدوم فمینیست اینو نشوته!!


گیسو 0:01 @ Sat, 18 Mar 06

جالب بود شبح جان:-))


nana 23:17 @ Fri, 17 Mar 06

شبح گرامی

ميگويند در هر شوخی ميتوان جای پای رگه ای از جدی را ديد
به هر حال مدتی است فکری ٬ذهن مرا مشغول به خود کرده که بد نيست برايت بنويسم .
دارم فکر ميکنم که تنها يک دسته زن فمنيست واقعی داريم و آنها فاحشه ها و زنان تلفنی و استریپرر ها هستند که کار فرهنگی خود را برای کمک به زنان به شکل کل به نحو احسن انجام ميدهند
چرا ؟
برايت مينويسم
اين زنان دقيقا از نقطه ضعف مردان که متاسفانه به دليل فيزيک و هورمون هايشان
بسيار ضعيف است کمال استفاده را به شکل مادی ميبرند و خود پولی از اين راه کسب ميکنند
ولی از آن مهمتر و قابل تعمق ريدن به خانواده کليشه ای جامعه است
چه به شکل رد و بدل بيماری جنسی !!!! چه به شکل فاش شدن راز مرد متخطی از
دايره تعيين شده برايش .
خوب اين زندگی ريده مان شده يک زوج هرچه که باشد باعث ميشود که چشمان زن اين مرد متخطی کمی باز شده و خود اين زن به نوعی رها يا همان ايمانسیپه شود مگر نه ؟
در امريکا که بسياری از دختران زيبا رو و باهوش که مايل به درس خواندن در ييل و هاروارد هستند ولی بودجه اش را ندارند برای مدتی به شغل استريپی که همان
جندگی گلاموره شده است میپردازند و مخارج دانشگاه خود را به اين وسيله تامین ميکنند
و شايد پنجاه سال ديگر يکی از اعضای سوپريم کورت مثلنی در رزومه اش بنويسد که دو سه سالی اون اوائل فاحشه !!!!!

به هر حال همانطور که ميدونی ابدا به اين کثافت کاری های مشتی عقب مانده عقده ای جهان سومی الاغ به نام فمنيست های ايرانی اعتقادی ندارم و برايم انسان انسان است نه چيزی که در تنکه دارد و يا ندارد والسلام

برين از مردم فلیپين بپرسين که در اين کشور جهان سومی بدبخت مردم چه از دست يک زن که همسر مارکوس مادرجنده
بود کشيدند منظورم آمالدا مارکوس فاحشه دندان طلای فلیپين است !!!!
ولی بد نيست انسان گه گاهی به اختلاف
جنسيتی بين زن و مرد فکری کند و ايده هایی نو از اين اختلاف بيرون بکشد مگه نه ؟ نانا


21:58 @ Fri, 17 Mar 06

اول






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1263
تعداد نظرات: 26649
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 1, 2006 06:29 pm


از کجا آمده‌اند؟