●
در ستايش آزادی انسانی زنان
زنان در جامعهای ايرانی آنچنان حضوری فعال در اقتصاد و اجتماع و فرهنگ و سياست دارند که اگر تنها بخشی از آنها امروز تصميم بگيرند ديالوگ حکومت را بپذيرند و اعلام کنند قبول ما میپذيريم که موجودی نيمهانسان هستيم و ديه و ارثمان نصف مردان است و خونبهایمان کمتر از ديهی بيضهی چپ مردان است. میپذيريم اين وظيفهی مردان است که نفقهی ما را بدهند. میپذيريم که اگر خيال قدم گذاشتن در کوی و برزن را داشته باشيم بايد فقط گردی صورت و دستهایمان تا مچ بيرون باشد و اگر قرار بود با نامحرمی صحبت کنيم ريگ در دهان بگذاريم تا حالت صدايمان مردان را به گناه نکشاند!... همهی اينها را میپذيريم و از فردا ديگر به کارخانه برای کار، به مدرسه برای تدريس به بيمارستان برای درمان به دانشگاه برای تعليم و تعلم... نمیرويم و در خانههایمان مینشينيم و به وظيفهی "فطری" و شرعیمان عمل میکنيم و به شوهرداری و پرورش فرزندان میپردازيم، تا مردان از دامنمان به عرش بروند و ما همچنان بر فرش خاکسترنشين باشيم. اين شما و اين اقتصاد و فرهنگ و سياست و اجتماع بگردانيدش و نفقهی ما را بدهيد شکمان را سير کنيد تا بسترتان را گرم کنيم!
چه میشود؟ گفتن ندارد که تمام کشور در عرصههای مختلف فلج میشود. اقتصاد و اجتماع ايران، اقتصاد و اجتماع افغانستان طالبان نيست که بتوان قوانين ضدزن طالبانی را را در آن به اجرا گذاشت. هر چند حتا آن اقتصاد بدوی متکی به فروش موادمخدر هم تاب حذف زنان را نياورد. به هر حال اعتراض مدنی زنان در اعتصابی همهگانی برای کسب منزلتی متناسب با قدرتشان راهی است که اگر در آن گام بردارند بیشک موفق خواهند شد. هر چند اگر اکنون زنان میتوانند با پوششی بسيار متفاوتتر از آنچه حکومت میخواهد در کوی وبرزن و محيطهای کاری حاضر شوند، اگر توانستهاند در دادگاهها فراتر از قوانين موجود بخشی از حق خود را مطالبه کنند، اگر توانستهاند در دانشگاهها حضوری فعال داشته باشند و به سطوح بالای مديريتی دست پيدا کنند.. همه و همه به دليل قدرت حقيقی و مادی است که با رنج و مبارزه در خانه و محيطکار و صحنههای سياسی بهدست آورند.
دو نکته و يک تذکر:
نکتهای اول:
صحبت از حقوق زنان، تقديس از جنسيت زن نيست. زنانی را میشناسم که بيش از هر مردی در ذهن و دلشان رسوبات فرهنگ مردسالارانه وجود دارد و کوتهفکرتر و مرتجعتر و عقبمانندهتر از بسياری از مردانی که میشناسم هستند. حتا زنان شبهروشنفکری که "زن بودن" و حتا "فيمنيسم" را بهانهای برای سنگرگرفتن پشت حقارتهای شخصيتیشان کردهاند و آنچه را مطالبه میکنند عملا در راه تحکيم فرهنگ مردسالارانه هزينه میکنند. زنانی که بيش از هر مردی به همجنسان خود ظلم میکنند؛ زنانی که گلوی زنی که جرات میکنند و به فرهنگ مردسالارانه پشت میکند و در مقابلاش میايستد را میدرند و هزار انگ و برچسب نثارش میکنند.
دفاع از حقوق زنان دفاعای جنسيتی نيست دفاعای انسانی است. هر زن و مرد باشرفی که آزادی و برابری با تعريف انسانمدارانهاش را در سرمیپروراند در زندهگی خصوصی و در مبارزهی اجتماعی و فرهنگی بايد مدافع حقوق زنان باشد وگرنه ياوهگويی مرتجع بيش نيست.
اما به هر حال زنان به دليل ماديت "زن بودن" معمولا بهتر از مردان حقوق و وضعيت زنان را درک میکنند و مردان بهتر است بيش از آنچه میتوانند در مورد زنان بگويند به حرف آنان گوش دهند و سعی کنند آنان را درک کنند و خود را نه آنچنان که خودشان میپندارند بلکه آنچنان که زنان فهميده و ورزيده در شناخت و دفاع از حقوق زنان میخواهند عمل کنند. خلاصه آن که رهبری مبارزه برای کسب حق برابری زنان در جامعهای برابر بايد به عهدهی خود زنان باشد و مردان پشت سر آنان و در کنارشان در اين مبارزه شرکت کنند.
نکتهی دوم:
اساماسها و ايميلهايی در مورد اجتماع 8 مارس(17 اسفند) در پارک دانشجو ساعت چهار بعد از ظهر منتشر شده است. از کم و کيف و برگزار کنندهگان آن اطلاعی ندارم اما اين اجتماعات خودجوش که توسط فعالين دفاع از حقوق زنان تشکيل میشود میتوانند چون چراغی در دل اين شبها روشنی بخش باشند.
خبری هم که لوگوش را در کنار وبلاگام قرار دادهام حکايت از برگزاری مراسمی در روز پانزده اسفند ساعت 13 الی 18 در مرکز NGOها واقع در خيابان استاد نجاتالهی (ويلا) نبش ورشو ساختمان شمارهی دو مرکز NGOها با ايميل به دستم رسيده است.
تذکر:
خبررسانی نسبت به برگزاری اجتماعاتی اينچنينی به اين معنا نيست که خود من الزاما در آنها شرکت میکنم يا قصد تشويق و تحريک کسی را برای شرکت در اين اجتماعات دارم. هر کس بايد بنا بر تشخيص و مصالح و وجدان اجتماعی خودش عمل کند و هيچکس برای مبارزه کردن دينی به گردن کسی ندارد و هر کس تنها در مقابل وجدان خودش مسئول است و بس. آزادی "آزاد بودن" در دفاع نکردن از "آزادی" هم هست.
March 5, 2006 10:42 AM
شبح گرامی
با درود بر تو و تمامی دوستان اين پست تو تجزيه و تحليلی مفصل می طلبد که فعلا
وقتش را ندارم ولی بد نيست به نکاتی اشاره کنم .
به عنوان يک زن و همچنين يک زنی که تمامی زندگی خود را به کنجکاوی و فضولی در مباحث اجتماعی و سياسی گذارنده ام و خوشبختانه سر سوزنی شم شناختن صره از ناصره دارم بايد خدمتت عرض کنم که :
درجامعه ای چون ايران امروز که توهين و کتک و شکنجه و خفقان و زندان و حتی کشتن !!! زن و مرد نميشناسد کما اين که مورد زهرا کاظمی نه به خاطر زن بودن او !!! بلکه به خاطر فضولی او در اطراف زندان اوين که منجر به مرگی چنان ناجوانمردانه شد
بايد خدمتت عرض کنم که زنان و مردان واقعی هيچ گونه خط کشی برای احقاق حق انسان ( نه زن يا مرد ) در کنار هم ايستاده و با تمامی وجود مبارزه برای آزادی ميکنند والسلام
از روز نخستی که با شماها آشنا شدم همواره اين فمنيست های قلابی وبلاگستان بد جوری کارهايشان برايم بوی گند ميداد و بالاخره کشف کردم که مانند هر فنومن ديگری رژيم جانيان اسلامی که ميخواهد ادای مثلنی يک کشور که در آن دموکراسی وجود دارد !!!! ارواح عمه مادر ج .....شان به اين نتيجه رسيده که چرا ما هم يه محافل زنانگی مثلنی نيمه حرمسرای شاه عباسی و نيمه انجمن فمينيستی راه
نيانداخته و خودمان اين زنان را پائين و بالا کنيم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و با روی هم گذاردن مغزهای عليل خود و کمک گرفتن از مشتی مزدور به اصلاح اهل تفکر خود !!!!! به نام ان جی او های مختلف که در واقع سر قلاده همگی به مادرج ..گان اسلامی وصل است و از آن تغذيه ميشود
اين به اصطلاح فعاليت ها را کاملا کنترل شده در اختيار دارد .
من در ايران نيستم ولی به روشنی ميدانم که حساب عده ای زن فعال واقعی مانند شهلا لاهيجی و .... از حساب اين ان جی او هائی که امثال گلناز و مهشيد و اين گونه افراد درست شده قصدش تنها نمايشی مسخره و پيش ساخته از مثلنی زنان هم فعالند و اجازه هم دارند و گاهی هم برهم ريختن تجمعشان از طرف مثلنی ما
هيبتی مردم خر کن به اين ماجرای زن و حقوق زنان بدهند
به خصوص که اين مشغوليت ذهنی ضرری هم برای رژيم ندارد و فوکوس را روی زن و مردهائی که مثلنی بد هستند متمرکز مينمايد .
برايتان از ابلهيت و آلت دست بودن يکی از اين زنان بسيار بسيار بسيار فعال و همزمان با دهانی بسيار بسيار بسيار متعفن و همزمان با بيسوادی بسيار بسيار بسيار که شايسته رژيم جانيان اسلامی است مياورم و ختم کلام
مهشيد راستی که همه او را ميشناسيد !!!!
در تمامی اين سالها هر هنگام يکی از خارج از کشوری ها بحثی راجع به پايمال شدن حق و حقوق ايرانيان کرد و احتمالا گفت که ای کاش مردم ايران برخيزند و با دشمن روبرو شوند برای سخره اين سخنان همواره گفت :
- کنار گود نشسته اند و ميگويند لنگش کن بفرمائيد برويد ايران و خودتان اين کار را بکنيد !!!!
فکر نکنم احدی این سخنان را از دهان متعفن او نشنیده باشد
ولی همین زن که حق و حقوقش را رژیم جانیان به او میرساند
هنگامی که به حرکتی از طرف ان جی اوی
تخمی دولتی زنان ایران ( اغلب مانند خودش) میشود
با کمال وقاحت ساعت و محل دقیق را نه تنها در وبلاگش مینویسد بلکه از قلب استکهلم به همه سفارش میکند بروید و
وعده همگی شما در مثلا پارک دسته خر !!!!!!
خوب ببینم این لنگش کردن از استکهلم نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
شبح جان تمامی این مجسمه های پوشالی به نام فعال زنان و تمامی اکشن های قلابی و پوشالی آنان با فرو ریزش رژیم جانیان اسلامی چون قارچ هائی که بر بدنه یک درخت روئیده اند خشک خواهند شد و آن گاه زنان واقعی و مبارز ایرانی که این سالها نیازی به این تفاله ها برای احقاق حق !!! خود نداشته اند فعالیت های انسانی خود را برای برابری زن و مرد بدون هیچ دشمنی با مردان و دقیقا دوش به دوش مردان انجام داده اند بیرون خواهند آمد و چون خورشیدی از پس ابر چهره نمایان خواهند کرد
تفاوت زنان ان جی اوئی ئی مثلنی مبارز با زنان واقعا مبارز تفاوت
تصویری از یک اقیانوس را دیدن
در برابر کنار یک اقیانوس زنده و مواج ایستادن است و بس .
جاودان باد خاطره زهرا کاظمی . نانا