یکشنبه، 14 اسفندماه 1384 | March 05, 2006

در ستايش آزادی انسانی زنان

زنان در جامعه‌ای ايرانی آنچنان حضوری فعال در اقتصاد و اجتماع و فرهنگ و سياست دارند که اگر تنها بخشی از آن‌ها امروز تصميم بگيرند ديالوگ حکومت را بپذيرند و اعلام کنند قبول ما می‌پذيريم که موجودی نيمه‌انسان هستيم و ديه و ارث‌مان نصف مردان است و خون‌بهای‌مان کمتر از ديه‌ی بيضه‌ی چپ مردان است. می‌پذيريم اين وظيفه‌ی مردان است که نفقه‌ی ما را بدهند. می‌پذيريم که اگر خيال قدم گذاشتن در کوی و برزن را داشته باشيم بايد فقط گردی صورت و دست‌های‌مان تا مچ بيرون باشد و اگر قرار بود با نامحرمی صحبت کنيم ريگ در دهان بگذاريم تا حالت صدايمان مردان را به گناه نکشاند!... همه‌ی اين‌ها را می‌پذيريم و از فردا ديگر به کارخانه برای کار، به مدرسه برای تدريس به بيمارستان برای درمان به دانشگاه برای تعليم و تعلم... نمی‌رويم و در خانه‌های‌مان می‌نشينيم و به وظيفه‌ی "فطری" و شرعی‌مان عمل می‌کنيم و به شوهرداری و پرورش فرزندان می‌پردازيم، تا مردان از دامن‌مان به عرش بروند و ما هم‌چنان بر فرش خاکسترنشين باشيم. اين شما و اين اقتصاد و فرهنگ و سياست و اجتماع بگردانيدش و نفقه‌ی ما را بدهيد شکمان را سير کنيد تا بسترتان را گرم کنيم!
چه می‌شود؟ گفتن ندارد که تمام کشور در عرصه‌ها‌ی مختلف فلج می‌شود. اقتصاد و اجتماع ايران، اقتصاد و اجتماع افغانستان طالبان نيست که بتوان قوانين ضدزن طالبانی را را در آن به اجرا گذاشت. هر چند حتا آن اقتصاد بدوی متکی به فروش موادمخدر هم تاب حذف زنان را نياورد. به هر حال اعتراض مدنی زنان در اعتصابی همه‌گانی برای کسب منزلتی متناسب با قدرت‌شان راهی است که اگر در آن گام بردارند بی‌شک موفق خواهند شد. هر چند اگر اکنون زنان می‌توانند با پوششی بسيار متفاوت‌تر از آنچه حکومت می‌خواهد در کوی وبرزن و محيط‌های کاری حاضر شوند، اگر توانسته‌اند در دادگاه‌ها فراتر از قوانين موجود بخشی از حق خود را مطالبه کنند، اگر توانسته‌اند در دانشگاه‌ها حضوری فعال داشته باشند و به سطوح بالای مديريتی دست پيدا کنند.. همه و همه به دليل قدرت حقيقی و مادی است که با رنج و مبارزه در خانه و محيط‌کار و صحنه‌های سياسی به‌دست آورند.
دو نکته و يک تذکر:
نکته‌ای اول:
صحبت از حقوق زنان، تقديس از جنسيت زن نيست. زنانی را می‌شناسم که بيش از هر مردی در ذهن و دل‌شان رسوبات فرهنگ مردسالارانه وجود دارد و کوته‌فکرتر و مرتجع‌تر و عقب‌ماننده‌تر از بسياری از مردانی که می‌شناسم هستند. حتا زنان شبه‌روشنفکری که "زن بودن" و حتا "فيمنيسم" را بهانه‌ا‌ی برای سنگر‌گرفتن پشت حقارت‌های شخصيتی‌شان کرده‌اند و آن‌چه را مطالبه می‌کنند عملا در راه تحکيم فرهنگ مردسالارانه هزينه می‌کنند. زنانی که بيش از هر مردی به هم‌جنسان خود ظلم می‌کنند؛ زنانی که گلوی زنی که جرات می‌کنند و به فرهنگ مردسالارانه پشت می‌کند و در مقابل‌اش می‌ايستد را می‌درند و هزار انگ و برچسب نثارش می‌کنند.
دفاع از حقوق زنان دفاع‌ای جنسيتی نيست دفاع‌ای انسانی است. هر زن و مرد باشرفی که آزادی و برابری با تعريف انسان‌مدارانه‌اش را در سرمی‌پروراند در زنده‌گی خصوصی و در مبارزه‌ی اجتماعی و فرهنگی بايد مدافع حقوق زنان باشد وگرنه ياوه‌گويی مرتجع بيش نيست.
اما به هر حال زنان به دليل ماديت "زن بودن" معمولا بهتر از مردان حقوق و وضعيت زنان را درک می‌کنند و مردان به‌تر است بيش از آن‌چه می‌توانند در مورد زنان بگويند به حرف آنان گوش دهند و سعی کنند آنان را درک کنند و خود را نه آنچنان که خودشان می‌پندارند بل‌که آنچنان که زنان فهميده و ورزيده در شناخت و دفاع از حقوق زنان می‌خواهند عمل کنند. خلاصه آن که رهبری مبارزه برای کسب حق برابری زنان در جامعه‌ای برابر بايد به عهده‌ی خود زنان باشد و مردان پشت سر آنان و در کنارشان در اين مبارزه شرکت کنند.
نکته‌ی دوم:
اس‌ام‌اس‌ها و ايميل‌هايی در مورد اجتماع 8 مارس(17 اسفند) در پارک دانشجو ساعت چهار بعد از ظهر منتشر شده است. از کم و کيف و برگزار کننده‌گان آن اطلاعی ندارم اما اين اجتماعات خودجوش که توسط فعالين دفاع از حقوق زنان تشکيل می‌شود می‌توانند چون چراغی در دل اين شب‌ها روشنی بخش باشند.
خبری هم که لوگوش را در کنار وب‌لاگ‌ام قرار داده‌ام حکايت از برگزاری مراسمی در روز پانزده اسفند ساعت 13 الی 18 در مرکز NGOها واقع در خيابان استاد نجات‌الهی (ويلا) نبش ورشو ساختمان شماره‌‌ی دو مرکز NGOها با ايميل به دستم رسيده است.
تذکر:
خبررسانی نسبت به برگزاری اجتماعاتی اين‌چنينی به اين معنا نيست که خود من الزاما در آن‌ها شرکت می‌کنم يا قصد تشويق و تحريک کسی را برای شرکت در اين اجتماعات دارم. هر کس بايد بنا بر تشخيص و مصالح و وجدان اجتماعی خودش عمل کند و هيچ‌کس برای مبارزه کردن دينی به گردن کسی ندارد و هر کس تنها در مقابل وجدان خودش مسئول است و بس. آزادی "آزاد بودن" در دفاع نکردن از "آزادی" هم هست.

March 5, 2006 10:42 AM

marso 18:49 @ Wed, 15 Mar 06

بستن آی پی هم جزو نظريات دفاع از آزادی بيانتونه ؟
شكي نيست اكثر قريب به اتفاق كامنت هاي موافق شما يا از خودتونن و يا يك سري آدماي شناخته شده و بيكارند. من كه ديگه وقت ندارم .


marso 18:44 @ Wed, 15 Mar 06

کامنت شماره ۲۰ ثابت می کنه که طرفدارانت چه انسانهای با ادب و با شرفی هستند ؟؟؟ برای همه تون متاسفم


zohreh 18:34 @ Sat, 11 Mar 06

mercy


شبح 14:16 @ Wed, 8 Mar 06

ناناي عزيز!(20)
بسيار متشکرم از تذکري که دادي شرمنده من همين الان ديدم. هر دوي کامنت‌هاي 15 و 16 توسط يک نفر با آي‌پي:69.129.185.196
نوشته شده بود. اين شخصا با همين اي‌پي و به نام sahan کامنت‌هاي نامربوط گذاشته بود!
خلاصه ببخشيد. اي‌پي مربوطه را بستم.


ملا حسنی 6:22 @ Wed, 8 Mar 06

آهای شبح
اینقدر زن ذلیل نباش!
روز زن چیه دیگه؟ تو هم ضد انقلاب شدی؟ هی میگم اینقدر کتابهای کمونیستی و فیمنیستی رو نخوان گوش نمیدی حالا اینجور منحرف میشی برامون از روز زن مینویسی
بابا جون از قدیم گفتن شب مال زنه نه روز
روز مال کار کردن و بیل زدنه و شب مال خانم.


جنبش دانشجويي آذربايجان 22:21 @ Tue, 7 Mar 06

Azərbaycan öyrənci tərpənişi

آذربايجان اؤيرنجي ترپنيشي

Azerbaijan students movement

جنبش دانشجويي آذربايجان


nana 19:20 @ Tue, 7 Mar 06

شبح گرامی

لازم به گفتن نيست که کامنت شماره پانزده که به نام من نوشته شده و هفده که احتمالا به نام خانم هاله هر دو جعلی است ومن تصور ميکنم که قصد نگارنده اش فقط يک چيز است
پرت کردن حواس ما از وقايعی که ميگذرد !!!!و آخرين تلاشهای مذبوجانه مشتی خودفروش مزدور رژيم جانيان اسلامی که به وظيفه ای که اين سالها داشتند عمل نمودن

لطف کن بگذار اين دو کامنت با اين پيام من در وبلاگت باقی بماند برای نمونه ای از اخلال اين مادرجندگان مزدور در روزهای آخر!!!!
ما مردم اين بار پيروزيم عزيزانم . نانا


صفر نوشتار 18:55 @ Tue, 7 Mar 06

سلام. اگر چه روز جهانی زن هم در زمان و مکان خودش بسیار مهم است و باید آن را گرامی داشت ولی نکته ای هم در این میان گویا فراموش شده است و در کمتر وبلاگی در آن مورد حرفی زده شده. اکبر گنجی ده روز دیگر آزاد خواهد شد و باید باور کنیم که او اینک نه فقط اکبر گنجی با پیشینه ای مشخص و دانسته است، که سمبل زندانیان سیاسی و گرامی داشت آزادی آنهاست. او را نباید به باد فراموشی سپرد که در اصل به معنای فراموشی زندانیان سیاسی است.


اکبر تک دهقان 18:30 @ Tue, 7 Mar 06

شبح جان، ممنون عزیز. شاد باشی!


پسرک فضول 14:33 @ Tue, 7 Mar 06

سلام بر شبح عزيز
مشکل حل شد. متن مربوطه را هم خواندم. متأسفانه به نوعی روشنفکران و شاید بهتر بگوییم اندیشمندان با مکتب فکری عقل گرایی در این زمینه از چند طرف در معرض حملات هستند. از طرفی باید تحجرگراهای دینی را توجيه کنند و از طرفی فمینیستهای دو آتشه را. دنیا پر است از این تناقضها. در ضمن کمی بخش کامنتهایت را رفت و روب کن!!!!!
ارادتمند
پسرک فضول


hale 10:26 @ Tue, 7 Mar 06

به دليل جعلي بودن نام حذف شد!


nana 9:48 @ Tue, 7 Mar 06

به دليل جعلي بودن نام حذف شد!
شبح


شبح 9:40 @ Tue, 7 Mar 06

اکبر جان!
خيلي مخلصيم به مطلب‌ات لينک دادم تو لينک‌دوني.


اکبر تک دهقان 2:07 @ Tue, 7 Mar 06

شبح عزيز

کامنت خودت بتاریخ امروز مرا وسوسه کرد، که سلامی کنم و به راه خود بروم!


شبح 23:18 @ Mon, 6 Mar 06

ترانه‌ي نازنين!
براي‌ات روزهايي هميشه بهار آرزو مي‌کنم و براي سرزمين‌مان که به وسيعت زمين است نيز.


ا.ا 11:04 @ Mon, 6 Mar 06

ترانه نازنين!
روزی که آفتاب جاودانه خواهد درخشيد روزی که همه درختان هم ترانه ميخوانند روزی که غرابان و کرکسان نابود شده اند بی ترديد در راه است . شعله این جان شیفته ات در اين زمستان زمهرير فروزنده تر باد.این احساسات انسانی که گاه سوزاننده وجود میشوند زیبایی این جهانند:
....
آدمي زاده را چراغي گير
روشنايي پرست شعله پذير
خويشتن سوزي انجمن فروز
شب نشيني هم آشيانه ي روز
آتش اين چراغ سحر آميز
عشق آتش نشين آتش خيز
آدمي بي زلال اين آتش
مشت خاكي ست پر كدورت و غش
تنگ و تاري اسير آب و گل است
صنمي سنگ چشم و سنگ دل است...

شبح مهربان!
بی کم و کاست با تو موافقم.


ترانه 10:34 @ Mon, 6 Mar 06

شبح جان مدتی است که نمی توانم از یاهو برای جوابگویی استفاده کنم چه بصورت ای میل و یا مسیج. علتی که باعث می شود در پیام گیر تو این نوشته را بگذارم نگرانی و یا بی توجهی به جواب دادن به دوستان با محبت است و امروز با دیدن مسیج های تو مصمم شدم.
زمستان طولانی و بیش از حد سرد و برفی امسال و مشکل ریه های ناتوان من گاهی وقتها مرا محکوم به استفاده طولانی مدت از سیستم هوا رسانی مصنوعی می کند.آه که می گویند حتا استفاده از کامپیوتر هم ممنوع! اما اگر پرنده و دریا را بشود دررختخواب خواباند منهم این محکومیت را می پذیرم. دخترم عسل مدام می گه مبادا بسرت بزنه بری ساحل و به پرنده ها نان بدهی. فکر میکند قرار است آنفلونزا پرنده را هم بگیرم. خلاصه بقول فرهاد: با اینا زمستونو سر می کنم
اینجا هیچ نشانی از آمدن بهار نیست نه جوانه های درختان و نه هوای دل پذیر- آمد نوبهار! اما این پرنده ها با آواز خوشی نه تنها آمدن بهار را، شاید کمی دیرتر بشارت می دهند که خورشید گرم و روشنی را هم برای دنیای بهتر نوید می دهند و من با امید به دیدن این روزهای قشنگ و غرورآفرین دردهای موقت جسمی و دردهای جهانی وارونه را می گذرانم.

گل کو عزیز، خسن آقا گل، آرش جان، کنجکاو مهربان، شبح نازنین و گل نسرین همیشه خوش بو از همه تان ممنون که یادم کردید! دوستتان دارم ترانه


زیتون 20:48 @ Sun, 5 Mar 06

عالی بود شبح جان. منتظر بودم در مورد روز زن بنويسی!:)
کاش همه از جمله بعضی فمينيست‌نماهای دوآتشه می‌فهميدن که:
:دفاع از حقوق زنان دفاع‌ای جنسيتی نيست دفاع‌ای انسانی است؛


ترانه 19:33 @ Sun, 5 Mar 06

شبح نازنین!
امروز ۵ مارس سال روز تولد رزا لوگزامبورگ مبارز انقلابی، فعال سوسیالیست و کمونیست است. این سخن زیبا، وسعت نگاه و دید این مبارزِ همیشه زنده را بخوبی عریان می کند.
« پس بکوش تا یک موجود انسانی بمانی...و این بدان معناست که محکم، روشن بین و سرزنده باشی... یک موجود انسانی ماندن، يعني اگر نياز باشد، تمام زندگي خود را، شادمانه، بر «ترازوی بزرگ سرنوشت» افکندن، اما، در همان حال از روز آفتابی، از هر ابر زیبا به وجد آمدن...»

هشت مارس روز جهانی زن در مبارزه برای رسیدن به حقوق انسانی معنا می دهد!


nana 19:32 @ Sun, 5 Mar 06

شبح گرامی

با درود بر تو و تمامی دوستان اين پست تو تجزيه و تحليلی مفصل می طلبد که فعلا
وقتش را ندارم ولی بد نيست به نکاتی اشاره کنم .

به عنوان يک زن و همچنين يک زنی که تمامی زندگی خود را به کنجکاوی و فضولی در مباحث اجتماعی و سياسی گذارنده ام و خوشبختانه سر سوزنی شم شناختن صره از ناصره دارم بايد خدمتت عرض کنم که :

درجامعه ای چون ايران امروز که توهين و کتک و شکنجه و خفقان و زندان و حتی کشتن !!! زن و مرد نميشناسد کما اين که مورد زهرا کاظمی نه به خاطر زن بودن او !!! بلکه به خاطر فضولی او در اطراف زندان اوين که منجر به مرگی چنان ناجوانمردانه شد
بايد خدمتت عرض کنم که زنان و مردان واقعی هيچ گونه خط کشی برای احقاق حق انسان ( نه زن يا مرد ) در کنار هم ايستاده و با تمامی وجود مبارزه برای آزادی ميکنند والسلام

از روز نخستی که با شماها آشنا شدم همواره اين فمنيست های قلابی وبلاگستان بد جوری کارهايشان برايم بوی گند ميداد و بالاخره کشف کردم که مانند هر فنومن ديگری رژيم جانيان اسلامی که ميخواهد ادای مثلنی يک کشور که در آن دموکراسی وجود دارد !!!! ارواح عمه مادر ج .....شان به اين نتيجه رسيده که چرا ما هم يه محافل زنانگی مثلنی نيمه حرمسرای شاه عباسی و نيمه انجمن فمينيستی راه
نيانداخته و خودمان اين زنان را پائين و بالا کنيم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و با روی هم گذاردن مغزهای عليل خود و کمک گرفتن از مشتی مزدور به اصلاح اهل تفکر خود !!!!! به نام ان جی او های مختلف که در واقع سر قلاده همگی به مادرج ..گان اسلامی وصل است و از آن تغذيه ميشود
اين به اصطلاح فعاليت ها را کاملا کنترل شده در اختيار دارد .
من در ايران نيستم ولی به روشنی ميدانم که حساب عده ای زن فعال واقعی مانند شهلا لاهيجی و .... از حساب اين ان جی او هائی که امثال گلناز و مهشيد و اين گونه افراد درست شده قصدش تنها نمايشی مسخره و پيش ساخته از مثلنی زنان هم فعالند و اجازه هم دارند و گاهی هم برهم ريختن تجمعشان از طرف مثلنی ما
هيبتی مردم خر کن به اين ماجرای زن و حقوق زنان بدهند
به خصوص که اين مشغوليت ذهنی ضرری هم برای رژيم ندارد و فوکوس را روی زن و مردهائی که مثلنی بد هستند متمرکز مينمايد .
برايتان از ابلهيت و آلت دست بودن يکی از اين زنان بسيار بسيار بسيار فعال و همزمان با دهانی بسيار بسيار بسيار متعفن و همزمان با بيسوادی بسيار بسيار بسيار که شايسته رژيم جانيان اسلامی است مياورم و ختم کلام

مهشيد راستی که همه او را ميشناسيد !!!!
در تمامی اين سالها هر هنگام يکی از خارج از کشوری ها بحثی راجع به پايمال شدن حق و حقوق ايرانيان کرد و احتمالا گفت که ای کاش مردم ايران برخيزند و با دشمن روبرو شوند برای سخره اين سخنان همواره گفت :
- کنار گود نشسته اند و ميگويند لنگش کن بفرمائيد برويد ايران و خودتان اين کار را بکنيد !!!!
فکر نکنم احدی این سخنان را از دهان متعفن او نشنیده باشد
ولی همین زن که حق و حقوقش را رژیم جانیان به او میرساند
هنگامی که به حرکتی از طرف ان جی اوی
تخمی دولتی زنان ایران ( اغلب مانند خودش) میشود
با کمال وقاحت ساعت و محل دقیق را نه تنها در وبلاگش مینویسد بلکه از قلب استکهلم به همه سفارش میکند بروید و
وعده همگی شما در مثلا پارک دسته خر !!!!!!
خوب ببینم این لنگش کردن از استکهلم نیست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

شبح جان تمامی این مجسمه های پوشالی به نام فعال زنان و تمامی اکشن های قلابی و پوشالی آنان با فرو ریزش رژیم جانیان اسلامی چون قارچ هائی که بر بدنه یک درخت روئیده اند خشک خواهند شد و آن گاه زنان واقعی و مبارز ایرانی که این سالها نیازی به این تفاله ها برای احقاق حق !!! خود نداشته اند فعالیت های انسانی خود را برای برابری زن و مرد بدون هیچ دشمنی با مردان و دقیقا دوش به دوش مردان انجام داده اند بیرون خواهند آمد و چون خورشیدی از پس ابر چهره نمایان خواهند کرد
تفاوت زنان ان جی اوئی ئی مثلنی مبارز با زنان واقعا مبارز تفاوت
تصویری از یک اقیانوس را دیدن
در برابر کنار یک اقیانوس زنده و مواج ایستادن است و بس .
جاودان باد خاطره زهرا کاظمی . نانا


مبارز ترک مهين جهانگيری 18:34 @ Sun, 5 Mar 06

مختصری از زندگی مبارز ترک مهين جهانگيری


زنان ترك 18:20 @ Sun, 5 Mar 06

به لحاظ تاريخى زنان ترك ايران در سطح كشور٫ در آذربايجان٫ جنوب و مركز ايران٬ خراسان... در مقايسه با زنان منسوب به ديگر مليتهاى ايرانى از موقعيت و حقوق اجتماعى برترى برخوردار بوده اند. در ميان علل اين الگوى جامعه شناسى مىتوان نزديكى جغرافيايى خلق ترك و مجاورت دنياى تركى به اروپا و عالم مسيحيت٫ منسوبيت تركهاى ايران به گروه ملل و اقوام تركى كه به طور سنتى برابرى مرد و زن به مقياس وسيعى در فرهنگ ملى و سنتى شان موجود است٫ گرايش گسترده تركهاى ايران در تاريخ به باور و تفاسير هترودكس اسلامى (جريانات غالى شيعى....) به جاى تفاسير اورتدكس آن كه انديشه غالب در ميان قوم فارس بوده است٫ شرايط مساعد جغرافيايى و پيشرفته تر بودن مناسبات اقتصادى سرزمين هاى ترك نشين بويژه آذربايجان٫ حاكميت سياسى هزار ساله تركان در ايران و تشكيل دول بيشمار و در نتيجه آن پيدايش طبقه اشرافى و رشد وسيع قشر متوسط ترك در ايران و در نهايت سكولار و لائيك بودن دول و ملل تركى مجاور كشور را بر شمرد.

در تاريخ ايران حق دادن راى براى زنان٫ انتخاب كردن و انتخاب شدن براى نخستين بار در دوره حكومت ملى آذربايجان (جمهورى آذربايجان جنوبى) به سال ١٩٤٥ (همزمان با ايتاليا و ژاپن) و در سطح آذربايجان شناخته و اجرا شده است. در مقياس كل ايران براى نخستين بار در سال ١٣٣٢ در دوره حكومت دكتر محمد مصدق٫ سياستمدار و دولتمرد ترك آذرى از خاندان قاجارى (اصلا از تركهاى تركيه مركزى و جنوبى)٫ در طى رفراندمى زنان توانسته اند در صندوقهاى راى حضور يافته و در انتخابات شركت نمايند. از سوى ديگر در دنياى اسلام نيز نخستين دولتى كه حق دادن راى٫ انتخاب كردن و انتخاب شدن برابر با مردان را براى زنان بدون محدوديت و شرط و شروط پذيرفته است٫ جمهورى آذربايجان (شمالى) در سال ١٩٢١(١٣٠٠ شمسى) است.


Rosva 15:10 @ Sun, 5 Mar 06

شبح جانم
تفکيک مبارزه مردم يک کشور برای ازادی کلی و تمام عيار و بدون فيد و شرط به مبارزه های کوچک و صنفی و محلی نهايتاْ نتيجه ای جز بتعويق انداختن اين مبارزه نخواهد داشت.ْ پيروزی ْ مبارزه زنان برای تساوی حقوق با مردان در جامعه ای که مردان ان خود بايد در برابر ْمقام معظم رهبريْ سر فرود اورند چه گلی بسر اجتماع خواهد زد؟؟ايا اقليتهای قومی از اينکه بجای فارسی به زبان مادری خود به خزعبلات رژيم کرنش کنند سودی خواهند برد؟
عزيز برادر!ميدانم بمن تهمت خواهند زد که نفسم از جای گرم در می ايد اما جمع کلی انرژيهايی که در راه اين مبارزات صرف ميشود مانع رسيدن به نتيجه نهايی که ازادی کامل برای تمامی شهروندان ايرانی خواهد شد


hesam 13:39 @ Sun, 5 Mar 06

برادر شبح قسمت سوم داستان مثلث عشق منتشر شد خوشحال می شم نظر بدید:
http://www.hesam118.blogfa.com/


آرش سرخ 13:36 @ Sun, 5 Mar 06

شبح جان مطلب بسیار خوبی بود. نکته‌ی اصلی اینست که "دفاع از حقوق زنان دفاع‌ای جنسيتی نيست دفاع‌ای انسانی است."

در حال حاضر شاخه‌های بسیاری از فمینیسم و سردمداران این شاخه با سکسیسم و زن گرایی سعی کردند مبارزه برای حقوق زنان را به صورت یک "مبارزه صنفی" درآورند.

نقطه شروع مبارزه برای زنان بیحقوقی آنان است. فرودستی آنان است. اینطور نیست که گویا هر جنسیتی باید برای منافع خود بجنگد و ظاهرا مردها بهتر جنگیده‌اند! قضیه اینست که دنیای سرمایه‌داری برای بازتولید خود به بیحقوقی و فرودستی زن نیاز دارد و هر انسانی باید علیه این بیحقوقی زن مبارزه کند.

باید با سیاست کمونیستی برای آزادی و برابری زن و مرد و نابودی هرگونه فرودستی زنان تلاش کرد. در ضمن در مورد تفاوت‌های بیولوژیک زنان و مردان بحثی در نشریه‌ی شماره‌ی اینده‌ی جوانان کمونیست که در سه شنبه چاپ می‌شود کرده‌ام که خوشحال می‌شوم در آن شرکت کنی. پس از چاپ در وبلاگم نیز منتشر خواهم کرد.


quazar 13:24 @ Sun, 5 Mar 06

شبح جان از متن زيبايت ممنون .
در تاييد گفته شما ؛ ما متاسفانه در دوران گذر هستيم !!! بعد از اين دوران مي توان به اين موضوع با ديد بهتري نگاه كرد.






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1263
تعداد نظرات: 26649
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 1, 2006 06:29 pm


از کجا آمده‌اند؟