دوشنبه، 24 بهمنماه 1384 | February 13, 2006

آزادی بيان و دشمنان‌اش!

اين که آن کارتون‌های کذايی ارزش هنری داشتند يا نداشتند؟ (که به نظر من نداشتند!) و يا اين که آيا ارتباطی بين جنجال بر سر انتشار آن‌ها و پيروزی حماس و موضوع ارسال پرونده‌ی ايران به شورای امنيت وجود داشت يا نداشت؟(که به نظر من داشت!) موضوع بحث من نيست. مسئله بحث قديمی "آزادی بيان" است. در اين وب‌لاگ بارها در مورد "آزادی بيان" گفت‌وگو کرديم. مدافعان "آزادی بيان" هم‌واره قيد "بی‌قيد و شرط" را جزء لاينفک آن می‌دانند و دشمنان‌اش سعی می‌کنند آزادی بيان را مقيد به قيدهايی کنند.
کم‌خطرترين دشمنان "آزادی بيان" کسانی هستند که مخالفت‌شان با آزادی بيان را بی‌پرده پوشی بيان می‌کنند و خطرناک‌ترين‌شان کسانی هستند که خود را در جبهه‌ی مدافعان "آزادی بيان" جا می‌زنند اما هر وقت آزمونی از پايداری‌شان به آزادی بيان پيش می‌آيد چهره‌ی واقعی خود را نشان می‌دهند و می‌شوند دشمنان درجه يک آزادی بيان و شگرد همه‌ی‌شان تقريبا يک‌سان است: اول "بيان بودن" بيانی را مورد ترديد قرار می‌دهند و بعد آن را می‌کوبند. به اين جمله دقت کنيد:
"که گفت که آزادی بيان جواز آزادی عمل هم هست؟ و مگر جای انکار است که تخفيف و تحريک دو عمل‌اند نه دو سخن؟"
شايد با دقتی رياضی‌وار بتوان گفت صددرصد مواردی که "آزادی بيان" مورد تهاجم قرار می‌گيرد متهم به "تخفيف" يا "تحريک" و يا هر دو است و اکنون قطب عالم روشن‌فکر دينی سرزمين گل‌وبلبل (که باندهای مافيايی قدرت با شعار مبارزه با مافيا به رياست جمهوری می‌رسند و پدرخوانده‌های بنيادگرا شيوخ اصلاحات می‌شوند) رگ گردن کلفت می‌کند و اشتلم راه می‌اندازد که وامصيبتا واسلاما که به احمد که ناموس مسلمانان است جسارت شده است و اين "بيان" نيست که "عمل" است!
به هر روی آقای عبدالکريم سروش نيز مانند هر دين‌دار ديگری نمی‌تواند مدافع آزادی بيان باشد. اصولا برای من مسلم شده است بين اعتقاد داشتن به وجود امری قدسی و اعتقاد به آزادی بيان تضادی حل ناشدنی وجود دارد. مهم نيست اين امر قدسی خدای در پس آسمان هفتم باشد يا استالينی تکيه‌زده بر تخت تزار!
اين شما و اين شرق يکشنبه 23 بهمن و رگ متورم گردن آقای سروش و گذر پوست به دباغ‌خانه!
پي‌نوشت: در وب‌لاگ ته‌وار عزيز چند تا از کاريکاتورها آمده اما از آن جلب‌تر فيلمي از مسيح است که لينک آن در ته‌وار آمده است! حالا مقايسه کنيد تحمل آنان را با تحمل فيلسوف و قطب روشنفکران ديني وطني!

February 13, 2006 10:00 PM

18:40 @ Fri, 10 Nov 06

cupboards noises Hopkins analyzed.fronted!approximation ...


11:25 @ Thu, 7 Sep 06

silicone selfishness poorness Whitaker creation!attiring - Tons of interesdting stuff!!!


12:19 @ Fri, 30 Jun 06

Westport ungrounded:hovered oilcloth Kleinrock chastise Cezanne


دایان 14:16 @ Mon, 29 May 06

من دايان از محله قره آغاج تبريز هستم
(لطفا اسم مرا با نام دايانا که اروپايي و نام دختر است اشتباه نگيريد.... دايان در همه لهجه هاي ترکي به معناي (((مقاوم))) است چه ترکي استانبولي چه ترکي قشقايي چه ترکي ترکمني و چه ترکي آذري

اعليحضرت هاي خون آشام فارس ::
دوران افتخار به خودتان و تمام ارزشهاي پوچتان بزودي به سر خواهد آمد

برادران بزرگوارم جناب آقاي سهند و جناب آقاي Golden Head لطفا با مزدوران حکومتي که در اين سايت با اسامي مختلف و با نقابهاي رنگارنگ به تمدن کهن و عظيم ترک فحاشي مي کنند بگو مگو نکيد
چون آنها ارزش توجه را ندارند
هر توهيني اين مسخ شده هاي فارسي به شما مي کنند با کمال بزرگواري ناديده بگيريد و صبر جميل پيشه کنيد براي اينکه

تنها و آخرين کار يا بگو مگو يا جنگي که قرار است ترکها انجام دهند براندازي نژاد فارس پزرست و آخوند سالار است.
آخوند و فارس در هم مثل تار عنکبوت تنيده شده و ملت شريف تورک را مورد ظلم قرار مي دهند....
جناب Sahand و Golden Head و تمامي همشهري هاي تورک:
بجاي اينکه در اين سايت با نان خور هاي کور و کر که شستشوي مغزي شده اند و از فارس هاي خون آشام درگير شويد و Counter سايت شبح را که بي اعتنا به اين توهين هاست را بالا ببريد به کمک برادران مبارزتان در تبريز و ديگر شهر هاي ترک برويد
که زمان انتقام است
فرزندان باي بک
فرزندان مقدس اردبيلي و شاه اسماعيل فقيد
فرزندان آتيلا

به کمک مبارزان برويد و مترسک پوشالي بنام فارس را آتش بزنيد
و بدانيد که هيچ کس به کمکشان نمي آيد
چون هيچ سفارت خانه يا حتي شخصي در خارج از اين مزرعه ويران که مترسک فارس در ميان آن ايستاده حافظ منافع آنها نيست

به انتقام برادران شهيد آذربايجان ايران را تبديل به گورستان فارسها کنيد


nana 4:50 @ Sun, 26 Feb 06

کنجکاو گرامی

فيلم مورد نظرت را ديدم
فيلمی نسبتا خوب برای بچه ها بود که درقالب يک داستان مساله استثمار را مطرح ميکرد
چيزی جديد در آن نديدم
به نظرم توضيح واضحات بود و احتمالا شما به دليل اجبار ديدن احتمالا با فرزند کوچکتان و یا فرزند دوستی نکاتی را متوجه شده ايد که من نشدم
ابدا حرف و سخن تازه ای در آن نيافتم

به هر حال اگر نظر خواصی شما داريد بهتر از که بجای تاکيد به من برای توجه به سخنان در کافه مکزيکی !!!
لطف کنيد و نظر خود را مطرح کنيد . نانا


nana 3:51 @ Sat, 25 Feb 06

سهند گرامی

پاسخم به شما اين است :

You are entitled to your opinion

نانا


زیتون 3:46 @ Sat, 25 Feb 06

شبح جان
کجايی؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟؟!؟!؟!


nana 3:39 @ Sat, 25 Feb 06

ديگه حالا مثل اين بچه ها تخس ها که يک شيطنتی کردن هی ميائی و ميری و ميخواهی مثلنی از دل من در بياری !!!!!
بسيار خوب بخشيدمت

اين فيلم را هم ميگيرم ميبينم اگه به دردی خورد شايد نظرم را راجع بهش بنويسم بذارم تو وبلاگم

ولی از همه این حرفا گذشته هرجائی که بنظرت میرسه که من مزخرف میگم میتونی مستقیم ازم سئوال کنی
لازم به فیلم حواله دادن نیست کنجکاو جان
ما که دیگه نباید با هم از این حرفا داشته باشیم که ؟؟
ما اون روزش که همه گیج و ویج بودن حرفهامون رو رک و راست میزدیم حالا که دیگه همون گیج ها هم به حرف افتادن و شکر طبیعت وبلاگستان حسابی داره کار میکنه و میره جلو
متوجه این همه انرژی که حتما شده ای ؟
پس باید بتونیم توی گفت و گوها یه نکاتی را روشن کنیم یه تابو هائی رو خورد کنیم و زمین بریزیم
و شاید بتونیم به این وسیله یه کمکی کوچولو بهم بکنیم مگه نه ؟
به هر حال بچشم فیلم را فردا خواهم گرفت و نگاه خواهم کرد
در ضمن برای نقطه ته خط گرامی یه پیام خصوصی فرستادم و نوشتم
نیش عقرب نه از ره کین است
اقتضای طبیعتش این است

اگه بتونم نظرم را بگم و نترسم هیچ وحشتی حتی ازغقرب خوانده شدن ندارم
خود نانا که میدونه عقرب نیست
باقی هم به پشم تخم داداشم !!!!!!! شاد و سبز باشی نانا


Sahand 3:32 @ Sat, 25 Feb 06

Listen Nana: There is no need to introduce you, because you almost have said everything about yourself in your public toilet that you call it your blog and have sealed its doors and windows so that others would not come in and take a shit in it. You are too stupid to understand the psychology of religion and as saying goes” you can not teach an old dog, the new tricks” and I am not going to so. We all know about your psychological problems, and we learned it from your own mouth. Nana : Let me teach you about religion in shortest courses. Religion is like the dozens medications that you take daily to calm you down and there is no doubt in my mind that while prescribing them to you, your psychiatrist has informed you of their side effects. You chose to take them because it has also positive effects, it boils down to the simple question: How much you take it and whether or not you are addicted to it. Religion is sort of soothing medication for most people and as everything else, if it is used in larger dosage; it has its own negative side effects. But as psychiatric patient you have the right to your dignity and you do not like others to call you a psycho, the religious people also have the right to be treated like human and their sacred places and faith should be respected. In your public toilet, you lately have shown satisfaction in destruction of holey places in Iraq and by doing so you not only violated the free speech garbage that you never forget to remind us, but also you have advocated violence and here I step in to stop you from becoming a total psychotic. As I have watched your mental deterioration from the beginning, I have the authority to express my opinion on your mental health condition. Your mental illness started from a mild neurosis and progressed since then and has gone trough some phase shift, You became a hysterical and now acting like a schizophrenic and if progress with the same speed, pretty soon you would ended up in a total psychotic state, walking may be naked in the streets. Please get my advice and seek some more help, meditation, Zen Buddhism etc may be better than the medication that you are currently taking. Seeing you dancing like a monkey and laughing at destruction of some scared places is very disgusting. So far we have seen your ass, but not your dirty and ugly reddish asshole, please keep it that way.


کنجکاو 2:47 @ Sat, 25 Feb 06

نانا جان!
می دانم فيلم را دوست داری. پس، پيش نهاد می کنم اين فيلم را هر چه زودتر ببينی( جا نخوری). ببين با ايدئولوژی تو تا چه اندازه نزديک است. برو به وام بگير و دست کم بیش از يک بار نگاه کن. من اين فيلم را چند بار ( به چار و ناچار ديده ام). اين فيلم را به ويژه آن بخش در آن کافه مکزيکی گونه اش را می گويم و ببين که چه سخنانی در آن داد و ستد می شود. ياد بگير. با هم گپ خواهيم زد. (خنده جماعت؟ از اين پس، به ماتحتم!!)

A Bug's Life


کنجکاو 1:57 @ Sat, 25 Feb 06

جان سيد خندان شوخی نکن. شکم درد می گيرم ها گناهش مياد گردن تو و اين نمايش آزادی سخن و نوشتن!

راستی راستی! شب/ روز خوش.


nana 1:47 @ Sat, 25 Feb 06


خوب بیا ..... به یکی میگم این و اونه به جای
جواب میگه تو جینا لولو بریجیدائی !!!!!!
تو رو هم که میشکافم و جر میدم !!! میائی میگی :

((سپاس نانا جان! دارم ريسه می رم. کول گرل! ))

خندان خندان میائی میگی مرسی که به من فحش دادی !!!!!!! و بعدش هم یه انگلیسی میپرونی و میگی کول گرل !!!!!
خودم میدونم کول هستم لازم نکرده شما یاد اوری کنید
با همین کول بودن ها !!!! به همه دارم خدمتی میکنم که حتی بروس لی وبلاگستان هم با همه خشانتش میزنه زیر خنده !!!!!!

((به هر رو با هم چت می کنيم.اگر با ماتحت اين و آن کار نداشته باشی! باشد؟ ))


بنده با هیچ شرط و شروطی با کسی چت نمیکنم حتی شما !!!!!!!
کاراته بلدی بلد باش !!! من که از توی کاراته باز نمیترسم که عمو
هرانگشتی که بخوام از اولین روزها به هر ماتحتی که خواستم فرو کردم از مارکس بگیر و برو تا حرضت محمد !!!!
پس واسه من کول شرطن و شروطن نذار عمو !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

((شبح جان! آزادی بی مرز بيان را قيچی نکنی ها می دانم نمی کنی! "رقيب" نانا هر جا کم می آورد می گفت اين کامنت ها را پاک کن. اما ما از بودمان شرمنده نيستيم "مگه نه؟".))


شبح هم به دادار دودور مک کارتی میخنده که بخواد منو قیچی کنه !!!!!
خیالت راحت باشه این کار رو نمیکنه میدونی چرا ؟
واسه اینکه وقتی واقعا فهمید آزادی بیان بی قید و شرط چیه ها !!!!!! دیگه قیچی از فرهنگ ذهنش محو میشه
ماکسیمم کاری که میکنه اینه که بگه جون
ماماناتون همدیگه رو جر ندین و برین سر جردادنی هائی از قسم مثلنی خامنه ای واحد الید و خلاص

((شب/روز خوش!))

خوب حالا که روت حسابی کم شد سگ خور شب و روز تو هم خوش کی به کیه ؟ نانا


کنجکاو 1:22 @ Sat, 25 Feb 06

سپاس نانا جان! دارم ريسه می رم. کول گرل!
به هر رو با هم چت می کنيم.اگر با ماتحت اين و آن کار نداشته باشی! باشد؟
شبح جان! آزادی بی مرز بيان را قيچی نکنی ها می دانم نمی کنی! "رقيب" نانا هر جا کم می آورد می گفت اين کامنت ها را پاک کن. اما ما از بودمان شرمنده نيستيم "مگه نه؟".

شب/روز خوش!


nana 1:00 @ Sat, 25 Feb 06


به به به به ...چشم همه روشن جناب کنجکاو هم به اراجیفیان و کس و شعر گویان پیوست و مقادیری استفراغاتی هم فرمود یا به عبارتی فضله هائی بیرون پاشید
بارک الله به شما مرحبا به شما مرد نادان !!!!
خوب رزت و پرت هاتون حسابی شکافتن لازم داره بروس لی !!!!!!!!!
نا امیدت نمیکنم و میشکافمش شاید هم اون وسطها یه جری چیزی دادمش !!!!!

مستفراغیده ای که (‌یعنی استفراغ کرده ای )

((ترانه جان! سخت نگير، نانا میخواد جوان نمايی کند (چرای اش را از من نپرس). خوب اين هم يک ترِند شده و يک جورايی فَشن است که آدم (بی خود) لابه لای يک خط نوشته چار تا واژه انگليسی به چپاند.))


خوب مردک نفهم چرا رویت را به اون زنک کردی و گهی راجع به من خوردی ؟
یعنی میخواهی به سبک آخوندا بگوئی که با من زن جماعت غیر کمونیست عارت میاد حرف بزنی آره اینه ؟
تازه خوب کردم که واژه انگلیسی میچپانم عرضه اش را دارم فضولی و گه خوریش هم به احدی نیامده پریود !!!!!
راجع به جوان نمائی هم نوکرت برم هیچ نیازی ندارم خودم رو جوون نشون بدم کدوم زن هم سن من تا حالا سنش رو به یه مشت وبلاگ نویس به این راحتی که من گفتم گفته ؟ تازه مگه همین خود الاغت یک بار نگفتی که من همیشه خودم را پیرتر از اونی که هستم نشون میدم مگه نگفتی نفهم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


(( گاهی هم تر بزند برای نمونه به جای "هيومن بينگ"(همان آدم خودمان) بنويسد "هيومن بین" !؟ يک نگاه کنج کاوانه به وب لاگ اش کند، می داند کجا ريده! ( هم زبانی می کنم).))


خوب این ایرادی هم که از من گرفتی ها دستت دم مشگت !!!! تو امریکا به جون عمه تو وقتی میخوان بگن هیومن بینگ معمولا اون گ آخرش رو میخورن الاغ جان
تو که احتمالا انگلیسیت معادل کتاب دایرکت متد ایران است حق داری بری بگردی دنبال اون گگگگگگگگگگگگگگگگ که من اعلام نکردم به والله که حسابی بلا نسبت الاغ !!!!!!

(("دست" خاتمی جون اش هم "پشت سرش باشد".))


واه واه واه که چه همه دردت اومده از این که من به این مرد عزیز کمی احترام گذاردم به والله که نتوانستی دردت را پنهان کنی و درست مانند یک روستائی ابله که به اشتباه تو غرب زندگی میکنه گوشه و کنایه میزنی عمو !!!!!!
معلومه که یه موی خاتمی رو به هیکل صدها تو و ترانه و امثالهم نمیدم
چرا که بدم
مردک متمدن انسان وسط مشتی گه درست همانند شمایان به شکلی دیگر در ایران گیر کرده و تف و لعنت شد و سپس گیر امثال شمایان افتاد که به گونه ای دیگر آزارش بدهید
خوب یه سر و گردن هم از آدمخوران و هم از شما کاندیداهای آدمخوری پیش است مگه نه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟


((اما؛
نانا جان! در نخستين آموزش وب لاگ نويسی ات برايت نوشته بود که چه گونه بايد لشکر گرد آورد. هنوز از "رقبا" ياد نگرفتی؟ به هر رو راه اش اين نبود. خيلی هم به آن مغز فرتوتِ نااميدت نبايد فشار بیاوری. ))


میدونی کنجکاو نصایحی که تو به من کردی هرچه بود همراه با همان اولین حالم به هم خوردی که به من گفتی چون گوزی از خاطرم رفت به جان خودت
روزی که تو اشکال و ضعف خودت را و عصبانیت و تحقیر خودت را از کار امید میلانی به پای من نوشتی
خودت شخصیتت و ادعاهایت همگی برایم چون بالنی از گاز گوز منفجر و بر باد رفت
حال مغزم فرتوت است یا نه ؟ چه فرقی میکند ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

((جانم برات بگه! تو نمی توانی، من يکی را با دُش نام گويی از ميان به در کنی. برو هر چه تا کنون آموخته ايی ( يا آموختانده اندت ) را به ناف و شکم و زير شکم من به چسبان. ماتحت من فدای سرت بشود، قابل تو و ديگران را ندارد، هر چه دوست داری می توانی توش بچپانی، اما انگشت تان را يک زمان به دهان نبريد، گرچه تو در کامنت پيشين انجام داده ايی.))


واه واه واه که از رفیق گرمابه و گلستان شمر بعید است چنین سخنانی راجع به دشنام و دشنام گوئی کند که تمامی مردان و زنان دست روی تخم ها و تخمک های نازنین خود گذارد و غرق خنده میشوند !!!!! به جان خودت !!!!!!!

((دُش واری کار تو اين است که رُک کويی را با دريده گی يک سان پنداشته ايی و تقدس هرچه دُش نام را هم از ميان برداشته ايی و بی ارزش کرده ايی. (دش نام ارزش دارد، چون قدرت در واژه گان است).))


خوب بفرما مانند تمامی الاغان دیگر تو الاغ هم بالاخره چسبیدی به همان شیوه احترامی !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ولی این بار
دریدگی را مثال زدی
مانند مهشید که توهین را مثال میزند
و یا سفارت آتش زن ها که احترام را بهانه کرده اند
عجب شباهتی همه الاغ ها به هم دارند به والله !!!!!!!!!!!!!


((برو شکم سير! يک جامی می ناب برای خودت باز کن و ما هم به همين آبجو کارگری و ودکای تاواريش ها خرسنديم و می سازيم.))


خوب شکمم سیره که سیره تا چشم تو در آد!!!!!
فکر میکنی فقط گشنه ها باید حق حرف زدن داشته باشند ؟؟؟؟؟؟
مثل اون یارو که گفت : فقط شهیدا میتونن
حرف بزنن !!!!!!!!!!!
تو نگران سیری منی یا گشنگی مردم ؟؟؟؟؟؟


((شادباشی!))

من میخوام هفتاد سال سیاه شاد نباشی که عقده شخصی خودتو از من مثل یه الاغ کامل به شکل پیام زیر گذاشتی
عجب الاغ شناسی هستم من دیگه به
حرضت عباس !!!!!!!! بچه ها مگه نه ؟ نانا



کنجکاو 0:20 @ Sat, 25 Feb 06

ترانه جان! سخت نگير، نانا میخواد جوان نمايی کند (چرای اش را از من نپرس). خوب اين هم يک ترِند شده و يک جورايی فَشن است که آدم (بی خود) لابه لای يک خط نوشته چار تا واژه انگليسی به چپاند. گاهی هم تر بزند برای نمونه به جای "هيومن بينگ"(همان آدم خودمان) بنويسد "هيومن بین" !؟ يک نگاه کنج کاوانه به وب لاگ اش کند، می داند کجا ريده! ( هم زبانی می کنم).
"دست" خاتمی جون اش هم "پشت سرش باشد".
اما؛
نانا جان! در نخستين آموزش وب لاگ نويسی ات برايت نوشته بود که چه گونه بايد لشکر گرد آورد. هنوز از "رقبا" ياد نگرفتی؟ به هر رو راه اش اين نبود. خيلی هم به آن مغز فرتوتِ نااميدت نبايد فشار بیاوری.

جانم برات بگه! تو نمی توانی، من يکی را با دُش نام گويی از ميان به در کنی. برو هر چه تا کنون آموخته ايی ( يا آموختانده اندت ) را به ناف و شکم و زير شکم من به چسبان. ماتحت من فدای سرت بشود، قابل تو و ديگران را ندارد، هر چه دوست داری می توانی توش بچپانی، اما انگشت تان را يک زمان به دهان نبريد، گرچه تو در کامنت پيشين انجام داده ايی.
دُش واری کار تو اين است که رُک کويی را با دريده گی يک سان پنداشته ايی و تقدس هرچه دُش نام را هم از ميان برداشته ايی و بی ارزش کرده ايی. (دش نام ارزش دارد، چون قدرت در واژه گان است).


برو شکم سير! يک جامی می ناب برای خودت باز کن و ما هم به همين آبجو کارگری و ودکای تاواريش ها خرسنديم و می سازيم.

شادباشی!


nana 22:26 @ Fri, 24 Feb 06

برادر کنجکاو گرامی

حقيقتش را بخواهيد بالا آوردن شما از من
کار امروز و اين حرفها نيست برادر ارجمند !!!!
شما فکر کنم حداقل يکسالی است که از حرفهای من بالا مياوريد و درست از روزی شروع شد که اميد ميلانی شما را سخره همه کرد و انگشت به ماتحت کاراته بازتان کرد ...مگه نه ؟
اون روز هم همين گه بالا را خوردی مرتيکه !!!! يادت مياد
تو چرا به عوض گفتن اين که :
((- نه خير نانای الاغ اين نيست و اين است و اينجا گه خوردی که اين راگفتی و اين نيست و اين يکی است !!!!!!!!))
هميشه میپری وسط مثل کاراته کارا يه غلط های زيادی بزرگتر از دهانت به اين شکل بالا ميخوری ؟؟؟؟؟؟؟؟
همه تون يه سر و يک کرباسيد موقع شعار دادن هوار هوار !!!!!!
موقع ارائه دليل و منطق خفه خون سياه !!!!
در کونت را بگير که با احدی شوخی ندارم
مردک ابله !!!!!!!!!!!!! نانا


کنجکاو 22:02 @ Fri, 24 Feb 06

نانا جان!
تو هم دل خوش و هم شکم سيری داری. برو! که دارم بالا میارم.


nana 18:42 @ Fri, 24 Feb 06

ترانه گرامی

مطلقا لازم نیست که مترجم برای نوشته های من بیابی !!!!!
تنها کافیست که کمی اون ترم های کمونیستی را کنار گذارده و به زبان ساده مردم کوچه و بازار که همان کمونیست ها ادعای کار مفید براشون رو دارند !!!! آشنا بشی باقیش اتوماتیکه نیازی به مترجم نیست مثلنی کامراد که یعنی همان رفیق خودتون به زبان کمونیزم روسی !!!!
پی لیز زززز هم همون خواهش میکنم !!!!! کشیده شده است که برای مورد کسانی که خیلی خیلی غلطی اشتباه میکنند بکار میره !!! و گا ...هم یعنی همون گائیدن که یعنی همون گائیدنی که رژیم میگاید !!!!!
خوب تا اینجا که فهمت رو یه کمی بالا بردم !!!!البته منظورم فهم غیر کلاسیک و کوچه بازاریه !!!!!

پای کنجکاو بیچاره را هم که رفته فدارسیون تک وان دو براتون خبر بیاره مطلقا به این بحث خودت و من نکش لطفا !!!!!
اگه تو اینترست به گفتگو با او داری و پیوسته ذهنی به او فکر میکنی عزیزم
هیچ دلیلی نداره همه مثل تو باشند تا اونجا که به من مربوطه کنجکاو یکی مثل همه است که سالی ماهی یکبار سر و کله اش از یه گوشه ای پیدا میشه و میشه گفت یه مقداری حرف عاقلانه میزنه و بس !!!!
حالا تو چرا این وسط یه هوئی اسم اونو میاری هیچ نیست مگر اینکه ذهن تو با او مشغوله !!!! که این هم به شخص تو مربوطه و فضولیش به کسی نیامده !!!! ولی پی لی زززززززززززززززززززززز پای اونو وسط بحث خودت و من نکش بیحاصله !!!!!!!
خوب برم سر باقی بحث مون
نوشته ای


((من با «ولایت فقیه» با هرشکل/ نوع، فرم، اسم و ایسم مخالفم! می خواد به اسم اربابی جهان باشه مثل امریکا یا نوع دینی آن مثل اسلام !
به نظر من امریکا غلط می کنه تصمیم گرفته جمهوری اسلامی را با حمله نظامی از میان بر داره))

جونم برات بگه این که تو با ولایت فقیه موافق یا مخالف باشی هیچ فرقی در اصل قضیه نداره مهم اینه که اکثریت مردم ایران با این اصل موافق نیستند که هیچی خاک عالم را هم بر سر هرچی ولی فقیه است اگه فرصتی دست بده میریزن خلاص !!!!
ولی راجع به غلط کردن امریکا !!!!!!
والله این بخش حرفات درست مثل حرفای
خمینی بود به والله
مگه اون نگفت :
(( امریکا هیچ غلطی نمیتونه بکنه و شیر گوزو است ))
خوب تو هم به شکلی دیگر همین را میگی مگه نه ؟
تازه از این گذشته :
خانم ترانه خانم مگه تو خیال میکنی که این رژیم جانیان اسلامی مگس است که با حرکت دست از جلوی صورت ایرانی ها بره کنار ؟
که اگه این باشه باید خدمتت عرض کنم که این رژیم جانیان اسلامی ایران بخش قانقاریا شده بدن سرزمین ایران است و برای جراحی آن یک دکتر جراح متخصص مدرن لازمه که جوری بخش قانقاریا شده را ببره که هم میهن ما زیاد دردش نیاد و هم
کاملا بخش قانقاریا شده از تن وطن پاک و به مستراح ریخته بشه
خوب این جراح مدرن امریکا جون است به ولای لنین !!!!!!!!
خوب تجربه نشون داده که دکترهای اصلاح طلب و کمونیست و ملی مذهبی. شاهی و دموکرات و چریک و حتی آیت الله هائی مثل منتظری هیچ گهی راجع به این بخش قانقاریا نمیتونن بخورن مگه نه ؟
پس اینکه به نظر شما امریکا غلط میکنه نه ؟
مث گه برای همه بی تفاوته !!!!!

نوشته ای :


((این فیلسوف نظریه پردازشان اشتراوس هم بهتره یه طرحی برای از بین بردن خانه های کارتونی شهر وندان امریکایی بکنه تا فضولی برای مردم ایران!))

واه واه واه که دیگه عجب اظهار فضله تمام و کمالی تو این بخش کردی کمونیسته گرامی
یعنی تو میخوای بگی از تمامی بدی های امپریالیزم امریکا بد ترین همین آرشیتکتور !!!
خانه های امریکائی هاست
مرحبا بابا عجب تحلیل ضد امریکائی ئی که تو دیگه دادی !!!!
تمامی جهان دارن لایف استایل و راه و روش امریکائی ها را مثل دلقک ها تقلید میکنند و حتی فرانسوی های الگانت !!! کافی کوواسان خور ژیگول میگول هم دارند فرت فرت مک دونالد و برگر کینگی که مایونز و کچ آپ
از گوشه لب و لوچه هاشون بیرون زده میخورن و تو تازه میگی امریکا اخه ؟؟؟؟؟؟
خوب بگو
همون جوری که خمینی واسه عمه اش گفت تو هم برای عمویت بگو فرقی نمیکنه کامراد !!!!!!!!!

قسمت آخر باد هواهات را هم دوست داری روبروی باد وایستی و بزنی
خوب صاحب اختیاری عمه ترانه
میخوای وایستی جلو باد میخوای بری کنار از جلوی باد
مگه میشه به یک کمونیست معتقد با ایمان گفت این باد برات خطرناکه ممکنه بچائی
فوری بر میگرده و میگه :
چائیدن یعنی چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟‌نانا


ترانه 11:56 @ Fri, 24 Feb 06

نانا جان!
دارم دنبال یه نفر می گردم که نوشته های تو رو برام بخوونه و اگه احتیاجی باشه ترجمه کنه. هر چی این فرهنگ هایی که دارم ورق زدم نفهمیدم کامراد، پی لی یز زززززز، گا...، گا.....و غیره یعنی چی؟ البته من زیاد کنجکاو هم نیستم( امیدوارم فکر نکنی کلمه کنجکاو را بمنظور نوشتم) یادمون باشه بحث سر آزادی بیان بی قید و شرط است تو نظرت رو می گی من هم همین تور دیگران هم اگه موضوع براشون مهم باشه نظر می دن.
من با «ولایت فقیه» با هرشکل/ نوع، فرم، اسم و ایسم مخالفم! می خواد به اسم اربابی جهان باشه مثل امریکا یا نوع دینی آن مثل اسلام !
به نظر من امریکا غلط می کنه تصمیم گرفته جمهوری اسلامی را با حمله نظامی از میان بر داره! امریکا با این تبلیغات هم قیمت نفت را بالا می بره بعد هم نفت ذخیر شده خود را باقیمت بیشتر می فروشه و هم مردم ایران رو مجبور می کنه فعلن شرایط سخت معیشتی را به بهانه آماده گی تحریم تحمل کنند.
این فیلسوف نظریه پردازشان اشتراوس هم بهتره یه طرحی برای از بین بردن خانه های کارتونی شهر وندان امریکایی بکنه تا فضولی برای مردم ایران!
پ ن. باور کن احتیاجی نیست برم کنار تا باد بیاد. این روز ها اگه در مسیر باد به ایستم باد منو با خودش می بره.


خواننده زیتون 4:48 @ Fri, 24 Feb 06


گه بگور پدرانشان
زيتون را هک گرده اند
خدا حک شان کنند


حسین م. 21:19 @ Thu, 23 Feb 06

کامنت 62 را من فرستادم.


nana 18:50 @ Thu, 23 Feb 06

ترانه گرامی

پاسخ شما را تکه به تکه مینویسم
نوشته ای :

((بگو چه گونه و چرا این فوندامنتالیست ها توانستند قدرت مند شوند؟؟؟؟
قدرت مند شدن اسلام چه نیرویی را بیش از همه قلع و قمع کرد؟؟؟))


حقیقتش را بخواهی دقیق نمیدانم ولی تصور میکنم این ماجرا از تقویت اسلامی های افغانستان بر علیه اشغال شوروی شروع شد و سپس هنگامی که شوروی فرو پاشید و این اسلامی های ساپورت شده در افغانستان بیکار شدند و احتمالا دلارها قطع شد و اینان کاملا چون گلادیاتورها آماده جویدن خرخره امریکای جهان خوار و خواهرش را گا ... شدند
و در زمینه چنین گلیم اجتماعی !!!! ناگهان سر و کله بن لادن پیدا شد که با پول یامفت شروع کرد اینان را تقویت کردن و رفتن برای جنگ با امریکا
به هر حال همانطور که گفتم نمیدانم چگونه شاخ و برگ یافتند ولی ابدا اهمیتی ندارد زیرا
رشد اینان به هیچ وجه من الوجوه
(( نقشه امریکا برای از بین بردن کمونیست هائی که عدد ناچیزی هستند و یا کشور کمونیستی ئی که فرو پاشیده شده است نبوده !!!!!!!!!!)) بنابراین اگر منظورتان از بین بردن هفت تا و نیمی کمونیست است پی لی یزززززززززززززززز
زیرا همه انسانها به یکسان از الطاف این مادرجندگان القاعده و ایران برخوردارشده اند پریود !!!!!


((اگر امریکا خواست کمک به صدای اعتراض جنبش ها و مبارزات مردم در ایران بود و هست چرا زمان اعدامهای سال ۶۰، اعتصابات کارگران نفت خوزستان در چند سال پیش، ۶روز مبارزات موفق تظاهرات دانشجویی در زمان خاتمی و اعتصاب کارگران شرکت واحد از طرف امریکا پشتیبانی نشد؟؟؟؟بنظر من جنگی بین حاکمیت امریکا با حاکمیت جمهوری اسلامی نیست!
بحث بر سر حفظ منافع است که همین حالا هم با همه موش و گربه بازی ها و ظاهرن موقعیت استراتژیک نشان دادن این منافع حفظ می شود. می بینیم که در همین شرایط هم باز آزادی طلبان و مبارزه جویان هستند که سرکوب می شوند و این مورد اصلی در شلوغی های تبلیغات جنگ زرگری گم شده))


واه واه واه که ترانه عجب عطف به ماسبق تخمی ئی بلانسبت تخم!! کردی که من حیران ماندم
رفیق من این امریکا که برنامه هایش برای حوادث داخلی ایران!!!! تنظیم نشده که بیاد مثلا روز ۶ چه میدانم چه ؟ برای مردم ایران پیامی بدهد
خانم محترم
اینان این برنامه ها را از پس از جنگ دوم دارند و فیلسوف نظریه پردازشان اشتراوس
برایشان حسابی تئوریزه کرده و سپس تئوریسین آنان به وجود آمده تا شده موسسه انترپرایز و نئو کانهای الان و دست به عمل زدنشون بعد از یازده سپتامبرچون اشتراوس جون این عمل را پیش بینی کرده بوده !!!!!!!!! است و خلاص
خوب حالا تو این جلسه مهم التایتانیک جهان برای چگونگی بردن آن به جلو در آب های اقیانوس های جهان
کاملا تصادفی و برای اولین بار از روی ذره ای شانس این جلو رفتن التایتانیک یکی از لازمه هایش دقت کن !!
از میان برداشتن رژیم اسلامی ایران به منزله (((((( استیت او اسپانسرینگ تروریزم )))))) است
و سپس (((( مادریت کردن اسلام )))))) و
سپس ادامه رفتن در آبهای جهان !!!!

خوب ترانه اگر گوش شنوائی باشه !!!میتونه بیاد به من بگه مثلنی:
- نه خیر نانا این فقط و فقط منافع امریکا در ایران است که این اخوندا روی کار باشند و با هم گربه و موش و الاغ بازی کنند و همه جا را به آتش بکشند و خواهر همه را به گا.....
تا این میان چهار تا و نصفی کمونیست یا آزادی خواه را قورمه قورمه کنن !!!!!!
خوب من بهش میگم :
- برو کنار بذار باد بیاد کامراد!!!!!!!!!


((فکر نمی کنم یادآوری آنچه بر هیروشیما و ویتنام گذشت لزومی داشته باشد. ))


نه لازم نبود به من این کاتاستروف ها را یاد آوری کنی
تمامی چین های پیشانی من از یاد آوری مداوم حماقت های بشری و راهی که کج میروند و زندگی می انگارند است عزیز من
متاسفم که بگم
اگر صدای سومی برنخیزد
به عنوان مثال از ایران با این دو شعار:

(( نه رژیم اسلامی ٬ نه حمله نظامی امریکا ))
(( پیش به سوی تشکیل جمهوری دموکراتیک ایران ))

شاید از فاجعه ای بسیار بزرگ چون تخریب
یک بمب هسته ای مثلا در خاورمیانه یا
اروپا
و از این بسیار بسیار بسیار مهمتر حادثه ای
چون جنساید یهودها ولی این بار با تغییر نام مذهب از یهود به مسلمان جلوگیری شود
به این امکانات فکر کرده اید ؟
تمامی مردم خاورمیانه که چونان اینان نیستند باید زنگ خطر را بشنوند و اینا را ایزوله کنند
تا شاید با نشان شدن و کشتنشان از کاتاستروف هائی که گفتم پیشگیری شود
حال تو نگران ما هشت و تا و نصفی سیاسی نباش
یه کمی لنز دوربیت رو واید انگل تر کنی بد نیست ها ترانه !!!!!!!!!!! نانا


ترانه 10:40 @ Thu, 23 Feb 06

نانا جان
بگو چه گونه و چرا این فوندامنتالیست ها توانستند قدرت مند شوند؟؟؟؟
قدرت مند شدن اسلام چه نیرویی را بیش از همه قلع و قمع کرد؟؟؟

اگر امریکا خواست کمک به صدای اعتراض جنبش ها و مبارزات مردم در ایران بود و هست چرا زمان اعدامهای سال ۶۰، اعتصابات کارگران نفت خوزستان در چند سال پیش، ۶روز مبارزات موفق تظاهرات دانشجویی در زمان خاتمی و اعتصاب کارگران شرکت واحد از طرف امریکا پشتیبانی نشد؟؟؟؟

بنظر من جنگی بین حاکمیت امریکا با حاکمیت جمهوری اسلامی نیست!
بحث بر سر حفظ منافع است که همین حالا هم با همه موش و گربه بازی ها و ظاهرن موقعیت استراتژیک نشان دادن این منافع حفظ می شود. می بینیم که در همین شرایط هم باز آزادی طلبان و مبارزه جویان هستند که سرکوب می شوند و این مورد اصلی در شلوغی های تبلیغات جنگ زرگری گم شده!

فکر نمی کنم یادآوری آنچه بر هیروشیما و ویتنام گذشت لزومی داشته باشد.


nana 7:56 @ Thu, 23 Feb 06

بی نام گرامی شماره ۵۸


خدمتت عرض کنم که برای اسلام این روزها بخصوص از نوع رژیم اسلامی ایران تمامی توهین و برخورندگی های عالم باید سودی داشته باشد تا آنرا چون
پیراهن عثمان علم کنند
این دیگر بر احدی پوشیده نیست
اینان به دنبال فرمان خمینی دستور قتل سلمان رشدی را صادر و سپس تر تعلیق
و حتی در دوره ای نیمه انتقادی بر این کار کرده اند
ولی این فرمان قتل از دهان خمینی برای اینان همان پیراهن عثمانی است که در کمد خانه زن خامنه ای مخفی و هر هنگام که لزومی سیاسی میباید علم میشود
بیست و هفت سال تمام است تمامی اهداف سیاه و تاریک خود را به بهانه ای اسلامی مانند فتح قدس و راه کربلا و تپه های الله و اکبر و بی ناموس کردن صدام و به دریا ریختن یهودی ها و به زانو در آوردن امریکا و با حجاب کردن همه عالم و ریشو کردن همه مردان عالم و بر هر شهر اروپائی و امریکائی قوبول منقل و دسته خر امامزاده ای بر پا کردن و خلاصه کلام
تمامی دماری که از مردم ایران در آورده اند وعده اش را برای باقی مردم جهان میدهند
مساله کاریکاتورها هم از این قاعده خارج نبوده بخصوص که در شرایطی اتفاق افتاده که این ابلهان رژیم تصور کردند به نفعشان است که در جهان هیاهو شود
غافل از آن که با این هیاهو مابقی کشورهای جهان را که کمی به آنان سمپاتی حداقل انسانی !!!! داشتند را هم
کاملا به جبهه جهان متمدن کشاندند و تیر خلاص را به شقیقه خود شلیک کردند .

این ماجرای ابو غریب و گوانتانومو هم از این ماجرا بر کنار نیست
این اواخر در امریکا کاخ سفید کاملا بی پرده و عریان میگوید که اینان یعنی فاندمنتالیست هائی که با امریکا میجنگند پدیده هائی هستند که قانون نرم و نازک و عدم شکنجه و این حرفها سرشون نمیشود
از نظر انسانی ممکن است حرفشان درست نباشد
ولی از نظر موقعیت جنگی کاملا حق دارند
خوب خودمان را بگذاریم به جایشان هنگامی که بیست جوان عرب با زندگی های مرفه و درس خوانده یکسال در امریکا زندگی میکنند و برای اعتراض نوع اسلامی !!
به قیمت مرگ خود چهار هواپیمای مسافر بری را میربایند و با آن به محل کار سی هزار نفر انسان میکوبند و پنج هزار انسان کاملا و مطلقا بی گناه را تنها به جرم غربی بودن میکشند
چرا که امریکا در رویاروئی نهائی انان را برای اطلاعات شکنجه و تحقیر نکند ؟
مگه محمد عطا که برای فلج کردن مسافران اولین کارش سر بریدن ناگهانی یک میهماندار زن با کاتر جلوی چشمان از حدقه در آمده مسافران وحشت زده و انداختن لاشه این زن درحال فوران خون جلوی این مسافران و رفتن سر کار کشتن خلبان و کمک خلبان و کشتن آنان به همین قساوت بوده رحمی مثلنی به اون افراد بی گناه داشته اند
که حال امریکا بخواهد به عوامل القاعده یا صدام رحمی کند و شکنجه ندهد

متاسفانه درجهانی زندگی میکنیم که وحشی گری یک قاعده است نه استثنا
این را حداقل ما ایرانیان این بیست و هفت سال به خوبی یاد گرفته ایم
به هر حال دوست گرام گروهی پلنگ هار
به جان گروهی گرگ هار افتاده اند
و متاسفانه این میان تنها انسانهای بی گناه کشته و نابود میشوند . نانا



کنجکاو 15:05 @ Tue, 21 Feb 06

کاریکاتورهای پيش نهادی "رسوا" خنداندمان. اين کارتون محمد با آن سبیل کج اش آرام آرام، جای موناليزا ی سده 21 ام را می گيرد. يک پا ممدليزا شده.


nana 20:08 @ Mon, 20 Feb 06


کیان گرامی

من به قربون تو که بالاخره فهمیدی چی میگم ؟
برات یه مثال کوچولو موچولوی اختصاصی به عنوان جایزه مینویسم !!!!!

یه زنی از زنانه ها !!!!! با یه مردی از سردبیرها !!!!!! خیلی باادبانه و مرتب و منظم تو یه کافه نازنازی هندی!! تو استکهلم یه قرار شیک و پیک میذارن و طی چهار ساعت خیلی با ادبانه و محترمانه تو سر و کله هم میزنن !!!!!!
درحالی که تمامی آینده شون حتی اگر کار نکنن به وسیله دو کشور سوئد و کانادا بالاخره یه جوری تامین است و از گرسنگی نخواهند مرد !!!!!

خوب این دو توی اون کافه هندیه
بسیار با ادبانه راجع به یک خط کردن مواضع
ذهن علیل خودشون و گفتن اینکه (((بابا بیائید
بریم سر مثلنی ((رفرم )) همین هیولاهای اسلامی که مثلنی فردا اگه خامنه ای به دلیل زیاد کشیدن تریاک سقط شد !!!! پسر رفسنجانی از باباش یه لقب آیت الهی دسته خری بگیره و بیاد بشه ولی فقیه !!!)))

پس بریم زیرکانه این رفرم تو این جاکش ها را جا بندازیم ولی از اونجا که تو این موقعیت اگه مستقیم نظر خودمون رو بگیم گندش در میاد بیا بریم بنویسم که ما مخالفیم ولی این ایده هم که خامنه ای بره پسر رفسنجانی بیاد هم وجود داره !!!!!! و فکر بدی هم نیست !!!!!!!!!!!

خوب کیان جون قربونت برم من !!!!
اینجا من بی ادب توهین کن !!!! میام وسط و میگم :
مادرجنده ها شما هر دو گه خوردید که برای
ما چنین اظهار فضله هائی کردید
و نه تنها این رو میگم بلکه میرم دنبال این که این دو را در تمامی سطوح به گهی بکشم که هستند !!!!
خوب حالا به من بگو من بیشتر!! بی ادبم یا این مادرجنده ها ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟‌نانای



عباس رضایی 19:53 @ Mon, 20 Feb 06

من هم همراه کاریکاتورها فیلم مسیح را هم گذاشته بودم ولی از شانس بد من اسلامی ها بازدید کننده وبلاگ من طرفدار مسیح از کار در آمدن بخاطر اینهم یه خورده بیشتر به من ابراز لطف کردند.


شبح 13:25 @ Mon, 20 Feb 06

پويا جان!
فعلا به دليل فيلترينگ در اضافه کردن لينک‌ها مشکل دارم. اما اگه عضو پن‌لاگ بشي خودبه خود اضافه مي‌شه.


کيان 10:42 @ Mon, 20 Feb 06

درود به تو
خوب يکی از بدی های حذف کامنت همينه که نميشه دوباره ديدش.
بعدشم ديگه مهم نيست که اون چی بوده چون همونطور که تو ديگه مثل چند ماه پيش فکر نمی کنی من هم....
به نظر من « توهين به عقايد» جزء آن دسته از تفکرهایی ست که بايد از دايره الگوهای ذهنی حذف گردد.
به اميد روزی که هرگز نگوييم به عقايدم توهين شده.


yek nafar 4:43 @ Sun, 19 Feb 06

Nana, age ghol bedi ke dige az azadie bayan BARAMOON tarifi nakoni manam ghol midam BARATOON begam ke ghane shodam. Vali to ham ye ghole dige bede, va on in eke befahmi azadie bayan baraye bayani ast ke bayad bayan shaved. Yani inke asle bayan arjhyat dare nesbat be azadie bayan kardan, pas pishnahad mikonam to meghdari , na , kheyli bishtar az meghdari, ebetda rooye asle bayan va bayanidan kar kon, bad hamegi komaket mikonim ke dar azadie kamel anha ra BARAMOON bayan koni, bashe? Ghabool midi? Merci ke inbar zoodtar az ghabl foori ghabool kardi.


nana 22:13 @ Sat, 18 Feb 06


دوستان گرامی

به همه توصيه ميکنم پست آخر مرا راجع به:

آنچه بين مهشيد زنانه ها و درخشان سردبيرگذشت؟

حتما حتما مطالعه فرمائيد !!!!! نانا


pouya 9:43 @ Sat, 18 Feb 06

چهل هشتممممممممممم...سلام دوست من..اين لينک ما کو؟ منتظرتم تو جمع نوشت...


pouya 9:42 @ Sat, 18 Feb 06

چهل هشتممممممممممم...سلام دوست من..اين لينک ما کو؟ منتظرتم تو جمع نوشت...


nana 21:58 @ Fri, 17 Feb 06

بسيار خوب دوستان

لطفا دقت کنيد باری ديگر بازگشتم که برايتان به شکل کوچه باغی آزادی بيان را شرح دهم :

در نظر بگيريد که هم اکنون هر زن و يا مردی آزادی اين را دارد که به مادر شوهر خود و يا مادر زن خود بگويد :

-- خفه شو زنيکه الاغ فضول دخالت کن کفتار حرامزاده به تو چه مربوط ؟

خوب تصور کنید چند در صد زن و شوهر ها تابه مرحله طلاق نرسند از این واژه های بالا مطلقا استفاده نمیکنند و زندگی زناشوئی خود را به مخاطره نمی اندازند مگر نه ؟

پس حق فحش خواهر مادر داشتن به خودی خود به معنی فحش خواهر و مادر دادن نیست عزیزانم برعکسش کنید
اگر ابلهی در یک دعوای خانوادگی به مادرزن ویا مادرشوهر خود توهینی میکند نباید که به حساب حق توهین همه مردم نوشته شود و ممنوع گردد که !!!!!!!

درد من و شما باید این کلمه آلرژی زای (ممنوع )باشد به ولای آلنده عزیزم . نانا


nana 18:02 @ Fri, 17 Feb 06


يه نفر شماره ۴۴

آ ..من به قربون اون دهن بارک الله صد هزار ماشاالله که اينو نوشتی

آره قربونت برم منظور من همينه که تو گفتی
اگه تو به خودت جرات بدی که مثلنی به من که ظاهرا همه ازم ميترسند !!!!! بگی خاک عالم تو سرت .
يعنی اين که خاک عالم تو سر من سليطه و اون رهبری که ديکتاتوره مگه نه ؟
چون عزيز دلم تو از رهبر هم احتمالا ميترسی مگه نه ؟

د.....بيا خودت نکته مرا به ثبوت رساندی

تمامی حرف من اين است که اگر آزادی بيان بی قيد و شرط باشد ديگر دليلی ندارد کسی از کسی بترسد .
تو حرف بد خود را ميزنی و انتقاد بی رحمانه و بی تربيتی خود را از هرکه دلت خواست ميکنی
ولی اگر اين بين مثلا به مقدسات کسی توهينی کردی
خوب قانون مثلا صد هراز تومان جریمه ات میکند .
و بار بعد که خواستی به کسی توهين کنی مثلنی به اون صد هزار تومانی که از دست ميدهی فکر ميکنی و ممکن است نفع پرستی کنی و ديگر کاری با مقدسات عالميان نداشته باشی

عزيزم . ميدانی فرقش چيست ؟

تو بجای گرفتن حقی از همه مردم
حق توهين کنندگان را با جريمه و زندان محدود ميکنی
دقت کن حتی نميگيری بلکه محدود ميکنی

يعنی به ترکيب آزادی بيان دست نميزنی ولی طبق قانون يه گوشمالی خاطی را ميدهی که بار دوم به توهين کردن کمی بيشتر فکر کرده و اگر مرد ميدان جريمه دادن نيست توهين نکند .

البته بايد به همه شما دوستان ياد آوری کنم که در يک چنين جامعه ای من يعنی نانا بی برو گرد دار و ندار خود را به عنوان جريمه
از دست ميدهم و بی خانمان در زير پل ها هم با نوشته ای در دست !!! همچنان مشغول توهين به مقدسات هستم و
همين قانون هم از کون يک هوم لس بددهن هيچ گهی نميتواند بخورد چون چيزی
ندارد که به عنوان جريمه ازش بگيره مگه نه ؟


yek nafar 16:11 @ Fri, 17 Feb 06

Man az tarife Nana az azadie bayan estefade mikonam va ba azadie kamel migooyam, meghdare kami az khake aalam bar sare nana, bashe? Merci ke ghabool kardi


test 3:51 @ Fri, 17 Feb 06

تست


حسین م. 23:53 @ Thu, 16 Feb 06

غلط نامه(!) 41:
سطر 3 نیستیم
سطر11 قیاس مع الفارق


حسین م. 23:39 @ Thu, 16 Feb 06

1- چون امروز امکان کامنت گذاری نبود، من نیز موفق نشدم جواب 31 را بدهم والبته با توضیحی که ایشان در کامنت 35 داده است اکنون لزومی به فرستادن کامنت قبلیم نمی بینم. فقط از لنین نقل قول کنم که «ما(کمونیستها) معتقد به هیچ امر مقدسی نیستسیم». بنابراین کمونیستها، معصوم و امام زاده ندارند تا اسائه ادب به آنها جرم تلقی شود!
2- درباره کامنت 35 و نظرات محمدرضا نیکفر (که من آنرا در سایت صدای آلمان* یافتم):
بیایید خودمان را در جایگاه یک هنرمند یا روشنفکر فرض کنیم که رسالت و تعهد روشنفکریش اورا به انتقاد از وضع موجود مسلمانان بر می انگیزد، خواه این فرد صادق هدایت، خواه شاملو یا سلمان رشدی یا کاریکاتوریست دانمارکی باشد. فرهنگ اسلامی که می شناسیم، هیچ انتقادی را درباره اصول و مبانی اش و شخصیتهایش بر نمی تابد. آیا با خود سانسوری و بدون انتقاد و به سخره گرفتن این مبانی و اصول احمقانه و غیر انسانی و شخصیتهایی که این اصول را اختراع و اجرا کرده اند، اثری که قرار است خلق کنیم، محتوا و کارکرد مورد نظرمان را دارد و مسخ نمی شود.
محمدرضا نیکفر از رعایت حقوق همسایه و ... مثال زده اند که واقعا قیاس مع الفارغ است. آیادر صورتیکه اطلاع داشته باشیم که همان همسایه مان فرزندانش را شکنجه می کند، ما برای رعایت حال او(در هر صورت این یک نوع فضولی در زندگی خصوصی دیگران است!) و احتمالا توجیه تبعات وخطرات برملا کردن آن(ممکن است همسایه مان ما را به مرگ تهدید کند) باید از خیر آن بگذریم!؟ آیا چنین نگرشی، «درک حضور دیگری» است!؟( نیکفر بی انصاف یادی هم از زنده یادمختاری نکرده است!) به نظر من درک حضور دیگری در اینجا نه با رعایت حال شکنجه گر، بلکه همدلی با شکنجه شونده باید باشد.
به نظر من هر افشاگری و اقدام روشنگرانه، تبعات نامطلوب ممکن است داشته باشد، بالفرض از مخالفت ما با جنگ، ممکن است که حکومت دیکتاتوری همچون حزب بعث عراق، سوء استفاده خودش را بکند و نهایتآ ابرقدرت جنگ افروز هم جنگ را شروع کند، ولی آیا با این توجیه می توانیم با جنگ مخالف نباشیم و حداقل اقدام ممکن را نکنیم!؟ به خاطر داشته باشیم که بی عملی یعنی وجود نداشتن(خیلی اگزیستانسیالیستی شد!)

www2.dw-world.de/persian *


nana 23:02 @ Thu, 16 Feb 06

شوما !!!! ديگه از کجا سر رسيدی ای علی بی پول جون !!!!!!!!!!نانا


ali bipool 22:15 @ Thu, 16 Feb 06

divonee mesle nana bayad ham inga benevise


nana 21:50 @ Thu, 16 Feb 06

يادت نره من اول باهات بای بای کردم
اونم نه برای اين که میخواستم ازت فقط مشت باز کنم
برای اينکه ديدم مشتت سفت تر از اين حرفاست ولی با همه اين حرفا بهت بگم :

کی ميگه اگه دار و دسته رهبران دور و بر هیتلر رو با مشتی نئو نازی که فقط کارشون شکستن مغازه جهودها و کشتن گربه هاشون بود اگه مردم آلمان نکشته بودند از چه کاتاستروفی که نميتونستند جلوگيری کنن

مثلا مردن صد هزار نفر بدتر بود
يا سوزندون شش ميليون نفر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
ميشه لطفا بگی ؟

اونم تازه از بين چه ضد بشرهای فاشيستی
برو کجای کاری بيخودی چس ناله انسانيت و اين چيزو شعرا به شيوه خود ميکنی واف اون کولو .........نانا


nana 21:20 @ Thu, 16 Feb 06


بسیار خوب شماره ۳۱ میروم سر پاسخ دادن بهت :

نوشته ای :

((اما پاسخ نانا:
ناناي عزيز. صحبت من با شبح بود كه مي‌دانم اهانت به آن دو انسان عزيز چقدر ناراحت‌اش مي‌كند.))

برای من فرقی ندارد که چه سایکو آنالیزی میخواستی از شبح بکنی ؟
چیزی که برای من اهمیت دارد این است که مفهوم درستی از آزادی بیان جریان داشته باشد که دوباره ما مردم ایران گهی که از خوردن آن پشیمان شویم نخوریم حاجی!!!!!!

(( اما شما که خود در بددهاني و زبان بي‌مدارا در وبلاگستان شهره هستيد و با بدزباني خو گرفته‌ايد مشخص است كه توهين‌هاي من ناراحتتان نمي‌كند پس ميان‌داري شما در اين وسط كمي بي‌معناست.))

خوب علت میانداری خودم را که برات شرح دادم ولی توی فرهنگ کشوهای مغز من کسی که میگه آزادی بی قید و شرط میخوام این آزادی را برای حتی الاغی که به قهرمان رویاهاش میشاشه هم میخواد
میبینی چقدر بلانسبت الاغ !!!!!!!!

((در ضمن كامنت‌هاي شما را در الپر به نظرم رسید كه از موضعي خلاف اين صحبت مي‌كنيد اما شاید من اشتباه می‌کنم و شما در هر جا یک جنبه موضوع را بررسی کرده‌اید. البته در وبلاگ الپر مسلمان جنبه اسلامی و در این جا جنبه ضداسلامی‌اش را!))

خوب جانم من در کامنتهای الپر از او به عنوان یک آلتر ناتیو برای فاندمنتالیزم اسلامی نام بردم و دفاع کرده و اعلامیه این مسلمانانی که کرمکی نیستند را امضا کرده ام
خوب نه الپر مسلمان دشمن من بی خدا است و نه من دشمن اوی باخدا
ای دوست نفهم دقت کن من پرنسیپ های خود را زیر پا نمیگذارم که بروم با یک مسلمان آرام فقط به صرف مسلمان بودنش
خون و خون ریزی کنم من با تمامی مردم و اعتقادشان تفاهم دارم !!!!!
و این تفاهم به این معنی است که دشمن کسی را میدانم که به این تفاهم من تجاوز
کند
رژیم جانیان اسلامی به تفاهم تمامی ما ایرانیان تجاوز کرده و و حتی خدای مشترک اکثریت ما را هم از این تجاوز مصون نگذاشته یعنی به دراویش میگه :
- ما باید بگیم کجا خداتو بپرست این خانقاه
تو برای خدا صلاحیت نداره !!!!!!!!
پس به من نگو چرا با الپر حرف زدی مثلا تو که خدا نپرست مثلنی کمونیستی !!!! والله که این همه نادانی مرا به حیرت می اندازد !!!!

((گفته‌ايد:
((با این ((محدودیت احترامی)) که زور چپون کردی بیست و هفت ساله کمونیست و مجاهد و جبهه ملی و دموکرات و زن و گی
و بچه و حتی خدا را !!!!! را در ایران به نام احترام به اسلام و فرموده های دلاله های محبتش شکنجه و آزار داده اند کجای کاری ؟؟؟؟؟؟))
نانا جان با آن كه من را نمي‌شناسي به صرف يك كامنت از من يك هيولا مي‌سازي كه دارم محدوديت احترام زورچپون مي‌كنم!))


نه قربونت برم من هیچ نیازی به شناختن کسی ندارم
من که نمیخواهم با شما زیر یک سقف زندگی کنم که بیایم ببینم شما از گفتن یک چیز منظورتان چیز دیگری بود که ؟
خوب دوست من حرفی میزنی میشکافمش
من از تو هیچ هیولائی نساختم و تنها سخنانت را برای خودت در وحله اول و سپس دوستان شکافتم والسلام .

(( و فكر مي‌كني آمده‌ام از اين بيست و هفت سال نكبت‌بار دفاع كنم! در اين قضيه تو كون حكومت ايران و ديكتاتورهاي مشابه در كشورهاي عربي عروسي به پا شد كه توانستند توجه مردم را به سمتي ديگر منحرف كنند، مگر اين آزادي بيان در دانمارك به همان اسلام مزخرف و زورچپوني و كثافت كه تو مي‌شناسي ضربه‌اي زد؟))

من ابدا فکر نمیکنم که تو بخواهی از این بیست و هفت سال نکبت بار دفاعی کنی و تازه اگر دست برقضا آن چنان الاغ بودم که فکرم را فوکوس میکردم روی تو که چه میخواهی بکنی و چه نمیخواهی بکنی ؟ فکر نمیکردم که تو مثلنی روزی که با کله تو گه افتادن از اینا دفاعی بکنی !!!!!
ولی متاسفانه حضرت عالی با همان بی سوادی هر معلمی در ایران تصور کرده اید که همه اینا بازی ها امریکا با خودش است و ربطی ندارد چون هر کاری که الاغ های فامندمنالیست بکنند نفعش جادوگرانه میرود توی جیب امریکا !!!!!
این اون بیماری فوبیای امریکا است که چنان چشمان شما را از حدقه بیرون زده رو به امریکا که هیچ گوشه دیگری را نمیبیند امریکا با اینان بازی میکند و میخواهد ذلیل شدن اینان را با چشم ببیند
این کاررا نه تنها برای ارضای اشغال خاکش بیست و هفت سال پیش میکند
برای جهانگشائیش میکند و تصادفا دست بر قضا اینان مانع کارش هستند !!!!!!

((بلكه قوي‌ترش هم كرد. اما اين ماجرا بسيار به دموكراسي‌خواهان و طرف‌داران آزادي بيان در كشورهاي اسلامي آسيب زده و خواهد زد. از فردا هر كس دفاعي از دموكراسي و آزادي بيان كند در دهانش مي‌زنند كه ((بله اين همان دموكراسي غربي است كه به اسم آن به مقدسات ما توهين كردند)) و باز به خر كردن مردم و سواري گرفتن ادامه مي‌دهند!))

جونم برات بگه نه خیر شما بسیار غلط میخورید که این بالائی ها را میگوئید زیرا

اون دموکراسی خواهان و آزادی بیان خواهان و اینا که میفرمائید ابلهانی از جنس
همین سروش بوده اند که حتی کوچکترین
ایدیائی از این که غرب چی هست ندارند دیگه پس بیخود نبوده که تو این سالها افتادند دم کون یه مشت طلبه دیگه !!!!!
و همشون چپ و راست قیچی شدن !!!!!
پس لطف کن و برای من از اینا مینا جرف نزن
که اوضاعشون خیلی خرابه به جون شما !!!!


(( مي‌بيني كه بيان اينجا باد هوا نبوده و آثار بلندمدت دارد.))


شما لطفا پاسخ مرا اول بخون بعد نتیجه
بگیر که سخت باد بوده یا نبوده !!!!!!
همین عجله هاست که میگم خانم یا آقا معلمی به ولای ارسنجانی !!!!!! میپرین وسط و از ظن خود میرین سر هر مساله ای
صبر عزیز!!! صبر و تفکر!!! مهربان بعد پاسخ !!!


((ناناجان با آن نوع آزادي بيان بي‌قيد و شرط كه عليه قدرتمندان باشد و به قول تو ((هر فردی قادر باشد به هر رهبری در جهان بگوید
- قدم کج برداری مادرت رامیگ ......)) كاملاً موافقم؛ اما آيا آزادي بيان براي پخش نفرت نژادي و مذهبي عليه قدرتمندان زمين است يا ضعيف‌ترين و عقب‌مانده‌ترين (يا عقب‌نگاه داشته شده‌ترين!) مردم زمين؟))


دیگه داری حسابی حوصله ام را سر میبری
و کلافه ام میکنی

ببین خنگ علی دقت کن به من :
این ماجرا یعنی ( آزادی بیان ) اما آیائی که تو میگی نداره که نداره !!!!!
اون دهان گشادت را باز کن و یک بار به خودت بگو آزادی بیان اگر و اما و بشرط و ولاکن و اینا نداره !!!!!!
بعد هرکی خواست آتیش به پا کنه سر و حسابش با( قانون ) است والسلام
این قانونه که با کسانی نفرت نژادی ایجاد میکنند مقابله کنه نه این بیچاره بدبخت
فلک زده کون وسوسه انگیزی که هر خری میخواد با یه حسابی انگشت تو کونش بکنه
فهمیدی !!!! کاپیچی !!!!!!!! کمپورنده !!!!!!


((اين مردم مسلمان كه يك روز به اسم مريد و مرادي خرشان مي‌كنند و يك روز به اسم مقدسات جرقه به انبار حقارت‌ و تحقيرشدگي‌شان مي‌زنند چه قدرتي دارند؟ حداكثر كاري كه زورشان مي‌رسد آن است كه بمب به خودشان ببندند و حداكثر صد نفر را ناكار كنند. به پاي آدم‌هاي محترم امريكا و اروپا كه نمي‌رسند كه با يك بمب ليزري به صورت يك بازي ويدئويي در يك لحظه هزار نفر را بكشند و حتي دستشان كثيف نشود!))


خوب رفتی عینهون سروش سر منبر قربونت برم تو هم !!!!!!

این مردمی که خرشان کرده اند با این خرشدن خود خطری بزرگ برای جهان هستند که مثلنی این بار گروهی چون پول پت به جای تخریب کامل کامبوج !!!!!!
احتمالا به تخریب کامل خاورمیانه دست زنند !!!!
پس چون خران قوم خر زادگان هستند سزاوار مرگ
ابدا دل سوزی هم ندارد چون هرکه کالبد دارد که به معنی انسان بودنش نیست !!!!
پس آبغوره فیلمهای بولی وود موقوف و اما
این بمب لیزری که میفرمائید چرا همواره امثال تو میروید روی ضعف ما ایرانی هاو میگوئید :
- وای وای که این مادرج ....امریکائی ها چه سلاح های مخوفی دارند ؟
چرا نمیروید روی این که ما مردم ایران چه کار کنیم که ایران را آزاد و با یک حکومت دموکراتیک ما هم پیشرفتی در حد لیزر ساختن بکنیم ؟
پاسخش را من میدهم
زیرا کون گشادیم و متوهم
هی مینشینیم و خیال میبافیم که اگر این برود کی میاید بدون اینکه خود را قاطی کرده و بگوئیم خوب من خودم میروم جلو مگه چیم از چی و کیم از کی کمتره !!!!!!!!!

((تو فكر مي‌كني با اين جور آزادي بيان و توهين به مقدسات مسلمانان آنها بيدار مي‌شوند و دست از تعصبشان برمي‌دارند؟ بالاتر از حرف خود خميني نيست كه گفت (بكشيد ما را ملت ما بيدارتر مي‌شود!) و البته منظورش اين بود كه ملت ما خرتر مي‌شود؛‌ ))

ابدا صحبت سر بیداری مسلمانان نیست دوست گرام !!!!! جبهه غرب به خوبی تعداد مسلمانان بیدار را میداند همان گونه که میداند میلیونها مسلمان ایرانی تنها خواهان پیغمبر و خدای خود هستند و از واسطه دیگر بیزار !!!!!!!!
جبهه غرب کارش به کار آنانی که بارقه ای از بیدار شدن در چهره های یکی از یکی زیباتر چون احمدی نژاد نمیبیند است که دست بکار شده برای چمن زنی از آنان حال این وسط خمینی چه گفت !!!! جبهه غرب دونت کر لس !!!!!!

((چون ما مظلوم‌نمايي بيشتر مي‌توانيم بكنيم و نقش شهيد و امام حسين را بازي كنيم و طبيعتا طرف مقابل ما يزيد و شمر شود! چطور تو بعد از اين همه سال بازي تكراري به اين نكته ساده توجه نمي‌كني؟
بگذار بحث آزادي بيان را از زاويه‌ي قدرت ببينيم: مي‌داني كه همه جا گروه‌هاي فشار براي آزادي بيان بي‌قيد و شرط وجود دارند. بي‌قيد و شرط بودن آزادي يك آرمان ايده‌آليستي است و خوب است كه چنين آرماني وجود داشته باشد، اما آن چه در عمل محقق مي‌شود چيست؟ مثلاً سناريويي را تصور كن كه گروهي از فمينيستها به پورن به عنوان روشي كه زن را جلوه‌ي ابزار مي‌دهد و خشونت عليه او را بي‌اهميت جلوه مي‌دهد اعتراض دارند. و راست مي‌گويند! خواستار محدوديت آن مي‌شوند. دولت فدرال تصميم مي‌گيرد پورن را محدود كند. گروه مدافع آزادي بيان مخالفت مي‌كند چون مي‌گويند پورن هم مي‌تواند يك طرز بيان هنري و حتي اجتماعي باشد. و اين‌ها هم راست مي‌گويند! در دنياي عمل نمي‌توان هر دو ايده‌آل‌ها را با هم محقق كرد پس دولت مجبور است بين اين دو تعادلي ايجاد كند.))


میدونی این چرت و پرت های بالا هم دیگه
حالم را بهم زد از این همه خریت !!!!

هرکی هستی فقط بگم اون نوعی که به آزادی بیان بی گناه برخورد میکنی ها به والله همین روش اسلامی هاست ولم کن !!!

((وجود گروه‌هاي فشاري كه براي آرمان آزادي بي‌قيدوشرط فعاليت كنند بسيار خوب است (در ايران كانون نويسندگان تقريبا چنين وضعي دارد) اما اگر كسي تصور كند چنين آرماني لااقل در حال حاضر در جايي از دنيا به واقعيت درآمده مشخص است كه خيالباف است.))

آخه ای خره آرمان آزادی بی قید و شرط که نیازی به گروه فشار نداره که الاغ جان !!!!!
یعنی تو این همه پرتی از درک مفهوم آزادی که خیال میکنی که یه مشت چماق به دست دارن میان تو خیابونا که به مردم با ضرب چماق بگن زود باشید آزادی بیان بی قید و شرط را انتخاب کنید !!!!!!!!

دوستان شما قضاوت کنید ..ما که
افی درزن !!!!!!! نانا



test 16:34 @ Thu, 16 Feb 06

test


دادخواه 1:39 @ Thu, 16 Feb 06

شبح عزيز
از شما و تمام دوستاني كه صادقانه طرفدار آزاديند و برايشان فرقي نمي‌كند فرد مذهبي باشد و يا خير، ممنونم. براي لينك هم ممنون. مي‌دانم كه اعتقادي نداري بنابراين فقط مي‌توانم بگويم احساس انسان‌دوستانه‌ات بي پاسخ نخواهد ماند.
باز هم تشكر.


nana 23:39 @ Wed, 15 Feb 06

واه ..واه ...واه که باز یکی از اون آقا یا خانم معلم بی سوادها که چون بچه ها سالها بهشون با چشم شگفت نگاه کردن خیال میکنن همگی مردم هم بچه هستن دستشو زد به کمرش و قری داد آمد جلو و یه خود نمائی فرمود و از شانس بد این آزادی بیان بی بیچاره اینم یه چوبی کوبید تو سر این بی قید و شرط لامصب !!!!!!

میشکافم !!!!!!!!!!


((شبح جان
من با واکنش نسبت به کاريکاتورها موافق نبودم يک
آنها را توهين‌آميز نمی‌دانستم دو
اما اين حرف شما که آزادی بيان کاملاْ بی‌قيد و شرط بايد باشد بسی نابخردانه است))

خوب فرد گرامی به هیچ وجه لزومی ندارد که نظر و عقیده خود را برای ما توضیح بدهید و از روی آن بروید به مخالفت با آزادی بیان بی قید و شرط !!!!!!!
فرد محترم ...همین اکنون ما داریم راجع به آزادی تفکر حرف میزنیم و شما جمله ابلهانه
خود را با ارائه دلیل برای ما میاورید !!!!!
این چیزی نیست جز عادت به تفتیش عقاید شدن که اغلب ما ایرانی ها خود بزرگترین سانسور کننده خودیم
هیچ لزومی ندارد که شما بگوئید چه نظری راجع به کاریکاتورها داشتی که خودت را یک قدم مثلنی به متجددها نزدیک کنی و سپس فهم ناقص خود را از آزادی بیان به رخمان بکشی

((برای شخص من کافی بود یک بار حتی اشاره ای به احترام کنی که رفته بودی آنجا که عرب نی انداخت فلانی !!!!!!!!
اگر اينجور است که بی‌قيد و شرط است
ريدم به قبر مارکس (همين نزديک خانه ماست قبرش در لندن) و شاشيدم به اشعار شاملو علی‌الخصوص ديوان حافظی که آن مردکه بی سواد از خودش تصحيح کرده و مفت نمی ارزد.))

اگه شما تو لندنی و به قبر مارکس دست رسی و از همه محترم میل به شاشیدن داری خوب برو بشاش مگه ما به تو گفتیم که نه خیرا شما حق شاشیدن به قبر مارکس را نداری مثلا!!!!!خوب بگو !!هرچی که دلت میخواهد بگو
ولی لطفا زر زیادی نزن و نیا و بگو :

- چون از نظر من کسی که این جور حرف میزنه بی احترامی میکنه پس بیائین قرار بذاریم که هیچ کی بد حرف نزنه مثلنی!!

و با این ((محدودیت احترامی)) که زور چپون کردی بیست و هفت ساله کمونیست و مجاهد و جبهه ملی و دموکرات و زن و گی
و بچه و حتی خدا را !!!!! را در ایران به نام احترام به اسلام و فرموده های دلاله های محبتش شکنجه و آزار داده اند کجای کاری ؟؟؟؟؟؟؟

((اين هم استفاده مفيد بنده بود از آزادی بيان بی قيد و شرط ببينم شرطی می‌گذاريد؟ يا هم چنان موافقيد با بی قيد و شرط بودن؟))

آری دوست کم فهم عقب مانده آری همین
دقیقا معنی آزادی بیان است که هر فردی قادر باشد به هر رهبری در جهان بگوید
- قدم کج برداری مادرت رامیگ ......چون رهبران سخن : - ترو خدا سر ما کلاه نگذارید لطفا بی زحمت خواهش میکنم با ادبانه سرشان نمیشود باید با آنان از خواهر و مادرسخن گفت !!!!!

((آزادی بيان بی‌قيد و شرط معادل بی‌ارزش دانستن کلام است. معادل اين است که بگوييم حرف باد هواست پس خودتان را ناراحت نکنيد!))


البته شک نیست که حرفهای شخصی چون شما بی برو برگرد باد هواست
ولی نه دوست نادان گوش کن
آزادی بیان معادل ندارد
آزادی بیان یکتاست
آزادی بیان مطلق است
آزادی بیان کلام نیست(( آزادی کلام ))است !!!!!!
او را معادل کلام نکن بخصوص باد هواهای خود به نام کلام پی لی یززززززززززززز

((انتشار نفرت نژادی و مذهبی هم آزاد است؟ اين که بگويی هر کس که فلان نژاد يا فلان مذهب را دارد نفهم است خيلی فاصله‌ای با آن ندارد که کشتن او را هم بی‌ارزش بدانی.))

آری انتشار نفرت نژادی هم آزاد است و همچنین نفرت مذهبی .
ولی قانون با شکنندگان حرمت بین فکر و عمل گلوی افراد را گرفته فشار میدهد

((احترام به یک فکر آزاد و بیان اندرونش ))
تمامی احترام های واقعی یا تخمی جوامع را تجت الشعاع قرار داده و همواره در جایگاه بالاترین است
و تو ابله آنرا میخواهی قربانی مثلنی یه بیابانگرد عرب کنی
زیادی به خودت بها نده یارو برو یه کمی فکر
کن شاید بفهمی که چی میگم . نانا



22:35 @ Wed, 15 Feb 06

شبح جان
من با واکنش نسبت به کاريکاتورها موافق نبودم يک
آنها را توهين‌آميز نمی‌دانستم دو
اما اين حرف شما که آزادی بيان کاملاْ بی‌قيد و شرط بايد باشد بسی نابخردانه است
اگر اينجور است که بی‌قيد و شرط است
ريدم به قبر مارکس (همين نزديک خانه ماست قبرش در لندن) و شاشيدم به اشعار شاملو علی‌الخصوص ديوان حافظی که آن مردکه بی سواد از خودش تصحيح کرده و مفت نمی ارزد.
اين هم استفاده مفيد بنده بود از آزادی بيان بی قيد و شرط ببينم شرطی می‌گذاريد؟ يا هم چنان موافقيد با بی قيد و شرط بودن؟

آزادی بيان بی‌قيد و شرط معادل بی‌ارزش دانستن کلام است. معادل اين است که بگوييم حرف باد هواست پس خودتان را ناراحت نکنيد!
انتشار نفرت نژادی و مذهبی هم آزاد است؟ اين که بگويی هر کس که فلان نژاد يا فلان مذهب را دارد نفهم است خيلی فاصله‌ای با آن ندارد که کشتن او را هم بی‌ارزش بدانی.


دوست 19:15 @ Wed, 15 Feb 06

نفیر انقلای فرهنگی شده سروش آزادی.
اشاره جالبی به اسم دکتر سروش کردی که به نظرم کسی نفهمیده .گذر پوست به....چون اسم واقعی دکتر عبدالکریم سروش اگر اشتباه نکنم حاج حسین فرج دباغ هست.
پیروز باشی


شبح 12:13 @ Wed, 15 Feb 06

کيان عزيز!(13)
نمي‌دانم منظورت کدام کامنت است. اما به هر حال از روز اولي که اين وب‌لاگ را راه‌انداختم تا حالا روش ثابتي در حذف کامنت‌ها داشته‌ام. اگر لطف کني بگويي چه نوشته بودي که حذف شد. دوستان مي‌توانند قضاوت بهتري کنند.
ضمنا شبح حکومت نيست. حکومت‌ها حق سانسور ندارند وگرنه واضح است که سردبير نشريات مي‌توانند بنا بر مشي‌شان چيزي را چاپ کنند يا نکنند.


ترانه 12:13 @ Wed, 15 Feb 06

شبح عزيز آنقدر حق مطلب را در مورد آزادی بيان درست ادا کردی که جای بحث ندارد!

سروش هم مانند امثال سردار طلایی ها اعتراض و آزادی را برای خواسته های خود می فهمند. «...طلایی اعتراض را حق مردم مسلمان دانست و افزود : از شما توقع دارم که ضمن همراهی با نیروی انتظامی، ماموران را درمقابل خود قرار ندهید، چون ما همواره به این موضوع توجه کرده ایم که پلیس با سرمایه های این کشور یعنی شما جوانان برخورد نکند....»
می بینی اما کارگران مسلمان شرکت واحد حق اعتراض به حقوق مادی خود را ندارند و سرکوب می شوند! این آزادی اعتراض و حق بیان چه زود یک بام دو هوا می شود!
اما از اینها گذشته تا رعایت آزادی بیان بی قید و شرط راه درازی ست!!!
چندی قبل در همین پیام گیر تو نوشتم که مواردی مثل ماهی در تور ماهیگیری، چای کیسه ای و پستان بند حالم را می گیرد. آتش عزیز به من اعلام خطر داد که نوشته هام کم کم داره ناسیونالیستی می شه . می بینی که حتا خود ما هم که ادعا به آزادی بیان بی قید و شرط داریم باید خود سانسوری داشته باشیم!!!!
من این موارد را در احزاب مدعی بی قید و شرط بودن آزادی بیان هم زیاد دیده ام.

چندی قبل رمان طنز شوایک سرباز پاکدل را می خواندم سطری توجهم را جلب کرد شوایک از زنده گی در تیمارستان می گوید:
آنجا بقدری آزادی وجود دارد که سوسیالیست ها هیچوقت حتا خوابش را هم ندیده اند. آنجا آدم می تواند ادعای خدایی بکند، می تواند خودش را جای باکره مقدس یا پاپ یا پادشاه انگلیس یا جای هر امپراتوری یا حتا سن ونسلاس مقدس قالب بزند.. ص ۴۱ شوایک سرباز پاکدل.

راستی آیا در تیمارستان های ایران هم وضعیت همین تور است یا نه؟؟؟


شبح 12:09 @ Wed, 15 Feb 06

مداد سفيد نازنين!(22)
همان روزهاي اول اس‌ام‌اسي به اين مضمون به دستم رسيد. که خب البته توسط جوک‌سازان حرفه‌اي ساخته شده بود. اما خب پرسيدن خرس بچه مي‌زاد يا تخم مي‌ذاره؟ گفتن از اين دم‌بريده هر چي بگي برمياد!


شبح 12:05 @ Wed, 15 Feb 06

دادخواه عزيز!(23)
واقعا تاسف‌بار است. چگونه پاسخ گل را با گلوله مي‌دهند.


nana 6:20 @ Wed, 15 Feb 06

دوستان گرامی

مقاله ای از لوس آنجلس تايمز برايتان ترجمه
کرده و در وبلاگم گذاردم بد نيست بخوانيدش .

دلائلی است که چرا در صورت حمله امريکا مردم ايران از اين رژيم دفاع نخواهند کرد .
بر منکرش نهلت !!!!!!!! نانا


مداد سفید 0:18 @ Wed, 15 Feb 06

شبح جان
در راستای تحریم استفاده از محصولات و اسامی دانمارکی! امروز یه اتفاق جالب برام افتاد. من امروز بی خبر برای خرید شیرینی دانمارکی به چهار تا شیرینی فروشی خیابونمون سر زدم شاید که بتونم تازه ش رو پیدا کنم. توی هر چهار تا شون وقتی گفتم اومدم دنبال دانمارکی تازه، همه گفتند اسمش شده شیرینی گلمحمدی! جان من، باورت می شه این قدر احمق توی این مملکت پیدا بشه؟ تو واقعا این شوخی رو شنیده بودی؟


خُسن آقا 22:06 @ Tue, 14 Feb 06

آخه دوستان حیف شما نیست وقت خودتان را صرف روشن گوزی مثل سروش می‌کنید؟
بابا این مردکه با اون روزی که دانشگاه را تسویه کرد هیچ فرقی ندارد، درست همان چماق به دست است، فقط حالا دارد نان به نرخ دیگری می‌خورد.
این جاکش‌ها بودند که باعث شدند آخوند بیشتر از 2 سال حکومت بکند وگرنه آخوند در همان پیچ خلا از جاده خارج شده بود.
آزادی بیان به روش سروش و شرکا یعنی آزادی بیان منبر رفتن آقای روشن گوز و دیگران باید مثل بره گوش بدهند تا این مردک شر و ور به خورد مردم بدهد.


nana 21:58 @ Tue, 14 Feb 06


دوستان گرامي

با معذرت خواهي من فراموش کردم جايگاه توهين را در آن جامعه که توصيف
کردم توضيح دهم .

توهين کردن ميتواند اين باشد که تو آزادي به تمامي مردم جهان و اطرافت
هر فحش که ميخواهي بدهي ولي در مورد مثلني اعتقادات مختلف مردم
از هر ديني اگر چه آزادي که بزني و ميتواني هر زمان که خواستي بزني
ولي اگر بزني و ما بشنويم تو را به شش ماه حبس محکوم ميکنيم
زيرا اين قانون ماست !!!!!
که در اين حال حق توهين همه را آزاد گذاشتي ولي يک استثنا براي بخشي
که برخورنده است و جريحه دار کننده و به قول سروش سوزنده و جانکاه!!!!
عاقلانه برخورد کرده باشي
چرا بايد حق همه را بگيري از چيزي که فقط مثلا ده نفر از آن به عنوان حربه
استفاده ميکنندهان چرا ؟

پس اين کلمه توهين را دسته جمعي برداشته و از فرهنگ حافظه سياسي
خود پاک کنيد
توهين آزاد است ولي بخشي از همين توهين با نگه داشتن حق آزادي بيان
براي زننده اش برايش جريمه اي تعيين کرده
خوب اين جريمه رو کي تعيين کرده ؟
قانون
قانون
قانون
قانون
يعني اگر من نانا به محمد شما توهين ميکنم شما بايد به
قانون متوسل شده و به او خطاب کرده و بگوئيد :
آقا قانون اجازه .....اين نانا مگه قرار نبود که به محمد ما توهين
نکنه پس چي شد ؟
قانون هم رو ميکنه به من و ميگه
- خوب خانم نانا مگه شما قرار نبود به محمد اينا توهين نکني ؟
من هم درجواب ميگم :
- من به محمد ايناتوهين نکردم من درحين استفاده از آزادي بيانم به محمد
اينا برخوردم و حالم خراب شد !!!


و ماجرا ادامه دارد و همانطور که شاهديد :

کساني که مادوست ندارم اين اعلام نفرت را از طرف ما به خود
دسته جمعي از بزرگ و کوچک
توهين به خود ميبينند !!!!!!

بس کنيد اين کلمه توهين را دمده شده رفته ديگه هيچ کسي نميتونه
با اين طناب پوسيده توهين تو هيچ چاهي بره چونرسريعاگوزمعلق
ميشه !!
همچنان که امروز دانمارک اعلام کرد
هيچ پوزشي از هيچ مادر به خطائي نميخواهيم !!!!!! نانا
نخواهم خواست درشو بگيرين ............... نانا


آرمین گیله مرد 21:25 @ Tue, 14 Feb 06

۱سلام ...بخاطر همین میخواهند شرط و شروط بگذارند تا مدافع آزادی بیان جلوه کنند اما وقتعی منفعتشان در میان هست، جلوگیری کنند!!!!


pouyan 19:10 @ Tue, 14 Feb 06

درود شبح جان کاملا موافقم.


nana 18:21 @ Tue, 14 Feb 06

کيان گرامی ۱۳

من پاسخ ترا ميدهم .
آن زمان حتی شبح مفهوم آزادی بيان را نميدانست و از اين نظر چون همين سروش بود .
تفکر باعث رسيدن به اين نقطه شد .

من اين آزادی بيان را باری ديگر به شکل بسيار ساده برايتان ميشکافم و به عنوان وصيت به شما ميسپارم .

هر کاره ای که هستيد يک لحظه تصور کنيد که زندگی شما پاز شده و قرار است يک نوع ديگری از زندگی اجتماعی داشته باشيد .
اين نوع ديگر ميليونها گونه است مگر نه ؟
مامان بزرگ های شما همين اسلامی ها را ميخواهند مثلنی
بازاری های تاجر بالاخره رضايت به کورپورت
ورلد ميدن و خواهان مثلنی حق حيات خودشون را ميشن
زنان درجامعه ای آزاد مثلنی ميخوان که زيبا و دلبر در خيابانها بخرامند و کسی نگه چرا
ساقت اين همه قشنگ نيست!!!!!
و بگير و برو

خوب عزيزان من اين گونه گونی برای کشوری چون ما پاسخش هيچ نيست جز
دموکراسی به شيوه غرب .
اس و اساس اين دموکراسی به شيوه غرب
دو چيز است دقت کنيد
آزادی بيان
قانون
والسلام با اين دو حق و حقوق نسبی تمامی مردم محافظت و چون گنجی از تعرض مصون ميماند

آزادی بيان = يعنی اين که حتی يک بچه باز
بايد حق حرف زدن داشته باشد باقی به ما مربوط نيست و برميگردد به قانون برويد سراغ قانون و انگشت به کون من يعنی آزادی بيان نکنيد بی زحمت !!!!!!!!

اين قانون است که به آن بچه باز ميگويد داشتن فکر بچه بازی به خودی خود جرم نيست زيرا آزادی فکر کردن بی قيد و شرط داريم ولی قدمی برای متحقق کردن اين رويا به واقعيت برداري ما يعنی قانون از موهايت گرفته و به سوراخی به نام زندان ميگذاريم و تمامی مردم جامعه غير بچه باز هم با ما هستند والسلام .
اين مساله را از اهالی تقدس مذهبی بگير و برو تا جنده و جاکش و قالپاق دزد و ......
بسط دهيد و بگوئيد
يک جاکش حق فکر کردن به جاکشی را دارد ولی هنگامی که بعمل دست زند ما از مويش
گرفته و به سوراخی به نام زندان می اندازيم و همه مردم غير جاکش هم با ما موافقند

فهميديد چی ميگم ؟
يعنی اگر تو زنی٬ آزادی زنان را ميخواهی بايد برای حق زنی که ميخواهد فقط چشمانش بيرون باشد هم بکوشی ولی با اتکا به قانون اگر اين زن بلندگوی نوحه خوانيش گوش تو را می آزارد خشتکش
را با قانون بکنی !!!!!!!!!

خوب اگر حرفهای بالای مرا قبول کرده باشيد
اينجا برايتان از انفورس قانون مينويسم يکی از تلاش های اساسی روشنفکران و مبارزان واقعی ايران کمک به انفورس قانون در شروع
رهائی هست و احدی نبايد اين تجربه را سهل انگارانه گرفته و بگذارد موی لای درزش برود و بگويد ..ای بابا ..حالا اين هم خيابون يه طرفه بره دنيا که آخر نميشه !!!!!
نه نه نه نه نه نه نه نه نه نه اصلا و ابدا اين کار خيانتی عظيم به مردم ايران است .
پس از گور به گور شدن اين جانيان اولين کمک و مهمترين آن کمک به انفورس قانون است و اين دليلی است که من نميخواهم زهر خند را در جامه خبرنگاری ببينم ما به زهرخند های کانشس بسيار بسيار بسيار
نيازمنديم برای همين قانون لعنتی بسیار بسیار مهم . نانا


آتش 17:44 @ Tue, 14 Feb 06

شبح جان
اجازه بده من هم نطر خودم را در این زمینه بدهم .
باید باور داشته باشیم که هیچ چیز و هیچ کس مقدس نیست و نبوده ست آن وقت اسن که می توانم نام انسان رها بروی خود بگذارم .

امروز من می روم به هر دلیلی تیکه پارچه ای را به نام پرچم در گوشه ای آتش می زنم ایا مرتکب جرمی شده ام ؟ ممکن ست بگویند امنیت مردم از نظر جانی ) به خطر انداختم و یا محیط زیست و هوا را با این آتش زدن آلوده کرده ام این فرق دارد تا از این آتش زدن ها عد ه ای به خود هویت بدهند وبعد بگویند ای وای هویت واصالت ما لگدمال شده ست ویا این توهین بزرگ ست وغیر قابل بخشش .
شبح جان بیاد دارم روزی که همگی در کامنت گذاری تو در مورد آزادی بیان واندیشه بدون قیدوشرط حرف می زدیم آن قیدو شرط ها همین ها هستند که امروز ماداریم می بینیم بیشتر هم در کشورهای استبدادی تحت نام دفاع مقدس صورت می گیرد تا این نوع حکومت هازنده بمانند و بتوانند جامعه را به راحتی کنترل کنند البته اگر لازم شد سروش می اید و یا کدیور و در مقطعی که نیازی نیست همان مزدبگیران حرفه ای که بگویند می کشیم می کشیم آنکه برادرم کشت .

چطور بگویم دوران خشونت ، دوران جنگ دوران اقادیس ها به هر نامی و تحت هر عنوانی به سر آمده ست ، من آزادم تا هر که را که می خواهم و دوست می دارم نقد کنم حتی اگر جامعه چیزدیگری بگوید ، یا مجنون مرا می نامند که رهایم می کنند و در سطح اجتماع بی اعتنا ، و یا در غیر صورت تاثیر گذار ، که در ان صورت از همین تاثیر ات کسانی می ترسند که منافع مادی دارند همین ..


nasrin 15:41 @ Tue, 14 Feb 06

کامنت پائینی مال من بود . از هولم که تا قطع نشدم پيام را بفرستم اسممو ناتمام نوشتم :)


nasri 15:39 @ Tue, 14 Feb 06

شبح جان
بگذار تا قطع نشدم اول سلامی بکنم به تو و به همه ی شبح خوانان !!!
خوب ... مثل اینکه این بار شانس با من بود ... آخه مدتیه که گویا کامپیوترم ویروس گرفته :(

در مورد آزادی بیان و جناب سروش هم که ٫ جانا سخن از زبان ما می گوئی .


کيان 14:33 @ Tue, 14 Feb 06

یادم نرفته که یروز تو دوران انتخابات یه کامنت برات گذاشتم و تو اونو حذف کردی و متهمم کردی که به عقايد ديگران توهين شده در حالی که اونم عقيده من بود و می تونستم فکر کنم بهش توهين کردی ولی من اينطوری فکر نکردم ولی همون روز شناختمت


puya 14:10 @ Tue, 14 Feb 06

شبح جان ! این دعوا ها بین مذهبیون و روشنفکرا ، همیشه بوده . یعنی همیشه یک عده یی به جرم بیان و شکستن تابو یی ، یه کشته شدند و یا ملعون شناخته شدند و یا به نام جادوگر و مفسد فی الارض به آتش کشیده شدند و سنگسار. امروز بدلیل رشد ارتباطات و رسانه ها ، همه ی دولتها به جای اینکه ترس از قدرت کارتلها داشته باشند ، بیشتر ترسشون از روشنفکراست . برا همینم ، هر چند وقت یکبار یه بامبولی در میارند و خطوط قرمزی می کشند و استفاده های سیاسی ، اقتصادی ، فر هنگی از آن بدست می آورند و دوباره این جدل و دعوای و کشمکش بین این دو نوع انسان ، ادامه پیدا می کنه . این کاریکاتورها تستی بود و دهها استفاده در شطرنج سیاسی - اقتصادی هم از آن شد و می شود . ایران و ایرانی که سرکوب را می شناسه و باقی دنیا هم بیشتر باهاش آشنا شد .
روزت خوش !


شبح 13:30 @ Tue, 14 Feb 06

سولوژن عزيز!(9)
فيلم "مالکوم ايکس" اسپايک لی که در آمريکا ساخته شد و وسيعا در سينماهای آمريکا و جهان به نمايش درآمد با آتش زدن پرچم آمريکا شروع می‌شد. وقتی می‌گوييم "آزادی بيان بدون قيد و شرط" يعنی آتش زدن پرچم هم جزوی از آزادی بيان است. البته بايد بين عملی فردی و غيردولتی و عملی دولتی و حکومتی تفاوت قايل شد. مسلما در عرف و مناسبات کشورها و ملت‌ها آتش زدن پرچم ساير کشورها پسنديد نيست اما در اعتراض فردی يا جمعی هر گونه بيانی از جمله آتش زدن پرچم به نظر من عملی درست است. (البته توجه داشته باش آزاد بودن آتش زدن پرچم را می‌گويم نه خود آن. خود من اين‌کار را نمی‌کنم.) اتفاقا چند وقت پيش سفری به ترکيه داشتم مصادف شده بود با پخش فيلمی که چند جوان کرد در درگيری خيابانی پرچم ترکيه را زير پا لگدمال کرده بودن. تلويزيون ترکيه فيلم خبری آن را مرتب پخش می‌کرد و احساسات مردم را تحريک می‌کرد و در کوی و برزن عده‌ای را راه انداخته بودن و پرچم ترکيه را رايگان توزيع می‌کردند و با شعار الله و اکبر و شعارهای اسلامی پرچم ترکيه به دست راه‌پيمايی می‌کردند! می‌بينی دولت لائيک اين‌جور وقت‌ها بنيادگرا از کار در مياد.
آزادی بيان بی قيد و شرط! همين و بس!


بامدادک 12:53 @ Tue, 14 Feb 06

عزیزدل برادردرست سرچنین بزنگاه هایی است که آشکارمی شوددفاع حضرات از آزادی بیان تخماتیک ودروغین است


سولوژن 10:54 @ Tue, 14 Feb 06

شبح عزیز!
سوالی داشتم ... آیا آتش‌زدن پرچم بد است یا نه؟


azy 8:36 @ Tue, 14 Feb 06

سلام شبح عزیز. راست می گی مدعی چیزی بودن با اعتقاد قلبی داشتن تفاوت داره. هر چند با این تحریکات موافق نیستم ولی معتقدم ارزش به عقاید و باورهای دینی دیگران حتی اگر مواف هم نباشی یه جور ازادیه بیانه.


Arashe Sorkh 6:24 @ Tue, 14 Feb 06

شبح جان!‌من هم در مورد اين کارتون‌ها نوشتم. شما درست می‌گويی که سروش و امثالهم (و حتی کسی مثل هادی خرسندی که عليه کاريکاتورها صحبت کرد) نشان دادند که چقدر از آزادی بيان عقب مانده هستند اما به نظر من مسئله فقط بر سر آزادی بيان نيست. منظورم اين است که تحليل من اينست که اين فقط تهديدی عليه آزادی بيان نيست. بلکه اتفاقاتی که بر سر اين قضيه افتاد نشان داد که دنيای ما چقدر سياه و عقب مانده است.
حتی می‌بينی بعضی‌ها طرفدار آزادی بيان هستند اما صحبت از اين می‌کنند که مسلمانان اصولا به دليل (نسبيت فرهنگی) اين ارتجاعی‌ترين و راسيستی‌ترين تز زمان ما جنبه‌ی آزادی بيان ندارند! صحبت از اين می‌شود که چطور بين سکولاريسم غربی و مسلمانان تفاهم برقرار کرد که به هيچکدام تجاوز نشود. بحث تز احمقانه‌ی هانتینگتون (جنگ تمدن‌ها) می‌شود. همانطور که در وبلاگم گفتم انگار که بگويی بين آدم‌خواری و فرهنگ انسانی تفاهم برقرار شود که به فرهنگ آدم‌خواری تجاوز نشود!
خلاصه‌ی کلام بحث من اينست که سکولاريسم و ارزش‌های انسانی غربی نيستند و بايد برای همه‌گير شدن آن‌ها در همه جای جهان هتلاش کرد و اتفاقا سرزمينی که ما از آن می‌آييم نقش مهمی در اين زمينه دارد به اين خاطر که در دل اين باصطلاح جهان اسلام> سکولارترين و ضدمذهبی‌ترين کشور دنياست!‌ مطمئن باش هيج کجای دنيا نفرت از مذهب و ظواهر مذهبی اينقدر وجود ندارد. هيج کجای دنيا تاسوعا و عاشورا را اينطور به حسين پارتی بدل نمی‌کنند.
جهت اطلاعت نيک کوهن روزنامه‌نگار آبزرور که قبلا در تعريف از مريم نمازی نوشته بود هفته‌ی پيش با يک مطلب فوق‌العاده نوشت که به قول خودش رانندگان اعتصابی واحد مدافعان واقعی حقوق مسلمانان هستند و به درستی اعلام کرد که اگر دعوايی هست نه دعوای بين تمدن‌ها که دعوايی داخلی در جهان اسلام!‌ بين اسلام‌گرايی و آزادی‌خواهی و تجدد است. من خيلی خوشحال شدم بخصوص به اين خاطر که نيک کوهن از يک تکه از حرف‌های مهديه سليمی (دختر يکی از اعتصابيون) که من ترجمه کرده بودم لينک آورده بود.
خوب ديگر سرت را نبرم. در اين مورد بيشتر در وبلاگم نوشتم و به نظرم بايد با تمام قوا بايستيم و از آزادی بيان و عدم محدوديت آن و در ضمن لزوم نقد مذهب صحبت کنيم. بخصوص که در حال حاضر اکثريت جهان ما دچار نوعی پاسيفيسم است و از اين رو با کاريکاتورها مخالفت می‌کند. (به اين خيال باطل که کاريکاتورها واقعا دچار خشم مسلمانان شده‌آند و انگار نه انگار که اين‌ حمله‌يی از پيش طراحی شده از سوی اسلام سياسی بود)
راستی برای زيتون هم بگويم که بسيار درست می‌گويد و تازه يادمان نرود که کليسا نه با زبان خوش و با خون هزاران انسان و مبارزه و انقلاب فرانسه و رنسانس و غيره کنار رفت و اتفاقا همان‌ کنار روی باعث نود درصد رشد انسان‌ها در تمام زمينه‌های علمی و هنری و رشد فرهنگ انسانی شد.


زیتون 1:33 @ Tue, 14 Feb 06

سلام شبح جان
می‌دونی چرا آدم از اینا لجش می‌گیره؟ وگرنه همه‌ی مذاهب مثل هم‌اند.
اینکه اینا دین رو با حکومت یکی کردن. هر دینی حکومت کنه غیر قابل تحمله. خوبه که مسیحی‌ها فهمیدن و بردنش تو واتیکان دورش حصار کشیدن.
مسلمون‌های بنیادگرا از هر چیز پیراهن عثمون درست می‌کنن و می‌خوان نقش دیندار قلدر رو ایفا کنن.
متاسفانه بعضی مردم هم عین دورازجون گوسفند هم دنبالشونن. قول می‌دم یکیشون نمی‌شینه فکر کنه که چرا می‌ره بر علیه یه کاریکاتوریست تظاهرات.


nana 1:25 @ Tue, 14 Feb 06

شبح گرامی

جان خودت و دوستان پنبه اش را حسابی
زده ام
اين ديگر چه ابله بيسوادی است باور کن من يکی شاخ در آوردم که اين هنوز هر را از ب
تشخيص نداده رفته تو عوالم عرفان اسلامی وحسابی از کون کیف شده !!!!!یعنی همون موقع هم که مردم نوشته هاشو میخونده و زار زار گریه میکردند برای این همه احساس !!!!!
این تو یه دنیای دیگه ای بوده که هیچ ربطی به جهان و ایران نداشته به مرگ خودم!!!!!!!

يعنی اين الاغ هنوز اولين و ساده ترين معنی آزادی بيان را نميدونه و مطلقا از قانون و فانکشن آن در جوامع چون الاغی بی خبر است و تصور ميکند که معنی قانون يعنی اين که مثل قانون اخوندا هرکی واسه خودش هرجوری که ميخواد بهش لباس بدوزه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
خوب اونوقت بسياری از روشنفکران ما همين الاغ ها هستند که معروف شده و بسياری چشم به آن دهان های پر اخ و تف
دوخته و هرچه بگويند سر خود را چون تکه ای گه به علامت موافقت تکان تکان ميدهند !!!!
به هر حال دوستان به هيکل سروش و شيرين جون عبادی يه سری گلهای محمدی و نرگس و مريم توليدی شخص خودم زدم
وقتی خونديد يه فاتحه واسه بابام برفستين ( يعنی بفرستيد ) الهم صل علی الشبح و خاتم الاوبلاگستان والفنون و المرحبا !!!!!!! نانا


حسین م. 0:47 @ Tue, 14 Feb 06

بر خلاف ایشان که فرموده اند:«آزادى بيان نه يگانه حق آدمى است و نه برترين حقوق او. و اگر با ديگر حقوق آدميان موزون و مقيد نشود، قامت حقوق را ناساز و بى اندام خواهد كرد» به نظر من آزادی بیان، برقرار کننده و تضمین کننده حقوق اساسی انسان است. بدون آزادی بیان، انسان قادر به تحصیل هیچیک از حقوق دیگرش نیست. شاید یکی ازحقوق مهمتراز آزادی بیان، که مد نظر دکترسروش است، حق حیات باشد(البته اگر آن را برای کسانی که چون او نمی اندیشیدند و آزادی بیان می خواستند و درسال67قتل عام شدند، به رسمیت بشناسند!) که ضامنِ برقراری همین حق نیز، آزادی بیان منتقدان حکومت بوده وهست، که حتا اکنون نیز از بازماندگانشان دریغ می شود! چرا!؟ چون ولی امر مسلمین که فتوای قتل عام را صادر کرده اند، مورد هتک حرمت واقع می شوند!
اما دکترعبدالکریم سروش! اصولا زیبایی شناسی انسان امروزی با شما فرق دارد. برای ما قامت حقوق انسان، با هرچه بزرگتر بودن حق آزادی بیان، زیبا و رعناست! اگر حکومت محمدی که از آغاز مورد حمایت شما بوده ، جرآت دارد، رفراندومی برگزار کند تا مردم بین آزادی بیان و احترام به مقدسات دینی، یکی را انتخاب کنند.


دوست دار آزادی 0:27 @ Tue, 14 Feb 06

سلام
شبح جان عزیز بار دیگر سلام مرا بپذیر.
باكشورم چه رفته ؟
كه زندانها
ازشبنم وشقايق سرشارند
وبازماندگان شهيدان
انبوه ابرهاي پريشان سوگوار
درسوگ لاله هاي سوخته مي بارند
باكشورم چه رفته
كه گلها هنوز سوگوارند
باشورگرد باد آنك
منم كه تفته ترازگردبادها
درخارزار وادي اي مي چرخم
تا آتش نهفته به خاكستر
آشفته ترزنعره خورشيدهاي تير
ازقلب خاك هاي فراموشي سركشد
...
با كشورم چه رفته است؟
ازخاك ميهن گلگون
ازكوچه ها ي دهكده
ازكوچه هاي شهر
ازكوچه هاي خون
با قلب سربداران
با قامت قيام
انبوه پاره پوشان
انبوه ناگهان
انبوه انتقام نمي آيند
چشم صبور مردان
ديريست
درپرده هاي اشك نشسته
ديريست
قلب عشق درگوشه هاي بند شكسته
چندان زتنگناه قفس خوانديم
كزپاره هاي زخم
گلوبسته است
اي دست انقلاب
مشت درشت مردم
گل مشت آفتاب
با كشورم چه رفته؟
شبح جان اگه از رهگذر ثانی اطلاعی داری سریع به من خبر بده،کارس دارم .بازم به عزت سر بزن منتظر نظرات کمکهای شما هستیم.پاینده و سرفراز.
عزت الله ابراهیم نژاد


web-A-ward وب - آ - ورد 23:38 @ Mon, 13 Feb 06

آن کارتون‌های کذايی ارزش هنری داشتند يا نداشتند؟ (که به نظر من هم نداشتند!)


23:05 @ Mon, 13 Feb 06

اول






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1311
تعداد نظرات: 25811
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: september 4, 2010 10:25 am


از کجا آمده‌اند؟