●
دشواریهای نويسنده بودن
... دشواری نويسندگان هيچگاه تغيير نمیکند. نويسندگان هميشه در پی آنند که حقيقت را دريابند و وقتی يافتند میخواهند ببينند چگونه آن را بيان دارند تا به صورت جزئی از تجربهی خواننده يا شنوده درآيد... تنها شکلی از حکومت که نويسندهی خوب به وجود نمیآورد نظام فاشيستی است. زيرا فاشيسم دروغی است که آدمهای قلدر بر زبان میآورند. نويسندهای که دروغ نمیگويد نمیتواند در زير نظام فاشيستی کار کند و به زندگی ادامه دهد...[1] (ارنست همينگوی Ernest Hemingway)
مطلب قبلی در مورد شخصيت مجازی و حقيقی موجب سؤتفاهماتی شد. قصد ندارم در اين مطلب به رفع کامل اين سؤتفاهمات بپردازم فقط میخواستم بگويم آن نوشته در مورد موضوعی کاملا شخصی بود و تعميم دادن آن کار درستی نيست. به هر حال چيزی که واضح و مبرهن است دوستانی که مقالات سياسی، فرهنگی، اجتماعی... مینويسند که بسيار بالاتر از خط قرمزهای موجود است چارهای ندارند جز اين که با نام مستعار بنويسند. آنها بايد بين ننوشتن حقيقت، يا فروکاستن آن، و با نام مستعار نوشتن يکی را انتخاب کنند. نوشتن به نام مستعار در اکثر مواقع تحميلی است که از جانب حکومتهای ديکتاتوری يا گروههای فشار موجود در جوامع سنتی به نويسندهگان تحميل میشود. و گرنه مسلما نوشتن با نام حقيقی حداقل از نظر کسب شهرت و يا حتا کسب درآمد مالی برای نويسنده امتيازاتی به همراه میآورد که نوشتن با نام مستعار از آن بیبهره است.
بارها نوشتهام که نبايد مسايلی از اين دست موجب تفرقه و تشتت بين دوستان شود. نوشتن با نام مستعار يا حقيقی در نهايت انتخابی شخصی است و شرايط موجود آن را تحميل میکند.
----------------------------------------------------------------------
[1] - بهترين داستانهای ارنست ميلر همينگوی، ترجمه و با مقدمهی احمد گلشيری، انتشارات نگاه، 1384، ص 93
January 14, 2006 01:22 AM