●
سفرنامهی پنجم
حال دل با تو گفتنم هوس است
خبر دل شنفتنم هوس است.
ای صبا! امشبام مدد فرمای
که سحرگه شکفتنم هوس است.
طمع خام بين، که قصهی فاش
از رقيبان نهفتنم هوس است! (حافظ شاملو)
يکی از لذتهای زندهگی اين است که آدم سالروز تولدش را فراموش کرده باشد و بعد ايميل و کامنت دوستان به او تبريک بگويد تولدش را...
چهار سال گذشت... با شادیها و غمها و فرازها و فرودهای بسيار و مسلما در پايان اين راه طول و دراز ديگر هيچ اثری از آن که چهار سال پيش برکيبورد مینواخت باقی نمانده است... در ديالکتيک تداوم و انفصال اين "شبح" ديگر آن "شبح" روز اول نيست گيرم در تداوم همان است...
به هر روی تصميم داشتم مفصل در مورد شخصيت مجازی و نقش و تاثير و تفاوتها و شباهتهایاش با شخصيت حقيقی بنويسم.
"شبح" بخشی از وجود نهفتهی "من" بود که در تاثير متقابل با دوستانی که "شبح" را میخواندند و نظر میدادند شکل گرفت و نمود و بروز پيدا کرد. "شبح" را دوست دارم اما اين موضوع که برای مدتی تمام شخصيت حقيقی مرا به زير سيطرهی خود در آورد نگرانام کرد. دنيای مجازی اينترنتی محلی برای بروز و ظهور بخشهای نهفتهی وجود آدمی است که در دنيای حقيقی مجال بروز و ظهور کمتری ميابد اما خروج از تعادل ممکن است صدمات جبران ناپذيری به شخصيت حقيقی وارد کند. وقتی در دنيای ذهنی خود غرق میشويم ارتباطمان با دنيای حقيقی مخدوش میشود. دنيای ذهنی مانند اقيانوسی بيکران است که میتوان در آن غور کرد و با قوسهای عميق به کشف مرواريدهای غلتان نايل آمد اما اگر برای مدتی طولانی در اين دنيای ذهنی باقی بمانيم تمام شاخکهای حسیمان را از دست میدهيم. ديگر بجای لذت بردن از تماشای مناظر طبيعی از خواندن توصيفات مناظر طبيعی لذت خواهيم برد، به جای لذت بردن از بوييدن گلهای تازه شکفته محو عطر کلمات میشويم... در مسايل سياسی هم کم و بيش اوضاع چنين میشود به جای رجوع کردن به نبض پرتپش زندهگی و مبارزهی روزمرهی مردم برای ساختن دنيایی بهتر و انسانیتر اسير منطق درونی بحثهای سياسی میشويم. منطق درونی بحثها و گفتوگوها بدون آن که به نقاط کرتيک آن توجه کنيم ما را با خود میبرد...
حرفهایی که در آغاز پنجمين سال زندهگی "شبحیام" از من شنيديد حاصل تجارب ملموس اين سالهاست. سالهايی که "شبح" خلق شد تا مرا از پيلهای که برگرد خود در دنيای حقيقی بسته بودم رها کند و به سرزمينهای دور دست ببرد. وقتی "شبح" خلق شد تصور نمیکردم مرا اينقدر تا دور دستها ببرد به سرزمينهای نامکشوفی که پيش از آن هرگز نشانی از آنها نشنيده بودم و اکنون با کولهباری از تجارب ناب به دنيای حقيقیام بازگشتهام تا در مداری بالاتر به زندهگی رنگی تازه دهم و همهی اينها را مديون همراهیهای همراهانی هستم که راهنمایام بودم در اين سفر عجيب و حيرتانگيز. از همهی شما دوستان نازنين که با لبخندهایتان و با تشرهایتان با مهربانیها و نامهربانیهای دلسوزانهیتان مرا ياری کرديد تا از هيچ دنيايی شکفتانگيز خلق شود تشکر میکنم.
پينوشت: متاسفانه به دليل مشکلات فني اين پست به همراه کامنتهاياش حذف شد بود که متن را برگرداندم و دارم سعي ميکنم کامنتها را هم برگردانم. بابت اين موضوع پوزش مرا بپذيريد.
January 9, 2006 12:41 PM