یکشنبه، 11 دیماه 1384 | January 01, 2006

سال 2006 را با ترانه‌يي نو آغاز کنيم!

neroda.jpg
امروز نخستين روز سال 2006 ميلادی است. من به گاه‌شماری‌ که جزو لوازم برده‌گی مدرن است اعتقادی ندارم. هر روز روزی فرخنده است اگر گامی در رهايی انسان‌ برداشته شود؛ رهايی "خود" و رهايی تمام بشريت.
به مناسبت سال نوی ميلادی از ترانه‌ی نازنين ايميلی حاوی شعری زيبا از پابلو نرودا هم‌راه با تصاويری زيبا و موسيقی سحرانگيز دريافت کردم. متاسفانه موسيقی و تصاوير را نمی‌توانم در اين‌جا قرار دهم اما ترجمه‌ی شعر نرودا (که نمی‌دانم مترجم‌اش کيست) را به هم‌راه يکی از آن تصاوير زيبا به شما دوستان نازنين که بی‌گمان دوستان ترانه‌ی بسيار عزيز هم هستيد پيش‌کش می‌کنم. با آرزوی آن که بشر در اين سال اگر گامی به جلو برنمی‌دارد حداقل اندکی از سرعت جنون‌آسای‌اش به سقوط به اعماق گراندکانيون بکاهد و لحتی تامل کند و به "آزادی و برابری" بيانديشد.

مرگ تدريجی ما آغاز خواهد شد
اگر سفر نکنيم
اگر مطالعه نکنيم
اگر به صدای زنده‌گی گوش فرا ندهيم
اگر به خودمان بها ندهيم

مرگ تدريجی ما آغاز خواهد شد
هنگامی که عزت نفس را در خود بکشيم
هنگامی که دست‌ياری ديگران را رد بکنيم

مرگ تدريجی ما آغاز خواهد شد
اگر بنده‌ی عادت‌های خويش شويم
و هر روز يک مسير را بپيماييم
اگر دچار روزمره‌گی شويم
اگر تغييری در رنگ لباس خويش ندهيم
يا با کسانی که نمی‌شناسيم سر صحبت را باز نکنيم
مرگ تدريجی ما آغاز خواهد شد
اگر احساسات خود را ابراز نکنيم
همان احساسات سرکشی که
موجب درخشش چشمان ما می‌شود
و دل را به تپش در می‌آورد
مرگ تدريجی ما آغاز خواهد شد
اگر تحولی در زنده‌گی خويش ايجاد نکنيم هنگامی که از حرفه يا عشق خود ناراضی هستيم
اگر حاشيه‌ی امنيت خود را برای آرزوی نامطمئن به خطر نياندازيم
اگر به دنبال آرزوهايمان نباشيم
اگر به خودمان اجازه ندهيم
برای يک‌بار هم که شده
از نصيحتی عاقلانه بگريزيم
بياييد زنده‌گی را امروز آغاز کنيم!
بياييد امروز خطر کنيم!
همين امروز کاری بکنيم
اجازه ندهيم که دچار مرگ تدريجی بشويم!
شاد بودن را فراموش نکنيم!

پابلو نرودا

January 1, 2006 08:33 AM

علی چغامه 11:53 @ Sun, 16 Mar 08

معنی چغامه چیست تا جایی که من میدونم یعنی شعر و قصیده و ایا میتونید شجره من را در بیارید


ram 3:54 @ Sun, 16 Jul 06

سلام
روز مادر مبارک


ram 3:48 @ Sun, 16 Jul 06

شاد باش
روز مادر مبارک همه ی کساييکه اين نظر رو ميخونند .
خيلی ميزونه
با حال بود .
فعلاً .
بازن ميام .


ساناز 19:49 @ Tue, 9 May 06

ممنون


فهمي 22:59 @ Tue, 21 Mar 06

خانم شبح سلام .با تبريک سال نو و ارزوی سالی خوب و پر باد برای توی عزيز . مطالب وحشتناک داشته باشه بهتره


آرمین گیله مرد 21:17 @ Mon, 9 Jan 06

سلام ... کامنت بالایی باز نمیشود ... همیشه روز تولدم یادم میرود و گاهی هم متوجه سخنان دوستان هم نمیشوم و با خود میگویم چرا همچین میکنند ...


آونگ خاطره های ما 13:02 @ Wed, 4 Jan 06

سلام
شبح عزيز
ممنونم ، ايميلت را کپی کردم در بخش نظر خواهی .
خوشوقتم از آشنايی با تو دوست گرامی .
امروز بلاگفا مشکل داره . به محض برطرف شدن مشکل ، لينک بلاگتان را اضافه می کنم.
شاد و برقرار باشيد .


Roya 11:47 @ Wed, 4 Jan 06

شبح عزيز خوشحالم در مورد روزنامه نگاری با هم هم سليقه ايم! درست می گوئی که در روزنامه های علنی کار کردن دشوار است. من ايران نيستم و گمانم اين آرزو را يا به گور ببرم يا اگر خيلی زور بزنم روزگاری بتوانم در نشريات فرنگی بنويسم، اما خوب، فکر می کنم حس و حال روزنامه نگاری در وطن يک چيز خيلی فوق العاده ای باشد که هيچ چيز نمی تواند جايش را بگيرد.


Hamid Poorian 7:18 @ Wed, 4 Jan 06

در سرمای زمستان اکر ديديم و شنيديم که من و تو و همه توی اين لجنزار دستی داريم...و ار اين صد سال کم نبودند که خيانت را نهادينه کردند...و هنوز طبل خيانت را بی مهابا ميکوبند...ثمره جکومت اسلامی ميوه خود را در بازار جهانی عرضه کرده.
جنبش روشنگری پوسته خود را باز ميکند.
در هر کجا که هستی
هر که هستي
چون هستی
ضربتو هر چه محکمتر بزن
در بهار که می آيد
باشد که لباس نو به تنمان زار نزند.


سیاهکل 22:35 @ Tue, 3 Jan 06

عمو زیبا بود
نامه رفیق زرافشان را از زندان بخوان

دستها از گریبان زحمتشان کوتاه


ناصر زرافشان


nasrin 15:11 @ Tue, 3 Jan 06

شبح جان
منهم سال نو میلادی را به تو و همه دوستان تبريک ميگم و آرزوی سالی خوب و خوش برای همگی دارم .

ضمنا ایمیلی را هم که گفته بودم برایت فرستادم . لطفا چک کن .


شبح 14:27 @ Tue, 3 Jan 06

ترانه‌ی نازنين!(19)
وقتی کامنت(12) را می‌نوشتم می‌خواستم اين جمله را هم بنويسم که:"گمان می‌کنم ترانه‌ی عزيز هم همين احساس را داشته باشد." بعد با خودم گفتم:"چيزی که عيان است چه حاجت به بيان است!" ترانه جان از لطف‌ات متشکرم. آدم‌هايی که با قلب‌های‌شان با هم سخن می‌گويند نيازی به کلمات ندارند.

Sana عزيز!(13)
ممنون از ترجمه‌ی خوبی که گذاشتی. فکر می‌کنم اگه يه کم چکش کاری بشه از اين هم بهتر می‌شه.

صفر مطلق به اين شکر اندر شکری از نوبر هم گذشته تحفه‌ی نطنزه!

حميد جان!(17)
من و ترجمه؟! به هر حال از لطف‌ات متشکرم.

شمر به اين شاعری نوبره والا!


Roya 11:18 @ Tue, 3 Jan 06

متن بسیار زیبائی بود و با آن موافقم. کاش در سال آینده دیوانگان تازه ای به رهبری کشورها انتخاب نشوند.


ترانه 10:29 @ Tue, 3 Jan 06

شبح نازنین!
وقتی کمنت قبلی(۲) را می نوشتم یک شماره ۲ هم گذاشتم و نوشتم باشه برای بعد. فکر می کنم موقعش شده که آن را بنویسم
ادامه
۲- شبح جان من همیشه از چای کیسه ای، تور ماهی گیری و تنگ بلوری که ماهی را در آن قرار می دهند که شنا کند، دلم می گیرد. من حتا وقتی پستان بند۱* استفاده می کنم همین حالت بهم دست می ده.
وقتی این ترجمه را تنهایی بدون آن موسیقی و تصویر دیدم ضمن خوشحالی که توجه ترا جلب کرده( خواست و هدف همین بود) یاد چای کیسه ای افتادم وقتی شعرش را تنها، اینجا خواندم فوری قیافه ندیدهِ درهم کنجکاو مهربان جلوی چشمم ظاهر شد. شک نداشتم مورد اعتراض و نامهربانی برای ترجمه و مهربانی برای نرودا قرار می گیرد. همانوقت خواستم در این مورد بنویسم:

کنجکاو جان می بینمت که با دلخوری این (چکامه)۲* را می خوانی اما گاهی وقتها سخت (گیر):)) نباش اگر می توانستم برای صدای خنده این شبح عبوس حتا دلقک هم می شدم نمی دانی غم دوست چه سنگین است و منِ کم وزن در این شرایط توان دوش کشیدنش را ندارم.
کنجکاو جان اوایل که آمده بودم سوئد سیب زمینی را این جور تلفظ می کردم پوتاتیس. البته بودند کسانی که می فهمیدند منظورم پوتا- تیس است اما بعضی ها هم گیر می دادند که منظورت چیه؟
*۱ می خواستم بنویسم سوتی ین یادم اومد این را کنجکاو عزیز هم می خواند باید فارسی درست بنویسم
*۲ راستش نمی دانستم چکامه دقیقن یعنی چی؟ مجبور شدم فرهنگ لغت نگاه کنم تازه فهمیدم یه لغت دیگه هم هست که تابحال بگوشم نخورده (چغامه)اما همه شان معنی شعر را هم می دهند. استفاده از این کلمات بستگی به نوع سخن و نوشتار دارد.

نظرم این است که ترجمه این شعر هرچه هم بد باشد فقط نصیحت نیست گذشتن از مرزهایی ست که گاهی انسان در توقف پشت مرز ها زنده گی اش را گم می کند در این زمان انسان آشفته بسراغ شاملو نمیرود و شعر اعتراضی نمی خواند بلکه باید اول بلند شود از این مرز عبور کند خودش را ببیند تا صدای شاملو را بشنود! کسی که شاملو را می شناسد و به این مرز میرسد خودش و شاملو را گم کرده.

پ ن. کنجکاو عزیز یکی از خوشحالی هایم جوابی بود که دریافت کردم. شاد باشی!


شمر 2:15 @ Tue, 3 Jan 06

شبح جان
با کنجکاو گرامی در باره پیشگفتاری که برای این چکامه نوشته ای همرای هستیم. چکامه بدی نیست، ما هم چون کنجکاو گرامی دریافتی شاعرانه از جهان نداریم، اما با نگاهی به برداشت و دریافت شمرانه ما از چرخ گردون، اگر "مرگ تدريجی ما آغاز خواهد شد" را برداریم و بجای آن" بوی حلوای مان درآمده" را می گذاشتیم چکامه خوبی از آب در می آمد.

بوی حلوای مان درآمده!

اگر سفر نکنيم
اگر مطالعه نکنيم
اگر به صدای زنده‌گی گوش فرا ندهيم
اگر به خودمان بها ندهيم

بوی حلوای مان درآمده!

هنگامی که عزت نفس را در خود بکشيم
هنگامی که دست‌ياری ديگران را رد بکنيم

بوی حلوای مان درآمده!

...
با بهترین آرزوهای شمرانه برای شبح و دوستان

خلاص
شمر


Hamid Poorian 22:08 @ Mon, 2 Jan 06

نوشته بودی قصد ترجمه از نرودا را داری.
زمانی:
Donald D. Walsh
ترجمه ای از اسپانیائی به اینگلیسی تدجمه کرد.
The Captain's Verses
بسیار عاشقانه و زیبا
کشور ایتالیا چند سبی پیش فیلمی
EL Postino
جایزه ای هم گرفت.
SEPTEMBER 8 TH
Today, this day was a brimming cup,
today, this day was the immense wave,
today, it was all the earth.
Today the stormy sea
lifted us in a kiss
so high that we tremblrd
in a lightningflash
and, tied, we went down
to sink without untwining.
Today...


ناما جعفري 19:30 @ Mon, 2 Jan 06

سلام مهربانانه....خانم منشی چشم های سگه چه رنگی بود...قهوه ای.....!!!
قهوه ای)قهوه ای.......................
آدم های هنری مثل یک قسمت ازیک داستان یایک فیلم ویایک نمایش هستندکه توسط یک خواننده یا یک بیننده بد/بدخوانده یادیده می شوند....به ديداري دوباراميدوار


منوچهر ژندی فر 17:37 @ Mon, 2 Jan 06

شبح عزيز و ديگر دوستان.
من هم سالی شاد و انسانی برای شما آرزو ميکنم.
هميشه شاد و عاشق باشيد.


Mahya 15:04 @ Mon, 2 Jan 06

دست هر دوتون درد نکنه . هم تو هم ترانه ی نازنين . يا بهتره بگم هر سه تون ..يعنی نرودا ...شعرش البته خوب بودا ولی ازون جايی که هيچ لطافت شاعرانه ای نداشت من اين بيت شعر از مولوی خودمونو به تو و به همه ی دوستان تقديم می کنم ...

بر همه گان گر ز فلک زهر ببارد همه شب
من شکر اندر شکر اندر شکر اندر شکرم ...

اميدوارم تو هم هميشه شکر اندر شکر باشی شبح جون . به اميد روزهای روشنتر ...


Sana 14:03 @ Mon, 2 Jan 06

سلام
چند وقت پيش ترجمه ای از اين شعر را در يک وبلاگ خواندم که بسيار زيبا بود و پرينتی از آن گرفتم. متاسفانه نام وبلاگ را فراموش کرده ام اما آن ترجمه را اینجا می گذارم :

به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر سفر نکنی
اگر چيزی نخوانی
اگر به اصوات زندگی گوش ندهی
اگر از خودت قدردانی نکنی
به ارامی آغاز به مردن می کنی
زمانيکه خودباوری را در خودت بکشی
وقتی نگذاری ديگران به تو کمک کنند
به ارامی آغاز به مردن می کنی اگر برده عادات خود شوی
اگر هميشه از يک راه تکراری بروی
اگر روزمرگی را تغيير ندهی
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی
اگر با افراد ناشناس صحبت نکنی
تو به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر از شور و حرارت
از احساسات سرکش
و از چیزهایی که چشمانت را به درخشش وا میدارند
و ضربان قلبت را تندتر می کنند
دوری کنی ...
تو به آرامی آغاز به مردن می کنی
اگر هنگامیکه با شغلت یا عشقت شاد نیستی آن را عوض نکنی
اکر برای مطمون در نا مطمئن خطر نکنی
اگر ورای رویاها نروی
اگر به خودت اجازه ندهی
که حداقل یکبار در تمام زندگیت
ورای مصلحت اندیشی بروی
امروز زندگی را آغاز کن!
امروز کاری بکن!
امروز مخاطره کن !
نگذار که به آرامی بمیری ...
شادی را فراموش نکن!

شبح عزیز ببخشید که این جا را اشغال کردم اما دیدم در ترجمه شما گویی شاعر کم مانده با لنگه دمپایی به خواننده حالی کند که بالاخره باید جلوی مردنش را هر طور هست بگیرد :)


شبح 12:07 @ Mon, 2 Jan 06

کنج‌کاو عزيز!
از تو چه پنهان می‌خواستم دستی به ترجمه ببرم و شايد کمی شعرترش کنم اما حال و حوصله‌اش نبود. راست‌اش را بخواهی من هم فکر می‌کنم مضمون شعر بيشتر به آيين دوست‌يابی کارنکی می‌خورد تا شعری مثلا از شاملو، معترض و پرهياهو... اما خب به دل‌ام نشست گفتم در گوش دوستان زمزمه کنم.
گفت‌وگو نداره که با حرف‌ات به تمامي موافق هستم.


banafsheh 0:00 @ Mon, 2 Jan 06

تمام شعر نرودا داستان من و زندگی ام هستوخوشحالم دیدمت.


ferfar 23:18 @ Sun, 1 Jan 06

آري چه زيبا بيايد امروز خطر كنيم


گیسو 23:13 @ Sun, 1 Jan 06

شعر زيبايی بود...
ممنون
سال ميلادی خوبی براتون آرزومندم
شاد باشيد.


katbalou 20:07 @ Sun, 1 Jan 06

:)


آونگ خاطره های ما 19:01 @ Sun, 1 Jan 06

سلام.
زيبا بود و قابل تامل آن هم در اين دوره که ياس بر همه چيره شده .
شاد باشی . راوی
راستی ، به پيشنهاد نيما به اينجا آمدم .


web-A-ward وب - آ - ور 18:22 @ Sun, 1 Jan 06

با
تبریک نوروزی ۲۰۰۶


زیتون 18:07 @ Sun, 1 Jan 06

سلام شبح جان
شعرش خیلی عالی بود!
اجازه ندهيم که دچار مرگ تدريجی بشويم!


نیما نیلیان (1807) 17:46 @ Sun, 1 Jan 06

سلام دوست عزیز،
فوق العاده بود.
متشکرم،
نیما نیلیان


مهرداد 9:19 @ Sun, 1 Jan 06

سلام شبحی!
فعلاً من اول.
ببینم این‌جا هنوز هم اول‌بازی می‌شه؟!
سال نو هم مبارک. البته میلادی‌اش.
موفق باشی.






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1310
تعداد نظرات: 25711
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: april 15, 2008 01:18 am


از کجا آمده‌اند؟