|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پنجشنبه، 5 آبانماه 1384 | October 27, 2005
● هجويهی بر خدا و "عشق" و هر چيز مقدس و فاجعهبار ديگر
"قصهای بايد بگويم از چيزهای کاتوليک و از فجايع و از عشق، کمی با هم آميخته..."
جواب ابلهان خاموشی
ناسیونالیسم فارس وحشی ترین نوع فاشیسم در حیات بشراست! بخش ازپندارهای آشکار ناسیونالیسم فارس را در سایت سومکا بخوانید: حزب سوسیالیست ملی کارگران ایران (sumka)
سلام شبح عزیز.چه خوبه که وبلاگ تو هست و من می خونمش.برای همه ی دید هایی که به من می دهی ممنون.
هر چند کامنتی که در ادامه می آد حکم کامنت رو برای نوشته حاضرت نداره ولی خالی از لطف نیست. الان کتابچه ای رو می خونم با مضمون رد نظرات آقای شفا در کتاب تولدی دیگر! و با عنوان "تولد سلمان رشدی دیگر!" این کتاب یه طنز تمام و کمال هست برای جمیع مسلمین و غیر مسلمین . حتی اونایی که کتاب تولدی دیگر رو نخوندن!
ماهنامه «ايران مهر»(شماره ۱٤ و ۱۵ تير و مرداد ۱۳۸٤) فردی بنام قاسم آذينی فر، «پروفسور» ناروق صفی زاده نامی را پيدا كرده و با او درباره تاريخ ايران و نژاد آريايی مصاحبه كرده است . به چند نمونه مختصر از اين هذيان گويی اشاره میكنيم؛ «هخامنشیها ۸۵۰۰ سال تاريخ دارند»، «سومریها آريايی هستند»، «اولين نژاد جهان آريايیها هستند»، «تنها نژاد آريايی در جهان وجود دارد»، «پيغمبر اسلام فارس بود»، «آدم و حوا ايرانی هستند»، «آذریها كورد هستند»، «زبان توركی كاملاً مردود است»، « الكساندر مقدونی يك دروغ بزرگ تاريخی است»، «فرهنگ تمام جهان برگرفته از فرهنگ ايرانی است»، توركی باستان سنديت علمی ندارد»، «اگر ايران را از جهان حذف كنيم نه تمدنی میماند و نه فرهنگی»، «فرهنگ آريايی درياست و هيچ سگی نمی تواند او را بيآلايد»، «نام قبيله قريش از اسم كوروش گرفته شده»، «آذربايجانيها ترك نيستند»، «قبل از ايران در جای ديگری زبان سراغ نداريم»، «سقراط و بقراط و ارسطو ... ساخته و پرداخته ذهن حقارت يافته يونانيان است»، «زبان استانبولی تركی نيست»، «وروش دوالقرنين است»، «پور پيراربیسواد است». توضيح مختصری درباره اين هذيان گويی به اين معنی نيست كه اين دروغ پردازیها را جدی میگيريم. منظور ما از اين نوشته عبارت از اين است كه در ايران كنونی شوونيسم عظمت طلبانه چنان بال و پر گرفته است كه تعداد نشريات پان ايرانيستی در حال افزايش است. ايران مهر يكی از آنها است كه كوشيده است نژاد آريايی را به مقدسات تبديل كند.
«تحميل يک زبان بيگانه به کودک ۶- ۷ ساله، جنايت است» پيشه وری با اين حال آغاز مهرماه، آغاز بی مهری نسبت به ميليونها کودک ۶- ۷ ساله غيرفارس زبان کشور می باشد که مجبورند از نخستين روزهای يادگيری علم و دانش، کوته فکری و غرض ورزی مسئولين و سياست گذاران امور آموزش و پرورش را بر دوش و ذهن کودکانه و حساس خود تحمل نمايند. ذهن و فکر کودکانه ای که در بدو يادگيری، محکوم به فراموش کردن همه آن مفهوم هايی است که به زبان مادری خويش فراگرفته است. کودک ۶- ۷ ساله ای که محکوم است با يادگيری زبان غيرمادری، زبان مادری خويش را بفراموشی بسپارد و نسبت به زبان مادری، فرهنگ ملی و هويت خويش بيگانه گردد تا «زبان شيرين فارسی» پاس نگهداشته شود. چرا که وارثين ايدئولوژی «پرورش افکار» رضاخانی قسم خورده اند سياست يکسانسازی فرهنگی و مليت سازی تصنعی را به هر قيمتی و با هر اسم و رسمی که شده، ادامه دهند. مبلغين و مدعيان داشتن تمدن ۲۵۰۰ ساله، کشور را چنان به قهقرای فرهنگی کشانده اند که حتی به لحاظ رسميت يافتن کثرت گرايی فرهنگی قابل مقايسه با افغانستان هم نيست. تنگ نظران و کوته انديشانی که ارزش و اصول حقوق بشر را به کوروش «کبير»شان نسبت می دهند در آغاز قرن بيست و يکم، نه تنها چنين حقوقی را در عمل قبول ندارند بلکه ابتدايی ترين حقوق طبيعی و قانونی ساير ملل را به بهانه های پوچ و واهی زير پا می گذارند. اين است ماهيت «يکی از بزرگترين تمدنهای بشری» که پان فارسيستها و پان ايرانيستها مدعی آنند.
چرا نژادپرستان پان ایرانیست پیوند تاریخی مردم دو سوی ارس را انکار میکنند. ما جنوب ارسي ها که جمعيتمان پنج برابر بيشتر از شمالي ها بود و به قول پان ايرانيستها حافظ تماميت ارزي ايران هم بوديم ،حالا از نظر فرهنگي و اقتصادي و توسعه انساني کجائيم و برادران و خواهران ما در شمال که بقول انها –البته در سابق- از مام ميهن جدا افتاده بودند و زير تازيانه کمونيسم قرار داشتند کجا؟ . چگونه توجيه ميتوانند بکنند که : - در حاليکه بنا به آمار رسمي مقامات دولتي در ايران سطح اموزش در استانهاي آذربايجان ايران به رده هاي آخر در ايران سقوط کرده است ، مردم شمال ارس مساله اي به نام بيسوادي ندارند. بديهي است اگر پيوند تاريخي بين جنوب و شمال ارس پذيرفته شود، نژاد پرستان پان ايرانيست ديگر نميتوانند سطح پائين سواد در جنوب ارس را به پاي ضعف استعداد مردم ترک به نويسند . - در شرايطي که بنا به آمار دولتي، زنان اردبيل- و مسلما خيلي مناطق ديگر آذربايجان- از سطح توسعه انساني به مراتب پائين تر قرار دارند و در شرايطي که زنان آذربايجان در جنوب ارس مورد شکار منکراتي ها هستند که مبادا تار مويي از آنها بيرون باشد، در شمال آذربايجان بازيهاي جهاني ژيمناستيک دختران در باکو گشايش مي يابد که در آن دختران آذربايجاني با درخشش خوبي جايگاه هائي در خور را در بين 150 شرکت کننده از کشورهاي صاحب نام جهان کسب مي کنند. در حاليکه دختران آذربايجان شمالي دارند هاکي بازي ميکنند و مقام جهاني را هم دارند زنان و دختران ما حتي با حجاب نيزامکان بازي هاي ساده را ندارند . - در حاليکه مردم آذربايجان در جنوب ارس هر روز شاهد حلق اويز شدن قربانيان ناهنجاريهاي اجتماعي و اقتصادي هستند ، مردم شمال ارس در جامعه ايي زندگي ميکنند که ميزان جرم در آن سير نزولي داشته و نظير هر کشور مترقي، مجازات اعدام اساسا در قوانين آن حذف شده است . - مقايسه وضعيت اقتصادي مردم شمال که با وجود پيامدهاي ناشي از گسسته شدن شيرازهٔ ساختارهاي اقتصادي و سياسي خود پس از دورهٔ اتحاد شوروي ، همچنان با روحيه اي بالا در پي سازندگي سياسي و اقتصادي خود هستند با مردم جنوب -با خيل بيکاران و آن اقتصاد انگلي- ديگر حکايت غم انگيزي است . - مردمي با يک فرهنگ و سابقه تاريخي مشترک، بخشي در يک کشور آزاد و مستقل ، سرفراز و متکي به هويت خود از توانائي هاي اقتصادي و فرهنگ ، موسيقي و زبان مادري و ملي خود بهره مي برند و در دنيا به عنوان مردمي صلح جو و انسان دوست شناخته مي شوند ، ودر مقابل، همتايان آنها نه تنها درشرائط اجتماعي و اقتصادي اسفناکي –همپاي بقيه مردم محروم ايران- قرار دارند،بلکه حتي ازداشتن حد اقل حقوق انساني که حق استفاده از زبان مادري و هويت خود است نيز محروم هستند و در همه جا ، تحت رذيلانه ترين توهين ها قرار مي گيرند و به جانوران نيز تشبيه مي شوند . (البته از حق نبايد گذشت که در مواردي مردم جنوب و شمال ارس هر دو صاحب رکورد جهاني هستند . مردم شمال در رشد اقتصادي مقام اول را در جهان دارند و مردم جنوب که همراه بقيه مردمي که در اين سرزمين اهورائي و آريائي زندگي ميکنند در مصرف مواد مخدر رکورد دار جهان هستند .). بايستي انتظار داشت که نژاد پرستان پان ايرانيست با گذ شت زمان و با پيشرفت شرايط سياسي و اقتصادي مردم در آذربايجان شمالي و همچنين با جدي شدن ادغام ترکيه در سياست و اقتصاد اروپائي بيشتر به در و ديوار بزنند و جعليات پهلوي را داير بر آريائي بودن ترکان مقيم ايران نشخوار کنند. در اينجا با اشاره به کلام اولين رييس جمهور اسلامي که اخيرا در ارتباط با طرح همکاري جمهوريخواهان با سلطنت طلبان گفته بود که " آدم که استفراغ خود را نميخورد "، ميگوئيم که فاشيستها و نژاد پرستان نه تنها سمومي را که مردم آذربايجان در انقلاب بهمن 57 بالا اورده اند ميخورند بلکه تفاله هاي آنرا ليس هم ميزنند .
ماهنامه «ايران مهر»(شماره ۱٤ و ۱۵ تير و مرداد ۱۳۸٤) فردی بنام قاسم آذينی فر، «پروفسور» ناروق صفی زاده نامی را پيدا كرده و با او درباره تاريخ ايران و نژاد آريايی مصاحبه كرده است . به چند نمونه مختصر از اين هذيان گويی اشاره میكنيم؛ «هخامنشیها ۸۵۰۰ سال تاريخ دارند»، «سومریها آريايی هستند»، «اولين نژاد جهان آريايیها هستند»، «تنها نژاد آريايی در جهان وجود دارد»، «پيغمبر اسلام فارس بود»، «آدم و حوا ايرانی هستند»، «آذریها كورد هستند»، «زبان توركی كاملاً مردود است»، « الكساندر مقدونی يك دروغ بزرگ تاريخی است»، «فرهنگ تمام جهان برگرفته از فرهنگ ايرانی است»، توركی باستان سنديت علمی ندارد»، «اگر ايران را از جهان حذف كنيم نه تمدنی میماند و نه فرهنگی»، «فرهنگ آريايی درياست و هيچ سگی نمی تواند او را بيآلايد»، «نام قبيله قريش از اسم كوروش گرفته شده»، «آذربايجانيها ترك نيستند»، «قبل از ايران در جای ديگری زبان سراغ نداريم»، «سقراط و بقراط و ارسطو ... ساخته و پرداخته ذهن حقارت يافته يونانيان است»، «زبان استانبولی تركی نيست»، «وروش دوالقرنين است»، «پور پيراربیسواد است». توضيح مختصری درباره اين هذيان گويی به اين معنی نيست كه اين دروغ پردازیها را جدی میگيريم. منظور ما از اين نوشته عبارت از اين است كه در ايران كنونی شوونيسم عظمت طلبانه چنان بال و پر گرفته است كه تعداد نشريات پان ايرانيستی در حال افزايش است. ايران مهر يكی از آنها است كه كوشيده است نژاد آريايی را به مقدسات تبديل كند.
...ولي سپس چه پيش مي آيد؟ اين امر هنگامي معين خواهد شد كه نسل جديدي رشد كرده باشد.نسلي از مرداني كه هرگز در اين موقغيت قرار نخواهند گرفت كه به بهاي پول يا به مدد هر دستاويز و قدرت اجتماعي ديگري تسليم زني را خريداري كنند و نسلي از زناني كه هرگز در اين موقعيت قرار نخواهند گرفت كه به خاطر هر ملاحظه ديگري بجز عشقي واقعي خود را تسليم مردي كنند و از روي ترس از مشكلات و پيامدهاي اقتصادي از پذيرفتن مردي كه دوست دارند خودداري ورزند...(انگلس)
سلام بر شبح عزيز
حضرت شبح سلام ، مدتيست از شما بی خبرم خوشحالم که هستيد و همچنان می نويسد... در صورت امکان مطلب جديد بنده را ملاحظه فرماييد.با سپاس
سلام شبح جان!
آقا اگه می دونستم از نوشته های اون بابا سردرمی آرم حتما زودتر اقدام می کردم
دو سه روز بعد از آخرين ملاقات همسر گنجی - چهارم شهريور - در بيمارستان ميلاد، تيم ويژه عملياتي دستگاه قضايي كاغذ و خودكار براي گنجي مي آورند و از او مي خواهند كه كتباً مانيفست جمهوريخواهي و پاسخ نامه آيت الله منتظري و آقاي دكتر سروش را پس بگيرد که او قبول نميكند؛ در مرحله بعد از او ميخواهند دو نامه مذكور را پس بگيرد، او باز هم قبول نميكند؛ در مرحله آخر به او ميگويند كتباً تعهد بده اگر بيرون رفتي، هيچ حرفي نزني و هيچ مصاحبه اي نكني؛ گنجي باز هم زير بار نميرود. سپس آن ها در محل بيمارستان ميلاد در قرنطينه طبقه 12، چند نفري بر سر گنجي ميريزند و طي يك روز او را سه بار به شدت مورد ضرب و شتم قرار ميدهند به طوري كه غرق خون ميشود و دستش جراحت عميقي بر ميدارد؛ سرش را به شدت به تخت ميكوبند و در حالي كه الفاظي بسيار ركيک و زننده به كار ميبردند، ميگفتند: كسي كه چنين است، "خودش بايد برود" ما با او فلان و بهمان ميكنيم. ماجرا به همين جا ختم نميشود، پس از چند روز سرپرست آن تيم عملياتي، كه "سماواتي" ناميده ميشود به آقاي گنجي ميگويد ميخواهيم تو را مرخص كنيم، سپس همان افرادي كه ضرب و شتم گنجي را به عهده داشتند، براي ترخيص او ميآيند. گنجي اعتراض ميكند، سماواتي ميگويد: "اين ها ميخواهند از تو دلجويي و عذرخواهي كنند" لذا گنجي را از بيمارستان سوار ماشين ميكنند به بزرگراه چمران كه ميرسند يكي از ماموران از صندلي جلو به عقب ميآيد و روي پاهاي گنجي مينشيند به او چشم بند ميزنند و در حالي كه فحاشي ميكردند دستهاي او را به صورت قپاني از پشت دستبند ميزنند. دستبند قپاني زدن باعث آسيب ديدگي شديد كتف چپ آقاي گنجي مي شود. با وجود در رفتگي و درد شديد كتف او را به درمانگاه نميبرند، بلكه به بند انفرادي 2 الف ميبرند، به او دارو هم نميدهند، دريغ از يك قرص؛ مسئول بهداري را به بند 2 الف مي آورند تا چند جلسه كتف او را فيزيوتراپي كند... می گویم؛
شبح جان! نازنین ترین! انقلاب اکتبر را بهت تبریک می گویم! برای همه آنچه که از تو آموختم. http://www.mano-paltalk.com/par/oktobr2005.WMV
برای تارسیلا که بختک نفرت و رذالت، و تجسم ریا و دروغ و پلیدی، بر سینه اش سنگینی می کند، البته که تحمل عشقی با این درجه از کراهت، عذاب آور و تهوع انگیز است. اما مشکل واقعی او در جای دیگری است. تارسیلا می تواند به قدرت خود، نکبت پائولینو را از روی سینۀ خود پرت کند، یا با خوش باوری تلاش کند از این جانور هار، موجودی قابل تحمل بسازد. اما چند لحظۀ دیگر جانورانی اصلاح کرده و کراوات زده، خوش پوش تر اما درنده تر، و چه بسا با یک بغل کتاب در مقابل درب خراب شدۀ مقدس ظاهر می شوند. آنها به زبانی مؤدبانه و کاملاً مدرن ضمن اشاره به صف کارمند و پلیس و قاضی و سرباز و توپ و تانک خود، به تارسیلا تو صیه خواهند کرد باید با همین گند و کثافت و ریاکاری افراطی بسازد؛ چون قرار است آنها از زندگی لذت ببرند، و نه او و امثال او! takdehghan2@arcor.de
Zahra khanoom ( Mahshid): I am not stupid to waste my time to get into any dialogue with you. What you have got worth discussing? The title of your posts is enough to make me vomit. Only feeble-minded people like yourself may see your posts interesting. It is my duty to remove your innocent Madonna’s mask and reveal your true, Zahra khanoomi face. PS:# 1 by the way I am not a Shakespeare in English but wow, your English just sucks. Please do not confuse people and write it in Farsi. There are more wrong words than the correct. PS# 2: you dumb ass, hysterical moron: when did I say that I am one of the greatest mind of 20th century? I did not know that hysteria causes visual hallucination.
مثل همیشه زیبا بود عمو شبح گل
با درود بر شبح گرامی جانم برات بگه که از روی اين کتاب دکامرون پازولينی فيلمی ساخته که در واقع جزو تريلوژی معروف او هست و مدتهاست خيال دارم برای دوستان علاقمند راجع به اين تريلوژی بنويسم .
سلام
کاش گير بيارم کتاب رو... |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1269
تعداد نظرات: 27052 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: november 25, 2006 05:16 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||