●
بیخبری خوشخبری
پاروچين
پاورچين
نيامدم
که،
پاورچين
پاورچين
بروم
مشتاق و
پرهياهو
آمدم
پرهياهو و
مشتاق
خواهم رفت.
شهريور/84
پینوشت: البته فعلا هيچ گوری نمیرم، همينجا تنگدلتان جا خوش کردم... شخصيت مجازی "شبح" بد جوری تمام شخصيت حقيقیام را درنورديده بود... چشم باز کردم ديدم راستی راستی شبح شدم! نه اين که "شبح" را دوست نداشته باشم اما خب شخصيت حقيقیام را با هيچ چيز عوض نمیکنم...
خيلی چيزها هست که میخواستم بنويسم اما خب فرصت نشد... از "هالوها در نيويورک" تا "عشق و زناشويی و ديالکتيک تنهایی پاز"...
فکر نکنيد رفيق نيمه راه هستم تا يه ديشلمه ميل کنيد سروکلهی شبحیم پيدا میشه اينو گفتم تا بعضیها ذوق مرگ نشن از رفتن شبح...
گفتوگو نداره که دلام برای همهی دوستان نازنين و حتا دشمنان نانازنين تنگ شده (اين رو بذاريد به حساب سندروم استکهلمی)
ديگه همين ديگه، هنوز در سفر هستم و فرصت وصل شدن به اينترنت ندارم...
از نسرين نازنين که چراغ اينجا را روشن نگهداشته است از صميم قلب تشکر ميکنم.
September 17, 2005 11:51 AM