|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوشنبه، 24 مردادماه 1384 | August 15, 2005
● اکنون نوبت کارگران است.
دکتر فريبرز رئيسدانا جزو روشنفکرانی بود که فريب تبليغات روزنامهی شرق در دفاع از هاشمی و شرکت در انتخابات را نخورد و به صف کسانی که نسبت به تغيير وضع موجود هراسان شده بودند و رويای زندهگی در زير سايهی پدر خوانده را در سر میپروراندند نپيوست. او مانند بسياری از روشنفکران و مبارزان سياسی و انقلابيون آزادیخواه و برابریطلب تا آخرين لحظه بر شرکت نکردن در انتخابات و افشای شعبدهبازی حقانيتبخشی به ناحقترين شگرد حکومت پای فشرد. رئيسدانا: انحصار دولتى را بگيريد به دست انحصار خصوصى بدهيد. من در بقيه عمرم اين ماموريت را كه دارايى يك ستمگر را بگيرم و به ستمگر ديگر بدهم، ندارم. من روى كارگران و نيروى كار مى خواهم كار كنم. آن آقايان كه اين را مى گويند جنگ شان را ادامه بدهند. همه شان سرشان را زير پتو كردند، چه شور و شعارى مى دادند و چه خودكشى مى كردند و چه گلويى مى دراندند كه فاشيسم مى آيد، آزادى را نجات بدهيم. پوپوليسم شكل مى گيرد. خب بايستيد مبارزه تان را بكنيد. شرايط رقابتى يك شرايط آزمايشگاهى است و وجود ندارد. كدام سوسياليست است كه با ابتكار هاى خصوصى مخالف باشد. اين چه تبليغى است كه براى شما كردند. اين چه راديو و تلويزيونى است كه ۲۶ سال است كه از ما ماليات مى گيرد و نمى گذارد من همين حرف را بزنم و بگويم چرا دروغ مى گوييد. چرا اقتصاد سوسياليست را خراب مى كنيد. چرا كارى مى كنيد كه احمدى نژاد بيايد. آن آرايى را كه نيرو هاى مترقى بايد از آن خودشان كنند. رئيسدانا: من طرفدار اجتماعى كردن توليد هستم. من مردمگرا هستم. برندگان انتخابات مهم ترين خاستگاهشان نوعى سرمايه دارى است كه از سوى برخى نهاد ها كه پيمانكارانى بزرگ شده اند و هاشمى رفسنجانى و بخش خصوصى و دولتى را رقيب خودشان مى دانند به ميدان آمدند و برنده شدند. در عصر پيروزى برخى ها، آقايان دموكرات منش! تقصير را به گردن مخالفان و منتقدان نيندازيد. ما كه در حكومت نبوديم. چپ يك روز هم در قدرت نبوده است. يك نظام طبقاتى در ايران حاكم است كه وضعيت خودش را ادامه مى دهد. من تحليل طبقاتى مى كنم. من با انواع و اقسام سرمايه مخالفم. اتفاقاً معتقدم سرمايه دارى دولتى بسيار وخيم عمل مى كند. به نظر من آقاى احمدى نژاد آمده نيرويى را جايگزين كند ولى وارث شمارى از بحران ها است و تشخيص درستش اين است كه عمده ترين بحرانى كه بدنه جامعه را تكان مى دهد بحران فقر و عقب ماندگى است. اين هم چيزى نيست جز سياست هاى غلط دولت رفسنجانى و خاتمى. هزاران بار گفته ايم. منابع فراوان در اختيارشان بوده كه خرج كرده اند و سرمايه دارى آن را خورده است و سالانه ۵/۳ ميليارد از كشور فرار كرده است. رئيسدانا: اين حرف ها را ايرانى ها مى گويند. در سطح جهان از اين نظريه هاى بى پايه و ياوه و حرف مفت نمى زنند. چون ۲۸-۲۷ سال است كه سلطه دارند، مى خورند و وابسته هستند و قبلاً هم در زمان شاه چنين بودند. دليلش هم اين است كه كلمه آزاد را حق ندارند كه استفاده كنند. اجازه بدهيد كلمه آزاد را نجات بدهم. اين اقتصادى كه آنها مى گويند اقتصاد يله و بى مهار است. آزاد واژه اى زيبا است و در فارسى مفهومش جدا است. مصرف كننده زمانى در انتخاب آزاد است كه درآمد داشته باشد، پس من كه طرفدار توزيع عادلانه درآمد هستم، بيشتر به آزادى مصرف كننده فكر مى كنم. شما صف طويل گدايان را جلو بوتيك ها حركت بدهيد. اين آزادى مصرف كننده است؟ براى يك قرص نان طرف در زندان است. كدام آزادى؟ از شدت فقر و محروميت ۳ ميليون معتاد داريم. به فكر اينها نيستند. تو هم مى گويى اين به من مربوط نيست. پس آزادى آن ۶-۵ درصد را مى خواهى. اگر اتومبيل وارد مى كنى، ۷۰-۶۰ ميليون قيمت دارد، من كه اقتصاددان مشهور اين كشور هستم، نمى توانم آن اتومبيل را بخرم. شرق: شما در انتخابات شركت كرديد. شرق: با دوستانى كه عضو كانون هستند يا روشنفكران عرفى كه در انتخابات شركت كردند بحث نداشتيد.
شاهو امجدي زيرشكنجه اطلاعات سپاه در سنندج كشته شد
طبق گزارش رسيده به كميته كردستان شاهو امجدي در زندان بوسيله وحوش اسلامي كشته شد·او يكي از دستگير شدگان اخير در سنندج بود كه بعد از مدتها كه زير شكنجه قرار داشت جان باخت· او از همان روز اول دستگيري در ستاد ناحيه همراه دوستان زندنانيش زير شكنجه مزدوران رژيم رفت و بعد از تكرار شكنجه هاي وحشيانه در زندان جان باخت· شاهو امجدي يكي از دهها زنداني در سنندج بود كه از روز١٠ مرداد زير شكنجه وحشيانه قرار طبق گزارش همين منبع خبري تعدادي ديگر از زندانيان از شدت شكنجه زخمي و امكان راه رفتن را از دست داده اند· تعدادي ديگر از دستگير شدگان علاوه بر شكنجه جسمي مورد تجاوز جنسي قرار گرفته اند· ما اسامي و مشخصات تعدادي از زندانيان كه مورد تجاوز جنسي قرار گرفته اند را در دست داريم· اما به دليل ملاحظات معيني فعلأ از علني كردن اسم آنها خودداري ميكنيم· يك مرد جوان كه در زندان مورد تجاوز جنسي قرار گرفته است قصد خودكشي داشت كه با دخالت دوستانش فعلأ منصرف شده است· اما زنان و مرداني كه مورد تجاوز جنسي قرار گرفته اند در شرايط روحي بسيار خطرناك و بحراني بسر ميبرند· اين اتفاقات در بازداشتگاههاي رژيم اسلامي در سنندج هشدار دهنده است· ما همه سازمانها احزاب و جريانات مدافع حقوق انساني را فرا ميخوانيم كه براي آزادي دستگير شدگان تلاش خود را سرعت ببخشند· جمهوري اسلامي علاوه بر شكنجه و قرباني گرفتن مردم قصد دارد كه تعدادي را رسمأ اعدام كند· اين توحش اسلامي را بايد جواب داد· بشريت متمدن بايد در مقابل اين روشهاي شنيع و ضد انساني اسلامي بايستد و جواب قاطعي بدهد·
كميته كردستان حزب كمونيست كارگري ايران ٢٦ مراد ٨٤ – ٢٠٠۵ – ٠٨- ١٧ asangaran@aol.com 00491633458007
نانا جان!
شبح گرامی اين قسمت حرفهای اين آقا را بخوان : ( اتفاقاً معتقدم سرمايه دارى دولتى بسيار وخيم عمل مى كند ) تمامی اين سالها يکی از دعواهای من با فعالين سياسی در امريکا اين بوده که چرا ما که در اينجا هستيم تلاشی برای از بين رفتن تحريم بعد از گروگان گيری نميکنيم و طی نامه و حضوری از امريکا نميخواهيم که تحريم اقتصادی را از ايران بردارد چون همين سرمايه داری دولتی بوده که اينان را به گونه ای ساخت که هر روز چاقتر و چاقتر شدند !!!!
معصومه شفيعی: به اطلاع عموم می رساند كه امروز گنجی شصت و ششمين روز اعتصاب غذای خود را می گذراند، به گفته ی برخی پزشكان اکنون بیش از ٤٨ ساعت است كه از دريافت سرم خودداری كرده و لاجرم تمام علائم حياتی وی در وضعيتی بحرانی و لبریز قرار دارد. این جانب و خانواده ام هر روز به بیمارستان مراجعه می کنیم اما به ما اجازه ملاقات نمی دهند. اکنون ١٥روز است که آقای گنجی را ندیده ایم. شرایط روحی من و خانواده ام بسیار خراب است... http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news/more/3538/
آقا شنیدی عامل وبا توی تهران شناسایی شده؟
حسين درخشان را فراموش کنيد.
چه کسی در اين مملکت جواب من را ميدهد! کودک ٨ ساله ام پدرش را ميخواهد! تمام زندگی را با کارگری گذرانده ايم و هر روز به اميد لقمه نانی، شهر به شهر و ميدان کار به ميدان کار و خبازی به خبازی گشته ايم. برهان ديوارگر را از کارگران خبازيهای تهران تا مهاباد، ديواندره، بوکان و سقز همه از نزديک ميشناسند. همه جا را دنبال کار گشته ايم و کارکرده ايم و با زندگی و فقر و محروميت دست و پنجه نرم کرده ايم. در اين مملکت هر کس سر کار بوده در فکر لفت و ليس کردن داراييهای اين مملکت و جمع کردن پول و دارايی بوده و به همه چيز و همه نعمات رسيده و بانکها را پر کرده اند. سهم من و ميليونها انسان چون من و برهان نيز فقر، بيکاری، کرايه نشينی و دوندگی دنبال لقمه نانی و هزار بدبختی ديگر بوده است. هر کس سر کار آمده و رئيس و وزير و کاره اين مملکت شده است، بعد از مشتی قول و وعده توخالی و پوچ سرانجام جز محروميت و مرارت و زندان سهمی نداشته ايم.. انگار دنيا را تا اين بالا شهريها سر کارند بايد چنين باشد و ما کارگران و کودکانمان بايد بردگی و زاغه نشينی و درد و رنج سهممان باشد و سکوت را هم بايد اختيار کنيم. در غير اين صورت زندان و ربودن و زدن و تهديد هم بارمان خواهد شد. ٧ روز است برهان ديوارگر شوهر و تنها نان آور خانه ام را بازداشت کرده اند. تا کنون به هر دری سر زده ام و عليرغم اينکه باردارم و ١٧ روز ديگر بچه ام را به دنيا مياورم، همه جا را گشته ام و جوابی دريافت نکرده ام. روز پنجشنبه در مقابل دادگاه در خواست ملاقات کرده ام. آقای محترمی که حاضر نيست اسم خود را فاش کند به من ميگويد تا يکشنبه نبايد اينجا بياييد. ايشان شکم خود و بچه هايش سير است. خونه و زندگی تکميلی دارد و حاليش نيست که من بايد کرايه خانه ام را پرداخت کنم و صاحب خانه اسباب اساسيه ام را بيرون می اندازد. ايشان حاليش نيست که من بايد جواب کودک ٨ ساله ام را بدهم که پدرش را ميخواهد، که بايد خرج و مخارجش را تامين کنم. فردا خود اين آقای محترم پشت ميز دادگاهش من را به جرم نپرداختن کرايه خانه و پول آب و برق محاکمه خواهد کرد. بلاخره در اين مملکت بی صاحب چه کسی جواب من و کودکم را ميدهد؟ فراد در مقابل بيمارستانتان تا پول و هزينه دکتر و درمان را نپرداخته ام، بايد از درد زايمان بميرم! بايد مرگ جان خود و جنينم را تهديد کند. اينها را بالا شهريها و روسای اين مملکت حالی نيستند. تمام زندگيم به اين بردگی و اين بربريت اعتراض داشته و دارم. برهان ديوارگر تلاش کرد همراه من و تعدادی ديگر از دوستان و همکارانش کارگران بيکار را جمع کند و زير تشکلی برای دفاع از زندگی و حرمت انسانی شان متحد کند. برهان تلاش کرد در کميته پيگيری برای ايجاد تشکلهای آزاد کارگری از حق کارگر و اتحاد و تشکل کارگر دفاع کند. او تلاش کرد از حقوق کودکان دفاع کند و در مقابل کودک آزاری و زدن و کشتن کوکان همراه هزاران انسان شريف و انساندوست مانعی ايجاد کند. امروز و در اولين قدم از زندان سر در آورد. دستگيری و زندانی کردن و محاکمه کردن برهان محاکمه تمام بيکاران اين مملکت، محاکمه تمام کارگران است. محاکمه برهان و ربودن و زندانی کردن او تف کردن به حقوق کودکان است. اما انتظار از بالاشهريها، از رئيس روسای اين مملکت که خود بانی بدبختيهای ما هستند اضافی است. اما از کارگران و مردم انتظار دارم از من و کودکم و حقوق انسانی ما، از برهان ديوارگر و حقوق انسانی و کارگری او دفاع کنند. من يکی سکوت نخواهم کرد و به اين بربريت که عليه من و کودکم، که عليه شوهر عزيزم، که عليه طبقه کارگر و همه محرومان و پايين شهريها ميشود اعتراض دارم. برهان ديوارگر مجرم نيست، کارگری است که حق خود را ميخواهد. کارگری است که به فقر و بيکاری و فلاکت و محروميت اعتراض دارد. به اين جرم اکنون در زندان است و از سرنوشت او، از سلامتی او هيچ خبری ندارم. برهان بايد آزاد شود. تا او در زندان است صدای من برای دفاع از او، برای دفاع از کودکم و برای دفاع از حرمت انسانيم قطع نخواهد شد. مريم اخضر پور ٢٣ مرداد ١٣٨٤
اندر حكايت اين ترك ناسيوناليست 14(!)
از خائن بودن و بی وطن بودن اين کمونيست جماعت همان بس که کامنت های مانند کامنت ۱۴ را می گذارند در سايتشان وجود داشته باشد. ننگ های که در متون فارسی اينترنت که هر ايرانی باشرفی را آب می کند. تو ای شبح بدان و آگاه باش که در دنيای امروز کمونيست واقعی را فقط در ديوانه خانه ها و موزه ها می توان پيدا کرد. آن کامنت ۱۴ را نابود کن اگر ذره ای شرف و خون ايرانی در رگ هايت داري.
دوستان از این حرکت پشتیبانی کنید، برهان دیوانگرد و رئیا طلوعی و بقیه زندانی های وقایع اخیر کردستان باید آزاد شوند به این جنبش بپیوندید.
خلقها و اقوام تركى از سنت بسيار نيرومند دولت سازى (و در عين حال از سنت عدم توانايى حفظ دولتهايشان) برخوردارند. مىبايست البته تاكيد شود كه تعبير "ترك" در اينجا, مفهومى هويتى, زبانى, قومى, ملى, مدنى و يا سياسى است و مطلقا داراى مفهوم نژادى نيست. همانطور كه هرگز نژادى بنام آريايى, ايرانى, فارس و....در هيج برهه اى از زمان و در هيچ كجا وجود نداشته است, هرگز نژادى بنام ترك نيز موجود نبوده است. حكومت ملى آذربايجان (1325-1324) از جهات بسيارى شايسته تدقيق و بررسى است. يكى از جهاتى كه اين دولت كوتاه عمر آذربايجانى را مستحق مطالعه و بررسى مىسازد اين است كه دولت تركى مذكور از آخرين نمونه هاى سنت ديرينه دولتمدارى و دولتسازى خلق ترك (آذرى) در تاريخ است. به واقع حكومت ملى آذربايجان دولتى است كه در ادامه سنت دولتمدارى تركهاى آذرى و در كمتر از بيست سال پس از ساقط شدن آخرين سلسله تركى آذربايجانى- قاجارها- بار ديگر در صحنه تاريخ پديدار شده است. فاصله زمانى از سقوط حكومت ملى آذربايجان تا به امروز, طولانىترين برهه زمانى است كه خلق ترك در ايران بدون دولت ملى خويش سپرى كرده است. با كمال تاسف در تاريخنگارى و سيستم آموزشى كشور كثيرالمله ايران دير زمانى است كه تنها تاريخ سياسى اقوام ايرانى زبان و در راس آنها قوم فارس (در موارد بىشمارى با خلط ادعاها, تئورىها, هيپوتزهاى اثبات نشده با حقايق تاريخى) به ايرانيان آموخته مىشود. در اين سيستم آموزشى رسمى-دولتى قوميتگرايانه فارسى نه تنها دول و گروههاى ماقبل ورود اقوام ايرانى زبان كلا حذف مىشوند, بلكه دول تركى و عربى كه بر اين سرزمين و خلقهاى آن حاكم بوده اند نيز, با پنهان نگاهداشتن منسوبيت تبارى, زبانى و ملى تركى و عربي اين دولتها, و غالب اوقات به شكل بسيار سطحى و حتى نادرست و وارونه تقديم مىگردند. در نتيجه اين سياستهاست كه نه تنها خلق فارس حتى اكثريت ايرانيان ترك هم, كوچكترين دانش و اطلاعات صحيح و كاملى از تاريخ سياسى ترك, از گذشته و دولتهاى ملى خويش ندارند.
اومدم حالتو بپرسم.
منظور م این بود .تنها در آن حد م که به تحسین شما بپردازم .
شبح بزرگ سلام !
عزيز دردونه جان......طبق امار رسمی در امريکا ۳۰ ميليون انسان زير خط فقر زندگی ميکنندو مابقی هم مصرف کننده هايی هستند که ادای زندگی را در مياورند. هرسال مازاد گندم را بدريا ميريزند برای سود بيشتر درحالی که روزی هزاران کودک در افريقا از گرسنگی ميميرند .......... بقول منصور حکمت هرکس که فکر ميکند نظام اقتصادی جوامع سرمايه داری بهترين نظم موجود است دارد به توحش خودش اعتراف ميکند.
سلام شبح جان ...
با سياس از شبح عزيز........ تمام متن مصاحبه رو خوندم برام خيلی جالبه که يه همچين مصاحبه هايی در رسانه ايران منعکس ميشه...... البته يکی دو مورد بود که ميشه درباره اش بحث کرد.... ادم شکاکی نيستم ولی روزگار بما اموخته که در اینگونه مقالات تند وتیز باید تعمق بیشتری کرد. برم یه دور دیگه بخونم.
شبح نازنين سلام !از لطفت ممنون...از گاه نوشتهايت مستفيذ مي شوم ... به اميد ديدار
با اینکه مارکسیست نیستم و میدانی که اصولا با چپها قرابت فکری ندارم .اما حرفهای بسیار درستی نبز در این مصاحبه بود. سیستم سرمایه داری اگر به این حرفها توجه نکند که در ایران ما نمی کند و از قضا برعکس هم عمل می کند دچار بحران می شود که شده است.دخو.
سلام،
سلام شبح جان خوبی
شبح جان؛
چه جالب:) من چند ساعت پيش داشتم مصاحبهشو میخوندم. از شجاعتش خيلی خوشم اومد . کلا شخصیت رئیسدانا رو خیلی دوست دارم. میخواستم چيزی دربارهش بنويسم. حالا کارم راحت شدو به نوشتهت لينک میدم:) مرسی شبح جان..
شبح عزيز |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1237
تعداد نظرات: 25150 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: april 11, 2006 05:53 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||