دوشنبه، 24 مردادماه 1384 | August 15, 2005

اکنون نوبت کارگران است.

دکتر فريبرز رئيس‌دانا جزو روشنفکرانی بود که فريب تبليغات روزنامه‌ی شرق در دفاع از هاشمی و شرکت در انتخابات را نخورد و به صف کسانی که نسبت به تغيير وضع موجود هراسان شده بودند و رويای زنده‌گی در زير سايه‌ی پدر خوانده را در سر می‌پروراندند نپيوست. او مانند بسياری از روشنفکران و مبارزان سياسی و انقلابيون آزادی‌خواه و برابری‌طلب تا آخرين لحظه بر شرکت نکردن در انتخابات و افشای شعبده‌بازی حقانيت‌بخشی به ناحق‌ترين شگرد حکومت پای فشرد.
کسانی که با ديدگاه‌های شبح آشنا هستند می‌دانند که نسبت به عمل‌کرد و ديدگاه‌های آقای رئيس‌دانا انتقادات جدی دارم اما در کل مواضع سياسی و بعضا اقتصادی‌ او را بسيار نزديک‌تر به خود می‌دانم تا نظرات نئوليبرال‌های تازه‌به‌دوران رسيده‌ی متفرعن شرق‌نويس.(با احترام به دوستان خوبی که به هر حال در شرق و ساير روزنامه‌های رسمی سعی در دفاع از منافع مردم دارند.)
خواندن مصاحبه جالب و شجاعانه‌ی آقای رئيس‌دانا را در شرق به دوستان توصيه می‌کنم. قسمت اول با عنوان:"دفاع از سوسياليسم در گفت وگو با فريبرز رئيس دانا سياست هاى عصر هاشمى و خاتمى غلط بود" و قسمت دوم:"موسوى چپ نبود بهزاد نبوى راست است"
چند پاراگراف کوتاه از گفت‌وگوی آقای رئيس‌دانا را اينجا نقل می‌کنم تا اشتهای دوستان را برای خواندن مصاحبه طولانی ايشان برانگيزم.
شرق:يعنى شما مى گوييد رقابت نمى‌تواند انحصار را از بين ببرد؟

رئيس‌دانا: انحصار دولتى را بگيريد به دست انحصار خصوصى بدهيد. من در بقيه عمرم اين ماموريت را كه دارايى يك ستمگر را بگيرم و به ستمگر ديگر بدهم، ندارم. من روى كارگران و نيروى كار مى خواهم كار كنم. آن آقايان كه اين را مى گويند جنگ شان را ادامه بدهند. همه شان سرشان را زير پتو كردند، چه شور و شعارى مى دادند و چه خودكشى مى كردند و چه گلويى مى دراندند كه فاشيسم مى آيد، آزادى را نجات بدهيم. پوپوليسم شكل مى گيرد. خب بايستيد مبارزه تان را بكنيد. شرايط رقابتى يك شرايط آزمايشگاهى است و وجود ندارد. كدام سوسياليست است كه با ابتكار هاى خصوصى مخالف باشد. اين چه تبليغى است كه براى شما كردند. اين چه راديو و تلويزيونى است كه ۲۶ سال است كه از ما ماليات مى گيرد و نمى گذارد من همين حرف را بزنم و بگويم چرا دروغ مى گوييد. چرا اقتصاد سوسياليست را خراب مى كنيد. چرا كارى مى كنيد كه احمدى نژاد بيايد. آن آرايى را كه نيرو هاى مترقى بايد از آن خودشان كنند.

رئيس‌دانا: من طرفدار اجتماعى كردن توليد هستم. من مردمگرا هستم. برندگان انتخابات مهم ترين خاستگاهشان نوعى سرمايه دارى است كه از سوى برخى نهاد ها كه پيمانكارانى بزرگ شده اند و هاشمى رفسنجانى و بخش خصوصى و دولتى را رقيب خودشان مى دانند به ميدان آمدند و برنده شدند. در عصر پيروزى برخى ها، آقايان دموكرات منش! تقصير را به گردن مخالفان و منتقدان نيندازيد. ما كه در حكومت نبوديم. چپ يك روز هم در قدرت نبوده است. يك نظام طبقاتى در ايران حاكم است كه وضعيت خودش را ادامه مى دهد. من تحليل طبقاتى مى كنم. من با انواع و اقسام سرمايه مخالفم. اتفاقاً معتقدم سرمايه دارى دولتى بسيار وخيم عمل مى كند. به نظر من آقاى احمدى نژاد آمده نيرويى را جايگزين كند ولى وارث شمارى از بحران ها است و تشخيص درستش اين است كه عمده ترين بحرانى كه بدنه جامعه را تكان مى دهد بحران فقر و عقب ماندگى است. اين هم چيزى نيست جز سياست هاى غلط دولت رفسنجانى و خاتمى. هزاران بار گفته ايم. منابع فراوان در اختيارشان بوده كه خرج كرده اند و سرمايه دارى آن را خورده است و سالانه ۵/۳ ميليارد از كشور فرار كرده است.
شرق: يكى از گله ها و نقدهايى كه از سوى طرفداران اقتصاد آزاد به چپ ها زده مى شود، اين است كه مى گويند چرا چپ ها اقتصاد آزاد را با سلطه برابر مى گيرند. چون آنها معتقدند كه ايده آل آنها بازارى است، رقابتى كه در اين بازار رقابتى توليدكنندگان به واسطه وجود رقابت مجبورند براى حفظ مشتريان خود كالاهايى باكيفيت تر و ارزان تر نسبت به گذشته به مصرف كنندگان ارائه دهند و مهمترين نتيجه چنين ساختارى آزادى انتخاب مصرف كننده است. چون اگر آزادى را از اقتصاد آزاد بگيريد اين پديده مفهوم خودش را از دست مى دهد. امپرياليسم بيش از همه با آزادى در تضاد است. تضاد بين اين دو را چپ ها ناديده مى گيرند. شما در مورد اين انتقاد چه پاسخى داريد؟

رئيس‌دانا: اين حرف ها را ايرانى ها مى گويند. در سطح جهان از اين نظريه هاى بى پايه و ياوه و حرف مفت نمى زنند. چون ۲۸-۲۷ سال است كه سلطه دارند، مى خورند و وابسته هستند و قبلاً هم در زمان شاه چنين بودند. دليلش هم اين است كه كلمه آزاد را حق ندارند كه استفاده كنند. اجازه بدهيد كلمه آزاد را نجات بدهم. اين اقتصادى كه آنها مى گويند اقتصاد يله و بى مهار است. آزاد واژه اى زيبا است و در فارسى مفهومش جدا است. مصرف كننده زمانى در انتخاب آزاد است كه درآمد داشته باشد، پس من كه طرفدار توزيع عادلانه درآمد هستم، بيشتر به آزادى مصرف كننده فكر مى كنم. شما صف طويل گدايان را جلو بوتيك ها حركت بدهيد. اين آزادى مصرف كننده است؟ براى يك قرص نان طرف در زندان است. كدام آزادى؟ از شدت فقر و محروميت ۳ ميليون معتاد داريم. به فكر اينها نيستند. تو هم مى گويى اين به من مربوط نيست. پس آزادى آن ۶-۵ درصد را مى خواهى. اگر اتومبيل وارد مى كنى، ۷۰-۶۰ ميليون قيمت دارد، من كه اقتصاددان مشهور اين كشور هستم، نمى توانم آن اتومبيل را بخرم.

شرق: شما در انتخابات شركت كرديد.
رئيس‌دانا: راى ندادم و راى هم نمى دهم.

شرق: با دوستانى كه عضو كانون هستند يا روشنفكران عرفى كه در انتخابات شركت كردند بحث نداشتيد.
رئيس‌دانا: آنها عضو كانون نيستند. من بچه هاى عضو كانون را نمى شناسم كه شركت كرده باشند.
شرق: آقاى دولت آبادى...
رئيس‌دانا:ايشان عضو كانون نيست. مدت ها است كه با كانون قطع رابطه كرده است و اعلام هم كرده كه من عضو هيچ سازمانى نيستم. ايشان نظر شخصى خودشان را داده و از نظر من نظر نادرستى بوده است. آقاى دولت آبادى يك نويسنده است و به عنوان يك فرد شركت كرده اند. روزنامه اعتماد مى دانست كه دروغ مى گويد ولى در نهايت ناجوانمردى نوشت فريبرز رئيس دانا گفته به كروبى راى بدهيد. من به روزنامه اعتماد زنگ زدم و گفتم ۴ _ ۳ ميليون در جيب تان بگذاريد چون مى خواهم دندان تان را خرد كنم تا به دندانپزشكان بدهيد.
همه اينها نشان مى دهد كه چپ نشان گرا است و صندوق شما نياز به آراى افراد شناخته شده دارد. من اين بازى دموكراسى را ظلم و اهانت مى دانم. اينكه بيش از اين دو نفر يكى را انتخاب كنيد. اگر به دفاع از احمدى نژاد متهم نشوم؛ كه مى دانم نمى شوم چون اولين نامه انتقادى به ايشان را من نوشتم و در روزنامه صاحب قلم چاپ شد. نامه بعد هم كسانى به من زنگ زدند و گفتند آقاى رئيس دانا شما زود به رئيس جمهور شليك كرديد. گفتم از اين واژه ها به كار نبريد. بايد بگويم آنهايى كه رفتند به آن طرف (احمدى نژاد) راى دادند نفهميدند كه ايشان فرزند همان طرف (رفسنجانى) هست. آ نهايى كه گفتند به احمدى نژاد راى ندهيد متوجه نبودند ايشان فرزند همان حكومت و جريان است.

August 15, 2005 01:38 AM

منوچهر ژندی فر 1:19 @ Thu, 18 Aug 05

شاهو امجدي زيرشكنجه اطلاعات سپاه در سنندج كشته شد

طبق گزارش رسيده به كميته كردستان شاهو امجدي در زندان بوسيله وحوش اسلامي كشته شد·او يكي از دستگير شدگان اخير در سنندج بود كه بعد از مدتها كه زير شكنجه قرار داشت جان باخت· او از همان روز اول دستگيري در ستاد ناحيه همراه دوستان زندنانيش زير شكنجه مزدوران رژيم رفت و بعد از تكرار شكنجه هاي وحشيانه در زندان جان باخت·

شاهو امجدي يكي از دهها زنداني در سنندج بود كه از روز١٠ مرداد زير شكنجه وحشيانه قرار

طبق گزارش همين منبع خبري تعدادي ديگر از زندانيان از شدت شكنجه زخمي و امكان راه رفتن را از دست داده اند· تعدادي ديگر از دستگير شدگان علاوه بر شكنجه جسمي مورد تجاوز جنسي قرار گرفته اند· ما اسامي و مشخصات تعدادي از زندانيان كه مورد تجاوز جنسي قرار گرفته اند را در دست داريم· اما به دليل ملاحظات معيني فعلأ از علني كردن اسم آنها خودداري ميكنيم· يك مرد جوان كه در زندان مورد تجاوز جنسي قرار گرفته است قصد خودكشي داشت كه با دخالت دوستانش فعلأ منصرف شده است· اما زنان و مرداني كه مورد تجاوز جنسي قرار گرفته اند در شرايط روحي بسيار خطرناك و بحراني بسر ميبرند·

اين اتفاقات در بازداشتگاههاي رژيم اسلامي در سنندج هشدار دهنده است· ما همه سازمانها احزاب و جريانات مدافع حقوق انساني را فرا ميخوانيم كه براي آزادي دستگير شدگان تلاش خود را سرعت ببخشند· جمهوري اسلامي علاوه بر شكنجه و قرباني گرفتن مردم قصد دارد كه تعدادي را رسمأ اعدام كند·

اين توحش اسلامي را بايد جواب داد· بشريت متمدن بايد در مقابل اين روشهاي شنيع و ضد انساني اسلامي بايستد و جواب قاطعي بدهد·

كميته كردستان حزب كمونيست كارگري ايران

٢٦ مراد ٨٤ – ٢٠٠۵ – ٠٨- ١٧

asangaran@aol.com

00491633458007


شبح 10:54 @ Wed, 17 Aug 05

نانا جان!
من که نوشتم با همه‌ي نظرات او موافق نيست و اصولا انتقادت جدي‌تري به بخش‌هاي مهم‌تري دارم اما خب نکات خوبي هم در اين مطاحبه مطرح شده بود و نشان‌هاي خوبي در آن ديده بود.
از دقت نظرت تشکر مي‌کنم.


nana 7:53 @ Wed, 17 Aug 05

شبح گرامی

اين قسمت حرفهای اين آقا را بخوان :

( اتفاقاً معتقدم سرمايه دارى دولتى بسيار وخيم عمل مى كند )

تمامی اين سالها يکی از دعواهای من با فعالين سياسی در امريکا اين بوده که چرا ما که در اينجا هستيم تلاشی برای از بين رفتن تحريم بعد از گروگان گيری نميکنيم و طی نامه و حضوری از امريکا نميخواهيم که تحريم اقتصادی را از ايران بردارد چون همين سرمايه داری دولتی بوده که اينان را به گونه ای ساخت که هر روز چاقتر و چاقتر شدند !!!!
ولی همواره بعد از زدن اين سخن متهم به دفاع از رژيم جانيان اسلامی شدم
حقيقتا که خيلی خيلی مانده که ما بتوانيم
مستقل فکر کرده و يه مشت تئوری را دور ريخته و تحليل درست بدهيم . نانا


مداد سفيد 1:00 @ Wed, 17 Aug 05

معصومه شفيعی: به اطلاع عموم می‌ رساند كه امروز گنجی شصت و ششمين روز اعتصاب غذای خود را می ‌گذراند، به گفته‌ ی برخی پزشكان اکنون بیش از ٤٨ ساعت است كه از دريافت سرم خودداری كرده و لاجرم تمام علائم حياتی وی در وضعيتی بحرانی و لبریز قرار دارد. این جانب و خانواده ‌ام هر روز به بیمارستان مراجعه می ‌کنیم اما به ما اجازه ملاقات نمی‌ دهند. اکنون ١٥روز است که آقای گنجی را ندیده ‌ایم. شرایط روحی من و خانواده ‌ام بسیار خراب است...

http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news/more/3538/


حالا... 17:58 @ Tue, 16 Aug 05

آقا شنیدی عامل وبا توی تهران شناسایی شده؟
می گن شورت احمدی نژاد افتاده بوده توی سد کرج...


Rokgoo 12:22 @ Tue, 16 Aug 05

حسين درخشان را فراموش کنيد.
http://rokgoo.blogspot.com/2005/08/blog-post_16.html


منوچهر ژندی فر 2:43 @ Tue, 16 Aug 05

چه کسی در اين مملکت جواب من را ميدهد!

کودک ٨ ساله ام پدرش را ميخواهد!

تمام زندگی را با کارگری گذرانده ايم و هر روز به اميد لقمه نانی، شهر به شهر و ميدان کار به ميدان کار و خبازی به خبازی گشته ايم. برهان ديوارگر را از کارگران خبازيهای تهران تا مهاباد، ديواندره، بوکان و سقز همه از نزديک ميشناسند. همه جا را دنبال کار گشته ايم و کارکرده ايم و با زندگی و فقر و محروميت دست و پنجه نرم کرده ايم. در اين مملکت هر کس سر کار بوده در فکر لفت و ليس کردن داراييهای اين مملکت و جمع کردن پول و دارايی بوده و به همه چيز و همه نعمات رسيده و بانکها را پر کرده اند. سهم من و ميليونها انسان چون من و برهان نيز فقر، بيکاری، کرايه نشينی و دوندگی دنبال لقمه نانی و هزار بدبختی ديگر بوده است. هر کس سر کار آمده و رئيس و وزير و کاره اين مملکت شده است، بعد از مشتی قول و وعده توخالی و پوچ سرانجام جز محروميت و مرارت و زندان سهمی نداشته ايم.. انگار دنيا را تا اين بالا شهريها سر کارند بايد چنين باشد و ما کارگران و کودکانمان بايد بردگی و زاغه نشينی و درد و رنج سهممان باشد و سکوت را هم بايد اختيار کنيم. در غير اين صورت زندان و ربودن و زدن و تهديد هم بارمان خواهد شد.

٧ روز است برهان ديوارگر شوهر و تنها نان آور خانه ام را بازداشت کرده اند. تا کنون به هر دری سر زده ام و عليرغم اينکه باردارم و ١٧ روز ديگر بچه ام را به دنيا مياورم، همه جا را گشته ام و جوابی دريافت نکرده ام. روز پنجشنبه در مقابل دادگاه در خواست ملاقات کرده ام. آقای محترمی که حاضر نيست اسم خود را فاش کند به من ميگويد تا يکشنبه نبايد اينجا بياييد. ايشان شکم خود و بچه هايش سير است. خونه و زندگی تکميلی دارد و حاليش نيست که من بايد کرايه خانه ام را پرداخت کنم و صاحب خانه اسباب اساسيه ام را بيرون می اندازد. ايشان حاليش نيست که من بايد جواب کودک ٨ ساله ام را بدهم که پدرش را ميخواهد، که بايد خرج و مخارجش را تامين کنم. فردا خود اين آقای محترم پشت ميز دادگاهش من را به جرم نپرداختن کرايه خانه و پول آب و برق محاکمه خواهد کرد. بلاخره در اين مملکت بی صاحب چه کسی جواب من و کودکم را ميدهد؟ فراد در مقابل بيمارستانتان تا پول و هزينه دکتر و درمان را نپرداخته ام، بايد از درد زايمان بميرم! بايد مرگ جان خود و جنينم را تهديد کند. اينها را بالا شهريها و روسای اين مملکت حالی نيستند.

تمام زندگيم به اين بردگی و اين بربريت اعتراض داشته و دارم. برهان ديوارگر تلاش کرد همراه من و تعدادی ديگر از دوستان و همکارانش کارگران بيکار را جمع کند و زير تشکلی برای دفاع از زندگی و حرمت انسانی شان متحد کند. برهان تلاش کرد در کميته پيگيری برای ايجاد تشکلهای آزاد کارگری از حق کارگر و اتحاد و تشکل کارگر دفاع کند. او تلاش کرد از حقوق کودکان دفاع کند و در مقابل کودک آزاری و زدن و کشتن کوکان همراه هزاران انسان شريف و انساندوست مانعی ايجاد کند. امروز و در اولين قدم از زندان سر در آورد. دستگيری و زندانی کردن و محاکمه کردن برهان محاکمه تمام بيکاران اين مملکت، محاکمه تمام کارگران است. محاکمه برهان و ربودن و زندانی کردن او تف کردن به حقوق کودکان است. اما انتظار از بالاشهريها، از رئيس روسای اين مملکت که خود بانی بدبختيهای ما هستند اضافی است. اما از کارگران و مردم انتظار دارم از من و کودکم و حقوق انسانی ما، از برهان ديوارگر و حقوق انسانی و کارگری او دفاع کنند. من يکی سکوت نخواهم کرد و به اين بربريت که عليه من و کودکم، که عليه شوهر عزيزم، که عليه طبقه کارگر و همه محرومان و پايين شهريها ميشود اعتراض دارم. برهان ديوارگر مجرم نيست، کارگری است که حق خود را ميخواهد. کارگری است که به فقر و بيکاری و فلاکت و محروميت اعتراض دارد. به اين جرم اکنون در زندان است و از سرنوشت او، از سلامتی او هيچ خبری ندارم. برهان بايد آزاد شود. تا او در زندان است صدای من برای دفاع از او، برای دفاع از کودکم و برای دفاع از حرمت انسانيم قطع نخواهد شد.

مريم اخضر پور

٢٣ مرداد ١٣٨٤


حسين.م 1:04 @ Tue, 16 Aug 05

اندر حكايت اين ترك ناسيوناليست 14(!)
در باب چهارم گلستان سعدى آمده است:
يكى در مسجد سنجار بتطوع بانگ گفتى، به ادائي كه مستمعان را ازو نفرت بودى و صاحب مسجد اميرى بود عادل و نيك سيرت، نمى خواستش كه دل آزرده گردد. گفت: اى جوانمرد اين مسجد را مؤذنانند قديم، هريكى را پنج دينار مرتب داشته ام، ترا ده دينار مى دهم تا جائى ديگر روى. براين قول اتفاق كردند و برفت. پس از مدتى در گذرى پيش امير باز آمد، گفت: اى خداوند، برمن حيف كردى كه به ده دينار از آن بقعه به در كردى كه اينجا كه رفته ام ، بيست دينارم همى دهند تا جاى ديگر روم و قبول نمى كنم. امير از خنده بيخود گشت و گفت : زنهار تا نستانى كه به پنجاه درم راضى گردند.
به تيشه كس نخراشـد ز روى خارا گل
چنانكه بانگ درشت تو مى خراشد دل(!)


صادق 23:11 @ Mon, 15 Aug 05

از خائن بودن و بی وطن بودن اين کمونيست جماعت همان بس که کامنت های مانند کامنت ۱۴ را می گذارند در سايتشان وجود داشته باشد. ننگ های که در متون فارسی اينترنت که هر ايرانی باشرفی را آب می کند. تو ای شبح بدان و آگاه باش که در دنيای امروز کمونيست واقعی را فقط در ديوانه خانه ها و موزه ها می توان پيدا کرد. آن کامنت ۱۴ را نابود کن اگر ذره ای شرف و خون ايرانی در رگ هايت داري.


عباس رضائی 23:04 @ Mon, 15 Aug 05

دوستان از این حرکت پشتیبانی کنید، برهان دیوانگرد و رئیا طلوعی و بقیه زندانی های وقایع اخیر کردستان باید آزاد شوند به این جنبش بپیوندید.
شبح جان به این لیتک بده مهم است. ممنون


türk dövlətləri 20:12 @ Mon, 15 Aug 05

خلقها و اقوام تركى از سنت بسيار نيرومند دولت سازى (و در عين حال از سنت عدم توانايى حفظ دولتهايشان) برخوردارند. مىبايست البته تاكيد شود كه تعبير "ترك" در اينجا, مفهومى هويتى, زبانى, قومى, ملى, مدنى و يا سياسى است و مطلقا داراى مفهوم نژادى نيست. همانطور كه هرگز نژادى بنام آريايى, ايرانى, فارس و....در هيج برهه اى از زمان و در هيچ كجا وجود نداشته است, هرگز نژادى بنام ترك نيز موجود نبوده است.

حكومت ملى آذربايجان (1325-1324) از جهات بسيارى شايسته تدقيق و بررسى است. يكى از جهاتى كه اين دولت كوتاه عمر آذربايجانى را مستحق مطالعه و بررسى مىسازد اين است كه دولت تركى مذكور از آخرين نمونه هاى سنت ديرينه دولتمدارى و دولتسازى خلق ترك (آذرى) در تاريخ است. به واقع حكومت ملى آذربايجان دولتى است كه در ادامه سنت دولتمدارى تركهاى آذرى و در كمتر از بيست سال پس از ساقط شدن آخرين سلسله تركى آذربايجانى- قاجارها- بار ديگر در صحنه تاريخ پديدار شده است. فاصله زمانى از سقوط حكومت ملى آذربايجان تا به امروز, طولانىترين برهه زمانى است كه خلق ترك در ايران بدون دولت ملى خويش سپرى كرده است.

با كمال تاسف در تاريخنگارى و سيستم آموزشى كشور كثيرالمله ايران دير زمانى است كه تنها تاريخ سياسى اقوام ايرانى زبان و در راس آنها قوم فارس (در موارد بىشمارى با خلط ادعاها, تئورىها, هيپوتزهاى اثبات نشده با حقايق تاريخى) به ايرانيان آموخته مىشود. در اين سيستم آموزشى رسمى-دولتى قوميتگرايانه فارسى نه تنها دول و گروههاى ماقبل ورود اقوام ايرانى زبان كلا حذف مىشوند, بلكه دول تركى و عربى كه بر اين سرزمين و خلقهاى آن حاكم بوده اند نيز, با پنهان نگاهداشتن منسوبيت تبارى, زبانى و ملى تركى و عربي اين دولتها, و غالب اوقات به شكل بسيار سطحى و حتى نادرست و وارونه تقديم مىگردند. در نتيجه اين سياستهاست كه نه تنها خلق فارس حتى اكثريت ايرانيان ترك هم, كوچكترين دانش و اطلاعات صحيح و كاملى از تاريخ سياسى ترك, از گذشته و دولتهاى ملى خويش ندارند.


علي كوچيكه 14:53 @ Mon, 15 Aug 05

اومدم حالتو بپرسم.


puya 14:00 @ Mon, 15 Aug 05

منظور م این بود .تنها در آن حد م که به تحسین شما بپردازم .
اینجا چون من شبانه روز با همه ی زبان های بین المللی سرو کار دارم و همه هم با من زبان خودشان را شروع می کنند و من هم از بیشتر شان فقط یکی دو واژه بلدم و فقط گوش می کنم و به دلیل اینکه آلمانی و فارسی بعضی وقتها قاطی می شه و المانی فکر می کنم و فارسی می نویسم ، شاید سوء تفاهماتی کلامی پیش بیاد که می بخشید .


puya 13:44 @ Mon, 15 Aug 05

شبح بزرگ سلام !
منم قبل از اینکه بیام اینجا اون مصاحبه ی آقای رئیس دانا را در پیک نت خواندم و از شجاعت و بینش و دانش این مرد لذت بردم و دست مریزادی تو دلی به ایشان گفتم .امروز اینجور رک حرف زدن شجاعت بی حدی نیاز داره .خودت هم همینطور .شما سرتان مستقیم در خطر است و مردانه ایستاده اید .من که خودم را در مقابل این راستی و شجاعت و اخلاق ،تنها لایق تحسین می بینم .
تندرست و همچنان پیروز بمانید !


Nazanin 11:30 @ Mon, 15 Aug 05

عزيز دردونه جان......طبق امار رسمی در امريکا ۳۰ ميليون انسان زير خط فقر زندگی ميکنندو مابقی هم مصرف کننده هايی هستند که ادای زندگی را در مياورند. هرسال مازاد گندم را بدريا ميريزند برای سود بيشتر درحالی که روزی هزاران کودک در افريقا از گرسنگی ميميرند .......... بقول منصور حکمت هرکس که فکر ميکند نظام اقتصادی جوامع سرمايه داری بهترين نظم موجود است دارد به توحش خودش اعتراف ميکند.


بامداد 11:30 @ Mon, 15 Aug 05

سلام شبح جان ...
خوندن تنها پاراگراف آخر حسابي منو به اشتها اورد ، بااجازه ما رفتيم سراغ كلهمش ، ممنون :)


Nazanin 10:55 @ Mon, 15 Aug 05

با سياس از شبح عزيز........ تمام متن مصاحبه رو خوندم برام خيلی جالبه که يه همچين مصاحبه هايی در رسانه ايران منعکس ميشه...... البته يکی دو مورد بود که ميشه درباره اش بحث کرد.... ادم شکاکی نيستم ولی روزگار بما اموخته که در اینگونه مقالات تند وتیز باید تعمق بیشتری کرد. برم یه دور دیگه بخونم.


فرزاد مشیری 9:59 @ Mon, 15 Aug 05

شبح نازنين سلام !از لطفت ممنون...از گاه نوشتهايت مستفيذ مي شوم ... به اميد ديدار


دخو 9:34 @ Mon, 15 Aug 05

با اینکه مارکسیست نیستم و میدانی که اصولا با چپها قرابت فکری ندارم .اما حرفهای بسیار درستی نبز در این مصاحبه بود. سیستم سرمایه داری اگر به این حرفها توجه نکند که در ایران ما نمی کند و از قضا برعکس هم عمل می کند دچار بحران می شود که شده است.دخو.


سعید حاتمی 5:43 @ Mon, 15 Aug 05

سلام،
تشکر دوباره.
شخصيت آقای رئيس‌دانا برام جالبه. مخصوصاً از وقتی که با ايشون همکلام شدم.
شاد باشيد


عزیزدوردونه 4:51 @ Mon, 15 Aug 05

سلام شبح جان خوبی
این تکه ی مصاحبه خیلی بنده را نکشید چون اصولا با سیستم اقتصادی به اصطلاح سوسیال مخالفم و آن را جز شعار نمی دانم خواندن کل متن را هم در شرق به کناری گذاشتم.
اگر به تجربه های دنیا هم نگاه کنیم اقتصاد سرمایه داری به هر شکل و با همه ی ضررهایش بسیار بهتر و پیش روتر از اقتصاد سوسیالیستی بوده است. شاید درآینده ترکیبی از هر دو بتوانند هم باعث پیش رفت روزافزون شوند و هم شالوده های اجتماعی را از هم نپاشند.
شاد و پایدار باشی همیشه


لرد شارلون 4:34 @ Mon, 15 Aug 05

شبح جان؛
من هم با اين دو مصاحبه خيلی حال کردم. یک قسمت‏اش هم که در مصاحبه‏ی اول گیر داده بود به خاتمی (وسط ِ آخرین ستون D:) کلی خوش‏مان آمد!
در ضمن من هم بايد اعتراف کنم که مانند گيسو، يک مدت‏ای داشتم فکر می‏کردم که بررسی کنم که آيا دکتر رئیس دانا يک دختر و يک پسر دارد که به شرايط شما بخورد يا نه! البته هنوز اين بررسی انجام نشده;)


زيتون 3:00 @ Mon, 15 Aug 05

چه جالب:) من چند ساعت پيش داشتم مصاحبه‌شو می‌خوندم. از شجاعتش خيلی خوشم اومد . کلا شخصیت رئیس‌دانا رو خیلی دوست دارم. می‌خواستم چيزی درباره‌ش بنويسم. حالا کارم راحت شدو به نوشته‌ت لينک می‌دم:) مرسی شبح جان..


گيسو 2:15 @ Mon, 15 Aug 05

شبح عزيز
لطف کرديد و من را قابل دونستيد.
راستی شايد خنده دار باشه ولی من يه مدت فکر می کردم شما خود فريبرز رئيس دانا باشی.






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1237
تعداد نظرات: 25150
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: april 11, 2006 05:53 pm


از کجا آمده‌اند؟