شنبه، 22 مردادماه 1384 | August 13, 2005

ابديت

بازيافتندش! چه را؟
- ابديت را.
همان درياست
که آميخته با خورشيد.

روح جاودان من،
به خواهش تو نظر می‌کند،
به رغم آن‌که شب تنها ست
و روز شعله‌ور.

پس تو رها می‌شوی
از آرای بشر،
از شوق همه‌گان
و پرواز می‌کنی اين سان...

آرتور رمبو، زورق مست، محمدرضا پارسايار، نشر نگاه معاصر، ص124
آرتور رمبو در ويکي‌پديا اين مقاله را همين لان در ويکي‌پديا نوشتم دوستان مي‌توانند بروند گسترش‌اش بدهند.

August 13, 2005 10:23 AM

ققنوس 12:20 @ Tue, 16 Aug 05

سلام.
من به آقای رئیس دانا ارادت خاص دارم. خصوصا اینکه به جای اینکه بره اونور آب و آب به هاون اونوریا بریزه، همینجا مونده و با اعتماد به نفس از همه چیزش گذشته.
ولی این دیگه کم لطفی است که می گوید: "اعتماد از قول من دروغ نوشته که به کروبی رای دهید"
هر کی ندونه من یکی می دونم و حت یفایلهای صوتی و عکسهای رئیسدانا را دارم که از برنامه های اقتصادی کاندیداها تحلیلهایی را داشت. برنامه اصغر زاده را بهترین برنامه اقتصادی و پس از اون برنامه کروبی را اصلح دانسته بود.
حتی یک نسخه از میثاق نامه کروبی رو مطالعه کرده و در موردش نظرات جالبی داده بود. با توجه به اینکه جناب رئیسدانا یک اقتصاد دان سوسیالیست است، مسلم است که باید از برنامه تقسیم مساوی ثروت کروبی در بین همه از فقیر تا غنی، حمایت کند.
نکته دیگر هم حمایتی بود که کروبی از ناصر زرافشان و تا پیش از آن از زندانیان سیاسی کرده بود که سابقه نداشت و در مورد زرافشان که دیگر آقای رئیس دانا خودش کاملاً در جریان بوده است.
حتی نامه تندی که کروبی به هاشمی نوشته بود مورد تشویق رئیس دانا قرار گرفت!
حرف و مدرک فراوان است و وقت محدود.
موفق باشید


ardeshir 5:17 @ Mon, 15 Aug 05

دوستان :مصطفی صابر از مرکزيت حککا و رهبر سازمان جوانان : « (منصور حکمت ) .... محترمانه اعلام کرد که به آن جنبش معين که از رئيس جمهور تا تمام نيروهاى اپوزيسيون ملى اسلامى راست تا چپ حول گراميداشت شاملو به حرکت درآمده بودند، تعلق ندارد .... »

نقل قول ديگر از مصطفی صابر :« شاملو طبعا در بين جنبش ملی اسلامی خوانندگانی دارد. ولی به نظر من نسل جوان ايران دارد به کل سنت وملی گرايی و اساطير وقهرمان هايش پشت می کند. اين نسل جهانی فکر می کند وبه قول خودش جهانی حال می کند. بيش تر از شاملو،« جنيفر لوپز» و « مادونا» و « پينک فلويد» را می شناسد، نفوذ همين آدمها و مخاطبين همين آدمها در نسل جوان به مراتب بيش تر از شاملوست و چه خوب که چنين است؛ ».....


شبح 0:25 @ Mon, 15 Aug 05

گيسوی نازنين!(12)
از لطف‌ات متشکرم و شکسته نفسي‌ات را جدی نمی‌گيرم!
کولی نازنين!(13)
اين سلام‌ات برای‌ام بسيار مغتنم بود. مرسی
نمي‌دونم چرا وقتی روی لينک تو کليک مي‌کنم سر از گوگل در ميارم!


حسين م. 22:08 @ Sun, 14 Aug 05

رفيق بكتاش!
1-شما يا نوشته مرا نخوانده ايد وتظاهر به خواندن مى كنيد يا خوانده ايد ومحتواى آن را ناديده گرفته ايد. كل منظور من در يك جمله خلاصه مى شود ؛ به صرف استفاده از تركيب « دعاى نوميدوار» ، نبايد شاملو را اسلامى خواند. همين وبس. و تفصيل آن را اكنون مى نويسم- البته براى آنها كه قبل از نظر دادن درباره هر چيز، دقت دارند !- شعر شاملو و هر كس ديگر را بايد با تعمق درسطر سطر آن خواند. كلام مورد استفاده درشعر با گزاره هاى خبرى فرق دارد. اتفاقآ محتواى اين شعرى كه از شاملو آورده ام، كاملآ عاشقانه است و گذشته از تعابير سياسى كه مى شود از « وحشت انگيزترين شبها» و« آفتاب» داشت ، كمتر از بقيه اشعارش، سياسى است!
2-به نظر مى رسد رهبر فقيد حكك وحكمتيستها و اخلاف بزرگوارش، از شاملو انتظار داشته اند كه اسلحه به دست گيرد يا اعلاميه پخش كند و آنكت حزب متبوع ايشان را در جيب بگذارد تا شاعر خلقى به حساب آيد . پس به جاى من برويد براى آن حضرات شاهد ومثال از« زيدان رئيس جمهور» بياوريد، نه من! كه ايشان بيش از من مستحق توضيح اند. اگر سطر آخر نوشته ام را مى خوانديد،مى بايست متوجه مى شديد كه من دقيقا قائل به افتراق و جدا كردن حيطه هاى گوناگون كارِى از يكديگر هستم.
3-وجدانآ ، عبارت « چون شاملو شاعر خوبی است، پس حتما مبارز بزرگی هم هست!!!» را من كى و كجا گفته ام!؟ شايد به خط نامرئى نوشته باشم! ولى مانيتور كامپيوتر نشان مى دهدش آيا !؟ شايد در گوش نادر بكتاش نجوا كرده باشم! والله اعلم!
4 - نوشته ايد :« انتزاع، پايه تفکر و درک مسائل است، اما در شيوه تفکر ايرانی معمولا اغتشاش است که حکم می راند» . از اسم و فاميل شما پيداست كه ايرانى هستيد.عارضم به حضورتان،از آنجا كه شما در اين موضوع جزيى از سوژه ايد ، و قادر به نگريستن ابژكتيو به آن نيستيد، پس اول چيزى كه به ذهن خواننده ى اين جمله خطور مى كند اينست كه گفته شما نيز مشمول اين حكم است. يعنى انتزاع در آن وجود ندارد. پس گزاره فوق اصولا نادرست است و ارتباطى با واقعيت « شيوه تفكر ايرانى» ندارد.
5- شما يا ديگران راجع به گنجى يا نوشى ، مرتكب هر اشتباهى شده باشيد وهمچنين دوستداران زيدان اگر او را« زيدان رئيس جمهور» بخوانند و بخواهند، ربطى به حسين م. ندارد.
6- اگرخواهان ادامه بحث هستيد، لازمه اش اين است كه مستند بنويسيد. پس لطفآ از نوشته خود من مثال بياوريد، نه هيچ كس ديگر!


عباس رضائی 20:41 @ Sun, 14 Aug 05

رهبران کمونیست در میان مردم

عبدالله دارابی و مجید حسینی از رهبران حزب
حکمتیست در حومه شهر مریوان حضور دارند

* واحدهای حفاظتی گارد آزادی در این حرکت عبدالله دارابی و مجید حسینی را همراهی میکنند.
غروب دیروز شنبه 22 مرداد ماه 1384 برابر با 13 اوت 2005 ، عبداله دارابی و مجید حسینی از رهبران کمونیست محبوب مردم در..........
اخبار لحظه به لحظه از حضور گارد آزادی در مریوان را ، در این وبلاگ پیگیری کنید
http://javanx.blogfa.com/


زبانهای کودکان ملل ایران 18:46 @ Sun, 14 Aug 05

8 اکتبر(16 مهر) روز جهانی کودک

روز مبارزه برای تدریس زبانهای کودکان ملل ایران در مدارس

مبارزه برای رسمی شدن زبان ملل ایران و همچنین تحصیل کودکان این ملل به زبان مادری خویش هر روز ابعاد گسترده تری به خود می گیرد از برگزاری سمینار روز جهانی زبان مادری گرفته تا اعتراضات مدنی ملل ایران در تمام مناسبات ملی و طومارهای نوشته شده به مقامات کشور، درخواست تدریس به زبان مادری خود را نشان داده است، اگر چه این طومارها بی پاسخ مانده ولی امضاء کنندگان آنها هر روز در مورد خواستها و مطالبات خود پیگیرتر و جسورتر شده اند.

رسمیت یافتن زبان تورکی در افغانستان و همچنین کردی و تورکمنی در عراق زمینه بازنگری سیاستها و دیدگاه های ضد زبانی و فرهنگی را برای مسئولان فرهنگی و دولتمردان جمهوری اسلامی را به وجود آورده است باید تجربه ای باشد و از تجارب آنها به نحو احسن استفاده کنند آنها نباید از تغییراتی که در منطقه و اطراف جغرافیای سیاسی ایران صورت می گیرد بترسند و کمر همت به تدریس زبانها ملل ایران در مدارس ببندند.

تحولات صورت گرفته در خاورمیانه بزرگ ، تغییرات گسترده در جغرافیای سیاسی منطقه، ظهور بازیگران جدید در صفحه سیاسی منطقه هشداری است به کسانی که در مقابل خواستهای زبانی ملل تحت ستم ایران قرار گرفته اند و با تدریس زبانها ملل تحت ستم ایران مخالفت می کنند، سونامی تغییرات سیاسی و فرهنگی دیر یا زود از همه طرف آنها را احاطه خواهد و اگر از حالا به فکر آشتی با زبانهای ملل ایران نباشند و آنها را به رسمیت نشناسند و به آنها با دیده احترام ننگرند و از تدریس آنها در مدارس ابتدائی تا دانشگاهها حمایت نکنند در مقابل این تغییرات که شاید اجبار تاریخ باشد خرد و شکسته خواهند شد.


عباس رضائی 17:52 @ Sun, 14 Aug 05

چند تا عکس تازه از درگیری های سنندج در وبلاگم گذاشتم، بدنیست اعتراضات اخیر با تصویر ببینید


نادر بکتاش 12:11 @ Sun, 14 Aug 05

نظر ۱۰ حسين م.
در جام جهانی فوتبال 1998 ، بعد از اينکه زيدان دو گل پيروزی را به برزيل زد ، تا روزها و در جشنهای مختلف مردم فرياد می زدند : " زيدان رئيس جمهور، زيدان رئيس جمهور " !!
تصور کنيد که عده ای از عشاق فوتبال (که تعدادشان خيلی از عشاق هنر و سياست بيشتر است!!) اين قضيه را جدی می گرفتند و همه جا می گفتند و می نوشتند که زيدان بايد رئيس جمهور بشود؛ چه بلبشويی می شد!! اين اتفاق البته نيفتاد و هيچکس اين مساله را جدی نگرفت. حتما آقای حسين م. هم به اين اتفاق می خندد و می گويد : فوتباليست خوب بودن چه ربطی به رئيس جمهور شدن دارد. حق با ايشان است. اما ايشان بايد جواب بدهند که شاعر خوب بودن چه ربطی به سياستمدار خوب بودن و مبارز بودن دارد؟
بحث منصور حکمت در مورد شاعری شاملو و ارزش او در اين زمينه نبود، اتفاقا می گفت بايد به شاملو به عنوان يک شاعز پرداخت و کيقيت و ارزش او را مشخص کرد، اما شاعر خوب بودن الزاما مترادف مبارز و سياستمدار خوب بودن نيست. همانطور که بهترين جراح دنيا هم، به علت جراح حاذق بودن در عرصه نجوم و دامداری و آشپزی و غيره هم صاحب صلاحيت نمی شود. همانطور که اکبر گنجی در بستر مرگ که در يک زمينه معين (تقابل فردی با خامنه ای و نظام اسلامی) کاری می کند کارستان و مرزهايی از شهامت را در می نوردد، به هيچوجه شخص صالحی برای به قدرت رسيدن نيست و برنامه اش (ليبراليسم آمريکايی و نه حتی سوسيال دمکراسی) ضد مردم و آزادی واقعی است؛ همانطور که انتقاد ايشان که همه ادوار سرکوب خونين نظام اسلامی را در بر نمی گيرد، نيم بند و رياکارانه و خلاف واقعيت و حقيقت است.
مساله ای که منصور حکمت در مورد شاملو مطرح می کند، بيش و پيش از هر چيز نقد اين متدولوژی تفکر و ارزش گذاری است که همه چيز را قاطی می کند : چون زيدان فوتباليست خوبی است پس رئيس جمهور خوبی هم خواهد بود !!! چون شاملو شاعر خوبی است، پس حتما مبارز بزرگی هم هست!!!
یه نظر شما شاملو شاعر بزرگی است؟ اين را با بررسی شعرش نشان دهيد. انسان مبارزی بوده است؟ اين را در عقايد و فعاليت سياسی اش بررسی کنيد و نشان دهيد.
انتزاع، پايه تفکر و درک مسائل است، اما در شيوه تفکر ايرانی معمولا اغتشاش است که حکم می راند. اين اغتشاش را همين اواخر در يک زمينه کاملا متفاوت ديديم که چگونه عده ای آدم " با حسن نيت " مساله مشخص نوشی و همسر و بچه هايش را تبديل به عرصه تاريخی مبارزه و کسب حقوق تاريخی زنان کردند و به جای ارائه راه حل مشخص انسانی ، بر سکوی خطابه رفتند و اندر فوائد دفاع از حقوق زنان سخنسرائی کردند.
بايد مسائل را از هم جدا کرد، ابعاد و سطوح يک مسئله مشخص را بررسی و درک کرد، و سپس اگر لازم بود آن را در ارتباط با ساير مسائل و پديده ها گذاشت.


دختر كولي 10:43 @ Sun, 14 Aug 05

سلام


گيسو 0:56 @ Sun, 14 Aug 05

سلام شبح نازنین.
ممنون از معرفی ویکی پدیا.رفتم دیدم و خیلی برام جالب بود.امیدوارم کسانی مثل شما با اطلاعات وسیع تون به پربار شدن این دایره المعارف کمک کنند و کسانی مثل من هم که اطلاعات عمومی شون خوب نیست به خوبی بهره مند بشن.


مهرداد 0:18 @ Sun, 14 Aug 05

سلام شبح
راست‌اش داشتم مطلبی می‌نوشتم که یادت افتادم، آخر از تو هم تو اون نوشته آوردم که خیلی هم جالب نیست. می‌دونی خوبی این فضای مجازی اینه که غیبت توش موقوفه. به هر حال اومدم ببینم این‌جا هنوز روشن‌فکری و سیاسیه که این شعر رو دیدم. به نظرم، شعر جالبی نمی‌آید. آخر ابدیت کجا و این چیزها کجا. دریا، شوق و آراء بشر. به نظرم خودش را مسخره کرده‌است و بی‌جهت دل‌خوش است. ابدیت ناممکن است و ناممکن دست‌نیافتنی است. حالا می‌خواهد مقابل این پوچی سر خم کند و خودش را خر کند که چی؟
بگذریم. کمی دل‌تنگی کردم. همین!
موفق باشی.


حسين م. 23:29 @ Sat, 13 Aug 05

« فرياد من همه گريز از درد بود
چرا كه من در وحشت انگيزترين شب ها آفتاب را به دعايى نوميدوار* طلب مى كرده ام.
تو از خورشيدها آمده اى از سپيده دم ها آمده اى .
تو از آينه ها و ابريشم ها آمده اى.
***
چراغى در دست ، چراغى در دلم.
زنگار روحم را صيقل مى زنم.
آينه اى در برابر آينه ات مى گذارم
تا از تو
ابديتى بسازم.»

احمد شاملو- باغ آينه – انتشارات مرواريد – صص124-126

* - اميدوارم بعد از خواندن « دعايى نوميدوار» در سطر اول، يك نفر از اعضاى محترم حكك يا حكمتيست، به تآسى از زعمايشان نگويند ، شاملو تفكرات ملى- اسلامى داشته است(!)، و از طرف ديگر، چون كلاشينكف به دست نگرفته، پس شاعر خلقى نيست(!) و او را با خوانندگان و هنرپيشگانى نظير شكيرا و جنيفر لوپز ، مقايسه نكنند، چرا كه حداقل زمينه ى كارى اينها با هم متفاوت است!


عباس رضائی 21:30 @ Sat, 13 Aug 05

بابا درست شدن سرورهای این بلوگسکی عالی شد


آزادی فوری ! 21:26 @ Sat, 13 Aug 05

متن اعتراضی در محکوميت سرکوب مردم کردستان و بازداشت برهان ديوارگر و رويا طلوعی: http://www.petitiononline.com/as3er54/petition.html
لطفا امضا کنيد و وسيعا پخش کنيد.


عباس رضائی 19:58 @ Sat, 13 Aug 05

وبلاگهای بلوگسکی دچاره مشکل شده اند و همه مسدود هستند من وبلاگم را به این ادرس جدید تغییر دادم . ببخشید شبح جان که از وبلاگ شما برای رساندن این خبر استفاده کردم


nana 19:23 @ Sat, 13 Aug 05


دوست گرامی نادر بکتاش

با تشکر از نظرتان پاسخ شما را به همراه اين پيام در وبلاگم نوشتم . در واقعا موافقت خود را با نظر شما .شادباشيد نانا


foad 15:03 @ Sat, 13 Aug 05

سلام شبح جان لطفا بيا اين مامو بحوان اگر هم مناسب ديدی لينک بده!!!


نیما نیلیان بوشهری 14:00 @ Sat, 13 Aug 05

سلام
چه انتخا ب فوق العاد ه ای
موفق باشی رفیق


نادر بکتاش 12:27 @ Sat, 13 Aug 05

يادداشت ادبی - طبقاتی برای نانا
آدرس ميل نانا را پيدا نکردم اما از آنجايی که نوشته اش در يادآوری " مردی که ميخندد " مرا هم در نوستالژی برد، مطلب مربوط به آن را در اينجا می گذارم (با اجازه شبح خان !).
فاجعه ترسيم و تصوير شده توسط ويکتور هوگئو در اين رمان هم اين بعد فردی را داشت (مسخ چهره اين کودک) و هم يک دليل طبقاتی - اجتماعی : در واقع اين کودک فرزند يک خانواده اشرافی بود که رقبا به خاطر حذف وی از مسائل ارت و ميراث و پول و مقام او را می دزدند و يک جراح چهره او را تغيير می دهد. بعدها (اگر اشتباه نکنم) او شناخته می شود و در دادگاه هويت واقعی اش اثبات می شود و به حقوقش می رسد. صحنه دادگاه اين رمان بسيار مهيج است. اين رمان در واقع از جنس نمايشنامه های شکسپير است که به مسائل اشرافيت می پردازد و از خلال آنها بسياری چيزها را که در زمانه ما هم ادامه يافته اند بيان می کند. بسيار تکان دهنده و موٍثر است.
اين که به نوستالژی اشاره کردم به اين دليل است که من هم آن را در همان سنين ده - دوازده سالگی خوانده ام. آن زمانها تقريبا تمام آثار ادبی فرانسوی به فارسی ترجمه شده بود و در بسياری از خانه ها کتب به خصوص ويکتور هوگو موجود بود.
آن کودک قربانی تاريخ و جامعه شد؛ همچنانکه ما هم به خاطر تولد در آن دوره تاريخی اين " شانس " را داشتيم که هنوز تلويزيون و اينترنت کانال اصلی ارتباط و شناختمان از دنيا نبودند و بناچار به طرف ادبيات و سينمای جدی می رفتيم؛ همچنانکه کودکان اين دوره را به زحمت می شود قانع کرد که ويدئوکليپ را کم کنند و کتاب بخوانند و از گنجينه فکری و ادبی بشری بهره ببرند.


سعید حاتمی 12:12 @ Sat, 13 Aug 05

سلام،
از حمايت و لينک شما ممنونم. البته لينک خود من http://weblog.1saeed.com هست و لينک دائمی يادداشت دور زدن بلاگ رولينگ هم اينه: http://weblog.1saeed.com/arch/000085.php
لطفاً برای اينکه دوستان در آينده هم از اين روش استفاده کنند، لينک اون رو تصحيح کنيد.
باز هم از محبت هميشگی‌تون سپاسگذارم،
شاد باشيد


احمد زاهدي لنگرودي 11:46 @ Sat, 13 Aug 05

سلام و خسته نباشید
خواندم و لذت بردم
در ضمن یک ایمیل خصوصی هم به همین آدرسی که در این سایت گذاشتید برایتان فرستادم
شعر هربار را هم در وبلاگ لنگر بخوان و نظرت را بگو
شاد باشی
بدرود...






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1209
تعداد نظرات: 23455
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: october 11, 2005 03:18 pm


از کجا آمده‌اند؟