سه شنبه، 11 مردادماه 1384 | August 02, 2005

اين رزم را سر باز ايستادن نيست

مبارزات مردم ايران در اين سال‌ها از افت و خيرهای‌ زيادی برخوردار بوده است اما هرگز سال و ماهی را نمی‌توان سراغ گرفت که در گوشه‌یی از اين سرزمين پهناور قيام و شورشی برای دست‌يابی به آزادی و برابری و حقوق بنيادی انسانی در جريان نباشد.
مهم نيست چاشنی اين قيام‌ها و شورش‌ها را چه عاملی فعال کرده باشد مهم اين است که سلب‌کننده‌گان آرامش از زنده‌گی مردم هرگز روز و شبی را آسوده سپری نکردند و هميشه درست هنگامی که در بوق و کرنا می‌‌دميدند که مردم ايران يک‌پارچه آنان را حمايت می‌کنند مجبور به سرکوب و کشتن مردم ناراضی شدند.
اکنون مردم بسياری از شهرهای غربی کشور از مهاباد تا سنندج در تب قيام مردمی می‌سوزد. ديروز راه‌پيمایی آرام مردم توسط نيروهای ضدشورش در سنندج مورد هجوم قرار گرفت. نيروهای ضد شورش می‌خواستند راه‌پيمایی دويست نفره‌ی مردم را سرکوب کنند غافل از اين که شعله‌ی کوچک اين راه‌پيمایی را روی انبار باروت خشم خفته‌ی مردم پراکننده کردند و ساعتی نگذشت که شهر سنندج يک‌پارچه در آتش قيام شعله‌ور شد.
سياست‌بازان حرفه‌یی که شب برای گنجی اشک تمساح می‌ريزند و صبح با کف و سوت و هلهله‌ و شادی "لبخند روباه" را بدرقه می‌کنند بيش از هر کسی از قيام‌های مردمی وحشت دارند.
هزار پرده بازی می‌کنند تا دشمنی با نظام را در حد دشمنی با "فرد" فروبه‌کاهند و از آن سو "رهبری فردی" را جايگزين انقلاب مردمی کنند.
اصفهان يا اهواز يا خراسان يا کوی دانش‌گاه يا مهاباد و اشنويه و سنندج همه‌ جا يک قيام در جريان است قيام برای زنده‌گی انسانی و آزاد و برابر اين خواست جمعی با هيچ نيرويی قابل سرکوب نيست.
اين روزها چندين نفر از مردم در شهرهای مختلف کردستان کشته شده‌اند و طبق خبرهایی که منتشر شده است ديروز حداقل سه نفر در سنندج شديدا زخمي شده‌اند و تعداد زيادي بازداشت شده‌اند. خون اين مردم بی‌دفاع، که هيچ نمی‌خواهند مگر زنده‌گی در خور انسان، هدر نخواهد شد و افسوس و صدافسوس که در اين سرزمين نفرين شده برای کشيدن نفس عميق بايد از جان مايه گذاشت.
مردم سنندج را تنها نگذاريم و اجازه ندهيم در هياهوی بدرقه‌ها و خوش‌آمدگویی‌های جناح‌های رژيم اين صدای حق‌طلبانه خاموش شود.
لينک‌های مرتبط
گزارشات لحظه به لحظه از درگیری ها در سنندج، مرکز کردستان
ابعاد درگيرى مردم در شهر سنندج به وسعت كل شهر بود
خبر فوری از سنندج
معاون سياسي و امنيتي استاندار كردستان در گفت‌وگو با فارس
رييس اطلاع رساني نيروي انتظامي کردستان در گفت و گو با ايلنا (يه جاي ادم دروغ‌گو)

پي‌نوشت:
صبح صدای انفجار مهيبی شنيدم الان در وب‌لاک آشپزباشی عزيز نخواندم که بمبی در جلوی دفتر خصوط هواپيمایی انگليس منفجر شده که خوش‌بختانه تلفات جانی نداشته البته صدای آژير آمبولانس و ماشين آتش‌نشانی زياد شنيده می‌شد.

August 2, 2005 03:12 PM | TrackBack

ahmad reza 13:37 @ Wed, 23 Jul 08

سلام شبه عزيز من احمد رضا هستم معين از تو خوشش اومده


ahmad 23:27 @ Sat, 5 Jul 08

سلام شبه عزيز از مهمونی لذت بردی


farzad 9:03 @ Tue, 21 Nov 06

دورود بر شما
لطفا جهت آگاهي رساندن به ما جوانان مطالب وخبر بفرستيد.
با تشكر.
از ايران


nail fungus cure 16:26 @ Fri, 21 Jul 06

very thank


3:09 @ Mon, 8 Aug 05

اردشير عزيز من منطق بحث تو را نشان دادم. نوشتم : " با ديدگاهی که داری حتما تو هم موافق جمهوری هستی که نبايد ... "
نمی شود از قيد و بند و شرط و شروط گذاشتن يکی (حزب دمکرات کردستان) بر آزادی بيان دفاع کرد و به يکی ديگر (جمهوری اسلامی) ايراد گرفت. گذاشتن قيد و بند بر آزادی مادر تمام سرکوبهاست (اعم از سياسی و اجتماعی و اقتصادی) از طرف هر کس که باشد.
به هر رو اگر تجارب و واقعيتها نتوانسته تو را قانع کند، من هم به طريق اولی نخواهم توانست.
در ضمن احتمالا ميدانی که من هم در ابتدا گوشه چشمی به پيکار داشتم (به خاطر راديکاليسمش)، اما مقايسه پيکار و جريان منصور حکمت واقعا بی ربط است.
موفق باشی.


ardeshir 2:18 @ Mon, 8 Aug 05

نادر بکتاش عزيز. تشکر از پاسخت!
۱. دوست گرامی سعی نکن با گرد و خاک سياسی و اتهامات بحث را به بيراه بکشانی. نگاهی دوباره بکن به متدولوژی بحث شما « حتما تو هم موافق جمهوری هستی که نبايد آقايان ملا را تحريک کرد، اگر هم زنان و دختران نه با حرف که با عقب بردن روسری مسلمانان را تحريک کردند، پس شايسته سنگسار و شلاق هستند!!!» « ......مردم تو را با جمهوری اسلامی يکی خواهند دانست. » « ...لخت بيرون نيا و تمام مواضع چپ عقبمانده و اصحاب کهفی را به نمايش نگذار. ». بکتاش جان .اين روش بحث کردن نيست. البته باز متعجب نيستم وقتی رفقای سابق شما با نفرت وتوهين به نقد يکديگر مينشينند ، وای به حال بقيه!!!
۲. اما در مورد حزب دمکرات کردستان.: من هرگز کثافت کاری ها و جنايات هايی که اين حزب در مورد کومله و پيکار کرد را تاييد نميکنم. در فاجعه آبان ۶۴حتی شورت و کرست های پيشمرگه های دختر کومله را به تفنگها گره زدند. و... طبيعتا آرزوی همه اين است که روزی هر مجرمی و از هر گروهی که باشد مجازات بشود.
۳. در مبارزه سياسی انسان با توجه به امکانات ، شرايط ، توانايی ها ، اهداف دراز مدت و کوتاه مدت ، فاکتور هايی اجتمائی و ... برنامه خويش را تنظيم کند.
لنين در شرايط خاصی حتی از کمک آلمان برای بازگشت به روسيه اجتناب نکرد. در جنگ جهانی دوم ، حتی دريافت سلاح و امکانات از امپرياليست ها و کشور های استعمارگر عليه دشمنی خطرناک تر يعنی نازيست ها جايز و اصولی بود. [ احتمالا ا گه مثلا پيکار در آن سالها موجوديت داشت شعار ميداد « عليه انگلستان ، عليه آلمان ، عليه ايتاليا ، زنده باد پيکار توده ها !!!»
خير نادر جان. در شرايطی که آلمان ميليونها نفر را سلاخی ميکرد ، پارتيزان بينوا در يوگوسلاوی نياز به اسلحه کاپيتاليستی داشت.
۴. اما چپ گيس بلند و تحصيلکرده اروپا و آمريکا و يا رشد کرده در محيط های مذهبی / سنتی کشور ما ، وقتی علاقه مند به مبارزه با بی عدالتی ها ميشه ، بدون داشتن امکانات و تجربه و معلومات ميخواهد دنيا را يکباره تغيير بده. و وزنه بزرگتر از توانش بلند کنه. ما پيکاری ها با همه جنگ طبقاتی داشتيم و ميخواستيم تو همه جا باشيم و مبارزه کنيم . « عليه حزب جمهوری ، عليه ليبرال ها ــــ زنده باد پيکار توده ها » « عليه امپرياليسم و سوسيال امپرياليسم و ريوزيونيسم و اپورتونيسم » « عليه خان ها و فئودال ها و حزب دمکرات کردستان ايران و عراق و جاش ها و راهزن های محلی و .... » و از هيچکس هم کمک نميخواستيم چونکه سلاح مارکسيسم لنينيسم و عشق و ايمان به محرومان کافی بود. ولی بقول معروف سنگ بزرگ علامت نزدن است. در کردستان نيروی کوچک پيکار پا روی دم دمکرات ها گذاشت و بجای همکاری نظامی مشترک و استفاده از تجارب دمکرات ها نابودی اين حزب را خواستار بوديم. کومله هم تحت نفوذ سهندی های پرخروش از فرنگ برگشته که تيز ترين سلاحی که تو تمام عمرشان تودستشان بوده سوزن پرگار ميبوده همان اشتباه اجتناب پذير را کردند. تجارب قبل از درگيری ها و بعد از درگيری ها دقيقا گواهی ادعای من است که از طريق ديپلماسی و مذاکره و در مواردی دندان روی جگر انداختن ميشد از رشد بحران و درگيری جلوگيری کرد. چراکه خطر دشمن قويتر و خطرناکتر و فاشيستی تر يعنی ج. ا مهم تر بود و مبارزه با آن اولويت داشت. درک اين مسئله زياد هم سخت نيست. اکنون هم که دمکرات ها وحککا و حکمتيست ها و حکا و س. انقلابی زحمتکشان کومله در کردستان فعال هستند همگی متوجه شده اند که فعاليت مبارزاتی شان در درجه اول بايد عليه ج. اسلامی باشد . حالا اينکه کدام نيرو حق دارد و چه کسی سازشگر است بحث ديگری است . اما نوک تيز حمله بايد عليه فاشيسم اسلامی باشد. و بايد به توده ها حق انتخاب داد. اين مسئله الفبای مبارزه است.


nader baktash 12:25 @ Sun, 7 Aug 05

در ضمن تو که مثلا چپی و اينهمه آتشين از حزب دمکرات دفاع ميکنی و عليه کمونيستها می نويسی در مورد سازشکاری حزب دمکرات با جلادان اسلامی (اين هم لابد تحريک خامنه ای و احمدی نژاد است و تو با آن مخالفی!!!) که منجر به مذاکرات با پاسداران درجه هفتم رژيم شد و به از دست دادن سر قاسملو انجاميد ما را روشن کن؛ در مورد تبريکات اخير رهبر اين حزب به جرج بوش که حتی طيف توده ای - اکثريتی را هم که سنتا مدافع بی قيد و شرط آنها بودند برآشفته کرد و به انتقاد علنی کشاند صحبت کن.
دوست عزيز اينجور لخت بيرون نيا و تمام مواضع چپ عقبمانده و اصحاب کهفی را به نمايش نگذار.


nader baktash 12:12 @ Sun, 7 Aug 05

اردشير جان مینويسی :
حزب دمکرات يک شرط اساسی برای آتش بس در اختيار حزب کمونيست قرار داد و آن اين بود که کومله از ناميدن ح. دمکرات بعنوان حزب ضد انقلابی و تحريکات دست بردارد،

يعنی حزب دمکرات برای آزادی شرط و شروط گذاشت : قربانت بروم، از اين بهتر نمیتوانستی اطلاعاتی را که دادم تاييد کنی. اين روش دولتها و احزاب بورژوازی در همه جا است که احزاب چپ را آشوبگر و تحريک گر اعلام می کنند تا آنها را سرکوب کنند. با ديدگاهی که داری حتما تو هم موافق جمهوری هستی که نبايد آقايان ملا را تحريک کرد، اگر هم زنان و دختران نه با حرف که با عقب بردن روسری مسلمانان را تحريک کردند، پس شايسته سنگسار و شلاق هستند!!!
بدو، یدو، به شبح بگو اشتباهی شده و بايد اين نظراتت را پاک کند، والا مردم تو را با جمهوری اسلامی يکی خواهند دانست. پسر جان ديگر به سن و سالی رسيده ای و ديده ای که جمهوری اسلامی با همين قيد و شرط گذاشتن بر آزادی چه حمام خونی در اين کشور راه انداخت، از اين حرفها ديگر نزن، اين بار را ما نشنيده می گيريم!!!


ardeshir 8:21 @ Sun, 7 Aug 05

ژندی فر عزيز. از اينکه توی روشنفکر « استاپ » نکردی بهت تبريک ميگم !!!!! (: برخوردهای شخصی و قضاوت های حدسی تو هم بيانگر فرهنگ سياسی و رشد فکری شماست و نقد آن برای من فاقد ارزش است. اما تو که از « استاپ » کردن بدت ميآيد لطفا ترمز هايت را هم چک کن !!!


ardeshir 6:36 @ Sun, 7 Aug 05

وقتيکه اعضای حککا و حکمتيست ها بعد از ۲۰ ـ۳۰ سال سابقه و مرام مشترک ، حزب مشترک ، مهاجرت مشترک ، ورفاقت و نون نمک خوردن اينگونه همديگر را تحريک ميکنند و بهم فحش و اهانت ميکنند و حتی بر سر حقوق پناهجويان ، دفاع از زندانی سياسی ، زنان و کودکان هم نميتوانند همکاری کنند و يا سر خاک حکمت با يکديگر عزاداری کنند. و يا در اول ماه مه با هم جشن بگيرند ، پس درک حملات و فحاشی تحريک آميز آنان به دمکرات ها و « به غيرت در آوردن »متعصبين دمکرات و در نتيجه کشت و کشتار در آن سالها زياد هم سخت نيست. خوشبختانه در اروپا مسلح نيستند و گرنه ،فاجعه باز تکرار ميشد؟؟


ardeshir 5:41 @ Sun, 7 Aug 05

نادر عزيز مينويسد « درگيری نظامی حزب دمکرات و حزب کمونيست ايران با حمله حزب دمکرات به حزب کمونيست شروع شد و آنها در منطقه اورامانات 44 پيشمرگ کومله (سازمان کردستان حزب کمونيست ايران) را کشتند » خير دوست عزيز. درگيری های پراکنده و رقابت اين ۲ حزب از اول انقلاب وجود داشت. پس از تسلط سهندی ها به رهبری حکمت ، حزب دمکرات حتی از ج. اسلامی هم خطرناکتر از سوی حزب کمونيست ايران قلمداد شد. کومله با ناميدن ح. دمکرات به عنوان «حزب مرتجع ضد انقلابی» عملا به تشنجات مابين ۲ حزب افزون دادند و به رشد زمينه های جنگ کمک کردند ، جنايت فاجعه مه رکه وه توسط حزب دمکرات و سلاخی ناجوانمردانه گردان ۲۲ اوروميه کومله درپاييز ۶۴ اتفاق افتاد. و ثمره شوم جهالت دو سازمان مردمی بود که دشمن مشترک يعنی ج. اسلامی را فراموش کردند . من پای صحبت های يکی از معدود بازماندگان اين فاجعه بوده ام او با صداقت کامل معتقد بود که کومله هم در رشد اين بحران و فاجعه مقصر بود.سياست کومله از يکطرف و حزب دمکرات از طرفی ديگر کاملا اشتباه بود . منصور حکت پس از فاجعه اورميه متوجه شد که اين تو بميری از آن تو بميری ها نيست و اگه بخواهد به تحريکات حزب خود عليه دمکراتها ادامه دهد به رشد جنگ داخلی کمک ميکند . حزب دمکرات يک شرط اساسی برای آتش بست در اختيار حزب کمونيست قرار داد و آن اين بود که کومله از ناميدن ح. دمکرات بعنوان حزب ضد انقلابی و تحريکات دست بردارد، خوشبختانه کومله و حکمت اين اولتيماتم را به ناچار پذيرفتند و حزب دمکرات هم به قول خود وفادار شد . اما سوال در اينجاست که چرا روشنفکر چپ رو عزيز در رشد بحران و جنگ داخلی اين اشتباهات را کردند ، چرا بايد فاجعه اوروميه اتفاق بيافتد و حکمت بفهمد که تحريک دمکراتها اشتباه است و فاجعه آميز برای حزبش !! و اگه بقول شما علت اصلی جنگ رشد سياسی حزب شما بود و حسادت دمکرات ها ، پس چرا بعد از آتش بس به رشد شما گير ندادند. و چرا دمکرات ها اينقدر پيکاری کشتند ، در صورتی که پيکار سازمان کوچکی محسوب ميشد و رشدی هم نداشت که بخواهد سلطه دمکرات ها را زير سوال ببرد. [ ولی قربونش برم رهبريت نادان از مسائل سياسی ، آنقدرفحش به دمکرات ها داد وتحريکشان کرد که به کشت و کشتار کشيد ] و چرا به حککا و يا حکمتيست ها که بنا به تبليغات خودتان رشد سياسی آنچنانی دارند کسی با قهر نظامی بهشان گير نميده ؟ و اگه قبول کنيم که ماهيت سياسی دمکرات ها تغيير نکرده و همچنان « ضد انقلابی » هستند پس چرا حککا و حکمتيست ها مثل اوايل انقلاب به « مبارزه طبقاتی و انقلابی » خويش عليه دمکرات ها ادامه نميدهند . نادر جان ميدانم که صادق هستی ولی به واقعيت ها با احساسات الکی نگاه نکن . موفق باشيد .
[ در ضمن تجربه کردستان هم چيز جديدی نيست. در جنگ های داخلی اسپانيا ، چپ های دو آتيشه و ساير فراکسيون های ضد فلانژيست بخاطر رقابت سياسی به جون هم افتادند و به پيروزی فرانکو کمک کردند.]


منوچهر ژندي فر 20:01 @ Sat, 6 Aug 05

منيژه عزيز.۴۸.
ميبخشيدمن تازه امروز فرصت کردم دوباره به سايت دوست خوبم شبح بيايم.
تو نوشته ای که من بجای تبليغ جواب دوستمان اردشير را بدهم .راستش تبليغ و ترويج بخش مهمی از کار منرا به خودش اختصاص ميدهد.در مورد دوستمان اردشير فکر ميکنم جواب نادر بکتاش عزيز(که من خيلی مخلصشم) کافی باشد.منهم اگر قرار بود جواب اردشير را بدهم در همين چهارچوب بود ٫به اضافه اينکه من بارها در همين مکان با اردشير بحث داشته ام٫ولی راستش را بخواهی اردشير عزيز ما در همان ۲۶ سال پيش استوپ کرده و اصلا هم نميخواهد با زمان پيش برود٫هر بار هم که اينجا ميايد کلی با خود سنگ ريزه مياورد و اول از همه به ح.ک.ک. و من پرت ميکند.خوب باشد ٫بالاخره اين هم نوعی "مبارزه" است.بهرحال من فعلا بدليل مشغله های فراوان وارد اين نوع ديالوگهای بدون نتيجه و بحث برای بحث نميشوم٫مسائل مهمتری در پيش رو هستند.زنده باشی٫مخلص شما و اردشیر عزیز منوچهر.


هانریت وار عاشق 12:46 @ Sat, 6 Aug 05

سلام، میلم به دستتون رسیده و جواب نمی دین یا اصلا میلی دریافت نکردین؟!؟


نادر بکتاش 11:43 @ Sat, 6 Aug 05

دوست عزيز آقای اردشير، صداقت شرط اصلی مبارزه نظری سياسی است. به نظر ميرسد شما از فعالين نسل 57 باشيد و قاعدتا بايد مطلع باشيد : درگيری نظامی حزب دمکرات و حزب کمونيست ايران با حمله حزب دمکرات به حزب کمونيست شروع شد و آنها در منطقه اورامانات 44 پيشمرگ کومله (سازمان کردستان حزب کمونيست ايران) را کشتند. علت اين بود که در مقابل پيشروی سياسی کومله راه چاره ديگری جز اسلحه سراغ نداشتند. کومله تحت رهبری منصور حکمت از خود و از آزادی های بی قيد و شرط بيان دفاع نظامی کرد و در عين حال از همان ابتدا بر صرورت قطع مخاصمه و مبارزه سياسی تاکيد کرد.
اگر امروز می بينيد که با اولين يورشهای رژيم به مردم کردستان، احزاب روانه کوه نمی شوند و پيشمرگاياتی که سنت چند دهساله کردستان است جايش را به مبارزه سياسی مردمی داده است، اگر می بينيد ديگر نه دستی با تفنگ که رهبران کارگری و مدافعان زن و کودک در کردستان ايران سمبل مبارزه هستند، به لطف منصور حکمت است. اگر فقط يک عرصه باشد که منصور حکمت به يک پيروزی تاريخی دست پيدا کرده باشد که کاملا جلوی چشم همه قرار دارد همانا تغيير استراتژی و سنت مبارزه مسلحانه در کردستان ايران و عراق است. اگر امروز خواستهای ملی و جدايی طلبانه و نفرت کرد و فارس در کردستان ايران منزوی است به خاطر تلاشهای موفق و تاريخی منصور حکمت است.


ardeshir 11:16 @ Sat, 6 Aug 05

تجارب تلخ کردستان در سالهای بعد از انقلاب نشان ميدهد که از ميان دهها گروه چپ فعال در کردستان [از اقليت و اکثريت و اشرفی ها گرفته تا بچه های اتحاديه کمويست ها و ساير خط ۳ ] ۲ سازمان چپ رو و پر مدعا که عالم و دنيا را قبول نداشتند ناآگاهانه و با جاه طلبی فراوان به جنبش کردستان ضربه زدند. سازمان اول پيکار بود ( که من طرفدارش بودم و ديگری حزب کمونيست ايران [ و در واقع سياست غالب بر کومله تحت رهبری منصور حکمت ] . اين دو نيرو برخلاف همه نيروهای ديگر قصد داشتند که با مبارزه پيگير ، و در صورت لزوم قهر آميز با حزب دمکرات کردستان ، اين نيروی « ضد انقلابی » را از صحنه خارج کرده و بلشويک وار کردستان انقلابی را رهبری کنند . ولی اين روشنفکرن چپ رو و بی منطق ، بدترين زمان را برای مبارزه ای فرسايشی با حزبی که عليرغم ضعف ها و سستی ها و تمايلات بورژوازی / فئوداليش قويترن نيرو مردمی و نظامی عله پليدترين حکومت سياسی در عصر نوين بود ، انتخاب کردند. « برادر کشی » و جنايات هولناک اجتناب ناپذير شد. اگه حزب دمکرات بايد از بين ميرفت ، پس چرا حککا الان سربه سرش نميگزارد و انگشت تو کونش نميکنه و اگه نبايد در شرايط بحرانی آن سالها [و تهاجم گسترده رژيم به کردستان ] جنگ را به سوی دمکرات ها ميکشانيد ، پس چرا اين کار را کرد و بعد از اين همه فاجعه حکمت در جا زد و قرارداد آش بس نوشته شد. چار اصلا بايد جنگی آغاز ميشد که بدينگونه پايان ميگرفت. حکمت و پيکاری ها درک اشتباهی از مبحث « اولويت دادن » داشتند . به نظر من مبارزه قهرآ ميز با دمکرات ها اولويت نداشت.و جنبش کردستان بهای سنگينی پرداخت !


ardeshir 10:44 @ Sat, 6 Aug 05

منيژه عزيز. همانطور که قبلا هم گفته ام منصور حکمت تئوريسين برجسته ، انسانی مبارز ، رفيقی کوشا و پدر و همسر دلسوزی بود ، اما او هم به نظر من مانند هر تئوريسين ، رفيق ، همسر و پدر ديگری ميتوانسته « اشتباه » داشته باشد. و چه بسا منهم در انتقادم از او اشتباه برداشت ميکنم ؟؟؟
رفتار مسخره بسياری از رفقای حزبی ککا از ستايش پيغمبروار از او قبل از اينکه تجليلی از او باشد توهينی به مرام او است. شما به منصور بمانند يک « ولايت فقيه عمامه گلی » برخورد ميکنيد و اجازه هيچ انتقادی به او را جايز نمی دانيد .


ardeshir 9:33 @ Sat, 6 Aug 05

دوست گرامی منيژه (۴۷). متاسفانه بسياری از روشنفکران کشور ما عادت دارند گوسفند وارمريد رهبران و شخصيت های سياسی بشوند. حالا فرقی ندارد رجوی باشد يا گنجی ، حکمت باشه يا لنين يا مائو يا استالين و .....
من شخصا به عنوان آدم بی مذهب و بی خدا ، به مفهوم واقعی کلمه مريد متعصب هيچ کسی نيستم. و هر انسانی را با ديد انتقادی بررسی ميکنم. ديالکتيک به اصل تغييرات اعتقاد دارد ، انسانها هم تغيير پذيرند . مگه استالين از روز اول قاتل و ديکتاتور بود و اگه دوران آدم کشی او را نقد کرديم آيا بايد بخش جوانی او را هم که همکار لنين بود « ارتجائی » بخوانيم !!!؟
اکبر گنجی بخاطر حمايتش از رژيم و پاسداران کثيف در اوايل انقلاب زير سوال است و بايد پاسخگو باشد و در صورت اثبات جنايت در يک دادگاه متمدن خلقی ، بايد مجازات هم گردد ، اما حتی يک جنايتکار هم بر طبق قوانين ديالکتيک ميتواند به ضد خويش تبديل شود. حمايت از گنجی ، نه حمايت از گذشته او و نه حمايت از آينده نا شخص اوست [ چه بسا باز مروج ارتجاع اسلامی بشود ] بلکه حمايت مشورط ازشرايط حال او و دفاع از حقوق انسانی او و يکسری حرکتهای مثبت و مبارزات سياسی او عليه حداقل بخشی از رژيم در حال حاظر ميباشد. آيا فهم اين مسئله اينقدر برات مشکله !؟


nana 7:07 @ Sat, 6 Aug 05

نسرين گرامی ۴۹

هر سايت و روزنامه ای که اعتراضات مردم کردستان را ناديده گرفته و خبر اين سرکوب و کشتار مردم بيگناه را به هر دليلی به گوش باقی مردم ايران نرساند مستقيما مسئوال است .
به اين خبر توجه کنيد :

(حالت غیرعادی در بسیاری از شهرهای کردستان ادامه دارد. با توجه به اینکه تعدادی از فعالان سیاسی و کسانی که در ارتباط با این ناآرامی ها ارتباط داشتند، بازداشت شده اند و هم اکنون وضعیت غیرعادی هنوز حاکم است )

در شکل خفه کردن اين ماجرا توسط مزدوران رژيم اسلامی فاجعه بعدی بلاهائی است که بر سر فعالان سياسی که دستگير شده اند خواهد آمد .
تک تک مردم ايران در برابر سرنوشت اين فعالان سياسی مسئول هستند کردستان يکی از رنج کشيده ترين و مظلوم ترين استانهای ايران است و در طول عمر ننگين رژيم اسلامی بيشترين صدمه و جنايت را از روز نخست قدرت گيری اينان متحمل شده
ما وبلاگ نويس بجز کسانی که به عنوان وبلاگ نويس بلندگوی اين رژيم هستند !!!!
همگی بايد تا توان داريم راجع به موقعيت خطرناکی که مردم کردستان و مبارزان دستگير شده کرد در آن قرار دارند بنويسم .
به اميد پيوستن باقی استانهای ايران به کردستان در اعتراض به ظلم و بيداد اين آدمخواران . ملت متحد پيروز است . نانا


nasrin 5:43 @ Sat, 6 Aug 05

شبح جان
دوستان عزيز
عجیب نیست که سایت گویا اصلا در مورد وقایع کردستان خبری منتشر نمی کنه ؟!!!


menijehe 2:35 @ Sat, 6 Aug 05

aqaye zandefar
behtar nist ke shoma ke moratab inja copi attelayeh migozari moratab sar bezeni va jevab modeayan ra bedehi betorike yak akseriyati todeye ke ta dirooz enqelabiyon ra lo midad hala be zebanderazi telabkar shodeh ast az zaaafe shoma nashi mishevad.

shomareh
46
dost aziz behtar nist shoma sar dar lake khodetan beberi magar faqat zandefar dar inja atalaeye migozared ke shoma kase dakhtar az ash shodehaid shama agar dost nedarid anha ra nekhanid kesi shoma ra majbor nekardeh ast hal mikhahi az abe gal alodi ke yak akseriyati-todeye ra andakhte mahi begiri.


menijehe 2:18 @ Sat, 6 Aug 05

42
aqaye ardeshir
behtar mibod ke shoma hemator ke dar nezarkhahi neshan dadeheind tamame amol va arzohayat ra dar pasdar akber gangi va bonyangozar aslahat sehid`hejeriyan'bonyangozar sazeman amniyat va atelaat' jestejo mikardi hangami ke shoma va sazemanetan anqelabiyon ra tahvil lajvardi midadid be shahadet tarikh MANSOR HEKMAT va gorhash dasht mobarezeh mikard agar shoma feramosh kari takhrikh shoma jonbesh meli mazhebi ke posht khmini raft va enqelab 57 ra be shekast keshnid feramosh nemikonad. nekonad ba chand alaami daden sazemanetan ba nirohaye seyahi mesle 'sazeman zehmatkeshan'
sarmast az badeh pirozi be sar miberi


محمد 22:36 @ Fri, 5 Aug 05

با اجازه شبح عزیز
آقای ژندی فر لطفا دست از تبلیغات بیخود بردارید اگر کسی علاقه به حزب شما داشته باشد آدرس تماس با حزب را شما به اندازه کافی در اینجا تکرار کرده اید.
در ضمن اگر خیلی مرد هستید و مردمی فکر میکنید کارگران ایرا ن در آنجا به رهبری با استعداد
و نابغه ای چون شما احتیاج دارند نه به این شعار های پوچ و تو خالی که در این صفحه ترویج میکنید.

چه داند خوابناک مست مخمور
که شب را چون به روز آورد رنجور


مهرداد 19:14 @ Fri, 5 Aug 05

شبح جان ما یک حرکتی راه انداختیم لطفا به بقیه هم اطلاع بده!!!۱


ardeshir 8:52 @ Fri, 5 Aug 05

در مطلب قبلی در جمله ...« بزرگترين حزب منطقه يعنی کردستان » منظورم حزب دمکرات کردستان ميباشد.
در ضمن هدف از بحث گذشته ، نه شکستن تمام کاسه کوزه ها بر حککا ميباشد بلکه اشاره به عواقب چپ روی و عدم درک جامعه و خلق های تحت ستم از طرف روشنفکر عزيز ميباشد.


ardeshir 7:52 @ Fri, 5 Aug 05

صحبت از جنبش مبارزاتی خلق کرد شد. به نظر من حزب کمونيست کارگری به رهبری مرحوم منصور حکمت بزرگترين ضربه را به پيشروترين سازمان سياسی کردستان يعنی کومله زد.پيداش اين سازمان [ کومله ] پاسخی بود به نيازهای جامعه در منطقه کرستان. حتی درانتخاب منطقی اسم اين سازمان هم حکمتی بود که منصور حکمت هيچوقت درک نکرد ، توجه کنيد : س. انقلابی زحمتکشان [ ونه پرولتاريای ] کردستان ايران .
منصور حکمت و رفقای تحصيل کرده اش درانگلستان و خارج کشور پس از انقلاب به ايران آمدند تا حزب کمونيست طبقه کارگرايران را تشکيل دهند. اما اين رهبر بااستعداد و خوش سخن و رفقای سهندی اش بجای خريد بليط اتوبوس شرکت واحد به مقصد کارخانه ها ، رهسپار کردستان شدند تا کومله را پرولتاريزه کنند !! کومله هم که از کمبود دانش سياسی رنج ميبرد ساده لوحانه چشم به دانش جوانان از فرنگ برگشته سهندی انداخت و نطفه فاجعه با تشکيل حزب دهن پرکن کمونيست ايران بوجود آمد . حزبی بادکنکی که پر شد از بقايای هواداران احزاب چپ شکست خرده !!!
کومله که هميشه با مطرح کردن مسائل و درد های کشاورزان و زحمتکشان کردستان [ مثلا مسئله ارضی ] محبوبيت فوق العاده ای در جوانان منطقه و مردم بوجود آورده بود به زير تحقير ايدئولوژيک حکمت و شرکا به جرم شوونيست بودن و دهقانی بودن و کارگری نبودن افتاد. در صورتی که رمز موفقيت و رشد و محبوبيت کومله دقيقا همان ريشه قديمی و بقول رهبران فرنگی جديد دهاتی خودش بود. حکمت که سرخورده از ادعاهای حزب کمونيست ايران [ و در واقع تشکيل شده در کردستان ] و واقعيت های کردستان بود نوک تيز مبارزه را چپ روانه به سوی بزرگترين حزب منطقه يعنی کردستان کشاند. اين حزب بسيار گسترده عليرغم نقاط ضعف و آلودگی بخش هايی از آن با خان ها و فئودال ها ، مورد حمايت هزاران پيشمرگه شجاع و مردم عامی وحتی خواهران و برادران و عمو و دائی پيشمرگه های کومله بود. حکمت و شرکا نادان از سنت های کردستان بجای همکاری نظامی مشترک با حزب دمکرات و رادياليزه کردن آن، شروع کردن به مبارزه طبقاتی کردن با «حزب ضدانقلابی کردستان » و با اعلاميه های تحريک آميز آتش خشم و غيرت هزاران هوادار حزبی که اکثر به زحمتکشی خود کومله ای ها بودند انداختند . هزاران مبارز جسور از دو طرف کشته و زخمی و دلسرد از مبارزه شدند. و آخر سر هم حکمت و رفقايش به توافقی رسيدند که نيازی به اين همه خونريزی نداشت يعنی از ناميده حزب دمکرلت به عنوان حزب « ضد انقلابی » اجتناب کنند. و به عبارت ديگه پا روی دم دمکرات ها نگزارد. اما ضربه سياسی / نظامی که اين دو حزب بر پيکر هم وارد کردند از ضربه نظامی رژيم هم بدتر بود. با از بين رفتن اتحاد خلق کرد ، موقعيت رژيم در منطقه قويتر شد. افسانه تشکيل حزب کمونيست ايران در بين دهقانان و زحمتکشان کردستان به پايان رسيد. م. حکمت شکست تاريخی حزبش را به گردن کومله و رفقای دهقانی حزبی انداخت . [ جالب اينجاست که آن بيچاره ها و با همان صداقت شهرستانی اصلا از اول هم ادعايی نداشتند !!] او اسلحه را به صاحبخانه پس داد [ و در مواردی به نقل از بچه های کومله منحدم کردند ] و با گيتارش به همان جايی برگشت که از همان جا قبلا به ايرا ن آمده بود [ لندن ]..شلوار کردی با جين دوباره عوض شد و بجای موزيک کردی ، جتروتال [ گروه راک محبوب حکمت ] نواخته شد. اگه کومله و حزب دمکرات اينقدر ضعيف نشده بودند ، رژيم جرات نميکرد که حداقل در اين منطقه اينقدر گردن کلفتی بکند. به اميد رشد هر چه بهتر جنبش مبارزاتی خلق کرد.


arshadi 6:27 @ Fri, 5 Aug 05

شبح جان سالام دستت درد نكند مطلب حساسي را نوشتي قدم بعدي ادامه اعتراض عمومي است اعتراض به دستگيريهاي وسيع در شهرهاي كردستان براي آزادي همه آنها و همه زندانيان سياسي·
جريانات ناسيوناليستي تلاش ميكنند مسايل كردستان را جملگي ملي و قومي قلمداد كنند· در صورتي كه مردم كردستان مطالباتشان در اين اعتراضات همان مطالباتي است كه همه مردم ايران دارند اين اعتراضات بايد به شهرهاي ديگر كشيده شود تا هم رژيم اسلامي بيش از پيش عقب بنشيند و هم دست ناسيوناليسم كرد كوتاه شود· محدود ماندن اين اعتراضات به كردستان اين خطر را دارد كه هم سركوب شود و هم ناسوناليسم كرد از اين اوضاع سو استفاده كند· از مبارزات مردم بايد وسيعأ حمايت كرد· براي آزادي دستگير شدگان احتياج به جنبشي اعتراضي و عمومي است اكنون بيش از ۱۲۰۰ نفر در اعتراضات اخير در شهرهاي كردستان دستگير شده اند· اين عزيزان را بايد از چنگ رژيم اسلامي در آورد اين سرآغاز جنبشي عمومي براي آزادي همه زندانيان سياسي خواهد بود پيروز باشيد· ارشدي


ardeshir 6:19 @ Fri, 5 Aug 05

منوچهر ژندی فر عزيز. شما مرتب اطلاعيه های با امضای مشترک فعالين جوانان و يا کارگران مبارز از کارخانه های بزرگ کشور [مثلا کامنت ۳۵ ] چاپ ميکنيد. برای خواننده اين تصور بوجود می آيد که شبکه ای سراسری و به هم پيوسته از انجمن های کارگری [ از ذوب آهن اصفهان تا پالايشگاه آبادان و تراکتورسازی تبريز و ...] و کميته های انقلابی جوانان ضد رژيم وجود دارد که ضمن ارتباط سازمان دهی شده ، حتی قادر به نوشتن بيانيه های مشترک ضد حکومتی هستند ، ولی در واقع هيچ کسی يا رسانه گروهی معتبری به غير از شما و حزب شما چنين ارتباطات و فعاليت های تشکيلاتی را مطرح نکرده و يا مورد تماس واقع نشده است. داستان چيه ، آيا باز مشغول پروپاگاندا بازی هستيد. آيا بهتر نيست که بنام خودتان از خارج کشور بيانيه و اطلاعيه صادر کنيد و به هواداران خود چه در خارج و چه در داخل رهنمود بدهيد .


منوچهر ژندی فر 1:53 @ Fri, 5 Aug 05

فراخوان به کارگران و مردم آزادیخواه در سراسر ایران:

به دفاع از مبارزات حق طلبانه مردم در شهرهای کردستان برخیزید

در چند روز گذشته شهرهای مختلف کردستان، عرصه خیزش عمومی واعتراضات وسیع مردم علیه جمهوری اسلامی و درگیری وجنگ وگریزآنان با نیروهای سرکوبگر بود. مردم خشمگین در اعتراض به جنایات جمهوری اسلامی و با شعار و مطالبات حق طلبانه ای چون آزادی کلیه دستگیرشدگان این اعتراضات، محاکمه قاتلین کشتار مردم، آزادی و برابری، مرگ بر جمهوری اسلامی و آزادی زندانیان سیاسی دست به تجمع و تظاهرات زدند و با سرکوب وحشیانه نیروهای حکومتی روبرو شدند. جمهوری اسلامی پاسخ خواستها و اعتراضات بر حق مردم را با شلیک به آنان، به قتل رساندن و مجروح کردن تعدادی زیادی از مردم حق طلب و دستگیریهای وسیع و اعزام نیروهای نظامی داده است، اما مبارزه و اعتراض مردم همچنان ادامه دارد. قصد رژیم میلیتاریزه کردن فضای شهرها و سرکوب وحشیانه مردم است. نباید اجازه داد حکومت به این هدف جنایتکارانه اش برسد. ما کارگران و مردم آزادیخواه در سراسر ایران را به حمایت از مبارزات مردم شهرهای کردستان فرا میخوانیم. جمهوری اسلامی را باید برای تن دادن به این خوستها تحت فشار قرار داد:

١_ یورش و تعرض نیروهای سرکوبگر، و کشتار و ضرب و شتم و دستگیری مردم باید فورا متوقف شود. اعتراض و تجمع و تظاهرات حق مسلم همه مردم است.

٢_ همه نیروهای نظامی باید فورا از شهرها خارج شوند. جای ارتش و سایر نیروهای نظامی در شهرها و خیابانها نیست.

٣_ کلیه دستگیر شدگان در خیزشهای اخیر باید فورا و بی قید و شرط آزاد شوند.

٤_ آمرین و عاملین تیراندازی به مردم در سقز، مهاباد، اشنویه، سنندج و بانه و سایرشهرها باید محاکمه شوند.

کارگران، دانشجویان، زنان، مردم مبارز ایران!

به مقابله با جنایات رژیم برخیزید و از مبارزه عادلانه و حق طلبانه مردم در شهرهای کردستان حمایت کنید. این مبارزات بخشی از مبارزه سراسری برای آزادی و رفاه و برابری و رهائی از شر حکومت کثیف اسلامی است. به هر درجه جمهوری اسلامی در این مبارزه بیشتر عقب رانده شود فضای اعتراضی در سراسر کشور به نفع اعتراض و انقلاب بیشتر آماده میشود. این مبارزات شایسته گرمترین حمایت و پشتیبانی از جانب همه مردم آزادیخواه در سراسر کشور و مردم شرافتمند در سراسر جهان است. با صدور بیانیه و قطعنامه، با نوشتن طومار و جمع آوری امضا، با تجمع و تظاهرات و اعتصابات حمایتی، با هر شکل و شیوه اعتراضی که میتوانید از اعتراضات حق طلبانه مردم در شهرهای کردستان و از خواستهای فوق حمایت کنید و حکومت اسلامی را از هر سو تحت فشار قرار دهید! تنها نیروی متحد و همبسته ما میتواند سیاست سرکوب و میلیتاریزه کردن شهرهای بپاخاسته در کردستان را خنثی کند و جنبش انقلابی برای سرنگونی جمهوری اسلامی را یک گام بزرگ به پیش براند. زنده باد انقلاب!

حزب کمونیست کارگری ایران

١٣مرداد ١٣٨٤، ٤ اوت ٢٠٠٥


عباس رضائی 1:00 @ Fri, 5 Aug 05

یکشنبه کردستان در سکوت
روز 16 مرداد فراخوانی برای اعتصاب عمومی در کردستان داده شده است،

روز یکشنبه قرار است کردستان غرق در سکوت باشد،

روز یکشنبه قرار است هیچ چرخی در کردستان به حرکت در نیاید.

حکومت اسلامی دارد به آخر خط می رسد! می داند که باید برود، ولی هنوز هم جنایت می کند.

نیرو های نظامی باید از شهر ها خارج شوند. زندانی های سیاسی و زندانی های چند روز اخیر در شهر های کردستان باید آزاد شوند. این خواستهای ما با این اعتصاب باید بر آورده شود

هیچ بعید نیست شهر های کردستان پرچم دار انقلاب آتی ایران نشوند. هر گونه می شود از این اعتصاب حمایت کنید آن را به گوش همه برسانید، در وبلاگهای تان در موردش بنویسید، و این را به همه خبر دهید.

از مردم بخواهید به این اعتصاب بپیوندند .

بگذار روز یکشنبه چرخهای تولید از حرکت به ایستند.

قدرت طبقاتی مان را در روز یکشنبه به رخ حاکمان مستبد بکشانیم.

بیایید روز یک شنبه در حمایت از اعتصاب شهرهای کردستان ایران را به تعطیلی بکشانیم .


nana 0:48 @ Fri, 5 Aug 05

اميد عزيز ۳۶

مطلب صادقانه و بدون هياهوی شما را خواندم من هم تصور ميکنم ادامه آنچه در کردستان گذشت برای جنبش مردم ايران بسيار حياتی است .
اين اعتراضات مردمی به قتل ناجوانمردانه يکی از فرزندان اين سر زمين و ادامه آن رژيم را وادار به دست زدن به کاری که در اين شرايط جهانی از آن مطلقا حذر ميکند !!! کرد و آن مسلسل کشيدن بر روی مردم

متاسفانه اگر از طرف بخش های ديگر ايران پشتيبانی نشود و خاموش گردد نه تنها اميدی به نااميدی ميکشد بلکه هزاران جوان ديگر کرد به دست اينان اعدام و کشته خواهند شد به همين دليل ميگويم حياتی
برای همه مردم . نانا


منوچهر ژندی فر 22:47 @ Thu, 4 Aug 05

مردم مبارز شهرهای کردستان ، کارگران کارخانه نساجی شاهو ، زنان ، مردان و جوانان شهر سرخ سنندج!

بدینوسیله ما ، تعدای از فعالین کارگری از شهرهای مختلف ایران:

از- پالایشگاه تبریز

- تراکتورسازی تبریز

- پتروشیمی تبریز

- پتروشیمی اراک

- کارگران خدمات خودرو شهر ارومیه

- پتروشیمی بندر امام ماهشهر

- پتروشیمی رازی ماهشهر

- کارگران شهرداری ماهشهر

- کارگران شهرداری آبادان

از مبارزات برحق شما در روزهای اخیر در شهرهای مهاباد ، اشنویه ، سردشت ، پیرانشهر ، سنندج و سقز

حمایت کرده و مبارزه شما را بخشی از مبارزات سراسری مردم ایران بر علیه حکومت استبداد سرمایه داری جمهوری اسلامی میدانیم . در این روزهای انقلابی در کردستان ، ما را در کنار خود بدانید و مطمئن باشید که در سایر شهرهای ایران نیز ، مردم به ستوه آمده از ظلم و ستم استثمار سرمایه داری ، از مبارزات شما و روشهای بغایت پیشرو آن درسها میاموزند و بمانند روزهای انقلابی سال 57 و 58 کردستان را سنگر مهم انقلاب به حساب میآورند . شما به ما میآموزید که نباید کوچکترین توهمی به این رژیم ددمنش داشت و تنها راه نجات به زیر کشیدن آنست . ما نیز به نوبه خود با اطلاع رسانی و جلب حمایت همگانی دین خود را نسبت به همه دستگیرشدگان مبارزات شهرهای کردستان اداخواهیم کرد و اعتراض خودمان را از طرق مختلف انجام خواهیم داد .

خانواده های کشته شدگان شهرهای کردستان

ما را در غم از دست دادن عزیزانتان سهیم بدانید ، عزیزان شما عزیزان ما هم هستند و امیدواریم عاملین این جنایات که همانا مسئولین جمهوری اسلامی نیز هستند ، روزی در دادگاههای مردمی و بین المللی به محاکمه کشیده شده و به سزای اعمال خود برسند . آن روز دور نیست .

زنده باد آزادی زنده باد برابری

زنده باد مبارزات انقلابی و سرنگونی طلبانه مردم

زنده باد انقلاب

مرگ بر جمهوری اسلامی

12/5/84


زيتون 22:42 @ Thu, 4 Aug 05

راستی آقایی از ح‌ک‌ک به اسم آقای حسن‌پناهی کلی منو خجالت داده:(
تو وبلاگم بیا و ببین یعنی بیا و بخون...
در ضمن خوشبختانه شبح‌.آُرگ برای من فیلتر نیست...


منوچهر ژندی فر 22:39 @ Thu, 4 Aug 05

اعلام حمایت جمعی از کارگران پالایشگاه اصفهان از مبارزات کارگران و مردم آزادیخواه در کردستان

بدین وسیله ما حمایت خود را از کارگران ومردم آزادیخواه در کردستان بخاطر مطالبات انسانیشان اعلام میکنیم وما در کنار آنها هستیم، در کنار کارگران شاهو ،در کنار جوانان و زنان وهمه برابری طلبان ،ما خواهان عدم اخراج کارگران ،لغو تمام قراردادهای موقتی وپرداخت تمامی حقوق عقب افتاده وحداقل دستمزد450000تومان میباشیم وخواهان آزادی و برابری در جامعه می باشیم واین مطالبات همه ما انسانهای زحمت کش در جامعه است ومیخواهیم هر چه سریعتر تمام دستگیر شدگان آزاد شوند ووضعیت زنده گی مردم از این حالت نظامی خارج شود.

زنده باد مردم آزادیخواه در کردستان

جمعی از کارگران پالایشگاه اصفهان

13/5/1384


زيتون 22:35 @ Thu, 4 Aug 05

سلام شبح جان... اگه این شورش‌ها به تهران برسه اون‌وقت به سختی می‌تونن جلودارش باشن. متاسفانه در شهرستان‌ها سرکوب همیشه بوده... ولی از تهران خیلی بیشتر می‌ترسن... می دونم قیام در دوره‌ی شاه هم در تبریز و قم و... شروع شد اما وقتی راهپیمایی‌ها به تهران رسید کارشون تموم شد...

راستی:) تونستم ازت یه اشتباه لپی(تایپی) بگیرم. اهم...
نوشتی:‌ الان در وب‌لاک آشپزباشی عزيز نخواندم که ... خوندی یا نخوندی:)


کمیته اقدام کارگری 20:35 @ Thu, 4 Aug 05

ما کارگران ایران از زحمتکشان کرد حمایت می کنیم

تهاجمات هفته پیش نیروهای سرکوبگر نظام سرمایه داری به مردم زحمتکش شهرهای کردستان؛ انزجار تمامی کارگران را بی تردید بر انگیحته است.

ما کارگران از صرف ابزار انزجار نسبت به دولت باید فراتر رویم. ما نیز همانند همقطاران زحمتکش مان در شهرهای کردستان باید همگام با آنها به اعتراضات وسیع در شهرهای ایران دست بزنیم. ما در همبستگی با زحمتکشان کرد باید برای چند ساعت دست از کار بکشیم.

اتحاد کارگران و زحمتکشان سراسر ایران علیه دشمن واحد سرمایه داری امروز ضروری است. اجازه ندهیم که دولت سرمایه داری بخشی از ما را مورد تهاجم قرار دهد و در درون ما افتراق ایجاد کند. ما کارگران سراسر ایران باید به دولت سرمایه داری نشان دهیم که صرفنظر از داشتن ملیت ها و نژاد و زبان و مذهب متفاوت همه در مقابل دولت متحد عمل می کنیم.

پیش به سوی اعتراضات و اعتصابات کارگری در حمایت از مردم زحمتکش کردستان


جوان سوسیالیست 20:32 @ Thu, 4 Aug 05

اندوه و خشم مشترک را به سلاح برنده علیه رژیم مبدل کنیم!

مردم شریف و زحمتکش کردستان

تهاجمات وحشیانه رژیم ارتجاعی جمهوری اسلامی و کشته شدن جوانان در شهرهای مختلف کردستان هر انسان شریفی را اندوه گین و در عین حال خشمگین می کند. اندوه گین برای از دست دادن جوانان آزادیخواه همراه با همدردی با خانواده های آنان و همبستگی با همرزمان شان. خشم گین نسبت به یک رژیم لجام گسیخته ارتجاعی که این جنایات را بی پروا انجام می دهد.

کارگران و زحمتکشان کردستان

واکنش و مبارزات؛ اعتصابات و تظاهرات روزهای پیش شما همه قابل تقدیرند. مطالبات شما مبنی به شناسائی آمران و عاملان و تشکیل دادگاه توسط دولت به حق است.

اما؛ امروز باید گام های فراتری بر داریم. دولت حاکم بر ایران نه کسی را شناسائی کرده و نه دادگاهی برای مجازات مزدوران تشکیل خواهد داد. زیرا که دست خود رژیم به خون جوانان آزادیخواه کُرد آغشته است.

امروز زمان آن فرا رسیده که اندوه و خشم مشترک خود را به سلاح برنده علیه رژیم مبدل کنیم!

ما باید متکی به نیروی خود به شناسائی و تنبیه عاملان و آمران قتل ها مبادرت کنیم.

مبارزان و کارگران پیشروی کردستان

پیشنهاد ما به شما از قرار زیر است:

1- تشکیل کمیسیون های مخفی تحقیقاتی برای شناسائی قاتلان و مزدوران رژیم. کمیسیون های متشکل از افراد قابل اعتماد و مسئول و مورد تایید مردم هر شهر که به شناسائی قاتلان پرداخته و نتیجه تحقیقات خود را اعلام کنند.

2- بر قراری و تشکیل یک دادگاه علنی مردمی ویژه در کردستان عراق آزاد شده و انتخاب یک هیئت منصفه از مردم شهرهای کردستان ایران برای شرکت در این دادگاه. دعوت نیروهای مستقل بین المللی کارگری و مطبوعات کارگری برای نظارت بر روال دادگاه.

3- تشکیل کمیسیون های مخفی ضربتی مسلح برای به اجرا گذاشتن تصمیمات دموکراتیک دادگاه در باره مجرمین.

4- تشکیل کمیسیون های مخفی دفاع از خود مسلح برای پیش گیری از تهاجمات مشابه در آینده.

مردم شریف کردستان
بگذاریم خشم مردم توسط کمیته های منتخب مردمی علیه این مزدوران اجرا گردد!
بگذاریم مرتجعین و مزدوران به خود بلرزند و تضعیف گردند!
· بگذاریم اتحاد بین زحمتکشان کرد عراق و ایران و ترکیه تقویت گردد!
· بگذاریم روحیه مباره جویانه مردم شهرهای کردستان تقویت گردد!
· بگذاریم اعتقاد به نفس در میان جوانان شهرهای کردستان افزایش یابد!
· بگذاریم قدرت مردمی خود را به نمایش بگذارد!

سوسیالیست های انقلابی ایران

Pishtaaz.com

13 مرداد 1384


nana 2:16 @ Thu, 4 Aug 05

درود بر مردم قهرمان کردستان
که باری ديگر در مقابل ستم و جنايات اين رژيم ايستادگی ميکنند .
باشد که اين مقاومت سر مشق باقی استانهای ايران باشد .
پستی را در وبلاگم گذاردم که به سر اين غول مردم کردستان اهدا ميکنم . نانا

غول بر ميخيزد .


اگر روانش شاد آيزنشتاين زنده بود ميتوانست فيلمي
به نام ( غول بر ميخيزد ) راجع به حرکت غول به خواب
رفته مردم ايران بسازد که چون رزمناو پوتيمکين جاودان
ماند . نانا


دنیایی 23:39 @ Wed, 3 Aug 05

امروز سقز بی سابقه شلوغ بوده - شهر یکپارچه در اتش و خون - شیشه بانک ها شکسته شد ه - حسینیه و داد گاه شهر را اتش زدن نیروهای نظامی با هلی کوپتر نیراندازی کرده اند و از پشت سر به مردم تیر زدن -


امیرحسین 10:49 @ Wed, 3 Aug 05

راستش به گمانم چنین قیام و انقلابی که توصیف می کنی سرش در وبلاگ شبح باشد و تهش در نظرخواهی اش. گرچه همین هم کم عظمتی نیست!


Nazanin 10:25 @ Wed, 3 Aug 05

شرايط کنونی ايران واضح است که با سال ۵۷ تفاوت دارد مردم هوشيارتر و اماده تر هستند . حرکتهای لاکبشتی رفرميستها هم تنها به تثبيت و ماندگاری اين نظام ضد مردمی و فاشيست کمک ميکند . مردم ايران تماميت اين نظام جنايتکار را نميخواهند .


8:07 @ Wed, 3 Aug 05

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 84.11.63.215
URL:
DATE: 08/03/2005 08:07:53 AM


اريابد 8:06 @ Wed, 3 Aug 05

سلام
دوست عزيز
شرايط كنوني ايران 84 با سال 57 بسيار متفاوت است.ظهور انقلاب در كشور به همان اندازه ناممكن است كه ...؟!؟
در شرايط موجود اكثريت جامعه به دنبال رفاه نسبي است و براي او فرق نمي كند در اطرافش چه روي ميدهد.
هرچند من خودم با مبارزاتي به شيوه كردها كه از ان تمجيد كرديمخالفم و تن دادن به اينگونه مبارزات را اشتباه مي دانم.
ما به انقلاب مخملين نياز داريم.به رفورم همين و بس.


اريابد 8:05 @ Wed, 3 Aug 05

سلام