|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پنجشنبه، 2 تیرماه 1384 | June 23, 2005
● معادلههای بیريشه
ای کاش میتوانستم
Mike Furir Mike 668
Mike Furir Mike 138
Mike Furir Mike 645
Mike Furir Mike 500
Mike Furir Mike 329
Enjoyed reading your posts.
In your free time, take a look at the pages on Texas Holdem Poker Texas Holdem Poker http://www.atlantis-asia.com/ http://www.atlantis-asia.com/ ... Thanks!!!
In your free time, take a look at the pages on Texas Holdem Poker Texas Holdem Poker http://www.atlantis-asia.com/ http://www.atlantis-asia.com/ ... Thanks!!!
In your free time, take a look at the pages on Texas Holdem Poker Texas Holdem Poker http://www.atlantis-asia.com/ http://www.atlantis-asia.com/ ... Thanks!!!
۱- سعید عزیز ! امیدوارم قبل از آنکه نظرت را ارسال کنی اقلا یکبار آنرا بخوانی.
جناب حسين م. با هر حظّي از هستي دكارتي داري كه داري بيا و خير سر برومرت منبعد لطف فرموده يه ايميل ياهوئي/فري بچسبون به تخت ناصيه كامنتهاي گاه سرتاپا تهمتت تا اگر متن طرف را به نامدركي با چسب اهو در صدد ماستمالي هستي واستون يك تف سربالا بفرسته منزلتون بلكه ساكت شي داداش و هي خودتو اينجا لوس نكني كه اونوقت حلقه پرش واست ميارم بلكه شيرينكاريهات بيشتر مگس جمع كنه دورت. منبعد با من يكي حواست جمع و تخت باشه كلكل نكن چون سرم ميخواره واسه نشاندن گيجعليخانهائي مثل تو بروي مقعدشان. چندين باره كه اينجا مستقيم و نامستقيم توهين ميكني و از سر ادب پاسختو نداديم؛ ولي منبعد واكنش = كنش؛ اينم از نيوتن داشته باش؛ حالا كه عشق دكارتي!
آريا دقيقا موافقم باهات؛ تو ميداني كه نظريه قبض و بسط سروش پروسه هضم همين درافتادن توسيعهاي برون ـ ديني را داخل جداره و غشاء دين تبيين ميكند. اگر ما سه اصل بنيادين تئوريش را بپذيريم و نتايج مترتّبه را آنگاه داريم: بدينترتيب جامعه با تقسيم وظايف مدرن و افيشنت نيز ميشود. روشنفكر عقل ميسازد و روحاني آنرا سيّالش ميكند و قابل دسترس واسه مشتريانش؛ مردمان.
شبح جان!
علت اصلی اینکه این کامنت را میگذارم اثبات وجود است ! قال دکارت: من نظر می دهم پس هستم! همه نظرات را نخوانده ام اما نظر میدهم ! بگذریم.
... اینکه حالا چرا بایستی خدا را در مرکز بحث قرار داد؛ نه مثلا دانش یا نمیدونم اقتصاد و غیره و ذالک. باید عرض کنم که علّت پرنسیپی و فونکسیونالیستی داره. یعنی چی؟. یعنی اینکه با تعریف و تشریح و بازشکافی مفهومی به نام خدا، از یک طرف، نه تنها به سنجشگری تصاویر متعدّد آن در تاریخ و فرهنگ ایرانزمین رو می آوریم، بلکه نقش فونکسیونالیستی آن را در مناسبات انسانهای یک سرزمین نیز روشن می کنیم. من قبلا در چند تا از جستارهایم اندیشیده بودم که خدا، خودش را در گیتی و کائنات می گستراند و کفر و شرک و نفاق و ارتداد و امثالهم از چهره های رنگارنگ خدا هستند و آسیب زدن و غارت حقوق آنها، آزردن و کُشتن خداست. کسی که دقیق در باره ی این مطلبم بیندیشد، متوجّه می شود که من ریشه ی تصویری و اقتدار الهی فقها را درو کرده ام و ایده ی حقوق بشر را نه تنها به حقّ دگراندیشی و دگرزیستی و دگرسان بودن انسانها گره زده ام؛ بلکه ضمانت و حقّانیّت آن را به چیزی پیوند زده ام که خاصمان انسان از نام آن برای کُشتن و نابودی دگراندیشان، سوء استفاده می کنند. در این جدل فکری با مدّعیان حکومت ولی فقیه، تصوّر نکنید که آخوندها و ملّایان و طلّاب و امثالهم، خاموش خواهند نشست. خیر!. آنها تلاش خواهند کرد که در یک مصاف فکری همان افکار مثلا مرا از اعتقادات خودشان، استنتاج کنند. در نتیجه، مجری و ضامن و گسترنده ی ایده های ما، خواه ناخواه همانانی خواهند شد که بر ضدّ ما هستند. دقیقا چنین اتّفاقاتی در تاریخ تفکّر و مبارزات اجتماعی و سیاسی باختر زمینیان نیز به وفور دیده می شود. آنچه را مثلا « کانت » اندیشید، تمام تئولوگهای کاتولیک و پروتستان از اناجیل بیرون کشیدند. نتیجه ی مثبت آن این بود که اقتدار اصحاب کلیسا به دست خودشان ساقط شد و بُعدی خردمندانه و انسانی گرفت. کسانی که نامه های زندان « آنتونیو گرامشی » را خوانده و فهمیده باشند، می دانند که گرامشی، ایده ی دادگری اجتماعی را در تاثیر پذیرفتن از افکار مارکس توانست از روان و فرهنگ ایتالیائی استنتاج کند. اینست که در حزب کمونیست و احزاب سوسالیست ایتالیا، هیچکس تره نیز برای مارکس خورد نمی کنه؛ زیرا آلمانیه و روان بیگانه؛ ولی آرمان و ایده آل مارکس را در زندگی عملی اجرا می کنند و دنبالش می روند. راه ما، طول و درازه کلبعلی جون. سماورا آب کن خوشمرام من. ///
حالا همه گفتند، ماهم یه چی بگیم: رای ها نشان می دهد که روشنفکران عددی نبودند. حتی تحریمی ها هم اگر شرکت می کردند باز احمدی می برد. شکست رفسن دل ما را که خنک کرد. مردم گفتند طرف هرچه که بد باشه به تو یکی رای نمی دهیم. هوادارانش هم اندازهشان معلوم شد. کم نیستند ولی از پس مردم محروم بر نیامدند. مستراحی که گرفته رو باید تمیز کرد: رو در رو با گه! نمیشه بجای اینکار به تزئین و دکوراسیون و زدن بوگیر پرداخت. نتیجه انتخابات گه واقعا موجود را آورد جلوی چشم خویش و بیگانه. هشت سال تزئینات و بوگیر زدن رفع گیر نکرد. حالا هرکس از گیر ناراحته بسم الله ... احمدی رای آورد چون به مردم وعده بهتر شدن وضع مالی را داد. حالا مردم طلبکار می شوند واین خوب است. روز پسی او هم می آید. در مجموع خطوط طبقانی روشن تر شدند و این هم خوبست. دلم البته برای بعضی اهل قلم سوخت که به رفسن رای دادند. تا نظر دوستان چه باشد.
سعید : « بحران روشنفكري امّا ريشه اش برميگرده به طفره اش از قبول اين معنا كه سقف تمدّن را فرهنگ و سقف سياست را تمدّن و سقف نظام برآمده را سياست تعيين ميكند و كذا. » .... اینکه احمدی نژاد یا کلا انسانهایی از این دست انتخاب می شوند، ریشه اش برمی گرده به همان فریادهایی که من بیش از بیست سال است بر زبان می رانم و گوشهای روشنفکر ایرانی در معنای وسیعش، حسابی کر است. آقا جان. ریشه ی اقتدار آخوند جماعت و امثالهم از یک ایده ی ایرانی ( = ایده ی فرّ ) نشات می گیرد. و تا زمانی که این ایده از دامنه ی مذهبی به دامنه ی اجتماع بازنگردد، قدرت، همچنان در دست آخوند می ماند. نزدیک به سه سال پیش در چندین جستار پیوسته نوشتم و استدلال کردم که ما برای خنثا کردن اقتدار آخوند و امکانهای نفوذ آنها بر ذهنیّت مردم بایستی » خدا « را در مرکز تحلیلها و سنجشگریها و پی ریزیهای فکری خود قرا دهیم. ولی میلیاردها دیوار توالت بر سر من خراب شد. میدونی سعید عزیز. وقتی منطق و استدلال و برهان، هیچ تاثیری در مغزهای گچی مدّعیان تاق و جفت نداره، اونوقت، واقعیّتهای زمخت و خشن هستند که حقایق را به آنها اماله می کنند. الان دیگه وقتشه که همه برن بشینن اون جستارهای مرا از نو، با چشمانی بینا بخوانند و بفهمند. ///
جناب سهراب رستمی بسیار گرامی! اینطور که به نظر میرسه، قصد دارید تمامی محتویات کتابهای سه گانه مارکس در رابطه با حوادث داخلی فرانسه قرن 19 را به خورد ایران قرن 21 بدهید که البته برای شمایی که کتب مارکس را کلمه به کلمه از حفظ هستید-همانند حافظ شیرازی- کار بسیار راحتی است. ولی باید قبول کرد که رژیم جمهوری اسلامی از یک سال قبل برای رسیدن به چنین جایی برنامه ریزی کرده بود و این مسئله روی کار امدن فاشیست با رای مردم محروم که اصرار بر حقیقت ان دارید همانند همان رای 22 میلیونی خاتمی است که اصرار دارید ان را به دامن مردم ایران بچسبانید!!
راستی فراموش کردم ...
سينا هدي: ” بنظر شما ... آيا طرح راي مخدوش بهترين گزينهي مردم نبود؟ با همان دلايل ثبت عدم مشروعيت رژيم در دفتر تاريخ و تبديل بازي شطرنجگونه و غير دموكراتيك انتخابات به رفراندوم.“ نخير سيناجان، ما تحريميان مرتكب گناه صغير و كبير نشديم قربونت؛ به سه دليل + يك توصيه: ۲. مخاطب تو مگر چند نفرند سيناجان؟! حالا شما صد يا دويست هزار بالا يا پائينتر به آرائ مخدوش فعلي اضافه كن. آب از آب تكان ميخورد و اون خيالات محض تو وجه مثالين ميافت؟! ۳. از عادات بد توست كه يك پيشنهاد/نظريه را هي بنحوي دگماتيك و با عبارتهاي گوناگون در قالب گزاره ها و پرسشهاي مكرر و گوناگون و مبهم و خطابين/انشائي بيان ميكني. ولي چي جوري ميشه حاليت نمود كه هان اي سيناي عزيز پارافريز كردن بمعناي ارائه استدلال جديد درباره نظرت/پيشنهادت، كه سخت هم مفتونشاني و ولكن هم نيستي، نمي باشد. يك توصيه دوستانه: ضعف تئوريك مطالبت رو با هنرت در انشاء نويسي جبران نكن.
در دنيای متمدن دولت ارگانی است که بر اساس قانون قدرت سياسی / انتظامی و اجرايی را در دست دارد. اپوزيسيون برعکس ،فاقد قدرت است ولی تلاش بر کسب قدرت دارد. ولی در دوران حکومت خاتمی در واقع اين دولت نبود که صاحب قدرت بود و در عمل همواره او و جناحش نقش اپوزيسيون خارج از حکومتی را ايفا ميکردند !!
دوستان عزیز! در ناجوانمردي حريف همين بس كه 26سال است دارد در مواجهه با مردم سفسطه ميكند تا به آنها اقتدار و تماميتخواهي خويش را حقنه كند.اين چيز تازه اي نيست. هر چند مردم بايد در مسير آزمون و خطاي تاريخ همچنان ادراك كنند تا فهمشان بالا برود. فهم امثال من و شما كه ميدان سياست جاي قهر كردن نيست. باري الان وقت اين حرفها براي انتخابات ديروز گذشت.
دوستان عزیز! در ناجوانمردي حريف همين بس كه 26سال است دارد در مواجهه با مردم سفسطه ميكند تا به آنها اقتدار و تماميتخواهي خويش را حقنه كند.اين چيز تازه اي نيست. هر چند مردم بايد در مسير آزمون و خطاي تاريخ همچنان ادراك كنند تا فهمشان بالا برود. فهم امثال من و شما كه ميدان سياست جاي قهر كردن نيست. باري الان وقت اين حرفها براي انتخابات ديروز گذشت.
سلام ... به همه تبريك مي گم ... واقعا ما ايراني ها هر بلايي كه سرمون بياد حقمونه ...
انقلاب اجتمائی فقط زمانی امکان پذير است که نفرت توده ها آنقدر نسبت به يک سيستم حکومتی قوی باشد که هر نوع تعويض دولت در درون سيستم خللی در اراده توده ها نسبت به امر سرنگونی نظام و کسب قدرت ايجاد نکند. انقلاب بهمن گواهی اين ادعا است. ! توده ها و حتی رهبر پليد انقلاب يعنی خمينی ، خواهان سرنگونی سلطنت بودند. کابينه پشت کابينه عوض شد. آموزگار ، شريف امامی ، نصيری ، بختيار . از ميان اين حضرات ، يکی نظامی تر بود ، ديگری ليبرال تر و سازشکارتر ، اما آيا برای انقلابيون فرقی هم ميکرد. !؟؟؟ باز حرف اول و آخر همان بود « ما ميگيم شاه نمی خام ، نخست وزير عوض ميشه \ ما ميگيم خر نمی خام پالون خر عوض ميشه » .
حکومت اسلامي داره لاغرتر ميشه ،باز هم بايد يک جناح از رژيم بره بيرون و اين رژم ضعيفتر ميشه راهي جز مقابله مردم با حکومت اسلامي نمونده . وقتي ۲ تا ادمکش را ميذارن جلو مردم،وضع رژيم بايد خيلي زار شده باشه. بحران بيشتر و مرگ جمهوري اسلامي نزديک تر ميشه. زنده باد ازادي برابري جمهوري سوسياليستي
احمدی نژاد اول شد.
* پيامي از ساحل شمالي: ”صدای ناقوس سونامی انقلاب اکنون ... مقدم سونامی انقلاب مبارک باد.“ * در ضمن، واسه رفع شبهه بگم كه من منظورم از اصلاحات هميشه عبارت است از تعمير و روبراهسازي جنبش رهائيبخش در ايران و آدرس دادن به مشكلاتش نه پروژه منقّص و عقيم دوّم خرداديها در داخل مجموعه نظام؛ هر چند كه همان نيز في نفسه حاوي عبرتهاي بسيار است.
بر اساس اعلام رسمی ستاد انتخابات کشور : محمود احمدی نژاد حائز اکثریت آراء شمارش شده است بر اساس اعلام رسمی ستاد انتخابات کشور : آخرین نتایج رسمی بدست آمده از شمارش آرا در شهرستانهای مختلف تا ساعت ? 2/45?بامداد، بدین شرح است : از مجموع 882636 رای ماخوذه محمود احمدی نژاد 462115 رای اکبرهاشمی رفسنجانی 387401 رای 33120 رای باطله تبریک واقعا...
سونامی انقلاب ! حکومت اسلامی نیز در انتخابات اخیر ، انتخابی میان بد و بد تر داشته است . برای رهبر، رفسنجانی بدتر بود . انتخاب احمدى نژاد آخرین گزینه نظام بود . در این حقیقت و بواقع هم نباید تردیدی میداشت . عقلانیت این حکومت حکم می کرد تا ذره ائی دربرابر زیاده خواهی های هرروزه و متراکم شده مردم عقب ننشیند . رفسنجانی هرچند که در ایجاد وبروز این زیاده خواهی ها نقشی نمی توانست داشته باشد ، و به احتمال زیاد بیش ازهر کس دیگری ودر درازمدت در مقابل آنها می ایستاد ، ولی در کوتاه مدت و بخصوص در تب و تاب انتخاب احتمالیش ، قادر به پیشگیری ازانفجار خشم برحق مردم نبوده و نمیتوانست باشد .
آرياي فطين؛ ميدوني درد عظمي در چيه؟! انگاري اين بچّه ها با يك امر عجيب و غريب و غير قابل انتظاري مواجه شدن! حالا وقتي توي نوعي ميگي آخه بيائيم و اين جمله خاص از وقايع امروزين خود را بگذاريمش در متن/كانتكس كتاب تاريخ و عقل و فرهنگ جنس انسان و نوع ايرانيش بلكه بفهميم بر ما چه ميرود؛ آنگاه حوصله اين معتادان كه به فيكس هاي تند و تيز = بخوان تحليلهاي آبكي كه ربع قرن نه بلكه در قرن گذشته باهاش دلخوشن و محتاج حسابي سر ميره و ادا و اطوارهاي ناشي از اذهان مسخشان نيز در همون رديفه. اينقدر كه اينها به حكومت و سياست و قدرت و روزمرّگيهاي عفنش دلمشغولن و از آخر هم چون هميشه مات و مبهوت؛ (خاتمي هم كه آمد همه از اپوزيسيونش بگير تا مردم و برو تا ولايتيهاي ذوبشده در رهبر همگي شاخ درآوردند) اگر به مسائلي خوشساخت و صورتبندي شده ميپرداختند كه خود در اصل زمينه سالمسازي امور سه گانه فوق است؛ آنگاه البتّه كه ما اينجا نبوديم. آرياجان؛ به اون كلبهعلي بگو كه سماور رو داغ و غلّان نگه داره كه كارمان زار زار زاره!
چه قدر هوا سنگین است و زمان کند می گذره...
شبح عزيز! وقتي اپوزيسيون قهر ميكند و بجاي مال خود كردن موقعيتها در بازي شطرنج تحميلي رژيم مشاركت نميكند تا رژيم مشروع نشود(!!!!!) خب عاقبت همين ميشود ديگر. مشروعيت را بايد بصورت عملياتي در صحنه ثبت كرد نه در كنج خانه با قهر و ناله بدون برنامه...اين موضوع بسيار سختي نيست براي فهميدن.
سلام شبح گرامي! با عنوان: سوءتفاهم، ويروس ويرانگر انتخابات غيردموكراتيك البته مثل اينكه كار از كار گذشته و ما از يكماه ديگر اگر كودتا نشود اينترنت نداريم و همه يا در بدريم يا زندان و يا با قاضي مرتضوي داريم گپ دوستانه ميزنيم. ملامتي نيست بر انتخاب ملت! و صدالبته ملامتي هم نيست بر تحريم كنندگان: بقيه را براي اصلاح آينده و عبرت از گذشته در وبلاگ خطورات بخوانيد .
...از فراز بام هاشان، شاد
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
جزييات نتايج به تدريج از سوي وزارت كشور اعلام خواهد شد. انتهاي پيام
پر پرواز ندارم اما
روشنفکران و بهاصطلاح نخبگان ايرانی بار ديگر در مقابل تودهها کيش و مات شدند!
روشنفکران و بهاصطلاح نخبگان ايرانی بار ديگر در مقابل تودهها کيش و مات شدند!
دوستان عزيز!
افتضاحی به نام انتخابات در حکومت طالبان اسلامی ايران.
بر طبق گزارش ارسال شده توسط خبرنگار سايت انتخابات نتايج آرای شمارش شده در برخی از صندوق ها به شرح زير می باشد: صندوق 666: احمدی نژاد 234 رأی و هاشمی 123 رأی ... تير ۱۳۸۴ در مسجد الرسول نازى آباد بين بازرسان وزارت كشور و ناظران شوراى نگهبان درگيرى رخ داده است. گفته مى شود بازرسان وزارت كشور توسط ناظران بيرون انداخته شده اند. منبع شرق آنلاین
آخرين اخبار انتخابات _۸ ۳ تير ۱۳۸۴ عليرغم تمديد ساعت راى گيرى تا ساعت ۲۳ در برخى حوزه هاى راى گيرى در مناطق خانى اباد و يافت اباد شمارش ارا اغاز شده است.گزارشهاى رسيده حاكى است در حوزه انتخابيه مدرسه پيروان زينب برق قطع شده و صندوق راى مفقود گرديده است. منبع شرق آنلاین
دکتر علیرضا نوری زاده، دقایقی پیش در مصاحبه با صدای آمریکا اظهار داشت تقلب در انتخابات امروز در طول تاریخ جمهوری اسلامی بی سابقه بوده است. وی افزود نسبت درصد آراء احمدی نژاد به هاشمی هفتاد به سی گزارش شده است.
.... آتش خانم گرامی. ببین خانم. من از آن تیپ آدمها نیستم که وقتی کم میارن در استدلال و برهان و ادلّه، یه دفعه برای تاراندن طرف بحثشون به فحّاشیگری متوسل بشن. نه خواهر عزیز. اینطور نیست. من اول مطلب را می خونم. اگه دیدم طرف، الفبای سخنگویی و پرسشگری و تاملات فردی را؛ ولو خردلوار باشند، فهمیده و گواریده و دریافته باشه، خب! تلاش می کنم که گرهگاههای معضلی را که نفهمیده تا میتونم، مخصوصا در اینگونه نظرخواهیها، مختصر و مفید، یه اشاره ی بازگشاینده بکنم. اگر اهل اندیشیدن و جستجو باشه، اونوقت خودش میره دنبال کنکاویدن و یافتن حقیقت و کذا و کذا. اگر هم انسان متعفن مغز و توالت کارکتر باشه، فقط یه تذکر کوتاه میدهم و میرم. حالا اگر تمام توالتهای دنیا را نیز بر سرم خراب کنه، لام تا کام با او سخنی نخواهم گفت. اینکه می بینی الان می خوام دو سه کلمه با تو حرف بزنم، برا اینه که می دونم آدم دلسوز و مسئولیت پذیری هستی. فقط یه تذکر کوچک می دهم و گورم را گم می کنم. اصلا دوست ندارم به مصاف فکری فراخوانمت و شبانه روز بنشینم پای کامپیوتر و برایت فقط کلکلکل کنم. نه به خدا. اینطور نیست. من، افکاری را که خودم به آنها رسیده ام و هیچگاه نیز به نصّ ازلی - ابدی بودن آنها؛ اعتقادی ندارم، تلاش می کنم در زبان خویشپرورده ی خودم، عبارت بندی کنم. اینکه آیا دیگران چیزی می فهمن یا نه، راستش را بخواهی چندان مدّ نظرم نیست. فقط امیدوارم که آنانی که مطالب مرا می خوانند، چیزی بفهمند. همین. بحث من در باره ی فرهنگ و دین و خدا و حکومت و داد و غیره و اساسا مقوله ای به نام انسان و تمام آن چیزهایی که مربوط به زندگی مشترک و همزیستی میشه، بحثهایست فنّی و تئوریک. حالا اگه من بیام و فرضا بخوام با تو در باره ی همان اعتقادات فردی ات، گفت - و - شنود مستدل داشته باشم، مطمئن باش که در همون قدمهای اول، ضربه فنّی خواهی شد. علّتش را می دونی چرا؟. برا اینکه در مسئله ی گفت - و - شنود، بایستی تو و من، در آغاز به یک پرنسیپ در باره ی معنای کلماتی که به کار می خواهیم ببریم، حتما برسیم. درست از همین نقطه است که مشخّص میشه، کی چی می فهمه، کی تو باغ نیست. پیشنهاد می کنم قبل از اینکه بخواهی از روی بخار معده، چیزی را ببری و بدوزی، حتما برو و مجموعه آثار افلاطون را به ترجمه ی زنده یاد « لطفی تبریزی » بگیر و بخون. مخصوصا در باره ی آن پرسشهائی که سقراط از دیگران میکنه خوب بیندیش. بعدش بیا همین جا و اگه برایت زحمتی نیست به گمراهان وادی حیرت و پرسش و شگفتی؛ یعنی آریا و سعید و شاید دیگرانی بسان ما، چیزهایی بیاموز. من افتخار می کنم شاگرد تو باشم و از تو بیاموزم که چگونه می توان با دردهای اجتماعی گلاویز شد، بدون آنکه قطره خونی از دماغ انسانی چکیده شود یا زندگی و جان، آزار ببیند. مرسی عزیز. ///
مهر انتخاباتی به سرقت رفت http://www.entekhabat.com/archives/2005/06/post_861.html
به گزارش ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه ی صدای آمريکا، در چند مرکز اخذ رای جنوب و شرق تهران چنان تقلبی صورت گرفته است که وزیر کشور با صدور نامه ای به فرماندار تهران، ابطال صندوق های این مراکز را درخواست کرده است. اما مسئولین ستاد در جواب، نامه ی وزیر کشور را قانونی ندانسته و ابطال صندوق ها را منوط به دستور شورای نگهبان دانسته اند. گویا "احمد جنتی" دبير شورای نگهبان قانون اساسی به نامه وزير كشور پاسخ داد و در آن تاكيد كرد: چون گزارش مستندی كه حاكی از تخلفاتی كه مخل به سلامت روند رای گيری باشد، واصل نشده است، توقف انتخابات ولو به صورت موقت در شعب خاص خلاف قانون بوده و اعلام نماييد هيچ شعبهای روند رای گيری را متوقف ننمايد.
درست است ما باید به فکر فدا و فرداهای انتخابات باشیم!! به فکر آن بچه ی نازی آباد که از فرط گرسنگی و فقر تن به فاشیسم می دهد او هم اگه نانی برای خوردن داشت امروز از آزادی بیان سخن می گفت در آخر هم می گویم رای دادن یا رای ندادن مسئله ی مهمی نیست مهم مقاومت کردن است چه هاشمی رای بیاورد چه احمدی نژاد!!
شبح جان ساعت ۴ صبح در خيابان چی می کردی ؟؟؟ زياد چای نخور تا خوابت ببره. :) شبح مهم وجدان انسانی ست . و کلا چيزی رو که فکر می کنیم به نفع انسان هاست و خود ما هم یکی از ان انسان هاهستیم باید انجام دهیم و جون کاملا بدون هر شک وتردیدی بهش اعتقاد داریم پشیمان هم نیستیم.
شبح جان سلام .
اظلاعيه شماره ٢ از ترس اعتراضات صندوق راى گيرى رژيم در اتاوا و ليون جمع شد سفارت حکومت اسلامى روز پنجشنبه در سايت رسمى خود اعلام کرد که در اتاوا پايتخت کانادا دور دوم انتخابات حکومتى برگزار نخواهد شد. سفارت جمهورى اسلامى محدوديت زمانى را بهانه تعطيل کردن صندوق انتخابات کذايى شان اعلام کرده است. اما روشن است که اين يک عقب نشينى در برابر اعتراضات عليه جمهورى اسلامى در اين کشور است. در دور اول مضحکه انتخاباتى تظاهراتى در اتاوا در برابر سفارت رژيم صورت گرفت که تعداد زيادى در آن شرکت داشتند و بر در و ديوار سفارت به نشانه اعتراض به رژيم جنايت اسلامى رنگ قرمز پاشيده شد و ساعتها عليه حکومت شعار داده شد. همچنين هما ارجمند کادر شناخته شده حزب در کانادا و سخنرانان ديگر سخنرانيهاى تندى عليه حکومت اسلامى ايراد کردند. تعطيل اين مضحکه يک پيروزى براى مردم معترضى است که در سراسر جهان براى به شکست کشيدن جمهورى اسلامى تلاش و مبارزه ميکنند. همچنين بنا يک گزارش ديگر در شهر ليون فرانسه نيز حکومت اسلامى صندوق رايش را از ترس اعتراضات جمع کرده است. بنا به گزارشى که فعالين حزب در ليون فرانسه فرستاده اند جمهورى اسلامى از ترس برپايى اعترضات، صندوق راى گيريش را در ليون جمع کرد. در دور اول انتخابات در برابر هتلى که براى راى گيرى تعيين شده بود فعالين و دوستداران حزب دست به اعتراض زدند و اين اعتراضات با شعار مرگ بر جمهورى اسلامى و زندانى سياسى آزاد بايد گردد و شعارهاى ديگر چند ساعت ادامه يافت. سفارتى ها پليس را خبر کردند. پليس وحشيانه به معترضين حمله کرد و آنها را متفرق نمود اما اعتراض ادامه يافت. اين بار نيز فعالين حزب براى انجام تجمع اعتراضى رسما مجوز گرفتند و شعبه سازمان جوانان کمونيست فرانسه در اين شهر و چند سازمان ديگر از آنها پشتيبانى کردند. اما روز گذشته اعلام شد که جمهورى اسلامى صندوق رايش را از اين هتل جمع کرده است و قرار است در شهرک ديگرى که دهها کيلومتر از ليون فاصله دارد صندوق بگذارد. فعالين حزب ميگويند مردم را براى اعتراض در اين محل نيز بسيج خواهند کرد. تشکيلات خارج کشور حزب کمونيست کارگرى ايران ٢٤ ژوئن ٢٠٠٥ - ٣ تير ١٣٨٤
شبح چرا خفقان گرفته آخه ؟! اين نظرخواهيت چه مرگش شده؛ چرا اينطوريه؟! يه بار چاپ كن ۱۰۰ بار ارور بده!!!
بجاي منفي بودن ريشه و منفي زير راديكال و ازيندست حرفا بايد شبح اوضاع را به يك چند جمله اي مركب تمثيل ميكرد كه سعي در تجزيه آن به عوامل اوّل ميكرديم در دوره دبيرستان. منتهي خودش خوب ميداند كه هر حدسي را كه از براي خرد/تجزيه كردن آنها ميزديم و به نتيجه منجر نميشد را با حدس ديگر جايگزين كرده و به عمليات رياضي مي پرداختيم تا بالاخره طلسم شكسته بشود. بقول دوستي شما ميدانيد كه حتّي اينكار واسه كامپيوتر هم بسيار مشكله. حالا من ميگم بيائيد اوضاع مشكلات و بحرانهاي انباشته بر روي هم ما را همان جملات رياضي و مركب در نظر آوريم كه قصدمان تجزيه و سپس ريشه يابي واسه ايكس و ايگرگ و زد است؛ مثلا. يعني چي اين حرف؟! يعني بيائيم پروژه اصلاح طلبي درون نظام و دولت سازي را در مقابل دست نزدن به قواره حكومت، قانون اساسي، را منصفانه از امروز نقد كنيم و بريم دنبال طرح يك حدس ديگر از براي تجزيه/بن بست شكني و كذا. آنطور كه شبح اوضاع را مجسّم كرد سر از نهيليزم و عاقبت انقلاب درمياريم. روش متين امّا در رده سلسله اي از حدسها و ابطالهاي پوپري است كه نه تنها حكايت از اميد به جواب دارد بلكه بعيد است به انقلاب يا كودتا يا شورشهاي پوپيوليستي منجر بشود. هر گاه ما ياد بگيريم كه مواضع سياسي خود و راههاي وصول به آنها را صرفا پيشنهادي بدانيم و بس آنگاهست كه دچار دگما و تقديس بخشيدن در حيطه فعّاليتهاي اجتماعي/سياسي نميشويم؛ آنهم نه در مقام وسايل و نه اهداف و لذا اوضاع بطور تكاملي و درس/عبرت آموزي از خطاهاي گذشته به پيش خواهد رفت. روش شبح ما را از درس گيري بازميدارد. او به جهش معتقده و من به تكامل تطبيقي و متدرّج متناسب با توسعه فرهنگي مردممان. او به دگماتيك و ايده ئولوژيك و ماركسي كردن يك و فقط يك برخورد/راه حل كذائين با اوضاع كشورخودش معتقده و من با پلوراليستي و تبعا جمعي كردن عقل مردمانمان بدنبال رشته اي از حدسها و ابطلالهايم. او قضيه را بي ريشه و راه حل ميابد و از پي پروژه بسيار خطرناك و خونريزي همچون انقلاب ميگردد ولو بيانش نكند و من ميگم بيائيد به خوشساختي اين اوضاع/چند جمله اي مركّب اميدوارم باشيم و بجاي ديدن ريشه زير راديكال و بستن دستهايمان؛ راه حل را درعقول مشترك جمعي خويش جستجو كنيم. از امروز به نقد پروژه اصلاح طلبان بپردازيم؛ كه يافتن حدس بعدي دقيقا آبشخورش از همينجاست. كار را از جائي كه خراب شده برويد دنبال تعميرش نه از سر نو غزل خانم بازيهاي نافرجام!
ای بابا این شراگیم منو هم به غلط انداخت! ببخشید شبح جان! من هم مطلب آقای معروفی رو خوندم و چهقدر هم زیبا بود.
سلام شبح جان!
سلام شبح جان!
سلام شبح جان!
دموکراسی رفسنجانی؟ نهمین انتحابات ریاست جمهوری بار ديگر مسئله چگونگی دسترسی به «دمکراسی» را در مرکز توجه مردم ايران قرار داده است. جناح «اقتدارگرا» (احمدی نژاد) خواهان بريدن سر آزادی های مدنی با شمشير است. اما؛ جناح «معتدل» (رفسنجانی) در مخالفت با اقتدارگری خواهان به ارمغان آوردن «دمکراسی» بورژوايی غربی به ايران است، تا سر مردم رادر آينده با پنبه ببرد. انتخاب رفسنجانی یا احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور تفاوتی اساسی برای زحمتکشان نخواهد داشت. کارگران، جوانان و زنان آگاه ايران به نوع ديگری از «دمکراسی» برای دسترسی به آزادی های مدنی اعتقاد دارند: دمکراسی سوسياليستی. ....http://www.javaan.net
باز هم سلام...متوجه اشتباهم شدم...آن نوشته متعلق به عباس معروفی بود...دیروز انقدر از خواندنش سر وجد آمدم که متوجه نشدم...امروز اتفاقی در وبلاگ ایشان با آن نوشته مواجه شدم...این مضحکه پاک تمرکزم را به هم ریخته...!!
تست!
در زندان های دوران شاه گاهی شکنجه گران ساديستی به قربانی حق انتخاب شکنجه ميدادند.« استعمال بطری نوشابه » يکی از انواع شکنجه ها بود. و جلادان با لبخندی ساديسمی سوال ميکردند [ پپسی يا کانادا درای ؟ ]. زندانيان مقاوم هيچ گاه تن به اين بازيها نميدادند و شکنجه بدتر [ و در اينجا بطری کانادا که کلفت تر بود ] را گاه صبورانه تحمل ميکردند. عده ای فلک زده هم از « حق انتخاب » خويش استفاده کرده و سر به زير و شرمنده « پپسی » را بر ميگزيدند !! مضحکه انتخابات آزاد در ج. اسلامی انسان را ياد اين حکايت دردناک می اندازد !!! ولی دردنکتر از هر چيز ، اينه که کار بجايی کشيده که حتی بعضی احزاب و روشنفکران ؟؟ لبخند زنان و با پرچم زنده باد هاشمی [ بخوان زنده باد پپسی کولا !! ] به استقبال انتخابات آزاد ميروند !
شرود گرامی ۳۲ دوست عزيزم به من توجه کن خوب ميدانم که بسياری به من ميخندند و مرا کسی که زيادی در مورد مسائل ايران به امريکا اهميت ميدهد !!!! ميدانند شما دوستان در ايران به هر سناريوئی که رو کنيد و به هر شکلی که اين پروسه دموکراسی را که خودتان ميخواهيد پيش بريد مساله جدائی است باز هم ميگويم امريکا بنا بر خطی از منافع خود که ربطی به خوش آمدن و خوش نيامدنش از رژيم اسلامی ندارد تصميم به تغيير رژيم ايران گرفته چون مطلقا به اندازه سر سوزنی هم نميتواند به آنان اعتماد کند چشمان خود را باز کنيد بايد با اعتراض بلاانقطاع !!!!!! فشار مردمی روی اينان بماند که به همراه فشار امريکا از خارج اينان را وادار به تسليم خواست مردم کند و ايجاد يک جمهوری از مردم بر مردم برای مردم را امکان پذير سازد . برای من چون روز روشن است که اين توده پر انرژی پر توان تحصيل کرده که رژيم به آنان بندی از فشار اجتماعی سياسی زده و اغلب بيکار و بی آينده هستند کشتی جامعه ايران را به ساحل امن رهنمون خواهند کرد .
مردم معترض، حکومت نظامی، شب قبل از انتخابات اخبار تا ساعت 10 شب پنجشنبه از شهرهای مختلف
بنا به اخباری که سازمان جوانان کمونیست دریافت کرده است جمهوری اسلامی در وحشت از اعتراض مردم به یک حکومت نظامی اعلام نشده دست زده است: تبریز: بنا به خبر انجمن جوانان آزادیخواه در روز گذشته (چهارشنبه) در تبریز در منطقه آبرسانی مردم علیرغم حکومت نظامی اعلام شده دست به تظاهراتی زده اند و از جمله شعار "آزادی و برابری حق مسلم ماست" سر داده اند. این تظاهرات که تا 2 بامداد ادامه داشته است با هجوم نیروی های سرکوبگر روبرو شده است. اخبار امروز حاکی است که مناطقی از شهر تبریز تماما توسط نیروی انتظامی کنترل میشد و به مردم حتی اجازه توقف داده نمی شد. یک حکومت نظامی عیان. اصفهان: روز گدشته صدها تن از دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان تظاهراتی در محوطه دانشگاه بر علیه انتخابات برپا کرده اند. اخبار امروز حاکی از این بود که مردم زیادی در میدان انقلاب اجتماع کرده بودند و جو ملتهب بود. نیروهای انتظامی بشدت از اجتماع مردم جلوگیری میکردند و اجازه تجمع نمی داند. تهران: امروز پنجشنبه تمام منطقه جلو دانشگاه تهران میلیتاریزه بود و قدم به قدم نیروهای "مبارزه با مواد مخدر" ایستاده بودند. علیرغم این مردم در برابر دانشگاه اجتماع کردند و سرانجام به درگیری هایی انجامید و آخرین خبر ما این بود که جمعیت بسوی کوی دانشگاه در حال حرکت است. سنندج: اخبار رسیده از سنندج حاکی است که فضا بشدت نظامی و ملتهب است. کرمانشاه: تمامی چهار راه ها و میادین اصلی کرمانشاه توسط نظامیان قرق شده است اما علیرغم این جمعیت زیادی از دختران و پسران در برابر نظامیان که بشدت نگران و مشوش هستند، صف آرایی کردند. صدای موزیک غربی از ماشینها بلند است و دختران و پسران در کنار هم نشسته و دیوارآپارتاید را شکستند. بنا به خبر انجمن جوانان آزادیخواه جو کرمانشاه تا ساعت ارسال خبر (10 شب) ملتهب بوده است.
مرگ بر جمهوری اسلامی زنده باد جمهوری سوسیالیستی
سازمان جوانان کمونیست 2 تیر 1384 ، 23 ژوئن 2005
«پیشنهادی می کنم که آنها نمی توانند رد کنند.»
نانای عزیز به توصیه ی تو رفتم و آن مقاله را علیرغم فیلتر بودنش خواندم. بله مقاله ی کاملا جالب و متینی است. این خواسته ها که مطرح شده مسلما خواسته های اکثریت اصلاح طلبان است فکر نمی کنم اختلاف جدی ای با هم داشته باشیم همانطور که در بسیاری نوشته های موجود کم و بیش همین نقطه نظرها قابل رویت است. فکر می کنم آن نظر مرا در مورد راهکارهای موجود در وبلاگ شبح خوانده ای؛ من هم معتقد به "فقط رای دادن" نیستم و بیشتر به دنبال اعتراضات هدف دار و مشخص و تشکیل نهادهای مردمی و در عین حال نظارت فعال و تقویت جنبه های مردمی در همین حکومت هستم. بنابر این به نظر من بازی بعد از انتخابات تمام نشده که شروع شده است، و فرصت مغتنمی که این انتخابات در تقویت روحیه کار گروهی برای دفع دشمن مشترک ایجاد کرده است می تواند و باید به مسائل دیگری تسری پیدا کند که اولین آنها زندانیان سیاسی هستند. ببین از نظر من راه اجرائی وجود دارد ولی آیا بستر آن هم مهیاست؟ نمی دانم و این جوابی است که باید از رفتارهای مردمی برداشت کرد. مشکل اصلی در همین نکته است که آیا بعد از انتخابات حمایت از آزادی زندانیان به صورت تجمع های مدیریت دار صورت می گیرد یا نه؟ و آیا به زودی جنبش های دانشجوئی به عنوان نیروی رادیکال و غیر دولتی می توانند دوباره خودشان را باز یابند؟ فعلا این ملت ثابت کرده است که در حرکت های خود انگیخته بسیار هماهنگ عمل می کند ولی آیا تا کی باید منتظر تشکیلاتی منسجم بمانیم که بتواند به معنای واقعی هماهنگ با مردم؛ مردم را برای اقدامات جدی هماهنگی کند؟
شبح عزیز. عالی بود. مخلصم و دستت درد نکند.
شبح عزیز؛ هوارا!! سیام شدم
اعتراضات مردم تبریز بر علیه رژیم در شب گذشته: "آزادی و برابری حق ماست!" چهارشنبه 1/4/1384 ساعت 11:30 زنان ، مردان ، و جوانان تبریز در شب گذشته باز به تظاهرات ضد آخوندی و اسلامی دست زدند . اعتراضات از خیابان تبلی باغ شروع شد و از میدان قطب گذشته به طرف آبرسانی کشانده شد . نیروی انتظامی مثل گذشته به تحریک مردم پرداخته بود و گاردهای ویژه رژیم تمام خیابانها را پر کرده بود . هجوم مردم بیش از هفته گذشته بود . مردم با شعارهای : " آزادی ، آزادی ، آزادی " و " دانشجو بیدار است ، از جمهوری اسلامی بیزار است " و " آزادی و برابری حق ماست " و ... به اعتراظات خود ادامه می دادند . از هر طرف سیل بیشماری از نیروی انتظامی به طرف مردم هجوم می آوردند اما مردم بی آنکه ترسی داشته باشند به جلو رفته و به تظاهرات خود ادامه می دادند . گاردهای ویژه وقتی دیدند نمی توانند جلوی اعتراظات مردمی را بگیرند ، لباس شخصیها وارد صحنه شدند . با ورود لباس شخصیها مردم بیشتر شور و شوق برای اعتراظ پیدا کردند و به قدری پیش رفت که مردم دوبار به طرف عکس خود برگشته و تا میدان ساعت اعتراظات را گسترداندند . اعتراظات ضد جمهوری اسلامی تا ساعت 2 الی 3 ادامه داشت . تا هم اکنون هیچ خبری از تعداد گرفته شده به دست رژیم به دست نرسیده است . مردم آزادیخواه و انقلابی به پا بخیزید . رژیم آخوندی و اسلامی از شما بیم دارد . مردم تبریز دوباره خماسه های تاریخی بیافرینید . زنده باد مردم آزادیخواه زنده باد مردم برابری طلب تبریز مرگ بر جمهوری اسلامی، زنده باد آزادی و برابری
انجمن جوانان آزادیخواه تبریز 2/4/ 1384
کاوه آهنگر در راه است! تو گيلان پخش شده! دوستم تازه از شمال اومده . حيف دير رسيده! فوری گذاشتیم تو اینترنت!
کاوه آهنگر در راه است! تو گيلان پخش شده! دوستم تازه از شمال اومده . حيف دير رسيده! فوری گذاشتیم تو اینترنت!
با سلامی به گرمای آفتاب .هنوز هم تحریم هر گونه همراهی با این رژیم را عاقلانه و آگاهانه ترین راه می دانم .
به نقل از پيك ايران: کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی : کیانوش سنجری فعال دانشجویی - سیاسی ساعاتی پیش در منزلش درتهران بازداشت شد.
مساله ما اينست که هنوز می ترسيم! از باهم بودن می ترسيم! از شناختن و شناخته شدن می ترسيم ... آنوقت به روزی می رسيم که عده ای که کمتر می ترسند يا دليلی برای ترسيدن ندارند و با هم هستند می توانند نظراتشون رو به عنوان نظر غالب مطرح کنند و خواسته هاشون رو به پيش ببرند! دوست عزيز به نظر من ممکنه انقلاب دست من و شما نباشه و حتی در کارامد بودن يک انقلاب اونهم در شرايطی که مردم محترم ما سطح فهم و شعوری در اين حد دارند که مشاهده می کنيد تنها باعث بالا رفتن عده ای سود جو می شود... ولی مبارزه کردن ممکن است. متحد شدن ممکن است. با هم بودن و گروه تشکيل دادن ممکن است. جذب کردن ديکران و کارهای فکری انجام دادن و مبارزه با خرافات ممکن است. اونطور که من متوجه شدن بيشتر ما تشنه دونستنيم ولی کسی رو برای حرف زدن و روشن شدن سراغ نداريم! دوست عزيز به نظر من بايد برای تاثير روی مردم در بين آنها بود بايد از فردها تبديل به يک جمع بشيم... کوچک بودن مهم نيست! بودن مهم است.
mobile at ham ke shabane rooz khamoosh ast...:(
شبح جان آن متن بلند بالای بسیار زیبای کنار صفحه چه شد؟!؟! خوب شد لینکش را وقت نکردم بگذارم و الا باید به یک کرور آدم جواب پس می دادی...!
سلام شبح عزیز:بنظرم سرنخ حل معادله همانیست که در.......گفتم.یعنی حرکت از گزینه سوم برای یافتن فرمول گزینه چهارم!با این وصف من فعلآ عینیت یافتن گزینه چهارم را عملی نمیبینم.چون رژیم ج.ا طی ربع قرن گذشته با انواع سرکوب و ارعاب و اعمال خشونت جامعه ای منحط که مهمترین ویژگیش ریا و تزویر و همچنین ترسوئی و بی ارادگی ایست بوجود آورده .از دیگر سو آن اندک پتانسیل ایجادشده در جامعه نیزطی هشت سال گذشته توسط اصلاح طلبان حکومتی بطورسیستماتیک تخلیه و تلف شد.لذا برای رسیدن و یا کشف فرمولهای راه حل چهارم باید بسترسازی لازم را از گزینه سوم صورت داد.یا بعبارتی حرکت روز شنبه را باید از نقطه سوم آغاز کرد.
سرت گرم و دلت پر ز بزم .شبح جان
دوستان فراموش کردم دليل خوش بينی خودم را برايتان بنويسم !!!!!!! بازگشتم که بگويم دليلم اين است : انرژی و توان عظيم تحصيل کرده ای در ايران است که در حال انفجارند اينان به راحتی ميتوانند خواست خود و مردم را به کرسی نشانند و خواهند کرد . من به همه شما قول ميدهم . نانا
شبح و دوستان گرامی تنها آمدم بگم اندکی تحمل کنيد . زين پس هر اتفاقی که بيفتد مهم نيست تنها کار مثبت برای جوانان و دانشجويان حلقه زدن حول خواست مردانی چون گنجی و زرافشان و خواست رفراندوم . من نانا به همه شما قول ميدهم که اين بار پيروزی با مردم است به شرفم سوگند . نانا
سخت به دل نشست.
زيبا بود و حرف دل ما
shabahe aziz! maghaleye zibayi boood. rastash doost daram az in begooyi ke fekr mikoni oza masaln dar salhaye daheye 50 dar iran chegoone bood? chegahdr ehtemale enghelab miraft va ya az key oza degargoon shod? dar in mored benevis. rasti in plakardhaye hezb dar sanandaj ra ham bebin :
می دانم از دست من دلخوری و تا سالیلن سال در دلت از من کینه خواهی داشت. و هرگز هم به کامنت من مستقیمآ جواب نمی دهی: تقصیر خودت نیست تو مال اون دوره های خیلی گذشته ها هستی با پوستی نازک. اما با این گفته ات تا حدود زیادی موافقم: «« این پیچیده گی روان ایرانی را نمیشه با نصیحت و توصیه و توهین و شماتت و تمسخر و امثالهم به مداوایش کوشید. نه!. باید یاد گرفت کلنگ و بیل را بی خبر از همه در زمین ناممکنها به چرخش در آورد.»»
يک چيزی به ذهنم رسيد: جامعه کاملاً دو قطبی شده. اگر احمدینژاد رأی بياورد طبقهی متوسط شهری بشدت نااميد خواهد شد. در اين صورت میتوان با سازماندهی اعتصابها و اعتراضها (به تقلب در انتخابات) به صورت مسالمتآميز حکومت را بشدت تضعيف کرد. اين که میگويم اعتصاب، برای آن که طرحهای احمقانه (که مثلاً به خيابان بياييد و شعار بدهيد) هرگز از عهدهی طبقهی متوسط بر نمیآيد، اما اعتصاب آن نظام بوروکراسی حکومت را فلج میکند.
شبح جان عزيز تحليل درستی از سناريوهای مختلف کردی. ۱- رای دادن به هاشمی اشتباه دراز مدته زیرا همانطور که مشاهده می کنیم اصلاحطلبان که ناجیان حقیقی و محافظان متفکر این سیستمند و از دور خارج شده اند، اکنون به اجرای نقشه «ب» که همان رفسن جانیست برای حفظ نظام در تلاشند. تحریم در این سناریو برنده است زیرا به رژیم «نه» گفته ایم. و نقشه«ب» رژیم را هم برهم میزنیم. ۳ - رای ندادن بهترين و عاقلانه ترين کار يک ايرانيه. اگر تمام نوشته های دوستان در همین ویلاگستان را در مورد فوائد و ضرورت تحریم را گرد اوری کنیم به یک کتاب دست پیدا می کنیم. ۴ - با تو کاملآ موافقم. در پايان اضافه کنم که احمدی نژاد نمی تواند و به او اجازه نخواهند داد تا کاری بکند که برای بقای رژيم خطرناک باشد. پس از رئیس جمهور شدنش نباید ترسید و انهایی که از ترس احمدی نژاد (مترسک) به رفسنحانی می خواهند رای بدهند، کلاه تنگ و درازی چرب و نرم در بالای سرشان اماده است.
شبحی ناز!. ..... یادمه توی خانواده ی یکی از بستگان دورم، غلغله و کتک کاری شدیدی شده بود. مادر بیچاره ی من با سراسیمه و هراسان وارد خونمون شد و داد زد: ننه چی نشسته اید که خوار و برادر همدیگه را تیکه و پاره کردن. بدوید!. فریاد رسی کنید!. یادمه اون روز، پا برهنه با زیر شلواری حالا ندو و کی بدو. وقتی رسیدم به منزل اون بستگانمون. دیدم ای داد و بیداد! هفت هش نفر، آش و لاش و خونین و مالین به گوشه و کنار افتاده ان. تمام وجودم می لرزید و وحشت داشت مثل خوره وجودمو می خورد. با یه بدبختی تونستم از لابلای ازدحام مردم یکی از آدمایی را که سرش به تنش می ارزید یه گوشه ای بکشم و بپرسم چی شده؟. دعوا اصلا سر چی بود؟. دیدم یارو یه پوزخندی زد و گفت: خنده ات میگیره اگه بگم. گفتم خب بگو در هر صورت. گفت: دعوا سر این بوده که کیا باید آخر هفته برن اون هزار متر زمین بایر ارثیه ای را بیل و کلنگ بزنن برا کشیدن دیوار دور تا دورش. گفتم. همین. گفت به پیر به پیغمبر همین. بعد که با اون فرد حرفامو رد و بدل کردم. آخر هفته، کله ی سحر بلند شدم، بیل و کلنگ به دستم گرفتم بدون آنکه به کسی چیزی بگویم، راهی رسیدن به اون زمین بایر بستگانم شدم. وقتی پیداش کردم، شروع کردم از یه گوشه به کلنگ زدن. اصلا دور و بر خودم را نیز نگاه نمیکردم که آیا کسی هست یا نه. تکلیف انسانی خودم می دونستم که در حدّ توانائی ام بیل و کلنگ بزنم برای آنکه شاهد خونریزیها و کتک کاریها و آبرو ریزیها در بین بستگانم نباشم. دیدم در همون وسطای کارم، نزدیکای ظهر سه نفر دیگه با بیل و کلنگ دارند یه گوشه ای دیگه از زمین را می کنن. من اونا را اصلا نمی شناختم به خدا. هیچ حرفی نه اونا با من زدن. نه من با اونا. فقط هر کسی کار خودش را می کرد. بالاخره تونستیم در عرض دو روز، دور تا دور اون منطقه را برا پی ریزی خاکبرداری کنیم . امروز وقتی حرفای تو را خوندم. یاد اون روز افتادم. نمی دونم چرا؟. وقتی میگی رفسنجانی شده قهرمان آزادی. وقتی میگی روشنفکران مخالف و فلان و بمان دیروزی، شدن مبلّغ و مروّج رفسنجانی. مرا یاد اون حکایت پدرم از دوران مصدق می ندازه که مردم، صبح می گفتن: یا مرگ یا مصدّق. بعد از ظهرش همون مردم می گفتن: جاکش کیه، مصدّق. گمون کنم شبح عزیز. امروزه روز دیگه خوب بفهمی که چرا من اینقدر از دست « خوبترین خوبان » مملکتمون، سرخورده و ناامید و بیزارم. اگه آدم بخواد منتظر بشینه که کسانی پر مدّعا؛ ولی طبل تو خالی در میدان عمل، براش اقدامی بکنن. باید خیلی ساده دل باشه. حکایت بلدرچین و اون رعیّت یادم میاد. جهان ای شبحی عزیز. از آن انسانهای فهیم و باشعوریست که منتظر هیچکس نمی نشینن و به تن خویش، آن کاری را می کنن که بایسته و شایسته است بدون توپ در کردن و هیاهو و جنجالهای هوچیگری. وقتی مثلا « چه گوارا » می خواست « ناممکنها را واقعیّت پذیر » کند، هیچگاه نگاه نکرد چه تعدادی در پشت سرش به صف ایستاده اند یا چند هزار نشریه و رادیو و تلویزیون و امثالهم در باره ی آرزو و آرمان و ایده الش، به به و چهچه می زنن. دمکراسی ، پرنسیپ نهالیست که بایستی آن را با جان و دل دوست داشت و همسان رعیّتها با غمخواری به آبیاری و مراقبت از آن کوشید. به عبارت دقیقتر و به زبان مارکس: « آزادی می خوای داداش من!. خب! پسر برو ببین اول از همه، خودت، چی و کی هستی ». این پیچیده گی روان ایرانی را نمیشه با نصیحت و توصیه و توهین و شماتت و تمسخر و امثالهم به مداوایش کوشید. نه!. باید یاد گرفت کلنگ و بیل را بی خبر از همه در زمین ناممکنها به چرخش در آورد. ///
اول از همه باید بگم دلم برای طراحی قالبت خیلی خیلی تنگ شده بود و ما مدت های مدید بود که چشممان به جمال شبح آن چنان که باید روشن نمی شد. و اما در مورد ریشه ی موهومی حق با شماست اما من بی تجربه فکر نمی کنم حرکت انقلابی در راه باشد و یا این که اصلا چنین حرکتی صورت گیرد. مردم گرچه خسته از همه ی این بازی ها هستند اما بالاخره جان داشتن را بر بی جان شدن ترجیح می دهند. در مورد دخترت کاش می پرسیدی انگیزه اش چه بوده. او نماینده ایی از نسل جوان است.
يه كامنتم كه ظاهرن نرسيده! تو اين يكي فقط ميگم عليرغم موضع روزهاي پيشم همراهتم!
شبح عزیز...به نوشته کنار صفحه ات لینک دادم...عالی بود...
سلام شبح جان. باور نمی کنم. کمی گیج شدم. صفحه ی آینه ات مطلب جدید را نشون نمی ده (برای من) و اتفاق یتونستم بیام صفحه اصلی!!! حالا برم بخونم
بگذار به قول شاملوی عزير ما همان انسانی باشيم که سخن نگفت و آستينش هميشه از اشک تَر است ... بگذار نمايش نفرت انگيز جمعه هم به پايان رسد و ببينيم اين بار چه تهمتی به " تحريم " کنندکان می زنند و ..بگذار ...
راستی بگويم که انقلاب ايدئولوژی ساده و قابل درک برای تودهها میخواهد. هر تفکر انقلابی در زمان خاتمی توسط روشنفکران مسلط بر گفتمان جامعه به دليل شکست سوسياليسم واقعاً موجود! و فرار روشنفکران از خشونت رد شد. حتی نافرمانی مدنی رد شد! گفتمان انقلاب، شبح عزيز، متأسفانه دست گروهی افتاده که بینهايت بیمنطق، شايعهپرداز، کم تعداد و تنها پرسروصداست.
شبح عزيز.
واقعاً چه میتوان گفت؟ اوضاع مثل سال ۳۲ است که شاملو آن شعر سال بد/سال باد/سال شک/سال اشک را گفت، و اخوان آن شعر مزارآباد شهر بیتپش را. ديگر از تحليل و منطق (لااقل منطق من) کاری بر نمیآيد، بايد شعر گفت!
آخي ، عجب چسبيد.... اول شدن هم عالمي داره .
گفتم بگم اول!!! عقده اي نشم... |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1253
تعداد نظرات: 26189 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: july 10, 2006 03:39 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||