چهارشنبه، 25 خردادماه 1384 | June 15, 2005

حرف آخر

چيزی که مسلم است، و بعيد می‌دانم وقايع چند روز آينده تغييری در آن ايجاد کند، اين است که روز جمعه 27 خرداد انگشت اشاره‌ام جوهری نخواهد شد و هيچ مهری در شناسنامه‌ام نخواهد خورد. در بين دوست و آشنا و فاميل و هم‌کار کسانی هستند که انتخاب خود را کرده‌اند و در انتخابات شرکت نخواهند کرد و کسانی هم هستند که شرکت می‌کنند و به نامزدهای مختلف رای می‌دهند. اما شرکت کردن يا نکردن و يا حتا به نامزدی خاص رای دادن يا ندادن ملاک من برای دوری و نزديکی با آدم‌ها نيست. چه بسيارند که چون من در انتخابات شرکت نمی‌کنند و من آن‌ها را بسيار دور از خود می‌دانم و هستند کسانی که در انتخابات شرکت می‌کنند و حتا به کسی مانند احمدی‌نژاد رای می‌دهند اما احساس نزديک‌تری با آن‌ها دارم. عاملی که مرا با ديگران هم‌جبهه می‌کند هدف و انگيزه‌ و ميزان آگاهی و تحليل‌ و نگرش طبقاتی آدم‌هاست نه شکل ظاهری و صوری عمل‌شان.
من به افق‌های دوردست‌تری نگاه می‌کنم به بالارفتن شعور و فهم سياسی خودم و مردم. انتخابی درست اما با شعور و فهمی پايين در نهايت ثمر بخش نيست و انتخابی نادرست اما فکر شده، گيرم بر اساس تحليلی نادرست، سرانجام نکویی را رقم می‌زند. آن که فکر می‌کند و عمل می‌کند اشتباه هم می‌کند اما آن که فکر نکرده عمل می‌کند هرگز درست رفتار نمی‌کند چون رفتاری که از نظر شکلی درست است اگر از محتوای آگاهانه برخوردار نباشد گم‌راه کننده است.
به هر حال دليل محوری من برای شرکت نکردن در اين انتخابات اين است که بايد سمت سو و جهت‌گيری را از جناح‌های درون حکومتی به بيرون از حکومت منتقل کرد. تشکيل اتحاديه‌ها، انجمن‌های صنفی و احزاب سياسی و تجمع‌های غيرحکومتی و آموختن اين مسئله که حق گرفتنی است مرکز ثقل استدلال من برای رای ندادن است. اگر متشکل حقی را از قدرت طلب کنيم به آن دست خواهيم يافت اما اگر تشکل و سازمان‌دهی نداشته باشيم و دل به اين خوش کنيم که با شرکت کردن در انتخابات می‌توانیم جناحی خوش‌خيم‌تر را، در ساختار قدرت، قدرت‌مندتر کنيم و بعد آن جناح حقی را به ما تنفيذ کند در دور باطلی اسير می‌شويم که در هشت سال گذشته تجربه‌اش کرده‌ايم.
خاتمی حاصل قهر مردم از نظام در دوران هاشمی بود و اين که اکنون معين با دخالت رهبری امکان حضور در رقابت‌های انتخاباتی را پيدا کرد و شعارهایی را می‌‌دهد که در هشت سال درون قدرت بودن نمی‌داد ثمره‌ی تحريم دو انتخابات پيشين است. وقتی در دور دوم انتخابات رياست جمهوری به خاتمی رای داديم آن هم بيشتر از دوم خرداد چه شد؟ ديديم که خاتمی به جای اين که راديکال‌تر شود راست‌تر شد. دست از پی‌گيری لايحه‌ی اختيارات رياست جمهوری برداشت و هر روز اينجا و آن‌جا بيش‌تر از پيش حرف‌های‌اش را پس گرفت. جناح قدرت‌گرفته در انتخابات رياست جمهوری و مجلس ششم و شوراهای شهر و روستا درست مانند جناح مقابل‌اش عمل‌کردی طلب‌کارانه از مردم پيدا کرد. جناح راست می‌گفت: تکليف شرعی داريد و بايد به ما رای بدهيد و جناح موسوم به چپ می‌گفت: تکليف مدنی داريد و بايد به ما رای بدهيد! چيزی که از ديالوگ جناح خاتمی حذف شد اين عمل و احساس بود که بايد برای جلب و يا حفظ آرای مردم کاری کرد. به قول معروف بالش نرم زير سرشان رفت و با خود فکر می‌کردند هر عملی که انجام دهند چون "بدی" هستند که بايد با "بدتر" مقايسه شوند پس نيازی به "خوب" شدن ندارند. مردم مستاصل هميشه بين "بد" و "بدتر" مجبور هستند يکی را انتخاب کنند. يا بايد از گرسنه‌گی بميرند يا به همين نان خشک کپک‌زده قناعت کنند. اما انتخابات شوراها چون سيلی‌ی محکمی بر گوش جناح قدرت‌گرفته و حاشيه‌نشينان‌اش (نهضت آزادی و ملی‌-مذهبی‌ها) فرود آمد. مردم به صورت چشم‌گيری دست رد به سينه‌ی‌شان زدند و گرسنه‌گی را بر سق‌زدن آن نان خشک کپک‌زده که حالا مقداری خشخاش ملی‌-مذهبی هم به آن اضافه شده بود ترجيح دادند و اين کار را در انتخابات مجلس هفتم هم تکرار کردند. پيام شرکت نکردن مردم در دو انتخابات پيشين اين بود که ديگر حاضر نيستند بين "بد" و "بدتر" يکی را انتخاب کنند. آن‌ها که مهر "بدتر" را بر پيشانی داشتند سعی کردند رنگ عوض کنند و ظاهر "بد"‌ها را به‌خود بگيرند. به پوسترها و شعارهای تبليغاتی قالیباف‌ها و لاريجانی‌ها نگاه کنيد؟ آن‌ها که سعی کردند هم‌چنان نقش "بد" را بازی کنند. به دلقک‌های ميدان تبديل شدند. کروبی را اين روزها ديده‌ايد؟ خاتمی هم که به بزله‌گویی مشغول است و دارد می‌گويد کلاه سرم گذاشتن و بعد از رياست جمهوری می‌‌خواهم مفصل بخوابم! و در اين ميان معين و هاشمی ظهور کردند. هاشمی اعلام کرد من همان هاشمی هستم که بودم. گيرم بزک‌کرده‌تر، کفش‌های قرمز فائزه را اکنون پدر به پا کرده است. اما برنامه‌های اقتصادی همان برنامه‌هاست، البته اين برنامه‌ها تفاوتی با برنامه‌های خاتمی يا حتا يزدی و سحابی ندارد. بازار آزاد، رهنمودهای صندوق بين‌المللی پول، برنامه‌ی توسعه و همان چيزهایی که کم و بيش شاه دنبال‌اش بود به اضافه‌ی چاشنی توسعه سياسی که کارتر به آن اضافه کرد و شاه توان اجرای‌اش را نداشت و به خاک سياه نشست. اکنون هاشمی می‌خواهد همان راه را برود که البته به همان خاکی خواهد نشست که شاه نشست.
و اما معين! وقتی معين نامزد شد هيچ شانسی برای پيروزی نداشت[1]. رهبر و جناح مخالف هاشمی به سه دليل معين را وارد بازی کردند. اول چون هيچ شانسی برای موفقيت‌اش نمی‌ديد دوم برای اين که ميزان آرا را بالا ببرد و از کابوس سکوت مرگبار دو انتخابات پيشين اندکی رها شوند و سوم کاهش آرای هاشمی و کم کردن احتمال پيروزی او. طرف‌داران هاشمی هم دوست داشتند معين در صحنه باقی بماند چون تحليل آن‌ها هم اين بود که معين رای زيادی به سمت خود نمی‌کشاند اما موجب مشروعيت‌‌بخشی بيشتری برای انتخابات می‌شود. تمام اين تحليل‌ها بر اساس در نظر گرفتن رای آن بيست سی درصد مردمی است که هنوز نسبت به رژيم چسبنده‌گی دارند و در واقع رای‌شان بين جناح‌های مختلف رژيم شناور است، البته ضريب اين شناوری هم زياد بالا نيست. هاشمی و نامزدهای سمت چپ‌اش تا معين حداکثر ده درصد می‌توانستند رای آن هفتاد، هشتاد درصد رای دهنده‌ی جدا از رژيم را به سمت انتخابات متمايل کنند و اين خطرناک نبود و موجب بالاتررفتن آرا هم می‌شد.
اما معين بازی‌یی را شروع کرد که پارامترهای موجود را بر هم زد.[2] معين از خاتمی عبور کرد. شعارهایی را مطرح کرد که خاتمی در خواب هم از شنيدنشان وحشت داشت. در کنار بازی راديکال‌نمایی معين حرکت پارادوکسيکال رژيم هم به سود معين تمام شد. رژيم مجبور است تنور انتخابات را گرم کند. راديو تله‌ويزيون هم فعالانه وارد ميدان شد و نه تنها امت هميشه در صحنه و شهيدپرور که ملت دگرانديش و خارج از نظام را هم به شرکت در انتخابات فراخواند. قاليباف و هاشمی هم انصافا نقش مهم و موثری را بازی کردند آن‌ها دايره‌ی بازی را وسيع‌تر کردند غافل از اين که هر چه اين دايره وسيع‌تر شود بر رای‌دهنده‌گان معين افزوده خواهد شد.
جناح راست با تحليل نادرست تصور می‌کرد مردم از جناح دوم خردادی بريده‌اند و اگر در رای‌گيری شرکت کنند به نامزدهای آن‌ها که حالا شکل و شمايل اصلاح‌طلبی هم بخود گرفته‌اند رای خواهند داد اما نمی‌دانستند که مردم هرگز به طور جدی به جناح دوم خرداد روی نياورده بودند که از آن ببرند. مردم اميدی به تحول رژيم ندارند اگر در انتخابات شرکت کنند و به معين رای بدهند عمدتا به اين دليل است که معين را مختل کننده‌ی جمهوری اسلامی می‌دانند نه اصلاح کننده‌ی آن.
پيروزی معين شکست اصلاح‌طلبان است. اگر روزنامه‌ی شرق و طيف اصلاح‌طلبان‌ عمل‌گرا به هاشمی روی آوردند برای آن بود که به درستی می‌دانستند فقط هاشمی است که بالقوه می‌تواند پروژه‌ی اصلاحات رژيم را جلو ببرد. (که البته بنا به دلايلی او هم نمی‌تواند اين کار را بکند و اين پروژه محکوم به شکست است.)
اکنون نظر سنجی‌ها نشان می‌دهد که معين از قاليباف جلو افتاده است و بعيد نيست حتا از هاشمی هم جلو بزند.[3]
حالتی که اکنون محتمل شده است به دور دوم کشيده شدن انتخابات است و اگر انتخابات با هاشمی و معين به دور دوم برود آن وقت شانس پيروزی معين به شدت افزايش می‌يابد. زيرا بسياری از تحريم کننده‌گان برای شکست هاشمی به صحنه می‌آيند و به معين رای خواهند داد.
اما مهم انتخاب شدن يا انتخاب نشدن معين نيست مهم اين است که اگر انتخاب شود چه خواهد کرد؟ آيا می‌تواند چهار سال مردم را سربگرداند برای دادن لايحه اختيارات؟ آيا می‌تواند با اين مجلس و شورای شهر کابينه‌يی قوی معرفی کند؟ (اصلا چنين کابينه‌یی دارد؟ اگر دارد زمان خاتمی کجا بود؟) آيا می‌تواند زير بار حکم حکومتی نرود؟ آيا می‌تواند بگويد مصوبات مجلس هفتم را اجرا نمی‌کنم؟ آيا مجلس هفتم که بازی را حداقل برای چهار سال ديگر از دست رفته می‌بيند شروع نمی‌کند به تصويب قوانينی که اجرا کردن‌شان توسط معين او را بی‌حيثيت خواهد کرد؟
سناريوی محتمل ديگر اين است که در صورت پيروزی معين شورای نگهبان وارد شود و با ابطال صندوق‌های رای، هاشمی را برنده کند. بايد ديد تضاد جناح راست و رهبر با هاشمی و کارگزاران آنقدر حاد شده است که رهبر برای بار دوم با حکم حکومتی وارد شود و جلوی ابطال صندوق‌ها را بگيرد و معين را رئيس جمهور کند؟
به هر حال ديگر مهم نيست در انتخابات شرکت بکنيد و به معين رای بدهيد يا آن که در انتخابات شرکت نکنيد در هر دو صورت بيست و هفتم خرداد عمر دوم خردادی‌ها تمام می‌شود. بايد از هم اکنون به دنبال گشودن جبهه‌ی جديدی باشيم. جبهه‌یی که بايد در هشت سال گذشته به‌خصوص پس از بريدن کامل مردم از حکومت در دو انتخابات پيشين گشوده می‌شد که متاسفانه به دليل تعلل و ضعف اپوزيسيون گشوده نشد[4].
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - تنها شورای نگهبان بود که می‌ترسيد اشتباهی که در دوم خرداد مرتکب شد و خاتمی را به عنوان نخودی وارد بازی کرد تکرار شود به همين دليل با رد صلاحيت می‌خواست نفس راحتی بکشد. البته در بينش شورای نگهبان اصولا مردم‌سالاری جای ندارد و هيچ احساس خطری از عدم حضور مردم در انتخابات نمی‌کنند.
[2] - شايد طراح اين بازی جديد همان مغزی باشد که سعيد عسگر سعی در از کار انداختن‌اش کرد و موفق نشد.
[3] - هر چند پخش شدن اين خبر جناح راست را از پيروزی معين می‌ترساند و به هاشمی رو می‌آورند. هم اکنون بسياری از کسانی که می‌خواستند به نامزدهای سمت راست هاشمی رای بدهند دارند نظرشان را عوض کرده‌اند و می‌خواهند از ترس برنده شدن معين به هاشمی رای بدهند.
[4] - مهم‌ترين بخشی که قصد داشتم بنويسم و ديدم نوشتار جداگانه‌یی را می‌طلبد و می‌شود به بعد از انتخابات موکول‌اش کرد همين بخش است. بررسی وضعيت مردم و جنبش در آستانه و بعد از انتخابات شوراهای شهر و روستا و مجلس هفتم تا اکنون بسيار مهم است و از روی آن می‌توان وظايف پيش‌روی خود را ارزيابی کنيم.

June 15, 2005 12:47 AM | TrackBack

Mike Furir 971 21:22 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 687


Mike Furir 524 21:21 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 77


Mike Furir 222 21:21 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 280


Mike Furir 597 21:21 @ Sun, 9 Apr 06

Mike Furir Mike 283


تشنگان 5:22 @ Wed, 22 Jun 05

شما تشنه ی خون ملت هستید نه تشنه عدالت . میخواهید با اینگونه سایتها بکویید که ما هستم . باشید؟ اما بدانید که آقای احمدی نپ اد بیشتر از همه ی شما تشنه است لذا اگر ÷یروز شود خونی برای شما باقی نخواهد گذاشت .


تشنگان 5:20 @ Wed, 22 Jun 05

شما تشنه ی خون ملت هستید نه تشنه عدالت . میخواهید با اینگونه سایتها بکویید که ما هستم . باشید؟ اما بدانید که آقای احمدی نپ اد بیشتر از همه ی شما تشنه است لذا اگر ÷یروز شود خونی برای شما باقی نخواهد گذاشت .


رفورم 14:18 @ Tue, 21 Jun 05

انتر انتخابات كيه؟


رفورم 14:17 @ Tue, 21 Jun 05

انتر انتخابات كيه؟


مداد سفید 22:27 @ Sat, 18 Jun 05

سعید عزیز. من دقیقا می فهمم درد تو چیه جان من. درد تو، حضور نویسنده وبلاگ ویژه ای به نام زیتون نیست، حتی وجود اون تفکری که از جزمیتی رها می شه و به جزمیتی دیگه دچار می شه. چرا که این دسته از آدم ها - که تعداد شون کم هم نیست - معمولا به این راه حل ساده می رسند که رابطه ی فعال و تنگاتنگی با مسائل سیاسی داشته باشند و خیلی ساده هر آن چه رو که دیروز اثبات می کردند، امروز نفی کنند. نکته مهم ش هم این جاست که در هر دو صورت تلاش و حرکت شون ارزشمند تلقی نمی شه، چون در اثبات و نفی رفتاری شون حقیقتی برای هیچ کس آشکار نمی شه و تنها چیزی که به ذهن می رسه اینه که نحوه ی رفتار شون دقیقا در راستای پوشوندن حقیقته. به هر حال ما با این دسته از افراد کاری نداریم. یعنی حداقل من یکی با خودم تعارف رو کنار گذاشتم و روزهای زیادی به این مسئله فکر کردم که توی شرایط خاص، من هم بدم نمیاد لباس منحصر به فردی برای تن م دوخته بشه و کلاه متناسبی هم با اون روی سرم گذاشته بشه. خیلی هم از این که برام دست بزنند و سوت بکشند خوشم میاد. اما باید اون قدر متوجه باشم که بفهمم بقیه چه لباسی برام انتخاب کردند. این طفلک معصوم که تو انگشت اشاره ات رو بی رحمانه به طرفش گرفتی مثل خیلی های دیگه، توی همین شرایط قرار گرفت، منتها چون جوون بود و از شنیدن اون همه سوت و دست هیجان زده شد نفهمید این لباسی که تن ش کردند یه طرف ش سبزه، یه طرف دیگه ش قرمزه، اون کلاهی هم که روی سرش گذاشتند از اون کلاه های شیش شاخه ی رنگی منگوله داره. بدبختانه همین لباس خاص هم بود که اون رو از هم سطح و هم درجه هاش جدا کرد و جایگاه ویژه ای براش تعریف کرد. این همه حاشیه رفتم برای این که بگم مشکل تو این آدم ها نیستند، بلکه اون دسته از آدم هائی اند که به خودشون دروغ می گن. همون هایی که داعیه ی آزادی دارند، از گسترش نیهیلیسم روی باروی فرو ریخته ی باورها شون دم می زنن، باور دارن که هنر و ادبیات نمی تونه دستخوش ضد ارزش ها بشه، از رشد زشتی ها و تباهی ها نفس شون بند میاد و هزار ژست و ادای روشنفکری دیگه دارن اما اون دسته ی اول چنان روی نظرات و عقاید شون تاثیر می ذارن که خواهی نخواهی جای لیدر و تئوریسین و رهبر و خط دهنده رو براشون پر می کنن... من واقعا عقیده دارم این ها، خیلی راحت به جای باور می تونن شک کنن. منتها بازبینی و برخوردی که با شک آغاز می شه به درک عمیق و همه ی جانبه ی مشکل نیاز داره که ظاهرا کار هر کسی نیست...


Saeed 20:47 @ Sat, 18 Jun 05



۳. خورشيدخانم؛ آزادي را بايد نطفشو ايجاد كرد، توسيعش داد، تكاملش بخشيد. ببين زماني كره زمين فاقد اتمسفر بود فلذا از حيات هم خبري نبود. زماني از زبان خبري نبود فلذا از فكر/شعور/عقل/هوشياري هم در ميان هيچ حيواني ولو اجداد بعدي ما خبري نبود. زماني تضادّ منافع را قادر به اعتراف و بعدا صورتبندي نبوديم فلذا از سازش و آشتي و عدالت خبري نبود و بالاخره زماني از خشونت در نوع بسيار پيچده اش كه همان كنترل اذهان باشد، در مقابل نوع سادش كه دو نفر سر تقسيم لذيذترين قسمت شكار با هم در ميفتادند و هنوز نيز، خبري نبود آنهم بدليل عدم پيچده گي مغز و به يكباره آزادي همچون اكسيژن از راه رسيد. اصلا حقوق بشر همانقدر مديون آزاديست كه حيات مديون اتمسفر/جوّ! آن جوّ ميداني چيست؟! در ميان هر قوم همان فرهنگشه! ممكنه بگي چي جوريا ميشه آزادي رو متكاملتر نمود؟! ميگم با فرهنگسازي. ميگي نه برو خدمت استاد آريا تا مكانيسمشو بهت ياد بده! يكي از كمترين خدمات جوانهاي هنرمند و ناشي و زود بقلم رسيده نظير تو يعني پايبندي فروتنانه و قناعتگرانه به همان چه از مقولات كه نيمه واردي و عشق ميورزي از شعر و معر و داستان و تئاتر رو/زير حوضي و سينما و كذا بپردازي جانم ديگه! يعني از باب مدرنيته شما در امري كه اونهمه در قلب و ضميرت ترديد انداخته و بدست و پا هم افتادي بلكه هوت نكنن يا بهت فحش ندن و بدتّر از همه هيچ تئوري درست و حسابي هم چاشني لجستكيش نيست در مورد انتخابات سكوت كني و مشتي ياوه هاي كربلائي و محشر صحرائي و آخونديك تحويل شوتعليخانهائي بدتر از خودت ندي! بلكه منزّه و رستگار و فهيم بقدر و اندازه خودت بماني و ضمنا مدرن.

خورشيدخانم؛ بيخودي و سخت عصبانيم كردي و اين تازه هيچ نشاني از آنهمه خشم و نفرت من نسبت به فقري كه هنوز بواسطش بيمار و محجوريم در برنداشت؛ هـيـچ. . . !!!

*خواستم يه سري مطالب هم درين رديف در نقد زيتون بگم؛ ولي ديدم آخه جوجه چيه كه جيك جيكش باشه بابا. . .!


Saeed 20:44 @ Sat, 18 Jun 05

۲. ايشان به زعم خودش مدرن فكر ميكنه و ديدم ميگه تئاتر و سينما و رمان و چهارتا كتاب ديگه كه من راستش اصلا نفهميدم كه بود و نبودش مثلا واسه اون زابلي پابرهنه يا كرد آواره يا كارگر بيكار و يا خيل زير خط فقر تهروني چه فرقي ميكنه رو داره برخ ميكشه؛ آنهم بعنوان شاهكارهاي آقاي خاتمي. خوب شما خورشيدخانم اگر اينقدر سوپر مدرن تشريف داريد و اهل هنر و نويسندگي؛ ميدانستي كه يكي از مهمترين ويژگيهاي مدرنيته و اقتضائات اخلاق مدرن همانا عدم دخالت و صحبت شهروندان فرهيختش است درباره حوزه هائي كه درش كمترين صلاحيّت اظهار نظر تخصّصي ندارند؟! آخر بشما چه مربوطه سياست؟! اصلا فهم شما از نظريه هاي سياسي چيست؟ حق چيست؟ مشروعيّت چيست؟ دولت چيست؟ ملت چيست؟ فرهنگ چيست؟ مقبوليت چيست؟ تمدّن چيست؟ حكومت چيست؟ دين چيست؟ انسان و خدا و جهان چيست؟ بعبارت ديگر تئوري سياسي شما در جهت تعقيب همان اصلاحاتي كه مرقومه فرموديد و مستقل از يكسري بيان آرزوهاي برباد رفته چيست آخه؟ تئوري پشت حرفهاي شما كه مستقل از يكسري انتظارات آراسته، و بر منكرش لعنت، كه قابل وارسي علمي و نقدي و معلوم و عمومي باشه چي چيه آخه ؟! ما ايرانيهايهايمان از روشنفكرش گرفته تا هنرمندش آخه تا كي بايد ازين مقوله/مهم غافل باشيم؟! چرا دوستان از بيان تئوريهائي كه تازه قراره مطلبشان را پشتيبان باشد طفره ميروند و بجاش هي از به چالش گرفتن عواطف و همدردي و نوعدوستي ما واسه منطقشان كه چه عرض كنم بلكه واسه خطابه هاي آتشين و سفسطيشان سودجوئي ميكنند. چرا عواطف به خلجان آمده همشهريانتان را استثمار ميكنيد؟! چرا همانند آخوندها به منبر ميريد ولي در همانحال ازيشان ابراز نفرت ميكنيد؟! نكنه قضيه ماهي توي آبه كه نميدونه كجاست؟! خورشيدخانم شما مطمئنّي كه شش داري بجاي آبشش؟! اگر هم كه خشكي و آب واست فرق نداره پس چرا معين و احمدي نژاد واست متفاوته و كلّي شده مايه دردسرت؟!
ادامه:. . .


Saeed 20:43 @ Sat, 18 Jun 05

از بلاگهاي پر طرفدار و مثلا خورشيد خانمي ميام. مقالي اين خانم نوشته در ظاهر متين منتهي از مقوله كلام ”حق يراد به الباطل“.

الفاتحه به اسطوره هاي خورشيدخانمي در سه گام:

۱. ايشان كلام خطابي و سفسطيش رو تحت سه بخش مطرح كرده: دلايل عشقش به خاتمي چيها و بعد در ذيل يك عنوان نسبتا بيخود بنام صحراي كربلا كه مشتي آرزوست از خرد و گران و در انتهاش هم نافرجامانه بله يك راه حل عملي كه همان راي دادن باشه؛ يكنوع گدائي. وقتي ابتكار در كار نباشه و خودسانسوري آنگاه جان در فغانه!
ادامه:. . .


Ardeshir Dolat 20:12 @ Sat, 18 Jun 05

دوباره مادر حامله جامعه ايران
حامله دمکراسی
کورتاژ شد

به سر انگشتت نگاه کن
به شناسنامه ات نگاه کن
اون جوهر نيست
لکه خون سقط جنينه
سقط جنين نطفه
نطفه دمکراسی
نطفه مردمسالاری

امروز روز عزاست
روزی که ملت نا اگاه ايران
بدست خود دوباره
نطفه دمکراسی را
در رحم مادرش در پای حجله
حجله خامنه ای
با قلمش
سقط جنین کرد!

اين فاجعه تلخ را
به مادر تسليت می گويم

سوگوارم
سوگوارم


20:08 @ Sat, 18 Jun 05

زيتون

امیدوارم از اين رژيم ديکتاتوری که بهش رای مثبت دادی ديگه بد ننويسی!! که اگر اينکارو بکنی شارلاتانی و دو رویی خودتو بيشتر اثبات می کنی.

من از اولش هم به تو شک داشتم چون بعضی مو قعه ها يک چيزايی از لابلای نوشته هات بیرون میومد که منو مشکوک می کرد. اما می گفتم شايد با ديد ابجگتيو داره نگاه میکنه. اما ثابت کردی که اگاهی کافی نداری و از اين به بعد فکز نمی کنم ايرانيای اگاه با تو کاری داشته باشند.

همه ميدانند رای دادن و آزادی عقيده حق هر کسيه و قبل از اينکه من و ديگر تحريمکننده ها رو متهم کنی فکر کن ببين چه کسی حق عقیده و آزادی بيان و حق انتخاب آزاد رو ازت گرفته!!
چه کسی ديگر می تواند نوشته های تو را باور کند؟؟ تو خودت را دروغگو نشان دادی.

منم که ميامدم اينجا بخاطر تو نبود: ديدم ايرانيای نا اگاه درو برت زيادند و اميدوار بودم که در کنار دیگر ايرانيان آگاه آنهايی که استعداد اگاه شدن دارند را به اصول دمکراسی اگاه کنم. اما تو را که در زير چکمه ديکتاتور بر اين چکمه بوسه ميزنی و دوستش داری و می پسنديش اما از واکس نخوردگيش و يا از بند چکمه گله ميکني تنها می گذارم

پس انقدر بنويس تا فکر کنی به اون سرابی که می بينی یک روزی برسی. تو فقط سر خودتو و امثال خودتو گرم ميکنی.

انتخابات تومو شد و ما این شانس طلايی برای رد رسمی نظام دیکتاتوری را در بدون تظاهرات و اعتصابات و خونريزی از دست داديم. من و دیگران از مبارزه بر علیه دیکتاتور ها دست نخواهیم برداشت. اما به روی افراد دورويي مثل تو که از پشت به ما خنجر زدی دیگر حساب باز نخواهيم کرد.

حالا برو باز هم از بند چکمه و رنگ چکمه و کهنگی چکمه دیکتاتور دوست داشتنیت که هیچ وقت جرات نکردی اسمش را هم ببری و همیشه ازش ٬اسمشو ممبر٬(!!!!) یاد میکردی بنويس و دل افراد مثل خودتو خوش کن.

موق باشی.


سمخاییل 19:05 @ Sat, 18 Jun 05


مشارکت مردم "خیره کننده" و "گسترده" نبود، ولی این گونه اعلام شد، حالا اگر ما چند پاپتی هم رای نمی دادیم می گفتند "خوب بود و از سطح انتظارات ما بالاتر"، آب هم از آب تکان نمی خورد.
شوراهای شهر و مجلس هفتم را تحریم کردیم، نتیجه اش کثافتی شد که همه دیدیم و به جایی هم بر نخورد، دوباره دست در سوراخ مار کردن ساده دلی ای بود که از تحریمیان سر زد.
احمدی نژاد مبارکتان باشد.
ما نان خشکیده مان را از گه در آوردیم ولی ازمان قاپیدند، آن چه ماند نوش جانتان.


ساحل شمال 18:56 @ Sat, 18 Jun 05


داريوش.ش

رای دادن و يا رای ندادن زيتون بحث حالای مانيست . به دور دوم رسيدن انتخابات مسئله روز است . فرصتی تاريخی برای مردم ايران بوحود آمده تا از آن استفاده نمايد . بايد همه توان را بروی نحوه برخورد به دور دوم انتصابات حمهوری اسلامی معطوف نمائيم . در اين دوره به عقيده من مسئله تحريم همحنان بايد حرف اول رابزند و برای مردم بايد روشن نمائيم انتخابی بين بدُ بدتر و بدترتر نمانده است . حکومت را برای حکومت گران ناممکن کنيم .
در مرحله دوم بايد که توان اين را داشته باشيم تا زيتون و زيتونها را در کنار خود داشته باشيم نه در کنار دشمنان مردم .


مداد سفید 17:40 @ Sat, 18 Jun 05

چشمت روشن شبح جان...

http://carrack-paul.celebrityblog.net/cache.cgi/000001A/http/mag.gooya.com/president84/archives/031300.php


لرد شارلون 17:15 @ Sat, 18 Jun 05

هنوز در تلويزيون ندیده ام ولی گویا احمدی نژاد و رفسنجانی رفته اند دور دوم! ((:
چی بگم واللرد؟ خنده داره واقعاً. چه جوری اون کسایی که در انتخابات شوراها نه درصد رأی آوردند، الآن در تهران به 34.7 رسیده‏اند؟!
یک جوری زیادی غیر واقعی می زند.


Saeed 16:26 @ Sat, 18 Jun 05

مداد سفيد؛ بابا منم همينو به داريوش ميگم ديگه كه اصلا مگر توي اين بلبشو زيتون كي و چي هستش كه مايه برآشفتن ذهنش بشه؛ حالا چه با رايش چه بي رائيش و چه تحريمش. اينجا شبح در متنش حرف نابي را زد؛ اصلا نبايد به صرف راي دادن يا ندادن يا تحريم با اشخاص صفبندي نمود چون قضيه، مقاصد و نيّات و وابستگيها و منافع شهروندان، بمراتب پيچيده تر از يك افراز ساده آنهاست به خوب و بد و چه ازيندست مقولات ارزشي. انتقاد منهم از زيتون اصلا برميگرده به وضع نزار و رقيق فكرش و نوشتارهاي بي مزّه و سبكتر حاصلش! بنظر مياد رشدي تو كارش نيست و علّتش هم واضحه؛ ضعف مطالعاتي و پرنويسي و قشريگري!

* توطئه: ما مردم را مجبور خواهيم كرد تا براي تثبيت نظام ناچارا راي بدهند!!!
حرف مهم امّا چنين بنظر مياد كه اين پفيوزان مسئول حفظ امنيتي نظام واقعا پروژه اي كثيف و پيچيده را در حال بافتن بوده اند؛ بالا كشاندن تقلّبي احمدي نژاد در كنار رفسنجاني/كرّوبي/معين و باز هل دادن مردم و ناچاريشان به راي بالا دادن به فرد مقابل. نقش بوگي/لولو/سپور انتخاباتي اينبار به ريش فاقد نژاد و تيره انساني يعني همين احمدي ورپريده شهردارچي سريشم شده :-)


افتضاحي ديگر 15:39 @ Sat, 18 Jun 05

از مجموع 22224648 رای شمارش شده، آراي سفيد و باطله صفر اعلام شده است


بر اساس گزارش خبرگزاری مهر به نقل از ستاد انتخابات کشور(http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?N
ewsID=196697) از مجموع 22224648 رای شمارش شده ،7 کاندیدای ریاست جمهوری آرای زیر را از آن خود کردند:
1- اکبر هاشمی رفسنجانی 4780041 رای

2- مهدی کروبی 4489567 رای

3- محمود احمدی نژاد 3876454 رای

4- محمد باقر قالیباف3367744 رای

5- مصطفی معین 3203040 رای

6- علی لاریجانی 1479156 رای

7- محسن مهرعلیزاده 1028646 رای
جالب توجه آنکه مطابق این گزارش در کل کشور حتی یک رای باطله و سفید اعلام نشده است.
لازم به ذکر است که شورای نگهبان با گزارش های پی در پی خود، آرای سفید را پس از شمارش 20 میلیون رای 3 درصد و پس از شمارش 25 میلیون رای، 15.3 درصد اعلام کرده بود.


دختر كولي 15:06 @ Sat, 18 Jun 05

بنده كه به هزار و يك دليل رأي ندادم ولي اين ضرب‌المثل كه جوجه رو آخر پائيز مي‌شمرن الان خيلي مصداق داره شايد هم آخر چند تا پائيز اونورتر


مداد سفید 14:43 @ Sat, 18 Jun 05

سعيد عزیز آخه تو دیگه چرا جان من...
اين بازی لو رفته ای که چند تا از وبلاگ نويس ها از ديشب تا به حال راه انداختند تقليد تکراری و فوق العاده بی مزه ای از حقه ی مسعود بهنوده که ديشب توی برنامه ی ميزگردی با شما انجام داد که جدا اون موقع خيلی ها رو غافلگير کرد. در واقع همون اول مصاحبه اومد گفت که من چند ساعت پیش رفتم و رای دادم و با اين حرف تمام فکر و ذهن مجری ميزگرد -بهارلو- و مهمان دیگر برنامه -میبدی- رو از بحث اصلی برنامه به مسئله ی رای دادن و انگیزه ش برای این کار معطوف کرد. در تمام مدتی هم که همه داشتند به شدت بهش بد و بیراه می گفتند به همه لبخند فوق العاده ای می زد که کاملا خونسردی و بی تفاوتی اش رو نشون می داد تا این که آخر برنامه اعلام کرد توی اون ساعت خاص اصلا مدرکی همراهش نبوده که بخواد یا بتونه بره رای بده و تنها با اين کار می خواسته برخورد ديگران رو با خودش و با کسانی که رای می دن بدونه... حالا شما هم به جای انرژی گذاشتن و تحليل رفتار بقيه ی وبلاگ نويس ها به اين فکر کنين که ممکنه تمام اين رفتار ها بازی سوخته و رو شده ای باشه... البته شايد هم نباشه...


مداد سفید 13:46 @ Sat, 18 Jun 05

نشست مطبوعاتى مهدى كروبى در اعتراض به عملكرد شوراى نگهبان

۲۸ خرداد ۱۳۸۴
ساعت ۹:40 بامداد

مردم شريف و آگاه ايران
با سلام و ابراز اطمينان نسبت به حضور پرشكوه شما در انتخابات رياست جمهورى با توجه به حركت بى سابقه شوراى نگهبان در اعلام آمارى متفاوت نسبت به آمار رسمى و همكارى تعجب برانگيز صداوسيما با اين روش بدعت آميز و نيز اطلاع غيبى روزنامه كيهان از آخرين نتايج انتخابات و همكارى هاى مسبوق به سابقه آن روزنامه با گروه تندرو شوراى نگهبان، اينجانب ناچار هستم حقايقى را در اين مورد و همچنين دخالت علنى بخشى از نيروهاى مسلح در روند راى گيرى روز گذشته افشا نمايم.
به همين جهت امروز ساعت ۱۶ در محل خبرگزارى دانشجويان ايران - ايسنا - مصاحبه مطبوعاتى و راديوتلويزيونى داخلى و خارجى خواهم داشت.
مهدى كروبى

رونوشت:
دفتر مقام معظم رهبرى جهت استحضار

...

تلاش براى صعود احمدى نژاد

۲۸ خرداد ۱۳۸۴
ساعت ۹:00 بامداد

بر اساس قاعده هميشگى اعلام نتايج انتخابات، ستاد انتخابات وزارت كشور موظف است اين مسئله را به سر انجام برساند و نتايج را اعلام نمايد ، اما متاسفانه امروز شاهد قضيه ديگرى هستيم براى مثال، الهام دقايقى قبل از اخبار ساعت ۸ بامداد در پشت گيرنده ها حاضر شده و خبر از دوم شدن احمدى نژاد مى دهد اين وضعيت درصورتى است كه دقايقى بعد و در اخبار ساعت ۸ بامداد مسوول قانونى اين وظيفه؛ ستاد انتخابات كشور خبر از اول و دوم بودن هاشمى و كروبى مى دهد . اين حركت شوراى نگهبان در حالى اتفاق مى افتد كه فاصله احمدى نژاد و معين در حال كاهش بوده و امكان تعويض جاى اين دو نفر در ادامه شمارش ارا وجود دارد.
ديروز يك نظر سنجى منسوب به شوراى نگهبان منتشر شد كه احمدى نژاد را در صدر نشان مى داد و روزنامه كيهان هم كه قاعدتا بايد قبل از شمارش ارا بسته مى شد خبر از صعود احمدى نژاد به مرحله دوم داده بود.
انچه الان بايد مورد توجه قرار بگيرد نتايج اعلام شده از طرف وزارت كشور و اصرار شوراى نگهبان به تغيير اين مسئله مى باشد.


مشارکت شهروندان تهرانی 13:14 @ Sat, 18 Jun 05

مشارکت شهروندان تهرانی بر اساس منابع رسمی:
کمتر از 28.4 در صد

بنا به گزارش خبر گزاری مهر مستقر در ستاد انتخابات فرمانداری در تهران، از مجموع 2750 صندوق اخذ رای در استان تهران، نصف آن یعنی 1350 صندوق شمارش شده است. این در حالی است که آرای شمرده شده در این صندوق ها 1168276 برگه رای اعلام شده است. بنا براین می توان پیش بینی کرد که در استان تهران حداکثر 2340000 نفر شرکت کرده باشند. گفتنی است که واجدین حق رای در تهران 8232230( خبر گزاری مهر) اعلام شده است. بدین ترتیب درصد شرکت کنندگان در استان تهران حداکثر 28.4 در صد خواهد بود. گفتنی است که اگر متناقض بودن واقعیت های آرای اعلام شده را در نظر بگیریم( مجموع در صد آرای کاندیداها بدون احتساب آرای سفید بیشتر از 100 در صد است) چه بسا در صد مشارکت شهروندان تهرانی کمتر از 28.4 در صد باشد.

منابع :

http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=196502
http://www.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsID=196559


مداد سفید 12:49 @ Sat, 18 Jun 05

این هم آمار ساعت دوازده ظهر وزارت کشور به روایت شرق آنلاین...

۲۸ خرداد ۱۳۸۴
۱۲:00
شرق آنلاين:
ستاد انتخابات كشور آخرين نتايج شمارش آراء را اعلام كرد
از مجموع ۲۲۰۱۹۵۶۹ راى شمارش شده
اكبر هاشمى رفسنجانى ۴۷۴۴۵۵۳ راى
مهدى كروبى ۴۴۶۴۵۱۶ راى
محمود احمدى نژاد ۳۸۴۴۵۱۴ راى
محمد باقر قاليباف ۳۳۵۲۷۷۹ راى
مصطفى معين ۳۱۶۸۵۱۱ راى
على لاريجانى ۱۴۷۷۰۶۴ راى
محسن مهرعليزاده ۹۶۷۶۳۲ راى


مداد سفید 12:42 @ Sat, 18 Jun 05

شبح جان همون طور که گفتيد؛ تعداد آراء اعلام شده از سوی سخنگوی شورای نگهبان با تعداد آراء خونده شده از طرف سخنگوی وزارت کشور به طور وحشتناکی با هم اختلاف دارند. من نتايج ساعت هشت رو که يادداشت می کردم؛ دیدم شورای نگهبان تعداد آراء هاشمی رو ۴۳۴۹۱۰۸ اعلام کرده در حالی که چند دقیقه ی بعد درست از همون شبکه توی اخبار سراسری ساعت هشت صبح؛ از طرف وزارت کشور تعداد آراء ۳۳۷۲۹۹۵ اعلام شد. کثافت کاری عجيبی در حال اتفاق افتادنه. خيلی ها عقيده دارند احمدی نژاد به اين دليل بايد به جايگاه دوم زور تپون بشه که در دوره ی دوم همه از روی عناد با اون به هاشمی رای بدن. يعنی همون سناريوی نخ نمای هشت سال پيش ناطق نوری و خاتمی...


آریا 11:46 @ Sat, 18 Jun 05

... در راستای تاکید مبرم بر حرفهای سعید عزیز:

انتخابات و شبهای لاله زار:

حکومت: « بد خواه من، کیه؟. »
مردم: « بدخواه نداری، تو، قشنگی! »
حکومت: « بد خواه من، کیه؟. »
مردم: « بدخواه نداری، شوخ و شنگی!. »
حکومت: « هیکلم تکه!. »
مردم: « خاطر خواتم من!. »
حکومت: « هیکلم تکه! »
مردم: « هواخواتم من!. »
مخالفان برونمرزی: « منم اسمال یه کتی!. »
حکومت: « راست میگه والّله!. »
مخالفان درونمرزی: « منم ابرام سالکی!. »
حکومت: « راست میگه بالّله!. »
حکومت: « اسمال یه کتی، بررررو روتو کم کن!. ابرام سالکی، بساطتتو جمع کن!. »
ملّی - مذهبیها: « ما چیکار کنیم؟. »
حکومت: « حاجیتو پَکر کن!. »
چپولها: « ما چیکار کنیم؟. »
حکومت: « چشمشا خمار کن!. »
کلبعلی: « ما چیکار کنیم؟. »
حکومت: « سماورو غّل کن!. »
آریا: « ما چیکار کنیم؟. »
حکومت: « کشکتو بساب!. »
حکومت: « بدخواه من، کیه؟. »
مردم: « بدخواه نداری، تو قشنگی !. ......


Saeed 11:25 @ Sat, 18 Jun 05

هوي داريوش سوپر سنستيو و پر انتظار!
بابا شوهرش بهش گفته بيا بريم راي بديم؛ اونم بخاطر رضاء داده ديگه! مردان ما چقدر اصولي هستند كه زنان ما باشند؛ تو هم دلت خوشه! خوب، بفرما پس ديدي داريوش جان آنچه را چند وقت پيش در همين كامنتدوني شبح راجع به زيتون نوشتم درست از آب درآمد؟! آخه زيتون و پرنسيپ؟! بعد واسم عجيب آمد كه تو هر شب وقتته با خوندن چرت و پرتاش تلف ميكردي!!! يكي از نمونه هاي تيپيك همان مفهوم توده اي(بقول سعيد حجّاريان در مصاحبش با معين)/متراكم بي مغز(بقول خودت)/شلخته(بقول خورشيد بانو)/گيجعليخان(بقول آريا) همين زيتونه ديگه. من هيچوقت ازين دختر و چرت وپرتاش خوشم نيامد و هر بار بهش سر زدم جز حالت تهوّع ناشي از اوج ابتذال و شرّو ور نويسي مطلق ازو چيزي نصيبم نشد؛ بگذريم كه اين اواخر و بخصوص پس از نامزدي و همسري احساس ميكردم كمي به هذيانگوئيهاي از نوع شيوائي، يادش بخير، در خلق داستانهائي سورئاليستي هم روي آورده و خوشم آمد وقتي كه شبح در همينجا يك نيشگوني ازش گرفت :-)

در مورد ادامه نوشتنهاي سياسي و كذا آنهم مبتني بر معيار ۵۰٪ فلان؛ دقيقا داري اشتباه ميكني جانم. اتّفاقا هر چه تعدد و كثرت مردمان مقابلت بيشتر آنگاه چالش و جذبه و مسئوليت امثال تو بيشتره؛ والّا با اقليّت قليل ولو كه كوكلاس كلان باشن يا نازي يا خمر روژ يا حزب اللّهي يا صهيونيست و امثالهم كه آدم اگه در مقابلشون سكوت كنه مناسبتره؛ چون رقمي نيستند. بقول آرياي خودمون سماورو روشن كن كلبهداريوش؛ كه حالا حالاها كار داريم...


جن تئاترشهر 10:45 @ Sat, 18 Jun 05

من رای ندادم، دور و برم هم تا جایی که می‌شناسم و خودم دیدم همه عزم‌شان را جزم کرده بودن که رای ندن، جز چن‌نفر بلانسبت احمق که – به دلایلی مسخره - می‌گفتن ما به مهر تو شناس‌نامه احتیاج داریم، حالا این آمارا داره از کجا در میاد من نمی‌دونم ...


تناقض در ميزان اعلام شده 10:16 @ Sat, 18 Jun 05

در حاليکه وزارت کشور ميزان آراء شمارش شده را ۱۵.۷ مليون اعلام کرد ، الهام سخنگوي شوراي نگهبان در صدا و سيما از 21 مليون راي سخن گفت.

متن خبر:
مطابق برآورد های اولیه میزان حضور مردم در انتخابات در خوشبینانه ترین حالت در حدود 50 درصد است به نحوی که وزیر کشور در نخستین اظهار نظر خود از حضور 55 درصدی مردم سخن گفته بود که معمولا اين گونه برآوردها بالاتر از درصد واقعی شزکت کنندگان است اما گويا ماجرا به همين جا ختم نشده است و شورای نگهبان عزم خود را برای اعلام آمار بالای شرکت کنندگان جزم کرده است.در تازه ترین اقدام،سخنگوی شورای نگهبان با حضور در اخبار صبحگاهی صداوسیما اعلام کرد با شمارش 21 ملیون رای از آرا ماخوذه هاشمی رفسنجانی ، احمدی نژاد و کروبی اول تا سوم هستند.به فاصله 15 دقیقه بعد گزارشگر صداوسیما اعلام کرد آماری که دو! ثانيه پیش از سوی ستاد انتخابات وزارت کشور اعلام شده حاکی است: 15.7 ملیون رای شمارش شده که هاشمی با سه ملیون و سیصد و هفتاد و سه هراز رای ، کروبی با سه ملیون و دویست و چهل و هفت هزار رای و و احمدی نژاد با دو ملیون و پانصدوچهل و سه هزار رای اول تا سوم هستند و معین با دو ملیون و سیصد و شصت و نه هزار ، قاليباف با دو ملیون و سیصد و یازده هزار ؛ لاريجانی با یک ملیون و صد و چهارده هزار و مهرعلیزاده با هفت صد و هفتاد و نه هزار رای در جایگاه چهارم تا هفتم قرار دارند اما در پايان گزارش ، گزارشگر صداوسیما ناگهان اعلام کرد در همين لحظه گویا آمار جدیدی ارائه شده و همان تعداد آرا اعلام شده از سوی شورای نگهبان ،آمار صحیح شرکت کنندگان و آراء اخذ شده است.گویا اداره کنندگان برنامه متوجه تناقض آمار اراوه شده شورای نگهبان و وزارت کشور شده و بلافاصله در صدد رفع این تناقض برآمده اند.قابل توجه است که آمار اعلام شده از سوی شورای نگهیان علاوه بر تغییر جايگاه نفرات دوم و سوم(احمدی نژاد و کروبی) تفاوت تقریبا 6 ملیونی با آمار وزارت کشور دارد.در عین حال آمار 20 ملیونی شورای نگهبان زودتر از آمار 15.7 ملیونی شورای نگهبان اعلام شده است.همچنین یکی ديگر از نشانه های دست بردن در آرا شرکت کنندگان میزان آرا مهرعلیزاده در انتخابات است که در مقایسه با آراء نفرات اخر در تمام انتخابات های پیشین ریاست جمهوری چندين برابر شده به نحوی که آرا وی تا کنون در حدود 20 برابر آرا نفر آخر انتخابات گذشته یعنی مصطفی هاشمی طبا است در حالیکه هاشمی طبا و مهرعلیزاده هر دو پیش از کاندیداتوری رییس سازمان تربیت بدنی بوده و حتی هاشمی طبا چهره شناخته شده تری نسبت به به مهرعلیزاده محسوب می شد .نکته بعدی آنکه برخلاف انتظارات عمومی مبنی بر افزایش تعداد آرا باطله و سفید نسبت به دوره های پیشین انتخابات ، میزان این آرا حتی اعلام نیز نشده اند.در همین حین شنیده ها حاکی از آن است که با اعتراضات کروبی و فشار وارده از سوی وی ، مسوولین امر بر سر ورود کروبی به جای احمدی نژاد به مرحله دوم در حال اجماع هستند و در عوض قرار است اعتراضی متوجه میزان شرکت کنندگان نشود تا در نهایت بتوانند آمار دلخواهشان را به عنوان میزان مشارکت مردمی اعلام کنند.


شبح 10:11 @ Sat, 18 Jun 05

دوستان عزيز!
خرتوخر عظمایی است. وزارت کشور يه آماری مي‌ده شورای نگهبان که تا به حال سابقه نداشته آمار بده و طبيعتا نبايد آمار هم داشته باشه يه آمار ديگه!
ظاهرا دارن سر احمدی‌نژاد و کروبی به عنوان نفر دوم چونه می‌زنن!

داريوش نازنين!(146)
عزيزم گفته بودم بايد پوست‌کلفت‌تر از اين حرف ها باشيم.
به هر حال من همان‌طور که نوشته و گفته بودم رای ندادم.


داريوش.ش 9:37 @ Sat, 18 Jun 05

صبح اول‌وقت رفتم وبلاگ شبح و زيتون كه ببينم آمار چه‌گونه است و گزارشات چيست! و وقتي وبلاگ زيتون را خواندم، در جا خشك‌ام زدم! چرا كه زيتون راي داده بود! و قبل از هر كاري (حتا خوردن چايي اول وقت‌ام!) اين نوشته را نوشتم و تمام!

"شوخي مي‌كني!!!!!!!!! جان ِ من راست مي‌گي زيتون؟! يعني باور كنم ؟!!!
يعني چي اون‌وقت؟!
راي‌ تو!!! تو يه لحظه عوض شد؟!!!
درسته كه ما ميگيم هر چي مردم بگن! و ميزان راي اكثريت است (در جايي كه طرف مقابل مي‌گويد ميزان شريعت است!) و به آن تن مي‌دهيم ولي در دل و مغز خود مي‌دانيم كه حقيقت چيست! نمي‌دانيم زيتون؟!!!
و اصلن اين‌همه تاريخ ِ آزادي‌خواهي و زجر انسانيت براي همين به‌وجود آمده! كه حقيقت را گفتند، اگر چه بر مخالف اكثريت بود و حكومتيان، نبوده زيتون؟!
تو كه تنها نبودي در اين تصميم گرفتن‌ات! يه كرور آدم را به‌دنبال داشتي و اين تصميم را گرفتي زيتون؟!
...
آخ كه چقدر تنهائيم ما !!!
...
اي عجب دل‌تان بنگرفت و نشد ملول!
زين هواهاي عفن، زين آب‌هاي ناگوار!

باور داري وقتي وبلاگ‌ات را باز كردم خواستم چنان با ذوق دوباره مثل هر بار حرفهاي‌ات را بعد از خواندن براي هم‌كار ِ كناري كه دگم بود و به لطف تو و امثال تو و دنياي وبلاگ آزاد انديش شده بود، بخوانم! و از گزارش‌ات بگويم و چه چه چه!!! و شروع كردم در دل خواندم !!! و وقتي رسيدم به اين‌كه گفتي راي ... نفس در سينه‌ام حبس شد و ديگر هيچ نخواندم! حتا روم نشد كه بگويم دارم وبلاگ تو را مي‌خوانم!!!
تو بگو به او چه بگويم، زيتون؟!!!
تو خوب ميداني كه من با بقيه فرق دارم! حقيقتِ نزد خود! را فداي مصلحت نخواهم كرد! (اگر چه خيلي‌ها، كه معروف هم هستند مي‌كنند!) و با اين‌كه مديون تو هستم! (از آن بابت كه خود مي‌داني و من!) حرف ِ دل‌ام را مي‌گويم، زيتون!!!
....
همه اين‌ها يك‌طرف! بگو با اين همه تبليغات كه گوش‌مان را كر كرده است چه كنيم، با جملاتي نظير :
" به گفته فلاني‌ها (روساي جمهور فلان كشور و بهمان كشور!) ايران يكي از دموكرات‌ترين كشورهاي منطقه است!" تو كه ميداني نيست! خوب هم مي‌داني زيتون؟!!!
" مردم ايران بار ِ ديگر فرياد زدند كه ما اين انقلاب را مي‌خواهيم" تو كه نمي‌خواهي زيتون؟!!!
"حضور پر شور مردم ايران (كه ديگر شورش را در آوردند!) مشتي ديگر بر دهانِ ياوه‌گويان (حتمن چون من!) بود" تو كه نزدي زيتون؟!!!
و هزاران نغمه نا‌جور ديگر! كه تا روزها و بلكه ماه‌ها بايد تحمل كرد! تو كه تحمل نمي‌كردي زيتون؟!!!
اگر‌چه من هنوز باور ندارم تو راي داده باشي! و مي‌خواهي دوست‌داران‌ات را محك زني! من مي‌دانم زيتون!!! بگو كه اشتباه نمي‌كنم زيتون؟!!!
...
من در مطلب ديشب‌ام گفتم اگر آمار شركت‌كننده‌گان بيش از 50 درصد باشد ديگر سياسي نمي‌نويسم تا مردم آگاه شوند و ارزش انسانيت و هنر در نزدشان بيش از :
آزادي لنگ و پاچه (هاشمي!)
شريعت و مذهب (احمدي نژاد!)
50 هزارتومان پول (كروبي!)
حرفِ مكرر بي پايه (معين!)
تيپ و ژست قشنگ (قالي‌باف!)
انتر انتخابات و راي‌جمع‌كن(الباقي!!)
باشد! ولي حالا مي‌گويم كه زيتون! اگر به واقع راي داده‌اي، شما را به‌خير و ما را با دنياي وبلاگ‌نويسي به سلامت! و اميدوارم هر جا كه باشي،به قول هوشنگ توزيع، خوب و خوش و ايراني و مستقل باشي!
فقط نمي‌دانم اگر هم‌سر ، آشنايان و دوستان سراغي از شما گرفتند چه بگويم!!!
تو چه كردي زيتون؟!!!"


شبح 8:46 @ Sat, 18 Jun 05

از مداد سفيد نازنين و آرش سرخ عزيز! تشکر می‌کنم که لطف کردن و آمار رای گيری را اينجا نوشتن.


شبح 8:44 @ Sat, 18 Jun 05

ظاهرا نتيجه‌ی آرا بسيار متفاوت‌تر از آن چيزی است که می‌شد حدس زد.
آرای کروبی و احمدی‌نژاد بيشتر از آن‌چه حدس زده می‌شد و آرای معين کمتر از آنچه برآورد می‌شد. ظاهرا 15 ميليون آرای شمارش شده کروبی دوم و احمد‌نژاد شوم و معين چهارم است...


مداد سفید 8:24 @ Sat, 18 Jun 05

آمار نقل قول شده از سوی سخنگوی ستاد انتخابات کشور - ساعت هشت صبح - شبکه ی اول...

هاشمی 372995/ 3
کروبی 024767/ 3
احمدی نژاد 543990/ 2
معین 369000/ 2
قالی باف 311634/ 2
لاریجانی 141869/ 1
مهرعلی زاده 779668


مداد سفید 7:16 @ Sat, 18 Jun 05

آرش جان بسیار ممنون.
اومده بودم نتایج ساعت پنج و بیست و پنج دقیقه ی شرق آن لاین رو این جا کپی کنم که دیدم زحمت نوشتن آمار رو کشیدی... جدا باور نکردنیه...


Arashe sorkh 6:18 @ Sat, 18 Jun 05

UNBELIAVBLE!

۲۸خرداد ۱۳۸۴
ساعت۰۵:25 بامداد

بر اساس آخرين امار تعداد ۹ مليون نهصد و نود پنج هزار و هشتصد و چهار برك تعرفه شمارش شده است كه از اين تعداد
كروبى با ۱/۲۲
هاشمى با ۴/۲۰
احمدى نژاد با ۸/۱۶
قاليباف با ۸/۱۵
ومعين با ۵/۱۴
لاريجانى با ۱/۷
مهر عليزاده با ۵/۳
به ترتيب در مكانهاى اول تاهفتم قرار گرفته اند

Elame Ara ta inja bavar nakardanist!

keshide shodan be marhaleye dovom ke ghatist hichi, hamanjoor ke mibinid se nafar aval rooye ham 60 darsade araye mardom ro nadarand!

ba in hesab, agar kasi dar sadr gharar begire, ehtemalan ba raye hodoode 4 milion adam entekhab shode ke ehtemalan aksareshoon beine 15 ta 18 sal sen darand!

albate amare mohemtar mizane mosharekate mardome ke man hads mizanam hade aksar 20 milion (yani 50 darsad) elam beshe.

ta injaye kar elam shode ke 9 milion ray shomordan.

yademoon nare ke tahdide mardom baraye ray dadan be entekhabat besiar balast o fek mikonam baziha be in daili ray dade beshan.

__________________________
govahe vazehe in ghazie ham baradar araye batelast ke ta injaye kar 4ome va dar vaghea ba ahmadi nejad faghat 0/2 darsad ekhtelaf dare.

in yani araye batele az ghalibaf o moein o larijani ham balatare

Tarafdaraye jenabe moeen! rofagahye meli mazhabi! bar o bache toodeyi! salam arz shod ghorban!.


arash 4:24 @ Sat, 18 Jun 05

Payame Hamide taghvayi be monasebate ojgiriye mobarezate mardom!

http://rowzane.com/000_etelayeha/000Et_2005/2506/e17p%20ht.html


arash 4:22 @ Sat, 18 Jun 05

Amaro nega,hiyaaaaaa!

sherkat nakardane gostardeye mardom az har koja ke maloom nabashe, az inja maloome!!!

begzar BBC be zer zadanhaye khodesh dar morede sherkate gostarde edame bede!

fekr mikonam in natayej,jahan ro ghafelgir kone!


مداد سفید 4:15 @ Sat, 18 Jun 05

قابل توجه سينه چاکان دکتر معين
خودتان اين تراژدی اشک انگيز را ببينيد:
۲۸ خرداد ۱۳۸۴
ساعت : ۳:40 بامداد
شرق آنلاين: از تعداد نهصد و نود و سه هزار راى شمارش شده تاكنون
كروبى ۳۱۰۰۰۰ راى
هاشمى ۱۸۴۰۰۰ راى
احمدى نژاد ۱۵۹۰۰۰ راى
معين ۱۳۳۰۰۰ راى
قاليباف ۱۳۳۰۰۰ راى
را به خود اختصاص دادند...
شبح جان جدا نفسم داره بند مياد. نمی خوام با این آمار حالا حالا ها صبح بشه...


منوچهر ژندی فر 3:27 @ Sat, 18 Jun 05

پيام اسماعيل خويی به آکسيون حزب کمونيست کارگری.


مداد سفید 2:58 @ Sat, 18 Jun 05

تو رو به خدا مسخره نيست؟
۲۸ خرداد ۱۳۸۴
ساعت ۲:40 بامداد
شرق آنلاين: آمار رسمى ستاد انتخابات كشور
كروبى-۲۷ درصد
احمدى نژاد-۱۸ درصد
هاشمى-۱۶ درصد
معين-۱۵ درصد
قاليباف-۱۳ درصد
تا اين لحظه...


داريوش.ش 2:47 @ Sat, 18 Jun 05

روز 27 خرداد مي‌تواند يكي از مهم‌ترين و سرنوشت‌سازترين روزهاي مردم ايران زمين باشد، چرا كه از آنها خواسته شده است به ادامه يافتن حكومتي كه بر آنان به جبر حكومت مي‌كند راي دهند و بين بودن يا شدن يكي را برگزينند.
نتيجه‌ي حاصل از اين انتخابات از دو حال خارج نيست، يا مردم روبرمي‌گردانند و چون انتخابات گذشته (مجلس هفتم و شوراي شهر) نامشروع و جبري بودن اين حكومت را به حضرات گوشزد مي‌كنند و بودن ِ خود را به شدن، آن‌هم بر خلاف جريان آب، تبديل مي‌كنند و يا اين‌كه دگربار به مشابه سال 76 دوباره در دام ِ اين صيادان دغل‌باز گرفتار خواهند شد و به بودن خود قناعت مي‌كنند!
معيار من براي تشخيص اين مهم، آمار شركت‌كننده‌گان خواهد بود. به اين صورت كه اگر بيش از 50 درصد از مردمان ايران زمين به پاي صندوق‌ها بروند ، صرف‌نظر از اين‌كه چه كسي را انتخاب مي‌كنند، من به اين باور، كه ديري‌ست بدان ايمان يافته‌ام، خواهم رسيد كه هنوز مردم ناآگاه‌اند و خام! و هنوز نان به از آزادي‌ست! و تا چنين است و به سان ِ توده‌ي متراكم ِ بي‌مغزي كه باد آنها را به هر سويي كه مي‌خواهد مي‌برد، مي‌باشند، دست از اين نوشتن‌هاي بي‌حاصل برمي‌دارم و كركره نوشته‌هاي سياسي را پايين مي‌كشم و من‌بعد فقط و فقط به احساس و علاقه خود، كه همانا شعر و ادبيات داستاني‌ست، مي‌پردازم! و معتقدم مادامي‌كه مردم آگاه نشوند و قدر انسانيت و هنر را ندانند نمي‌توان به هياهو آنها را وادار به انتخاب صحيح كرد! و هزينه‌هايي بي‌هدف داد! چرا كه ابزارِ هياهو كردن، بيش از دانايان، در دست حكومتيان و زراندوزان است و بس! و مردمان را به راحتي فريب خواهند داد همان‌طور كه داده‌اند و مي‌دهند!
و اما حرفي دارم با اين مردم كه خواهم گفت :
اي عجب دل‌تان بنگرفت و نشد ملول!
زين هواهاي عفن، زين آب‌هاي ناگوار! [1]
و در وصف ِ حال ِ اينان بايد گفت :
...
ادامه در وبلاگ "بي‌قرار"


مداد سفید 2:45 @ Sat, 18 Jun 05

http://www.sharghnewspaper.com/840326/html


مداد سفید 2:35 @ Sat, 18 Jun 05

شبح جان من چند دقیقه ای هست که دارم سعی می کنم يک لينک از شرق آن لاين که داره لحظه به لحظه از شمارش آراء خبر می ده اين جا کپی کنم. اما نمی دونم چرا اين پيام گير پيغام خطا می ده؛ اگر کپی شد که هيچ؛ اگر نشد برای اطلاع از آخرین وضعیت آراء کاندیدا ها به سايت روزنامه ی شرق سر بزنيد.


منوچهر ژندی فر 2:01 @ Sat, 18 Jun 05

اقبال عزيز.
برخوردت به شبح به نظر من بی انصافی کامل بود.بايد نوشته شبح را دقيق ميخواندی٫بعد نظر ميدادی.بهرحال يک عذرخواهی به شبح بدهکاری٫من اينرا به حسابت نوشتم.سعی کن بدهکاريت را سريع صاف کنی.
شبح جان.
ارزيابيت از ميزان شرکت مردم در تهران (با اجازه ات) اشتباه است.همانطور که خبرنگاران خارجی هم گفته اند٫بيش از ۱۰ درصد در انتخابات شرکت نکرده اند(در کل کشور.اينرا هم بايد در نظر گرفت که در نقاطی مثل کردستان تقریبا کسی در انتخابات شرکت نکرد) ميتوانی به منابعی مثل CNN که خود جزو حاميان اين رژيم هستند مراجعه کنی.بهرحال اين مضحکه"انتخابات" تو دهی سختی به رژيم بود.من خودم در فرانکفورت شاهد بودم که در فرانکفورت حتی ۱۰-۱۵ نفر هم رای ندادند.بايد توجه کنی که تنها در فرانکفورت بيش از ۶ هزار نفر ایرانی زندگی ميکنند٫ و از شهرهای ديگر هم بايد احیانا برای رای دهی به اين شهر بيايند و يا به برلين بروند.تعداد ايرانيان در کل آلمان حدود ۱۳۰ هزار نفر(شاید هم بیشتر٫من آمار دقیقی ندارم) تخمين زده ميشود.


مداد سفید 1:21 @ Sat, 18 Jun 05

يک خبر جالب از سبزوار رضايی میر قائد ( با نام مستعار محسن)
امروز نزدیک به اذان ظهر؛ در ستاد انتخاباتی حسینیه ی ارشاد بادی گارد های رضایی با بادی گارد های حکیم درگیر شدند. بعضی از رای دهنده گان از هم می پرسیدند مگر برای دولت مردان؛ صندوق اخذ رای ویژه ای وجود ندارد که ایشان در ستاد انتخاباتی عمومی و دور از مرکز قدرتی مانند حسینیه ی ارشاد ظاهر می شوند؟ برخی دیگر هم عقیده داشتند که رضایی برای دادن رای به این مکان نیامده است و هدف وی از این کار؛ تنها برآورد اوضاع انتخاباتی می باشد. بعد از پایان درگیری هم یک ماشین مشکی سیاسی از پارک در آمد که وی را سوار کرد و همراه دیگر محافظان او که بیشتر از سه ماشین بودند به سمت شمال خیابان شریعتی به راه افتادند. ولی شبح جان گذشته از این درگیری که توجه افراد بسیاری از جمله رهگذران خیابان را به خود جلب کرد؛ امروز حسينه ي ارشاد به عنوان يکي از مراکز اصلي جشن ها و عزا داری ها يا امداد رسانی ها و انتخابات؛ واقعا خلوت بود...


شبح 23:16 @ Fri, 17 Jun 05

آرش سرخ عزيز!(113)
از دفاع‌ات متشکرم. خب اقبال عزيز بعضی وقت‌ها جوش مياره.
در مورد تله‌ويزيون انترناسيونال متاسفانه من اين تله‌ويزيون را نمی‌بينم. سوآل کردم خب تو هم جواب دادی. حالا اگر جایی گير آوردم حتما مي‌بينم و سعی مي‌کنم نظر خودم را بنويسم.


شبح 23:05 @ Fri, 17 Jun 05

دوستان عزيز!
طی گشت و گذاری که در مناطق مختلف تهران داشتم. ميزان شرکت بسيار کمتر از دوره‌ی قبل بود. تا بعد ازظهر که مراجعات خيلی کم بود. بعد از ظهر کمی بهتر شد. اما مردم به طور عادی جمعه خود را گذرادند. پارک‌ها شلوغ بود و بزرگ‌راه‌های خروجی در هنگام صبح و ورودی در هنگام شب شلوغ بود. بايد تا صبح صبر کنيم تا نتيجه اوليه معلوم شود. به هر حال همان‌طور که انتظار می‌رفت در دو سه روز آخر فضا به سود معين تغيير کرد.
موضوع عجيب اين است که آرای احمدی نژاد هم ظاهرا به نحو باورنکردی بالاتر از آن چيزی است که حدس می‌شد.
برآورد من اين است که در تهران شرکت در حد متوسط به پايين باشد.


ح 18:04 @ Fri, 17 Jun 05

ثقل زمین کجاست. من در کجای جهان ایستاده ام.
انگار قرار است انتخاب ناگزیرمان بر تلخی تاریخی این مدار بین بد و بدتر باشد. چه ساده پذیرفته ایم چه به سادگی تن داده ایم. دچار سرگیجه ای شده ایم در این مدار و چهار سال های مکرر فرصت را به سفره بد و بدتر تسلیم می کنیم...
چه زلالی چه فرصتی چه شبی!


آریا 17:57 @ Fri, 17 Jun 05

... سعید عزیز.

من به جان عزیزت می فهمم چی میگی. اصلا مشگلی ندارم با استدلالات. فقط اون جمله ی آخری را تعجّب می کنم که چرا نوشتی؛ اگه به راستی، عمیق مطالب مرا خونده باشی و خوب دستگیرت شده باشن. اتّفاقا من با همون سنجشگری و بازشکافی تئوریک فرهنگ و روان ایرانی می خواهم نشان دهم که ایرانی امروز تا چه اندازه از « آنچه بوده و بالذّات هست »، فاصله ی فاجعه آمیز گرفته. بعدش هم، ببین. بحث تئوریک مقولات انتزاعی را مگه چند درصد مردم کره ی زمین می تونن بفهممن و در مفاهیم راسیونالیستی بیندیشن که من و تو و امثال ما بخواهیم متوقع باشیم مردم بدون استثناء، تمام جیک و بُک حرفامونو دریابند و در زندگی عملی آنها را به کار ببندند. سعید عزیز. تو خودت نیک می دانی که پراکتیک اجتماعی، همواره انحرافیست از تئوری و ایمان. بنابر این، اگر من یا تو یا آدمائی همانند ما در صدد آنند که به هموطنان خودمون فقط تذکر بدهیم؛ نه تعلیم و تدریس که مسئله، غامضتر از آنست که بشود با هیاهو و جار و جنجال از امروز به فردا، حل و فصلش کرد، دیگه نبایستی با اونا دعوایی داشته باشیم. افکار و نوشته ها و اسم من، حدود ۱۴ سال متوالی در قرنطینه ی مطبوعاتی بودن جانم. ولی آیا ارزش ذرّه ای از استدلالهای من در پرداختن به معضلات، کاسته شد؟. هرگز!. تازه خیلیها دارن نم نم می فهمن که قضیه چی هست. حالا تا درمانش. من هیچ مشکلی با حرفهای تو ندارم، چون تمام پشم و پیل خودم در مقولاتی سفید شده که تو نیز از آنها سررشته داری؛ ولی به زبانی و در لغاتی دیگر، انها را بیان می کنی. اصل اینه که من اهیچ انتظاری به حان عزیزت از انسانها در فهمیدن حرفهایم ندارم. فقط امیدوارم که آنها از سخنهای تو و من و امثال ما، به اندیشیدن عمیقتر انگیخته بشوند؛ وگرنه راه به جایی نخواهیم برد. همین.///


Saeed 17:29 @ Fri, 17 Jun 05

آريا و شبح و خوانندگان؛ من اهل تعارف و آبونمان پولتيكال كوركت نيستم. ما ملّت ناخود نقد شده و خام دائما آنچه را از ضعف و ركود و جهل و ترس و بي مقصدي و ناجدّيتي و بي اخلاقيست و كذا و چه ازيندست صفات مذموم كه شده ذاتي فكر و قول و عمل خودمان را با فرافكني هي به اغيار نسبت ميديم! ببين آريا جان؛ من سناريو رو باز هم ساده ترش ميكنم و در انتها يك پرسش ناب هم چاشنيش:
آقاي معين بالاخره توسّط خورشيدخانمها و شروودها انتخاب ميشود. حالا ما با دو وضع كاملا مسخره مواجهيم:
۱. معين مقاوم و سرسخت همچون عيسي تا رفتن بر روي صليب به پيش ميرود. و اين جمعّ راي دهنده به او و صدبار مذبذبتر از حواريون حضرتش در آنروز محشر سوراخ موش است كه با نرخ احتكاري خواهند خريد. (درس تاريخ از ايران معاصر). اين جماعت به خيابان و ميادين نخواهند آمد. اهل دادن هزينه ها و تاوانهاي گنجي وار و زرافشاني در ازاي تصميماتشان هم نيستند. يعني اساسا راي اين دوستان مبتني بر قصد معني نيست؛ بلكه يك بلوف محض است و جالبه كه حكومت غصبي هم اينرا ميداند. مگه نشنيدين كه ميگن ”الاعمال بالنيّات“؛ يعني همان حرفي كه شبح در متنش گفت ديگه ــ در مورد قرب و بعدش نسبت به افراد آنهم مستقل از رايشان و فحش هم شنيد . حالا در تناظر با چنان ميمي بنده ميگم ”الراي بالقصد معني“. بقول فرنگيها ”Mean What You Say & Say What You Mean“.

۲. نه معين قصد ايستادگي تا آخر را دارد و نه راي دهندگان به او حاضر به دادن هزينه اند. و جالبه كه هر دو هم اينرا ميدانند و حكومت هم از هر دوي اينها به اصل بلوف واقفتر! يك بلوف دو طرفه.

اين بازي مسخره مرا ياد بچّه هاي الوات محلّمان مي اندازد كه ميرفتند سگهاي ولگرد اطراف محلّه ما در احمدآباد را كيش كيشه ميدادند و آنگاه پا بفرار. آنوقت اين سگهاي در ذات گرگ ميريختند توي كوچه ها و مايه ترس و وحشت و فرار مردمان و گاه كودكاني بكار خود مشغول كه هيچ نقشي در اين تحريك مازوخيستي نداشتند! آخر اين چه بازي مزخرف و بيهوده ايست كه حدّ اقل زيانش به يغما رفتن و لوث شدن بزرگترين دستاوردهاي بشريست؛ از حقوق بشرش بگير برو تا حق نا حقّش؟!

* آرياجان؛ تو در اوصاف فرهنگي ما ايرانيان و گنجينه هاي فاش نشده اش سخنها گفته اي؛ امّا من يكي نقدي از ايرانيان معاصر در جستارهايت نميبينم؛ چرا...؟!


آریا 15:27 @ Fri, 17 Jun 05

.... شبحی ناز!.

آقا جان! درود و آفرین بر تو برای اینهمه مدارائی ات. بیش از سه ساله که دیگه سیر تا پیاز ما ملّت « گیجعلی خانی » را خوب شناخته ای. به نظرم اگر اشخاصی که در این جا مطلب می نویسند، به اصل قضیه رو بیارن، بهتر میشه، در باره ی چیستی مسئله و راههای برونرفت از آن اندیشید. بيخودی همديگه را آزار ندهید و تحقیر هم نکنین. سعيد عزيز. با تو نيز هستم. فقط در باره ی مسئله ای که شبح عزیز طرح ميکنه و ديگران حرفهايی را می نويسن، تو بيا و چکيده ی نظراتت را مستدل عبارت بندی کن. اینکه کسی میفهمه یا می خونه یا نمی خونه، مهم نیس. اصل گفتن نظراته بدون دعوا کردن با دیگران. اگر هم خیلی دشوارفهم باشه، من ميام و ساده اش را بيان می کنم. ما به این زودیها و به این ساده گیها از شرّ اینهمه مصیبت هزاران ساله راحت نخواهیم شد جانم. کار داره و صبوری می خواد و ژرفبینی و گشوده فکری. دیگه اینکه، هیچ انسانی، بالذّات نه بد مطلق است نه خوب مطلق. انسان، نواری متحرّک است که دائم زیر ضربآهنگ سوائق و گرایشها و عواطف و علایق جور واجور می باشه. بهتره که ما انسانها را در همین پروسه ی طیفی ببینیم تا بتوانیم به خوشآرایی منشها و نگرشهای یکدیگر مدد کنیم. اصل، آراستن همدیگر است؛ نه تخریب همدیگر. مگر ما چه چیزهایی را در زندگیهای فردیمان تا امروز، آباد و سرفراز کرده ایم و متعاقبش از « آبادانی »، چه مصائب و بدیهائی دیده ایم که اینقدر در فکر تخریب و خصومت با همدیگر هستیم؟. نمی فهمم. ///


!بيكار 14:00 @ Fri, 17 Jun 05

غفلت موجب پشیمانیست. نوشتار جدید ما را حتما بخوانید:
وعده ما هم در حوض کوثر! http://www.jighodad.blogsky.com
شیعیان از خواب غفلت برخیزید. رای دادن به معین واجب شرعی سنی هاست!


!بيكار 14:00 @ Fri, 17 Jun 05

غفلت موجب پشیمانیست. نوشتار جدید ما را حتما بخوانید:
وعده ما هم در حوض کوثر! http://www.jighodad.blogsky.com
شیعیان از خواب غفلت برخیزید. رای دادن به معین واجب شرعی سنی هاست!


!بيكار 14:00 @ Fri, 17 Jun 05

غفلت موجب پشیمانیست. نوشتار جدید ما را حتما بخوانید:
وعده ما هم در حوض کوثر! http://www.jighodad.blogsky.com
شیعیان از خواب غفلت برخیزید. رای دادن به معین واجب شرعی سنی هاست!


lutak 13:59 @ Fri, 17 Jun 05

سلام شبح جان.

درسته که من به سن قانونی نرسيدم.
ولی اگر هم برسم رای نميدم و الان هم تا حالا نزاشتم مامان و بابام از خونه برن بيرون.
چون فکر مي کنم که رفسنجانی با اختلاف زيادی رئيس جمهور ميشه.


Read this facts 11:44 @ Fri, 17 Jun 05

http://news.gooya.com/president84/archives/031173.php


سهراب کابلی 10:09 @ Fri, 17 Jun 05

شبح عزیز سلام!
تشکر از لطف تان.
متاثر شدم از آن عزیز مجتبی که هنوزم در پشت میله‌های زندان بسر میبرد. امیدوارم هرچه زودتر آزاد شود. در کنار برادران ایرانی من هم یک افغانی در کنار شما برای آزادی بیان و آزادی مجتبی سمیعی نژاد همنوا خواهم بود.

موفق و سربلند باشید!


سهراب کابلی 10:09 @ Fri, 17 Jun 05

شبح عزیز سلام!
تشکر از لطف تان.
متاثر شدم از آن عزیز مجتبی که هنوزم در پشت میله‌های زندان بسر میبرد. امیدوارم هرچه زودتر آزاد شود. در کنار برادران ایرانی من هم یک افغانی در کنار شما برای آزادی بیان و آزادی مجتبی سمیعی نژاد همنوا خواهم بود.

موفق و سربلند باشید!


سهراب کابلی 10:08 @ Fri, 17 Jun 05

شبح عزیز سلام!
تشکر از لطف تان.
متاثر شدم از آن عزیز مجتبی که هنوزم در پشت میله‌های زندان بسر میبرد. امیدوارم هرچه زودتر آزاد شود. در کنار برادران ایرانی من هم یک افغانی در کنار شما برای آزادی بیان و آزادی مجتبی سمیعی نژاد همنوا خواهم بود.

موفق و سربلند باشید!


آرش 9:28 @ Fri, 17 Jun 05

> با این جمله ۱۰۰٪ موافقم و دقیقاْ به همین علت به معین رای میدم


کنجکاو 5:29 @ Fri, 17 Jun 05

"انتخابات"، گزينشی ميان طاعون و يا وَبا!

پاسخ کی* شتابان به آقای نبوی.

آقای نبوی!
بگذار بپذيريم که تو هم "پناهنده سياسی" هستی!
بگذار بپذيريم که تو "غرب نشين" نيستی!
بگذار بپذيريم که خشم و نفرت تو از ناخوشنودان سياسی ايرانی ريشه ايی در گذشته تو ندارد.
بگذار بپذيريم که تو از پادوهای دون پايه حکومت نبوده ايی!
بگذار بپذيريم که همه آن ها که خواسته و ناخواسته در لس آنجلس گرد آمده اند هم، خودفروش تر از رفسنجانی و معين هستند.
بگذار بپذيريم که همه آنها که تنها شانس شان اين بود که از زندان و اعدام های سال های 60 جان بدر کردند و به ناچار سال هاست که (ناخواسته) آواره اين کشور و آن کشور شده اند "هيولاهای سياسی" هستند و ايران را مانند "عکس سياه سفيد " می بينند.
بگذار بپذيريم که همه اين بدبختی ها و ميليون ها فراری و کوچنده تنها از سر خوشی با هواپيمايی هما به خارج مسافرات کرده اند و نه فرار از دست آدم خورها و هيولاهای هم چون رفسنجانی، خامنه ايی و اخوان و پادو های دون پايه هايشان.
بگذار بپذيريم که تو سال گذشته در گفت و گو با حسين مُهری (راديو صدای ايران) نگفتی که تنها اين جا مهمانی و تا چند ماه ديگر به ايران برمی گردی!
بگذار بپذيريم که همه تئوری های "موازی سازی" سازمان امنيت حکومت (اصلاح طلبان امروز) برای درست کردن "اپوزيسيون خودمانی" تنها تئوری توطئه است!
بگذار بپذيريم که تو يکی از آن فرآورده های آن کارخانه امنيتی حکومت اسلامی نيستی!
بگذار بپذيريم که تو هم آدم درستی هستی!
بگذار بپذيريم که لاریجانی از احمدی نژاد بهتر است و قاليباف از لاریجانی و رفسنجانی و کروبی از هرسه آنها و معين ره آورد و توشه اصلاحات است!
بگذار بپذيريم که تو درست می گويی و حکومت آخوندی مافيايی" از "حکومت نظامی" بدتر نيست!
بگذار بپذيريم که آن حکومت تا به امروز نظامی نبوده و در آن حکومت ( هم چنين دولت اصلاح طلبان تو) هيچ گاه نظاميان، شبه نظاميان در سرکوب مردم به کار نگرفته و از اين پس، اين لولو ها (آن سه مردک) اين کار را خواهند کرد!
بگذار بپذيريم که تو هم، همچون هواداران "اصلاحات" نقش پليس خوب را بازی نمی کنی!

آقای نبوی چون تو پيشينه خودت را بهتر از ما می شناسی آن جا که دوست داری به اين جمله ها بيافزا.

از سياست بگذريم؛

بگذار بپرسيم با کدام تضمين، با کدام برنامه از پيش شناخته شده ايی که کارشناسان رشته های گوناگون اقتصاد آن را گمان زنی کرده باشند؛ برای درست کردن کار، برای جلو گيری از بی کاری فزاينده، برای زدودن فقر، روسپی گری، تن فروشی، بچه های خيابانی دست آورد حکومت اسلام، نابودی منابع طبيعی، زيرزمينی و... و به کدام برنامه اقتصادی معين و يا رفسنجانی رای بدهند؟
بگذار بپرسيم اگر اين ها وعده ای نداده اند و يا وعده ها بی پايه است و يا خواهد بود، آيا خواهی آمد و روشن بگويی که از نوشتن در باره سياست و برای هميشه دست برمی داری و آيا رييس جمهور تو پس از چند ماه خواهد آمد و به شکست اش در پيش برد برنامه هايش!! اعتراف خواهد کرد؟

آقای نبوی!

بگذار مردم با رای ندادن خودکشی کنند (با برداشت از نوشته تو) ، اما مردم را به سنگ سار شدن و مرگ با شکنجه فرا نخوان. برای گوسفند، قصاب و گرگ کارش يکی است؛ مرگ.

*نوشته نبوی


ardeshir 4:32 @ Fri, 17 Jun 05

شرکت در انتخابات بی حرمتی نسبت به تمامی زندانيان سياسی وقربانيان رژيم در يک ربع قرن گذشته ميباشد. مردم ايران حق انتخاب نمايندگان واقعی خويش را ندارند. اين پس مانده تفاله هايی که از صافی و آبکش شورای نگهبان و ولايت فقيه عبور کرده اند ، مدافعين عدالت و آزادی و حقوق بشر نيستند. چگونه ميتوان مدافع عدالت باشند و در مقابل اين همه ظلم و ستم و غارت و مرگ و شکنجه بمدت ۲۶ سکوت کرده باشند. هدف تک تک اين کانديدادها تلاش برای نجات رژيم و مهار کردن بحران های داخلی ميباشد. ننگ بر اين مضحکه که حرمت انتخابات آزاد را لجن مال کرده است.


Arashe sorkh 3:55 @ Fri, 17 Jun 05

شبح جان!

قبل از اين‌که راجع به هر چيزی نظر بدهم٬خواستم به اقبال در شماره‌ی ۵۶ بگويم که واقعا متاسف شدم که چنين متنی را از زبان او ديدم!

جهت اطلاع جناب اقبال هم چند مطلب رو همين‌جا عرض می‌کنم.

۱- يک جمله از يک پاراگراف از يک مطلب را بدون متنش گذاشته‌ای و بر آن نظر می‌دهی؟ آخر اين کجای سنت ماست؟
من می‌ترسم يک مدت ديگر جمله‌ی معروف برنامه‌ی حزب ما٬ کمونيسم کارگری بيش از هر چيز به اين‌جا تعلق دارد٬ را هم بردارند و هر جا خواستند بچسبانند و بگويند منظور از کلمه‌ی -اين‌جا- همين‌جا بوده ديگه!

۲- اقبال جان! زير پرچم خمينی نشستن٬ چه ربطی به اين مقاله‌ی شبح دارد٬ چيزی است که جدا سر از آن درنياوردم؟ آيا شبح کسی را دعوت به انتخابات کرده؟ در بی‌پايه بودن اين رژيم شکی کرده؟ به جرم کدام گناه به اين نتيجه رسيدي که شبح دارد همان -غلط- ۲۶ سال پيش را می‌کند.

۳- اقبال جان!
گويا از اوضاع سياسی هم به کلی بی خبری عمو!‌ حزب توده‌ی ايران در بيانيه‌ی رسمی خودش مردم را به شرکت در انتخابات و رای دادن به معين دعوت کرده!‌ کی گفته آن‌ها تحريم کرده‌اند؟

۴- استفاده‌ از وا‌ژه‌ی احمق بر عليه شبح٬ هم واقعا کار جالبی بود! بگذاريم ناظران خودشان قضاوت کنند!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شبح جان! و اما خطاب به خودت!
از کامنتی که گذاشتی ممنونم٬و بسيار مفخر و مسرورم که در جواب سوالی که بيش‌تر به عنوان کنايه مطرح کردی٬جوابی بدهم که احتمالا اتنظارش را نداری!

راستش تلويزيون انترناسيونال٬در برنامه‌هايش نه تنها خط تماس مستقيم با مردم گذاشته و به همه‌ی مردم اجازه می‌دهد نظراتشان را مطرح کنند(چه بسا عده‌ی زيايد که از شاه طرف‌داری می‌کردند و يا سياست حزب در مورد رفتن به خيابان‌ها را محکوم می‌کردند)‌ اما کار ديگری هم کرده که نشان واقعی اين‌که يک‌طرفه نيست٬هستش!

تلويزيون انترناسيونال با گروه‌های بسيار مختلف اپوزيسيون بر سر انتخابات مصاحبه‌ی تلويزيونی کرده!

کومه‌له٬حزب مشروطه‌ی ايران٬سازمان راه کارگر٬ و چند شخصيت اپويزسيون مستقل و چند شخصيت راست پروغرب٬ از کسانی بودند که من خودم مناظره‌ با آن‌ها را شنيدم.

تلاش برای مصاحبه با یک نفر از شورای ملی مقاومت هم بود که عملی نشد.

البته شايد بگويی اين‌هاهمه طرف‌دار تحریم انتخابات هستند٬ اما راستش من خبر دارم که بچه‌ها سعی زيادی کردند که اتفاقا با حزب توده برای مصاحبه تماس بگيرند و موفق نشدند!

خلاصه تلويزيون انترناسيونال٬ آماده است تا صدای هر کس٬ و هر تشکل و نیرویی را در برنامه‌هايی که مخصوص اين کار تشکيل می‌دهد٬ پخش کند.

همين‌جا از همه‌ی تشکل‌ها و احزاب و افراد دعوت می‌کنم با روابط عمومی کانال جديد و تلويزيون انترناسيونال تماس بگيرند و اگر می‌خواهند صدای خود را به گوش صدها و هزاران بيننده‌ی روزافزون اين تلويزيون برسانند.


Saeed 3:55 @ Fri, 17 Jun 05

خورشيد خانم؛ شما زيادي و بد ميخواني جانم. بحث من نوعي است و نه مصداقي كه شما بدون وجه بگي ۴۸ ساعت كذا و چه نكردم. در ضمن من غلط ميكنم كه از جانب ملّت با شما سخن بگم. مطلبم هم بسيار ساده بود پيامش: ”تناسب“ كه فهمش لابد اگه در اختيار شما نيست در دسترس شبح رياضيدان كه هست! اصلا فرض كنيم شخصي پاك و صاحب نظر هم در فلسفه كائنات و هم در فلسفه سياست و اخلاق و دولت چون ايمانوئل كانت بشه كانديد رياست جمهوري در ايران فعلي كه هيچ بلكه در مدرنترين كشور دنيا(هر چي ميخواهيد درين پرانتز بزاريد). آيا من و شماي راي دهنده نبايد با ايجاد يك تساوي پس از ضرب صورت و مخرج هاي مربوطه و گذاردن ثابتهاي لازمه به نتيجه اي معقول برسيم كه آقاجان؛ اين كانديدا كه اصلا تاج سر همگي ما هم هستش؛ ولي نه من راي دهنده و نه حكومت و نه خودش آنهم برغم هرگونه محاسبه اي مبتني بر عقل سليم قادر به وصول خواستها و نيازهايمان از طريق ايشان نخواهيم بود. ايشان امّا فقط همينش مانده كه شاهپرهاي قشنگش زشتي پاي رهبري غاصب نظام و عمله هاي ظلم و جورش را ملوس و ملنگ جلوه خواهد داد. دليل نقل گفتگويم را با بني صدر نيز بگم: واسه من به دليل جوّ خانوادگي چون تا حدّي با تفكّر حوزوي آشنائي داشتم و چون يكي دو كتابي را از بني صدر خوانده بودم؛ خوب واسم كاملا واضح بود از دل اين مجموعه يك ديزي خوشمزّه در نمياد؛ بگذريم كه اونجا به سنّ راي دادن هنوز نرسيده بودم و دهانم بوي شير ميداد. شما هر تصميمي كه بگيري؛ بايد اصل مهم در اتّخاذش ظرفيت سنجي مسئولانه باشد؛ از خودت گرفته تا نظام مقابل و خلاصه توان پرداختن هزينه هاي متعاقب آن؛ مبتني بر ميزان تعهدّت و توسعه نظام. عقديست كه بايد بدان سخت وفادار باشي؛ آنهم نه در پشت كامپيوتر و از وراي وبلاگ بلكه در صحنه و خيابان و ميادين. آقاي معين سنگ بزرگ است و اگر ايشان راست ميگد خوب بياد همين پروژه اصلاحات را در خارج از سيطره قدرت بدنبالش باشد. همين ديگه؛ و اگه بازه قانع نشدي خوب مرور مصاحبه دكتر سروش را درين زمينه بشما و شروود گل توصيه ميكنم.


فاتح 3:38 @ Fri, 17 Jun 05

ما به قلعه جمهور مي رويم تا بر فراز بذ سرود آزادگی و دموکراسی‌خواهی سردهيم و حقوق قومی و ملی خويش را بازخواهيم و فريادمان را به گوش جهانيان برسانيم


کنجکاو 2:31 @ Fri, 17 Jun 05

زيتون گرامی!

گومان کنم که سروری که وب لاگ تو روی آن است خوابيده. من هم چند بار چک کردم. گاهی پيش می آد.


Ardeshir Dolat 2:26 @ Fri, 17 Jun 05

زيتون جان

همين جا هم ميتونی حرفاتو بزنی ما هر جا بری دوست داريم


زیتون 2:12 @ Fri, 17 Jun 05

شبح جان اومدم آپدیت کنم نتونستم...دوباره وبلاگم بسته شده:((( نه ادیتورم باز می‌شه نه نظرخواهیم و نه وبلاگم...


Ardeshir Dolat 2:04 @ Fri, 17 Jun 05

آيا روز جمعه ۲۷ خرداد ۱۳۸۴

دوباره نطفه دمکراسی را سقط جنين خواهند کرد؟

چه کسانی در اين قتل شريک جرمند؟

آنان که سر انگشتانشان به خون اين نطفه آغشته گشته!


mona 1:54 @ Fri, 17 Jun 05

سلام من خارج ازايران هستم و از حدوده ۲۰ دقيقه پيش ديگه نمی تونم وبلاگ زيتون رو باز کنم .مشکلی پيش اومده؟


mona 1:54 @ Fri, 17 Jun 05

سلام من خارج ازايران هستم و از حدوده ۲۰ دقيقه پيش ديگه نمی تونم وبلاگ زيتون رو باز کنم .مشکلی پيش اومده؟


nana 1:45 @ Fri, 17 Jun 05

بدون شرح


عضو ارشد كميته روابط خارجي مجلس نمايندگان آمريكا: زمان رفتن روحانيون ايران فرا رسيده است [ ساعت پيش ۳:۴۳ ]
دانا روباچرDana Rohrbacher عضو مجلس نمايندگان آمريكا از ايالت كاليفرنيا، يكي از اعضاي ارشد كميته روابط خارجي مجلس نمايندگان آمريكا در اطلاعيه اي درباره انتخابات رياست جمهوري اسلامي می نویسد: «من مايل هستم همبستگي خود را با آنان كه خواستار آزادي براي مردم ايران هستند، اعلام كنم، به ويژه آنان كه براي به دست آوردن آزادي دست به اعتصاب غذا زده اند، مردم ايران خواهان برگزاري انتخاباتي آزاد هستند. آنان انتخاباتي را كه ساختگي و با گزينش هايي محدود است، نفي مي كنند، تا زماني كه روحانيون كنترل گزينش ها را در دست داشته باشند، دموكراسي وجود نخواهد داشت» متن کامل
پريچهر فرزام (rm) صدا | (wma) صدا [ 1:44 mins ]


mona 1:37 @ Fri, 17 Jun 05

سلام من خارج ازايران هستم و از حدوده ۲۰ دقيقه پيش ديگه نمی تونم وبلاگ زيتون رو باز کنم .مشکلی پيش اومده؟


زیتون 1:34 @ Fri, 17 Jun 05

کنجکاو جان
می‌دونم شوخی کردی.. ولی اون‌وقت اگر کسی می‌خواست به مثلا قالی‌باف فحش بده یا گند‌کاریاشونو افشا کنه... نظرش سانسور می‌شد و تعداد کامنت‌های فيلتری چند برابر می‌شد..
شما نمی‌دونيد چقدر فحش جنسی بهم می‌دن هر روز. بيشترش هم از حکومتی‌ها هستن. مجبور شدم فيلتر بذارم... فقط چند‌کلمه‌ی جنسی که به عنوان فحش به خانوما می‌دن همين...


زیتون 1:26 @ Fri, 17 Jun 05

کنجکاو جان
می‌دونم شوخی کردی.. ولی اون‌وقت اگر کسی می‌خواست به مثلا قالی‌باف فحش بده یا گند‌کاریاشونو افشا کنه... نظرش سانسور می‌شد و تعداد کامنت‌های فيلتری چند برابر می‌شد..
شما نمی‌دونيد چقدر فحش جنسی بهم می‌دن هر روز. بيشترش هم از حکومتی‌ها هستن. مجبور شدم فيلتر بذارم... فقط چند‌کلمه‌ی جنسی که به عنوان فحش به خانوما می‌دن همين...


مداد سفید 0:56 @ Fri, 17 Jun 05

شبح جان يک انيميشن جالب به نام آزادی از برونو بوتستو پیدا کردم که دیدنش توی این شرایط خالی از لطف نیست. لينکش رو اینجا می گذارم تا ببينی.
http://www.bozzetto.com/freedom.htm


کنجکاو 0:42 @ Fri, 17 Jun 05

پيش نهاد به زيتون!(97)

بابا جان چرا اين بخش ديد گاه های تو به واژگان جنده و روسپی بايد حساسيت داشته باشد. بسياری از زنان و مردان توی اين پيشه آدم های خوبی هستند، که تنها ( به چاره و يا بی چاره) تَن فروش اند، خودفروشی نکرده اند که. اگر برای سانسور کردن بود تو بايد واژه "معين" ، "احمدی نژاد"، "ره بر"، " ولايت فقيه"، "جمهوری اسلامی"، "رفسنجانی"، "خاتمی"، "قالی باف"، "سپاه پاسداران" "اصلاحات"، "اصلاح طلب" و..... را سانسور می کردی که نماينده گی انحصاری خود فروش ی و آدم کُش ی، دزدی و....را در آن کشور دارند، از ما گفتن بود.


منوچهر ژندی فر 0:16 @ Fri, 17 Jun 05

اطلاعیه شماره ١

در نقاط مختلف تهران تظاهرات جریان دارد

امروز ٢٦ خرداد شب قبل از انتخابات مردم به خیابان آمده اند و علیه جمهوری اسلامی شعار میدهند. زنان روسری ها را برداشته، آپارتاید جنسی را در هم شکسته و به قوانین اسلامی تف انداخته اند. مردم از مضحکه انتخابات عبور کرده اند، تظاهرات امشب ادامه چند هفته اعتراض و مبارزه فعال و شکوهمند مردم و جوانان در شهرهای مختلف کشور است. در هفته های گذشته در شهرهای مختلف کشور شاهد بهم زدن بساط انتخابات جمهوری اسلامی، پاره کردن پوسترهای کاندیداها و بهم زدن جلسات تبلیغاتی آنها بوده ایم و امروز در نقاط مختلف از جمله در پارک ملت و پارک لاله و مقابل جام جم و میدان انقلاب مردم تجمع کردند، علیه جمهوری اسلامی شعار دادند. نیروهای سرکوب حکومت اسلامی مثل همیشه به جان مردم افتاده و وحشیگری خودشان را نشان دادند. مردم اما قصد کوتاه آمدن ندارند. این دوره دوره به میدان آمدن بیشتر مردم، به میدان آمدن شعارهای رادیکال و برابری طلبانه، بلند کردن پرچم آزادی و برابری و برداشتن حجاب اسلامی است. حزب کمونیست کارگری به مردم آزادیخواه در تهران و سراسر کشور درود میفرستد و مردم را به گسترش اعتراض برای بزیر کشیدن حکومت اسلامی فرامیخواند.


مرگ بر جمهوری اسلامی
آزادی، برابری، حکومت کارگری
زنده باد جمهوری اسلامی

حزب کمونیست کارگری ایران
٢٦ خرداد ١٣٨٤، ١٦ ژوئن ٢٠٠٥


زیتون 0:03 @ Fri, 17 Jun 05

شبح عزيز
خيلی خوب اوضاع انتخابات و کاندیداها رو تحلیل کرده‌ای.
از اين حرفت هم خيلی خوشم اومد که نوشتی موضع‌گيری ديگران در دوستی‌ات با آنان خللی وارد نمی‌کنه. آفرين.
می‌بينی که در وبلاگستان به خاطر اين موضوع چقدر دعوا می‌شه:)

نانای عزيزم
باور کن من کامنت‌های شمارو پاک نکردم. از ديشب تا حالا اصلا آنلاين نشدم.
تا اومدم اول رفتم سراغ فيلتر نظرخواهيم و ديدم ۲ تا از کامنت‌های شما اونجاست . چون زياد فحش می‌خوردم نظرخواهيم نسبت به بعضی کلمات حساسه. هر دورو برگردوندم. نشونه‌ی برگردوندن کامنت‌ها اينه که برمی‌گرده دقيقا سر جای خودش.
اگه پاک می‌کردم و باز سرجاش می‌ذاشتم ميومد بالای بالا. فکر می‌کردم بعد از اين مدت منو شناخته باشی دوست عزيزم.

راستی شبح جان. من رفتم سراغ صفحه‌ی بی‌بی‌سی. هنوز اسم و لينک شما اونجاست. چطور فکر کردین پاکش کردن؟


ساحل شمال 23:53 @ Thu, 16 Jun 05

گزارشگران بدون مرز به انتخاب بهترین وبلاگها دست زد
وبلاگ مجتبی سمعیی نزاد در میان هفت وبلاگ برگزِيده جهان!

مبنای انتخاب گزارشگران بدون مرز در درجه نخست تلاشهای قابل تحسین این وبلاگنویسان در دفاع از آزادی بیان و عقیده بوده است . این سازمان حقوق بشری از حدود 2 ماه قبل از کاربران انترنتی درخواست کرده بود تا از میان 60 وبلاگ انتخاب شده از آسيا، آفريقا ، خاورميانه ، اروپا ، آمريکا ، ایران و ساير نقاط جهان وبلاگ مورد علاقه خود را برگزينند .
گزارشگران بدون مرز با این اقدام خود خواسته است تا به روزنامه نگارانی که از طریق وبلاگها وبخصوص در کشورهای غیردموکراتیک به آلترناتیوی در زمینه ارائه اخبار مستقل تبدیل می شوند، رسمیت بخشیده و به تشویق این گونه اقدامات بپردازد
هم اکنون مجتبی سمعیی نزاد بهمراه دو وبلاگ نویس دیگر هموطن خویش در زندانهای جمهوری اسلامی بسر می برند .


nana 23:42 @ Thu, 16 Jun 05


شروود گرامی ۶۸

نگران نباش و منتظر روزی که هم که مرا چون دیگران ببینی هم مطلقا نباش .
نانا خفه خواهد شد .
زیرا شناختن چهره عده ای از شما که باور نمیکند !!!!!!! و پاک کردن پیامهای روشنگرانه اش از وبلاگ زیتون !!!! در این موقعیت حساس !!!!!
ضربه ای است که احتمالا او را محکوم به خفه شدن خواهد کرد
هرگز باور نمیکردم که این زمین خوردگی که میبینم واقعی است و شماها از تخم رفته اید .
ولی دوستی روزی به من گفت که اینان بچه روغن کوپنی هستند نانا چه انتظاری ازشون داری ؟
یادش به خیر .
شماها واقعا حقیرید بی برو برگرد !!!! چرا به چیز کم قانع میشوید در حالی که بوش امروز اعلام کرده که رسما وارد جنگ بین مردم و رژیم جانیان اسلامی خواهد شد !!!!!
ابلهان نمیگیرید که چه اتفاقی داره میافته !!!
بوش داره میگه عدم مشروعیتش را با رای ندادن ثابت کنید تا بیخ و بن دارمتون !!!!!!

بیچاره ها در شکل عدم مشروعیت با خود شما الاغ ها وارد مذاکره خواهد شد !!!!!
ولی اگر وجود مشروعیتش با رای دادن مردم ثابت شود !!!!!
آنگاه امریکا رضا پهلوی را که به حق نوش جانش باد به قدرت خواهد رساند و شماها همگی گوزید !!!!!!!
احمق ها میبینید که رای دادن مردم به هر حال به ضرر شما تفاله های رجاله است .
آری من خفه خواهم شد . نانا


روک‌گو 23:24 @ Thu, 16 Jun 05

قر بده، رای نده
http://rokgoo.blogspot.com/2005/06/blog-post_16.html


شروود 23:20 @ Thu, 16 Jun 05

خب شبح عزيز من هنوز هم چيزی که مدعای تو یا من را ثابت کند پیدا نکرده ام؛ اگر مطلب درستی داری به هر شکل ممکن برايم بفرست. و باز هم همان که قبلا گفتم. فکر می کنم اين مسئله چندان چيزی را تغيير ندهد با اين تفاوت که احتمالا آراء بقيه ی محافظه کاران هم به نفع هاشمی ريخته خواهد شد - بالاخره او سرمايه ی نظام است! -.
اما اين سعيد عزيز که دارد پا جای پای نانا می گذارد گويا حتی تلاش نکرده يک بار هم نظرات من را بخواند که اينچنين به چيزی که نگفته ام مرا به باد دشنام گرفته است. دوست من اول سعی کن آنچه را که ديگران می گويند بفهمی بعد در موردشان چنين قضاوت های عجولانه کنی.
با اين همه نظراتت - منهای دشنام ها و هرزه دهانی ها که گویا بیماری مزمن دوستان عاقل مان است - همواره برای من ارزشمند هستند. ولو اينکه مغاير نظرات من باشند.


شبح 23:15 @ Thu, 16 Jun 05

دوستان عزيز!
امروز نزديک ظهر ميدان انقلاب درگيری شد. گروهی که برای تحريم انتخابات اومده بودن با پليس و لباس شخصی‌ها درگير شدنو درگيري خيلی خشن بود و تعداد هم دستگير شدن. ميدان ونک هم شلوغ شده بود اما نفهميدم ماجرا چی بود.
ضمنا اعلام کردن برای رای دادن لازم نيست شناسنامه‌ها عکس‌دار باشه! اين هم از آخرين شاه‌کار دولت آقای خاتمی! با شناسنامه‌ي عکس‌دار کلی تقلب مي‌شد ديگه واي به حال اين که عکس‌دار بودن شناسنامه هم حذف بشه.


katbalou 22:46 @ Thu, 16 Jun 05

پووووف...بالاخره به نتيجه رسيدم. البته خلاف نتيجه ای که شبح عزيز بهش رسيده.
بامزه اينه. همه مون يه هدف رو می خوايم. هر کدوم يه راه جدا رو راه رسيدن بهش می بينيم. و باز هم...نکنه دارم اشتباه می کنم؟

به هر حال..خوش بگذره.


شبح 22:24 @ Thu, 16 Jun 05

يلدا جان!(79)
شرمنده پاسخ کامنت‌ات مثل اين که کامل نيامده.
نوشته بودم: چو فردا بيايد فکر فردا کنيم. حالا بذار اين مرحله را پشت سر بذاريم بعد ببينيم آرايش نيروها چطوره و چه بايد کرد. علی اصول بر اساس حرف‌هایی که زدم بعيد می دونم اتفاقی بيفته که مرا ترقيب يه شرکت در انتخابات در دور دوم کنه اما من هيچ اصل از پيش نوشته‌یی ندارم. اگر ببينم درسته که شرکت کنم حتما اين کار را می‌کنم.
در مورد تکرار کامنت‌ات با انشاهای مختلف هم بايد بگم قند همان به که مکرر شود!
شبح به اين پاچه‌خواری نوبره والا!


شبح 22:13 @ Thu, 16 Jun 05

خورشيد خانم عزيز!(81)
مسئله اينه که من می‌ترسم اتفاقی در مورد خاتمی افتاد دوباره بيفته يعنی وقتی کسی را انتخاب می‌کنيم رئيس‌جمهور بشه بعد وقتی پی‌گير مطالباتمون می‌شيم اون شخص منتخب مياد بين ما و ساير بخش‌های حکومت که اتفاقا قدرت هم دستشونه واسطه می‌شه. در هشت سال دولت خاتمی تمام تلاشش اين بود که جلوی حرکت مردم را بگيره. ضمنا وقتی جوونا وارد صحنه می‌شن تمام انرژی‌شونو توی انتخابت می‌ريزن و توقع پيدا می‌کنن که کارشون فردای انتخابات تموم بشه چون نامزدها هم همين رو ازشون می‌خوان. مثلا معين نمی‌گه بايد به من رای بدين و بعد با هم بريم حقوق‌مون را مطالبه کنيم می‌گه به من رای بدين تا من اين حقوق را بهتون بدم و اين کارها را براتون بکنم. بعد ياس و عقب‌نشينی جاشو می‌گيره. در حالی که اگر هدفی بلندمدت و دشوار را جلوی خودشون ببينن زود سرخورده نمی‌شن و انرژی و توان روحی و جسمی‌شونو متناسب برای کاری صعب و درازمدت به کار می‌گيرند. مثلا اين شبح پوست کلفت که نه آن ترور وحشت سال‌های شصت نه عربده‌های جنگ جنگ تا پيروزی نه کشتارهای سال 67 ... هيچ کدام برای مدت طولانی نتونست خسته و مايوسش کنه چون از آغاز می‌دانست اين راهی نيست که يک شبه به انجام برسه.
در مورد سعيد عزيز هم والا شارع و مفسر و ساده کننده‌ی زبان او آريای نازنينه من هم مثل تو نه متوجه حرف ايشون می‌شم نه وقت دارم کامنت‌های چند صفحه‌یی ايشون رو بخوونم. بايد از آريا خواهش کنيم برامون موجز و خلاصه و بی‌شاخ و برگ بگه اين عالی‌جناب سعيد چی می‌گه!


کنجکاو 20:22 @ Thu, 16 Jun 05

به پنداشت (85)!

توی گود بودن با تو گُه بودن يک سان نيستند. پس زمانی گومان برت ندارد که توی گودی. روی اين پيام هم به همه گود بازان هست.


خورشيد خانوم 20:08 @ Thu, 16 Jun 05

سعيد جان متاسفم که شخصی مثل من عصبانی می کنه شما رو! البته اين مساله فقط خودتون رو آزار می ده و من رو آزار نمی ده. تنها چيزی که من رو آزار داد اين بود که به علت زبان شلخته نوشتاری شما من نفهميدم حرف حساب شما آخرش چی بود، و البته کل نوشته شما خنده به لبام آورد و به همين دليل از شما ممنونم. شبح جان اگر نوشته ايشون رو برای من ترجمه بکنين من شايد بتونم جوابی بدم بهشون. (متنفرم از اينکه وسط بحث به جای فکری که پشت حرف ها هست به واژه ها و زبان و غيره گير داده شه، ولی خوب وقتی يه نفر از قول يه ملت حرف می زنه، آدم انتظار داره به زبون اون ملت هم حرف بزنه که آدم حرفاشو بفهمه ديگه.) تا جوابی بگيرم برم حمومی بگيرم و آب دوغ خياری بخورم و بخوابم و نرمش و آرايش کنم که چهار روزه حموم نرفتم و 48 ساعت هم هست نخوابيدم و نشستم پای اين کامپيوتر مادر مرده که تا آخرين لحظه هم بخونم و بخونم و بخونم تا تصميم اشتباه نگيرم.


آریا 20:04 @ Thu, 16 Jun 05

... میگم سعید عزیز. یه کاری نکن که شبحی ناز، ترکه ی چوب سنجدی اش را بلند کنه و بیفته به جون همه، مخصوصا تو و من!. تو، جان من! بیا و فقط استدلالهایت را بنویس حتّا اگه خطاب به اشخاص خاصّی باشن. اینقدر هم بیراهه نرو و انرژی خودت را هدر نده. به اشخاص نیز بند نکن. فقط نظراتشون را بخون و برهانهای خودت را روشن و گویا بنویس. همین. یادت نره که ما ملّت - مهم نیست به کدوم عقیده ای و دینی و ایدئولوژیی آویزونیم - بایستی از زهدان همین مسائل و معضلات و سختیها، زائیده شویم و به یه دمکراسی نیم بند به قوّه ی فهم و درایت کلبعلی برسیم. اینقدر حوش نزن. شیرت می خشکه!. ///


پنداشت 19:53 @ Thu, 16 Jun 05

جنای شبح! بیماری اسکیزوفرنی و توهم توطئه در همه جریانهای سیاسی حضور فعالی دارد. ظاهرا از نظر شما همه اتفاقات سیاسی در این مملکت برنامه ریزی عمال حکومت است. عجیبه که چشمتون را بستید و واقعیتهای بدیهی را نمی بینید. بسیاری از تحولات اجتماعی ناشی از حضور فعال اصلاح طلبات در این سیستم بوده. کنار گود نشستن و نق زدن کار آسانی است. ولی جناب شبح مطمئن باشید اگر قرار باشد تغییر موفق و بدون هزینه ای در این سیستم رخ بده تنها راهش حرکت های اصلح طلبانه آرام و با مشارکت در ساخت حاکمیت است.
ضمنا نوشتتون پر از تناقضات درونی است. شرمنده که حوصله روده درازی زیاد ندارم.


Saeed 19:25 @ Thu, 16 Jun 05

خورشيدخانم؛ زماني كه دكتر بني صدر به مشهد آمد تا دفتر روزنامه انقلاب اسلامي را افتتاح كند و از قضا چون يكي از فاميلهاي من را، مجد، بعنوان مسئول دفتر برگزيده بود اين بنده هم مشرّف بزيارتش از نزديك شدم و ازش پرسيدم كه آخه واسه من خيلي عجيبه شخصي مثل دكتر شريعتي، مرحوم، مثلا كانديد رياست جمهوري بشه و كذا؟! گفتش خوب كه چي؟! گفتم آخه منظورم واقعا شما هستيد ديگه! گفتش ”نه آقاجان، اصلا معلوم نيست امام به من چنين اجازه اي را بدهند و يا ...“ و خلاصه ادامه نداد و سرش به گفتگو با ديگران كه خيلي از من بزرگتر بودند بند شد. چند مطلب:
۱. خوانندگان بلاگ شبح بدانند كه امثال خورشيد خانم و بطور كلّي مردم ما در ايران چون بدرستي بوجه قراردادي و اعتباري دموكراسي و جمهوريّت و بنابراين تعيين افراد به چنان سمتهائي آشنائي و تعهّدي ندارند لذا به طرف و بخصوص اگه چهارتا شعار شعورانه و روشنانه هم در چنته و بياناتش باشه ميگن برو جلو هواتو داريم داداش؛ برو يا علي پشتتيم تا آخر...! بعد كه طرف بيچاره/سركاري، اگه به عقد خودش و شعارهاش پايبند باشه، با در افتادن با بخش انتصابي و قلدر و نظامي اين نظام درميفته و حتّي تا پاي جان خودشو و فاميلش هم پيش ميره آنگاه شما ميبيني كه همين امثال خورشيد خانم و شررود آقا كه قريب به هفتاد درصدشان به بني صدر نامي راي دادن در روز كودتا بر عليه اين باباي مظلوم و بي پناه و در شهري همچون مشهد آنهم در خيابان دكتري فقط و فقط ۱۰۰ الي ۲۰۰ نفرشان آفتابي/خورشيدي ميشن و بمحض ديدن چهارتا لومپن زنجير بدست كوي طلّابي و كذا آقا د در رو كه ميري و شرّ و شر خودشان را خيس ميكنند؛ انگار نه انگار عقد و شرط و تعّهد و احساس مسئوليت فلذا شرافتي واسه خودشان و پيمانشان و منتخبشان قائلند. حالا هم نوبت سركار گذاردن اين معين بدبخت است از جانب آقا شروودها و خورشيد خانم ها؛ كه به وحدانيت خودم قسم بروز روزش لابد در حال دوش گرفتن و آرايش يا آبدوغ خيار خوردن و نرمش باشند :-)
پس هان اي آقايان و بانوان فراري يا گمنام يا خارج نشين و خوش نشين و گنده دهان هي نشينيد بگذاريد يه نواله جانانه هم نصيب شماها بكنم بلكه هي اينجا و آنجا نشينيند و بگيد خاتمي چرا نايستاد و چه و كذا! بالامجان؛ جوابش سخت واضحه و نزد احاد خودتانست. برگرفته اي/ميوه اي است از عقل مجرّب تاريخي! واسه اينكه خاتمي بخوبي شاهد تاريخ انتخابهاي از سر بخار معده اي ما ملّت ترسو و جاهل و بيوفا بود؛ مگر امير كبيرمان و مصدّقمان و بازرگانمان و بني صدرمان را چقدر حمايت كرديم كه حالا نوبت ورژن عمّامه ايش برسد؟! يك ملّت خروس باز پر طمطراق و ضعيف و پر حرف و خالي بند و پر فيس و افاده و گيج و شلوغ كه بلانسبت دست چپ و راستش را درست تشخيص نميده.
خيلي عصبانيم ميكنند امثال اين شروود و خورشيد خانم... حالا، واسه من از اون طرف اين خرابشده برخي اپورتونيست لات و پفيوز و شارلاتان نيان اينجا از قداست/مظلوميّت/حق/كذاي ملّت دفاع بكنند چون آنوقت زيپه كه باز ميشه و عزادار ميشيد ها. من خدا را تحويل نميگيرم چه رسد به ملّت! از اين ملّت كه يك اعتبار بيش نيست و واقعيتش را همين ما آدمهاي انفرادي و پر از مسئله و ضعيف و سرتاپا تناقض يك ضريح و بقعه و بارگاه نادسترس و مقدّس و مطّهر و كاذب نسازيد و بعد خودتان همچون خر به گل گير كرده دچار پارادوكس بشيد كه خوب پس يك چنين گوهري چرا وضع زير و روش اينقدر خرابه؟! ملّت نام يك مجموعه است؛ خانم ناناي گل. پس همچون رهبران احزاب اپورتونيست و دندانگرد خطابهاي چوب/هندوانه زير بغلي را بذار كنار بابا دلت خوشه!

۲. راي به اصلاح طلبان واكنش حكومتي ايجاد ميكند و بيشتر مايه دردسر اهل فرهنگ و سياست پردازان نظريه هاي دموكراتيك و مدني ميشود. اين از نظر كاپيتان فكري اصلاح طلبان؛ يعني دكتر سروش.

۳. آن دسته از مردمان اهل راي كه دچار پرسش/دغدغه تعبناك ”اگه رآي نديم چي پيش مياد“ هستند؛ خوب بگذارند تاريخ به آنها جواب بدهد. شما به پروژه اصلاح طلبي در چنبره نظام راي داديد و نتيجش معلومه بر همگان؛ پس بيائيد پيشنهاد ديگري را به تست بگذاريم اگر واقعا واجد اذهاني باز و دارنده وجدانهائي ذلال و پرورانده آرزوهائي پاك براي ايران هستيد!
آخه بي سليقه هاي عاقبت نيانديش؛ حالا اگر ميخواهيد راي بدهيد برويد به متوسط القامه و عضوي خوشساخت از تتمّه همين نظام يعني آقاي كرّوبي راي بدين، باز هم بقول سروش، تا بلكه آبله هاي اين نظام همانند مخملك بر همگان و منجمله خودتان، خورشيد خانم وشروود، عيان و بيان بشه ديگه!

ميگم آرياجان، خدائيش حسابي همگيمون سركاريم و درحال سر بي صاحب تراشيدن...!


پدرام 19:06 @ Thu, 16 Jun 05

اینم از نتیجه انتخابات .دو سه روز دیگه نظرت را برام بنویسی خوشحال میشم


سياوش 17:40 @ Thu, 16 Jun 05

دوستاني كه انتخابات را با حضور و آگاهي خود تحريم و يا تعيين مي‌كنيد. شركت و يا شركت نكردن در انتخابات هم‌راه با شعور و نه شور، به مثابه يك دست است كه يك طرفش كف و طرف ديگرش يشت است، هر دوي اين‌ها را كه جمع كنيد، مشتي مي‌شود كه بر دهان بي‌تفاوتي، بي‌خبري و جهل كوبيده خواهد شد. به عبارت ديگر، هر دو در يي مبارزه در راه رسيدن به آزادي و دمكراسي‌ست.


خورشيد خانوم 17:36 @ Thu, 16 Jun 05

شبح جان، پيش بينی هايی که کردی ممکنه اتفاق بيفته و ممکنه نيفته. به نظر من پيش بينی هات دور از ذهن نيست اما ممکنه هم قطعی نباشه! با اين قسمت حرفت شديدا موافقم: " سمت سو و جهت‌گيری را از جناح‌های درون حکومتی به بيرون از حکومت منتقل کرد. تشکيل اتحاديه‌ها، انجمن‌های صنفی و احزاب سياسی و تجمع‌های غيرحکومتی و آموختن اين مسئله که حق گرفتنی است" فقط نمی دونم اينها چه تضادی با رای دادن به اصلاح طلب ها داره. چه رای بديم و چه نديم و هرکسی هم که انتخاب شه فکر کنم حتما بايد همه به دنبال همين چيزی که گفتی باشيم. اميدوارم بعد از انتخابات، اصل يعنی پيگيری و تلاشمون برای ايجاد تغيير فراموشمون نشه. تکبير!


شبح 17:31 @ Thu, 16 Jun 05

يلدا جان!


yalda 17:11 @ Thu, 16 Jun 05

شبح عزيز فكر كردم كامنتم نرسيده چون هر بار ميفرستادم اكسس ديناي ميزد براي همين 3 كامنت با جملات مختلف نوشتم:) حالا ميبينم هر 3 تاش اينجان:)چه جوريه ؟! بهر جهت فردا روز خيلي حساسيه ...حالا شبح جان اگه به دور دوم كشيده بشه و معين هم باشه تو راي نميدي؟ اه بازم ارور داد:((((


yalda 17:10 @ Thu, 16 Jun 05

شبح عزيز فكر كردم كامنتم نرسيده چون هر بار ميفرستادم اكسس ديناي ميزد براي همين 3 كامنت با جملات مختلف نوشتم:) حالا ميبينم هر 3 تاش اينجان:)چه جوريه ؟! بهر جهت فردا روز خيلي حساسيه ...حالا شبح جان اگه به دور دوم كشيده بشه و معين هم باشه تو راي نميدي؟


Farah 17:05 @ Thu, 16 Jun 05

وقتی که نماينده مجلسی (که به خاطر اضمحلال پاسيفيست ها وارد مجلس شده) از حالا عدم همکاری با دولت احتمالی معين را وعده ميکند انسان آگاه‌‌٬ دورانديش و دلسوز وظيفه خود را دريافته و با رای به معين بر آتش اين تضاد دامن ميزند.


زمينی 16:21 @ Thu, 16 Jun 05

زمینی
شبح جان از اول جهت گیری های انتخاباتی در دلم می گفتم رای نمی دهم. یک کلام. بعد فکر در سرم بود و آن این که نکند اقدامات قدرتمندان جهان بر سر معامله نفت و پول این جنجال را به راه انداخته باشد. همان هایی که 56 و 57 مداوم از رادیوها تبلیغ می کردند و سر ملت را به نگاه کردن ماه گرم کرده بودند. به این فکر کردم نکند تحریم هم حرکت در همان راستا باشد. و در نهایت باز هم این ملت باشند که مال باخته می شوند. خیلی فکر کردم و از آن جایی که عملکردی اجرایی در راستای حقوق مردم وجود ندارد رای نخواهم داد. اما هنوز هم این تصور گنگ با من است نکند در بازی ای شرکت می کنم که سناریو اش را نوشته باشند. چه قدر فضای این جا را دوست دارم حرف زدن و شنیدن و آموختن. برای چنین امکانی ازت ممنونم. و شدیدن با این حرفت موافقم که:اما شرکت کردن يا نکردن و يا حتا به نامزدی خاص رای دادن يا ندادن ملاک من برای دوری و نزديکی با آدم‌ها نيست.
در هر شکل با هم ایم و از راه آزمون و خطا به سوی میهنی آباد پیش خواهیم رفت.
شاد و سبز باشید
زمینی


شبح 16:09 @ Thu, 16 Jun 05

فوائد عزيز!
من نگفتم که اگر دور دوم رفتن بايد بريم رای بديم. گفتم يه عده از تحريم کنندگان می‌روند رای می‌دهند.
به مقاله تو هم در لينک دونی لينک دادم.


آریا 16:02 @ Thu, 16 Jun 05

.... آریا از زبان سعید « ما بدليل ضعف فرهنگي ( بخوانید: نیندشیدن با مغز خود در بستر زبان و فرهنگ خودمون ) و فاصله با مدرنيته ) بخوانید: ناآگاهی ژرف و اطّلاعات سطحی و آبکی از تاریخ تحوّلات فکری و اجتماعی باختر زمینیان ) اصلا نيازمنديم تا بسياري از مفاهيم متعالي همچون آزادي، نمايندگي، تفكيك قوا، حق، حزب، پلوراليزم، مشاركت، دموكراسي، نقد، مباحثه آزاد، حقّ ناحق، انسان، زن ، مرد، جامعه، آموزش، كار، توليد، مدنيّت و اخلاقيات مربوطه و دهها مورد ازيندست مقولات را در درجه اوّل در بافت ذهن و شبكه تشاكلي انديشه و عمل شهروندانمان ايجاد كنيم. ( بخوانید: از تجربیات تاریخی و فرهنگی مردم خودمان، استنتاج و در مفاهیم فکری و تئوریک، فرمولبندی کنیم ) چون اينها پنير و پول و پسته نيستند كه انگاري آهان بفرما اونجاست توي بشقابها و فقط مانده يك لشكر كشي از نوع اپوزيسيوني بكنيم به اونطرف اطاق و از ديس و دست و دهان حاكمان بقّاپيمشان. سادش كنم؛ تا مفهوم انتزاعي و سمبليك چيزي بنام پول واسه جمعي جا نيفتاده باشد و خودشان را بواسطه يكسري پشتوانه ها و قراردادها و قوانين و مجازاتها مراعي و محدود نكنند آيا امكان معاوضه اشياء با مقداري سكّه و كاغذ نمادين مابينشان امكانپذير ميشد؟ ».

آفرين آريا بر تو باد سعيد عزيز. و امّا شبحی ناز خودمون. آقا جان. گمون کنم تو باید یه رفاقت درست و حسابی در حقّ من و سعید بکنی. اونم اینه که برا هر دومون، امانت نامه صادر کنی. فرض کن، الان تو و تمام اونایی که مثل تو یا به عبارت بهتر در خط فکری تو هستن، در راس قدرتند و من و سعید، در مقام، آخرین مومنان روی کره زمین. بیا و جوانمردی کن و اگه دیدی که یه عده پارازیت انداز این جا اومدن، اون ترکه و فلکت را نشونشون بده. میدونی شبح عزیز. من و سعید مگسیم دیگه!. مگس را چاره ای نیست جز دکّان حلوائی. ما نیز از اون خرمگسهای منفور و خندان و سختجان هستیم. خلاصه دلخور و عصبانی نشو از ما دو تا. شاید بشه با همین وبلاگنویسیها و شاخه شونه کشیدنهای تقریبا معقول شده، یه تونلی به سوی دمکراسی زد. الّله اعلم!. ///


foad 15:24 @ Thu, 16 Jun 05

شبح جان در مورد دور دوم هم بايد بگويم ما که مثل نهضت آزادی =راگماتيسم محض نيستيم که بياييم رای بدهيم ما يک تحليلی داريم که در آن زمان هم صدق می کند ... تحليلم را هم اينجا نوشتم بخون اگه خوب بود لينک بده ... در ضمن مشکل ما که اين نيست که دکتر معين زياد خوب نيست .. بلکه به نظر من خود چه گوارا را هم رييس جمهور بشه کاری نمی تونه بکونه!!!!


shahmira 15:14 @ Thu, 16 Jun 05

man midanam ke sherkat dar in entekhabat joz edame hokomat e por jor va zolm samari nadarad va baray e man mesl e rooz roshan ast ke dastoor e in enfejarha faghat be vasile hashemi rafsanjani
sader shode va dast e in jalad baray e hame roo shode
movafagh bashid


shahmira 15:14 @ Thu, 16 Jun 05

man midanam ke sherkat dar in entekhabat joz edame hokomat e por jor va zolm samari nadarad va baray e man mesl e rooz roshan ast ke dastoor e in enfejarha faghat be vasile hashemi rafsanjani
sader shode va dast e in jalad baray e hame roo shode
movafagh bashid


شبح 14:00 @ Thu, 16 Jun 05

شروود عزيز!(67)
باور کن نمی‌خواهم با گفتن اين که باز هم اشتباه می‌کنی. پونی چيزی بگيرم. فقط جهت اطلاع تو ساير دوستان می‌گم.
متاسفانه باز هم اشتباه می‌کنی. در انتخابات مجلس موضوع از اين قرار است که اگر در مرحله‌ی اول در حوزه‌یی رای داده باشی در مرحله‌ی دوم بايد در همان حوزه رای بدی. اما اگر در مرحله‌ی اول رای نداده باشی در مرحله‌ی دوم در هر حوزه‌یی که مايل باشی می‌تونی رای بدی.
حالا می‌خوام يه سواستفاده هم بکنم و بگم می‌بينی من که اصلاح‌طلب و رفروميست و قانون‌گرا نيستم. بيشتر از بسياری از دوستان قانون‌گرا با قانون آشنا هستم.


شروود 13:24 @ Thu, 16 Jun 05

کلمه ی انتخابات در نظر ۶۷ نمی دانم به چه دليل حذف شد که اصلاح می کنم:
... البته کلمه ی جامع «انتخابات» که تو ...


شروود 13:21 @ Thu, 16 Jun 05

نانای عزيز هم که يک چاق سلامتی با ما کرد و بنده فراموش کردم خدمتشان سلام عرض کنم. البته به نظر می رسد فاصله ی زيادی با فحاشی بی مهارشان نمانده است. اميدوارم روزی را ببينيم که بشود با ايشان هم مثل همه بدون تنش و رد و بدل شدن بد و بيراه صحبت کنيم. حيف است چنين اطلاعات و معلوماتی - که به حق بسياری از آنها کاملا صحيح و موثق است - در زير هزاران فحش و ليچار له شود.


شروود 13:14 @ Thu, 16 Jun 05

شبح عزيز من قبلا ثابت کرده ام که از اشتباه و اعتراف به آن گریزان نیستم. البته کلمه ی جامع که تو بکار بردی مرا در صحت اطلاعات تو به شک انداخت چرا که در مورد انتخابات مجلسين يقين دارم که در دور دوم فقط شرکت کنندگان در مرحله ی اول حق شرکت دارند و این البته خیلی هم جدید نیست!. حال شايد در مورد رياست جمهوری فرق داشته باشد که هنوز چيزی پيدا نکرده ام. البته با فرض تو حتی از نظر من چيزی عوض نمی شود. تحريميان همچنان نخواهند آمد و طرفداران محافظ کاران به رای رفسنجانی - در مقابل معين - اضافه خواهند شد. باز هم نتيجه همان است که بود. اگر هم علاقه داشتی تحليل مرا بدانی هم اکنون در وبلاگم در پرشين بلاگ قرار گرفته است. به هر حال نظراتم کمی با تو فرق دارد.


شبح 11:54 @ Thu, 16 Jun 05

کت‌بالو جان!(45)
بايد بگم کسی که فکر می‌کند گيج هم می‌شود. گيجی خاصيت متفکر بودن است. آن‌ها که هرگز فکر نمي‌کنند گيج هم نمی‌شوند. اصولا يقينی که از دل گيجی حاصل شود يقين است.

آرژنگ عزيز!(28)
اما در مورد سوآلی که پرسيده بودی به دو نکته توجه کن. من احمدی‌نژاد که راست‌ترين نامزد ليست است را گفتم که حساب بقيه روشن باشد. ضمنا من طرف‌داران‌شان را نگفتم. کسی ممکن است از روی ناآگاهی به نامزدی رای بدهد اما طرفدار يا جزو باندش نباشد. و اصلا نداند احمدی‌نژاد که بوده و چه کرده است.
ديشب در گشت‌زنی‌های که داشتم. چند جوان را ديدم که عکس احمدی‌نژاد را بالا گرفته بودند و برای‌اش تبليغ می‌کردند. من داخل ماشين نشسته بودم و به يکی از آن‌ها نگاه کردم. گفت:به احمدی‌نژاد رای بدهيد برای آزادی. من پوزخند زدم و او هم پوزخند زد و چشمکی هم چاشنی آن کرد. ياد اين نوشته‌ام افتادم و احساس کردم به اين جوان همان‌قدر نزديک‌ ام که به جوانی که آن‌سوتر برای معين تبليغ می‌کند.
جزو باند و دارو دسته‌ی جنايت‌کاران بودن يک چيز است و مردمی که فريب می‌خورند يا بنا بر مصلحتی و تحليل نادرستی به کسی رای می‌دهند يا نمی‌دهند يک چيز ديگر. خلط کردن اين دو اشتباه است و منجر به مردم گريزی و مردم ستيزی می‌شود.


بابك 11:46 @ Thu, 16 Jun 05

با بيشتر گفته هايت موافقم.
هنوز هم زمان لازم است تا مردم ما بفهمند راي ندادن راه پيروزي است.
شايد سال 1388 همه مثل من و شما فكر كنند. ما نشان داده ايم ملت صبوري هستيم. اميدوارم فرزندانمان را نجات دهيم.

من با اينكه راي نمي دهم اما چون يكي از اين 8 نفر بايد انتخاب شود اميدوارم معين باشد.


حسين م. 11:46 @ Thu, 16 Jun 05

شبح عزيز! اگر ممكن است فيلتر شكن را از طريق سياهكل يا وبلاگهايي كه هنوز فيلتر نشده اند معرفى كن، چون كه از ظهر ديروز ،دسترسي به وبلاگ شما اصلا مقدور نيست. من از طريق نسخه ذخيره شده در گوگل ، توانستم دسترسى بيابم!


اسطوره 11:14 @ Thu, 16 Jun 05

شبح عزیز!
موضعت علی رغم اختلاف نظر های جزئی که با آن دارم برایم ارزشمند است چون با تحلیل است !...اما واقعا تحلیل چه معنایی دارد وقتی اطلاعات ما ناقص و یا اکثرا تولیدات بازی های سیاسی است! ؟؟؟...دوازده فروردین نه تنها مردم بی دانش عامی بلکه سران بعضی احزاب هم به این نظام رای دادند در صورتیکه هیچ یک پیش بینی چنین روزی را برای آن نمی کردند!...
...کاش می توانستیم حقیقت را از ورای تمام حواشی و دروغ ها ببینیم و درست تصمیم بگیریم!


آسمون 10:42 @ Thu, 16 Jun 05

من همین الان نظر شما را در وبلاگ بیلی و من دیدم! لذت بردم از تحلیلتان. مثال نردبان عالی بود.


شبح 10:20 @ Thu, 16 Jun 05

اقبال عزيز!(56)
تا وقتی قرار است شعار جای شعور را بگيرد و شما پارگرافی از متنی را بخوانيد و بعد سر از خود تفسير کنيد و بعد شروع به بدوبی‌راه گفتن بکنيد وضع همين است که هست.
دوست عزيز!
خواندن و سعی در فهم مطلب کردن درست است که سخت‌تر از نخواندن و جمله‌یی را گرفتن و بعد فحاشی کردن است اما زياد هم سخت نيست تمرين کن کمی.
حالا بگو من کجا گفتم رای دادن يا ندادن فرقی نمی‌کند و منظور از فرقی نمی‌کند چيست؟
از نظر تو انتخابات مهم است اما از نظر من مهم نيست. می‌بينی تو که خود را انقلابی می‌دانی سطح بحث‌ات آنقدر پايين می‌آيد که انتخابات می‌شود همه چيزت.
به هر حال اميدوارم اين متن را کامل و دقيق بخوانی و اگر انتقادی داری متمدنانه بگویی.


سیاهکل 9:58 @ Thu, 16 Jun 05

عزيز نامه تحکيم را هم در تحريم انتخابات منعکس کن نامه تاريخی و مهمی است .در ضمنا مدتی نيستم.قسمتی از نامه را وبلاگ گذاشتم.


nana 8:27 @ Thu, 16 Jun 05

اردشير گرامی ۵۷

اين بار ملت ايران همه چيز را ميخواهند هم
آزادی اجتماعی هم آزادی سياسی
تفاله های ترسوی زبونی که تنها به نواله ای بند هستند مدتهاست که با هزاران حيله و تزوير تخم نااميدی و ياس در مابين همه میپاشند و تمامی مدت مردم عقب افتاده !!! ما را مذمت ميکنند
حال ديگر کاملا روشن است که اينان دنبال چه بوده و هستند اين خاک بر سران نقش ترمز را برای رژيم جانيان اسلامی بازی ميکنند .
اين تفاله ها هنگامی که عناصر راديکال گنجی را يکی از آنان ميناميدند برای دفاع از شرف گنجی !!! و بيرون کشيدن روده راديکال ها حاضر به هر کاری بودند !!!!! ولی اکنون که گنجی اعلام کرده که به مرداب و لجنزاری که اينان ميخواهند مردم ايران رابکشند اعتقادی نداشته و تنها به خود و مردم تکيه کرده است
تمامی اين رجاله های طرفدار معين و طيف او !!!!! خفه خون گرفته و ديگر نامی از گنجی و راه او نميبرند !!!!!!!
اگر گنجی زمانی که اصلاح طلبی چون شما
تفاله ها بود حرفهايش درست بود و مانيفستش خدا بود !!!!!
پس حال که ميگويد همگی از دم اشتباه ميکنيد و تنها ميخواهيد مردم ايران را سرکار بگذاريد چرا ديگر او را خدا نمی ناميد !!!!!!!
حرامزاده هائی هستيد دسته جمعی که فرق زيادی با ادمخوران نداريد و تنها هدف کثيف شما هم بریدن و خوردن لقمه ای از گلوی مردم بيچاره ايران است شرم بر همه شما باد . نانا


ardeshir 8:18 @ Thu, 16 Jun 05

اقبال عزيز. ظاهرا بی اطلاع هستی که حزب خائن توده در آخرين اطلاعيه اش [۲۴ خرداد ] از دکتر معين حمايت کرده است. فرخ نگهدار [ از رهبران سابق اکثريت ] گفته که اگر در ايران بود به معين رای ميداد. !


ardeshir 7:56 @ Thu, 16 Jun 05

سوال اساسی بر اين مبنا است : آيا بايد نظام وحشی جمهوری اسلامی را بعنوان يکی از پليد ترين حکومت های ديکتاتوری دنيا در عصر جديد از بين برد و سرنگون کرد و يا از طريق اصلاحات و استفاده از تضادهای مابين جناح های مختلف رژيم ،شرايط رفاهی اجتمائی مردم را بهتر و از شدت سرکوب ارتجائی مذهبی کاسته و در دراز مدت به اميد تحولاتی که منجر به رشد دمکراسی بشود باشيم ؟ من شخصا معتقدم که ماهيت رژيم آنقدر ارتجائی و ضد انسانی است که هرگز نميتوان دمکراسی را از طريق مسالمت آميز در ايران پياده کرد. برخی از بنيانگزاران دور انديش رژيم سعی ميکنند که با اهدای بعضی از آزادی های اجتمائی به مردم و خصوصا جوانان ، آنان را به آينده خوش بين و ضرورت انقلاب اجتمائی را کم رنگ کنند. کسانی مانند خاتمی و معين فقط با ترفند ها و وعده های تو خالی چوب لای چرخ انقلاب و تحولات اجتمائی ريشه ای ميگزارند. اين رژيم و اين گونه دلقک ها در بهترين حالت حتی کاريکاتور رژيم شاه از لحاظ رعايت حقوق اجتمائی [ آزادی بی حجابی مطلق و ... ] نخواهند شد . معين ها و خاتمی ها .... آنقدر مرتجع هستند که حتی مثلا بنی صدر در مقابلشان مانند چه گوارا ميباشد. چرا که حتی او احترام دخترتحصيل کرده ( دکتر) و بی حجابش را دارد.ولی آيا تمامی مبارزات مردم ايران در نيم قرن گذشته فقط بخاطر شل شدن روسری ها و تنگ شدن شلوار جوانان و حق رقصيدن در مجلس عروسی بود. خير دوستان. حتی اگه تمام آزادی های ليبراليستی سبک غربی در ايران آزاد بشود باز پاسخگوی نياز واقعی جامعه يعنی آزادی سياسی نخواهد شد.


eqball 6:35 @ Thu, 16 Jun 05

در انتخابات شرگت کردن و نکردن يک نتيجه دارد: جناب آقای شبح

شبح عزيز حتما شما آزديد که هر نظری داشته باشيد اما زير عکس مارکس نشستن و به خمينی لبيک گفتن غلطی بود که ۲۶ سال ژيش توده و اکثريت کردند. شما ديگه چقدر بايد احمق باشيد که در حاليکه الآن اونا ميگن تحريم شما هنوز خودتو مسخره ميکنی.


شبح 3:30 @ Thu, 16 Jun 05

شروود جان!(41)
باز که اشتباه کردی. قانون انتخابات را يه ورقی بزن! کی گفته فقط کسایی که تو مرحله اول شرکت کنن حق دارن تو مرحله دوم شرکت کنن!؟ مگه اين که تازه تصويب شده چنين قانونی و من بی‌خبرم.


شبح 3:05 @ Thu, 16 Jun 05

دوستان عزيز!
الان ساعت حدود سه نيمه شب است و چون آخرين شب تبليغات انتخاباتی است. بيرون در قسمت‌هایی از شهر غلغله است. اوضاع شلم‌شوربای عجيبی است. الان خيلی خسته هستم سعی می‌کنم بعدا مفصل بنويسم. کلی بحث با هوادارهای معين در خيابان کردم.
جالب اينجا بود که خيلی از کسایی که از کانديداهای مختلف حمايت می‌کردند وقتی بهشون از تحريم حرف می‌زدم معلوم بود که خودشون هم با ترديد و دودلی يا فقط برای سرگرمی و نشون دادن اعتراضاتشون به شکل‌ها و زبان مختلف به خيابان آمده بودند.
هوادارهای معين گسترده‌تر بودند اما اکثرا وقتی از تحريم صحبت می‌کرديم سعی مي‌کردند خودشون را هم نظر نشون بدن.
حالا حرف زياده آخرين کسی هم که توی ترافيک ديدم ابراهيم يزدی بود. چند تا از هوادارهای معين دور ماشين‌اش را گرفتن و او هم می‌گفت به معين رای مي‌ده. من گفتم آقای يزدی شما اين نظام را پايه‌گذرای کردی نمي‌خواهی دست برداری و دل بکنی؟
خلاصه شب پر هيجانی بود.
هوادارهای معين شعار مي‌دادند: نه اينه نه اونه فقط دکتر معنيه! من هم رفتم وسط و شعار دادم: نه اينه نه اونه اين هم مثل همونه!
حيف دوربين نبرده بودم عکس بگيرم.


کنجکاو 3:03 @ Thu, 16 Jun 05

نسرين جان!

باور کن من که به اين همه قرتی بازی مشتی مشنگ تنها می خندم. به گومانم عروس زشتی مياد که گير چند تا آرايش گر ناشی افتاده.
آخه يک نگاهی به انگشترهای عقيق دست شان بکن، هی بروند سخنان جلف مدرن بزنند. مگه اين چيزها با هم جور در می آيد؟


nana 2:56 @ Thu, 16 Jun 05

کنجکاو گرامی

همه اين اصلاح طلبان و حال ديگر نهضت آزادی و جبهه ملی روی هم مشتی فاحشه
وقيح سياسی هستند و بس .
فاحشه هائی که برای دربانی فاحشه خانه
رژيم اسلامی مردم را فريب ميدهند و به آنان باوری ندارند .
مردم ايران به اينان رای نداده و رسواشان خواهد ساخت خود سروش روشنفکری که برای بقای اينان همه کار کرد امروز گفته :

چرا نميگذاريد چهره واقعی نظام بيرون افتد
و باز هم سعی در تزئينش ميکند .

رای ندهيد - ملت متحد پيروز است . نانا


nasrin 2:56 @ Thu, 16 Jun 05

در کامنت پائين ؛ قوانين غير قابل تغيير قانون اساسی ؛ صحيح است !


nasrin 2:53 @ Thu, 16 Jun 05

کنجکاو جان
منهم امشب اين قسمت از سخنرانی خامنه ای را که در اخبار پخش شد شنيدم . تازه به اون قسمت حمايت از قانون اساسی که رسيد دوباره تأکيد کرد که :
؛ قوانين غير قابل قانون اساسی ؛ !
يعنی گربه را دم حجله کشت که مبادا اگر معين انتخاب شد پا را از گلیم خود دراز تر کند و بداند که او هم بايد مثل خاتمی در همين چارچوب عمل کند و بس !


کنجکاو 2:42 @ Thu, 16 Jun 05

بابا خودتان اين چرنديات رهبر حکومت "مردم سالاری دينی"!؟* را بخوانيد و به حال هواداران معين هم اشکی بريزيد.(باورمندان کودن شان به "اصلاحات" و "بدتر و بدتر" بازها را می گويم).

*به روح پدر اين ملی-مذهبی های!! گَواد (جاکش) هم ريدم با اين واژگان ی که ساختند.


کنجکاو 2:28 @ Thu, 16 Jun 05

"آيت الله علي خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي روز چهارشنبه بار ديگر راي دادن را تكليف شرعي خواند و تاكيد كرد رای دادن به منزله تاييد نظام و حمايت از قانون اساسي و ولايت فقيه است. "

خدايا شکرت اين رهبر به کمک مان آمد و از زياده نويسی ما پيش گيری کرد. او به زبانی که هواداران معين و کسانی که می خواهند توی این بازی لوس باشند و مردم را بازی دهند، را خر فهم کرد. می گويد. گه زيادی نخوريد، مردم هر رايی را به صندوق بريزند يک راست به حساب من ريخته می شود.
با اين بازی دو چيز روشن شد. يک اين که اين "انتخابات" برای "رييس جمهوری" نيست، رفراندم برای حکومت و پيشوا است. دوم اين که اگر معين هم به بازی راه دهند و رييس جمهورش کنند، باز هم رفسنجانی مرد دوم حکومت خواهد ماند و معين اگر شايسته باشد، تازه پيش کار او می شود ( همان چيزی که خاتمی بود). آيا شما هنوز از اين جلف بازی های مشتی آخوند قرتی خسته نشده ايد. .


nana 1:39 @ Thu, 16 Jun 05

دوستان عزيز

به دليلی که بر من روشن نيست زيتون گرامی پيام های مرا پاک ميکند يا شايد هم کس ديگری اين کار را ميکند .
به اين وسيله از زيتون ميخواهم توضيحی بدهد اگرچه صاحب هر وبلاگی آزاد است که پيامهائی را که دوست ندارد پاک کند ولی احتمالا بايد چون جوامع مترقی دلائل را حداقل بنويسد . نانا


nana 0:44 @ Thu, 16 Jun 05

وای شبح گرامی

تو بايد اکنون از شرم قرمز ميشدی !!!!!! ميدانی چرا ؟

زيرا تمامی ماهيت انسانی تو را خاتمی !!!!! برايت مهر تائيد زده !!!!!! و تو خودت خبر نداشتی !!!!! اصلا و ابدا نميدانستی تا اينکه شروود آمد اينجا و به تو ياد آوری کرد !!!!!!!

يعنی در ساخت آنچه که تو هستی !!!!!!!
نه پدر و مادرت
نه دوران شاه که به مدرسه رفته ای
نه ديدن انقلاب
نه شرکت در آن
نه ازدواجت
نه فرزندانت
نه شغلی که داری
هيچکدام به معنی مطلق هيچکدام کوچکترين دخالتی نداشته اند تا آنکه خاتمی رفت نشست رو گلدون !!!!!!!
برو يک نان بخور و صد نان به گدا بده !!! که
ما برای خواندن تو به خاتمی !!!!! مديونيم !!!!!و نمیدانستیم ؟ مگه نه ؟ نانا


katbalou 0:27 @ Thu, 16 Jun 05

من گيجم شبح جان. گيج گيج. اين سر دنيا هستم. آثار سو يا حسن انتخابات خيلی کمتر از کسانی که در ايران زندگی می کنند گريبانگيرم ميشود. منتها دو عامل اساسی وادارم می کنند فکر کنم. اول خودخواهی. هر زمان امکان دارد مجبور به بازگشت شوم يا حتی تصميم به بازگشت بگيرم. از طرفی اوضاع داخلی ايران هرچه باشد بر سياست خارجی ها و رفتارشان با ايرانی الاصل ها اثر خواهد گذاشت. دليل دوم همراهی با ايرانی های مقيم ايران. خانواده ی بزرگی که دارم. و اثری که رای دادن يا ندادن در آينده ی خانواده ی کوچک و بزرگ من خواهدداشت.
خلاصه از اين همه حرف های کتابی که بگذريم راست راستی گيجم. کانديدايی مورد تاييدم نيست. نظارت استصوابی رو نمی تونم بپذيرم. به طور منطقی بنابراين رايم بر هيچ کدام از کانديداها تعلق نمی گيرد. از طرفی می ترسم رای ندادن کار اشتباهی باشد.
گيج و گولم. حسابی.


داريوش.ش 0:03 @ Thu, 16 Jun 05

مطلب آخر من را با عنوان " مرحله آخر انتخابات نمايشي" كه همانا كناره‌گيري بعضي از كانديداها به نفع ديگري مي‌باشد بخوانيد!
" بازي سياسي و نمايش انتخابات به آخرين مرحله خود رسيد!
در اين مرحله طبق سناريوي از پيش تعيين شده، مي‌بايست تعدادي از كانديداها به نفع ديگران كناره‌گيري كنند چرا كه اگر چه تعدد كانديدا باعث جلب آحاد آرا خواهد شد و آمار شركت‌كننده‌گان را بالا مي‌برد ولي تعدد بيش از حد نيز خطري بسيار بدتر از آن به‌همراه خواهد داشت ... ادامه در وبلاگ بي‌قرار


احمد زاهدی لنگرودی 23:14 @ Wed, 15 Jun 05

کاملاً با نظر های شما موافقم


مداد سفید 22:53 @ Wed, 15 Jun 05

محسن رضائی انصراف داد.
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2005/06/050615_a_rezaee_resign.shtml


شروود 22:46 @ Wed, 15 Jun 05

سلام. دوست عزيز بعد از مدتی که نيامدم اينجا و چيزی ننوشتم اجازه می خواهم يکی دو نکته را اشاره کنم. حرفت کاملا در مورد کانديداهای جديد درست که همه به قول تو می خواهند نقش بد را بازی کنند. اين را من يک پيشرفت خوب می دانم درحرکت به سمت دموکراسی و يک امتياز می دهم به خاتمی در همان سمت- که هميشه از ناسزا گفتن به آن دريغ نکرده ای -.
از تحليل ات در مورد حضور معين که بگذريم (نظر شخصی ات است) پيش بينی ات را با اطلاعات خودم چندان مطابق نمی بينم چرا که به نظرم می آيد در دور دوم انتخابات فقط همان هائی اجازه دارند شرکت کنند که در دور اول شرکت کرده اند و در اين صورت رای دهندگان به معين تقریبا ثابت مانده و افرادی که در دور اول به چهار کاندیدای محافظه کار از دور خارج شده رای داده اند اینک در یک انتخاب مجتمع خواهند شد که این دقیقا مرگ محتوم برای معین - اگر به دور دوم راه یابد - است.
آنچه مسلم است آمريکا از حالا روی رفسنجانی سرمايه گذاری را آغاز کرده است و با تعبير بالا انتظار ديگری هم تا اين لحظه نمی رود. ولی انصاف را! اگر نبود همان خاتمی سيد خندان فکر می کنی اينک در کجای جهان ايستاده بودی؟ آيا واقعا و اصلا فردی به نام شبح در جائی به نام وبلاگ وجود می داشت يا حق صحبت کردن را می داشت که اينک چنين صريح او را به باد دشنام می گيری؟ در نگاه و نقد مهمترين نکته بی غرض و بی طرف بودن است وگرنه اسکيت بازی روی احساسات مردم و خوانندگان که کم و بيش همه دل پری از مسائلی در حکومت داشته اند کار سختی نيست.


nana 22:24 @ Wed, 15 Jun 05

ملت شريف ايران

شما انسانهائی آزاد هستيد .
در رای گيری و سيرک رژيم جانيان اسلامی
شرکت نکنيد .
اينان شما را مشتی برده و اسير جنگی فرض کرده اند که در جنگهای صدر اسلام به
گروگان گرفته اند !!!!!!!!
رفتن شما به پای صندوق های رای گيری زدن مهر تائيد بر فرض اين جانيان است .
شما آزاديد و قدرت واقعی در دستان شماست .
ملت متحد پيروز است . نانا


منوچهر ژندی فر 22:09 @ Wed, 15 Jun 05

به نجات جان اعتصاب غذا كنندگان برخيزيم!

مردم آزاديخواه

وضعيت جسمانى برخى از زندانيان سياسى و همچنين دانشجويانى كه براى آزادى زندانيان سياسى در اعتصاب غذا بسر ميبرند، رو به وخامت است. خطر مرگ جان ناصر زرافشان را تهديد ميكند. بايد متحدانه به نجات جان اعتصاب غذا كنندگان برخيزيم.

حزب كمونيست كارگرى از همه شما مردم آزاديخواه ميخواهد كه با تمام توان به تجمع خانواده هاى زندانيان سياسى و قربانيان رژيم اسلامى در كنار ديوارهاى زندان اوين بپيونديد. صف مبارزه براى آزادى تمامى زندانيان سياسى را هر چه گسترده تر كنيد. در صفوف گسترده خواهان آزادى فورى و بدون قید و شرط تمامى زندانيان سياسى و تمامى دستگير شدگان اعتراضات مردم شويد.

حزب بمنظور حفظ جان و سلامت اعتصاب غذا كنندگان از شما ميخواهد كه در عين گسترش مبارزه براى آزادى تمامى زندانيان سياسى خواهان پايان دادن به اعتصاب غذاى زندانيان در بند شويد. مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى نبايد مستلزم كوچكترين صدمه جسمى به هيچ كدام از زندانيان سياسى باشد. با شاخه اى گل به صف تجمع كنندگان بپيونديد. خواهان پايان دادن اعتصاب غذاى زندانيان سياسى و دانشجويان شويد. شاخه هاى گل خود را به ياد تمامى جانباختگان راه آزادى و برابرى در پاى ديوارهاى اوين قرار دهيد.

حزب كمونيست كارگرى در عين حال اعلام ميكند كه مسئوليت هر گونه صدمه اى به جان هر كدام از زندانيان سياسى و يا دانشجويان مستقيما متوجه رژيم آدمكشان اسلامى است. مبارزه براى آزادى زندانيان سياسى گامى تعيين كننده در سرنگونى رژيم اسلامى و برقرارى نظامى آزاد و برابر و مرفه است.

زندانى سياسى بى قيد و شرط آزاد بايد گردد!

مرگ بر جمهورى اسلامى!

زنده باد جمهورى سوسياليستى!

حزب كمونيست كارگرى

۱۴ ژوئيه ۲۰۰۵ _ ۲۴ خرداد ۱۳۸۴


Saeed 21:53 @ Wed, 15 Jun 05

۳. انتهايش: شبح: ”به هر حال . . . عمر دوم خردادی‌ها تمام می‌شود. بايد از هم . . . گشوده نشد.“
سه اشكال:
۱. گفتمان عمده در ايران ظرف ۸ سال گذشته بر سر اصلاحات بوده و هست و خواهد بود و نه دوّم خرداديها و افرادي خاص. آنچه را شبح از پيشگوئيش و بنابراين حسابرسي متعاقبش طفره ميرود اصلاحات است و الّا در الفاتحه گوئي واسه دوّم خرداديها كه شكّي نيست. پرسش سخت امّا اينجاست: آيا روشنفكران مصلح همچنان قادر به توليد تئوري در مقام بسط انديشه و عمل افادي خواهند بود يا خير ؟!

۲. رهيافت مبهم و نادرست شبح و امثالهم به ايجاد تغييرات بنيادين در بافت جامعه خويش ناشي از بي مبالاتي آنهاست نسبت به همان انديشه كانتي درباره متامفاهيم منتها از زاويه و جهتي ديگر. اوّلا اين حرف كه ”بايد جبهه‌ی جديدی گشود“؛ مطلقا معنا و بدتّر اينكه گفتنش خاصيتي ندارد و بشدّت تكراري و عبث. ثانيا ما بدليل ضعف فرهنگي و فاصله با مدرنيته اصلا نيازمنديم تا بسياري از مفاهيم متعالي همچون آزادي، نمايندگي، تفكيك قوا، حق، حزب، پلوراليزم، مشاركت، دموكراسي، نقد، مباحثه آزاد، حقّ ناحق، انسان، زن ، مرد، جامعه، آموزش، كار، توليد، مدنيّت و اخلاقيات مربوطه و دهها مورد ازيندست مقولات را در درجه اوّل در بافت ذهن و شبكه تشاكلي انديشه و عمل شهروندانمان ايجاد كنيم. چون اينها پنير و پول و پسته نيستند كه انگاري آهان بفرما اونجاست توي بشقابها و فقط مانده يك لشكر كشي از نوع اپوزيسيوني بكنيم به اونطرف اطاق و از ديس و دست و دهان حاكمان بقّاپيمشان. سادش كنم؛ تا مفهوم انتزاعي و سمبليك چيزي بنام پول واسه جمعي جا نيفتاده باشد و خودشان را بواسطه يكسري پشتوانه ها و قراردادها و قوانين و مجازاتها مراعي و محدود نكنند آيا امكان معاوضه اشياء با مقداري سكّه و كاغذ نمادين مابينشان امكانپذير ميشد؟! ازدواج چي؟ وكالت چي؟ بيمه چي؟ حالا من از توي شبح ميپرسم كه آيا براستي برين گمان باطلي كه مردم ما دموكراسي و آزادي و انتخابات و پارلمان و كذالهم را نه تنها بطور تئوريك فهميده بلكه بهمان نسبت كه مثلا بطور فردي قراردادي را بنام ازدواج مابين خود دائما ميبندند/فسخ ميكنند آيا حاضرند تن به چنان قراردادهاي اجتماعي و مستقل از دخالت قدرت حاكمه بدهند و پاي تبعاتش هم بايستند؟! آيا براي مردم ما مفهوم وكالت نقش همان پول را دارد؛ تحزّب چي...؟!

۳. شبح: ”بايد از هم اکنون به دنبال گشودن جبهه‌ی جديدی باشيم. جبهه‌یی که بايد در هشت سال گذشته به‌خصوص پس از بريدن کامل مردم از حکومت در دو انتخابات پيشين گشوده می‌شد که متاسفانه به دليل تعلل و ضعف اپوزيسيون گشوده نشد.“
شبح جان؛ خوب تو بايد بروي دنبال علّت ضعف اپوزيسيون. بعبارت ديگر اصلا كليد حلّ اين مشكل در بساط كساد اپوزيسيون نيست جانم و مطلقا در قدّ و قواره اين جماعت عقب مانده و بي معرفت و بي لياقت نيست كه بيايند و در مقابل حوزه و روحانيّت آنهم به قدمت هزارسال فرهنگ و پارادايمهاي آلترناتيو/رقيب را ارائه دهند تا بلكه بن بست فعلي شكسته بشه. اينكار امّا سخت باور كن كه در عهده افرادي فروتن و نامحزّب و قدرت ناپرستي مثل خودته كه تا جان داري و جان شيرينت خوشه دليرانه بينديشي و صبورانه قلم بدست بگيري و هنرمندانه به افزايش و توسيع معرفت و به رشد و تكامل حوزه حق و خلاصه زيبائي خلق و خوي خودت و خوانندگانت بيفزائي.

پـايـان!


Saeed 21:52 @ Wed, 15 Jun 05

۲. اوسطش: ارزيابي نيروها و نوع بازي و خلاصه برد و باختهايشان كه معمولا گوهر اينگونه جمله پردازيهاي شبح و امثالهم از فرمول ”اگر. . .؛ آنگاه. . .“ پيروي ميكند و در واقع چيزي به همين معرفت و آگاهي فعلي شما از اوضاع نميافزايد و لذا پيش بينيهاي منتجّه از آنها نيز فراتر از شير يا خط يا شانس ۵۰/۵۰ نخواهد رفت. خاصيت ايندست تحليلها امّا شايد بدست دادن يك منظره كداك مانند يا هولستيك باشه از يك مجموعه بلبشو و شلوغ. بهرحال خاصيت انتخابات همينه كه انتظاراتي را در شهروندان برانگيزاند و همچنين كنجكاويهائي را؛ امّا معمولا و پس ازين هياهوها و جنجالها اوضاع بروال سابق خود و بر پايه ديوانسالاري بزرگ و نامقرون بصرفه موجود در ايران خواهد چرخيد. اينهم از پيشگوئي من!
ادامه. . .


Saeed 21:51 @ Wed, 15 Jun 05

حالا ما تنها چيزي كه اينجا كم داشتيم ۲تا سعيد بود؛ اي بابا ؛-(
متن شبح واجد سه فراز است.
۱. ابتدائش؛ ابراز فروتني كه نشانه پختگي و روند طبيعي هر انسان عاقل و منصفي است در كوران زندگي. يه چيزي شبيه فاصله گيريش از عقلانيت كاذب و پرهيز از پيامدهاي وحشتناك و فاجعه آميز حاصل سقوط معنوي مربوطه؛ بقول كانت! روزي اميد ميلاني باهوش چارت تطبيقي/مقايسه اي جالب و دقيقي را از سير تطوّر ماركسيزم در مقايسه با روشنفكري ديني نشانم داد. با ديدن و فكر دربارش بنظرم آمد كه بنحوي همان سرانديشه معروف كانتي را فرموليزه كرده؛ منتهي بنحوي استقرائي/مشاهدي و نه روش قياسي/استدلالي كانت. شما ميدانيد، و توضيحات جزئتر و فنّيترش با استاد آريا، كه از نظر كانت ميمهائي هستند متعالي، ترانسندنتال، مثل خدا و جهان و نفس و . . . (و مثلا همين ايده ارزش اضافي مصداقي ديگر. ببينيد شما تا وقتي كه آنرا بعنوان پاره اي از يك سيستم نظريّه پردازي از براي تبيين استثمار بكار ميبريد همچون مفهوم جاذبه در فيزيك نيوتني؛ خوب اوضاع بحث و شنودها روند سالم و نسبتا منطقي خودشو داره امّا واويلا وقتي برخي دوستان چپول درينباره دچار همان خبطي ميشن كه در ذيل بدان ميپردازم*) ويژگي مهمّ و اساسي آنها برميگردد به برخورد مغز نسبت بدانها. بنابراين از دو حال خارج نيست: يكوقت تلقّي ذهن شما ازيندست ميمها و مقولات فايده كاربستي محض آنهاست در مقام مديريّت عقل و شعور و خردتان كه عمدتا بكار جمع و جور نمودن تجارب و بيانشان بكار ميرود؛ درست نظير امكان وارسي دقيق و علمي ما از اشياء وقتي آنها را در قابهاي زمان و مكان از جهان اويزانشان ميكنيم. يكنوع ارتكاز و سازماندهي و نظم و نسق بخشيدن. شٌق دردسر آفرين/توّهم زا/مشوّش امّا اينه: ممكنه با مشتبه شدن اوضاع درباره چنان مفاهيمي دچار تلقّي/عقلانيّت كاذب بشويد؛ بطوريكه بر اثر لغزشهاي ذهني و زباني و گرامري و بيماريهاي تيپيك فكري نظير دگماتيسم و آفت ناشي از عفونتهاي ايده ئولوژيك/دين حدّاكثري=سيستميك=بسته؛ همين مفاهيم متعالي را چنان در مخيّله تان مرتسم/مجسّم بشود/بكنيد كه گوئي يك به يك ما به ازائشان هم واقعا اشياء معيّني در خارج نشسته عينهو رودخانه يا زردآلو يا دايناسور يا كار*.
ادامه: . . .


بانوی باران 21:42 @ Wed, 15 Jun 05

با شما کاملا موافقم..........از روشنگریتون ممنون من رو از تردید نجات دادید


yalda 20:35 @ Wed, 15 Jun 05

شبح جان مثل هميشه تحليل بسيار درستي كرده بودي .فقط اينكه گفتي اگر به دور دوم كشيده بشه تحريمي هام به معين راي ميدن...درست حرفي بود كه من به همه ميگفتم كه اگه معين به دور دوم بره اونموقعه كه منم بهش راي ميدم:) چقدر مردم شبيه هم فكر ميكنن!


سمخاییل 19:34 @ Wed, 15 Jun 05


خوشحالم بالاخره این موضوع که قصد و مرض رای دهندگان و تحریمیان یکی است جایی نوشته شد.
ولی برایم عجیب است که شبح چیزهایی را نتیجه تحریم دو انتخابات قبلی دانسته که حکم گوز و شقیقه را به ذهنم متبادر کرد.

اکثر ما تا چند هفته ی پیش موافق تحریم بودیم، ولی دودستگیِ خوشایندی ما را جر داد و از هم جدا کرد. خوشایند به دو دلیل:
اولین نتیجه ی این دودستگی احتمال انتخاب شدن معین با حداقل مشارکت است و دوم این که، بالاخره خرد جمعی ایرانیان آلترنتیو دومی به دست آورد.
سر آخر عده ای حاضر شده اند آستینشان را بالا بزنند و دستشان را تا آرنج در گه فرو کنند تا نان خشکیده ای را (به قول شبح با خشخاش ملی-مذهبی) بیرون بکشند و رفع جوع کنند.
مردن از گرسنگی و نخوردن نان گهی ایده آلیسمِ نه احمقانه، بلکه غیرعملی ای است که به هیچ وجه کارکردی سیاسی برایش متصور نیست.

پ. ن.: به سختی جلوی خودم را گرفتم تا به تحریمیان تکه نیندازم. جسارت به شبح و امثالهم که برای خود تئوری و نظر حساب شده ای دارند نشود، ولی در صحبت با موافقان تحریم متوجه شده ام که اکثر آنان چنان به سختی افسار عقلشان را دو دستی چسبیده اند که این کارشان تبدیل به ژست احمقانه و مبتذلی شده که انگار هرکسی که تحریم کند خوش تیپ تر است یا ماشین مدل بالاتری سوار شده.


نیما 18:48 @ Wed, 15 Jun 05

ممنون شبح عزيز


Manochehr Zhandifar 18:37 @ Wed, 15 Jun 05

تظاهرات جوانان تبریز علیه انتخابات رژیم اسلامی

ساعت 7 الی 9 بعد از ظهر، تالار معلم تبریز، سخنران : نماینده دکتر معین در تبریز. از داخل در که اومدیم توعکس و پرچم و خرت و پرتهای معین رو به دستمون دادن. رفتیم و نشستیم. سخنرانی شد اما کسی زیاد اهمیت نمی داد. همه جوانان دانشجو بودن.

کاملا معلوم بود که همه حرفهای و وعده های معین نشدنی و غیر ممکن است. معلوم بود که مسخره بازی ای بیش نیست !!

یک گروه موزیک شروع به خواندن کردند که در این میان یک دختر و چند پسر شروع به رقصیدن کردند (البته در آخرین نقطه تالار). نشانه جلادی پرچم آخوندی توسط جوانان پاره شد (کلمه الله) و وقتی سرود یار دبستانی و ای ایران خوانده می شد به بالا برده و تکان داده میشد. چند نفر دیگه هم این کارو کردند. هیچ نظامی ای با هیچ فردی کاری نداشت.

سخنرانی و نمایش مسخره به پایان رسید. همه به بیرون رفتیم در خیابان ارتش فریاد آزادی ، آزادی ، آزادی سر دادیم . بعد از حدود 5 دقیقه همه به راه افتادیم و همه اعلامیه های انتخاباتی را از در و دیوار کندیم.

جوانان آزادیخواه! جوانان در بند رژیم آخوندی!

این را بدانید که حتی یک رای هم به این کاندیداها ثبت 4 سال دیگر ظلم، نابرابری، تبعیض جنسی، بی حقوقی، بی عدالتی، فقر، زندانی و ... را ثبت می کنیم . جوانان آزادیخواه به یاد داشته باشیم که همه کاندیدهای مظحکه رژیم تنها یک خیمه شب بازی است . هر کاندیدی از هر آزادی ای که سخن بگوید دروغ است . چون او با اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه توانسته است به کاندیداتوری برسد .

جوانان آزادیخواه تبریز!

هم اکنون نوبت ماست. باید این سایه ننگ ضد بشری را از خود دور کنیم. باید به دنیا بفهمانیم که ما می توانیم!

مردم آزادیخواه تبریز!

روز جمعه ساعت 4 بعد از ظهر همگی در میدان آبرسانی حضور به عمل برسانید تا صندوقهای از پیش پر شده رژیم را به آتش بکشیم.

جوانان آزادیخواه تبریز

24 خرداد 1384


مداد سفید 18:10 @ Wed, 15 Jun 05

مصطفا معين گفت چنان چه خشونت ها ادامه یابد وی از انتخابات کناره گیری می کند.
منبع خبر رادیو فردا


Manochehr Zhandifar 17:59 @ Wed, 15 Jun 05

آخرين اخبار از جمع متحصنين برای آزادی زندانيان سياسی

ساعت 5/10 صبح امروز فردي ناشناس با ورود به جمع متحصنين بلافاصله عليه نيروي انتظامي شعار داد و باعث تحريك نيروي انتظامي گرديد پس از آن نيروي انتظامي به متحصنين و مردم و عابرين حوالي يورش برده و به ضرب و شتم متحصنين و نيز فحاشي و هتاكي عابرين پرداختند.

در اين يورش خانم اكرم اقبالي با توجه به فشار و صدمات وارده بيهوش گرديد كه توسط آمبولانس و در معيت خانم جباري – از متحصنين – راهي بيمارستان گرديد. مسعود باستاني روزنامه نگار نيز توسط لباس شخصي ها و نيروي انتظامي دستگير و مورد بازجويي قرار گرفته و سپس آزاد گرديد.

طبق اظهار خانم هما زرافشان همسر آقاي دكتر ناصر زرافشان، دكتر زرافشان وضعيت جسمي وخيمي دارند. فشارشان امروز صبح 10 بر روي 5/5 گزارش شده است. و دستانش به لرزه افتاده و تهوع شديد دارند. مسوولين زندان از ملاقات آقاي دكتر شريف با موكلش جلوگيري كردند و اين ملاقات را منوط به مجوز دادستاني دانسته اند. متحصنين امروز صبح تا ظهر حدود 50 نفر گزارش شده است

ضمناً نيروي انتظامي مهاجم به متحصنين اتيكت هاي متصل به سينه اشان را كنده بودند (فاقد اسم).

با تشكر

علي بيكس25/3/84


سیاوش آژنگ 17:03 @ Wed, 15 Jun 05

شبح عزيز با تو بسيار هم نظرم در اين که شرکت يا تحريم انتخابات سنگ محک خوبی برای قضاوت و دوری و نزديکی به سايرين نيست ولی با تمام اوصافی که در مطلب جامعت ذکر کرده ای فکر نمی کنم احساس نزديکی بين من و تو با کسانی باشد که به قاتلی زنجيره ای چون احمدی نژاد رای می دهند . شايد به تر بود اين بحث را حول دکتر معين پهن می کردی و آن را به همه کانديدا ها تعميم نمی دادی می دانم که اين طبع بلند و آزادی خواه توست که چنين می ژنداری و می نگاری لکن در برخی مواقع آزادگی زيادی هم چندان جالب نيست...


landlady 16:31 @ Wed, 15 Jun 05

فکر میکردم نسل جدید از ما آگاه تر میشود. اشتباهات نسل ما رو که در دوره خاتمی انجام شد تکرار نمیکند.ولی هر روز بچه هایی رو در شهر میبینم که دارند برای کسانی چون معین،‌هاشمی و قالیباف تبلیغ میکنند. با این وضع ما هیچ وقت به جلو نمیرویم چون هر نسلی عینا دارد اشتباهات پیشینیان رو تکرار میکند و با این وضع ما دائما در یک چرخه بسته خواهیم گشت.


سعید 16:08 @ Wed, 15 Jun 05

سلام شبح عزیز.بسیار موافقم که مهم این است که هر کسی با فکر و با توجه به حقوق و منافع خود تصمیم آگاهانه بگیرد.منهم امیدوارم روزی برسد که رای آدمها،برای ما ملاک تعامل با آنها نباشد بلکه منش فکری و اجتماعی آنها را در نظر بگیریم.به احترام هر کسی که آگاهانه-و فعالانه-انتخابات را تحریم کرده یا اینکه به هر کدام از کاندیدا ها رای می دهد از جای بر می خیزم و به احترام تو،دوستِ نازنینم...
در پستِ اخیرم گفته ام که به نظرم رای دادن به معین با تشکیل یک جنبش مدنی خارج از حاکمیت که تنها و تنها هدفش نیل به دموکراسی و تضمین حقوق و آزادی های اساسی باشد،تناقض ندارد.به هر حال قشر اعظم رای دهندگان به معین، بیرون از قدرت هستند و تنها به این دلیل به او رای می دهند که «صدای خواسته های آنان» است.با او عهدِ اخوّت هم نبسته اند-نبسته ایم.اولویتِ ما،آزادی و دمکراسی،البته بدون پرداخت هزینه های غیر عقلانی، است.جبهه فراگیر دمکراسی و حقوق بشر-که علاوه بر اعضای فعلی باید همه معتقدان به این دو مفهوم(به همان صورتی که در میثاق های جها نی تصریح شده و نه با تعبیر های مثلا بومی و پسوند هایِ ناقض اصلِ غرض) را در بگیرد، باید فارغ از تعهدات و محافظه کاری های دولتیان، اهداف خود را با همه ابزار ها_بویژه نافرمانی مدنی_ پیگیری کند و در این راه، اتحاد همه دمکراسی خواهان و باور مندان به حقوق و آزادی های اساسیِ بشر، ضرورتی تاریخی دارد.امیدوارم حرفهای تو در این پست، مقدمه ای بر چنین اتحاد میمون و مبارکی باشد....این جبهه فراگیر، همان تشکلی است که آن را لازم دانسته ای.من به عنوان کسی که به معین رای می دهم هرگز نیندیشیده ام که او قرار است برای من کاری بکند و حقی را به من تفویض کند بلکه در راه طلبِ حقوقِ خود، بهتر دانسته ام که رییس جمهوری اصلاح طلب در ایران بر سر کار باشد.همانطور که گفته ای،رژیم موجود با ساختار های فعلی امکان اصلاح ندارد و لازم است که ساختار ها ،به ویژه قانون اساسی با اصول دمکراتیک و حقوق بشر کاملا منطبق شود و هر کس یا نهادی که در این راه ایستادگی می کند باید کنار برود. مهم این نیست که معین چه کار می تواند بکند...مهم این است که ما در فضای مساعد تری که در صورت انتخاب معین وجود خواهد داشت چه می توانیم برای خودمان بکنیم.برای این مهم تشکیل جبهه ای که تو هم به آن اشاره کرده ای، بسیار ضروری است و من به سهم خود شرکت در انتخابات و رای دادن به معین را یک تاکتیک برای فراهم کردن فضایی مساعد تر برای تحققِ استراتژیِ نافرمانی های مدنی و اعتراضات مردمی، برای تحول ساختار ها و کنار زدن نهاد هایی که در برابر تحقق دموکراسی و تامین حقوق و آزادی های اساسی ایستاده اند، می دانم.از یاد مبر،که می خواهیم خود به اهدافمان دست یابیم و هیچ گربه ای مثلا آمریکا محض رضای خدا موش نخواهد گرفت(به علاوه اینکه چنین موش گرفتن هایی حتما و حتما با خونریزی و تخریب ساختار های کشور همراه خواهد بود).برای تحقق چنین هدفی ، ریاست جمهوری و دولت اصلاح طلب را می توان به عنوان سنگری در قلب دشمن در نظر گرفت( و این ماییم که باید چنین استفاده ای از آن بکنیم) علاوه بر آن مسلما یک هدف که بسیار هم ارزشمند است، حضور نیروهایی که، گیریم به ظاهر، دل در گرو آزادی و دمکراسی دارند، در بخش مهمی از قدرت، یعنی دولت است.پاینده باشی.


سیاهکل 15:47 @ Wed, 15 Jun 05

حرف آخرت حرف آخر من هم هست.


سیاهکل 15:29 @ Wed, 15 Jun 05

http://web.peykeiran.com/new/iran/iran_news_body.aspx?ID=24499
حمله به متحصنين در مقابل زندان


داريوش.ش 14:52 @ Wed, 15 Jun 05

اين حرف ِ شما كه هستند كساني كه به معين راي مي‌دهند و نيت آنان بر‌هم خوردن وضع موجود و سست كردن پايه‌هاي نظام با تناقض‌هاي كه دولت معين با ديگر قسمت‌هاي نظام به‌وجود مي‌آورد، مي‌باشد! من خودم با چند تاي آنان صحبت كردم و معتقد هستند كه نبايد گذاشت اين رژيم آهسته آهسته خود را اصلاح كند!


atash 14:23 @ Wed, 15 Jun 05

شبح جان
می گوئی با آمدن معين شکست اصلاحات حتمی ست واما هاشمی تضمين کننده راه اصلاحات که بنا به دلایلی او هم نمی تواند به جلو ببرد. ... چرا؟ نمی تواند

.فکر نمی کنی این ها همه نتیجه ارزیابی حکومت در این مدت ۸ سال با پدیده رادیکالیسم شدن جامعه ست که در واقع به حکومت تحمیل شده ست تا راه اصلاحات را هرچند ذره ذره به تواند به پپش ببرد؟

اوضاع وشرایط کنونی ایران دیگر مثل سابق نیست ودرست به همین دلیل حساب شده خط میلیتاریستی جرعت کاندید شدن را به خود می دهد تا رای دهنده از میان لاریجانی و قالیباف گزینه معین ورفسنجانی را عامدانه انتخاب کنند.
رژيم اطمينان دارد که با روی کارآمدن يکی از کانديداهای اصلاح طلب ازخلاصی نجات می یابد و شرایط تحمیل شده باعث می شودراه رفرم را باز بگذارند.


siamak 13:35 @ Wed, 15 Jun 05

http://raminparham.blogs.com/iranshahr/files/entekhabat.mp3


شبح 12:41 @ Wed, 15 Jun 05

حسين نازنين!(14)
پرسيده‌یی:" چطور ممكن است كسي كه به قول شما « براساس تحليلى درست يا نادرست» احمدى نژاد را انتخاب مي كند، نسبت به آن كه به هر دليل رآى نمى دهد، به ما نزديك تر باشد!؟"
بسته‌گی دارد "دوری و نزديکی" را چگونه تعبير کنيم. دو نفر را در نظر بگير کارگر زحمت‌کشی که مزدور نيست و جزو باندهای رژيم هم نيست اما تصور می‌کند احمدی‌نژاد ساده زيست است و مدافع عدالت است و به دليل عقب‌‌مانده‌گی سياسی می‌خواهد برود به او رای بدهد به من و تو نزديک‌تر است يا آن بچه‌سرمايه‌دار متفرعنی که در انتخابات شرکت نمی‌کند. چون به هر دليل جزو باند قدرت نيست و می‌خواهد آمريکا بيايد و شاه‌چه‌یی را حاکم کند و آن‌ها را در دارودسته‌ی چپاول‌گرشان جا بدهد؟
به اعتقاد من مردمی که در انتخابات شرکت مي‌کنند و به معين رای مي‌دهند درواقع دارند رای منفی به دوم‌خردادی‌ها می‌دهند. آن‌ها برای اصلاح جمهوري اسلامی پای صندوق نمی‌روند بلکه برای تخريب آن اين کار را می‌کنند. هر چند به نظر من اين کار اشتباه است. اما اعتقاد ندارم کسانی که رای می‌دهند مزدوران جمهوری اسلامی هستند اين همان چيزی است که حکومت ايران دارد تبليغ‌اش را مي‌کند. البته به نظر من شرکت در اين انتخابات کاملا نادرست و غلط است اما به خود اجازه نمی دهم تمام کسانی که در انتخابات شرکت می‌کنند مزدور بخوانم يا تمام کسانی که شرکت نمی‌کنند را انقلابی! اينجوری باشد بيست و دو ميليون نفری که به خاتمی رای دادند را بايد مزدور بدانيم!


نیما 11:55 @ Wed, 15 Jun 05

در صورت امکان به فراخوان کانون نيما لينک دهيد در رساندن صدای ما بگوش ديگران نقش بازی کنيد از شما ممنونيم


nasrin 11:53 @ Wed, 15 Jun 05

شبح جان
سنگ بزرگ علامت نزدن است !
آقای معين يا هر کس ديگری می تواند شعارهای راديکال تر از اينهم سر دهد ٫ ولی کو ضامن اجرائی !؟
من نمی دونم طرفداران آقای معين روی چه حسابی او را با عرضه تر از خاتمی فرض می کنند ؟
از طرفی من فکر می کنم برخلاف تبليغات و شايعات رفسنجانی کانديدای خود دست راستی هاست اما از آنجا که خودشون هم می دونن تبليغات اونها بر روی مردم تأثير عکس داره ( نمونه اش انتخاب خاتمی فقط برای اينکه ناطق نوری که مورد تأئيد حکومت بود رأی نياورد ) ٫ اين تمايل شان به انتخاب رفسنجانی را آشکار نمی کنند .
گواه ديگر اين فرضيه وجود ۴ کانديدا در جبهه ی راستی هاست که هیچکدام هم تا به حال به نفع دیگری کناره گیری نکرده اند . آیا حاکمان نمی دونن که به این ترتیب آرای طرفداران خودشان را خورد و پخش و پلا کرده اند ؟


بیلی و من 11:35 @ Wed, 15 Jun 05

سلام نظر شما در باره انتخابات امروز منتشر شد.


سایه 11:35 @ Wed, 15 Jun 05

سلام:
بالاخره يه جايی پيدا شد که سايت شما فيلتر نبود!!! راجع به مطلبتون نظر نمی دم ،چون هم عقيده نيستيم.
ولی به هر حال برای سلام و احوالپرسی که می شه اينجا اومد.نه؟


گيسو 11:32 @ Wed, 15 Jun 05

کاملا موافقم شبح عزيز.ولی ايکاش نيروهای اپوزيسيون راه حل هايی برای بعد از تحريم پيشنهاد ميکردند و من فکر ميکنم اون موقع تعداد تحريم کننده ها خيلی بيشتر ميشد.
در ضمن وبلاگ شما شب پيش به هيچ عنوان باز نمشد و فقط يک صفحه خاکستری می آمد.


حسين م. 11:08 @ Wed, 15 Jun 05

شبح جان !
چطور ممكن است كسي كه به قول شما « براساس تحليلى درست يا نادرست» احمدى نژاد را انتخاب مي كند، نسبت به آن كه به هر دليل رآى نمى دهد، به ما نزديك تر باشد!؟
در چنين مواقعيست كه با تآسف فراوان ، صحت نظر آنها را كه ميگويند روشنفكران ما از مردم عقب ترند ، به عينه مى بينم. چرا كه مردم عادى كه در تاكسى و اتوبوس و ... گفت وگويشان را شاهد هستيم، هم مى دانند كه صف رآى گيرى، صف طرفداران و تآييد كنندگان نظام است، اما روشنفكرانمان غرق در رومانتيسم اند! و مشغول ثبت امتيازات مثبت رآى دهندگان!
شبح عزيز!
شركت در انتخابات، حتا با شعور و آگاهى و تحليل درست(!)(كه معمولا طرفداران صديق نظام ج.ا آنرا تبليغ مى كنند، نه اپوزيسيون واقعى!)، به نظام ج.ا مشروعيت مي بخشد و احتمال دستيابى اپوزيسيون به قدرت را، دست كم ، چند دهه به تعويق مى اندازد. عزيزم!ما عمله وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى نيستيم تا براى مردم ، شعور و فرهنگ را به هر چيز، حتا نان و آزادى آنها، ترجيح دهيم!
شعور سياسى مردم نه در نوشتن وپركردن انديشمندانه و مآل انديشانه(!) اوراق رآى(يا به عبارتى اوراق قرضه مشروعيت سياسى!)، بلكه در بى اعتنائى به تبليغات گسترده حكومت است.
از طرف ديگر، رآى ندادن( بدون انديشه!)، براى هر يك از آحاد مردم ايران، ممكن است خطراتى در پى داشته باشد( مگر سخنان وزير اطلاعات را به خاطر نداريد؟)، بنابر اين، بى اعتنائى به تهديدات رژيم ، عملى است قهرمانانه وشايان تحسين، كه شعور سياسى را نيز در خود و با خود دارد.

لابد مي دانيد كه در ادبيات فارسى انديشه كردن ، كنايه از ترسيدن است!


بانوی باران 10:48 @ Wed, 15 Jun 05

من با شما کاملا موافقم تمام ایم موارد جز خیمه شب بازی چیزی نیست


بانوی باران 10:46 @ Wed, 15 Jun 05

من با شما کاملا موافقم تمام ایم موارد جز خیمه شب بازی چیزی نیست


yousef 9:18 @ Wed, 15 Jun 05

منطق زندان بانی: من می روم رئیس زندان اوین بشوم تا اکبر گنجی را آزاد کنم(‌ لطفا نخندید) . یک زندانبان در نهایت خوبی خود می تواند تنها در رفتارش با زندانیان تاثیر گذار باشد و نه د راجرای دستورالعمل های زندان.
آقای معین می خواهد مامور اجرای قانون اساسی ای بشود و بر این اجر قسم هم خواهد خورد. اما می خواهد ملتی را از قیمویت ولی فقیه که در قانون به آن تصریح شده است باز رهاند. یا ایشان دروغگو هستند و یا نادان. قانون اساسی به او و به هر کسی که جامه ریاست جمهوری را بر تن می کند می گوید در حفظ قیومیت مردم در زیر لوای ولایت فقیه تلاش کن. اگر خواهان آزادی اکبر گنجی هستم باید درخارج از زندان برای آزادی او تلاش کنم نه در درون ساختارهای حقیقی و حقوقی زندان. از صمیم قلب برای کسانی که در گردغبار بازی انتخابات مجبور به انتخابی ابلهانه اند متاسفم.


yalda 8:38 @ Wed, 15 Jun 05

راي نميدهم! من اعتراضم را اينبار با تحريم انتخابات بيان ميكنم!


yalda 8:34 @ Wed, 15 Jun 05

راي نخواهم داد! اينرا مطمئنم! من اعتراضم را اينبار با تحريم نشان ميدهم!


4:59 @ Wed, 15 Jun 05

shabah jan khaste nabashi. tahlile roshani dadi. dastet dard nakone. foad


nana 4:44 @ Wed, 15 Jun 05

کروبی آزادی گنجی و زرافشان را از رهبر جمهوری اسلامی تقاضا کرد
مهدی کروبی نامزد مجمع روحانیون مبارز در انتخابات ریاست جمهوری اسلامی، روز دوشنبه در شیراز گفت از آیت الله علی خامنه رهبر جمهوری اسلامی درخواست کرده است اکبر گنجی و ناصر زرافشان از زندان ازاد شوند


rebel 3:43 @ Wed, 15 Jun 05

بهت ميل می زنم. جای بحث داره.


رامین 3:25 @ Wed, 15 Jun 05

با اینکه متنت خیلی تاثیرگذار بود و من رو دوباره به فکر برد که آیا باید رای داد یا نه؟؟ ولی بعد از ساعتی فکر کردن بازم این متنها بیشتر به دلم میچسبه:
http://www.taftestan.blogspot.com/2005_06_12_taftestan_archive.html
http://z8un.com/archives/2005_06.html#000545
فقط امیدوارم که شما هم خیلی یک دنده نباشید و نظرتون عوض بشه و بقیه رو هم با قلم شیواتون ترغیب کنید. چون واقعاً خیلی فرقه بین اینکه هاشمی انتخاب بشه یا معین! خیلی ... حداقل هاشمی یکبار این امتحان رو پس داده و نمره ش رو گرفته ... ونمی تونیم بهمین آسونی و بی تفاوت بگذاریم چهار یا هشت سال دیگه به عقب برگردیم.


آوای زمین 2:40 @ Wed, 15 Jun 05

من هم در این باره نوشته ام البته مسلمه که نه با این شیوایی و پر محتوایی که تو نوشتی شبح جان:)

به هر حال کلی فیض بردم نصفه شبی:) مثل همیشه با یه کوله بار خالی میای با یه کوله بار پر و سنگین از اینجا میری... خسته نباشی شبحی جان


مرد تنها 2:37 @ Wed, 15 Jun 05

آقای عزیز شما چرا ساده انگارید. برای سردمداران رژیم هیچ فرقی نمی کند کدام گروه برنده شود مهم تعداد آرا و افزایش آن است. اینها همه شعبده بازی مشروعیت است


لرد شارلون 1:07 @ Wed, 15 Jun 05

شبح عزيز؛
کاملاً موافق‏ام. قسمت مهم‏اش را ننوشته‏ايد که تا بعد از انتخابات منتظر مي‏مانم. اتفاقاً عصری داشتم با خودم فکر مي‏کردم کسانی که تحريم کردند، در حالت کلی، چند گام از کسانی که به معين رأی خواهند داد جلوترند! هر چند آن اميدواری دو ماه پيش من که شصت-هفتاد درصد تحريم کنند وجود ندارد و فکر کنم بين چهل تا پنجاه درصد در دور اول تحريم کنند (اميدوارم بدتر از اين نشود :)) ). به نظر عده‌ای اين شکست تحريم است، ولی من نه تنها جای ناراحت‌ای نمی‌بينم که خوش‌بين هم هستم. مردم بيش‌تری راه واقعی را می‌يابند. هر چه می‌گذرد، بيش‌تر.
سناريوی ابطال صندوق‌ها توسط شورای نگهبان را اما بعيد می‌دانم.


لرد شارلون 0:51 @ Wed, 15 Jun 05

شايد اول!






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1253
تعداد نظرات: 26174
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: july 10, 2006 03:57 pm


از کجا آمده‌اند؟