چهارشنبه، 18 خردادماه 1384 | June 08, 2005

شادیت مبارک باد!

jamejahani09.jpg
برای ديدن عکس‌ها اينجا کليک کنيد!
ايران يک، بحرين صفر
دگر بار دگر بار ز زنجير بجستم
از اين بند و ازين دام زبون‌گير بجستم
من از غصه چه ترسم؟ چو با مرگ حريفم
ز سرهنگ چه ترسم؟ چو از مير بجستم.
مولوی، ديوان شمس تبريزی
اين جا ايران است و تمام خانه‌ها و خيابان‌ها صحنه‌ی پرشور انتخابات. مردم دوباره بهانه‌یی پيدا کرده‌اند و به خيابان‌ها ريخته‌اند؛ می‌رقصند و پای‌می‌کوبند هم‌ديگر را در آغوش می‌گيرند می‌بوسند و می‌‌بويند و آزادی‌شان را جشن می‌گيرند.
ايران صحنه‌ی بروز احساسات مردم عليه حکومتی است که در طول حيات واپس‌گرای‌اش نفس شادی مذموم بود و نشانی از غيرخودی‌ بودن داشت و اکنون به دريوزه‌گی افتاده است و سردارهای‌شان عکس جوانانی را پوستر تبليغاتی کرده‌اند که پيش از اين اگر با چنين آراسته‌گی مشاهده می‌شدند توسط نيروهای تحت امر همين سردارها مورد ضرب و شتم قرار می‌گرفتند.
رئيس جمهوری که ملقب به "خالی‌بند" شده است در پايان دولت بی‌اختيار و بی‌کفايت‌اش به ورزش‌گاهی رفته است که زنان از حضور در آن محروم هستند و در اين مسابقه نحوه‌ی فروش بليت مسابقات به شکلی بوده است که در حد ممکن افراد کنترل شده داخل ورزش‌گاه بروند تا حکومتيان از تعرض مصون بماند.
و اکنون تکه‌های پاره شده‌ی پوستر‌های تبليغاتی نامزدهای رنگ‌وآرنگ "رای‌آری‌گيری"(به قول آرمين عزيز) است که در هوا موج می‌زند و چهره‌ی تراشيده‌ی نامزدهای‌نخراشيده است که در روی بيل‌بوردها با ترقه و رنگ و لنگه کفش تزئين می‌شود!
اميدوارم اين شور، اين حساس خالص برای رهایی، روزی متشکل و هدف‌مند آزادی و برابری و آبادی را جشن بگيرد و اين مردم شايسته‌ی زنده‌گی در دنيايی بهتر، از اين وضعيت خفت‌بار رهایی يابند.
پی‌نوشت:
دی‌شب من هم بعد از انتشار مطلب بالا با اهل و عيال و فک و فاميل به دريای خروشان مردمی شاد پيوستم. از جواديه تا الهيه از پونک تا هفت‌حوض را گشتيم. وقتی به ميدان آزادی رسيديم ديگر سروصداها خوابيده بود اما از ميدان آزادی تا ميدان انقلاب تمام راه از شيشه‌های شکسته و پوسترهای تبليغاتی نامزدها فرش شده بود. وقتی ما در جواديه بوديم نيمه شب و خبر زيادی نبود فقط گروه‌های کوچکی اينجا و آنجا جلوی ماشين‌ها را می‌گرفتند و از سرنشينان اتومبيل‌ها می‌خواستند که بوق بزنند و برقصند. اما در هفت حوض جمعيت زيادی آمده بودند و دختر و پسر با هم می‌رقيصدند وجه قالب در همه جا شادی و پای‌کوبی و مهربانی مردم به هم ديگر و فضای صميمی و دوستانه. در يکی از بزرگ‌راه‌ها چند لباس شخصی با اسپری اشک‌آور چند جوان که صورت خود را نقاشی کرده بودند را مصدوم کردند و از صحنه گريختند. پليس اصولا ديده نمی‌شد از آن پليس‌های گردن کلفت ويژه که اصلا خبری نبود.
زنان هم بالاخره توانستند به ورزش‌گاه بروند خبر مفصل‌اش را پرستوی عزيز نوشته است. اين‌ها همه ثمرات شرکت‌نکردن مردم در دو انتخابات پيشين است. هشت سال دولت خاتمی نخواست يا نتوانست اين در را بگوشايد و اکنون که زنان ديگر چشم اميد خود را از گرفتن حق و حقوق‌شان از دولت و جريانی که کارش فقط حايل بودن بين مردم و ساير بخش‌های حکومت بود برداشته‌اند و به نيروی اعتراض خود اميد بسته‌اند درها يکی يکی به رويشان گشوده خواهد شد.
خلاصه شبی بود شاد و سرخوش. اميدوارم اين شادی‌های استثنا به قاعده تبديل شود. بايد از دوستان همراه بخصوص جوان شجاع و بامزه‌یی که اين عکس‌ها کار اوست تشکر کنم.

jamejahani01.jpg jamejahani02.jpg
jamejahani03.jpg jamejahani12.jpg jamejahani04.jpg jamejahani07.jpg jamejahani05.jpg jamejahani06.jpg
jamejahani08.jpg jamejahani10.jpg jamejahani11.jpg jamejahani13.jpg

June 8, 2005 08:56 PM | TrackBack

اسماعیل تنها 10:15 @ Sun, 26 Jun 05

من دختران ایرانی را خیلی دوست دارم


اسماعیل تنها 10:15 @ Sun, 26 Jun 05

من دختران ایرانی را خیلی دوست دارم


== 15:40 @ Tue, 21 Jun 05

زيتون بگذار کمی ازت انتقاد بکنم

تو هميشه درست و صحيح اتفاقات رو نمی بيني. همانطور که من و شايد ديگران نمی بينند.

تو حق دمکراتيکت هست که هرکاری که به نظرت درسته انجام بدی و هيچ کس هم اين حق تو را نمی تونه از تو بگيره و نه من و نه هيچ کس ديگر اين کارو نمی کنه. ناراحت شدن ما از تو بجا بود چون خودت هم خوب میدونستی که کاری که کردی خشم بسیاری از دوستانت را بر خواهد انگیخت و خودت هم اینو قبل از اینکه خبر رای دادنت و نقل کنی پیش بینی کردی. چون می دونستی کاری بحث برانگیز کردی.
در مورد کارهای بحث برانگیزت که بر اساس چه انگيزه ای انجام میدی نمی نویسم چون برای اینکار اینجا نیامده ام اما مطمئن باش روزی خواهم نوشت

تعدادیاز کامنت نویسای اینجا هستند که با رژیم هیچ وابستگی ندارند و بر اساس ؛لنگه کفش غنیمته؛ رای دادند و از تو هم در این رابطه دفاع می کنند. تعدادی هم هستند که با رژیم ربط دارند و از رای دادن تو خوشنودو خرسندند و تو را تشویق و مرحمت می کنند. و تعدادی هم هستند که برایشان دوستی با تو مهمتره. اونائی که لنگه کفشی هستن نا اگاهند به اين دليل: لنگه کفش ممکنه يک پايت را از خارهای بيابان حفاظت کنه اما عوارض جانبی اين لنگه کفش را نمی بينند. بهتره با دو پای برهنه بيابان را سير کنی. من خود اين لنگه کفش را عملآ تجربه کرده ام، یعنی با یک لنگه کفش مسافت ۵ کیلومتر راه را پیمودم و می دانم چه عوارضی داره: پا درد، کمر درد، و تاول از بعضی عوارضش بود. پس این اصطلاح ایرانی «لنگه کفش در بیابان غنیمته» اصلآ درست نیست علمی نیست و عملی هم نیست و همین اصطلاحات غلطه که در عقب افتادگی جامعه ما نقش دارن. اصلآ تجسم کن خودتو با یک کفش راه میروی!! چه منظره ای مضحک!!! عقیب افتادگی جامعه ما یک یا دو عامل نداره هر گوشه فرهنگ مارو نگاه کنی یک غلط توشه. وظیفه ما اینه که این غلط ها رو شناسایی کنیم و برای رفعشون تلاش کنیم. خیلی دوست دارم بدونم که همین اصطلاح لنگه کفش و نه تحلیل و شناخت صیح باعث چند صد هزار نفر، اگر نه میلیون ها، شد که برن رای بدن!!!

عزیزم تو بنیادی ترین اصل تحریم یعنی «دست رد بسینه رژیم» را در یک لحظه فراموش کردی و تحت تاثیر جو قرار گرفتی و در یک آن احساس کردی که با یک رای می توانی انچه را که میدیدی عوض کنی!! و به اصولی که به انها پايبند بودی پشت پا زدی. اين کارت اشتباه، بی اثر، جنجال بر انگیز !!!!!احساساتی و غیر منطقی بر اساس منطق خودت بود - منطقی که تا قبل از رای دادنت بران استوار بودی. امیدوارم که خساراتی که بخودت با اینکار جنجال برانگیز زدی زیاد نباشند.

تو می توانی عقیده ات را عوض کنی این هم حق توست. اما عوض کردن عقیده در این شرایط عوارض داره که بخاطر این عوارض قبل از عوض کردن عقیده باید تمام جوانبو در نظر بگیری.

حالا در مورد نوشتهات که پر از خطاستو

خطا:
««««به خاطر گم‌کردن راهمون. به خاطر اینکه به جای دشمن مشترک همه همدیگر رو نشونه گرفتن..»»»»

شما در یک ان دشمن مشترک را دوست قلمداد کردید و بجای نشانه گرفتن به دشمن به دیگران نشونه گیری کردید!! شما چگونه دشمن را دشمن قلوداد می کنی وفتی بهش رای مثبت میدی؟؟؟

خطا:

««««کسانی که تحلیل درستی از اوضاع ندارن همیشه دنبال مقصرفردی می‌گردن.»»»

اشتباه می کنی عزیزم
کسی تو را مقصر نمی داند و فقط تو را سرزنش می کنند بخاطر جدا شدن از صفی که خودتو در ان تلویحی قرار داده بودی.


خطا:

««« البته گاهی مجبور بودم پرده رو بکشم. ولی هر وقت پرده رو باز کردم خودم بودم و نه مثل بعضی‌ها دکوری ساخته باشم و با گریمی بکنم و آکساسوار صحنه‌ی تقلبی بچینم.»»»

این یک ادعا بیش نیست و یک تهمت به دیگران است: یعنی زیتون رو راسته!!! و دیگران همه دروغگو خالی بند.

خطا:
««««در اجتماع هم هر چیز که واقعا بود نشون دادم،‌ نه آن‌چه شما دوست‌دارید ببینید.»»»»

واقعیات از دید خودت. چون هرکسی درکش و دیدش از واقعیات بستگی به فهم و شعور خودش داره. آنچه را که میبینی شاید ایلوژن باشه و نه واقعیت. پس هرگز نمی تونی بگی انچه که «وافعآ بود» بهتره بگی انجه که «بنظرم واقعی بود»


خطا:
«««عکسی در 8 شب از حوزه‌ای گرفتم، در 10 شب صفش دوبرابر شده بود. اون رو هم گذاشتم
. ولی هیجکس نخواست باور کنه.»»»

. تو با ۵ عکس از یک حوزه انهم از روشنی عکسها معلومه که در حدود زمان با فاصله کم گرفته شده و از دکوراسیون، اجرها و دیگر جزئیات معلومه که همه در یک حوزه گرفته شده امدی گفتی انبوه انبوه ملت رفتن رای دادن!!! خود رژیم هم بفکرش نمی رسید این چنین مثل تو از این نمایشات خودشیرینی کنه!!!

خطا:

«««شما به چه دلیلی ادعا می‌کنید که صلاح گنجی‌ها و زرافشان‌ها رو بهتر از من درک می‌کنید؟ !!!»»»

ما ادعا نمی کنیم که صلاح اونارو بهتر از دیگران درک می کنیم: انها خود انتخابات رو تحریم کردند و از تو!!! خواستند که شرکت نکنی. اما تو!! با رای دادنت ادعا می کنی که صلاح انها را بهتر از خود انها درک میکنی!!!!


خطا:

««««راستش رو بخواهید مدت زیادیه که به بعضی وبلاگ‌ها که نویسنده‌شون خارج کشوره نمی‌رم.
نه چرا دروغ بگم،‌ می‌رم... اما مطالب سیاسی‌شونو نمی‌خونم. اونا بهتره همون از گل‌و بلبل و عشق و شراب و شکلات و بوس و بغل و برنزه شدن لب دریا بنویسن»»»»

این حرفای تو نفقه اندازی و برانگیختن احساسات تنفر و کینه در میان ایرانیان خارج و داخل کشوره. چه انگیزه ای داری که همیشه اینطوری در مقابل ایرانیان خارج از کشور نفقه پراکنی می کنی؟؟؟ حسودی؟؟ ناراحتی که اونا در خارج مشکلات تو را ندارند و مثلآ می تونن کون لخت برن بیرون؟؟ نمی دونی دردها و رنجهایی که انها در خارج از ایران تحمل می کنند تو حتی تو تمام عمرت در ایران هرگز تجربه نخواهی کرد؟؟

خطا:

«««به نظرم میاد بیشترشون اصلا دید سیاسی درستی نسبت به اوضاع ایران ندارن و هر چی مدت اقامتشون در اونجا بیشترباشه و کمتر با مردم ایران در ارتباط باشن،‌ بیشتر اشتباه دارن.»»»

ایرانیان خارج مثل شما گیج جزیات و تحت تاثیر دروغ ها و تبلیغات و شست شوی مغزی بوسیله دستگاه های تبلیغاتی اسلامی قرار نگرفته اند و اخبار هایی که دریافت می کنند، با وجود سانسور و غیره، شما در خوابتان هم نمی بینید!! پس خواهش می کنم از این اشتیاه بیا بیرون و خودتو بیشتر از اینا نا اگاه جلوه نده.

خطا:
«««یه عده‌شون هم عین چوپان سعی دارن یه عده گوسفند و چاپلوس دور خودشون جمع کنن و برگرده‌ی ما سوار شن و بتازونن...»»»

این حرفا رو زیتون میزنه؟؟؟

ریتون دست داشتنی و مامانی که زبون شیرین داره؟؟ ریتونی که میگه «««عصبانیت،‌ که من از دست‌ هیجکس عصبانی نیستم.»»»
به یک عده تهمت چوبانی میزنه و به یک عده دیگه تهمت گوسفند لودن و به یک عده دیگه تهمت چا۱لوس بودن که می حوان بیان رو گرده زیتون سوار بشن!!

فعلآ که اخوندا رو گرده تون سوارن و جا برا کسی دیگه نیست. اگه خیلی با هوشی بذار کمکت کنن اول اون اخوندا رو از گرده ات بکشن پایین بعد مواظب باش رو گرده ات سوار نشن!!!

اما فکر نمی کنم اونقدر باهوش باشی!!!


این خطا هات رو از اول متنت در اوردم. وقت ندارم اما تمام متنت پر از اهانت و خطا ست.


iman 3:44 @ Thu, 16 Jun 05

با تشکر از شما امیدوارم مو فق شوید


Arash 7:40 @ Mon, 13 Jun 05

This is crazy, why iranian people won;t stand up for their rights and ONCE FOR ALL KICK THESE MOLLAHS OUT TO HELL?


مداد سفید 15:08 @ Sat, 11 Jun 05

http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20050611085213.html


حسين م. 14:56 @ Sat, 11 Jun 05

شبح عزيز! حالا كه نوبت اصلاحات(!) فرا رسيده است، من هم مى خواهم شعر حافظ را كه بر رواق(!) نظر خواهى آمده ، اصلاح كنم:
در نسخه اى از ديوان حافظ (به تصحيح محمد قزوينى و دكتر قاسم غنى- انتشارات اقبال)، بيت فوق ، بدين صورت است؛
«هركه خواهد گو بيا و هرچه خواهد گو بگو
كبر و ناز و حاجب و دربان بدين درگاه نيست»


شبح 11:07 @ Sat, 11 Jun 05

مهرداد جان!(51)
در هر دو مورد حق با تو بود. متشکرم و درست‌اش کردم.
اميدوارم در جشن بزرگ آزادی و برابری و آبادی همه با هم شرکت داشته باشيم با دوستانمان که در خاوران و ساير قبرستان‌های با نام و بی‌نام مدفون هستند.

امين جان(50)
خوش‌خبر باشی. به اميد شنيدن خوش‌ترين خبر و پايان اين اسارات قرون وسطایی


ardeshir 3:03 @ Sat, 11 Jun 05

در گزارش خبری و ژورناليستيکی کمونيست های کارگری ( حکمتيست ) در رابطه با شادمانی ميليونها ايرانی چنين آمده است :« تجمعات وسيع مردم در شهرهاى تهران رشت مشهد سنندج كرمانشاه قزوين و ... به بهانه فوتبال فرصتى بود تا با ر ديگرمردم انتخاب واقعی خود را که ابراز انزجار و تنفر از اسلام و جمهوری اسلامی و تصمیم به سرنگونی این رژیم را اعلام کنند.» دوستان. آيا پيام اين شادمانی عمومی « ابراز انزجار و تنفر از اسلام و « تصميم به سرنگونی » بود . آيا مخالفت و اعتراض بانوان به حجاب تحميلی به معنای « انزجار از اسلام » است. اگر روزی شاهد به آتش کشاندن مساجد و قرآن و شعار مرگ بر اسلام و علی و محمد و ... توسط ميليونها نفر شديم. آنگاه در گزارش خبری مجاز است که صحبت از تنفر و انزجارعمومی کنيم. اما آيا واقعيت کنونی چنين است !! البته من مخالف رشد فکری انسانها و فاصله گيری آنها با مذاهب نيستم. اما گزارش خبری بايد جدا از آرزوها و ايده آل های فردی و حزبی باشد. فرقه های « کمونيست های کارگری پيوسته مشغول به جعل حقايق برای پيشبرد ايدئولوژی حزبی هستند. برای مثال اگه يک نفر يا ۱۰۰ نفر در يک استاديوم ۱۰۰ هزار نفری پرچم سرخی با عکس چه گوارا در دست داشته باشند و شعار « سوسياليسم بر پاخيز ــ برای رفع تبعيض »را بدهند !!! . اين دوستان احتمالا چنين خواهند نوشت.« پرچم سرخ سوسياليسم و با فريادخروشان صدهها هزار انسان متنفر از اسلام ،پاسداران سرمايه را به هراس انداخت. !!! ». از تجمع طرفداران هخا گرفته تا مبارزات دانشجويی و صنفی و تا شادمانی [هر چند بخشا اعتراض آميز توده ها] همواره با پروپاگاندای حزبی حقايق را تحريف و به بزرگ نمايی نقش خويش ميپردازند. پس بی دليل نيست که کسی اخبار و گزارشات اين دوستان را جدی نميگيرد !!!.


دختر كولي 23:38 @ Fri, 10 Jun 05

شاد بوديم آن شب ... كاش هيچ وقت تمام نشود اين شادي


مهرداد 22:54 @ Fri, 10 Jun 05

سلام شبح عزیز!
می‌بینی یه شب هم که شادی و بزن و برقص تو این خرا‌ب‌شده هست، من بدبخت باید امتحان داشته‌باشم! اه کلی به همه‌تون حسودیم شد!
همینه دیگه،‌ الآن باز عقده‌ای شدم و می‌خوام بهت گیر بدم! اولاًدش( هیچم اشتباه ننوشتم!) برعلیه غلطه، باید بشه علیه. دویماًدش این جمله‌ی آخرت چرا فعل نداره؟!
آره دیگه من بدبخت هم شدم مثل بچه‌های اون بابا که باید بستنی خوردن بچه‌های همسایه رو نگاه کنم! خب معلومه عقده‌ای می‌شم، میام به تو گیر می‌دم!
موفق باشی.


مهرداد 22:53 @ Fri, 10 Jun 05

سلام شبح عزیز!
می‌بینی یه شب هم که شادی و بزن و برقص تو این خرا‌ب‌شده هست، من بدبخت باید امتحان داشته‌باشم! اه کلی به همه‌تون حسودیم شد!
همینه دیگه،‌ الآن باز عقده‌ای شدم و می‌خوام بهت گیر بدم! اولاًدش( هیچم اشتباه ننوشتم!) برعلیه غلطه، باید بشه علیه. دویماًدش این جمله‌ی آخرت چرا فعل نداره؟!
آره دیگه من بدبخت هم شدم مثل بچه‌های اون بابا که باید بستنی خوردن بچه‌های همسایه رو نگاه کنم! خب معلومه عقده‌ای می‌شم، میام به تو گیر می‌دم!
موفق باشی.


امين 20:06 @ Fri, 10 Jun 05

شبح جان خوشبختانه خبری از گنجی رسيد:
http://www.radiofarda.org/iran_article/2005/6/4b927006-abbb-4495-98ba-71c195410170.html


شبح 14:28 @ Fri, 10 Jun 05

دوستان وضعيت گنجی نگران کننده است. لطفا اگر خبری جای شنيديد اينجا منعکس کنيد يا لينک آن را اينجا قرار دهيد.
از ناصر زرفشان و اعتصاب غذای زندانيان سياسی حمايت کنيد. سيمين بهبهانی پشت در اوين است همين طور درويشيان..
سياهکل عزيز مرسی از شعر زيبای‌ات.


شبح 14:28 @ Fri, 10 Jun 05

دوستان وضعيت گنجی نگران کننده است. لطفا اگر خبری جای شنيديد اينجا منعکس کنيد يا لينک آن را اينجا قرار دهيد.
از ناصر زرفشان و اعتصاب غذای زندانيان سياسی حمايت کنيد. سيمين بهبهانی پشت در اوين است همين طور درويشيان..
سياهکل عزيز مرسی از شعر زيبای‌ات.


11:41 @ Fri, 10 Jun 05

فراخوان حمایت از زرافشان و زندانیان سیاسی
خانواده ی زندانیان سیاسی و اتحاد دموکراسی خواهان ایران در حمایت از اعتصاب غذای آقای زرافشان از ساعت ۱۰ صبح روز جهارشنبه ۱۸ خرداد در برابر زندان اوین تجمع کرده اند. و تا آزادی بی قید و شرط آقای زرافشان و دیگر زندانیان سیاسی به تجمع خود ادامه می دهند . http://nasl3.blogfa.com/در اینجا حمایت خود را اعلام کنیم.
شبح عزیز در ضمن فکر میکنم بسیار بجا است که از این دوستان اگر عضو کانون نیستند دعوت به عضویت کنید.


سیاهکل 9:59 @ Fri, 10 Jun 05

عزيز به اعتصاب ناصر زرافشان فکر ميکنم. عزيز به نظر تو به چه صورت ميشه حمايتی کرد که موثر باشه؟؟


تـ.. 7:24 @ Fri, 10 Jun 05

شبح عزيز منونم که اومدين.. وقتی شما مياين وبلاگم خيلی خيلی خوشحال ميشم..
عکسایی هم که گرفتین واقعآ زیبا بود.. شادباشی شبح عزيز و اميدوارم روياهای زيبامون برای آزادی و برابری به حقيقت برسه..
قربان شبح خیلی خیلی عزیز..
..تنـــها..


nana 6:14 @ Fri, 10 Jun 05

دوست گرامی شماره ۴۳

نميدانم ميدانی یا نه که من برای حرفهايم هيچ قاعده و قانون جامعه شناسی ندارم و تنها به مسائل فکر ميکنم و خودم تحليلش ميکنم به تحليل هيچ کس هم کاری ندارم

بايد خدمتت عرض کنم که به نظر من اصلاح طلبان به شکل مطلق به دو دسته تقسيم شده اند
عده ای از آنان به پشت معين رفته اند !!!!!! تا از داخل قدرت گرفته و بنا بر شرايط گاماس گاماس با اتکا به مردم خشمگين استخوانی از آدمخوران گرفته جلوی مردم بيندازند . اين از اينها

دسته دوم که آگاهان آنان هستند و قادر به ديدن اندکی بيش از نوک دماغ خود هستند
معتقدند که با اين رژيم ديگر هيچ کاری نميشود کرد و برای جلوگيری از بدبختی و فجايع بيشتر بايد اينان بروند .

حال در این شرایط امریکا باید به یکی از این دو گروه کمک کند و بنا بر عدم اعتماد به این رژیم و خواست رفتن اینان
چه خواهد کرد ؟
به گروهی چون اصلاح طلبان انشعابی و تمامی کسانی که شعار اینان باید بروند کمک خواهد کرد تنها کار عرضه جبهه ای از این افراد و سازمانها است . و صد البته افرادی چون گنجی و زرافشان

باید همه به چنین جبهه ای به پیوندیم و آنرا قوی کنیم به چیز کم نباید قانع شد این تنها شانس مردم ایران است برای رهائی از شر اینان و برقراری حکومتی از مردم بر مردم برای مردم . ملت متحد پیروز است . نانا


s.a.a 5:48 @ Fri, 10 Jun 05

سلام
پیش بسوی تشکیل شورای رهبری جنبش اصلاحات مردمی. آیا با پیشنهاد تشکیل شورای رهبری موافق هستید ؟ بنظر شما چه کسانی برای عضویت در این شورا شایسته ترند؟ پژواک خاموش


3:17 @ Fri, 10 Jun 05

منهم دیشب شادی مردم و جوانان را در خیابانها دیدم . این مردم مظلوم عقده ی شاد بودن را دارند در این 27 سال نکبت کمتر توانستند معنی شادی را بفهمند . ماموران واقعآ متوحش شده بودند . زنده باد آزادی


آزادوب 3:14 @ Fri, 10 Jun 05

منهم دیشب شادی مردم و جوانان را در خیابانها دیدم . این مردم مظلوم عقده ی شاد بودن را دارند در این 27 سال نکبت کمتر توانستند معنی شادی را بفهمند . ماموران واقعآ متوحش شده بودند . زنده باد آزادی


سمخاییل 1:07 @ Fri, 10 Jun 05


در درس های مهندسی خوانده ایم که با کم کردن یک پارامتر به نتیجه مطلوب نزدیک می شویم، اما با بیش از حد کم کردن همان پارامتر اوضاع دوباره خراب می شود.
اگر قرار است کسی رئیس جمهور شود مشخص است که آن شخص نباید کسی جز معین باشد، ولی اگر معین با حداقل مشارکت انتخاب شود به بهترین نتیجه ی ممکن می رسیم.
موافقان و مخالفان تحریم، هم چنان موافق و مخالف باقی بمانید.


nana 23:31 @ Thu, 9 Jun 05

شبح گرامی ۲۷

کاملا با بعضی از قسمتهای نظرت موافقم و در زير مينويسم

آری مامور انتظامی رژيم اسلامی !!! دلش به مردم نسوخته !!! و تفکر و انديشه مردمی هم در ذهنش فعلا نيامده !!!! او مواجب بگير است و فرمان بر از بالا !!!! اگر رفتار متفاوتی از آنان نسبت به مردم ميبينيد !!! اين از ترس کون رژيم است که فرمان داده اند با مردم درگير نشويد !!!!! البته همين نيرو در نهايت امر خرترينشان اگر
آنان را به رودرروئی مردم خدای ناکرده فرستند اگرحتی يک گلوله به کسی شليک کند بلافاصله متوجه اين که : ای بابا اينا که ديگه تقی و حسن و حسين همسايه خودمون هستند اينا که ديگه مجاهد و کمونيست و اله وبله نيستند که رژيم را در خطر انداخته اند !!!!!! و ناگزير اسلحه را انداخته و به مردم خواهند پيوست والسلام .

در باره اين که نوشته ای نظم را هم مردم ايجاد کرده بودند بايد بگويم که من به مردم ايران ايمان دارم زيرا در روز ۲۲ بهمن با کاخها و موسسات مردم معمولی آنچنان بلوغی نشان دادند و خود مردم مکانهای مهم را گارد مراقب گذاشتند که غارت نشود من اين را خودم با چشم خود ديدم و سپس تر در مجله های فرانسوی و انگليسی خواندم که
حتی انقلاب اکتبر که ارگانايزان آن روشنفکران بودند و کاملا سازمان دهی شده بود بسيار بسيار نسبت به ابعاد روسيه بيشتر غارت و چپاول و هرزه گرائی اتفاق افتاده بوده

درخاتمه بايد بگويم که من تنها مورد خشونت ( اگر بتوان اسمش را گذاشت خشونت !!!)‌ را که کاملا درست و برحق ميدانم آتش زدن روسری ها در ملا عام است بخصوص حال که زنان حق خود را برای ديدن بازی ورزشی با تپاندن خود با شهامت و جسارت و ممارست گرفته اند و نوششان باد زمينه کامل اين اقدام را آماده ميبينم . ملت متحد پيروز است . نانا


شروود 22:31 @ Thu, 9 Jun 05

شبح عزیز گویا فراموش کرده ای که راسته ی آزادی - امام حسین همیشه بعد از بازی های کمی حساس به همین وضع در می آمد. من اتفاقا بارها با آن جماعتی که از استادیوم باز می گشتند هم مسیر بوده ام و واقعا نمی توانم به آنها شورشی؛ آزادی خواه یا لقب مثبت دیگری بدهم. این پدیده ی شورش گونه در اکثر کشورهای جهان مخصوصا انگلستان وجود دارد و همیشه هم در مسیر خوشان چنین اوضاع فلاکت باری را ایجاد می کنند - حتما می دانی که بیشتر اتوبوس های مراجعت کننده از استادیوم از آزادی و انقلاب تا امام حسین می گذرند -. بهتر است آنها را با رفتار بقیه ی مردم یکی نبینیم. حتی اگر در جاهای دیگر هم یکی دو شیشه شکسته شده باشد - که من ندیدم - موضوع عجیبی نیست، باید دید واقعا جو غالب چه بوده. آنچه من دیدم با دفعات قبل تفاوت محسوسی در رفتار عاقلانه ی دو طرف - پلیس و مردم - داشت که نشان از یک بلوغ رفتاری دارد و باز هم نشان دهنده ی این موضوع است که اگر آزادی های رفتاری مناسب در اختیار مردم قرار گیرد، از این فرصت - لااقل فعلا - برای شورش و انقلاب استفاده نمی کنند. به ماجرای خاوران اشاره کردی و من بیشتر قائله ی امام حسین در دوران هاشمی رفسنجانی را در مسیر خیابان آزادی می بینم که نمی شد از آن انقلاب یا شورش هدف مند را نتیجه گرفت.
ببینم قرار نیست تو از این طعنه ها و کنایه هایت در مقابل هر حرفی که مطابق میل ات نباشد دست برداری؟ دوستان پلیس اگر برای تو دوست یا دشمن هستند برای من فقط یک عده انسان هستند که نمی توانم در دلم از آنها عشق یا کینه ای داشته باشم. سازمان پلیس در این چند ساله ی اخیر انصافا - به هر دلیلی که برایش متصوری - پیشرفت رفتاری قابل ملاحظه ای داشته است و این به نفع هر دو طرف شده است که از این بابت من یکی دلیلی برای ناخشنودی نمی بینم و معتقدم این موضوع خیلی هم جدید نیست و سیر تغییر روابط از بعد از همان هیجدهم تیر آغاز شد و اینک به نتایجی محسوس رسیده است.


آرمین گیله مرد 21:10 @ Thu, 9 Jun 05

سلام ... پس که اینطور فور فیوچر ... دیگر ایران خودش یک پا آمریکا شده ...عکسها باحال هستند و خوب کردی گزاشتی، جای دیگر اینجور عکسها ندیدم ....


جوان سوسیالیست 20:02 @ Thu, 9 Jun 05

اوجگیری بحران انقلابی در بولیوی
http://www.javaan.net


سمخاییل 19:42 @ Thu, 9 Jun 05


"مردم" همین "شادی ها" را می خواهند و بس.
شهر نو و مشروب خارجیشان هم که جور شود چیز بیشتری از حکومت و نظام نمی خواهند.
آتش دل هایشان هم از پایین تنه شان نشات می گیرد.
اکثریت تحریم کنندگان انتخابات کسانی هستند که از جنگ و جدل خسته شده اند و می خواهند با وجدانی نیمه آسوده گوشه ای لم بدهند و نان و ماست یا بوقلمونشان را سق بزنند.
البته حساب کسانی که با دلیل و منطق به این نتیجه رسیده اند که رای دادن اشتباه است از حساب این "مردم"ی که گفتم جداست، هرچند حرف های آن ها را هم که می خوانم به نظرم می رسد نوع بسیار پیشرفته ی بیانیه های حزب های کمونیستی عهد بوق است.

تحریم کنند که چه؟
نافرمانی مدنی کنند؟ این "مردم"؟
این ها که خیال می کنند هشت سال گذشته و با دست تهی و خشتک گهی روزگار می گذرانند را چه به نافرمانی مدنی و قربانی دادن!
"مردم" خسته اند و این از فراخی پیزی شان است.
"مردم" آقا بالاسر می خواهند و این از شخصیت لجن مال شده شان است.
جمهوری اسلامی کم کم به آرزویش می رسد، "مردم"ی پرورش داده به غایت شایسته ی حکومت حاکم.
حساب مردم واقعی را از این توده ی بی رگ و پی جدا کنید.


منوچهر ژندی فر 18:09 @ Thu, 9 Jun 05

گزارش به همراه عکسهايی از تبريز.


منوچهر ژندی فر 17:29 @ Thu, 9 Jun 05

عکسهايی از اجتماعات ديشب .


غزل 17:24 @ Thu, 9 Jun 05

شبح جان،
اون بيت اول ( ايران يک، بحرين صفر ) هم مال مولوي هستش؟؟!!!
بهرحال من هم اين پيروزي رو به همه تبريک مي گم.


غزل 17:14 @ Thu, 9 Jun 05

شبح جان،
اون بيت اول ( ايران يک، بحرين صفر ) هم مال مولوي هستش؟؟!!!
بهرحال من هم اين پيروزي رو به همه تبريک مي گم.


غزل 17:14 @ Thu, 9 Jun 05

شبح جان،
اون بيت اول ( ايران يک، بحرين صفر ) هم مال مولوي هستش؟؟!!!
بهرحال من هم اين پيروزي رو به همه تبريک مي گم.


نازخاتون 16:05 @ Thu, 9 Jun 05

عکس هاي زيبايي بود و بعضي هاش آدم رو حسابي مي بره تو فکر...


امين 15:18 @ Thu, 9 Jun 05

شبح عزيز، آن جمله در نوشته‌ام که ممکن بود باعث اشتباه شود اصلاح شد. بار ديگر عذر می‌خواهم، دقت نکرده بودم که جای چنين سوء تعبيری هست.
اگر کاريکاتور جديد نيک‌آهنگ را هم ببينيد، خيلی خوش‌دلانه اين گم شدن را به شوخی گرفته. شبح عزيز آن‌قدر از اين مرگ‌های آسان در اين سال‌ها ديده‌ايم که سزاوار است چون مارگزيده از ريسمان سياه و سفيد بترسيم. هرگز در روحيه‌ی اکبر گنجی قايم باشک بازی و فرار را بخاطر نمی‌آورم، اگر چه من هم چون شما اميدوارم کل قضيه يک فرار مختصر بوده باشد يا دوستان گنجی برای دو سه روز او را مخفی کرده باشند. اميدوار بودن هرگز بد نيست، و نوشته‌ی من در نکوهش اميدواری شما نبود، در نکوهش ساده‌دلی و بلاهت کسانی بود که احتمال خطرناک پشت اين گم شدن را نمی‌بينند.


شبح 11:25 @ Thu, 9 Jun 05

شروود جان!(26)
اين دوستان پليس همان‌ها هستند که فقط با باتوم با مردم طرف می‌شدند اين که چرا حال اين‌قدر دوست شده‌اند برمی‌گردد به وحشت از آن آتشی که در دل مردم است و ظاهرا تو از آن خبر نداری!
فراموش نکن در اين کشور هميشه "شادی" جرم بود و بقول شاملو عزيز در پستوی خانه نهان بايد می‌شد اگر اکنون می‌بينی مردم در ملاء عام دختر و پسر می‌رقصند و کسی نمی‌تواند بگويد بالای چشم‌تان ابرو ست باز به خاطر همان شور انقلابی است که در دل مردم می‌تپد.
اگر خوب ديده بودی نظم را هم پليس ايجاد نکرده بود خود مردم ايجاد کرده بودند.
ضمنا چيزی که من ديدم اين بود که از ميدان آزادی تا ميدان انقلاب تمام خيابان از شيشه‌های خرد شده و پوسترهای پاره شده پوشانده شده بود چند عکس هم گرفتم که می‌توانی ببينی.
مردم مسلما از خشونت بيزارند اگر با رقص بتوان انقلاب کرد نيازی به چيز ديگری نيست.
صبر کن اين حکومت برای باقی ماندن با رئيس جمهور و کابينه هم به خيابان می‌آيد و می‌رقصد و مردم هم دست می‌زنند و خواهند گفت:"خرس را به رقص آورديم!"
خاوران را فراموش نکن! مردم فراموش نخواهند کرد.
البته من آتش زدن روسری و درگيری مردم با نيروهای انتظامی به صورت گسترده نديدم فقط در يک مورد چند لباس شخصی با موتور سيکلت در بزرگ‌راه اسپری اشک‌آور به صورت چند جوان پاشيدند و فرار کردند.
اما ظاهرا در شهرهای مانند سنندج و کرمانشاه درگيری‌هایی صورت گرفته است.


شروود 11:09 @ Thu, 9 Jun 05

سلام. من هم دی شب را در میان همین جماعت شادمان سپری کردم. صحنه های زیبا و جالبی بود که البته قبلا هم چند موردش را دیده بودیم. ولی یک تفاوت عمده داشت، این بار دیگر از آن حالت شورشی و آتشی کمتر خبری بود و بیشتر شادمانی و رقص و پایکوبی بود که پلیس هم با آرامش تمام نگاه می کرد و حقا که مردم هم رعایت کردند ( لااقل آن طرف ها که من بودم و از جمله شلوغ ترین های همیشگی بوده). من نمی دانم چگونه از این حرکت هائی که زمانی کاملا خود انگیخته بوده و اینک با نظم مشخص و کنترل شده انجام می گیرد چه بوی شورش و انقلاب بلند است؟ حتی از هیجانات شورشی هم بطور جدی خبری نیود. آواز و رقص بود ترقه ها و فشفشه ها و خیل عظیم جمعیت که در خیابان ها نگاه می کردند و شادمانی. نه از انقلاب خبری بود و نه از روسری و بانک آتش زدن اثری (آنچنان که در سایت روزنه با تب و تاب گفته شده). در این میان پلیس فقط یکی دو باری کاملا دوستانه به برخی از شلوغ ترها تذکر داد که راه را برای ماشین ها باز کنند. همین و بس. بابا مردم فقط داشتند در ملا عام شادی می کردند.


quazar 11:08 @ Thu, 9 Jun 05

سلام
اين عکسها با چه شجاعتی گرفته شده
می دونی يعنی چی ؟ !!!!!‌


آوای زمین 10:48 @ Thu, 9 Jun 05

اول اینکه تبریک میگم شادی مردم رو، اینجا هم تا وقتی بیدار بودم صدای بوق و فریاد شادی مردم رو می شنیدم:)

اما در موارد دیگه چون من متاسفانه دیشب به شدت سردرد داشتم و حتی از دیدن بازی از طریق تلویزیون هم محروم شدم نتونستم از خونه برم بیرون و ببینم واقعن جریانات چیه:0 چیزی که بیشتر باعث شد اینجا بیام کامنت بذارم نوشته دوست خوبم منوچهر ژندی فر بود (13) نوشته جالبی بود تا رسیدم به سوزاندن پرچم:( این یک مورد رو اصلن اصلن اصلن هیچوقت خدا دوست نداشتم و ندارم به نظرم بدترین کار ممکنه است. اونم پرچم کشور خودش رو آدم بسوزونه دیگه وحشتناکه. کاش این یک کار دیگه تکرار نشه.
به هر حال بازم تبریک واسه پیروزی ایران، ورود زنها به استادیوم و فریاد شادی مردم

همیشه شاد باشید:)


امين 8:18 @ Thu, 9 Jun 05

شبح عزيز اميدوارم سرخوشی و مستی ديشب از سرتان پريده باشد و در روشنايی روز ديگر اين قدر راجع به گم شدن گنجی خوش‌بين نباشيد (در نظر شماره‌ی ۳) گم شدن گنجی واقعاً در اين شرايط نگران‌کننده است...
دلايل زيادی وجود دارد که ما را نسبت به وضع گنجی نگران کند، و برعکس دليل برای خوش‌بينی خيلی کم است. نوشته‌ی جديد من راجع به اين نگرانی‌های جدی است.


ardeshir 6:30 @ Thu, 9 Jun 05

همانطور که همه اطلاع دارند خبر پيروزی تيم فوتبال ايران ميليون ها نفر را وجد آورده و به خيابانها کشانده است.و همه واقفيم که انگيزه شادمانی توده ها فقط پيروزی يک مسابقه ورزشی نيست و طبيعتا اعتراضی به شرايط سياسی اجتماعی جامعه است.
در عکس هايی که از طريق اينترنت یخش شده ، شاهد شادی دختران «کم حجاب و جوانان پرچم بدست و غيره هستيم. اما نکته ای که باعث تعجب من است تفاوت آشکار خبری و ژورناليستيکی ما بين سايت های گوناگون است. گزارش بعضی از سايت ها بيشتر به مسئله شادمانی توام با احساسات مليگرايانه مردم ميباشد و يا اشاره به بی پروايی جوانان در پاره کردن پوستر های انتخاباتی و ... .ولی بطور مشخص در سايت های مربوط به کمونيست های کارگری بحث از شرايط انقلابی و مثلا محاصره نيرو های انتظامی در کرمانشاه و شهرهای ديگر و تظاهرات هزاران نفر با شعار هايی مانند « آزادی آزادی » و مرگ بر جمهوری اسلامی و به آتش کشاندن روسری ها و .... ميباشد. آيا واقعا شاهد خيزش يکپارچه انقلابی توده ها هستيد ؟


تـ.. 5:27 @ Thu, 9 Jun 05

سلام شبح عزيز.. تبریک میگم... هم رفتن به جام‌جهانی و هم حضور زنان به تو ورزشگاه‌رو.. همونطور که تو مطلب قبلی نوشتی حق گرفتنیه.. امروز با اینکه پای محبوبه عباسقلي زاده لای در ورزشگاه گیر کرد ولی بقیه رفتن داخل.. http://parastood.com/ صدای ایران ایرانشون از اول نیمة دوم مو به تنم سیخ کرد..
باید برای روز یکشنبه هم آماده شد..
شادباشی شبح عزیز..
تنـــها..
http://boutimar.blogspot.com/


جوان سوسیالیست 4:00 @ Thu, 9 Jun 05

دختر شانرده ساله در نکا اعدام شد
http://www.javaan.net


شبح 3:38 @ Thu, 9 Jun 05

دوستان عزيز!
جای همه‌ی شما خالی!
از جواديه تا الهيه را با اهل و عيال زير پا گذاشتم. الان نای نوشتن ندارم. ساعت نزديک 4 بامداد است و هنوز از خيابان صدای بوق ماشين‌ها شنيده می‌شود.
چند تا عکس ديگه هم هست که فردا می‌ذارم.


Saeed 3:25 @ Thu, 9 Jun 05

وقتي اخانيد نادانسته از تبعات شوم سياسي كردن همه چيز، حتّي دين، پشت به عقل عبرت آموز كردند؛ آنگاه شهروندان محروم مقابلش نيز چنين كنند، حتّي ورزش، را. آنچه درين غوغا و بلبشو امّا پايمال و خرد ميشود منافع آتي يك ملّت است كه ميبايست آزادانه آنهم معقول و مجرّب به ساخت و ساز نهادهاي دموكراتيك خود ميپرداخت تا عوامفريبان پروژهاي ناپلئونيستي را قادر به اجرايش نباشند. بهرحال، تاريخ شسته و رفته و در چهارچوبهاي آناليزهاي متخصّصان رفتار نميكند. شوخيهاي تاريخ را چه ديديد؛ شايد از دل اينگونه جرقّه هاي فوتبالي قضايش بر ادامه اينگونه تظاهرات افتاد و قدرش بر سقوط اخانيد :-)


منوچهر ژندی فر 3:18 @ Thu, 9 Jun 05

مردم در خيابانها هستند.


adine 2:10 @ Thu, 9 Jun 05

کارناوال انتخابات چیزی جر فریب بیش نیست، رئیس جمهور در این نظام چیزی جز عروسک بی اختیار برای ایجاد توهم آبروی رژیم نخواهد بود. رای های کور و بی هدفی هم که با توجیه ها و بهانه های مختلف و نیز با ترفند های خر خام کن به صندوق ریخته می شود. چیزی جز رای به جمهوری اسلامی نیست. این رای ها تنها به کار سرکوب فریاد خاموش ده ها ملیون آرایی خواهند آمد که هرگز به به صندوق ریخته نمی شود و گواه آن شناسنامه هایی است که هرگز به مهر خام اندیشی شر کت در انتخابات آلوده نمی شود.
ادامه مطلب


سکندر 2:05 @ Thu, 9 Jun 05

نانا، زيباترين چيزي که تا به حال از تو در اينجا خوانده‌ام اين تشبيح متناسب تو است.


سعید 0:01 @ Thu, 9 Jun 05

سلام.شعر مولوی را بسیار زیبا با شادی امروز همخوان کرده بودی.امیدوارم مردم شادی هایی که حقشونه به دست بیارن.


منوچهر ژندی فر 23:57 @ Wed, 8 Jun 05

مردم سنندج بعد از پيروزى تيم فوتبال ايران تظاهرات هزاران نفره اى عليه رژيم را آغاز کردند

مردم سنندج پرچم جمهورى اسلامى را به آتش کشيدند

به دنبال پيروزى تيم فوتبال ايران بلافاصله مردم و جوانان شهر سنندج به خيابان ها آمدند و تظاهرات وسيع را آغاز کردند. اين تظاهرات از خيابان ششم بهمن شروع شد و به خيابانهاى ديگر کشيده شد. هم اکنون اين تظاهرات ادامه دارد. مردم با به آتش کشيدن پرچمهاى رژيم اسلامى شعار ميدادند:

مرگ بر جمهورى اسلامى

مرگ بر کانديداها

مرگ بر انتخابات

اين تظاهرات هم اکنون به طرف ميدان انقلاب ادامه دارد. هزاران نفر در خيابانها با سر دادن اين شعارها در حال راهپيمايى هستند. نيروهاى انتظامى اوايل ميخواستند مانع اين حرکت شوند اما باحمله مردم به عقب رانده شدند. اکنون جرات نزديک شدن به صف تظاهرات کنندگان را ندارند.

اطلاعات دقيق تر را در اطلاعيه هاى بعدى به اطلاع ميرسانيم.

کميته کردستان حزب کمونيست کارگرى ايران

١٨ خرداد ٨٤


نسرین 23:34 @ Wed, 8 Jun 05

شبح عزیز،دوستان به جای ما.ولی خیلی بهتون حسودیم میشه :(

خیلی خیلی تبریک میگم و ممنون بابت این نوشته ی زیبا:)


منوچهر ژندی فر 21:48 @ Wed, 8 Jun 05

کنجکاو عزيز(۸).
کلی خنديدم.بامزه بود.
منتظر عکسهای شبح عزيز هستم.


tila 21:48 @ Wed, 8 Jun 05

شبح جان خوش به حالتون جای ما هم کيف کنيد پليز بازهم مبارک باشه. منتظر خبر ها هستيم


nana 21:39 @ Wed, 8 Jun 05

در امريکا رسم است که مراسم عروسی در کليسا دو بار تکرار شود بار اول به عنوان تمرين و بار بعد واقعی .
اين هيجاناتی که شما ميگويد همان تمرين
قبلی مراسم ازدواجی است که مردم ايران با عروس روياهای خود يعنی آزادی و دموکراسی انجام ميدهند .
و در مرحله بعدی عروس زيبای خود را به آغوش خواهند کشيد .
درود بر مردم ايران - ملت متحد پيروز است .نانا


کنجکاو 21:39 @ Wed, 8 Jun 05

فردای امروز؛
خامنه ايی در حالی که عرق پيشانی اش را پاک می کند، می گويد: "هوه... اين روز هم به خير گذشت."


neda 21:35 @ Wed, 8 Jun 05

ای واييييييی آخه من چرا اونجا نيستم؟؟؟:)))))


کنجکاو 21:27 @ Wed, 8 Jun 05

امروز برای لحظه ايی گوشمان روشن شد به صدای گزارش گر فوتبال ايرانی (گومان کنم نامش فردوسی است)که از يکی از راديوهای اينترنتی بيرون مرزها پخش شد. اما ندانستم در اين ميان نقش خانواده معظم شهدا توی داستان چه بود و چه پيوندی با فوتبال داشت، اگر کسی با اين پيشينه گزارش گران اسلامی آشنا است ما را هم روشن کند.


شبح 21:17 @ Wed, 8 Jun 05

جاويد جان، تيلا عزيز، کيميای نازنين!
نمی‌دونيد اينجا چه شوری به پاست مي‌رم عکس بگيرم براتون بياورم يکی دو ساعت ديگه سر بزنيد!


کیمیا 21:15 @ Wed, 8 Jun 05

تبريک عرض می کنم منم از ماهواره بازی رو ديدم برای اولين بار در عمرم از اول تا اخر يک بازی فوتبال را تماشا کردم :))


شبح 21:15 @ Wed, 8 Jun 05

تيلا جان!(2)
اميدوارم گم شدن گنجی مثل گم شدن نبوی و سايرين باشه و سر از آن‌ور آب‌ها در بياره!


tila 21:06 @ Wed, 8 Jun 05

شبح جان اين وسط هم که اکبر گنجی انکاری گم شده. مثل گم شدن مختاری و پوينده نشه من نگران شدم.


jay 21:04 @ Wed, 8 Jun 05

آفرين به اين مردم :-)
مگر فوتبال شوری در مردم به پا کنه ! البته فکر کنم فوتبال هميشه بهانه ايست در ایران برای اعتراض ها :-)






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1242
تعداد نظرات: 25233
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: may 18, 2006 10:15 am


از کجا آمده‌اند؟