|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
شنبه، 14 خردادماه 1384 | June 04, 2005
● پنلاگ: کانون وبلاگنويسان مدافع آزادی بيان
هر چقدر مشتی که از خروار برداشته میشود نمونهی بزرگتری به دست دهد آن مشت منعکس کنندهی بهتری از خصوصيات آن خروار است. وبلاگاستان که اين روزها مشتی بهاندازهی کافی بزرگ از جامعهي ايرانی بهخصوص روشنفکران ايرانی(روشنفکر به معنای عام کلمه يعنی تمام کسانی که با خواندن و نوشتن سروکار دارند.) است بهخوبی دارد خوبیها و بدیهای کشوری که ايراناش میناميم و از مليتها و قومهای مختلفی تشکيل شده است را منعکس میکند. اين نه جای شگفتی دارد نه جای تاسف.
شبح عزيز!!
دوستان به اصل دهم منشور توجه کنيد:
آريا جان!
نسرين عزيز!(8)
دختر همسايهی عزيز!(6)
شبح جان
شبنم عزيز!(1)
از اين جمله :" آگاهی و وحدت آگاهانه و دوری از حرکات پوپوليستی و تودهوار تنها و يگانه راه نجات ماست. فردپرستیها و منيتها و عقدههای شخصی دشمنان آزادی و دموکراسی هستند" ...... این جمله خطرناکیست!!!!!
... بعضی وقتها مباحثی را طرح می کنی که هر گوشه ای از اون، صدها چون و چرا داره. مطلب نوشتنات شده عین غذاهای هندی. ای شبحی ناز. آنقدر فلفل « سرمایه داری و طبقات و زحمتکشان و روابط تولیدی و مترقی و توسعه و امثالهم » در آن می ریزی که اصلا نمیشه مزه ی غذایی را که پخته ای چشید. ای خوب من!. آخه مرد نیک!. اگه تو همون « کاپیتال » مارکس را به زبان الکن « مرحوم اسکندری »، دقیق خونده و هضم کرده بودی، دیگه نبایستی اینقدر سطحی نویس از آب در میومدی در تحلیل معضلات ایران. « کاپیتال و سیستم کاپیتالیستی »، جان من، صدها زیر و بم داره که به انواع و اقسام دانشهای کاربردی و تئوریک مجهزه. اینکه تو مملکت ما، یه قشر عوضی به نام بازاری سیاقی نویس و هزاران واسطه چی دزد و سارق در یک بده بستان مافیائی جمع شده ان، نمی توان نتیجه گرفت که جامعه ی ما درگیر « مناسبات کاپیتالیستی » می باشه عزیز جان. اون مسئله ی عدم شکل گیری احزاب در مملکت ما، ریشه اش برمی گیره به اینکه تمام گرایشهای حزب ساز در میهن ما بر خلاف و در تضاد گوهری با باختر زمینیان، هیچگاه برخاسته از بستر فرهنگ ملت ایران نبوده اند. یه عده روشنفکر – به تعبیر خودت؛ نه نگرش من – از سر سوز و گدازهای فردی و چه کنم چه کنم های روزمره و به قول معروف از بیکاری سوزن به تخم خود زدن، به ساختن توهمی به نام حزب و سازمان رو آوردن که نتیجه اش سوای فلاکت مضاعف برا ملّت و لت و پار شدن بانی و باعث آن احزاب، چیز دیگری به دنبال نداشته تا امروز. فرض کن تو مملکت ما دل شبحی ناز و دیگر رفقا برای طبقه ی « پرولتاریا » غنج می زنه و کبابه. خب!. اگه قراره حزبی پاسخگوی فلاکت مثلا این طبقه – به تعبیر خودت؛ نه تعبیر مارکس - باشه، نباید به افکار آخرین رسول قوم بنی اسرائیل ( = کارل مارکس و صحابه اش ) چسبید؛ بلکه باید گشت و دید که فرهنگ مردم ایران به تعبیر تو و من برای فریاد رسی، کدامین ایده را پرورانده اند.؛ یعنی منظورم ایده ی « داد » می باشه. اونوقت آدمهایی مثل تو و رفقای حکاکا بایستی به جای دمیدن در شیپور خانه خراب کن مارکس به شعله ور کردن هیزم « داد » همّت کنن که برای ایرانی سبقه ای به قدمت تاریخ و فرهنگش داره عزیزم. این تا اینجا. مسئله پنلاگ درست کردن و شعارهای تکراری. باید عرض کنم که بر خلاف نظرت، دقیقا « آزادی و دمکراسی »، زمانی پدیدار می شود که تک، تک ما ایرانیان، « فردیّت و شخصیّت و زبان فکری خود را » بزائیم و بپرورانیم و برای رایزنی در باره ی معضلات میهن به همعزمی و همفکری و همآزمایی و همدردی رو بیاوریم. کوبیدن فردیّت با برچسبهایی مثل خودپرستی و منیّت، خطای بسیار عظیم است دوست عزیزم. ما چوب این کوبیدنها را هزاره هاست که داریم می خوریم. اصل، همان « زایش و پرورش و حسّ مسئولیّت پذیر فرد فرد » ماست؛ نه وحدتگرائی و فریب کلیّتی را خوردن که هیچگاه گره گشای ما نبوده. در ضمن این را نیز تاکید کنم که ایرانی کلا، موجودی « تکرو » می باشه حتّا اگه کمونیست دو آتشه باشه. میگی نه!. برو قشنگ بشین « شاهنامه » را از نو؛ ولی عمیق بخون. ///
من ایرانیم آرمانم شهادت!!
شبح جان.
اتفاقا ديروز در جمعی دوستانه در لندن با حسین درخشان دقیقا همین بحث رو داشتم ! ولی متاسفانه در شعار همه آماده هستند ولی در عمل انگار هر ايراني دوست داره برای خودش پادشاه و ولی فقيه و ..باشه و همه دوست دارن رهبر باشن !!!
شبح عزيز، گاهی هم کسانی اصولا نميخوان کانونی به وجود بيارن! فقط ميخوان يک حرکت خاصی رو انجام بدن! و اعلام ميکنن که حرکتشون به کانونی وابسته نيست! اينها هم همونقدر حق دارن! |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1310
تعداد نظرات: 25711 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: april 15, 2008 01:18 am
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||