جمعه، 13 خردادماه 1384 | June 03, 2005

چيستان انتخابات

گفتيم اکنون که تنور انتخابات رو به سردی گرايده است و در اين شهر و ديار هر چند جام جم‌شان صبح تا غروب بر تنور فوت می‌کند اما هيچ دود و دمی از تنور بلند نمی‌شود ما به وظيفه‌ی ملی و مذهبی و به قول بامداد عزيز آريایی-اسلامی‌مان عمل کنيم و جايزه‌یی طرح کنيم و چيستانی! به دوستانی که پاسخ چيستان را درست بگويند 5 سکه‌ی طلا بعلاوه ماهانه پنجاه هزارتومان وجه نقد و مقداری هوای تازه در دولت رفاه و يک دور هواپيماسواری مجانی بر روی قالی‌چه‌ی حضرت سليمان و تماشای مجانی فيلم‌های آرواره‌های اسيلبرگ و بينوايان ويکتور هوگو و به‌خاطر پسرم هرگز جايزه می‌دهم. البته اين وعده را همان اندازه جدی بگيريد که وعده‌های انتخاباتی را جدی می‌گيريد!
عجايب صنعتی ديدم در اين دشت
که حکمی شش بود و هشت می‌گشت
نهادم پرسشی اندر ميانه
که دانی حال و روز اين زمانه

و اما چيستان:

آن چيست که در "راست" هست اما در "چپ" نيست
در "معين" است اما در "مهرعليزاده" نيست
در خيلی‌ها هست اما در اين هشت تن آل ولايت نيست
در پنج‌تاشان هست و در سه‌تاشان نيست.
پاسخ:؟

راهنمایی:
مشابه اين چيستان در زبان عامه اين است که از فرهنگ کوچه‌ی شاملو (ص 655 کد 2951) ديده‌ام:
آن چيست که در سار هست اما در مار نيست
در زمين هست اما در زمان نيست
در باغ است اما در راغ نيست؟

پاسخ: سيب (حروف س و ی و ب)

بخش جنبی مسابقه
آن چيست که ارغوان قبائی دارد
بيرون و درون شهر جائی دارد
گرد است و مدور است و تاجی به‌سرش
باريک چو دمب موش پائی دارد؟

احتمالا حدس زده‌ايد منظور يکی از نامزدهای به قول آرمين عزيز انتخابات قهوری است اما اشتباه می‌کنيد اين چيستان را هم از کتاب کوچه صفحه‌ی 653 کد 2937 انتخاب کرده‌ام و پاسخ‌اش می‌شود:
چغندر!

June 3, 2005 02:13 AM | TrackBack

مريم 22:48 @ Sun, 18 Dec 05

يك بار يك زني بابچه اش ميره رودخانه بچه اش ميافتد در رود خانه در حالي كه داشته غرق ميشده به مامانش ميگه كجاتو بگيرم كه نجات پيدا كنم مامانش ميگه همان جايي كه تا حالا بابات نگرفته؟

اگر جوابش را ميدانيد لطف كنيد يا در اين سايت يا به ايميل بفرستيد
با تشكر


ardeshir 22:50 @ Sat, 4 Jun 05

عدم شرکت و يا تحريم انتخابات در ايران با توجه به پروپاگاندای رژيم مبنی بر مردمی بودن حکومتشان و حکم و وظيفه شرعی « امت اسلامی » در شرکت در انتخابات ابعاد سياسی ديگری به مسئله ميدهد که کاملا قابل قياس با کشورهای دمکراتيک نيست.


سعید 13:59 @ Sat, 4 Jun 05

ببین حتی اگر 50 درصد مردم هم انتخابات را تحریم کنند با چه روشی آن را خنثی خواهند کرد....:«محمد امامي كاشاني در خطبه‌هاي دوم نماز جمعه امروز تهران گفت: آنچه كه به غربيها در اين باره مي‌گويم اين است كه در انتخابات شما، مردم چقدر شركت مي‌كنند، كجا پنجاه درصد بيشتر مشاركت داشته‌ايد. نمي‌گويم اصلا نداشته‌ايد اما تعداد آن كم بوده است. اينكه يك سوم مردم كشور در انتخابات شركت نكردند، آيا آن را تحريم كرده بودند؟ شما به فكر بدبختي خود باشيد كه مردمتان انتخابات را تحريم كردند.
وي اضافه كرد: چگونه آن جا كه مردم شما شركت نمي‌كنند نام آن را تحريم نمي‌گذاريد اما در ايران عدم مشاركت را مقابله با نظام و تحريم مي‌خوانيد. چشم بر امور كشورتان بسته‌ايد و نسبت دروغ به ايران مي‌بنديد.
وي سپس خطاب به مردم گفت: وضع همين است كه مي‌بينيد، مي‌گويند اگر شركت نكنند نشانه تحريم است كه اين حرف صددرصد غلط است ...»


آریا 10:26 @ Sat, 4 Jun 05

.... حدیث درد هزاران ساله ی آریا از زبان سعید عزیز: « چون دين زندگي را معنا و مفهومش را بيان و راهرفتش را معيّن ميكند و چون مردم وقت و آسايش چالش يك چنين سنت انباشته چندين هزار ساله را ندارند و طبعا در صدد كسب معاش لذا اعتقاداتشان هم معيشتي ميشود؛ پس بديهيست كه روحانيّت در ايران خودبخود واجد دو اتوريته ميشود؛ غيبي و شهودي. اين را آريا زبانش لال شد از بس بما تذكّر است ولي خوب دوستان بي مروّت و نعمت زوالند. آرياجان اين بچّه ها گول بحران شهودي رژيم آخوندي را ميخورند؛ غافل ازينكه نيمه بزرگ كشتي مشروعيّت نمادين روحاني در زير آب است و نا پيدا بر چشم بصر و لذا بر اثر تعميم بي مورد، فاقد ما به ازاء، مرتكب محاسبات تحليلي غلط، پيشگوئهاي كذب، ميشوند. اكثريّت قاطع مردم ما عقلا و تجربي صحبت كنيم؛ بر عليه اين رژيمند؛ بله و بر منكرش لعنت! امّا قلبا و بطور معنوي و عاطفي وارسيشان كنيم آنگاه وابسته به نشانه ها و چهارچوبهاي كاسمولوژيك مورد ادّعايش؛ كه مستقل از نشستگان در عاجهاي قدرت در آنها همچنان به در و ديوار جان و روان و ذهنشان آويزان است. »

دقيقا همین حديث شهودی بودن آتوريته ی آخوندها را در هیاهو سرای گویا از زبان مدعيان بی مايه هر روز بشنوید و بخوانید. ماشا الله ماشا لله همه دکتر و پروفسور هم هستن و تحليلگر سیر تا پياز ما ملت. ///


yousef 7:39 @ Sat, 4 Jun 05

اما من می انديشم که گاه گريه است. وقتی که دوستانت را در اردوگاه دشمن می يابی. نه ديگر مبارزه صفايی دارد و نه آنرا وا نهادن. ديروز ايميلی داشتم از دوست دوران صميميت که دوشادوش هم در ايام تثبيت موقعيت اين هزار دست کريه المنظر در سال ها ی بعد از اتمام جنگ بر عليه او سخن ها گفتيم. او در يک خط برايم نوشته بودکه به هاشمی رای می دهد. من در مانده ام چه ميتواند بر سر این قوم آمده باشد که چنين خود را به نادانی بزند. نه شبح عزيز وقت هرچه که باشد ميدانم وقت خنده نيست.


Saeed 6:52 @ Sat, 4 Jun 05

و امّا بخش مبهم و بمراتب غامضتر بحرانهاي مبهم ما:
م۱. حدّاقل و بلحاظ ظاهري، پرسپشن، ميان حكومت و دولت در ايران شكاف است؛ و همين معنا مايه آشفتگي و تشويش خاطر و فكر مخالفين وضع فعلي است. آنها كه دعوت به راي ميكنند منظورشان تعيين دولت است و نه لزوما تائيد حكومت؛ و آنها كه انتخابات را تحريم، اصلا منظورشان طرد حكومت است ولو كه شانس خوبي از براي انتخاب مصدّق شخصي دركار باشد. متاسّفانه زور اثباتيان و ابطاليان درينباره بر هم نمچربد. تحليلهايشان چنين چيزي را بمن نمي آموزند.

م۲. چون دين زندگي را معنا و مفهومش را بيان و راهرفتش را معيّن ميكند و چون مردم وقت و آسايش چالش يك چنين سنت انباشته چندين هزار ساله را ندارند و طبعا در صدد كسب معاش لذا اعتقاداتشان هم معيشتي ميشود؛ پس بديهيست كه روحانيّت در ايران خودبخود واجد دو اتوريته ميشود؛ غيبي و شهودي. اين را آريا زبانش لال شد از بس بما تذكّر است ولي خوب دوستان بي مروّت و نعمت زوالند. آرياجان اين بچّه ها گول بحران شهودي رژيم آخوندي را ميخورند؛ غافل ازينكه نيمه بزرگ كشتي مشروعيّت نمادين روحاني در زير آب است و نا پيدا بر چشم بصر و لذا بر اثر تعميم بي مورد، فاقد ما به ازاء، مرتكب محاسبات تحليلي غلط، پيشگوئهاي كذب، ميشوند. اكثريّت قاطع مردم ما عقلا و تجربي صحبت كنيم؛ بر عليه اين رژيمند؛ بله و بر منكرش لعنت! امّا قلبا و بطور معنوي و عاطفي وارسيشان كنيم آنگاه وابسته به نشانه ها و چهارچوبهاي كاسمولوژيك مورد ادّعايش؛ كه مستقل از نشستگان در عاجهاي قدرت در آنها همچنان به در و ديوار جان و روان و ذهنشان آويزان است. و رفتار انسان، روانشناسانه صحبت كنيم، بيشتر تابع احساسات اوست تا عقلش. انسان موجودي رشنال نيست؛ هان اي دوستان ساده لوح! كما اينكه نهادهاي همين انسان فوق مدرن نيز چنين نيستند. ميگيد نه به بازار بورس بنگريد؛ سرتا پا قمار محض است كه آناليستها با پول و پس اندازهاي مشتريهاي بيچاره ميكنند و دل همگي خوش كه سرمايه گذاريهاشان، اينوستمنت، تابع انتخاب معقول،رشنال چويس، بوده است. خود بخوانيد حديث مفصّل زين مجمل...!

م۳. اگر تئوري امرتيا سن، دانشمندي كه از زوايه اقتصادي آموزه/ميم دموكراسي را مورد مداقّه قرار داده، درست باشد كه گوهر دموكراسي عبارت از تاوان دادن حاكمان است در مقابل اشتباهات اقتصاديشان (با تاكيد) و اگر نصب و نقد و عزل حاكمان را بقول پوپر/سروش دموكراسي حدّاقلي بدانيم؛ آنگاه چنين بنظر مياد كه روشنفكران و راهبران مردم از چپ و ملّي و مذهبي/روحاني قادر به فهم آموزه دموكراسي نيستند و هر دسته در مقام وصول به مقاصد آمالي و دور و دراز خويش نسبت به ناهمواري جادّه كور و كر و خنگ شده است. اپوزيسيون محتاج فرموليزه كردن يك موتوي/شعار/خواست بسيار ساده است تا بعد بتواند واسه تحقّقش بفكر و تدبير تاكتيك و استراتژي بيفتد. چنين اتّفاق قول حدّاقلي هنوز حادث نشده و مقصّرش بهيچوجه حكومت و دولت آخوندي نيست بلكه برعكس نشان بيعرضگي و خنگي محض چالشگران قدرت آنهاست. چپولهاي سوشياليستش بدنبال ايجاد جامعه بي طبقه برهبري كارگران هستند و ملّيهايش بدنبال استقلالي كه در جهان فعلي ديگر محلّي از اعراب ندارد و مذهبيهايش بدنبال دموكراسي ديني!

م۴. در ضمن و بعنوان نتيجه منطقي و لمائي از م۳؛ حكومت آخوندي هنوز مرتكب خبط اعظم نشده است! منظورم چي چيه ازين تئوري؟! يعني هنوز مرتكب خطاي استراتژيك اقتصادي مثلا در رديف همان خطاي مائو، بحران گرسنگي، در چين و حزب كمونيست در شوروي، بحران درگيري در مسابقه كمرشكن تسليحاتي با آمريكا، نشده است. مطالعه نظريّات امرتيا سن را به همه شما هموطنانم توصيه ميكنم.

مرسي :-)


Saeed 6:51 @ Sat, 4 Jun 05

از شوخي و بقول فرنگيها /تيك ايت ايزي/ كه بگذريم و در واقع به علّتش بپردازيم و نه چنانكه سينا هدا از سر بي سليقي در پي ملامتش برآمد؛ بذاريد با حلّ و بحث قضيه رو كمي جدّيش كنيم ــ بخصوص با توجّه بدستگيريها و حبسها كه هر دم از آن مزرعه خبري ميرسد. بحرانهاي ما به دو دسته واضح، و، ساده و مبهم، م، پيچيده قابل افراز است:
و۱. هم وضع خودمان و هم عضويتمان در يك منظومه سنّتي ـ منطقه اي كه نسبتا دست نخورده و چالش نشده باقي مانده است؛ هماني كه ازش مثلا بنام تمدّن و فرهنگ اسلامي در مقابل ديگر تمدّنها در ادبيات تئوري پردازان ياد ميشود. ما فيلترها و لنزها و آنزيمهاي مناسب را در تونل زدن به مدرنيته و هضمش در اختيار نداريم.

و۲. گلوباليزم؛ كه رقابتي كمر شكن را بر ضريب هوشي و هنر يدي و ظرافت مديريّتي ما تحميل ميكند كه يا توليد كن يا برو به حاشيه و در انتها حذف شو. گلوباليزم نرخ سرعت و تخريب انتخاب تاريخي را بشدّت بالا برده است. ما وقت براي تعلّل كم داريم!

و۳. از سه جبهه در محاصره شبه نظامي آمريكا و در معرض تهديد هوائي اسرائيل واقعيم. پس نميتوانيم با توجّه صرف نسبت بمنافع داخلي و نه تهديد خارجي تصميم بگيريم. حاشيه، مارجين، ريسك تصميماتمان تنگ و خرد است.


گلابتون 2:58 @ Sat, 4 Jun 05

شبح عزیز! حداقل مثل نامزدهای انتخابات می گذاشتید تا شب رای گیری دل ما به وعده وعیدها خوش باشه، این طوری دیگه به کلی انگیزه برای حل چیستان را از دست دادیم... (البته این بهانه است موضوع اصلی شاید این باشد که عقلم بیشتر قد نمیده :)
در ضمن شعر آقای حسین خیلی خیلی جالب بود.


Nader 1:56 @ Sat, 4 Jun 05

سگ زرد برادر ِ شغال است . انسانم آرزوست


مهرداد 1:25 @ Sat, 4 Jun 05

سلام شبح عزیز!
چند وقت بود که هم خودت و هم کامنت‌دونی‌ات و هم فیلترشکن‌ها همه فیلتر بودن! تا این‌که یه فیلتر شکن پیدا کردم و اومد بگم آقا خیلی پستی! چرا جواب رو نوشتی، خب شاید یکی مثل من( خدا به‌دور) فکر کنه جواب می‌شه دموکراسی! اه خب شاید دلم نخواد از جهل بیام بیرون! مگه زوره؟!


زيتون 0:54 @ Sat, 4 Jun 05

شبح جان توی اين وانفسا و غصه و غم در وبلاگستان اين شب شعر چيستانی کلی شنگولمون کرد:)
بازم می‌گم هيچی به اندازه ی طنز روحيه‌ی آدمو نمی‌بره بالا.

شعر لرد شارلون هم خيلی بامزه بود:)


هادی منتخبی 0:23 @ Sat, 4 Jun 05

شبح عزیز ممنونم از حمایتت. می خواستم خواهش کنم لینک مطلب من رو بگذارید تا دوستان دیگری که قصد حمایت دارند هم مطلع بشن. متشکرم.


شبح 23:20 @ Fri, 3 Jun 05

حسين م. عزيز!
جوابی که تو پيدا کردی از جواب من هم بهتره! راه و روش همين بود. البته برای رسيدن به اين جواب بايد ابيات را جابه‌جا کنيم!
افسون که خبر دو سال زندان مجتبا را توی اين شرايط می‌شنويم!
هر چند فراموش نکنيم از حکم ارتداد تا دو سال زندان خيلی فاصله است و بی‌شک اين حاصل اعتراضات گسترده‌ در وب‌لاگ‌ستان است. اميدوارم کاری کنيم که دادگاه مجبور به تبرئه‌ی مجتبا شود.


کنجکاو 23:04 @ Fri, 3 Jun 05

اين هم برای لُرد 31 که گويا نمی تواند از پالايش گاه اسلامی بگذرد.

"کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی :
مجتبی سمیعی نژاد بلاگ وبلاگ «من نه منم » و « استیجه» از سوی شعبه ی 13 دادگاه انقلاب به تحمل 2 سال زندان محکوم شد.
در این حکم که دیروز از سوی شعبه 13 به وکیل وی ابلاغ شده است، او از کلیه اتهامات وارده تبرئه شده و تنها به اتهام توهین به رهبری به اشد مجازات محکوم شده است.
سمیع نژاد با بیان این مطلب افزود که 16 مورد اتهامی در پرونده اش وجود داشته و هم اکنون به دلیل اعتراض وی نسب به حکم صادره قرار است پرونده به دادگاه تجدید نظر فرستاده شود.
لازم به یادآوری است که مجتی سمیعی نژاد به اتهام نوشتن مطالب انتقادی در وبلاگش 7 ماه پیش بازداشت و هم اکنون در زندان قزل حصار در میان مجرمان عادی به سر میبرد، وی در حال حاضر تنها زندانی سیاسی است که در این زندان دوران حبس خود را میگذراند.
همچنین بر اساس گزارشهای رسیده از زندان رجایی شهر پس از پیوستن مهرداد لهراسبی و خالد حردانی به جمع اعتصاب کنندگان، صبح امروز ولی الله فیض مهدوی از زندانیان سیاسی مجاهد که هم اکنون 1 سال است در زندان رجایی شهر به سر میبرد و از سوی دادگاه به 2 بار اعدام محکوم شده است، نیز به حمایت از سایرین اعتصاب غذای خود را آغاز کرد.
گزارشها می افزاید مهرداد لهراسبی از افراد بازداشت شده در جریان حوادث کوی دانشگاه در 18 تیر ماه 78 که ابتدا از سوی دادگاه به اعدام و سپس به 15 سال و پس از آن به 5 سال زندان محکوم شده بود، هم اکنون پس از گذشت 6 سال همچنان در زندان به سر میبرد. وی هم اکنون در اثر فشارهای طاقت فرسای دوران زندان دچار بیماریهای روحی و روانی گردیده و در وضعیت جسمانی و روحی بدی به سر میبرد.
komitedefa@yahoo.ciom"


لرد شارلون 22:25 @ Fri, 3 Jun 05

در مورد مجتبی، اگر این خبر حتی درست هم نباشد به نظرم بهتر است که از همین الآن شروع کرد و منتظر اعلام رأی نماند. پیش دستی کرد به عبارتی.


حسين م. 22:04 @ Fri, 3 Jun 05

با كسب اجازه از لرد شارلون ، پيشنهاد من اينست:
آن كوسه كه قهوه اى عـبايى دارد
هر جا كه روى، باغ و سـرايى دارد
صابون زده اشكم از براى قـــدرت
رآى اگر نيارد ،چه صفــــــايى دارد!؟


nasrin 21:36 @ Fri, 3 Jun 05

شبح جان
دوستان عزيز
مثل اينکه به ما نيومده کمی هم خنده بر لبانمون بشينه !
هر دم از این باغ بری می رسد :(

از وب لاگ سرزمين آفتاب :

مجتبی به دو سال حبس محکوم شد.

دوستان، به هیچ عنوان این رو به این سادگی نمی‌پذیرم. حتما" باید صدای اعتراض‌مون رو بلند کنیم. نیاز به تک‌تک ما هست. خواهش می‌کنم.

حال‌ام انقدر بد شده که حد نداره.

پ.ن. دوستان منبع موثق هست صد در صد - فعلا" نمی‌تونم اعلام کنم تا رسما" اعلام بشه. مجتبی دادگاه دیگری داره که در اون دادگاه این این حکم به‌اش ابلاغ خواهد شد. اون دادگاه آخر این ماه هست، فعلا" شاید صلاح باشه فریاد ها رو کمی تو گلو نگه داریم تا رسما" اعلام بشه.


مسيح 20:23 @ Fri, 3 Jun 05

سلام شبح عزيز

ممنون از لطفت
و شرمنده به خاطر دير ديدن پيامت

مطمئنم كه از يه موجود عادي انتظار نداري كه بتونه پاسخ معماتو بگه

سربلند بموني و ايروني


neda 16:01 @ Fri, 3 Jun 05

سلام شبح جان.
رفتم نظر خواهی مطلب قبلی که نظر داده بودم. هم نظر تو رو خوندم - که به نظرم متقاعد کننده بود- هم ببخشيد اما واقعاْ‌ اژتو فکر اين کلمه هست: خزعبلات يه عدهء ديگه.

اولا خيلی متاسف شدم که آدمهايی مثل فرانک و يا آرمان منو جزو خودشون به حساب آورده بودن.
بعد هم يک آقايی به اسم سعيد که تحملش به اندازهء همين آدمهاست و گفته بود توهم گرائی کردم و اين جور حرف ها.
واقعاْ‌ يعنی ما هنوز انقدر آستانهء تحملمون برای شنيدن ديگران پايين هست پس چرا در آرزوی دموکراسی هم هستيم؟
اون سلطنت که اه و پيفش می کنيد هم همینجوری بود ها!


لرد شارلون 15:20 @ Fri, 3 Jun 05

شبح جان؛
خوب جواب چيستان که هر کاری می‌کنم به‌تر از اين در نمی‌آيد: سر نخ، يا همان نرخ و خران که حسين م. نوشته. خرناس هم البته بد نيست!!
و اما آن کيستان خودم، خوب آری آن مصراع آخرش خيلی بد بود، ولی از مال شما هم خوش‌ام نيامد، اين يکی به نظرم بهتره:

آن کيست که قهوه‏ای عبايی دارد
هر جا که بگی مال و منالی دارد
گرد است و مدور است و تاجی به سرش
در دزدی و غارت، قتل و جنايت،
وه! چه کمالی دارد

اگر هم خيلی علاقه داريد که يک چيزهايی را رعايت کنيم، مصراع آخر را به
در دزدی و غارت چه کمالی دارد
تغيير می‌دهيم.


حسين م. 11:45 @ Fri, 3 Jun 05

دومين تلاش!
« خران »
حرف «الف» در راست هست و در چپ نيست.
اگر جايزه اي به من تعلق بگيرد، آنرا به اتنخاب كنندگان «خران» پيشكش ميكنم!


حسين م. 11:31 @ Fri, 3 Jun 05

شبح عزيز !
اولين سعي مرا در يافتن پاسخ خيلي جدي نگير!
به نظر مي رسد پاسخ « نرخ » باشد
حرف «ن» در معين هست و در مهرعليزاده نيست.
حرف « ر» در 5 تا هست ودر بقيه نيست.
حرف «خ» در خيليها هست و در « اين هشت تن آل ولايت » نيست.


شروود 10:19 @ Fri, 3 Jun 05

ببخشيد گويا نام کنجکاو رو به اشتباه اردشير نوشتم (اردشير رو از کجا آوردم خودم هم نمی دونم)؛ به هر حال تصحيح و پوزش.


شروود 10:18 @ Fri, 3 Jun 05

ببخشيد گويا نام کنجکاو رو به اشتباه اردشير نوشتم (اردشير رو از کجا آوردم خودم هم نمی دونم)ُ به هر حال تصحيح و پوزش.


شروود 10:09 @ Fri, 3 Jun 05

سلام. شبح شاعر هم نوبره والا!
ولی فکر می کنم موضوعی که اردشير به آن اشاره کرد جای تامل بيشتری داشته باشه. اين کار شايد در نوع خودش لااقل طی ده -پانزده سال گذشته جدی ترين و پيگيرانه ترين بوده. اگر قرار است در اين مملکت نهادهای دموکراتيکی شکل بگيرد قاعدتا بايد از دو کانال مشخص هدايت شوند که يکيش همين سنديکاهای کارگری و کارمندي است. يکی ديگر هم دانشجويان هستند که گويا بايد هنوز منتظر بود.


شبح 8:47 @ Fri, 3 Jun 05

لرد عزيز!
الحق که خيلی قشنگ گفتی اما خب به بيت آخر کم آوردی من سعی کردم با توجه به تذکر نسرين عزيز و هم‌قافيه‌گی با عبایی و منالی درست‌اش کنم:
آن کیست که قهوه‏ای عبایی دارد
هر جا که بگی مال و منالی دارد
گرد است و مدور است و تاجی به سرش
چو کوسه خون‌خوار جمالی دارد؟


katbalou 7:13 @ Fri, 3 Jun 05

خودمونيم شبح عزيز. سرکار گذاشتی ها!!! :))

خوش بگذره.


R.Eghbal 7:00 @ Fri, 3 Jun 05

شبح جان ... اين هشت نفر خودشان هر کدام يک معمای حل ناشدنی هستند برای خودشان . ملت که هيچ . خودشان تکليفشان با خودشان معلوم نيست . حالا شما هم توی اين واويلا برايشان جهل مرکب ترسيم ميکنی ؟! بجان عزيزت ، خود خدا هم توی کار اين جماعت سالوس مانده که با آيه ابلاغی به پيامبر شريفش چه کند آنجا که گفت : ( و مکرو و مکر الله والله خير الماکرين ) ! بگذار اول بلانسبت شما ، يک گلی بگيريم سر خودمان اول با اينهمه افاضات چپ اندر هپو ... بعد ، برای آقای لاريجانی يک چهار ، هشت سالی وقت داريم معما بسازيم ! خبرمان ، ما هم مثل بعضيها فقط يک رای داريم که هيچکس هم بقول ايشان از اينکه او چه کسی نيست خبر ندارد ! فقط ميدانيم که هر چه آمريکا بگويد مردم برعکس عمل ميکنند ! ملت عاقل انقلابی فهيم صغير ... اينجوری ميشود ديگر . ضمنا ما نه اينکه هميشه از آينه هم ميترسيديم و هم بيزار بوديم ... از ساختنش هم اطلاع درست و حسابی نداريم . شما آينه سازی ... آينه کاری ، کسی اگر سراغ داری ، ما را بی نصيب نگذار لطفا . شب جمعه هم هست و فردا فوتبال هم هست ... صوابش خيلی زياد ميشود بخدا !


کنجکاو 3:51 @ Fri, 3 Jun 05

شبح جان!
پيش از اين که لينکی را اين جا بگذارم می روم بببِنم که تو با اين اينترنت هِندل ی و پالوده (فيلتريده) اين کار را زودتر کرده ايی يا نه. دلم نيامد که خبر در اين جا نگذارم. به باورم اين جنبش گرچه کم توان است و شايد کمی سردر گم، اما پيش تاز ترين (پس از جنبش زنان) در شمار/گونه خود پس از سال 58 تا کنون است. کوتاه بگويم بنيان نهادن نهادها و سازمان های شهروندی و کوتاه کردن دست و وابسته گی به دولت/حکومت (به ويژه اين جور دولتی) خود مژده گانی خوبی است که بايد با همه توان از آن پشتی بانی کرد. برای من اين چنين انجمن هايی (کانون/سنديکا) الفبای مبارزه راست گانی با سرمايه و پشت وانه آن توتاليتاريزم اسلامی است.
خود گزارش از پيک ايران؛

"اقبال : دومين مجمع عمومي سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه فردا برگزار مي‌شود.
هيأت مؤسس احياي سنديكاي كارگري شركت واحد در اطلاعيه‌اي از تمام كارگران عضو اين هيأت و داوطلبان عضويت در سنديكاي شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه خواسته است تا در مراسم رأي‌گيري براي تصويب اساسنامه انتخاب هيأت مديره و بازرسان سنديكاي كارگري شركت واحد حضور يابند.
اعضاي اين هيأت مؤسس كه در راه براي احياي سنديكاهاي كارگري متحمل هزينه‌هاي سنگيني همچون اخراج از كار، ضرب و شتم از سوي اعضاي گروه‌هاي كارگري موجود و تخريب اموال شده‌اند تلاش مي‌كنند با تشكيل سنديكاي مستقل كارگري انحصار گروه‌هاي كارگري موجود را از بين‌ برده و براي احقاق حقوق صنفي كارگران تلاش كنند. اين هيأت پيش از اين نيز با ارسال نامه‌‌اي به هاشمي رفسنجاني سؤالاتي را از وي پيرامون حمله اعضاي برخي از گروه‌هاي كارگري فعال‌ كه خود را حامي هاشمي مي‌دانند پرسيده بودند و خواستار اعلام نظر وي درباره سنديكاها شده بودند كه تاكنون پاسخ مناسبي را دريافت نكرده‌اند.
ظاهراً اين سنديكا در نظر دارد همان سؤالات را براي دكتر مصطفي‌معين ديگر نامزد انتخاباتي كه خود را حامي جبهه دموكراسي خواهي و حقوق بشر معرفي كرده است،‌ بفرستد تا نامزد اصلاح‌طلبان پيشرو نظر خود را در اين خصوص اعلام كند.
رأي‌گيري براي تصويب اساسنامه هيأت مؤسس كارگري از 8 صبح روز جمعه در محل اين سنديكا به مدت 24 ساعت برقرار است."

و پس از آن، همان شب؛

"ساعت 1 بامداد روز پنجشنبه افرادی ناشناس با کوکتل مولوتوف به سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه واقع در محل سندیکای کارگران خباز حمله کردند و بخشی از ساختمان آتش گرفت ، بمب آتش زا از بیرون به روی بالکن پرتاب شده بود که موجب شکستن شیشه ها و آب شدن قسمتی از کانال فلزی کولر گردید . ماموران آتش نشانی به اتفای حریق پرداختند پلیس در محل حاضر شد و از اهالی محل گزارش تهیه نمود.

طی گفتگوئی که با یکی از اعضای هیات موسس سندیکاهای کارگری به عمل آمد گفت :
این حمله و ایجاد آتش سوزی در پی حمله روز 19 اردیبهشت 84 بیانگر آن است که گروهی از مخالفان تشکل های مستقل و سندیکاهای آزاد کارگری حاضرند بیش ترین هزینه ها را بدهند و بدترین اشتباهات را بکنند تا جلوی تشکیل مجمع عمومی سندیکای کارگران شرکت واحد را بگیبرند اما کارگران در جلسات پیاپی ای که طی هفته گذشته داشته اند سوگند یاد کره اند تا پای جان برای تشکیل سندیکای مستقل خویش ایستادگی نموده و سیاست النصربالرعب متجاوزان را در هرجائی که باشند نقش بر آب کنند آخرین جمع بندی جلسه سندیکالیست ها این دست آورد را داشته است :
"یا مرگ یا سندیکا" "

يادمان باشد که يکی دو ماه پيش هم چاپپخش(انتشارات) "روشنگری " که يکی از شايسته ترين (به باور من) نمونه ها بود، را با همين کوکتل مولوتوف ها به آتش کشيدند.
دير هنگام است، من هم بروم به خوابم.


nasrin 3:49 @ Fri, 3 Jun 05

شبح جان
عجب معمای جالب ولی سختی !
عیبش اینه که برای حل معما تمام مدت باید به این هشت تن آل ولایت فکر کنیم :(
معمای لرد شارلون عزيز هم جالب بود البته صرف نظر از اون ؛ صورت قشنگ ؛ ٫ خواستم بگم کاش به جای صورت قشنگ می نوشت صورت کریه ولی دیدم طفلک کوسه ها چه گناهی کرده اند :)


jay 3:24 @ Fri, 3 Jun 05

شبح جان
من فکر ميکنم که چيزی که اون ۸ تا هیچ کدوم ندارن ‌ُُ‌شرافت ُُ‌هست :-)


لرد شارلون 3:22 @ Fri, 3 Jun 05

شبح جان؛
خواب از سرمان پراندی!
پیش از حل چیستان، يک کیستان طرح می‏کنم:

آن کیست که قهوه‏ای عبایی دارد
هر جا که بگی مال و منالی دارد
گرد است و مدور است و تاجی به سرش
چون کوسه صورت قشنگی دارد؟


دنیایی 3:10 @ Fri, 3 Jun 05

در خیلی ها هست اما در این هشت تن ال ولایت نیست . جر بز ه


آرمین گیله مرد 3:08 @ Fri, 3 Jun 05

خوش بخوابی و بقول آلمانیها خوابهای قشنگ ببینی ....


سعید 3:06 @ Fri, 3 Jun 05

بالاخره اين فيلتر را شکستم.سلام شبح دوست داشتنی!


آرمین گیله مرد 2:50 @ Fri, 3 Jun 05

در ضمن اینقدر انتخابات گفتیم خیلی فکر کردند انتخابی در میان هست، ازین به بعد از واژه درست استفاده خواهم کرد: "رای‌آری‌گیری"


آرمین گیله مرد 2:49 @ Fri, 3 Jun 05

خب بعد کشیدن سیگار (دادن باج به سلولهای مغز فهمیدم 8 تن کیند ..)


عزیزدوردونه 2:48 @ Fri, 3 Jun 05

خوب البته بنظرم خیلی ساخته و پرداخته نیامد :))


آرمین گیله مرد 2:47 @ Fri, 3 Jun 05

هشت تن کیه؟؟؟ در ضمن این جایزه جلوی اشتیاق منو برای حل چیستان و معما میگیرد و بدتر ازین باد سرد هست


آرمین گیله مرد 2:44 @ Fri, 3 Jun 05

مثل اینکه با هم روشن کردیم


شبح 2:43 @ Fri, 3 Jun 05

آرمين جان!
اينجا که دم صبحه! ساعت نزديک سه بامداده! و هوا حسابی گرم! می‌خواستم برم بخوابم که هوس انداختی سيگاری بگيرانم! اخه يه مهمون سيگاری عصری خونمون بود که سيگارش رو جا گذاشته!


آرمین گیله مرد 2:43 @ Fri, 3 Jun 05

نخیر فعلا یک سیگار بپیچم و روشن کنم ....


2:35 @ Fri, 3 Jun 05

سلام ... داشتم میرفتم که دیدم بروز کردی ... جالا بیا و معاما را این نیمه شبی در سرما حل کن ... این کافه نت هم که طبق معمول وقتی سرد هست کامپیوتر کنار در را میدهد و بخاطر این ادمهاهی سیگاری (مثل خودم)، در هم باز هست ...






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1310
تعداد نظرات: 25711
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: april 15, 2008 01:18 am


از کجا آمده‌اند؟