|
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
چهارشنبه، 11 خردادماه 1384 | June 01, 2005
● موقعيتهای شبحی
غمام مدد نکرد: نگاهام به خلاء خيره ماند از سخن بازماندم اشکی حلقه به چشمام نبست، بیخود از خويش احمد شاملو، مدایح بیصله June 1, 2005 01:06 AM | TrackBack
Hello all! Very nice site and very informativity!
It is healthy, I shall come on your site more often, thank.
بيش از يک ربع قرن از انقلاب بهمن گذشته است. توی چند سال اول بعد از انقلاب هر کسی که نکته ای در رابطه با سلطنت و به نفع آن مطرح ميکرد ، مهر ساواکی و مزدور رژيم استبدادی ميخورد. اما اين طرز برخورد افراطی با توجه به گذشت اين همه سال و رشد يک نسل جديد ، به آخر خط رسيده است. واقعيت اين است که عده ای ( هر چند در اقليت ) به دلايلی (هرچند به نظر من غير منطقی ) توهمات رومانتيک و دلبستگی به اين نوع سبک سيستم اجتمائی پيدا کرده اند . اين دوستان بدلايلی ثبات سياسی و اقتصادی آينده ايران را در زير سايه مثلا رضا پهلوی ميدانند. اما آيا اين طرز تفکر از ديد دمکراسی غير قانونی ميباشد. آيا می تواند کسی مدافع مشروطه باشد ، بدون اينکه الزاما دزد و شکنجه گر و مزدور سيا باشد؟ من شخصا چنين اتهام بزرگی را به هر کسی و بدون دليل نميزنم !. در هر صورت ما مخالفان نظام سلطنتی بايد بپذيريم که انديشه طرفداران سلطنت را بايد با منطق پاسخگو باشيم و هر گونه برچسب و فحاشی و از سوی هرکسی فقط بيانگر ضعف فرهنگ سياسی ميباشد.
سعيد عزيز، اين كه قوانين چه از علوم طبيعي گرفته تا اجتماعي و غيرو همهگير و يا كلي نيست برمنكرش لعنت. به هماين دليل است كه، چرا اين گزينه كه سلطنت ميتواند دوباره در ايران جاي داشته باشد، قابل يذيرش نبوده و اين احتمال نزديك به صفر خواهد بود. اما اين كه، اگر اين انتخاب بخواهد صورت عيني به خود بگيرد و قابل يذيرش شود، مطمئنن اين آني نخواهد بود كه مردم در بهمن 57 عليه آن انقلاب و يا قيام كردنند. به عبارت ديگر اين سلطنت با سلطنتي كه محمد رضا شاه يهلوي، جامعه را تكحزبي(حزب رستاخيز) خواسته بود و نصف نمايندهگان مجلس قانونگذاري از منتخبيون مستقيم شخص خودش، شاه بود(مجلس سنا) و غيرو تفاوتهاي عمده و اساسي خواهد داشت(مشروطه) تا بتواند قابل هضم و خوردن شود. سعيد جان، بايد توجه داشته باشيم كه دوستان استفراغ را بيشتر تشبيه به نوع حكومت سلطنتي ميكنند تا سلطنتي خودكامه از نوع محمدرضا شاهي آن(من كه اينگونه برداشت كردم از گفتههايشون، و درست و نادرست بودن آن تنها خود دانند و بس.)
شبح جان دليلی برای عذر خواهی نيست.
آريا ۲۰ و شبح ۲۱؛ مرسي ! فعلا كه با خواندن مطلب سياوش شديدا دچار ديپراسيون شدم منتها حيفش كه انرژي كتك كاري واسم نمونده ؛-(
سياوش جان؛ ببين تو مردي فرهيخته و معقولي هستي. منتها سه اشكال فنّي و خيلي ساده امّا مهم در همين بيانت هست كه ميگم: ۲. آن حزب دست راستي و كذاي آمريكائي متعاقب هم در السالوادور كه قربونت همان رژيم قبلي و اعقابش نبود. مدار عوض شد. بله؛ هيچ بعيد نيست كه جمهوريخواهاني دست راستي و مورد حمايت آمريكا درست مانند الپچاچي و چلبي و كرزاي نيز در نمك واسه فرداي ايران خوابانده باشند، همانند موارد عراق و افغانستان، و واقعا هم بيايند و قدرت را بدست بگيرند. ولي آخه اين چه تناقضي با آن بيان داشت/دارد...؟! ۳. اصلا رضا پهلوي بياد و بشه همه كاره؛ خوبه؟! سياوش جان؛ باز هم از به اندازه خردلي از اعتبار آن حكم استقرائي كاسته نميشود. درست همانند ارتكاب خبط خودت در ۲ كه از قوّت و صحت حكم ذرّه اي نكاست :-) نتيجه: سياوش حدّاقل دچار سه اشتباه معرفتشناسانه است.
شبح جان:
ا
با اجازه صاحب خانه.شبح عزیز.
دوستان عزيز!
با عرض معذرت، پیغام زیر در "پاسخ" به تحریکات اخیر و نسبتاْ دیر نسرین 50 بود.
نسرين گرامی، من هم بخدا از اين بحث کاملاْ "شخصی" خسته شده ام چرا که همه مطالب را گفتيم و اگر کسی با زبان فارسی آشنا بود تا بحال از بحث نتيجه لازم را گرفته بود. ولی متاسفانه نمیدانم چرا این اقلیت "معدود" (اعم از کمونیست, طالبان, طرفداران ولی وقیح و وطن نشناس غیر ایرانی و.... از همه مهم تر "غير فارس") اينهمه به دام من و فرانک ميغلتند و هی سنگ پرت ميکنند ؟ امیدواریم ایشان لااقل به حرف شما گوش فرا داده و بیش از این بحث های کاملاً شخصی ! را دنبال نکنند. گفتنی ها گفته شد و اگر عده ای مطالب را تکرار کردند به خاطر عدم ارتباط صحیح (زبان فارسی) بود. اگر شما هم لطف کنید این پیغام خود را به زبان ترکی هم برای آن 4, 5 نفر تکرار کنید مطمئناً موثرتر خواهد بود. با تشکر از شما
نسرين جان
فرانک عزيز
قابل توجه دوستان گرامي
بیا ببین چه چرت و پرت هایی پشت سر تو در نظر خواهی یه آقایی نوشته ...من نمی دونم بعضی ها چگونه فکر می کنن با تهدید می شه کاری کرد.:(
جناب شبح گرامي، من پيشنهاد ميکنم شما و يا دوستان عزيز ديگر، افراد اصلح پیشنهادی خود را برای رهبری اپوزيسيون اعلام بفرمايند و دیگران هم در یک فضای *دمکرات* این اشخاص را نقد کنيم (به زبان فارسی). البته آخرش هم اگر کسی کم آورد شما سانسور کن که خدايی نکرده ملت نبينند و باعث آبرو ريزی آن رهبر اصلح نشود. ای کاش لنين اجاقش کور نبود. موفق باشيد
"پاسخ" به سياوش گرامي، اگر ميخواهيد در مورد "سلطنت" و "شاه" بحث کنید, بهتر است قبل از هر کاری یک نفر را پیدا کنید که از آن حمایت میکند و بعد با او بحث کنید. لطفاً اگر چنین شخصی را پیدا کردید به ما هم اطلاع بدهید. نکته دوم که باید در نظر داشته باشید اینست که باید مشخص کنید با چه زبانی میبایست بحث کرد ؟ فارسی و یا ترکی ؟ اگر ترکی است متاسفانه خیلی از ما آشنایی چندایی به این زبان عامیانه نداریم. موفق باشید
خواستم جمله اي در باره شعر شاملو بنويسم ، دريغم آمد از زنده ياد محمد مختاري نقل قول نكنم: از كتاب "هفتاد سال عاشقانه"
شبح عزيز ميگويد: من به ندرت کامنتی را پاک میکنم.
سقوط مهدي كروبي!!!!!! داربست فلزي جايگاه سخنراني مهدي كروبي تحمل حرفاي مفت اون رو نداشت وكروبي از بالا به ميون جمعيت افتاد كه باعث زخمي شدن 18نفر شد.!! شهري كه اين اتفاق افتاد لارستان بوذه است/
بابا 26 خرداد بهترین روز برای سرنگونی رژیم آخوندی هست..چون دولت قانونی وجود نداره...مرگ بر جمهوری اسهالی....مردم اگر پا بشویم کار آنها تمامه..به امید آزادی اندیشه و آزادی فردی....
بابا 26 خرداد بهترین روز برای سرنگونی رژیم آخوندی هست..چون دولت قانونی وجود نداره...مرگ بر جمهوری اسهالی....مردم اگر پا بشویم کار آنها تمامه..به امید آزادی اندیشه و آزادی فردی....
I am not interested about politics but I usually follow the events in Iran or else where by reading and watching news. Shabah site is one those weblogs that attract me because I feel closer to Iranian in Iran, so I could understand them better and also it can be (sometimes) educational when there is a heated discussion going on. But it's very frustrating to see so many unfruitful ugly fights instead of a good discussion... Shabah jan, I just thought my view as a reader can be related considering what has been discussed in the last 2 topics. Forgive me for not writing in Farsi, just didn't have access to Farsi fonts. Since I don't write comments here, let me THANK every one of you, who takes time to write useful material.
اگر بين من و نانا اون همه بحث مفصل و دری و وری در نميگرفت من يکی شخصا به اين نتيجه اي که رسيدم هرگز نميرسيدم. يس جناب شبح لطف کن راه بحث، فحاشی و هر چه که خودت دوست داری اسمش را بگذاری را باز بگذار. اين راه و رسم دموکراسی است و در تمام کشورهای ييشرفته هم همينطور است.
در ضمن جناب شبح
حسين م. نازنين(30)
دوستان عزيز!
چند دقيقه خوابيدم ولی دختر نظافتچی طبق معمول هر هفته با کوبيدن درب اطاقم بيدارم کرد. يادم رفته بود که به درب اطاق يک ورقه heute keine Zimmerreinigung (امروز نظافت اطاق لازم نيست) بچسبونم.
شبح عزيز، بنده سينه خيز و با يک پرچم سفيد(!) آمدهام که از شما بابت حضور در وبلاگم تشکر فراوان کنم. ظاهراً اينجا تضارب آراى شديد در جريان است! شاد و پيروز باشى.
« با اين همه – اى قلب در به در! – ققنوس در باران/ الف. بامداد
سلام دوباره، به نظر می رسد آن تذکری که من در یکی دو نظر خواهی قبلی ات برایت نوشته ام مجددا توسط دوستان قدیم ترت تکرار شده است. اگر چه حال و هوای این متن ات طوری است که آدم دل اش نمی آید به این بحث ها بپردازد ولی باب اش باز شده و باید گفت - که گویا این شده رسم صفحه ی نظرات فیلتر شده ی این وبلاگ که قانونا نباید موضوع متن و ماجرای در جریان صفحه ی نظرات به هم ربط داشته باشند -. من هنوز هم از حرف آریا در نوشته ی قبلی استقبال می کنم که به نظر می آید بهتر است خودت بجای نقش مدافع یا مهاجم در بحث ها به مدیریت، نوشته ها و نظرات دوستان بپردازی. به این ترتیب بجای یک بازیگر صحنه به یک ناظر / منشی یا داور تبدیل خواهی شد و می شود از بحث ها نتیجه گرفت. این موضوع نافی اظهار نظر خودت به عنوان یک نظر دهنده نمی شود البته به شرط اینکه حد و مرزهای یک شبه نظر دهنده را از شبه ناظر یا مدیر کاملا از هم جدا کنی. حتی اجازه بده دیگران از تو بجای خودت دفاع کنند. به این طریق شاید نظرات بیشتر و متنوع تری را جذب خواهی کرد و نتیجه گیری به دقت نزدیک تر می شود. شبه نویسنده متن اش را می گذارد و می رود پی کارش - مگر در مورد کج فهمی هائی که منجر به نتیجه گیری اشتباه شود - آن وقت می گذارد بحث ها پا بگیرند و هر کجا لازم شد بحث را در جهت درست اش با یک نکته ی جانبی هدایت می کند...
خبر خبر خبر مردم هلند با 63 درصد رای منفی به قانون اساسی اروپا نه گفتن یو هووووووووو
نانا خانم خطاب به شبح ميفرمايند: نتيجه: در بخش دوم متنت خودت هم خوب ميدانی که هر چی نوشتی شرح حال خودت ميباشد. شدی حکايت اون دزده که داد ميزنه: آهای دزد را بگيريد.
به به چه شعر خوب و قشنگی. در ضمن من هم از شبح عزيز درخواست ميکنم که نوشته های سعيد (اسم جعلی) را پاک نکند (اصل اول آزادی بیان). طرز و سطح نوشتن ايشان به شدت در محبوبيت مخالفانش موثر است. با تشکر از شما و ايشان
مطلبم را با بخشی از شعر نيمای بزرگ برايت آغاز ميکنم : ..... و به ره نی زن که دايم مينوازد نی - در اين دنيای ابر اندود دوست عزيز بی برو برگرد نی زنی هستی که چندين سال است در خفقان و سياهی اجتماعی ايران بالاانقطاع نی خود را مينوازی و باعث نواختن نی بسياری از ما هم هستی .
سلام دوست عزيز. يه چيزاي درباره حشيش و فرو رفتن نوشتم. بد نيست بخوني. ياحق
منوچهر عزيز!(18)
سلام ... ببخش دوشنبه فقط وقت کردم به حرفت گوش کنم و دیگر نشد خبر بدم ....بعد از نمایش میدان آزادی برای دمکراسی (معین) و خبری از اعلام بسیج بسیجی (در وبلاگ خست اقا) حالا قالیباف ..اه ببخش ... دکتر خلبان قالیباف با ایمیل و شعارهای انتخاباتی آمریکایی مردم را به شرکت در نتخابات دعوت کرده، میخواستم ببینم که تو هم همچین ایمیلی گرفتی ؟؟؟
سعيد عزيز!(15.14)
... شبح عزیز. همه ما می دونیم که وبلاگ درست کردن به قول آقای درخشان در سه سوته!. اینکه سعید، مطالبش را در این جا می نویسه، قضیه برمی گرده به همون دغدغه هایی که گفتم تو داری و دیگران نیز به آن مبتلایند. سعید بارها من در کامنتهایش خونده ام و حتّا به حقّ بارها در همین جا نوشته است که: > دغدغه ی اون نیز شاید مثل خودت و دیگران، دغدغه ی وطن و مردم و جهان و صدها معضل دیگر باشه و اون در میان اینهمه وبلاگ نویس همانطور که بارها خودش بر زبان رانده است، درک مدارائی تو را برغم اینهمه توهینهایی که از همه سو بر علیه شخص او جاریست؛ نه در سنجشگری آنچه می اندیشد و فرموله می کند، بیشتر احساس می کند. اینکه من بعضی وقتها مجبور می شوم حرفهایی را بیام این جا بر زبان برانم، فقط آن لحظاتیست که احساس می کنم در وبلاگ تو، فضاهایی را برای تنفس فکری، پیدا کرده ام؛ وگر نه شاهرگ مرا بزنن، حاضر به سهیم شدن در بسیاری از اینهمه کامنتهایی که نوشته شده و شاید نوشته بشود، نیستم؛ زیرا چیزی به من نمی آموزند سوای خورد کردن اعصابم در مرور کردن چیزهایی که انسانهای عصر نئاندرتال نیز از شنیدنشون متهوع می شوند؛ چه رسد به من که درجه ی حساّسیتم خیلی بالاست. اگر تو دوست داری که مدار ایرانزمین بر همین فلاکتهایی که از کهنترین ایام تا امروز چرخیده است، همچنان بچرخد و بچرخد. خب از یک نظر حقّ با توست؛ زیرا این جا خانه ی توست و بسیاری از ما، میهمانان ناخوانده و چه بسا منفور. آنگاه سزاوار است که آن شعار را از بالای سیستم نظر خواهی ات برداری و به جایش بنویسی خیابان یک طرفه!. امّا اگر بر آنی که با وبلاگ نویسی به نحوی هم بر ذهنیّت دیگران تاثیر مثبت و روشنگر بگذاری و هم در رشد سطح فکر خوانندگان و دوستانت، نقش ارزشمند داشته باشی، آنگاه نه تنها از حضور هزاران نفر با حرفهای متناقض و قمر در عقرب و بی ربط باید به گونه ای مداراگونه، عمق فهم و شخصیّت خودت را نشان دهی؛ بلکه بر وسعت و دامنه ی گشوده فکری خودت نیز بیفزایی. این نمیشه شبحی ناز که انسان ادّعای عسل بودن کنه و از حضور انواع و اقسام زنبورها، گلایه مند باشه. من، مسائل تو را و اوضاع وانفسای اون مملکت و این حرف منطقی ات که کامنتهای طولانی باعث کندی انلاین شدن وبلاگت می شوند به جان عزیزت می فهمم. ولی همانطور که گفتم. این تو هستی که انتخاب می کنی. ولی من هر چقدر فکر می کنم، می بینم که تو و سعید به نحوی در یک مسئله، اینهمانی دارید. آنهم سرتق بودن در داشتن دغدغه های فردی خودتان. در هر صورت من از حضور عزیزت معذرت می خواهم و امیدوارم سعید عزیز نیز بالاخره یه جورایی تایید کنه و بپذیره مسئله را. چکار کنیم دیگه. نمی دونم. من که از روز اول قلمفرسودنم به منفور و ملعون و مطرود و منزوی شدن خودم عادت دیرینه دارم. سعید را نمی دانم. موفّق و شاد باشی. ///
شبح:
دوستان عزيزم! و اما آريای عزيز!(16)
شبح نازنین و سعید عزیز.
ب: دسته دوّم؛ يعني نا الفان. و امّا برخورد تو با آنها باز يك ويژگي عجيبي واسه من داره. من مشاهده ميكنم كه تو خيلي خوب دوست پيدا ميكني ولي نميدانم چرا بهمان زودي كه آنها را ميابي سوتشان ميكني بروند پي كارشان؟! بهرحال وبلاگ خودته شبح جان و هر جور عشقته و صلاحته و لازمه ادارش كن؛ ماها هم مي آئيم و ميرويم و شايد دوباره و چندباره آمديم و شايد نه؛ ولي همچون رودي زلال بمان و باقي و مؤمن به كارت همت داشته باش بلكه از قبل خلوص و شعور و پشتكارت ما خوانندگانت به زشتيها و زيبندگيهاي خويش وقوفي چند همي يابيم و انسانهاي بهتري بشويم تا در نهايت از چنين نقاطي يك تصوير زيبا از فرهنگ يك ملّت مستقل و فرهيخته به ساكنين تاريخ عرضه بشه. آخه فرمود؛ يونسي ديدم نشسته بر لب درياي عشق بعد از اين ما را نگو چوني و از چون در گذر مرسي؛ * ديوان كبير
ببين شبح اگه از دست من عصباني هستي، خوب باش؛ چون من معتقدم عصبانيت و ابرازش امريست كاملا بهداشتي و مفيد واسه سلامتي و تصحيح روابط. امّا بذار چند مطلب بر اساس آنچه ميانمان رفته است بگم كه بازهم ممكنه ناراحت بشي ولي تو رو سر جدّت گوش كن. پيمانه من و آريا اگر پر پر مياد واسه اينه كه يكسال باهات حرف نزديم داداش پس برخي اينجا نگن حرّافي نكن؛ چون اگه كپني هم باشه حالا كمي نوبت ماست :-) برم سر اصل موضوع. | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||