یکشنبه، 8 خردادماه 1384 | May 29, 2005

افشای فساد حکومتی حقی جهان‌شمول است

akbarganji.jpg
قفس
اين زمزمه
اين غريو
اين بهاران
اين قفس اين قفس اين قفس ای امان!
شاملو، در آستانه

لينک‌های مرتبط
بيانيه‌ی کانون وب‌لاگ‌نويسان ايران-پن‌لاگ برای آزادی فوری و بدون قيد و شرط اکبر گنجی
فراخوان گزارش‌گران بدون مرز به وزرای امور خارجه‌ی ٢٥ کشور اتحاديه اروپا و خاويار سولانا برای نجات جان اکبر گنجي
مانيفست جمهوری‌خواهی نوشته‌ی اکبر گنجی
Akbar Ganji goes on hunger strike : "No one should be imprisoned - not even for a second - for expressing an opinion."
پی‌نوشت: لينک‌های مرتبط
برای آزادی فوری و بدون قيد و شرط اکبر گنجی
Ganji and the unbearable truth
سنگ صبور
خسن‌آقا
سه نهاد ديكتاتوري منحل بايد گردند
پارسا نوشت
شما عزيزان نيز باين اقدام جمعی بپيونديد
حرف‌های الکترونيکی سارا
رهايش کنيد.
دموکراسی فرزند جسارت است, سيمين آزاد
پيام آوران سگال
اين بار دوشنبه ولی کمی رنگی
ملحدان
چشمها را بايد شست
زندانی سياسی آزاد بايد گردد
پژواک خاموش
حقوق‌دان
ديروقت
برای دفاع از آزادی‌! که در این دیار به هیچ انگاشته می‌شود!
صفحه‌ی اول
از یادداشتهای یک مرغ دریایی
بلاگ‌نوشت‌های صادق جم
گزارش به خاک ايران
دست‌نوشت
يک سوال ساده
sarina
آرمين گيله‌مرد
سينما آن‌لاين
جوان مبارز
زيتون

محتسب شيخ شد و فسق خود از ياد ببرد؛
از زبان و دل ما بين که، در آن کار بماند؛
خرقه‌پوشان همه‌گی مست گذشتند و گذشت،
قصه‌ی ما است که بر هر سر بازار بماند. حافظ
"تحريم انتخابات رياست جمهوری گامی به سوی دموکراسی و جامعه‌ی باز" اکبر گنجی.
اکبر گنجی اعتصاب غذای نامحدود خود را آغاز کرده است. درخواست او اين است که برای مداوا به بيرون از زندان برده شود و اين تنها درخواست کسی است که طبق قوانين هيچ کشور مدرنی جرمی که مستحق زندان باشد مرتکب نشده است. جرم گنجی اين است که گوشه‌یی از اسرار و رازهای مگوی قتل‌های زنجيره‌یی را افشا کرده است. اين افشاگری حتا مخفيانه و به صورت انتشار شب‌نامه هم نبوده است.(که اگر اين گونه هم بود باز جرم محسوب نمی‌شد.) اين افشاگری در روزنامه‌های رسمی که دارای مجوز قانونی انتشار هستند صورت گرفته است.
دفاع از اکبر گنجی دفاع از شخص خود او نيست. دفاع از عقايد و نظرات او نيز نيست و حتا دفاع از گذشته و عمل‌کرد او نيز نيست. دفاع از گنجی دفاع از آزادی بيان است. دفاع از حق بنيادی و جهان‌شمول جريان آزاد اطلاعات است. دفاع از گنجی دفاع از حقوق زندانيان است. گنجی بی‌دفاع در زندان است و رئيس جمهور بذله‌گو اين روزها هر جا می‌رود متلک می‌گويد و سرخوش و سبک بال از کلاهی که سرش رفته و از خواب خوش بعد از رياست جمهوری‌اش حرف می‌زند و موزه‌ی هدايای رياست جمهوری افتتاح می‌کند و فراموش می‌کند در اين موزه گلوله‌یی که قلب عزت ابراهيم‌نژاد را شکافت و پيراهن خونينی که بر دستان احمد باطبی پرچم شد و لباس زندان اکبر گنجی که به دليل نپوشيدن‌اش زير مشت و لگد قرار گرفت خالی است.
از اکبر گنجی دفاع کنيد اگر می‌خواهيد نشان دهيد مردمی نيستيد که لايق چنين حکومتی باشيد.

May 29, 2005 03:25 AM | TrackBack

سعید 13:13 @ Tue, 12 Aug 08

عزیزان من شما می توانید به جای جر و بحث بیهوده با دانلود کتاب پاسخ به تاریخ نوشته آریامهر درگذشته از طریق آدرس http://www.mediafire.com/?mt41gbybrnl جواب بعضی از سوالات خود را دریابید
و حضرت همایونی را در آن دنیای فانی رها فرمایید متشکرم


سعید 13:05 @ Tue, 12 Aug 08

شهره جان الهی کیرت از وسط نصف بشه علیک سلام اینجا که جنده خونه نیست عزیزم لخت پریدی وسط بحث بحث سیاست و کثافت کاری و کهنه و مامی و این حرفاست کسی اینجا دنبال ازدواج نیست


سعید 13:01 @ Tue, 12 Aug 08

آرش جان که نظر شماره ۱۳۸ را اعلام فرموده ای احتراما با عرض ادب به اطلاع می رسانم از اول تا آخر کیر بنده در جای جای کس مادرتان جای دارد و آرزوهای طویل ترین ها را برای مادر گرامیتان دارم


12:37 @ Sat, 2 Feb 08

متا سفم بزاتون دلتونو به چه چیزایی خوش کردید.سیاست یعنی کثافت


17:41 @ Sun, 14 Oct 07

سلام اينجا بحث بحث چيه
منم خبردارکنيد


شهره 10:54 @ Mon, 8 Oct 07

تا شقایق هست زندگی باید کرد


شهره 10:51 @ Mon, 8 Oct 07

سلام به همه


شهره 10:47 @ Mon, 8 Oct 07

سلام به همه دوستان


شهره 10:44 @ Mon, 8 Oct 07

سلام به همه دوستان


شهره 10:40 @ Mon, 8 Oct 07

اگر ایران به جز ویران سرا نیست من این ویران سرا را دوست دارم اگر تاریخ اش افسانه رنگ است من این افسانه ها را دوست دارم اگر نای نوایش جانگداز است من این نای نوا را دوست دارم سلام به همه دوستان ارزوی بهترین ها را براتون میکنم


غلام 13:25 @ Thu, 11 Jan 07

د تئفعت ققغ


آرش 20:33 @ Tue, 9 May 06

کیر تو کس مادر اول تا آخر همتون


اسماعیل 13:56 @ Sat, 9 Jul 05

بروید کشکتان رابسابید۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱


22:46 @ Wed, 15 Jun 05

بغیسلشتسذاس


منصور 21:12 @ Thu, 2 Jun 05

آرمان 127
1- جنگیدن برای وطن!! کدام وطن؟؟ لابد رضا پهلوی می خواسته به ایران بیاید، ریش بگذارد و هر روز سر صبحگاه ارتش به جان خمینی دعا کند، پاهایش را بهم بکوبد و سلام نظامی بدهد و بگوید خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار! برای فتح کربلا پیش به سوی جبهه ها.. بعد مشتهایش را گره کند و نعره بکشد ما همه سرباز توییم خمینی گوش به فرمان توییم خمینی!
راستی آرمان جان یادت باشد در لیست شهدای وطنت اسامی پاسدار سوری و موسوی را بنویسی که هر دو از شکنجه گران به نام بودند و در جنگ با عراق شربت شهادت نوشیدند.
2- اصلا نام کرزای و اعلاوی را قبل از سقوط طالبان و صدام کسی نشنیده بود که بخواهند معتبر باشند یا نباشند. مطئن باش اگر ایران هم مثل افغانستان و عراق بشود برای ما هم یک کرزای و اعلاوی درست می کنند. آخر و عاقبت ظاهر شاه افغانی را دیدی؟ خیالت راحت آمریکایی ها چیزی به ربع پهلوی نمی دهند. لابد فکر کردی مثل 28مرداد همه چیز رو تمام و کمال می دن دستتون.


faranak 1:50 @ Thu, 2 Jun 05

آرمان جان
من هر چه تلاش خودم را کردم تا بلکه دوستان را راضی کنم تا تلفنی به حجة الاسلام والمسلمين حاج آقا محسن قراءتی برای يک‌ کورس فشرده زبان فارسی بزنند، نتيجه نداد(انگار که همين ييشنهاد من را هم متوجه نشدند)، بنابراين توصيه من به تو اينه که ما خودمان تلفنی به حاج آقا ملا آغويلرياشار (دامة بيرمنه) بزنيم تا برايمان ترتيب يک دوره زبان و ادبيات ترکی را بدهد.


آرمان 1:17 @ Thu, 2 Jun 05

جناب حسين ابا عبدالله،

{...قصد خلافت[كنسول اول شدن و سپس شاهنشاهي...] هم كرده ايد!...}

به اون دوستم که طرفدار شاهنشاهیه ! و ترکی هم بلده صحبت کنه، میگم جوابتون رو بده. منم مثل شما از شاهنشاهی دل خوشی ندارم. البته چه فایده که همان طور که قبلاْ هم ثابت کردید زبون فارسی متوجه نمیشوید.

در ضمن مرغ يکپا داره ! (ما شاه ميخواهيم !!) صد رحمت به ترک عبدالله !


حسين م. 23:50 @ Wed, 1 Jun 05

آرمان 124:

يكم ؛اطلاعات ات در تاريخ دست كمي از سواد فارسي وتركي ات ندارد: حسين، ابن عبدالله نبود ، اتفاقآ ابا عبدالله اش ميخوانند!

دوم؛ همانطور كه قبلا نيز گفتم شما(راستي ها) حداقل ازنظر تعداد به ايشان شبيه تريد! سرور و سالار هم داريد(بچه شاه!را مى گويم). قصد خلافت[كنسول اول شدن و سپس شاهنشاهي...] هم كرده ايد!

سوم؛ ميزان پايبندي به ادعاهاي خود (خرد گرايي و دموكراسي) را موقع هيجانات بايد نشان داد.


آرمان 23:25 @ Wed, 1 Jun 05

اگر توجه کنيد تمام مطالب من و فرانک "پاسخ" به اتهامات بود. اگر ميخواهيد "پاسخی" نگيريد اتهامی نزنيد. خلاص !


آرمان 23:15 @ Wed, 1 Jun 05

جناب شبح گرامي،

شما وقتی که از انتشار رساله کمر به پایین یک ملا جلوگیری نمیکنید باید انتظار جواب به آن هم داشته باشید. "خرد" و "منطق" این را میگوید.

من خيلی خوشحالم که مخالفان ما کم کم ماهيت خود را نشان دادند.

روش لثارات الحسین:
---------------------------
اولش اتهام به سطلنت طلبی و شاه پرستی
بعدش اتهام به جاسوسی !
بعدش اتهام به تقلب در نظرات و آمار !
بعدش اتهام به رابطه جنسی !
بعدش اعتراف به اينکه خودشان ايرانی نيستند !

خوب همين ميشه که رضا پهلوی محبوبيت پيدا ميکنه ! چرا منطقی فکر نميکنيد ؟ بد ميگم ؟


آرمان 22:58 @ Wed, 1 Jun 05

جناب منوچهر ژندی فر ۱۳۳،

فرمودید: {من برای یک مشت خاک همانطور که بارها گفته ام پشیزی ارزش قائل نیستم} !!!

اگر کسی برای وطنش ایران پشيزی ارزش قائل نيست و دفاع شرافتمندانه از آن را نفی ميکند، ايرانی نيست.

معلوم شد که برخی از مخالفان رضا پهلوی حتی به ايران و ایرانیت هم اعتقاد ندارند. خوب فکر کنم اين اعتراف بهترين سند برای حقانيت گفته هایمان بود.

با تشکر از استاد سوتي


شبح 20:03 @ Wed, 1 Jun 05

دوستان عزيز!
خب اين هم گوشه‌یی از شخصيت کسانی که خود را دموکرات و خردگرا معرفی می‌کنند.
اين کامنت‌ها را پاک نمی‌کنم. قضاوت هم نمی‌کنم. خواننده‌گان خودشان قضاوت خواهند کرد.
به هر حال دفعه بعد در همان اولين قدم ای‌پی کسانی که می‌خواهند اين نظرخواهی را عملا ناکارآمد و غيرمفيد کنند خواهم بست.


منوچهر ژندی فر 19:42 @ Wed, 1 Jun 05

ادبیات ژرمن-آریایی.
ادبیات این فردی که در این اینجا با اسامی مختلف کامنت میگذارد مرا به یاد ادبیات نئو فاشیستهای آلمان میاندازد.البته من تعجب نمی کنم چون هردو از یک تفکر شدیدا ضد بشری میآیند.نئوفاشیستهای آلمان هم جنایات هیتلر را در روز روشن و با وقاحت خاصی نفی میکنند٫این تازه فاشیستها بی شرمی را به جایی رسانده اند که اصولا وجود اردوگاههایی مثل آشوویز را افسانه مینامند و میگویند: این داستانها را کمونیستها علیه ما ژرمنها-آریاییها درست کرده اند!!!!
شما در مقابل این "استدلال" چه خواهید کرد؟ آیا دنبال قطعه ای بتون نمیگردید که از روی ناراحتی آنرا گاز بزنید؟
"استدلال" نئوفاشیست وطنی ما هم از این سری "استدلالات" است٫که شدیدا برای دندانهای من مضر است.در روز روشن تمامی جنایات خاندان "محترم" پهلوی(آریامهر*) را نفی میکند.انگار نه انگار که این خانواده اصولا زمانی کودتا کرده٫زمانی چاقو کشهای اینها-مثل شعبان بی مخ- با کمک سیا تیغ به روی مردم کشیدند(محض اطلاع شما: پدر بنده در دوران کودتا بدلیل فعالیتهای کارگری به جزیره خارک تبعید شد و در آنجا مورد حمله چاقوکشان رژیم سلطنتی قرار گرفت و هنوز که هنوز است آثار این چاقوها را در بدنش میشود دید).
واقعا که اینها مرزی در بی شرمی نمی شناسند.
در ضمن من در کامنت قبلیم گفتم و نوشتم که این نئوفاشیستها را تنها در زمینه برنامه برای آینده میشود رسوا کرد.
در ضمن ایشان در افشانی کرده اند و میگویند:
"کامنت ۱۲۷:
درخواست جنگیدن در راه وطن به معنی نوکری خمینی نیست. این را حتی یک بچه میداند."
آقای محترم!!!!من برای یک مشت خاک همانطور که بارها گفته ام پشیزی ارزش قائل نیستم٫ اما شما بخاطر منافع وطن پرستانه تان(که مخرج مشترک تمامی فاشیستها هم هست٫مثل موسواینی٫هیتلر٫کایزر ژاپن٫آریامهر٫پینوشه و...) حاضرید حتی با شیطان(که نماینده زمینی اش خمینی بود)هم اتحاد کنید.

*نمی دانم اطلاع داريد که چرا آقای شاه اسم فاميل خود را به پسوند آريامهر مزین کرد یا نه؟
دلیلش رابطه تنگاتنگ پدرش-رضا شاه- با دولت هیتلر بود٫به همین دلیل بود که در دوران رضا شاه تفکرات آریایی-ژرمنی(به زبان آدمیزاد یعنی ضد بشری) شديدا رشد کرد( سرود "ای ایران" هم در این تاریخ متولد شد یعنی حدودا ۶۰ سال پیش ودر دوران فاشیسم هیتلری)و پسر خلف ايشان برای اينکه بگويد تفکرات آريايی هنوز در او زنده است و رگ و ريشه اش به نژاد ژرمن-آریایی میرسد این پسوند را برای خود انتخاب کرد.
واقعا که حالت تحوع به انسان دست می دهد زمانی که مجبور است در قرن ۲۱ این مزخرفات را افشا کند.


faranak 19:13 @ Wed, 1 Jun 05

........نميدونم چرا با اينکه هوا سرده ولی کره هنوز محصول شيره، تازه تو اهواز به اين گرمی هنوز ناخنگير ييدا نميشه، اگر هم هوا تاريک شه من در هر صورت گلابی را دوست دارم، فردا هم با اينکه جمعه هست ولی مرغ قدقد ميکنه و تابش نور خورشيد هم هيچ تاثيری بر سرنوشت آمريکا نداره و .....

اينها گزيده ای بود از مجموعه آثار جملات قصار حضرت آيت الله حاج آقا ملا سعيد (بن مجلسی) نوه ملانصرالدين دامة برکاة.

اگر کسی از اين خضعبلات چيزی سر در آورد، بنده هم از کليه اراجيف معظم اله (تا اين ثانيه) سر در خواهم آورد!!!

البته ۱۰۰٪ نانا از جملات قصار فوق به وجد آمده و در حال ريسه رفتن بسر ميبرند.


آرمان 18:48 @ Wed, 1 Jun 05

من نظرم راجع به حضرت رضا پهلوی (ص) به عنوان صالحترين فرد برای رهبری اپوزيسيون و ملت ايران عوض شد ! من حضرت نانا (س) را کانديد اصلح اعلام ميکنم.

بخشی از وصيت نامه الهی سیاسی ايشان (شماره ۷۲): {من به خاطر مصلحت ملت شریف ایران جام زهر را مینوشم و سکوت اختیار میکنم}

اينطور که معلومه مخالفان حضرت رضا پهلوی (ص) برای سياه نمايی ایشان به (روش حامیان ناطق نوری) حاظر به ائتلاف با طالبان هم هستند !

که البته اينها همه بر محبوبيت حضرت رضا پلهوی (ص) ميافزايد چرا که دشمنانی مثل سعيد (برده ولی وقيح) دارد.

راستی نانای عزيز،

نظرت راجع به ولايت منتظری چيست ؟ ممنون ميشم اگر شرافتمندانه جواب بدی.


آرمان 18:22 @ Wed, 1 Jun 05

منطق ملا سعيد،

آرمان: رضا پهلوی (ص) بیگناه است.
سعید: خمینی هم بیگناه بود !
آرمان: رضا پهلوی (ص) محبوب است.
سعید: خمینی هم محبوب بود !
آرمان: رضا پهلوی (ص) سابقه مزدوری ندارد.
سعید: خمینی هم همین طور بود !
آرمان: رضا پهلوی (ص)‌ به رای مردم احترام میگذارد.
سعید: خمینی هم همین طور بود !
آرمان: رضا پهلوی (ص) برده مذهب و خرافات نیست.
سعید: خمینی هم همینطور ! ...ا.. ببخشید... خمینی برده مذهب بود !

درس اخلاقی (منطق اسلامی):
به هيچ کس که ملا را خوش نیاید نميتوان اعتماد کرد چرا که خمينی دروغ گفت !!! همه دروغ میگویند الی منتظری ! (مخصوصا در حمایت از ولایت وقیح)

در ضمن اگر پدر کسی به حرم رضا کفترباز رفت نتیجه میگیریم که پسرش برده مذهب است !!

آرمان: قربون او منطقت بری !

--------

در رابطه با پروژ اسپرم لنين، من در جايی خواندم که ايشان گفته است چون موفق به کاشت اسپرمش در رهم يک کمونيست نبوده است عده ای به او پيشنهاد کردند که اسپرمش را موقتاْ در رهم يک زن مسلمان (مثلا والده محترم) بارور کند و بعد به جای ديگر انتقال دهد.

در ضمن کسی پرسيد کمونيست چطور صلوات ميفرستد. اینطور:

"الهم صل علی لنین و آل لنین"


faranak 18:22 @ Wed, 1 Jun 05

قابل توجه جناب شبح
بفرما اين هم از نانا خانمتان که سنگش را به سينه زديد و از سعه صدرش قدر دانی كرديد!!!
البته دليل اين خنده عصبی ايشان فقط بغضی است که من و آرمان طی دو روز گذشته بر دلش گذاشتيم و اين نظر بنده را که ايشان اگر خود وارد ميدان نميشوند فقط به همان دلايل سه گانه(عدم منطق و ظرفيت و شهامت) ميباشد را مهر تاييد زد، وگرنه ايشان يا از خودشان مايه ميگذاشت و يا لااقل از يک آدم حسابی تر، نه از يک موجود بی خاصيتی مثل سعيد آخونده (که تازه هويتش هم زير سواله). نانا جان واقعا که لياقتت بيشتر از اين بابا نيست، چون بهتر از اين شخص گیر نياوردی که بهش متوصل شی.
حالا فهميدم که چرا حرفهاو تکرارهای مکرر من و آرمان را بعضيها نفهميدند، چون منطقشون به سعيد آخونده نزديکتره.
ملا سعيد به خودت هزارها بار ببال که فعالان دموكراسی مثل نانا بهت اقتدا ميکنند.


آرمان 18:03 @ Wed, 1 Jun 05

جناب حسين ۱۲۳،

يکبار تهمتان رو شد ولی هنوز درس عبرت نگرفتید و باز هم از اين عمل کثيف (تمهت و دروغ) استفاده ميکنيد ؟ بعد میگویید "من به از آخوندان یاد نگرفته ام" !

اگر سايت گويا و هر چه که شما *مخالفش* هستيد تقلبی هستند و فقط شما راست ميگوييد، ديگر بحثی ندارم. شما هم هر چه ميگوييد دروغ و تقلب است ! خلاص ! (منطق خودتان)


آرمان 17:56 @ Wed, 1 Jun 05

منصور ۱۲۰،

۱- چلبی هيچگاه محبوب ترين اپوزيسيون صدام نبود. اگر هم اعتباري اندکی پيش غرب داشت و از دست داد به خاطر بي لياقتی خودش در جاسوسی برای ايران بود و الی هنوز هم اعتبارش حفظ بود. شما حق ندارید گناه چلبی را به گردن رضا پهلوی (سلام الله علیه) بیاندازید. همین نشانه کوته اندیشی شما است. چرا کرزای و علاوی و ... را مثال نمیزنید که معتبر بود و معتبر ماندند.

۲- درخواست جنگیدن در راه وطن به معنی نوکری خمینی نیست. این را حتی یک بچه میداند.


آرمان 17:47 @ Wed, 1 Jun 05

شبح: {از اين که نانای عزيز بلوغ ! خودش را نشان داد و علی‌رغم تحريک مداوم تو نسبت به اين که تو او را وادار کردی که زبان‌اش را *بهداشتی* کند چيزی نگفت ! ‌و برای اثبات بی‌پايه بودن اين ادعا از زبان غيربهداشتی به تعبير تو استفاده نکرد تشکر می‌کنم.}

یک دقیه بعد:

نانا: {..فرفره......سر قدرت و شاهنشاهی برگرده خوب برادر من اینا که از اونا خرتر که نیستند که ؟ .... مثل پاملا اندرسن ( تازه پستوناش هم بزرگه !!!) و ....}

منهم ميخواستم از نانا تشکر کنم که سکوت کرد و بهداشتی بود (البته از در عقب) !


آرمان 17:40 @ Wed, 1 Jun 05

جناب اردشير ۱۱۷،

با شما کاملاْ مواقفم. اگر شما بتوانيد اتهامتی را که وارد کرديد مستند کنید، در يک حکومت دمکرات (که رضا پهلوی (ص) مدعی آنست) بايد عادلانه رسيدگی شود. بر منکرش لعنت ! يعنی اگر ايشان واقعاْ دمکرات و آزاده است (که اتفاقاْ هم هست) بايد به هرگونه اتهامی از جمله اتهام به پدرش و يا ساير اقوامش رسيدگی کند. ولی مادامی که ايشان فرصت محاکمه اين افراد را نداشته باشد (چونکه هنوز بر مسند حکومت نيست) شما و هيچ کس ديگر حق ندارید حکم پيش از وقوع جرم صادر کند. يعنی شما نميتوانيد او را ملامت کنيد چرا به جنايات پدرش (ادعایی شما) رسيدگی نکرده است ! اين همان طور که شما گفتيد نياز به يک دادگاه و مدارک محکمه پسند دارد که فعلاْ امکانش برای ايشان وجود ندارد. به هر حال ايشان آنقدر بلند نظر و صادق هستند که بدون دادگاه تمامی اشتباهات پدرش را قبول کرده و از ملت ايران عذر بخواهد. بيشتر از اين انتظار داشتن خلاف انصاف است. مثل اينست که شما پسر پينوشه را به علت جنايات ثابت نشده پدرش ملامت کنيد و او را از *حقوق اجتماعيش* منع کنيد.


آرمان 17:28 @ Wed, 1 Jun 05

فرانک عزيز،

حسين بن عبدالله در پيام ۸۸ من را متهم کرده بود که با اسامی مختلف (مثل فرانک و ندا) برای خودم طرفدار جمع کرده ام. خوشبختانه يکی از این اسمها توسط شبح شناخته شد و دروغ حسين بن عبدالله هم بر ملا شد.

همين جور دروغ ها و تهمت ها در خرداد ۷۶ باعث شد خاتمی آخوند، که کسی نبود محبوب قلبها شد.

حالا اميدوارم با دروغ و تهمت های اين حزب قوم الله ما هم کسب محبوبيتی کنيم ! علت تشکر من هم همين بود.


حسين م. 16:24 @ Wed, 1 Jun 05

اين چندمين باراست كه در كامنت يك نفر ميخوانم كه پرزيدنت والا تبار! شاهزاده رضا پهلوي در سايت گويا، چه تعداد طرفدار دارد! و قس عليهذا!
اين نظر سنجي هاي اينترنتى (مثلا سايت گويا) هم باعث شده است كه برخى افراد، واقعيت را رها كنند و دلخوش شوند به نتايج اينها. بابا باور كنيد با اجير كردن چند نفر در طي چند روز كه با اسامي مختلف نظر بدهند و امضا كنند(!) ميشود چندين هزار طرفدار خيالى تراشيد.( براي توليد هرامضا كمتراز 5 دقيقه وقت لازم است). اصلا كمترين اعتمادى نميشود به چنين نظر سنجيهاي سفارشي ئي داشت. آنهايى كه اين نظر سنجي ها را باور كنند، ديگر خيلي از مرحله پرتند.
ويزگيهاي سفارش دهندگان اين نظر سنجيهاي براندازانه(!):
1- تعداد طرفدارانشان، مورخان را به ياد عده اصحاب حسين درروز عاشورا مي اندازد!
2- ميخواهند خود! وطرفدارانشان را قانع كنند كه چه قدر تعداد شان زياد است!
3- پولشان(منظورم دلاراست!) زياد آمده وبالاخره بايد يك جورى مصرفش برسانند، كه آقا بالا سرشان نپرسد كه با آن چه كرده اند! البته توجيه كنندگان آنها معتقدند« انقلاب بعدي انشاءالله با سلام و صلوات وگدابازي كمونيستها» [معلوممان نشد كمونيستها بر چه كسي صلوات ميفرستند!]انجام پذير نيست.(اصلا انگار انقلاب كردن هم مثل كافه رفتن با گرل فرند است!)


Saeed 15:43 @ Wed, 1 Jun 05

منظورم نانا ۱۱۹ بود.


Saeed 15:17 @ Wed, 1 Jun 05

شبح با همين دو كامنت آخري، ندا و منصور، مردم از خنده آنهم پس از يكهفته؛ بخدا سايت باحالي داري؛ به گويا گفته زكّي :-)

ميگم ببين اين ولاديمير كي و چي بوده كه حالا اسپرمش اينجور كك تو ماتحت ذهن ما ملّت انداخته ؟! از زندان گنجي رفتيم به شمس العماره آقا رضا و از اونجا به مزيلوم لنين نور به قبر باريده :-) ذهن آشفته به اين ميگن ديگه؛ بيخود نيست ملل ديگه موشك و ماهواره ميفرستن به فضا و ما هنوز اسير يك مشت طلبه كون گشاد كه تا ديروز با سرپائي ميزدن توي سرو كلّه هم و اسمشو گذاشته بودن مباحثه و حالا ما تازه شديم كپي كت آنها بدون پرداخت كپي رايت!

. . . اي بابا چي بگم كه بقول مادر بزرگ مرحومم /تف سربالا ريش و سرپائين سبيل/. فقط همينو ميدونم كه كار ما ملت سخت زار و نزاره و بجاي داد و ستد دو كلوم حرف حساب و نوربخش دلمان به چه مهمل گوئيهائي؛ خوش و بشّاش!

آخه خواجه شيراز فرمود:
دارم اميد بدين اشك چو باران كه دگر
بــرق دولـت كـه بـرفـت از نظـرم بازآيـد

آن دولت چه بود و بر تمدّن و شعور و شرافت ما ايرانيان چه رفت ؟! آرياجان بيا و كمي تبارشناسي يادمان بده كه مرديم از بحران بي هويّتي ؛-)


منصور 12:03 @ Wed, 1 Jun 05

آرمان 112
1- دیکتاتوری پدر نیمه دیوانه اش بهشت بود نسبت به حکومت فعلی خوب که چی؟ لابد شعار جنابعالی اینه: استبداد پهلوی به جای استبداد آخوندی، وزارت اطلاعات را به ساواک تبدیل کنید! البته باز جای شکرش باقیه که قبول دارید حکومت پدرش حکومت دیکتاتوری بوده
2- محبوب ترین چهره برای جوامع بین المللی، لابد اسم احمد چلبی را شنیدی اونم یک موقعی محبوب آمریکایی ها بود. آدمهایی مثل رضا پهلوی و چلبی برای آن به قول تو جوامع بین المللی مثل یک دستمال کاعذی یک بار مصرف می مانند..
3- البته این موضوع واضح و مبرهن است که شعور و درک سیاسی تمام کسانی که به خاتمی رای نداده اند از رضا پهلوی بیشتر بوده.
4- نمی دونم خودش از تجربه پدرش چیزی یاد گرفته یا نه اما بعضی از اطرافیانش هیچی یاد نگرفته ان و همون جماعت برای تر زدن به یه مملکت کافی هستن.
5- رضا پهلوی می خواست مزدوری جمهوری اسلامی را بکند اما امام راحل به نوکری قبولش نکرد. یادت هست موقع جنگ از خمینی خواسته بود به ایران بیاید و خلبان بشود؟ امام هم گفت بهتر است در همان خارج به دعا گویی مشغول باشد.
6- ربع پهلوی اگر خیلی خایه داره و می تونه به شعارهاش عمل کنه بین طرفدارانش اتحاد برقرار کند. لااقل یک کاری بکنه که عین سگ و گربه توی تلویزیونهای ماهواره ای توی سر هم نزنند..
7-رضا پهلوی هر وقت تونست نصف ایرانی های شهر لوس آنجلس رو بکشونه توی یک تظاهرات اون وقت میشه به عنوان یک رهبر کوچولو روش حساب کرد - خودت بگو تو آخرین تظاهرات سلطنت طلبها تو آمریکا چند نفر شرکت کرده بودن؟؟؟ طفلکی رضا را حتی تو محل خودش کسی قبول نداره.
8- اسپرم لنین پیشکش، مهم اینه که به رضا پهلوی هیچی از اسپرم بابا بزرگش به ارث نرسیده عینهو بابای خدا بیامرزش.


nana 8:27 @ Wed, 1 Jun 05

سعيد
با اينکه خيلی شلوغ پلوغ ميکنی ولی کلی از دستت خنديدم
بابا ول کن اینا رو بذار دلشون خوش باشه
مگه بقایای قاجاریه یادت نیست عمو ؟
اینا همون شازده احتجاب های یه کمی مدرن تر هستند دیگه والله سعید هنوز یه عده تو فرانسه منتظرند که نوه نتیجه های لوئی شانزدهم بیان سر قدرت و شاهنشاهی برگرده خوب برادر من اینا که از اونا خرتر که نیستند که ؟ ولشون کن بذار واسه خودشون خوش باشن .
ولی این جمله یارو کلی منو خندوند نوشته :

معتبر ترین, شناخته شده ترین, محترم ترین فرد در جوامع بین المللی و بخصوص غرب متمدن است

من از اين معتبرها خيلی ميشناسم مثل
پاملا اندرسن ( تازه پستوناش هم بزرگه !!!)
بريتنی اسپيرز !!!!!( ميگن آوازم خوب ميخونه )
اصلا چرا راه دور ميری همين مادونا !!! ( که کلی هم مترقيه ) خوب ميشه يکی از شماها با يکی از اينا با قول ملکه گی عروسی کنید و مسلمانشون کنيد و ايرانی کنيدشان و آب توبه هم سرشون بريزيد ميشه همين مشخصاتی که اين بابا گفته و ميشن ملکه ايران !!! تازه مردم ايران هم ترجيح ميدن که مثلا پاملا اندرسن رو هر روز تو تلويزيون ببيند تا نيم پهلوی دماغ گنده رو
مگه نه ؟

ولی هيچ حرفی بامزه تر از حرفای هادی خرسندی نبود که يه بار گفت :
قراره هاله بره ايران و شاه بشه !!!! ضيا هم بره کلاه گيس بذاره ملکه بشه !!!!! نيم پهلوی هم بره لوس آنجلس راديوی مخالف باز کنه !!!!!!!!!! نانا


Saeed 7:25 @ Wed, 1 Jun 05

آي شبح و آريا و ندا و نانا شروود و منوچ و داريوش و حسين و همان اكثريتي كه در هر وبلاگي و در هر برشي از مقاطع اجتماعي ما ايرانيان؛ آرمان و فرانك و اكبري و امثالهم را همچنان در اقليت نگاه ميدارد. بذاريد پس از اينهمه شرّ ور زنگ تفريح رو بزنيم ديگه!!! درينگ، درينگ درينگگگگ!
حالا تو را بخدا بذاريد من يه حالي از سر شوخي و لطافت با اين پسره، آرمان، و دوست دخترش، فرانك، بعلاوه استادشون، محمود اكبري، بكنم. اجازه ميدن دوستان بدون سانسور گپي استثنائي بزني؟! من از جانب شبح و خودم قبلا معذرت ميخوام اگه شخصي ازين مطالب و وهن آنها احتمالا رنجيد و تمام مسئوليت پاسخش با خودم. اوكّي!؟!

* شبح مشغول الذمّه هستي اگه اين متن رو پاك كني! بابا بذار ميخواهيم يك كم با هموطنانمون صرفنظر از هر عقيده و نژاد و مذهب و مرام و تبار حال كنيم. بحث جدّي كرديم بذار كمي شوخي كنيم با هم. ما ايرانيها بيش از اندازه جدّي هستيم. بالامجان؛ هر چه باشد در انتهاي روز وطنمان ايران است و همگي ما ملّتش؛ لذا بد و خوبش همچون دود و عطريست كه به چشمان و مشاممان ميرود. پس در يك كشتي بسر ميبريم. خوبه و قبوله اين معناي حدّ اقلي يا نه؟!

قبل از هر چيز بايد بگم تا يكايك ما همين الان و نقدا در پاي نظر اين سه تا دوستمان راجع به تائيد آقا رضاي پهلوي امضاء نزنيم ولتون نميكنند. گفتم با اينها بحث نكنيد؛ چون در كمال تاسّف بحث واسه اينها بخاطر گفت و شنود يا داد و ستد نيست؛ بلكه چماقيست واسه تحميل راي و مرام خودشان و البته تحميل شخصي، آقا رضا، بما كه شده مايه اتّصالشان به خوشبختي در دنيا و آخرة. بالاخره هر كسي حق و نياز داره خودشو به يه چيزي آويزون كنه و اگزيستنشيالش را معنا و مفهوم و قوام ببخشه والّا نا اميدي و سپس خودكشي از گرد راه ميرسد. ميگيد نه از آريا كه درين مسائل واردتره بپرسين تا مكانيسمشو واستون بيان بكند آنهم با توسّل به يكي از اسطوره هاي موجود در كشكولش :-) ببينيد من سربسر استاد آريا هم ميذارم پس نگيد چرا فقط بما /انا الحق رضا گويان/ بند كردي!!! بگذريم و حالا بريم سر انترتينمت تونايت شو ويت سعيد ممتيك؛
1- دیکتاتوری پدرش بهشت بود در مقایسه با جهنم فعلی.
سعيد: آريا تو رو خدا يه درسي از تئولوژي به اين پسره بده. تا اونجا كه بما ياد دادن معمولا انسان در همه اديان چنان سرگذشتش آمده كه از بهشت به دنيا پا گذارده بخاطر خوردن ميوه ممنوعه و نه يكراست به جهنم؛ كه در ضمن ممكنه محل بعدي محتوم خاندان پهلوي و اخانيد قدرت پرست باشه آنهم پس از انقضاي عمرشان و تبعا بخاطر جناياتشان در دنيا تازه پس از سپري شدن عالم مثالي يا برزخ. ميبينيد خدا برغم قهّاريتش چقدر صبور و اهل دادن آوانسهاي سكند چانسه:-)

2- معتبر ترین, شناخته شده ترین, محترم ترین فرد در جوامع بین المللی و بخصوص غرب متمدن است.
سعيد: كي...؟! هو د فاك يو آر تاكينگ ابات؟! وود يو بي كايند اناف تو انلايتن آس ا بت ؟! چرا همان مهمترين و معتبرترين مجلّه اين غرب سرتاپا تمدن و عاري از هر گونه خلل و فتور و شكن و عفن يعني تايمز؛ دكتر سروش كه آن روشن همايونتان را بلا نسبت بتخمش هم نميگيرد شد جزو يكي از صد نفر با نفوذترين ولي شاهزاده كدي كش گلف جرج بوش حدّاقل بعنوان بهترين كدي كش گلف يك جليقّه ناچيز از ارگانيزيشن جهاني مربوطه واسه تنش ندوختن ؟!

3- محبوب ترین رهبر اپوزیسیون در ایران است. (منبع نظرخواهی سایت گویا و دعاهای روزمره مردم مبنی بر تابیدن نور بر قبر پدرش)
سعيد: پس چرا فرامينشو و فراخوانهايش را مردم در ايران به تخمشان هم حساب نمي آورند؟! رهبر اپوزيسيون مثلا در ايران خودمان آن خميني بود كه با يك اعلاميه هر مانوري كه دلش ميخواست در بازي شطرنج قدرت و بوسيله كشاندن مردم در هر صحنه و تظاهراتي ميداد آنهم در مقابل شاه پدر يعني آن بزرگترين ژاندارم آمريكا در منطقه و در انتها طرفو راهي برزخ كرد؟! (منابع و نه مقابر تاريك و عبوس بيشمار؛ در همان سايت گويا)

4- تجربه پدرش بزرگترین گنجینه اوست (ادب از که آموختی از بی ادبان).
سعيد: اصلا اين بابا تمام همين كاريزماي تخماتيكي را كه بدو عرضا و نه اكتسابا بقرض ميدن ارث و ميراث باباشه و پدر بزرگش و شماها هم از قبلش قراره به همان نون و آبهائي دزدي آنهم بزعم و خيال باطل خود برسيد ولي اينرا نيك بدان كه نه آن موقع و نه الان مردم اين خوان نعمت را بخاطر صلاح و منفعت واقعي خودتان بر شمايان حرام كردند آنهم براي هميشه (اينو آويزه گوشت كن گستاخ جان كه مائده هاي آسماني و سپهري دورانش گذشت و مثل همه خلق خدا بايد واسه معاش كار كرد نه دزدي و چپاول و استثمار كه در همان قرآن وحياني ملهم دهنده حافظ قشنگش بقول دوست دختر خوشگلت، فرانك، گفتش، آنهم هزار و سيصد سال پيش از ماركس، كه: /ليس للانسان الّا ما سعي/.). والّا آخه يك ليسانسيه جغرافي ادّعاي رهبريش ديگه چه محلي از اعراب داره؛ اونم در ايراني كه الان تو سر سگ بزني فوق ليسانس و دكتر و فوق مهندس بيكار ريخته...؟!

5- برده مذهب نیست.
سعيد: بطور ذهني برده قدرت و بطور عيني برده جرج بوش و عامل كاندليزا رايس و حلقه مفقوده نئوكانها كه هست. اينهم از ديالكتيك زوجي ذهن و عين :-) لابد خداپرستان برده خدا هستند؛ اگه اينجوره چرا باباش هر سال مي آمد در حرم امام رضا لخت و عور ميشد و گرد افشاني قبر مطهّر را ميكرد. چرا از خودش ميبافت و ميگفت كه نوكر امام رضاست و دستبوس دائمي آستانش آنهم بخاطر اينكه معجزات امام رضا در حق ايشان به گربه هفت جون مرتضي علي گفته زكّي و چرا اين آدم سرتاپا تائيد شده و مؤيّد امام رضا و الّله توسط روح الّله و حزبش از هم پاشيد ؟! اين پارادوكسها چي جوري قابل حلّه آخه جناب مشّاط ! تو به اسامي اينها نگاه كن؛ دست از سر امام رضاي بيچاره و مشروعيت و اعتباري كه از قبال قبر و آستناش در صدد اخذند دهن اين ملت نه چندان مذهبي رو سرويس كرده. يعني نه به آن شوري خاندان مزبور و نه به اين بي نمكي تو. اصلا بمن بگو؛ برده مذهب يعني چي چي و كي و چرا؟! مگه مذهب شخص و مثلا فرعون است كه برده داشته باشد و اگر خدائي در كار است مگر رابطه او با مخلوقاتش لزوما بندگي است؟ چرا عشق و معشوقي نباشد؛ بقول عرفاي ايراني و مسلمان يا چرا رابطه استاد و شاگردي نباشد مثل رابطه دانشمندان خداپرست با وي يا چرا رابطه صانع و مصنوع نباشد يا چرا رابطه پدر و فرزند نباشد مانند مورد مسيحيان يا چرا رابطه رفاقت نباشد يا چرا رابطه واژه و معنا نباشد؟!

6- آدم حسابی ترین شخصیت سیاسی ایران در حال حاضر است (تحصیلات, خانواده و نسب, وضع ظاهر و باطن و ....همه چیز).
سعيد: هيچكس استفراغ خودش را نميخورد ولو از گرسنگي و تشنگي بحال نزار مرگ افتاده باشد. علّتش: چون بشدّت عفوني و ويروسي است و مرگ را بجلو مي اندازد. دم دكتر بني صدر گرم با اين تيكّه هاش! بزعم باطل شما همين آدم حسابيترين شخصيّت سياسي ايران در همانحال پستترين و خائنترين آنهاست چون ذاتا و ژنتيكي صحبت كنيم مستقل بحال خود و ملّتش و كشورش نميتواند بيانديشد و آنكس كه ندارد نشان از پدر و پدر بزرگ كه دو كودتاچي معروف تاريخ معاصر عالم سياست بوده باشند؛ حتما و به توان ۲ حرامزاده است! حالا ايشان حلالزاده است يا حرامزاده؟! در هر انتخابي كه بكني داداش/خواهر ايشان از اشغال مقام و اعتباري كه توي فضاي ذهن بسته و تاريكتان واسش الكي و دلخوشانه قائل شدين ازجاش ساقطه :-)

7- دارای هیچگونه سابقه مزدوری رژیم نیست (مهمترین خاصیت)
سعيد: خميني هم داراي هيچگونه سابقه مزدوري رژيم باباهاتون كه شاه پدر باشه نبود. حالا از مزدوري ايشان واسه آمريكا بگذريم. (مبهمترين و نامهمترين و بي اهميّت ترين و نامربوطترين خاصيت) :-)

8- به رای و خواسته مردم احترام قائل بوده(دمکرات است) و تابع اکثریت است.
سعيد: شما نوه و نبيره ساواكيهائي كه طرفدارشين و همچون مور و ملخ بدنبال من در وبلاگستان همچون سگهاي شكاري آفريقا بدنبال صيدم هستين؛ الان در اينجا با هزار نام و نشان جعلي تا از ما اكثريت بيچاره و مظلوم و مخالف رضا خان و تاج و تخت و رياست احتماليش چك سفيد امضاء واسه لياقت ايشان برياست و سلطنت جمع نكنين ولكن نيستيد تا چه رسد به خودش و آن ۵۰٪ ژنهائي كه نشانه حلازادگيشه. شما كارمندان ساواك آينده حكومت خيالي ايشان هستيد و هرگز بدين مقام و شغل نرسيد :-)

9- هیچگونه نوع حکومتی (از جمله سلطنت) را اجبار نمیکند.
سعيد: خميني هم نوع حكومت را به /يس/ ، /نو/ گذارد و اسمش را هم گذارد انتخاب آزاد و مخيّر = نااجباري. در ثاني اين آقا رضاي شما چكاره است كه اصلا بياد واسه نوع حكومت ما تكليف تعيين كند تا بعد نوبت اجباري/اختياريش برسد. اصلا كي و كجا و كي اينو بداوري و سوت زدن پذيرفت؟! ميگن فلاني رو به جائي راه نميدادن ... :-)

10- (مهم) برنامه اش شناخته شده و مورد تایید دنیای متمدن است. یعنی بهشت فاضله اش دارای وجود خارجی است.
سعيد: ازين برنامه مرنامه سرنامه ته نامه شرنامه ترنامه كرنامه زرنامه ها؛ توي سطل زباله ادارات و كمپانيهاي تينك تنك آنهم در انتهاي روز اداري زياده قربونت. ميخواي الان يك زنگ بزنم به صدها ثينك تانكي كه در سرتاسر جهان واسه عالم و آدم صبح تا شب تسويد اوراق ميكنند و به فاصله چند ساعت مثنوي پيشنهاداتشون رو با صد دلار بشه خريد و در همين بلاگ شبح چاپش كرد ولي با صد حيله و كلك و جاسوسي نشه قدم از قدم برداشت تا چه رسد مملكتي و نوع حكومتش بعلاوه دولتش و انواع مشكلاتش رو حل كرد. با يك چاخان و ساده لوحي مثل خودت طرفي داداش يا بيسواتي هستي از پشت كو هاي پلشت و ملشت؛ گرفتي چي چي ميخوام بگم:-)

11- هیچ شخض آلترناتیو شناخته شده ای که در حال حاظر بتواند رهبری اپوزیسیون را به عهده بگیرد وجود ندارد الی اسپرم لنین که به هدر رفت.
سعيد: منظورت الّا بود يا دولّا سه لّا؛ حّي بود يا حاضر؛ ديپلمي يا سيپلم؛ شخص بود يا كس؟! آخه مرد/دختر حسابي اپوزيسيون بما هو هي اصلا نيازي به اتلاف وقت و حوصله و لاكشري سليقه از براي تعيين رهبري ندارد. اپوزيسيون يا وجود دارد يا ندارد؛ اگر دارد پس رهبر هم حتما/لزوما دارد/داشته و لذا نيازي به بعهده گرفتن چنان ناشغل نامحسودانه و سخت و تعبناكي از جانب شخصي بيچاره آنهم داوطلبانه و از سر منّت گذاري و چه و كذا مطرح نيست. رهبري اپوزيسيون يك پوزيشن اختياري و انتخابي شغلي نيست؛ يك فرهمندي و كاريزماي ناشي از لياقت و صلاّحيت و پشتكار نه موهبتي معجزي و عطائي و افاضي و الهي و غيبي و كذا بلكه كاملا طبيعي/تاريخي/واقعي و در كشماكش مبارزه با رژيم مقابل است. يعني رهبري واسه اپوزيسيون جزو يكي از آن ذوات لابشرطش است و نه بشرط لا. بذار زير سطح و سيكل بگم بلكه بفهمي: ببين گيجعليخان، اتّفاقا تو روي يكي از مهمترين نكات حياتي درباره اپوزيسيون انگشت گذاشتي و جدّا مرسي به اينخاطر. اپوزيسيون حاصل يك فراگرد رقابت حذفي طبيعي/تكاملي و تاريخي تمام مدّعيان بدست گيري قدرت است آنهم از دست حاكمان وقت كه با يك استراتژي جوابدهنده و ساده گام بگام و واقعا، بالفعل و نه بالقوّه و خيالي ميالي، وضع رژيم مقابلشان را چنان بحراني و در بن بست كيش و ماتهاي متوالي/مسلسل و از نفس انداز و خلاصه مشروعيّت زدائي در عرصه هاي مختلف قدرت و حكومتش بكنند تا بالاخره حلقوم و خرخره حياتش مسدود و ساقط بشود. سقوط بكند. اين مشروعيت را هم مردم و نه خدايان به آن رهبري ميدن. يعني، هر گام/عمل/كنش رهبري اپوزيسيون و مردم بدنبالش به جلو رهبري و ساز و كار رژيم مقابل را وادار به يك پسگام/عكس العمل/واكنش نمايد چنانكه مطبوعات و رسانه هاي ناظر و بيطرف جهاني هر روز از چنان بازي جالب و گاه خطرناكي گزارشي از طرف هر دو كمپ و خيمه هائي كه در مقابل يكديگر زده اند و گلادياتورها و سربازاني كه فدائي راه آنها شده اند را دقيقه به دقيقه گزارش بكنند نه اينكه شمايان كنج اتاقكهاي كافه هاي اينترنتي در لوش آنجلش واسه خودتان كانادادراي باز كنيد و لابستر زهر مار كنيد و آبجو بينجي كنيد و از سر بخارات گازي/معدوي هي بشينيد واسه ما ليستي از حجج و دلايل فراهم كنيد. دليل به علّت منجر نميشود آخه عزيز من؛ آرمان گل؛ هان اي پسركم؛ مقام اثبات، بخوان دليل، با ثبوت، بخوان علّت و معلول، فرقش از همان بهشت پهلوي و جهنم آخوندي بزعم تو بيشتر است. يك كم برويد درس بخوانيد بجاي گرد كردن دندان واسه اين لاشه متعّفن قدرت. آريا بيا يك چيزي به اينها درس بده؛ هي نشستي اونجا واسه خودت كلام ميبافي كه چي؟!بايد درس را در بحبوبه كلاس زندگي و بموقع داد تا بلكه رسوب بكند و نه در قالب مقالات ابستركت و رنگاوارنگ. خوب آرمان جان اينطوري اسپرم شمايان هم مانند لنين بهدر ميره؛ بهتر نيست بجاش با همين فرانك جان كه در ضمن خيلي واسش با نمكي و كذا، آخه در سكسولوژي مدرن تئوريزش كردن كه اگه پسري واسه دختري فان=شوخ و صادق بنظر آمد و او را خنداند اين نشانه سكسي و جذّاب بودن پسره است نزد دختره، برين تو يكي از آن هزاران ديسكو و بعد هم رختخواب بلكه انشاءاللّه اسپرم شما منجر به يك پسر كاكل زري، /سكسي بوي/ كه حتما از روي دست من آنهم تقلّبا و در سالهاي گذشته تئوريشو خوندي، در بطن رحم پاك فرانك خانم بشه و با تحويلش پس از نه ما و نه روز و نه ساعت و نه دقيقه و نه ثانيه به جامعه مشتاق و نيازمند و بحراني بشري و نه تنها ايراني مدرن همين ميوه عشقتان و سكستان به مقام جمهوريت و سلطنت و وزارت و معاونت و ولايت و كذا و چه آنهم دموكراتوار برسه !؟! بابا شانس اين آقا رضاي تو نمك خوابيده شما واسه رياست هر نوع حكومتي، از چپي پرولتارياش بگير تا راستي سلطنتيش، مساوي است با صفر. الفاتحه...!

* شبح رياضيدان: سعيدجان؛ قربون انصافت و علمت، آخه شانس مساوي با صفر كه در عالم امكان نداريم. صفر و بينهايت از ضروريات عالمهاي انتزاعي رياضيست نه فيزيكي! بقول بوعلي سينا در خارج از بقعه امكان انديشيدن چيزيست نزديك به محال. كانتور و گودل را هم اين افكار ديوانه كرد. بو علي مسلمان و انديشمند چون به طبيعت دقت بسيار داشته و برغم عفوني شدن ذهنش با فلسفه يونان؛ منظورش از كلام فوق اين بوده كه بندرت ميتوان در اين عالم اتّفاق چيزي را محال دانست و ديد.
سعيد: شبح جان؛ شما چون هميشه درست ميگي منتها من چون آدم منصفي هستم و شوخ طبع و دوست سابق اين آرمان و فرانك و محمود اكبري لذا پيامم تلويحا بهش اينه كه اگه نقش آندرداگ رو در مقابل ملت با فروتني بيشتري بازي كنه و احتمال رضاشاهي رضا را مساوي با صفر فرض كنه شايد چشماش بروي واقعيات طبيعي و اجتماعي و فلسفي و ديني و دنيوي و اخروي بيشتر باز بشه و ازين هذيانگوئيهاي تا نوك بيني و راهبريهاي در جهت بردار درازي بيني بقول كارل پوپر مرحوم دست برداره بلكه اهورا مزد شفايش بدهاد. بقول ژاپنيها گفتن كه /مو چوتّو گامباتّه كوداساي/ :-)

* سياوش جان؛ رفتي داداش پيدات نشد؛ درسته ما تو ژاپن مثل روبات بايد كار كنيم امّا روباتها هم گاهي آف لاين ميشن و به تعمير آريا و شبح و داريوش محتاج. بيا يه چيزي تو بگو، منكه انگشتام باد كرد برغم شكوفائي ساكوراي طبع تكاملي شوخم :-)


ardeshir 5:40 @ Wed, 1 Jun 05

رضا پهلوی را طبيعتا نميتوان بخاطر خلاف های پدر و پدربزرگش نکوهش کرد، چرا که او طفل خرد سالی بود. اما او بايد بپذيرد که در صورت تشکيل يک نظام دمکراتيک ( از هر نوعش که باشد )، ميتوان هر کسی را به دادگاه کشاند و در اين صورت کليه اعضای خانواده اش بايد حداقل پاسخگوی تاراج ثروت کشورمان باشند. از دزد های رضا خان گرفته تا بقيه فاميل. برای نمونه رضا قطبی دايی فرح ديبا و رييس سابق راديو و تلويزيون ملی !! قبل از هر چيز دادن اين سمت به او غير دمکراتيک و نقض قانون بود. دوما سانسور مطلق در اين نهاد دولتی که بايد در خدمت جامعه باشد ، نيز خلاف يک نظام سالم دمکراتيک بود و در نهايت يک مهندس معمولی که پارتی بازی شد و مدير يک اداره دولتی ،چقدر ميتوانسته درآمد داشته باشد ؟ که با چنان ثروتی از ايران خارج شد !!. همين سوال ساده را ميتوان از بقيه هم کرد. مگه مرحوم مصدق بعنوان نخست وزير کشور چقدر درآمد داشت که حضرات ارتشبد و سپهبد و مديرکل داشتند !!!. آيا رضا پهلوی شهامت مبارزه برای تشکيل حکومتی که موظف به دادگاهی کشاندن و مجازات خانواده اش دارد هست ؟ آيا او حاظر هست که ثروت باد آورده خويش !!!!!، [ و در واقع چپاول شده توسط خاندانش ]را تحويل جامعه بدهد. اگه او خواهان جمهوری است ، پس تکليف و توجيه اين همه القاب و تشريفات و دربارو .... چيه ؟ و اگه طرفدار مشروطه سلطنتی است ، پس تکليف اين همه بيانيات و نطق های سياسی چيه ؟ چرا که طبق قوانين مشروطه که مثلا در بعضی از کشورها از جمله بلژيک و سوئد و نروژ و .... وجود دارد ، اعضای خانواده سلطنت خصوصا پادشاه حق ندارد در مورد مسائل سياسی از جمله مثلا رفراندوم در مورد بازار مشترک اروپا ، واحد پول مشترک ، قوانين جزايی و حقوقی و .... دخالت کند . بعبارت ديگر حتی فلان پيرزن کم سواد و پناهنده ايرانی و سوماليايی ميتونه حتی رسما و يا از طريق رسانه عمومی نظرش را در مورد ورود به بازار مشترک اروپا بده ولی خود پادشاه چنين حقی ندارد. !!!؟؟؟؟؟ خانواده پهلوی بطور غيرقانونی قدرت را گرفتند ، بطور غيرقانونی انقلاب مشروطه و دست آوردهای آن را از بين بردند . بطور غير قانونی کسب ثروت کردند و باز بطور غير قانونی [ در اينجا قوانين مشروطه ] در مورد قانون و دمکراسی و آزادی و رفراندوم صحبت ميکنند ؟ در هر صورت با توجه به جنايات وحشتناک ج. اسلامی ، احساسات و تمايلات بعضی از دوستان و هموطنان به افراد خانواده پهلوی قابل درک است، ولی آيا اين تمايلات بر مبنای اصول و منطق ميباشد.


faranak 4:34 @ Wed, 1 Jun 05

آرمان جان
ميشه در مورد مطلب زير بيشتر توضيح بدی؟ چون من اصلا متوجه نشدم:
جواب شما را شبح در ۱۰۳ داد (در مورد ندا خانم). تا زمانی که خاتمی دشمنانی مثل گروه فشار داشت محبوب ترین بود. حالا شما هم سعی کن که تهمت دروغ به بقیه نزنید و الا باعث محبوبی ما خواهد شد.
بنابراین از شما متشکرم


آرمان 4:16 @ Wed, 1 Jun 05

جناب حسین م،

..{يادم باشد منهم چند كامنت به طرفداري از حسين م. با نامهاي جديد بنويسم! البته حتما در ابتدا از فونت لاتين استفاده كنم ، كي به كيه!}...

جواب شما را شبح در ۱۰۳ داد (در مورد ندا خانم). تا زمانی که خاتمی دشمنانی مثل گروه فشار داشت محبوب ترین بود. حالا شما هم سعی کن که تهمت دروغ به بقیه نزنید و الا باعث محبوبی ما خواهد شد.
بنابراین از شما متشکرم.

در ضمن هر کس که ما را سلطنت طلب و یا شاه طلب بخواند فارس نیست و من جوابش را نخواهم داد.


faranak 4:15 @ Wed, 1 Jun 05

بسيار عالی بود آرمان
موارد زير را هم من اضافه ميکنم:
۱۲. هيچكس به اندازه او حقوق زنان را به اندازه مردان به رسميت ميشناسد(بابای ديکتاتورش ميشناخت، يسرنشناسد؟!)
۱۳. بيش از هر کس ديگری با فرهنگ و دنيای غرب آشناست، که اين برای ما خيلی مهم است
۱۴. بيش از هر کس ديگری به فرهنگ و تمدن ايران علاقه مند است و نام ايرانی را ميتواند دوباره در جهان احيا کند(مانند باباش)
۱۵. بيش از هر کس ديگری ميتواند دوباره ايران را به گل سر سبد منطقه تبديل کند
۱۶. بيش از هر کس ديگری تمايل به عربزدايی از فرهنگمان دارد
۱۷. بيش از هر کس ديگری علاقه مند به ورزش است و ميتواند ورزش کشورمان را شکونا کند
ادامه دارد


آرمان 4:08 @ Wed, 1 Jun 05

آقای داريوش عزيز،

شما اسم کسی که خود را مخالف جا ميزند درحاليکه معتقد به بردگی از نظام ج.ا. و مهم تر از همه ولايت وقيح است (منتها با افراد جدیدی مثل مزدور سروش و منتظری !)، چه ميناميد ؟ (مخصوصاْ‌ که برای انتخابات بازارگرمی هم ميکنه)

البته بردگی ايشان به خودش بستگی داره ولی خود را داخل مخالفها جا زدن به نوعی جاسوسی است.

مثل اونکه من داد بزنم آبیته بعد برم بیضه های پروین را بلیسم.

{ ... چرا كه يك‌بار نا‌آگاهانه كاري كردند كه منتج شد به اين وضع! دوباره چشم بسته بخواهند كاري كنند مي‌شود همين وضع و چه بسا بد‌تر!....}

کی گفت چشم بسته و ناآگاهانه ؟! اتفاقاً اگر چشم ها را باز کنید بهتر میبینید. این افراد که چشم بسته به حضرت رضا پهلوی (ص) فحش میدهند اشکالشان همین است.

{..در خصوص تضمين براي تشكيل آن‌چه كه شعار مي‌دهيم نيز راه‌حل آن وجود نهاد‌هاي مدني، رسانه‌ها و مطبوعات آزاد است كه افشاگري كنند! وگرنه بعله! مي‌شود همين كه شد!...}

احسنت ! همین محک را (بدون پیشداوری بر اساس سابقه بد پدر) برای حضرت رضا پهلوی (ص) بکار ببرید.


آرمان 3:27 @ Wed, 1 Jun 05

اکثر جواب هايی که ديدم در رد "سلطنت" و "شاه" بود که ربطی به ما ندارد الی یکی (شرورو 104). من یک دوستی دارم که سلطنت طلبه و عاشق شاه خدابیامرز است. خوشبختانه زبان ترکی هم میفمه. بنابراین وقتی که اومد بهش میگم جواب آنها را بدهد.

جناب شروود گرامی,

از اینکه لااقل یک نفر اینوسط پیدا شد که زبان فارسی متوجه شود که ما بخدا سلطنت و شاه طلب نیستیم و طالب دمکراسی (رای اکثریت مردم), خیلی خوشحالم. سوال کردید: چرا حضرت رضا پهلوی (ص) از لحاظ ما شایستگی بیشتری برای رهبری اپوزیسیون دارد ؟

1- دیکتاتوری پدرش بهشت بود در مقایسه با جهنم فعلی.
2- معتبر ترین, شناخته شده ترین, محترم ترین فرد در جوامع بین المللی و بخصوص غرب متمدن است.
3- محبوب ترین رهبر اپوزیسیون در ایران است. (منبع نظرخواهی سایت گویا و دعاهای روزمره مردم مبنی بر تابیدن نور بر قبر پدرش)
4- تجربه پدرش بزرگترین گنجینه اوست (ادب از که آموختی از بی ادبان).
5- برده مذهب نیست.
6- آدم حسابی ترین شخصیت سیاسی ایران در حال حاضر است (تحصیلات, خانواده و نسب, وضع ظاهر و باطن و ....همه چیز).
7- دارای هیچگونه سابقه مزدوری رژیم نیست (مهمترین خاصیت)
8- به رای و خواسته مردم احترام قائل بوده(دمکرات است) و تابع اکثریت است.
9- هیچگونه نوع حکومتی (از جمله سلطنت) را اجبار نمیکند.
10- (مهم) برنامه اش شناخته شده و مورد تایید دنیای متمدن است. یعنی بهشت فاضله اش دارای وجود خارجی است.
11- هیچ شخض آلترناتیو شناخته شده ای که در حال حاظر بتواند رهبری اپوزیسیون را به عهده بگیرد وجود ندارد الی اسپرم لنین که به هدر رفت.

و ......

شما یک نفر را پبدا کن که خواص بالا را داشته باشد من به ناموس فاطمه به او رای میدهم.

--------


جواب احتمالی اکثر مخالفین از جمله منوچهر ژندی فر:

"آقا ما شاه و سلطنت نمیخواهیم !!!!"

آرمان: "ایلَده شما راست میگی ! کیفی یاختچیدی ؟"


faranak 2:26 @ Wed, 1 Jun 05

شبح عزيز
۱. اگر بحث به جايی نميرسه علتش آن دور باطليست که تو و چند نفر ديگر به درونش افتاديد. به قول آرمان:
شما از یک طرف از ما "خردگرایان جمهوریخواه" میخواهید که بحث راجع به حضرت رضا پهلوی (ص) را مختوم کنیم (چرا که از دلیل کم آورده اید) ولی بعدش هی مثل نانا سنگ کورکورانه سنگ پرت میکنید ؟! خوب منم مجبورم جواب بدم ! منتها من بجای سنگ دلیل پرت میکنم. درحقیقت تن خودتان میخاره !
۲. من اصلا قصد تحريک کردن نانا را نداشتم و ندارم. نانا اول به من ايراد گرفت که لاتين مينويسم، ولی آرمان که فارسی مينوشت! در ضمن نانا به من ييغام نداد که ديگه با من بحث نميکنه بلکه به آرمان. گذشته از اين من به احترامش شروع کردم به يادگيری تايب فارسی.
۳. نانا اگر در بحث شرکت نميکنه فقط يک دليل داره : نداشتن منطق و ظرفيت و شهامت، وگرنه اگر فاقد اين فاکتورها نبود بخش کامنت ها را در وبلاگ خودش نميبست.
۴. سعی کن که فقط نظرت را بنويسی، نه اينکه حساب کشی کنی!!!
۵. وارد مساله ای که اصلا به تو ربطی نداره (منطق حضرتعالی)


ناشناس 2:24 @ Wed, 1 Jun 05

با سلام و احترام فراوان برای شبح گرامی و سایر دوستان و تمام کسانی که با هر عقیده و نظر به آزادی و بهروزی مردم ایران می اندیشند...

1- بدون شک به زندان انداختن یک انسان تنها به خاطر عقایدش یک جنایت است. هر انسان آزاده ای باید به چنین عملی اعتراض کند. اما آیا این موضوع در مورد اکبر گنجی صادق است؟؟؟؟؟
آقای اکبر گنجی معتقد بود که جمهوری اسلامی ظرفیت اصلاح دارد. او معتقد بود که این حکومت را می توان با قانون اساسی اش اصلاح کرد... او معتقد بود که رئیس جمهور خاتمی و دولت اصلاح طلبش (که شامل وزارت خانه های اطلاعات و وزارت کشور می شد) می توانند از حقوق شهروندان حتی مخالفان حکومت دفاع کنند، او حتی گامی فراتر از این گذاشت و مدعی شد که حتی رهبری نیز طالب اصلاحات است.. (دوم خردادی ها زمان انتخاب شاهرودی چه حرفهای قشنگی می زدند)
سعید حجاریان دوست عزیز اکبر گنجی فکر می کرد با افشای برخی از مسائل می شود از جناح راست امتیاز گرفت، در این راستا اکبر گنجی تنها به گوشه ای از جنایات حریف اشاره کرد تا از آنها به نفع جناح خاتمی امتیاز بگیرد. مشکل گنجی و حجاریان این بود که قساوت حریف را دست کم گرفته بودند...
خوب حالا مگر چه شده؟ اکبر گنجی را طبق همان قانون اساسی که وی زمانی سنگ آن را به سینه می زد و در زمان همان دولت مثلا اصلاح طلب به زندان انداختند... او طبق همان قانون اساسی که زمانی مدافع سرسخت آن بود به زندان افتاده. در زمان رئیس جمهور و مجلس اصلاحاتی که از دوستان او و مدیون او بودند در زندان به سر برده.. خوب او باید نتیجه ادعاهایش مبنی بر اصلاح جمهوری اسلامی توسط جناح خاتمی را بدهد...
2- رفتار اکبر گنجی در زندان نیز قابل توجه است. در این سالها چندین حرکت اعتراضی توسط زندانیان سیاسی در زندان اوین صروت گرفته در تمامی این حرکتها زندانیان (چه پیر چه جوان با عقاید و نظرات مختلف حتی مخالف هم، فعالانه شرکت کرده اند و هزینه پرداخته اند) اما در تمامی این اعتراضات نام اکبر گنجی خالی بوده. چرا؟؟؟ خانواده او نیز تقریبا چند سال سکوت کرده بودند.. مثلا در زمان اعتصاب غذای زندانیان سیاسی بند یک زندان اوین در تاریخ تیر 1383 در اعتراض به اخراج خانواده پیمان پیران از منزلشان تقریبا تمام زندانیان سیاسی سرشناس با نظرات متفاوت و حتی مخالف شرکت کردند. دکتر ناصر زرافشان، باطبی، دکتر فرزاد حمیدی ، سعید ماسوری و دیگران... اما نام اکبر گنجی در این میان خالی بود.. چرا اکبر گنجی در آن اعتصاب شرکت نکرد؟؟
3- حیف که فضای زندان اوین در این سالها سخت دموکراتیک شده است. حیف که اسدالله لاجوردی رئیس زندان نیست.. این چند سالی که اکبر گنجی در این دانشگاه به سر برده حتی با یک ماه زندان اوین در سال 1360 قابل مقایسه نیست. اکبر گنجی باید به زندان می افتاد تا خود و خانواده محترمش تنها با گوشه ای کوچک از آنچه که بر سر زندانیان سیاسی دهه 60 رفت آشنا شود.. آن بخت برگشتگانی که به جرم خواندن یک روزنامه شکنجه شدند حتی تیرباران شدند، آن زمان آقای گنجی چه می کرد؟ زندان رفتن برای امثال گنجی و آغاجری این حسن را دارد که بفهمند در دهه 60 به چه رژیمی خدمت می کردند و آن رژیم چه به روز مردم آورد. زندان رفتن به امثال گنجی می آموزاند که سنگ چه رژیمی را به سینه می زنند و می خواستند به خیال خامشان چه چیزی را اصلاح کنند. گنجی باید به زندان برود تا بفهمد بریدن و تواب شدن صدها زندانی سیاسی در دهه 60 به خاطر چه چیز بود.
4 - این موضوع به شخصه برای من جالب است بسیاری از دوستانی که از گنجی حمایت می کنند در زمان اعتصاب غذای زندانیان سیاسی بند یک زندان اوین یا اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر سکوت کرده بودند، آنها حتی در مورد هدی صابر، رضا علیجانی ، تقی رحمانی که بیشتر از اکبر گنجی زیر فشار بودند هیچ حرفی نزدند. نکند برای برخی زندانیان سیاسی به دو دسته خودی و غیر خودی تقسیم می شوند؟ تقریبا هیچ کدام از این افراد دفاعی حتی کوچک از آزاد مردی مثل دکتر محمد ملکی نکرده اند و نمی کنند..
5- این نظر شخصی من است، در میان زندانیان سیاسی زندان اوین افرادی شریف تر ، پاک تر ، صادق تر و مستحق تر از اکبر گنجی برای حمایت وجود دارند کسانی مثل دکتر ناصر زرافشان ، عباس امیر انتظام، سعید ماسوری ، دکتر فرزاد حمیدی حتی به نظر من طبرزدی یک سر و گردن از اکبر گنجی بالاتر است.. با مزه است برخی تئورئیسین های مثلا انقلابی یا دموکرات های واقع بین که حتی به طبرزدی و عباس امیر انتظام نیز رحم نمی کنند به اکبر گنجی که می رسند چمشهایشان را روی هم می گذارند.
6- در پایان... باید بگویم تاریخ زباله دان دارد ولی فراموشخانه ندارد... کارنامه گنجی هرگز فراموش نخواهد شد... اکبر گنجی در دهه 1360 آن موقع که سیاه ترین دوره تاریخ معاصر کشور ما بود، آن موقع که بهترین فرزندان مردم ایران با هر عقیده و از هر حزب و گروه، دسته دسته به مسلخ برده می شدند، مورد شکنجه های وحشیانه قرار می گرفتند نه تنها سکوت کرده بود بلکه در خدمت رژیم جمهوری اسلامی بود و برای سپاه پاسداران جزوات ایدئولوژیک می نوشت به گفته خودش نیز به درون زندانها رفت و آمد داشت (به چه دلیل؟).... لااقل منتظری این قدر شرف داشت که نسبت به مسائل درون زندان چند اعتراض خشک و خالی بکند... اما امثال اکبر گنجی در آن زمان منکر هر نوع شکنجه در زندانهای جمهوری اسلامی بودند. چند سال بعد پس از کشتار 1367 و افشای آن توسط منتظری حتی با وجود محکومیت این واقعه توسط جریاناتی مثل نهضت آزادی، اکبر گنجی باز به خدمت به جمهوری اسلامی ادامه داد و به اعتراف خودش در سفارت ایران در ترکیه با عنوان وابسته فرهنگی مشغول به کار شد (که جای بررسی دارد در آن زمان چند مخالف جمهوری اسلامی در ترکیه ترور شدند؟ آیا گنجی که در سفارت کار می کرد از همه آنها بی خبر بود؟) اکبر گنجی در تمامی این سالها از پول مردم بیچاره ایران حقوق گرفت و به رژیمی خدمت کرد که دمار از روزگار ایران و ایرانیان درآورد.. کسانی مثل او حالا حالا به مردم ایران بدهکار هستند...
امثال گنجی باید به قبرستان خاوران بروند و سنگ قبرهای شکسته را بشمارند، حساب کنند که در هر گور جمعی چند نفر خوابیده اند، حساب کنند در تابستان 1360 آن موقع که حضرات بچه های مدرسه ای را شکار می کردند هر شب در زندان اوین چند نفر اعدام می شدند، به مادران بیچاره نگاه بکنند که در حسرت دیدار بچه هایشان سوختند، به اوین بروند و در سلولهای انفرادی مدتی زندگی کنند (حیف که از امثال حاج داوود و لاجوردی و اتاقهای قیامت خبری نیست) آن وقت آلبوم عکسهایشان را ورق بزنند، عکسهای دوران پاسداریشان را نگاه کنند، عکسهای دوران خدمتشان را، خدماتشان را به جمهوری اسلامی مرور کنند و از همان خدایی که به آن معتقدند روزی هزار بار طلب بخشش کنند.....

با تشکر از توجه دوستان و پوزش از طولانی شدن نوشته ام و به امید آزادی تمامی زندانیان سیاسی و عقیدتی و به امید روزی که بتوانیم با آزادی و راحتی خیال با هم به گفتگو بنشینیم...


منوچهر ژندی فر 2:22 @ Wed, 1 Jun 05

ما رعيت نيستيم که شاه بخواهيم.
از آنجا که موضوع اين بحث به کلی به طرف ديگری رفت٫ منهم با اجازه صاحب خانه در مورد اين تفکر سلطنتی نظرم را کوتاه میگویم.
اگر از نظر برنامه ای بخواهیم به جریانات و طیفهای سلطنت طلب نگاه کنیم میبینیم که هیچ فرق چندانی با این رژیم اسلامی ندارند.تنها فرق شاید در ظاهر این عالیجنابان باشد اینها عمامه دارند و آنها یا یونیفورم پوش اند و چکمه به پا و یا کرواتی.
اما در مورد۱- سکولاریسم و جدایی دین از دولت و آموزش و پرورش ۲-آزادي بیان و آزادیهای فردی و جمعی و یا تشکلات۳-برابری بين زن ومرد۴-لغو حکم اعدام و حبس ابد ۵-آموزش و بهداشت رايگان۶-آزادی مذهب و بی مذهبی۷-........هيچ نظری که شما از اين عاليجنابان نبينيد که هیچ بلکه دقيقا همين سياستهای فعلی رژیم اسلامی را دنبال خواهند کرد منتها با روشهای ديگری(شما برای اینکه افکار ضد بشری اینها را ببینید رجوع کنید به وقایع خوزستان که سلطنت طلبها آخوندها را سرزنش میکرند که رادیکال برخورد نکردند و اگر قدرت دست آنها میبود جواب دندانشکنی به مردم میداند) .اینان قرار نيست که دستگاههای سرکوب مثل ساواک و امثالهم را از بين ببرند٫ به هیچوجه!!٫بلکه قرار است که مدرنیزه شوند و احیانا برسند به پای موساد و غیره همانطور که زمان شاه اینطور بود.
چندی پيش مصاحبه ای بود با آقای داریوش همایون از تئوریسینهای این تفکر در تلویزیون کانال جدید.از ایشان پرسیده شد که بعد از سرنگونی این رژیم برنامه شما برای اقتصاد چیست؟ با تو جه به این امر که امروز بیش از ۷۰ درصد مردم زیر خط فقر قرار دارند.آیا شما و حزب شما پس از به روی کار آمدن فکری به مسئله فقر خواهید کرد؟
جوابی که ایشان به آذر ماجدی دادند واقعا چیزی بجز وقاحت نمیتوان نام داد.ایشان فرمودند که اگر ما(یعنی حزب مطبوعشان) به روی کار بیاید مردم باید ۲۰ سال کمرها را سفت کنند تا کشور باز سازی شود(البته ایشان نمیدانند که دیگر کمری برای مردم نمانده).متوجه هستید!!! یعنی این مردمی که هم اکنون هم نانی در سفره ندارند یک بیست سال دیگر هم باید دندان روی(جگری که دیگر نمانده) هم بگذارند تا ایشان و حزبشان بتوانند باز هم سودهای کلان ببرند.این ٫آن آینده سیاهی است که این عالیجنابان چکمه پوش برای مردم در نظر دارند:این به زبان آدمیزاد میشود٫سرکوب کارگران و مردم زحمتکش که نطق نکشند تا این نظامیان و چکمه واکس زده ها بتوانند میلیون میلیون پول به جیب بزنند و آبروی رفته "ایران" را دوباره باز سازی کنند و به دروازه های تمدن ما را برسانند (این از گفته های شاه قبل از انقلاب و در مراسم ۲۵۰۰ ساله تخت جمشید بود-باید ذکر کنم که آن جشن در آن سالها میلیونها تومن که آنزمان رقمی نجومی بود خرج برداشت اما در همان نواحی مردم در شیراز گرسنه بودند).
من فکر ميکنم اگر قرار است با اين تفکر شدیدا ارتجاعی بحثی کرد بايد آنها را بر سر مسائل برنامه ای به جالش کشيد چون آنگاه است که دم خروسشان بيرون ميزند.اينها در اپوزيسيون ميتوانند خيلی حرف بزنند و خود را هوادار اپرا را هم معرقی کنند اما وقتی بحث سر جای درستش ميرود کرواتهای اينها باز ميشود و خالکوبيهايشان بیرون میزند.


کورش بزرگ 2:18 @ Wed, 1 Jun 05

دوستان اگه اجازه بديد منم نظرمو ميگم . با ديدن کامنتها من به اين نتيجه رسيدم که اکثرا افراد از روی نامها به قضاوت میپردازند و کاری به فکر طرف مقابل ندارند که اين اشتباه است زيرا درست است که گنجی ده پانزده سال پيش هم گنجی بوده ولی فکر او تغيير کرده و ممکن است در اينده نيز تغيير کند پس ما بايد در هر زمانی برای قضاوت در مورد افراد به فکر او نگاه کنيم نه به سابقه او برای مثال من قبلا مذهبی بودم ولی به مرور زمان پی به ماهيت دين و خدا بردم و از هر دو متنفر شدم و اکنون بی دين و بی خدا هستم و کسی نمی تواند طبق سابقه مرا مذهبی بداند به طور کلی ما بايد راه و فکردرست را انتخاب کنيم و در ان حرکت کنيم و کاری به نامها نداشته باشيم و فقط از نامها برای رسيدن به هدف استفاده کنيم و اگر نامی خلاف هدف ما قدم برداشت نام ديگری را جايگزين کنيم (حالا مهم نيست اين نام رضا پهلوی باشد يا اکبر گنجی ) اگر همه ما اينگونه فکر کنيم ديگر نامها به خود جرات نمی دهند خلاف خواست ما مردم قدم بردارند زيرا در پيشگاه مردم فقط يک نام هستند و فقط وقتی قدرت دارند که در جهت خواست مردم باشند مثل جورج بوش


شبح 1:59 @ Wed, 1 Jun 05

فرانک گرامی!(106)
خب می‌بينی امکان گفت‌وگو فراهم نيست چون به قول تو زبان هم را نمی‌فهيم. يا به تعبير تو من فارسی بلد نيستم. پس اجازه بده خواننده‌گان خودشان قضاوت کنند.
از اين که نانای عزيز بلوغ خودش را نشان داد و علی‌رغم تحريک مداوم تو نسبت به اين که تو او را وادار کردی که زبان‌اش را بهداشتی کند چيزی نگفت و برای اثبات بی‌پايه بودن اين ادعا از زبان غيربهداشتی به تعبير تو استفاده نکرد تشکر می‌کنم.


faranak 1:47 @ Wed, 1 Jun 05

شبح گرامی
در مورد بخش اول نوشته تو من ديگه به اين نتيجه رسيدم كه تو واقعا فارسی نميفهمی، چون ديگه هر توضيحی بدم فقط تکرار مکررات هست. بنابراين توصيه من به تو و بقيه کسانی که حرفهای من و آرمان را نفهميدند اينه که در اسرع وقت يک تلفن به حجت الاسلام والمسلمين حاج آقا ملا محسن قرائتی بزنيد تا ترتيب يک کورس فشرده خط و زبان فارسی را برايتان بدهد. اگر هم مشمول شهريه شديد من و آرمان با هماهنگی با دفتر شاهزاده رضا برايتان تهيه ميکنيم. چون حتی اگر دو نفر هم در مملکتمان خواندن ياد بگيرند، ايران يک قدم به دموکراسی نزديکتر ميشه.
و اما در ارتباط با بخش دوم نوشته جنابعالی، عصبانیت و کم آوردن منطق و دلیل از وجودت ميباره.
اولا اينجا چيزی بنام بحث خصوصی معنا نداره و همه حق دارند در مورد همديگر نظر بدهند. با اين من تقی که تو آوردی من هم ميتوانم متقابلا بگويم که دعوای من و نانا هم به تو مربوط نیست، ما دو نفر از يس هم بر مياييم (دقيقا همانطور که زبانش را بهداشتی کردم).
يس جناب شبح ثابت کردی که خودت اینجا را با چت روم اشتباه گرفتی!!!
در ضمن این که ميگی: > ، شامل حال همه افرادی که کم سن هستند ميشه و نه فقط ندا، چون يک جمله ايست که اصلا در قالب فرد نميگنجد.


شبح 1:13 @ Wed, 1 Jun 05

شروود جان!(104)
متشکرم از لطف‌ات. متاسفانه بعضی از آی‌اس‌پی‌ها، اين‌هایی که تو نامبردی و چندتای ديگه بدجوری فيلترم کردن. با آن آی‌اس‌پی‌ها حتا نمي‌توانم مطالب‌ام را پست کنم. نمي‌دونم اميدوارم بتونم يه فکری برای اين موضوع کنم. راست‌اش اگه دوستانی که در ايران هستند نتوانند وب‌لاگ‌ام را بخوانند من ديگر انگيزه‌یی برای نوشتن ندارم.


شروود 1:03 @ Wed, 1 Jun 05

سلام، اینجا چه خبره!!! ماجرای گنجی و طرفداران حضرت پهلوی - و نه سلطنت طلب بنا به گفته خودشان - و مخالفان سلطنت و ... همه جمعند! بعد از اینکه خبر خارج شدن گنجی از زندان همه مان را خوشحال کرد، من یک چیزی را نفهمیدم و آن اینکه آیا این دوستان طرفدار رضا پهلوی باور دارند که او شرایط یک رهبر را دارد؟ اگر واقعاً چنین است حد اقل در مورد مزایائی که به نظرشان او دارد و دیگران ندارند لااقل توضیحی بدهند. اینجوری شاید بشود بحث را به جائی کشاند که نتیجه داشته باشد. به هر حال رهبری دارای خصوصیاتی است که او را از دیگران متمایز می کند و نگاه ها را به سمت او جذب می کند. ببینیم این دوستان هوادار چه مزیت نسبی ای برای او قائلند که در یک نفر مثل من پیدا نمی شود. البته فراموش نشود این مزایا باید واقعی و مستند و مستدل باشند تا بتوان حول آن محور به نتیجه ای رسید.
در کنار همه ی حرف های گفته شده باید واقعا از نانا تشکر کرد که با احترام - بجز در مواردی جزئی برای او - حرف هایش را گفته و ما هم استفاده کرده ایم. آریای گرامی هم بعد از مدتها غیبت لب به سخن گشودند که غنیمت است.
راستی! می دانی که صفحه ی نظراتت را سرور ندا و سپنتا فیلتر کرده اند؟ اگر روشی را می شناسی که بشود به نوعی از این شرایط خلاص شد ما را هم در جریان بگذار. نکته ی دیگر که از گفته های آریا باید مد نظر قرار گیرد همان مدیریت صفحه ی نظرات است بجای حمله و دفاع. فکر می کنم به این طریق بتوانی به نتایج مثبت تری دست پیدا کنی، آزمایشش ضرری ندارد که!


شبح 1:03 @ Wed, 1 Jun 05

فرانک عزيز!(99)
کاملا درست می‌گویی مردم ما در اين زمان بسيار از شعور اجتماعی بالاتری برخوردارند و يکی از دليل آن هم اين است که نظام جمهوری حتا به شکل غلط و انحرافي "اسلامی‌"‌اش پيشرفته‌تر از نظام ديکتاتوری سلطنتی پهلوی بود که مردم را در حماقت نگه‌داشته بود و با تعطيلی احزاب و روزنامه‌ها موجب شده بود فقط روحانيون بتوانند به منبر بروند و شعور سياسی مردم پايين نگه داشته شود و هر چه شاه می‌فرمد چون وحی منزل تلقی می‌شد. يکی ديگر از دلايل‌اش رشد وسايل ارتباط جمعی مانند همين انيترنت و ماهواره‌ها است. به هر حال به دليل همين رشد است که به اعتقاد من مردم ديگر اشتباه زمان شاه را نمي‌کنند و اين بار راضی نمي‌شود هر چوب و دست بيلی رهبرشان شود و دقيقا به دليل همين رشد است که باز به نظر من آقای رضا پهلوی که تنها هويت‌اش اين است که بچه‌ی ديکتاتوري خودخواه و کوته‌بين بوده است هيچ شانسی برای اين که بتواند آينده‌ي سياسی ايران رقم بزند.
در مورد بخش دوم صحبت‌های متاسفانه خودت را قاطی موضوعی کردی که ربطی به تو نداشت من با دوست عزيزم ندا صحبت کردم که می‌شناسم‌اش و قبلا کلی با هم گفت‌وگو داشتيم پس منظور هم‌ديگر را متوجه می‌شويم و من به عنوان دوست او موضوعی را يادآوری کردم. اگر می خواستم با شما که نمي‌شناسمتان و نمي‌دانم چند سال‌تان است و يا چه برداشتی از صحبت من می‌کنيد به گونه‌ي ديگری مي‌گفتم مثلا مي‌گفتم فراموش نکنيم در انقلاب بهمن چه شد و مردم چه اشتباهی کردند.
به هر حال اگر تجربه‌هايی که از تاريخ را چون چراغی فراروی آينده‌ی خود قرار ندهيم تمام رنجی که در اين سال‌ها کشيدم به هرز مي‌رود و دوباره بايد اين تجربه‌ي تلخ را تکرار کنيم.


faranak 23:43 @ Tue, 31 May 05

شبح عزيز
۱. لطف کرده و مورد توهين به سعيد را بفرماييد. من اصلا با اين بابا حرف نزدم.
۲. باز هم که دست به نظارت استصوابی زدی و در انتخاب کامنت گذار صليقه اي عمل کردی. من که قبلا جوابتو دادم و گفتم که علت را بايد در نانا جستجو کتی نه من.
۳. ممنون ميشم اگر به مورد حساب کشی اشاره کنی. کم کم داره باورم ميشه که عمامه سرته!


عباس رضائی 23:41 @ Tue, 31 May 05

چرا اينجا هيچ کس در مورد موضوع نظر نميده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


faranak 23:21 @ Tue, 31 May 05

متاسفانه بعضی از قسمتها که از نوشته شما کيی کرده بودم ياک شدند، ولی در هر صورت متن قبلی خودتان موجوده و شما ميدانيد که من جواب کدام قسمتها را دادم.


faranak 22:56 @ Tue, 31 May 05

شبح عزيز
اين که خطاب به ندا ميگی: >
در واقع جواب سوال منو داد! که چرا در مورد جامعه ایران اینگونه برداشتی داری و مردم را متمایل به رضا ... نمیبینی. این در واقع نشان از عدم شناخت شخص شما به جامعه ایران دارد.
شما مردم زمان حال و شعورشان را با مردم ۲۶ سال قبل یکی فرض کردید، در صورتی که در تمام اقشار اجتماعی (دانشجو، کارگر، ...) سطح فهم سیاسی و اجتماعی به میزان بسیار قابل ملاحظه ای بالا رفته. یک نمونه آن : ۴ سال قبل ۲۲۰۰۰۰۰۰ نفر به خاتمی رای دادند، و دقیقا سال بعدش در انتخابات شوراها شرکت نکردند، که به نظر من هم عدم شرکت کار درستی بود و هم شرکت در سال قبلش. یعنی مردم به آن درجخ از رشد سیاسی دسیده اند که بدانند در کدام مقطع کدام کار را انجام دهند (در مقایسه با ۲۶ سال قبل).
و اینکه میفرمائید : >
فقط یک حربه هست که آخوندها بکار میبرند و نسل قدیم (برای توجیه گند تاریخی که در سال ۵۷ ببار آوردند).
اصلا کی گفته که وقایع یک مقطع تاریخی را آدمهایی که در آن مقطع هستند بهتر میدانند یا میفهمند؟
زمان قاجار اگر یک غیر مسلمان در محله مسلمانان راه میرفت مسلمانان با آفتابه بشت سرش آب میریختند که نجاست زمین برطرف بشه. حال شما معتقدید که آن آدم آفتابه بدست اوضاع سیاسی و اجتماعی آن دوران را بهتر از یک آدم امروزی (که حتی ممکنه با علم تاریخ هم آشنايی داشته باشه) میدانست و میفهمید؟؟؟!!! الله اکبر!!!


شبح 22:45 @ Tue, 31 May 05

فرانک عزيز!(92)
برای من جالب است که همين الان در کامنتی که متاسفانه مجبور به حذف‌اش شدم (به دليل اين که از اشخاصی در آن نامبرده شده بود) متهم به اين شدم که در مقابل شما که به سعيد عزيز توهين کرده‌ايد مماشات کرده‌ام. هميشه همين‌طور کسانی که خوب هم را مي‌شناسند و من متاسفانه نمی‌شناسم‌شان می‌آيند اينجا دعوا می‌کنند و بعد در نهايت کاسه کوزه‌ها را سر من می‌شکنند و می‌روند و بعد قهر می‌کنند و بعد معمولا به نام‌های ديگري دوباره می‌آيند!
دوستان عزيز از همه‌ی شما عاجزانه تقاضا می‌کنم در محيطی دوستانه به بحث و نظر بپردازيد مهم نيست نظر تندی داشته باشيد مهم اين است سعی کنيد توهين نکنيد و تهمت هم نزنيد. ضمنا از دراز نويسی هم بپرهيزيد. اين ها را برای خودم هم نوشتم.
به هر حال فرانک جان قدم تو هم روی تخم چشم‌های‌ام خوش‌حال می‌شوم با نظرات‌ات آشنا بشوم اما نظرات‌ات نه حساب کشی از اين و آن.


شبح 22:41 @ Tue, 31 May 05

سياهکل عزيز!(82)
متن خوب ات را خواندم و اين کامنت را در وب‌لاگ‌ات گذاشتم که ظاهرا پست نشد. حالا اينجا مي‌گذارم آن‌جا هم دوباره تلاش می‌کنم بفرستم.
چه بگويم وقتی تو با اين شور و شعور بالا می‌نويسی.
با حرف‌های‌ات موافق هستم تا وقتی که نجات خود را در پيروز شدن اين جناح يا آن جناح در درون حکومت می‌بينيم يا چشم به آمريکا و ديگران دوخته‌ايم اوضاع همين است. بايد خود را پيدا کنيم و به خودمان رجوع کنيم. مطالعه و بالا بردن سطح تئوريک جنبش و سازمانده‌ی انقلاب وظيفه‌ی پيش روی شما جوانان انقلابی است هر چقدر بيشتر بدانيد کم است.
و اما يک نصيحت هرگز به نصيحت نسل ما گوش نده! ما تجربه زيادی در انبان داريم اما نسلی هستيم که شکست سختی را تجربه کرديم تجربه‌های‌مان را بشنويد اما راه را خودتان پيدا کنيد. راهی که ما نشان دهيم معلوم نيست از کدام ناکجاآباد سردرمی‌آورد.


شبح 22:41 @ Tue, 31 May 05

سياهکل عزيز!(82)
متن خوب ات را خواندم و اين کامنت را در وب‌لاگ‌ات گذاشتم که ظاهرا پست نشد. حالا اينجا مي‌گذارم آن‌جا هم دوباره تلاش می‌کنم بفرستم.
چه بگويم وقتی تو با اين شور و شعور بالا می‌نويسی.
با حرف‌های‌ات موافق هستم تا وقتی که نجات خود را در پيروز شدن اين جناح يا آن جناح در درون حکومت می‌بينيم يا چشم به آمريکا و ديگران دوخته‌ايم اوضاع همين است. بايد خود را پيدا کنيم و به خودمان رجوع کنيم. مطالعه و بالا بردن سطح تئوريک جنبش و سازمانده‌ی انقلاب وظيفه‌ی پيش روی شما جوانان انقلابی است هر چقدر بيشتر بدانيد کم است.
و اما يک نصيحت هرگز به نصيحت نسل ما گوش نده! ما تجربه زيادی در انبان داريم اما نسلی هستيم که شکست سختی را تجربه کرديم تجربه‌های‌مان را بشنويد اما راه را خودتان پيدا کنيد. راهی که ما نشان دهيم معلوم نيست از کدام ناکجاآباد سردرمی‌آورد.


آرمان 22:38 @ Tue, 31 May 05

شبح گرامی،

شما از یک طرف از ما "خردگرایان جمهوریخواه" میخواهید که بحث راجع به حضرت رضا پهلوی (ص) را مختوم کنیم (چرا که از دلیل کم آورده اید) ولی بعدش هی مثل نانا سنگ کورکورانه سنگ پرت میکنید ؟! خوب منم مجبورم جواب بدم ! منتها من بجای سنگ دلیل پرت میکنم. درحقیقت تن خودتان میخاره !

متاسفانه من به زبان ترکی آشنایی چندانی ندارم ولی از کسانی که به این زبان آشنایی دارند خواهش میکنم این مطلب را به ترکی برای دو سه نفر که فارسی نمیفهمند بیان کنند:

من فرانک و ندا و خیلی از خردگراها حضرت رضا پهلوی (ص) را در قالب سلطنت نمیخواهیم (بار 10000000 ام). ما به جمهوری و دمکراسی معتقدیم. حضرت رضا پهلوی (ص) مناسب ترین شخص از لحاظ ما برای رهبری اپوزیسیون میباشند. و این رهبری فقط معتبر بر رای ***اکثریت*** است. و الا هر گوشکوبی را که شما پیشنهاد میدهید اگر اکثریت به او رای دهند ما هم به رای اکثریت احترام خواهیم گذاشت. این والاترین مشخصه یک شخص آزاده و دمکرات مثل حضرت رضا پهلوی (ص) میباشد. یعنی احترام به رای اکثریت ولی شما (۲ سه نفر) متاسفانه فاقد این خصوصیت انسانی هستید و حتی از اعتراف به آن هراسانید.

{... يا ثروت‌اش را از کجا آورده؟...}

از همان جا که یاسر عرفات رهبر افسانه ای فلسطین آورد و در حساب شخصیش گذاشته است. نکنه شما توقع دارید که انقلاب بعدی انشاءالله با سلام و صلوات و گدابازی کمونیست ها انجام بپذیرد ؟

{... يا به چه دليل بايد بيايد و سايه‌ی مبارک‌اش را بر سر ما بياندازد؟...}

خیلی ساده ! به دلیل رای اکثریت (اگر رای آورد)

{...هيچ نشانه‌یی از کوچک‌ترين علاقه به بازگشت بچه‌ی شاه به صورت جدی نمی‌بينم...}

لابد نمیدانید چرا شاه در قبر عینک آفتابی زده ؟ بخاطر آنکه روزانه میلیونها نفر میگویند نور به قبرش ببارد !

دشمنی شما با رضا پهلوی فقط بخاطر آنست که میترسید مثل پدرش به کمونیست ها اجازه حکومت استالینی ندهد. در یک حکومت دمکرات این لجبازی ها جایی ندارد.


faranak 20:36 @ Tue, 31 May 05

در ضمن
اينکه از دوستان نظرشان را در مورد قرآن و کتاب حافظ جويا شدم بخاطر باز کردن يک بحث جديد بود و خواستم حالا که موضوع گنجی تمام شده و ديگر تقريبا کسئ در موردش نمينويسد از اين کامنت که هنوز بسته نشده استفاده کنم.


faranak 20:13 @ Tue, 31 May 05

شبح عزيز
اولا تعداد کسانی که خارج از موضوع نوشتند را بشمار و نوشته هايشان را بخوان، بعد قصاوت کن.
دومن اينکه اعتراضتان را فقط به دو نفر محدود ميکنيد فقط نشان دهنده حساسيتتان به اسم رضا بهلوی ميباشد، طوری که آنرا در نوشته اتان به آرمان ثابت كرديد.
سومن شما هم مثل ساير دوستان اصل مطلب من و آرمان را متاسفانه نگرفتيد(شايد هم نميخواهيد بگيريد). به آرمان توصيه ميکنم دفعه بعد طبق وعده ترکی بنويسه.
از همه اينها گذشته من دليلم را مبنی بر علاقه مردم و بخصوص نسل جوان به شخص نامبرده قبلا برای نانا نوشتم. جمله خدا بابای شاه را بيامرزه را از زبان چه کسی نميشنويد؟ حتی بعضی از افرادی که قبلا در حکومت بودند هم به آن اعتراف ميكنند. نسل جوان هم كه روز به روز ارزشهای غرب را بيشتر قبول ميکنند، آنوقت شما ادعا ميکنيد که در ايران و در بين مردم چيز ديگری ميبينيد؟
با اين حال برای بار صدم فرياد ميزنم که من هم اين آقا را در قالب يک شاه نميخواهم.
در ضمن همانطور که قبلا هم گفته بودم برای اولين بار سنت شکنی کردم و از زبان متعارف خارج شدم، که علت آنرا بايد در نانا جستجو کنيد نه من.
متاصفانه تعصب بيش از حد و شرطی شدنتان به اسم رضا... شما را به وادی بی انصافی صوق داد و نتيجه آن شد که فقط من و آرمان را مورد لطفتان قرار دهيد!


شبح 20:03 @ Tue, 31 May 05

ندا جان!(84)
اين دقيقا و کلمه به کلمه همون اشتباهيه که ما در مورد آقای خمينی کرديم. چون تو از نسل جوان هستی اون روزها يادت نمي‌آد. دقيقا مسئله همين بود که ايشان گفتند روحانيت حق دخالت در حکومت را ندارد و رفراندوم می‌‌گذاريم و بعد هم خودشان به قم رفتند و گفتند قصد ندارد در سياست دخالت کنند و بعد در اولين انتخابات رياست جمهوری اجازه ندادند که روحانيون نامزد رياست جمهوری شوند... خب چه شد؟
اين‌ها با مبانی فکری‌اش که مبتنی بر ولايت فقيه بود تضاد داشت و سرانجام همان چيزی شد که می‌شد انتظار داشت.
حالا هم چطور ممکن است کسی که تمام هويت و شخصيت‌اش را از سلطنت دارد و در نظامی دموکراتيک تازه بايد پاسخ دهد که ثروت‌اش را کجا آورده است و شاپورها و شاه‌زاده‌ها و ژنرال‌هایی که ثروت اين مردم برداشتند و بردند و اکنون اطرافيان او را تشکيل می‌دهند بايد پاسخ‌گو باشند... حالا مردم بروند کشته بدهند و انقلاب کنند و بعد بگويد آقا تشريف بياوريد رفراندم کنيم ببينيم تو شاه باشي يا نباشی؟


شبح 19:45 @ Tue, 31 May 05

آريا عزيز!(90)
آفرين به شيری که خوردی. جانا سخن از زبان ما گفتی. کاش دوستان ذره‌یی متوجه بودند که من اين‌جا چه می‌کشم و تحت چه فشاری هستم.
دوستان فکر می‌کنند من بايد کار و زنده‌گی‌ام (آن هم در کشوری که زنده‌گی کردن و يک لقمه نان درآوردن خودش به تنهایی کار حضرت فيل است) رها کنم و بيست و چهار ساعته بشينم پای کامپيوتر تمام نظرات را بخوانم و نظر بدهم.
به هر حال سعيد عزيز قدم تو هم روی تخم چشم ما اما با پوزش نظر قبلی‌ات را به دليل اين که از کلی آدم نام برده بودی حذف کردم تا اين بحص‌ها شخصی نشود.
به هر حال اين نظرخواهی همين است که می‌بينيد خوب يا بد زشت يا زيبا آيينه‌یی است که چهره‌ي ما در آن منعکس شده است و من هر چه کنم نمی‌توانم اين آينه چيز بهتری نمايش دهد.


آریا 18:44 @ Tue, 31 May 05

.... سعید عزیز.

شبح را باید همینطور که هست پذیرفت. البته تا آنجایی که من او را آزموده ام، انسانیست که یه سری دغدغه های فکری داره، مثل خیلی از ماها دیگه. از پیله کردن به چرایی و علل دغدغه هایش و شیوه های برونرفتن از آنها به ابتکار خودش، باید دست برداشت و واقعیّتش را تائید و تصدیق کرد و فقط دوستانه در باره ی مطالبش، حرفهایی و حواشی روشنگر نوشت. همین. روهمرفته پسر خوبیه. ولی باید در نظر هم بگیری که به خدا خیلی وقتا حقّ داره اگه کفرش در بیاد. آخه تو خودت خوب نگاه کن، ببین چه خبره این جا. اینطور که من محتوای کامنتها را می بینم، بحث اصلا حول و حوش ایران و قضیه ی ایران نیست؛ بلکه چاقو کشی و یخه درانی و یسل کشی بر سر اشخاص است. این معضل خانواده پهلوی و قضیه ی آمریکا و حکومت ولایت فقیه و این بر و بچه های دلباخته ی پرولتاریا، حکایت رمان دائی جان ناپلئونه به خدا. مسئله ای به نام انتخابات یا جان و نقش انسانی مثل اکبر گنجی طرح میشه. به جای آنکه ما در باره ی چیستی و چگونگی مسئله بحث کنیم، وقت خودمون را در باره ی اینکه آدمها چگونه هستند و چگونه باید باشند یا نباشند، به هدر می دهیم. آخه بحث کردن نیز، دلیل و ذوق و خوشمرامی می خواد. ماها اول باید صورتحسابهای طلبکار - بستانکاریمان را صاف و صوف کنیم، بعدش ببینیم سر کچل ملت خودمون را چطوری میشه حنابندون کرد!. جان سعید بیا و فقط در باره ی مسئله بحث کن. سر به سر شبح و دوستانش نیز نذار. تو فقط استدلالات خودت را بنویس. آنهم در سنجشگری مطالبی که نوشته میشه. این اتهامات و برچسبها را نیز ندید بگیر. ما ملت از وظایف ملی / میهنی خود می دانیم که همدیگر را تا آنجایی که میشه حسابی بنوازیم آنهم با انواع و اقسام برچسبها. اینجوری می تونیم به جهانیان ثابت بکنیم که حس زیباشناسیکمان خیلی عمیق و ظریفه به کوری چشم تمام متفکران و فیلسوفان دنیا. البته این را تذکر نیز بدهم که آقای رضا پهلوی و کلا آنهایی که به نحوی گرایشهای سلطنت طلبانه دارند - بدون تفاوتهای ماهوی و عقیدتی - شهرورند ایرانی و جهانی محسوب می شوند. اگه قرار شد که روزی رزوگاری ما دارای قانون اساسی باشیم که ملت موسسش باشه، اونوقت نمیشه اینها را ندید گرفت. بحث انتخاب نوع حکومت و حضور گرایشهای متفاوت برای تشکیل دولت، یه مبحث دیگه اس سعید عزیز. ربطی به شخص رضا پهلوی نداره. به نظر من بر خلاف جنجالهایی که در سطح روزنامه ها و ژورنالیسم روزمره در وبسایتها و وبلاگها طرح میشه، سلطنت طلبها با گرایشها و نامهای متفاوت، دوران جا افتادندشان در لولای ملت ایران مثل سابق سپری شده. ایده ی جمهوری اگر چه بسیار فلاکتها تا امروز از رویداد انقلاب به بار آورده. ولی اگر عمیق در باره اش اندیشیده شود، می تواند نتایج خوبی نیز داشته باشه. فراموش نکن که جمهوری در کشورهای باختر زمین، قرنها دچار استبداد و دیکتاتوری و جنگهای خون آلود زیادی بود تا کم کم به شکل امروز در آمده است که بازم هنوز صدها ایراد و اشکال داره . خلاصه سعید عزیز. انتقاد بکن؛ ولی کتک کاری نکن با هیچکس. اعصاب خودت و دیگران را بیخودی داغون نکن جانم. تمام این حرفها به جان شبح عزیز و خودت به قول حافظ: اینهمه نیست. //////


مداد سفید 17:30 @ Tue, 31 May 05

تست


حسين م. 15:26 @ Tue, 31 May 05

آقاي آرمان !
نوشته ايد :«مشکل شما و دیگر افرادی که گول تبلیغات آخوندان را خورده اند اینست که بدون شناخت کافی از چیزی و با توجه تصویر غلط آن در ذهنتان قضاوت خام و ناعادلانه میکنید. مثلاً چون از بچگی شنیده اید کمونیست یعنی خدانشناس، پس اخه ! همین طور هم فکر میکنید رضا پهلوی یعنی همان شاه و ادامه سلطنت.»

1- راستش از آنجا كه من خودم را يك روشنفكر چپگرا مي دانم ، هرچند درباره رضا پهلوي كوچكترين توجهي به نظرات روحانيها نداشته ام ، اما معتقدم كه "گاه ممكن است" واقعيتي در نظرات ابراز شده توسط روحانيها[يا بقول شما آخوندها!] نهفته باشد . ولي ازاين ادعاي من در آوردي شما مبني بر اينكه تحت تاثير تبليغات آخوندها بوده ام ، فقط تعجب كردم وديگر هيچ! هرچند حتا اگر من تحت تاثير تبليغات رژيم بوده باشم شما بايد اشتباه بودن تبليغات را ثابت كنيد نه منشأش را!
2- انصافآ، آيا قضاوت شما، بدون كمترين شناخت از ذهنيات حسين م. ، پخته وعادلانه است؟
مطمئن باشيد تصويري كه در ذهن من است توسط چون توئي قابل ارزش گذاري درست وغلط ، نيست.
شما دربچگي همراه من نبوده ايد كه من چه شنيده ام؟پس لطفا اشتباهات گذشته و هنوزتان را به ديگري نسبت ندهيد، چون آنها را براي ديگران رومي كنيد.
3- اما منهم فقط براي دومين بار(البته برخلاف شما كه لابد فرصتش را داريد كه هر يك از جملاتتان را هزار بار تكراركنيد!) ميگويم كه اعليحضرت(!) رضا پهلوي صرفا به علت نسبتش با شاه – كه توسط شما به روحش قرين رحمت فرستاده ميشود(!) - محلي از اعراب دارد و لاغير!
مردم ايران، شاه را با آنهمه خدمات! گرانبها وغير قابل انكارش! ازدر مملكت بيرون كرده اند و اكنون بچه اش ميخواهد سوار بر تانك يانكيها( وبعد از قبضه كردن قدرت، سواربر رآي من و شما!) برگردد!

4- عزيزم، مجموع افرادي كه اسم رضا پهلوي را شنيده باشند، حتا در ايران هم زياد نيست تا براي او احترامي به علت شاهزاده بودنش قائل باشند ، آنوقت شما نوشته ايد:« تمامي جهان براي خانواده ايشان احترام قائل هستند!؟»
تاكتيك(قابل استفاده براي خودم وديگران): يادم باشد منهم چند كامنت به طرفداري از حسين م. با نامهاي جديد بنويسم! البته حتما در ابتدا از فونت لاتين استفاده كنم ، كي به كيه!
مؤخره : شما هنرمندي تان رابا استفاده از مصدرهاي فهميدن ، شاف كردن و... در فارسي نشان داده ايد ، فقط همين مانده كه به تركي دشنام بدهيد!


کمیته اقدام کارگری 15:14 @ Tue, 31 May 05

پرویز سالاروند آزاد شد

در اطلاعیه 5 خرداد 1384 جمعی از کارگران ایران خودرو آمده است :

"پرویز سالاروند همکار عزیزمان که حدود چهل روز پیش در پی اعتراضات کارگری به اتهام واهی دستگیر شده بود هفته پیش به دنبال مبارزات ما کارگران شرکت ایران خودرو و تلاش سازمانهای کارگری و نهادهای بین المللی آزاد شد. ما آزادی همکارعزیزمان را به تمام دوستان کارگر و بخصوص به کارگران خط مونتاژ تبریک گفته و از تمام کسانی که در راه آزادی پرویز سالار وند زحمت کشیدند و ما را لحظه ای تنها نگذاشتند و به خصوص از تمام دوستان کارگر و تمام سازمانهای کارگری و نهاد های بین المللی قدر دانی و تشکر می کنیم" .

کمیته اقدام کارگری: آزادی پرویز سالاروند را به تمام کارگران ایران تبریک می گوید. مبارزه در راستای افشای دولت سرمایه داری و حمله خانه کارگری ها به اعضای سندیکای شرکت واحد ادامه خواهد یافت. کمیته اقدام کارگری همراه با شبکه همبستگی کارگری و دیگر مدافعان کارگری اقداماتی در جهت افشای دولت سرمایه داری ایران در میان نهادهای بین المللی کارگری(از جمله سازمان بین المللی کار) انجام خواهد داد.


Manochehr Zhandifar 12:52 @ Tue, 31 May 05

پیام تبریک جوانان سنندج به انجمن جوانان آزاديخواه

دوستان انجمن جوانان آزادیخواه!

خبر اعلام موجودیت "انجمن جوانان آزادیخواه" از رسانه ها و سایتهای مختلف ، موجی از شادی و شعف در میان جوانان ایران ایجاد کرده است. ما ضمن تبريك به شما خود را حامى اهداف مبارزاتيتان ميدانيم. جمهوری نكبت بار اسلامی پوسیده تر ازآن است که بخواهد بار دیگر حکومت ننگین و ارتجاعیش را تحت عنوان انتخابات ریاست جمهوری بر ما جوانان رادیکال و مدرن تحمیل کند. جوانان مبارز و رادیکال قبول نخواهند کرد که چهره های جنایتکار رژیم که کارشان سرکوب و قتل مردم بوده است تکیه بر قدرت زنند. ما ضمن اعلام حمایت از شما تشکیل انجمن جوانان سنندج سرخ را به اطلاع ميرسانيم. ما هم خود را برای تظاهرات بزرگ در روز ٢٧خرداد آماده میکنیم. ما از .همه جوانان آزاديخواه سنندج ميخواهيم به ما بپيوندند. منتظر اطلاعیه های بعدی ما باشید

زنده باد آزادى و برابرى
انجمن جوانان سنندج سرخ
٦ خرداد ١٣٨٤


neda 12:37 @ Tue, 31 May 05

شبح جان سلام.
يه بحثی ديدم اينجا گفتم نظرم رو بگم.
من با سلطنت مخالفم اما اگر مثلاْ‌ رضا يا فرح پهلوی بشه رهبر اپوزسيون و بعد هم يک رفراندوم برای تعيين حکومت راه بيفته به نظرم خيلی بهتر از وضع موجوده.
من هيچ کس ديگه ای که مردم بشناسنش سراغ ندارم.
و راستش بر خلاف تو خيلی زياد از مردم خوب شنيدم در مورد اونها.
تو تاکسی و تو صف بانک و ... مردم يا می گن شاه خدا بيامرز فلان و بهمان يا می گن کاش آمريکا بياد اينا برن.
اما خوب به هر حال اينطور که معلومه قرار نيست اين اتفاق بيفته.


همين.


داريوش 11:06 @ Tue, 31 May 05

آقای آرمان گرامي :
3- شما خودتان در کامنت ۳۷ با منطق ملا خواندن سعيد او را جاسوس خطاب کردي! و من تنها اين منطق تو را زير سوال بردم و گفتم شما هم که به ناموس فاطمه قسم می‌خوری را می‌توان گفت جاسوس رژيم؟ که بعد هم گفتم نه! نمی‌توان گفت! ...اصلن نگرفتی چی شد! من کی گفتم شما جاسوسی عزيزكم؟
2- منظورم از آزموده را آزمودن خطاست، مردم بود نه شاه‌زاده! ... چرا كه يك‌بار نا‌آگاهانه كاري كردند كه منتج شد به اين وضع! دوباره چشم بسته بخواهند كاري كنند مي‌شود همين وضع و چه بسا بد‌تر!
1-در خصوص تضمين براي تشكيل آن‌چه كه شعار مي‌دهيم نيز راه‌حل آن وجود نهاد‌هاي مدني، رسانه‌ها و مطبوعات آزاد است كه افشاگري كنند! وگرنه بعله! مي‌شود همين كه شد!
ببخشيد كه از آخر جواب دادم!


سیاهکل 10:37 @ Tue, 31 May 05

عمو شبح هنوز منتظر نظر ت هستم ها!!


عباس رضائی 10:11 @ Tue, 31 May 05

سلطنت رئیای ممنوع. مردم ایران اقا بالا سر نمی خواهند. چند نکته برام جالب بود در این مباحث ولی اکنون وقت ندارم شب که برگشتم در این مورد منم نظر می دم ولی مردمی را که عقب باشند می شود عقب نگه داشت.ولی اگه جلو رفتن نمی شود به عقب برگرداند.و ین کوتاه و مختصر یعنی اقای پهلوی فعلا به حساب و کتابش برسد.اگه قرار است کسی رهبر اپوزسیون شود این همه رهبر سیاسی است که همه از سیاست سر در می اورند
اقای پهلوی کارهای مهمتری دارند از سیاست


شبح 8:48 @ Tue, 31 May 05

فرانک گرامی!
از تعريف شما متشکرم. اما آيا رفتار شما و نوع برخوردتان در اين نظرخواهی درست و اصولی است؟ آيا فراموش نمی‌کنيد که در اينجا بايد حول موضوع خاص بحث کنيد؟
دوست عزيز! ناگهان آن‌چنان نيامده خودمانی می‌شويد که اين نظرخواهی را با چت روم اشتباه می‌گيريد و می‌نويسيد؟:"راستی دوستان گرامی،
فکر ميکنيد قرآن قشنگتره يا کتاب حافظ؟"

آرمان گرامی!
تصور نکنيد اگر پاسخی به حرف‌های شما داده نشد. حرف‌های مهمی زديد. به نظر من دفاع از رضا پهلوی چه به عنوان بچه‌ی شاه و چه به عنوان شخص مجهول‌ الهويه‌یی که نبايد بپرسيم پدرش کيست؟ يا ثروت‌اش را از کجا آورده؟ يا به چه دليل بايد بيايد و سايه‌ی مبارک‌اش را بر سر ما بياندازد؟ دفاع ارتجاعی و مربوط به گذشته است. از آنجایی که در ايران زنده‌گی مي‌کنم و صبح تا غروب در بين مردم هستم و هيچ نشانه‌یی از کوچک‌ترين علاقه به بازگشت بچه‌ی شاه به صورت جدی نمی‌بينم در موردش در وب‌لاگ‌ام تا حالا ننوشته بودم. اما خب ظاهرا در اينجا و در فضای اينترنتی طرف‌دارانی دارند ايشان. پس به‌زودی مطلبی در موردشان خواهم نوشت و آن‌وقت خوش‌حال می‌شوم شما در نظرخواهی نظرتان را بگوييد.


faranak 6:04 @ Tue, 31 May 05

من آرمان را خيلی دوست دارم. ميدونيد آرمان خيلی رک و بی ريا و صادقانه و البته با خلوص نيت حرف ميزنه. يادم مياد كه:.....
بعدا درموردش توضيح ميدم


faranak 5:40 @ Tue, 31 May 05

راستی دوستان گرامی،
فکر ميکنيد قرآن قشنگتره يا کتاب حافظ؟


faranak 5:31 @ Tue, 31 May 05

آرمان خدا لعنتت كنه! از وقتی نوشتتو خوندم دارم از خنده دلدرد ميگيرم


آرمان 4:48 @ Tue, 31 May 05

نانای محترم،

من که اولش گفتم اين يک بحث ثانوي بوده و هدف اولي مون همان ريشه کنی ملايانی مثل "سعید آخونده" است ولی جنابعالی و دو نفر ديگه مثل اينکه علاقه زيادی به يادگيری حقايق داشتند. به هر حال خيلی خوشحالم که چيزهای زيادی را من و فرانک به شما جوانان احساسی آموختيم. فردا اگر حرفی از رضا پهلوی اومد قبل از آنکه چشم بسته بطرفش سنگ پرتاب کنيد کمی قبلش به آنچه امروز شنیدید فکر ميکنيد.

آخرين مطلبت همان طور که فرانک عاقل گفت مثل بچه ها بود که سنگ مياندازند و فرار ميکنند ! من اين رفتارو بيشتر از ولايتی ها ديده بودم که آخر هر بحثی بعد از اونکه کم ميارند ميگويند: "تو مزدور آمریکای خونخوار جنایکتار هستی ! در قران نوشته ما (خدا) در دلشان قفل زدیم ! پس با تو بحثی نمیکنیم !" (حدیث دائی جان)

اگر کسی قراره با ترس از رضا پهلوی (الهم صل علی محمد و آل محمد) بره رای به آخوند بده همان بهتر که بره بده !

از پرتاب سنگ آخریت نتيجه ميگيريم که يا من، فرانک، رضا پهلوی و ۳۰۰۰ نفری که توی سایت گویا او را نفر اول کردند، جاسوس رژيم هستیم و يا تو زبونم لال به ما تهمت ناروا ميزنی که دلت را خنک کنی.

موفق باشی دوست من


faranak 3:48 @ Tue, 31 May 05

جالبه !!!
نانا اول به من گفت : فارسی بنويس وگرنه حوصله خواندنش را ندارم. بعد که آرمان فارسی سليس نوشت و حتی اعلام هم کرد که به ترکی و هر زبان ديگری هم آمادگی برای نوشتن داره، باز هم نانا يك بهانه ديگه آورد و در رفت. در هر صورت ازت ممنونم که منو وادار کردی فارسی نوشتن ياد بگيرم.


Nader 3:35 @ Tue, 31 May 05

سلام و خسته نباشید بر تمام یاران . خبر رسید که پی گیری ها به نتیجه رسید . همرزم ِ مبارز از تاریکخانه رهایی یافت . مبارک باد این همبستگی.


faranak 3:11 @ Tue, 31 May 05

ey baba
heyf shod ke!!! man taze yek molla hasanie jadid gir oworde boodam be esme nana ke oonam dar raft. be ghole almaniha SCHADE. albate chejoori ham dar raft!! mesle bacheha ke ke zooreshoon be bozorgtareshoon nemirese va 2 ta fohsh midano 2 ta dad mizanano daro mohkam mibandano miran too otagheshoon gerye mikonan!!!
albate hosne injoor bahsha dar ine ke chehrehaye mokhtalef khodeshoono neshoon bedan. dar har soorat nana ham mesle fmsokhan be jam'e behnoodian peyvast


nana 2:56 @ Tue, 31 May 05

آرمان ۷۱

هيچ ميدونی که اين حرفهای تو و فرانک در اين مقطع زمانی با خط ترساندن مردم ايران از طرف رژيم اسلامی از خطر امريکا و يک نوکر دست به سينه همخوانی شگفتی دارد !!!!!! پس تعجب نکن که من بنا به هوش متوسطم کمی شک کنم که آيا شماها اينجا آمده نيم پهلوی را مطرح ميکنيد !!!!! يا اينجا آمده مردم ايران را ميترسانيد که بروند رای بدهند !!!!!!!!

البته خدای من ناکرده تصور نکنيد که من به شما اتهامی ميزنم ها .....حاشا و کلا !!!!!!
که من تنها مکنونات ذهن خود را با صدای بلند مينويسم و بس !!!!

و به همين دليل که دچار ترديد از نوع دفاعتان از نيم پهلوی که کماکان برای من هيچ گوزی نيست !!!!!! و هدف رژيم کنونی اسلامی از ترساندن جوانان و دانشجويان !!!!!
برای دامن نزدن به تبليغات دو طرفه شما که از کوری شما نسبت به توان و درک مردم ايران سرچشمه ميگيرد اين بحث را ناتمام ميگذارم و خفه ميشوم و اين خفگی صرفا به خاطر منافع مردم ايران است و بس . نانا


آرمان 2:40 @ Tue, 31 May 05

نانا گرامي،

رضا پهلوی از جانب من و خیلی های دیگر (توجه کن نه همه عالم) صالحترین شخص برای رهبری اپوزیسیون (نه شاه بودن و سلطنت) است.

همین شخص برای شما ...ز است. خوب چه اشکال دارد. هرکس با توجه به شناخت خودش دیگران را محک میزند. من و فرانک و سایر همفکران آزاد اندیشمان برای یک "رای" شما احترام قائليم. ولی همان طور که فرانک عاقل گفت: خود را نماينده مردم فرض کردند و عقيده خود را عقيده همه دانستند اوج "خودخواهي" است.

اگر همین فردا رفراندمی عادل برگزار کنند تا نوع حکومت را مشخص کنند و حکومت ناب محمدی (طالبانی) رای اکثریت بیاورد, با ناموس فاطمه قسم منهم به رای آنها احترام میگذارم و آن حکومت را مشروع میدانم.

نکته مثبت این قضیه اینست که هم من و هم شما هر دو بر رای اکثریت مردم احترام قائل هستیم که این خود بر خلاف دستورات صریح اسلام است.

موفق باشید.


faranak 2:35 @ Tue, 31 May 05

nana jan
kholfe vade kardi va dobare eshareie be esme man kardi. khoshhalam az in karet, va bahs ra edame midam. vali felan mashghoole kari hastam va be zoodi khedmat miresam


nana 2:27 @ Tue, 31 May 05


آرمان الدوله !!! گرامی

بابا شما زياد ايشان ايشان ميکنی داداش !!!!
حالا يه کم پياده شو با هم بريم !!!!!!

نوشته ای :

** ایشان نوع حکومت را بر اساس خواست اکثریت ملت تعیین میکند **

اولا ایشان چه گوزی هستند که نوع حکومت را بنا بر هرچیزی تعیین کنند !!!!!!

داداش من ایشان برای تو و فرانک !!!! ایشانند !!!! برای شخص من بچه پولداری خوش گذاران که مدارک عضو مافیای سیسیل بودنش را هنگامی که سی ساله بود با عکس او در عرشه کشتی تفریحی با یکی از سران مافیا !!!! خودم در تایم ديده و
مطلبش را خوانده ام !!!!!!!
حال اگر دو سه ساليست که بوی کباب از دور شنيده و نفهميده که خر داغ ميکنند !!!!!
اندکی سياسی شده و ادای اپوزيسيون را در آورده و برنامه چيده که با ساپورت نئو کانها بر موج بدبختی مردم ايران سوار شده و دوباره مردم را فريب دهد که دليل نميشود همه ما او را ايشان بدانيم !!!!!
مگه ما مغز خر خورده ايم که با اين رژيم مبارزه کنيم برای جلوس ايشان به جای اين رژيم !!!!!!!
آرمان گرامی
درست است که مردم ايران را همه دست کم گرفته و عده ای با قاليباف و ....دو عدد جانی و خر و الاغ برای اين مردم عشوه های الاغانه ميريزند ولی اين دليل نميشودکه مردم ايران واقعا الاغ باشند که ؟ !!!!!

باز هم ميگويم نيم پهلوی جز يک ايرانی در خارج از کشور در تاريخ سياسی ما هيچ گوزی نيست .
به همين دليل شما هائی که مخالفيد و معتقديد که او گوزی هست !!!! ايشان را ايشان بناميد من که ميگويم نيم پهلوی!!!!!! نانا


آرمان 2:27 @ Tue, 31 May 05

ملا سعید گرامی میفرمایند:

"آنگاه اگر رضا پهلوي بر اساس عرف سياسي آنهم در شرايط دموكراتيك در زير چشم نظارت بين المللي از طرف مردم ايران به عنوان رئيس حكومت يا دولت يا رياست جمهور ... برگزيده شد؛ خوب گل به جمالش و دمش گرم. لابد واجد صلاّحيت شناخته شده از جانب قاطبه مردم! آنوقت ديگر من و شما چكاره ايم كه بخواهيم در مقابل ارّابه تاريخ بايستيم و قمپز بيائيم؟"

احسنت ! این دقیقاً منظور من و فرانک و سایر آزاده اندیشان است.

در ضمن مرحوم مظفر آخوند ملا نائيني کیلوی چنده ؟! توصیه میکنم از رفرنس آخوندی در جایی که چند تا با سواد دارند بحث سیاسی و منطقی میکنند, استفاده نکن. اگر خواستیم درباره ولایت مطلقه وقیح و یا شرایط طهارت بیشتر آشنا شویم به چرندیات او رجوع میکنیم.


آرمان 2:08 @ Tue, 31 May 05

آقای حسین گرامی ۴۴،

فرمودید: "چرخهاي ارابه تاريخ ، به عقب نمي چرخند. نظام سلطنتي، بعد از وقوع جمهوري (هرچند از نوع نيم بند واسلامي اش باشد!)قابل تكرار نيست."

مشکل شما و دیگر افرادی که گول تبلیغات آخوندان را خورده اند اینست که بدون شناخت کافی از چیزی و با توجه تصویر غلط آن در ذهنتان قضاوت خام و ناعادلانه میکنید. مثلاً چون از بچگی شنیده اید کمونیست یعنی خدانشناس، پس اخه ! همین طور هم فکر میکنید رضا پهلوی یعنی همان شاه و ادامه سلطنت. این باره سومه که تکرار میکنم.

***من شخصاً به سیستم جمهوری معتقدم ***

شما هم به هر سیستمی که دوست دارید معتقد باشید و رای تان قابل احترام است. همان طور که فرانک عاقل اشاره کرد نظر ما فقط یک رای است. نوع حکومت را رای *اکثریت* مردم تعییین میکنند. پس نه من و نه شما و نه نانا و نه رضا پهلوی حق دارد که نوع خاصی از حکومت را شاف من و شما کند. چرا که ما انسان شریف هستیم و حق رای داریم. به این میگویند دمکراسی.

{...او ميخواهد سوار برتانكهاي آمريكايي...}

این حقیقت ندارد و فقط تبلیغات آخوندان است که شما عیناً تکرار میکنید. رضا پهلوی سوار بر رای من و شما میاید *اگر* ما به او رای بدهیم. این جمله فارسی است و من امیددارم که اینبار (بعد از 8 بار تکرار از سوی من و فرانک) فهمیده شود.

حقیقت دیگری را که هنوز شما بعد از تکرار مکرر هنوز نفهمیده اید و یا نمیخواهید بفهمید اینست که طرفداری از رضا پهلوی به معنای حمایت از سلطنت نیست. (5 باره) رضا پهلوی معتقد است که نوع حکومت را رای اکثریت مردم مشخص میکند. بخدا این جمله فارسی است. هرچند که شما میتوانی آنرا ادعا بخوانید و خواستار اثبات آن شوید ولی دروغ دانستن آن, پیشداوری و خطاست.

{..با سر و وضع يك شاهزاده، در انظارعموم ظاهر مي شود...!!}

بخاطر اینکه او یک شاهزاده است (توجه کن "شاهزاده" نه "شاه") و تمامی جهان برای خانواده او احترام قائل هستند. من شخصاً با آنکه شاه و رضا شاه را دیکتاتور دانسته و آرمانی نمیدانم ولی روزی هزار بار به روح شاه قرین رحمت میفرستم. دوران "ستمشاهی" در *مقایسه* با این حکومت مذهبی آشغال دوران طلایی بوده است (هرچند که آرمانی نبوده).

هرچند که هدف رضا پهلوی و حامیان بیشمار و روز افزون او برگشت به شرایط زمان پدرش نیست ولی اگر ما فرض کنیم که به آن دوران و بدون هیچ تغییری برگردیم هم خودش پشرفت قابل ملاحظه است. ولی باز هم تکرار میکنم هدف ایشان چنین نیست و امیدوارم که شما هم بدون تعصب این حقیقت را بفهمید.

{...كه كسي كه ادعاي جمهوريخواهي دارد بايد با تمامي متعلقات سلطنتي خداحافظي كرده باشد...}

کسی نگفته که پهلوی ادعای جمهوریت دارد و مخالف سلطنت است. چرا نمیخواهید بفهمید ؟! خیلی ساده است. (هزار باره !!!)

** ایشان نوع حکومت را بر اساس خواست اکثریت ملت تعیین میکند **

این ممکن است جمهوری باشد و یا سلطنت و یا هر زهرمار دیگری.

اگر اینبار این جمله را شما و یا دیگران نفهمند من آنرا به ترکی و یا زبان دیگری که قابل فهم باشد بیان خواهم کرد.

موفق باشید


آرمان 1:34 @ Tue, 31 May 05

آقای داریوش ۴۱

فرمودید:
"۱- حضرات ِ كنوني هم همين‌ها را 26 سال قبل گفتند و همش مردم مردم و جمهوري مي‌كردند ! بعد كه به حكومت رسيدند شد: جمهوري اسلامي! نه يك كلمه كم‌تر نه يك كلمه بيش‌تر!"

بر اساس این منطق شما, ما نباید به هیچ نوع حکومتی اعتماد کنیم ! یکم بچگانه به نظر میاد ! منهم میگویم هر حکومتی که شما مدعیش باشید فردا دروغ خواهد گفت ! خلاص !


"2- آزموده را آزمودن خطاست!"

رضا پهلوی هیچگاه آزموده نشده. قضاوت او بر اساس تجربه پدرش, "آزمودن" نیست و "پیش داوری" است که در فرهنگ تمدن و ترقی مردود است.

"3- تو هم كه ملا‌كاري مي‌كني! (...ناموس فاطمه... :) ) پس جاسوسي؟! فكر نكنم!"

درس امروز: هر که به ناموس فاطمه قسم بخورد جاسوس است !! والله چی بگم ! من میگم به نظر من رضا پهلوی صالحیترین فرد برای رهبری اپوزیسون است. شبح عزیز میگوید من طرفدار ج.ا. هستم ! من به ناموس خدای یک ملا قسم میخورم, شما هم میگی من جاسوسم ! با این منطق قوی (!) شما, نتیجه میگیریم که 90 درصد مردم ایران (که به ناموس فاطی و غیره قسم میخورند) جاسوس هستند !!


faranak 1:12 @ Tue, 31 May 05

dar zemn
ja darad ke az shabahe aziz bekhatere inke emkane bahs ra dar inja faraham mikonand va mesle bazi az sinechakane aziadi tan be sansoor va hazf nemidand nahayate tashakor ra dashte basham


faranak 1:03 @ Tue, 31 May 05

merci azizam
tamame talashe manam hamin bood ke to bahs be chalesh bekeshamet ta digaran bekhoonan va ghezavat konan
sepas


Virus 0:49 @ Tue, 31 May 05


چه صدف ها كه به درياي وجود /
سينه هاشان ز گهر خالي بود ! /
ننگ نشناخته از بي هنري /
شرم ناكرده از اين بي گهري /
سوي هر در گهشان روي نياز /
همه جا سينه گشايند به ناز ... /
زندگي – دشمن ديرينه ي من – /
چنگ انداخته در سينه ي من /
روز و شب با من دارد سر ِ جنگ /
هر نفس از صدف ِ سينه ي تنگ /
دامن افشان گهر آورده به چنگ /
وان گهرها ... همه كوبيده به سنگ ! = مشیری


nana 0:45 @ Tue, 31 May 05

اگرچه باز هم پينگليش نوشتی باز هم به احترامت خواندم و اين پاسخ کوتاه را برايت مينويسم و تمام

اين سلسله از گفت و گوی خود و فرانک را تا اينجا به عهد خوانندگان عزيز ميگذارم که خوانده و قضاوت کنند . روز همگی خوش نانا


faranak 0:37 @ Tue, 31 May 05

dar zemn, chi shod ta hala hosele dashti hala pinglish neviri bahoone mikoni? nakone residi be akhare khat? motmaen bash agar weblognevis naboodi va eddeaye mobareze baraye azadi nemikardi inghadr be paro paat nepichidam
khalas


faranak 0:33 @ Tue, 31 May 05

nanaye golam
ghabl az har chiz khoshhalam ke sonnat shekanie man natije dad va be ghole ganji toonestam zaboonat ra ta hade ziadi behdashti konam ke moaddabtar harf bezani
man ettefaghan chon pinglish minevisam hame ja say mikonam peygham kootah bezaram, vali to chon javabhaye toolani be man dadi man ham nachar boodam ke javabhaye toolani bedam
aval. nemidoonestam ke estefade az jomle va manteghe khode taraf baraye javab dadan be harfash 'IDEE' nam darad, bara hamin bekhatere teze jadidat ke man donbale royash shodam behet tabrik migam
dowom. pas harfeto avaz kardi va ba man ham aghide shodi, va reza pahlavi ra namayandeye faghat darsade kochaki az mardom ke saltanat talab ham hastand nemidooni. manam hamin eterafo mikhastam azat begiram. azize man dar tamame neveshtehaye man (hamoontor ke ghablan ham goftam) yek 'AGAR' nahofte bood, ke agar mardom pahlavi ra bekhan atklif chist? va to hagh nadari khod ra namayandeye mardom bedooni
sewom. bana na bar in gozashtam ke mifahmi man chi migam, hala agar mikhahi ba manteghe ye bacheye kelase sheshome ebtedaie javab bedi moshkele khodete
chaharom. rastesh in harfet ra bawar nemikonam ke bara ye hezbollahi in hagho gha'el beshi, motmaen hastam ke doost dari gelooye chin kasi ra jer bedi. pas fahmidanesh baram sakht nist balke bavar kardanesh sakhte
panjom. baz ham tekrar mikonam ke man pahlavi ra dar ghalebe shah nemikham, balke agar mardom az in baba esteghbal konand baraye ray dadan ya rahbari, man ham be anha mipeyvandam. dar zemn baz ham takid mikonam ke afkaret fosili va asre hajari hast, chon tanha rahe sarnegoonie rejim ra enghelabe khoonin midooni, dar sooratike man ham nagoftam ke ba ghorboonet beram in hokoomat dood mishe, behtare bargardi ye bar dige cammente ghablimo bekhooni. pas khodet koor khoondi. bebakhshid ke dobare ideeye toro dozdidam!!! zemnan avalan man eddea nakardam ke ahle tazahorat bara pahlavi hastam va dar zemn az goloole ham mitarsam, vali shahamate goftanesho daram va mesle to shoare az rahe door nemidam. to hatta zendegi dar iran ra natoonesti tahamol koni va hejrat kardi, hala mikhahi jooneto bedi? say mikonam bawar konam
sheshom. ajab daliiiiiiiiili!!! nemidoonestam ke to inghad asheghe pishmarg dari ke barat in peyghamha ra mifrestan!!! pas age faghat ba chenin commenthaie movajeh mishi man natije migiram ke ellatesh charand neveshtane khodete. dar zemn baz ham ke goozo shaghighe ra be ham rabt dadi, mesle in mimoone ke man be ye moallem begam chera bad dars midi? va oon bege age rast migi khodet moallem sho va khoob dars bede!!! moallem ba moallem moghayese mishe va weblognevis ba weblog nevis


nana 23:32 @ Mon, 30 May 05

فرانک گرامی ۵۸

قبل از هر چيز بايد برايت بگويم که اگر بحث را با نوشته های پینگليش ادامه بدهی نظر به بی حوصلگی خواندن آن پاسخی به تو نمیدهم و این آخرین پاسخ است
پاسخت را یک بیک میدهم

اولا = ایده مرا روز روشن !!! دزدیده و به خودم حواله میدهی بابا ایوالله به این خلاقیتت!!!!!
دوما = این درصدهای ادعائی!!!! تو را هیچ چیز جز رفراندوم نشان نخواهد داد !!! پس هم تو و هم من باید تحمل کنیم تا با انتخاباتی که برای تعیین جانشینی رژیم اسلامی برقرار میشود درصدها هم جای خود را نشان دهند!!!!!!!
سوما = سخن از جوانانی که من ميلی بهشون ندارم !!!!! زده ای مگه اين جوانان عزيز غرب زده قورمه سبزی هستند که من به آنان ميل داشته يا نداشته باشم !!!!!!!
چهارما = من هم برای تو اين حق را قائلم که نيم پهلوی را شاه ايران بخوانی !!! و هم برای اون حزب الهی در ايران که خامنه ای را روح خدا!!!!!! و هم برای خودم که مردم ايران را تنها صاحب اختيار ايران !!!!!!!! ميدانم کمی برايت سخت است !!!ولی سعی کن تلاش کن جديت کن !!! تا بفهمی چی ميگم !!!
پنجما = فرانک عزيز پهلوی پرست من !!!! اگر تو با خود خيال کرده ای که اين رژيم آدمخور !!!! با قربانت بروم و فدايت بشوم و نصيحت !!!! دست از سر اين ملت برميدارد متاسفم که بگويم کور خوانده ای !!!!! برای
ريشه کن کردن نهائی اينان هر اتفاقی که بخواهد بيفتد عده ای به خاک و خون خواهند افتاد من جای خود را برای اين روياروئی رزرو کرده ام و بارها گفته ام که به ايران خواهم آمد .
ولی تو که مرا موش ناميده ای چرا همين امروز با در دست داشتن عکسی از رضا پهلوی به خيابان ولی عصر نميروی و برای او تبليغ نميکنی !!!!! اگر که مانند من موش !!! نيستی و در ايران زندگی ميکنی؟
ششما = باز کردن پیام گیرم دلیل شهامت من نیست دلیل شهامت من نوشتن رک و راست و با توهین به هر کسی که بخواهم در صفحه اول وبلاگم است . و برای این نوع نوشته ها نظر احدی را نمیخواهم بدانم چون به اندازه کافی مستقل فکر و عمل میکنم و در ضمن حال و حوصله سلام تو نازی !!! و دستت درد نکند !!!!! و به وبلاگت لینک دادم !!!!و تو چه خوبی !!!!!و من چه گلم !!!!و این حرفها را ندارم و یه راست میروم سر لب کلام
تازه بعد از همه این حرفها فرانک گرامی تو خودت چرا وبلاگی با کامنت باز نداری !!!!!هان !!! نکنه فعالیت برای نیم پهلوی وقتی برای باز کردن وبلاگ برایت باقی نمیگذارد !!!!!! نانا


faranak 22:55 @ Mon, 30 May 05

nana jan
ta fardaye ghiamatam ke bekhahi bahso bahat edame midam magar inke khodet ja bezani
maghlate namato khoondam va taajjob kardam ke chera be zaboone tohin motovassel shodi, baraye hamin baraye avalin bar sonnat shekani mikonam va ba tarafe moghabelam be zaboone khodesh harf mizanam, shayad intori too kalleye pookesh foroo bere
aval. ettefaghan in jomle ra man mikham be to begam, esme pahlavi va banisadr ra har chi mikhahi bezar, az nazare man inha 2 ta jaryane tasir gozar hastan(rooye khoob ya badeshoon takidi nadaram), va mahze ettelaye to man aslan ba banisadr miooneye khoobi nadaram bekhatere afkare mazhabish
dowom. bale har kasi ya jenahi tarafdarani dare, jomhoorie eslami , hitler, reza pahlavi,... va hata khode to va tarze fekret ham tarafdarani dare!!!! amma chizike mohemme darsade in tarafdaran hast
sewom. in javanha ke to beheshoon meyli nadari motoassefane aksariate jamiatemoono tashkil midan
chaharom. khoshhalam bahso be oonja keshoondam ke to afkare fosili va asre hajarito bara hame be namayesh gozashti va hanooz ham harf az sine separ kardan joloye goloole mizani. vali agar tarafdare kasani hasti ke tan be inkar midan pas kheyli goh mikhori ke khodet mesle moosh gomo goor shodi va rafti kharej, befarma iran va avalin kasi bash ke joloye goloole miiste. man bar khalafe to ba hasan agha ham aghide hastam va motaghedam ke hamoon dokhtaraye jigoole arayesh karde pedare in akhoondaro dar miaran
panjom. in ke migi be mano digaran rabti nadare ke che esmi roo pahlavi mizari, pas ba in estedlale to be to va digaran ham in ghalata naymade ke baziha khameneie ra namayandeye khoda dar zamin midoonan
sheshom. ghesmate akhare sohbate to rabte gooz be shaghighe hast, tamoome soale man in bood ke to chera shahamate baz gozashtane comment ha ra nadari, ke ba manteeeeeeeeghet javabe harfamo gereftam


nana 21:36 @ Mon, 30 May 05

فرانک گرامی ۵۴

خوب دارم مثل فرفره پاسخت را ميدهم !!!!!

اولا به من نگو که رضا پهلوی جريانی است که در مردم طرفدار داره !!!!!
که اگر بگوئی به تو پاسخ ميدهم که همين رژيم جمهوری اسلامی فعلی هم تا روز و ساعتی که سرنگون شود و حتی بعد از آن بين بخشی از مردم ايران طرفدار خواهد داشت !!!!!!! پس بيائيم و بر اين مبنی بگوئيم خوب هستند و کافی !!!!!!!

نه خير جانم هر کسی از جمله نيم پهلوی و اين رژيم تنها نماينده بخشی !!!!! از جامعه هستند اين را در آن کله ات فرو کن تا بريم سر باقی حرفها !!!!!! ميفهمی چه ميگويم يا
نه ؟

دوما تو بنی صدر و نیم پهلوی را هرچه که میخواهی بدان برای من اهمیتی ندارد من آن دو را دو مرد ایرانی خارج از ایران میدانم و بس !!!!!!!!!!! به تو هم نمیگویم دست از دوست داشتن آنان بردار !!!!!!!!

سوما حضور محترمت عرض کنم من اون قشر جوان مورد ادعای شما که غرب را دوست دارد !!!! و نیم پهلوی را میخواهد !!!!
متاسفانه دارای شهامت و جرات رفتن جلوی گلوله و مبارزه با مشتی هیولا نمی بینم
هیچ یک از آنان به مبارزه مرگ و زندگی برای روی کار آوردن نیم پهلوی دست نخواهند زد !!! درست مانند ساواک و ارتش با اهن و تلپ شاه که چون گوزی در باد مردم ایران در ۲۲ بهمن محو گردیدند و مزدوران ساواک!!! شاه بی لحظه ای تاخیر به مزدوری ساواما!!
مفتخر شدند !!!!!!!
چهارما هر کس را به هر لقبی که میخواهم میخوانم و ربطی به شما و دیگران ندارد !!! که برای من تعیین کنید که نیم پهلوی را نیم پهلوی نخوانم !!!!!!
این ادبیات آخوند و شاه و کمونیست و ......را هم برای من رو نکن که ادبیات خود را بالاتر از همه آنان میدانم و دوست دارم و ادامه میدهم تو دوست نداری نخوان و با من وارد دیالوگ نشو عزیزم !!!!!!

در مورد باز کردن بخش کامنت هایم متاسفم که برایت بگویم این کار را نخواهم کرد و تمامی جاهائی هم که مانند فرفره !!!! پیام میگذارم اگر صاحب وبلاگ خوشش نیامد میتواند بدون ذره ای ملاحضه آنرا پاک کرده و مدیون من نباشد والسلام . نانا


آریا 21:24 @ Mon, 30 May 05

.... میدونی شبح عزیز.

خیلی با خودم کلنجار میروم که یه جورایی خودم را خفه کنم. ولی نمی تونم. علّتش اینه که هنوز متعهد به بعضی تکالیف فردی هستم و بعضی وقتا هم آنقدر خجالت می کشم از اون آدمهای نازنینی که نمی شناسمشان و با حالتی سرشار از امید به من چشم دوخته اند. انگار که رابین هودم من!. در طول اینهمه مدّتی که ننوشتم و صدها بیراهه ی مزخرف برای گریز از وجدان معذّب و آزاد شدن و دل کندن آدمها از خودم پیمودم، ولی نشد که نشد به جان عزیزت قسم. چه دلهایی که حتّا شکستم و بازم نشد که نشد!. اصلا انگار نه انگار. مختصر و مفید مطالبی را می نویسم. هر چند امید ندارم که به بار نشینند. ولی خب.! گفتنشون به نگفتنشون شاید بیارزد. خودم نمی دانم از کجا شروع شد، ولی حدس می زنم که زندگی و تجربه های تاق و جفت به من فهماندند که در مملکت ما ایرانیان، بسیاری از مسائل را نمی شود با تحکّم و پشت گوش اندازی و ندید گرفتن و نفرت و کینه توزی از پسش بر اومد؛ بلکه بیش از هر چیز باید با گشوده فکری و حوصله ای مقاومتر و با دوامتر از صبر ایوب به برطرف کردن آنها رو آورد. ما قبل از اینکه به مجاب کردن همدیگر در باره ی لم و بم اعتقادات و نگرشهامان بپردازیم، باید یاد بگیریم که چگونه میشه با همدیگه دوست بشیم و از نزدیک به حرفهای همدیگه گوش کنیم و چگونه میشه با کمک کردن به همدیگه از پس اینهمه فلاکت شمارش ناپذیر بر اومد بدون آنکه بخواهیم شاهرگ همدیگه را در آغاز یا انتهای همکاریهایمان ببریم. من از وبلاگ تو و بابای عرفان و یه چند تایی دیگه از وبلاگ نویسان، واقعا خوشم میاد. نه به دلیل آنچه می نویسید؛ بلکه به دلیل شهامت و جراتی که در « مدارا بودن » در سیستم نظر سنجی از خودتان نشان می دهید. شایان آفرینه. وبلاگت را از اون موقع که خودت یادته تا همین امروز مرور می کنم؛. بارها خواستم چیزی بنویسم؛ ولی منصرف شدم. سعی کردم آنچه را که در لابلای مطالبت مبهم و نارسا و کژ دیده شده اند در پاره اندیشه های خودم به نحوی روشن کنم حتّا اگر در چند خط ساده باشه. این یکی دو روز اخیر دیدم که « سعید گرامی » وارد بحث شده است و درگیری شروع شده. خب از یه نظر خوبه. از یه نظر نیز بده. زیرا چیزی که خیلی آزارنده می باشه، فحش و فحکشاریها و تحقیر کردنها و متلک گفتنهاست که دیگران را از وارد بحث شدن بیزار می کنه. من یقین دارم که تو اگر خودت نقش « میانداری » را به عهده می گرفتی، خیلی خوب می شد وبلاگت را به یک مجلس رایزنی تبدیل کرد. دریغا که اینطور نیست و تو اجازه می دهی که دیگران حتّا اگر حرف حساب نیز داشته باشند، جملاتشان را در لابلای توهینها و تحقیر کردنها فرمولبندی کنن. این به نظر من، جوانمردی نیست. لزومی ندارد ما با آنانی که مثلا همعقیده و چه بسا مخالف عقاید ما هستند، برخوردی ضدّ انسانی کنیم. کافیست دیدگاههای آنها را مستدل و شفّاف برسنجیم تا نه تنها شخص مدّعی چیزی بیاموزد؛ بلکه دیگرانی که خواننده ی مطالب ما هستند نیز چیزی یاد بگیرند. من یه دوسه نکته را می گویم و برمی گردم به مغاکم.
1- سعی کن در آغاز هر مبحثی که می گشایی، اول از همه در باره ی تئوری و مغزه ی آن مسئله بحث کنی و سپس با اشاره به یکی دو مثال به عمق مسئله ای که بازگشوده ای ، وسعت بدهی. مثلا در باره ی انتخابات، اول باید در باره ی اینکه، « انتخاب چیست؟. »، بحث کوتاه و مفیدی را مطرح کنی، سپس بروی سراغ آنچه واقعیّت ایرانزمینه. طبیعتا می توانی نظرات فردی خودت را نیز در همان بحث آغازین، فرمولبندی کنی. 2- اینکه دیگران مجاز و محقّند در باره ی نه تنها نظرات شخصی تو، نظر بدهند؛ بلکه مجاز و محقّ نیز می باشند که بدون توهین و تحقیر و دشنام و فحاشی به یکدیگر یا دیگران، به سنجشگری و بیان آرا خود همّت کنند. اصل را باید بر این گذاشت که موضوع را روشن و آشکار کنیم؛ نه اینکه اهداف و مقاصد و نیّتهای معمّایی خود را به کرسی بنشانیم و دیگران را با انواع و اقسام توهینها و متلکها از بحث به بیرون پرتاب کنیم. ای شبحی نازنین!. چه ارزشی خواهد داشت وبلاگت اگر فقط شبانه روز، تکنوازی در آن بشود و حرفهای انسانهایی مکرّر شود که هزار بار گفته می شوند و راه به جایی نمی برند؟.
ممکن است که ( حق هم داری )، به من بگویی که چرا خودت سیستم نظر خواهی ات را باز نمی ذاری و این مباحث را دنبال نمی کنی. راستش را بخوای، قضیه به وقت مربوط میشه. بعدش هم سئوالاتی که طرح می شوند، مجبورم که دائما در سبقه و ریشه یابی مسئله به عمق تاریخ و روان یک ملّت، فلاش بک بزنم. اینه که مباحثم طولانی و خسته کننده می شوند. باید تمام وقت جلو کامپیوتر بنشینم که محاله برام به دلایل بینایی که خودت خوب می دانی. بگذریم. آنچه سعید گرامی در این جا نوشته، همانطور که برایت نوشتم. در لابلای پاراگرافهای « سعید » می توان جملات بسیار گرانبهایی را دید که شایان تامل می باشند. آخه شبحی ناز!. به من بگو. کدام انسان عاقل و با هوش حاضره یک قطعه الماس گرانبها را به دلیل آنکه در سطلی عن و گه افتاده به دور اندازد؟. آیا بهتر نیست که الماس را بگیریم و فضولات را به دور اندازیم. آیا اندیشیدن سوای آنست که ما مغزه ی مایه دار و کارساز هر چیزی را بپرورانیم و بار آور کنیم؟.
فرض کن انسانی به نام شبح و انسانی دیگر به نام « خسن آقا » ( کاکوی بی معرفت من!. ) بیایند در معیّت دیگر وبلاگ نویسان دائم بر این مسئله پا بفشارند که « آزادی بیان » و آزادی بیان و آزادی بیان. من این تلاشها را همواره ستوده ام. ولی می دونی شبحی ناز! مشکل کجاست؟. قضیه بر می گرده به اینکه وقتی قراره من با چیزی مبارزه کنم، اول باید آن چیز را خوب بشناسم؛ نه اینکه ناشیگری خودم را در مبارزه با کارها و رفتارها و کردارهایم رسوا کنم. ببین دوست خوبم. در اسلام، آزادی بیان ( = View ) وجود داره و این مسئله را هر طلبه ی ناشی نیز می دونه. فقط وای بر احوال آن مخالفینی که ندانند؛ زیرا باعث خنده و تمسخر طلّاب ناشی خواهند شد جانم. آنچه اسلام با آن درگیره، همین « وجدان خویشآفریده ی فردی = دین فردی » میباشه. دیگه اینکه من بارها نوشته ام که « قدرت و آتوریته ی آخوندی » از یک « ایده ی ایرانی = ایده ی فرّ »، ریشه می گیرد؛ نه از اصول و مبانی شرع اسلام. یعنی اینکه در مبارزه با آتوریته ی آخوندی باید دانست منشاء قدرت کجاست تا سپس به واژگونی اساسی و ریشه کن کردن اقتدار آنها همّت کرد. با کوبیدن شبانه روزی اسلام و متلاشی کردن حتّا تمام مساجد و به آتش کشیدن میلیونها قرآن نیز نمی توان آخوند جماعت را از آتوریته ای که دارد، ساقط کرد. ریشه ی مصیبتهای اوضاع امروز ما، دوست عزیز من به قدمت تاریخ ماست. خیال، خدایی نکرده برت نداره که آخوندها ابلهند!. خیر جانم. من به تو می گویم که آخوند و کشیش و امثالهم خیلی خیلی باهوشند. از من که تئولوژی خونده ام بپذیر جانم. فعلا اگه سعید عزیز کمتر با دیگران زد و خورد کنه، من می تونم سر حوصله، برخی مسائل را در وبلاگت البته اگه دوست داشته باشی، توضیح دهم شاید تونستیم از این ظلمتگاهی که همه با هم در آن می لولیم، راهی به همّت همدیگر بدون بریدن شاهرگ یکدیگر بیابیم. امیدوارم. ///


faranak 20:50 @ Mon, 30 May 05

nanaye mohtaram
aval. ta hala agar shak dashtam ke bahs ra az aval ta akhar donbal nakardi, hala dige yaghin daram, chon tamame bahs hohe yek agar migarde va an ham montakhabae mardom boodane shakhse reza pahlavi hast, na hokoomat be shekle sabegh. taze agar ham mardom haman hokoomate pedare in fard ra ham bekhan shoma hagh nadarin az tarafe mardom harf bezanid ke aya migozarid ya nemigozarid ke felan shavad ya nashavad
dowom. man bar khalafe shoma bani sadr va reza pahlavi ra faghat 2 marde dar kharej nemibinam, balke 2 jaryan mibinam ba tarafdaran va mokhalefane khodeshan, ke har 2 ham tasir gozar hastan
sevom. shoma be che haghi khodetan ra mellate iran moarefi mikonid? engar khabar nadarid ke dar beyne gheshre javood ke aksariat ra dar iran tashkil midahand, rooz be rooz farhange gharb bishtar pazirofte mishe , va bekhosoos nasle jadid hich gozineie ra baraye peyvand ba gharb behtar az reza pahlavi nemibine
chaharom. adabiate sohbatetan daghighan mesle akhoonda mimoone ke migid 'nim pahlavi', daghighan hamoontor ke akhoonda az vajeye 'goroohake nehzate azadi' bahre mibarand
dar khateme az shoma taghaza mikonam ke hamoontor ke mesle ferfere dar tamamie site ha nazar minevisid, bakhshe commenthaye khodetoon ra ham baz bezarid, va yek tarafe faghat nanevisid


زیتون 20:31 @ Mon, 30 May 05

شبح جان خسته نباشی...
گنجی رو فرستادن مرخصی استعلاجی. مطمئنم که اعتراض‌ها در اين تصميمشون موثر بوده.

سايتم دوباره نمياد برام..:(
نظرخواهی شما هم پنج شش بار برام ارور داد و اين‌بار گوش شيطون کر باز شده. فکر کنم تا آخر انتخابات بايد اين شرايط رو تحمل کنيم.


nana 20:16 @ Mon, 30 May 05

فرانک گرامی ۵۰

دقت کن چه ميگويم : رضا پهلوی برای من شخصی است چون بنی صدر و هردو چيزی نيستند بيش از دو مرد ايرانی در خارج از ايران .
از نظر من برای مردم ايران ديگر فرد !! و گروه!!! کافيست
برای مردم ايران زين پس بايد بايد بايد نماينده گروه ها و اقشار اجتماعی آنان به قدرت برسند والسلام
پس از سرنگونی اين رژيم ملت ايران بايد لحظه به لحظه در تعيين سرنوشت خود شرکت کرده و با گذاردن کسی يا گروهی آن بالا به خانه نرفته و استراحت!!! کند .
شرکت در حيات سياسی جامعه وظيفه تک تک ايرانيان است .
تنها به اين طريق است که مردم به هرکسی که آن بالا در قدرت نشسته است خواهند گفت :

ما ميدانيم که هر هنگام که بخواهيم شما را ميتوانيم پائين بکشيم !!!
تنها ميخواهيم شما هم بدانيد که ما اين را ميدانيم !!!!!

با اين برخورد کسانی که به قدرت ميرسند چون خود را تحت نظر ميبينند و بايد پاسخگوی اعمال خود باشند است که سعی در جلب رضايت مردم با اعمالی به نفع مردم ميکنند
اين رقابتی است که بر سر احقاق حقوق مردم و رضايت آنان بين نمايندگان گروه های مختلف مردم که در قدرت هستند به نفع مردم به وجود ميايد .
و چون اين تنها راه پيشرفت برای ايران و ايرانی است
ديگر سخن راجع به نيم پهلوی و يا ....
بيهوده ميباشد
رضا پهلوی ميتواند به عنوان نماينده گروهی از مردم ايران که سلطنت طلب هستند در جامعه ای که دموکراسی پارلمانی دارد فعاليت کند و او هم نماينده خود را به پارلمان فرستد ولی هرگز هرگز هرگز ما ملت ايران نميگذاريم که به تنهائی با تکيه به هر دولت خارجی !!!!! مردم را مترسک فرض کرده و به تخت سلطنتی که مردم ايران بيست و شش سال پيش سوزانده و خاکستر آنرا هم بر باد داده اند بنشيند والسلام. نانا


Saeed 17:42 @ Mon, 30 May 05

نه داريوش جان؛ تو بي انصافي ميكني آنهم سخت و اليم. اونجا؛ يهو بحثي جالب از مديريّت در وسط گود سياست محض ميان ما حيوانات سياسي درانداختي با خودم گفتم بذار با تعويض پرسپكتيو بلكه بشه ازش درسي ديگر نيز گرفت و مثالكي آوردم؛ همين! باز به همان متن برگرد؛ گفتم (بدليل اينكه من پوزيتيوستي فكر نميكنم) هميشه (خوب دقّت كن به سور عمومي جمله ام)واكنش/دخالت در مقابل يك مشكل/روند لزوما به حلّ آن مددي نميرساند كه هيچ بلكه ممكنه (باز دقّت كن) اوضاع را بدتر از همان چيزي كه فعلا هست هم بكند. شاهد مثالهاي صدق تا دلت بخواد در اجتماع و تاريخ و طبيعت پره ! ... وقت لالام شد برم پي كارم... :-)


faranak 17:41 @ Mon, 30 May 05

nanaye aziz
koole bahse marboot be reza pahlavi ra az aval ta akhar moroor kon va bad ghezavat kon
nemidoonam chera baziha be esme pahlavi sharti shodand, mesle baziha ke be esme esraiel sharti shodand


Saeed 17:05 @ Mon, 30 May 05

واسه اينكه نشان بديم برخي دارن سر بي صاحب از طرح رضا پهلوي ميتراشن نبايد چنانكه تابحال مشاهده كردم پاسخش را داد؛ چون اتلاف وقته. بابا شما اينها را به مردم و تاريخ احاله كنيد؛ مگر به مردم و عقل و شعورشان بي اعتماديد و يا از آنها نسبت به منافعشان واقفتر و دلسوزتر؟! بيكاريد هي با اين يارو و امثالهم كلكل ميكنيد تا بعدا بشيد ضد شاه و ضد تمدن و ضد جمهوريّت و ضد آمريكا و ضد بوش و ضد هر چه آرمان طلائينه ؟!
پيشنهاد ساده تر اينه: وقتي مردم ايران آماده تعويض حكومت/استبداد/قيمومت آخوندي/روحاني/فقاهتي/ولائي/ملاتاريائي...(هر چي كه عشقتونه توي اين پرانتز بذارين) شدن آنگاه اگر رضا پهلوي بر اساس عرف سياسي آنهم در شرايط دموكراتيك در زير چشم نظارت بين المللي از طرف مردم ايران به عنوان رئيس حكومت يا دولت يا رياست جمهور و هر چه ازيندست عناوين معمول برگزيده شد؛ خوب گل به جمالش و دمش گرم. لابد واجد صلاّحيت شناخته شده از جانب قاطبه مردم! آنوقت ديگر من و شما چكاره ايم كه بخواهيم در مقابل ارّابه تاريخ بايستيم و قمپز بيائيم؟! حالا اين قول و قرار ما واسه دموكراتيك بودنمان كافيه يا بايد ما هم بزور به ايشان راي بديم؟! اگر خير؛ پس بهتره ايشان هر چه زودتر كودتا بكنند ولو با همكاري بوش! اين گوي و اين ميدان و اينهم ايران و مردمش!

دست بر قضا و باز بخاطر حق دفاع در مقابل لجنپراكني بايد بگم كه از نظر من و بسياري از مردمان (اعم از كافر و مؤمن و روحاني) ضرر چنان حكومتي عرفي، با رياست رضا پهلوي و افرادي نظير ايشان، واسه ملّت و دين كمتر از ضرر حكومت ديني است. اينرا هم نه من و بخاطر مشاهده تجربه رفوزه حكومت آخوندي بلكه مرحوم آية الله نائيني در كتاب تنزيه آنهم در قرن گذشته بخوبي بيان كرده است. بعد اين جناب عاقل بلاگ شبح، ما كه خريم، شده واسه ما محشي متنمان و ميگد تو در صددي از فلاني و بهماني و پشمداني چه و كذا حليم حكومت درست كني...؟!
باري اين ديگه بر شبح رياضي ـ منطقي دان است تا يك لكچري واسه ايشان آنهم در باره مكانيسم و منفعت برهان خلف بده؛ چون بدجوري بمن پيله كرده و هر چي ميگم نره ميگه بدوش كه اميدوارم اين توضيح كافي باشه ديگه :-)


حسين م. 14:27 @ Mon, 30 May 05

زندانيان بسياري ، شرايط وحشتناك زندانهاي ج.ا را تحمل ميكنند و فقط تقاضاي برگزاري سريعتر محاكمه شان را دارند( مطالبه شان پوشيدن كت و شلوار دوخت خارجه و دسترسي تمام وقت به تلفن واينترنت واقامت در هتل و مرخصي مكرر نيست، چون آگاهند كه زندان ج.ا براي آنها مثل گنجي ونوري و كرباسچي خانه ي خاله نيست) اما دسترسي به هيچ رسانه اي ندارند، تا اقلآ افكار عمومي از اعتصابشان باخبر شود.


پیام آوران سگال 12:15 @ Mon, 30 May 05

سلام دوست گرامي بنده به فرمايش شما در وبلاكم لينك دادم. البته بخشي از مطالب دوستان را در پيا م ها خواندم. پاره اي نظرات در مورد حمايت كردن از افرادي كه بنوعي در اسارت بيان آزادي و احقاق حقوق مدني اسير و گرفتار آمدند.مي ستايم و از طرفي نيز در مورد سوابق مبارزاتي افراد نيز نظر دارم كه نبايد ناديده گرفت . اگر آقاي گنجي بعنوان مركز اين مبارزات قرار داده شده .تا بلحاظ شاخص بودن در جامعه و تضاد حاكميتي بتوان در جهت احراز حقوق مدني و دمكراسي حركت نمود حركتي درست است. ولي بايد گروه ها صف بندي خودشان را در اين عمل حمايتي براي مردم مشخص فرمايند.ضمنا بعضي از وبلاك نويسان از حتك حرمت به ديگران پرهيز نمايند. اگر كسي مرتكب خطايي در برداشت شده باشد با تذكر و آگاهي دادن مي توان جلوي اشتباهش را گرفت.اصلا هدف وبلاك نويسي و مفهوم بيان آزادي همين است./پاينده باشيد


Maryam 12:01 @ Mon, 30 May 05

Do not forget the "Human Rights" link. check Ghasedak or Khorshid Khanoom's website.


حسين م. 11:47 @ Mon, 30 May 05

با پوزش از همگي ، باتوجه به كثرت كامنتهاي آرمان در دفاع از رضا پهلوي اجازه دهيد منهم پاسخ ايشان را بدهم

آرمان عزيز !
چرخهاي ارابه تاريخ ، به عقب نمي چرخند. نظام سلطنتي، بعد از وقوع جمهوري (هرچند از نوع نيم بند واسلامي اش باشد!)قابل تكرار نيست. تاريخ مصرف رضا پهلوي از لحظه انقلاب 57 منقضي شده است. خودش هم خوب ميداند كه با عنوان شاه نمي تواند جلو بيايد، پس نقشه كنسول اول شدن و ناپلئونيزه كردن انقلاب بعدي ايران را در سر مي پرورد .( شايد در ذهن او، بدين اعتباركه در مملكت گل وبلبل 80 سال پس از مشروطيت، ولايت مطلقه فقيه برپا گرديده است!) او ميخواهد سوار برتانكهاي آمريكايي حداقل براي مدت كوتاهي نقش ناپلئون ايران را بازي كند، وسپس شاه شود! غافل از اينكه ،ايران خانم ديگرمدتهاست ازروياي آمدن شاهزاده سوار بر سفيد، بر گذشته است .

از طرفي، كيست كه نداند ،ادعا هاي رضا پهلوي درباره جمهوريخواهي ترفند كودكانه اي بيش نيست. مخارج وزندگي اوهنوز از نقدينه و اموالي كه موقع فرار دزديده است، تامين مي شود ، با سر و وضع يك شاهزاده، در انظارعموم ظاهر مي شود و به جشن عروسي خانواده هاي سلطنتي اسپانياو ديگر كشورها ميرود. و هنوز صميمي ترين دوستانش ،همانها هستند. معمولا با عنوان شاهزاده مورد خطاب قرار مي گيرد بدون آنكه به روي مبارك و بزرگوار خود بياورد كه كسي كه ادعاي جمهوريخواهي دارد بايد با تمامي متعلقات سلطنتي خداحافظي كرده باشد.
البته شايد ايشان بخواهند پادشاه يك مملكت با نظام جمهوري (!) باشند كه خود حديث ديگر است.


شبح 11:15 @ Mon, 30 May 05

دوستان عزيز!
از همه‌گی خواهش می‌کنم صرفا در ارتباط با موضوع اکبر گنجی کامنت بگذاريد و از بحث‌های شخصی و حاشيه‌یی پرهيز کنيد. اين را به خودم هم گفتم.
البته طبق معمول اگر کسی خبر کوتاهی يا لينک به مطلبی گيرم نامرتبط داشت مي‌تواند از اين‌جا استفاده کند. اما لطفا دعواهای شخصی و فردای و بحث‌های خارج از موضوع را به جای ديگری ببريد و البته اميدوارم به هيچ‌جا نبريد!
پيش‌اپيش از همه‌ی دوستانی که اين خواهش مرا زمين نمي‌اندازند تشکر می‌کنم.


nana 9:26 @ Mon, 30 May 05

محمود اکبری گرامی

داشتم ميرفتم بخوابم که اين پيام شما را خطاب به خودم ديدم و با اينکه خيلی خسته ام پاسخت را بر مبنای احترام مينويسم .

ببين دوست من
من چيزی از گذشته گنجی نميدانم چيزهائی اينجا و آنجا خوانده ام که نميتوانم کامل قضاوت عادلانه کنم بنابر اين بدون اينکه قصدم زير فرش جارو کردن سابقه او باشد ميخواهم به تو پيشنهادی کنم

بيا اساسا فرض کنيم که همه اينائی که تو ميگوئی بوده !!!!
ولی به نظر من نميشود بدون دليل و مدرک کسی را اين گونه متهم کرد زيرا ما بسيار تقاص متهم کردن بيخودی مردم را در تاريخمان داده ايم
اگر سنی از تو گذشته باشد شايد به خاطر آوری که شاه تمامی مخالفان خود را به اسم خرابکار !!!!! و رژيم اسلامی به اسم ضد انقلاب!!!! سر کوب کرده اند
حال اگر در اين موقعيت حساس شخصی که زندانبان و اطلاعاتی هم که فرض کنيم بوده مانيفستی مينويسد و چند سالی روی حرفش پافشاری ميکند و در زندان است من به او به چشم يکی از مردم نگاه کرده و شجاعتش را ميستايم
تا روزی که دادگاهی مردمی برای رسيدگی به جنايات اين رژيم تشکيل گردد و گنجی هم چون عبدی و حجاريان که پشت سرشان سخن زياد گفته ميشود برای اعاده حيثيت خود به دادگاه رفته و ثابت کنند که دستشان به خون فرزندان ايران آغشته نيست .
تا آن روز من معتقدم تمامی کسانی که قدمی برای مردم و بازگشت آزادی به ايران بر ميدارند بايد با روی گشاده استقبال و تحسين شوند .
در ضمن فراموش نکن
از قلب سياه رژيم فاشيستی هيتلر در اوج قدرت هيتلر گروهی ژنرال با قبول خطر جانی برای خود اقدام به گذاردن بمب زير ماتحت هيتلر کردند که متاسفانه ناکام ماند و هيتلر جان به در برد !!!!!!
اگر اين ژنرال های منفور !!! نازی که همگی تیرباران شدند موفق ميشدند ميدانی چه قهرمانانی بودند و چه بسيار يهودی بی گناه که کمتر کشته ميشد ؟
تاريخ انسانها را در کل اعمال قضاوت خواهد کرد نه در جزئيات
همان گونه که خمينی را در کل قضاوت خواهد کرد نه هنگامی که شعارهای آب دوغ
خياری بر عليه شاه ميداد .
نکته ام را در ميابی ؟ نانا


داريوش 9:17 @ Mon, 30 May 05

؛رضا پهلوی یک پیشگام و رهبر است برای رسیدن به دمکراسی. اگر یک جمله از او نشان بدهی که گفته خواهان اجبار نوع خاصی از حکومت (از جمله سلطنت) است، به ناموس فاطمه قسم منم ملا میشم.؛
آقاي آرمان :
۱- حضرات ِ كنوني هم همين‌ها را 26 سال قبل گفتند و همش مردم مردم و جمهوري مي‌كردند ! بعد كه به حكومت رسيدند شد: جمهوري اسلامي! نه يك كلمه كم‌تر نه يك كلمه بيش‌تر!
2- آزموده را آزمودن خطاست!
3- تو هم كه ملا‌كاري مي‌كني! (...ناموس فاطمه... :) ) پس جاسوسي؟! فكر نكنم!
...


Mahmood Akbari 8:48 @ Mon, 30 May 05

نانا ۱۹
چرا حقيقت را می خواهيد پنهان کنيد. اين بابا گنجی زمانی کسب و کارش جنايت در زندان های حکومت اسلامی بوده است. به عقيده اش چکار داريم که بياييم او را با داريوش فروهر مقايسه کنيم. هر کی هر عقيده ای داشته باشد بخودش مربوط است. ولی اين بابا درست حسابی جنايت کار است. شما شايد از بعضی حنايت ها راضی هستيد که چنين حرف می زنيد. هم می دونند که گنجی معاون زندان اوين بوده و از آدم های بالای اطاعات حکومت اسلامی در زمان کشتار های ده هزار نفره سال های ۶۰ تا ۶۷ بوده است. تازه نظرات اش هم کپی شده مارگارت تاچر است که برای کارگران و مردم زحمتکش سم است و بردگی و بيگاری مفت و مجانی از گرده کارگر کشيدن را بهترين روش اقتصاد می داند. بابا همه می دانند اين بابا را در ترشی خواباندند برای مواقعی که کار از سرشان گذشت و برای فرصت خريدن تا بتوانند از فرودگاه ها فرار کنند به چنين آدمهايی نياز دارند که در موافع ضروری بياوردند اش جلو صحنه و چند هفته ای وقت بخرند که يکی يکی سردمداران حکومت بتوانند از مملکت فرار کنند. راستی اينقدر از زندانی شدن او ناراحت هستيد از غصه دق نکنيد. براستی برای نمايندگان طبقه مفت خور که اين يکی از جنايت کاران اش است چه اشک ها ريخته می شود. يکی اش برای اين همه کارگر و مردم زحمتکش ريخته نمی شود. مطئن باشيد معيار آزادی طبقه کارگر چنان آزادی می آورد که کسی حق کشتن کسی را نداشته باشد و بعد خود را به غش و ضعف اينطوری بياندازد بشود قهرمان آزادی ! آزادی معيار خودش رامی خواهد. آقای گنجی چه در عمل و و چه در نظرات اش هم اين ها را بخوبی ثابت کرده است که مثل همين مدافعين اش هيچ معياری برای آزادی ندارند.


مهرعليزاده: 8:34 @ Mon, 30 May 05

مهرعليزاده: نگاه كلان مسوولان به مسايل كشوري سنتي و تبعيض آميز است

مردم آقازاده‌ها، فرزند آنها و كسي را كه از آقازاده‌ها پول گرفته باشد نمي‌خواهند چون امروز كشور ما نيازمند سربازي است كه در راه وطن و خدمتگزاري به مردم جان ببازد.

وي گفت: مردم آقا بالاسر باتوم به دست نمي‌خواهند چون راه تربيت فرزندان خود را بهتر از آنها مي‌دانند.

وي در ادامه از صدا و سيما به خاطر تحقير اقوام ترك زبان انتقاد كرد و گفت: ايران متشكل از اقوام مختلف است و متعلق به يك زبان يا فرهنگ خاص نيست.

وي افزود: بايد به تمام اقوام و فرهنگ‌ها در چارچوب يك ملت واحد احترام گذاشته شود و فرصت‌هاي برابر براي آنها در عرصه‌هاي مختلف فراهم شود.


ardeshir dolat 5:29 @ Mon, 30 May 05

دوست گرامی شبح و دوستان گرامی

من هم در بلاگم متنی را به اينگليسی تهيه کردم و لينک امنستی اينترنشنال را هم قرار دادهام تا دوستان بتوانند براحتی به سکرتر امنستی اينترنشنال ايميل بزنن. هر چی بيشتر بهتر


به اميد رهايی اکبر گنجی و برقراری آزادی بيان و دیگر آزادی ها در سرزمین اشغال شده ما ایران.


آرمان 5:07 @ Mon, 30 May 05

نانای گرامی،

منظور من از اعتبار آن اعتباری که شما فرموديد نبود. به هرحال منم موافقم که اين یک بحث ثانويست. فعلاْ بايد ترتيب اين آخوندها (مثل سعيد) را داد که هر دو موافقیم.

---

در ضمن بنا بر فتوی ملا سعيد، کسی حق
نداره با اسم مستعار بنويسه ! اسم حقيقيش را باید بنویسه تا ایشان به مافوق ارسال کنه ! چقدر زود خودشو لو داد ! منکه گفتم اينجور "مخالف" یعنی مزدور و "جاسوس".


آرمان 5:00 @ Mon, 30 May 05

ملا سعيد،

ظاهراْ نه تنها سواد فارسی نوشتن نداری بلکه فارسی هم نميفهمی !

الاغ جان ! مگه کور بودی که من گفتم به جمهوری رای ميدهم ؟ (نوشته ۳۰)

رضا پهلوی یک پیشگام و رهبر است برای رسیدن به دمکراسی. اگر یک جمله از او نشان بدهی که گفته خواهان اجبار نوع خاصی از حکومت (از جمله سلطنت) است، به ناموس فاطمه قسم منم ملا میشم.

به قول شبح، شما مزدوران رژیم با لولو نشان دادن مخالفین میخواهید عمر خود را طولانی کنید ! منتها دیگه مردم گمراه نیستند.


مهرداد 4:44 @ Mon, 30 May 05

سلام شبح عزیز!
از زندان ماندن گنجی رنج می‌برم، نه این‌که با افکارش موافق باشم و نه این‌که او را بازگوکننده‌ی اسرار مگو بدانم، نه!
فقط به این دلیل که با زندانی کردن کسی به خاطر بیان اندیشه‌اش مخالفم. به این دلیل که زندانی کردن او سبب فضای خفقان و سانسور می‌شود. و این نماد 6 ساله‌مان اکنون دارد از بیماری رنج می‌برد و همه در تب‌اش می‌سوزیم. چون همه‌مان به بیماری‌های حساسیت و ریوی دچار شده‌ایم، آخر ما را هم خفه کرده‌اند! خب چه کنیم این شده‌ایم دیگر، چه می‌شود کرد؟!
موفق باشی.


nana 4:29 @ Mon, 30 May 05

جونم براتون بگه که :
اين ايران عزيز که بی صاحبه فعلا يعنی بيست و شش ساله !!!!!!حالا عيبی هم نداره که نيم پهلوی هم خودشو خيالی صاحبش فرض کنه !!!!!!
ولی اين آرمان اشاره به سرشناسی نيم پهلوی کرده !!!!! خوب دوست محترم مادام کلود هم خيلی سرشناسه و با دولتها !!!
دستش تو يه کاسه است !!!!!!
ميدونی مادام کلود کيه ؟
برای اونا که نميدونن مينويسم مادام کلود سرشناس ترين جاکش معاصره که خانم های روسپی خانه خود را فقط برای پولدارها و شاه ها و اخوندای خوش تیپ ميبره !!!!!!!
يعنی روسپی خانه مادام کلود اختصاصی برای بزرگانه !!!!!
خوب به اين دليل و رفاقت و دوستی مادام کلود با بزرگان سياسی جهان که ما نميتونيم او را آلترناتيو رژيم اسلامی بدونيم که مگه نه ؟
پس حرف نيم پهلوی رو کوتاه کنيد که چيزی بيشتر از اين مادام کلود نيست و تازه مفت خور تر هم هست چون مادام کلود حداقل کار ميکرده و صبح ها از خواب پاميشده !!!!!!
پنبه را از گوشهايتان در آوريد
رژيم بعدی ايران حکومتی است از مردم بر
مردم برای مردم و بس
ديگه نيمه پهلوی و نيمه اخوند ماخوند نداريم والسلام . نانا


Saeed 3:43 @ Mon, 30 May 05

شبح خان؛ ديگه حسابي زدي تو ذقّ بچه هان :-)
داداش اگه هنوز يك جو عقل از مغزت قابل تراوش باشه و لكه صافي تو قلبت باقي آنوقت نوشتار مرا در بيان موضعم درباره انتخابات آنهم برغم اينهمه كثافات و ياوه پراكني سرتاپا دروغ و تهمت از جانب خودت و رفقاي كج خلقت گرفته تا حواريون و الواتهاي سلطنت طلبت را به حساب فقط يك حقّ، حق تبيين و دفاع، مي انگاشتي. اين حدّاقل حق من است. دلت ميخواد بيام و باز با هر يك ازينها و منجمله خودت دهن به دهن بشم؟! خوب در قالب يك پاسخ سعي در برطرفي شبهات دارم ديگه؛ رفع اتّهام! همين! داريوش جان؛ تو يه چيزي بگو آخه :-)
شبحي جالب؛ وقتي به موضوع روز، انتخابات، ميپردازيم ميگي برو جاي ديگه؛ وقتي افكار كج و معوجتو نقد ميكنيم ميگي بچسبين به موضوع و مفروضاتم را زير پرسش و پاسخ نبرين؛ وقتي شخصيّت ديگرانو با تحقير و افتراء زير اخيه ميكشي و بهت متذكر ميشن كه پس هويّت واقعي خودت چي چيه و چكاره حسني و بالاخره تا كي ميخواي نقش يك پيامبر كاذب را از وراي غيب بازي كني و همه و همه چيز را بدون هيچگونه محاسبه نفساني و عمومي از شخص خودت و افكارت وارسي صرفا يكطرفه و نامنصفانه بكني باز يهو ميگي دوستان تنها تر از آنيم كه چه و كذا و بريم سر موضوعات اصولي !!! پس تو واقعا واسه كي و چي مينويسي؟! روبينسن كروزوئه رو شنيدي داستانشو؟! من پيشنهاد بهتري دارم واست؛ بيا و درگوشي همين مطالب وبلاگيت رو در گوش خانمت و پسرت زمزمه كن يا يه وبلاگ با آدرس خصوصي بزن و همچون هويتت آدرسشو از ديگرا بجز خودت مخفي بدار؛ چطوره :-)
آقاي شبح گرام؛ تو را بخدا بما بگو شما به چه صراطي مستقيمي...؟! بابا من به ارواح خاك بزرگواراني همچون ماركس و انگلس و شاملو اهل خايه مالي و دستمالي ابريشمي نيستم؛ بلكه ناقدم! ايندسته افراد هم كه كم دور و برت نيستن ضمن آنكه ميتواني از اون پشت واسه خودت مانند اكثر وبلاگنويسان كارت تبريك چاپ بزني، كي به كيه؛ پس ولم كن بذار چهارتا مطلبي كه در ضمن ممكنه سرتا زخرف و نادرست باشه بگم اينجا...!

* ياروئي را كه من و تو خوب ميشناسيم و با نام جعلي آمده اينجا علنا ميگه به رضا پهلوي راي بدين داره داخل موضوع جنابعالي نطوق ميكنه اما من خارج؛ فاتحه عدالتتو بايد خوند صرفنظر از مشاعرت!


دنیایی 3:13 @ Mon, 30 May 05

خبر خبر خبر

تبریک تبریک

مردم فرانسه به قانون اساسی اروپا گفتن . خوشحالم دمشون گرم چهارشنبه هم نوبت مردم هلند ه


آفساید 2:44 @ Mon, 30 May 05

سلام شبح جان! با همه ی مطالب این پستت موافقم. دفاع از گنجی دفاع از آزادی بیانه. و به شخصه از هر حرکت وبلاگی که در جهت حمایت از گنجی باشه شرکت می کنم. راستی یه پست نیمه طنز درباره ی انتخابات نوشتم . باز همه ی دلایلم این نیست ولی عمده دلایلیه که منو به رای دادن به معین تشویق می کنه. امیدوارم همگی در مسیری قرار بگیریم که به نفع ایران عزیز و نهادینه شدن آزادی و حقوق بشر تو کشورمون باشه! ایام به کامت دوست خوب


faranak 2:01 @ Mon, 30 May 05

shabahe gerami
avalan man key reza pahlavi ra dar ghalebe yek shah mesle pedarash khasta? faghat soal kardam ke agar mardom an ra khastand taklif chist
dar zemn, in jomleye shoma ke migid niazi be rahbar nist man ra yade in jomleye ganji andakht ke goft: inha ke migan mardom be rahbar niaz nadaran ....(ehtemalan bayad dar daftare dovome manifest khoonde bashid) miandaze, dar vaghe shoma harfe khatami ra tekrar (va ya ghabool) kardid
aslan giram ke reza pahlavi ham dar ghalebe pedare khod zaher shavad va hokoomat ra be dast girad, beyne an va in hokoomat kodoom ra mipazirid? man motmaen hastam ke aksare mardom gozineye aval ra mipazirand


آرمان 1:45 @ Mon, 30 May 05

شبح عزيز،

خيلی ممنون ميشم اگر رضا پهلوی را با توجه به نظرات و سوابق خودش در طول اين ۲۶ سال محک بزنيد. همين که شما او را "بچه شاه" ميناميد نشان از پيش داوری است که در جوامع متمدن مورد نکوهش شديد است.

درست است ! علت اصلی محبوبيت رضا پهلوی خاطره مردم از قسمت خوب سلطنت پدرش است و مقايسه ای که با زمان حال ميکنند. هر چند که زمان شاه خودش ديکتاتوری بود و دارای هزاران نقص. ولی آيا قبول دارید که صد مرتبه از الان بهتر بود ؟

خوب اين را همه ميدانند. پس توقع ما از رضا پهلوی اينست که ما را لااقل به سطح دوران پدرش برگرداند با اين تفاوت که اشتباهات او را تکرار نکند. در ضمن آمدن رضا پهلوی به معنای سلطنت نيست. اين دقيقاْ چيزی است که خود او معترف است. اين اعتراف به اشتباهات پدرش خود از مهمترين دلايلی است که مردم به او اعتماد ميکنند. الان شما ببين يک نفر از نظام جرات داره که بگويد خمينی يک کلمه اشتباه گفته !؟

فرموديد: "حکام بروند و مردم بیایند ؟!" آيا دوباره شوخی ميکنيد ؟! آيا جنبش آزادیبخشی را شما ميتوانيد مثال بزنيد که بدون رهبر و پيشگام به جايی رسيده ؟ آیا انقلابی بدون رهبر سراغ دارید ؟ راستی نکند لنين رهبر و پيشگام نبوده و در عوض چغندر قند بوده ؟!

جنبش اپوزيسيون بدون رهبر صالح و شایسته محکوم به شکست است. يکی از دلايل عمر ۲۶ ساله ملايان هم همين است.

اینجا نقطه ضعف شما و 90 درصد اپوزیسیون مشخص میشود. فقط میگویند: "ما نمیخواهیم !" اما چه میخواهید ؟ کدام آلترناتیو را در جیب دارید که ارائه دهید ؟

وقتی هم که کسی مثل من از آنها سوال میکند: "چه کسی ؟" میگویند "خود مردم !" که فقط شعار است و از واقعیت بدور. مخصوصاً مردم ما که همواره دنباله رو هستند. اگر واقع بین نباشیم, پیشرفت نخواهیم کرد.


شبح 1:40 @ Mon, 30 May 05

فرانک عزيز!
تناقضی در کار نيست من کامنت نخست ايشان را که خواندم احساس کردم از طرف‌داران حکومت هستند که و دارند موضوع پهلوی را اينگونه مطرح مي‌کنند بعدا که بيشتر توضيح دادند مشخص شد که نه.
و اما مسئله اين است که رهبر فردای داشتن غلط است به طور کلی. و ضمنا اثبات شی نفي ما ادا نمي‌کنه يعنی وقتی مي‌گوييم کسی بايد مبارزه کرده باش تا بتوانند رهبری جرياني را داشته باشه معنی‌اش اين نيست که هر کس مبارزه کرده بود خوب است.
و اما اگر مردم پهلوی را مي‌خواستند و قرار بود که اين مملکت صاحب شاه شود که مانند ولی فقيه موجودی فراقانونی باشد و سايه‌ی خدا بر زمين باشد و چه و چه... خب کار ما اين است که مردم را آگاه کنيم تا از اين گمراهی بيرون بيايند.
ولی تصور نمي‌کنم عموم مردم چنين باشند.
البته هزار فاميلی که درست مانند هزار فاميل کنونی کشور را چاپيدند و با خود بردند پول زيادی خرج مي‌کنند تا برگردند و دوباره همان بساط چپاول را برقرار کنند.


faranak 1:24 @ Mon, 30 May 05

jenabe shabah
motoassefane 2 javabe shoma be arman zedo naghiz hastand. dar javabe aval sha'ebeye tarafdarie arman az hokoomate feli be nazar miad va dar pasokhe dowom khalafe an
dar zemn giram ke reza pahlavi ham mesle pedarash bashad, vali agar entekhabe mardom hamin shakhs bashad taklif chist? aslan magar har kas ke ba hokoomati mobareze mikone liaghate rahbari ya zemamdarie hokoomate badi ra dare? khomeyni ham ba shah mobareze kard


آرمان 1:22 @ Mon, 30 May 05

دوستان ! من متن عربی-فارسی ملا سعيد بسيجی نسب را برایتان ترجمه ميکنم:

ملاسعيد: ولايت فقيه خوب است. بر طبق فتوی وليعهد سابق فقيه منتظری, بر خلاف ادعای خمينی (که آنرا حق مسلم ولی وقیح ميداند و در ادامه امامت امامان) ولایت وقیح فقط يک "قرارداد" (!) است که بين مردم و ولی وقیح بسته ميشود ! خوب ! چونکه منتظری دستش به گوشت نميرسه ميگه بو ميده ! يعنی مردم با خامنه ای قرار دادی نبستند ! پس خامنه ای مشروعيت نداره ! (چقدر ساده !)

به عبارت دیگر منتظری ولايت وقیح را (که خودش از خمينی تقليد کرد) به شکلی که خودش دلش ميخواهد تعريف (تحریف) ميکنه !

از اين جر زنی منتظری نتیجه میگیریم که انشالله اگر منتظری بجای خامنه ای ولی وقيح بشه ايران اسلامی بهشت ميشه و ما ديگر مشکلی نخواهيم داشت. در عين حال هم ولايت منتظری کاملاْ مشروعيت داره !

در ضمن ما گوسفندان سروش، "مخالف" هستيم ولی مخالف نظام نيستيم ! فقط مخالف گرونی اخير و همچنين رياست نامشروع ! خامنه ای هستيم. يعنی ما چاکر نظام ولايت وقيح و حکومت آخوندان هم هستيم. پس با اين حساب ما مخالف اپوزيسيون هستيم ! چونکه اپوزيسيون ميخواهد سر به تن آخوندان نباشد و اين مغاير منافع ما (ملايان)‌ ميباشد.

خلاصه کنم: اگر خامنه ای جايش را بدهد به منتظری و سروش هم بشود رئيس جمهور ما ديگر مخالف (ارواح عمه ام) نيستيم !

نظر آرمان: خر همون خر است ولی پالونش عوض شده.


شبح 0:58 @ Mon, 30 May 05

آرمان عزيز!(22)
ببخشيد که فراموش کرده بودم بچه‌ی شاه علی‌رغم پدرش در اين سال‌ها مشفول مبارزه بوده است و انسان مترقی است!
احتمالا بعد از سقوط ج.ا. قرار است 25 سال بعدش پسر رفسنجانی دوباره محبوب شود.
واقعا تو فکر می‌کنی بچه‌ی شاه اگر بچه‌ی شاه نبود چه بود؟ يعنی برا اساس چه ويژه‌گی ديگری بدون بچه‌ی شاه بودن اصولا در عرصه‌ی سياست حضور دارد.
راستی لنين بچه نداشت که نوه داشته باشد. اما اصولا اين طرز تفکر که حتما يکی بايد برود و يکی بايد بيايد غلط است. حکام بايد بروند و مردم بايد بيايند. تا وقتی کسی قرار است برود و کس ديگری جای‌اش بيايد اوضاع همين است که هست.


آرمان 0:46 @ Mon, 30 May 05

جناب فيروز،

بنده از "اعتراض" گنجي حمايت ميکنم نه خود گنجی . در ضمن گنجی ۱۰ سال پیش، گنجی قبل از زندان و گنجی بعد از زندان با هم از زمين تا آسمان فرق دارند.

يک مثال بزنم که متوجه شويد. اگر الان خاتمی را که ما بهش هی فحش ميدهيم و خائن ميدانيم (چرا که به درستی هست) فردا اعتراض کند و به خاطر اين اعتراض به زندان بيافتد، ما نبايد از اعتراضش حمايت کنيم ؟

متاسفانه "حمايت" در فرهنگ شما يعنی حمایت کور, صد در صدی و بت وار. ولی در فرهنگ متمدن حمايت *نسبی* است و به معنی قبول صد در صد کسی نیست. اعتراض هم همین طور. برای مثال اگر من به کسی اعتراض میکنم به معنی شیطان بودن او نیست.


آرمان 0:35 @ Mon, 30 May 05

جناب شبح !

آيا منطورتان اينست که من ميخواهم مردم را طرفدار ج.ا. نگاه دارم !!! شوخی خيلی جالبی بود !

مگر خدايی نکرده چشمتان کور بود که نظر خواهی گويا را در مورد محبوب ترین شخص ببينيد ؟

شما که خود را متمدن و روشن فکر ميدانيد چطور در مورد شخصی فقط با توجه به سوابق پدرش قضاوت ميکنيد ؟ اگر غربيان هم مثل شما بودند لابد احمد رضايی و حسين خمينی هم در آمريکا دار ميزدند !

راستی جانشين آرمانی شما برای اين آخوندان کيست ؟ کيانوری ؟! ويا نوه لنين ؟!


یک رهگذر 0:26 @ Mon, 30 May 05

چرا باید اکبر گنجی لباس زندان میپوشید و کتک میخورد اما محمد بیجه بدون لباس زندان و با سر و وضع مرتب در دادگاه حاضر میشد؟


شبح 21:53 @ Sun, 29 May 05

جناب سعيد گرامی(16)
مگر جناب آلپر خودشون وب‌لاگ و نظرخواهی ندارند. دوست عزيز اين بحث چه ربطی به اين وب‌لاگ و اين نظرخواهی و مطلب مربوط به گنجی داره؟
دوست عزيز لطفا برويد در وب‌لاگ خود آلپر اين مطالب را بنويسيد. بعيد مي‌دانم آلپر عزيز اينجا را بخوانند و البته اين روزها اينقدر سرگرم تبليغات هستند که فکر کنم وقت کنه نظرخواهی وب‌لاگ خودشو بخونه.


nana 20:45 @ Sun, 29 May 05


برای بسياری از شما اکبر گنجی هم مانند داريوش فروهری است که تا به دست دژخيمان رژيم اسلامی با چاقو قطعه قطعه
نگردد !!!!! به حسن نيت او اعتمادی نميکنید !!!!
داريوش فروهر بزرگ مردی که در جوانی از پيراهن سياهان حزب پان ايرانيست که حزبی با گرايشات فاشيستی بود !!!!! بر اثر تحولات اجتماعی به جائی رسيد که تنها سخن گفتن شجاعانه او با اين رژيم جانی باعث مرگی چنين پر قساوت !! به دست کسانی که او را تحمل نميکردند شد .
شرم بر کسانی باد که مانيفست اکبر گنجی را ميخوانند و باز هم به دليل حماقت خود منتظرند که او کشته شود تا سخنانش را باور کنند !!!!!!!
گنجی مرد بزرگيست و حتی درک سخنان او برای کسانی که باورش نميکنند از قابليت مغزي و ادراک آنان خارج است . درود بر اين مرد شجاع و بزرگ . نانا


كروبى-لر٬ لك٬ كرد 19:00 @ Sun, 29 May 05

مهدی کروبی از روی پشت بام يکی از خانه های شهرک جعفرآباد کرمانشاه برای مردم اين شهر سخنرانی کرده و گفته: "من لر هستم و با شما مردم لک ساکن کرمانشاه پيوند عاطفی و خويشاوندی دارم، مرا پای صندوق‌ رأی از ياد نبريد".

کروبی پيش از اينکه به جعفرآباد برود در جمع مردم شهر کردنشين جوانرود در استان کرمانشاه گفته بود که اميدوار است اگر رئيس جمهور شود، زبان کردی ياد بگيرد.


Saeed 18:55 @ Sun, 29 May 05

در ضمن؛ يكي از مناسبترين شيوه هاي همدردي با گنجي، بخصوص براي آناني كه در ايران نيستند و نميتوانند با رفتن به خانه اش همسر و فرزندان داغ پدر ديده را با ابراز همراهي و همدردي التيامي و ساپورتي باشند، از جانب هموطنان اينست كه حدّاقل با بازخوانيهاي چندينباره دو متن مانيفست او بعلاوه درسهاي مندرج تاريخي و فلسفي و سياسي و فرهنگي و اصولا ويژگي خلاّق و نقدي و وسعت قلبي مندرج در آن متون را يك به يك همچون دانه هاي مرواريد استخراج كنند. اين دو متن سند تاريخي هستند؛ يه چيزي شبيه كانستيتوشينال بيل آو رايت. هنر گنجي بنظر من، آنهم پس از تحمّل اينهمه فشار و شكنجه همچنان بنحوي خستگي ناپذير عاقل ماندن است و نشانش هم نوشتارهاي سرتاپا معقول و مؤثّرش بود. درود بر اينهمه صبر و استقامت و شجاعت و شعور! خدمت ديگر ما به گنجي تحريم انتخابات است؛ اصلا تحريم عصاره درس اوست در مانيفست دوّم. ملّت بايد به اخانيد بفهماند كه پس از قطع اميد از رهبري حكومتش و بدل شدنش به يك خداي تشريفاتي، خيال خام خاتمي و شركاء، باري تلاشش را مدارانه از براي تنظيم دولت بوسيله اشغال مجلس و رياست جمهوري طيّ هشت سال گذشته نمود. حالا هم اين حق بديهي و ابتدائي مردم است كه ديگر هيچگونه مشروعيّتي واسه اين نظام طمّاع قائل نباشند. حالا اين ملّت تا چه حد خودش اين حق را اگزرسايز/پراكتيس بكند و چگونه واسه خودش تصميم بگيرد؛ اين امّا تحكيم و تنبيهش با من و شما نيست و بايد به سينماي تاريخ رفت و فيلمش را آنجا ديد. ما نميدانيم بر سر ما چه خواهد آمد؛ فقط ميدانم كه زايمان بشدّت دردناكي را در پيش داريم و طبعا تا پاي مرگ نيز پيش خواهيم رفت. بهرحال! از گنجي بياموزيم و در وصفش بسرائيم كه:
آسمان بار امانـت نتوانست كشـيد
قرعـه فال به نام گنجي ديوانه زدند


Saeed 18:37 @ Sun, 29 May 05

خوب؛ از گنجي درجه يك و با حال كه همچون خاريست در گلوي اخانيد و ميخي در وجدان خفته سلطنت طلبان خواب خوش بين و در ادامه طيف حالا شده مركز حسادت اهالي قبيله كور و كر و خشك مغز چپدنده كه بگذريم ميرسيم به موضوع سكسي روز، انتخابات.
حالا من بر طبق قولم ميخوام به خدمت جناب الپر برسم. يك سؤال ساده كه قاعدتا بذهن همگي شما نيز ممكنه رسيده باشه اينه كه اگر ما، ملت ايران، در ظل و قلمروي يك حكومت نرمال (حالا كمي اون پائينتر بازش ميكنم منظورم رو) ميزيستيم آيا باز هم آقاي الپر نامي نياز داشت تا با چنان شور و شوق و ذوقي بياد و با ارائه ۱۸ دليل خودش! و ما را به شركت در تعيين دولت آن تحريض و ترغيب بكند؟! ايشان با ۱۸ دليل كه جاي خود دارد آيا با ۱۸۰ دليل ميتواند واسه ما كه نه بلكه شخص خودش مشروعيّت اين نظام را اثبات كند؟! راههاي اثبات واسه ايشان عبارتند از:
۱. اثبات مشروعيّت ديني. خلاصه كنم. دكتر سروش با منتظري در مورد نظر ايشان درباره نظريه ولايت فقيه بحث ميكند.در نقلش از آن بحث گفت برايش ثابت كردم و ايشان، منتظري، نيز پذيرفت كه اوّلا اينگونه برش/رهيافت به نظريه مزبور دقيقا همان نظريه كلاسيك قرارداد اجتماعي ژان ژاك رسو است و ثانيا بجاي واژه مركّب ولايت فقيه بايد گفت رياست فقيه. بعبارتي ديگر منظور منتظري در آن جهار رساله كذائي و قطور و فنّي در يك كلام اينه كه اين نوع رياست عقديست طرفيني و مستقيم آنهم بر اساس اختيار و رضاء طرفين درباره هر آنچه اعتبار عقد و اصولا ماهيّتش را مشروط و محدود و معين ميكند. پس بر اساس دكترين فقهي منتظري كه در ضمن مرجع زنده است از آنجا كه خامنه اي نه فقيه است و نه مردم ايران چنان قراردادي را مستقيما با وي از براي رياستش بر حكومتشان با او امضاء كرده اند؛ پس راه فرار مشروعيّت ديني ازين حكومت صلب است. بگذريم كه آية اللّه سيستاني، بزرگترين مرجع تقليد و فقيه شيعيان جهان و مورد ارادت و قبول منتظري، اساسا نظريه ولايت خميني را قيمومت ديني ميداند و شآن ولايت را افاضي/غيبي ميداند و نه جعلي/قراردادي. حالا داستانش بماند.
۲. اثبات مشروعّيت عرفي. الپر در مقام توضيح و توجيه انتخاب دولت، رياست جمهوري، كه ميرسد ما را به بازي سياست و فلسفه و مرامش در دنياي مدرن ارجاع ميده امّا با چسبيدن به فرع، تعيين دولت، از اصل، تعيين نوع حكومت، تو گوئي دكترين دموكراسي را صرفا در قلمروي دولت معنا و تعريف و تفسير ميكند. يك بام و دو هوا. يك بازي امّا دو قاعده واسش. ببينيد؛ ايشان از مردم ميخواد كه براي تعيين دولت راي بدن امّا از رهبر نميخواد كه واسه كسب تائيد از براي مشروعيّت بخشيدن به دولت منتخب بياد، حالا بر طبق دموكراسي و انتخابات پيشكش بلكه، بر اساس مهمترين نظريه پرداز ولايت فقيه، منتظري، در جهان شيعه با مردم قرارداد رياست/زعامت ببندد؟! پس اين قرارداد شرعا و عرفا فاسد است.
پس الپرآقا سادش كنم بفهمي؛ ايران به لحاظ شرعي و عرفي و قانوني و حقوقي و عقلي اصلا فاقد حكومت است!
دفاعيّات محتمل الپر:
۱. واجد يا فاقد حكومت؛ اين فعلا در عهده من و ما نيست كه حكومت/ناحكومت را تغيير بديم؛ امّا چرا از تغيير دولت بنحوي كه ميخواهيم ابا كنيم؟!
۲. آنچه زندگي روزمرّه و معاش عيني و معني دار مردمان را تعيين ميكند دولت است و نه امري انتزاعي و اعتباري چون حكومت. بگذار اعتبار و كلياتش با اخانيد باشد و دلشان بهمان خوش و تعيين و كنترل اجزاي معنادارش با ما.
۳. بر طبق نظر خود توي سعيد از ناتساوي مخالف با اپوزيسيون در كامنت مقاله قبلي؛ ميشود چنين نيز برداشت نمود كه ما نه تنها مخالف حكومت داريم بلكه مخالف اپوزيسيون هم داريم كه در همانحال مخالف نظام هم باشد. من ميگم مخالف حكومت باشيد اما لزوما مخالف دولت نباشيد. كما آنكه عكسش نيز صادق است. براي من هنوز اين امر بلحاظ آماري اثبات نشده است كه مخالفت مردم ايران با اپوزيسيون فعلي كمتر از مخالفتشان با نظام فعلي بوده باشد؛ پس از نظر من:
۴. اپوزيسيوني وجود ندارد و من بجاي شرطبندي بر روي اسب شاخدار، يونيكورن، و خيالي فعلا ترجيح ميدم كه از گوشت همين اسب مرده امّا واقعي ارتزاق بكنم بلكه زنده بمانم تا نوبت تغيير حكومتش هم برسد.

و امّا پاسخ من در يك جمله به دفاعيه محتمل الپر: تجربا/استقرائآ/علمي صحبت كنيم آهم حدّاقل ظرف ۸ سال گذشته؛ تعويض دولت مايه بتعويق افتادن گفتمان تغيير حكومت و ضرورت حياتي چنان اقدامي ميشود؛ بخصوص اگر دولت اصلاح طلب هم باشد. و من شخصا نميدانم و در همانحال دل نگرانم كه آيا اين تعويق صرفا يك ضرورت طبيعي/فرهنگي/ممتيكي است و اجباري يعني تابع ميزان رشد و بلوغ شعوري مردمانمان و تمدّني كه وامدارشن است يا خير بلكه يك نا اقبالي/بدبختي تاريخي حاصل شرايط منطق وضع/منطقه بعلاوه ترس و كون گشادي ... ؟!

الپر و سعيد: تا سينماي تاريخ فيلمش چه باشد :-)


hesam 16:40 @ Sun, 29 May 05

در زندگی،آدمهايی هستند که ادیان تاريک را در تنهايی کتابهايشان از بر ميکنند و ...تف بر این تسلسل و تکرار معکوس ...


حسين م. 16:24 @ Sun, 29 May 05

كامنت 12 را من نوشته ام.


16:22 @ Sun, 29 May 05

1-تا جايي كه من اطلاع دارم ، در هيچ كجای جهان ، كساني را كه سابقه دست داشتن در سانسور و سركوب مخالفان و فعاليتهاي امنيتي- اطلاعاتي وبطور كلي همكاريهايی از اين قبيل را با حكومتهای سركوبگر آزادي بيان ، داشته باشند ، آزاديخواه به شمار نمی آورند.آزادي اينها ربطی به آزادی بيان اپوزيسيون ندارد ، چرا كه آزادی بيان براي اينها در همه حال موجود است.مگر نه اينكه هر روز خبر و اعلاميه جديدي از اكبر گنجی منتشر مي شود؟ اما چرا خبری از خليل رستم خاني كه فقط به دليل پخش نشريه سياسی ، بيش از5 سال است بی سر و صدا در زندان به سر می برد، به بيرون درز نمی كند؟!
حيرتا! نكند رستم خانی همكار رژيم است و گنجی(پاسداری كه هنوز دارای محاسن است!)و حاج سعيد حجاريان( معاون امنيتی اسبق وزارت اطلاعات) دشمن جمهوری اسلامی؟!
بگذريم...
اصلا مسخره گی اكبر گنجی در اين است كه بيش از آن كه به زندانی شدن خود اعتراض داشته باشد ، به پوشيدن لباس زندان معترض است(!)


داريوش 14:33 @ Sun, 29 May 05

يك نفر فرياد زد : من تائب‌ام
در ميان ِ طالبان من غائب‌ام
رازها را فاش كردش آن جناب
رازهاي سرخ ِ يك عالي‌جناب
آخرش حكمي بدادند طالبان
"تو برو باقي عمر زندان بمان"
...
آقای اکبری عزيز که چی؟ يعنی گذشته افراد در سرنوشت حال ي آنها مهم است! البته اگر ثابت شود که کسی ، مي‌خواهد گنجي باشد يا هر كي ديگه، در گذشته جرمي مرتكب شده و احيانن به طور مستقيم در كشتن و يا زنداني كردن كساني بي‌گناه دست داشته‌اند بايد مجازات شوند! البته آن‌هم به صورت عادلانه و با حق داشتن وكيل و هيئت منصفه و چه چه چه ... به هر حال همان‌طور كه شبح ِ گرامي گفته دفاع فعلي از گنجي يعني دفاع از آزادي‌ي بيان و مظلوميت زندانيان سياسي در ايران!
نگراني شما از بابت قهرمان شدن گنجي درست است من هم چون شما اگر روزي گنجي از زندان پا بيرون گذاشت و گفت آن‌چه را كه نبايد بگويد من هم چون شما با او مخالفت خواهم كرد! ... و صرف اين‌كه ممكن است بعدن چنين شود نمي‌توان حقيقت را پاي‌مال كرد و شكنجه شدن و زنداني كردن افراد بي‌گناه (يا حتا گناه‌كار!) نديد!


زمینی 12:26 @ Sun, 29 May 05

شبح جان لینک مانیفست گنجی باز نمیشه. با نظرت هم موافقم.


Mahmood Akbari 11:01 @ Sun, 29 May 05

دوستان آدم کم بود برايتون که امثال اين گنجی برايتون گل کرده اند و معروف اش می کنيد که شخصيت شود؟ شخصيت اين آدم معلوم است جنايت کاری اين حکومت اسلامی بوده است. حالا اگر جمهوری اسلامی و نظام سرمايه اينقدر تنگ نظر است که حتی به خدمت کاران خود و کسانی که روزی برايشون از مردم و انقلابيون زندان می کرد و می کشت نمی گذرند و با خرده گيری از حکومت اشان زندان می افتد دل شما را برحم برای اين جنازه می اندازد که چه؟! خمينی هم روزی در خمره خوابندش و چون در دربار شاه بود دارای شان و احترامی از قبل اش بود. شاه هم طاقت عر و تيز کردن او را نياورد و او را در خمره در عراق خواباند. نجف را هم انتخاب کرد که ايشان رنجيده خاطر نشوند. گنجی هم با چلو کباب و سفر حج از زندان پذيرايی می شود. بهر حال روزی دارای شخصيت حکومتی بوده است. حال از اين شخصيت ساختن های قلابی دست بر نمی داريد. رهبران کارگران نفت آبادان شاه نه به نجف نفرستاد بلکه به سرخس و سر ترين مناطق ايران و بعد هم سر بنيست اشان کرد. ببنيد بر سر انقلابيون و جوانان معترض ايران چه روزی می آورند. ما از آزادی گنجی ها اين جنايت کاران پيشين به واقع دفاع می کنيم ولی با همان معياری اين کار را می کنيم که اعمال اين جنايت کار بی پاسخ نماند و در دادگاه های آزاد مردمی پاسخ بگيرد. شما اگر معياری برای آزادی نداشته باشيد از آزادی احدی نمی توانيد دفاع کنيد. اين معيار آزادی شما چيست که موقعی که خمينی و يا گنجی روزی از مهره های دو حکومت آزادی کش بودند و در گذشته يکی را و حال ديگری را به ارج شخصيت می رسانيد؟! از اين چه نظری داريد. آيا می خواهيد اين معيار ها را مخدوش کنيد که هر بار يکی بيايد و آزادی را ملا خور کند. براستی معيار آزادی شما چيست؟!


casa 10:46 @ Sun, 29 May 05

البته بستگی دارد . مثل همه چيز که بستگی دارند . مثلا اگر در ايران باشيد هيچ تضمينی نيست که "تحريم انتخابات رياست جمهوری گامی به سوی دموکراسی " باشد ...کاسا


شبح 9:05 @ Sun, 29 May 05

جناب آرمان گرامی!(3)
ديگر زمان آن که مردم را بتوانيد با ترساندن از برگشتن بچه‌ی شاه طرف‌دار جمهوری اسلامی نگه‌داريد گذشته است. برويد فکرهای نوتری بکنيد.

فيروز گرامی!(4)
من هم‌کار هيچ حذبی نيستم. اما دفاع من از گنجی دفاع از عقايد او نيست دفاع از زندانی است که حداقل به دليل اين جرم‌های‌اش نبايد در زندان باشد.


شبح 9:01 @ Sun, 29 May 05

کت‌بالو جان!(1)
متاسفانه باز فيلتر شدی. البته با فيلترشکن خدمت می‌رسم اما کامنت نمی‌تونم بذارم.


روزبه 8:26 @ Sun, 29 May 05

حرف حق اون هم از نوع تلخش فقط یادآور یدوباره از جایگاه پست ما انسان ها در این دیاره


فیروز 6:25 @ Sun, 29 May 05

ببخشيد شما از همکاران حزب کمونيست کارگری نیستید که در مضحکه برلين دست در دست مزدوران رژيم به گنجی هر چه را که خود لايق آنند نسبت دادند؟ گذشته ها چه زود فراموش می شوند.


آرمان 5:17 @ Sun, 29 May 05

اين دانشجويان بی بخار بايد يک کاری بکنند. ما که دهانمان کف کرد !

پيشنهاد ميکنم که در شهرهای اروپا و آمريکا هم ايرانيان تظاهرات راه بياندازند. اگر از امنیت بازگشت و یا خانواده خود نگرانند ميتوانند صورت خود را بپوشانند.

معين هم که خودش را خيلی زود لو داد. ديگه منتظر چی هستيد ؟ منتظر ِ مهدی صاحب زمان ؟! من مطمئن هستم بعد از قيام ما مهدی (رضا پهلوی) هم ظاهر بشه و رهبری قيام را به عهده بگيره.

يا علی مدد !


katbalou 3:56 @ Sun, 29 May 05

قطعا و کاملا موافقم شبح عزيز.






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1310
تعداد نظرات: 25757
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: august 12, 2008 01:13 pm


از کجا آمده‌اند؟