پنجشنبه، 5 خردادماه 1384 | May 26, 2005

دو سرمقاله يک سودا

ماجرای رد صلاحيت معين و پا در ميانی آقای حداد و خاتمی و حکم حکومتی يا توصيه رهبری و تاييد صلاحيت معين بحث‌های زيادی را موجب شده است.
دکتر معين که قبلا در شعارهای تبليغاتی‌اش نرفتن زير بار حکم حکومتی را عنوان کرده بود اکنون بقای‌اش را مديون حکم حکومتی يا حداقل توصيه‌ی فراقانونی رهبر است و امروز دور هم جمع شده‌اند تا ببينند زير بار اين خفت بروند و بمانند يا نروند و بروند!
چيزی که در اين ميان مهم است، اين است که چرا برخلاف گذشته که اصراری بر ماندن اصلاح‌طلب‌ها نبود همه دارند اصرار می‌کنند که معين و مهرعليزاده در صحنه باقی‌ بماند. اين "همه" آنقدر گسترده است که حسين شريعت‌مداری و محمد قوچانی را پشت يک ميز نشانده است و دارند حرف واحدی را تکرار می‌کنند.
حسين شريعت‌مداری در کيهان می‌نويسد:
"چه تفاوتي مي كند كه تدبير رهبر معظم انقلاب، به لحاظ فقهي، يك «حكم حكومتي» تلقي شود و يا تصحيح نظر شوراي نگهبان؟! آنچه مهم است و در آن كمترين ترديدي نيست، اين كه رهبر بزرگوار انقلاب، غيبت آقاي دكترمعين و سليقه خاص وي و حاميان صادق ايشان از عرصه رقابت هاي انتخاباتي را نمي پسنديده اند و راضي به دور بودن آقاي دكترمعين از رقابت هاي انتخاباتي نبوده اند.[1]"
از سوی ديگر محمد قوچانی، در شرق[2]، که از هم‌کار مطبوعاتی خود در کيهان بسيار باهوش‌تر و زيرک‌تر و باسوادتر است برای نرم کردن دل معين تاريخ‌چه‌ی حکم حکومتی را بيرون می‌کشد و نشان می‌‌دهد که " گرچه حكم حكومتى به عنوان امرى فراقانونى در عالم تئورى مورد نقد اصلاح طلبان قرار گرفته است اما در عمل نتايج آن عمدتاً به سود اصلاح طلبان پايان يافته است." در واقع دارد به معين می‌گويد آن حرف قبلی‌ات که گفته بودی زير بار حکم حکومتی نمی‌روی حرف خام و نسنجيده‌ی بود؛ زيرا:"بديهى است از نگاهى اصولگرايانه نمى توان به حكم حكومتى به عنوان راهكارى اجرايى نگاه كرد اما از نگاهى عمل گرايانه و در شرايطى كه قدرت بى نظير نهادهايى مانند شوراى نگهبان سبب انسداد راه شده است عملاً استفاده از راه حل هايى مانند گفت وگو و تفاهم گرچه ممكن است اصولگرايانه نباشد اما عين اصلاح طلبى است." و بعد به معين يادآور می‌شود که فراموش نکند که او انقلابی نيست و اطلاح‌طلبی‌ هم يعنی ماکياوليسم و گربه‌ی مرتضا علی بودن و با چهار دست‌وپا به‌زمين آمدن: "اصلاح طلبى برخلاف انقلابى‌گرى رفتارى مسالمت آميز، سازش جويانه و مبتنى بر رعايت قواعد بازى است."
چه شده است که شريعتمداری و قوچانی که متعلق به دو جناح مختلف حکومت ايران هستند معين را تشويق به ماندن می‌کنند آيا منافع مشترکی دارند؟
راز خواستنی‌شدن معين نزد رهبر و شريعتمداری و قوچانی و رفسنجانی را بايد در حرف حجاريان جست که حداکثر رای معين را 9 درصد ارزيابی کرد. درواقع چه کسی بدش می‌آيد رقيبی در صحنه داشته باشد که بازنده‌‌بودن‌اش از پيش رقم خورده است و فقط حضورش موجب تزئين سفره‌ی می‌شود که برای مدعوين ديگری چيده شده است؟
هر چند قوچانی در آغاز سرمقاله‌اش ادعا می‌کند می‌خواهد "صادقانه اندكى در تحليل وضع موجود و راه برون رفت از آن به معين كمك" کند اما می‌تواند نشان داد موضوع چيز ديگری است.
آخرين جمله تکليف را روشن می‌کند:"اگر همه صداها معين را به تاريخ بخوانند و قهرمان بخواهند او بايد به آينده نگاه كند و يك سياستمدار اصلاح طلب باقى بماند. حتى اگر رئيس جمهور نشود، نام او به عنوان يك «نامزد» خوب رياست جمهورى باقى خواهد ماند."
"نامزد" خوب نامزدی است که "بازی" را به هم نمی‌زند هر چند می‌داند "قواعدبازی" به نحوی تنظيم شده است که او بازنده‌ی بازی باشد.
حاميان آقای رفسنجانی که به هر حال با نزديک شدن به اين ايشان احساس خفت دست‌ابليس‌بوسی به آن‌ها دست‌ داده است می‌خواهند با جملاتی مانند اين که:"بديهى است از نگاهى اصول‌گرايانه نمى‌توان به حكم حكومتى به عنوان راه‌كارى اجرايى نگاه كرد اما... راه حل هايى مانند گفت وگو و تفاهم گرچه ممكن است اصولگرايانه نباشد اما عين اصلاح طلبى است." با بازی کردن با واژه‌ی "اصول‌گرایی" که منتسب به جناح رقيب است بگويند: "اصلاح‌طلب"‌ها که نبايد اينقدر تنزه‌طلب باشند ما که "اصول‌گرا" نيستيم با هر وسيله‌يی که بتوانيم به قدرت نزديک بشويم و يا در قدرت بمانيم اين کار را خواهيم کرد پس ادای "اصول‌گرا" بودن و سر حرف ماندن را در نياوريد که اصول ما بی‌اصولی‌ است.
اما اين تنها هدفی نيست که از تشويق ماندن معين در صحنه و زيرحرف‌خودزدن توسط آقای قوچانی دنبال می‌شود هدف اصلی چيز ديگری است. نکته‌ی مهم اين است که قرار است شيخ بزرگ در نمايشی دموکراتيک رئيس جمهور شود نه مانند دو دور قبلی که بر صندلی رياست جمهوری در حالی تکيه زدند که رقيب‌های نمايشی حضرت ايشان هم اعلام می‌کردند ما فقط آمديم تا انتخابات معنا داشته باشد وگرنه ما هم به آقای هاشمی رای می‌دهيم!
قوچانی هيچ قصدی در پوشاندن قصد خود ندارد و به روشنی می‌نويسد:"حضور معين عملاً به نماد تكثر در انتخابات رياست جمهورى تبديل شده است و همه نامزدهايى كه مى خواهند در يك رقابت آزاد برنده شوند، بايد او را به ادامه حضور تشويق كنند."
و اين "همه‌ی نامزدها" در واقع يک نامزد بيش نيست. نامزدی که برای يافتن نام‌اش نياز به حل جدول کلمات متقاطع نيست.
خلاصه مسئله ساده است معين بايد بماند تا روش و منش زيرحرف‌خودزدن و دست‌قدرت‌بوسی تطهير شود و بازی انتخابات نيز شکلی دموکراتيک‌تر به خود بگيرد و از هم اکنون هم مدال نام‌زد خوب بازنده را هم در سينی طلا آمده کرده‌اند تا بر يقه‌ی کت دکتر معين نصب کنند و اين البته از کلاهی که خاتمی صحبت‌اش را کرد برازنده‌تر است.
و سرانجام اين که درست‌ترين راهنمایی و مشاوره‌ی که قوچانی در اين سرمقاله به معين داده است اين جمله است:"سرنوشت معين را كسانى مشخص ميكنند كه مى‌خواهند در انتخابات شركت كنند، نه كسانى كه می‌خواهند انتخابات را تحريم كنند."
اين حرف کاملا درست است معين و قوچانی و شريعت‌مداری و احمدی‌نژاد همه اجزای نظامی هستند که برچيده شدن‌اش سرنوشت تمام آنان را رقم خواهد زد و تحريم انتخابات تيشه‌یی است که به ريشه می‌زند. در عوض دکتر معين اگر کمی زيرک باشد پيام نهفته در حرف آقای قوچانی را درمی‌يابد و برای اين ماندن‌اش از پدرخوانده امتيازی طلب می‌کرد و مثلا پست وزارت آينده‌ی خود در کابينه‌ی اصول‌گرای اصلاح‌طلب جناب آقای هاشمی بهرمانی را تضمين می‌کرد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - کيهان، حسين شريعتمداری، "حاميان صادق دكتر معين (يادداشت روز)" پنج شنبه 5 خرداد 1384- 17 ربيع الثاني 26 -1426 مه 2005
[2] - شرق، سرمقاله "انتخاب دشوار مصطفى معين رئيس جمهور يا قهرمان؟" محمد قوچانی، پنجشنبه ۵ خرداد ۱۳۸۴ - - ۲۶ مى ۲۰۰۵ تمام نقل قول‌ها از اين پس از اين سرمقاله است.

May 26, 2005 07:16 PM | TrackBack

سياوش 16:15 @ Mon, 30 May 05

منوجهر ژندي فر عزيز، نظرت را خواندم. ممنون وقت گذاشتي و نظر خودتت را دادي. حرف زياد دارم كه بنويسم‌شون در اين رابطه، اما الان واقعن خسته‌ام(البته بيش‌تر از كار) و از گفتن‌شون صرف‌نظر مي‌كنم، شايد وقتي ديگر.


آرمان 1:17 @ Mon, 30 May 05

دوستان ! من متن عربی-فارسی ملا سعيد بسيجی نسب را برایتان ترجمه ميکنم:

ملاسعيد: ولايت فقيه خوب است. بر طبق فتوی وليعهد سابق فقيه منتظری, بر خلاف ادعای خمينی (که آنرا حق مسلم ولی وقیح ميداند و در ادامه امامت امامان) ولایت وقیح فقط يک "قرارداد" (!) است که بين مردم و ولی وقیح بسته ميشود ! خوب ! چونکه منتظری دستش به گوشت نميرسه ميگه بو ميده ! يعنی مردم با خامنه ای قرار دادی نبستند ! پس خامنه ای مشروعيت نداره ! (چقدر ساده !)

به عبارت دیگر منتظری ولايت وقیح را (که خودش از خمينی تقليد کرد) به شکلی که خودش دلش ميخواهد تعريف (تحریف) ميکنه !

از اين جر زنی منتظری نتیجه میگیریم که انشالله اگر منتظری بجای خامنه ای ولی وقيح بشه ايران اسلامی بهشت ميشه و ما ديگر مشکلی نخواهيم داشت. در عين حال هم ولايت منتظری کاملاْ مشروعيت داره !

در ضمن ما گوسفندان سروش، "مخالف" هستيم ولی مخالف نظام نيستيم ! فقط مخالف گرونی اخير و همچنين رياست نامشروع ! خامنه ای هستيم. يعنی ما چاکر نظام ولايت وقيح و حکومت آخوندان هم هستيم. پس با اين حساب ما مخالف اپوزيسيون هستيم ! چونکه اپوزيسيون ميخواهد سر به تن آخوندان نباشد و اين مغاير منافع ما (ملايان)‌ ميباشد.

خلاصه کنم: اگر خامنه ای جايش را بدهد به منتظری و سروش هم بشود رئيس جمهور ما ديگر مخالف (ارواح عمه ام) نيستيم !

نظر آرمان: خر همون خر است ولی پالونش عوض شده.


آرمان 0:25 @ Mon, 30 May 05

دوست خوب و فهیم کورش بزرگ،

هر چیزی "حدی" دارد منتهی این حدها فرق میکند. برای مثال حد شبح اينست که فحش ها رکيک و بی منطق را حذف کند و حد بهنود اينست که اگر نظری نظر او را به زير سوال ببرد توهين به مسلمين محسوب بشود و حذف !

برای مثال بعد از آنکه بهنود مردم را تشويق به شرکت حداکثری در انتخابات کرد (همان مد نظر رهبری) من گفتم که "از جانب آبادگران از شما متشکرم" که اين پيغام حذف شد و بعد هم اعلام کردند که چرا به مسلمين توهين ميکنيد !

به هر حال نتيجه اش همين است که سايتش شده مثل سايتهای ولايتی ها که فقط عده ای محدود و تازه بدوران رسيده هی ميايند و هرچه او گفت مثل گوسفند تائيد ميکنند. دريغ از يک بحث و يا جدل منطقی که دو طرف انسان مستقل با دو نظر مخالف در آن ديده شود.

البته هدف ايشان آگاهی مردم نيست و فقط عوام نويسی است. بنابراين عوام پسندانه مينويسد که عوام در انتها با تکبير او را ستايش کنند. شما نوشته ۴۰ سال پيش او را با الان مقايسه کن اگر تفاوتی در سطح آن ديدی ؟ فقط تکرار شعار های عوام پسندانه. البته در هر دوره ای شعار های مربوط به همان دوره را میدهد که اصلاحاً این روش را "روزی نویسی" و یا همان "نان به نرخ روز خوردن" خودمان میگویند.


آرمان 0:03 @ Mon, 30 May 05

سياوش گرامي،

اپوزيسيون به معنی مخالف ميباشد و برعکس. هر چند که مخالف خود "درجات" گوناگون دارد. اينکه کسی بگويد من "مخالفم" ولی جزو اپوزیسیون نیستم از لحاظ ادبیات و گفتاری سوتی محسوب میشود. آیا شما "مخالف با نظام" هستید و سرنگونی آنرا خواستار میباشید و یا فقط مخالف با وضعیت فعلی و خواستار بهبود وضع (اصلاح گرا). چرا که اگر منظور شما دومی است, در این دایره به اصطلاح مخالف (!) 99 درصد مردم از جمله خود خامنه ای هم جای دارند. مخالف گرانی و مشکلات فعلی, به معنی مخالف نظام نیست. بهتر است از کمله "شاکی" استفاده کنید. یک مخالف شاکی هم است ولی هر شاکی ئی مخالف نیست. شما جزو دایره شاکیان هستید. یعنی خواهان همین نظام اما با چهره ای متفاوت و افرادی جدید.

به هر حال اگر هم دوست دارید میتوانید خود را مخالف بنامید تا وجدان خود را گول بزنید ولی ما اپوزیسیون, شما را جزوی از نظام میدانیم.

البته کسی که کلمات کمر به پایین را "رکیک" نمیداند ! میتواند ادعا کند که مخالف, اپوزیسیون نیست !


کورش بزرگ 19:32 @ Sun, 29 May 05

البته بايد توجه داشت که در سانسور زياده روی نشود مثل مسعود بهنود که از هر چی که خوشش نمياد سانسور ميکنه و بدين وسيله ميخواهد حرف خودش را بدون نقص نشان دهد و تحمل انتقاد هم ندارد


منوچهر ژندی فر 18:22 @ Sun, 29 May 05

سياوش عزيز.
اگر اجازه دهی من هم نظر خودم را بدهم.
تو از سانسور اسم برده ای.عزيز جان سانسور را دولتها انجام ميدهند ٫و نه افراد.
اين سايت و خانه متعلق به فردی به نام شبح است٫همانند مهمانی عده ای را دعوت کرده که به اينجا بيايند و احيانا نظر دهند.نه بيشتر و نه کمتر.منهم اگر ببينم در مهمانيم افرادی هستند که جو مهمانی را به هر دليل به هم ميريزند از آنها خواهش ميکنم که يا خود را کنترل کنند و يا مهمانی را ترک کنند.عزيز جان.هر بازی قواعد خود را دارد.من کامنت تو را نخواندم اما شبح به هر دليلی ميتواند و حــــــقش است که در خانه خود فواعد بازی را تعريف کتد.اين هيچ ربطی به آزادی بيان و احیانا نقض آن ندارد.لطفا مفاهيم را قاطی نکنيم.البته من تورا درک ميکنم.در آن کشور آنقدر ما را سرکوب کرده اند که ديگر هر چيزی را به سانسور و سرکوب آزادی بيان ربط ميدهيم.اين طور نيست.در جوامع غربی هم با وجود آزاديهای نسبی ولی مواردی هست که جامعه به تو تابلوی ايست ميدهد.در رانندگی هم قوانینی هست. درست است که من در رانندگی آزادم ولی پشت چراغ قرمز بايد بايستم.يا به راننده بقل دستی بی احترامی نکنم.جون بی احترامی به راننده بقل دستی با وجود آزادی بيان در جامعه جريمه دارد و جرم محسوب میشود.اين قوانينی است که خود انسانها به درست برای جامعه درست کرده اند و هيچ ربطی هم به آزادی بيان و نقض آن ندارد.


شبح 16:46 @ Sun, 29 May 05

سياوش عزيز!
کسی که وب‌لاگ مرا هک کند به حقوق من تجاوز کرده است. حکومتی که حق آزادی بيان مرا بگيرد هم همين‌طور.
برای من پاک کردن هر نظری بسيار ناراحت کننده است. مسلما انتخاب راحتی نبود. اما دوست عزيز تجربه به من نشان داده است اگر معياری هر چند غلط برای اين نظرخواهی نداشته باشم. آن‌وقت اينجا می‌شود کلکسيون آلت‌های جنسی.
به هر حال از اين که نظر شما را حذف کردم پوزش مي‌خواهم و از اين که نمي‌توانم اجازه دهم با اين ادبيات سخن بگوييد باز هم پوزش مي‌خواهم.


سياوش 16:25 @ Sun, 29 May 05

شبح عزيز، اين كار شما سانسور است و نه چيز ديگر. من در كامنت شماره 98 خودم به هيچ فردي نه توهيني روا داشته بودم و نه تهمتي. شما تنها به سليقه خود آن را ادبيات ركيك ناميده و تقريبن تمام كامنت مرا حذف كرديد. اگر اين گونه است مي‌بايست تمامي اشعار ايرج ميرزا را ادبيات ركيك ناميد و حذف كرد. كدام آدم منصفي گفته، كلماتي از قبيل كس و جماع جزو ادبيات ركيك‌ا‌ند. اگر تنها يك نفر با دلايلي و نه تنها با گفتن ادبيات ركيك، كامنت مرا قابل حذف خواند، آن‌گاه من به شما اين حق را خواهم داد تا به حذف و سانسور آن دست بزنيد. آخه شما چه كاره‌ايد كه براي ديگران تكليف تعيين مي‌كنيد كه اين كامنت ادبيات ركيك گفته و ديگران نبايد آن را بخوانند و حذف كرد. اين درست است كه اين صفحه، صفحه نظر‌خواهي وبلاگ شماست، اما تمامي افرادي كه در آن نظري و يا انتقادي نگاشته‌اند هم صاحب آنند و شريك. شما اگر به استناد تنها يك اشاره از اديبي و يا كارشناسي نشان داديد كه كلمه كس و يا آوردن نقل‌قولي كه در آن گفته شده كس‌گشاد جزو ادبيات ركيك است، من نه تنها به شما اين حق را خواهم داد كه كامنت مرا حذف كنيد بلكه از شما و ديگر دوستان هم عذرخواهي خواهم كرد، وگرنه شما بايد كامنت مرا به جاي خود گذاشته و از اين كار زشت خود عذر بخواهيد. اگر به اين استنادهاي من درآوردي يا هر استناد ديگري، فردي وبلاگ شما را هك(سانسور) كند، آن‌گاه عكس‌العمل شما چه‌گونه خواهد بود؟


سياوش 9:18 @ Sun, 29 May 05

آرمان عزيز،
...
در آخر اجازه بده يك نكته اساسي را در مورد ايوزيسيون تكرار كنم. مخالف بودن با يك سيستم حكومتي لزومن و ضرورتن به معناي قرار داشتن در دايره ايوزيسيون نيست. ايوزيسيون داراي طرح و برنامه است، و مخالف تنها معترض است.
-----------------
بخش‌هایی از اين کامنت حذف شد. به دليل به کار بردن ادبيات رکيک.
شبح
از همه‌ی دوستان خواهش می‌کنم اگر شرايط حضور در اين نظرخواهی را قبول دارند در آن شرکت کنند.


ادب تركي 3:22 @ Sun, 29 May 05

اشعار تركي يونوس ايمره:

شاعر٫ استاد و هنرمند بزرگ ترك يونوس ائمره بى شك يكى از بزرگترين اومانيستهاى تاريخ بشرى است. ديوان يونوس ائمره٫ اؤيودنامه (رساله النصحيه) وى و اشعار ديگر او كه در آنها پرستش خدا٫ انسان٫ زيبايى و دوستى به زلالترين زبان و آهنگدارترين موسيقى ترنم مىشوند٫ قرنهاست كه مانند خزينه اى پربها در تمام دنياى ترك زبان٫ در ميان توده مردم دوباره و دوباره خوانده مىشوند.

عشق يونوس ائمره مانند مولانا٫ تمام بشريت٫ از هر مليت و زبان و فرهنگ و دين را در برمىگيرد. اين٫ همان نگرش اسلام مردمى تركى است كه پس از قبول آيين اسلام از سوى تركان و با دميدن و غنى كردن آن با باورهاى باستانى انسانگرا٫ طبيعى و زيبايى دوست و مزج آزادگى و تساهل تركى در آن بوجود آمده است. بهترين تعريف از اين درك تركى اسلام را شايد از سروده زيرين يونس امره بتوان بدست آورد. يونس امره ميسرايد: بهشت و جهنم شما به چه درد من ميخورد؟ انجيل من هستم، منم نويسنده قرآن. او همچنين مينويسد: در اينجا و آنجا به مسجد ميروم٫ قلبم در آنجا ميتپد و عبادت ميكند و ديگر بار سوي كليسا پر ميكشد و در آنجا كشيش ميشوم و انجيل ميخوانم . وي در جايي ديگر ميگويد: تمام اديان براي ما راه راست است.

اسلام مردمى ترك كه يونوس ائمره يكى از بزرگترين ممثلين آن است همان انديشه اى است كه در سير تاريخى خود به سه شاخه تركى مذهب علوى (غلات شيعه)٫ قزلباشى٫ بكتاشى و مولويه تبديل شده است. مدون مذهب قزلباشيه ٫ شاه اسماعيل ختايى صفوى خود از رهروان يونوس ائمره بود و براى اشعار وى نظيره ها سروده است. بى جهت نيست كه امروزه قزلباشان و بكتاشيان يونوس ائمره را از سرسلسله هاى پيران خود مىشمارند.


ادب تركي 3:18 @ Sun, 29 May 05

حاجي بكتاش ولى خراسانى

"حاجى بكتاش ولى نيشابورى" (١٢٧٠-١٢٠٩) داعى باطنى٫ قديس٫ فيلسوف٫ ولى و انسانگراى بزرگ. "حاجى بكتاش" از توركان نيشابور خراسان است و طريقت علوى (غلات شيعه) "بكتاشيه" منتسب به وى بوده و در اطراف شخصيت وى تشكل پيدا كرده است. "خونكار حاجى بكتاش" از نخستين مشوقان و اشاعه دهندگان زبان و ادبيات تركى در آسياى صغير است. به باور تركان علوى (قزلباش و بكتاشى)٫ "حاجى بكتاش ولى" و "شاه اسماعيل ختايى" دو پير-رهبر تركى مىباشند كه در راه تاسيس اتحاد تركان اوغوز غربى مجاهدت نموده اند.

"مولانا" و "حاجى بكتاش" هر دو انسان را به عنوان پديده اى مقدس پذيرفته و آنرا با كلام و اشعار خويش تقديس نموده اند. از اشعار منسوب به "حاجى بكتاش ولى خراسانى" است:

ايسسىليك اوددادير٫ ساجدا دئييلدير.
درويشليك خيرقه­ده٫ تاجدا دئيلدير.
هر نه آختاريرسان٫ اينساندا آرا!
قودوس´دا٫ مككه´ده٫ حاج´دا دئييلدير!!.

ترجمه:
حرارت در آتش است٫ نه در ساج
درويشى نه با خرقه ميسر است نه با تاج.
به دنبال هر چه هستى٫ آنرا در انسان جستجو كن٫
كه در قدس٫ در مكه و حج نتوانى بدست آوردش.


ادب تركي 3:14 @ Sun, 29 May 05

اشعار تركى سلطان ولد

عنصر تساهل و تسامح دينى عموما در ميان تركان و بويژه در سرزمين آناتولى در نتيجه تعامل و همزيستى با اقوام و ملل ديگر٬ به ويژه كشورها و مردمان مسيحى و اروپايى٬ در طول زمان به شكل نهادينه در آمده است. تنها در طريقتهاى تركى بكتاشى٬ قزلباشى و مولوى و.... است كه شعر و رقص و عرفان و موسيقى و تصوف اينچنين گسترده و عميق در هم آميخته اند. طريقت تركى مولوى نيز به دور از تعصب دينى و هميشه حامى ادبيات٫ موسيقى٫ هنر و احترام فوق العاده به حقوق زنان بوده است. طريقت مولوى از همان دوره آغاز شكل گيرى٬ موسيقى را به عنوان پاره اى جدايى ناپذير از آيين خود انتخاب نموده است. از نقطه نظر هنرى بسيارى از ارزشمندترين قطعات موسيقى كلاسيك تركى٬ در رپرتوار موسيقى مولوى قرار دارند. اين موسيقى همراه با اساس اركان و آداب طريقت مولوى در طول حيات مولانا و توسط فرزندش سلطان ولد بوجود آمده است. سلطان ولد موسيقى دانى توانا بود و از اولين آهنگسازان در تاريخ موسيقى كلاسيك تركى نيز بشمار مىآيد. قطعات انسترومنتال موسيقى مولوى بعدها بنيان اجراهاى سكولار دربار عثمانى را تشكيل داده است.

سلطان ولد كسى است كه به عبادت و ذكر سماع - كه از اركان طريقت مولوى است - شكل آيينى امروزه آنرا داده است. فرم رايج سماع در زمان مولانا٬ الهام گرفته از شمس تبريزى [٥] بود. مولانا كه خود موسيقىدانى بزرگ بود٬ سماع را فقط به عنوان وسيله اى كمكى براى عشق و جذبه مىشمرد٬ اما مريدان وى با هدايت سلطان ولد٬ سماع چرخنده شمس تبريزى را در شكل نهايى آيينى آن سيستماتيزه و تكميل نموده به عنوان نوعى جهان بينى (كوسمولوژى) در آورده اند.
ּּּּּּּּּּּּּ


ادب تركي 3:12 @ Sun, 29 May 05

شمارى از سروده هاى تركى مولانا :

جلال الدين محمد در افغانستان به دنيا آمد٬ در تركيه رشد يافته فقيهي عاليمقام شد و در حلقه آذربايجانيان پيرامونش مبدل به مولاى رومى گشتּ وي آفتاب درخشان فرهنگ عرفاني و معنوي جهان تركى و اسلام٬ كشورهاى تركيه و افغانستان٬ فخر آذربايجان و خراسان٬ از بزرگترين شاعران درجه اول زبان و ادبيات فارسى-تاجيكى و از پيشگامان تركىسرائى در غرب آسيا است.

خلقهاى فارس و تاجيك به حق مىبايست بر خود ببالند كه چنين ابرانسانى٫ با آنكه خود فارس-تاجيك نبود٬ ديوان كبير و قران ناطق را به زبان ايشان سروده است. همچنانكه خلق ترك (تركيه) به سبب روى آورد مولانا به سرزمين جنت نشان آناتولي و با آغوش باز پذيرفتن وى و همچنين قرار داشتن كعبه عاشقان در اين ديار بر خود مىبالد و خلق ترك (آزربايجان) نيز به سيماهايى چون شمس تبريزى كه زاينده مولوى عارف و حسام الدين چلبى اورموى ملقب به ابن اخى ترك كه سبب بلا واسطه آفرينش مثنوى اند٬ به حق مباهات مىنمايد
ּּּּּּּּּּּּּּּּּ


3:09 @ Sun, 29 May 05

شمارى از سروده هاى تركى مولانا


آرمان 1:49 @ Sun, 29 May 05

شبح گرامی،

موافقم. من سعی ميکنم باادب باشم.

وقت بخير


شبح 0:18 @ Sun, 29 May 05

آرمان عزيز!
خواهش می‌کنم رعايت اين نظرخواهی را بکن و اجازه نده جوی به وجود بيايد که نتوان در اين جا گفت‌وگو کرد.


آرمان 23:45 @ Sat, 28 May 05

ملا سعيد ! ۷۱

پاراگراف اولت از همان مدل "ک. شعر" گویی است ولی در جاهایی دیگر مهملاتی گفته ای که میشود جواب داد.

مثل بچه ها لج کرده ای که "اپوزیسیون" زیر مجموعه "مخالفین" است ! اگر در خانه ات فرهنگ انگلیسی فارسی نداری جهت افزایش سوادت بگم که "مخالفی" که جزو اپوزیسیون (مخالفین) رژیم آخوندی نباشه را ما اصطلاحآً "مزدور" و "جاسوس" رژیم مینامیم. چرا که کسی که مخالف چیزی است *اساساً* با آن مخالفت میکنه. اما امثال تو "ظاهراً" مخالفند ولی در حقیقت خود "حامی" اساس و ماهیت ملایان میباشند. مخالفت تو در حقیقت مخالفت با "اشخاص" است نه با نظام. پس اسم خود را مخالف نگذار که در حقیقت تو خودت جزوی از کثافت رژیم هستی, فقط سلیقه ات راجع به افراد (همه از یک نوع) فرق میکنه.

هدف تو سعی در نزدیکی به اپوزیسویون (مخالفین رژیم) و ایجاد تفرقه در بین آنهاست (یعنی همین کاری که اینجا میکنی) تا خوشخدمتی خود را به ملایان به ثبوت برسانی و در عین حال سعی کنی که ملا خامنه ای را با یک آخوند دیگر مثلاً منتظری عوض کنی. از یک طرف خود را مخالف ولایت فقیه نشون میدی تا در بین اپوزیسون (مخالفین ملایان) که همه ما آزاد اندیشان را شامل میشه نفوظ کنی در حالیکه مرامت (نوکری سروش و منتظری) هیچ تفاوتی با ولایت وقیح نداره جز آنکه فقط "افراد" عوض شده اند. نظام همان نظام آخوندی و استکباری است. تو مثلاً مخالفی ! ولی خواهان همین نظام فعلی به رهبری آخوندی مثل منتظری هستی که خودش 4 جلد در خایه مالی ولایت خمینی کتاب نوشته و سالیان دراز در خدمت و تبلیغ برای حکومت او عمر خود را تلف کرده است. و حتماً رئیس جمهوری مثل سروش که کاشف آش "مردم سالاری دینی" است ! همان کسی که خود از عوامل سرکوب روشنفکران و دانشجویان در اولیل انقلاب بود. همان کسی چوب دو سر نجس است. نه مسلمانان او را مسلمان میدانند و نه آزادآندیشان او را آدم حساب میکنند. همان کس که مدعی شد "اسلام سکولار (غیر دینی) است !!!!"

از نظر ما آزاداندیشان و مخالفان استبداد, فرقی بین شما و حاکمان فعلی نیست جز آنکه شما ها منافقید و دورو. پس تو نه تنها در دایره اپوزیسیون (مخالفین رژیم) جای نداری بلکه فقط در دایره "مخالفان قدرت" هستی. در دایره ای که در آن رفسنجانی, خاتمی, قالیباف و معین و ... جای دارند و بر سر لحاف ملا سر و کول هم میپیرند. در یک جمله بگویم همتان یک پُخید (ملا) و برای گرفتن رای مردم گدایی میکنید. رنگ شما دیگر حنایی ندارد.

زیاد از اینکه قیام داشنجویان سرکوب شد خوشحال نباش. انقلاب 57 هم از سرکوب 15 خرداد 42 شروع شد. شاه و صدام هم مثل تو کُری زیاد میخوندند.


آرمان 22:51 @ Sat, 28 May 05

آقای داریوش گرامی ۷۸،

مگر دکتر نگفته بود به روی این "گیج" (سعید)‌نیاورید ؟ باز هم ميخواهيد ايشان را عصبی کرده تا بيشتر مفاهيم و جملات را قاطي کرده و بيرون بريزد ؟ چه کارش داريد ؟ اين طفلک عقده عدم ابراز عقيده داشته. حالا هرچی به ذهنش ميرسه ميگه. کاری هم نداره معنی داشته باشه يا نه. شما به عنوان بزرگتر نبايد تو ذوقش بزنيد و الا عقده ای تر ميشه.


آرمان 22:42 @ Sat, 28 May 05

آقای سیاوش گرامی،

از اینکه شما را با آن سیاوش (خدای سوتی) اشتباهی گرفتم معذرت میخواهم. علتش هم شباهت بیش از حد نظرات شما به ایشان و هم اسمی شما بود. ایشان (خدا بیامرز) هم مثل شما در ظاهر از رژیم بدی میگفت ولی حرف ها و منطقش همگی حمایت از آن بود. مثلاً میگفت: " رژیم اَخه !" و بعدش میگفت: "حکومت باید اسلامی باشد و باید در انتخابات رای داد !" بعضی وقتها دم خروس اینقدر از خورجین بیرون آمده که هزارتا قسم حضرت عباس هم کفاف نمیده.

در ضمن منظور من از مزدور (گوشکوب) آن شخصی بود که بی سر و ته مینویسه و اول اسمش سعیده.

از اینکه سوتی شما را درشت نمایی کردم امیدوارم دلخور نشده باشید. برای رفع کسالت بقیه بود. من همواره سوتی را حمایت کرده و میکنم.

موفق باشید


شروود 19:45 @ Sat, 28 May 05

سلام. دوست عزیز ممنون از نظر اصلاحی ات، حرفت درست بود و من دیر این موضوع که روسای جمهور و مجمع تشخیص مصلحت نظام می توانند یکی باشند به یاد آوردم. هنوز نوشته ام را اصلاح نکرده ام ولی حتما در نوشته ی بعدی آن را اعلام می کنم. راستی به نظر می رسد صفحه ی نظراتت در سرور ندا بسته شده است.
حرف هایم را در مورد موضوع در جریان بزودی خواهم نوشت. تا بعد


کورش بزرگ 19:36 @ Sat, 28 May 05

دوستان برای اینکه عده بیشتری در انتخابات شرکت نکنند باید در جامعه تبلیغ کرد برای شروع اطرافیان را به تحریم انتخابات هاشمی دعوت کنیم .ولی یک مشکل وجود دارد عده ای از ترس دانشگاه و عده ای از ترس اخراج شدن از محل کارشان و از این دست دلایل می خواهند رای سفید بدهند و من نمی دانم به انها چه بگویم ولی هنوز تا بحال کسی را در اطراف خود ندیده ام که بخواهد بدون ترس رای بدهد .در ضمن یک نکته را هم اضافه کنم که ما قشر کارگران لیسانسه و به طور کلی فقرا ترسی از حمله امریکا نداریم بلکه انرا فرصتی برای رهایی از دست این رجیم خونخوار می دانیم راستش رو بخواهید خیلی ها رای نمیدن که امریکا به اخوندها حمله کنه و ما رو از دست این جلادها نجات بده . اینقدر نگین حمله امریکا به ایران امریکا با ایران مشکلی نداره بلکه مشکل اخوندها هستن


nana 19:28 @ Sat, 28 May 05

دوستان

معين حکم حکومتی را پذيرفت !!!!

برای کسانی که ترديدی در استقلال جبهه به اصطلاح رفرميست ها داشتند اين گلوله آخر بود .
نا اميدی عناصر آزاده و دلسوز مردم ايران را از اين اقدام معين به آنان تسليت ميگويم .
مردم ايران بايد آزادگان را در بين خود جستجو کنند .
کسانی که در قدرت هستند همگی بی برو برگرد روبروی مردم ايران ايستاده اند . نانا


nana 18:59 @ Sat, 28 May 05

دوستان
بی برو برگرد دادن هر دانه رای از طرف مردم به اين رژيم جانی گلوله ای است که به کله يک کودک ايرانی شليک ميکند .
کسانی که بر اثر ترس يا منفعت و يا توجيه به صندوق ها رفته و رای دهند بايد خود را چون جنايتکاری ببينند که دقيقا و بی هيچ کم و کاست با اسلحه ای به مغز کودکی ايرانی شليک ميکند !!!!
و اگر اين کار را درست ميداند !!!!
برود و رای دهد .
زيرا اين رژيم تنها زندگی تک تک ايرانيان را تبديل به دوزخ نکرده بلکه آينده دانه دانه فرزندان اين سرزمين را هم محکوم به تحمل دوزخ کرده است . نانا


شبح 18:23 @ Sat, 28 May 05

آفسايد عزيز!(68)
من سعی کردم در اين نوشته و نوشته‌های قبلی نشان دهم اين که معين کس ديگری هست يا نيست مهم نيست. مهم دو چيز است اول اين که مردم ديگر به اين جريان دوم خرداد اعتماد ندارد دوم اين که حق دارند اعتماد نداشته باشند چون ساختار حکومت ايران به شکلی است که قابل اصلاح از بالا نيست اگر هم قرار باشد اصلاحی صورت بگيرد تنها از فشار پايين ممکن است.
ضمنا ترديد معين هم به حکم حکومتي بودن يا نبودن آقا بر نمي‌گرده به اين برمی‌گرده که با توجه به اين که شکست‌اش حتمی است باز بماند يا برود!


شبح 17:41 @ Sat, 28 May 05

paranoid عزیز!(60)
اول این که من گفتم باید این که من گفتم باید از خیر دو تومن بگذری اما راست اش را بخواهیم در مورد شورای شهر و شهرداری تهران اگر منصفانه نگاه کنی خواهی دید نسبت به چهار سالی که شورای شهر دربست در اختیار جبهه ی دوم خرداد بود زنده گی مردم بدتر که نشده است تا حدودی بهتر هم شده و این به دلیل همون تحریمه یعنی جناح های حکومت هم فهمیدن اگر قرار باشه بازی انتخابات برقرار باشه باید نظر مردم را به خودشون جلب کن. تو گفتی نمایشگاه تعطیل شد که اولا معلوم نیست تعطیل شدن یا نشدن نمایشگاه چه قدر مهم باشه در ثانی نمایشگاه هم تعطیل نشد و مگه یادت رفته نمایشگاه کتاب کجا برگزار شد؟ در مورد این که یه بسیجی شده شهردار تهران یه جوری حرف می زنی که انگار دوم خردادی ها یه دانشمند شهرسازی را شهردار کرده بودن! شورای شهری که مردم صد در صد لیست دوم خردادی ها را فرستاده بودن توش آنقدر خراب کاری بار اورد که توسط دولت خاتمی منحل شد! خلاصه دوست عزیز این که من و تو توی انتخابات شورای شهر شرکت می کردیم یا نمی کردیم این واقعیت که 90 درصد مردم شرکت نکردن را تغییر نمی ده. مسئله این جاست که دولت دوم خرداد نشان داد توان نماینده گی خواست مردم را ندارد. مردم در انتخابات شوراها و مجلس شرکت نکردند و در انتخابات ریاست جمهوری هم شرکت نخواهند کرد چون فهمیده اند شرکت در انتخابات هیچ تاثیر ملموسی در زنده گی آن ها ندارد. در واقع امید اصلاح از بالا کاملا به ياس تبديل شده است و اکنون جوانه‌هاي اميد به انقلاب يا حداقل اصلاح از پايين دارد شکل می‌گيرد. بي‌شک اين حکومت از جنس جهان مدرن اين روزگار نيست و با هيچ اصلاحی هم به اين شکل در نمي‌آيد و کساني هم که رهبري اصلاحات را در حکومت به عهده دارند هم از حيث نظري انديشه‌ي اصلاح‌طلبانه ندارند هم از ميزان نفوذ و قدرت‌شان در حکومت به حدی نيست که بتوانند در آن جهت گام بردارند. سرنوشت مردم ايران بسيار مبهم است اما بي‌شک ديگر از مسير دوم خرداد نميگذرد.


porehich 16:09 @ Sat, 28 May 05

فکر می‌کنم تحريم انتخابات بايد به اونجا ختم بشه که فرض کنيم انتخاباتی قرار نيست باشه و در موردش حرفی نزنيم و ننويسيم ولی با این دل چرکین چه کنیم؟ فکر می‌کنم لاريجانی هم ميتونه مثل رفسنجانی عمل کنه شايدم ايندفعه قراره اين يکی رو بهمون تحميل کنن....


سیاهکل 15:57 @ Sat, 28 May 05

شبح عزيز يک مطلب درباره انتخابات نوشتم لطفا بخون نظر بده!! نظرت خيلی برام مهم است. اگه آمريکا حمله کنه چی


داريوش 15:51 @ Sat, 28 May 05

مثنوي افتضاحات را در بي‌قرار بخوانيد!
50 بيت در جواب 50 دليل و 17 دليل و ... براي راي دادن !


داريوش 11:20 @ Sat, 28 May 05

...
يک دوبار رای‌ات زدند آن ره‌زنان /
رای هر مرد و زن و خرد و کلان /
...
دور اول خنده کرد ، دل را ربود /
خنده‌هايي بس مليحانه نمود /
دور دوم گريه كرد و زار زد /
حرف مفت را باز دوباره جار زد /
...
قصه‌ي آن آدم ِ مكار ، باز /
مي‌شود در اين زمان تكرار، باز /
افتضاح ديگري در راهِ ماست /
سرنوشت ملتي در راي ماست /
...
اي دريغ هستند كساني كه هنوز /
دل گرو دارند به بدكاران هنوز /
...
قسمتي از مثنوي افتضاحات ... به زودي در بي‌قرار!
آقا سعيد سلام! بوي‌ات قبل از خودت اومده بود! ... شروع شد !


ناشناس 9:40 @ Sat, 28 May 05

اینجا چه خبره؟ یک لحظه فکر کردم چت رومه!! اگر ما تونستیم بدون تخریب و فحاشی هم دیگر فقط راجع به موضوع مورد نظر (و نه افراد) بحث کنیم می تونیم امیدوار باشیم که روزی در کشورمان انتخابات دمکراتیک داشته باشیم.


ناشناس 9:40 @ Sat, 28 May 05

اینجا چه خبره؟ یک لحظه فکر کردم چت رومه!! اگر ما تونستیم بدون تخریب و فحاشی هم دیگر فقط راجع به موضوع مورد نظر (و نه افراد) بحث کنیم می تونیم امیدوار باشیم که روزی در کشورمان انتخابات دمکراتیک داشته باشیم.


Saeed 7:06 @ Sat, 28 May 05

... بقول خودش و مستقل از راست و دروغش ... يك زماني ايشان رفته و با دو سه تا ... ماجراجو مثل خودش آنهم دوشادوش حزب الّلهي هاي فدائي امام و بهشتي راحل... برنامه سخنراني رئيس جمهور وقت ايران كه ابولحسن بني صدر ۷۰٪ راي آورده باشد را با كمال افتخار بهم زده... حالا آمده تئوري نه چندان درست همان بني صدر رياست ازدست رفته را در مورد راز و فلسفه دوام رژيم ملّاتاريا آنهم بدون توجّه به حقّ كپي رايت درست مثل چينيها جاعلانه چنان بخودش نسبت ميده و بدتر از خبط اوّلش از آن چنان مطلقي/دگمي اسطوره اي ساخته كه گوئي يه پا تئوريسينه همسنگ بني صدر بلكه بالاتر:
از ۶۵ به ۶۰: /از نظر من رژيم اسلامی از نخستين روز قدرت گيری خود تنها با ايجاد بحران زنده بوده و هست./ (تئوري بدون مجاز چاپ زده شده بني صدر مسلمان!)

... اينهم از نفع ارجاع و استناد تاريخي شبح جان و فايده باز همي خواني مقالات گوهربار شما و ترّهات رفقايت در مقام نقدشان. كه البتّنش تا وقتي كه ناشي از كهولت/مصلحت الزماير نگرفتيم؛ در واقع هيچ نيازي بدان نبود!
عشق از اوّل چرا خوني بود؟!
تا گريزد آنكه بيروني بود*

*مثنوي، دفتر سوّم، بيت ۴۷۵۰


Saeed 6:30 @ Sat, 28 May 05

آي آرياي زاگرسي كجائي از ستيغ ابرهاي الكتروني بدر آ و يك نهيبي بر اين اهل كور دل كه منم جزوشونم يزن؛ زديم يخه همديگه رو پاره پوره كرديم :-) آخه من يكوقتي به اين آرياجان پر توّيدم كه آخه مؤمن/مرد حسابي فايده كشف حقيقت اگر سودا و حوصله بيانش نباشد چه سود؟!
بيا يه چيزي بگو؛ شبح كه برغم نفرتش از من سخت دوستت داره :-)


اکبر تک دهقان 6:28 @ Sat, 28 May 05

تصحیح متن پایین، که کامپیوتر اندکی ،بد عهدی کرد.
در جمله اول: بجای , نه و نه است, این جمله گذارده شود. نه مضحکه و نه مسخره است.
در همین جمله بجای , نه به این ساده گی کرد, این عبارت : نه به این ساده گی می توان بر سرشان خراب کرد.
در پایان این پارگراف بجای عبارت , اما موضوعی نمی سازد, این عبارت: اما موضوعی مضحکه نمی سازد.
در پاراگراف آخر و در بخش آخر جمله، به جای این عبارت : نمی توان با عباراتی نظیر و توصیف کرد . این عبارت قرار میگیرد: نمی توان با عباراتی نظیر مسخره و مضحکه توصیف کرد. با پوزش و ممنون!
takdehghan2@arcor.de


اکبر تک دهقان 6:09 @ Sat, 28 May 05


انتخابات در نظام سرمایه داری، نه و نه است و نه می توان آنرا به این ساده گی کرد. انتخابات در جامعۀ سرمایه داری از جمله ایران تحت شرایط رژیم ترور، پروسه ای است کاملا جدی، قانونمند و قدرتی عظیم هم در سیستم اداری- نظامی و هم در روحیات و عادات انسان ها و همچنین در الزامات و مناسبات طبقات حاکم و تحت سلطه، پشتوانۀ آن است. بورژوازی در انتخاباتش، همان قدر تقلب می کند که در کاسبی و پول در آوردن! اما هیچ میزان از تقلب، از انتخابات بورژوازی، موضوعی نمی سازد.
انتخابات در جامعۀ سرمایه داری( و فقط سرمایه داری) یک قرار داد است. نوعی مناسبات حقوقی است. مناسباتی حقوقی میان جناحها، لایه بندی ها و قشر های تشکیل دهندۀ طبقۀ سرمایه دار، از خرده بورژوازی میانه حال تا بورژوازی بزرگ مالی امپریالیستی. این نیرو برای تضمین و ادامۀ سلطۀ خود بر تودۀ کارگران، به این توافق، به این قرار داد نیاز دارد. موضوع بر سر تقسیم طعمه، یعنی قدرت و مالکیت است. از سوی دیگر قراردادی است میان کل طبقۀ حاکم سرمایه دار با طبقۀ کارگر. یعنی مناسبات این دو نیرو را در خرید و فروش نیروی کار و قاعدۀ بازی میان این دو را، روش می سازد. همچنین موقعیت فرودست طبقۀ کارگر را تثبیت نموده ، به آن هویت حقوقی بخشیده و به نوعی توافق آن را جلب می کند. حتی در جامعۀ برده داری هم، باید برده گان به نوعی می پذیرفتند که آنها برده هستند و باید با موقعیت برده بودن خود، کنار بیایند.
حکومت سلطنتی و رژیم اسلامی، در بد ترین شرایط حیات خود هم، انتخابات را برگزار کردند. در حالیکه ابتدایی ترین حقوق دموکراتیک مردم را رعایت نمی کردند. همین نشان میدهد، نقش انتخابات در جامعۀ سرمایه داری چقدر جدی است. این دینامیسم حقوقی پایه ای، را مطمئنا نمی توان با عباراتی نظیر و یا توصیف کرد.


Saeed 6:07 @ Sat, 28 May 05

آي شبح ناراحت؛ هيچ اينرا ميدانستي كه ليبراليسم معقولانه/نقادانه كارل پوپر و عمدتا شخص او آنقدر كه با سوشياليستها بالشخصه و رفتارهاي قبيلگي/بدوي/عصبي آنها مخالفت ميورزيد با سوشياليزم بمثابه يك پيشنهاد آزمايشي واسه بهبود اوضاع بهيچوجه مخالف كه نبود هيچ بلكه عملا با ذكر نقاط قوّت و ضعف آن در تقويتش در پروسه پراگماتيك جامعه سازي/مهندسي اجتماعي نيز برآمد. منتها سوشياليستها از اعتراف به چنين ديني دقيقا بدليل همان عصبيتهاي كور ترايباليستي و بسته، بقول پوپر، لال و عاجزند. نامه نگاريهاي رودلف كارناپ و پوپر را بخوان بعلاوه مقاله پوپر كه حاصل چنان گفتگوهائيست بنام (نقد پوپر از سوشياليزم علمي).

بگذريم حالا ميشه ازت خواهش كنم كه بخاطر همان عدم انحراف از جاده در رابطه با ماشين فعلي انتخابات حدّاقل من و تو الان درين مقطع بحث را به اموري كه قبلا با هم صحبتها داشتيم نكشاني...؟! الان بحث ما تاريخ است عزيز؟!

در ضمن، مرسي از تذكّر فني سياوش! سياوش جان دست بر قضا خلط همين معنا مايه تشويش و بحران عملكردي همگي ما، نميگم تنها چپيها، شده است. اصلا بجان خودم قسم من دقيقا ميدانستم كه بيانم درينجا مشمول چنين سوء قصد و ترور كلامي ميشود :-) و اتّفاقا از سر عمد چنان گفتم تا درضمن حد نصاب شعور و عصبانيّت را درين محفل بسنجم :-) و اميدم اين بود بلكه ما با تفكيك زبانشناسانه و مفهومي و تجربي/واقعي مجموعه {اپوزيسيون} از مجموعه {مخالف} بتوانيم بدانيم كه حالا چه بايد كرد/نكرد...؟! برونرفت از گير و پيچ اوضاع نابسامان سياسي-اجتماعي امروز ما در ايران دقيقا وابسته است به اين تفكيك كاملا عقلاني ولو كه از آن قلبا/عاطفانه اكراه داشته باشيم. آنچه گفتم روششناسانه است براي خروج از بن بست فعلي كه خوب ما ميدانيم مردم مخالف، ۷۰٪ حدّاقلي و ۹۰٪ حدّاكثري ميانه، جمهوري اسلامي و اخانيد اداره كننده آن هستند ولي در همانحال اينرا نيز ظرف ربع قرن گذشته تجربا نيك و تلخ دانستيم كه همين ارتش آنيونها و كاتيونها از رجل و نسوان بدل و متحوّل به اپوزيسيون از براي كسب قدرت و تغيير سيستم حكومتي و دولتي نميشوند! آنهائي كه درينجا به من تهمت زدن و فحشم دادن و منجمله همين شبح كه معمار تئوريكشان باشد باور كنيد هر يك و هر روز كه از خواب برميخيزند عضو صدها حزب و دسته به اصطلاح اپوزيسيون فلاني و بهماني ميشوند كه يكي به خون ديگري تشنه تر از جهموري اسلامي نسبت به هر يك از آنها.
شبح جان؛ من نميخواستم اين پيش بيني نقش بر آبت را در سال پيش و درين وانفسا برخت بكشم؛ امّا چه كسي بود كه اينجا با دو دو تا به پنج تا قاطعانه گفت امسال، سال جاري، شاهد شورشهاي خياباني خواهيم بود! تا بحال هيچكسي شاهد ارائه يك خبرك دو خطّي از وقوع چنان شورشهائي درينجا از خامه قلم الكترونيكي شخص خود شبح مشاهده كرده! آن جريان خوزستان هم مثلا چه ربطي با آن مقّدمه و مؤخّره تحليلهاي تو داشت جانم آخه؟! خوب از خودت نبايد بپرسي كجاي آن مؤخّرات و مقّدمات آناليزم بخطا رفت تا چنان نتيجه بيخودي را ازش گرفتم؟! آقاجان؛ چرا چنان نشد كه گفتي؟! باز ميگه برو مقالاتم را بخوان! اگه در وبلاگستان فقط يكي باشد كه بداند و بفهمد كه داري چي چي ميگي آنهم منم! دليل واضح اكراه تو و امثالهم از چنان خودنقدي(چه واژه بحالي شد سياوش جان) : واسه اينه كه ما هنوز شعور و صبر و حوصله معرفت لازم را از براي فهم نامساوي بودن مجموعه {مخالف} با {اپوزيسيون} نداريم؛ از بس عشق سرنگوني نظام همچون خوره لب فرانتالمان را جويده! ما حتّي در فارسي واژه مناسب كه معادل اينها را در ذهن به وضوح متبادر كند نيز نداريم. فرهنگ سياسي ما فقير است.

شبح عصباني؛ در مورد بستن سنگ و رستن سگ؛ خوب گر نميپسندي تغيير ده قضا را. خوب اين مشكل رو بيا حل كن ديگه؛ تنهائي با كمك همين سه چهارتا فحّاش حرفه اي درينجا! قربونت؛ همان خاوران، داداش من كه خيلي هم دوستت دارم درست مثل پسر عمّ مقتولم، پر از قبر بچّه مسلمون با آرمانهاي ايده ئولوژيك مربوطه شانه كه قرار بود بزعم باطل خويش در كمال خامي و حماقت و ساده لوحي آنهم با حمايت نظامي صدام از گور بدرآمده فعلي و گروهبان رجويش جاسوس فعلي مريم اشرف تحت بازداشتي پاريسي را از اسلاتش سكّه پهلوي چكپات كنند؛ ميفهمي كه چي ميگم يا واضحتر بگم...؟! و مگر منتظري دادش از آن اعدامها بهوا نرفت و خلعت كثيف ولايت بصورت خميني نور چشم گويش پرتاب نكرد؟! مگر انسان فطرتا قدرت طلب را نميشناسي؟! يه پا ماكياول شناسي كه خودت! مگر حريّت منتظري را واسش در تاريخ سياسي قدرت چند نمونه داريم؟! مگر همين گنجي مورد احترام فحّاشان و طاعنان بمن درينجا، نشان نداد كه منتظري چگونه و چرا به چنان فيل فنجان پركني واسه جمهوري اخانيد بدل شد؟! بالامجان؛ در مقابل گنجي مسلمان هم كه ظاهرا همگيتان كلاه تعظيمتان از سرتان در دستتان است بعلاوه دو مانيفستش كه آنهم آويزان در سر در دكانهاي كسادتان حالا تا در قلبتان چه بگذرد...؟! والّله اعلم ... :-) حالا سؤال اينجاست كه خود شما چقدر از حضيض بافت عصبي/بسته/قبيلگي خود به افق اوج گنجيها نزديك شديد...؟! هي نگيد اونطرف چه و كذا؛ شما خودتان را نقد كنيد چون آنطرف روشنفكرش سروش است و مبارزش گنجي و روحانيش منتظري و ربع قرن مشغول نقد خود اگر نه ۱۵ قرن...!

* واسه شبح اهل رياضيات:
دو مجموعه مساوي هستند، اگر و فقط اگر هر شيئ كه عضو يكي از دو مجموعه باشد عضو ديگري هم باشد.
اينهم نتّاج سه گانه تعريف رابطه مساوات ميان مجموعه ها:
۱. از تكرار عضو يك مجموعه، مجموعه جديدي ساخته نخواهد شد.
۲. مجموعه مستقل از ترتيب عضوهاي آنست.
۳. مجموعه تهي يگانه است.


آرمین گیله مرد 5:12 @ Sat, 28 May 05

سلام و خیلی ممنون از دقتت. میدانی که فضولم و خودم همیشه به صفحاتی و تومارهایی که لینک دادم سر میزنم دفعه پیش (یکی دو هفته پیش) سر زدم هنوز لوگوی معین ندیده بودم و متاسفانه جواب سوالت هم نمیتوانم بدم چونکه سیستم بلاگفا را نمیشناسم که ایا مثل بلاگ اسپات فقط ایندکس را عوض کرد یا اینکه وقتی قالب عوض کنی آرشیو هم (جریان گنجی مال اوایل فروردین بود) عوض میشود .. اما خب دیگر بعید نیست و اولین بار هم نیست که سوءاستفاده میشود ....خوشم نمیاید از لینک حذف کردن اما گاهی مجبور میکنند ....


سياوش 5:00 @ Sat, 28 May 05

آرمان عزيز، شما با چه توجيه‌ي و دليل‌ي به اين نتيجه رسيدي كه اين سياوش(كه من باشم)، اون سياوش سوتي 2 سال ييش است، وانگهي اين سلاح مخربي كه در دست داري، در دست همه‌ست. باور نداري به جاي سياوش و غيرو براي مثال نام آرمان را در جملات گفته شده خودتت را ببين "اين آرمان دو سال پيش با افتضاح از بلاگ خاکستری فرار کرد. اين قدر اونجا سوتی داد که تا دو سال پيداش نشد. اونجا هم وقتی که فحاشی يک بسيجی حذف شد ايشان پيراهن عثمان علم کردند که "وای حسين را کشتند". آرمان عزيز با چماق تكفير و مزدور خواندن و غيرو، نه تنها به دمكراسي و آزادي نخواهيم رسيد، بلكه در اين دايره حيران و گذران خواهيم ماند.


آفساید 4:09 @ Sat, 28 May 05

سلام شبح جان! عزیز به نظرم کاملاً یه طرفه به قاضی رفتی! عزیز من می دونی لااقل دست دست کردن معین تو رفتن یا موندن تو عرصه ی انتخابات یا همون قبول کردن حکم یا قبول نکردن حکم تو تاریخ بعد انقلاب ایران بی نظیره! معین و طرفداراش دارن با رهبری بازی می کنن! این کوچکترین دستاورد حضور معینه. معین می مونه و مطمئن باش با وجود پخش شدن رای راستی ها به دور دوم هم می رسه. معین با بقیه فرق می کنه. اینو باید قبول کرد. تحریمی های انتخابات به هر صورت انتخابات رو تحریم می کنن و این هیچ ربطی به قضایای اخیر نداره که بصورت برنامه دار در صدد تخریب معین بوده! الان معین در دوراهیی قرار داره که خودش تو بوجود آوردنش مقصر نیست.


منوچهر ژندی فر 3:04 @ Sat, 28 May 05

نمايش مسخره انتخابات را قبل از ۲۷ خرداد به شکست بکشانيم.
http://www.rowzane.no-ip.com/000_etelayeha/000Et_2005/2505/250527ELEC.html


کنجکاو 2:38 @ Sat, 28 May 05

فقر رازیست نه چندان شگفت.
مردمی تا خرخره بزه کار و حکومتی تا دندان مسلح.
همبسته گی رازیست که هر دو را در هم می شکند، اگر من، "من" باشد.


nana 1:21 @ Sat, 28 May 05

پارانويد شماره ۶۰

ببين دوست گرامی
از نظر من رژيم اسلامی از نخستين روز قدرت گيری خود تنها با ايجاد بحران زنده بوده و هست
بنا بر اين نظر تمامی تغييرات بسيار کوچک که در جامعه ايجاد شده چيزی نبوده جز فشار جامعه به اين رژيم نقش فرد و گروه بسيار بسيار ناچيز بوده و هر کاری که تو فکر ميکنی اصلاح طلبان کردند !!!!!! توسط روزنامه نگاران و دانشجويان و فشار طبقه تحصيل کرده به رژيم بوده ولی امتيازش به نام رفرميست ها نوشته شده .
اين رفرميستهای باقی مانده هم از هر چيز که بگذری رفرميست نيستند زيرا تغيير شجاعت ميخواهد و اينان ندارند !!!!!!!!!
بر سر مردم ايران هيچ چيزی وحشتناک تر از اين شرايطی که هستند نخواهد آمد
اين حرفهای شما تنها ترساندن مردم است و بس
پيامت را با ترساندن مردم از حمله امريکا تمام کرده ای که اين خود يکی از لولوهائيست که رژيم رو ميکند
امريکا به ايران حمله نخواهد کرد و تنها مترصد فرصتی است که مردم ايران خود برخيزند و آن گاه هر کمکی بخواهند به آنان ميکند
بنابراين برای ما شیپور را از سر گشادش که از هشت سال پيش ميزنید نزنيد
چون از دور آوای شیپور از سر درست آن به گوش همه مان رسيده . خوش آمدی نانا


nana 1:07 @ Sat, 28 May 05

فيروز ۶۱

برادر !!!! تو هم که با استدلال آخوندی رفتی که !!!!!!
وقتی ميگی انگار يعنی يه چيز را با يه چيز ديگه مقايسه ميکنی مگه نه ؟
حالا مخالفين رای دادن را ميگذاری جای کمونيست ها و فاشيستها !!!!! درست

ولی آخه خره جون !!!!! پارلمان اروپا رو چطوری با پارلمان اخوندا ميخواهی مقايسه کنی ؟!!!!!!!
مگه اينکه کور و کر باشی که نميدونم کی برات تایپ کرده اين پيام شصت و يک را !!!!!!!!نانا


آرمان 1:05 @ Sat, 28 May 05

جناب فیروز (سیاوش)،

انتخابات اروپایی ها انتخابات *آزاد* است و هر گروهی (مثل کمونیست ها) حق شرکت در آن را دارند. فهم این تفاوت خیلی مشکل نیست ! چرا این قدر بچگانه میخواهی بازار گرمی کنی ؟!

دفعه بعد اسمت را چی میگذاری ؟ قربونعلی ؟


آرمان 0:59 @ Sat, 28 May 05

لطفاً مقاله زیر را در سایت گویا بخوانید تا بدانید چه کسانی خود را آماده شاهنشاهی رفسنجانی کرده اند.

http://mag.gooya.com/president84/archives/029587.php


فیروز 0:51 @ Sat, 28 May 05

اگر چه خود به رای ندادن فکر می کنم اما احمقانه تر از اين استدلال نشینده ام که گويا اگر فاشيستها يا کمونيستها در انتخابات کشورهای اروپايی شرکت می کنند به معنای آری گفتن آنها به اين سيستمهاست. آدم وقتی برخی استدلالهای مبارزین اینترنتی را می بیند گاها به رای دادن هم فکر می کند.


paranoid 0:47 @ Sat, 28 May 05

شبح جان، با جوابی که به سئوال به comment ۷ دادی کاملا مخالفم. گفتی که اگر دو تومن رو نگيريم ميريم دنبال راه حل ميگرديم که ۱۰۰ تومن رو بگيريم. مثل يادت رفته الان ما ۶-۲۵ ساله که دنبال راه حل برای گرفتن ۱۰۰ تومن ميگرديم. توی همين يکی دو سال اخير، توی آخرين انتخابات شوراها که آزاد ترين انتخابات بعد از انقلاب بود ۲ تومن رو نگرفتيم و نه تنها ۱۰۰ تومن رو ندادن صدها تومن ازمون گرفتن. نمايشگاه بين المللی رو بستن، شهردار بسيجی آوردن، ... توی انتخابات مجلس ۲ تومن رو نگرفتيم و باز هم همون شد. باز هم صدها تومن ديگه ازمون گرفتن. کدوم راه حل؟ بعد هم يادت باشه وقت زيادی برای پيدا کردن راه حل نداريم. آمريکا اعلام که تصميمش در مورد ايران رو بعد از انتخابات ميگيره. حرفت رو ميفهمم اما راه حل ديگه ای نميبينم اعتقاد دارم از راه حل موجود (انتخابات) بايد استفاده کرد.


اکبر تک دهقان 0:21 @ Sat, 28 May 05

سوال اصلی در انتخابات آتی رژیم اسلامی، این است: آیا بورژوازی ایران، قبل از همه و فعال تر از همه جناح های آن، طبقۀ متوسط شهری، مایل به ادامه سیاست رفرم و اصلاحات هست و یا آن را به کناری پرتاب کرده است؟ اگر پاسخ آری باشد، در این صورت، بطور منطقی، جهت گیری آراء ریخته شده به صندوق ها، به سمت ادامۀ اصلاح طلبی خواهد بود. اگر این سوال پاسخ خیر می گیرد، در این صورت باید گفت طبقۀ متوسط دچار آنارشیسم، سرگیجه، و شرایط عدم تشخیص منافع خود گردیده و نمی داند چه کند. اما یک چنین ادعایی، از نقطه نظر سیاسی و جامعه شناسانه، اصلا ساده نیست. اگر طبقۀ متوسط، یعنی نیروی اصلی پارلمانتاریسم، از رفرم نا امید شود، دراین صورت این به معنی امید او و یا اطمینان او، به و قوع قریب ا لوقوع یک انقلاب در ایران است. انقلابی که خود او، در رأس آن نخواهد بود. بعید است و جود خطر یک انقلاب، بورژوازی را به انفعال، نشستن در خانه و نرفتن به پای صندوق های رأی، سوق دهد. بورژوازی ایران با همۀ جناحهای کوچک و بزرگ آن، از انقلاب بهمن به این طرف، به چیزی جز جلوگیری از یک انقلاب فکر نمی کنند. شاد باشید.
takdehghan2@arcor.de


nana 23:38 @ Fri, 27 May 05

شبح گرامی

با معذرت از تو و دوستان نظر به اهميت خبر ميخواهم اين پست کوتاه خود را اينجا بگذارم . نانا

اکبر گنجي

اکبر گنجي مرد بزرگيست که تساهل و تامل را با اين
جانيان در شان خود نديد و شجاعانه سخنان قلب خود
را در مانيفستي بيان داشت و به همين جرم به درون
تاريکخانه اين آدمکشان مردم ستيز رفت

پايمردي اين مرد بزرگ بايد براي تمامي فرزندان آزاده
اين مرز و بوم سرمشق باشد و اين آخرين تلاش که
با مايه گذاردن از جان نحيف و بيمار خود با اعتصاب غذا
انجام ميدهد کاريست بسيار با اهميت که اگر با فرياد
تمامي وبلاگ نويسان و روزنامه نويسان همراه گردد
تاثيري هزاران برابر دارد .
راجع به او نوشته و نور افکن را به سياهچال مخوف
رژيم که اين دلاور را در آن محبوس کرده اند بيفکنيم . نانا


آرمان 22:38 @ Fri, 27 May 05

سياوش، ای استاد سوتی !

من مدتها بود که به دنبال تو ميگشتم ! من عاشق سوتی های جالبت هستم.

آخرين فتوی (سوتی) امام سياوش (ره):

"گفته شده ايوزيسيون نه مخالفين" !!!!!!

دوستان توجه داشته باشند که از این به بعد "اپوزیسیون" به معنای "مخالفین" نیست !

من سعی میکنم که با مولفان فرهنگ لغات انگلیسی تماس بگیرم و از آنها درخواست کنم که که معنی کلمه "Opposition" را هر چه زودتر عوض کنند و بگذارند "سلطنت طلبها !!"

سیاوش ! ای خدای سوتی !‌ باز هم بنویس ! مشتاقانه منتظر سوتی های بعدیت هستیم.


آرمان 21:53 @ Fri, 27 May 05

نانای عزیز،

این سیاوش دو سال پیش با افتضاح از بلاگ خاکستری فرار کرد. این قدر اونجا سوتی داد که تا دو سال پیداش نشد. اونجا هم وقتی که فحاشی یک بسیجی حذف شد ایشان پیراهن عثمان علم کردند که "وای حسین را کشتند !"

حواست جمع باشد که بهانه به این مزدوران ندهی. بزار حرفشان را بزنند تا ما بدون سوژه نمانیم.

اینجا حق با سیاوش است. اگر قرار است ما آزاداندیشان با یک پیغام سفسطه ای گمراه شویم، مقصر خودمان هستیم نه اون گوشکوب که حرفش نه سر داره و نه ته.


آرمان 21:45 @ Fri, 27 May 05

آقای مغیثی،

ممنون از تذکر شما. منهم به همین نتیجه رسیدم. اين بابا همان طور که گفتم شديداْ به سفسطه و ک. شعر گويی مبتلاست. از خدا طلب شفايش را داريم. از شبح گرامی هم درخواست ميکنم که به ايشان حق اظهار نظر ! بدهد. اثر گفته های احمقانه از سوی یک مزدور رژیم به مراتب اثرش (در بی آبرویی رژیم) از افشای ما بیشتر است.

فکر کنم نظر دکتر هم همین است (که برویش نیاوریم).


آرمان 21:37 @ Fri, 27 May 05

جناب "دوست ساده لوح"

از یک طرف میگویید: "منفعت رای ندادن چیست ؟" از یک طرف دیگر میگویید: "من مطلقاً رای نمیدهم" هر وقت, وقت کردید تکلیف خودتان و ما را روشن کنید ؟! چرا رای نمیدهید ؟

در مثال جالب خودتان فرض کرده اید "قبل از تن دادن به تنفروشی فرار میکنم ! در همین حال سعی میکنم کتک نخورم و نان بگیرم !"

نمیشود هم خر را خواست و هم خرما را ! اگر قراره "از دست دیو کتک نخورید و در عوض نان بگیرید" باید به "خواسته" او عمل کنید. ما هم همین را میگوییم. اگر احتیاج به نان رژیم دارید, حتماً رای بدهید ! ولی انتظار شرافت نداشته باشید. نان دیو ننگ (تن فروشی) است.


nana 20:50 @ Fri, 27 May 05

سياوش گرامی

اين آخرين پيامی است که در رابطه با سعيد ممتيک ميگذارم چون مطلقا در دام او نخواهم افتاد که مباحث منحرف شود !!!!!!!

من ميدانم که در کشورهای متمدن جهان و حتی کشورهائی که قانون کمی کارکرد !! دارد اپوزيسيون به معنی مخالف نيست بلکه به معنی رقيب است
ولی به من بگو کدام چيز اين رژيم ضد بشری مانند انسان است که اين چيزش باشد !!!!!!!!
اگر امثال سعيد ممتيک واژه اپوزيسيون و مخالف را مجزا ميکند !!!!!! و تو هم که باز پس از مدتها سر وکله ات پيدا شده !!!!( چون دقيقا خاطرم هست که بار گذشته يعنی يکسال پيش هم وقتی سعيد ميتازيد تو هم بودی !!!! عجب تصادف !!!حيرت آوری ) تائيدش ميکنی !!!!!
برای من در اين لحظه تاريخی که تنها با رای ندادن مردم اين جانيان به آغوش گورهائی که از آن برخاسته اند رهسپار خواهند شد
اين دو واژه مطلقا فرقی با يکديگر نداشته و هر دوی آنان بشارت دهنده نفرت ملتی هستند که از تمامی مشخصه های مادی و معنوی انسانی توسط مشتی جنايتکار تخليه شده اند و خواستار چيزی جز پايان بر اين فاجعه تاريخی که بنام رژيم اسلامی بر سر آنان آوار شد نيستند
و از آنجائی که من اين لحظه ها و حتی ثانيه ها را بسيار حياتی ميبينم باز هم از شبح ميخواهم که در صورت ادامه ماموريت !!!!! سعيد ممتيک شخصا به عنوان صاحب اين پيامگير به اين حرکت انحرافی پايان دهد
تو هم اگر دل خور ميشوی به همان جائی که سعيد ممتيک !! و خودت !!! در يکسال گذشته بوده ايد رفته و فضله های فيلسوفانه خود را به اطلاع يکديگر برسانيد و با يکديگر تبادل فضله کنيد والسلام . نانا


شبح 20:39 @ Fri, 27 May 05

نانای عزيز!(47)
خب هر کس نظری داره. اجازه بده اين جناب سعيد خان هم حرفش رو بزنه.
تا وقتی مثل گذشته شروع به فحش دادن و سيلی زدن به اين اون نکرده اينجا تشريف دارن وقتی (می‌خواستم می‌نويسم "اگر" ديدم "وقتی" مناسب‌تره!) شروع کردن به آن کارها خب آن‌وقت عذرشان را می‌خواهيم.
البته باور کن اين کامنت رو اصلا از روی بدخواهی و برای اين که آن "وقتی" را جلو بندازم ننوشتم. اما خب اگر پاسخی به درخواست تو نمی‌دادم بی‌احترامی تلقی می‌شد.


شبح 20:33 @ Fri, 27 May 05

امين عزيز!(48)
مطلب بسيار خوبی نوشتی. در لينک دونی بهش لينک دادم.
اما من در اين نوشته سعی کردم نشان بدهم حضور معين که رهبر و کيهان و هواداران رفسنجانی دنبال‌اش هستند فقط به اين دليل است که می‌خواهند شرکت ‌کننده‌گان در انتخابات زيادتر شود.
هواداران رفسنجانی دارند با زيرکی معين را تشويق به ماندن می‌کنند تا پيروزی رفسنجانی را مشروعيت ببخشند.
در واقع معين ژوکر اين بازی است.


سياوش 20:15 @ Fri, 27 May 05

nanaي عزيز سلام! حتمن شنيدي كه مي‌گن نماز يك يايه دين مبين اسلامه كه مي‌تونه با يك باد شكم بشكنه. حالا اين دمكراسي و گفت‌وگوي سالم من، شما و ديگران در اين صفحه نظر‌خواهي‌ست كه مي‌تونه با يك و دو كامنت آقاي Saeed به انحراف كشيده بشه و بايد ياك بشه. نه دوست عزيز استدلال شما كمي مي‌لنگه. يك بار ديگه بخون اين جمله را"(مثلا فرض كنيد ۵٪، نه ۱۰٪ نه ۱۵٪ سگخور! حالا هنر كمپ آندرداگ يا به اصطلاح اپوزيسيون، )". گفته شده ايوزيسيون نه مخالفين. مخالف بودن با رژيم جمهوري اسلامي به معناي قرار داشتن و گرفتن در دايره ايوزيسيون نيست.


شبح 20:13 @ Fri, 27 May 05

سعيد گرامی‌!(46)
قبرستانی در تهران است به نام خاوران آقای معين نشانی آن را خوب می‌دانند. نشانی‌اش را بگير سری به آن‌جا بزن دلايل ما زير خاک آرام گرفته‌اند.
لاف اين که تحريم‌کننده‌گان منفعل هستند نزنيد. سگ‌ها را باز کرده‌اند و سنگ‌ها را بسته‌اند و اجازه‌ی حرف زدن و نامزد داشتن و مهمانی راه انداختن و سور دادند به شما می‌دهند و ما را در پاريس و ميکونوس و ترکيه ... به قتل می‌رسانند. آن‌وقت زبان‌تان دراز است که شما فعال هستيد و ما منفعل؟ زهی بی‌شرمی و بی‌شرفی.
به هر حال اگر خواستی قبل از آن که آن دلاوران سر از گور بردارند و اين بساط ريا و تزور را برچينند روح خود را نجات دهی
چندين مطلب از جمله همين مطلب اخير را نوشتم و حرف‌های‌ام را انجا زده‌ام. می‌توانی بخوانی و اگر حرفی و نقدی داری بزنی اما ديگر برای ما لاف فعال بودن نزديد و از رانت حکومتی‌تان استفاده کنيد برای اين که با دروغ و فريب و شارلاتانيزم مردم را گم‌راه کنيد تا مدتی ديگر نامزدهای محبوب‌تان در حکومت باشند و بچاپند و کشوری را به گند بکشند.


امين 19:28 @ Fri, 27 May 05

سعيد عزيز، من آن ۱۸ دليل را خواندم ولی نه به صورت نقادانه و دقيق، چون بيشتر بنظرم دلايل احساسی می‌آمد و نه منطقی. شايد لازم باشد يک بار ديگر آن دلايل را با دقت بيشتری بخوانم. اما من سعی کرده‌ام در نوشته‌ی امروز صف‌بندی واقعی انتخابات را از ديدگاه خودم نشان بدهم که شايد بتواند افرادی را که هنوز مردد هستند در مشخص کردن جايگاهشان کمک کند. سعی کرده‌ام نه استدلالی عليه شرکت در انتخابات داشته باشم و نه استدلالی بنفع آن، فقط توضيح داده‌ام که شرکت در انتخابات چه معنايی دارد.


nana 19:27 @ Fri, 27 May 05

شبح گرامی

اين سعيد ممتيک باز هم خود را به اينجا رساند و هذيانهای تب و شيمی تراپی !!!!
خود را از سر گرفت به اين جمله او دقت کن :

(مثلا فرض كنيد ۵٪، نه ۱۰٪ نه ۱۵٪ سگخور! حالا هنر كمپ آندرداگ يا به اصطلاح اپوزيسيون، )

او مخالفان اين رژيم را پنج درصد و يا ده درصد يا پانزده درصد مردم ايران ميداند !!!!!!!

و با حقه بازی جمله خود را نوعی مينويسد که اگر مورد سخن قرار گرفت اين درصدهای ناشی از تب و هذيان خود را به موافقان اين رژيم نسبت دهد !!!!! مانند تمامی آخوندهای مکار .
اگر تو برای بيراه نرفتن بحث ها و گفتگوها
پيام های مرا پاک کردی و من اعتراضی نکردم
اينجا صريحا و بدون هيچ رودربايستی از تو
ميخواهم نظر به حساسيت زمان !!!! پيام های اين عنصر مشکوک را پاک کرده و از ورود دست و رو نشسته !!!! او به
مباحث حساس کنونی جلوگيری کنی
چون اين سعيد ممتيک هر بار سر بزنگاه سر و کله اش پيدا ميشود و هدفش منحرف کردن همگی ما از مبحثی که روی آن تمرکز
کرده ايم است .
این انسان میتواند همچنان که قبلا هم رفت به وبلاگ بنفش و زرد و و آبی نفتی و سرخابی دیگر دوستانش رفته و دست از سر مباحث حیاتی اینجا که در خور فهم او نیست بردارد!!!!!
و یا میتواند وبلاگی درست کرده و تشعشعات شیمی درمانی خود را آنجا بالا
آورد و والسلام . نانا


Saeed 18:31 @ Fri, 27 May 05

در ضمن لازم به زحمت نيست؛ بفرمائید اینهم لیست دلایل که شخصا بدنبالش بودم: http://alpr.30morgh.org/for_drmoeen.pdf
حالا بجاي يخه هم را گرفتن و دريدن و نازي بازي وار در صدد مؤاخذه و تفتيش دگرفكران بودن برويم سراغ دلايل نقض اين ۱۸ دليل؛ اگر راست ميگوئيم :-)


Saeed 18:12 @ Fri, 27 May 05

امين: /تيغ استدلال‌مان را از جانب کسانی که تصميم خود را گرفته‌اند بگردانيم و سعی کنيم کسانی را که هنوز ترديد دارند به شرکت نکردن در انتخابات دعوت کنيم./

شبح: /بايد ديگر نگاه خود را از حکومت اين که آقا چی مي‌گه و خانم چکار مي‌کنم برداريم و به فکر خودمون باشيم ببينيم چه کار مي‌تونيم بکنيم./

من دقيقا با هر دوي اين پيشنهادات موافقم؛ و معناي آماري و در همانحال جامعه شناسانه اين وقوفشان عبارتست از: در هر جامعه تعداد آنها كه قاطعانه از وضع موجود و قدرت مستقر آنهم آگاهانه و مبرهن و منفعت طلبانه دفاع ميكنند و آنها كه دقيقا در مقابل آنها و بقول انگليش جماعت نقش آندرداگ را بازي ميكنند بسيار كم است؛ اقلّيتند. مثلا فرض كنيد ۵٪، نه ۱۰٪ نه ۱۵٪ سگخور! حالا هنر كمپ آندرداگ يا به اصطلاح اپوزيسيون، كه متاسّفانه ضعف و فتورش بنوبه خود داستانيست هزار و يك شب از بيان دلايل و علل، اينه كه درين وسط ارتش همين ارتش گيج و منگ ( نظير انيون و كاتيونهائي كه هنوز در محلول الكتروليتي همچنان ويلان و سرگردان در ميان قطبين ثابت مثبت و منفي حيرانند و به اصطلاح در پاي الكترودهاي مربوطه دچار رسوب نشده اند.) موجود را به اردوگاه خود دعوت و مهمان كند. اين همان عصاره پيامي دلسوزانه و مجرّبانه بود كه فكر كنم خرس مهربان چندي پيش در حين آن كشماكشهاي بيخردانه درباره اميد و الپر درينجا بيان داشت و متاسّفانه نورش به ذهن كسي هم نرفت.

حالا از شعار و حرف گذشته و اصولا از محاق جذبه اين رژيم الّله بختكي و خيمه شب بازيهايش كه بگذريم؛ اصولا يكي از پيشنهادهاي روششناسانه من بخصوص به شخص شبح و در كل به شما طيف چپ اينه كه بيائيد و همان اشتباه نسل گذشته چپ جماعت را در بي اعتنائي به امثال دكتر شريعتي و آية اللّه مطهري و علّامه طباطبائي نكنيد كه با غفلت از گفتمانهايشان با مردمان اين كشور يهو وقتي از خواب سكري و گران بلند شويد كه اگر با خميني، محصول كارخانه ممتيكي آنها، همراه نشين انگاري كه در كنار امپرياليستها و هم پياله با آنها نسبت به يكي از با شكوه ترين انقلابهاي مردمي قرن بيستم خيانت ورزيده ايد!!! احساس گناه كاذب!!! منظورم اينه كه پتانسيلهاي روشنفكران ديني امروز برهبري دكتر سروش و منتظري و سيستاني و گنجي و ... كه تمام همّتشان را بر روي پروژه سكولاريزاسيون و يا احياي عقل نقدي و متحوّل معتزلي يا انطباق دموكراسي با فرهنگ و دين فعلي مسلمين گذارده اند را دست كم نگيريد تا باز وقتي نوبت به تحوّل اوضاع ناشي/حاصل از چنان گفتمانهائي رسيد آنوقت باز منفعلانه و صرفا واسه عقب نماندن از قافله تغييرات اشخاص و امور و روندهائي را موجّه بدانيد و تائيد كنيد كه آخر و عاقبتش بجز روسياهي و پشيماني هيچ نباشد. سراغ تائيد و تكذيب شخصيت و گذشته و آينده اين افراد رفتن هم هيچ نفعي بجز اتلاف وقت واستون نداره؛ بلكه مناسبتره كه آثارشان و تبعا تاثير آنها را بر اوضاع بطور فعلي/پراگماتيك جامعه مان، هر چند كم، بسنجيد؛ مگر مجله تايم نيامد نوشته كه امسال سروش يكي از ۱۰۰ نفر ذينفوذترين افراد است در جهان؟! خوب چرا؟!

اينهمه را از آنرو نوشتم تا بلكه بتوانيد در مقام گفتمان با اين روشنفكران در روند تغييراتي كه در مي اندازند دخالت بكنيد تا قبل ازينكه دير/نوشدارو پس از مرگ سهراب بشه. هرگونه تلاش شما از براي تغيير امور در همان ايران آنهم بدون توجّه به تنازع و رقابت و همكاري عمده تمدّنهاي ليست شده توسّط هانتينگتون بيهوده است. چرا كه ديناميسم و توانائيهاي موجود در هر يك از آن موارد برشمرده شده نسبتا نامحدود و نامعلوم است و تبعا سرنوشت كاسموتيك شما/همگي مان وابسته و آويزان بدانها! در خاورميانه وظيفه روشنفكرانه و مسئولانه و مبرم و مردمي چپ شركت فعّال است در گفتمان روشنفكران مسلمان و يا حدّاقل تعقيب معرفتشناسانه آنها!


Mahmood Akbari 17:23 @ Fri, 27 May 05

\"جمهوري اسلامي در سركوب مردم خوزستان از خود تازه ضعف نشان داده است ما بوديم حق اشان را كف دستشان مي گذاشتيم.\" اين عين جمله هاي اپوزيسيون راست سلطنت طلب و مشروطه خواه و ديگر قماش از اين نوع است. همين هايي كه الان مردم را به خانه هاي براي روز انتخابات سوق مي دهند. و با انتخابات ناميدن به اين بساط مفتضح آنرا هم تحريم مي كنند و مردم را به خانه نشيني سوق مي دهند. در بحران سياسي حكومتي امروز قرار است چه چيزي اتفاق بيافتد؟ آيا امريكا با سالي يكبار از دهن رهبر جمهوري اسلامي يك غري زدن به او قانع مي شود و اين جمهوري اسلامي را كه از كم خرج ترين جمهوري هاي اسلامي برايش بوده تحمل مي كند يا با موشك هاي كروز و بمب اتمي دنبال جمهوري اسلامي از نوع عراق و افغانستان و پاكستان امريكايي خالص خواهد بود. خودمان مي دانيم كه انقلاب مخملي در ايران بعيد بنظرمي آيد. ولي با اين فراخوان خانه نشيني چه دسيسه اي را در سر دارند؟! شمال شهري ها و شهروند هاي دست به دهنشان رسيده آن جامعه شايد مكثي كنند روي اين فراخوان ها! ولي آيا براي كارگر و مردم زحمتكش كه اكثريت مردم ايران را تشكيل مي دهند چنين امكاني ميسر است؟ كدام منافع حقير ي را از اين جمهوري نكبت 26 ساله انتظار داشته باشند كه يا به سر صندوق هاي راي بروند و يا لج كنند و خانه نشين شوند و انتظار بكشند كه حكومتي ها خودشان دلشان برحم بيايد و دستي به سر اين بچه هاي خوب خودش بكشد. آيا مردم هيچ كدام از اين دو كار را خواهند كرد يا در آنروز مثل همه روز هاي ديگر بيرون مي زنند تا معاش همان روز را بدست آورند و اگر هم راهي براي اين نبود به هر صفي از اعتراضات بپيوندند و تف كنند به اين مضحكه اي كه جانشان را به لب رسانده است! اگر نكنند از ترس عاقبت آن است. مردم خوزستان همين كار را كردند 50 كشته دادند و الان 1000 نفر اشان در زندان ها هستند. اينرا هم با دسيسه انجام دادند كه اينها عرب هاي جدايي طلب اند. بين مردم تفرقه انداختند تا سركوب اشان صداي اعتراض كسي را بلند نكند. مردم خوزستان قيام شهري كردند هماني كه در خاتون آباد و شهر بابك و ممسني و فريدون كنار و همين الان در عسلويه و ديگر شهر هاي ايران امكان بوجود آمدن اش هر لحظه هست. اگر اين ها را بهم بپيونديم و يك جا بخاطر همين انتخابات اين قيام هاي شهري صورت بگيرد رژيمي ديگر باقي نمي ماند. كافي است در دو سه شهر بزرگ ايران در همين انتخابات قيام شهري از نوع خوزستان رخ دهد. شهر هاي ديگر مي پيوندند. كار رژيم تمام است. حكومت اينرا به همان اندازه مردم خوب مي داند كه در چنين صورتي كارش تمام است و آنرا بسيار محتمل مي داند. تنها اين بهانه براي اين يكجا بلند شدن است كه مردم منتظر اش اند. همه راست ها ديگر از اپوزيسيون در آمده اند به يارش جمهوري اسلامي هشدار مي دهند كه ضعف نشان ندهد و خوب سركوب كند. آنها هم تا مي توانند دست مردم را از پشت مي گيرند كه حي مشت بخورند تا ناك اوت شوند. ما چكار قرار است بكنيم؟ نيروي مردم و رهبرانشان چه كاري از دستشان بر مي آيد؟ سوال همين جاست! نبايد ما چنين موقعيت ها را پيشبيني كنيم و برايش آمادگي داشته باشيم؟ نبايد ما نيرو هاي راستي كه تا همين چندي پيش بعنوان سرنگون طلب خود را در مردم جا كرده اند افشا كنيم؟ و بگوييم كه اينها در كنار جمهوري اسلامي دستشان به خون مردم خوزستان آغشته است؟! هنوز بايد اين حقيقت را كتمان كنيم كه اينها نه دوستان مردم بلكه با ضعف جمهوري اسلامي در سركوب آنها بيشتر و بيشتر بطرف دشمنان امروزي اشان تبديل مي شوند؟! نيرو هاي راست سلطنت طلب و مشروطه خواه و ملي مذهبي هاي رنگارنگ جبهه ملي و توده اكثريتي .... همه در اين دشمني با مردم شريك اند. نبايد دقيقه اي مكث كرد. بايد همه اينها را افشا كرد. انقلاب از كنار زدن دشمنان امروزي مردم كه با شكل و شمايل گوناگون ظاهر مي شوند و مردم را در اين انتخابات به خانه ها سوق مي دهند شكل مي گيرد. راهي ديگري غير از راه مردم خوزستان نداريم. در اين انتخابات دشمنان رنگارنگ مردم كه خون مردم خوزستان هنوز از روي دستانشان پاك نشده بايد تقاص آن جنايت را پس بدهند! ما بايد اينرا ثابت كنيم كه حق با مردم است! حق با ماست!


شبح 14:20 @ Fri, 27 May 05

اکبر جان!(41)
مقدمه‌ی حرف‌ات درست بود اما تالی آن نادرست بود.
معين برای برندن شده هيچ شانسی ندارد. از خيلی وقت پيش می‌شد ديد که آقای حاج علی‌اکبر هاشمی بهرمانی مشهور به رفسنجانی بر صندلی رياست جمهوری اسلامی تکيه خواهد زد و به راستی که اين مقام از هر کسی بيشتر برازنده‌ی ايشان است!
که بيله ديگ بيله چعندر!


حميد 14:18 @ Fri, 27 May 05

سلام.وبلاگ گفت و شنود سه نشل به شما لينك داده است.www.azarbad.blogfa.com


اکبر تک دهقان 12:20 @ Fri, 27 May 05

فرمان خامنه ای در مورد تصحیح نظر شورای نگهبان، حکم حکومتی نیست. برای اینکه حکم حکومتی، طبق قانون اساسی خود رژیم، شامل چنین مواردی نمی شود. شرایط خلع بنی صدر، شرایط دیگری است.
هم شورای نگهبان، هم خامنه ای و هم خاتمی، به این حقیقت آگاه هستند.
از این گذشته آنها خوب می دانند، کسی برای یک رئیس جمهور با حکم ولی فقیه، تره هم خورد نخواهد کرد، اتوریته و اعتبار بین المللی که جای خود دارد. اما رژیم و رئیس جمهور آن، به ویژه در این شرایط، به همین اتوریته واعتباردر عرصۀ بین المللی نیاز دارد.
برخلاف نظر برخی تحلیلگران در خارج و داخل، حکم خامنه ای همچنین برای وامدار کردن معین و اصلاح طلبان به خود، نیست. برای اینکه این یک فاکتور عینی، که همواره عمل کند و مؤثر باشد، نیست. تاثیر آن پس از انتخابات زایل می شود.
از این گذشته، جناح شورای نگهبان و خامنه ای خواهان تضعیف اصلاح طلبان هم نیست. حتی خواهان تقویت، اما نوعی کنترل آن است. آن اتفاقی که با تشخیص شورای نگهبان و تصحیح خامنه ای افتاد، همین بود.
یعنی تحکیم جریان اصلاح طلبی، امیدوارساختن مردم به حل معضلات خود و کشور از طریق روشهای قانونی و کور کردن تدریجی گرایش جامعه به راه حل انقلابی.
جریان اصلاح طلبی نماینده بخشی از طبقۀ متوسط ایران است که در شرایط حکومت اسلامی شکل گرفته و یا رشد کرده اند. این جریان در ایجاد و تثبیت یک نظام پارلمانی و غیر ممکن ساختن انقلاب، نظیر هر کشور پارلمانی دیگر، منافع دارد. اما او به زمان نیاز دارد. این را همه سران رژیم، قبل از همه خامنه ای وشورای نگهبان او، می دانند.
طبقۀ متوسط ایران از انقلاب و قدرت گیری احتمالی طبقۀ کارگر وحشت دارد و به آن کاملا آگاه است. زمینه اجتماعی اولیه شکل گیری جریان اطلاح طلبی هم، همین بود. این زمینه اجتماعی همچنان پابرجاست. بنابراین معین، هم در انتخابات شرکت خواهد کرد و هم احتمال برنده شدن او، بیش از رفسنجانی است. شاد باشید.
takdehghan2@arcor.de


شبح 11:34 @ Fri, 27 May 05

حميد جان!(39)
نه امکان ندارد. چون مردم اعتماد نمی‌کنند ديگر. چند بار به اطلاح‌طلب‌ها دل بستند. اولين انتخابات رياست جمهوری بعد شوراها بعد مجلس شش و بعد در انتخابات دوم خاتمی اطلاح‌طلب‌ها شايعه کردن آقا گفته اگه اينبار بيست ميليون رای خاتمی بياره ديگه ازش حمايت می‌کنه و از اين حرف‌ها...
بايد ديگر نگاه خود را از حکومت اين که آقا چی مي‌گه و خانم چکار مي‌کنم برداريم و به فکر خودمون باشيم ببينيم چه کار مي‌تونيم بکنيم.


حميد 11:04 @ Fri, 27 May 05

جاندار و خواندني بود...اما ايا اين امكان وجود ندارد كه وي (در صورت صادق بودن) با نقد تند و صريح آنچه در عرض 24 ساعت رخ داد حضور خود در انتخابات را كه حالا تاييد آقا!!! را هم دارد به رفراندمي فرگير براي اصلاح ساختاري قانون تبديل كند؟ مخلص شما /حميد


شبح 10:01 @ Fri, 27 May 05

آرمان عزيز!
بحث‌ها را به نقطه‌ی کور نکشان. اجازه بده دوست راحت حرف‌شان را بزنند تا در بحثی متمدنانه به نتيجه‌یی معقول برسيم.
با شعار دادن به هيچ شعوری خواهيم رسيد.


شبح 9:55 @ Fri, 27 May 05

شماره هفت عزيز!(14)
مثال را تغيير دادی اما محتوا را نه. خب منظور من از آن 100 تومان کليه مطالبات بود که کتک نخوردن هم بخشي از آن است. به هر حال موضوع کاملا برمی‌گرده به ميزان هزينه‌یی که پرداخت می‌کنی.
نکته‌یی که تو از آن گذشته‌یی اين است که هر چه مردم به دست آورده‌اند در مبارزات‌شان بوده است نه مماشات‌شان. موضوع دختران را مطرح کردی. سماجت و پافشاری زنان را استفاده از نوع پوششی خاص به همراه اعتراضات بين‌المللی موجب شده است که بتوانند اکنون با لباس آزادتری به خيابان بيايد. انتخاب فلان رئيس جمهور هيچ نقشی در اين مسئله نداشته است. به هر حال من هم اگر می‌دانستم که هزينه‌ی شرکت در انتخابات بيشتر از فايده آن است حتما اين کار را می‌کردم اما بعضی وقت‌ها آدم به جای می‌رسد که می‌گويد مرگ يک بار و شيون هم يک بار!
و يک چيز را فراموش نکن اگر همه اين‌گونه فکر می‌کردند که بايد کتک بخورند و صدای‌شان در نيايد تا کمتر کتک بخورند. اکنون جهان در همان مرحله‌یی بود که ژاندارک‌ها را در آتش بسوزانند و گاليه‌ها زانو بزنند و بگويند زمين نمی‌گردد. گفتی در خارج از ايران زنده‌گی مي‌کنی در هر کشوری که هستی به تاريخ‌چه آن نگاه کن اگر آسايش و رفاهی است در گروی مبارزه‌ی بی‌وقفه و مدام به‌دست آمده است.


مغیثی 8:22 @ Fri, 27 May 05

آرمان عزیز ۳۱
اگر بچه های دیگر به این جناب سعید ممتیکی ۲۵ محل نمی دن واسه اینه که خوب سابقه این جناب را می دونن. دوستانه بگم که وقت خودت را با این جناب نگیر . این جناب هر وقت که موقع انتخابات بشه ، مثل اینکه دمش را آتیش زده باشن سر و کله اش پیدا می شه واسه بهم زدن بحث ها.


faranak 7:56 @ Fri, 27 May 05

dooste sade loh
avalan inke bacheye enghelab hasti che rabti be mozoo dare, man khodam ham bacheye enghelabam
dovoman ba sarnegoonie in hokoomat gharar nist kasi ba aslahe hokoomate badi ra begire, balke mardom taiin mikonan che kasi ya che kasani hokoomat konand, hala che masoode rajavi bashe va che reza pahlavi ya har kase dige, entekhabe khode mardome
sevoman chera maghlate mikoni? agar be entekhabat hatta fekr ham nemikoni, pas chera in noskhe ra baraye baghie tajviz mikoni? manam kam kam daram be in natije miresam ke to ye moballeghe in hokoomat hasti


آزادوب 7:47 @ Fri, 27 May 05

کسیکه در انتخابات شرکت کنه ( خیلی ببخشید) اول از همه به شعور خودش توهین کرده حالا به هر کی میخواد رای بده یا سفید بندازه _ یعنی این بار خفت ولایت فقیه ، شورای نگهبان و ... رو تایید میکنه . اصلا مصطفی معین کجا اصلاح طلبه؟ بیاید این انتخابات تحقیر آمیز رو تحریم کنین .


دوست ساده لوح 6:55 @ Fri, 27 May 05

آقای آرمان
مثل اينکه بحث (يا دعوای) شما با من خيلی خصوصی شد. اگر کامنت من رو دقيق تر خونده بودين گفتم که من چندين ساله که از ايران خارج شدم و به رای دادن حتی فکر هم نمی کنم. وقتی نوشته خورشيد خانم رو خوندم و از اونجا که همسن اون هستم و در خيلی موارد باهاش همدردی می کنم دوست داشتم نقطه نظر موافق تحريم انتخابات رو خوب بفهمم. مثال من رو خوب متوجه نشديد. اگر راهی برای فرار کردن وجود داشته باشه٬ دختر مثال من هم می تونه فرار کنه. قبل از اينکه کار به خود فروشی برسه.
در مورد انسان با شرف و آزاده هم ٬ نه من و نه شما شک نداريم که خيلی از کسانی که در به وجود آمدن اين انقلاب ۲۶ سال پيش نقش بزرگی داشتن انسانهايی شريف و آزاده بودند٬ اينکه چرا نتيجه اين شد چيزی هست که به دانش اونها بر ميگرده.
شمايی که اينطور طرفدار از بين رفتن جمهوری اسلامی هستين٬ آيا جايگزينی براش دارين؟
لازم نيست خودتون رو خسته کنين و جواب بدين. من جواب خودم رو گرفتم.


آرمان 6:07 @ Fri, 27 May 05

جناب "دوست ساده لوح",

ببخشید یک چیز یادم رفت. فرمودید:

"اگر اين به اصطلاح پدر دخترانش رو به خودفروشی دعوت کرد دختری که کتک نخورده (و خود فروشی کرده) نای بيشتری داره که فرار کنه تا کسی که هميشه کتک خورده!"

من از اين جمله نتيجه گرفتم در شرایط مثال فوق, شما برای فرار آینده (!) از زير ظلم پدر، حاظر به تن فروشی هستيد.

درست ميگم ؟ البته قبلاْ گفتم که شما به حفظ و یا فروش شرافت خود مختاريد ولی ترا بخدا دست از سر بقيه بر داريد.

نتیجه بعدی اینکه خود شما هم معترف هستید که رای دادن قبول خفت و خواری است. خوب این همون چیزیه که ما سعی داریم بگیم !


آرمان 5:57 @ Fri, 27 May 05

جناب سعید بسیجي،

خودت هم فهمیدی چه گفتی ؟! اصلاً حرف حسابت چیه ؟ خلاصه رای بدهیم ؟ ندهیم ؟ خامنه ای خوبه ؟ بَده ؟ دیکتاتوری خوبه ؟ بده ؟

فکر کنم شدیداً به مرض سفسطه مبتلا هستی.

مرد حسابی ! یک جمله بگو که سر و تهش مشخص باشه جوابش را بدهیم. اصلاً مرامت چیه ؟ از هر گوشه یک جمله ای را گرفتی به هم دیگه چسبوندی بدون آنکه توجه به رابطه منطقی و مفهومی اون جملات کنی. کلاس "چگونه فارسی بنویسم" اطرافتان نیست ؟


آرمان 5:47 @ Fri, 27 May 05

"دوست ساده لوح" گرامی،

اگر رای دادن شما و قبول خفت موقتی است و بعداْ‌ انشاءالله خیال فرار از اين "خفت" را داريد ! بشما توصيه ميکنم حتماْ رای بدهيد ! به شرط آنکه قول بدهید روزی (!) از این خفت رهایی یابید (البته با این طبع پست و بدبینی شما من چشمم آب نمیخوره) ولی خواهش میکنم ديگرانی را که مدتهاست از خفت رژيم به در آمده اند و ميخواهند نان حلال خورده و شرافت انسانی خود را محفوظ بدارند به زیر چادر ننگ خود دعوت نکنید.

راستی انشاءلله کی قراره از زير اين منت فرار کنيد ؟ بعد از ۸ سال ديگر ؟! خاتمی بستان نبود ؟

> "لياقتمون هم بهتر از اين نيست"

فکر ميکنيد علت این خفت صراحت گفتار من است و یا بی غیرتی شما در قبول خفت و از آن بدتر تجویز آن برای دیگران ؟!

عجب ! پس حالا حرف شما اینه که "الان رای بدهید (چونکه رژیم به اون محتاجه) بعداً ایشاالله فرار میکنید ؟ (حتما مهدی میاد !)" فکر نمیکنید شما ملت را خر فرض کرده اید ؟ عجب منطق تابلویی ؟! کم کم دارم به این نتیجه میرسم که جنابعالی تلبیغ کن حرفه ای رژیم هستید. ولی تروبخدا یکم منطقی باشید. اینجوری که مردم را دعوت نمیکنند ! لااقل یک چیز بگویید که ما نخندیم.

موفق باشید


yousef 5:09 @ Fri, 27 May 05

آمدن معين يعنی اتمام حجت بر تثبيت شدن حکم حکومتی و خدشه پذيرفتن اصل تفکيکی قوا. با هزاران انکاري که در باب بودن حکم حکومتی اين آقايان اصلاح طلب می کنند٫ آمدن معين فراتر از هر اعلام نظری٫ تاييدی است بر نافذ و ضروری بودن حکم حکومتی. تا به امروز حکم حکومتی که از مجلس ششم سر درآورد در هوا معلق بود اما با طرح امروزش یاد باید فاتحه اش را بخوانیم و به زباله بیندازیم یا اینکه آقای معین مهر نازنین اش را در زیر آن مرقوم فرمایند و بماند. یادمان باشد ننگ برگزاری مجلس فرمایش هفتم در کارنامه دولت اصلاح طلب خواهد ماند و اگر معین عزمش را در گام اول بر برچیدن این بدعت جزم نکند خود در ادامه تثبیت کننده آن خواهد بود بی آنکه خود بخواهد.


nana 4:56 @ Fri, 27 May 05

امين گرامی

به نکته بسيار مهمی اشاره کرده ای با تو کاملا موافقم

اگرچه خود من بسيار راجع به خبرهای امريکا نوشته ام ولی در تمامی آنها اعلام کرده ام که امريکا به ايران حمله نخواهد کرد

او هر کاری که بتواند ميکند ولی مطلقا به ايران حمله نخواهد کرد لقمه ايران را بسيار گنده ميداند و در شرايطی که اکنون هست خود را قادر به هضم آن نمی بيند .
با خواندن مطلبی از بنی صدر در گويا نيوز متوجه اين که چرا هر از گاهی خبر حمله امريکا پخش ميشود زيرا به اين وسيله اين
حرامزادگان شروع به ترساندن مردم از حمله ميکنند !!!!!!! به همه پيشنهاد ميکنم اين مطلب بنی صدر را بخوانيد .
و از طرفی با پيش کشيدن يک سری خاطره بد از کثافت کاری آدمخوران ميخواهند ما را مجاب کنند که اينان ال ميکنند و بل ميکنند!!!!
که مطلقا حرف مفت است .
ابلهانی که کشتارهای قبلی اينان را برای نشان دادن يک پارچه نبودن رژيم مطرح ميکنند خاک بر سر ها فاکتور زمان را بالکل از محاسبات تخماتيک خود می اندازند !!!!!!
الاغ ها هرکه هستيد زمان گذشته نه ديگر اين رژيم ان رژيم است نه مردم آن مردم
ای خاک بر سرتان که حتی شما مردم را به هيچ می انگاريد !!!!!!!

ولی اين مردمی که من ميبينم آماده هر کاری هستند تنها جرقه ای زده شود !!!!!!
خانمان تمامی شما را بر آتش خواهند کشيد .
پس توجيه نکنيد.

زيرا اين مردم نه با توجيه کنندگان نه با رژيم دیگر کاری نداردزين پس تنها به مردانی از ميان خود اعتماد ميکند و بس .
به شرکت در تحقير خود - زير پا گذاردن حرمت انسانی خود رای ندهيد که اگر رای بدهيد استحقاق آنانی که بر سر شما هستند را داريد . نانا


امين 4:13 @ Fri, 27 May 05

شبح عزيز اگرچه برای تشکر کمی دير شده ولی از لطف‌ات در لينک دادن به من بسيار متشکرم.
بنظرم ديگر فايده‌ای ندارد برای دوستانی چون الپر که به هر دليل عزم‌شان را برای شرکت در انتخابات جزم کرده‌اند، يا برای اصلاح‌طلبانی چون معين که به هر صورت دل کندن از اين نظام حکومتی برای‌شان بسيار دشوار است استدلال کنيم، گروهی که همچنان مردد هستند و تبليغات انتخاباتی آنها را هدف گرفته بايد مورد توجه استدلالی ما قرار بگيرند. اين گروه اغلب از حمله‌ی امريکا پس از برگزاری نمايش انتخابات با ‌مشارکت ضعيف ترسانده می‌شوند، يا به آنان سرنوشت شورای شهر و شهردار تهران به عنوان نتيجه‌ی شرکت نکردن در انتخابات نشان داده می‌شود. بحث‌های بی‌ربطی درباره‌ی روش‌های مسالمت‌آميز اصلاح حکومت مطرح می‌شود و شرکت در انتخابات تنها راه اصلاح بدون خشونت و خونريزی جلوه داده می‌شود. در حالی که اغلب اين تبليغات در واقعيت ريشه ندارد و براحتی می‌توان نشان داد که اگر شرکت در انتخابات دوم خرداد ۷۶ و رأی به خاتمی می‌توانست نفی نظام تبعيض‌آميز باشد و زمينه‌ساز يک جنبش اجتماعی، اکنون شرکت نکردن در انتخابات آغاز اعلام يک جنبش اجتماعی است که می‌تواند تغييرات جديدی را ايجاد کند، وگرنه پتانسيل تغيير و حتی حفظ وضع موجود با انتخابات استصوابی در نظام حکومتی فعلی به صفر رسيده و خود دکتر معين هم به همين دليل از وزارت استعفا داده بود.
خلاصه پيشنهاد من اين است: تيغ استدلال‌مان را از جانب کسانی که تصميم خود را گرفته‌اند بگردانيم و سعی کنيم کسانی را که هنوز ترديد دارند به شرکت نکردن در انتخابات دعوت کنيم.


Saeed 4:11 @ Fri, 27 May 05

پست ۲۵ از آن من بود!


4:11 @ Fri, 27 May 05

شبح خوشفكر، درين مقطع زماني و بحراني اگر ميخواهي بيشترين نفوذ ممتيكي را بر روي تصميم افراد به رآي ندادن/تحريم داشته باشي سعي كن از بيان اينطور نتايج بيحاصل و منطقا خودشكنانه آنهم مسامحانه و عمدا حدّاقل فعلا درگذري:
شبح: /اين حرف کاملا درست است معين و قوچانی و شريعت‌مداری و احمدی‌نژاد همه اجزای نظامی هستند که برچيده شدن‌اش سرنوشت تمام آنان را رقم خواهد زد و تحريم انتخابات تيشه‌یی است که به ريشه می‌زند./
اين درست مانند اينه كه يكي بگه صداّم حسين و بوش و بلر و شارون و شبح و سعيد همه اجزاي يك فكر و نظامي هستند كه دلشان ميخواست/ميخواد سر به تن جمهوري اسلامي نباشد.
من در آن متن پيشين انگليش گفتم كه بر اساس اصل خطاپذيري پوپر و يا مفهوم آزادي مثبت برلين من و شما هيچ لزومي به ارزش قائل شدن واسه آنچه بردبارانه آماده تحملّش هستيم نداريم و بالعكس. آخه بردباري مخالفان در حين قائل شدن اندك پشيزي ارزش واسه حرف و ديدگاهشان كه هنر نيست؛ حالا گرفتي اوج آزاده گي را كه تا كجا قابل اتّساع است و بسط؟! من تا آنجائي كه در جريان زندگي تحقيقاتي خامنه اي (آنهم بدلايل آشنائي خانوادگي قبل از انقلاب) بوده ام نيك ميدانم كه ايشان بشدّت علاقه مند به كشف و ضبط ويژگيهاي نظامي و جنگ مخفي امامان شيعه و طرفدارانشان بود آنهم در مقابله با رژيمهاي خلفاي عصرشان. بزبان امروزين بگم ايشان خودش را يك ژنرال ميداند و ايران را يك حصار و منطقه ارتشي. رابطه دكتر معين واسه خامنه اي الان وضع يك سرباز مشمول را دارد كه فعلا خارج از پادگان است و واسه خودش آزاد؛ ولي به محض ورودش ديگر بايد تابع نعل و بالنعل/ارتشي وار منويات و فرمايشات رهبر بشود. رفسنجاني نشان داده است كه كلنل يا افسر قابل اطميناني واسه آقا نيست؛ پس اگر يكي گفت بخاطر شكستن مونوپولي نظامي خامنه اي بر اوضاع فعلي ايران بريم به رفسنجاني راي بديم در مقابل فلاني و بهماني نبايد وي را بسادگي جزو انتگرال و لايتجزّاي اين نظام تلقي نمود و برچسب همي زدش.
ببين شبح جان؛ ما درين مقطع تاريخي و بدليل عدم يك بديل قوي و سكسي اپوزيسيون خارج از نظام با بحراني بنام گيجي/منگي مواجهيم؛ پس از براي برونيافتي درين مقام تمام تلاشت را صرف چه بايد بكنيم آنهم مثبتا مصرف كن!
مرسي!


جوان سوسیالیست 4:03 @ Fri, 27 May 05

تحریم انتخابات همراه با مبارزه برای مطالبات کارگری
http://www.javaan.net/maghalat/election_kho84.htm


سجاد 3:48 @ Fri, 27 May 05

سلام. شبح عزيز تمام اين تفاسير رو همه بارها شنيديم. به هر حال من هم به شخصه ممکنه يک موقعی نتونم خودم رو راضی کنم که رای بدم. برای مثال اگر معين نيايد قطعا رای نمی دم. اما اگر رای ندم مطمئنا به اين دليله که می گم ديگه هرکی می خواد بياد بياد، نه به این دلیل که فکر کنم از این طریق اتفاق خاصی می افته. هر کی توی وب هر چه قدر هم تلاش کند باز هم 40 50 درصد مردم امثال مش عباس که توی ابرقو زمین شخم می زنه هستند که رای می دن. گرچه من به شخصه واقعا الان از سوختن بیشتر فرصتهای کشور و شاید حمله آمریکا هم واقعا می ترسم.


binesh 3:40 @ Fri, 27 May 05

چکیده و تفسیر نیکویی بود.


زن آزاد 2:59 @ Fri, 27 May 05

تحليل قشنگي بود. ازت ممنونم شبح جان!
(اين تركيب شبح با جان خيلي خنده دار ميشه! تو رو خدا اسمتو عوض كن!)


زن آزاد 2:57 @ Fri, 27 May 05

تحليل قشنگي بود. ازت ممنونم شبح جان!!
(اين تركيب شبح با جان خيلي خنده دار ميشه تو رو خدا اسمتو عوض كن!)


زن آزاد 2:57 @ Fri, 27 May 05

تحليل قشنگي بود. ازت ممنونم شبح جان!!
(اين تركيب شبح با جان خيلي خنده دار ميشه تو رو خدا اسمتو عوض كن!)


دوست ساده لوح 2:55 @ Fri, 27 May 05

آقای آرمان:
وقتی که ما نمی تونيم يک بحث رو بدون توهين کردن به همديگر ادامه بديم٬ لياقتمون هم بهتر از اين نيست.
اگر اين به اصطلاح پدر دخترانش رو به خودفروشی دعوت کرد دختری که کتک نخورده نای بيشتری داره که فرار کنه تا کسی که هميشه کتک خورده!


آرمان 2:30 @ Fri, 27 May 05

خانم محترم جناب "دوست ساده لوح", 15

سوال: اگر اين به اصلاح "پدر"، دخترانش را وادار به خود فروشی کرد، تکليف چيست ؟ آيا هنوز هم معتقد به سازش و قبول خفت هستيد ؟

سوال ديگر: تفاوت انسان با شرف و آزاده با يک سگ سربزير که اگر توی سرش بزنی فقط زوزه ميکند، چيست ؟

شايد شما و خواهرتان به امید اندکی نان تن به زندگی خوار در زير ظلم و ستم داده ايد و طبق همين تجربه گرانقدر، آن "خواری و ذلت" را هم نسبت به حکومت گسترش داده ايد (که البته اين انتخاب خودتان است) ولی دعوت بقيه به "شريک شدن" در اين خواری، کمال گستاخی است و حکایت از عدم شناخت شما از ارزشهای انسانی دارد که خود ناشی از عدم بلوغ فکری میباشد.

انشاءالله وقتی که بزرگتر شديد از اين نظر بچگانه خود شرمنده خواهيد شد. تا آنموقع توصیه میکنم ارزش انسان بودن خود را بدانید.

موفق باشید


منوچهر ژندی فر 1:57 @ Fri, 27 May 05

انجمن جوانان آزاديخواه در روز ۲۷ خرداد در تهران اعلام تظاهرات کرده.

http://www.azadikhah.com/index.php


دوست ساده لوح (شماره ۷) 1:29 @ Fri, 27 May 05

شبح عزيز٬‌ ممنون از اينکه جوابم رو دادی. من باز هم قانع نشدم. متاسفانه من هيچ آينده درخشانی برای ايران نمی بينم. فرض کنيم که مردم انتخابات رو تحريم کردند و جمهوری اسلامی مشروعيتش رو از دست داد. مگر الان خيلی مشروعيت دارند؟
برای من داستان بيشتر اين است که توی خانه ای زندگی می کنی که پدری زورگو داری که تو رو کتک می زنه و به تو اجازه خارج شدن از خانه و تحصيل رو نمی ده. حالا ميشه با پدر کاملا قهر کرد و همه کار رو بر خلاف علاقه اون انجام داد و بيشتر کتک خورد يا اينکه لااقل به حرفش گوش داد و کتک نخورد. هر چند در هر دو حالت زندانی هستی.
می دونم که شايد به نظر خيلی از شماها نظر من خيلی بزدلانه به نظر بياد٬ ولی من بچه نسل انقلابم. فرض کنيم بدتر رو انتخاب کرديم و به آمريکا اجازه حمله به ايران رو داديم. اوضاع بهتر ميشه؟ يا انقلاب کرديم دوباره و روز از نو روزی از نو. من تنها راهی رو که به ذهنم ميرسيد انتخاب کردم و چند سال پيش از ايران خارج شدم ولی فکر می کنم اگر راهی باشه که فقط باعث بشه خواهر کوحکم اضطرابی که من داشتم موقع از خانه بيرون رفتن٬ از ديدن کميته نداشته باشه باز هم بهتر از هيچه. و نگين به چه بهايی.. به همه بهايی که ما بدون اينکه بخواييم داريم می پردازيم.
و آقای آرمان٬ من دختر هستم و اگر دوست داری می تونی فکر کني که ساده لوحم. مدتهاست که نوشته های وبلاگ ها رو در مورد انتخابات دنبال می کنم در حاليکه مطمئن هستم که رای نميدهم. فقط فکر می کنم برای کسانيکه ايران هستند شايد کوچکترين آزادی يا روزنه ای بهتر از هيچ چی باشه.


دوست ساده لوح (شماره ۷) 1:25 @ Fri, 27 May 05

شبح عزيز٬‌ ممنون از اينکه جوابم رو دادی. من باز هم قانع نشدم. متاسفانه من هيچ آينده درخشانی برای ايران نمی بينم. فرض کنيم که مردم انتخابات رو تحريم کردند و جمهوری اسلامی مشروعيتش رو از دست داد. مگر الان خيلی مشروعيت دارند؟
برای من داستان بيشتر اين است که توی خانه ای زندگی می کنی که پدری زورگو داری که تو رو کتک می زنه و به تو اجازه خارج شدن از خانه و تحصيل رو نمی ده. حالا ميشه با پدر کاملا قهر کرد و همه کار رو بر خلاف علاقه اون انجام داد و بيشتر کتک خورد يا اينکه لااقل به حرفش گوش داد و کتک نخورد. هر چند در هر دو حالت زندانی هستی.
می دونم که شايد به نظر خيلی از شماها نظر من خيلی بزدلانه به نظر بياد٬ ولی من بچه نسل انقلابم. فرض کنيم بدتر رو انتخاب کرديم و به آمريکا اجازه حمله به ايران رو داديم. اوضاع بهتر ميشه؟ يا انقلاب کرديم دوباره و روز از نو روزی از نو. من تنها راهی رو که به ذهنم ميرسيد انتخاب کردم و چند سال پيش از ايران خارج شدم ولی فکر می کنم اگر راهی باشه که فقط باعث بشه خواهر کوحکم اضطرابی که من داشتم موقع از خانه بيرون رفتن٬ از ديدن کميته نداشته باشه باز هم بهتر از هيچه. و نگين به چه بهايی.. به همه بهايی که ما بدون اينکه بخواييم داريم می پردازيم.
و آقای آرمان٬ من دختر هستم و اگر دوست داری می تونی فکر کني که ساده لوحم. مدتهاست که نوشته های وبلاگ ها رو در مورد انتخابات دنبال می کنم در حاليکه مطمئن هستم که رای نميدهم. فقط فکر می کنم برای کسانيکه ايران هستند شايد کوچکترين آزادی يا روزنه ای بهتر از هيچ چی باشه.


عزیزدوردونه 0:04 @ Fri, 27 May 05

سلام جناب شبح
اتفاقا ما همیشه خدمت میرسیم و مطلب امروز شما را هم خوانده بودم اما راستش رو بخواهی گاهی اوقات فرصت یا حوصله ی گذاشتن کامنتم نیست :)) شما ببخشید کمی گرفتار نوشتن تزم هستم و فکرم بیشتر متمرکز آنجا است :)


دخو 22:57 @ Thu, 26 May 05

شبح عزیز چون میدانم به اصولف فقه خیلی علاقه مندید عرض می کنم در این باره یک درس اصول فقه کوچک نوشته ام.جهت اطلاع.


nana 22:18 @ Thu, 26 May 05

دوستان
با پوزش از اشتباهم
روی کيسه متقال راجع به ايران نوشته بود :

کشوری کوچک ملتی عاقل . نانا


nana 22:10 @ Thu, 26 May 05

شبح گرامی ۸

ای کاش تنها ثروت ملت ايران را بالا کشيده بودند
چون ميتوانستيم بگوئيم ملتی فقير هستيم
ولی اينان تمامی حرمت و ارزش انسانی ما را از ما گرفته اند چيزی که با هيچ ثروتی نميتوان خريدش
اينان با شعار يا روسری يا توسری !!!!
و شلاق زدن ملت ايران در ملا عام ( کاری که ملل متمدن حتی سر سگ و گربه خود نمياورند!!!!!) با پخش فساد و دزدی و رشوه و حرص و شهوت پول پرستی ملتی مهربان و مهمان نواز و عاشق شادی و شراب را تبديل به موجوداتی از نظر روانی دفورمه کرده اند .
چه گناهی بالاتر از اين ؟
يک کمپانی که در امريکا کيسه های متقال را با آرم پرچم های کشورهای مختلف به بازار ارائه ميداد روی کيسه های با پرچم های مختلف جمله کوتاهی هم برای معرفی آن کشور مينوشت روی کيسه های متقال برای ايران به انگليسی نوشته بود :
(ملتی کوچک و عاقل )
هنگامی که يکی از دوستان امريکائی من به عنوان هديه يکی از اين کيسه ها را برای خريد و آورد
به جای تشکر به او نگاه کرده و اشگ ريختم
با مقاومت در برابر اينان و عدم شرکت در بازی های کثيف اينان ما بايد بايد بايد برای حرمت و شرافت از دست داده خود بجنگيم
باقی کارها پيش کش مان !!!!!! نانا


آرمان 22:05 @ Thu, 26 May 05

من ميخواستم بيام اینجا سوال کنم که "چرا اینقدر کیهان معین را تشویق به آمدن میکنه ؟" دیدم شما قبلاً جوابش را دادید !

خوب تکلیف معین هم رهبر مشخص کرد. "یا برو بیرون و شرافتت را محفوظ بدار و یا بمان و نوکر ما باش". خانم گیسو میگوید "سر در نمیارم !" من تعجب میکنم که از این "تابلو" تر دیگر چیست ؟ خامنه ای گربه را دم در حجله کشت و من واقعاً از او متشکرم که ملت را 8 سال سر کار نگذاشت و همان اول تکلیف معین را مشخص کرد.

یک آقایی بدون نامی (شماره 7) هم سوال تکراری کرده که "فایده انتخاب بدتر با عدم رای ما چیست ؟"

دوست ساده لوحم ! شما اول ثابت کن که احمدی نژاد و یا هر تدارکاتچی دیگری از معین "بدتر" است بعد نتیجه بگیر که باید بری رای بدی و به نظام دیکتاتوری مشروعیت ببخشی.

گوشکوبی مثل احمدی نژاد با کمال صداقت نوکری خود را به نظام دیکتاتوری اعلام میکند و صراحتاً میگوید که "ما برای دمکراسی انقلاب نکردیم !" اگر گفتیم استقلال "آزادی" جمهوری اسلامی منظورمان از "آزادی" فقط "آزادی از سلطنت" بود. بعدش هم با کمال مردانگی به ملت هیچ "وعده" ای نمیدهد الا وعده ادامه خط رهبری.

خوب معین چی ؟ دورویانه وعده میدهد: "ما پی دمکراسی هستیم و من زیر بار حکم حکومتی نمیروم" بعدش هم شما بعد از 8 سال متوجه میشوی که او هم مثل خاتمی نه تنها ملت را فریب داده بلکه عمر ملت را هم تلف کرده و در عمل همان نوکر خامنه ای و برده ولایت وقیح بوده. دمکراسی هم شعاری بیش نبوده چرا که او مرد عمل نبوده است.

خوب حالا شما بگو کدام "بدتره" ؟ اگر بتوانی به این سوال جواب بدهی خودت هم جواب سوال اولت را خواهی گرفت که "رای ندادن فایده اش چیست؟"

---------

خیلی جالب است. زمانی که اکثر بلاگ ها در روز بسرعت بروز میشوند و افشا گری میکنند, روباه صفتانی که اعتقاد به اصلاح نظام از درون داشتند با حکم حکومتی گیج شده اند و نمیدانند چه غلطی بکنند ! و چطور این جام زهر را بنوشند. نمونه اش سایت م. بهنود است که سکوت کرده ببینه معین چی میکنه و بعدش اونهم یکجور توجیه کنه !

واقعا که به خامنه ای باید آفرین گفت.


شبح 21:40 @ Thu, 26 May 05

دوست بی‌نام عزيز!(7)
پاسخ‌ات رو گيسوی عزيز در 6 داده!

مثل اين مي‌مونه که تو 100 تومن از کسی بخواهی و اون حاضر بشه 2 تومنشو بهت بده به شرط... بعد يکی بگه خب اگه اين 2 تومن را نگيری خب کی چی 2 تومن رو بگيری که بهتر از اينه که هيچی نگيری...
بعد کار تو اين باش که هی بيایی داد و بيداد و خواهش و تمنا کنی و اون يک تومن يا دو تومن بندازه جلوت!
ولی اگر اين کار را نکنی و اون يه تومن و دو تومن را قبول نکنی حتما دنبال يه راه‌حل مي‌گيردي که کل 100 تومن رو بگيری!


21:24 @ Thu, 26 May 05

با همه حرفها موافقم٬ ولی چيزی که هنوز نفهميدم اينه که با تحريم انتخابات و روی کار اومدن *بدتر* ما چه سودی می کنيم؟


گيسو 21:12 @ Thu, 26 May 05

من که زياد از اين سياست بازی ها سر در نمیارم و فقط ميدونم هر کس که ميره رای ميده چه به معين و چه به ديگران به جمهوری اسلامی آری گفته...


آرمین گیله مرد 20:40 @ Thu, 26 May 05

سلام ... نقل قولی از آقای دکتر معين :
-همانگونه که از آغاز ورود به عرصه انتخابات گفته ام ... و هدف من «مشارکت فعال وشکوهمند مردم در انتخابات» و تحقق «آزادي، قانونمندي ، عادلانه و رقابتي بودن انتخابات» و احقاق «حقوق شهروندي مصرح در قانون اساسي» است.-
این قانون اساسی که بعد از اصلاحاتاش نکاتی مثل خواست و قبول اکثریت مردم را حدف کرد (هرچند وقتی درج هم بود محل نمیکردند) و ولایت فقیه را مطلق کرد، کنون با رد صلاحیت توسط شورای نگهبان و قبول صلاحیت با دیکتات رهبری نشان دادند که هردوجناح معتقد به این بیحقوقی شهروندی مصرح در قانون اساسی هستند و ما هم با شرکت در نمایشات و فرمایشات این قمحوری هردفعه خودمان به این بیحقوقی آری میگوییم(خسته شدم ازین ما گفتن، منکه هیچوقت شرکت نکردم، نمیدانم چرا نمیتوانم بگویم آنها یا شما ...)


روک‌گو 20:23 @ Thu, 26 May 05

شبح جان احسنت.


خُسن آقا 20:05 @ Thu, 26 May 05

نکته های خوبی را مطرح کرده بودی ولی متاسفانه اکثرا اساسی ترین نکته ای که در این حکم حکومتی نهفته است را فراموش می کنند.
آقای رهبر با این کارش می خواهد به همه نشان بدهد که حرف آخر را او می زند و همچنین "حکم حکومتی" را بعنوان یک قانون نانوشته تثبیت کند.
از این به بعد هیچ کدام از جناح های رژیم نخواهند توانست به حکم حکومتی اعتراض کنند و در نتیجه قدرت رهبر مطلقه تر از اینی که هست خواهد شد.
و ایشان از این به بعد هرگاه عشق شان کشیذ هر قانونی را به راحتی با یک نامه دو خطی بنام "حکم حکومتی" به تصویب خواهند رساند.


Tila 19:41 @ Thu, 26 May 05

من ميگم اين دکتر معين از شورای انقلاب فرهنگی هميشه ميناليد که غير قانونی هست و بايد برچيده شه. من ميگم حالا خوش خدمتی کنه قدم بر ديدگان ما بزاره تشريف بياره رای نياورد٬ نياورد ديگه!! همه قرار نيست رای بيارند که. اقايان برای اين گرم کردن تنور لطفا کنند بعدش دکتر معين را بکنند رئيس همون شورای انقلاب فرهنگی چه طوره؟


Tila 19:36 @ Thu, 26 May 05

اول






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1273
تعداد نظرات: 56349
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: january 16, 2007 08:53 pm


از کجا آمده‌اند؟