|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
پنجشنبه، 5 خردادماه 1384 | May 26, 2005
● دو سرمقاله يک سودا
ماجرای رد صلاحيت معين و پا در ميانی آقای حداد و خاتمی و حکم حکومتی يا توصيه رهبری و تاييد صلاحيت معين بحثهای زيادی را موجب شده است.
منوجهر ژندي فر عزيز، نظرت را خواندم. ممنون وقت گذاشتي و نظر خودتت را دادي. حرف زياد دارم كه بنويسمشون در اين رابطه، اما الان واقعن خستهام(البته بيشتر از كار) و از گفتنشون صرفنظر ميكنم، شايد وقتي ديگر.
دوستان ! من متن عربی-فارسی ملا سعيد بسيجی نسب را برایتان ترجمه ميکنم: ملاسعيد: ولايت فقيه خوب است. بر طبق فتوی وليعهد سابق فقيه منتظری, بر خلاف ادعای خمينی (که آنرا حق مسلم ولی وقیح ميداند و در ادامه امامت امامان) ولایت وقیح فقط يک "قرارداد" (!) است که بين مردم و ولی وقیح بسته ميشود ! خوب ! چونکه منتظری دستش به گوشت نميرسه ميگه بو ميده ! يعنی مردم با خامنه ای قرار دادی نبستند ! پس خامنه ای مشروعيت نداره ! (چقدر ساده !) به عبارت دیگر منتظری ولايت وقیح را (که خودش از خمينی تقليد کرد) به شکلی که خودش دلش ميخواهد تعريف (تحریف) ميکنه ! از اين جر زنی منتظری نتیجه میگیریم که انشالله اگر منتظری بجای خامنه ای ولی وقيح بشه ايران اسلامی بهشت ميشه و ما ديگر مشکلی نخواهيم داشت. در عين حال هم ولايت منتظری کاملاْ مشروعيت داره ! در ضمن ما گوسفندان سروش، "مخالف" هستيم ولی مخالف نظام نيستيم ! فقط مخالف گرونی اخير و همچنين رياست نامشروع ! خامنه ای هستيم. يعنی ما چاکر نظام ولايت وقيح و حکومت آخوندان هم هستيم. پس با اين حساب ما مخالف اپوزيسيون هستيم ! چونکه اپوزيسيون ميخواهد سر به تن آخوندان نباشد و اين مغاير منافع ما (ملايان) ميباشد. خلاصه کنم: اگر خامنه ای جايش را بدهد به منتظری و سروش هم بشود رئيس جمهور ما ديگر مخالف (ارواح عمه ام) نيستيم ! نظر آرمان: خر همون خر است ولی پالونش عوض شده.
دوست خوب و فهیم کورش بزرگ، هر چیزی "حدی" دارد منتهی این حدها فرق میکند. برای مثال حد شبح اينست که فحش ها رکيک و بی منطق را حذف کند و حد بهنود اينست که اگر نظری نظر او را به زير سوال ببرد توهين به مسلمين محسوب بشود و حذف ! برای مثال بعد از آنکه بهنود مردم را تشويق به شرکت حداکثری در انتخابات کرد (همان مد نظر رهبری) من گفتم که "از جانب آبادگران از شما متشکرم" که اين پيغام حذف شد و بعد هم اعلام کردند که چرا به مسلمين توهين ميکنيد ! به هر حال نتيجه اش همين است که سايتش شده مثل سايتهای ولايتی ها که فقط عده ای محدود و تازه بدوران رسيده هی ميايند و هرچه او گفت مثل گوسفند تائيد ميکنند. دريغ از يک بحث و يا جدل منطقی که دو طرف انسان مستقل با دو نظر مخالف در آن ديده شود. البته هدف ايشان آگاهی مردم نيست و فقط عوام نويسی است. بنابراين عوام پسندانه مينويسد که عوام در انتها با تکبير او را ستايش کنند. شما نوشته ۴۰ سال پيش او را با الان مقايسه کن اگر تفاوتی در سطح آن ديدی ؟ فقط تکرار شعار های عوام پسندانه. البته در هر دوره ای شعار های مربوط به همان دوره را میدهد که اصلاحاً این روش را "روزی نویسی" و یا همان "نان به نرخ روز خوردن" خودمان میگویند.
سياوش گرامي، اپوزيسيون به معنی مخالف ميباشد و برعکس. هر چند که مخالف خود "درجات" گوناگون دارد. اينکه کسی بگويد من "مخالفم" ولی جزو اپوزیسیون نیستم از لحاظ ادبیات و گفتاری سوتی محسوب میشود. آیا شما "مخالف با نظام" هستید و سرنگونی آنرا خواستار میباشید و یا فقط مخالف با وضعیت فعلی و خواستار بهبود وضع (اصلاح گرا). چرا که اگر منظور شما دومی است, در این دایره به اصطلاح مخالف (!) 99 درصد مردم از جمله خود خامنه ای هم جای دارند. مخالف گرانی و مشکلات فعلی, به معنی مخالف نظام نیست. بهتر است از کمله "شاکی" استفاده کنید. یک مخالف شاکی هم است ولی هر شاکی ئی مخالف نیست. شما جزو دایره شاکیان هستید. یعنی خواهان همین نظام اما با چهره ای متفاوت و افرادی جدید. به هر حال اگر هم دوست دارید میتوانید خود را مخالف بنامید تا وجدان خود را گول بزنید ولی ما اپوزیسیون, شما را جزوی از نظام میدانیم. البته کسی که کلمات کمر به پایین را "رکیک" نمیداند ! میتواند ادعا کند که مخالف, اپوزیسیون نیست !
البته بايد توجه داشت که در سانسور زياده روی نشود مثل مسعود بهنود که از هر چی که خوشش نمياد سانسور ميکنه و بدين وسيله ميخواهد حرف خودش را بدون نقص نشان دهد و تحمل انتقاد هم ندارد
سياوش عزيز.
سياوش عزيز!
شبح عزيز، اين كار شما سانسور است و نه چيز ديگر. من در كامنت شماره 98 خودم به هيچ فردي نه توهيني روا داشته بودم و نه تهمتي. شما تنها به سليقه خود آن را ادبيات ركيك ناميده و تقريبن تمام كامنت مرا حذف كرديد. اگر اين گونه است ميبايست تمامي اشعار ايرج ميرزا را ادبيات ركيك ناميد و حذف كرد. كدام آدم منصفي گفته، كلماتي از قبيل كس و جماع جزو ادبيات ركيكاند. اگر تنها يك نفر با دلايلي و نه تنها با گفتن ادبيات ركيك، كامنت مرا قابل حذف خواند، آنگاه من به شما اين حق را خواهم داد تا به حذف و سانسور آن دست بزنيد. آخه شما چه كارهايد كه براي ديگران تكليف تعيين ميكنيد كه اين كامنت ادبيات ركيك گفته و ديگران نبايد آن را بخوانند و حذف كرد. اين درست است كه اين صفحه، صفحه نظرخواهي وبلاگ شماست، اما تمامي افرادي كه در آن نظري و يا انتقادي نگاشتهاند هم صاحب آنند و شريك. شما اگر به استناد تنها يك اشاره از اديبي و يا كارشناسي نشان داديد كه كلمه كس و يا آوردن نقلقولي كه در آن گفته شده كسگشاد جزو ادبيات ركيك است، من نه تنها به شما اين حق را خواهم داد كه كامنت مرا حذف كنيد بلكه از شما و ديگر دوستان هم عذرخواهي خواهم كرد، وگرنه شما بايد كامنت مرا به جاي خود گذاشته و از اين كار زشت خود عذر بخواهيد. اگر به اين استنادهاي من درآوردي يا هر استناد ديگري، فردي وبلاگ شما را هك(سانسور) كند، آنگاه عكسالعمل شما چهگونه خواهد بود؟
آرمان عزيز،
اشعار تركي يونوس ايمره: شاعر٫ استاد و هنرمند بزرگ ترك يونوس ائمره بى شك يكى از بزرگترين اومانيستهاى تاريخ بشرى است. ديوان يونوس ائمره٫ اؤيودنامه (رساله النصحيه) وى و اشعار ديگر او كه در آنها پرستش خدا٫ انسان٫ زيبايى و دوستى به زلالترين زبان و آهنگدارترين موسيقى ترنم مىشوند٫ قرنهاست كه مانند خزينه اى پربها در تمام دنياى ترك زبان٫ در ميان توده مردم دوباره و دوباره خوانده مىشوند. عشق يونوس ائمره مانند مولانا٫ تمام بشريت٫ از هر مليت و زبان و فرهنگ و دين را در برمىگيرد. اين٫ همان نگرش اسلام مردمى تركى است كه پس از قبول آيين اسلام از سوى تركان و با دميدن و غنى كردن آن با باورهاى باستانى انسانگرا٫ طبيعى و زيبايى دوست و مزج آزادگى و تساهل تركى در آن بوجود آمده است. بهترين تعريف از اين درك تركى اسلام را شايد از سروده زيرين يونس امره بتوان بدست آورد. يونس امره ميسرايد: بهشت و جهنم شما به چه درد من ميخورد؟ انجيل من هستم، منم نويسنده قرآن. او همچنين مينويسد: در اينجا و آنجا به مسجد ميروم٫ قلبم در آنجا ميتپد و عبادت ميكند و ديگر بار سوي كليسا پر ميكشد و در آنجا كشيش ميشوم و انجيل ميخوانم . وي در جايي ديگر ميگويد: تمام اديان براي ما راه راست است. اسلام مردمى ترك كه يونوس ائمره يكى از بزرگترين ممثلين آن است همان انديشه اى است كه در سير تاريخى خود به سه شاخه تركى مذهب علوى (غلات شيعه)٫ قزلباشى٫ بكتاشى و مولويه تبديل شده است. مدون مذهب قزلباشيه ٫ شاه اسماعيل ختايى صفوى خود از رهروان يونوس ائمره بود و براى اشعار وى نظيره ها سروده است. بى جهت نيست كه امروزه قزلباشان و بكتاشيان يونوس ائمره را از سرسلسله هاى پيران خود مىشمارند.
حاجي بكتاش ولى خراسانى "حاجى بكتاش ولى نيشابورى" (١٢٧٠-١٢٠٩) داعى باطنى٫ قديس٫ فيلسوف٫ ولى و انسانگراى بزرگ. "حاجى بكتاش" از توركان نيشابور خراسان است و طريقت علوى (غلات شيعه) "بكتاشيه" منتسب به وى بوده و در اطراف شخصيت وى تشكل پيدا كرده است. "خونكار حاجى بكتاش" از نخستين مشوقان و اشاعه دهندگان زبان و ادبيات تركى در آسياى صغير است. به باور تركان علوى (قزلباش و بكتاشى)٫ "حاجى بكتاش ولى" و "شاه اسماعيل ختايى" دو پير-رهبر تركى مىباشند كه در راه تاسيس اتحاد تركان اوغوز غربى مجاهدت نموده اند. "مولانا" و "حاجى بكتاش" هر دو انسان را به عنوان پديده اى مقدس پذيرفته و آنرا با كلام و اشعار خويش تقديس نموده اند. از اشعار منسوب به "حاجى بكتاش ولى خراسانى" است: ايسسىليك اوددادير٫ ساجدا دئييلدير. ترجمه:
اشعار تركى سلطان ولد عنصر تساهل و تسامح دينى عموما در ميان تركان و بويژه در سرزمين آناتولى در نتيجه تعامل و همزيستى با اقوام و ملل ديگر٬ به ويژه كشورها و مردمان مسيحى و اروپايى٬ در طول زمان به شكل نهادينه در آمده است. تنها در طريقتهاى تركى بكتاشى٬ قزلباشى و مولوى و.... است كه شعر و رقص و عرفان و موسيقى و تصوف اينچنين گسترده و عميق در هم آميخته اند. طريقت تركى مولوى نيز به دور از تعصب دينى و هميشه حامى ادبيات٫ موسيقى٫ هنر و احترام فوق العاده به حقوق زنان بوده است. طريقت مولوى از همان دوره آغاز شكل گيرى٬ موسيقى را به عنوان پاره اى جدايى ناپذير از آيين خود انتخاب نموده است. از نقطه نظر هنرى بسيارى از ارزشمندترين قطعات موسيقى كلاسيك تركى٬ در رپرتوار موسيقى مولوى قرار دارند. اين موسيقى همراه با اساس اركان و آداب طريقت مولوى در طول حيات مولانا و توسط فرزندش سلطان ولد بوجود آمده است. سلطان ولد موسيقى دانى توانا بود و از اولين آهنگسازان در تاريخ موسيقى كلاسيك تركى نيز بشمار مىآيد. قطعات انسترومنتال موسيقى مولوى بعدها بنيان اجراهاى سكولار دربار عثمانى را تشكيل داده است.
سلطان ولد كسى است كه به عبادت و ذكر سماع - كه از اركان طريقت مولوى است - شكل آيينى امروزه آنرا داده است. فرم رايج سماع در زمان مولانا٬ الهام گرفته از شمس تبريزى [٥] بود. مولانا كه خود موسيقىدانى بزرگ بود٬ سماع را فقط به عنوان وسيله اى كمكى براى عشق و جذبه مىشمرد٬ اما مريدان وى با هدايت سلطان ولد٬ سماع چرخنده شمس تبريزى را در شكل نهايى آيينى آن سيستماتيزه و تكميل نموده به عنوان نوعى جهان بينى (كوسمولوژى) در آورده اند.
شمارى از سروده هاى تركى مولانا : جلال الدين محمد در افغانستان به دنيا آمد٬ در تركيه رشد يافته فقيهي عاليمقام شد و در حلقه آذربايجانيان پيرامونش مبدل به مولاى رومى گشتּ وي آفتاب درخشان فرهنگ عرفاني و معنوي جهان تركى و اسلام٬ كشورهاى تركيه و افغانستان٬ فخر آذربايجان و خراسان٬ از بزرگترين شاعران درجه اول زبان و ادبيات فارسى-تاجيكى و از پيشگامان تركىسرائى در غرب آسيا است. خلقهاى فارس و تاجيك به حق مىبايست بر خود ببالند كه چنين ابرانسانى٫ با آنكه خود فارس-تاجيك نبود٬ ديوان كبير و قران ناطق را به زبان ايشان سروده است. همچنانكه خلق ترك (تركيه) به سبب روى آورد مولانا به سرزمين جنت نشان آناتولي و با آغوش باز پذيرفتن وى و همچنين قرار داشتن كعبه عاشقان در اين ديار بر خود مىبالد و خلق ترك (آزربايجان) نيز به سيماهايى چون شمس تبريزى كه زاينده مولوى عارف و حسام الدين چلبى اورموى ملقب به ابن اخى ترك كه سبب بلا واسطه آفرينش مثنوى اند٬ به حق مباهات مىنمايد
شمارى از سروده هاى تركى مولانا
شبح گرامی، موافقم. من سعی ميکنم باادب باشم. وقت بخير
آرمان عزيز!
ملا سعيد ! ۷۱ پاراگراف اولت از همان مدل "ک. شعر" گویی است ولی در جاهایی دیگر مهملاتی گفته ای که میشود جواب داد. مثل بچه ها لج کرده ای که "اپوزیسیون" زیر مجموعه "مخالفین" است ! اگر در خانه ات فرهنگ انگلیسی فارسی نداری جهت افزایش سوادت بگم که "مخالفی" که جزو اپوزیسیون (مخالفین) رژیم آخوندی نباشه را ما اصطلاحآً "مزدور" و "جاسوس" رژیم مینامیم. چرا که کسی که مخالف چیزی است *اساساً* با آن مخالفت میکنه. اما امثال تو "ظاهراً" مخالفند ولی در حقیقت خود "حامی" اساس و ماهیت ملایان میباشند. مخالفت تو در حقیقت مخالفت با "اشخاص" است نه با نظام. پس اسم خود را مخالف نگذار که در حقیقت تو خودت جزوی از کثافت رژیم هستی, فقط سلیقه ات راجع به افراد (همه از یک نوع) فرق میکنه. هدف تو سعی در نزدیکی به اپوزیسویون (مخالفین رژیم) و ایجاد تفرقه در بین آنهاست (یعنی همین کاری که اینجا میکنی) تا خوشخدمتی خود را به ملایان به ثبوت برسانی و در عین حال سعی کنی که ملا خامنه ای را با یک آخوند دیگر مثلاً منتظری عوض کنی. از یک طرف خود را مخالف ولایت فقیه نشون میدی تا در بین اپوزیسون (مخالفین ملایان) که همه ما آزاد اندیشان را شامل میشه نفوظ کنی در حالیکه مرامت (نوکری سروش و منتظری) هیچ تفاوتی با ولایت وقیح نداره جز آنکه فقط "افراد" عوض شده اند. نظام همان نظام آخوندی و استکباری است. تو مثلاً مخالفی ! ولی خواهان همین نظام فعلی به رهبری آخوندی مثل منتظری هستی که خودش 4 جلد در خایه مالی ولایت خمینی کتاب نوشته و سالیان دراز در خدمت و تبلیغ برای حکومت او عمر خود را تلف کرده است. و حتماً رئیس جمهوری مثل سروش که کاشف آش "مردم سالاری دینی" است ! همان کسی که خود از عوامل سرکوب روشنفکران و دانشجویان در اولیل انقلاب بود. همان کسی چوب دو سر نجس است. نه مسلمانان او را مسلمان میدانند و نه آزادآندیشان او را آدم حساب میکنند. همان کس که مدعی شد "اسلام سکولار (غیر دینی) است !!!!" از نظر ما آزاداندیشان و مخالفان استبداد, فرقی بین شما و حاکمان فعلی نیست جز آنکه شما ها منافقید و دورو. پس تو نه تنها در دایره اپوزیسیون (مخالفین رژیم) جای نداری بلکه فقط در دایره "مخالفان قدرت" هستی. در دایره ای که در آن رفسنجانی, خاتمی, قالیباف و معین و ... جای دارند و بر سر لحاف ملا سر و کول هم میپیرند. در یک جمله بگویم همتان یک پُخید (ملا) و برای گرفتن رای مردم گدایی میکنید. رنگ شما دیگر حنایی ندارد. زیاد از اینکه قیام داشنجویان سرکوب شد خوشحال نباش. انقلاب 57 هم از سرکوب 15 خرداد 42 شروع شد. شاه و صدام هم مثل تو کُری زیاد میخوندند.
آقای داریوش گرامی ۷۸، مگر دکتر نگفته بود به روی این "گیج" (سعید)نیاورید ؟ باز هم ميخواهيد ايشان را عصبی کرده تا بيشتر مفاهيم و جملات را قاطي کرده و بيرون بريزد ؟ چه کارش داريد ؟ اين طفلک عقده عدم ابراز عقيده داشته. حالا هرچی به ذهنش ميرسه ميگه. کاری هم نداره معنی داشته باشه يا نه. شما به عنوان بزرگتر نبايد تو ذوقش بزنيد و الا عقده ای تر ميشه.
آقای سیاوش گرامی، از اینکه شما را با آن سیاوش (خدای سوتی) اشتباهی گرفتم معذرت میخواهم. علتش هم شباهت بیش از حد نظرات شما به ایشان و هم اسمی شما بود. ایشان (خدا بیامرز) هم مثل شما در ظاهر از رژیم بدی میگفت ولی حرف ها و منطقش همگی حمایت از آن بود. مثلاً میگفت: " رژیم اَخه !" و بعدش میگفت: "حکومت باید اسلامی باشد و باید در انتخابات رای داد !" بعضی وقتها دم خروس اینقدر از خورجین بیرون آمده که هزارتا قسم حضرت عباس هم کفاف نمیده. در ضمن منظور من از مزدور (گوشکوب) آن شخصی بود که بی سر و ته مینویسه و اول اسمش سعیده. از اینکه سوتی شما را درشت نمایی کردم امیدوارم دلخور نشده باشید. برای رفع کسالت بقیه بود. من همواره سوتی را حمایت کرده و میکنم. موفق باشید
سلام. دوست عزیز ممنون از نظر اصلاحی ات، حرفت درست بود و من دیر این موضوع که روسای جمهور و مجمع تشخیص مصلحت نظام می توانند یکی باشند به یاد آوردم. هنوز نوشته ام را اصلاح نکرده ام ولی حتما در نوشته ی بعدی آن را اعلام می کنم. راستی به نظر می رسد صفحه ی نظراتت در سرور ندا بسته شده است.
دوستان برای اینکه عده بیشتری در انتخابات شرکت نکنند باید در جامعه تبلیغ کرد برای شروع اطرافیان را به تحریم انتخابات هاشمی دعوت کنیم .ولی یک مشکل وجود دارد عده ای از ترس دانشگاه و عده ای از ترس اخراج شدن از محل کارشان و از این دست دلایل می خواهند رای سفید بدهند و من نمی دانم به انها چه بگویم ولی هنوز تا بحال کسی را در اطراف خود ندیده ام که بخواهد بدون ترس رای بدهد .در ضمن یک نکته را هم اضافه کنم که ما قشر کارگران لیسانسه و به طور کلی فقرا ترسی از حمله امریکا نداریم بلکه انرا فرصتی برای رهایی از دست این رجیم خونخوار می دانیم راستش رو بخواهید خیلی ها رای نمیدن که امریکا به اخوندها حمله کنه و ما رو از دست این جلادها نجات بده . اینقدر نگین حمله امریکا به ایران امریکا با ایران مشکلی نداره بلکه مشکل اخوندها هستن
دوستان معين حکم حکومتی را پذيرفت !!!! برای کسانی که ترديدی در استقلال جبهه به اصطلاح رفرميست ها داشتند اين گلوله آخر بود .
دوستان
آفسايد عزيز!(68)
paranoid عزیز!(60)
فکر میکنم تحريم انتخابات بايد به اونجا ختم بشه که فرض کنيم انتخاباتی قرار نيست باشه و در موردش حرفی نزنيم و ننويسيم ولی با این دل چرکین چه کنیم؟ فکر میکنم لاريجانی هم ميتونه مثل رفسنجانی عمل کنه شايدم ايندفعه قراره اين يکی رو بهمون تحميل کنن....
شبح عزيز يک مطلب درباره انتخابات نوشتم لطفا بخون نظر بده!! نظرت خيلی برام مهم است. اگه آمريکا حمله کنه چی
مثنوي افتضاحات را در بيقرار بخوانيد!
...
اینجا چه خبره؟ یک لحظه فکر کردم چت رومه!! اگر ما تونستیم بدون تخریب و فحاشی هم دیگر فقط راجع به موضوع مورد نظر (و نه افراد) بحث کنیم می تونیم امیدوار باشیم که روزی در کشورمان انتخابات دمکراتیک داشته باشیم.
اینجا چه خبره؟ یک لحظه فکر کردم چت رومه!! اگر ما تونستیم بدون تخریب و فحاشی هم دیگر فقط راجع به موضوع مورد نظر (و نه افراد) بحث کنیم می تونیم امیدوار باشیم که روزی در کشورمان انتخابات دمکراتیک داشته باشیم.
... بقول خودش و مستقل از راست و دروغش ... يك زماني ايشان رفته و با دو سه تا ... ماجراجو مثل خودش آنهم دوشادوش حزب الّلهي هاي فدائي امام و بهشتي راحل... برنامه سخنراني رئيس جمهور وقت ايران كه ابولحسن بني صدر ۷۰٪ راي آورده باشد را با كمال افتخار بهم زده... حالا آمده تئوري نه چندان درست همان بني صدر رياست ازدست رفته را در مورد راز و فلسفه دوام رژيم ملّاتاريا آنهم بدون توجّه به حقّ كپي رايت درست مثل چينيها جاعلانه چنان بخودش نسبت ميده و بدتر از خبط اوّلش از آن چنان مطلقي/دگمي اسطوره اي ساخته كه گوئي يه پا تئوريسينه همسنگ بني صدر بلكه بالاتر: ... اينهم از نفع ارجاع و استناد تاريخي شبح جان و فايده باز همي خواني مقالات گوهربار شما و ترّهات رفقايت در مقام نقدشان. كه البتّنش تا وقتي كه ناشي از كهولت/مصلحت الزماير نگرفتيم؛ در واقع هيچ نيازي بدان نبود! *مثنوي، دفتر سوّم، بيت ۴۷۵۰
آي آرياي زاگرسي كجائي از ستيغ ابرهاي الكتروني بدر آ و يك نهيبي بر اين اهل كور دل كه منم جزوشونم يزن؛ زديم يخه همديگه رو پاره پوره كرديم :-) آخه من يكوقتي به اين آرياجان پر توّيدم كه آخه مؤمن/مرد حسابي فايده كشف حقيقت اگر سودا و حوصله بيانش نباشد چه سود؟!
تصحیح متن پایین، که کامپیوتر اندکی ،بد عهدی کرد.
آي شبح ناراحت؛ هيچ اينرا ميدانستي كه ليبراليسم معقولانه/نقادانه كارل پوپر و عمدتا شخص او آنقدر كه با سوشياليستها بالشخصه و رفتارهاي قبيلگي/بدوي/عصبي آنها مخالفت ميورزيد با سوشياليزم بمثابه يك پيشنهاد آزمايشي واسه بهبود اوضاع بهيچوجه مخالف كه نبود هيچ بلكه عملا با ذكر نقاط قوّت و ضعف آن در تقويتش در پروسه پراگماتيك جامعه سازي/مهندسي اجتماعي نيز برآمد. منتها سوشياليستها از اعتراف به چنين ديني دقيقا بدليل همان عصبيتهاي كور ترايباليستي و بسته، بقول پوپر، لال و عاجزند. نامه نگاريهاي رودلف كارناپ و پوپر را بخوان بعلاوه مقاله پوپر كه حاصل چنان گفتگوهائيست بنام (نقد پوپر از سوشياليزم علمي). شبح عصباني؛ در مورد بستن سنگ و رستن سگ؛ خوب گر نميپسندي تغيير ده قضا را. خوب اين مشكل رو بيا حل كن ديگه؛ تنهائي با كمك همين سه چهارتا فحّاش حرفه اي درينجا! قربونت؛ همان خاوران، داداش من كه خيلي هم دوستت دارم درست مثل پسر عمّ مقتولم، پر از قبر بچّه مسلمون با آرمانهاي ايده ئولوژيك مربوطه شانه كه قرار بود بزعم باطل خويش در كمال خامي و حماقت و ساده لوحي آنهم با حمايت نظامي صدام از گور بدرآمده فعلي و گروهبان رجويش جاسوس فعلي مريم اشرف تحت بازداشتي پاريسي را از اسلاتش سكّه پهلوي چكپات كنند؛ ميفهمي كه چي ميگم يا واضحتر بگم...؟! و مگر منتظري دادش از آن اعدامها بهوا نرفت و خلعت كثيف ولايت بصورت خميني نور چشم گويش پرتاب نكرد؟! مگر انسان فطرتا قدرت طلب را نميشناسي؟! يه پا ماكياول شناسي كه خودت! مگر حريّت منتظري را واسش در تاريخ سياسي قدرت چند نمونه داريم؟! مگر همين گنجي مورد احترام فحّاشان و طاعنان بمن درينجا، نشان نداد كه منتظري چگونه و چرا به چنان فيل فنجان پركني واسه جمهوري اخانيد بدل شد؟! بالامجان؛ در مقابل گنجي مسلمان هم كه ظاهرا همگيتان كلاه تعظيمتان از سرتان در دستتان است بعلاوه دو مانيفستش كه آنهم آويزان در سر در دكانهاي كسادتان حالا تا در قلبتان چه بگذرد...؟! والّله اعلم ... :-) حالا سؤال اينجاست كه خود شما چقدر از حضيض بافت عصبي/بسته/قبيلگي خود به افق اوج گنجيها نزديك شديد...؟! هي نگيد اونطرف چه و كذا؛ شما خودتان را نقد كنيد چون آنطرف روشنفكرش سروش است و مبارزش گنجي و روحانيش منتظري و ربع قرن مشغول نقد خود اگر نه ۱۵ قرن...!
سلام و خیلی ممنون از دقتت. میدانی که فضولم و خودم همیشه به صفحاتی و تومارهایی که لینک دادم سر میزنم دفعه پیش (یکی دو هفته پیش) سر زدم هنوز لوگوی معین ندیده بودم و متاسفانه جواب سوالت هم نمیتوانم بدم چونکه سیستم بلاگفا را نمیشناسم که ایا مثل بلاگ اسپات فقط ایندکس را عوض کرد یا اینکه وقتی قالب عوض کنی آرشیو هم (جریان گنجی مال اوایل فروردین بود) عوض میشود .. اما خب دیگر بعید نیست و اولین بار هم نیست که سوءاستفاده میشود ....خوشم نمیاید از لینک حذف کردن اما گاهی مجبور میکنند ....
آرمان عزيز، شما با چه توجيهي و دليلي به اين نتيجه رسيدي كه اين سياوش(كه من باشم)، اون سياوش سوتي 2 سال ييش است، وانگهي اين سلاح مخربي كه در دست داري، در دست همهست. باور نداري به جاي سياوش و غيرو براي مثال نام آرمان را در جملات گفته شده خودتت را ببين "اين آرمان دو سال پيش با افتضاح از بلاگ خاکستری فرار کرد. اين قدر اونجا سوتی داد که تا دو سال پيداش نشد. اونجا هم وقتی که فحاشی يک بسيجی حذف شد ايشان پيراهن عثمان علم کردند که "وای حسين را کشتند". آرمان عزيز با چماق تكفير و مزدور خواندن و غيرو، نه تنها به دمكراسي و آزادي نخواهيم رسيد، بلكه در اين دايره حيران و گذران خواهيم ماند.
سلام شبح جان! عزیز به نظرم کاملاً یه طرفه به قاضی رفتی! عزیز من می دونی لااقل دست دست کردن معین تو رفتن یا موندن تو عرصه ی انتخابات یا همون قبول کردن حکم یا قبول نکردن حکم تو تاریخ بعد انقلاب ایران بی نظیره! معین و طرفداراش دارن با رهبری بازی می کنن! این کوچکترین دستاورد حضور معینه. معین می مونه و مطمئن باش با وجود پخش شدن رای راستی ها به دور دوم هم می رسه. معین با بقیه فرق می کنه. اینو باید قبول کرد. تحریمی های انتخابات به هر صورت انتخابات رو تحریم می کنن و این هیچ ربطی به قضایای اخیر نداره که بصورت برنامه دار در صدد تخریب معین بوده! الان معین در دوراهیی قرار داره که خودش تو بوجود آوردنش مقصر نیست.
نمايش مسخره انتخابات را قبل از ۲۷ خرداد به شکست بکشانيم.
فقر رازیست نه چندان شگفت.
پارانويد شماره ۶۰ ببين دوست گرامی
فيروز ۶۱ برادر !!!! تو هم که با استدلال آخوندی رفتی که !!!!!! ولی آخه خره جون !!!!! پارلمان اروپا رو چطوری با پارلمان اخوندا ميخواهی مقايسه کنی ؟!!!!!!!
جناب فیروز (سیاوش)، انتخابات اروپایی ها انتخابات *آزاد* است و هر گروهی (مثل کمونیست ها) حق شرکت در آن را دارند. فهم این تفاوت خیلی مشکل نیست ! چرا این قدر بچگانه میخواهی بازار گرمی کنی ؟! دفعه بعد اسمت را چی میگذاری ؟ قربونعلی ؟
لطفاً مقاله زیر را در سایت گویا بخوانید تا بدانید چه کسانی خود را آماده شاهنشاهی رفسنجانی کرده اند. http://mag.gooya.com/president84/archives/029587.php
اگر چه خود به رای ندادن فکر می کنم اما احمقانه تر از اين استدلال نشینده ام که گويا اگر فاشيستها يا کمونيستها در انتخابات کشورهای اروپايی شرکت می کنند به معنای آری گفتن آنها به اين سيستمهاست. آدم وقتی برخی استدلالهای مبارزین اینترنتی را می بیند گاها به رای دادن هم فکر می کند.
شبح جان، با جوابی که به سئوال به comment ۷ دادی کاملا مخالفم. گفتی که اگر دو تومن رو نگيريم ميريم دنبال راه حل ميگرديم که ۱۰۰ تومن رو بگيريم. مثل يادت رفته الان ما ۶-۲۵ ساله که دنبال راه حل برای گرفتن ۱۰۰ تومن ميگرديم. توی همين يکی دو سال اخير، توی آخرين انتخابات شوراها که آزاد ترين انتخابات بعد از انقلاب بود ۲ تومن رو نگرفتيم و نه تنها ۱۰۰ تومن رو ندادن صدها تومن ازمون گرفتن. نمايشگاه بين المللی رو بستن، شهردار بسيجی آوردن، ... توی انتخابات مجلس ۲ تومن رو نگرفتيم و باز هم همون شد. باز هم صدها تومن ديگه ازمون گرفتن. کدوم راه حل؟ بعد هم يادت باشه وقت زيادی برای پيدا کردن راه حل نداريم. آمريکا اعلام که تصميمش در مورد ايران رو بعد از انتخابات ميگيره. حرفت رو ميفهمم اما راه حل ديگه ای نميبينم اعتقاد دارم از راه حل موجود (انتخابات) بايد استفاده کرد.
سوال اصلی در انتخابات آتی رژیم اسلامی، این است: آیا بورژوازی ایران، قبل از همه و فعال تر از همه جناح های آن، طبقۀ متوسط شهری، مایل به ادامه سیاست رفرم و اصلاحات هست و یا آن را به کناری پرتاب کرده است؟ اگر پاسخ آری باشد، در این صورت، بطور منطقی، جهت گیری آراء ریخته شده به صندوق ها، به سمت ادامۀ اصلاح طلبی خواهد بود. اگر این سوال پاسخ خیر می گیرد، در این صورت باید گفت طبقۀ متوسط دچار آنارشیسم، سرگیجه، و شرایط عدم تشخیص منافع خود گردیده و نمی داند چه کند. اما یک چنین ادعایی، از نقطه نظر سیاسی و جامعه شناسانه، اصلا ساده نیست. اگر طبقۀ متوسط، یعنی نیروی اصلی پارلمانتاریسم، از رفرم نا امید شود، دراین صورت این به معنی امید او و یا اطمینان او، به و قوع قریب ا لوقوع یک انقلاب در ایران است. انقلابی که خود او، در رأس آن نخواهد بود. بعید است و جود خطر یک انقلاب، بورژوازی را به انفعال، نشستن در خانه و نرفتن به پای صندوق های رأی، سوق دهد. بورژوازی ایران با همۀ جناحهای کوچک و بزرگ آن، از انقلاب بهمن به این طرف، به چیزی جز جلوگیری از یک انقلاب فکر نمی کنند. شاد باشید.
شبح گرامی با معذرت از تو و دوستان نظر به اهميت خبر ميخواهم اين پست کوتاه خود را اينجا بگذارم . نانا اکبر گنجي اکبر گنجي مرد بزرگيست که تساهل و تامل را با اين پايمردي اين مرد بزرگ بايد براي تمامي فرزندان آزاده
سياوش، ای استاد سوتی ! من مدتها بود که به دنبال تو ميگشتم ! من عاشق سوتی های جالبت هستم. آخرين فتوی (سوتی) امام سياوش (ره): "گفته شده ايوزيسيون نه مخالفين" !!!!!! دوستان توجه داشته باشند که از این به بعد "اپوزیسیون" به معنای "مخالفین" نیست ! من سعی میکنم که با مولفان فرهنگ لغات انگلیسی تماس بگیرم و از آنها درخواست کنم که که معنی کلمه "Opposition" را هر چه زودتر عوض کنند و بگذارند "سلطنت طلبها !!" سیاوش ! ای خدای سوتی ! باز هم بنویس ! مشتاقانه منتظر سوتی های بعدیت هستیم.
نانای عزیز، این سیاوش دو سال پیش با افتضاح از بلاگ خاکستری فرار کرد. این قدر اونجا سوتی داد که تا دو سال پیداش نشد. اونجا هم وقتی که فحاشی یک بسیجی حذف شد ایشان پیراهن عثمان علم کردند که "وای حسین را کشتند !" حواست جمع باشد که بهانه به این مزدوران ندهی. بزار حرفشان را بزنند تا ما بدون سوژه نمانیم. اینجا حق با سیاوش است. اگر قرار است ما آزاداندیشان با یک پیغام سفسطه ای گمراه شویم، مقصر خودمان هستیم نه اون گوشکوب که حرفش نه سر داره و نه ته.
آقای مغیثی، ممنون از تذکر شما. منهم به همین نتیجه رسیدم. اين بابا همان طور که گفتم شديداْ به سفسطه و ک. شعر گويی مبتلاست. از خدا طلب شفايش را داريم. از شبح گرامی هم درخواست ميکنم که به ايشان حق اظهار نظر ! بدهد. اثر گفته های احمقانه از سوی یک مزدور رژیم به مراتب اثرش (در بی آبرویی رژیم) از افشای ما بیشتر است. فکر کنم نظر دکتر هم همین است (که برویش نیاوریم).
جناب "دوست ساده لوح" از یک طرف میگویید: "منفعت رای ندادن چیست ؟" از یک طرف دیگر میگویید: "من مطلقاً رای نمیدهم" هر وقت, وقت کردید تکلیف خودتان و ما را روشن کنید ؟! چرا رای نمیدهید ؟ در مثال جالب خودتان فرض کرده اید "قبل از تن دادن به تنفروشی فرار میکنم ! در همین حال سعی میکنم کتک نخورم و نان بگیرم !" نمیشود هم خر را خواست و هم خرما را ! اگر قراره "از دست دیو کتک نخورید و در عوض نان بگیرید" باید به "خواسته" او عمل کنید. ما هم همین را میگوییم. اگر احتیاج به نان رژیم دارید, حتماً رای بدهید ! ولی انتظار شرافت نداشته باشید. نان دیو ننگ (تن فروشی) است.
سياوش گرامی اين آخرين پيامی است که در رابطه با سعيد ممتيک ميگذارم چون مطلقا در دام او نخواهم افتاد که مباحث منحرف شود !!!!!!! من ميدانم که در کشورهای متمدن جهان و حتی کشورهائی که قانون کمی کارکرد !! دارد اپوزيسيون به معنی مخالف نيست بلکه به معنی رقيب است
نانای عزيز!(47)
امين عزيز!(48)
nanaي عزيز سلام! حتمن شنيدي كه ميگن نماز يك يايه دين مبين اسلامه كه ميتونه با يك باد شكم بشكنه. حالا اين دمكراسي و گفتوگوي سالم من، شما و ديگران در اين صفحه نظرخواهيست كه ميتونه با يك و دو كامنت آقاي Saeed به انحراف كشيده بشه و بايد ياك بشه. نه دوست عزيز استدلال شما كمي ميلنگه. يك بار ديگه بخون اين جمله را"(مثلا فرض كنيد ۵٪، نه ۱۰٪ نه ۱۵٪ سگخور! حالا هنر كمپ آندرداگ يا به اصطلاح اپوزيسيون، )". گفته شده ايوزيسيون نه مخالفين. مخالف بودن با رژيم جمهوري اسلامي به معناي قرار داشتن و گرفتن در دايره ايوزيسيون نيست.
سعيد گرامی!(46)
سعيد عزيز، من آن ۱۸ دليل را خواندم ولی نه به صورت نقادانه و دقيق، چون بيشتر بنظرم دلايل احساسی میآمد و نه منطقی. شايد لازم باشد يک بار ديگر آن دلايل را با دقت بيشتری بخوانم. اما من سعی کردهام در نوشتهی امروز صفبندی واقعی انتخابات را از ديدگاه خودم نشان بدهم که شايد بتواند افرادی را که هنوز مردد هستند در مشخص کردن جايگاهشان کمک کند. سعی کردهام نه استدلالی عليه شرکت در انتخابات داشته باشم و نه استدلالی بنفع آن، فقط توضيح دادهام که شرکت در انتخابات چه معنايی دارد.
شبح گرامی اين سعيد ممتيک باز هم خود را به اينجا رساند و هذيانهای تب و شيمی تراپی !!!! (مثلا فرض كنيد ۵٪، نه ۱۰٪ نه ۱۵٪ سگخور! حالا هنر كمپ آندرداگ يا به اصطلاح اپوزيسيون، ) او مخالفان اين رژيم را پنج درصد و يا ده درصد يا پانزده درصد مردم ايران ميداند !!!!!!! و با حقه بازی جمله خود را نوعی مينويسد که اگر مورد سخن قرار گرفت اين درصدهای ناشی از تب و هذيان خود را به موافقان اين رژيم نسبت دهد !!!!! مانند تمامی آخوندهای مکار .
در ضمن لازم به زحمت نيست؛ بفرمائید اینهم لیست دلایل که شخصا بدنبالش بودم: http://alpr.30morgh.org/for_drmoeen.pdf
امين: /تيغ استدلالمان را از جانب کسانی که تصميم خود را گرفتهاند بگردانيم و سعی کنيم کسانی را که هنوز ترديد دارند به شرکت نکردن در انتخابات دعوت کنيم./ شبح: /بايد ديگر نگاه خود را از حکومت اين که آقا چی ميگه و خانم چکار ميکنم برداريم و به فکر خودمون باشيم ببينيم چه کار ميتونيم بکنيم./ من دقيقا با هر دوي اين پيشنهادات موافقم؛ و معناي آماري و در همانحال جامعه شناسانه اين وقوفشان عبارتست از: در هر جامعه تعداد آنها كه قاطعانه از وضع موجود و قدرت مستقر آنهم آگاهانه و مبرهن و منفعت طلبانه دفاع ميكنند و آنها كه دقيقا در مقابل آنها و بقول انگليش جماعت نقش آندرداگ را بازي ميكنند بسيار كم است؛ اقلّيتند. مثلا فرض كنيد ۵٪، نه ۱۰٪ نه ۱۵٪ سگخور! حالا هنر كمپ آندرداگ يا به اصطلاح اپوزيسيون، كه متاسّفانه ضعف و فتورش بنوبه خود داستانيست هزار و يك شب از بيان دلايل و علل، اينه كه درين وسط ارتش همين ارتش گيج و منگ ( نظير انيون و كاتيونهائي كه هنوز در محلول الكتروليتي همچنان ويلان و سرگردان در ميان قطبين ثابت مثبت و منفي حيرانند و به اصطلاح در پاي الكترودهاي مربوطه دچار رسوب نشده اند.) موجود را به اردوگاه خود دعوت و مهمان كند. اين همان عصاره پيامي دلسوزانه و مجرّبانه بود كه فكر كنم خرس مهربان چندي پيش در حين آن كشماكشهاي بيخردانه درباره اميد و الپر درينجا بيان داشت و متاسّفانه نورش به ذهن كسي هم نرفت. حالا از شعار و حرف گذشته و اصولا از محاق جذبه اين رژيم الّله بختكي و خيمه شب بازيهايش كه بگذريم؛ اصولا يكي از پيشنهادهاي روششناسانه من بخصوص به شخص شبح و در كل به شما طيف چپ اينه كه بيائيد و همان اشتباه نسل گذشته چپ جماعت را در بي اعتنائي به امثال دكتر شريعتي و آية اللّه مطهري و علّامه طباطبائي نكنيد كه با غفلت از گفتمانهايشان با مردمان اين كشور يهو وقتي از خواب سكري و گران بلند شويد كه اگر با خميني، محصول كارخانه ممتيكي آنها، همراه نشين انگاري كه در كنار امپرياليستها و هم پياله با آنها نسبت به يكي از با شكوه ترين انقلابهاي مردمي قرن بيستم خيانت ورزيده ايد!!! احساس گناه كاذب!!! منظورم اينه كه پتانسيلهاي روشنفكران ديني امروز برهبري دكتر سروش و منتظري و سيستاني و گنجي و ... كه تمام همّتشان را بر روي پروژه سكولاريزاسيون و يا احياي عقل نقدي و متحوّل معتزلي يا انطباق دموكراسي با فرهنگ و دين فعلي مسلمين گذارده اند را دست كم نگيريد تا باز وقتي نوبت به تحوّل اوضاع ناشي/حاصل از چنان گفتمانهائي رسيد آنوقت باز منفعلانه و صرفا واسه عقب نماندن از قافله تغييرات اشخاص و امور و روندهائي را موجّه بدانيد و تائيد كنيد كه آخر و عاقبتش بجز روسياهي و پشيماني هيچ نباشد. سراغ تائيد و تكذيب شخصيت و گذشته و آينده اين افراد رفتن هم هيچ نفعي بجز اتلاف وقت واستون نداره؛ بلكه مناسبتره كه آثارشان و تبعا تاثير آنها را بر اوضاع بطور فعلي/پراگماتيك جامعه مان، هر چند كم، بسنجيد؛ مگر مجله تايم نيامد نوشته كه امسال سروش يكي از ۱۰۰ نفر ذينفوذترين افراد است در جهان؟! خوب چرا؟! اينهمه را از آنرو نوشتم تا بلكه بتوانيد در مقام گفتمان با اين روشنفكران در روند تغييراتي كه در مي اندازند دخالت بكنيد تا قبل ازينكه دير/نوشدارو پس از مرگ سهراب بشه. هرگونه تلاش شما از براي تغيير امور در همان ايران آنهم بدون توجّه به تنازع و رقابت و همكاري عمده تمدّنهاي ليست شده توسّط هانتينگتون بيهوده است. چرا كه ديناميسم و توانائيهاي موجود در هر يك از آن موارد برشمرده شده نسبتا نامحدود و نامعلوم است و تبعا سرنوشت كاسموتيك شما/همگي مان وابسته و آويزان بدانها! در خاورميانه وظيفه روشنفكرانه و مسئولانه و مبرم و مردمي چپ شركت فعّال است در گفتمان روشنفكران مسلمان و يا حدّاقل تعقيب معرفتشناسانه آنها!
\"جمهوري اسلامي در سركوب مردم خوزستان از خود تازه ضعف نشان داده است ما بوديم حق اشان را كف دستشان مي گذاشتيم.\" اين عين جمله هاي اپوزيسيون راست سلطنت طلب و مشروطه خواه و ديگر قماش از اين نوع است. همين هايي كه الان مردم را به خانه هاي براي روز انتخابات سوق مي دهند. و با انتخابات ناميدن به اين بساط مفتضح آنرا هم تحريم مي كنند و مردم را به خانه نشيني سوق مي دهند. در بحران سياسي حكومتي امروز قرار است چه چيزي اتفاق بيافتد؟ آيا امريكا با سالي يكبار از دهن رهبر جمهوري اسلامي يك غري زدن به او قانع مي شود و اين جمهوري اسلامي را كه از كم خرج ترين جمهوري هاي اسلامي برايش بوده تحمل مي كند يا با موشك هاي كروز و بمب اتمي دنبال جمهوري اسلامي از نوع عراق و افغانستان و پاكستان امريكايي خالص خواهد بود. خودمان مي دانيم كه انقلاب مخملي در ايران بعيد بنظرمي آيد. ولي با اين فراخوان خانه نشيني چه دسيسه اي را در سر دارند؟! شمال شهري ها و شهروند هاي دست به دهنشان رسيده آن جامعه شايد مكثي كنند روي اين فراخوان ها! ولي آيا براي كارگر و مردم زحمتكش كه اكثريت مردم ايران را تشكيل مي دهند چنين امكاني ميسر است؟ كدام منافع حقير ي را از اين جمهوري نكبت 26 ساله انتظار داشته باشند كه يا به سر صندوق هاي راي بروند و يا لج كنند و خانه نشين شوند و انتظار بكشند كه حكومتي ها خودشان دلشان برحم بيايد و دستي به سر اين بچه هاي خوب خودش بكشد. آيا مردم هيچ كدام از اين دو كار را خواهند كرد يا در آنروز مثل همه روز هاي ديگر بيرون مي زنند تا معاش همان روز را بدست آورند و اگر هم راهي براي اين نبود به هر صفي از اعتراضات بپيوندند و تف كنند به اين مضحكه اي كه جانشان را به لب رسانده است! اگر نكنند از ترس عاقبت آن است. مردم خوزستان همين كار را كردند 50 كشته دادند و الان 1000 نفر اشان در زندان ها هستند. اينرا هم با دسيسه انجام دادند كه اينها عرب هاي جدايي طلب اند. بين مردم تفرقه انداختند تا سركوب اشان صداي اعتراض كسي را بلند نكند. مردم خوزستان قيام شهري كردند هماني كه در خاتون آباد و شهر بابك و ممسني و فريدون كنار و همين الان در عسلويه و ديگر شهر هاي ايران امكان بوجود آمدن اش هر لحظه هست. اگر اين ها را بهم بپيونديم و يك جا بخاطر همين انتخابات اين قيام هاي شهري صورت بگيرد رژيمي ديگر باقي نمي ماند. كافي است در دو سه شهر بزرگ ايران در همين انتخابات قيام شهري از نوع خوزستان رخ دهد. شهر هاي ديگر مي پيوندند. كار رژيم تمام است. حكومت اينرا به همان اندازه مردم خوب مي داند كه در چنين صورتي كارش تمام است و آنرا بسيار محتمل مي داند. تنها اين بهانه براي اين يكجا بلند شدن است كه مردم منتظر اش اند. همه راست ها ديگر از اپوزيسيون در آمده اند به يارش جمهوري اسلامي هشدار مي دهند كه ضعف نشان ندهد و خوب سركوب كند. آنها هم تا مي توانند دست مردم را از پشت مي گيرند كه حي مشت بخورند تا ناك اوت شوند. ما چكار قرار است بكنيم؟ نيروي مردم و رهبرانشان چه كاري از دستشان بر مي آيد؟ سوال همين جاست! نبايد ما چنين موقعيت ها را پيشبيني كنيم و برايش آمادگي داشته باشيم؟ نبايد ما نيرو هاي راستي كه تا همين چندي پيش بعنوان سرنگون طلب خود را در مردم جا كرده اند افشا كنيم؟ و بگوييم كه اينها در كنار جمهوري اسلامي دستشان به خون مردم خوزستان آغشته است؟! هنوز بايد اين حقيقت را كتمان كنيم كه اينها نه دوستان مردم بلكه با ضعف جمهوري اسلامي در سركوب آنها بيشتر و بيشتر بطرف دشمنان امروزي اشان تبديل مي شوند؟! نيرو هاي راست سلطنت طلب و مشروطه خواه و ملي مذهبي هاي رنگارنگ جبهه ملي و توده اكثريتي .... همه در اين دشمني با مردم شريك اند. نبايد دقيقه اي مكث كرد. بايد همه اينها را افشا كرد. انقلاب از كنار زدن دشمنان امروزي مردم كه با شكل و شمايل گوناگون ظاهر مي شوند و مردم را در اين انتخابات به خانه ها سوق مي دهند شكل مي گيرد. راهي ديگري غير از راه مردم خوزستان نداريم. در اين انتخابات دشمنان رنگارنگ مردم كه خون مردم خوزستان هنوز از روي دستانشان پاك نشده بايد تقاص آن جنايت را پس بدهند! ما بايد اينرا ثابت كنيم كه حق با مردم است! حق با ماست!
اکبر جان!(41)
سلام.وبلاگ گفت و شنود سه نشل به شما لينك داده است.www.azarbad.blogfa.com
فرمان خامنه ای در مورد تصحیح نظر شورای نگهبان، حکم حکومتی نیست. برای اینکه حکم حکومتی، طبق قانون اساسی خود رژیم، شامل چنین مواردی نمی شود. شرایط خلع بنی صدر، شرایط دیگری است.
حميد جان!(39)
جاندار و خواندني بود...اما ايا اين امكان وجود ندارد كه وي (در صورت صادق بودن) با نقد تند و صريح آنچه در عرض 24 ساعت رخ داد حضور خود در انتخابات را كه حالا تاييد آقا!!! را هم دارد به رفراندمي فرگير براي اصلاح ساختاري قانون تبديل كند؟ مخلص شما /حميد
آرمان عزيز!
شماره هفت عزيز!(14)
آرمان عزیز ۳۱
dooste sade loh
کسیکه در انتخابات شرکت کنه ( خیلی ببخشید) اول از همه به شعور خودش توهین کرده حالا به هر کی میخواد رای بده یا سفید بندازه _ یعنی این بار خفت ولایت فقیه ، شورای نگهبان و ... رو تایید میکنه . اصلا مصطفی معین کجا اصلاح طلبه؟ بیاید این انتخابات تحقیر آمیز رو تحریم کنین .
آقای آرمان
جناب "دوست ساده لوح", ببخشید یک چیز یادم رفت. فرمودید: "اگر اين به اصطلاح پدر دخترانش رو به خودفروشی دعوت کرد دختری که کتک نخورده (و خود فروشی کرده) نای بيشتری داره که فرار کنه تا کسی که هميشه کتک خورده!" من از اين جمله نتيجه گرفتم در شرایط مثال فوق, شما برای فرار آینده (!) از زير ظلم پدر، حاظر به تن فروشی هستيد. درست ميگم ؟ البته قبلاْ گفتم که شما به حفظ و یا فروش شرافت خود مختاريد ولی ترا بخدا دست از سر بقيه بر داريد. نتیجه بعدی اینکه خود شما هم معترف هستید که رای دادن قبول خفت و خواری است. خوب این همون چیزیه که ما سعی داریم بگیم !
جناب سعید بسیجي، خودت هم فهمیدی چه گفتی ؟! اصلاً حرف حسابت چیه ؟ خلاصه رای بدهیم ؟ ندهیم ؟ خامنه ای خوبه ؟ بَده ؟ دیکتاتوری خوبه ؟ بده ؟ فکر کنم شدیداً به مرض سفسطه مبتلا هستی. مرد حسابی ! یک جمله بگو که سر و تهش مشخص باشه جوابش را بدهیم. اصلاً مرامت چیه ؟ از هر گوشه یک جمله ای را گرفتی به هم دیگه چسبوندی بدون آنکه توجه به رابطه منطقی و مفهومی اون جملات کنی. کلاس "چگونه فارسی بنویسم" اطرافتان نیست ؟
"دوست ساده لوح" گرامی، اگر رای دادن شما و قبول خفت موقتی است و بعداْ انشاءالله خیال فرار از اين "خفت" را داريد ! بشما توصيه ميکنم حتماْ رای بدهيد ! به شرط آنکه قول بدهید روزی (!) از این خفت رهایی یابید (البته با این طبع پست و بدبینی شما من چشمم آب نمیخوره) ولی خواهش میکنم ديگرانی را که مدتهاست از خفت رژيم به در آمده اند و ميخواهند نان حلال خورده و شرافت انسانی خود را محفوظ بدارند به زیر چادر ننگ خود دعوت نکنید. راستی انشاءلله کی قراره از زير اين منت فرار کنيد ؟ بعد از ۸ سال ديگر ؟! خاتمی بستان نبود ؟ > "لياقتمون هم بهتر از اين نيست" فکر ميکنيد علت این خفت صراحت گفتار من است و یا بی غیرتی شما در قبول خفت و از آن بدتر تجویز آن برای دیگران ؟! عجب ! پس حالا حرف شما اینه که "الان رای بدهید (چونکه رژیم به اون محتاجه) بعداً ایشاالله فرار میکنید ؟ (حتما مهدی میاد !)" فکر نمیکنید شما ملت را خر فرض کرده اید ؟ عجب منطق تابلویی ؟! کم کم دارم به این نتیجه میرسم که جنابعالی تلبیغ کن حرفه ای رژیم هستید. ولی تروبخدا یکم منطقی باشید. اینجوری که مردم را دعوت نمیکنند ! لااقل یک چیز بگویید که ما نخندیم. موفق باشید
آمدن معين يعنی اتمام حجت بر تثبيت شدن حکم حکومتی و خدشه پذيرفتن اصل تفکيکی قوا. با هزاران انکاري که در باب بودن حکم حکومتی اين آقايان اصلاح طلب می کنند٫ آمدن معين فراتر از هر اعلام نظری٫ تاييدی است بر نافذ و ضروری بودن حکم حکومتی. تا به امروز حکم حکومتی که از مجلس ششم سر درآورد در هوا معلق بود اما با طرح امروزش یاد باید فاتحه اش را بخوانیم و به زباله بیندازیم یا اینکه آقای معین مهر نازنین اش را در زیر آن مرقوم فرمایند و بماند. یادمان باشد ننگ برگزاری مجلس فرمایش هفتم در کارنامه دولت اصلاح طلب خواهد ماند و اگر معین عزمش را در گام اول بر برچیدن این بدعت جزم نکند خود در ادامه تثبیت کننده آن خواهد بود بی آنکه خود بخواهد.
امين گرامی به نکته بسيار مهمی اشاره کرده ای با تو کاملا موافقم اگرچه خود من بسيار راجع به خبرهای امريکا نوشته ام ولی در تمامی آنها اعلام کرده ام که امريکا به ايران حمله نخواهد کرد او هر کاری که بتواند ميکند ولی مطلقا به ايران حمله نخواهد کرد لقمه ايران را بسيار گنده ميداند و در شرايطی که اکنون هست خود را قادر به هضم آن نمی بيند . ولی اين مردمی که من ميبينم آماده هر کاری هستند تنها جرقه ای زده شود !!!!!! زيرا اين مردم نه با توجيه کنندگان نه با رژيم دیگر کاری نداردزين پس تنها به مردانی از ميان خود اعتماد ميکند و بس .
شبح عزيز اگرچه برای تشکر کمی دير شده ولی از لطفات در لينک دادن به من بسيار متشکرم.
پست ۲۵ از آن من بود!
شبح خوشفكر، درين مقطع زماني و بحراني اگر ميخواهي بيشترين نفوذ ممتيكي را بر روي تصميم افراد به رآي ندادن/تحريم داشته باشي سعي كن از بيان اينطور نتايج بيحاصل و منطقا خودشكنانه آنهم مسامحانه و عمدا حدّاقل فعلا درگذري:
تحریم انتخابات همراه با مبارزه برای مطالبات کارگری
سلام. شبح عزيز تمام اين تفاسير رو همه بارها شنيديم. به هر حال من هم به شخصه ممکنه يک موقعی نتونم خودم رو راضی کنم که رای بدم. برای مثال اگر معين نيايد قطعا رای نمی دم. اما اگر رای ندم مطمئنا به اين دليله که می گم ديگه هرکی می خواد بياد بياد، نه به این دلیل که فکر کنم از این طریق اتفاق خاصی می افته. هر کی توی وب هر چه قدر هم تلاش کند باز هم 40 50 درصد مردم امثال مش عباس که توی ابرقو زمین شخم می زنه هستند که رای می دن. گرچه من به شخصه واقعا الان از سوختن بیشتر فرصتهای کشور و شاید حمله آمریکا هم واقعا می ترسم.
چکیده و تفسیر نیکویی بود.
تحليل قشنگي بود. ازت ممنونم شبح جان!
تحليل قشنگي بود. ازت ممنونم شبح جان!!
تحليل قشنگي بود. ازت ممنونم شبح جان!!
آقای آرمان:
خانم محترم جناب "دوست ساده لوح", 15 سوال: اگر اين به اصلاح "پدر"، دخترانش را وادار به خود فروشی کرد، تکليف چيست ؟ آيا هنوز هم معتقد به سازش و قبول خفت هستيد ؟ سوال ديگر: تفاوت انسان با شرف و آزاده با يک سگ سربزير که اگر توی سرش بزنی فقط زوزه ميکند، چيست ؟ شايد شما و خواهرتان به امید اندکی نان تن به زندگی خوار در زير ظلم و ستم داده ايد و طبق همين تجربه گرانقدر، آن "خواری و ذلت" را هم نسبت به حکومت گسترش داده ايد (که البته اين انتخاب خودتان است) ولی دعوت بقيه به "شريک شدن" در اين خواری، کمال گستاخی است و حکایت از عدم شناخت شما از ارزشهای انسانی دارد که خود ناشی از عدم بلوغ فکری میباشد. انشاءالله وقتی که بزرگتر شديد از اين نظر بچگانه خود شرمنده خواهيد شد. تا آنموقع توصیه میکنم ارزش انسان بودن خود را بدانید. موفق باشید
انجمن جوانان آزاديخواه در روز ۲۷ خرداد در تهران اعلام تظاهرات کرده. http://www.azadikhah.com/index.php
شبح عزيز٬ ممنون از اينکه جوابم رو دادی. من باز هم قانع نشدم. متاسفانه من هيچ آينده درخشانی برای ايران نمی بينم. فرض کنيم که مردم انتخابات رو تحريم کردند و جمهوری اسلامی مشروعيتش رو از دست داد. مگر الان خيلی مشروعيت دارند؟
شبح عزيز٬ ممنون از اينکه جوابم رو دادی. من باز هم قانع نشدم. متاسفانه من هيچ آينده درخشانی برای ايران نمی بينم. فرض کنيم که مردم انتخابات رو تحريم کردند و جمهوری اسلامی مشروعيتش رو از دست داد. مگر الان خيلی مشروعيت دارند؟
سلام جناب شبح
شبح عزیز چون میدانم به اصولف فقه خیلی علاقه مندید عرض می کنم در این باره یک درس اصول فقه کوچک نوشته ام.جهت اطلاع.
دوستان کشوری کوچک ملتی عاقل . نانا
شبح گرامی ۸ ای کاش تنها ثروت ملت ايران را بالا کشيده بودند
من ميخواستم بيام اینجا سوال کنم که "چرا اینقدر کیهان معین را تشویق به آمدن میکنه ؟" دیدم شما قبلاً جوابش را دادید ! خوب تکلیف معین هم رهبر مشخص کرد. "یا برو بیرون و شرافتت را محفوظ بدار و یا بمان و نوکر ما باش". خانم گیسو میگوید "سر در نمیارم !" من تعجب میکنم که از این "تابلو" تر دیگر چیست ؟ خامنه ای گربه را دم در حجله کشت و من واقعاً از او متشکرم که ملت را 8 سال سر کار نگذاشت و همان اول تکلیف معین را مشخص کرد. یک آقایی بدون نامی (شماره 7) هم سوال تکراری کرده که "فایده انتخاب بدتر با عدم رای ما چیست ؟" دوست ساده لوحم ! شما اول ثابت کن که احمدی نژاد و یا هر تدارکاتچی دیگری از معین "بدتر" است بعد نتیجه بگیر که باید بری رای بدی و به نظام دیکتاتوری مشروعیت ببخشی. گوشکوبی مثل احمدی نژاد با کمال صداقت نوکری خود را به نظام دیکتاتوری اعلام میکند و صراحتاً میگوید که "ما برای دمکراسی انقلاب نکردیم !" اگر گفتیم استقلال "آزادی" جمهوری اسلامی منظورمان از "آزادی" فقط "آزادی از سلطنت" بود. بعدش هم با کمال مردانگی به ملت هیچ "وعده" ای نمیدهد الا وعده ادامه خط رهبری. خوب معین چی ؟ دورویانه وعده میدهد: "ما پی دمکراسی هستیم و من زیر بار حکم حکومتی نمیروم" بعدش هم شما بعد از 8 سال متوجه میشوی که او هم مثل خاتمی نه تنها ملت را فریب داده بلکه عمر ملت را هم تلف کرده و در عمل همان نوکر خامنه ای و برده ولایت وقیح بوده. دمکراسی هم شعاری بیش نبوده چرا که او مرد عمل نبوده است. خوب حالا شما بگو کدام "بدتره" ؟ اگر بتوانی به این سوال جواب بدهی خودت هم جواب سوال اولت را خواهی گرفت که "رای ندادن فایده اش چیست؟" --------- خیلی جالب است. زمانی که اکثر بلاگ ها در روز بسرعت بروز میشوند و افشا گری میکنند, روباه صفتانی که اعتقاد به اصلاح نظام از درون داشتند با حکم حکومتی گیج شده اند و نمیدانند چه غلطی بکنند ! و چطور این جام زهر را بنوشند. نمونه اش سایت م. بهنود است که سکوت کرده ببینه معین چی میکنه و بعدش اونهم یکجور توجیه کنه ! واقعا که به خامنه ای باید آفرین گفت.
دوست بینام عزيز!(7) مثل اين ميمونه که تو 100 تومن از کسی بخواهی و اون حاضر بشه 2 تومنشو بهت بده به شرط... بعد يکی بگه خب اگه اين 2 تومن را نگيری خب کی چی 2 تومن رو بگيری که بهتر از اينه که هيچی نگيری...
با همه حرفها موافقم٬ ولی چيزی که هنوز نفهميدم اينه که با تحريم انتخابات و روی کار اومدن *بدتر* ما چه سودی می کنيم؟
من که زياد از اين سياست بازی ها سر در نمیارم و فقط ميدونم هر کس که ميره رای ميده چه به معين و چه به ديگران به جمهوری اسلامی آری گفته...
سلام ... نقل قولی از آقای دکتر معين :
شبح جان احسنت.
نکته های خوبی را مطرح کرده بودی ولی متاسفانه اکثرا اساسی ترین نکته ای که در این حکم حکومتی نهفته است را فراموش می کنند.
من ميگم اين دکتر معين از شورای انقلاب فرهنگی هميشه ميناليد که غير قانونی هست و بايد برچيده شه. من ميگم حالا خوش خدمتی کنه قدم بر ديدگان ما بزاره تشريف بياره رای نياورد٬ نياورد ديگه!! همه قرار نيست رای بيارند که. اقايان برای اين گرم کردن تنور لطفا کنند بعدش دکتر معين را بکنند رئيس همون شورای انقلاب فرهنگی چه طوره؟
اول |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1273
تعداد نظرات: 56349 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: january 16, 2007 08:53 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||