یکشنبه، 1 خردادماه 1384 | May 22, 2005

در ستايش شراب

گفتم به خيام‌خوانی نيشينم تا غم ايام از ياد برم نوروزنامه تورق کردم که به فصلی در منفعت شراب رسيدم گفتم شما را هم در اين باده‌گساری شريک کنم که به قول خيام شراب "بخيل را سخی" کند ما که شراب ناخورده سخی‌ايم!
حکايت اندر منفعت شراب[1]
sharab_wine.jpg
دانايان طب چنين گفته‌اند چون جالينوس و سقراط و بقراط و بوعلی سينا و محمدزکريا که هيچ‌چيز در تن مردم نافع‌تر از شراب نيست، خاصه شراب انگوری تلخ و صافی و خاصيت‌اش آن است که غم را ببرد و دل را خرم کند و تن را فربه کند و طعم‌های غليظ را بگدازد و گونه‌ی رو سرخ کند و پوست تن را تازه و روشن گرداند و فهم و خاطر را تيز کند و بخيل را سخی و بددل را دلير کند و خورنده‌ی شراب را بيماری کم کند و اغلب تن‌درست باشد...
و گروهی زيرکان شراب را محک مرد خوانده‌اند و گروهی ناقد عقل و گروهی صراف دانش و گروهی معيار هنر و بزرگان شراب را صابون‌الهم خوانده‌اند و گروهی مفرح‌الغم و هر که پنچ قدح شراب ناب بخورد آنچه اندر او است از نيک و بد از او سر آيد و گوهر خويش پديد کند و بيگانه را دوست گرداند و اندر دوستی بيفزايد و اگر خود او را همين خاصيت است که دوستان را به هم بنشاند بسيار است...
و در بهشت نعمت بسيار است و شراب به‌ترين نعمت‌های بهشت است و اگر نبودی ]ايزد آن را[ به خود مخصوص نکردی هر چند نعمت‌های دو جهانی به تقدير و ارادت اوست چنانک در محکم کتاب خود ياد فرموده است که وسقيهم ربهم شرابا طهورا و ديگر جای می‌فرمايد و منافع للناس و اثمهما اکبر من نفعهما، مردمان را منفعت بسيار است در وی وليکن بزه او از نفع بيشتر است.
خردمند بايد که چنان خورد که مزه‌ی او بيشتر از بزه بود تا بر او وبال نگردد و اين چنان باشد که با رياضت کردن نفس خود را به جائی رساند که از اول شراب خوردن تا آخر هيچ بدی و ناهم‌واری از او در وجود و گفتار و به کردار الا نيکوئی و خوشی. چون بدين درجه رسد شراب خوردن او را زيبد و فصيلت شراب بسيار است.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] - نوروزنامه، عمر بن ابراهيم خيام نيشابوری، به کوشش علی حصوری، نشر چشمه چاپ دوم ص 83

May 22, 2005 03:05 PM | TrackBack

شهرام 3:46 @ Tue, 25 Oct 05

salam dooste aziz man ye khahesh azatoon daram dooste aziz age behem begid ke araghe khorma albate tarze sakhtesho mamnoon misham eimal www.brentin70@yahoo.com


حيدر 3:14 @ Fri, 27 May 05

من بی می ناب زيستن نتوانم
بی باده کشيد بار تن نتوانم
من بنده ي آن دمم که ساقي گويد
يک جام دگر بگير ومن نتوانم

دوستان عزيز سري بمن بزنيد و نظرتان را بنويسيد سپاسگزار مي شوم . درصورت امکان راهنمايي کنيد . دروغ چرا وقتي ميبنم کسي در نميزنه خسته ميشم.

با ديدارتان اميدوارم کنيد . تازه کارم و خواهان حمايت وراهنمايي دوستان


ardeshir 23:03 @ Tue, 24 May 05

در رابطه با برداشت غير اصولی روشنفکران چپ ايران از مذهب و تاثير فرهنگ اسلامی بر مارکسيست های ايرانی نقل قولی از دفاعيه زنده ياد گلسرخی در دادگاه شاهنشاهی : « ان الحياة عقيدة و جهاد. سخنم را با گفته ای از مولا حسين ، شهيد بزرگ خلق های خاور ميانه آغاز ميکنم . من که يک مارکسيست لنينيست هستم برای نخستين بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسياليسم رسيدم. ... از اسلام سخنم را آغاز کردم. اسلام حقيقی در ايران هميشه دين خود را به جنبش های رهايی بخش ايران پرداخته است..... [و در رابطه با مارکس و حضرت علی ] « نزديکی ها ی بسيار وجود دارد »چنين است که ميتوان در اين تاريخ از مولا علی به عنوان نخستين سوسياليست جهان نام برد و نيز از سلمان پارسی ها و اباذر غفاری ها...... بدين گونه است که در يک جامعه مارکسيستی ، اسلام حقيقی به عنوان يک روبنا قابل توجيه است و ما نيز چنين اسلامی را ، اسلام حسينی را تاييد ميکنيم ... » . و اين حرف ها را مقايسه کنيد با تفکرات روشنفکر برجسته ای مانند روزا لوگزامبورگ که در باره مناسبات با مذهب مينويسد . « مارکسيسم انقلابی .... از آن لحظه ای که روحانيون از منبر به عنوان وسيله ای برای مبارزه سياسی عليه طبقات زحمتکش استفاده کنند ، بايد به جنگ عليه دشمنان حقوق و آزادی خود بروند. زيرا هر کس که از استثمار کنندگان دفاع کند... دشمن مرگبار پرولتاريا است.هر کجا که باشند (مثلا ايران ! پرانتز از من ) چه در لباس پليس ، چه در جبهه روحانيت !


ardeshir 4:57 @ Tue, 24 May 05

در اوايل دوران پهلوی چپ ايرانی بدلايل فرهنگی هيچگاه تمايل شديدی برای تجمع و ديدار رفقا در کافه ها و ميکده ها نشان نمی داد. و اين دقيقا برعکس فرهنگ غرب بود.جرقه بسياری از انقلابات اروپايی از داخل همان ميکده ها زده شد. و حتی نخستين سخنرانی ها و تجمعات نازيستی هم در شرابخانه ها ی مونيخ بود.اما نسل دوم چپ ايرانی تمايل به جنبش چريکی داشتند. چريک های «حرفه ای » بخشا بخاطر دلايل امنيتی و خطر کاهش هشياری و توانايی مقابله نظامی اجازه نوشيدن مشروب را برای خود قائل نبودند. در عين حال روابط جنسی ، تفريح و گردش را هم مغاير انقلابی بودن ميپنداشتند. حتی بعد از انقلاب مثلا رابطه جنسی مهدی سامع از رهبران سازمان فدايی با رفيقی ديگر جنجالی در اقليت بوجود آورد !! [ در حاليکه روابط شخصی حتی چه گوارا ، هرگز به شخصيت واحترام به او تاثيری نگذاشت ]. از طرفی ديگر چپ ايرانی خارج از کشور (در زمان شاه ) بمانند ساير دانشجويان اروپايی و آمريکايی مشکلی با مشروب نداشتند ، اما در عين حال درک آشکاری هم برای مقابله با تفکرات سنتی و مذهبی جامعه نداشتند. و حتی اعمال ارتجائی به آتش زدن ميکده ها و سينما ها در اوايل انقلاب هرگز بطور قاطعانه از سوی روشنفکران محکوم نشد.


jay 3:05 @ Tue, 24 May 05

برای سياهکل عزيز و البته بقیه دوستان

نميدونم به درد توليد مشرو ب بخوره يا نه !
خوش بختانه این ور دنیا که اسلا م حکومت نمیکنه مجبور به تولید مشروب نیسیتم !
http://pialeh.blogspot.com/


شاد باشی
پ. ن
شبح جان من اصلا نميدونستم که چپ هائ ايرونی مشروب خورای نميکنند و يا قبلا مخالف بوده اند ! چه چيز هائ عجيبی آدم ميشنوه !


سیاهکل 14:32 @ Mon, 23 May 05

اگه یکی پیدا بشه گرفتن شراب را از میوه های مختلف یاد بده خیلی خوبه ها !! کسی نیست؟؟


شبح 14:15 @ Mon, 23 May 05

اردشير جان(21)
به نکته‌ی خوب و درستی اشاره کردی...
البته فکر کنم ديگه مدت‌هاست اين مسايل حل شده اما جای نقد تاريخی‌اش خاليه.


ardeshir 4:32 @ Mon, 23 May 05

جای بسی خرسندی است که روشنفکر چپ ايرانی پس از تاخيری صد ساله ، توانسته است بتدريج با مشروبات حرامی آشتی کند و بدون شرمساری و ترس از برچسب «خرده بورژوای ليبرال » از اين نوع توليدات لذت ببرد. نکته قابل توجه در اين است که حتی از هزاران مارکسيست تحصيل کرده ايرانی در خارج کشور[ و کسانی که بعد از انقلاب به ايران آمدند و سازمان هايی از جمله اتحاديه کمونيست ها ، حزب رنجبران ، وحدت کمونيستی ، سهند و ... ] را رهبری کردند ،هيچکدام بطور رسمی عليه سايه منفور تفکرات اسلامی ( مثلا در رابطه با روابط جنسی ، مشروب خواری و ..) بر جنبش چپ ، به نقد و مبارزه برنخواستند.و شايد به طور طنز آميز ميتوان گفت که کم يا بيش « مارکسيسم اسلامی » وجود عينی در فرهنگ چپ ايران داشته است.


شمر 22:34 @ Sun, 22 May 05

شبح جان
اگر خيام دمي به اين عرقهاي ساخت اريک(همسايه ارمني گرامي ما) زده بود و يا دستکم يک همسايه ارمني داشت بي گمان چکامه هايش رنگ و بوي ديگري مي گرفت.
شمر


لرد شارلون 22:33 @ Sun, 22 May 05

راستی یکی از بهترین جاهای دنیا برای خوردن شراب، در پیک نیک کنار منقل جوجه کباب است که جوجه کباب را داغ داغ از سیخ به نیش کشی و به عنوان مزه بخوری! همممم
لرد به این شکم پرستی، خوب احتمالن زیاده، آن چنان هم نوبر نیست!


لرد شارلون 22:27 @ Sun, 22 May 05

من لطفن یک بطر ژنی یوغ. خیلی دوست دارم ببینم چه مزه‏ای است این یکی. از وقتی سقوط کامو را خوانده‏ام در کف‏اش هستم!!
البته با آبرو ریزی این سالیان و از دست رفتن جایگاه سنتی شراب ناب شیراز ( و البته تبدیل خانه‏ها به کارخانه‏های شراب سازی) شراب قرمز بوردو را هم به شدت دوست داریم!


شراب و قزلباشها 21:40 @ Sun, 22 May 05

انسان كامل- شراب و قزلباشها
سؤزوموز

قيزيلباشلارين (تورك علوىلرين-على اللهىلرين-گورانلارين) گيزلين يازىلاريندان:

از نوشته هاى قزلباشها (علويان ترك٫علىاللهىها٫ گورانها):
--------------------------------------------------------------------------------------
آدام٫ ارباب-ى كلام !
آدام٫ اهل-ى عيرفان!
آدام٫ اهل-ى ديل!
آدام اهل-ى دم!
آدام٫ اهل-ى موحيببان!

يالاواج حضرتيميز بويورموشدو: "خورما آغاجلارينين يئميشلريندن و اوزوملريندن ايچكى دوزه لديب گؤزه ل بير آزيق الده ائدين!" دييه! بو آزيغين بير آدى دا "دم"دير. كيمى جانلار (قيزيلباشلار) بونا "آغ يازىلى" دييه رلر. اوجاقلى علوى جانلار دا بونا "على دمى" دييه رلر. يئزيدلر ايسه بو گؤزه ل آزيغى "عرق=آراق" دييه آدلانديرارلار.

هن! آدام دم اهلى! و ده عئينى آدام٫ كئيف اهلى. ذاتن بير آدام هم سؤز اوستاسى٫ هم ارميش-اره نلردن٫ همى ده اوره ك اهلى و ده كئيف اهلى اولدو مو٫ اونا "بوتؤو ار" دييه رلر...

ترجمه:

آدم٫ ارباب كلام !
آدم٫ اهل عرفان!
آدم٫ اهل دل!
آدم اهل دم!
آدم٫ اهل محبان!

حضرت پيغامبرمان فرموده بود كه: " از ميوه هاى درختان خرما و انگور شرابى ساخته روزىاى زيبا بدست آوريد" . يكى از نام هاى اين رزق "دم" است. شمارى از جانها (قزلباشان) به اين رزق " آغ يازىلى" مىگويند. جانان علوى اوجاقلى (اجاقلو) هم آنرا " دم على" مىنامند. حال آنكه يزيديان اين روزى زيبا را "عرق" مىخوانند.

آرى٫ آدم اهل دم و نيز همان آدم اهل كيف است. بواقع اگر انسانى هم ارباب كلام٫ هم اهل عرفان٫ و هم اهل دل و اهل كيف باشد٫ آن انسان٫ انسان كامل است.

گئرچه يه هو !!!!!!


nana 19:46 @ Sun, 22 May 05

حسن آقا جان ۱۵

بابا جان تو که فرانسه بوده ای ديگر چرا اين حرف را ميزنی ؟
البته شايد هم حق داشته باشی چون امثال تو از شراب صداقت و انسانيت مست
طبيعی هستيد .
در ضمن شبح گرامی
اين رفيق ما شکسپير ميگه :
يک پياله شراب به من بدهيد تا تمامی نامهربانی ها را در آن مدفون کنم .
شايد بد نباشد دوستان مبارز جوان هم برنامه ای برای ايجاد تاکستان و شراب گيری و صادر کردن آن به جهان
پس از سقوط اين رژيم بريزند .
اگرچه شراب سازی کار سختی است ولی
کار و لذت توام است .
من يک بار در مراسم صاف کردن و بطری کردن شراب با چندين ملاقه مستی بهشتی کردم
به اميد مستی هائی از اين دست برای تمامی مردم شريف ايران . نانا


خُسن آقا 19:39 @ Sun, 22 May 05

والله دروغ چرا ما هرچی میخوریم دیگه مست هم نمی شیم. انگاری توی شرابها هم امروزه آب قاطی کردن.


ربل 19:05 @ Sun, 22 May 05

ممنونم از بابت فرستادن عکس. اميدوارم که اين شوخی ها کار دستم نده.


neda 18:34 @ Sun, 22 May 05

جاويد پاشين بياين هند بالکن من جون می ده برای کباب درست کردن. و البته مهمون من.


شراگیم 18:31 @ Sun, 22 May 05

سلام شبح جان..مرسی که دورادور جویای حال ما بودی...اما در مورد شراب... هیچوقت با طعم تلخ و گس مشروبات الکلی نتوانستم کنار بیایم...!شماها چطور این زهر ماری را می خورید و به به و چه چه می کنید را نمی فهمم...!


شبح 18:02 @ Sun, 22 May 05

ندا جون!(10)
آبجو با شراب بوردو می‌ارم بالای ديوار خدمت‌تون اما تلوتلو نخوری بيفتی!؟


neda 17:33 @ Sun, 22 May 05

هی آبجوها رو تنها نخورين منم هستم.


شبح 17:02 @ Sun, 22 May 05

فمنيست‌گای عزيز!(8)
آخ آخ آب‌جو که نگو! اما گفتی شراب بردو و داغ دل ما را تازه کردی! هر چند اين ساقی ما شراب‌های مختلفی تو بساطش هست اما خب خوردن شراب تو فرانسه اونم در بوردو ديگه واقعا نوبره.

جاويد جان!(7)
اميدوارم به‌زودی در ايران توی ميدون آزادی يه سفره بندازيم کيلومتری و شراب شيراز بنوشيم و بانگ نوشانوشمون تا عرش بره!
البته زودتر از اون فکر کنم توی يه پاب هم‌ديگه رو تو لندن ببينيم. شيطون رو چی ديدی؟


feministguy 16:39 @ Sun, 22 May 05

‏سلام شبح جان

‏بابا متن که خيلي‌ ادبي‌ بود. به جاويد حق ميدم. به هر حال من کلا زياد اهل شراب نيستم ‏نوشيندي مورد علاقه من آبجو هستش. تنها شرابي‌ که بعضي‌ موقعه ها ميخورم شراب ‏شيراز هستش البته استراليائيش بخاطر شيرين بودنش ولي‌ بهترين شراب زندگيم رو در ‏بوردو فرانسه خوردم يک شراب خانگي‌ کنار جاده


jay 15:56 @ Sun, 22 May 05

نه بابا اينجا تازه ساعت ۱۲ ظهر هست و من مشروبی نحوردم !‌فکر کنم انقدر سنگین و عربی نوشتی من نفهمیدم والا من که فارسی و ادبیاتم عالیه ؟!؟!؟!؟ البته قراره که بارون بند بياد و برم خونه دوستی برای کباب درست کردن تو ی حیاط و البته شراب خواری :-)
راستی يادته قرار بود با هم شراب خوری کنيم ( مهمون من ) من هنوز سر قولم هستم هر کشوری که بگی ميام بجز ايران :-)


شبح 15:51 @ Sun, 22 May 05

مداد سفيد عزيز!(5)
بس حکيمانه بود. پس دم را غنيمت است.

جاويد جان!(2)
خب شراب خورده‌یی که متن را متوجه نمی‌شوی اما به بطن ماجرا پی می‌بری!

والد بمانعلی عزيز (4)
نوش! هر کس که غمی دارد می‌داند شراب چه گوهر گران‌بهایی است چون غم را زائل (برای دل مداد سفيد عزيز با همزه نوشتم.)نمی‌کند در تمامی روح می‌گستراند.


مداد سفید 15:37 @ Sun, 22 May 05

در ضمن خداوندگار شبح، مرد باید که صاحب وقت بود، و صاحب وقت کسی بود که شغل وقت اش نه به اندیشه ی ماضی گذرد، نه به تفکر مستقبل :)...


والد بمانعلی 15:36 @ Sun, 22 May 05

نوش! ناصر خسرو هم چيزی مانند آن نيافته است که غم آدمی به زداید.


شبح 15:34 @ Sun, 22 May 05

مداد سفيد نازنين!(1)
مولوی می‌گه:
می نه در هر سر شر می‌کند
آن‌چنان را آن‌چنان‌تر می‌کند.
و خيام هم که در همين نوشته می‌نويسد:
"پنچ قدح شراب ناب بخورد آنچه اندر او است از نيک و بد از او سر آيد و گوهر خويش پديد کند"
خب کسانی که گوهرشان خباثت است و ضلالت و بلاهت با نوشيدن شراب گوهر خويش نمايان می‌کنند. من و خيام و حافظ و ... ساير تلخ‌نوشان بعد از مستی فقط در می‌فشانيم و مهر می‌ورزيم!
شبح مست‌ ديگه واقعا نوبره!


jay 15:33 @ Sun, 22 May 05

راستش رو بگم معنی بيشتر کلمه هائی که نوشتی رو نفهميدم ! :-( خوبه که برای بیسواد هائی مثل من چند عکس گذاشتی تا بدونیم موضوع چی هست !
ولی شراب نوشيدن رو بسيار دوست دارم و تقربیا هر رو ز حداقل يک گلاس شراب میخورم :-)
چند سالی ميشه که پزشکان به همه توصيه ميکنند که بهمراه با غذا يک گلاس شرب در روز مصرف بشه برای جلو گيری از بيماری قلبی و سرطان های زود رس و ....


مداد سفید 15:27 @ Sun, 22 May 05

پس چرا آن دیگر خداوندگارِ فضل و اندیشه، میبدی، گوید "خمر اصل خبایث است و کلید کبایر و تخم ضلالت و اساس بلاهت"؟






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1268
تعداد نظرات: 26857
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: november 9, 2006 12:14 am


از کجا آمده‌اند؟