|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
یکشنبه، 1 خردادماه 1384 | May 22, 2005
● در ستايش شراب
گفتم به خيامخوانی نيشينم تا غم ايام از ياد برم نوروزنامه تورق کردم که به فصلی در منفعت شراب رسيدم گفتم شما را هم در اين بادهگساری شريک کنم که به قول خيام شراب "بخيل را سخی" کند ما که شراب ناخورده سخیايم!
salam dooste aziz man ye khahesh azatoon daram dooste aziz age behem begid ke araghe khorma albate tarze sakhtesho mamnoon misham eimal www.brentin70@yahoo.com
من بی می ناب زيستن نتوانم با ديدارتان اميدوارم کنيد . تازه کارم و خواهان حمايت وراهنمايي دوستان
در رابطه با برداشت غير اصولی روشنفکران چپ ايران از مذهب و تاثير فرهنگ اسلامی بر مارکسيست های ايرانی نقل قولی از دفاعيه زنده ياد گلسرخی در دادگاه شاهنشاهی : « ان الحياة عقيدة و جهاد. سخنم را با گفته ای از مولا حسين ، شهيد بزرگ خلق های خاور ميانه آغاز ميکنم . من که يک مارکسيست لنينيست هستم برای نخستين بار عدالت اجتماعی را در مکتب اسلام جستم و آنگاه به سوسياليسم رسيدم. ... از اسلام سخنم را آغاز کردم. اسلام حقيقی در ايران هميشه دين خود را به جنبش های رهايی بخش ايران پرداخته است..... [و در رابطه با مارکس و حضرت علی ] « نزديکی ها ی بسيار وجود دارد »چنين است که ميتوان در اين تاريخ از مولا علی به عنوان نخستين سوسياليست جهان نام برد و نيز از سلمان پارسی ها و اباذر غفاری ها...... بدين گونه است که در يک جامعه مارکسيستی ، اسلام حقيقی به عنوان يک روبنا قابل توجيه است و ما نيز چنين اسلامی را ، اسلام حسينی را تاييد ميکنيم ... » . و اين حرف ها را مقايسه کنيد با تفکرات روشنفکر برجسته ای مانند روزا لوگزامبورگ که در باره مناسبات با مذهب مينويسد . « مارکسيسم انقلابی .... از آن لحظه ای که روحانيون از منبر به عنوان وسيله ای برای مبارزه سياسی عليه طبقات زحمتکش استفاده کنند ، بايد به جنگ عليه دشمنان حقوق و آزادی خود بروند. زيرا هر کس که از استثمار کنندگان دفاع کند... دشمن مرگبار پرولتاريا است.هر کجا که باشند (مثلا ايران ! پرانتز از من ) چه در لباس پليس ، چه در جبهه روحانيت !
در اوايل دوران پهلوی چپ ايرانی بدلايل فرهنگی هيچگاه تمايل شديدی برای تجمع و ديدار رفقا در کافه ها و ميکده ها نشان نمی داد. و اين دقيقا برعکس فرهنگ غرب بود.جرقه بسياری از انقلابات اروپايی از داخل همان ميکده ها زده شد. و حتی نخستين سخنرانی ها و تجمعات نازيستی هم در شرابخانه ها ی مونيخ بود.اما نسل دوم چپ ايرانی تمايل به جنبش چريکی داشتند. چريک های «حرفه ای » بخشا بخاطر دلايل امنيتی و خطر کاهش هشياری و توانايی مقابله نظامی اجازه نوشيدن مشروب را برای خود قائل نبودند. در عين حال روابط جنسی ، تفريح و گردش را هم مغاير انقلابی بودن ميپنداشتند. حتی بعد از انقلاب مثلا رابطه جنسی مهدی سامع از رهبران سازمان فدايی با رفيقی ديگر جنجالی در اقليت بوجود آورد !! [ در حاليکه روابط شخصی حتی چه گوارا ، هرگز به شخصيت واحترام به او تاثيری نگذاشت ]. از طرفی ديگر چپ ايرانی خارج از کشور (در زمان شاه ) بمانند ساير دانشجويان اروپايی و آمريکايی مشکلی با مشروب نداشتند ، اما در عين حال درک آشکاری هم برای مقابله با تفکرات سنتی و مذهبی جامعه نداشتند. و حتی اعمال ارتجائی به آتش زدن ميکده ها و سينما ها در اوايل انقلاب هرگز بطور قاطعانه از سوی روشنفکران محکوم نشد.
برای سياهکل عزيز و البته بقیه دوستان نميدونم به درد توليد مشرو ب بخوره يا نه !
اگه یکی پیدا بشه گرفتن شراب را از میوه های مختلف یاد بده خیلی خوبه ها !! کسی نیست؟؟
اردشير جان(21)
جای بسی خرسندی است که روشنفکر چپ ايرانی پس از تاخيری صد ساله ، توانسته است بتدريج با مشروبات حرامی آشتی کند و بدون شرمساری و ترس از برچسب «خرده بورژوای ليبرال » از اين نوع توليدات لذت ببرد. نکته قابل توجه در اين است که حتی از هزاران مارکسيست تحصيل کرده ايرانی در خارج کشور[ و کسانی که بعد از انقلاب به ايران آمدند و سازمان هايی از جمله اتحاديه کمونيست ها ، حزب رنجبران ، وحدت کمونيستی ، سهند و ... ] را رهبری کردند ،هيچکدام بطور رسمی عليه سايه منفور تفکرات اسلامی ( مثلا در رابطه با روابط جنسی ، مشروب خواری و ..) بر جنبش چپ ، به نقد و مبارزه برنخواستند.و شايد به طور طنز آميز ميتوان گفت که کم يا بيش « مارکسيسم اسلامی » وجود عينی در فرهنگ چپ ايران داشته است.
شبح جان
راستی یکی از بهترین جاهای دنیا برای خوردن شراب، در پیک نیک کنار منقل جوجه کباب است که جوجه کباب را داغ داغ از سیخ به نیش کشی و به عنوان مزه بخوری! همممم
من لطفن یک بطر ژنی یوغ. خیلی دوست دارم ببینم چه مزهای است این یکی. از وقتی سقوط کامو را خواندهام در کفاش هستم!!
انسان كامل- شراب و قزلباشها قيزيلباشلارين (تورك علوىلرين-على اللهىلرين-گورانلارين) گيزلين يازىلاريندان: يالاواج حضرتيميز بويورموشدو: "خورما آغاجلارينين يئميشلريندن و اوزوملريندن ايچكى دوزه لديب گؤزه ل بير آزيق الده ائدين!" دييه! بو آزيغين بير آدى دا "دم"دير. كيمى جانلار (قيزيلباشلار) بونا "آغ يازىلى" دييه رلر. اوجاقلى علوى جانلار دا بونا "على دمى" دييه رلر. يئزيدلر ايسه بو گؤزه ل آزيغى "عرق=آراق" دييه آدلانديرارلار. هن! آدام دم اهلى! و ده عئينى آدام٫ كئيف اهلى. ذاتن بير آدام هم سؤز اوستاسى٫ هم ارميش-اره نلردن٫ همى ده اوره ك اهلى و ده كئيف اهلى اولدو مو٫ اونا "بوتؤو ار" دييه رلر... ترجمه: آدم٫ ارباب كلام ! حضرت پيغامبرمان فرموده بود كه: " از ميوه هاى درختان خرما و انگور شرابى ساخته روزىاى زيبا بدست آوريد" . يكى از نام هاى اين رزق "دم" است. شمارى از جانها (قزلباشان) به اين رزق " آغ يازىلى" مىگويند. جانان علوى اوجاقلى (اجاقلو) هم آنرا " دم على" مىنامند. حال آنكه يزيديان اين روزى زيبا را "عرق" مىخوانند. آرى٫ آدم اهل دم و نيز همان آدم اهل كيف است. بواقع اگر انسانى هم ارباب كلام٫ هم اهل عرفان٫ و هم اهل دل و اهل كيف باشد٫ آن انسان٫ انسان كامل است. گئرچه يه هو !!!!!!
حسن آقا جان ۱۵ بابا جان تو که فرانسه بوده ای ديگر چرا اين حرف را ميزنی ؟
والله دروغ چرا ما هرچی میخوریم دیگه مست هم نمی شیم. انگاری توی شرابها هم امروزه آب قاطی کردن.
ممنونم از بابت فرستادن عکس. اميدوارم که اين شوخی ها کار دستم نده.
جاويد پاشين بياين هند بالکن من جون می ده برای کباب درست کردن. و البته مهمون من.
سلام شبح جان..مرسی که دورادور جویای حال ما بودی...اما در مورد شراب... هیچوقت با طعم تلخ و گس مشروبات الکلی نتوانستم کنار بیایم...!شماها چطور این زهر ماری را می خورید و به به و چه چه می کنید را نمی فهمم...!
ندا جون!(10)
هی آبجوها رو تنها نخورين منم هستم.
فمنيستگای عزيز!(8) جاويد جان!(7)
سلام شبح جان
نه بابا اينجا تازه ساعت ۱۲ ظهر هست و من مشروبی نحوردم !فکر کنم انقدر سنگین و عربی نوشتی من نفهمیدم والا من که فارسی و ادبیاتم عالیه ؟!؟!؟!؟ البته قراره که بارون بند بياد و برم خونه دوستی برای کباب درست کردن تو ی حیاط و البته شراب خواری :-)
مداد سفيد عزيز!(5) جاويد جان!(2) والد بمانعلی عزيز (4)
در ضمن خداوندگار شبح، مرد باید که صاحب وقت بود، و صاحب وقت کسی بود که شغل وقت اش نه به اندیشه ی ماضی گذرد، نه به تفکر مستقبل :)...
نوش! ناصر خسرو هم چيزی مانند آن نيافته است که غم آدمی به زداید.
مداد سفيد نازنين!(1)
راستش رو بگم معنی بيشتر کلمه هائی که نوشتی رو نفهميدم ! :-( خوبه که برای بیسواد هائی مثل من چند عکس گذاشتی تا بدونیم موضوع چی هست !
پس چرا آن دیگر خداوندگارِ فضل و اندیشه، میبدی، گوید "خمر اصل خبایث است و کلید کبایر و تخم ضلالت و اساس بلاهت"؟ |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1268
تعداد نظرات: 26857 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: november 9, 2006 12:14 am
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||