سه شنبه، 20 اردیبهشتماه 1384 | May 10, 2005

وحدت "آری" اما دروغ گفتن برای وحدت "خير"!

شايد هيچ جمله‌یی در سياست مشهورتر از اين نباشد "هدف وسيله را توجيه می‌کند." اين جمله خلاصه‌ و جوهره‌ی سياست ماکياوليستی است. مهم نيست شما خود را چپ معرفی کنيد يا راست اگر به گرفتن قدرت سياسی به هر قيمتی نظر داشته باشيد ماکياوليست هستيد.
مهم نيست جوان باشيد يا پير، مذهبی باشيد يا لائيک،... راه و روش ماکياوليست‌ها يک‌سان است. دروغ گفتن برای آن‌ها هم هدف است هم استراتژی. اين روش تازه اختراع نشده است هميشه بوده است. برای اين که از تاريخ درس بگيريم نگاهی به گذشته بکنيم و ببينيم چه جريان‌هایی در بين آن‌هایی که خود را از پيروان مارکس می‌دانستند و مذهبی‌هايی که خود را راديکال و مترقی می‌دانستند يا ناسيوناليست‌هايی که خود را وطن‌پرست می‌دانستند... اين شيوه را در انقلاب بهمن به کار بستند و اين بلای مخوف را بر سر مردم آوردند.
در سال 57 و سال‌های پس از آن اين تئوری ماکياوليستی وجود داشت که "ما می‌دانيم خمينی مرتجع است اما عکس او را تا ماه بالا می‌بريم تا شاه را سرنگون کنيم و بعد در بين آن‌ها نفوذ کنيم و قدرت را به دست گيريم" از شما می‌پرسم کسانی که اعتقاد دارند "دين افيون توده‌هاست" و حتما اعتقاد دارند که آخوندها و کشيش‌ها و خاخام‌ها و مغ‌ها... قاچاقچيان مواد مخدر هستند. پس چگونه است که اين قاچاقچيان را مبارزان مردمی و ضدامپرياليست برمی‌شمارند؟
کسانی که "علی" را مظهر درستی و عدل و صداقت می‌دانند چگونه آقای شاهرودی را "آزاده" می‌خوانند؟ و می‌گويند: "آقای شاهرودی بسم‌الله بچه‌های وب‌لاگ‌ستان ياعلی" آيا باور کنيم بعد از مدت‌ها که مجتبا در زندان است و هيچ برای او نکرده‌اند ناگهان خواب‌نما شده‌اند و در آستانه‌ی انتخابات رياست جمهوری به فکر او افتاده‌اند و دارند دست آقای شاهرودی را می‌بوسند تا دوستی را نجات دهند؟
خط فکری اين‌ها مشخص است: دروغ بگوييد با شيطان دست بدهيد تا در قدرت سياسی سهيم شويد. دروغ‌گویی برای اين‌ها استثنایی ناشی از اشتباهی تاکتيکی نيست قاعده‌یی استراتژيک است.
به بازی‌گران کار نداشته باشيم بازی را بشناسيم. هر کس گفت "دروغ" بگوييم تا به فلان هدف برسيم. يا جوان زندانی را وسيله قرار دهيم تا تنور انتخابات‌مان را گرم کنيم يا حزب و دارو دسته‌ی‌مان را مشهور کنيم يا تسبيح بچرخانيم تا بين جوانان مذهبی جا باز کنيم... ماکياوليست است.
اما راه و روش ما چه بايد باشد: "در همه حال راست گفتن." بايد ياد گرفته باشيم که قدرت سياسی اگر آگاهی پشت‌اش نخوابيده باشد سلاح برنده‌یی است که نخست سر خودمان را خواهد بريد. "انقلاب" يا "اصلاح" بدون رشد آگاهی و ترويج حقيقت فاجعه است؛ فاجعه‌یی که ما در همين عمر کوتاه‌مان يک بار انقلاب‌اش را تجربه کرديم يک بار جنبش اصلاح‌طلبانه‌اش را و ديديم که هر دو بن‌بست بود.
آخرين پاراگراف "مانيفست کمونيست" با اين جمله آغاز می‌شود:"کمونيست‌ها از مخفی داشتن آراء و نظرات خود بيزارند." و اين در حالی است که آخرين جمله‌ی پاراگراف قبل‌اش چنين است:" کمونيست‌ها، در همه جا برای وحدت و توافق احزاب دموکرات کشورهای سراسر جهان کوشش می‌کنند."
جمع اين دو حرف اين است: وحدت "آری" اما دروغ گفتن برای وحدت "خير"!

May 10, 2005 04:56 PM | TrackBack

شبح 4:59 @ Fri, 13 May 05

سينه چاک عزيز!(58)
دامن پوشيدن که کار بدی نيست خيلی هم خوب است من هم حاضرم دامن بپوشم و برقص‌ام.
اما دوست عزيز!
اگر يه عده آمدن به بهانه‌ی دل‌سوزی برای کسی و آزادی کسی در حالی که بيش از ده‌ نفر ديگه زندان هستند و حداقل دو نفر زير اعدام هستند و پرونده‌هایی مانند قتل زهرا کاظمی هنوز مفتوح است. شاهرودی را آزاده بخوانند و از او خواهش کنند که فلاني را آزاد کن تا ثابت بشه که چقدر خوب و رئوف هستی ديگه من حاضر نيستم توی اين بازی شرکت کنم.
می‌دونی برای من جالبه که کاری شدنی را از شاهرودی بخواهند برای اثبات آزاده بودن او.
مثلا مي‌توانستند بگويند برای اين که نشان بدهی آزاده هستی پرونده‌ی قتل زهرا کاظمی را افشا کن. ولی ظاهرا قرار است اين ميان آزاده بودن شاهرودی اثبات شود پس بايد کاری از او خواست که عملی باشد و بتوان آزاده بودن‌اش را نشان داد!
مديار آزاد مي‌شود نه به دليل آزاده بودن شاهرودی به دليل اين که از روزی که زندان افتاد تمام مجامع بين‌المللی با خبر شدند و برای آزادی‌اش به حکومت ايران فشار وارد کردن.


مهرداد 0:47 @ Thu, 12 May 05


من شبح را از نوشته‌هایش شناختم و امید میلانی را نیز از نوشته‌هایش و چند ای‌میلی که با هم رد و بدل کردیم. این‌جا جایی برای تبادل نظر است و نباید به هم بپریم! هر چند که این فضا هر چه باشد انعکاسی از افکار ما است و کل دنیای وبلاگستان ایرانی انعکاس خود ایران حقیقی است! که تفاوت آن با ایران خودمان این است که در این‌جا ترس از دیگران وجود ندارد و من به خاطر موقعیت اجتماعی‌ام مجبور به دروغ گفتن نیستم. در این‌جا تزویر وریا وجود ندارد و همین سبب شده‌است که وبلاگستان بسیار دوست داشتنی‌تر از خود جهان حقیقی شود. پس از امید عزیز هم می‌خواهم حساب‌ها را با هم قاطی نکند که هیچ بعید نیست که من اکبر هاشمی‌رفسنجانی نباشم!!!اگر ابطحی هم به اسم ابطحی نمی‌نوشت ما این‌گونه درباره‌اش نمی‌نوشتیم. غیبت نباشد دیگر چیزی نمی‌گویم. خب بالاخره هر چی باشه از این خداخره هم مثل خیلی‌های دیگه از جمله داروغه‌های نظام می‌ترسم!
حالا دیگر این بحث را تمام کنیم و صلوات بفرستیم!

و اما نانای عزیز(شماره‌ی 54)
چه خوب شد که آن کامنت کذایی مال تو نبود.
دیگر این‌که اصلاً ما کاره‌ای نیستیم که به کسی اجازه بدهیم یا نه! اجازه دادن کار مأموران نظام است و اجازه‌گرفتن کار فرمان‌بران‌شان.
موفق باشید.


nana 21:07 @ Wed, 11 May 05

مهرداد گرامی ۴۲

دوست محترم از نظر شخص من همه بايد قادر باشند حرف خود را بزنند .
و در برابر اين قدرت زدن حرف خود بايد قادر باشند پاسخها را هم تحمل کنند .
اين دو سر يک معامله است يعنی
حرف خود را زدن = پاسخ مناسب شنيدن
بنابر اين کسی نميگويد که اميد و الپر حق حرف زدن ندارند !!!!!!
برای تفهيم منظورت تو را به شرايط قدرت فاشيسم هيتلری در آلمان ميبرم در ان دوران يهوديها - کمونيست ها - صلح طلب ها- هنرمندان - نويسندگان و .... حق حرف زدن برای عموم مردم نداشتند ولی تا دلت بخواد ميتوانستی پروپاگانداهای نازی ها را در همه جا بشنوی .
در ايران امروز روزنامه نگاران - نويسندگان هنرمندان و کل يک ملت را با ايجاد وحشت خفه کرده اند
ولی تا دلت بخواد ايت اله دسته خر و حجت الاسلام زغنبوت و..... از آزادی زدن سخنان خود نه تنها برخوردارند بلکه امکانات مالی هم برای زدن سخنانشان دارند !!!!!!!
شايد به جرات بتوان گفت که وبلاگستان تنها عرصه ای است که از کنترل اينان خارج شده و چون غده ای در گلوی ايشان فرو رفته .
حال در اين عرصه افرادی از اين هواداران اين رژيم رخنه کرده و سعی در تحميق مردم و گيج کردن مشتی جوان ميکنند !!!!!
ما حتی برای حضور آنان حق قائل شده ولی از حق خود برای برخوردی هرچه بی رحمانه تر با قلم کوتاه نخواهيم امد .
حال تو به من بگوی
آيا ما حق برخورد داريم يا نداريم ؟ نانا


شبح 20:38 @ Wed, 11 May 05

شبنم فکر نازنين!(48)
حرف‌های سيامک عزيز(17) کاملا درست است و من هم قبول دارم اما آيا واقعا من در اينجا يا جاهای ديگر با اين دوستان يا دوستان ديگر که هم فکر من نيستند وارد بحث و گفت‌وگوی سازنده نمی‌شوم؟ در اين چند سال که وب‌لاگ دارم در اين نظرخواهی از تمام تفکرات مختلف وجود داشته است. در اين ماجرای اخير من حرف خودم را زده‌ام به نظر من تجليل از آقای شاهرودی به هر بهانه و دليلی که باشد عملی نادرست است و بايد افشا شود. نمی دانم بايد چه می‌کردم؟ اما اميدوارم سيامک عزيز و تو دوست نازنين موفق شويد با زبانی دوستانه موجب شويد دست از اين رفتار بردارند و وب‌لاگ‌ستان را محلی برای تجليل از شاهرودی و دفاع از فلان نامزد انتخاباتی نکنند. آن‌ها روزنامه دارند، کتاب چاپ مي‌کنند. جلسه‌ی عمومی می‌گذارند... و ما فعلا فقط همين فضای مجازی را داريم. و می خواهند اين‌جا را هم از ما بگيرند و روش‌شان هم اين است که کاری کنند تا هويت واقعی ما مشخص شود و ديگر توان حرف زدن نداشته باشيم.


nana 20:27 @ Wed, 11 May 05

اميد عزيز ۳۱

به وبلاگ بابای عرفان ميايم و با تو وارد گفتگو ميشوم .
برای شروع برايم بنويس دليل گرفتن مواضعی که تو و دوستانت در اين لحظه خطير تاريخی برای با چنگ و دندان ابقای اين رژيم ميگيريد چيست ؟
و آيا شما درک نميکنيد که ابقای اين رژيم و تمامی جناح های آن بزرگترين ظلم به مردم ايران و ادامه اختناق و ظلم و فقر است ؟ نانا


شبح 20:22 @ Wed, 11 May 05

نانا جان!(49)
از تذکرت متشکرم. حذف کردم. به هر حال در آن پيام به اشخاصی تهمت زده شده بود و بايد در هر صورت حذف می‌شد.


nana 20:19 @ Wed, 11 May 05

شمر گرامی ۳۵

اگر کسی اندکی حس عدالت خواهی و انصاف در وجودش باشد به راحتی قادر است نوشته به قول تو ابلهانه !!!! مرا در اينجا نشانه ای از داشتن پرنسیپ من ارزيابی کند نه ابلهانه !!!!!!
زيرا در اين نوشته من به جای هدف گرفتن چشم و چال الپر و اميد سعی درنشان دادن جايگاه مردمی يا غير مردمی کرده ام و بس .

البته برای من مطلقا عجیب نیست که شخصی مانند تو که خود را به احدی جوابگو نمیداند!!! و هرچه میخواهد میگوید !!! و هر عملی میخواهد میکند و ناگهان از صحنه وبلاگستان غیبش میزند و تنها هنگامی ناگهان از بین ابرها ظاهر میشود که بخواهد با مشتی شعار دل و روده کسی را بیرون کشد !!!!! فعالیت و نوشته های فرهنگی و سیاسی مرا کس و شعرهای بی سر و ته !!!!!!!بخواند .
حقیقتش را بخواهی از نظر من تو با چماق داران جکومت اسلامی فرق زیادی با هم ندارید !!!!!!!
تنها اهداف آنان و تو متفاوت است .
این بار اول نیست که تو از دیالوگ بین من و امید هراسناک شده ای و نتوانستی هراس خود را مخفی کنی ؟
حتما خاطرت هست بار اول هم نیمه شب به پیامگیر جسن آقا امده و با توهین به امید
پرونده دیالوگ مرا با او بستی البته من بسته شدن درب گفتگو را ضعف امید میدانم که از برخورد تو جا خورد و ادامه نداد وگرنه که دخالت تو برای شخص من از تخم چپ شتر خودت هم بی ارزش تر بود !!!!!
تو هم مانند بسیاری از ایرانی ها مداوما مشغول غرغره کردن یک سری خوانده خود هستی و اگر امید ماکیاولی را رونويس ميکند !!!! تو هم چيز زيادی برای گفتن نداری و هرچه هست نو نيست و کهنه است کهنه هائی به قدمت کينه و انتقام به وسعت تاریخ بشریت
تو حتی آن قدر خودداری و کف نفس نداری که ناخشنودی خود را از نگاه مساوی من به تمامی دوستان وبلاگستان پنهان کنی حقیقتا برایت متاسفم که امثال مرا یا صد درصد با خود و یا کس و شعر نویس و ابلهانه نویس میدانی !!!!!!!
فرق خود را با خمینی برای من بنویس که بی صبرانه مشتاق دانستنم . نانا


nana 19:33 @ Wed, 11 May 05

شبح گرامی

پيام شماره ۴۱ را ابله مريض و مغرضی به نام من نوشته !!!!!
خواهش ميکنم پاکش کن يا نام مرا پاک کن .
بروم باقی پيام ها را بخوانم و سپس جواب بدهم . نانا


شبنم 18:44 @ Wed, 11 May 05

شبح جان، اومدم بنويسم با حرف سيامک(۱۷)​باز هم موافقم...ولی اين رو نمی تونم نگم، بدون اينکه بخوام در مورد بحثهای پيش اومده دخالت کنم، بايد بگم که از ديدن کامنت ۳۶ خيلی خيلی ناراحت شده ام! واقعا متاسفم، چرا حریم خصوصی خود و دوستانمان، يا هر کس که در اون حريم با ما صحبتی کرده، رو نمی تونيم رعايت کنيم؟


دادامن 18:15 @ Wed, 11 May 05

(( راديو دادا )) نخستين راديوی ۲۴ ساعته ی اينترنتی به زودی تاسيس می شود .
www.dadaman.5u.com


آرمین گیله مرد 17:41 @ Wed, 11 May 05

سلام ... تنها فرقش با دهه شصت این هست که بیخیال و ناامید بیشتر شده است. برای وبلاگ خبری نفرستادم. دانشويان فرايبورگ هم یکی از ساختمانها را اشغال کردند و امروز قرار هست که بچه های هامبورگ هم همینکار بکنند و مسئولین دانشگاه نیمخواهند پلیس خبر کنند چونکه دیروز پلیس خبر کردند و بجه ها رو کتک زدند و فوری عده بیشر شد میترسند که دانشجویان حس پیوستگی بهشان دست بدهد!!!


Manochehr Zhandifar 17:40 @ Wed, 11 May 05

نامه کاظم نيکخواه دبير کميته خارج کشور حزب کمونيست کارگرى ايران

به سازمانهاى کارگرى در سراسر جهان متن انگليسي

( نامه ديگري نيز با همين مضمون به گاي رايدر دبير کل کنفدراسيون اتحاديه هاي آ زاد کارگري ارسال شده است)

اضطرارى

موضوع: دستگيرى و ربودن دو فعال کارگرى صادق اميرى و پرويز سالاروند در ايران

٩ مه ٢٠٠٥

دوستان عزيز

اين نامه را براى تقاضاى کمک از شما براى آزادى دوتن از فعالين کارگرى که توسط جمهورى اسلامى ربوده شده اند برايتان مينويسم. بنا به گزارش "کميته پيگيرى تشکلهاى آزاد کارگرى" در ايران، صادق اميرى يکى از فعالين کارگرى که با اين کميته همکارى داشته روز پنج شنبه ٥ مه امسال توسط سه نفر که خودرا مامورين وزارت اطلاعات رژيم اسلامى معرفى کرده اند در محل کار خود دستگير شده و از آن زمان از او خبرى در دست نيست. اشاره کنم که "کميته پيگيرى تشکلهاى آزاد کارگرى" اخيرا طى طومارى از حق کارگران براى ايجاد هرگونه تشکل خويش دفاع کرد و خواهان پايان دادن به کار قراردادى شد و اين طومار از استقبال وسيع کارگران در کارخانه هاى مختلف روبرو گرديد و هزاران نفر تا کنون آنرا امضا کرده اند. بعلاوه بنا به گزارش گروهى از کارگران شرکت ايران خودرو اکنون حدود يک ماه است که يکى از کارگران اين شرکت بنام پرويز سالاروند توسط مامورين حکومت اسلامى ربوده شده و از او نيز هيچ نشانى وجود ندارد. مديريت "سازمان حراست کارخانه" که ارگان پليسى حکومت در کارخانه است، اکنون ٢٥ روز پس از ربوده شدن پرويز سالاروند و بعد از اعتراضات وسيع کارگران به ربوده شدن او، در اطلاعيه اى از دستگيرى او بعنوان يک "خرابکار" خبر داده که به "خرابکارى" خود اعتراف کرده است. اينها در ايران کدهاى آشنايى است که از يک توطئه چينى جدى و خطرناک عليه اين فعال کارگرى توسط جمهورى اسلامى خبر ميدهد.

جمهورى اسلامى اين کارگران را بخاطر دفاع از خواستهاى صنفى خود ربوده و زندانى کرده است. زندگى اين کارگران بطور جدى در خطر است. از شما ميخواهم که براى آزادى صادق اميرى و پرويز سالاروند هرچه سريعتر اقدام کنيد و به هر شکلى که صلاح ميدانيد حکومت اسلامى را براى آزادى اين کارگران زير فشار بگذاريد. همانگونه که ميدانيد جمهورى اسلامى کارنامه سنگينى در ربودن و به قتل رساندن فعالين سياسى و کارگرى دارد و قبل از اين که دير شود بايد از تمام توان براى آزادى اين دو کارگر تلاش کنيم.

قبلا از همکاريهاى شما تشکر ميکنم

کاظم نيکخواه دبير کميته خارج کشور حزب کمونيست کارگرى ايران


nasrin 15:48 @ Wed, 11 May 05

دوستان عزيز
همه می دانيم که همواره يکی از روش های اين رژيم برای مقابله با مبارزان و خاموش کردن آنان اين بوده که اتهاماتی واهی به او وارد کنند تا هم با شک و شبهه ای که در شنونده نسبت به شخصيت گوينده ايجاد ميشود ٫ از تأثير واقعياتی که او می گوید بکاهد . و هم خود گوینده ( مبارز ) را هم با تحریک به پاسخگوئی و دفاع از خود از مسیر اصلی مبارزه منحرف کند .
این زیر سؤال بردن شخصیت افرادی که با نام مستعار می نویسند به نیت بی اعتبار کردن نوشته های آنان (بدون پاسخگوئی مستدل و منطقی به آنچه که می گویند و می نویسند !!! ) را آقای درخشان مدتی پیش شروع کردند و متاسفانه هنوز داره از طرف عده ای دنبال میشه !
کنجکاو عزيز در نظرخواهی مطلب قبلی کامنتی خطاب به من گذاشته و به درستی تذکر داده است که :
؛؛نگاه بکن! يک نمايش گسترده و چندش آور در ايران می گذرد، که به باورم که بيش از هر چيز در باره هست و نيست حکومت اسلام است (با همه جناح های آن). همه اين بازی ها را فراموش نکنيم و فريب نخوريم. تلاش کنيم روی سخن مان در افشای بزر گ تر های اين ها باشد. ...؛؛

پس بیائید بپردازيم به همان بحث شيرين انتخابات :)


مهرداد 15:02 @ Wed, 11 May 05

سلام شبح عزیز!
خواسته یا ناخواسته وارد یک بحث بی‌نتیجه شده‌ای که فقط وقت‌ات را تلف می‌کند.
دوستان عزیز! اگر شما همه‌تان معتقد به آزادی بیان بی‌حد و حصر هستید، پس آن‌را از دیگران دریغ نکنید. چرا الپر و امید نباید حرف‌هایشان را بزنند؟! ولو این‌که در دفاع از رژیم باشد که اصلاً کاری به درستی و نادرستی آن ندارم! اگر این توده‌ی 75 درصدی که نانا از آن نام برده -و به نظر کمی اغراق‌آمیز به نظر می‌رسد!- بخواهد با سخنان الپر و امید گول بخورد و راه‌اش را گم کند همان به‌تر که این عزیزان قبل از به وقوع پیوستن هر گونه حرکتی حرف‌هایشان را بزنند تا که دیگر "خردلی هم در دلی باقی نماند شک". این سخن که نوشته‌های الپر و امید مردم را فریب می‌دهد فرقی با این حرف جمهوری‌اسلامی ندارد که مثلاً حرف‌های کسی مثل علی افشاری و یا حالا آرش سیگارچی باعث تزلزل پایه‌های نظام می‌شود!
و دیگر این‌که هتاکی همیشه بد است! حال این‌کار را شمر انجام دهد یا امام حسین کنجکاو! شبح جان اگر می‌خواهی کامنتی را حذف کنی باید اول نوشته‌ي توهین‌آمیز شمر را حذف کنی.
و این آخری را هم به امید عزیز بگویم و بروم تا کتک نخوردم! امید جان در فضای وب این اندیشه است که حکم‌فرماست و نه شخصیت!
موفق باشید عزیزان!


نام جعلی بود. 14:22 @ Wed, 11 May 05

به علت جعلی بودن و تهمت به اشخاص حذف شد.


نقاب 14:20 @ Wed, 11 May 05

به ما هم یه سری بزنید ما را از نظراتتون به بهره نسازید


شمر 13:41 @ Wed, 11 May 05

فراموش نکن نوبت شناختن شخصیت واقعی‌ (در مقابل مجازی) تو هم خواهد رسید.
امید خان از قرار معلوم اینبار افسار بریده ای و راستی راستی می خواهی خودت را زیر تانک بیاندازی! به این زودی فضای ناسالم اینحا را فراموش کردی! یا می خواهی آنرا سالم نموده و به رایحه دل انگیز حکومت اسلامی آغشته کنی.
حوانک زردنبو عحب یابوی هستی تو! با نوشته بالا شبح را تهدید میکنی.
کاری به دنباله نوشته خاله زینبی ات نداریم اما
راستی روی کدامین حساب متن چت را آرشیو کرده ای برای روز مبادا و تهدید کردن و یا روزهای دیگر!؟
بحق چت های نخوانده و نشنیده!!!
خلاص
شمر


رحمان 13:38 @ Wed, 11 May 05

آقای ميلانی محترم!
هويت واقعی شبح يعنی همين هويتی که در اين سه ساله از بدو موجودیتش شکل گرفته و نه چيز ديگر اگر صرفا دلیل عدم ابراز آنچه از آفريننده شبح ميدانی ولی به دليل فضای اختناق ( که يک جنبه‌اش سانسور است و این جنبه یعنی سانسور ربط مستقیمی به محدوديت ظاهرا صرفا اخلاقی تو در بيان اتهامات عليه آفريننده شبح ندارد) آنرا بيان نميکنی پس بسيار کار غير اخلاقی تری ميکنی که او را تهديد ميکنی.
ظاهرا تو در شخصيت آفريننده شبح و شخصيت خلق شده در وبلاگش تعارضی ميبينی که ميگويی:(تا آنچه از تو می‌دانم را کنار شخصیت وبلاگت بگذارم، ) در بیان تو تلويحا شخصيت وبلاگ شبح مثبت است و این آن چیزی است که من هم میخواهم بر آن تاکید کنم. در مورد شخصیت آفریننده شبح هم تا جایی که شخصیتی همسو با اختناق نباشد تا شخصیت خلق شده‌اش را در خدمت اختناق قرار دهد برای من کافیست و گویا اتهامات او در این زاویه هم نیست چون اگر او همسو با اختناق بود ظاهرا تو ترسی از بیان اتهامات علیه او نداشتی.
پس جناب میلانی لطفا تا وقتی فضا فراهم نیست با تهدید به بیان اتهام دیگران را محدود و مخدوش نکنید.
در مورد سایر بیانات شما هم بواسطه اینکه موضوع تازه‌ای نیست که نیاز به توضیح اضافی داشته باشد و موضوعی کاملا تکراری است که به حد کافی راجع به ان مطلب برای جستجوگرانش هست و ضمنا من هم فرصت اضافی برای چنین کاری را ندارم قضاوت را به خوانندگان جستجوگر و فهیمی که قبلا تصمیم خود را نگرفته‌اند وامیگذارم.


13:38 @ Wed, 11 May 05

۲۰-۳۰ ميليون رای بديم در روز انتخابات و همه در برگه رايمون بنویسیم: نابودی رژيم


شمر 12:25 @ Wed, 11 May 05

اميد عزيز تو خيلی صادقی
مرد حسابی خدایی ناکرده کوری يا خودت را به آنراه میزنی. شمرنامه را بخوان خواهی دید که همیشه روراست و بی تعارف ترا با حسین فهمیده محشور کرده ايم آنوقت تو حيا خورده و شرف را ريده ای و از ناصادق بودن ما سخن می رانی.
اینکه خسن آقا برای تو بهره هوشی تراشیده نه به دلیل ناصادقی ایشان بلکه به دلیل تعارفات معمول ایرانیان است. ورنه کودنی که از پيش گفتار کتاب این و آن رونویسی می کند و به حساب خودش می نهد ربطی به نابغه ای با بهره هوشی بالاتر خسن آقا ندارد.
لابد کنجکاو هم ناصادق شده زیرا زیرکانه به این داستان رونویسی تو از پيش گفتار داریوش آشوری اشاره کرده.
نکند بخاطر صداقت ذاتی خودت است که به بهانه نبود فضای سالم بحای دادن باسخ به ما - تنها به نوشته ابلهانه نانا برداخته ای.
خدا نانا را از تو و آدمهای از قماش خودت نکيرد با اين کس و شعر نويسی های بی سرو ته اش هميشه بداد شمايان رسيده است.
خلاص


شبح 11:55 @ Wed, 11 May 05

آقای ميلانی گرامی!(32)
تو اگر در رفتار "شبح" صداقت نمي‌بينی آن را باز گو کن و نشان بده. و فراموش نکن نيازی به دانستن شخصيت واقعی من نداری خودش "شبح" شخصيت مشخصی دارد که سه سال و اندی است اين شخصيت موجود است همان را نقد کن.
ضمنا آقای محترم اين همه حرف زدی جواب يک سوآل را ندادی. اين که مارکس چه کرده است مهم نيست مهم اين است که در زمان ماکياول نظرات او اخلاقی بوده است هم مهم نيست مهم اين است تو که بالاخره در اين زمان اين که "هدف وسيله را توجيه می‌کند" را قبول داری يا نه؟ و در روش و منش سياسی‌ات چگونه عمل می‌کنی؟
اصلا شبح آدم غيرصادق و دروغ‌گو حرف مرا که دروغ نگويم را قبول داری و به آن عمل می‌کنی؟


خيالبافی 11:50 @ Wed, 11 May 05

واكنش كانون مدافعين حقوق بشر ايران نيز در خور توجه بود، اين كانون بعد از تاخير يك هفته ای در محكوم كردن وقايع اخير با عبارت اينكه "خوزستان پاره تن سرزمين پارس" است نمك بر زخم اعراب مظلوم پاشيد و باری ديگر ثابت كرد كه حتی حقوق بشر از نوع سراسری نيز در ايران آلوده به افكار شونيستی و باستانگرايی است. شايد برای اپوزيسيون سراسری هنوز قابل هضم نباشد كه حركت به سمت دموكراسی نه از تهران و مركز بلكه از جانب ملتهای غيرفارس شروع شده است.

چنانچه كسی به حقوق برابر ملتها قائل نباشد و هنوز تحت تاثير افكار ارتجاعی ايران را سرزمين پارس ببيند چگونه می تواند دم از دموكراسی بزند؟ امروز جوان ترك و كرد و عرب و.. به درك اين مطلب نائل شده است كه ديگر برای انعكاس اخبار درد ملت خود، نمی تواند به روزنامه و نشريات چاپ تهران و مركزگرايان كه همواره اخبار مربوط به هويتها و حقوق ملی را سانسور و يا تحريف كرده دل ببندد. اين جوان می داند كه تشكيلاتی كه چون كانون مدافعين حقوق بشر ايران نام ايران را يدك می كشند از زندانی سياسی او دفاع نخواهد كرد.


شبح 11:46 @ Wed, 11 May 05

امين عزيز1(27)
متشکرم از لطف و هم‌راهی‌ات. به نشانی فيلترشکن‌ات لينک مي‌دهم و برای مسئولين خبرنامه‌ی پن‌لاگ هم می‌فرستم تا دوستان بيشتری با آن آشنا شوند.


بی دل 11:22 @ Wed, 11 May 05

سلام... درود بر ماکياول که بی هيچ پروايی راست می گويد... صادقانه بگويم همه به نوعی پيرو تئوری او هستيم...


شبح 11:12 @ Wed, 11 May 05

اميد عزيز!(19)
دوم: اين که خسن‌آقای عزيز يا کس ديگری بگويد: "فلانی از اطلاعات پول می‌گيرد" می‌تواند گزاره‌یی "درست" يا "نادرست" باشد اما گزاره‌ی نادرست الزاما "دروغ" نيست. اگر خسن‌آقا عامدا برای تخريب رقيب‌اش و در حالی که می‌داند اين گزاره "نادرست" است آن را به کار ببرد اين "دروغ‌گویی" محسوب می‌شود. اما اگر در اشتباه باشد و تصور کند گزاره‌یی که می‌گويد "درست" است. آن‌وقت در اشتباه است و بايد به اون نشان داد گزاره‌اش نادرست است اما دروغ‌گو نيست. براي نمونه در اينجا الپر يا کسی به نام الپر کامنتی گذاشته که "شمر" و "کنج کاو" هر دو يک نفر هستند. آن شخص ممکن است واقعا تصور کند اين دو نفر يک نفر هستند پس دروغ نگفته است.
سوم: "خالی کردن زباله روی سر مخالفان" عملی خشن است که در جامعه‌ی آرمانی بايد از آن پرهيز کرد و مرتکب چينين عملی را بايد مجازات کرد اما تو بحث نيمه نصفه‌یی را اينجا مطرح کرده‌یی. مسئله به شکل ديگری مطرح بوده است. منظور من از آن نوشته اين بود که اين مردم تحت فشار و ديکتاتوری اگر چنين عملی انجام دهند قابل درک است. و البته اين هيچ ربطی به بحث ما در مورد دروغ نگفتن به عنوان تاکتيک و استراتژی ندارد.
چهارم: با شرمنده‌گی اين حرف‌ها در مورد ماکياوول فضل فروشی‌ها جوانی جويای نام است. همه می‌دانند که ماکياوليسم به عنوان واژه‌یی سياسی برای منظوری مشخص به کار رفته است. و اين ربطی به خود ماکياول ندارد. بعضی از منتقدين حتا اعتقاد دارند کتاب "شهريار" ماکياول کتابی طنز و در نقد قدرت سياسی است.
پنجم: در لينکی که از مانيفست داده‌ام کاملا مشخص است که اين حرف شما "دروغ" محض است. دوستان مي‌روند خودشان می‌خوانند. کسانی هم که به حرف تو بسنده مي‌کنند و نمي‌روند بخوانند بگذار در جهل مرکب بمانند.
ششم: بدون اين که بخواهم نشان دهم که درست گفته‌یی يا نه. اين مهم نيست اگر مارکس اين کارها را کرده است اشتباه کرده است و اين عمل او نادرست است و معلوم نيست تو که اين حرف‌ها را مي‌زنی در دفاع از اين تز که "هدف وسيله را توجيه می‌کند" می‌زنی يا مي‌خواهی مارکس را نقد کنی؟
هفتم: اين حرف شماره‌ي هفت‌ات را مي‌گذارم به حساب همان ماکياوليست بودن است. جالب است. سنگ‌ها را بسته‌اند و سگ‌ها را به جانمان انداخته‌اند. آخر من در مقابل اين حرف آقای ميلانی چه می‌توانم بکنم. اگر شخصيت واقعی خودم را بگويم که موجب دستگيری خودم شده‌ام اگر پاسخ ندهم پس اين اتهام که شخصيت واقعی من بايد موجب خجالت‌ام شود را پذيرفته‌ام اين روش ناجوان‌مردانه‌یی است که خب توسط اين طايفه‌ی مکار به کار می‌رود. فعلا که حکومت دست دوستان و متخبين شما ست. بگذار نوبت ما هم می‌رسد جناب آقای ميلانی عزيز تا سيه روی شود هر که در او غش باشد.
و نکته‌ی آخر اين که اين همه حرف‌زدی و تهديد کردی اما نگفتی که بالاخره اين شيوه‌ي ماکياوليستی "هدف وسيله را توجيه مي‌کند" را قبول داری يانه.


رحمان 10:39 @ Wed, 11 May 05

آقای اميد ميلانی!
بعد از سفارش شما به خواندن یک کتاب مبانی علم سیاست برای اصلاح سو برداشتهایتان از همه آنچه که بیان فرمودید ( ماکیاولیسم و روش نیکولو ماکیاولی و اخلاق و دیکتاتوری پرولتاریا و سرکوب و حکومت و قدرت و حق و ... یعنی تقریبا همه مفاهیم پایه سیاست) و...
در انتها شبح را تهدید کرده‌ایدکه :[منتظرم این فضای سانسور تغییر کند، تا آنچه از تو می‌دانم را کنار شخصیت وبلاگت بگذارم،]
شهروند گرامی! سانسور تعریف خاصی دارد که يکی را نقل ميکنم:
(سانسور،تحديد بيانی است که تهديدی بر آيين دينی،سياسی و اجتماعی پذيرفته شده در زمان تلقی می شود و نگاهی از بيرون به اين پديده است). شما که محدوديتی در بيان آنچه راجع به شبح ميدانيد نداريد چون به سادگی ميتوانيد مکنونات و روايات خود را در فضای اینترنت پخش کنيد. پس چه چيز اين فضای سانسور فعلی شما را باز ميدارد تا تهديد خود را عملی نکنيد و منتظر [ تغيير] ( و نه البته اضمحلال آن) بنشينيد؟
شهروند محترم! اتفاقا همين تهديد شما به افشای کسی که بیانی کرده است و به این وسیله تحدید او در بیان آنچه میخواهد بعد از این بگوید ؛عين خود سانسور است.


امين 10:32 @ Wed, 11 May 05

شبح جان از گفته‌ی شما درست بود و من از آن پيام (در نظرخواهی قبلی) عذر می‌خواهم، از نانا هم يک بار عذرخواهی کرده بودم و بار ديگر هم عذرخواهی می‌کنم، اگر فايده‌ای داشته باشد. حدس شما درست است و من در وبلاگ شما تازه‌وارد هستم اگرچه در سال ۲۰۰۲ مدتی شش‌ماهه که گمان می‌کنم ابتدای کار شما بود، هر روز خواننده‌ی وبلاگ شما بودم و پس از سه سال دلزدگی از وبلاگ خواندن و نوشتن و رفتارهای عجيب و غريب، دوباره به جمع خوانندگان شما پيوسته‌ام.
از گفتگوی شخصی بگذريم، همان‌طور که گفتيد کار ما چيز ديگری است. من با يک سرور آپاچی و يک پارسر پی‌اچ‌پی روی کامپيوترم آن را تبديل به فيلترشکن کرده‌ام، گو اين که فيلترشکنی بسيار آماتوری و ضعيف است. می‌دانم بازار فيلترشکن‌ها الآن در ايران گرم است و شايد در اين بازار، نسخه‌ی آماتوری من جايی نداشته باشد، اما اين را هم می‌دانم که هر فيلترشکن جديدی هم بعد از مدتی فيلتر می‌شود. شايد اين روش هم مدتی کوتاه به درد بعضی دوستان بخورد، گو اين که کسانی که وبلاگ شما را می‌توانند ببينند ظاهرا از فيلترگذشتگان‌اند! اما اگر کسی به نسخه‌ی من احتياج پيدا کرد روی يو آر ال‌ بالا کليک کند. پيشاپيش از اين دوستان بدليل ضعف فنی عذر می‌خواهم، چون اين فيلترشکن فقط برای ديدن سايتهای استتيک و متنی (مثل وبلاگها) مناسب است.


داريوش 9:52 @ Wed, 11 May 05

آقاي آلپر فرمودند :
... اين بازی مهوع «شمر و کنجکاو» واقعا که مشام آزار شده!! ...
اِ واقعن؟
مشام‌تان را آزار مي‌دهد؟! منشا اين بو را اشتباه فهميدي آقا!
به قول عزيزم !
...
اين پر آزار
گند جهان نيست
تعفنِ بي داد است .
...
برو آقا! برو پي‌كارت كه دست‌‌هاي‌ات آلوده است!
...
الان ميگه :
همه ميدونند اين داريوش و كنج‌كاو و شمر يكي هستند ... :)))))


الپر 8:24 @ Wed, 11 May 05

اين بازی مهوع «شمر و کنجکاو» واقعا که مشام آزار شده!! ديگه کسی هست که ندونه شمر و کنجکاو هر دو يکنفر هستند؟ اين مسخره‌بازی فقط مردم را به خنده می‌اندازد ولی اينها انگار خيال ندارن تمامش کنن!


کنجکاو 4:49 @ Wed, 11 May 05

زنده باد مینیماليم سياسی شمر (21).

"وخودت را بی خود و بی جهت زیر این و آن تانک بیاندازی" و ده ها نکته ديگر. خنديدم. اما حیف شد انگشت توی ذوق بچه مردم کردی ، تازه تازه دارد ادای ماموران وزارت اطلاعات و برنامه ريز "هويت" در وب لاگستان را در می آورد و تو اورا "حسین فهمیده" می خوانی؟


nana 4:26 @ Wed, 11 May 05

اميد عزيز

با بخش اتهام زدن ازطرف هر کس که باشد به شماها کاملا مخالفم و دليل آن هم تجربه شخصی خودم با تو است .
من تصور ميکنم حسن آقا نبايد اين پيام را مينوشت . فکر ميکنم چون من بايد پوزش بخواهد .
ولی اينجا برای اينکه روشنت کنم لازم ميدانم نکاتی را برايت بنويسم .
ببين دوست من تو و تمامی کسانی که خط فکری آنان در خطوط فکری ادامه اين وضع است از نظر من عامل رژيم نيستيد بلکه شما روشنفکران اين رژيم هستيد
بنابراين هنگامی که هفتاد و پنج درصد مردم ايران در برابر اين رژيم هستند و يا بعبارتی رژيم در برابر آنان ايستاده
اين رژيم تشکيل شده از جناح های مختلف حکومت و عواملان آن
پس مردم در برابر اين رژيم و عواملان آن قرار دارند و طبعا شماها هم که روشنفکران اين رژيم هستيد جايتان کنار آنان و روبروی مردم است .

اينجا ديگر تو نميتوانی از من بخواهی که صرفا به نقطه نظرات تو توجه کنم و متمدنانه برخورد کنم برای بحث و تبادل نظر
شخص من هيچ تبادل نظری با اين رژيم جنايتکار ندارم زيرا هرگز اين رژيم به احدی از مردمی که حقشان را پايمال کرده امکان نظر نداده !!!!!!!!!!
بنا بر اين برای من الپر يا تو و يا هرکسی که روبروی مردم و در کنار رژيم ايستاده و سعی در ماله کشيدن بر روی هر گه کاری با مقداری شعار و فلسفه و کلی گوئی ميکند فرقی با خود اين رژيم ندارد .
به قول امريکائی ها ( نو افنس ) ولی از دمتون داريد مردم ايران را تحميق ميکنيد
حال دوست عزيز اگه بی جيره مواجبه که ديگه بدتر فقط خريت شماهاست که باعث گرفتن اين مواضع ميشه و بس .

در مورد ماکیاول هم خدمتت عرض کنم اگر نظریه های او متعلق به دوره ای بوده که بشر مفاهیم آزادی و عدالت را نشنیده بوده
پس باید تا حال آبسلیت شده باشه و دیگه کسی باهاش کار نداشته باشه
من اینجا جمله ای از ماکیاول برات میاورم که ببینی چرا ماکیاولی رفتار کردن فحش است .
ماکیاول میگه :
شهریار موفق شهریاریست که روز قبل از تاج گذاری خود هر سری را که میخواهد از بدن جدا کند تا روزی که تاج را بر سر میگذارد دستانش پاک باشد !!!!!!!!

به هر حال با نوشتن این مطالب بالا خواستم برایت بگویم اگر شبح از طرف مردم میگوید که مردم باید ظرف زباله را روی سر موافقین خالی کنند
منظورش این موافقین رژیم و عوامل و مبلغان آن است و کاملا حق دارد من هم با او موافقم و فکر میکنم همگی شما آنچنان عاقل و بالغ هستید که راه خود را انتخاب کرده اید و از نظر من و تجربه من همگی شما روبروی هفتاد و پنج درصد مردم ایران ایستاده اید
در جایگاهی که هستید به شما خوش بگذرد ولی فراموش نکنید برای امثال من شما روبرویم هستید و بالطبع دشمن . نانا


کنجکاو 3:50 @ Wed, 11 May 05


جای خرسندی است که اين آقا (19)دست کم پيش گفتار داريوش آشوری است را بر "شهريار " ماکياولی را خوانده و گوشه ايی از آن را برای ما در اين جا رو نويس کرده. واژگان هنور هم آنان است.
ماکياوليسم ( و آن چنان که شبح به کار برده) يک واژه زبان زد در فرهنگ سياسی است و کسی از انديشه های نيکولو ماکياول و چون و چه گونکی آن و تاريخ دمکراسی، شهروندی و بخش کردن قدرت و... سخنی به ميان نياورده است، پس نيازی به رو نويسی پيش گفتار آن کتاب هم نبود اما به هر رو سپاس گذاريم.
ماکياوليسم درست همان است که تو می کنی. زمانی مارکسيست می شويی و برای من در بازی رای دادن به مجلس از فلان مارکسيست اروپايی گفتاورد می کنی که مارکسيست ها به رفرم باورمنداند وبايد به اين بازی تن داد. در همان زمان من می خنديدم که ايشان نه می داند پارلمان چيست، نه رفرم و نه مارکسيسم. زمانی مردم را به لشکر کشی و پشتی بانی از "نمايندگان" رفرميست (به باورم دی فرميست) فرا می خوانی، بی آن که کسی از آنان خواهان اين پشتی بانی را باشد و به همان "شام آخر" هم خرسند بودند و نمی خواستند بلايی به سر حکومت شان بيايد. سپس تر می فرمايی که بلای کنونی (مجلس هفتم) برای اين به سر ما آمد که کسی از آنان پشتی بانی نکرد و جايی نوشته بودی که تنهايی به در مجلس می رويی و چه وچه...
به خوبی هم می دانی (می دانيد) حکومت چيان از هر دسته گوشت هم را می درند، اما استخوان يکديگر را نمی شکنند. و زمانی هم به رفسنجانی رای می دهی، زمانی با آلپر به گرد تهران می گريد و آمار و سر شماری درست می کنيد که بله اين شمار ( چند برابر آنان که به شورا ها و يا مجلس رای دادند) و همه اين ها تنها و تنها برای اين است که حکومت بماند.
اکنون هم دست به افشاگری می خواهی بزنی؛ "بی‌صبرانه منتظرم این فضای سانسور تغییر کند " .من تلويزيون "تواب" سازی و تهديد حکومت را سال ها خوش حکومت و خمينی را به ياد می آورم و همه برنامه "هويت" آن را، تو هم بيا و اين وب لاگستان را بکن تلويزيون لاریجانی. شرم که نداری. چون "شرم هم احساسی انقلابی است" و وجدان هم به همان سان. دانش جوی خط امام افشا کن افشا کن. آدم های بی نامی بارها شبح را در اين جا به اين و آن بودن بسته اند و برای او و خوانندگانش مهم نيست. دستت را خيلی رو کردی. کمی تا قسمتی بد شد.
من يکی هيچ چشم داشتی از شبح ندارم و با سخنانش کار دارم و به همين هم بسنده می کنم و با سخنان آدم های ارزان چون تو می سنجم. مگر نشان دهی که شبح هم، هم چون حکومت گران دل خواه تو (برای نمونه رفسنجانی که می آيد و سانسو را هم برمی دارد!!) دستش به خون هزاران انسان آلوده است.
باری! چون تو بی بایگانی (بی تاريخی) بنابر اين کسی هم به نوشته هايت دست رسی ندارد و . اما لا به لای همين ديد گاه ها در اين جا و آن جا می توان بسيار گفته را پيدا کرد و تو را بی آنکه نياز به افشا گری ها (به شيوه حکومت ات) باشد برای چندمين بار رسوا ساخت.

در باره مارکس ،باکونين و انترناسيونال هم هيج چيزی را در نيافته ايی تنها با ديدگاه برنامه "هويت" به اين داستان و تاريخ نگاه می کنی و کسی چشم داشت بهتری از تو را نداشته.


kar-online 3:09 @ Wed, 11 May 05

ايران از طريق مبارزه كارگران براي كسب حقوق بهترــ مبارزه اي كه به نظر ما برحق است، و ما از همه آن مبارزات حمايت ميكنيم، تجزيه نخواهد شد. ايران از طريق مبارزه درخشان زنان براي كسب حقوق مساوي با مردان كه ما از آن هميشه دفاع كرده ايم و تا پايان عمر هم دفاع خواهيم كرد ــ تجزيه نخواهد شد. اينها ممكن است دلايل مكمل تجزيه پذيري باشند، اما دلايل اصلي نيستند. ايران موقعي تجزيه خواهد شد كه شما تركيب ملي ايران را ناديده بگيريد و براي هر اقدامي كه مليت هاي ستمزده در راه احقاق خود ميكنند، دلايل بيهوده و بي مصرف، و به نرخ روز، و به همين دليل دستمالي شده، تحويل مردم بدهيد و پشت سر هم بنويسيد كه تحريكات خارجي بود و يك عده متجاسر از آنور مرز آمدند. و بعد همان پان ــ ايرانيسم مضحكه را در كشور بزرگي كه اگر دست روي دست بگذاريد، مثل كوه يخي كه در برابر آفتاب استوايي قرار گرفته باشد، قطعه قطعه خواهد شد، به وسيله ابيات عق آور ضد عرب و ترك تحويل مردم بدهيد.


سیاهکل 1:26 @ Wed, 11 May 05

در ارتباط با دستگيری کارگران،خبر در وبلاگ درج شد. از کليه دوستان می خواهم با تمام توان در راه آزادی اين دو کارگر بکوشند. با تشکر منتظر واکنش وبلاگ نويس ها نسبت به اين بی عدالتی هستم.


siamak farid 1:13 @ Wed, 11 May 05

شبح عزیز.حرفهایت در کلیت خود درست است ولی باید به چند مسئله توجه داشت .در تلاش برای آزادی یک زندانی قصد به وحدت رسیدن نیست.بلکه اتحاد عمل در موردی خاص است.
الپر و امثال او را نمیتوان دربست به یک نیرو و فکر وابسته دانست . خود شما و خود من شاید بارها و بارها نگاه و طرز دیدنمان به مسائل را تغییر داده ایم.نگاه کنید به گنجی.به برخی از دانشجویان عضو تحکیم.به حنیف مزروعی.حرف من این است که با ایستادن بر سر اصول خودتان باب دیالگ و گفتگو را نباید بست.میتوان نقد کرد بی آنکه براشفت.از تضادها میتوان فرصت ساخت بی آنکه مجبور به گرداندن تسبیح شد یا دروغ گفت.اگر قرار باشد که ما به تمامی با همفکران خود مراوده کنیم پس دیگران چگونه از نظرات ما آگاه شوند؟منظورم دیگرانی هستند که مثل من و تو فکر نمیکنند.اگر قرار باشد همیشه چند نفر همفکرت بیایند و اینجا کامنت بنویسند و همین حرفها خودت را تکرار کنند که خیلی خسته کننده میشود.تو به غیر از اینکه حرفت را به گوش دیگران برسانی چه سلاحی داری وقتی از الپر میخواهی که لینکت را بردارد هیچ مفهومی به جز سلاح انداختن ندارد.شاد و پیروز باشی


ارش 0:55 @ Wed, 11 May 05

مسلما هدف وسيله را توجيه نمی کند (البته بستگی داره چقدر نون و آب توی هدف نهفته باشه اگه از يه حدی بيشتر شد خوب ممکنه توجيه پذيرم باشه) :)


ارش 0:55 @ Wed, 11 May 05

مسلما هدف وسيله را توجيه نمی کند (البته بستگی داره چقدر نون و آب توی هدف نهفته باشه اگه از يه حدی بيشتر شد خوب ممکنه توجيه پذيرم باشه) :)


ارش 0:55 @ Wed, 11 May 05

مسلما هدف وسيله را توجيه نمی کند (البته بستگی داره چقدر نون و آب توی هدف نهفته باشه اگه از يه حدی بيشتر شد خوب ممکنه توجيه پذيرم باشه) :)


شبح 0:03 @ Wed, 11 May 05

شروود عزيز!(8)
متاسفانه ظاهرا شتاب‌درخواندن متن موجب شده که منظور را اشتباه متوجه بشوی:" آیا بجز حکومتیان در ابتدای انقلاب مابقی تشکل ها و سازمان ها واقعا از وسایل مقدس و شرافت مندانه برای رسیدن به اهداف شرافت مندانه استفاده کردند؟" در حالی که واضح و روشن است که من اساسا منظورم حکومتيان نبوده و درست برعکس روشن‌فکران و کسانی که خود را چپ و کمونيست و مارکسيست می‌دانستند بوده است. کسی که واقعا اعتقاد داشت که آقای خمينی امام است وقتی او را امام صدا مي‌کرد که دروغ نمی‌گفت کسانی که می‌گفتن خمينی مرتجعه اما بعد ازش تعريف مي‌کردن دروغ‌گو بودن. لطفا متن را يک بار ديگر بخوان.
در مورد کامنت (10) همان‌طور که در خود متن نوشتم منظور نشان دادن بازی است و نه بازی‌گران. ضمنا نمي‌دانم چرا شرلوک هلمزوار دنبال انگيزه‌های شخصی مي‌گردی. اين نوشته به شخص خاصی اشاره نداشت و به جريانی که راه افتاده است اشاره داشت و مسلم بدان اگر اين برخوردها صورت نگرفته بود بوی گند ستايش از شاهرودی تمام فضای وب‌لاگ‌ستان را برمی‌داشت.


شبح 23:37 @ Tue, 10 May 05

مهران جان!(4)
خوش‌حال شدم که بعد از مدت‌ها دوباره اينجا آمدی و متاسف شدم که خبرهای ناراحت کننده‌یی داشتی. قبلا لينک‌های در مورد دستگيری سالاروند دادم. اگر خبر دقيق‌تری داری يا جایی عکسی از آن‌ها منتشر شده است لطفا بگو تا ببينيم چه مي‌کنيم.


کمیته اقدام کارگری 23:32 @ Tue, 10 May 05

دست های خانه کارگری ها از کارگران کوتاه

با برهم ریختن برنامه های «خانه کارگر» در روز اول ماه و بی اعتباری هاشمی رفسنجانی (کاندیدای ریاست جمهوری خانه کارگر)؛ این مزدوران وابسته به دولت سرمایه داری تهاجماتی علیه کارگران برای کسب آبرو از دست رفته آغاز کرده اند.
روز دوشنبه 19 اردیبهشت 1384 حدود سيصد نفر از عوامل خانه‌ی كارگر و شورای اسلامی كار در حضور نيروی انتظامی، با شكستن در ورودی سنديكا، خرد كردن شيشه‌ها و پاره كردن اسناد و كتاب‌های موجود به حدود ده تن از اعضای هيات موسس سنديكای شركت واحد حمله‌ور شده و آن ها را مورد ضرب و شتم شديد قرار دادندحسن صادقی رئيس هيات مدير کانون عالی هماهنگی شوراهای اسلامی کار، سردستگی مهاجمان را برعهده داشته استاحمدی پنجکی (رييس هيات مديره‌ی كانون هماهنگی شوراهای اسلامی كار استان)، اكبر عيوضی (از خانه‌ی كارگر)، حسن بهرامی، اسكندر نصيری، مهدوی‌خواه، عليرضا احمدی، سروندی و جلال سعيد منش (از شورای اسلامی كار شركت واحد) و امانی (مامور حراست شرکت واحد) از جمله افراد ديگر مهاجم بوده اند
جلال سعيد منش، يكی از مهاجمين، در حالی با چاقو به قصد بريدن زبان و گردن منصور اسانلو (عضو هيات موسس سنديكای شركت واحد) به او حمله‌ور مي‌شود كه حسن صادقي (دبير كانون شوراهای اسلامی كار) دست‌های اسانلو را از پشت نگه ‌داشته و او را در معرض تهاجم ديگران قرار داده ‌بود. ابراهيم مددی (از ديگر اعضای هيات موسس) نيز با كمك فرمانده ‌نيروهای انتظامی حاضر در محل از زير چنگال مهاجمان جان سالم به‌در مي‌برد. مهاجمان همچنين ضمن ايراد خسارت به دفتر سنديكا، موتور و وسايل ديگر اعضای سنديكا را نيز با خود بردند.
پس از پايان درگيري‌ها اعضای هيات موسس برای تنظيم شكايت به كلانتری خيابان ابوسعيد مراجعه مي‌كنند. منصور اسانلو در بيمارستان بستری مي‌شود و طبق آخرين خبر پس از بخيه‌ی زبان و گردن جهت تعيين طول درمان به وی را به پزشكی قانونی و سپس به مقر اطلاعات نيروی انتظامی ‌برده‌اند.
در حالی كه سرگرد كيانی (افسر اطلاعاتی مرتبط با شورای تامين استان) از وقوع اين حوادث شديدا اظهار "تاسف" كرده و قول پيگيری ماجرا را داده است، ماموران انتظامی حاضر در محل بلافاصله بعد از خاتمه‌ی درگيری با احاطه‌ی دفتر سنديكا به سرعت به تعويض شيشه‌های شكسته و پاكسازی محل پرداختند و در جواب اعتراض اعضای سنديكای شركت واحد به ضبط دوربين و گزارش خبرنگاران، اظهار كردند كه خود خبر دقيق ماجرا را انعكاس خواهيم داد.
بدیهی است که کارگران برای دفاع از خود به نهادهای دولتی و افراد اطلاعاتی دولت سرمایه داری نمی توانند اتکا کنند. تنها راه مقابله با این تهاجمات اتکا به نیروی خود است. کارگران برای مقابله با مزدوران دولت سرمایه داری باید دست به ایجاد کمیته های دفاع از خود بزنند و تجمع ها و امکان و وسایل را خود محافظت کنند.
اگر دولت سرمایه داری قادر به دستگیری و محاکمه این مزدوران نیست؛ باید دادگاهی با نظارت سازمان بین المللی کار و سازمان اتحادیه آزاد کارگری ایجاد شود تا نمایندگان کارگران این افراد را محاکمه کنند.
کمیته اقدام کارگری ضمن محکوم کردن این اقدامات ضد کارگری؛ با تمام توان با نیروهای مترقی بین المللی ارتباط گرفته تا به این حرکت های ضد دموکراتیک اعتراض کنند. ما کمپین بین المللی در دفاع از کارگران ایران را همراه با متحدان بین المللی خود آغاز خواهیم کرد. در این راستای از تمامی نیروهای مترقی درخواست می کنیم که در حمایت کارگران ایران ما را یاری دهند.

21 اردیبهشت 1384


شروود 23:15 @ Tue, 10 May 05

یک نکته ی دیگر هم در این میان نظر مرا به خودش جلب کرد؛ آیا واقعا نوشته ی آلپر در وبلاگ خودش - ولو اینکه یک چرخش صدو هشتاد درجه ای بوده باشد و هر چیز دیگری که به آن نسبت می دهید - این قدر اهمیت داشته که دو پست متوالی از صفحه شبح بزرگ را به خود اختصاص بدهد؟ این تاختن به یک نوشته با همه ی توصیفاتی که آز آن می کنید چیزی بیش از یک نوشته نیست که هر کس بخواندش می تواند قضاوت کند. ایا واقعا وقت با ارزشی که از آن در آخرین نظرت در مطلب قبلی یاد کردی - خطاب به نانا و امید - چنین بی ارج شده است که برای نوشته ی یک وبلاگ این همه سر و صدا و تئوری و سناریو نوشته می شود؟ من این برخورد را بیشتر به یک تصفیه حساب - که نمی دانم چرا و از کجا مایه می گیرد -شبیه می دانم تا یک تضارب افکار(آن هم از نوع پر سر و صدایش)


سیاهکل 23:00 @ Tue, 10 May 05

کامل با نظرت موافقم شبح عزيز


شروود 22:45 @ Tue, 10 May 05

سلام. البته همیشه در تاریخ شعارهائی بوده اند که نقطه اوج یکی از دو طرف خیر و شر بوده اند. یکی از آن ها همین شعار "هدف وسیله را توجیه می کند" است که همه از چپ و راست آن را مردود می دانند. نمونه ی همین هم در فلسفه ی بارکلی در توضیح جهان عینی گفته شده که تقریبا همه آن را نفی می کنند. ولی آیا واقعا در عمل هم این شعار به کار گرفته می شود؟ آیا بجز حکومتیان در ابتدای انقلاب مابقی تشکل ها و سازمان ها واقعا از وسایل مقدس و شرافت مندانه برای رسیدن به اهداف شرافت مندانه استفاده کردند؟ یک بار دیگر باید به همه چیز نگاه کرد. می دانی شبح عزیز؛ آفت شناخت همواره یک سویه نگری است. بزرگ کردن عیوب دشمن و نادیده انگاشتن عیوب خودی. و واقعا عیوب خودی بود که بیشتر از هر چیز حرکت آغاز شده را تمام و کمال به گروهی که سازمان دهی بهتر و ریشه دار تری در بین مردم داشت تحویل داد. از شکست باید تجربه گرفت، فرا فکنی و ناسزا گفتن هیچ نتیجه ای در بر ندارد.


منوچهر ژندی فر 22:23 @ Tue, 10 May 05

تهاجم به فعالین کارگر باید متوقف شود

پس از برگزاری مراسم اول مه دور تازه ای از تهاجم به فعالین کارگری و محدود کردن فعالیتهای صنفی و اجتماعی آنان آغاز شده است. در راستای این سیاست پس از غیرقانونی اعلام کردن سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران، صادق امیری یکی از اعضای کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری در مورخه 15/2/84 توسط نیروهای امنیتی بازداشت گردید و بدنبال آن روز گذشته سندیکای کارگران شرکت واحد مورد تهاجم واقع شد که ضمن وارد کردن خسارت به اموال این سندیکا عده ای از اعضای آن نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفته و مجروح شدند.
این تهاجمات در حالی صورت میگیرد که پرویز سالاروند کارگر ایران خودرو هنوز در بازداشت بسر میبرد.

ما ضمن محکوم کردن این تعرضات خواهان آزادی فوری دستگیر شدگان و پایان دادن به این وضعیت هستیم و بدینوسیله توجه همه سازمانهای کارگری در سراسر دنیا را به این تهاجمات گسترده علیه کارگران در ایران جلب میکنیم.

کمیته پیگیری ایجاد تشکلهای آزاد کارگری در ایران
۲۰ ارديبهشت ۱۳۸۴


atash 21:12 @ Tue, 10 May 05

مهران ۴
من این موضوع رادر وب لوگ درج کردم


آرمین گیله مرد 20:37 @ Tue, 10 May 05

سلام ... دقیقا!! ... همیشه با این جمله "هدف وسيله را توجيه می‌کند." مخالف بودم و هستم و خواهم بود که این وسیله و راه هست که جهت و معنی هدف را فاسد و عوض میکند. و بهترین مثالش هم شوروی هست که مانفیست کمونیسم و بخصوص همین دو جمله را زیر پا گزاشت و نه تنها عدالت اجتماعی، ازادی و دمکراسی واقعی را برپا نکرد، بلکه بزرگترین خیانت هم به این اهداف کرد!!!!


Mehran Mahbobi 20:34 @ Tue, 10 May 05

رفقا و دوستان عزيزو
در کنار چت هایتانخواهش می کنم به اين خبر هم گوش کنيد!
دو کارگر در حوالی اول ماه مه دستگير شده اند. يکی صادق اميری فعال کميته پيگيری ايجاد تشکل های آزاد کارگری که او را از محل کارش بردند و هنوز خبری از او در دست نيست. اين واقعه درست بعد از چهار روز گذشت از اول ماه مه اتفاق افتاده است. کارگر ديگر پرويز سالار وند است که او را ۲۴ فروردين دستگير می کنند که بعد ها حراست کارخانه خودرو اعتراف می کنند که او را در اسارت دارند. فراخوان حمايت های خودتان را برای اين دو کارگر از تشکل های کارگری محيط زندگی خودتان بگيريد. واقع اين حمايت ها به امر آزادی آنها بسيار موثر است. کارگر زندانی کردن جنايت عظيمی است. اين کارگران هيچ کس را ندارند حتی نيرو های اپوزيسيون راست خيلی از اين کار جمهوری اسلامی هم خوشحال می شوند که کارشان را برای بعد که سر کار بيايند آسان تر می کنند. به همه نيرو های چپ و انسان های آزادی خواه تقاضای کمک می کنيم. برای اين منظور کميته ای تشکيل شده است و نامه های حمايت خود را به آدرس ای میل اين کميته بفرستيد:
nasser_asgari@yahoo.com
shahla_daneshvar@yahoo.com
نشريه خبری کارگری به زبان انگليسی هم اين کميته شماره دوم اش را بيرون داده است با تماس با اين کميته می توانيد اين نشريه را هم بدستتان برسد.
مهران محبوبی


m 20:29 @ Tue, 10 May 05

کاملا موافقم . با اينکه کمونيست نيستم


atash 17:09 @ Tue, 10 May 05

شبح جان ..
کسب قدرت سياسی اگر در جهت اهداف طبقه کارگر و زحمت کش باشه که اشکالی نداره اما نه اينکه بخواهد بر ضد آن عمل کند . بله آگاهی شرط اول برای اين قدرت ست اما چگونه واز چه طريقی !!؟؟ يادمه يه زمانی چپ های ما می گفتند با توده ها به زبان خودشان حرف بزنيم و هر جا که ميشد به جای آنکه در فضای ازادی که به مدت کوتا ه تحميل شده بود ومتاسفانه صريح مهار شد استفاده لازم را ببرند می گفتند هر گونه برخورد به آن ( منظور مذهب) دلزدگی در ميان توده ها بوجود می ايد و با عث می شود انان را از خود دور کنیم .


atash 16:58 @ Tue, 10 May 05

.






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1273
تعداد نظرات: 24852
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: january 16, 2007 10:07 pm


از کجا آمده‌اند؟