|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
یکشنبه، 18 اردیبهشتماه 1384 | May 08, 2005
● يارب! اين نو دولتان را بر خر خودشان نشان
"رئيس قوه قضاييه با اين سخنان اخيرش نشان داد كه جدا از انديشهها و افكار و روابط و سيستمي كه در او قرار دارد، انسان آزادهاي است و از گفتن و شنيدن حرف حق ابايي ندارد." از شما میپرسم نويسندهی پاراگراف نقل شده را چهگونه بايد ارزيابی کنيم؟ آيا او آنقدر نادان است که نمیداند همين آقای شاهرودی مزور که زمانی "هاشمی عراقی" بود و قرار بود بعد از پيروزی در جنگ بر عليه عراق رهبر عراق شود و اکنون نامزد جانشينی رهبری ايران شده است و يک شبه از "عراقی" به "شاهرودی" تبديل شد در آغاز تحويل گرفتن قوهی قضاييه گفت:"من ويرانهیی را تحويل گرفتم!" و حالا بايد ديد در پروندهی شش هفت سالی که در قوهی قضاييه بودهاند چه کردهاند؟ چه کسی با حکم قضایی روزنامهها را بست؟ پروندهی زهرا کاظمی چه شد؟ قاضی قاتل عاطفه چه شد؟ و هزار پرسش ديگر و اکنون وقتی اينان به دلايل جناياتشان پروندهیشان در سازمان ملل مفتوح است و تحت فشار بينالمللی مجبور به آزادی چند تن از زندانيان شده اند. ناگهان وبلاگاستان را دارند عرصهی چاپلوسی برای آقای شاهرودی میکنند! اگر بپذيريم که نويسندهی آن پاراگراف نادان نيست تنها شق باقی مانده اين است که دروغ میگويد و سياهبازی میکند. نادان يا دروغگو ايشان تبليغاتچی آقای معين در وبلاگاستان جناب آلپر هستند.(البته بیچاره آقای معين که با داشتن چنين دوستانی نياز به دشمن ندارد.) آقای شاهرودی خوب اينها را شناخته است. صبح زود در اوين آدم میکشد و شب در تلهويزيون آنچنان حرف میزند که "آزاده"اش بخوانند! ماجرا چيست؟ مجتبا سميعینژاد چندی پيش دستگير شد و گروهی از وبلاگنويسان و کانون وبلاگنويسان ايران–پنلاگ سريعا نسبت به دستگيری او واکنش نشان دادند و آزادی بیقيد و شرطاش را خواستار شدند و توماری هم برای ارسال به سازمان ملل و ساير نهادهای بينالمللی مدافع آزادی بيان تهيه کردند. بعد همين آقايان آمدند گفتند اصلا مديار کيست؟ مجتبا سميعینژاد چه کاره است؟ اين کمونيستهای مشکوک چرا از او دفاع میکنند؟ و اکنون که اين مبارزات در حال به نتيجه رسيدن است. هماينان برای ميوهچينی از راه رسيدهاند و دارند آقای شاهرودی را بزرگ میکنند و او را آزاده میخوانند... مجتبا سميعنژاد بهزودی آزاد خواهد شد چون هزينهی زندانی بودن او برای اين رژيم سراسر ريا و تزوير بيش از فايدهی آن است. مجتبي آزاد خواهد شد چون ما تمام جهانيان را خبر کرديم که او در زندان است و آزادیاش را خواستهايم و اين نظامی که پایاش لب گور است مجبور است به خواست ما و نهادهای بينالمللی گردن نهد. اميدوارم مديار عزيز پس از آزادی کسانی را که برای تبليغات رياست جمهوریشان او را وسيله قرار دادند رسوا کند. May 8, 2005 03:24 PM | TrackBack
Please check out the sites on Texas Holdem Poker Texas Holdem Poker http://www.evilplots.com/ http://www.evilplots.com/ ...
اتاتعتتةتتا تنتتتع
اتاتعتتةتتا تنتتتع
AUTHOR:
AUTHOR:
ای برادر خشت ما را از ازل اينگونه زدن کار و تلاش از من -- راحت و خواب از تو
شبنم جان!(67)
شبح عزيز (۶۲)
امين گرامی(49) نانا جان! امين عزيز!
البته شبح عزيز من قبلن اين نوشته آلپر (http://alpr.30morgh.org/archives/001713.php) را نديده بودم ... واقعن که چه پررو هستند و شکی نيست که برای حضرات خودی هستند!
خلاصه اينکه باید هوشمان بر سرجا باشد اگر مديار هم به ياری همه دوستان روزی آزاد شد و فردای آزادیاش در وبلاگاش نوشت ... ؛من از آقای شاهرودی به جهت تلاش برای آزادیام صميمانه متشکرم و فکر میکنم بهترين راه تشکر از عملکرد ايشان نيز شرکت در انتخابات باشد؛ ... اگر هم جا خورديم گول نخوريم و سر از پا نشناخته به صندوقها بريزيم!
ميشه اينجوری تصور کرد (ذهن حضرات):
شبنم عزيز!(51)
شبح عزیز! سلام و خسته نباشی! من پیام تو را در برنامه اوت لوک، خواندم. ممنون. قبل از آن به تو مایل زده بودم که قادر به خواندن پیام نیستم. پس موضوع منتفی است. دیگر اینکه از پیام شاد باش تو، به دلیل عضویت من در پن لاگ خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی ممنون عزیز!
دوستان سلام! براستی یکی از معدود و شايد تنها مجمع هايی که تمامی گروه ها با طرز فکرهای ۱۸۰ درجه ايی در ان شرکت دارند ٬ پن لاگ ميباشد. از ابتدا تاکنون دستهای الوده بيکار نبوده و برای به انحراف کشيدن اين مرکز مبارزاتی٬ با تمام قوا دست بکار شدند. از اقای حسين درخشان گرفته تا خانم فرشته قاضی که در مصاحبه اخيرشان با بيشرمی وجود کانون وبلاگ نويسان را منکر شده اند. دوستان! تمامی اين شيطنتها از جانب رژيم طراحی شده تا اين جریان را هم به انحراف بکشانند. استدعا دارم هوشيار باشيم!
ما خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط پرويز سالاروند و صادق اميرى هستیم طبق اطلاعيه منتشر شده توسط کميته پيگيرى تشکل هاى آزاد کارگرى،١٥ ارديبهشت، چهار روز پس از اول مه، صادق اميرى از فعالين کارگرى و از همکاران فعال کميته پيگيرى تشکل هاى آزاد کارگرى توسط سه تن از ماموران وزارت اطلاعات دستگير شده است. تا کنون از سرنوشت او اطلاعى در دست نيست.
سلام شبح عزيز، نمي دانم آيا گزارش جلسه وبلاگ نويسان با معين را خوانده اي؟... در هيچ كدام از گزارش هايي كه وبلاگ نويسان نوشته اند، حرفهاي من را ننوشتند .. كاش شما بودي.. در انجا برخي از افراد من را متهم به تند روي و بستن فضا براي وبلاگ نويسان كردند!... بگذريم.. من از بيگانگان هرگز ننالم، كه با من هر چه كرد ان آشنا كرد!.... برخي از دوستان ما شايد خيال ورشان داشته، فكر كرده اند ممكن است كاره اي شوند؟.. كسي چه مي داند!... اميدوارم ما هم با موضعگيري تند در مقابل آنها، آنان را بيشتر به طرف مقابل سوق ندهيم.
http://hashemijomhoor.blogspot.com وبلاگ هاشمی جمهور با اعلام یک خبر پشت پرده گام پنجم را بر می دارد.
http://hashemijomhoor.blogspot.com وبلاگ هاشمی جمهور با اعلام یک خبر پشت پرده گام پنجم را بر می دارد.
شراگيم گرامی ۴۲ دوست عزيز پيام ۴۲ تو بسيار گويا و واقعی بود ولی اين بار به معنی مطلق مردم حول خواستهای انسانی جوامع بشری متحد خواهند شد و کسی جلودارشان نخواهد بود
دوستان مطلبی در پاسخ به هاله در باره واژه مستقل که ایشان استفاده کرده اند نوشتم. به نظر من این نظر هاله این گونه القا می کند که پن لاگ مستقل نیست.
سلام شبح جان ...
دو کارگر دستگيرشده٫پرويز سالاروند و صادق اميری فورا بايد آزاد شوند.
سلام شبح جان، من هم دلم مي خواد مديار هر چه زودتر آزاد بشه، ولی مطمئنم که اين راه درستی نيست که به خاطر آزاد شدن مديار به هر کاری(به اين قيمت که مديار رو يا خانواده اش رو ، راست يا دروغ اينطور به نمايش بذاريم ) دست بزنيم. اينکار رو مديار خودش هم می تونست انجام بده! اين رو برای خود آلپر هم نوشتم ، با نوشته هات در مورد شاهرودی و در کل با نوشته ات موافقم...ولی فکر مي کنم بايد تمرکز ما روی مديار باشه، همين حرکت هم با اينجور انتقادها مي تونه راه درستش رو پيدا کنه، جدای اينکه چه کسی پيشنهادش رو داده، حد اقل ميشه تلاش خودمون رو بکنيم..،و شبح جان، اگر بشه یک انتقاد کوچیک دیگه هم بکنم، و اون اینکه مسائل مختلف رو جدا نگه داریم از هم (به عنوان مثال اگر اشتباه نکنم این حرف "کمونیستهای مشکوک" یا چیزی شبیه به این رو حسین درخشان زده بود نه آلپر....می خوام بگم هر چیزی رو در جای خودش مطرح کنیم) ...سيامک عزيز اينجا حرفهايی نوشته در اين مورد که کاملا حرف دل من هست، پس به جای زياده گويی لينکش رو اينجا ميذارم: http://www.belgiran.persianblog.com/1384_2_belgiran_archive.html#3476367
امین ۴۹ گوش کن با دقت ببین چی میگم . این کل کلنجار من بود با شروود نامی !!!! در مورد عصبیت و پرخاش من که نوشته ای دلیلش را نمیدانی باید بگویم برایت متاسفم که احتمالا آنچنان خوابی که بیست و شش سال ظلم - جنایت - دروغ - دزدی و چپاول - فحشا - کلیه فروشی - کارتون خوابی - لقمه دهان مردم را سرمایه گذاری برای تخم و ترکه یه مشت آخوند ماقبل تاریخی و وجود یک مشت رجاله به نام هیئت حاکمه وووووووووووو را دلیلی برای خشم و عصبانیت نمی بینی !!!!!!!!!!!!
میگويند ضمير، مخاطب خودش را پيدا میکند. نانا خانم، من هميشه در صحبت با کسانی که از اول تصميم به شاشيدن به مخالفشان میگيرند مشکل داشتهام و کم میآورم، در نظر قبلی هم گفتهام که از شما کمی میترسم. چون شما قبل از شاشيدن به حرف طرف مقابل حتی دقت نمیکنيد طرف چه گفتهاست، و آيا اصلا از دار و دستهی ((جانيان جمهوری اسلامی)) به حساب میآيد که از اين موهبت برخوردار شود؟ شروود (که دوست من نيست و من اصلا نمیشناسماش) در نظر خودش به میخواران توهين نکرده بود يا لااقل به خيال خودش فکر کردهبود (و بعدا هم توضيح داد که چرا اينجور فکر میکند) که لغت توهينآميز نيست. من هم بنظرم آمد که چنين باشد و به شبح عزيز گفتم نوشتهی شروود کمتر از نظر نانا بیادبانه است. به هر صورت، اصطلاحاتی که من در نظرخواهی قبلی بين دو پرانتز گذاشتهام (چون نمیشود گيومه تايپ کرد) يعنی ((متمدنانه)) و ((مؤدبانه)) اصطلاحات شبح هستند که به من پيشنهاد کردهايد آنها را شياف کنم، درحالی که (از شبح عذر میخواهم که از اصطلاح شما استفاده میکنم) شبح ضمن پاسخ دادن به بسياری نظرات اين اصطلاحات را به بعضی مخاطباناش که از آنها خوشش نمیآيد شياف میکند. اگر کسی مخالفتی داشته باشد اينجا بايد با نهايت احتياط و ادب و خاکساری صحبت کند تا شبح عزيز به او پاسخ بدهند، ولی شما که هواداری میکنيد البته مجاز به شاشيدن به بقيه هستيد و هيچگاه مورد عتاب و خطاب قرار نمیگيريد. البته وبلاگ و نظرخواهی مال شبح است و طبق اصول مالکيت شخصی هر جور بخواهد میتواند در آن رفتار کند.
انقلاب ونزوئلا: ضرورت فراروی از سرمایه داری
شبح گرامی ۴۳ بگذار بی پرده برایت مطلبی را بگویم این پن لاگ چون خاری به چشم کسانی که به خیال خود کنترل وبلاگستان را در دست داشته بوده اند !!! فرو میرود
تو اولين نفر نيستی و قطعا آخرين هم نخواهی بود که به دليل کم آوردن به من برچسب اختلال روانی ميزنی !!!!!!! It comprises bizarre, often socially embarrassing and distressing, involuntary vocal tics (verbal utterances) که معنيش اين است که فردی که اين بيماری را دارد به تمامی قوانين جامعه ميشاشد!!!!!!!
دستگيرى صادق اميرى، يكى از فعالين كارگرى و از همکاران فعال كميته پيگيرى ايجاد تشكل هاى آزاد كارگرى
۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۴
حجتالسلام فاکر عزيز!(37)
تنهای عزيز!(39)
نسرين نازنين(35)
چی بگم شبح جان...بعضی وقتها تا سر حد کهیر زدن از دست بعضی آدمها حرص می خورم...یکی اش همین روزبه خودمان بود...عده ای ظاهرا سعی دارند به جای تغییر شرایط موجود (و یا حداقل اعتراض به این شرایط) خود را با وضعیتی که وجود دارد تطبیق دهند...نمی دانم در ذهن این دوستان چه می گذرد و چه انگیزه هایی باعث می شود که بعد از خاتمی که هیچ گهی نخورد و فقط سوپاپ اطمینانی بود برای اینکه هشت سال دیگر از زندگیمان جنایتها و تبعیض ها و تحمیق ها را ببینیم و تحمل کنیم حالا دل به امثال معین و حتی رفسنجانی بسته اند...! مسخره نیست؟
در ميان اين همه كامنت بي ربط ،من ميخواهم درباره جمله فوق نظر بدهم :
شبح عزیز (27)؛
سلام شبح عزيز.. بعد از مدتها براتون کامنت ميذارم و خوشحالم از اين بابت.. ممنونم که سر زدين به وبلاگ جديدم...
برادر حزب اللهی جناب حجت الاسلام شبح
بازگشت حجت الاسلام و المسلمين فاکر رئيس کميسيون اصل نود مجلس شوراي اسلامي به عرصه اينترنت با بياناتي ارزشمند و روشنگر درباره انتخابات آينده مجلس و ساير مباحث فرهنگي:
به عنوان سئوال آخر آيا خواستهاي ملي و قومي از قبيل تاسيس مدارس ابتدايي و متوسطه در مناطق غير فارسي زبان يك خواسته حقوق بشري است؟ در اين صورت به كدام ميثاق نامه ها ميتوان ارجاع داد؟ ــ اين خواسته ها يقينا مطابق با اعلاميه جهاني حقوق بشر هستند و دو ميثاق بين المللي كه ايران به هر دوي آنها در سال 1354 پيوسته است، اين حقوق را پوشش ميدهند؛ يكي از آنها ميثاق حقوق سياسي و مدني و ديگري ميثاق حقوق اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي است.
هاله جان شبح جان
جناب آقای شاهرودی وقتی سخنان گوهربارش رو میزده یک قسمت کارو ندیده و تا حدودی خراب کرده. مگر جناب شاهرودی رئیس قوه قضاییه نیست؟ پس به عنوان بالاترین مقام مسئول این سازمان وظیفه داره تا از حال و احوال زندان ها و زندانیان آن مطلع باشه و اگر بی اطلاع است دلیل بر آزاده گی ایشان نیست دلیل بر بی عرضه گی شان است. در جایی از سخنانش گفته که بردن و دستگیر کردن افراد بدون داشتن دادگاه صحیح نیست و نیروی انتظامی را برای این کار سرزنش کرده. البته وقتی که از یکسال بیشتر است که حضرات دادگاه سر خود شدند، باز هم اولین سوال به خود جناب شاهرودی بر میگرده که بعد از این همه وقت شما تازه با خبر شدید که چه کردند . چه میکنند. در صورتی که شما باید جزو اولین افراد مطلع از قضایا باشید.
هاله جان!(31)
حکمروايي مشعشعيان همزمان بود با آغاز پادشاهي سلسله صفويه و خوزستان از دوره شاه اسماعيل صفوي، عربستان ناميده شد. شاه اسماعيل، مشعشعيان را شکست داد اما واليگري عربستان يعني خوزستان را به آنها واگذاشت. بقيه در در اين جا بخوانيد:
شبح عزیز، من توضیح لازمه رو دادم و بحث از دیدم من مختومه است - حال هر جور که بخواهی بچرخانیاش. دقیق و درست متوجه شدهای، من سیاست باز نیستم و این به هیچ وجه تصادفی نیست. ترجیح میدهم صاف و صادق و از اون مهمتر مستقل باشم - دقیقا" یکی از دلایلی که موجب استعفایم از پنلاگ بود. شاید به زودی در مورداش به تفضیل نوشتم. راه و روش من با تو زمین تا آسمان تفاوت دارد و دقیقا" همان است که میخواهم. موفق باشی.
آقاي يوسف عزيزي بني طرف كه اكنون در زندان است، به دقت مطرح كرد كه حتي كانون نويسندگان ايران به چنين موضوعي برخورد نكرده است. او ميگويد كانون فعالان حقوق بشر خانم شيرين عبادي نيز برخورد شايسته اي نكرده است. البته هر دوي اين كانون ها پس از دستگيري آقاي بني طرف بيانيه صادر كردند و خواستار آزادي وي شدند، اما پيشتر برخوردي نشده بود. واقعيت اين است كه بسياري از جريانهاي فعال در ايران صحبت از مسائل ملي را تجزيه طلبي ميدانند. اين به نوعي همگامي با سركوب است، چرا كه ناديده گرفتن حقوق نيمي از كشور به هيچوجه با هيچ منطقي سازگار نيست. اينها شايد نميخواهند از مليت نام ببرند، بگويند قوميت، با زبانشان آنها را بنامند و يا به هر شكل ديگر، به هر حال اصل موضوع را نميتوان دور زد. اصل ماجرا اين است كه نيمي از جامعه ايران به دليل فارس نبودن از بسياري از حقوق فرهنگي و اجتماعي و سياسي محروم هستند. اگر اين را به وضوح اعلام نكنيم معني آن سكوت در مقابل سركوب است و شاخ و دم هم ندارد.
coprolalia يک بيماری است که رفتار يک نفر در نظرخواهی شبح و در وبلاگ خودش نشاندهندهی آن است. چون من از او کمی میترسم لطفا کسانی که با او دوست هستند مشفقانه از او بخواهند که بطور جدی در مورد سلامت خودش بينديشد و به هيچ وجه از پزشکان نترسد، با معرفی به پزشک مناسب و يک دورهی مشاوره و درمان دلايل اصلی اين بيماری شناخته میشود و مشکل تا حد زيادی برطرف میشود.
هاله جان!(21)
لرد بزرگ وار(17)
یونس عزیز!(15)
آزادی مطبوعات و طبقه کارگر
نسرین جان، من اصلا" نمیدونم که آیا الپر و دوستاناش (باز هم ما و آنها!) این طومار رو امضا کردهاند یا نه. شخصا" متن طوماری رو که امضا میکنم میخونم و اگر راضی بودم امضا میکنم ولی این سوالها رو باید از خودش بپرسی و من نمیدونم. من فقط شفافیت مسئله رو خواستم، چون اعلام کرده بودم (به درستی) که این طومار مستقل است و نه وابسته به گروهی خاص.این نه بد است و نه خوب. تنها یک حقیقت است.
نسرين جان ! نگاه بکن! يک نمايش گسترده و چندش آور در ايران می گذرد، که به باورم که بيش از هر چيز در باره هست و نيست حکومت اسلام است (با همه جناح های آن). همه اين بازی ها را فراموش نکنيم و فريب نخوريم. تلاش کنيم روی سخن مان در افشای بزر گ تر های اين ها باشد. اين (چند تا وب لاگ نويس مزدور و نان به نرخ روز خور) که هيچ نيستند. بزرگ ترين اين ها پس از چند سال می آيد و گريه می کند و می گويد که او تنها يک "تدارکات چی " بيش نبوده. همه اين ها کوشش می کنند تا نشان دادن حکومت اسلام "قانونی" است و برای همين هم از سر تا پای حکومت از هر جناح مردم را برای رای دادن و فراخواندن مردم به پای صندوق رای هستند. مردم بايد اين حکومت و صندوق هايشان و اين نمايش را بايد بايکوت کنند، تا به جهان و بالاتر از همه، به خود نشان دهند که اين حکومت را نمی خواهند و اين گام بزرگی در سرنگونی حکومت خواهد بود. آخرين ميخ بر تابوت حکومت اسلام بايکوت آن است.
هاله جان ! لرد شارلون عزيز
شبح جان من اصلا و ابدا منظورم این نبود که بنویسی هاله طومار رو ساخته، مگر تا امروز هر کار کردم به خاطر این بوده که اسمی از من برده بشه؟ برای من این مسئله کوچکترین جاذبهای نداره و هرکس اینطور فکر کنه همینجا میگم کاملا" خطاست. این پتیشن از طرف گروه خاصی نبوده و من از تو خواهش کردم این رو شفاف کنی، همین. از جملاتی که نوشتی اینطور بر میآد که در ساختن طومار کانون وبلاگنویسان دست داشته که صحیح نیست. من در گلایهام از الپر نوشتم که این طومار مستقل است و نوشته تو این حقیقت رو نقض کرده. همین. خیلی ساده عزیزدل. ممنون از لطفات.
خسن آقای عزیز؛
شارلون عزیز (17) شما اول می گویید که این آقای الپر آدم فلانی است و بهمانی است و بعد می گویید که او از روی نا آگاهی این حرفها را زده. همچنین در مورد امید میلانی چیزهایی را می گویید که اصلا قابل قبول نیست اینها آنقدر شعور و آگاهی دارند که امکان ندارد وقتی می گویم امکان ندارد منظورم صد درصد است اینها نمی توانند این مسائل را درک نکنند.
يونس گرامی ۱۵ گوش کن ببين چی ميگم دوست محترم . اين دو دستگی را نه ما با انتخاب بلکه با قبول واقعيت است که می سازيم و از آن هيچ تاسفی و رنجی هم نميبريم ميدانی چرا؟
شبح عزيز و ديگران!
شبح گرامی زنی لهستانی را ميشناسم که بسيار ابله است .
سلام بر شبح عزیز
شبح جان همونظور که گفتی اينها دشمن انسانيت . آزادی . ايران و ايرانی هستند و انتظار مروت و حق از اينها انتظار بی جايی است . مگر اينکه برای يک ژست تبليغاتی يا يک تاکتيک سياسی يک کار مقطعی کنند . بنابراين اين برخورد الپر خيلی عجيب است مگر اينکه بخواهد آنها را در رو در بايستی قرار دهد که حکم آزادی مديار را بدهند که اينهم باز عجيب است . احمقانه ترين احکام . سبعانه ترين کارها . جنايت آميزترين رفتارها و خيانت کارترين اهداف در زير مجموعه اين اقای هاشمی عراقی انجام ميشود و اونوقت ايشان به لقب آزاده ملقب شده اند . عجبا !!!!
فيروز عزيز!()
از جان و آزادی انسانها برای اثبات عقاید سیاسی خود استفاده کردن موقوف. هركسي از ذن خود شد يار من. حالا تازه می خوان که طرف آزاد بشه بیاد بگه کی بهتر از من دفاع کرد. قضیه پیغام اول رو من گذاشتمه؟
از سرى "موقعيت و آينده زبان فارسى در كشور" بخش اول: دهكده جهانى و زبان فارسى - جهانى شدن يعنى چندگانگى٫ جهانى شدن يعنى رنگارنگى٫ جهانى شدن يعنى ديگرپذيرى - چيزهايى در حال تغييراند اتفاقاتى در دنيا روى مىدهند٫ در منطقه و كشورهاى اطراف چيزهايى در حال تغييراند. زيرا آنانكه موظف به آموختن از تاريخ اند٫ درسهاى لازمه را فراگرفته اند. افزون بر آن فرايند جهانى شدن در اقتصاد و ارتباطات و انتگراسيون بين ملتها٫ مرزهاى مصنوعى خارج و داخل كشورى را بىمعنى نموده است. در منطقه ما همه به آرامى و بى انقطاع٫ با بهت و حيرت ٫ با آنچه كه در جهان و همسايگان روى ميدهد و با حق و حقوق خود كه ديرزمانى است از آن محروم نگاه داشته شده اند آگاهتر و آشناتر مىشوند. خطوط قرمز سابق در حال پاك شدن اند. به جاى كشيدن خطوط قرمز تازه اى كه بىشك سريعتر از قبلىها پاك خواهند شد ٫ آيا بهتر نيست با اتخاذ سياستهاى پراگماتيك ترى به واقعيت چندمليتى بودن كشور ايران و شرايط و الزامات جديد جهانى گردن نهاد؟ دوران گفتمان ها و روشهاى كهنه به سر آمده است. ديگر نمىتوان از "ملت" هاى ايرانى به نام "قوم" ياد كرد٫ و زبان و فرهنگ و مدنيتشان بويژه تركى را "محلى" نماياند. ديگر نمىتوان "اقليت" را اكثريت٫ "اكثريت" را اقليت٫ زبان "سراسرى" را محلى و زبان "محلى" را سراسرى٫ زبان "تحميلى" را طبيعى و زبان "طبيعى" را تحميلى نماياند.
حسام (7) جان راستش را بگو چند پول گرفتی که بیایی اینجا ملت مبارز را تخریب کنی.
سيامک عزيز!(5)
هالهی عزيز!(6)
عالی جناب بارکلی: اگر تو چشمانت را ببندی دنیا باز هم وجود خواهد داشت. پس لطفا سر خودت را شیره نمال و درست نگاه کن. آقاجان تو را به خدا گاهی به جای شعار های آبکی دادن کمی مرد عمل باش. تو که هنوز آن قدر اراده و اختیار نداری که کنترل یک بحث ده پانزده نفره را در اختیار بگیری و از همه مهم تر هنوز یاد نگرفته ای اول فکر کنی و مانند پسران تازه بالغ اول از همه دچار هیجان غرور جوانی نشوی، چگونه ادعای کار گروهی یا تشکیلاتی می کنی؟ انگار که عریضه نویسی و امضا تومارهای خنده دار نتیجه دیگری جز تفریح برای امثال تو ندارد. جالب تر این که ادامه هم می دهی تا حقانیت مضحکه ای که راه انداخته ای را به اثبات برسانی. واقعا که درست می گویی! نیروی انتظامی از یک عده وبلاگ نویس کنار گود ترسید که کارتن خواب ها جمع آوری کرد! حالا هم رژیم از تو و مدافعان لمپن و سینه چاکان تومار ساز خارج نشینت زهره ترک شد که تصمیم گرفته است مدیار را آزاد کند. باور کن من گاهی به ضریب هوشی ات شک می کنم! واقعا برایت متاسفم پدر جان...
سلام شبح جان. بی اینکه بخوام باز درگیر بحثهای ملالآور 'ما و شما و آنها' بشم میخواستم نکتهای رو روشن کنم. نوشته ای: " گروهی از وبلاگنويسان و کانون وبلاگنويسان ايران–پنلاگ سريعا نسبت به دستگيری او واکنش نشان دادند و آزادی بیقيد و شرطاش را خواستار شدند و توماری هم برای ارسال به سازمان ملل و ساير نهادهای بينالمللی مدافع آزادی بيان تهيه کردند." منباب توضیح: طومار مربوط به مجتبی سمیعینژاد توسط شخص (که خودم باشم) درست شده بود و نه گروهی از وبلاگنویسان یا کانون - نوشتهات این رو شفاف نکرده. ممنون. هاله
من هم از اين نوشته الپر تعجب کردم که چه خبر شده است و برایش کامنت گذاشتم ولی دوستان معتقد نیستم فورا کسی را متهم به هر چیزی که دم دستمان میرسد کنیم.با الپر و امثال او میشود به زبان دیگری هم صحبت کرد.میشود او را به تغییر مواضعی که گرفته است تشویق کرد . الپر با یک جمله که دانسته و یا نادانسته نوشته است نباید اینگونه مورد عناد قرار گیرد.راه گفتگو باز است . شاد باشید
نسرین جان این هم مثل آقای جهانگرد است که فرموده اند "این سمیعی نژاد کیست!!!؟" آن طرف دنیا بابای فرانسوی می دونه سمیعی نژاد کیست ولی اینها که طرف توی زندون خودشون هست نمی دونند؟؟؟؟ دروغگو که می گویند همین ها هستند.
شبح جان جانا سخن از زبان ما می گوئی ! البته این را باید اضافه کنم که در وب لاگ هاله نازنین خوندم که آقای الپر در جواب هاله که پس چرا ایشان از حرکاتی که هاله به عنوان یک فرد مستقل راه اندازی کرده بود حمایت نکرده است ٫ گفته اند که از این حرکات اطلاع نداشته اند !!!!!! در جواب فقط می تونم بگم : نمی دانم و راحت جانم !!!:(
راستی یادم رفت بنویسم. آقایان (معین و شرکا) در جمع وبلاگ نویسان (همانها که بناست معین را جوان پسند بکنند) نوشته بودند که ایشان خبر نداشتند... اصلا چرا نقل قول کنم نوشته خود فریبکاران را می آورم تا فردا در مقابل دادگاه مجبور به پاسخ گویی شوند: "ديروز در جلسه وبلاگنويسان با دكتر معين، وقتي صحبت مجتبي سميع نژاد و اينكه آخرين وبلاگنويسي است كه هنوز در زندان مانده مطرح شد، كنار مهندس جهانگرد نشسته بودم. از من پرسيد اينها كي را گفتند؟ گفتم همان وبلاگنويسي كه الان در زندان است. گفت مگر كسي هنوز مانده؟!! شايد باور كردنش سخت باشد، اما آقاي جهانگرد از ماجراي سميع نژاد خبر نداشت" نقل از وبلاگ الپر
من هم که نوشتم البته با نگاهی دیگر، هاله هم نوشت البته با زبان هاله ملایم. |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1269
تعداد نظرات: 27002 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: november 25, 2006 05:21 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||