یکشنبه، 18 اردیبهشتماه 1384 | May 08, 2005

يارب! اين نو دولتان را بر خر خودشان نشان


"رئيس قوه قضاييه با اين سخنان اخيرش نشان داد كه جدا از انديشه‌ها و افكار و روابط و سيستمي كه در او قرار دارد، انسان آزاده‌اي است و از گفتن و شنيدن حرف حق ابايي ندارد."
از شما می‌پرسم نويسنده‌ی پاراگراف نقل شده را چه‌گونه بايد ارزيابی کنيم؟ آيا او آن‌قدر نادان است که نمی‌داند همين آقای شاهرودی مزور که زمانی "هاشمی عراقی" بود و قرار بود بعد از پيروزی در جنگ بر عليه عراق رهبر عراق شود و اکنون نامزد جانشينی رهبری ايران شده است و يک شبه از "عراقی" به "شاهرودی" تبديل شد در آغاز تحويل گرفتن قوه‌ی قضاييه گفت:"من ويرانه‌یی را تحويل گرفتم!" و حالا بايد ديد در پرونده‌ی شش هفت سالی که در قوه‌ی قضاييه بوده‌اند چه کرده‌اند؟ چه کسی با حکم قضایی روزنامه‌ها را بست؟ پرونده‌ی زهرا کاظمی چه شد؟ قاضی قاتل عاطفه چه شد؟ و هزار پرسش ديگر و اکنون وقتی اينان به دلايل جناياتشان پرونده‌ی‌شان در سازمان ملل مفتوح است و تحت فشار بين‌المللی مجبور به آزادی چند تن از زندانيان شده اند. ناگهان وب‌لاگ‌استان را دارند عرصه‌ی چاپلوسی برای آقای شاهرودی می‌کنند!
اگر بپذيريم که نويسنده‌ی آن پاراگراف نادان نيست تنها شق باقی‌ مانده اين است که دروغ می‌گويد و سياه‌بازی می‌کند. نادان يا دروغ‌گو ايشان تبليغات‌چی آقای معين در وب‌لاگ‌استان جناب آلپر هستند.(البته بی‌چاره آقای معين که با داشتن چنين دوستانی نياز به دشمن ندارد.)
آقای شاهرودی خوب اين‌ها را شناخته است. صبح زود در اوين آدم می‌کشد و شب در تله‌ويزيون آن‌چنان حرف می‌زند که "آزاده"‌اش بخوانند!
ماجرا چيست؟
مجتبا سميعی‌نژاد چندی پيش دستگير شد و گروهی از وب‌لاگ‌نويسان و کانون وب‌لاگ‌نويسان ايران–پن‌لاگ سريعا نسبت به دستگيری او واکنش نشان دادند و آزادی‌ بی‌قيد و شرط‌اش را خواستار شدند و توماری هم برای ارسال به سازمان‌ ملل و ساير نهادهای بين‌المللی مدافع آزادی بيان تهيه کردند. بعد همين آقايان آمدند گفتند اصلا مديار کيست؟ مجتبا سميعی‌نژاد چه کاره است؟ اين کمونيست‌های مشکوک چرا از او دفاع می‌کنند؟ و اکنون که اين مبارزات در حال به نتيجه رسيدن است. هم‌اينان برای ميوه‌چينی از راه رسيده‌اند و دارند آقای شاهرودی را بزرگ می‌کنند و او را آزاده می‌خوانند...
مجتبا سميع‌نژاد به‌زودی آزاد خواهد شد چون هزينه‌ی زندانی بودن او برای اين رژيم سراسر ريا و تزوير بيش از فايده‌ی آن است. مجتبي آزاد خواهد شد چون ما تمام جهانيان را خبر کرديم که او در زندان است و آزادی‌اش را خواسته‌ايم و اين نظامی که پای‌اش لب گور است مجبور است به خواست ما و نهادهای بين‌المللی گردن نهد.
اميدوارم مديار عزيز پس از آزادی کسانی را که برای تبليغات رياست جمهوری‌شان او را وسيله قرار دادند رسوا کند.

May 8, 2005 03:24 PM | TrackBack

Texas Holdem Poker 15:28 @ Fri, 22 Jul 05

Please check out the sites on Texas Holdem Poker Texas Holdem Poker http://www.evilplots.com/ http://www.evilplots.com/ ...


19:45 @ Sun, 3 Jul 05

اتاتعتتةتتا تنتتتع


19:45 @ Sun, 3 Jul 05

اتاتعتتةتتا تنتتتع


3:09 @ Sat, 2 Jul 05

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 80.78.132.17
URL:
DATE: 07/02/2005 03:09:20 AM


3:09 @ Sat, 2 Jul 05

AUTHOR:
EMAIL:
IP: 80.78.132.17
URL:
DATE: 07/02/2005 03:09:08 AM


hassani 15:53 @ Thu, 19 May 05

ای برادر خشت ما را از ازل اينگونه زدن کار و تلاش از من -- راحت و خواب از تو


شبح 21:49 @ Wed, 11 May 05

شبنم جان!(67)
به نظر من رسيد که اين متن قصد الغای بازی بين داستانی و شاهرودی را دارد اگر تو چنين برداشتی نداشتی. خب احتمالا من اشتباه کرده‌ام. به هر حال چيزی که مهم است اين است که در تمام اين مدت که مديار بازداشت بوده است و اين همه کار در وب‌لاگ‌ستان شده است و خبرنگاران بدون مرز هم بيانيه دادند. آلپر هيچ نکرد و تنها همان يادداشت را نوشت که در آن هم درخواست آزادی مديار وجود ندارد و حداقل مبهم است. هر چند آشکار در همان پاراگراف اول مي‌خواهد مديار را ناشناس و گم‌نام نشان دهد...
در ضمن من هم با حرف‌های سيامک عزيز موافق هستم. از لطف و پي‌گيری تو دوست عزيز هم تشکر مي‌کنم.


شبنم 18:07 @ Wed, 11 May 05

شبح عزيز (۶۲)
من اون متن رو نه یک بار که چندین بار خوندم ، ولی باز هم نفهمیدم کجای متن نشون دهنده این هست که مدیار با دادستانی همکاری داشته، در این نوشته توضیح خواسته شده برای سایت به اصطلاح هکری حدید و من چیزی که نوشته بودی ، در این متن ندیدم، و این رو به عنوان کسی می نویسم که شناختی از شخص آلپر نداره و فقط به این نوشته داره نگاه می کنه، ...شبح جان، باز هم تکرار می کنم که همه چیز رو نباید با هم قاطی کرد، وقتی در مورد "جریان" و "آقایان" می نویسی ، معلوم نیست خطابت چه کسی هست، و چه کسی باید عکس العمل نشون بده،... حرف من این هست که انتقادت در مورد حرف آلپر در مورد شاهرودی کاملا به جاست، من خودم علاوه بر اون انتقاد دارم به نوع در خواست برای آزادیش، و مطرح کردن وضع خانوادگی مدیار که من رو هم خیلی ناراحت کرد، ولی چیزی رو که درست نمی دونم، نتیجه گیری هست که در این مورد کردی. کامنت سیامک عزیز (۱۷)رو در پست بالایی دیدم و دیدم که باز حرف دل من رو زده، شبح جان، جز با حرف زدن و انتقاد سازنده، چیزی به طور جدی عوض نمیشه...واقعا ما فکر می کنیم چند در صد مردم ما جدا مخالف این حکومت هستن؟؟!


شبح 14:58 @ Tue, 10 May 05

امين گرامی(49)
متاسفانه شما تازه اينجا تشريف آورده‌ايد اگر کمی به گذشته نگاه کنيد خواهيد ديد هيچ‌ کس به اندازه‌ی نانای عزيز در اينجا ملامت نشده است. اما در اين ماجرا تقصير شما بيشتر از نانا است. هر چند من از نانای عزيز انتظار دارم بعد از اين همه مدت و حرف‌هایی که با هم زديم حواس‌اش را جمع کند و زود از کوره در نرود و به راهی نرود که جلوی پای‌اش پهن کرده‌اند.
اما امين جان!
با پوزش از نانا عزيز فرض مي‌کنم ايشان بيمار روانی هستند به تو توصيه می‌کنم به هيچ بيمار روانی نگویی ديوانه چون سر خودت را از دست می‌دهی. اگر تو قصدت توهين کردن و عصبانی کردن نانا نبود با او اينگونه برخورد نمي‌کردی و واقعا به عنوان بيمار با او برخورد مي‌کردی.
کدام يک بيشتر شرور و مقصرند. کسی که به دليل بيماری که دست خودش نيست پرخشاگری می‌کند يا کسی که با گوشه و کنايه او را انگولک می‌کند تا پرخاشگری کند.

نانا جان! امين عزيز!
خواهش می‌کنم وقت گران‌بهای مرا و خودتان و خوانندگان را با اين بحث‌های شخصی نگيرد ما حرف و کارهای بسيار مهم‌تری داريم.


داريوش 14:40 @ Tue, 10 May 05

البته شبح عزيز من قبلن اين نوشته آلپر (http://alpr.30morgh.org/archives/001713.php) را نديده بودم ... واقعن که چه پررو هستند و شکی نيست که برای حضرات خودی هستند!
... اول خراب‌اش می‌کنند و حالا هم خوراک تبليغاتی خود ....


داريوش 14:28 @ Tue, 10 May 05

خلاصه اين‌که باید هوش‌مان بر سرجا باشد اگر مديار هم به ياری همه دوستان روزی آزاد شد و فردای آزادی‌اش در وبلاگ‌اش نوشت ... ؛من از آقای شاهرودی به جهت تلاش برای آزادی‌ام صميمانه متشکرم و فکر می‌کنم به‌ترين راه تشکر از عملکرد ايشان نيز شرکت در انتخابات باشد؛ ... اگر هم جا خورديم گول نخوريم و سر از پا نشناخته به صندوق‌ها بريزيم!
که البت اين امر بعيد به نظر می‌رسد! ولی خب حضرات يد طولايی در تواب‌سازی دارند!


داريوش 13:59 @ Tue, 10 May 05

ميشه اين‌جوری تصور کرد (ذهن حضرات):
قرار است در آينده‌‌ي نزديک يکی از مهم‌ترين انتخابات را در کشور داشته باشيم! از طرفی يکی از اصلی‌ترين دشمنان ما هم در نزديکی ما اردو زده است (آمريکا)! رسانه‌های جمعی به خصوص اينترنت و اين يکی آخري وبلاگ هم بدجوری موی دماغ ما شده‌اند و تقريبن تمامی نقشه‌ها و اعدام
‌های اخير ما را نقش بر آب کردند! گزارشات نقض حقوق بشر هم از اون طرف ول کن نيست! پس همان طوری که يک روزی تشخيص داديم برای حفظ اين نظام شورای تشخيص مصلحت نظام تشکيل بدهيم (نه شورای تشخيص مصلحت اسلام - نقل قول از شبح ) و يا اين‌که يک سيد خندانی را بر کار آوريم حالا هم نيز در همان مرحله از سقوط به سر می‌بريم و راه‌چاره اين است که ... پروژه بسازيم که حقا در پروژه ساختن حرف اول را می‌زنيم !...
هدف پروژه : تداوم و برقراری نظام
استراتژی پروژه : شل کردن بند اسرا و عقب نشینی تاکتیکی
نام پروژه : وبلاگ‌نويسان
خلاصه‌ای از پروژه :
- دست‌گيری تعدادی از وبلاگ‌نويسان و محاکمه آنان (در این میان یک عده آزادی‌خواه هستند و یک عده هم خودی)
- اهميت ندادن به اعتراضات تا زمان موعود
- قهرمان‌سازی دست‌گیر شده‌گان توسط خودشان (این رو راست می‌گن! با انتخاب به‌ترین وبلاگ آزادی بیان!)
- آزاد کردن آنان به روش قطره‌ای و جلب اعتماد آنانی که هنوز به ما اميد دارند
- نوشتن درباره آزاده بودن و منش انسانی داشتن نظام توسط وبلاگ‌نویسانی که قهرمان شدند و یا به عنوان به‌ترین وبلاگ مدافع آزادی بیان انتخاب شدند که مسلمن خودی هستند (آنانی که آزاد شدند یا آزاد هستند)
- ترغیب اذهان توده متراکم بی‌مغز توسط قهرمانان به رای دادن و بالا بردن آمار
و ...
نتايج حاصله از اجرای پروژه :
- شناسايی عوامل آزادی‌خواه داخلی و خارجی که در اینترنت فعالیت می‌کنند و زير نظر گرفتن آنان
- تزريق افکار نظام‌دوستی در بين اينترنت و وبلاگ‌نويسان با آزاد کردن زندانيان
- شرکت گسترده جوانان در انتخابات به واسطه تشويق آنان توسط دوستان خودشان
- بالا رفتن آمار شرکت‌کننده‌گان در انتخابات که مهم‌ترين هدف ماست!
- کسب مشروعيت برای نظام در مقابل آمريکا و جامعه جهانی و به دنبال آن کسب امتيازات ديگر در خصوص پرونده هسته‌ای‌مان
و ...
و يا می‌شود هيچ نگفت!


شبح 13:55 @ Tue, 10 May 05

شبنم عزيز!(51)
تو خوب می‌دانی که همه‌ی ما چقدر نگران مديار عزيز هستيم و دوست‌ داريم هر چه زودتر آزاد شود. اما مسئله اين است که اين دوستان اصولا دنبال آزاد شدن مديار نيستند دارند او را وسيله‌یی برای تبليغات رياست‌جمهوری‌شان قرار می‌دهند و اين ممکن است بيش از آن که به‌سود مديار تمام شود موجب پيجيده‌تر شدن پرونده‌اش شود.
و اما در مورد آنچه آلپر يا حسين درخشان گفته من نگفته که آلپر گفته از يک جريان حرف ردم اما چيزی که آلپر در مورد مديار نوشت از حرف درخشان به مراتب بدتر است. او در مطلبی خطاب به دادستاني با پيچانده ماجرا سعی کرده است که الغا کند دستگيري مديار مشکوک است و احتمالا او همکاری دارد با دادستانی. خودت اين نوشته را دقيق بخوان و ببين چه دارد می‌گويد:
آقاي دادستان پاسخ بدهيد: اين چه وضعيتي است؟


اکبر تک دهقان 13:31 @ Tue, 10 May 05

شبح عزیز! سلام و خسته نباشی!

من پیام تو را در برنامه اوت لوک، خواندم. ممنون. قبل از آن به تو مایل زده بودم که قادر به خواندن پیام نیستم. پس موضوع منتفی است.

دیگر اینکه از پیام شاد باش تو، به دلیل عضویت من در پن لاگ خیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلی ممنون عزیز!
تشکر از تو و امید که تو در انجام این همه تلاش در پن لاگ و وب سایت خود، موفق باشی!
اگر آدرس مايل من، در صفحۀ تو، عجیب و غریب منعکس می شود، باکی نیست!
این مایل من است!takdehghan2@arcor.de


alireza taherpour 12:02 @ Tue, 10 May 05

دوستان سلام! براستی یکی از معدود و شايد تنها مجمع هايی که تمامی گروه ها با طرز فکرهای ۱۸۰ درجه ايی در ان شرکت دارند ٬ پن لاگ ميباشد. از ابتدا تاکنون دستهای الوده بيکار نبوده و برای به انحراف کشيدن اين مرکز مبارزاتی٬ با تمام قوا دست بکار شدند. از اقای حسين درخشان گرفته تا خانم فرشته قاضی که در مصاحبه اخيرشان با بيشرمی وجود کانون وبلاگ نويسان را منکر شده اند. دوستان! تمامی اين شيطنتها از جانب رژيم طراحی شده تا اين جریان را هم به انحراف بکشانند. استدعا دارم هوشيار باشيم!


کمیته اقدام کارگری 11:22 @ Tue, 10 May 05

ما خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط پرويز سالاروند و صادق اميرى هستیم

طبق اطلاعيه منتشر شده توسط کميته پيگيرى تشکل هاى آزاد کارگرى،١٥ ارديبهشت، چهار روز پس از اول مه، صادق اميرى از فعالين کارگرى و از همکاران فعال کميته پيگيرى تشکل هاى آزاد کارگرى توسط سه تن از ماموران وزارت اطلاعات دستگير شده است. تا کنون از سرنوشت او اطلاعى در دست نيست.
همچنین پرويز سالاروند کارگر ايران خودرو نيز روز ٢٣ فروردين ماه توسط «حراست کارخانه» ربوده شده و در زندان بسر ميبرد. این نهاد جاسوسی دولت سرمایه داری در کارخانه، پرويز سالاروند را ربوده و در زيرزمين کارخانه بازجوئى کرده و سپس او را به نقطه نامعلومى انتقال داده است. تاکنون از سرنوشت او کوچکترين اطلاعى توسط خانواده او داده نشده است. پس از ٢٥ روز سکوت و بدنبال اعتراض کارگران، حراست کارخانه به ربودن پرویز اعتراف کرد. اتهام وارده بر پرويز سالاروند اعتراض وی به عدم پرداخت عيدى و پاداش يعنى بخشى از دستمزد کارگران و نيز اعتراض به دستمزدهاى پائين بويژه دستمزد کارگران پيمانى است.
کمیته اقدام کارگری این آدم ربائی ها را محکوم کرده و خواهان آزادی فوری و بدون قید و شرط این دو کارگر است. دولت سرمایه خوب می داند که کارگران ایران وارد صحنه علنی مبارزه علیه اجحافات سرمایه داری شده اند، و از طریق دستگیری کارگران قصد ارعاب کل طبقه کارگر را دارد.
کمیته اقدام کارگری خبر ربوده شدن کارگران را در سطح بین المللی منعکس کرده و کمپینی در حمایت از دستگیر شدگان آغاز کرده است. ما از تمام افراد و نیروهای مترقی درخواست می کنیم که اعتراضات خود را به این اقدام وحشیانه علیه کارگران ایران نشان دهند.


محمد جواد طواف 9:22 @ Tue, 10 May 05

سلام شبح عزيز، نمي دانم آيا گزارش جلسه وبلاگ نويسان با معين را خوانده اي؟... در هيچ كدام از گزارش هايي كه وبلاگ نويسان نوشته اند، حرفهاي من را ننوشتند .. كاش شما بودي.. در انجا برخي از افراد من را متهم به تند روي و بستن فضا براي وبلاگ نويسان كردند!... بگذريم.. من از بيگانگان هرگز ننالم، كه با من هر چه كرد ان آشنا كرد!.... برخي از دوستان ما شايد خيال ورشان داشته، فكر كرده اند ممكن است كاره اي شوند؟.. كسي چه مي داند!... اميدوارم ما هم با موضعگيري تند در مقابل آنها، آنان را بيشتر به طرف مقابل سوق ندهيم.


5:41 @ Tue, 10 May 05

http://hashemijomhoor.blogspot.com

وبلاگ هاشمی جمهور با اعلام یک خبر پشت پرده گام پنجم را بر می دارد.
بهزاد نبوی در جمع تعدادی از عناصر دوم خردادی اعلام داشت :
طرح میر حسین موسوی از جانب ما فقط به خاطر اتحاد موقت دوم خردادیها و در جهت بهره برداری برای حضور آقای هاشمی در انتخابات بوده است .
اما با فعال شدن عناصر چپ سنتی ، کارها از دست ما خارج شده و مهندس موسوی نیز راضی شده در انتخابات شرکت نماید و در این مورد نیز حاضر نیست با ما مذاکره و همکاری نماید.
همچنین وی اعلام داشت :
ما نباید بگذاریم میر حسین از دست ما خارج شود و به هر روشی که شده بایدکاری کنیم هم ما ارتباط برقرارنمائیم و هم بین آقای هاشمی و میرحسین ملاقاتی صورت پذیرد تا آقای هاشمی از وی در انتخابات دعوت نماید.


5:39 @ Tue, 10 May 05

http://hashemijomhoor.blogspot.com

وبلاگ هاشمی جمهور با اعلام یک خبر پشت پرده گام پنجم را بر می دارد.
بهزاد نبوی در جمع تعدادی از عناصر دوم خردادی اعلام داشت :
طرح میر حسین موسوی از جانب ما فقط به خاطر اتحاد موقت دوم خردادیها و در جهت بهره برداری برای حضور آقای هاشمی در انتخابات بوده است .
اما با فعال شدن عناصر چپ سنتی ، کارها از دست ما خارج شده و مهندس موسوی نیز راضی شده در انتخابات شرکت نماید و در این مورد نیز حاضر نیست با ما مذاکره و همکاری نماید.
همچنین وی اعلام داشت :
ما نباید بگذاریم میر حسین از دست ما خارج شود و به هر روشی که شده بایدکاری کنیم هم ما ارتباط برقرارنمائیم و هم بین آقای هاشمی و میرحسین ملاقاتی صورت پذیرد تا آقای هاشمی از وی در انتخابات دعوت نماید.


nana 0:56 @ Tue, 10 May 05

شراگيم گرامی ۴۲

دوست عزيز پيام ۴۲ تو بسيار گويا و واقعی بود
در قلبت تاثری را حس کردم و لازم ديدم برايت از تجربه خودم بنويسم شايد غمت را کمی سبک کنم .
شراگيم جان
به جز کسانی که مفت خوران اين رژيم هستند هر انسانی که دور و برت ميبينی با هر ايده ای نهايتا که دور نيست به مردم خواهد پيوست .
اين را من از روی تجربه برايت ميگويم و اينبار اين اتحاد هزاران برابر قوی تر از هنگام انقلاب بهمن بود ميدانی چرا ؟
زيرا در انقلاب بهمن جوشش مردم قبل از شروع دو دسته بود
جوشش شهروندان
جوشش تهيدستان شهری

ولی اين بار به معنی مطلق مردم حول خواستهای انسانی جوامع بشری متحد خواهند شد و کسی جلودارشان نخواهد بود
خود سران سپاه و حکومت چون کاهی جارو
خواهند شد !!!!! الپرها که تنها گوزی در بادند. نانا


خُسن آقا 23:36 @ Mon, 9 May 05

دوستان مطلبی در پاسخ به هاله در باره واژه مستقل که ایشان استفاده کرده اند نوشتم. به نظر من این نظر هاله این گونه القا می کند که پن لاگ مستقل نیست.
فراموش نکنید که این مطلب من مواضع من است و نه کانون.


بامداد 23:11 @ Mon, 9 May 05

سلام شبح جان ...
چي بگم ؟ موضوع بغرنج شد ...


منوچهر ژندی فر 21:55 @ Mon, 9 May 05

دو کارگر دستگيرشده٫پرويز سالاروند و صادق اميری فورا بايد آزاد شوند.


شبنم 21:16 @ Mon, 9 May 05

سلام شبح جان، من هم دلم مي خواد مديار هر چه زودتر آزاد بشه، ولی مطمئنم که اين راه درستی نيست که به خاطر آزاد شدن مديار به هر کاری(به اين قيمت که مديار رو يا خانواده اش رو ، راست يا دروغ اينطور به نمايش بذاريم ) دست بزنيم. اينکار رو مديار خودش هم می تونست انجام بده! اين رو برای خود آلپر هم نوشتم ، با نوشته هات در مورد شاهرودی و در کل با نوشته ات موافقم...ولی فکر مي کنم بايد تمرکز ما روی مديار باشه، همين حرکت هم با اينجور انتقادها مي تونه راه درستش رو پيدا کنه، جدای اينکه چه کسی پيشنهادش رو داده، حد اقل ميشه تلاش خودمون رو بکنيم..،و شبح جان، اگر بشه یک انتقاد کوچیک دیگه هم بکنم، و اون اینکه مسائل مختلف رو جدا نگه داریم از هم (به عنوان مثال اگر اشتباه نکنم این حرف "کمونیستهای مشکوک" یا چیزی شبیه به این رو حسین درخشان زده بود نه آلپر....می خوام بگم هر چیزی رو در جای خودش مطرح کنیم) ...سيامک عزيز اينجا حرفهايی نوشته در اين مورد که کاملا حرف دل من هست، پس به جای زياده گويی لينکش رو اينجا ميذارم: http://www.belgiran.persianblog.com/1384_2_belgiran_archive.html#3476367


nana 21:10 @ Mon, 9 May 05

امین ۴۹

گوش کن با دقت ببین چی میگم .
یکی از عادات خوب من این است که هیچ حرفی را حتی اگر با گوشه و کنایه باشد زیر سیبیلی در نمیکنم و با کمال رک گوئی جوابش را میدهم .
صحبت ضمیر و خطاب نیست تو منظورت من بودم من هم پاسخت را دادم .
راجع به شاشیدن من قبل از شنیدن کامل حرف باید بگویم مطلقا اشتباه میکنی من تمامی حرفها را نه تنها با دقت میخوانم بلکه نام گوینده و بعضا حتی تاریخ را به خاطر میسپارم .
احدی نبوده که من بدون دلیل مکفی از نظر خودم بهش توهین کرده باشم و از آنجائی که بسیاری از رسم و رسوم ما ایرانی ها را دوست نمیدارم و شایسته انسان قرن بیست و یکم نمیدانم در لفافه و پرده و زیر کرسی حرف نمیزنم و رک و راست میروم سر مطلب اصلی
دلیل این که با شروود وارد بحث شدم شروع مطلبش بود که با ( همه پیاله ای هایت !!!)
شروع کرده بود
اگر مردم ایران از روز بعد از ۲۲ بهمن به مشتی حزب الهی چاقو کش چماقدار که با زدن اتهام کمونیست و بختیاری و شاهی و زنان جنده در شکمشان میرفتند با گفتن این که خوب هستم که هستم تو چاقو کش چی میگی ؟ برخورد کرده بودند این یه مشت هیولای آدمخور با اتکا به ان لات های چاقوکش نمیتوانستند بر همه مسلط شوند و جو ترور و وجشت در ایران به وجود بیاورند .
به نظر من این اولین و مهمترین درسی است که ما باید بیاموزیم و چون من آموخته ام به جای اینکه چون زبونان و ترسویان بگویم - من کی پیاله خوردم و شراب خوردم !!!!!
میگویم خوردم خوب کردم حق من است و شراب هم بسیار چیز خوبی است و گه خوری زیادی هم به حزب اله نیامده !!!!!!!

این کل کلنجار من بود با شروود نامی !!!!
حال اگر تو این وسط پریده و خودت را در قالب معلم اخلاق جا زده ای باید توان و ظرفیت برخورد با مرا داشته باشی !!!! ولی کاری که تو کردی آمدی مرا به یک نوع اختلال روانی متهم کردی !!!!!!! اینجا دیگر بحث بر سر شروود و شراب و پیاله نیست بحث بر سر فضولی است که بمیان پریده و شکری بزرگتر از دهانش خورده که تو باشی . این ازاین

در مورد عصبیت و پرخاش من که نوشته ای دلیلش را نمیدانی باید بگویم برایت متاسفم که احتمالا آنچنان خوابی که بیست و شش سال ظلم - جنایت - دروغ - دزدی و چپاول - فحشا - کلیه فروشی - کارتون خوابی - لقمه دهان مردم را سرمایه گذاری برای تخم و ترکه یه مشت آخوند ماقبل تاریخی و وجود یک مشت رجاله به نام هیئت حاکمه وووووووووووو را دلیلی برای خشم و عصبانیت نمی بینی !!!!!!!!!!!!
که بر این اساس برای من چاره ای باقی نمیگذاری که بگویم تنها کسانی میتوانند آرام باشند و آههای آرامش سر دهند که یا از این رژیم هستند و یا کلا از کون کیف ؟
خودت بگو کدامی ؟ نانا


امين 20:29 @ Mon, 9 May 05

می‌گويند ضمير، مخاطب خودش را پيدا می‌کند. نانا خانم، من هميشه در صحبت با کسانی که از اول تصميم به شاشيدن به مخالفشان می‌گيرند مشکل داشته‌ام و کم می‌آورم، در نظر قبلی هم گفته‌ام که از شما کمی می‌ترسم. چون شما قبل از شاشيدن به حرف طرف مقابل حتی دقت نمی‌کنيد طرف چه گفته‌است، و آيا اصلا از دار و دسته‌ی ((جانيان جمهوری اسلامی)) به حساب می‌آيد که از اين موهبت برخوردار شود؟ شروود (که دوست من نيست و من اصلا نمی‌شناسم‌اش) در نظر خودش به می‌خواران توهين نکرده بود يا لااقل به خيال خودش فکر کرده‌بود (و بعدا هم توضيح داد که چرا اين‌جور فکر می‌کند) که لغت توهين‌آميز نيست. من هم بنظرم آمد که چنين باشد و به شبح عزيز گفتم نوشته‌ی شروود کمتر از نظر نانا بی‌ادبانه است. به هر صورت، اصطلاحاتی که من در نظرخواهی قبلی بين دو پرانتز گذاشته‌ام (چون نمی‌شود گيومه تايپ کرد) يعنی ((متمدنانه)) و ((مؤدبانه)) اصطلاحات شبح هستند که به من پيشنهاد کرده‌ايد آنها را شياف کنم، درحالی که (از شبح عذر می‌خواهم که از اصطلاح شما استفاده می‌کنم) شبح ضمن پاسخ دادن به بسياری نظرات اين اصطلاحات را به بعضی مخاطبان‌اش که از آنها خوشش نمی‌آيد شياف می‌کند. اگر کسی مخالفتی داشته باشد اينجا بايد با نهايت احتياط و ادب و خاکساری صحبت کند تا شبح عزيز به او پاسخ بدهند، ولی شما که هواداری می‌کنيد البته مجاز به شاشيدن به بقيه هستيد و هيچ‌گاه مورد عتاب و خطاب قرار نمی‌گيريد. البته وبلاگ و نظرخواهی مال شبح است و طبق اصول مالکيت شخصی هر جور بخواهد می‌تواند در آن رفتار کند.
در ضمن بنا به مقداری روان‌شناسی که خوانده‌ام اسم بيماری شما را از قبل می‌دانستم و برای يافتن‌اش زحمتی نکشيدم. می‌دانم که ناراحت‌کننده‌ترين رفتار برای يک انسان تحليل شخصيت اوست، و از اين کار عذر می‌خواهم، اما بواقع من در اين همه خشم و عصبيت بی‌دليل که در هر نوشته‌ی شما موج می‌زند هيچ نشانه‌ی خوبی نمی‌يابم. برچسب روانی به شما نمی‌زنم، ولی بپذيريد که رفتار شما نرمال نيست، و بعد اگر خواستيد به همين رفتارتان مفتخر باشيد.


جوان سوسیالیست 19:54 @ Mon, 9 May 05

انقلاب ونزوئلا: ضرورت فراروی از سرمایه داری
http://www.javaan.net


nana 18:22 @ Mon, 9 May 05

شبح گرامی ۴۳

بگذار بی پرده برایت مطلبی را بگویم

این پن لاگ چون خاری به چشم کسانی که به خیال خود کنترل وبلاگستان را در دست داشته بوده اند !!! فرو میرود
برداشت من از مدتی که بین شماها هستم این است که گروهی که عمدتا باهوش هم هستند با شوخی و مسخره بازی تلاش خود را صرف جلوگیری از بسته شدن نطفه هر تشکلی در برابر رژیم اسلامی کرده و میکنند .
متاسفانه برای آنان به همت تو و حسن آقا و عده ای انسان غیر وابسته این نطفه بسته شد و فعال گردید .
خوب بسیار طبیعی است که امثال درخشانها با ناباوری و خشمی که از عدم کنترل این نهاد به آنها دست داده اسهالات فکری خود را بر علیه پن لاگ به اطراف بریزند همواره این بوده و خواهد بود .
آنچه اهمیت حیاتی دارد ادامه اتحاد و فعالیت عناصری است که این نهاد را که در آینده تشکلی بسیار قوی خواهد بود با فعالیت خود گارانتی کنند .
به چرت و پرت ها وقعی نگذار
در ضمن دوست من همه مانند تو نیستند که چندین سال در سیاه ترین شرایط ایران
در ایران به نوشتن وبلاگی مخالف رژیم جانیان بپردازند و با این کار زندگی خود و زن و کودکان خود را به خطر افکنده ولی به خاطر مردم با سرسختی و علیرغم هزاران توهین و اتهام به کار خود ادامه دهند .
به وجود مردی چون تو افتخار میکنم و کسانی چون تو همواره به یاد مردم ما خواهند بود . شاد و موفق باشی نانا


nana 18:06 @ Mon, 9 May 05


امين ۲۹

تو اولين نفر نيستی و قطعا آخرين هم نخواهی بود که به دليل کم آوردن به من برچسب اختلال روانی ميزنی !!!!!!!
نمونه حاضرش اشرف پهلوی وبلاگستان است !!!!!!!
ولی چون به خود زحمت داده و به محتويات داخل مغزت فشاری بيش از اندازه وارد کرده و رفته ای و نام بيماری مرا !!!! با کوشش و تلاش يافته ای !!!!! نميخواهم که نااميدت کنم و ميگويم حتی اگر فرض را بر اين بگذارم که من دچار بيماری coprolalia باشم !!!!
در بخشی از تعريف اين بيماری ميگويد :

It comprises bizarre, often socially embarrassing and distressing, involuntary vocal tics (verbal utterances)

که معنيش اين است که فردی که اين بيماری را دارد به تمامی قوانين جامعه ميشاشد!!!!!!!
که البته در مورد من کاملا درست است من به تمامی قوانينی که رژيم جانيان اسلامی برای مردم ايران تعيين ميکنند با تمام وجود ميشاشم و آنرا پنهان هم نميکنم .
حال منظور تو چيست ؟
اگر دوست تو بر مبنای قوانين اسلامی شراب خواری را بد ميداند !!!! و تو از اين که من به او برخورد کرده ام ناراحتی !!!!!!
خوب عکس العمل من شامل حال او و تو هم ميشود !!!!!!!!!!
همراه داشتن چتر را توصيه ميکنم . نانا


Manochehr Zhandifar 18:00 @ Mon, 9 May 05

دستگيرى صادق اميرى، يكى از فعالين كارگرى و از همکاران فعال كميته پيگيرى ايجاد تشكل هاى آزاد كارگرى


بر طبق اخبار رسيده، صادق اميرى، يكى از فعالين كارگري كه باكميته پيگيري ايجاد تشكل هاي آزاد كارگري همكاري فعال داشته ، روز پنج شنبه ، توسط سه نفر كه خود را ماموران وزارت اطلاعات معرفي كرده اند، در محل كار خود دستگيرگرديد. تا كنون از نامبرده اطلاعي در دست نيست.

۱۸ ارديبهشت ۱۳۸۴


www.shora-b.com


شبح 16:10 @ Mon, 9 May 05

حجت‌السلام فاکر عزيز!(37)
قصد و غرضی در کار نبوده. حالا که منشی و مسئول امور عمومی پن‌لاگ نسرين عزيز هم اينجا حضور دارند حتما به کار شما رسيده‌گی مي‌شود.
آخوند به اين کم‌رویی نوبره والا!


حسين م عزيز!(41)
اميدوارم فکر نکرده باشی که آن جمله از آن من است. اميدوارم مطلب را تا انتها خونده باشی.

تنهای عزيز!(39)
سرافراز فرمودی. خيلی ممنون.


شبح 16:01 @ Mon, 9 May 05

نسرين نازنين(35)
من از تو و هاله‌ی عزيز معذرت می‌خوام يکی از بدی‌های با عجله کامنت نوشتن اين است که دقت فدای سرعت می‌شود. البته چيزی که در ذهن من بود چيز ديگری بود اما حق با توست انعکاس خوبی در يادداشت من نداشته است. فکر می‌کنم منظور را تو خوب بيان کردی و من تمام حرف‌هایی که در کامنت(35) زدی را قبول دارم.
اما اين که تومار درست کردن هاله عزيز به خودی خود موجب تضعيف پن‌لاگ شود که مسلما حرف درستی نيست. (الان که جمله‌ی خود را خواندم ديدم چنين برداشتی از آن مي‌شود که منظورم اين نبود و منظورم ناقص بيان شده است.) چرا بايد تومار درست کردن کسی مانع تضعيف نهادی مانند پن‌لاگ شود. هر جريان اصولی که در دفاع از آزادی بيان صورت بگيرد حتما و بدون شک به سود تمام کسانی است که برای اين هدف با وسيله‌یی درست و متناسب با هدف اقدام به اين کار می‌کنند و مسلما توماری که هاله‌ي عزيز زحمت کشيده بود و درست کرده بود در همين راستا بود که من فوری آن را امضا کردم و به آن لينک دادم و بقيه دوستان هم تا جایی که می‌شناسم اين کار را کردند.
اما اگر کسی بگويد اين تومار را امضا کنيد چون آدم مستقلی درست‌اش کرده است و اين معنا از آن برداشت شود که پس اگر توماری را کانون يا حزبی درست کرد نبايد آن را امضا کرد اين تضعيف جمع‌گرایی است.
(باز يادآوری کنم منظور هاله‌ی عزيز چنين چيزی نبوده است چون خودش هم تومار احزاب را امضا کرده هم به آن‌ها لينک داده.)
شما يک کشور دموکراتيک نشان بدهيد که توسط ادم‌های مستقل ايجاد شده باشد. تشکيل حزب و گروه و انجمن و کانون اتحاديه از الزامات دموکراسی است. به هر حال اين بحث مستقل ديگری است که بايد جداگانه به آن پرداخته شود.


شراگیم 15:12 @ Mon, 9 May 05

چی بگم شبح جان...بعضی وقتها تا سر حد کهیر زدن از دست بعضی آدمها حرص می خورم...یکی اش همین روزبه خودمان بود...عده ای ظاهرا سعی دارند به جای تغییر شرایط موجود (و یا حداقل اعتراض به این شرایط) خود را با وضعیتی که وجود دارد تطبیق دهند...نمی دانم در ذهن این دوستان چه می گذرد و چه انگیزه هایی باعث می شود که بعد از خاتمی که هیچ گهی نخورد و فقط سوپاپ اطمینانی بود برای اینکه هشت سال دیگر از زندگیمان جنایتها و تبعیض ها و تحمیق ها را ببینیم و تحمل کنیم حالا دل به امثال معین و حتی رفسنجانی بسته اند...! مسخره نیست؟
چون می بینند شرایط را نمی توانند تغییر دهند و چون با رصد شرایط (به قول رفسنجانی!) می بینند که ظاهرا حالا حالا ها نباید در انتظار تحولی بزرگ بود سعی دارند که با حاکمیت یکی شوند و حالا اگر هر از گاهی عده ای را اعدام می کنند و به زندان می اندازند و اگر به جرم اندیشیدن عده ای در این کشور باید بمیرند و محبوس باشند فدای شکمشان...! بگذار همه چیز آرام باشد و حداقل شرایط اقتصادی جامعه بدتر از این نشود و جامعه به یک ثبات نسبی برسد تا همان بخور و نمیری که دارند کم و یا قطع نشود...!
باور کن به خیلی از اینها اگر بگویی که این حکومت قرار است عوض شود و تنها هزینه ای که شما باید بپردازی این است که یک ماه مثلا نان و پنیر بخوری همین ها برای به ثمر نرسیدن این انقلاب آدم می کشند!


حسين م 15:09 @ Mon, 9 May 05

در ميان اين همه كامنت بي ربط ،من ميخواهم درباره جمله فوق نظر بدهم :
1-واقعا از آيت الله شاهرودي ،«جدا از انديشه ها و افكار و روابط و سيستمي كه در او قرار دارد » چه باقي ميماند؟آيا باقيمانده ،چيزي بجز بدن شاهرودي و اعمال فيزيولوژيك او است!؟ و راستي تعريف «انسان آزاده »چيست ؟راستش را بخواهيد درباره هيتلر يا آريل شارون هم ميتوان همين عبارت را بكار برد.ولي از ديدگاه من شاهرودي وشارون و… را بايد در كليت وجودشان بررسي كرد .شاهرودي رياست قوه سركوب مخالفان (با اتكاء به قوانين ارتجاعي اسلام) را برعهده دارد .آيا «انسان آزاده» ميتواند با چنين افكار وانديشه هايي ودرچنين روابط وسيستمي باقي بماند (آنهم بعنوان بالاترين مقام دستگاه) و باز هم «انسان آزاده »باشد!؟
2-باور كنيد جمهوري اسلامي به خيلي از تملق گويانش حتا يك شاهي هم دستمزد نميدهد. ولي اينهم واقعيتي است كه هيچكس از نوكر مفت ومجاني بدش نمي آيد. و او را استند باي نگه ميدارد تا موقعش برسد! بنابراين وقتي يكنفر يا گروه (كه بعنوان مخالف يا منتقد ج.ا معروفيت مي يابد) از مقامات با عنوان انسان آزاده يا دموكرات نام ببرد ، مورد استقبال ج.ا واقع ميشود و خدا را چه ديدي! شايد بعداً ج.ا كاري به كارش نداشته باشد و اجازه انتقاد و توبه نامه هاي مكرر بهش بدهد!


لرد شارلون 14:26 @ Mon, 9 May 05

شبح عزیز (27)؛
فضیه را کاملاً درست متوجه شده‏اید :) نظر من هم همین است.


تـ.. 13:49 @ Mon, 9 May 05

سلام شبح عزيز.. بعد از مدتها براتون کامنت ميذارم و خوشحالم از اين بابت.. ممنونم که سر زدين به وبلاگ جديدم...
اگر کامنت نميذارم معذرت ميخوام ولی انقدر اينجا بحثای زيبايی درميگيره که ديگه جا واسه کامنت گذاشتن ما نميمونه..::)))..
اين دفه هم برای تشکر از محبت شما سنت‌شکنی کردم.. در هر صورت وبلاگتون جز تک‌و توک وبلاگهاييه که من هر روز سر ميزنم..
شادباشين شبح جان..
..تنـــها..
http://boutimar.blogspot.com/
..


حجت الاسلام فاکر 12:09 @ Mon, 9 May 05

برادر حزب اللهی جناب حجت الاسلام شبح
من مدت ها عضو پنلاگ هستم ولی نه تو پنلاگ نه اینجا هيچ لينکی نداده ايد.
مگر قرار نيست پنلاگ فرا جناحی عمل کند.
من الله توفيق


حجت الاسلام فاکر 12:06 @ Mon, 9 May 05

بازگشت حجت الاسلام و المسلمين فاکر رئيس کميسيون اصل نود مجلس شوراي اسلامي به عرصه اينترنت با بياناتي ارزشمند و روشنگر درباره انتخابات آينده مجلس و ساير مباحث فرهنگي:
فرهنگ سازي در بستر مناسب و غیبت صغري
از خط امام خميني تا خط امام حسين
از بورس تا بورس
سه جريان " کاري" در انتخابات
لطفا هرچه سريعتر به وبلاگ ايشان مراجعه کنيد:
www.jamaran.blogspot.com


لاهيجي 11:40 @ Mon, 9 May 05

به عنوان سئوال آخر آيا خواستهاي ملي و قومي از قبيل تاسيس مدارس ابتدايي و متوسطه در مناطق غير فارسي زبان يك خواسته حقوق بشري است؟ در اين صورت به كدام ميثاق نامه ها ميتوان ارجاع داد؟ ــ اين خواسته ها يقينا مطابق با اعلاميه جهاني حقوق بشر هستند و دو ميثاق بين المللي كه ايران به هر دوي آنها در سال 1354 پيوسته است، اين حقوق را پوشش ميدهند؛ يكي از آنها ميثاق حقوق سياسي و مدني و ديگري ميثاق حقوق اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي است.


nasrin 11:33 @ Mon, 9 May 05

هاله جان
من همانطور که در اول پیامم هم نوشتم از شخص تو سؤالی نکرده بودم که انتظار جوابی هم داشته باشم و تنها در ارتباط با موضوعی که تو مطرح کرده بودی نوشتم .
در واقع مطالبی را که می خواستم بنويسم در قالب سؤال مطرح کردم .
مسلما تو نه در اينجا و نه در وب لاگ خودت نگفتی که آقای الپر آن تومار را امضا کرده يا خير و اگر تا به حال امضا نکرده به اين دليل بوده که گمان می کرده که تومار را پن لاگ ساخته و منتشر کرده است .
آنچه که من نوشتم برداشتم از متنی که تو نوشتی و کامنت هائی که در نطرخواهی آقای الپر گذاشتی بود .
خود تو در نظر خواهی ایشان نوشته ای :
؛؛علی جان، ممکنه ازت بپرسم چرا به پتیشنی که ماه‌ها پیش و لوگوئی که برای آزادی مجتبی، خودم، شخص خودم، یعنی یک آدم کاملا" مستقل بی‌هیچ وابسته‌گی‌ای به پن‌لاگ و هر کس دیگه که باهاش مخالفی، درست کردم یک لینک ناقابل نداده‌ای؟ ...؛؛
و بعد در مطلبی هم که در وب لاگ ات نوشته ای اضافه کرده ای :
؛؛پ.پ.ن. الپر عزیز خبر داد که لوگو و لینک به پتیشن رو گذاشته و توضیح این‌که خبر نداشته (و من می‌پذیرم).؛؛
و خوب همين قسمت آخر نشون ميده که ايشان آن تومار را امضاء نکرده بوده است چون وقتی کسی از وجود توماری اطلاع نداره ( ادعای ايشان ) !!!!! چطور می تونه اونو امضاء کرده باشه !!؟
در آخر اينکه مخاطب من برای پاسخ به اين سؤالات اصلا تو نبودی چون من تو رو در جبهه مخالف نمی بينم . خود تو هم به آقای الپر اعتراض کردی و همين سؤالات من را هم در نظر خواهی خود او مطرح کرده ای که يک نمونه اش را هم در بالا آوردم .
با اين تفاوت که جواب ايشان که من خبر نداشتم گويا برای تو قابل قبوله ولی برای من نيست !
چطور ممکنه که بلاگری مثل آقای الپر از حرکتی که ماه ها در وب لاگستان جريان داشته و ده ها وب لاگ نویس در موردش مطلب نوشته اند و لوگوی پتیشن آن مدت هاست که در بسیاری از وب لاگ ها وجود داره بی خبر مونده باشند ؟؟!!
مگر اينکه منظور ايشان اين بوده باشه که از اينکه هاله آن تومار را درست کرده خبر نداشته اند . که در اين صورت باز میشه نتیجه گرفت که از اول نگاه خود ایشان به این موضوع کاملا سیاسی بوده است .
یعنی آزادی مديار ارزش همراهی با پن لاگ را نداشته ولی خوب حالا که ميشود از آزادی مديار برای تبليغ به نفع شاهرودی استفاده کرد ٫ دیگر ارزشش را دارد !

شبح جان
من برخلاف تو درست کردن تومار توسط هاله را به هيچوجه در جهت تضعيف پن لاگ نمی دونم و نمی دونم چرا از سؤالات من اين برداشت را کردی .


landlady 11:28 @ Mon, 9 May 05

جناب آقای شاهرودی وقتی سخنان گوهربارش رو میزده یک قسمت کارو ندیده و تا حدودی خراب کرده. مگر جناب شاهرودی رئیس قوه قضاییه نیست؟ پس به عنوان بالاترین مقام مسئول این سازمان وظیفه داره تا از حال و احوال زندان ها و زندانیان آن مطلع باشه و اگر بی اطلاع است دلیل بر آزاده گی ایشان نیست دلیل بر بی عرضه گی شان است. در جایی از سخنانش گفته که بردن و دستگیر کردن افراد بدون داشتن دادگاه صحیح نیست و نیروی انتظامی را برای این کار سرزنش کرده. البته وقتی که از یکسال بیشتر است که حضرات دادگاه سر خود شدند، باز هم اولین سوال به خود جناب شاهرودی بر میگرده که بعد از این همه وقت شما تازه با خبر شدید که چه کردند . چه میکنند. در صورتی که شما باید جزو اولین افراد مطلع از قضایا باشید.
این مسئله دو وجه دارد که در هر دو وجه جناب شاهرودی مورد باز خواست است. اول اینکه از چیزی تا امروز خبر نداشته پس مسئول بی عرضه و سهل انگاریست و صلاحیت ندارد. دوم اینکه از اول میدانسته و در حال حاضر سر مارو داره شیره میماله، که در این صورت خود ایشان شریک جرم است. پس هیچ آزادگی در ایشان وجود ندارد.
مضاف بر اینکه آخوند آزاده جزو پدیده های یافت نشدنی در این جهان است.


شبح 11:14 @ Mon, 9 May 05

هاله جان!(31)
چون از نظر تو بحث مختومه است پس من هم بحث نمی‌کنم. اما اميدوارم يک روز بنويسی مستقل بودن يعنی چی؟
چون اين واژه "مستقل" بودن عاملی بوده است برای پراکنده شدن اين مردم.
و خيلی خوش‌حال می‌شوم روزی بنويسی که روش من چيست و روش تو کدام است تا بدانم فاصله‌ی زمين تا آسمان چقدر است.


عربستان 10:19 @ Mon, 9 May 05

حکمروايي مشعشعيان همزمان بود با آغاز پادشاهي سلسله صفويه و خوزستان از دوره شاه اسماعيل صفوي، عربستان ناميده شد. شاه اسماعيل، مشعشعيان را شکست داد اما واليگري عربستان يعني خوزستان را به آنها واگذاشت.

بقيه در در اين جا بخوانيد:
حادثه­ي خوزستان از نگاهي ديگر گفتگوي ناصر رحيم­خاني با راديو همبستگي* (متن کامل و نوشتاری)


هاله 9:42 @ Mon, 9 May 05

شبح عزیز، من توضیح‌ لازمه رو دادم و بحث از دیدم من مختومه است - حال هر جور که بخواهی بچرخانی‌اش. دقیق و درست متوجه شده‌ای، من سیاست باز نیستم و این به هیچ وجه تصادفی نیست. ترجیح می‌دهم صاف و صادق و از اون مهمتر مستقل باشم - دقیقا" یکی از دلایلی که موجب استعفایم از پن‌لاگ بود. شاید به زودی در مورداش به تفضیل نوشتم. راه و روش من با تو زمین تا آسمان تفاوت دارد و دقیقا" همان است که می‌خواهم.

موفق باشی.


شالگوني 9:30 @ Mon, 9 May 05

آقاي يوسف عزيزي بني طرف كه اكنون در زندان است، به دقت مطرح كرد كه حتي كانون نويسندگان ايران به چنين موضوعي برخورد نكرده است. او ميگويد كانون فعالان حقوق بشر خانم شيرين عبادي نيز برخورد شايسته اي نكرده است. البته هر دوي اين كانون ها پس از دستگيري آقاي بني طرف بيانيه صادر كردند و خواستار آزادي وي شدند، اما پيشتر برخوردي نشده بود.

واقعيت اين است كه بسياري از جريانهاي فعال در ايران صحبت از مسائل ملي را تجزيه طلبي ميدانند. اين به نوعي همگامي با سركوب است، چرا كه ناديده گرفتن حقوق نيمي از كشور به هيچوجه با هيچ منطقي سازگار نيست. اينها شايد نميخواهند از مليت نام ببرند، بگويند قوميت، با زبانشان آنها را بنامند و يا به هر شكل ديگر، به هر حال اصل موضوع را نميتوان دور زد. اصل ماجرا اين است كه نيمي از جامعه ايران به دليل فارس نبودن از بسياري از حقوق فرهنگي و اجتماعي و سياسي محروم هستند. اگر اين را به وضوح اعلام نكنيم معني آن سكوت در مقابل سركوب است و شاخ و دم هم ندارد.


امين 9:19 @ Mon, 9 May 05

coprolalia يک بيماری است که رفتار يک نفر در نظرخواهی شبح و در وبلاگ خودش نشان‌دهنده‌ی آن است. چون من از او کمی می‌ترسم لطفا کسانی که با او دوست هستند مشفقانه از او بخواهند که بطور جدی در مورد سلامت خودش بينديشد و به هيچ وجه از پزشکان نترسد، با معرفی به پزشک مناسب و يک دوره‌ی مشاوره و درمان دلايل اصلی اين بيماری شناخته می‌شود و مشکل تا حد زيادی برطرف می‌شود.


شبح 8:48 @ Mon, 9 May 05

هاله جان!(21)
چند نکته را خوب است که روشن کنیم.
اول این که "آن تومار مستقل بود چون توسط تو تهیه شده بود" از نظر تو معنا دارد اما از نظر آن ها که سیاست باز هستند معنا ندارد. تو هاله هستی با عقایدت و روش زنده گی ات. تعارف را هم بگذار کنار مهم نیست که تومار تو را امضا کردنده اند یا نه اما خودت می دانی که آن را تبلیغ نکردند و به قول خودت حتا لینک اش را در نظرخواهی شان گذاشتی اما محل نگذاشتن اما حالا نگاه کن ببین من و خسن آقا و سایر دوستان ات در پن لاگ چه کردیم درست وقتی تو از پن لاگ بیرون آمدی و بعد نوشتی این تومار مستقل است اگر ما سیاست باز بودیم باید آن را تبلیغ نمی کردیم و لینک نمی دادیم چون مثلا تضعیف پن لاگ محسوب می شد که خب واقعا هم تضعیف پن لاگ محسوب می شد. (نکته ی که نسرین عزیز به آن اشاره کرد و تو پاسخ ندادی) اما برای ما پن لاگ وسیله است نه هدف! هدف تلاش برای آزادی بیان است. هدف این بود که مدیار آزاد شود حالا مهم نیست تومارش را هاله نوشته یا آلپر یا هر کس دیگری همانطور که خودت هم گفتی اگر متن تهیه شده از نظر من درست باشد آن را امضا می کنم.
نکته دوم این است که من در متن ام کاملا واضح نوشتم که جمعی از وب لاک نویسان و پن لاگ به این دلیل که اصلا برای ام مهم نبود چه کسی می خواستم بگویم به هر حال تلاشی که صورت گرفت اما حال متاسفانه می بینم دارد موضوع از طرف بعضی از دوستان اینگونه تلقی می شود که انگار من گفتم پنلاگ باعث آزادی مدیار شده و مثلا آلپر نشده. چنین بحثی به قد و قامت من نمی خورد بحث بر سر این است که فشارهای ما (تمام کسانی که برای آزادی وب لاگ نویسان از جمله مدیار تلاش کردند) موجب آزادی آن ها شده است نه آزاده گی آقای شاهرودی. همین.
به هر حال دوست عزیز تو خودت خوب و صادق هستی بقیه را این گونه فرض می کنی اما متاسفانه این گونه نیست. سیاست بازی و باندبازی سکتاریسم دارد جزو سنت لایتغییر این قوم می شود.


شبح 8:39 @ Mon, 9 May 05

لرد بزرگ وار(17)
من با حرف های ات موافق هستم. من نمی گویم آلپر کارمند وزارت اطلاعات است یا آدم کم هوشی است فقط می گویم در مسایل سیاسی بسیار نادان است و ضمنا ماکیاولیست است. امید هم همین مشکل را دارد. این ها هدف وسیله شان را توجیه می کند. فقط به قدرت فکر می کنند همیشه در لابی با قدرت هستند. من تا کنون برخوردی با این ها نداشته ام امید را دوست دارم و از نظر شخصی با آلپر هم هیچ مشکلی ندارم اتفاقا شاید اگر از نزدیک او را می شناختم دوست اش هم داشتم... اما مسئله همین تفاوت دیدگاه است. من هم سعی می کنم این دیدگاه ماکیاولیستی را نقد کنم. این ها احتمالا ته دلشان می گویند باید شاهرودی یا فلانی و بهمانی را خر کنیم اما تاریخ نشان داده است همیشه در نهایت روشنفکرانی که قصد خر کردن قدرت را داشته اند خودشان فریب خورده اند و خر شده اند. عصر ما عصر آگاهی است باید صادقانه و روشن و آگاهانه حرف زد پراگماتیسم و ماکیاولیسم مشکل ما را حل نمی کند گرفتن یا نگرفتن قدرت هم مهم نیست مهم این است که هرگز به مردم دروغ نگفت این باید جزو اصول تفکیک ناشدنی باشد. حقیقت همیشه باید حقیقت را گفت و نوشتن و تبلیغ کرد. سیاست بازی در ذات من نیست من نمی توانم یا خودم و امید و آلپر یا هاله یا خسن اقا بگیر تا قدرت و حکومت صادق نباشم. نمی توانم حقیقت را نگویم تا این که مثلا هاله را داشته باشم یا خسن اقا را داشتم باشم وقتی ببینم آن ها اشتباه می کند می گویم. هاله و خسن اقا را مثال زدم که از دوستان نزدیکم در این فضای مجازی هستند. من هرگز از هاله تعریف نمی کنم که مثلا به فلانی ها نزدیک نشود. حقیقت را می گویم. انتقادی از او دارم خواهم کرد.
به هر حال همان طور که کامنت 9 نوشتم باور کن بسیار خوش حال می شوم و اصلا بروی آلپر هم نمی اورم اگر بردارد بنویسد که تعریف اش از آقای شاهرودی اشتباه بوده است اما تا وقتی این کار را نکرده به هر دلیلی شاهرودی را آزاده می خواند نمی تواند دوست من باشد.


شبح 8:01 @ Mon, 9 May 05

یونس عزیز!(15)
دوست نازنین. این موضوع رابطی به پن لاگ یا زحمات ما ندارد. مسئله این است که دارند شاهرودی را تطهیر می کنند. مسئله این است که می خواهند عقب نشینِ نظام را به حساب آزاده گی شان بگذارند نه به دلیل فشاری که دارد به آن ها وارد می شود.


جوان سوسیالیست 4:06 @ Mon, 9 May 05

آزادی مطبوعات و طبقه کارگر
لئون تروتسکی http://www.javaan.net


هاله 3:44 @ Mon, 9 May 05

نسرین جان، من اصلا" نمی‌دونم که آیا الپر و دوستان‌اش (باز هم ما و آنها!) این طومار رو امضا کرده‌اند یا نه. شخصا" متن طوماری رو که امضا می‌کنم می‌خونم و اگر راضی بودم امضا می‌کنم ولی این سوال‌ها رو باید از خودش بپرسی و من نمی‌دونم.

من فقط شفافیت مسئله رو خواستم، چون اعلام کرده بودم (به درستی) که این طومار مستقل است و نه وابسته به گروهی خاص.این نه بد است و نه خوب. تنها یک حقیقت است.


کنجکاو 3:39 @ Mon, 9 May 05

نسرين جان !

نگاه بکن! يک نمايش گسترده و چندش آور در ايران می گذرد، که به باورم که بيش از هر چيز در باره هست و نيست حکومت اسلام است (با همه جناح های آن). همه اين بازی ها را فراموش نکنيم و فريب نخوريم. تلاش کنيم روی سخن مان در افشای بزر گ تر های اين ها باشد. اين (چند تا وب لاگ نويس مزدور و نان به نرخ روز خور) که هيچ نيستند. بزرگ ترين اين ها پس از چند سال می آيد و گريه می کند و می گويد که او تنها يک "تدارکات چی " بيش نبوده. همه اين ها کوشش می کنند تا نشان دادن حکومت اسلام "قانونی" است و برای همين هم از سر تا پای حکومت از هر جناح مردم را برای رای دادن و فراخواندن مردم به پای صندوق رای هستند. مردم بايد اين حکومت و صندوق هايشان و اين نمايش را بايد بايکوت کنند، تا به جهان و بالاتر از همه، به خود نشان دهند که اين حکومت را نمی خواهند و اين گام بزرگی در سرنگونی حکومت خواهد بود. آخرين ميخ بر تابوت حکومت اسلام بايکوت آن است.


nasrin 3:14 @ Mon, 9 May 05

هاله جان !
من اين را در جواب تو نمی نويسم چون تو در اينجا موضع گيری خاصی نکردی ٫ فقط در ارتباط با موضوعی که مطرح کرده ای می نويسم .
فرض کنيم که اين تومار را پن لاگ درست کرده بود ٫ آيا دليل میشه که مثلا آقای الپر و همفکران او چنين توماری را امضا نکنند ؟
مگر نام سازنده ی تومار در محتوای آن و خواستی که در آن مطرح شده تغييری میده ؟
تازه پن لاگ که موضع گيری خاص سياسی نداره و تو خودت کاملا در جريان هستی که در پن لاگ تنوع افکار و گرايشات سياسی بسياری وجود داره و بنابراين امکان هيچ گونه استفاده ی سياسی (در جهت خاصی ) هم نمی تونه مطرح باشه !
چطور ميشه که آقای الپر از امضای توماری برای آزادی يک وب لاگ نويس به گمان اینکه این تومار را پن لاگ تهیه کرده خود داری می کنه چون حتما احتمال ميده که مثلا پن لاگ از اين حمايت ها به نفع خودش بهره برداری خواهد کرد !!!!!!
اما از اينکه دفاع از مديار را وسيله ای قرار بده برای تبليغ به نفع آقای شاهرودی ابائی نداره ؟!!
اینجاست که ؛دم خروس؛ ٫ خودشو نشون میده !

لرد شارلون عزيز
باور کن که تا قبل از اين مطلب آقای الپر منهم در مورد او دقيقا مثل تو فکر می کردم !


هاله 2:21 @ Mon, 9 May 05

شبح جان من اصلا و ابدا منظورم این نبود که بنویسی هاله طومار رو ساخته، مگر تا امروز هر کار کردم به خاطر این بوده که اسمی از من برده بشه؟ برای من این مسئله کوچک‌ترین جاذبه‌ای نداره و هرکس اینطور فکر کنه همین‌جا می‌گم کاملا" خطاست.

این پتیشن از طرف گروه خاصی نبوده و من از تو خواهش کردم این رو شفاف کنی، همین. از جملاتی که نوشتی اینطور بر می‌آد که در ساختن طومار کانون وبلاگ‌نویسان دست داشته که صحیح نیست. من در گلایه‌ام از الپر نوشتم که این طومار مستقل است و نوشته تو این حقیقت رو نقض کرده. همین. خیلی ساده عزیزدل. ممنون از لطف‌ات.


لرد شارلون 2:02 @ Mon, 9 May 05

خسن آقای عزیز؛
شما مثل این که نمی‏توانيد تصور کنيد که کسی یک جور دیگری فکر کند. امید و الپر احتمالاً بسیاری دلایل دارند که الآن نه در شرایطی هستیم و نه می‏توانیم رژیم را تغییر دهیم، پس باید سعی کنیم به حد توان‏مان درست‏اش کنیم.
مخصوصاً کسی مثل امید که برخلاف الپر مذهبی هم نیست، برای خودش استدلال‏هایی دارد.
من حرف‏ام این است که کسی مثل امید بسیار، و الپر هم نه چندان کم، به این طرف تعلق دارند. شما باید کاری کنید که کاملاً بیایند این طرف!
حالا من نمی‏توانم فکر شما را در مورد این که این‏ها خیلی بیش از آن که من فکر می‏کنم زرنگ هستند و من به قشنگ‏ای بازی خورده‏ام، عوض کنم. اصرار چندانی هم ندارم، ولی نظر شخصی‏ام این است که اشتباه می‏کنید. شاید هم من با کارمندان آتی وزارت اطلاعات همسفر و هم مدرسه بوده‏ام! این چیزی است که فکر نکنم شما یا من بتوانیم اثبات‏اش کنیم.


خُسن آقا 1:19 @ Mon, 9 May 05

شارلون عزیز (17) شما اول می گویید که این آقای الپر آدم فلانی است و بهمانی است و بعد می گویید که او از روی نا آگاهی این حرفها را زده. همچنین در مورد امید میلانی چیزهایی را می گویید که اصلا قابل قبول نیست اینها آنقدر شعور و آگاهی دارند که امکان ندارد وقتی می گویم امکان ندارد منظورم صد درصد است اینها نمی توانند این مسائل را درک نکنند.
جهت اطلاع شما بگویم همان امیدی را که شما می گویید بروید در مطالب خود من بخوانید من او را بارها انسان بسیار باهوشی خوانده ام، بروید و تحلیل های او را بخوانید. امید و الپر آدمهای بسیار باسواد تر از من هستند بهمین دلیل هم هست که من و امثال من با آگاهی از ضریب هوشی آنهاست که با شنیدن این گونه اظهاریشان به آنها حمله می کنیم.
اینها آگاه تر از آنی هستند که شما می پندارید.


nana 0:28 @ Mon, 9 May 05

يونس گرامی ۱۵

گوش کن ببين چی ميگم دوست محترم .
اشتباه نکن اکنون ديگر در اين لحظه از تاريخ ما دو دسته بيش نيستم و بايد هم اين باشد .
ما دو دستگی ايجاد نميکنيم ! دو دستگی موجود است و از آن گريزی نيست ميدانی بين کی و کی ؟
برايت مينويسم تا روشن شوی .
يک دسته اکثريت بلااتفاق مردم ايران و تمامی وبلاگ نويسان و روزنامه نگارن و.....
که وجدانی دارند و شرف را ميشناسند و دسته ديگر کل هيات حاکمه جانيان اسلامی و عمله و اکره کوچک و بزرگشان

اين دو دستگی را نه ما با انتخاب بلکه با قبول واقعيت است که می سازيم و از آن هيچ تاسفی و رنجی هم نميبريم ميدانی چرا؟
زيرا در تحليل نهائی اين دو گروه روبروی هم خواهند ايستاد و سيل خشم مردم ايران کل جنايتکاران و اناتر این لوطیان قد و نيم قد رژيم را با خود خواهد برد .
و تا آن زمان ما به عنوان انسانهای وابسته به مردم و نيک بختی آنان تا توان داريم
مشت اين عناصر مزدور و ضد مردمی را باز ميکنيم والسلام .
بنابراین الپرها برای شخص من روبروی مردم ایستاده اند و در قاموس من دشمن نامیده میشوند و بس . نانا


لرد شارلون 0:22 @ Mon, 9 May 05

شبح عزيز و ديگران!
خوب، من الپر را خيلی به‌تر از اکثر شما می‌شناسم. تا جايی که يادم است هم‌کلاس نبوده‌ايم، ولی هم‌مدرسه‌ای و هم‌دوره بوديم. الپر از نظر ضريب هوش‌ای، به جرأت می‌توانم بگويم از خيلی از شماها باهوش‌تر است. البته شايد هوش در زمينه‌ی سياسی، با هوش در زمينه‌های مهندسی و رياضی و فيزيک متفاوت باشد. اين حرف‌های خُسن آقا در مورد نوشابه و ساندويچ و حقوق مکفی و غير مکفی را هم اصلاً قبول ندارم. نظير اين تفکرات را خُسن آقای عزيز در مورد اميد ميلانی هم داشتند و احتمالاً هنوز هم دارند، ولی من به‌تان اطمينان می‌دهم که خيلی اشتباه می‌کنيد. بحث اميد جان باشد جای ديگر؛ ولی در مورد الپر، خوب، از همان دبيرستان هم مذهبی بود و تقريباً مطمئن هستم که خانواده‌ای مذهبی دارند. کلاً بافت فکری‌اش جوری است که به نظر من خيلی طبيعی است که از نظر ديدگاه سياسی، به طيف‌ای تعلق داشته باشد که مشارکت‌ی‌ها بيان می‌کنند هستند. منتها، بسيار بسيار بعيد می‌دانم که آدم پاک‌ای نباشد و در اين چند ساله به سمت dark side رفته باشد!! بنابراين، تنها به خاطر ضعف اطلاعات‌اش است که فکر می‌کند معين آدم پاک‌ای است. البته در مورد اين حرف‌های اخيرش در موردِ شاهرودی، بيش‌تر نظرم اين است که الپر چنين تفکری دارد: کسانی مانند رهبر يا شاهرودی يا بسياری مجتهدان و سران شيعه، آدم‌هايی بسيار گوشی‌اند. يعنی خودشان آدم‌های خوبی‌اند، اما اطراف‌شان را آدم‌های بدی گرفته‌اند و آن‌ها هم از اطرافيان‌شان تأثير می‌گيرند.
هر چند که به راستی و در مورد بسياری از سران مملکت، اين تفکر درست است؛ ولی اين فکر ابلهانه‌ی الپر را در موردِ حرف‌های شاهرودی توجيه نمی‌کند.
خوب اول کاری که شما نبايد انجام دهيد: اين گونه به کسانی مانند او بتازيد.
کاری که بايد انجام دهيد: آن چه از فساد و جنايات اينان می‌دانيد بگوييد. می‌دانم، برای خودتان تکراری است، ولی باور کنيد متأسفانه بعضی‌ها نمی‌دانند. هنوز باور ندارند که طرف آن چنان غرق در فساد و منجلاب قدرت است که هيچ اميدی به يافتن سرسوزن‌ای انسانيت در او نيست.
اين‌ها بچه‌های پاکی هستند (بسيار اميدوارم)، بچه‌های خوبی هستند. درست است که مثل شما فکر نمی‌کنند، ولی شما نه به خاطر هيچ چيزی، بلکه به خاطر خودتان که در اين نبردتان پيروز شويد بايد کاری کنيد که به طرف شما بيايند، نه اين که به سمت مقابل هل‌شان دهيد. مخصوصاً وقتی که قدرت نداريد، بايد هر چه بيش‌تر و بيش‌تر نيرو جمع کنيد!
البته اين که به الپر به خاطر اين فکر و حرف احمقانه‌اش بتازيد، به نظرم کار درست‌ای است، ولی دقيقاً بدانيد که طرف چه کاره است و بد و بی‌راه الکی به‌اش نگوييد.


nana 0:11 @ Mon, 9 May 05

شبح گرامی

زنی لهستانی را ميشناسم که بسيار ابله است .
اين زن نزديک کريسمس از لهستان برايش مقاديری هديه با پست ميرسد که خودش کاغذ کادو کرده و زير درخت کريسمس خانه اش ميگذارد .
اولين سالی که مرا برای روز کريسمس به خانه اش دعوت کرد و بعد از ناهار با دو کودک و شوهرش کنار درخت کريسمس رفت و شروع کردند بسته ها را باز کردن اين ابله هر بسته ای را که خودش پيچيده بود بازميکرد و با خوشحالی ميگفت وای چه عالی چه قشنگ چه مناسب !!!!!!!! من هم باور کرده بودم تا اينکه شوهرش گفت بابا اينا رو که خودت بسته بندی کردی !!!!!! ديگه چرا وای و ووی ميکنی !!!!!!!!!!
نميدانم الپر کيست برام مهم هم نيست ولی ابلهانی از جنس او دقيقا چون اين زن لهستانی الاغ هستند که ضمن گول زدن مردم !!!! خود خرشان را هم با اين وای و ووی ها گول ميزنند !!!!!!!
خوب اگر به اين گونه افراد نگی ابله چی بگی ؟ هان ميخوام بدونم چی بگی؟
شاهرودی مادر قحبه جانی بی همه چيز که از فراورده های جناياتش مرتضوی قصاب است حقا که بايد برای الپر الاغ يک آزاده باشند !!!!!!!!
الپر ها درخشان ها بهنودها .......کثافت هائی هستند که در بسته کادو کردن اين رژيم جانی و عرضه اش به مردم ايران فعالند و هرچه سقوط اين جانيان نزديک تر ميشود
وای و ووی آنان برای سنده های کادو پيچ بيشتر ميشود .
از نظر من يک موی تخم چپ مديار از تمامی وبلاگ نويسانی چون الپر و کل هيئت حاکمه جنايت کار ايران بيشتر ارزش دارد .
به اين الپر ابله بايد گفت :
حقا که اسم کور را ميگذارند عين علی
اسم کچل را ميگذارند زلفعلی
و اسم شاهرودی جنايتکار را هم تو بذار آزاده !!!!!!!!! شرم بر تو ابله باد . نانا


Youness 0:01 @ Mon, 9 May 05

سلام بر شبح عزیز
با اینکه در مورد شاهردی حق را به تو می‌دهم ولی اصلا نمی‌پسندم که وبلاگستان اینطوری دو دسته شود. فکر نمی‌کنم هدف الپر میوه چینی از زحمات شما در کانون باشد.


m 23:45 @ Sun, 8 May 05

شبح جان همونظور که گفتی اينها دشمن انسانيت . آزادی . ايران و ايرانی هستند و انتظار مروت و حق از اينها انتظار بی جايی است . مگر اينکه برای يک ژست تبليغاتی يا يک تاکتيک سياسی يک کار مقطعی کنند . بنابراين اين برخورد الپر خيلی عجيب است مگر اينکه بخواهد آنها را در رو در بايستی قرار دهد که حکم آزادی مديار را بدهند که اينهم باز عجيب است . احمقانه ترين احکام . سبعانه ترين کارها . جنايت آميزترين رفتارها و خيانت کارترين اهداف در زير مجموعه اين اقای هاشمی عراقی انجام ميشود و اونوقت ايشان به لقب آزاده ملقب شده اند . عجبا !!!!


شبح 22:49 @ Sun, 8 May 05

فيروز عزيز!()
چرا سعی مي‌کنی ماجرا را وارونه کنی؟
مسئله اين نيست که چه کسی باعث آزادی کسی شده است. مسئله اين است که رژيم تحت فشار بين‌المللی مجبور است زندانيان را آزاد کنند و عده‌یی دارند اين را برای بزرگ‌کردن شخصيت شاهرودی يا جنايت‌کار ديگری استفاده می‌کنند.
تا کنون هيچ در مورد مجتبا نگفته‌اند و حالا که فهميده‌اند به‌زودی آزاد می‌شوند دارند از شاهرودی شخصيت آزاده می‌سازند. اين دروغ و فريب را بايد افشا کرد.


فیروز 22:40 @ Sun, 8 May 05

از جان و آزادی انسانها برای اثبات عقاید سیاسی خود استفاده کردن موقوف. هركسي از ذن خود شد يار من. حالا تازه می خوان که طرف آزاد بشه بیاد بگه کی بهتر از من دفاع کرد. قضیه پیغام اول رو من گذاشتمه؟


22:39 @ Sun, 8 May 05

از سرى "موقعيت و آينده زبان فارسى در كشور"

بخش اول: دهكده جهانى و زبان فارسى

- جهانى شدن يعنى چندگانگى٫ جهانى شدن يعنى رنگارنگى٫ جهانى شدن يعنى ديگرپذيرى
- سلطه انحصارى زبان فارسى بر ايران٫ سد راه روند جهانى شدن
- مسئله اين است: دهكده جهانى يا روستاى فارسى؟
- كژراه اى كه در آنيم

- چيزهايى در حال تغييراند

اتفاقاتى در دنيا روى مىدهند٫ در منطقه و كشورهاى اطراف چيزهايى در حال تغييراند. زيرا آنانكه موظف به آموختن از تاريخ اند٫ درسهاى لازمه را فراگرفته اند. افزون بر آن فرايند جهانى شدن در اقتصاد و ارتباطات و انتگراسيون بين ملتها٫ مرزهاى مصنوعى خارج و داخل كشورى را بىمعنى نموده است. در منطقه ما همه به آرامى و بى انقطاع٫ با بهت و حيرت ٫ با آنچه كه در جهان و همسايگان روى ميدهد و با حق و حقوق خود كه ديرزمانى است از آن محروم نگاه داشته شده اند آگاهتر و آشناتر مىشوند. خطوط قرمز سابق در حال پاك شدن اند. به جاى كشيدن خطوط قرمز تازه اى كه بىشك سريعتر از قبلىها پاك خواهند شد ٫ آيا بهتر نيست با اتخاذ سياستهاى پراگماتيك ترى به واقعيت چندمليتى بودن كشور ايران و شرايط و الزامات جديد جهانى گردن نهاد؟

دوران گفتمان ها و روشهاى كهنه به سر آمده است. ديگر نمىتوان از "ملت" هاى ايرانى به نام "قوم" ياد كرد٫ و زبان و فرهنگ و مدنيتشان بويژه تركى را "محلى" نماياند. ديگر نمىتوان "اقليت" را اكثريت٫ "اكثريت" را اقليت٫ زبان "سراسرى" را محلى و زبان "محلى" را سراسرى٫ زبان "تحميلى" را طبيعى و زبان "طبيعى" را تحميلى نماياند.


خُسن آقا 21:51 @ Sun, 8 May 05

حسام (7) جان راستش را بگو چند پول گرفتی که بیایی اینجا ملت مبارز را تخریب کنی.
فقط جهت اطلاع دیگران می گویم آن گروهی که شبح و هاله هم عضوش هستند در یک سال گذشته حداقل جلو چندین اعدام را گرفته اند البته این آقا حسام به خوبی می داند و همچنین آقا الپر ولی خوب اینها پول گرفته اند تا اینگونه آب را گل آلود کنند. عده ای از این بدبخت ها حتی با یک ساندویچ هم قانع هستند. اگر جریان ساندویچ و نوشابه را نمی دانید به شما پیش نهاد می کنم به گزارش هایی که از جلسه معین و وبلاگ نویسها اینطرف و آنطرف نوشته شده رجوع کنید. همگی اول از همه از ساندویچ و نوشابه نوشته اند تا اتفاقات این همایش.
حرف آخر حسام جان راستشو بگو تو با یک ساندویچ خریده شدی یا از آنهایی هستی که حقوق مکفی می گیری؟


شبح 20:24 @ Sun, 8 May 05

سيامک عزيز!(5)
اميدوارم تو موفق شوی من اميدی ندارم. اين‌ها ماکياوليست هستند و هدف وسيله‌شان را توجيه می‌کند. سياست‌باز شده‌اند. و مانند هر سياست‌بازی فريب‌کار.
به هر حال من به دليل علقه‌ی قبلی‌ام به ايشان هم که شده آرزو می‌کنم شما موفق شويد که اشتباه می‌کنم. هيچ چيز به اندازه‌ی اين موضوع خوش‌حال‌ام نمی‌کنه.


شبح 20:08 @ Sun, 8 May 05

هاله‌ی عزيز!(6)
از نظر من تمام امضا کننده‌گان يک تومار نويسنده‌ی آن محسوب می‌شوند. مثلا در تومار آمده است:" ما، امضا کنندگان اين طومار،" پس گروهی از وب‌لاگ‌نويسان که اين "ما" را تشکيل می‌دهند نويسنده‌ی آن تومار محسوب می‌شوند. اگر منظورت اين است که که اين شبهه وارد می‌شود که گويا تو و پن‌لاگ با هم اين بيانيه را نوشتید که با توجه به لينک داده شده چنين تصوری به‌وجود نمی‌آيد. به هر حال اگر تصور می‌کنی بايد بنويسم نويسنده‌ي تومار هاله بوده است اين کار را می‌کنم ننوشتم چون می‌خواستم بحث شخصی نشود و احيانا چماق‌دارانی مانند اين حسام(7) سراغ تو نيايند. به هر حال بگو چگونه شفاف می‌شود تا درست‌اش کنم.


حسام 19:14 @ Sun, 8 May 05

عالی جناب بارکلی: اگر تو چشمانت را ببندی دنیا باز هم وجود خواهد داشت. پس لطفا سر خودت را شیره نمال و درست نگاه کن. آقاجان تو را به خدا گاهی به جای شعار های آبکی دادن کمی مرد عمل باش. تو که هنوز آن قدر اراده و اختیار نداری که کنترل یک بحث ده پانزده نفره را در اختیار بگیری و از همه مهم تر هنوز یاد نگرفته ای اول فکر کنی و مانند پسران تازه بالغ اول از همه دچار هیجان غرور جوانی نشوی، چگونه ادعای کار گروهی یا تشکیلاتی می کنی؟ انگار که عریضه نویسی و امضا تومارهای خنده دار نتیجه دیگری جز تفریح برای امثال تو ندارد. جالب تر این که ادامه هم می دهی تا حقانیت مضحکه ای که راه انداخته ای را به اثبات برسانی. واقعا که درست می گویی! نیروی انتظامی از یک عده وبلاگ نویس کنار گود ترسید که کارتن خواب ها جمع آوری کرد! حالا هم رژیم از تو و مدافعان لمپن و سینه چاکان تومار ساز خارج نشینت زهره ترک شد که تصمیم گرفته است مدیار را آزاد کند. باور کن من گاهی به ضریب هوشی ات شک می کنم! واقعا برایت متاسفم پدر جان...


هاله 17:50 @ Sun, 8 May 05

سلام شبح جان. بی این‌که بخوام باز درگیر بحث‌های ملال‌آور 'ما و شما و آنها' بشم می‌خواستم نکته‌ای رو روشن کنم.

نوشته ای:

" گروهی از وب‌لاگ‌نويسان و کانون وب‌لاگ‌نويسان ايران–پن‌لاگ سريعا نسبت به دستگيری او واکنش نشان دادند و آزادی‌ بی‌قيد و شرط‌اش را خواستار شدند و توماری هم برای ارسال به سازمان‌ ملل و ساير نهادهای بين‌المللی مدافع آزادی بيان تهيه کردند."

من‌باب توضیح: طومار مربوط به مجتبی سمیعی‌نژاد توسط شخص (که خودم باشم) درست شده بود و نه گروهی از وبلاگ‌نویسان یا کانون - نوشته‌ات این رو شفاف نکرده.

ممنون. هاله


siamak farid 16:43 @ Sun, 8 May 05

من هم از اين نوشته الپر تعجب کردم که چه خبر شده است و برایش کامنت گذاشتم ولی دوستان معتقد نیستم فورا کسی را متهم به هر چیزی که دم دستمان میرسد کنیم.با الپر و امثال او میشود به زبان دیگری هم صحبت کرد.میشود او را به تغییر مواضعی که گرفته است تشویق کرد . الپر با یک جمله که دانسته و یا نادانسته نوشته است نباید اینگونه مورد عناد قرار گیرد.راه گفتگو باز است . شاد باشید


خُسن آقا 16:30 @ Sun, 8 May 05

نسرین جان این هم مثل آقای جهانگرد است که فرموده اند "این سمیعی نژاد کیست!!!؟" آن طرف دنیا بابای فرانسوی می دونه سمیعی نژاد کیست ولی اینها که طرف توی زندون خودشون هست نمی دونند؟؟؟؟ دروغگو که می گویند همین ها هستند.


nasrin 16:02 @ Sun, 8 May 05

شبح جان
چه میشه گفت ...

جانا سخن از زبان ما می گوئی !

البته این را باید اضافه کنم که در وب لاگ هاله نازنین خوندم که آقای الپر در جواب هاله که پس چرا ایشان از حرکاتی که هاله به عنوان یک فرد مستقل راه اندازی کرده بود حمایت نکرده است ٫ گفته اند که از این حرکات اطلاع نداشته اند !!!!!!

در جواب فقط می تونم بگم :

نمی دانم و راحت جانم !!!‌:(


خُسن آقا 15:55 @ Sun, 8 May 05

راستی یادم رفت بنویسم. آقایان (معین و شرکا) در جمع وبلاگ نویسان (همانها که بناست معین را جوان پسند بکنند) نوشته بودند که ایشان خبر نداشتند... اصلا چرا نقل قول کنم نوشته خود فریبکاران را می آورم تا فردا در مقابل دادگاه مجبور به پاسخ گویی شوند:

"ديروز در جلسه وبلاگ‌نويسان با دكتر معين، وقتي صحبت مجتبي سميع نژاد و اينكه آخرين وبلاگ‌نويسي است كه هنوز در زندان مانده مطرح شد، كنار مهندس جهانگرد نشسته بودم. از من پرسيد اينها كي را گفتند؟ گفتم همان وبلاگ‌نويسي كه الان در زندان است. گفت مگر كسي هنوز مانده؟!! شايد باور كردنش سخت باشد، اما آقاي جهانگرد از ماجراي سميع نژاد خبر نداشت"

نقل از وبلاگ الپر


خُسن آقا 15:51 @ Sun, 8 May 05

من هم که نوشتم البته با نگاهی دیگر، هاله هم نوشت البته با زبان هاله ملایم.
فرقی نمی کند که ما چه بنویسیم اینها اسب خود را می تازند! اسبی که بزودی سوارش را سرنگون خواهد کرد.






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1269
تعداد نظرات: 27002
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: november 25, 2006 05:21 pm


از کجا آمده‌اند؟