دوشنبه، 12 اردیبهشتماه 1384 | May 02, 2005

از کارگران بياموزيم

karegaran.jpg
امسال اول ماه مه رنگ و بو و جلای ديگری داشت. کارگران در تهران وقتی ديدند قرار است مورد سؤاستفاده‌ی کمپين تبليغاتی کارگزاران حکومت قرار بگيرند با اعتراض و فرياد مراسم را ترک کردند و به خيايان‌ها آمدند و مراسم سخنرانی آقای رفسنجانی که قرار بود کانديداتوری خود را برای رياست جمهوری اعلام کند برگزار نشد.
در سنندج و چند شهر ديگر مراسم کاملا مستقل از حکومت و با شعارهای راديکال برگزار شد. کارگران سنندج نگفتند:"کردها متحد شويد!" حتا نگفتن:"کارگران ايران متحد شويد!" گفتند و نوشتند:"کارگران جهان متحد شويد!" کارگران بايد بياموزند که وطن ندارند و وطن واژه‌ی جعلی‌ است برای استثمار آن‌ها. آيا سرمايه وطن دارد؟ سرمايه برای خودش اصلی طلائی دارد: "وطن‌ات آن‌جاست که سودت بيشتر است." اما نوبت به کارگران که می‌رسد هزار واژه‌ی فريبا برای‌اش می‌تراشند تا دسته دسته و گروه گروه و تکه تکه شوند. کارگران آموختند که بايد از حکومت و جناحی از آن جدا شوند و به طبقه‌ی قدرت‌مند جهانی خود اتکا کنند. آن‌ها برای رهایی دوستان دربندشان ديگر پشت در اتاق "بد"یی از ميان "بدتر"ها آب‌رو گرو نمی‌گذارند، به اتحاديه‌های نيرومند جهانی‌شان رو می‌آورند.
امسال فضای عمومی وب‌لاگستان هم رنگ و بوی اين روز بزرگ را گرفته بود و کاش ما وب‌لاگ‌نويسان از کارگران بياموزيم که برای استيفای حقوق‌مان به اتحاد بين‌المللی‌مان بيانديشيم و دنبال تربچه‌ها و پيازچه‌ها نباشيم.
اين چرخش جامعه و مردم از حکومت به سمت خود، از نتايج به بارنشستن تحريم انتخابات در انتخابات شوراها و مجلس هفتم است. مردم جلوتر از برخی روشن‌فکران، هميشه جا مانده‌ی،‌شان دارند خارج از حکومت، خارج از جناحی از حکومت متشکل می‌شوند. حرف خودشان را می‌زنند برای گرفتن طبيعی‌ترين حقوق‌شان زير عبا و ردای اين شيخ و آن مکلا پنهان نمی‌شود.
از ما که می‌گوييم "انتخابات را تحريم کنيد"؛ می‌پرسند: "راه‌کار عملی‌تان چيست؟" پاسخ بسيار ساده است: بايد ياد بگيريم که حقوق خود را با زبان خودمان و با اعمال قدرت بگيريم. با زبان ديگران و با تکيه به بخشی از حکومت نمی‌توان به حقی رسيد. می‌گويند با دزدهای "بد" متحد شويم تا دزدهای "بدتر" کمتر بچاپانندمان! می‌گوييم: اين‌گونه "دزدی" را قانونی کرده‌ايم. بيايد راه‌کار عملی عليه "دزدی" پيدا کنيم.
ديروز روز جهانی کارگر بود و امروز روز خودخوانده‌ی معلمان در ايران. ديروز کارگران، با پيوستن به دريای بی‌کران کارگران جهان، جهت نگاه خود را از سوی حکومت به سمت خود چرخاندند و امروز معلمان بايد چنين کنند تا بتوانند حقوق از کف رفته‌ی‌شان را بستانند.
بگذاريد تنها بازی‌گران بازی انتخابات‌شان خودشان باشند، مهم نيست چه کسی داروی تلخ سر می‌کشد، يا کلاه بر سر می‌گذارد؛ مهم نيست ذوب در ولايت باشد يا ذوب در انقلاب اسلامی‌شان برای ما مهم اين است که حق خود را بشناسيم و ديکته کنيم مطمئن باشيد "بدترين"شان هم که رئيس‌ جمهور شود مجبور است به خواست ما گردن نهد و اگر ما حقوق خود را نشناسيم و برای گرفتن‌اش تلاش نکنيم "به‌ترين"شان هم که رئيس‌ جمهور شود کم‌ترين حقی را برای ما قايل نيست و هميشه کمتر از آنچه داده‌ايم خواهيم ستاند.
چند لينک مرتبط:
بيانيه‌ی کانون وب‌لاگ‌نويسان ايران- پن‌لاگ به مناسبت روز جهانی کارگر
چند لينک و خبر در مورد روز جهانی کارگر

قطعنامه اول مه(روز جهانی کارگر) ۲۰۰۵ - سنندج
سرود انترناسيونال ترجمه‌ی احمد شاملو
کارگران میهنم، شعری از ح. مقدم در بادبان
عکسهايی از تظاهرات اول ماه مه در سنندج
سنگ صبور از کارگران می‌گويد.
زيتون از روز کارگر می‌گويد.
گزارش فعال کمیته اقدام کارگری (ایران) از تظاهرات اول ماه مه
گزارش مراسم اول ماه می روز جهانی کارگر در سینما فردوسی
روز جهانی کارگر گرامی باد! (وب‌لاگ ترديد)
طبقه کارگر و حزب پيشتاز

May 2, 2005 12:55 PM | TrackBack

غریبه نیستم 14:29 @ Sun, 6 Jan 08

من با نوشته هات موافقم دوست عزیزت روح


hiwa 19:50 @ Wed, 15 Jun 05

مرگ بر شونیزم فارس. زنده با د حرکت ازادی خواهی ملتهای تحت ستم. زنده باد حق تعین سرنوشت ملت کرد


hiwa 19:50 @ Wed, 15 Jun 05

مرگ بر شونیزم فارس. زنده با د حرکت ازادی خواهی ملتهای تحت ستم. زنده باد حق تعین سرنوشت ملت کرد


هیوا 19:49 @ Wed, 15 Jun 05

مرگ بر شونیزم فارس. زنده با د حرکت ازادی خواهی ملتهای تحت ستم. زنده باد حق تعین سرنوشت ملت کرد


هیوا 19:49 @ Wed, 15 Jun 05

مرگ بر شونیزم فارس. زنده با د حرکت ازادی خواهی ملتهای تحت ستم. زنده باد حق تعین سرنوشت ملت کرد


هیوا 19:49 @ Wed, 15 Jun 05

مرگ بر شونیزم فارس. زنده با د حرکت ازادی خواهی ملتهای تحت ستم. زنده باد حق تعین سرنوشت ملت کرد


كومله 19:33 @ Thu, 5 May 05

در یکی از قطعنامه­های شورای انقلاب فرهنگی که از 20 عضو تشکیل گردیده و اخیراً نیز در سایتهای اینترنتی انعکاس یافته است، گذاشتن هرگونه اسم غیر اسلامی و غیر فارسی بر شهرها و خیابانها، نهادهای دولتی، مراکز اداری، مرکز بهداشت و درمان، سینما، پارک، بازار، کارخانه، بانک، مکان ورزشی و تفریحی، فروشگاه و مکان تجاری، پالایشگاهها، فرودگاهها، مراکز علمی و فرهنگی و حتی ترمینالهای مسافربری، ممنوع اعلام شده است.

مهمترین بند این قطعنامه تصویبی بدین شکل است: "با هدف حفظ اتحاد سیاسی و فرهنگی کشور و هویت ملی، اسمها باید فقط فارسی باشند." در بند ششم آمده است: "در قسمتهای مختلف ایران و با توجه به ویژگیهای آن مناطق میتوان از نامها و القاب شهرهای دیگر استفاده کرد." یعنی در کردستان که دارای جنبشی بر ضد ج.ا. است، استفاده از اسمهای کردی ممنوع است و باید از اسم شخصیتهای فارس و یا کشته شدگان ج.ا و تاریخ اسلام استفاده کرد.

لازم به ذکر است که از این 20 عضو شورای انقلاب فرهنگی، 19 نفر فارس زبان و تنها یک نفر از آنها مازنی زبان، که او هم ناطق نوری است. اما تمایلات تند روانه و تعصباتی شونیزم فارسی ماهیت اصلی وی را نیز پوشانده است. قطعنامه­های فرهنگی و موارد تصویبی که از صافی 20 عضو شونیست این شورا عبور کند، معلوم است که تا چه اندزاه میتواند حقوق ملیتهای دیگر ایران و فرهنگ آنها را حفظ کرده باشد؟ اگر تاکنون عظمت طلبی فارس(ایرانی) به آهستگی و سرپوشیده از طرف زمامداران حکومتی ایران گسترش داده می­شد از این به بعد این کار به طور علنی صورت می­گیرد.


اورميه 19:30 @ Thu, 5 May 05

انتقام جويي از تركان (شكل‌گيري بيماري رواني روحي وندوآليسم) و شكلگيري آليناسيون (از خود بيگانگي و تقويت روحية شيفتگي به ديگران در اذهان تركان ايران) در كنار يك آسيب ديگر يعني خود شيفتگي پارسي همراه با تبليغات رسمي و غيررسمي مسموم ، سه روش مهم هويت‌زدايي تركي در ايران تشخيص داده شده است .

هويت (identity) و مليّت (nationality) تركي ميتواند همپوشان و مكمّل هم باشند.
تركان جمعيت و وسعت چشمگيري از قلمرو ايران كنوني را تشكيل ميدهند كه به صورتهاي متمركز و متفرق در كشور 1٬648٬000 كيلومترمربعي سكونت داشته و صاحب فرهنگ و تمدن بنيادين ميباشند . اكنون زمان آن فرا رسيده كه ؛ با اتكا به شناسنامه خود و با تقويت حس تعلق به خود ، به همبستگي از نوع ارگانيكي ، يگانگي و وفاق درون گروهي (CONSENSUS) و سازگاري برون گروهي در جامعة چندگانه (چند پارة - society Plural) ايران دست يابند .

امروزه ضرورت دارد براي جلوگيري از آسيميله شدن ، اضمحلال فرهنگي - مليتي ، مقاومت در برابر مليگرايي افراطي آريايي و نيز حل انواع شكافهاي اجتماعي در درون خود ، تركان به هويت خود (به ويژه هويت سياسي) به عنوان پديده - ايدئولوژي - نيروي پيشبرنده - فرايند مستمر ملت ساز و دولتساز - ابزاري براي باز كردن و شكستن مرزها - از ميان برداشتن موانع در راه مبادلات مالي ارتباطي تجاري و روابط فرهنگي با گروههاي جمعيتي داخلي و خارجي و به عنوان شناساندن موجوديت خود در عرصة كشوري ، منطقه‌اي و بين‌المللي و در وراي مرزهاي قلمرو در ايران متوسل شوندּ


سروش دانش 8:58 @ Thu, 5 May 05

سلام شبح جان ... مطلب ات خيلی قشنگ بود ... من که اينقدر سرم شلوغه وقت نمی کنم چيزی در مورد اول مه در وبلاگم بنويسم .... قربانت سروش


nana 20:14 @ Wed, 4 May 05

شبح گرامی

چرا راجع به رفسنجانی که چون رقاصه های استریپ تيز !!! آن بدن چروکيده و بی موی خود را به عالم و آدم پيشنهاد ميدهد نمی نويسی بابا !!!!!!
مگر نميدانی اين زيبا روی مه پيکر چگونه دستی به ريش های نداشته خود ميکشد و پيامی به اين ور و اون ور ميفرستد !!!!! و ميگويد : من قابلی ندارم مرا جلو بيندازيد که آقا زاده هايم به چپاول خود ادامه دهند !!!!!
مردک بی شرم در آخرين پيشنهادش گفته :

شايد من بتوانم پايانی بر استبداد دينی بگذارم !!!!!!!!!!!

که بايد گفت :
برای پايانی بر استبداد دينی اولين کار اين است که تو و باقی جانيان اسلامی بايد
برای هميشه گم و گور شويد و بس . نانا


کنجکاو 23:01 @ Tue, 3 May 05

شمر جان!
باز هم چند خط کوتاه و لا به لای آن خطوط سخنان بسيار. ملذوز شدم و بسيار خنديدم. خوشم می آيد دشمن مردمان را می شناسی از پان اسلاميست اش بگير تا ديگر "پان" های بی پدر و مادر. اما اگر می شود گاهی چيزی هم در وب لاگ خودت بنويس. "آسمان" امد، "ریسمان هم به زودی سرو کله اش پيدا می شود.


آسمان 22:12 @ Tue, 3 May 05

شمر جان:
باز دوباره به گفته خودت اول آسمان را به ريسمان برگشتانده اي؟؟!!! و بعد هم شقيقه را به گوز ربط داده اي٬ الان هم به قلق عرب در آمدي و از كفش لر گويان صحبت مي كني و صرفا از سر دشمني مزمن٬ نفرت علاج ناپذير و كينه فزاينده اي كه به خلق و مليت ترك داري٬ از ترك كشي بنيادگرايان و فاشيستهاي ارمني حاميان و متفقان استراتژيك طالبان ولايت فقيهي در ايران حمايت مي كني ؟

تو از اين پان ايرانيسم آب كشيده كم مايه ات خجالت نمي كشي؟ از نفرت به انسانت خسته نميشوي؟ عاقبت هيتلر و ميلوسويچ و ژيكوف (رحمه الله عليهم اجمعين) را چرا به اين زودي فراموش كردى و يا اصلا چرا نرفتي كه ياد بگيري؟


سیاهکل 18:21 @ Tue, 3 May 05

مثل همیشه گویا به تو افتخار می کنم عمو شبح:)


آرمین گیله مرد 17:39 @ Tue, 3 May 05

سلام ... خودم همیشه میگم عجله کار خوبی نیست، من متاسفانه وقت نداشتم و با عجله پست کردم، اون طرح از من نیست بلکه از پرده ای در تظاهرات عکس گرفتم و کار بچه های برلین هست!!!


r.v. 16:58 @ Tue, 3 May 05

به قفل خشمگين نشو درهای تمام زندانها از درون بسته است ...


شبح 15:06 @ Tue, 3 May 05

کيان عزيز!(16)
خواهش می‌کنم از تو دوست عزيز که کامنت حاوی واژه‌های رکيک و توهين به مردم يک کشور يا بخشی از مردم يک کشور را اين‌جا قرار نده.
از اين که کامنت‌های قبلی‌ات را پاک کردم معذرت می خواهم ولی چاره‌یی نداشتم.


کيان 10:05 @ Tue, 3 May 05

چرا کامنت های منو پاک می کنی؟
تو که ادعای دفاع از آزادی بيان داری !!!!!!!


ardeshir 6:29 @ Tue, 3 May 05

« حق ملل برای تعيين سرنوشت خويش » نه فقط در شعار بلکه در عمل بايد مورد احترام هر روشنفکری ( خصوصا چپ ها ) باشد. اما اين « حق » فقط زمانی ميتواند مفهوم واقعی داشته باشد و به واقعيت نزديک شود که جامعه از مرحله ديکتاتوری خارج شده باشد. لذا شعار اساسی در مرحله کنونی : اتحاد و مبارزه مشترک تمامی خلق ها و حتی اقليت های مذهبی عليه نظام ج. اسلامی است. در يک کشور آزاد و دمکراتيک رسيدن به اين « حقوق » پايمال شده بسيار راحت تر و منطقی تر ميباشد. حتی اگه بحث بر سر مسئله استقلال کامل و يا جدايی و تشکيل کشور جديدی باشد. پروسه مسالمت آميز و تاحدی دمکراتيک جدايی کشور چک و اسلواکی بهترين نمونه بود. و پروسه جدايی کشور های سابق يوگسلاوی که بر مبنای فاشيسم و جنگ داخلی بود ، بدترين و خونين ترين روش برای رسيدن به استقلال بود. اما اينکه اکثر ناسيوناليست ها ، چه بسا ناخودآگاهانه آلت دست يک مشت فاشيست مرتجع شده اند بسيار درد آور است. و من مطمئن هستم که مزدور های ج. اسلامی در اين نفاق و توطئه نقش دارند. چرا که می خواهند به مردم اثبات کنند که نظام حاکم مانع جنگ داخلی و خونريزی است و بدين ترتيب مردم را از طريق وحشت برای ناامنی به پاسيفيسم بکشانند. لذا دوستان عزيز ! حرف آخرتان را اول بزنيد. اگه واقعا طرفدار عدالت ، دمکراسی هستيد و با تمام وجود مخالف استبداد اسلامی هستيد ، اينقدر ما بين خلق های فارس ، عرب ، ترک و بلوچ و ... تخم نفاق و دشمنی نکاريد. تاريخ نشان ميدهد که حتی با هزينه ناچيزی ميتوان جنگ داخلی بوجود آورد ، گاهی کافی است که با مثلا توطئه تجاوز به دانشجويان فارس زبان در آذربايجان و يا بمب گزاری در مغازه ها و دکان های ترک ها در استانی ديگر روحيه ناسيوناليستی و فاشيستی در جامعه بوجود آورد. زنده باد اول ماه مه. روز تمامی کارگران ستم ديده ترک و ارمنی و فارس و عرب و ...


شمر 4:07 @ Tue, 3 May 05

آقا یا خانم اصلاحات زبانی!

ترا به سر جدت ذوالجناح انصاف بده، خجالت آور نیست که می خواهی روز همبستگی جهانی کارگران به روز نفاق ملی تبدیل کنی، برای بزرگداشت اینروز، دست کم چیزی در این مایه می نوشتی که کارگرانی که در شیکاگو کشته شدند ترکهای بوده اند که از ایرلند به ینگه دنیا رفته بودند که ملت حساب کار دستشان بیاید که با کی طرفند.
از قرار معلوم شما کاری ندارید جز اینکه آسمان را به ریسمان ربط داده و از رابطه منطقی گوز و شقیقه، به حقانیت نقش جنبش اینترنتی خودتان برسید.
از آقای یوسف شاملی که در شله زرد خوری دست کمی از خودتان ندارد گفتاوردها بی سروته فراوانی آورده اید.
مرد حسابی جنبش ملی آذربایجان کجاست که می خواهی جایگاه ویژه هم برایش قائل شوی،
وانگهی اگر منظورت همین هارت و پورت های اینترنتی شما باشد چیزی جز پان ترکیسم آبکی که در تمامی گستره ها توجیه گر سیاستهای دولت ترکیه می باشد نیست و ربطی جنبش ملی ندارد.
قربان عقل آخر مسلمان شما هنوز هیچ نشده در همین اینترنت ارمنی کشی راه انداخته و خجالت هم نمی کشید که ارمنی کشی دولت عثمانی را افسانه خوانده و برای ارمنی های ایران پرونده سازی می کنید که ترک کشی کرده اند، و در تدارک بیست چهار آوریل دیگری هستید وای به حال بقیه ملت ایران بویژه مردم آذربایجان.
نه خودمانیم اگر کسی از تو بپرسد که چگونه "اتنیک" را به ملی برگرداشتانده ای چه پاسخی خواهی داشت، در کدامین فرهنگ واژه های سیاسی چنین برابر نهادی برای این واژه آمده که شما چنین برداشتی می کنید. لابد لغت نامه آتاتورک(لعنت الله علیه).
فدرالیسم را کدامین نادان به کثیرالمله بر گشتانده است، لابد پیش خودتان حساب کرده اید که آلمان بخاطر وجود ترکها در آن کشور، سیستم فدرالی دارد.
از این سخنها گذشته از کی تا حالا پایت در کفش لُر گویشان کرده و می خواهی آنان به جان کُرد زوانان و فارس زبانان و ما عرب لسانان بیاندازی.
خلاص


يونس شاملی 0:36 @ Tue, 3 May 05

جنبش ملی آذربايجان و نقش ويژهء آن:

در نگاه اول دادن نقش ويژه به جنبش ملی آذربايجان در حرکت تمامی مردم ايران بسوی دمکراسی شايد اندکی عجيب به نظر برسد و اين سوآل پيش آيد که علت و يا علتهايی که به جنبش ملی آذربايجان نقش خاصی در جنبش دمکراتيک و سراسری ايران داده است چه ميتواند باشد؟ پاسخ به اين پرسش، با تمامی پيچيده گی های آن چندان هم مشکل نيست.

جنبش ملی-دمکراتيک آذربايجان به چند دليل نه تنها خيزش بسوی دمکراسی واقعی را در ايران تسريع ميکند بلکه زمينه های همه گير شدن آن را نيز با خود به همراه مياورد. اما علت هايی که به جنبش ملی-دمکراتيک آذربايجان در ايران جايگاه خاصی می بخشد به فاکتورهای ذيل بستگی دارد:

اول اينکه- آذربايجان بخاطر کميت جمعيتی در ايران با جمعيت 30 مليونی (ارائه شده در گزارش سالانه کمسيون حقوق بشر سازمان ملل در سال 1992) ترکان در ايران، وزنهء سنگين سياسی را به خود اختصاص ميدهد.

دوم اينکه- بايد به حضور ترکان در سراسر ايران و بويژه در مرکز قدرت سياسی ايران، یعنی تهران توجه داشت. چرا که ترکان ايران تنها ملتی هستند که جدا از سکونت متمرکز آنان در آذربايجان، خراسان، شيراز و اصفهان، با جمعيت بالايی از نظر کثرت در سراسر ايران پراکنده بوده و در شهرهای مختلف از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق ايران زندگی ميکنند.

سوم اينکه- خيزش فراگير و پيش روندهء جنبش ملی-دمکراتيک آذربايجان از سويی و علنيت و تکيه برشيوه سيويل اين جنبش از سوی ديگر امکان ايجاد دگرگوني در افکار عمومی عقب مانده (از نقطه نظر تمرکزگرايی سياسی) در ايران را فراهم آورده و جايگزينی يک آلترناتيو پلوراليستی در اذهان مردم را تسريع مي بخشد.

چهارم اينکه- نقش تاريخی، فعال و تاثير گذار خيزشهای مترقی در آذربايجان و برای نجات ايران از منجلاب انحطاط و نقش روانشناسانهء اجتماعی آن را نبايد از نظر دور داشت. به اين معنی که حرکت ملی آذربايجان اين اميد را در دل ديگر مردمان ايران خواهد کاشت تا بتوانند با اميد به فردا عليه استبداد و برای دمکراسی انرژی خود را مصروف دارند.


يونس شاملی 0:21 @ Tue, 3 May 05

ايران برای حرکت به سوی ترقی بايد به مؤلفة های ذيل گردن نهد:

1- 1- دست شستن از سياست برتری قومی (ناسيوناليسم افراطی فارس) نسبت به ديگر ملل ساکن در ايران

2- 2- به رسميت شناختن؛ حقوق برابر شهروندی

3- 3- به رسميت شناختن؛ حقوق برابر اتنيکی (ملی) برای ملل ساکن در ايرانِ کثيرالملله (فدراليسم).

4- 4- به رسميت شناختن؛ اعمال آزادانه اراده مردم درتعيين سرنوشت خویش (دمکراسی و پلوراليسم) که متضمن اصول کلی زير باشد:

- - آزادی عقيده، بيان و تشکل

- - برابری زنان با مردان در تمامی عرصه ها

- - حرکت بسوی عدالت اجتماعی

- - جدای ايدئولوژی از دولت

- - برپائي دولتهای ايالتی و فدرال

- - تامين يک زندگی شرافنمدانه از نظر سياسی، اقتصادی، بهداشتی و فرهنگی برای شهروندان

- - تلاش در جهت رشد و توسعه اقتصادی با بهره گيری از آخرين دستاوردهای علمی، تکنولوژيک

- - ...


سوءاستفاده از ملت لر 0:16 @ Tue, 3 May 05

در شرايط كنوني دو تن از منصب داران حكومت اسلامي كه مليت لر دارند نامزد رياست جمهوري شده اند اين افراد مهدي كروبي رئيس سابق مجلس و محسن رضايي فرمانده سابق سپاه پاسداران و دبير فعلي مجمع تشخيص مصلحت نظام مي باشند، ظاهراً اين مجمع تشخيص داده كه براي حفظ و بقاي رژيم جمهوري اسلامي این افراد نامزد شوند . هر دو نفر ياد شده سعي بر سوء استفاده از احساسات ملت لر جهت كسب آراي بيشتر براي خود را از یک طرف و از طرف دیگركسب آراي بيشتر جهت ترميم موجودیت متزلزل جمهوري اسلامي را دارند،درست چند روز قبل از پايان سال 1383 محسن رضايي و هواداران وي به دنبال جلب نظر دانشجويان لر از جمله دانشگاه خليج فارس بوشهر برآمدند، كه ظاهراً عده اي را جهت ديدار خصوصي با وي به وسيله هواپيما از تهران بسيج كرده بودند. البته برخي از دانشجويان لر اين پيشنهاد را نپذيرفته بودند، از طرف ديگر در استان كهگيلويه و بويراحمد ، دوستي استاندار اين استان كه از نزديكان مهدي كروبي است با تحريك دانشجويان لر و بيان اينكه از زنديه تاكنون ايران حاكم لر نداشته است. با دادن وعده هاي گوناگون فرهنگي و اقتصادي سعي بر تهيج دانشجويان جهت بر پا نمودن ستاد انتخابات دانشجويي كروبي در استان كهگيلويه و بويراحمد را نموده كه با واكنش منفي دانشجويان لر رد شده است .


مریم 23:50 @ Mon, 2 May 05

شبح عزیزم! روز جهانی کارگرو که قبلا تبریک گفتم ولی باز هم مبارک باشه.
به قول خودت نوشته پرو پیمونی بود. تک‌تک جملاتت کارشده بود و تاثیر‌گذار. خب شبحه دیگه باید همیشه دو قدم جلوتر باشه.0
راستی من هم یه چیزکی درباره این روز نوشتم.(با کلی خجالت) می‌شه بخونی؟


20:35 @ Mon, 2 May 05

شبح نازنین اول ماه مه روز جهانی کارگر را به تو و هم سنگرانت تبریک گفته و آرزوی موفقیت و پیروزی برای تو وزحمتکشان ایران را دارم و طرح از من نیست از یک ایتالیائیه ولی من یخورده دست کاریش کردم ممنونم از لینکت برای شعر قربانت مقدم


گيسو 20:22 @ Mon, 2 May 05

عکس گويايی است.
من هم اين روز را به همه زحمتکشان در سراسر دنيا تبريک ميگم و بر دستان پینه بسته شان بوسه میزنم.


neda(cafe h graph 17:40 @ Mon, 2 May 05

سلام به روزم با اکسپرسیونیست های آلمان/ از ترجمه ی شاملو لذت برديم
کاش از ماياکوفسکی هم چيزی بود اون بيشتر از کارگران دنیا دفاع کرده


شبح 16:57 @ Mon, 2 May 05

شهلا جان!(2)
از صميم قلب بهت تبريک مي‌گم و اميدوارم سال‌های سال همين‌جور شاد و پرانرژی سال‌گرد ازدواج‌ت رو جشن بگيری.

جی لندنی‌ عزيز(3)
مرسی عالی بود.

مهرداد جان!(4)
از تذکرت متشکرم. درست‌اش کردم. از بس راديو و تلويزيون گوش می‌کنم ببينم اوضاع چطوره ديگه فارسی حرف زدن يادم رفتم!


مهرداد 16:18 @ Mon, 2 May 05

سلام شبح عزیز!
با نوشته‌ات کاملاً موافق هستم. اگر مردم نخواهند هیچ چیز تغییر نمی‌کند. این در طول تاریخ ثابت شده‌است. در تمام زمینه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و... این مردم هستند که تصمیم‌گیرنده‌ هستند. و به جای این‌که دست به دامان قدرت شوند باید به خوداتکایی برسند. و در این میان قشر فرهیخته و روشن‌فکر باید این حرکت‌ها را راه‌بری کند نه قشر چریک و قدرت‌مدار!
راستی شبح عزیز! "بر علیه" غلط است و به جای آن باید گفته‌شود "علیه".
از کاربرد زیبای واژه‌ی فریبا هم واقعاً لذت بردم.
موفق باشی.


شهلا 13:49 @ Mon, 2 May 05

درود بر تو شبح جان
نوشته ایت برایم بسیار با ارزش است
ولی به دلیل اینکه دلم نمیخاد امروزم(سالگرد ازدواجم) خراب بشه و عصبی بشم نخوندمش.
فدای تو
تا درودی دگر بدرود.






زبان:
نگهداری مشخصات؟






تعداد مطالب وبلاگ: 1305
تعداد نظرات: 25654
تعداد بازديد کنندگان:
Last update: january 6, 2008 02:29 pm


از کجا آمده‌اند؟