|
|
|
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
دوشنبه، 12 اردیبهشتماه 1384 | May 02, 2005
● از کارگران بياموزيم
قطعنامه اول مه(روز جهانی کارگر) ۲۰۰۵ - سنندج
من با نوشته هات موافقم دوست عزیزت روح
مرگ بر شونیزم فارس. زنده با د حرکت ازادی خواهی ملتهای تحت ستم. زنده باد حق تعین سرنوشت ملت کرد
مرگ بر شونیزم فارس. زنده با د حرکت ازادی خواهی ملتهای تحت ستم. زنده باد حق تعین سرنوشت ملت کرد
مرگ بر شونیزم فارس. زنده با د حرکت ازادی خواهی ملتهای تحت ستم. زنده باد حق تعین سرنوشت ملت کرد
مرگ بر شونیزم فارس. زنده با د حرکت ازادی خواهی ملتهای تحت ستم. زنده باد حق تعین سرنوشت ملت کرد
مرگ بر شونیزم فارس. زنده با د حرکت ازادی خواهی ملتهای تحت ستم. زنده باد حق تعین سرنوشت ملت کرد
در یکی از قطعنامههای شورای انقلاب فرهنگی که از 20 عضو تشکیل گردیده و اخیراً نیز در سایتهای اینترنتی انعکاس یافته است، گذاشتن هرگونه اسم غیر اسلامی و غیر فارسی بر شهرها و خیابانها، نهادهای دولتی، مراکز اداری، مرکز بهداشت و درمان، سینما، پارک، بازار، کارخانه، بانک، مکان ورزشی و تفریحی، فروشگاه و مکان تجاری، پالایشگاهها، فرودگاهها، مراکز علمی و فرهنگی و حتی ترمینالهای مسافربری، ممنوع اعلام شده است. مهمترین بند این قطعنامه تصویبی بدین شکل است: "با هدف حفظ اتحاد سیاسی و فرهنگی کشور و هویت ملی، اسمها باید فقط فارسی باشند." در بند ششم آمده است: "در قسمتهای مختلف ایران و با توجه به ویژگیهای آن مناطق میتوان از نامها و القاب شهرهای دیگر استفاده کرد." یعنی در کردستان که دارای جنبشی بر ضد ج.ا. است، استفاده از اسمهای کردی ممنوع است و باید از اسم شخصیتهای فارس و یا کشته شدگان ج.ا و تاریخ اسلام استفاده کرد. لازم به ذکر است که از این 20 عضو شورای انقلاب فرهنگی، 19 نفر فارس زبان و تنها یک نفر از آنها مازنی زبان، که او هم ناطق نوری است. اما تمایلات تند روانه و تعصباتی شونیزم فارسی ماهیت اصلی وی را نیز پوشانده است. قطعنامههای فرهنگی و موارد تصویبی که از صافی 20 عضو شونیست این شورا عبور کند، معلوم است که تا چه اندزاه میتواند حقوق ملیتهای دیگر ایران و فرهنگ آنها را حفظ کرده باشد؟ اگر تاکنون عظمت طلبی فارس(ایرانی) به آهستگی و سرپوشیده از طرف زمامداران حکومتی ایران گسترش داده میشد از این به بعد این کار به طور علنی صورت میگیرد.
انتقام جويي از تركان (شكلگيري بيماري رواني روحي وندوآليسم) و شكلگيري آليناسيون (از خود بيگانگي و تقويت روحية شيفتگي به ديگران در اذهان تركان ايران) در كنار يك آسيب ديگر يعني خود شيفتگي پارسي همراه با تبليغات رسمي و غيررسمي مسموم ، سه روش مهم هويتزدايي تركي در ايران تشخيص داده شده است . هويت (identity) و مليّت (nationality) تركي ميتواند همپوشان و مكمّل هم باشند. امروزه ضرورت دارد براي جلوگيري از آسيميله شدن ، اضمحلال فرهنگي - مليتي ، مقاومت در برابر مليگرايي افراطي آريايي و نيز حل انواع شكافهاي اجتماعي در درون خود ، تركان به هويت خود (به ويژه هويت سياسي) به عنوان پديده - ايدئولوژي - نيروي پيشبرنده - فرايند مستمر ملت ساز و دولتساز - ابزاري براي باز كردن و شكستن مرزها - از ميان برداشتن موانع در راه مبادلات مالي ارتباطي تجاري و روابط فرهنگي با گروههاي جمعيتي داخلي و خارجي و به عنوان شناساندن موجوديت خود در عرصة كشوري ، منطقهاي و بينالمللي و در وراي مرزهاي قلمرو در ايران متوسل شوندּ
سلام شبح جان ... مطلب ات خيلی قشنگ بود ... من که اينقدر سرم شلوغه وقت نمی کنم چيزی در مورد اول مه در وبلاگم بنويسم .... قربانت سروش
شبح گرامی چرا راجع به رفسنجانی که چون رقاصه های استریپ تيز !!! آن بدن چروکيده و بی موی خود را به عالم و آدم پيشنهاد ميدهد نمی نويسی بابا !!!!!! شايد من بتوانم پايانی بر استبداد دينی بگذارم !!!!!!!!!!! که بايد گفت :
شمر جان!
شمر جان: تو از اين پان ايرانيسم آب كشيده كم مايه ات خجالت نمي كشي؟ از نفرت به انسانت خسته نميشوي؟ عاقبت هيتلر و ميلوسويچ و ژيكوف (رحمه الله عليهم اجمعين) را چرا به اين زودي فراموش كردى و يا اصلا چرا نرفتي كه ياد بگيري؟
مثل همیشه گویا به تو افتخار می کنم عمو شبح:)
سلام ... خودم همیشه میگم عجله کار خوبی نیست، من متاسفانه وقت نداشتم و با عجله پست کردم، اون طرح از من نیست بلکه از پرده ای در تظاهرات عکس گرفتم و کار بچه های برلین هست!!!
به قفل خشمگين نشو درهای تمام زندانها از درون بسته است ...
کيان عزيز!(16)
چرا کامنت های منو پاک می کنی؟
« حق ملل برای تعيين سرنوشت خويش » نه فقط در شعار بلکه در عمل بايد مورد احترام هر روشنفکری ( خصوصا چپ ها ) باشد. اما اين « حق » فقط زمانی ميتواند مفهوم واقعی داشته باشد و به واقعيت نزديک شود که جامعه از مرحله ديکتاتوری خارج شده باشد. لذا شعار اساسی در مرحله کنونی : اتحاد و مبارزه مشترک تمامی خلق ها و حتی اقليت های مذهبی عليه نظام ج. اسلامی است. در يک کشور آزاد و دمکراتيک رسيدن به اين « حقوق » پايمال شده بسيار راحت تر و منطقی تر ميباشد. حتی اگه بحث بر سر مسئله استقلال کامل و يا جدايی و تشکيل کشور جديدی باشد. پروسه مسالمت آميز و تاحدی دمکراتيک جدايی کشور چک و اسلواکی بهترين نمونه بود. و پروسه جدايی کشور های سابق يوگسلاوی که بر مبنای فاشيسم و جنگ داخلی بود ، بدترين و خونين ترين روش برای رسيدن به استقلال بود. اما اينکه اکثر ناسيوناليست ها ، چه بسا ناخودآگاهانه آلت دست يک مشت فاشيست مرتجع شده اند بسيار درد آور است. و من مطمئن هستم که مزدور های ج. اسلامی در اين نفاق و توطئه نقش دارند. چرا که می خواهند به مردم اثبات کنند که نظام حاکم مانع جنگ داخلی و خونريزی است و بدين ترتيب مردم را از طريق وحشت برای ناامنی به پاسيفيسم بکشانند. لذا دوستان عزيز ! حرف آخرتان را اول بزنيد. اگه واقعا طرفدار عدالت ، دمکراسی هستيد و با تمام وجود مخالف استبداد اسلامی هستيد ، اينقدر ما بين خلق های فارس ، عرب ، ترک و بلوچ و ... تخم نفاق و دشمنی نکاريد. تاريخ نشان ميدهد که حتی با هزينه ناچيزی ميتوان جنگ داخلی بوجود آورد ، گاهی کافی است که با مثلا توطئه تجاوز به دانشجويان فارس زبان در آذربايجان و يا بمب گزاری در مغازه ها و دکان های ترک ها در استانی ديگر روحيه ناسيوناليستی و فاشيستی در جامعه بوجود آورد. زنده باد اول ماه مه. روز تمامی کارگران ستم ديده ترک و ارمنی و فارس و عرب و ...
آقا یا خانم اصلاحات زبانی! ترا به سر جدت ذوالجناح انصاف بده، خجالت آور نیست که می خواهی روز همبستگی جهانی کارگران به روز نفاق ملی تبدیل کنی، برای بزرگداشت اینروز، دست کم چیزی در این مایه می نوشتی که کارگرانی که در شیکاگو کشته شدند ترکهای بوده اند که از ایرلند به ینگه دنیا رفته بودند که ملت حساب کار دستشان بیاید که با کی طرفند.
جنبش ملی آذربايجان و نقش ويژهء آن: در نگاه اول دادن نقش ويژه به جنبش ملی آذربايجان در حرکت تمامی مردم ايران بسوی دمکراسی شايد اندکی عجيب به نظر برسد و اين سوآل پيش آيد که علت و يا علتهايی که به جنبش ملی آذربايجان نقش خاصی در جنبش دمکراتيک و سراسری ايران داده است چه ميتواند باشد؟ پاسخ به اين پرسش، با تمامی پيچيده گی های آن چندان هم مشکل نيست.
جنبش ملی-دمکراتيک آذربايجان به چند دليل نه تنها خيزش بسوی دمکراسی واقعی را در ايران تسريع ميکند بلکه زمينه های همه گير شدن آن را نيز با خود به همراه مياورد. اما علت هايی که به جنبش ملی-دمکراتيک آذربايجان در ايران جايگاه خاصی می بخشد به فاکتورهای ذيل بستگی دارد:
اول اينکه- آذربايجان بخاطر کميت جمعيتی در ايران با جمعيت 30 مليونی (ارائه شده در گزارش سالانه کمسيون حقوق بشر سازمان ملل در سال 1992) ترکان در ايران، وزنهء سنگين سياسی را به خود اختصاص ميدهد.
دوم اينکه- بايد به حضور ترکان در سراسر ايران و بويژه در مرکز قدرت سياسی ايران، یعنی تهران توجه داشت. چرا که ترکان ايران تنها ملتی هستند که جدا از سکونت متمرکز آنان در آذربايجان، خراسان، شيراز و اصفهان، با جمعيت بالايی از نظر کثرت در سراسر ايران پراکنده بوده و در شهرهای مختلف از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق ايران زندگی ميکنند.
سوم اينکه- خيزش فراگير و پيش روندهء جنبش ملی-دمکراتيک آذربايجان از سويی و علنيت و تکيه برشيوه سيويل اين جنبش از سوی ديگر امکان ايجاد دگرگوني در افکار عمومی عقب مانده (از نقطه نظر تمرکزگرايی سياسی) در ايران را فراهم آورده و جايگزينی يک آلترناتيو پلوراليستی در اذهان مردم را تسريع مي بخشد.
چهارم اينکه- نقش تاريخی، فعال و تاثير گذار خيزشهای مترقی در آذربايجان و برای نجات ايران از منجلاب انحطاط و نقش روانشناسانهء اجتماعی آن را نبايد از نظر دور داشت. به اين معنی که حرکت ملی آذربايجان اين اميد را در دل ديگر مردمان ايران خواهد کاشت تا بتوانند با اميد به فردا عليه استبداد و برای دمکراسی انرژی خود را مصروف دارند.
ايران برای حرکت به سوی ترقی بايد به مؤلفة های ذيل گردن نهد: 1- 1- دست شستن از سياست برتری قومی (ناسيوناليسم افراطی فارس) نسبت به ديگر ملل ساکن در ايران 2- 2- به رسميت شناختن؛ حقوق برابر شهروندی 3- 3- به رسميت شناختن؛ حقوق برابر اتنيکی (ملی) برای ملل ساکن در ايرانِ کثيرالملله (فدراليسم). 4- 4- به رسميت شناختن؛ اعمال آزادانه اراده مردم درتعيين سرنوشت خویش (دمکراسی و پلوراليسم) که متضمن اصول کلی زير باشد: - - آزادی عقيده، بيان و تشکل - - برابری زنان با مردان در تمامی عرصه ها - - حرکت بسوی عدالت اجتماعی - - جدای ايدئولوژی از دولت - - برپائي دولتهای ايالتی و فدرال - - تامين يک زندگی شرافنمدانه از نظر سياسی، اقتصادی، بهداشتی و فرهنگی برای شهروندان - - تلاش در جهت رشد و توسعه اقتصادی با بهره گيری از آخرين دستاوردهای علمی، تکنولوژيک - - ...
در شرايط كنوني دو تن از منصب داران حكومت اسلامي كه مليت لر دارند نامزد رياست جمهوري شده اند اين افراد مهدي كروبي رئيس سابق مجلس و محسن رضايي فرمانده سابق سپاه پاسداران و دبير فعلي مجمع تشخيص مصلحت نظام مي باشند، ظاهراً اين مجمع تشخيص داده كه براي حفظ و بقاي رژيم جمهوري اسلامي این افراد نامزد شوند . هر دو نفر ياد شده سعي بر سوء استفاده از احساسات ملت لر جهت كسب آراي بيشتر براي خود را از یک طرف و از طرف دیگركسب آراي بيشتر جهت ترميم موجودیت متزلزل جمهوري اسلامي را دارند،درست چند روز قبل از پايان سال 1383 محسن رضايي و هواداران وي به دنبال جلب نظر دانشجويان لر از جمله دانشگاه خليج فارس بوشهر برآمدند، كه ظاهراً عده اي را جهت ديدار خصوصي با وي به وسيله هواپيما از تهران بسيج كرده بودند. البته برخي از دانشجويان لر اين پيشنهاد را نپذيرفته بودند، از طرف ديگر در استان كهگيلويه و بويراحمد ، دوستي استاندار اين استان كه از نزديكان مهدي كروبي است با تحريك دانشجويان لر و بيان اينكه از زنديه تاكنون ايران حاكم لر نداشته است. با دادن وعده هاي گوناگون فرهنگي و اقتصادي سعي بر تهيج دانشجويان جهت بر پا نمودن ستاد انتخابات دانشجويي كروبي در استان كهگيلويه و بويراحمد را نموده كه با واكنش منفي دانشجويان لر رد شده است .
شبح عزیزم! روز جهانی کارگرو که قبلا تبریک گفتم ولی باز هم مبارک باشه.
شبح نازنین اول ماه مه روز جهانی کارگر را به تو و هم سنگرانت تبریک گفته و آرزوی موفقیت و پیروزی برای تو وزحمتکشان ایران را دارم و طرح از من نیست از یک ایتالیائیه ولی من یخورده دست کاریش کردم ممنونم از لینکت برای شعر قربانت مقدم
عکس گويايی است.
سلام به روزم با اکسپرسیونیست های آلمان/ از ترجمه ی شاملو لذت برديم
شهلا جان!(2) جی لندنی عزيز(3) مهرداد جان!(4)
سلام شبح عزیز!
درود بر تو شبح جان |
![]()
تعداد مطالب وبلاگ: 1305
تعداد نظرات: 25654 تعداد بازديد کنندگان:
Last update: january 6, 2008 02:29 pm
از کجا آمدهاند؟
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||